شرح زیارت روز جمعه؛ جلسه دهم 25/07/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، شهدای اسلام، به خصوص سردار عزیزمان حاجیزاده و همکارانشان، شهدای هوافضا و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.
اهمیت استغاثه و توقف شرح زیارت امام زمان (عج)
به خاطر اهمیت مباحث تخصصی استغاثه، مجبور شدیم که سیر بحثمان که شرح زیارت آقا امام زمان علیه السلام در روز جمعه بود را متوقف کنیم و چند جلسهای را در مورد استغاثه در قرآن مطالبی را خدمت عزیزان عرض بکنیم. دوباره برمیگردیم به سیر مباحثمان که همان شرح زیارت آقا امام زمان در روز جمعه است.
«السلام علیک یا سفینه النجاه و یا عین الحیات»
فقرهای که الان باید بخوانیم این است که «السلام علیک یا سفینه النجاه و یا عین الحیات»، سلام بر تو ای کشتی نجات و چشمه حیات. خب، سفینه وقتی میگوییم، معنای بسیار مهمی دارد. وقتی میگوییم «سفینه النجاه»، یعنی کشتی نجات، یعنی بیرون از آنجا همه غرقاند، همه نابودشدنی هستند. تنها او میتواند که انسانها را از نابودی و خسران دنیا و آخرت نجات بدهد. شما تصور کنید که حتی اگر سوار یک کشتی باشید، کشتی غرق باشد، شما خودتان را با هر سختی به یک جزیره هم برسانید، در آن جزیره شما نمیتوانید برای درازمدت زندگی بکنید. همانجا به استغاثه آدم میافتد و دعا میکند: «خدا یک کشتی برساند، نجاتم بدهد، به کشتی برسان، من را نجات بده.»
دوری از امام، مساوی با نابودی
دوری از امام به جهات مختلف برای انسان مساوی است با نابودی. اولش جهت معرفت نفسی دارد. خداوند انسان را به گونهای ساخته که در ذاتش بدون امام، امکان حیات انسانی، یعنی حیات پنجم، ندارد. کمااینکه در بخش گیاهیش بدون هوا میمیرد، بدون غذا، بدون آب میمیرد. ما اگر زنده هستیم برای اینکه در بعد گیاهی هوا تنفس میکنیم و اگر نباشد خفگی ایجاد میشود. آب مصرف میکنیم. آب نباشد میمیریم، غذا هم نباشد میمیریم. در حیات حیوانی، انسان احتیاج به اجتماع، خانواده، ارتباطات، ازدواج، اینجور چیزها دارد و در حیات عقلی احتیاج به استاد، معلم، دانش، حرفه، فن، اینجور چیزهاست. اما در حیات بخش پنجم، یعنی بخشی که انسان خلیفه میتواند بشود و از دنیا سالم خارج بشود، او احتیاج به متخصص معصوم دارد. یعنی ذات انسان بدون امام حیات انسانی نمیتواند داشته باشد، محال است. باید با امام اتصال داشته باشد.
«مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ فَقَدْ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»
اینکه حضرت میگوید: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ فَقَدْ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»، هر کس بمیرد، شیعه و سنی هم این را نقل کردهاند، اگر کسی از دنیا برود و امام زمانش را و امامش را نشناسد و ارتباط نداشته باشد، و شناختن کافی نیست، باید شما با او زندگی، ارتباط داشته باشید. رحم توست، اصل توست. به مرگ جاهلیت میمیرد، این مربوط به بخش انسانی است. کاملاً در بخش انسانی است. در بخش حیوانی، صله ارحام نداشته باشی، با خانوادهات بوی بهشت از پانصد راه میرسد. کسی که صله ارحام ندارد، صله ارحام با خانواده زمینی البته، همین خاله، عمه، عمو، دایی، نمیدانم اینها، ولو کافر هم باشند، شما حق قطع کردن ارتباط ندارید. فرمود: بوی بهشت از پانصد سال راه میرسد، کسی که صله ارحامش را قطع بکند، دیگر بوی بهشت را استشمام نمیکند. حالا کسی که در بخش انسانی با بابایش، امام زمان، خانواده آسمانی، صله ارحام ندارد، حیات انسانی ندارد اصلا . او اصلا مسلمان از دنیا نمیمیرد، مسلمان نمیمیرد.
تقسیمبندی زندگی برای امام زمان (عج)
یعنی این برای ما باید ضروری باشد که ما در تقسیمبندی وقتمان، سبد اقتصادیمان، بخش مالمون، چون انسان وقتی ازدواج میکند، همه چیز را تقسیم میکند، بچهدار میشود، در سبد اختصاصیش، اکثر درآمدش مال خانواده و فرزندانش است. در سبد گیاهیش وقتش را میگذارد برای رسیدگی به امور خانواده، کار، شغل، درآمد. در امور حیوانی عشق و علاقه و عواطفش مخصوص درجه یکهاست. در امور علمی هم که ثابت. در بخش انسانی یک کسی که در سبد اقتصادش، وقتش، عواطفش، آبرویش، علمش و قلبش جایی برای خانواده آسمانی ندارد، خب این صله ارحام ندارد، این قطع رحم دارد الان.
تعریف دین از نظر قرآن و مقام معظم رهبری
اگر یادتان باشد ما در تعریف دین از نظر قرآن، که مقام معظم رهبری آن آیات را همه را جمع کرد در دو جمله، کل آن آیاتی که خواندیم در مورد دین، ایشان گفت دین دو چیز بیشتر نیست و اگر کسی این دین را غیر از این دو یاد بگیرد، دین را یاد نگرفته. امیدوارم یادتان باشد، یادتان نرفته باشد. دین چه بود؟ فهم امیدوارانه آینده، دو: ساخت آینده. شما به میزانی که نسبت به آینده عشق، علاقه، امید داری و فهم داری نسبت به آینده، دین داری و نسبت به اندازهای که برای ساخت آن آینده داری، دوندگی میکنی، تلاش میکنی، زحمت میکشی، دیندار هستی.
استغاثه برای امام زمان (عج)؛ وظیفه واجب الهی
سروران عزیزم، خواهران و برادران گرامی که جمعهها وقت میگذارند، می آیند استغاثه، اقلاً خیالشان راحت است که پنجاه درصد وظیفهشان را دارند انجام میدهند و آن استغاثه برای امام زمان است. این امر واجب الهی است و در پنجاه درصد دیگر تلاش و دوندگی هست برای برطرف کردن موانع ظهور.
آرمان و آرزوی زندگی
وقتی میگوییم سَفِينَةُ النَّجَاةِ، یعنی شما اصلاً راهی جز این پیوند نداری برای نجات پیدا کردن، وگرنه غرق میشوی. ما در زمان غیبت یا باید شخصاً با خود حضرت ارتباط داشته باشیم و برایش تلاش بکنیم و دوندگی کنیم، حضرت بشود آرمان ما، آرزوی ما، دلخوشی ما برای زندگی کردن، برای تلاش کردن برای دوندگی. این راه دیگری ندارد و اگر فراموش بکنیم، ساقط میشویم. ظهور بشود همه راحتیم، ولی تا قبل از ظهور ما دوندگیهایمان را برای آن کار باید انجام دهیم. پنجاه درصدش عرض کردم دعا و استغاثه و گریه و ناله است، پنجاه درصد برنامه داشتن برای برطرف شدن موانع ظهور حضرت. یعنی شخص صبح که از خواب بلند میشود باید نقشه داشته باشد که من الان چه کار میتوانم برای امامم انجام دهم؟ در بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقل، من چه جوری میتوانم روحم را، وجودم را پیوند دهم به این امر مبارک؟ چون اگر ما را انتخاب نکنند ورمان ندارند، آشغال میشویم، تلف میشویم، مردار میشویم.
انتخاب شدن برای لشکر امام زمان (عج)
اینکه در دعاها دائماً میگویند از خدا بخواهید ورتان دارد، انتخابتان کند. ائمه دائماً، آقا امام رضا راجع به امام زمان دعایی دارد که برایتان خواندم، تأکید، یعنی: «اللّهُمَّ اجْعَلْنِي مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرَهُ»، خدایا من را برای دینت انتخاب کن. دعای سه شنبه است: «اللّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ جُنْدِكَ، اللّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ حِزْبِكَ، اللّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَوْلِيَائِكَ». اگر خدا ورت ندارد، انتخابت نکند برای اینکه در لشکر باشی، برایش فداکاری بکنی، انسان مردار است. ولی خودت هستی که باید استغاثه کنی، تلاش بکنی که خدا دست روت بگذارد و تو را بردارد برای لشکر. چون اگر خدا کسی را برای این لشکر بردارد، امیرالمؤمنین فرمود با من و همدرجه من است.
سَفِينَةُ النَّجَاةِ؛ تنها راه نجات
این یک چیزی نیست که بیا یک سخنرانی گوش کنیم و بعد پاشیم بریم دنبال کارمان. این سفینه النجاه یعنی در فضای دنیا تو هیچ راهی برای نجات خودت، خانوادهات و جامعهات جز پیوند دادن و پیوند خوردن با امام زمان نداری. موقع مردن همین است دیگر. قیامت هم شما را با امام زمانتان میسنجند: «یوم ندعو کل اناس بامامهم». پنجاه تا سؤال داریم روز قیامت، نماز، روزه، نمیدانم، خمس، زکات، نمیدانم، قرآن. ولی مهمترین سؤال در این پنجاه تا این هستش که تو با امام زمانت پیوند داشتی یا نه؟ سربازش بودی یا نه؟ در چادرش بودی یا نه؟ این مهمترین است. برای همین هم اینقدر مهم است که خدا نمیگوید ما روز قیامت شما را برای آن چهل و نه تا صدا میکنیم، میگوید همه مردم را صدا میکنیم ببینیم که راجع به امام زمانشان چه کار کردهاند: «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ». اگر میخواهی قیامت محشور بشوی با امام زمان، زیر پرچم امام زمان، الان ثبت نام بکنیم. الان باید این اتفاق بیفتد. همه هم میتوانند این کار را کنند، یعنی این راه بسته نیست، نه چادر بسته است، نه راه بسته است. همه میتوانند انتخاب کنند که زیر چادر بابایشان آقا امام زمان باشند.
رابطه با امام؛ رابطه پدر و فرزندی
بعضیها چون نگاهشان به خودشان غلط است، خودشان را به شکل زن و مرد و خانم و آقا میبینند، رابطهشان با ائمه رابطه خانم و آقایی و زن و مردی و حیوانی است. یعنی میگوید خب حالا مثلاً من الان شوهر میخواستم بهم ندادند، زن ندادند بهم، چک برگشتی دارم. این با امام رابطهاش در این حد است. اما نمیگوید این بابای من است و من باید در مقابل با پدر مادرم یک وظیفه دارم. من چه کار کردم برای امام زمان؟ من چقدر وقت گذاشتم؟ من چه دوندگی کردم؟ من الان کجای ارتباط با خانواده آسمانی و اهل بیت هستم؟ من چه گلی به سرشان زدم؟ این از بعد انسانشناسی یک بعدش است.
هزینه نشدن برای امام زمان (عج)؛ مردار شدن
وقتی میگوییم «سفینه» یعنی که شما بدون اتصال به امام، بدون خرج شدن برای امام، خرج نشوید، حرام دنیا میشوید آدم. ببینید یک موقع هست گوسفندی را یک مؤمنی میآورند، سرش را میبرند، میدهند مؤمن میخورند. گوسفند خوشحال است. میگوید خدا را شکر عضو بدن مؤمنین شدم، از حیوانی در آمدم، انسان شدم، تلف نشده. کسی، همین دوستان ما، آقا سیدی که اکثرتان هم میشناسید، همین تجربه بعد از مرگ را داشت. میگفت من در کربلا اربعین میدیدم گوسفندهایی که دارند میبرند برای زائرین کربلا، اینقدر خوشحال بودند که میدویدند به سمت کربلا. می گفتند ما الان قراره غذای زائرای امام حسین بشوند، به کمال میرسند. ولی حالا اگر این تلف شود وسط راه، گرگ بخورد، سگ بخورد، بمیرد. مردار است. ما اگر هزینه نشویم، مرداریم. ما اگر امام زمان پولمان را برندارد، وقتمان را برندارد، آبرویمان را برندارد، تخصصمان و علممان را برندارد، یعنی اصلاً بیمصرفیم. یعنی مرداریم. این آن چیزی است که تو باید "در دل دوست رهی باید کرد". واقعاً انسان بنشیند برای خودش برنامهریزی کند، نقشه بریزد که یک جا راهش بدهند.
تلاش برای عضویت در لشکر امام زمان (عج)
زمان جنگ من یادم است، خود من هم یکی از همانها بودم، گریه زاری، سنمان هم کم بود، راهمان هم نمیدادند. گریه زاری، نمیدانم دست ببر در شناسنامه، شناسنامه را ببر بالا، نمیدانم کلک بزن، چه کار کن که انتخاب شوم. بعضیها که اصلاً در ماشینها پنهان میشدند یواشکی تا آنجا میرفتند، بعد میگفتند ما آمدیم دیگر حالا ما را نمیخواهید. به بهانههای مختلف چند تاشان چقدر ما دیدیم به همین بچههایی که تلاش کردند شهید شدند. زحمت کشیدند که انتخاب بشوند برای جهاد، برشان دارند. آن شهید سیزده ساله یادتان هست؟ خودش را رسانده بود از آذربایجان دفتر ریاست جمهوری خدمت مقام معظم رهبری رفته بود. گفته بود که من را بفرستید برای جبهه. گفته بودند: سن شما اقتضاء نمیکند. خب بگویید خب پس دیگر روضه قاسم نخوانند دیگر. قاسم رفته با آن سنش. آقا را مجاب کرد، آقا هم نوشته برود جبهه، رفت و بعد از یک مدتی هم به شهادت رسید. آدم باید برای عضوشدن در لشکر امام زمان تملق کند، چاپلوسی کند، گریه کند، ضجه بزند، التماس کند، خواهش بکند.
ناز امام و غربالگری یاران
امام در مقام ناز است، مثل امام حسین. تا شب عاشورا چقدر ناز کرد. هزاران نفر از دورش رفتند. امام نمیخواهد اینها بیایند تا مقام او برسند، لیاقتش را ندارند. فقط نازکشها ماندند، آنهایی که نازکشی بلد بودند، ماندند. حالا رسیدند به مقام محمود، محشور با امام حسین. آدمهایی که تا مثلاً مثل اینکه میگوید میرود حرم تا کفشش را میبرند میگوید دیگر نمیآیم حرم. آدمهایی که تا یک ذره حاجتشان عقب میافتد، یک ذره مشکل مالی پیدا میکند، یک ذره بدهکاری پیدا میکنند، یکیشان میمیرد یا یک طلاقی توشان اتفاق میافتد، گره درسی پیدا میکنند، تا بگویی دو بیشتر است یا سه، قهر میکنند اصلاً با خدا و دین. اینها، اینها اصلاً لیاقت ندارند در آن لشکر باشند. مخصوصاً هم خدا میگوید من برای اینکه اینها نیایند برایشان بلا میگذارم ببینم می یستند پای من یا نه. دهها آیه در قرآن که الان بحث امتحان روزهای پنجشنبه داریم میگوییم در کانال هست. آیه در قرآن هست که ما بلا میآوریم سر راهش تا حتی: «لِنَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ»، ببین کی مجاهد است، کی صابر است. «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ». شما فکر کردید بهشت می روید. همان قوانینی که سر امتهای قبلی آوردیم سر شما نمیآوریم؟ قانون من یکی است. آب همیشه H2O بوده، تغییر هم نمیکند. همیشه مجموعه زوایای داخلی مثلث صد و هشتاد درجه بود. همیشه آب در صد درجه به جوش میآید. خدا قانونش را عوض نمیکند. «فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تَبْدِيلًا، وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تَحْوِيلًا». خدا قانونش را تبدیل و تغییر نمیدهد. امتهای قبلی را درتو امتحان گذاشت، می گوید همانها هم سر شما میآید. و بأساء و ضراء آوردیم سرشان، یک جایی که دیگر رسول خدا صدایش درآمد و مؤمنین گفتند: «متی نصر الله»، خدایا کی میخواهی به دادمان برسی؟ غزه را شما نگاه کنید.
غربالگری آخرالزمان
آدمهای لوس، تنپرور، آدمهای راحتطلب، آدمهای نونور، آدمهای زودرنج و حساس، اینها اصلاً به درد لشکر امام زمان نمیخورند، انتخاب هم نمیشوند در نهایت. یعنی حتماً در غربالهای آخرالزمان که شرط ظهور امام زمان است، اینها ریزش می کنند حتما، منافقین، شکاکها، متزلزلها، اینها همه می ریزند. کی میماند؟ دانه درشتها، پوست کلفتها، نازکشها. آنها میمانند برای امام زمان. آنها را امام برمیدارد برای خودش و این میشود همدرجه امام، این میشود همدرجه امیرالمؤمنین. کسی که میگوید من غیر از امام زمان کشتی نجاتی ندارم، این نجات من است فقط. وقتی میگوید: «السلام علیک یا سفینه النجاه»، یعنی اصلاً تو جای دیگری نیست که تو بروی بیرون، بیرونت هم بکنند باید بیایی در همین کشتی. التماس کنی که از این کشتی بلندت نکنند. یک طناب بیندازید من را بکشید با خودتان ببرید. چون جای دیگر غرق میشوی تو. جای دیگر همه اش خفگی و غرق است، مردن است. یعنی کشتی بیاید بگویم کتکت میزنیم تا ساحل، میگوید باشد. بزنید تا ساحل، غذا بهت نمیدهیم، باشد. فقط من را سوار کنید. هیچی نمیخواهم. باشد، سوار کنید من را به ساحل برسانید. باشد تحمل میکنم. هر چه باشد. وقتی میگویی کشتی نجات باید بفهمی که تو غیر از اینکه ثبت نام کنی در این لشکر، راه دیگری نداری. جای دیگر هیچ خبری نیست، میروی میمیری، تلف میشوی، مردار میشوی و میگندی.
احساس بینیازی؛ نشانه خفگی
اما اگر گفتی نه بابا من استاد دانشگاهم، اینقدر میخرند من را که نگو. ده تا دانشگاه درخواست دارم. شرکت دارم، الان برای خودم یک عالم پول درمیآورم. با شرکتهای خارجی معامله میکنم. باشد، اگر لیاقتت همان است. من الان ورزشکارم، مشهورم. کلی باشگاهها من را میخواهند. طلا میآورم، نمیدانم، اینقدر پول گیرم میآید، خودم میروم مربی میشوم. این دیگر دنیاست. این همین خفگی است، انواع خفگیهاست اینها. وقتی احساس نیاز به کشتی نمیکنی، یعنی تمام است کارت. یعنی شعور خوابیده، عقل خوابیده.
«سفینه النجاه» یعنی تو اصلاً راهی نداری جز این. بگویی باشد. من مثلاً مثل کنعان، پسر حضرت نوح سلام الله علیه. گفت پسرم بیا خودت را برسان آنجا. گفت نمیآیم بابا. من الان فکر کردی میروم بالای کوه می ایمیستم؟ و رفت، همانجا هم آب آمد بردش داشت، بردش، غرقش کرد. ما خیلی وقتها احساس بینیازی میکنیم، احساس عطش و ضرورتی نداریم. خیلی وقتها اگر کاری میکنیم. چون هی باید هلمان بدهند، هی باید برایمان بگویند، میگوییم خب حالا بگذار حالا این دفعه یک کاری بکنیم. بعد دوباره مثل کش برمیگردیم سر دنیای خودمان، برمیگردیم به همان مشغلههای جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی، دنیای خودمان. همان استادبودن، استاد دانشگاه بودن، همان خودفروشیهایی که در فضای علمی داریم، شهوتهای علمی، شهوتهای گیاهی، شهوتهای حیوانی، شهوتهای جمادی. و چون بازارش هم خیلی داغ و خوشمزه است، نمیفهمیم که دارد چه بلایی سرمان میآید. بابا تو اصلاً تو چادر نیستی، میفهمی چه اتفاقی دارد میافتد؟ تو اصلاً ثبت نام نکردی، اصلاً باشگاه راهت ندادند، هنوز تمریناتت را شروع نکردی، نخریدنت، ورت نداشتند. اصلاً این متوجه نیست چه فاجعهای افتاده.
مستی غفلت حتی در میان هملباسها
و اینقدر این مستی زیاد است که حتی هملباسهای ما هم همین مستی را دارند. میگوید خب ما که مشغول درس و حوزه و بحثمان هستیم. استغاثه دیگر میخواهیم چه کار؟ دعا میخواهیم چه کار؟ امام زمان هر وقت خدا خواست میآید. باور میکنید ما بعضی از علمای مشهور را من سراغ دارم، میگوید اصلاً دعا میخواهید برای امام زمان بخوانید برای چی؟ به چه دردی میخورد؟ هر وقت خدا خواست میآید دیگر. خدا رحمت کند حاج رمضان را، چه فرماندهی. از طرف حاج قاسم مسئول فلسطین بود. حاج قاسم میگفت تا وقتی حاج رمضان هست من دیگر اصلاً نگرانی فلسطین را ندارم. مرتب هم میرفتند، همه می گفتند این چه جوری میرود به غزه و معتقد بودند خیلیها که این طی الارض دارد. از اولیا خداست. کسی که روزی سه ساعت ایستاده فقط قرآن میخواند. این ولیّ خدا که همین در این جنگ دوازده روزه در قم دشمن زدش، و فلسطینیها سوختند که فرمانده شان زدند. ما چه جوری سوختیم حاج قاسممان را زدند، حاجیزادهمان را زدند. آنها وقتی حاج رمضان را زدند، آنجوری آتش گرفتند.
خواب یکی از یاران صفین و عصبانیت امام زمان (عج)
میگفت بیست و هفت سال پیش یکی از یاران سیدصفی الدین این خواب را میبیند که آقا امام زمان آمده، ظهور کرده در ایران. همه را جمع کرد، گفت ما را هم جمع کرد. یک جا نشستیم، بعد دیدیم بعضی از علما هی نق میزنند به امام زمان، یا بعضی از خواص. آقا برای چی آمدی؟ نیازی نبود اصلاً، عجلهای نبود، ما هستیم اصلا. تا ما هستیم. بعضیها واقعاً این اعتقاد را دارند. بعضیها آنقدر خودشیفتهاند میگویند اگر ما باشیم اصلاً نیازی به آمدن آقا نیستش. بس هستیم ما برای مردم، مردم به ما مراجعه میکنند. واقعاً بعضیها اینجوریاند، انقدر خودشیفته اند. نیازی نیست. برای چی عجله دارد. بله دیگر، اگر امام زمان بیاید دیگر کی بیاید دست شما را ببوسد؟ کی بیاید پول به شما بدهد؟ کی بیاید؟ اینها میخواهند آقایی کنند به مردم. می گویند اگر امام زمان بیاید، ما آقایی نداریم دیگر. می گفت: یک کاری کردند امام زمان با عصبانیت از بینشان رفت. من دویدم به آقا بگویم که آقا خواهش میکنم برگرد. خواب مال بیست و هفت سال پیشها هست. آمدم به آقا بگویم آقا برگرد. دیدم یک دفعه با آقا وارد یک صحنه جنگ خیلی وحشتناک شدیم. گفتم آقا اینجا کجاست؟ گفت اینجا غزه است. اینها هم شیعیان ما هستند، دارند میجنگند. ؟؟ نگاه کنید کلمه را. واقعاً بعضیها اعتقاد دارند الان.
تمام مفاسد دنیا از نبودن امام زمان (عج)
آقا تمام این بعد انسانشناسیاش، بعد دیگر اینکه تمام مفاسد دنیا از نبودن امام زمان است. شما در خانهتان با یک دردسر، مشکل، مریضی الان، درد داری، سرطان داری، مریضی، نمیدانم هر مریضی فرقی نمیکند. بگو: «عَجِّلْ عَلَى ظُهُورِكَ، اللّهُمَّ عَجِّلْ». چون امام زمان بیاید کسی دیگر مریض نیست. تغذیهها سالم. اگر کسی مرد بگوید: «اللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ». چون امام زمان بیاید عمرها خیلی طولانی است، آدم ها این جوری نمی میرند، به این راحتی تلف بشوند. بدهی داری، قرض داری، طلاق داری، مشکلات خانوادگی داری، مشکلات تربیتی بچهها را داری، مسئله آبرویی داری، مسائل فساد اجتماعی هست، دزدی هست، نمیدانم خیانت مسئولین هست. هر چه میبینی بگو: «اللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ». این کشور. در سطح دنیا هم حرف فسادی هست، مال نبودن امام زمان است. چون کشتی نیست، همه دارند غرق میشوند. یا در مصائب جمادی، اقتصادی، یا در مصائب بدنی و مریضی و درد و گیاهی، یا در خانوادگی و اجتماعی و سیاسی، یا در جهالتهای علمی و از همه بدتر ضعف معنوی. ما همه آفریده شدیم برای اینکه خلیفه الله بشویم. هشت میلیارد انسان دارند روی زمین تلف میشوند و آک آک دارند میمیرند. دیگر فاجعه از این بدتر میخواهیم بشود؟ اصلاً بدتر از این وجود دارد؟ بعد هنوز با وجود اینکه تمام مصائب دنیا به خاطر نبودن این کشتی نجات است، هنوز یک عدهای احساس نیاز، دعا، استغاثه، بروند یک گوشهای بنشینند، گریه بکنند، دعا بکنند.
غربت امام زمان (عج) و مجلس استغاثه
الان باید این سالن چند هزار نفر جمعیت توش باشد. ببینید جمعیتمان را. اینقدر آقا غریب است. اینقدر نفهمیده شده. درک نمیشود آقا. شما بگویید الان مجلس امام حسین اینجا پر میشود. الان فاطمیه ده هزار نفر جمعیت جمع میشود. وای وقتی می گویی: امام زمان زندهای که امام حسین میگوید من خادم او هستم، من سربازشم، خادمشم. مجلس امام زمان، استغاثه امام زمان، مثل خودش که هزار و صد و نود و دو سال غریب و آواره است، مجلسش هم غریب است، استغاثهاش هم غریب است. الان من به علما میگویم آقا شما در مساجدتان نماز جماعت دارید، دعای توسل دارید، دعای نمیدانم کمیل میگیرید، مراسم اهل بیت بقیه را میگیرید. الان در مساجد جای خلوت و خالی امام زمان چرا پر نمی شود؟ چرا حسینیهها مراسم جمعهها ندارند؟ همه ملت جمعهها باید بروند در این حسینیهها، مساجد، هر کس هر جا استغاثه کنند، به فریاد بزنند به خدای خدا، عجله داریم، داریم غرق میشویم همهمان. برسان. ولی همه اصلاً بیدردیم ما. انگار اصلا احساس نیازی نمیکنیم. و جالب است خیلیها. کل کل میکنند اصلاً چه احتیاجی به این کار است. یعنی اصلا متوجه نیستند که جهان و کشور و مردم دچار چه مشکلات و معضلات و مصائبی هستند. می گویندخب داریم زندگی می کنیم. برای چی برویم گریه بکنیم. این همه اش مال نفهمی است، مال این هست که ما معرفت نفس نداریم. رحمانیت نداریم، رحیمیت نداریم. میبینیم هشت میلیارد آدم دارند تلف میشوند، هیچکس به آن مقامی که برایش آفریده شده نمیرسد. همه دلخوش کمالات خیالیاند. پولدارم، کارخانه دارم، شرکت دارم، مغازه دارم، ورزشکارم، نمیدانم، شوهر دارم دلخوشیم، زن دارم دلخوشیم، خانواده دارم دلخوشیمه، نمیدانم کانال دارم دلخوشیمه، نمیدانم فالوور دارم دلخوشیم، استاد دانشگاهم، درس دارم میخوانم، آخوندم، برای خودم کسیام در مردم. اندازه کافی مراجعه دارم. دیگر الان چه دردی دارم گریه کنم برای امام زمان بیاید؟ استغاثه کنم برای امام زمان؟ برای همین هم دلش نمیسوزد که استغاثه کند. ولی اگر زنش طلاق میخواهد بگیرد، شوهرش طلاق میخواهد بدهد، بچه الان سرطان دارد، نمیدانم مالش را دزدیدند، خودش سرطان دارد، می بینی استغاثهاش بلند میشود.
تضرع؛ راه حل مصائب
می بینید فرق نفهمیهای ما چه جوری است؟ برای مسائل مادیمان، جمادی، گیاهی، حیوانیمان جیغ میزنیم. گوش فلک را کر میکنیم. به هزار نفر میگوییم التماس دعا تو را خدا. صد جور حرز و دعا و نماز و ذکر و اینها میخوانیم. ولی وقتی نوبت امام زمان میشود، خیلی سرد، خیلی بیخیال، خیلی بیرمق، بیگریه، بیزاری، بیاجر میگذرانیم این را. قرآن هم خدا میگوید من از سنتم تغییر نمیدهم. دچار بأساء و ضراء خواهید شد تا به تضرع بیفتید. «فَأَخَذْنَاهُم بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ». تا به تضرع نیفتید، مصائبتان روز به روز بیشتر میشود. هیچکس هم نمیتواند حلش بکند.
سفینه النجاه یعنی دلخوش کسی نباش، دلخوش هیچکس نباش جز امام زمان.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین