جلسه 009 - شرح دعای زیارت روز جمعه
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
8
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - شرح دعای زیارت روز جمعه

شرح زیارت روز جمعه؛ جلسه نهم 28/06/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین، من الآن قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، صلوات بلندی ختم بفرمایید

در جلسه گذشته بحثمان درباره ضرورت استغاثه بود و اینکه انسان چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی، اگر دعا و استغاثه نداشته باشد، زاری و تضرع نداشته باشد، حضرت رب پشتیبانی از او نخواهد کرد و اعتنایی به او نخواهد کرد. کما اینکه در خود قرآن فرمود: «قُلْ»، یعنی به همه این اعلام را بکن، این یک قاعده‌ است که «مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ». اگر دعا و دعوت شما نباشد، پروردگار به شما هیچ اعتنایی نمی‌کند. یعنی شما رها می‌شوی در این عالم و این بدترین حالتی است که یک جامعه یا یک فرد در زندگی‌اش داشته باشد که یک دفعه رها شود.

قرآن تأکید می‌کند که مشکلاتی که شما در زندگی‌تان می‌آید، چه «بَأْسَاء» باشد چه «ضَرَّاء» باشد، یعنی چه مشکلاتی باشد که مثل جنگ و بیماری‌های عمومی و سیل و زلزله و این جور چیزها، چه مشکلات آبرویی و مشکلات اقتصادی و ضرر و ورشکستگی و این جور چیزها، می‌گوید ما اینها را به صورت چون یک قانون ماست، تغییر هم نمی‌کند. «وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَحْوِيلًا». یعنی به هیچ وجه در سنت الهی تغییر و تبدیل نمی‌شود. می‌گوید در امت‌های قبلی هم بوده، در امت شما هم هست، تا قیامت هم همین خواهد بود. هیچ تغییری قانون من نمی‌کند. مثل اینکه خدا قانونش این هست که H2O باشد، یعنی ما دو تا هیدروژن و یک اکسیژن می‌شود آب. قانون خداست، خدا گذاشته. تا آخر خلقت هم دو تا هیدروژن و یک اکسیژن می‌شود آب. تا آخر خلقت هم خدا می‌گوید وقتی که «بَأْسَاء» و «ضَرَّاء» آمد سراغتان در زندگی‌تان، اگر ناله و زاری و تضرع نداشته باشید، مشکلات شما روز به روز بیشتر می‌شود. حل نمی‌شود که هیچ، بیشتر می‌شود. اینجاست که استغاثه یک ضرورت برای نجات یک امت، برای نجات یک فرد حتی، استغاثه یک ضرورت است. خدا می‌گوید بیایید از من کمک بگیرید. در نماز هم این را خدا به ما یاد داده: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ». فقط از تو کمک می‌خواهیم.

ولی خب ما در زندگی‌مان استعانت نداریم خیلی. یعنی اگر مثلاً برگردیم به گذشته‌مان، توجه نداریم که مثلاً کی آخرین استعانت را از خدا کردیم. نماز خواندیم، گفتیم استعانت می‌کنیم ولی استعانت نکردیم. نرفتیم در خانه خدا زاری کنیم، گریه کنیم، ناله کنیم و همانطور که ائمه هر شب، هر روز این کار را می‌کردند، ما هم از خداوند تبارک و تعالی قدرت بگیریم، کمک بگیریم. بلکه ما معمولاً سرگرم توانمندی‌های خودمان هستیم، مست نعمت‌هایی هستیم که خدا بهمان داده، تحصیلاتمان، اعتبارمان، آبرومان، شغلمان و احساس می‌کنیم دیگر اصلاً نیازی نداریم که از کسی کمک بگیریم، از خدا و به جای توحید به سراغ شرک می‌رویم. ابزار و آلات و وسایل را جای خدا می‌گذاریم در زندگی. توحید یعنی اینکه تو بدانی اگر می‌خواهی آب بخوری، بدون اذن خدا این آب برای تو رفع تشنگی نمی‌آورد. به همین جهت به پیامبر می‌فرماید: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى». وقتی داری تیراندازی می‌کنی، تو نیستی که داری تیر را می‌زنی، خداست که دارد تیر را می‌زند. این را باید بفهمیم. وقتی که کار را به خودت انتساب بدهی، دچار شرک می‌شوی. وقتی کار را به خدا انتساب بدهی، آنجاست که این عین توحید است. «بِحَوْلِ اللَّهِ وَقُوَّتِهِ أَقُومُ وَأَقْعُدُ». به حول و قوه الهی من می‌ایستم و می‌نشینم. یعنی خودم به حول و قوه خودم نیستم که بلند شوم. این خداست که اگر اراده بکند من بلند می‌شوم و می‌نشینم. این خداست که اگر اراده بکند این غذا به من انرژی می‌دهد والا این غذا کاری نمی‌تواند بکند. ازش کاری بر نمی‌آید.

خب، عرض کردم پنجاه درصد موفقیت یک فرد و جامعه در استغاثه است، در تضرع. این یک اصل مهم است، ما باید حتماً این را ببینیم در زندگی‌مان که آقا ما استغاثه داریم؟ چه در نظام اجتماعی برای حل مسائل اجتماعی، چه در نظام فردی. آیا ما گریه داریم؟ دعا داریم؟ زانو زدن داریم؟ زاری داریم؟ این سؤال خیلی مهمی است. امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می‌فرماید که: «لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِينَ نَزَلَ بِهِمُ النَّقَمُ وَ زَالَتْ عَنْهُمُ النِّعَمُ». نعم، عذر می‌خواهم. دقت کنید، خیلی مهم است این. می‌فرماید که: اگر مردم هنگامی که برایشان نقمت و عذاب نازل می‌شود، بلا می‌آید در زندگی‌شان و نعمت‌ها ازشان گرفته می‌شود، «فَضَعّوا إِلَى رَبِّهِمْ». شروع کنند به زاری زدن. جزع و فزع شنیدید دیگر؟ در درگاه الهی. اگر این کار را بکنند، «بِصِدْقٍ مِنْهُمْ». نه اینکه فیلم بازی بکنند، واقعاً دست خالی ببینند خودشان را. همانطور که بعد از نماز عصر هم داریم: «لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا،وَ لَا مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا» خدایا من هیچی ندارم، دست خالی‌ام. من نه عرضه دارم برای خودم نفعی را جذب کنم، نه عرضه دارم ضرری را دفع کنم. من نه عرضه دارم یک لحظه به حیات خودم اضافه کنم و نه عرضه دارم یک لحظه مرگم را عقب بیندازم. این حقیقت ماست. انسان با حقیقت خودش با خدا حرف بزند. می گوید اگر مردم موقعی که بلا سرشان می‌آید و نعمت‌ها زائل می‌شود، «فَضَعّوا إِلَى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ» و روراست باشند، بروند در خانه خدا گریه کنند، صادقانه بروند جزع و فزع راه بیندازند، بروند زاری و ناله بکنند و «وَ وَلَهِم مِنْ قُلُوبِهِمْ». یعنی با شیفتگی این کار را انجام بدهند، با همه قلبشان بروند وارد گریه و استغاثه بشوند، «لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ كُلَّ فَاسِدٍ». دوباره تمام چیزهایی که ازشان گرفته شده برمی‌گردد در زندگی‌شان. هر چه که از دست دادی برمی‌گردد برایت. خدا این است. به تو اگر آمدی با صدق نیت و با اشتیاق، نه برای فیلم بازی کردن، آمدی فزع کردی، آمدی گریه کردی، استغاثه کردی، هر چه که ازت گرفته شده برمی‌گردد سر جایش. این یک قانون خداست که امیرالمؤمنین علیه السلام دارد راجع به این قانون ما سخن می‌گوید. قانون نظام خلقت است.

پس هر کس که قدر فزع، تضرع، استغاثه را انتخاب کند، قضای چی گیرش می‌آید؟ گفتیم قضا و قدری هست دیگر. هر چیزی شما باید قدرهای مناسب را انتخاب کنید تا قضاها، یعنی نتیجه‌های مناسب را بگیرید. هر کس هر نتیجه‌ای را نیاز دارد، باید قدر آن نتیجه را بسازد. مثلاً آب می‌خواهید، می‌گوید قدرش می‌شود H2O. دو تا هیدروژن و یک اکسیژن را فراهم کنید، مولکول آب داریم. می‌خواهی اینجا روشن باشد، این نتیجه است. قدرش چیست؟ اینکه خب برق بکشی، به اندازه کافی چراغ روشن کنیم. می‌خواهید نعمت‌هایی که از دستتان رفته برگردد، اوضاعتان بهتر بشود. پنجاه درصدی که به شما مربوط است، آن فزع و زاری و گریه است. پنجاه درصد هم کار و تلاشی است که باید انجام بدهیم. قاعده و قدرش را دارد امیرالمؤمنین برای ما اینطور می‌گوید که هنگامه نزول بلا و رفع نعمت‌ها، آن چیزی که باعث می‌شود که نعمت‌ها برگردد و بلاها دفع بشود، گریه و ناله و زاری هست؛ اما اگر نه، روی شکم سیری بروی، حالا یک دعایی بکنی، برایت مهم هم نباشد که نتیجه چی می‌شود، فقط صرفاً بگویی من یک چیزی خواندم، درخواستی صورت نگرفته. درخواست یعنی خدا بگوید این بنده من آمد در خانه من گریه و زاری کرد، شکسته شده بود، از صمیم قلب آمد، فریاد زد، ناله کرد، گریه کرد، از من خواست، من هم کمکش می‌کنم، پایش می‌ایستم.

باز ببینید آیه ۴۳ سوره انعام می‌فرماید که: «فَلَوْلَا إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا وَلَكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ». خدا سؤال می‌کند و توبیخ می‌کند مردم را. می‌گوید چرا وقتی مشکلات در زندگی‌تان پدیدار می‌شود، زندگی فردی و زندگی اجتماعی، چرا وقتی این می‌آید شماها را نمی‌بینم دارید تضرع می‌کنید؟ «فَلَوْلَا» چرا تضرع نمی‌کنید؟ بعد خودش جواب خودش را خدا می‌دهد: «وَلَكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ». قلب‌هایشان آنقدر سفت شده که اشک ندارند، گریه ندارند، حوصله تضرع و زاری ندارند. لذا در مورد اکثر امت‌ها که زاری و ناله نداشتند، بعدش می‌فرماید که اینها را ما به عذاب نابودشان کرده‌ایم. فرمود «إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ». قوم یونس، مگر قوم یونس، اینها زاری کردند. همین یک دانه قوم هم بودند که فهمیدند اشتباه کردند، خطا کردند. دعا کردند: خدایا ما غلط کردیم، ببخشید. خدا می‌بخشد. «وَلَكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ». می‌فرماید که شیطان، قسی‌القلب شدن که یک اشک نداشتند، گریه نداشتند، التجا و زاری نداشتند. این قساوت قلب است.

اینکه ما بفهمیم امام زمانمان، بابامان، همه کس‌مان، خلیفه الله، ولیّ نعمتمان، ۱۱۹۰ سال آواره است، تنهاست، غریب، مظلوم؛ این حرف‌هایی که خودش زده را من دارم می‌گویم: «تنهاتر از من نیست، هیچ کس به فکر من نیست». خوب دقت کنید، اگر کسی قلبش نشکند، وقتی دارد دعا می‌کند فکر این نباشد که چه فشاری روی قلب مبارک امام زمان است و اینکه جامعه جهانی بدون امام زمان چقدر بدبختی دارد. می‌گوید شما الان غزه را نگاه کنید، اوضاعش را. هر روز ده‌ها نفر کشته می‌شوند. وسایلش را جمع می‌کند، یک قسمتی کوچ می‌کنند، آنجا را می‌زنند. دوباره می‌روند یک جای دیگر، آنجا را می‌زنند. دارند در همین رفت و آمد اینها را قتل عام می‌کنند. چه اوضاع تلخی است. اینجاست که استغاثه به داد انسان می‌رسد. استغاثه خیلی قدرت دارد، اگر درست انجام بشود به درگاه حق تعالی.

«وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ». دیگر چی؟ شیطان اعمال اینها را پیششان جلوه می‌دهد. یعنی چنان غافل می‌شوند، به همان کارهای خودشان، گناه‌های خودشان، غفلت خودشان مشغولند. هر چه وضع اقتصادیشان، وضع مالیشان خراب می‌شود، دشمن بهشان حمله می‌کند، خانه و کشورشان آسیب می‌زند، نوامیسشان آسیب می‌بینند، طلاق درشان زیاد می‌شود، دعوا و درگیری زیاد می‌شود، بچه‌ها و همسرانشان فاسد می‌شوند، بیماری‌ها درشان افزایش پیدا می‌کند، بیدار نمی‌شوند. مست همان گناه‌هایشان هستند. یعنی شیطان سبک زندگی‌شان را عوض نمی‌گذارد بکنند که اصلاح کنند سبک زندگی خودشان را. خدا می‌گوید من قانونم این است: شما تا خودتان را تغییر ندهید، من هم تغییر نمی‌دهم اوضاع را. «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ». آن چیزی که مربوط به شما هست را تغییر بدهید تا آن چیزی که مربوط به من هم هست هم تغییر پیدا کند؛ اما تا شما تغییر ندهید، من هم تغییر نمی‌دهم.

خب، چی باعث می‌شود انسان‌ها روش‌های خودشان را تغییر ندهند و بلاهای الهی و مصائب در زندگی استمرار پیدا بکند؟ اینکه شخص حاضر نیست دست از روش غلط زندگی‌اش بردارد. شیطان دائماً او را تشویق می‌کند به اینکه این روشت خوب است، همین جوری ادامه بده. حاضر نیست تغییر در زندگی‌اش ایجاد بکند. دو تا عامل خدا معرفی کرد: یکی «قَسَتْ قُلُوبُهُمْ»، دو «وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ». شیطان روش زندگی‌اش را بهش جلوه می‌دهد. این نمی‌خواهد سبک زندگی‌اش را تغییر بدهد تا بلا دفع بشود.

یکی از اساتید می‌گفتش که ما برای همین بیماری‌های جنسی که میلیون‌ها، صدها میلیون انسان را کشته، در سازمان ملل جلسه گذاشتیم. می‌گفتش همین که رفتیم آنجا شروع کردیم صحبت کردن که نباید آزادی باشد در مورد روابط جنسی، گفت همه پا شدند به ما اعتراض کردند که آقا شما حق ندارید آزادی در زندگی را از کسی بگیرید. هر کس حق دارد هر جور که دلش می‌خواهد زندگی کند. اگر مریض شدند، سوزاک گرفتند، سیفلیس گرفتند، ایدز گرفتند، چند صد میلیون کشته شدند، آن را می‌روند سراغ درمانش، می‌گویند بریم واکسنش را پیدا کنیم. ولی سبک غلطی که این بیماری‌ها را ایجاد می‌کند، شما نمی‌توانید عوض کنید. الان خیلی‌ها می‌دانند که چرا برکت از مالشان رفته، چرا زندگی‌شان قفل شده، چرا اجتماعشان و جامعه‌شان آسیب‌پذیر شده. می‌دانند، برطرفش نمیکنند. هوای نفس و شیطان اجازه نمی‌دهند که تو عوض بکنی. دو تا دشمن قدر را خدا معرفی می‌کند که البته هوای نفس از همه دشمنان قوی‌تر است.

لذا خدا ضمن اینکه انتقاد می‌کند از اینکه چرا شماها گریه ندارید، چرا شما استغاثه ندارید، دلایلش را هم برای ما توضیح می‌دهد. در واقع می‌خواهد خدا چی بگوید؟ خدا می‌خواهد بفرماید که وقتی من هشدار می‌دهم با «بَأْسَاء» و «ضَرَّاء» و شما تکان نمی‌خورید، نشان می‌دهد حساسیت‌هایتان را از دست داده‌اید. ببینید یک بدن وقتی سرطان می‌گیرد دو جور است. من چون خودم سرطان داشتم، این را در خیلی‌ها دیدم آنجا. بعضی از افراد سرطان اصلاً علامت ندارد. یعنی بدن به هیچ وجه عکس‌العملی در مورد اینکه الان دارد سرطان می‌گیرد ندارد. یک دفعه یک هفته، ده روز قبل از اینکه شخص بمیرد، سلول‌های سرطانی کار خودشان را کردند، شخص یک دفعه حالش بد می‌شود، بیمارستان می‌رود. دکتر می‌گوید کار تمام است، کاری دیگر نمی‌توانیم بکنیم. همه جای بدنش را گرفته. این ظرف یک هفته، نهایتاً ده روز می‌میرد، تمام شد. چون بدن علامت نداده. بعضی از سرطان‌ها است نه، کهیر می‌زند آدم، جوش می‌زند، بدنش شروع می‌شود با تغییر حالت در پوست، سرفه، تب، لرزی، علامت می‌دهد. این شخص اگر به این علامت‌ها عکس‌العمل نشان داد، توجه کرد، می‌رود بیمارستان، دکتر می‌گوید عکس بگیریم، آزمایش بگیریم. بله، زود باید درمان بشوی. برو شیمی درمانی، برو اشعه درمانی. نجات پیدا می‌کند شخص. الان بیش از پنجاه درصد سرطان‌ها قابل درمان است. این آنجایی است که شخص بدنش عکس‌العمل نشان می‌دهد نسبت به بیماری ولی یک جایی هست. بدن هیچ علامتی ندارد، این دارد از تو نابود می‌شود. نه تبی، نه لرزشی، نه خارشی، نه سوزشی، نه جوشی بزند، نه کهیری بزند، نه سرفه‌ای، هیچی. یک دفعه به خودش می‌آید، می بیند که سلول‌های سرطانی بدون درد همه جای بدنش را گرفتند و این چند روز دیگر می‌میرد.

قرآن می‌گوید ما «بَأْسَاء» و «ضَرَّاء» را می‌فرستیم. اگر آمد در زندگی‌تان، بدانید که پیام بدی دارد. مرحله بعدیش مرگ است. مرحله بعدی، حالا در آیات الهی تحقیق بکنید، مرحله بعدی نابودی جامعه‌تان است. اگر عکس‌العمل نشان ندهید، همه جا را می‌گیرد و شما را نابود می‌کند. نسبت به مسائل اجتماعی، مفاسد اجتماعی، بیماری‌هایی که در یک جامعه می‌آید، عکس‌العمل نشان ندهید، این بیماری کل جامعه را می‌گیرد و کل جامعه را نابود می‌کند. بدنی که عکس‌العمل نشان نمی‌دهد، یعنی آماده است برای مردن، برای نابودی. ولی بدنی که بلافاصله عکس‌العمل نشان می‌دهد، این آژیر دارد می‌کشد، نجات پیدا می‌کند. خدا دارد به ما رو بازی می‌کند. میگوید ببین من دارم بهتون میگم. شماها دستورات من را اجرا نکنید، خطاهایی در جامعه‌تان، «بَأْسَاء» و «ضَرَّاء» وجود دارد، مصائب وجود دارد. این مصائب را، این «بَأْسَاء» و «ضَرَّاء» اگر شما را بیدار کرد، شروع کردید به تضرع و گریه و زاری و توسل، جلویش را من می‌گیرم. اما اگر که بی‌خیال شدید، این تا نابودی می‌رود جلو. پس مسئله مهمی که ما باید بهش توجه بکنیم، این هستش که این حساسیت‌ها را داشته باشیم. خدا هم راهکارش را دارد به ما می‌دهد. راهکارش گریه است، راهکارش دعاست، راهکارش از من خواستن. راهکارش این نیست که بگویی: خب خودم می‌توانم جبران می‌کنم، خودم می‌توانم می‌رسانم. نه، اول خدا. این فرمول، فرمولی است که خیلی‌ها بهش توجه ندارند که قرآن به تو می‌گوید بیش از پنجاه درصد مشکلاتتان با این حل می‌شود و اگر نداشته باشید، (مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي) پروردگار هم به شما توجهی ندارد. ول می‌شوید. یک موقع به خودتان می‌آیید، هر چه داشتید از دست داده‌اید. هر چه داشتید از دست داده‌اید.

افرادی که قسی‌القلبند، تذکر بیدارشان نمی‌کند، مصائب بیدارشان نمی‌کند. زلزله و سیل و جنگ تکانشان نمی‌دهد. این همچنان در مستی خودش و غفلت خودش ادامه می‌دهد. یعنی حتی اگر علائم بلا و نابودی هم ببیند، مثل پسر نوح علیه السلام. حضرت نوح علیه السلام پسرش علامت مرگ را دید ولی بی‌توجهی کرد، گفت من می‌روم بالای کوه، دست هیچ کس بهم نمی‌رسد. «لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ ». امروز ما پناهگاهی نداریم. می گوید نه من می روم بالای کوه، به شما احتیاجی ندارم. غرض می شود. لذا اینجا که خدا گله می‌کند: «فَلَوْلَا إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا وَلَكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ». چرا وقتی که بلاهای ما می‌آید شماها گریه و زاری ندارید؟ این نشان می‌دهد که آدم‌هایی که اهل قساوت قلب هستند خدای نکرده، این افراد در یک جامعه اگر زیاد باشند، یک جامعه را به نابودی می‌کشاند. آدم‌هایی که بی‌خیالند.

الان ما یک سالی است که، بیش از یک سال، خدا رحمت کند سردار حاجی‌زاده را، داریم میریم به دو سال می‌رسیم که استغاثه راه انداخت. تقریباً بالای چهارصد، پانصد منطقه در کشور دارد استغاثه برقرار می‌شود. بعضی از استغاثه‌ها جمعیتشان ناراحت‌کننده است، نگران‌کننده است. یعنی یک منطقه‌ای که باید سالن حسینیه‌شان پر جمعیت شده باشد از مردان و زنان برای استغاثه، برای فریادخواهی از امام زمان، از خدا، اکثراً علاقه‌ای به این کار ندارند. آن قساوت قلب است. این، آن شیطان عمل آدم را تزیین می‌کند، آن احساس نیاز. یعنی علامت نمی‌دهد، روح علامت نشان نمی‌دهد. گرانی، فساد، فحشا، ظلم، تبعیض، فقر، جنگ، تهدید، دائماً دارد در جامعه رواج پیدا می‌کند و تهدید می‌کند و همه خواب خرگوشی رفته‌اند. اصلا احساس نیاز نمی‌کنند که من حداقل جمعه بعد از ظهر بروم یک جایی یک ناله‌ای بکنم. آن ناله اگر از روی صدق باشد، می‌شود پیروزی، می‌شود موفقیت، می‌شود دفع بلا. این خیلی مهم است.

یکی از وظایف ما این هشدار دادن است. بعضی وقت‌ها جامعه خواب می‌رود. آنهایی که بیدارند باید بقیه را بیدار کنند. تبلیغ کنید، حرف بزنید، به بقیه مردم بگویید آقا، استغاثه امر مستحبی نیست. استغاثه نباشد، همه‌مان آسیب می‌بینیم.

در جبهه من یادم است یکی از عملیات‌ها، رمضان بود. تا حد زیادی ما جلو رفته بودیم. بعد دستور عقب‌نشینی دادند. خب بچه‌ها از شب تا صبح بیدار بودند، خسته. بعد که وقتی دستور عقب‌نشینی دادند، مثلاً دشمن که منور می‌زد، بچه‌ها باید می‌خوابیدند که دیده نشوند. همین که دراز می‌کشیدند، خوابشان می‌برد. بعد دیگر بلند نمی‌شدند. یک عده که بیدار بودند، با لگد می‌زدند بقیه را، صدا می‌کردند: پشت عراقیا دارند می‌آیند. بیدار می‌کردند. یک عده‌ای را می‌فهمیدند، پا می‌شدند. یک عده اصلاً نمی‌توانستند از جا بلند شوند. وقتی می‌زدی بهشان، اصلاً نمی‌فهمیدند. ده‌ها نفر از هم‌رزمان ما آنجا اسیر عراقیا شدند، برای اینکه خواب رفتند. جامعه وقتی به خواب برود در مقابل مفاسد، در مقابل ظلم، تبعیض، فقر، مشکلاتی که دارد اتفاق می‌افتد، عکس‌العمل مناسب نشان ندهد، امام جامعه هر چه می‌گوید از یک گوش بگیری و از یک گوش به در کنی، عکس‌العمل نشان ندهی، آن «بَأْسَاء» و «ضَرَّاء» یواش یواش تا همه ابعاد زندگی تو پیش می‌رود. دیگر نه اقتصاد برایت می‌ماند، نه ناموس برایت می‌ماند، نه امنیت برایت می‌ماند، نه عدالت برایت می‌ماند، نه آبرو برایت می‌ماند. یک موقع به خودت می‌آیی می‌بینی که کار از کار گذشته.

پنجاه درصدش عملیات است، عکس‌العمل، فعالیت است. پنجاه درصدش گریه است، دعاست، استغاثه است. گفتم فرقی هم نمی‌کند چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی ما نیاز به این گریه و زاری داریم، نیاز به این فریاد داریم. خب، ریشه لجبازی چیه که آدم گریه نمی‌کند با اینکه می‌بیند ها، دردش هم دارد می‌آید، هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهد؟ قرآن فرمود: قساوت قلب. اصلا ناراحت نیست که در اجتماع دارد چه اتفاقاتی می‌افتد. همه اش گیر خودش است و مسائل شخصی خودش. مردم تیکه تیکه می‌شوند، مردم نابود می‌شوند، طلاق‌ها دارد بالا می‌رود، فسادها دارد زیاد می‌شود، دزدی‌ها و تبعیض‌ها و فقر دارد رواج پیدا می‌کند هیچ کس هیچی نمی گوید. وقتی سکوت بکنی، منتظر نابودی جامعه‌ات باش. آن بخش عملی است. ولی وقتی گریه نکنی، استغاثه نداشته باشی، فاجعه است.

ما همه بدبختی‌هایمان مال این هستش که امام زمان بالا سرمان نیست. یک نفر هم هست که می‌تواند همه جامعه را نجات بدهد. یک نفر هست که می‌تواند کره زمین را نجات بدهد. چرا مردم جمع نمی‌شوند گریه کنند؟ خدا می‌گوید من رحم می‌کنم بهتان، امامتان را بهتان می‌دهم، می‌رسانم. مانع در کشور ما چیه؟ مانع الان در کشور ما چیه؟ نص قرآن است، دارد به ما می‌گوید شماها اگر دعا و استغاثه و تضرع نداشته باشید، رحم نمی‌شود بهتان. قانون خداست. الان چرا مساجد تعطیل است؟ چرا حسینیه‌ها اکثراً تعطیل است؟ عصر جمعه چرا مردم عادت نمی‌کنند همه عصر جمعه بروند یک گوشه گریه بکنند؟ حالا نه فقط عصر جمعه، صبح جمعه دعای ندبه‌هایشان یا زمان‌های دیگر مردم جمع شوند دعا بکنند. دعای جمعی خیلی اثر دارد. شما که الحمدلله برکت و عنایت ویژه خداوند و امام زمان، هر هفته می‌آیید، بیدارید، هوشیارید، خدا را به این بیداری و هوشیاری خیلی شکر کنید. خیلی خدا را شکر کنید که شما جزو کسانی نیستید که قسی‌القلبند یا شیطان عملشان را برایشان زینت می‌دهد، نیستید. ولی ما باید تلاش بکنیم که مساجد دیگر، حسینیه‌های دیگر، چون مردم اگر بخوابند، خواب‌های آنها خیلی کار دست ماها می‌دهد. ما نباید بگذاریم جامعه برود در خواب. اجازه ندهیم جامعه خاموش بشود،ما نباید بگذاریم جامعه برود در خواب، برود در خواب «بَأْسَاء» و «ضَرَّاء» همه جای کشور را می‌گیرد و این اتفاقا قبلاً افتاده در دنیا. کشورهای اسلامی قبلاً افتاده. مسلمان‌ها چند مرحله به خواب رفتند، صدها سال عقب افتادند. هی گفتند به ما چه، ما زندگی شخصی خودمان را بچسبیم. حالا کی حوصله دارد؟ حالا بگذار برای بعد. یک دفعه دیدیم چه فاجعه‌ای اتفاق افتاد.

ما وظیفه‌مان هست که روشنگری بکنیم، تبیین بکنیم، استغاثه‌ها را تبلیغ بکنیم. مردم حداقل هفته یک بار جمع شوند، استغاثه داشته باشند، استغاثه دعا کنند، گریه کنند، تضرع کنند، به خدا بگویند: خدایا، واقعاً نبود امام زمان جگر ما را می‌سوزاند. واقعاً ما ناراحتیم، واقعاً غصه‌داریم. «إِلَهِي عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ». زمین تنگ شده، آسمان درش بسته شده. ببینید آبمان اینجوری است، سدها دارد خالی می‌شود، بارش کم است و بحث‌های دیگر، کمبودهای دیگر هی دارد خودش را نشان می‌دهد و ما هی داریم به خواب می‌رویم. باید بخوانیم این دعا را، باید بخوانیم. به خداوند بگوییم که خدایا تو مسبب الاسبابی، همه چیز دست توست، به ما رحم کن. ولی با گریه، با تضرع، نه رسمی و بی‌حال و از شکم سیری. حالا مداح یک چیزی می‌گوید، ما هم می‌گوییم الهی آمین، بعد پا می‌شویم می‌رویم خانه‌هایمان. نه آنجوری که اگر الان سرطان داشتیم، می‌خواستی دعا بکنی چه جوری می‌گفتی مردم دعا کنند، خودت دعا می‌کردی. آنجوری که اگر ناموس تو را دزدیده بودند، الان بچه‌ات را دزدیده بودند، می‌خواستی گریه کنی چه جوری گریه می‌کردی؟ بابا اماممان نیست، بابامان آواره است، غریب، تنهاست، مضطر. چه جوری باید دعا بکنیم؟ همه ناله بزنند، همه فریاد کنند، همه گریه بکنند تا آن اتفاق مبارک ان شاء الله که خداوند تبارک و تعالی، صدق الله العلی العظیم. خدا راست می‌گوید، دروغ نمی‌گوید به ما. وعده کرده که شما اگر تضرع داشتید، من «بَأْسَاء» و «ضَرَّاء» را از زندگی شما برطرف می‌کنم.

الان دیدید امیرالمؤمنین هم فرمود: اگر مردم وقتی که عذاب می‌آید و نعمت‌ها زائل می‌شود، «فَضَجُّوا إِلَى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ». شروع کنند به گریه و زاری صادقانه، قطعاً «لَرَدَّ عَلَيْهِمْ». برمی‌گردد به سوی آنها و هر چیزی که رفته، نعمت‌ها برمی‌گردد، برکت می‌آید، مشکلات حل می‌شود.

باز تأکید می‌کنم این چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی، دقیق و درست است.