جلسه 011 - دعای ندبه (مهدیه کرج)
شماره جلسه
11
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - دعای ندبه (مهدیه کرج)

دعای ندبه (مهدیه کرج) جلسه 11 19/11/1403

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

جلسه گذشته عرض کردیم که شاخصه‌های همه موجودات را حدودش را خداوند معین می‌کند. اصلاً خداوند یکی از کارهایش کار تقدیر است؛ یعنی قدر دادن و اندازه دادن به موجودات است: «کل شی عنده بمقدار» همه چیز را خدا براش مقدار میگذارد. «انا خلقنا کل شی بقدر» هر چیزی را خداوند خلقش را با اندازه خاصی است می‌آفریند؛ مثلاً آب را براش دو تا هیدروژن یا اکسیژن گذاشته، این شده قدر آب. «احصی کل شیء عددا» برای هر چیزی خدا عدد قرار میدهد. پس تعیین حدود برای هر شی با خداوند تبارک و تعالیست. قدرها را او معین می‌کند. لذا یکی از اسم های خدا مقدره است یعنی تقدیر کننده، قدر ، اندازه میدهد.

در قدر انسان خداوند تبارک و تعالی در بخش گرایشات انسان چون برای خلیفه اللهی آفریده شده، رب او را خودش قرار داده یعنی خدا انسان قدرش چون بی‌نهایت است، ربش هم بی‌نهایت است. رب محدود به درد انسان نمی‌خورد. چون انسان نه جماد هست، نه گیاه هست، نه زن و مرد و حیوان هست، نه فرشته است. اینها ربّ شان یعنی حدشان محدود است؛ اما انسان چون بی‌نهایت است، فوق عقل است، فوق تجرد است، روح خداست ربش هم بی‌نهایت است؛ یعنی مربی در این سطح لازم دارد انسان که بتواند این را بی‌نهایت تربیت کند و این همان مقام خلیفة اللهی هست که انسان برایش آفریده شده. به همین جهت شما وقتی که می‌خواهید آرزوهایتان را بیان کنید، آنجایی که آرزوهای محدود بیان می‌کنید خودتان هم محدود میشوید نه اینکه اینها را نخواهیم. اینها را باید بخواهیم ما؛ ولی به عنوان یه انسان؛ نه یه خانم و آقا. وقتی میگوید خدایا شوهر بده زن بده بچه می‌خواهم مال می‌خواهم اینها را، شما آن موقع با بخش انسانیتان با خدا حرف نمی‌زنید؛ ولی وقتی که به خدا با بخش انسانی صحبت می‌کنی، در بخش انسانی به عنوان یه انسان خواسته‌هات نامحدود است. آرزوهایت نامحدود است مثلاً چی؟ «اسئله ان یبلغنی مقام» این آدم می تواند فقط این را بگوید؛ یعنی کسی که بخش انسانیش فعال است، می تواند زیارت را بخواند زیارت عاشورا را و راست هم بگوید یعنی واقعا بگوید من به عنوان یه انسان می‌خواهم به مقام محمود برسم؛ والا خانم و آقا و دانشمند و نمی‌دانم دکتر و مهندس چنین آرزویی نمی تواند بکند اصلاً. این آرزو مال بخش فوق عقلی و بی‌نهایت طلب انسان است که می گوید من مقام محمود شما را می‌خواهم پیش خدا «ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره».

خب انسان در حد خودش به عنوان انسان وقتی چنین دعاهایی می‌کند باید به لوازمش هم توجه بکند؛ یعنی وقتی من میگویم من می‌خواهم به مقام محمود شما اهل بیت برسم یعنی آن رشد بی‌نهایت، لوازمش را هم باید تنظیم بکنیم. کسی که رشد بی‌نهایت می‌خواهد باید علاقه‌هایش را عشق‌هایش را یه جوری تنظیم کند که این علاقه‌ها و رشد علاقه‌هاش آرزوهاش مزاحم رشد بی‌نهایتش نشود.

داستانی که مولانا تعریف می‌کند که یا نظامی تعریف می‌کند که طرف می‌خواست برود پیش معشوق خودش، شترش هم زاییده بود. حالا این سوار شتر می‌شد و می‌رفت تا نزدیک کوی لیلی و معشوق خودش می‌رسید از حال بی‌حال می‌شد. شتر دلش پیش بچه خودش بود، می‌خواست برگردد پیش بچه اش، تا می دید این در حال و هوای لیلی هست و افسارش را شده، برمیگشت می آمد پیش بچه اش. آن دوباره سر جای اولش. چند بار اتفاق افتاد بعد دید نه با این شتر نمی تواند برود. چون شتر خودش معشوق دیگری دارد، با این شتر نمیشود برود. پیاده شد. پیاده شد و گفت خودم اینجوری بروم، پرید پایین و پایش هم شکست و گفت:

پای لنگان شکسته من بروم بهتر از این است که با یه مرکبی بروم که معشوقش چیز دیگری هست. برای همین انسان وقتی میخواهد به مقام محمود برسد، به خلیفه اللهی برسد، به مقام انسانی برسد، با اهل بیت هم درجه بشود، با آنها همسایه بشود؛ چون خیلیها هستند در بهشت میدهند ولی نزدیک اهل بیت نیستند، بهشت هم هستند، خوش هم می‌گذرانند اما همسایه آنها، با آنها، اینها یا هم درجه آنها، نه. این باید سطح آرزوهایش را به گونه‌ای تنظیم بکند که بتواند بکشد تا آن بالا معشوقهایش را درست تنظیم کند.

خب معشوق هایی که یه انسان دارد با معشوق هایی که یه دانشمند دارد یا یه خانم و آقا دارد، فرق میکند. معشوق هایی که برای قلب انسان مناسب هست که انسان را بتواند با این عشق تا بی نهایت بکشد، سه تاست: الله خود الله یعنی الله بشود دل خوشی یه آدم در زندگیش، میشود عشقش. الان خیلی ها دلخوشی هایشان مثلاً زن و بچه‌شان هست، شوهرشان هست در زندگی دنیا ،می گویند حالا ما یک شوهری داریم باید به این برسیم، زندگی کنیم دیگر، یا زن و بچه مان دل خوشی هایمان هست؛ ولی کسی نه دلخوشی اش خود خداست در زندگی، شخص خدا بهش شور میدهد، حیات میدهد زندگی میدهد، عشق میدهد، حرکت میدهد شخص خداوند است. این اصلاً به عشق الله زندگی میکند. همه کارهایش هم به عشق الله تنظیم می‌کند. برای همین خدا برای آدم حسابیها، نه آدمهای ریزه میز و کوچولو نه. برای آدم حسابی هست؛ آنهایی که می‌فهمند عشق چیه؛ دلدادگی چیه عشق های بی‌نهایت چیه با آن زبان صحبت می‌کنند؛ مثلاً یکی از ترانه‌های فوق العاده زیبا و عاشقانه در دین ما چیه ؟ لا اله الا الله؛ یعنی من دلبری معشوقی غیر از الله ندارم، این مال آدم حسابی هاست که راست بگویند. اگر راست بگویند عشقم الله، پیامبران، هر ۲۵ تاشون خدا از زبان آنها این را نقل می‌کند که شما باید عشقتان الله باشد. دلخوشی تان در دنیا شوهر و زن و بچه و شغل و درس و کار و نمی‌دانم این دکتر مهندس شدن اینها نباشد. دلخوشیتان شخص الله باشد. مثلا ببینید چه ادبیاتی دارد قرآن «قل ان صلاتی و نسکی و محیا و مماتی لله رب العالمین» بگو، بگو کی جیگرش را دارد بگوید اینجوری! شما راست بگویی دیگر، وقتی فریاد می‌زنی باید راستش را بگویی که من نمازم عبادتم زندگیم مرگم فقط مال خداست. من شوهرداریم زن داریم بچه داریم شغلم درسم کارم همه اش برای آن دارم انجام میدهم. همه اش مال آن هست. به عشق آن، آن دلخوشی من هست.

اگر کسی هم دلخوشیش خدا بود این به سه تا چیز می‌رسد: یکی رحمانیت و رحیمیت؛ یکی آرامش؛ یکی شادی. دیگر غصه ندارد. چون باخت ندارد اصلاً در زندگی اش؛ یعنی زن و بچه‌اش هم ولش کنند بروند شوهرش هم ولش کند برود طلاقم گرفته بشود سرمایه‌اش هم از دست بدهد، سرش کلاه بزارند، اموالش را بکشند بالا، این چون نوع زندگیش را به یه کسی دیگر فروخته، صاحب کار داشته دیگر، به یکی فروخته اصلاً ضرر نمی‌کند. این آدم اصلاً ضرر نمی‌کند. آن سه تا شاخصی که چند بار هی داریم سر جلسات میگویم که شاخص‌های اصلی چی بود؟ رحمانیت و رحیمیت. این شاخص اصلی حیات انسان است. دو چی؟ آرامش. سه؟ شادی. این با این روشی که دارم میگویم به دست می آید.

معشوق دوم چیه؟ یا حبیب دوم؟ حبیب اصلی فقط خداست. دوم را خود خدا معرفی می‌کند، اهل بیت علیهم السلام، قرآن کریم. اهل بیت چرا؟ چون شما وقتی می‌خواهد به خدا برسید خدا مظهر می‌خواهد یعنی بدون مذهب تو نمی‌توانی با بی‌نهایت ارتباط برقرار کنی. یه مظهر یه خلیفه از خودش لازم دارد را کره زمین که تو بدانی اگر مثلاً میخواهی شبیه خدا بشوی، باید مثلا چیکار بکنی. شبیه معشوقت خلیفة الله باشی. آن خودش خلیفه هست. پس معشوق دوم خلفای الهی هست. کما اینکه در زیارت آل یاسین چی می‌خوانیم از قول امام زمان! «لا حبیب الا هو و اهله» هیچ محبوبی نیست جز پیامبر و آلش.

اگر جوانی کنی و عاشقی چی؟ عشق محمد بس است و آل محمد

سومی جهاد هست. جهاد چرا خدا از همه اعمال این را انتخاب کرد؟ برای اینکه تو اگر اهل تلاش برای رسیدن معشوقت نباشی، دروغ میگویی اصلاً دروغ است. یک کسی بگوید من می‌خواهم برسم به الله، به اهل بیت بعد تلاشی نداشته باشد، جهاد نکند برایش، جهاد در راه خدا.

خب خلیفه چی شده؟ تو خلیفه را لازمش داری، بدون خلیفه که نمی‌توانی رشد کنی. ۱۳ تا خلیفه را به شهادت رساندند. این یه دونه را که تو بهش احتیاج حیاتی داری؛ یعنی برای حیات انسانی بهش احتیاج داری. این آواره است، طردشده است، تنهاست، یگانه است، غریبه، مظلوم است و تو اصلاً بدون زندگی جهادی نمی‌توانی خودت را به او برسانی. این هم خودش آواره است، هم هشت میلیارد بچه‌هایش در اسارت استکبارند، در اسارت جهان خواران هستند، در اسارت آدم خورا هستند. ما هم امام و بابامان آواره است، هم ۸ میلیارد خواهر وبرادرهایمان. چون همه‌مان از نور محمد و آل محمد آفریده شدیم. (اللهم صل علی محمد و آل محمد) همه خواهر وبرادران ما هستند این هشت میلیارد آدم، مظلوم بندگان خدا، حالا باز ما وضعمان خوبه میدانیم کی هستیم از کجا آمدیم و خانواده مان را میشناسیم، این بیچاره که اصلا در ابهام و گنگی و اینها به سر می‌برد. خدا شاهد هست شما نمیدانید من وقتی میروم بعضی از این کشورهای خارجی به خصوص آنجا که مسلمان نیستند، بهشون میگویم که اینها کی هستند و چه نسبتی دارند به اهل بیت، نمی‌دانی از ذوق اینها چه گریه‌هایی می‌کنند. از شوق اینکه می‌فهمند که اینها بچه‌های اهل بیتند؛ مثل یه بچه‌ای که بعد از سال‌ها بابا مامانش را پیدا کرده.

الان غزه‌ی ها را نگاه کن فلسطینی‌ها را مثلاً بعد ۳۰ سال ۴۰ سال طرف در زندان بوده تازه آزادش کردند ۴۰ سال، شوخی هست! یه عمر است، ۳۰ سال، حالا بعد ۳۰ سال تازه آمده با خانواده‌اش روبرو می‌شود. ما خدا را بی‌نهایت باید سپاسگزار باشیم که در این مملکت به دنیا آمدیم و این بزرگان ما علمای ما مراجع ما روحانیون ما زحمت کشیدند، مومنین، دین را تا اینجا دست ما رساندند، خیرینی که مساجد ساختن، حسینیه ساختن، حرم‌ها را آباد کردند. این میکده ها را ما داریم همه اش میریم در آن عیاشی و کیفی می‌کنیم. آن بیچاره‌ها که اصلاً هیچی. لذا اگر کسی رحمان و رحیم باشد، نمی تواند اهل جهاد باشد. جهاد در اسلام مال این بخش هست. جنگ مال این چهار تاست. این چهار تا جنگ هست یعنی در آن خشونت هست، برای دنیاست. پیغمبر فرمود: هر کس برای دنیا غصه بخورد گریه کند جهنم میرود. حدیثش را یادتان هست یا نه! با هم تمرین کردیم اینجا، یادتان نرود. بنویسید اینها را یا در موبایلتان بگذارید «من بکا علی الدنیا دخل النار» هرکه برای دنیا غصه بخورد جهنم میرود. دنیا این چهارتاست. می گوید برای اینها غصه بخوری عصبانی بشوی دعوا بکنی افسرده بشوی عذاب قبر ذخیره می‌کنی برای خودتان. اینها را ول کن. برای ما جنگی هم با کسی نداریم. چون کشت و کشتار و خشونت هست و به خاطر دنیا. ما جهاد داریم در اسلام. جهاد مقدس هست، جهاد انسانی هست، جهاد از روح رحمت ناشی میشود، نه از روح خشونت. جهاد آنجایی هست که تو می‌خواهی انسانیت را توسعه بدهی یا موانع انسانیت را نابود بکنی، میخواهی نجات بدهی انسان‌هایی را از گمراهی جهاد خیلی در آن رحمت هست. این کجا که انسان با رحمت شمشیر ببندد آن کسی که با خشونت شمشیر ببندد. خیلی فرق می‌کند. لذا هر چقدر رحمت انسان بیشتر میشود غلظتش هم نسبت به دشمنان بیشتر میشود، غلظتش هم نسبت به دشمنانش بیشتر میشود. چون شما هر چقدر زنت را ناموست را دوست داری چیزی که زن و ناموست و بچه‌هایت را تهدید می‌کند، بیشتر ازش متنفری، بیشتر مواظبی. اینجوری هست دیگر. اگر یه کسی یه جسارت زبانی بکند به ناموس شما، ممکن است بروی یه چک بزنی به گوشش ولی اگر جسارت بدنی بکند، چی؟ می روی یه چک می زنی به گوشش؟ آنجا شمشیر را برمی داری طرف را می‌کشی. بچه‌ات را همینطور. وقتی که یه کسی امام را می‌کشد یا مزاحم و مانع ظهور امام زمان هست و مانع رسیدن هشت میلیارد آدم به باباشان هست، این باید نابود بشود. باید نابود بشود تا زمین آزاد شود. برای همین خداوند مومنینی که مقدمه ساز ظهور امام زمان هستند، در قرآن را به چی معرفی کرده؟ وارث. وارث یعنی کسی که میرانده است، می میراند تا به ارث ببرد. زمین را باید از چنگ استکبار دربیاورد. باید بکشدش تا از چنگش درش بیاوری. لذا هر چقدر رحمت انسان بیشتر است، غلظتش هم در مقابل دشمنان خدا و هدایت انسان‌ها بیشتر است. چون اینها شوخی نیست. آن طرف می گوید من به خاطر منافع جمادی گیاهی حیوانی جلوی انبیا می ایستم، مومنین هم می‌کشم. تو باید خیلی غلظت داشته باشی، غیرتت باید خیلی زیاد باشد. لذا آقا امام رضا علیه السلام وقتی که زیارت‌نامه را تنظیم می‌کرد برای حضرت معصومه سلام الله علیها را، زیارت نامه دیگر هم داریم همینطوری هست. زیارت عاشورا خدا تنظیم کرده «تقرب الی الله بحبکم» چی بگوید؟ «والبرائة من اعدائکم» اصلا تقرب به خدا با دشمنی نسبت به دشمنان صورت می گیرد. برائت بالاتر از تولی هم هست. برای همین هم شما زیارت عاشورا با چی شروع میشود؟ با لعن شروع میشود. «فلعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله» با لعن شروع میشود. لعن نشان دهنده رحمت یه آدم هست. برائت اگر در زندگی یه نفر نباشد، محبتش دروغ هست، فقط شعار هست. مگر می شود شما به یک کسی بگویی من دوست دارم ولی با دشمنت کاری ندارم. میشود؟ به ائمه ما بگویم زندگی انگلی داشته باشیم نسبت به اهل بیت: آقا خانه بده، ماشین بده، شفا بده، این را بده، این را بده؛ ولی اگر تو آواره‌ای تو تنهایی تو طرد شده‌ای، تو غریبی تو از هشت میلیارد بچه‌ها دور افتاده ای به من ربطی ندارد. این بی غیرتی هست دیگر. نمی‌توانی بگویی به من ربطی ندارد. آن آواره است. حضرت می گوید من الان آوارم ام، به خود تو هم نمی‌رسم، می گوید: به من ربطی ندارد. لذا کسی که روح جهاد ندارد، منافق است. «من لم یغضب و لم یحدث به نفسه مات علی شعبه من نفاق» کسی که جهاد نکرده باشد در زندگی اش، جنگ نکرده باشد و حداقل آرزوش نداشته باشد، این به شعبه‌ای از نفاق می‌میرد. منافق از دنیا میرود. برائت باید در زندگیت مشخص باشد. آثارش باید در زندگی ات مشخص باشد. دشمنی با دشمنان امام زمان باید در زندگیتان مشخص باشد کجاست. شما در زندگی کجا جهاد کردی! فردا ما میخواهیم برویم ملاقات خدا. فرمود: «من لقی الله به غیر اثر من جهاد لقی الله و فیه ظلمه» کسی که ملاقات خدا می رود، بدون اثر از جهاد، ملاقاتش شرم آور هست با خدا، خدا می گوید پس تو چیکار کردی؟ تو الان اینجوری آمدی پیش من زندگیت کو! مالت را هزینه کردی! وقتت را هزینه کردی! جانت را هزینه کردی! آبرویت را گذاشتی! از علم هزینه کردی! از قلبت!ی! همین جوری آمدی اینجا. کو سابقه جهادت! کو سابقه مبارزاتت! سابقه شب بیداری ات! نگهبانیات کو! سابقه اسلحه دست گرفتنت کو! همین! فقط شعار دادی همین! حرف زدی و گریه کردی و فقط همین. بالاخره عملت کو. لذا جایگاه این خیلی مهم است در قرآن فرمود: «احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله حتی الله قوم الفاسقین» فاسق یعنی غیر طبیعی. یعنی تو دیگر طبیعی نیستی وقتی روح جهاد نداری طبیعی نیست؛ مثل یه مرد بی‌غیرت نسبت به ناموسش، تعرض شده یا بچه اش یا خانه اش حتی هم مالش حتی، بی‌غیرت هست. در روایت داریم کسی برای حفظ مالش یا ناموسش کشته میشود، شهید هست. مالش را دارند می‌برند، درگیر شده زدند کشتش، این شهید است. بیخیال نبوده، بی غیرت نبوده نسبت به ناموسش وطنش، مگر میشود آدم وطنش مورد تعارض قرار بگیرد، دشمن قرار بگیره دشمنی، بعد هیچی، هیچ غیرتی برای دفاع از کشورش نداشته باشد. پس جهاد اصل است. دروغ می گوید هرکسی می گوید من رحمان و رحیمم، مهربانم نمی‌دانم می‌خواهم رشد انسانی بکنم و روح جهاد نداشته باشد. فردا بگویند مثلا قرار است به اینجا به این کرج حمله بشود مثلاً حیوانات وحشی حمله کنند، ملخ‌ها قرار است حمله کنند. خب آدم یه فکری می‌کند برایش که مردم جان مردم مال مردم زندگی مردم آسیب نرسد. پس جهاد اصلش جز شخصیت ذاتی انسان هست. انسان دقت کنید چی میگویم. انسانی که شبیه اهل بیت هست. ذات شخصیت انسان. کسی که روح مبارزه جهاد روح بسیجی روح انقلابی ندارد، حرف مفت می‌زند که من دین دارم. ما اصلا دیندار غیر انقلابی نداریم. قرآن متن قرآن هست. دیگر دیندار غیرانقلابی نداریم. ما باید اهل مبارزه باشیم، دشمنان اهل بیت با دشمنان دینش. خب هر چقدر درجه مهربانی بالا میرود معصومین در تمام زیارت‌نامه‌هایی را برای ما تنظیم کردند- « بحبکم» «بموالاتکم» بعدش چی آمده؟ «والبرائه» دشمنی، اعلام بیزاری. انقدر هم مهم است که می گوید باید بیزاریتان را اعلام کنید. یعنی اینکه فرمودن بزرگان و اولیا خدا که مرگ بر آمریکا مثل نماز هست، هیچ فرقی نمیکند. حالا بعضی از مساجد اصلاً اینها را حذف کردند. میگویند آقا همان «ان الله و ملائکته» یه صلوات بفرست برو پی کارت، ولش کن دیگر این حرفها را، مرگ بر آمریکا و اسرائیل اینها بیخیال شو. هم امام جماعت فاسق هست هم نمازگذاران فاسقند؛ یعنی هیچ کدام اصلاً این روحیه را ندارند. آنجایی که تکبیر نیست و برائت نیست دین نیست. این را هم قرآن می گوید هم زیارت‌نامه‌های ما دارد می گوید. هم دعا. آن کسی که داد میزند مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل مرگ بر فلان این یعنی این حقیقت دینداری هست، آن حقیقت دینداری هست. ثوابش از نماز هم کمتر نیست. بلکه بالاتر . برائت واجب هست، تبری واجب هست. ما آمدم برایمان یه فروع دین قلابی درست کردند، گفتند آقا فروع دین ۱۰ تاست؛ نماز و روزه و نمیدانم حج و زکات و خمس و اینها بعد آخرش گفتند چی؟ تولی و تبری. رفت آخر جهاد و این همه رفت آخر، وقتی رفت آخر شما ۱۳ تا معصوم هم که می‌کشند. باز میگویی من دیندارم .چون نماز می‌خوانم روزه می‌گیرم مثلاً حج میرم و همین بلا آمد سر ۱۳ تا معصوم همینجوری با همین داستان کشته شدند. تولی و تبرا اصلاً جزو فروع دین نیست، جز اصول دین هست. اگر نباشد که اصلاً دینداری معنا ندارد، اصل دین است، متن قرآن هست. ببینید «احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتربصوا حتی یاتی الله به امره والله لا یهدی القوم الفاسقین». تو اصلا فاسقی اگر جهاد معشوق اصلیت نباشد بعد از الله و اهل بیت. معشوقت باید باشد. اینکه من تلاش بکنم برای چی؟ برای معشوق.

الان یه خانمی که عشق شوهر ندارد در خانه دیدید انگیزه کار ندارد .یه آقایی که عشق زن و بچه را ندارد اصلاً انگیزه کار ندارد. به زن و بچه اش نمی‌رسد، پیامبر فرمود: «ملعون ملعون من ضیع عقول» لعنت ملعون است ملعون است کسی که خانواده اش ضایع بکند؛ یعنی مردی که وظیفه دارد درست به زن و بچه اش برسد تنبلی بکند، بی حوصلگی کند یه زن وظیفه دارد و تنبلی و بی حوصلگی کند، فرزند در خانواده نسبت به خانواده خودش غیرت نداشته باشد، تنبل و بی حوصله باشد نسبت به پدر ومادرش، خانه اش، مصالح خانواده اش، یه زن ببینید چقدر در خانه خودش را به زحمت می‌اندازد، بارداری دارد تا دم مرگ میرود. برای همین هم ثواب شهیده دارد. یه زن در بارداری بمیرد شهید شده، بعد از صبح از خواب بلند میشود آن همه تلاش بچه داری کار زحمت اینها. امیرالمومنین می‌فرماید: «المحب لله یحبط تعبا الله» این قانون عشق است. اگر کسی عاشق شد خستگی را برای معشوقش دوست دارد، جهاد را دوست دارد برای معشوقش ، اصلا زحمت کشیدن را دوست دارد، عرق ریختن را دوست دارد، با عشق هم این کار را می‌کند برای زن و بچه اش کار میکند، زن و بچه اش در رفاه باشند، در آسایش باشند، چون عاشقشان هست، دوستشان دارد. حالا بعضیها عشقشان به زن و بچه‌شان عشق حیوانی هست. چون خانمش هست. چون بچه اش هست، این عشق حیوانی هست. حیوانات هم دوست دارند بیشتر از ما، هم به خانواده‌شان می‌رسند ولی یه کسی نه ، همان عشق به زن و بچه ا‌ش هم انسانی هست. «ان صلاتی و نسکی و محیا و مماتی لله رب العالمین» این خانمش را دوست ندارد. چون زنش هست. این می گوید من این را دوست دارم، غیر از اینکه ناموسم هست، عشقم هست، زنم هست، بچه حضرت زهرا هم هست بچه امیرالمومنین هم هست بچه امام زمانم هست. زنم می گوید من شوهرم را دوست دارم عشقم هست شوهرم هست، همسرم هست، پدر بچه‌هایم هست. ولی نه من جدای از این این را دوستش دارم بهش محبت می‌کنم. چون این بچه کیه؟ بچه امام زمان هست. خب خیلی فرق می‌کند.

خدا رحمت کند میرزا را همیشه میگفت که خانم‌ها وقتی می‌خواهند به شوهرانشان خدمت کنند، به عشق امیرالمومنین خدمت کنند. خدمتهایشان را امیرالمومنین میخرد، دیگر بالاتر از شوهر است. آقایان هم وقتی می‌خواهند خدمت به زن و بچه کنند، به عشق حضرت زهرا خدمت کنند به خانم هایشان، حضرت زهرا می‌خرد. خب آدمی که می تواند زحماتش را در خانه بفروشد به امیرالمومنین حضرت زهرا دیوانه است بفروشد به زن و بچه اش. زن و بچه یه موقع قدر هم نمی‌دانند آدم افسرده میشود. آدمی که افسرده میشود؛ یعنی نفروخته به بالاتر، بفروشد بالاتر خب افسردگی ندارد. حالا زن و بچه قدر دانستند دانستند، ندانستند ما سرمان کلاه نرفته که. چون از اول ما به کی فروختیم؟ فروختیم به یه کسی پایدار هست، به امیرالمومنین به حضرت زهرا فروختم. آنها هم میخرند دیگر، هرچی باشد، می‌فروشد. هرچی زحمت می‌کشی در خانه، آنها می گویند خودم می‌خرم. لذا اگر آنها قدر دانستن ندانستن، تشکر کردن نکردن، تاثیر بر مؤمن نمی‌گذارد. مومن اصلا منتظر نیست بایستد حالا نمیدانم روز زن بیاید و مرده برود یک دسته گل بخرد، یه چیزی بخرد بیاورد بهش بدهد، اصلاً براش مهم نیست. مرد هم همینطور. حالا بایستد ببیند روز مرد میشود؛ مثلاً خانم هست، یه جفت جوراب برایش خریده ، منتظر هیچی نیست. منتظر هیچ تشکری نیست «لانرید منکم جزاءً ولا شکورا» ما از شما نه پاداش می‌خواهیم نه تشکر. خیلی زیرک است خدا رحمت کند آیت‌الله مصباح گفت آدمهای پاچه ورمالیده، شنیدید آدمهای پاچه ورمائیده فقط با خدا معامله می‌کنند. زرنگها زیرک‌ها فقط با خدا معامله می‌کنند، اصلا با کمتر از خدا اصلاً معامله نمی کنند. می گوید اینها کیه اند، اینها چیزی ندارند به من بدهند. من میروم آن سرمایه دار اصلی با آنها معامله می‌کنم که.

می گوید یه ظرف را خانم جابجا کند در خانه همین، مثلا این لیوان را از اینجا بردارد بگذارد اینجا، همین ثواب یک سال عبادت مقبول بهش میدهند. خب این دیوانه‌اش برود کارش را بفروشد به شوهرش،؟ آره؟ یا به بچه‌هایش بفروشد؟ نه.به چی فکر می‌کنند؟ می گوید من دلخوشی ام از صبح که خواب بلند می شوم یه معشوق دیگر‌ی دارم من. مرد هم همینطور. لذا این آدم یه آدم آرامی هست، یه آدم کاملا آرام مهربان شاد. کینه هم از کسی به دل نمی‌گیرد دیگر، که فلانی قدر من را ندانست، من هم حالا بروم آبرویش را ببرم. نمی‌دانم بروم بهش ضربه بزنم، بروم نمی‌دانم انتقام بگیرم. اصلا اینجوری نیست.

جهاد یعنی من همه چیزم را میدهم برای خدا. همه چیزم را مثل امام حسین مثل همین فلسطینیهای عزیزمان مثل لبنانیهای عزیزمان؛ مثل خود ملت ایران که بیشتر از همه اینها الگوتر هستند، بزرگتر هستند، ۴۶ سال ثابت کردند همه جوره پای امام زمانشان ایستادند، پای دینشان ایستادند. این، آن روحی هست که نبوده قبل از. اگر بود قبل از این انقلاب اهل بیت آواره نمی‌شدند که. پیغمبر فرمود: آوارگی اهل بیت من با قیام مردم ایران از شرق تمام میشود. یعنی اینها همیشه آواره اند همیشه تبعید هستند همیشه بلا دارند. آنها که قیام کردند تازه آوارگی امام زمان آوارگی پسر من تمام میشود. این انقلاب نبود همچنان او در آوارگی و تنهایی و غربت و مظلومیت خودش بود. این ملت ملت بی‌نظیری هستند از صدر حضرت آدم تا الان همچین ملتی نیامده روی کره زمین. خیلی آدم باید خدا را شکر بکند که بزرگان ما زحمت کشیدند علما مراجع مومنین تا این روح در ما به اوج رسید، انی روح در ما به وجود آمد و ما هم مثل بقیه قرون فاسق بودیم، قرون قبلی فاسق بودیم. ما هم کور به دنیا می آمدیم کور هم از دنیا میرفتیم.

یک صلوات ختم بفرمایید.

«جعل الله» از مادرمان فاطمه زهرا سلام الله علیها -صلوات بلند محضرشان ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد-«جعل الله الجهاده عز السلام» عزت اسلام در سایه جهاد است. اگر جایی مسلمان‌ها ذلیل میشوند- اگر خود بانو به شهادت رسید برای اینکه مسلمانها اهل جهاد نبودند با آن وضع به شهادت رسید. اگر امیرالمومنین حضرت مجتبی سیدالشهدا و بقیه این ۱۳ تا اینجوری کشته شدند و به عزت نرسیدند، نتوانستند عزتشان حفظ نشد، در تنهایی در غربت به شهادت رسیدند، خیلی سخت هست و این باعث شد وقتی که روح جهاد از جامعه اسلامی رفت، جدای از اینکه این ۱۳ تا به شهادت رسیدند، میلیون‌ها میلیون‌ها شیعه و مومن در طول تاریخ همین طوری کشتند. مظلوم کشته شدند. اگر روح جهاد بود هیچ وقت این اتفاقات نمی‌افتاد. اگر روح جهاد بود ۱۱۹۰ سال امام زمان آواره نبود، 1190 سال تنهایی آوارگی چون مردم روح جهاد نداشتند، روح جهاد با دشمنان و ایجاد موانع برطرف کردن موانع ظهور را نداشتند، حوصله کار نداشتند. چون گفتیم برای ظهور منجی دو تا شرط لازم بود. چی بود؟ بگوید؟ امنیت آفرین دو چی؟ لشکر کافی دیگر برای دولتش. این فقط ملت ایران بودند که قیام کردند برای اولین بار قیام کردند و برای امام لشکر درست کردند، امنیت جانی و لشکر درست کردند. چنین چیزی اصلاً نبوده هیچ وقت، از صدر اسلام نبوده اینها نداشتند که کشته شدند. لذا کسی که عزت را می‌خواهد، باید روح جهاد و قدرت را در خودش زیاد بکند.

ما اگر الان این قدرتی که الان داریم نداشتیم، ابرقدرت‌ها تیکه تیکه‌مان می‌کردند. ربطی هم به جمهوری اسلامی ندارد. ربطی هم به انقلاب اسلامی ندارد. ما قبل از انقلاب اسلامی هم تیکه تیکمان می‌کردند. ما سه برابر الان بوده خاک ما، دو سومش زمان انقلاب که زمان انقلاب عرضه نداشتند یه سانتی‌متر از کشور ما بگیرند، این همه حمله کردند، ۱۰۰ برابر قبل حمله کردند اما یه سانت هم نتوانستند. قبلا با یه صدم همین کار با یه هزارم همین کار دو سوم این خاک را بردند. دو سوم این خاک بردند. اینها هر وقت راجع به ایران اعلام موضع میکنند میگویند ایران باید چی بشود؟ تجزیه بشود. اصلاً به خاک ما به منابع ما طمع دارند. از اول هم داشتند هنوز هم دارند. ترامپ هم دیدید خیلی صریح گفت که ما یه شرکت تجاری هستیم. برایمان جان آدمها مهم نیست که کی چقدر کشته میشود، کی کشته میشود. این خیلی حرف صریحی هست دیگر. مثل رئیس جمهور قبلی لاپوشونی و نفاق ندارد. دارد صریح می گوید می گوید آقا ما شرکت تجاری آمریکا براش سودش مهم هست. جان آدمها برای ما مهم نیست و آن بهترین جا برای غارت برای سرمایه، ایران و کشورهای عربی هست. خیلی سریع دارد اعلام میکند که می خواهیم تا غارت‌تان بکنیم، سرمایه‌تان را بکشیم بالا کشورتان، الان دیدید گفتند کانادا مال ماست. گرینلند مال ماست پاناما مال ماست. ببینید همینجوری غارت است. ما مزه عزت را انقدر با انقلاب اسلامی چشیدیم برای اولین بار. این انقلاب به ما عزت داد بزرگی داد آبرو داد در دنیا بعد.

من در یکی از این کشورهای اروپایی، یک خانم از این ضد انقلاب‌ها دیدم. با اینکه ضد انقلاب بود ولی بی‌حجاب بود و نمی‌دانم ظواهر ضدانقلاب هم نبود ولی بی دین و بی حجاب و اینها نبود؛ ولی میدانی چی میگفت؟ میگفتش که ما قبل از انقلاب، دانشگاههای آمریکا و اروپا آزمایش‌های خطرناکی که در آن خطر جانی بود می‌دادند به افغانستانی‌ها و ایرانیان، تحقیق کنند، اروپا آمریکایی‌ها نمی‌توانسته برای آزمایش، می گفتند ایرانیان بروند انجام بدهند، افغانی‌ها انجام بدهند، اگر کشته شدند هم در این آزمایشات اینها آدم نیستند ما را آدم حساب نمی‌کنند به هر حال. می‌گفت بعد از انقلاب دیگر جرات نکردن به ایرانی آزمایش‌های آنجوری بدهند. عزت یعنی این دیگر. این مسئله عزت است. دانشمندان مصری چندتاشون من با آنها، میگفتش که الان هیچ جای دنیا صحبتی نمی‌کنند بزرگان دنیا مگر اینکه ایران جز آن موضوع صحبت باشد ولی ما مصر کشور عربی اصلاً کسی هیچی مان حسابمان نمیکند، برایمان تصمیم می‌گیرند، اصلاً به ما هم نمیگویند. یادتان هست زمان شاه، استالین، لنین، استالین و روزولت و چرچیل آمدند اینجا هاور بود یا روزولت بود؟ آمدند اینجا شاه را خبر نکردند، در کشور ما نشستند جلسه ریختند برای کشور ما هم هست اصلاً به شاه محل نگذاشتند. الان روسیه، آمریکا جلسه گرفتند در عربستان، اصلاً به عربستان دخالت ندادنش آنجا.آنجا جلسه گرفتن که راجع به اوکراین تصمیم بگیرند اصلاً عربستان کیه، ولی اینجا در ایران همچین غلط‌هایی نمی‌توانند بکنند. این عزت هست. جهاد یعنی این، روح داشتن، روح جهاد آقایی میدهد به تو، عزت میدهد. دنیا نمی تواند همینجوری تو را ندید بگیرد، لهت بکند بروی، هر وقت دلت خواست حمله کند بهت، هر جوری دلت خواست بیاید در خاکت. الان شما عراق را نگاه کنید پایگاه زدند در آن بیرون هم نمی توانند بروند. هیچ کس هم هیچی نمی تواند بگوید. ترکیه را شما نگاه بکنید چقدر ذلیل از کشورهای دیگر و اینها می‌توانند آمریکا را بیرون کنند از آنجا؟ نه. در کشور ما همچین غلطی می‌توانم بکنند؟ هرگز. این به برکت روح جهاد هست.

من یه موقع رفته بودم خاطرم بگویم بس است. وقت تمام شد. رفته بودم یکی از کشورهای اروپایی برای تبلیغ برای علمای اهل سنت، مفتی‌ها و علمای اهل سنت، آدم‌های خیلی بزرگی بودند، تحصیل کرده بودند. هر کدام چند تا زبان بلد بودند. خیلی آدمهای قدری بودند. ۱۷ درجه زیر صفر. خوب دقت کنید هوا آنجا بعد به ما گفتن بیاید در مسجد، مسجد گرم هست، بیاید سخنرانی کنید برای اینها. مسجد چند درجه بود؟ ۶ درجه زیر صفر. الان خداوکیلی به شما میگویند ۶ درجه زیر صفر، دعای ندبه شما می آیید؟ یک درجه؟ نمی آییم ما. اینها همه شان آمدند، گرمتر از ۱۷ درجه ۶ درجه ما نشستیم در مسجد برای اینها سخنرانی. حالا سخنرانی من تمام شد. ما گفتیم حالا یه سخنرانی میکنیم میرویم دیگر بعد یقه‌مان را گرفتند. گفتند نه نه باید بایستی سوالات ما را جواب بدهی. من هم گفتم تنهایی یه نفر من، به ۱۵۰ نفر ،یه نفر به ۱۵۰ نفر. گفتم یا فاطمه زهرا خودت کمک کند حریف اینها بشویم. حالا خودم آماده می‌کردم که با اینها وارد یه... گفتم اینها می‌خواهند حتماً این بحث‌های اختلافی راه بیندازند، رئیسشان می‌دانی بلند شد چی گفت؟ گفتش که ما فقط همه مان سوالمان یه چیز هست. آقا ما عاشق ایرانیم، در مسجد هم بستند. هیچکس هم راه ندادند. خودشان و همه روحانی. گفتم ما عاشق ایرانیم، می‌ترسیم که مبادا به ایران آسیبی برسد. سنی ها نه شیعیان، علمای اهل سنت. بعد رئیسشان گفت ما از وقتی که انقلاب شد عزت پیدا کردیم، سنی ها، کسی نه به دین اهمیت می‌داد نه به علما اهمیت می‌داد، بعد از انقلاب شما دین در جهان عزیز شد. دین مطرح شد که دین یه چیز قدرتمندی هست که می‌توانی انقلاب بی‌نظیری را درست بکند. دیگر یه دفعه همه حواسها رفت. مسیحی‌ها زنده شدند مسیحی‌ها هم از ما تشکر می‌کنند. مسیحیان، مسیحی علمای ادیان دیگر همه تشکر میگویند این امام امت بود که به دین عزت داد به معنویت عزت داد. بعد آنها می‌گفتند که ما همه قدرتمان عشقمان ایران هست. همینجوری می‌گفتند کلمات آنهاست می‌گفتند. اینها یه موقع تهدید می‌کنند ایران را ما دلمان می‌لرزد. خیلی حالمان بد میشود. دلخوشی ما شما ایرانیان هستید. سوالمان این هست که آیا بالاخره ایران می تواند مقاومت کند یا نه! نشستم برایشان یه ساعتی صحبت کردم راجع به اینکه اصلا خیالتان راحت باشد هیچکس نمی تواند هیچ غلطی بکند آنجا. لبنان هم که من این دفعه رفتم ماه گذشته، خانه این شهدای لبنانی بودم همه شان خانواده‌های شهدا می‌گفتند ما شهدایمان را فدای شما. فقط به ملت ایران بگوید شماها غصه نخورید ما هستیم اینجا. ما جانمان را فدای شما می‌کنیم شما باشید ما نباشیم. «ان کنتم بخیر فنحن بخیر» این جمله شان هست. شما به خیر باشید ما هم حالمان خوبه. شما خوب باشید، بعد به ما می‌گفتند تو را خدا نگذارید، همیشه هوای رهبر را داشته باشید. هوای آقا را داشته باشید. ما فدای ایرانی‌ها ما فدای ایران. اگر ایران نباشد ما هم قطعاً نیستیم. همه شان به ما این را می گفتند. تک تک یعنی خدا را شاهد به این مجلس مقدس قسم یه دونه خانواده شهید نبود به ما این را نگوید، یه چیز دیگر بگوید. اصلا همه شان نگرانی را داشتند که مبادا شما ایرانیان طوری تان بشود مبادا ایران یه طوریش بشود. الان خودشان ببینید زندگی هایشان چه جوری هست! چه اوضاعی دارند در اینها! در این سرما ۱۲ هزار خانه نابود شده! یه دونه خانه سنی ها را نزدند! خانه‌ها را همه شیعه زدند یا خانه مسیحی‌ها را نزدند. در این سرما سوز سرما شما نگاه کنید: آن از خانواده‌های شهدای سوری بیچاره ها، همه مردان رفتند کشته شدند، زن و بچه الان در چادر خیلی آدم غصه می خورد. بچه‌ها من بعلبک رفتم دیدم این بچه‌ها می‌دویدند دنبال ما دو سه ساعت با ما در همان حرم دختر حضرت سیدالشهدا حرم دارد دخترش خوله، آنجا گرسنه، بچه کوچولو گرسنه، شما تصور کنید بچه در خانه الان گرسنه باشد چه حسی داری؟ چقدر سختت هست! بچه‌های کوچک. من به آن مسئول مجاهد و فداکار آنجا واقعاً بچه یه مشت طلبه، طلبه پیشکسوت، یه تعدادی هم بچه بسیجی آنجا بودند، اینها نیروی مردمی هم هستند نیروی دولتی نیستند. از زندگیشان گذشتند رفتند آنجا ماندن که اینها کشته نشوند، اینها زندگیهایشان، زنده بمانند. گفتم چقدر به اینها می دهید؟ گفت: ما میتوانیم فقط یه وعده به اینها غذا بدهیم، یه وعده فقط بعد آنها عاشق ما، عاشق این ملت، همه دلخوشیشان این ملت هست. در آن وضعیت یه دونه بخاری نیست در این چادرها، پتو من رفتم دیدم پولهایی که ما جمع کردیم در کانالمان همه را بردیم آنجا ده هزار دلار دادیم فقط شد هزار تا دونه پتو. چون نمی گذارند از ایران جنس برود. باید بخری آنجا، آن هم گران. دارو، پتو، نمی دانم همه چیز امکانات همین جوری. آن سوریان آنجوری، لبنانیها آنجوری؛ ولی همه شان عاشق ایران. عزت به این میگویند. اگر کسی روح جهاد ازش رفت، این را باید خیلی حواست باشد.

۲۲ بهمن کوتاهی کنی بیایی بیرون در تظاهراتهایی که باید باشی بیرون بیایی، کوتاهی کنی، ظلم بزرگی کردی. همان راهپیمایی هست که جلوی جنگ را می‌گیرد، جلوی خیلی از فسادها را میگیرد. عزت کشورتان را نشان میدهد. یا آنجایی که باید در انتخابات شرکت بکنی، آنجایی که باید در نماز جمعه شرکت بکنی، آنجا که همین حضور هست، همین این جهاد است، عزت میدهد به انسان.

خدا انشالله به حق محمد و آل محمد همه موانع ظهور آقا را برطرف بفرمایید.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.