جلسه 001 - استغاثه (جمکران)
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - استغاثه (جمکران)

استغاثه جمکران؛ جلسه اول 02/۰۳/1404

اعوذبالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله على اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم‌ بفرمایید.

ساختار وجودی انسان که به فرمایش الهی همه نظام خلقت برای او آفریده شده؛ به گونه‌ای است که بدون ارتباط با متخصص معصوم حیات انسانی ندارد؛ یعنی انسان حیات جمادی دارد که با جمادات یکی است، حیات گیاهی دارد که با گیاهان برابر است، یک حیات حیوانی دارد که با حیوانات برابر است. حیوانات موجودات بسیار ارزشمندی هستند که کمالات فوق العاده زیادی دارند؛ مثل تشکیل کانون گرم خانواده، تعهدات و مسئولیت‌های خانوادگی، عواطف خانوادگی، خدمت به همنوع، خدمت به غیرهمنوع، عشق های زمینی، تشکیل جامعه مدنی، داشتن سازمان اجتماعی، حکومت، دولت، غیرت ناموسی، حیا، وفاداری، امانت داری، این ها همه کمالات حیوانی است. ما در این ها با حیوانات مشترک هستیم. یکی دیگر از کمالات مهم حیوانات عبادت است که قرآن می فرماید: «کُلُّ قَد عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسبیحَهُ» تمام حیوانات آگاهانه به نماز و تسبیح خودشان را بهش آگاهی دارند؛ یعنی می دانند که این ذکر برای آنهاست. وجود مقدس سیدالشهدا علیه السلام ذکرها، تسبیحات و نماز پنجاه حیوان را به ما تعلیم داده است. چرا لازم دانسته که ما عبادات حیوانات را بلد باشیم؟ برای این که ما انسان هستیم. باید بدانیم که سطح ذکر ما و عبادت ما باید از حیوانات بالاتر باشد.

نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «رُبَ مَرکوبٍ خَیْرٌ مِن راکِبِه کَاَنَّهُ اَکثَرَ ذِکراً مِنهُ» چه بسیار مَرکَب هایی که از صاحبشان بهتر هستند. چون ذکرشان بیشتر از صاحبشان است. یعنی وقتی که پیامبر دارد انسان ها را با حیوانات مقایسه می کند می گوید یک تعدادی از حیوانات از صاحبانشان بهتر هستند. چون عبادتشان، ذکرشان و یاد خدا بیشتر است. پس ما در عبادت هم با حیوانات مشترک هستیم. ما یک حیات فرشته ای داریم که بالاتر از سطح حیوانات است که به وسیله آن شبیه فرشتگان هستیم. کار فرشتگان واسطگی بین الله و سایر مخلوقات است. یکی از کارهایی که فرشتگان می کنند این است که سازمان های مادی، گیاهی و حیوانی و همچنین سازمان های عقلانی را برای ما ایجاد می کنند. الکترون ها، پروتون ها، نوترون ها، گیاهان، حیوانات، زمین، خورشید، ماه، ستارگان، کهکشان ها، کیهان همه به وسیله فرشته‌ ها مدیریت می شود. ما در بخش فرشته ای به کار علمی می پردازیم، یعنی همان طور که فرشتگان عالم را تدبیر می کنند ما هم در بخش فرشته ای درس می خوانیم، دانشگاه می رویم، اختراع می کنیم، اکتشاف می کنیم، حوزه می رویم، کار علمی یاد می گیریم، این بخش فرشته ای ماست که بالاتر از بخش حیوانی است. هیچ کدام از این چهار مرحله حیات، حیات انسانی نیست، یعنی این که کسی فکر کند اگر مثلاً رئیس جمهور شود حیات انسانی دارد یا دکتر و مهندس شود حیات انسانی دارد یا عالِم باشد حیات انسانی دارد این جوری نیست؛ یعنی هیچ وجدانی و هیچ نفسی این را نمی پذیرد که ما بگوییم مثلاً کسانی که سوادشان بیشتر است، آدم تر از کسانی هستند که سوادشان کمتر است، چون سواد، اطلاعات و معلومات مربوط به بخش فرشته ای ماست نه بخش انسانی ما، یا بگوییم رئیس جمهور انسان تر از بقیه وزراست یا وزرا، انسان تر از بقیه مردم هستند یا دکترها آدم تر از ارشدها هستند یا ارشدها آدم تر از کارشناس ها هستند یا ورزش کارها انسان تر از بقیه انسان ها هستند، هیچ کس این ها را نمی پذیرد. پولدارها انسان تر هستند، زیباها انسان تر هستند، نه. چون این ها کمالاتی است که مربوط به بخش غیرانسانی است. شخصیت انسان در بخش پنجم وجودش شکل می گیرد که تعبیری که از آن می کنند به نام فوق عقل یا فوق تجرد است که در این بخش انسان از روح خدا برخوردار است. همان طور که قرآن می فرماید: «نَفَختُ فیهِ مِن روحی» انسان در این بخش روح الله است. حقیقت انسان، آن حقیقت روح اللهی انسان است که از خداوند در انسان دمیده می شود. این کار، این بخش در وجود ما چه خاصیتی دارد؟ انسان با برخورداری از روح خدا نسبت به محدودیت تنفر شدید پیدا می‌کند. این ذات همه انسان‌هاست. هیچ انسانی از آن جهت که انسان است، فرشته ها محدودند، مقامشان محدود است، قرآن هم می گوید، تمام فرشته ها مقامشان محدود است یعنی از یک حدی بیشتر نمی توانند بالا بروند اما انسان تنفر شدید از محدودیت دارد. چون روح خدا را دارد، خدا یعنی چه؟ خدا یا الله یعنی ذات بی نهایت، کمال بی نهایت، هستی بی نهایت. انسان در این بخش از محدودیت ها بیزار است و عاشق کمالات نامحدود است. این خصوصیت انسان است. انسان یعنی چه؟ انسان یعنی موجود زنده ای که عاشق بی نهایت است، رشد بی نهایت و کمال بی نهایت. وقتی که می گوییم کمال بی نهایت در خود بی‌‌نهایت مفهوم توحید است. چون بی نهایت نمی تواند بیش از یک دانه باشد. کمالی که انسان می طلبد درست است ظاهراً انسان کمال های مختلف را به شکل بی نهایت می خواهد مثلاً علم بی نهایت، قدرت بی نهایت، لذت بی نهایت، زیبایی بی نهایت، عمر بی نهایت، اما در واقع همه این ها وقتی بی نهایت است یکی بیشتر نمی تواند باشد چون ما دو تا بی نهایت نداریم، دو تا بی نهایت همديگر را محدود می کنند و خود به خود دیگر نامحدود نیستند. به طور خود به خود مخلوق و محدود می شوند. پس در واقع معشوق انسان یا به تعبیر قرآن اِلاه انسان در بخش انسانی و بخش پنجم کمال بی نهایت است که در اصطلاح عربی به آن الله تبارک و تعالی می گویند. انسان در بخش انسانی آن جایی که عاشق الله است عاشق بی نهایت است حقیقت انسانی پیدا می کند حالا اگر این عشق جهت داده شود مومن می شود و اگر جهت داده نشود و انحراف پیدا کند فاسق می شود. لذا قرآن انسان ها را یعنی بی نهایت طلب ها را به دو گروه تقسیم می کند. «اَفَمَن کانَ مومِناً کَمَن کانَ فاسِقاً لایَستَون» انسان ها همه به همین دو قسمت تقسیم می شوند. اگر همه این هشت میلیارد آدمی که روی کره زمین است یا مومن هستند و یا فاسق هستند یعنی بی نهایت طلبی منحرف شده دارند. امام امت سلام الله علیه فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست. این عاشق خداست یعنی چه؟ يعنی بی نهایت طلب است، یعنی او هم کمالات را بی نهایت می خواهد اما مصداق بی نهایت را اشتباه گرفته است یا دنبال کمالات جمادی است یا گیاهی یا حیوانی یا نهایتاً کمالات علمی. به این فاسق می گویند. امپریالیسم، توسعه طلبی، غارت کشورهای دیگر شکل منحصر شده بی نهایت طلبی انسان است. وقتی انسان مصداق ریاضی و حقیقی بی نهایت یعنی الله را پیدا نکند نمی تواند دست از بی نهایت طلبی اش بردارد چون ذاتش بی نهایت طلب است. هیچ انسانی چه مومن و چه کافر نمی تواند بی نهایت طلب نباشد. فرق انسان با فرشته و حیوانات همين است که نمی تواند در یک حد محدود زندگی کند. بنابراین اگر به سمت مصداق حقیقی یعنی الله تبارک و تعالی رفت مومن می شود و اگر به سمت مصداق غیر حقیقی بی نهایت رفت، فاسق می شود. برای همین قرآن می فرماید، قسم هم می خورد، هم قسم و هم تاکید. «وَالعَصر اِنَّ الْاِنسانَ لَفی خُسر اِلّا الِذینَ آمَنوا» همه انسان ها در حال از دست دادن سرمایه جاودان خودشان هستند، سرمایه انسانی خودشان هستند مگر کسانی که واقعاً ایمان بیاورند. ایمان به چه؟ به همین عشقشان به الله، و عمل صالح انجام دهند. عمل صالح یعنی عملی که صلاحیت دارد انسان را به معشوق و اِلاه خودش برساند یعنی الله انسان را به بی نهایت حقیقی نزدیک کند، والّا بقیه انسان ها، انسان های فاسق هستند یعنی مثل رئیس جمهور آمریکا بی نهایت طلب هستند اما این بی نهایت طلبی را در پول و مال و سرمایه گذاری و زمین و خانه و ویلا و کمالات گیاهی و غذا و بچه دار شدن و ازدواج و تشکیل خانواده و موفقیت های اجتماعی و سیاسی و ریاست طلبی و مقام و این طور چیزها دنبالش هستند یا در نهااااایت می خواهد یک تحصیلات علمی داشته باشد، دکتری باشد، مهندسی باشد، همین دیگر، نهایتاً بیشتر از این رشد نمی کند، در حد محدود می ماند. وقتی انسان عاشق بی نهایت شد تازه حیات انسانی پیدا می کند برای همین شرط حیات انسانی ایمان و اظهار آن است. ایمان به چه؟ ایمان به این که جز بی نهایت نمی تواند معشوق و اِلاه من باشد. اگر کسی اين را فهمید و خودش توانست اعتراف کند، یعنی خودش این را بگوید که «اَشهَدُ اَن لااِلهَ اِلّا بی نهایت» همه با هم بگویید. من شهادت می دهم که من معشوقی غیر از بی نهایت ندارم. چون بی نهایت هم هست چیست؟ وَحدَهُ"، یک دانه بیشتر نمی تواند باشد. و چون "وَحدَهُ"، بقیه اش را بگویید. "لا شَریکَ لَهُ" حالا همه اش را عربی بگوییم چه می شود؟ همه با هم بگوییم. "اَشهَدُ اَن لااِلهَ اِلّا الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَه" اگر کسی خودش توانست شهادت بدهد به او انسان و مومن می گویند نه این که در ایران متولد شده است الان مسلمان است این را می گوید. اگر همه ما هم در اسرائیل متولد شده بودیم الان اسرائیلی بودیم، در لشکر اسرائیل بودیم. اگر در آمریکا متولد شده بودیم مسیحی بودیم. اگر در چین متولد شده بودیم بودایی بودیم یا اصلاً دین نداشتیم. این هنر نیست که چون در ایران متولد شدیم الان این را می گوییم؛ بلکه باید خودت شهادت بدهی، خودت باید این شهادت را به زبان بیاوری و شهود کنی. من در درون خودم این شهادت را می دهم که نمی توانم جز با بی نهایت حقیقی یعنی الله راضی شوم. معشوق من، اِلاه من بی نهایت است که همان الله است. حالا معنای این بی نهایت طلبی چیست که خدا در وجود ما قرار داده است؟ خود خداوند در قرآن جواب می دهد. فرمود من از روح خودم در شما دمیدم. بنابراین شما اساساً با غیر از من نمی توانید آرام باشید، با غیر از من نمی توانید سعادتمند باشید، همه با هم بگوییم «اَلا بِذِکرِ بی نهایت قلب ها آرامش پیدا می کند." عربی اش را شما بگویید "اَلا بِذِکرِ الله تَطمَئِنُ الْقُلوب" با ذکر بی نهایت حقیقی که الله است قلب آرامش پیدا می کند. همه ما فقط در اتصال به بی نهایت می توانیم آرامش پیدا کنیم، انسان باشیم و حیات انسانی داشته باشیم. بی نهایت هم اگر بخواهد با ما ارتباط برقرار کند یا ما با او ارتباط برقرار کنیم بدون مظهر امکان پذیر نیست. اساساً هیچ چیز بی نهایت و مطلقی بدون جلوه و ظهور نه قابل شناخت است و نه قابل ارتباط است. برای همین خداوند تبارک و تعالی در کامل ترین جلوه و ظهور که در قرآن دو تا اسم دارد. بگویید ببینم بلد هستید؟ در قرآن به آن خلیفةالله یا مَثَل اعلی می گویند. یعنی عالی ترین نمونه از الله، عالی ترین جلوه از بی‌نهایت برای ما ظهور می‌کند. به این خلیفةالله می گویند. این آن کسی است که شما در اتصال با او می توانید راهتان را، ارتباطتان را با الله، هم به شناخت الله برسید و هم به ارتباط با الله برسید. این که در زیارت ائمه می گوییم «بِکُم عُرِفَ الله وَ بِکُم عُبِد» خدا فقط با شما شناخته می شود و با شما عبادت و عبودیت می شود. به همین دلیل است. اگر اتصال شما با کامل ترین جلوه بی نهایت یعنی خلیفه قطع باشد دیگر اتصالتان با مظاهر محدود است. دیگر نمی توانید بی نهایت طلبی تان را ارضا کنید. دیگر نمی توانید. اصلاً من چه طوری می توانم به الله یعنی بی نهایت نزدیک شوم. این اصلاً دیگر کامل مسیرش بسته است. پس شما فقط زمانی حرکت تضمین شده انسانی و کمال تضمین شده انسانی دارید که با خلیفةالله ارتباط برقرار کنید. قرآن هم همین را در یک قالب دیگر به ما می گوید، در هدف خلقت انسان چه می گوید؟ می فرماید: «ما خَلَقتُ الْجِنَّ وَالْاِنس اِلّا بگویید «لِیَعبُدون» جن و انس را نیافریدم مگر برای چه؟ نه دیگر، عبادت نه دیگر. ببینید همه کسانی که معرفت نفس نمی دانند همین جا آیه را برای ما درست ترجمه نکردند‌. جن و انس را نیافریدم مگر برای عبودیت یعنی بندگی. چون ما بی نهایت طلب هستیم ذات ما می خواهد به همه کمالات بی نهایت برسد اگر بخواهد برسد ما باید با یک روشی این روح بی نهایت طلبمان را به آن الله برساند و تربیت شویم، رشد پیدا کنیم، این جاست که ما به چه احتیاج داریم؟ به رب احتیاج داریم که خداوند در قرآن نزدیک به هزار بار خودش را ربّ معرفی می کند. به همین دلیل است که او می خواهد مربی ما باشد؛ یعنی پرورنده ماست. اگر قرار باشد که ما در باشگاه مربی مان پرورش پیدا کنیم، باید بندگی کنیم، عبودیت کنیم هر چیز می گوید گوش کنیم. کار مربی این است که به ما قواعد می دهد، عدد و ارقام و قَدَر می دهد، دستورالعمل می دهد، در همه رشته ها هم همین طور است، شما فوتبال هم که می خواهید بروید، کونگ فو هم که می خواهید بروید، آشپزی و رانندگی هم که می خواهید بروید اگر بخواهی مربی شوی، به کمالات مربی نزديک شوی، باید هر چیز مربی می گوید، چون تقرب یعنی شبیه شدن به مربی، می گوییم دو رکعت نماز می خوانم قربة الی الله، یعنی می خواهم شبیه مربی ام شوم، می خواهم به بی نهایت برسم. پس شما تا ربّ نداشته باشی، مربی نداشته باشید، اساساً رشد به سمت بی نهایت نمی کنید. اکثر مردم با خدا و الله مشکلی ندارند، مسئله کل مسلمانان، مسیحی ها، یهودیان، این هایی که الله را قبول دارند، این است که رب را قبول ندارند، یعنی نمی خواهند زیر بار رب بروند، نمی خواهند دستورات رب و مربی را اجرا کنند، یعنی می گویند خدایا ما قبولت داریم، از دین هم هر چه بگویی یک چیزهایی یه مقدارش را اجرا می کنیم ولی بقیه اش را به عهده خودمان بگذار. این که عروسی مان چه طوری باشد، اقتصادمان چه طوری باشد، مدیریت مان چه طوری باشد، زن داری شوهرداری مان چه جوری باشد، تربیت فرزندمان چه جوری باشد، حجاب مان چه طوری باشد، لباس پوشیدن مان، غذا خوردن مان،اخلاقمان، با ما کار نداشته باش. فقط کسانی که الله را به عنوان رب قبول دارند در باشگاه رب ثبت نام می کنند و وقتی که قرار است ما در باشگاه رب شرکت کنیم، هر کسی در هر باشگاهی ثبت نام می کند قرار است چه شود؟ خودش می خواهد مربی شود دیگر. این ذات انسان است که انسان ها در ذاتشان می خواهند شبیه مربی هایشان شوند و ما چون بی نهایت هستیم، مربی مان هم بی نهایت است، به قول حضرت امام سلام الله علیه دین اسلامی نهایت است، ربش بی نهایت است، انسان بی نهایت است، کتابش بی نهایت است، پیامبرش هم بی نهایت است. بنابراین در ذات هر انسان شبیه شدن به مربی خودش وجود دارد، طلب وجود دارد. وجود هر انسانی می طلبد که به بی نهایت برسد. همه آدم ها روی کره زمین از صبح که از خواب بیدار می شوند دارند تلاش می کنند ضعف های خودشان را کم کنند، نیازهایشان را برطرف کنند، روز به روز در ابعاد مختلف خودشان را به غنا، قدرت برسانند. همه می خواهند به بی نهایت شدن برسند، مثل رئیس جمهور آمریکا یا هر کس دیگر، کافر و مومن فرقی ندارد همه صبح از خواب که بیدار می شوند در واقع تلاش است که ضعف های خودشان را برطرف کنند، حرکتشان به سمت بی نهایت است ولی چون بلد نیستند مربی ندارند خودشان را محدود می کنند در کمالات، در قبرستان های محدود جمادی، گیاهی و حیوانی بلکه پایین تر چون الان هنوز جامعه جهانی به سطح حیوانات نرسیده است. الان حیوانات خیلی شرافت دارند. الان ما روی کره زمین ما انسان هایی که به سطح حیوانات برسند یعنی خدمت به همنوع کنند، خیانت نکنند، خدمت به غیرهمنوع کنند، عبادت خدا را انجام دهند، وفاداری، امانت داری داشته باشند، غیرت ناموسی داشته باشند، حیا داشته باشند، ما این ها را، انسان های این طوری روی کره زمین  خیلی کم داریم. ان شاالله آقا امام زمان یکی از کارهایی که می کند این است که انسان ها را به این سطح می رساند و بعد از این سطح به سمت بخش های فرشته ای و انسانی می بَرَد. اگر ما بخواهیم شبیه مربی مان بشویم باشگاه احتیاج داریم، مربی احتیاج داریم. اولین نیاز انسان برای این که به مربی خودش یعنی الله تقرب پیدا کند- چون هدف از عبادت، هدف از دین همین است، در حدیث قدسی داریم «عَبدی اَطِعنی حَتّی اَجعَلَکَ مَثَلی» بنده من اطاعتم کن تا من تو را نمونه خودم قرار دهم. انسان برای همین آفریده شده است. آقا امام صادق فرمود: "اَلعُبودیَةُ جوهَرَةٌ کُنهُهُ رُبوبیَة" عبودیت گوهری است که باطنش مربی شدن است. پس ما هر چه که خدا می گوید گوش کنیم به چه نزدیک می شویم؟ به مربی مان نزدیک می شویم و هر چه نافرمانی کنیم از مربی مان دور می شویم. در باشگاه کدام متربی ها زودتر به مربی شبیه می شوند؟ آن هایی که بیشتر اطاعت کنند. هر چه حرف های مربی را بیشتر گوش کنند بیشتر به مربی شبیه می شوند. تقرب پیدا می کنند یعنی شخصیتشان شبیهمربی شان می شود. ما برای همین آفریده شده ایم. وقتی ما برای خلیفةاللهی، به این مقام خلیفةاللهی می گویند، ما برای این مقام آمدیم. برای این مقام آفریده شده ایم. «اِنّی جاعِلٌ فِی الْاَرضِ خَلیفة» قرآن می گوید من می خواهم روی زمین خلیفه قرار دهم. یعنی یک کسی که بتواند این کمالات را طی کند. ما برای همین به دنیا آمدیم. نه برای عبادت، نه برای خدمت به همنوع و غیر همنوع که کمالات حیوانی است، دلمان را به این جور کارها خوش کنیم فکر کنیم حیات انسانی داریم، نه. حیات انسانی آن جاست که شما در یک باشگاه ثبت نام می کنید زیر نظر خلیفةالله به سمت خلیفةاللهی حرکت می کنید. مربی و رئیس این باشگاه باید خودش خلیفةالله باشد تا بتواند ما را به این مقام برساند. این همان رمز غدیر است که داریم به آن نزدیک می شویم. چرا خداوند در غدیر پیغمبر را تهدید می‌کند که اگر متخصص معصوم و خلیفةالله بعد از خودت را معرفی نکنی «فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ» رسالت الهی را به جا نیاوردی، زحماتت هدر می رود. چون پیغمبر آمده که انسان ها را به هدف خلقتشان برساند. وقتی پیامبر دارد از دنیا می رود اگر یک خلیفةالله دیگر بعد از او نباشد کار پیغمبر عقیم است. به این حجت خدا می گویند که ما در روایت داریم اگر حجت نباشد زمین اهل خودش را فرو می بَرَد، برای این که ارزش کره زمین به خلیفةالله است، اگر حجت خدا نباشد مردم دیگر حیات انسانی ندارند، اصلاً دیگر مردم فلسفه خلقت ندارند. اگر قرار باشد در حد ازدواج و دانشگاه رفتن و این طور چیزها باشد، حکومت و دولت باشد، حیوانات این را داشتند، فرشته ها هم دارند. انسان یعنی کسی که بالاتر از فرشته است، می خواهد خلیفةالله شود. بدون حجت خدا و خلیفةالله هیچ انسانی فلسفه وجودی ندارد، حیاتش حیات انسانی نیست. بنابراین وقتی که ما الان می خواهیم به این مقام برسیم مهم ترین نیازمان خلیفةالله است، حجت خداست، باید مربی داشته باشیم. این که یک عده به جمکران بیایند همه اش دعا کنند به امام بگویند زن می خواهیم، شوهر می خواهیم، چک برگشتی داریم، مریض داریم شفا می خواهیم، دکترا قبول شویم این حیات انسانی نیست. این استفاده ابزاری از خلیفةالله است ولی بدون این که با خلیفةالله اتصال برقرار کنیم. قبل از ما سیزده تا خلیفةالله کشته شده است حالا ما در جمکرانی جمع شده ایم که صاحبش هزار و صد و نود سال است آواره است. تعبیری که علی علیه السلام دارد: «اَلشَریدُ الطَریدُ الفَریدُ الوَحیدُ» آواره طرد شده تنها و یگانه است. بنابراین انسان تا نخواهد خلیفةالله بالای سرش باشد، نخواهد اتصال به خلیفةالله داشته باشد، اصلاً تمنای حیات انسانی ندارد. در واقع ما به عنوان یک خانم و آقای مسلمان فقط می خواهیم امام زمانی باشد، حرمی باشد که نیازهای سلامتی، مشکلات جسمی، مالی مان، ازدواج مان، مسائل مان را حل کند. با خودشان کاری نداریم که زیر نظر این ها برویم تربیت شویم و برای همین هم سیزده تا معصوم کشته شدند و مسلمان ها هزار و صد و نود سال احساس نیاز به خلیفةالله و آقا امام زمان علیه السلام پیدا نکردند. خدا اولیای خدا را رحمت کند. یک موقعی این جا مرحوم فشندی می گفت من همین جا در این مسجد جمکران تابستان گرمی آقا را دیدم تنهای تنها همین جا در حیاط ایستاده، گفت دلم سوخت رفتم یک لیوان آب برای حضرت بردم، دستشان دادم، حضرت گرفت گفت شیعیان من به اندازه یک لیوان هم برای من ارزش قائل نیستند. خیلی حرف تلخی است. هزار و صد و نود سال است منتظر است. خیلی تلخ و کمرشکن است. به اندازه یک لیوان. گفتم نه آقا، این ها همه به عشق شما می آیند. فرمود این ها برای خودشان اینجا می آیند، برای مشکلاتشان می آیند، کسی طالب من نیست؛ و این جمله را فرمود: غریب تر از من و مظلوم تر از من وجود ندارد. این وضعیت خلیفةالله است. برای همین هم اساساً معنای دین اسلام حاکمیت خلیفةالله بر جهان است. تا خلیفةالله نباشد که حاکمیت داشته باشد، انسان ها به هیچ وجه تربیت انسانی ندارند. به هیچ وجه نمی توانند رشد انسانی کنند، حرکتشان تضمین شده به سمت رب شان نیست. الله را هم قبول دارند، می گویند یک الله ای است که ما را آفریده یک چند تا آدم مقدسی هم اینجا گذاشته است، این ها هم که کشته شدند، به ما هم که ربطی ندارد، خدا آن هایی که این ها را کشتند لعنت کند، کاری نداریم، نمی گوییم که ما عامل این هستیم که این شخصیت برجسته آواره است، طردشده است و تنها و یگانه است، خودمان را مقصر نمی دانیم، احساس گناه نمی کنیم در تنهایی و آوارگی و مظلومیت و غربت امام. می گوییم خدا آن ها را لعنت کند، آن هایی که امام حسین را کشتند، ائمه را کشتند، بعد هم سر قبرهایشان می رویم، او را هم که دسترسی نداریم می گوییم جمعه ها به جمکران بیاییم به امام زمان توسل کنیم نیازهایمان برطرف شود اما هیچ کس با خودش کاری ندارد. اساساً دین اسلام از اول بر اساس حاکمیت خلیفةالله بنا شده است. غدیر یعنی بدون حاکمیت خلیفةالله و ولی و امام متخصص معصوم انسان ها نمی توانند حیات انسانی داشته باشند. هیچ کدام نمی توانند حیات انسانی داشته باشند. ممکن است عبادت کنند، قرآنی بخوانند، قرآنی حفظ کنند، عبادتی کنند ولی تربیت انسانی نمی شوند، رشد انسانی نمی کنند، به مقام انسانی نمی رسند. شما در زیارت عاشورا می گویید «اَسئَلُهُ اَن یُبَلِغَنِی مَقامَ المَحمود لَکُم عِندَ الله" ما همام مقامی را که شما نزد خدا دارید می خواهیم. خدا می گوید وقتی با امام حسین حرف می زنی بگو قیمتت این است. «اَسئَلُهُ اَن یُبَلِغَنِی» من را به آن مقامی برساند که شما پیش خدا دارید. ما قیمتمان این است و ما بدون خلیفةالله نمی توانیم این کار را انجام دهیم، نمی توانیم رشد کنیم. شما در سایه اتصال به خلیفةالله رشد انسانی دارید، انسان حقیقی، انسان کامل. دین اسلام هم که آمده، دین اسلام مهدوی است. «هُوَ الَّذی اَرسَلَ رَسولهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَق لِیُظهِرَهُ عَلَی الدینِ کُلِه وَ لَو کَرِهَ المُشرکون» پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه ادیان غلبه کند حتی اگر مشرکین نخواهند. یعنی بالاخره این غلبه صورت می گیرد ولی در نبرد با مشرکین، در آیه قبلش هم دارد «یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَاللهِ بِاَفواهِهِم وَاللهُ مُتِّمُ نورِه وَ لَو کَرِهَ الکافِرون» می خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند و خدا نور خودش را به تمامی می رساند. در روایت داریم نورُالله یعنی اَلمَهدی علیه السلام. می خواهند مهدی را از بین ببرند، این نور را خاموش کنند ولی خداوند این کار را نمی کند، اجازه نمی دهد، نور خودش را به کامل، به پایان می رساند، به تمامی می رساند، حتی اگر کافرین نخواهند. در آیه بعد می فرماید: پیامبرش را هم فرستاده که دینش بر همه ادیان غلبه کند حتی اگر مشرکین نخواهند. به امام صادق عرض کردند پس چرا این آیه نشد؟ مگر قرآن نگفت پیغمبر آمده که دینش جهانی شود؟ فرمود: این را مهدی ما انجام می دهد. یعنی مهدی آن کسی است که دین اسلام را برای نجات هشت میلیارد انسان و تربيت هشت میلیارد انسان بر زمین حاکم می کند تا دیگر خلیفه تربیت شود، انسان تربیت شود. انسان ها در حد کمالات گیاهی، جمادی، حیوانی نمانند. انسان شوند واقعاً. به مقام محمود برسند، دعاهایشان اجابت شود. این شخص که می خواهد بیاید چرا الان نیست؟ ما حق مان است.

استغاثه کار آدم هایی است، یعنی کسانی به استغاثه می رسند که می فهمند انسان هستند و نیاز به خلیفةالله دارند و حالا استغاثه می کنند. از خدا مدد می خواهند، به خدا و خود امام زمان پناه می برند که آقا ظهور کن، بیا، بیا به داد همه ما برس، بدون تو نمی توانیم رشد انسانی کنیم، داریم تلف می شویم. الان بگویند در همین قم مثلاً در یک دریاچه یک میلیون ماهی مُردند. همه ناراحت می شوند. مثلاً ده هزار تا مرغ و خروس مُردند، ده هزار تا گوسفند مُردند. الان هشت میلیارد انسان در کره زمین بدون این که رشد انسانی کنند، دائماً دارند به دنیا می آیند، جمعیت زمین دارد افزایش پیدا می‌کند و بدون این که به رشد انسانی برسند دارند تلف می شوند. ما هم همین طور. خیلی از ما هم همین طور. بنابراین استغاثه کار انسان های بزرگ، فهمیده، با فرهنگی است که دغدغه حیات انسانی دارند. می دانند اگر بدون امام زمان باشند، می دانند اگر زیر نظر امام‌ زمان نباشند نمی توانند حیات انسانی داشته باشند.

استغاثه یک رشد فکری و فرهنگی است. استغاثه یک کمال انسانی است. چون انسان ها به نوع استغاثه شان پیش خدا ارزش دارند. بعضی ها استغاثه می کنند پول می خواهند، بعضی ها استغاثه می کنند خدایا امام زمان به دادم برس شفا می خواهد، یعنی کار گیاهی است. بعضی ها شوهر می خواهند، زن می خواهند کار حیوانی است. بعضی‌ها می خواهند دانشگاه قبول شوند این یک بخش فرشته‌ ای است که در استخدام بخش حیوانی است، به بخش انسانی هم نمی رسد ولی یک کسی که می فهمد انسان است دارد تلف می شود، حیف است برای این مقام آفریده شده است اینجاست می گوید خدايا امام زمانم را برسان تا من زیر نظر او خلیفةالله تربیت شوم، به مقام محمود برسم، این آن انسان حقیقی است. انسان ها بسته به نوع دعایشان، گریه شان، استغاثه شان مقام می گیرند پیش خدا. برای همین اگر یک کسی آقا امام زمان جزء دغدغه و دعایش نباشد، امام زمان در رأس خواسته هایش نباشد به تعبیر قرآن فاسق است، انسان طبیعی نیست. انسان از آن جهت که انسان است باید مهم ترین نیاز انسانی اش را از خدا بخواهد نه این که به جمکران بیاید فقط این ها را بخواهد. نه این که این ها را مسائل پایین را نخواهیم. ما غیر از اهل بیت کسی را نداریم، باید از همین ها بخواهیم «وَابتَغوا اِلَیهِ الوَسیلة» ما باید این ها را هم از اهل بیت بخواهیم، از خداوند و اهل بیت بخواهیم، این عیبی ندارد. مسئله این است که ما باید بالاترین دعایمان، بالاترین دغدغه مان، بالاترین گریه مان، بالاترین دلتنگی مان، غصه مان نبودن امام زمان باشد. مسئله فرج امام زمان باید در رأس باشد. خدا آیت الله بهاءالدینی ولی خدا را رحمت کند. یک مدتی، سال ها مردم پشت سر ایشان نماز می خواندند، می دیدند ایشان همیشه می گوید "رَبَّنا آتِنا" یا چیز دیگری می خواند. یک مدت دیدند ایشان فقط دعای فرج می خواند. گفتند آقا چه شد که دعای شما عوض شد؟ گفت آقا به من دستور دادند من همیشه دعای فرج بخوانم. آدم این است. آدم همیشه دست روی مهم ترین نیازش می گذارد‌. اگر کسی به امام زمان احساس نیاز نداشته باشد اصلاً حقیقت انسانی ندارد. برای همین دین اسلام از اول مهدوی است و انسان به میزانی که به مهدویت می رسد، به امام زمانش توجه دارد، انسان است. لذا پیامبر هم که پیامبر خداست می فرماید "اَفضَلُ العِبادةاِنتِظارُ الفَرَج" «اَفضَلُ جَهادُ اُمَّتی اِنتِظارُ الفَرَج» «اَفضَلُ الاَعمال اِنتِظارُ الفَرَج" در دین پیغمبر، اوج در عبادت، در اعمال و در جهاد این است که تو مقدمات ظهور را فراهم کنی. برایش فرج را فراهم کنی. استغاثه فقط دعا نیست تو باید عملیاتی باشی. علی علیه السلام فرمود "الداعی بِلا عَمَل کَالرامی بِلا وَتَر" دعا کننده بدون عمل مثل تیر اندازی است که کمانش زه ندارد. اگر کسی به جمکران بیاید بگوید خدایا امام‌ زمان را برسان ولی تلاشی برای آمدن امام زمان نکند اساساً دارد دروغ می گوید که من امام زمان را می خواهم. مگر می شود آدم برای نیازهایش تلاش نکند؟ "لَیسَ لِلاِنسان اِلّا ما سَعی" قرآن می فرماید برای انسان جز آن تلاشی که می کند چیز دیگری نیست. باید تلاش کنی ، دعا بعد از تلاش شماست. برای همین هم مقام معظم رهبری فرمودند: دین دو چیز بیشتر نیست. ۱. فهم امیدوارانه آینده: این که انسان ها عاشق مهدی باشند، به او امید داشته باشند. ۲. ساخت آینده . این دین است. ایشان فرمود هر کس دین اسلام را غیر از این بفهمد اصلاً دین را نفهمیده است. شما به میزانی دین دار هستید که برای امام زمان دلتنگی دارید، اشتیاق دارید، گریه می کنید، ذوق دارید، شوق دارید، امید دارید، گریه می کنید و به میزانی که برایش تلاش می کنی که این برطرف شود موانع ظهورش. موانع ظهور حضرت چیست؟ موانع ظهور حضرت که نمی تواند وسط ما بیاید چیست؟ حضرت که از خدایش است که بتواند بیاید. حضرت هزار سال پیش به شیخ مفید نامه نوشته به شیعیانم بگویید، در این فاصله صدها بار به اولیای خدا، مراجع، علما پیام داده است. یکی اش به شیخ مفید رحمةالله علیه است که شیعیان من اگر وفادار و همدل باشند من با عجله می آیم. ما این مسئله را نداریم. دستم را نگاه کنید، وفاداری یعنی ترجیح بخش انسانی به چهار بخش دیگر. وفاداری یعنی ترجیح امام زمان در همه بخش ها و فعالیت هایتان به سایر بخش ها. یعنی در کار اقتصادی بخش جمادی، در وقت گذاری اختصاص وقت بخش گیاهی، در اختصاص آبروت در بخش حیوانی، در اختصاص علم و دانش و تخصصت در بخش فرشته ای و در دعا و نیاز و عشق و سوز بخش انسانی ات، بیشترین کسی که نقش داشته باشد آقا امام زمان باشد. نه این که امام زمان یک چیز حاشیه ای در زندگی ما باشد. سه میلیون، چهار میلیون آدم به جمکران بیاید همه برای نیازهای خودشان بیایند، خیلی بد است، این برای امام زمان غصه دارد. این است که آقا به ایشان فرمود: هیچ کس به فکر من نیست. این که ما به اینجا بیاییم و خود حضرت را بخواهیم. استغاثه یعنی همین، یعنی ما می گوییم خدایا ما آدم هستیم، ما حیوان نیستیم، ما زن و مرد نیستیم، ما فرشته نیستیم که نیازهایمان فقط همین ها باشد. ما انسان هم هستیم و در بخش انسانی الان خلیفه بالای سرمان نیست. الان مربی نداریم. نیاز به استاد داریم، نیاز به مربی داریم، نیاز به امام داریم، نیاز به خلیفةالله یعنی خلیفه بی نهایت داریم، خدایا بیاید ما را به تو برساند. اگر کسی اين احساس نیاز را نکند یعنی هنوز بلوغ انسانی ندارد، مثل بچه پنج ساله ای ای که احساس نیاز به ازدواج نمی کند. این بلوغ ندارد اما وقتی که بلوغ پیدا کرد خودش دنبال ازدواج می رود. حالا اگر پدر و مادرش نگذارند خودش می رود چون بلوغش را پیدا کرده است. انسانی که بلوغ انسانی پیدا کرده گریه هایش، دعاهایش، درخواست هایش، فعالیت هایش، سرمایه گذاری مالی اش، وقت گذاری اش، آبرویش، علمش، تخصصش، عشقش در خدمت امام زمان است. چون به بلوغ رسیده است یعنی این را می خواهد. می گوید من بدون او اصلاً حیات انسانی ندارم. بی همگان به سر شود/ بی تو به سر نمی شود

پس ما در اتصال به ایشان است که واقعاً حقیقت دین داری را داریم. این فرمایش رهبر عزیزمان، نائب امام زمان مان فراموش نشود که دین دو چیز بیشتر نیست: فهم امیدوارانه آینده و ساخت آینده.

ما به میزانی دین دار هستیم که گریه داریم، التماس داریم، دلتنگی داریم، برای حضرت دعا می کنیم، عشق می ورزیم، احساس خلا داریم، استغاثه داریم و در کنار این دعاها در بعد از استغاثه مان در طول هفته‌های برطرف شدن موانع ظهورشان تلاش می کنیم. حالا مشکل ایشان چیست؟ مشکلشان همان مشکل سیزده معصوم قبلی است، کشته شدند. یعتی کسی به امام صادق عرض ‌کردند چرا غیبت آقا طول می کشد؟ فرمود چون امنیت جانی ندارد و کسی ایشان را نمی خواهد. بنابراین تلاش برای امام زمان یعنی ایجاد همان وفاداری و همدلی که آقا فرمود، یعنی شیعیان به یک قدرتی برسند که بتوانند:

۱. امنیت جانی امامشان را تامین کنند. ۲. لشکر کافی را برای ظهور ایشان و تشکیل دولت کریمه ایشان در اختیار ایشان قرار دهند. اگر به این سمت حرکت کردی تو دین دار هستی، تو راست می گویی و صادق هستی، در غیر این صورت دین دار نیستی. ما فقط ظاهر، یعنی کار، زن و مرد مسلمان هستیم نه انسان مسلمان، یک خانم و آقای مسلمان هستیم. به همین جهت قرآن کریم وقتی دارد درباره شرایط ظهور منجی صحبت می کند، نه الان، نه زمان پیغمبر، همه انسان ها منتظر منجی بودند. مسئله منجی مسئله مشترک همه ادیان از زمان حضرت آدم تا الان بوده. لذا این شخصیت پر بحث ترین بخش همه ادیان است. شما در دین اسلام اگر سخنرانی های پیغمبر را، حرف های پیغمبر را به کتاب تبدیل کنید قطورترین کتاب پیغمبر کتاب مهدویت است، بیشترین حرف های پیغمبر در مورد امام زمان است. پیامبران قبلی هم همین طور بوده است. لذا قرآن می گوید یک زمانی قرار است یک آدم هایی روی کره زمین پیدا شوند آن ها این دو تا کار را برای منجی انجام می دهند. کدام دو تا کار؟ بگویید.

۱. امنیت جانی ۲. لشکرسازی که ان شاالله توضیحش برای جلسه آینده بماند که این را توضیح دهم. چون ما اگر به سمت عملیاتی شدن برای امام زمان نرویم فقط در حد یک دعا و اللهم عجل لولیک الفرج و الهی آمین و هیچ کاری هم نکنیم این بزرگ ترین ظلم و توهین به امام زمان است که ما حاضر نباشیم در جهت دولت کریمه ایشان فعال باشیم. در حالی که دعای پیامبر و همه ائمه این است که خدایا ما را از اعوان و انصار ایشان قرار بده.

الان شما دعای ضراب اصفهانی خواندید. دعاهای دیگر را ببینید همه شان دعوت به برطرف کردن موانع ظهور و دشمنی با موانع ظهور ایشان است که ان شاالله باید بیشتر در موردش صحبت کنیم.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین