جلسه 009 - اردوی همدلی (گیلان ۱۴۰۱)
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1401
ماه
7
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - اردوی همدلی (گیلان ۱۴۰۱)

اردوی همدلی (گیلان)

جلسة نهم (9) به تاریخ: 22/07/1401

استاد گرانقدر:

استاد محمد شجاعی

تعداد جلسات: 9

اعوذبالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت‌الله علی اعدائهم اجمعین.

سلام و صلوات و درود و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه ی شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا رسول‌الله, و آقا امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحثی که الآن تقدیم می‌کنیم از مخاصمه درجه‌ی پایین‌تر هست مراء. مراء یعنی قیل‌وقال، گفت‌وگوهایی که در آن قیل‌وقال را دارد اما تخاصم و دشمنی و این جور چیزها در آن نیست. البته بحثش مفصل است. این خودش یک اردوی کامل می طلبد، به قدری ابتلائش زیاد هست که در قوای غضبیه یکی از پرحدیث ترین و پرعنوان ترین مباحث است. مثلا من الان برای شما خصومت را خواندم. اصولش را برای شما مختصر گفتم. اما مراء را ما نمی توانیم اصلا تکمیل کنیم. از بس ابتلائش هم زیاد هست، جهنم وسعتش خیلی زیاد هست. خیلی ها را می گیرد. این خودش یک داستان دیگری دارد، الان من فقط در حد همین جلسه ای که داریم چند نکته را در این زمینه خدمتتان عرض می کنم. ان شاالله خدا به همه ما توان عمل بدهد، یک صلوات بلند ختم کنید.

اولین فرمایش از وجود نورانی حضرت رسول اکرم , است که «ذَرُوا الْمِراءَ فَاِنَّهُ لا تُفْهَمُ حِكْمَتُهُ وَ لا تُؤْمَنُ فِتْنَتُهُ» ولش کنید، رهاش کنید مراء را، قیل و قال نکنید، رها کنید، چرا؟ می فرماید که «فَاِنَّهُ لا تُفْهَمُ حِكْمَتُهُ»، حکمتی در آن فهمیده نمی شود. یعنی شما اگر حرف حقی هم داری، حرف حسابی هم داری در قیل و قال چیزی ثابت نمی شود. چیزی فهمیده نمیشود. قصد این هست چیزی را به طرف مقابلت بفهمانی. مگر این قصدت نیست؟ یک موقع هست می خواهی مثل یک مار سم خودت را در روح آن وارد کنی، آن یک بحث دیگری است. می خواهی آتیش بزنی طرف را، خودت، بحث دیگری است. یک جنایت هست آن. ولی یک موقع هست که نه، فکر می کنی که اگر بگویی، وارد این قیل و قال بشوی، یک چیزی طرف مقابل درکش می کند، می فهمد. فرمود: "فَاِنَّهُ لا تُفْهَمُ حِكْمَتُهُ" اما نکته ی مقابل "وَ لا تُؤْمَنُ فِتْنَتُهُ" ولی در امان نیستی از فتنه اش. فتنه اش دامنت را می گیرد؛ اما حکمتی هم فهمیده نمی شود. یک کار احمقانه است، یک کار عبث است. یک کار لغو است. کار کاملا لغو است. حالا آثارش خیلی وحشتناک هست، آثارش را حالا بعضی هایش را میرسیم که بگوییم. همان اثری که مخاصمه دارد، این هم دارد. یعنی این که اصلی ترین جنایتی که این کار با انسان می کند، اصلی ترین تاثیری که این دارد، این است که تو را از خلوت با معشوق محروم میکند. راهت نمی دهند. میدانی؟ راهت نمی دهند. اینقدر بد هست که پیامبر فرمود: من شفاعت نمیکنم. حتی اگر حرف طرف، حرفِ حق بوده. من آدم اینجوری را شفاعت نمی کنم. این حرف خیلی سنگین است. ببیننید مثلا پیامبر فرمود: من در قیامت برای صاحبان گناهان کبیره شفاعتم را گذاشتم. این فوق کبیره است. این فوق کبیره است که میگوید من کسی را که اهل قیل و قال هست را شفاعت نمی کنم. برای همین در نقطه مقابل خودشان می فرماید: "مَن تَركَ المِراءَ و هُو مُحِقٌّ" کسی که مراء را ترک بکند درحالی که حق با اوست « بُنِيَ لَهُ بَيتٌ في أعلَى الجَنّةِ » خداوند براش یک خانه در بالاترین درجه ی بهشت می سازد. بالاترین درجه ی بهشت. باز فرمودند: «ثلاثٌ مَن لَقِيَ اللّه َ عزّ و جلّ بهِنَّ دَخلَ الجَنّةَ مِن أيِّ بابٍ شاءَ» اگر کسی که مراء را رها کند درحالی که حق با اوست، از هر دری که بخواهد میتواند بهشت برود. آن یعنی این چقدر قدرت دارد. چقدر در طهارت نفس انسان، قدرت نفس انسان این اثر دارد که می گویند از هر دری خواستی داخل بهشت برو. معنا و مفهوم مخالفش چی میشود؟ مفهوم مخالفش چیه؟ یعنی تو نمی توانی بروی. اگر اهل مراء باشی نمی توانی بهشت بروی. از این هفت درِ جهنم داخل برو. یعنی اینجوری می شود. این سه تا چی هستند که هر کس داشته باشد، از هر دری دلش بخواهد می تواند بهشت برود ؟ "مَن حسنَ خُلقُهُ" خوش اخلاق باشد. دو: "و خَشِيَ اللّه َ في المَغيبِ و المَحْضَرِ" از خدا حیا کند، بترسد. خشیت داشته باشد در حضور و غیبت، در جمع و خلوت. همه جا از خدا بترسد." و تَرَكَ المِراءَ و إنْ كانَ مُحِقّا"مراء را هرچند حق با اوست رها کند، ترک بکند.

روایت بعدی از امام صادق علیه السلام هست: خیلی زیباست. حالا ما حسانت هم بگوییم اینجا. فرمود: " مَنْ يَضْمَنُ لِي أَرْبَعَةً بِأَرْبَعَةِ أَبْيَاتٍ فِي اَلْجَنَّةِ» چه کسی در مقابل چهارخانه در بهشت چهار چیز را برای من تضمین می کند؟ چقدر این گفت و گو قشنگ هست. امام دروغ ندارد. راست هست. چه کسی برای من تضمین میکند چهار چیز در مقابل چهار خانه در بهشت:

"مَنْ أَنْفَقَ وَ لَمْ يَخَفْ فَقْراً" انفاق کن از فقر نترس. نترس اگر فلان چیز را به کسی بدهی، از مالت کم شود. چون این یک دروغ هست. امام ما امام باقر ما میگوید من گله دارم چرا شیعیان ما با صدقه، ثروتشان را افزایش نمیدهند. ده ها بار گفتیم که انفاق مثل برداشتن از یک چشمه است که شما هر چی بردارید، آبِ قوی تر در آن بیشتر جریان پیدا می کند. جَرَیان اصلا چیزی هست که با همه ی حیات بشریت سازگاری دارد. شما مثلا کنز، ثروت اندوزی که این همه خدا برایش عذاب گذاشته، در روایات داریم ثروت اندوزی این همه عذاب دارد، اما اگر همان ثروت را شما میذاری در تجارت، عبادت میشود. امام صادق به یکی از اصحابش میگوید: شنیدم تجارت را تعطیل کردی؟ میگوید: آقا من برای هفت پشتم دارم بخورم، دیگه میخواهم چکار؟؟ حضرت فرمود: تجارت برای این نیست که آدم جمع کند تا بخورد، اینکه اصلا یک کار غلطی هست. برای هفت پشتم جمع کردم. این جریان باید اقتصاد جامعه بگردد، این پول باید در جریان باشد، کارآفرینی بشود، رفاه بیاورد، امنیت بیاورد، این باید در کار برود. لذا ذخیره کردن به هر شکلی مثلا شما سکه بگیر بگذار در خانه، دلار بگیر و جمع کن، این کنز هست. این همان عذابی هست که دارد. این ثروت باید بیاد در جریان قرار بگیرد، باید برود در گردش های اقتصادی تا بتواند جامعه را قدرتمند بکند. " وَ أَفْشَى اَلسَّلاَمَ فِي اَلْعَالَمِ" سلام را رواج بدید که بعد در بحث سلام اینها را توضیح دادم. اولین نفر باشید که سلام میدید به جمع به افراد. سبقت بگیرید دیگر. پیامبر فرمود: من چندتا کار را ترک نمیکنم. یکی سلام کردن به بچه هاست. به بچه ها هم سلام کنید. کسی که منتظره بهش سلام کنند یا سلام نمیکند، خیلی دور میشود از خدا، چه برسد جواب سلام را سنگین بدهد که آن خیلی وحشتناک هست: " وَ تَرَكَ اَلْمِرَاءَ " مراء را ترک بکند. البته مراء را اختصاصا از بس چیز کثیفی هست، گفتند سه تا خانه جدا می دهیم. این که حضرت گفته یک خانه، حداقلش را گفته. خود حضرت گفته من سه تا خانه در بالا، پایین و وسط بهشت براش در نظر میگیرم. تضمین می کنم "وَ إِنْ كَانَ مُحِقّاً" حتی اگر حق با تو باشد. "وَ أَنْصَفَ اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ" به مردم هم انصاف بدید، وضعیت مردم را درک کنید، حالتهای مردم را درک کنید، شرایط مردم را درک کنید، راحت قضاوت نکنید درمورد بقیه. راحت به خودتان اجازه ندید. درکش کن طرف مقابلت را. بعد انصاف را توضیح دادیم؛ یعنی هر چی برای خودت میخواهی، برای طرف مقابل هم بخواه. هرچی برای خودت دوست نداری برای او هم دوست نداشته باش. "لا تُمارِ فَیَذْهَبَ بَهاؤُک" آبرو و هیبتت میرود اگر بخواهی. این از امام صادق علیه السلام هست که میفرماید که: جدل نکنید، مراء نکیند، آبرویت میرود. از این بدتر؟ آبروی خودت میرود. هیبتت، بهائت، شخصیتت خرد می شود. ببین چقدر قشنگ و تخصصی.

«المراءُ لايَخْلُو من اربعةِ اوجُه» مراء از چهار چیز خالی نیست. چهار وجه دارد. «امّا ان تَتَمارى انت و صاحبُك فيما تعلمان فقد تَرَكْتما بذلك النصيحةَ و طَلَبْتما الفَضيحةَ» میگوید یا این است که درباره ی چیزی دارید جدل میکنید که هر دوی شما می دانید چیه. هر دوی شما میدانید چیه. خیلی وقتها این حماقتها پیش میاد که آدم در مورد یک چیزهایی جرو بحث میکند که هر دوشان واقعیت را میدانند چیه. میگوید: در این صورت تو چیکار کردی؟ خیرخواهی را ترک کردی. خیرخواهی در آن نیست. "و طَلَبْتما الفَضيحةَ" آبروی ریزی و فضیحت داری، شما دنبال این هستید. خیرخواهی تو این نیست. یک چیزی که مشخص هست.

«و اضَعْتُما ذلك العلمَ» اون علم رو ضایع کردی. آن دانشتون را ضایع کردید. اون هم یه حرمتی داره .کاش یه فرصتی می تونستیم شرحش بدیم اینارو کامل. «او تَجهلانه فأَظْهَرْتُما جَهلًا و خاصَمْتُما جهلًا» یا اصلا نمیدانید موضوع چیه. این الان در فتنه ها خیلی زیاده. مثلا اصل ماجرا معلوم نیست ولی دو نفر سر موضوعی که معلوم نیست با همدیگر دعوا می کنند. همه هم شهوت کلام دارند و می خواهند اظهارنظر کنند درمورد چیزی که نمی دانند چیه. هیچ اطلاعاتی ندارند. همین جوری حرف زدن و گمانه و تخمین و دروغ فقط برای اینکه حرفی زده باشند یا خودنمایی کرده باشند. میگوید دراین صورت شما جهالت خودتان را ظاهر کردید و دشمنی و آن تخاصم و گفت و گوتان هم جاهلانه و احمقانه است.

«و اما تَعْلَمه انت فَظَلَمْتَ صاحِبَك بِطَلَبِ عَثرَتِهِ». میفرماید یه موقع است که فقط تو میدانی، تو داستان را میدانی چیه، میگوید در این صورت با جست و جوی لغزشِ دوستت بهش ظلم کردی. یک رازی هست که حالا تو هم فهمیدی، یک مطلبی هست حالا تو هم دانستی، وقتی وارد آن می شوی، آن را ضایع کردی. آن را نابودش کردی با این کارت. ستمگر میشوی.

یا اینکه دوست تو تنها میداند، رفقیت فقط میداند، طرفت فقط میداند. در این صورت چی؟ وقتی گفت و گو میکنی و اصرار هم داری که از توش چیزی دربیاوری. می فرماید: دراین صورت حرمت وی را «فَتَرَكْتَ حُرمَتَه» منزلتش را رعایت نکردی، مقام، موقعیت، منزلتش را رعایت نکردی. با سوالات، با سوال پیچ کردنت، با چیزی.. چرا به این کار اصرار داری! هم ظلم است، هم منزلتش را زیر سوال بردی و حرمتش را هم شکستی با این کار. این شیطان و این نفسانیت است که من باید بدانم و بفهمم، آدم را بدبخت می کند. این بیچاره می کند. حالا تو بعدش هم فهمیدی «لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ» هیچ وقت درمورد چیزی که اگر جوابش در بیاید، اذیتتان می کند، سوال نکنید: «إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ» برای چی چیزی که اگر بدانی، بفهمی، اذیت می شوی. پس سؤال نکن.

بعد فرمود: «و هذا كلُّه محالٌ، فَمَنْ انصَفَ و قَبِل الحقَّ و تَرَكَ المماراةَ فقد اوْثَقَ ايمانَه واحْسَنَ صُحْبَةَ دينهِ وَ صان عقلَه» می گوید: همه ی اینها ناممکن هست، هیچ نتیجه ای ندارد. بنابراین اگر کسی انصاف به خرج بدهد، حق را بپذیرد و بگوید درست است. حق این است، حق را قبول کند و جدال گری را رها بکند، ایمانش را استوار و دینش را نیکو و خردش را پاس داشته است. چقدر خیرات داره!!! همین ایمانت را حفظ کردی هم دینت را حفظ کردی هم عقلت را حفظ کردی.

«المُؤمِنُ يُداري ولا يُماري» مومن اهل مداراست. سازش دارد، مدارا دارد، راه می آبد، سخت نمیگیرد. «ولا يُماري» ممارات هم نمیکند، مراء ندارد، جدل نمیکند.

«في وَصِيَّتِهِ لِكُمَيلٍ»، امیرالمومنین علیه السلام در وصیتی که برای کمیل دارد، فرمود: « » حالا شما حال امیرالمومنین با آن عظمت را نگاه کنید. کمیل هم جز اصحاب سرّ هست، یک آدمه قدری هست، یک آدم شوخی نیست کمیل. اینقدر بزرگ هست که این دعای کمیل را امیرالمومنین بهش یاد میدهد، یعنی ظرفیت این نوع مفاهیم را دارد که بهش میگوید. حالا امیرالمومنین به این شخصت چی میگوید؟ میفرماید: «إیّاک وَ الْمِراءَ » بپرهیز از مراء. یعنی همه در معرض هستیم. هیچ کس نیست در معرضش نباشد. «فَاِنَّک تُعْزیِ بِنَفْسِک السُّفَهاءَ إذا فَعَلْتَ» تو با این کارت باعث میشوی که آدمهای احمق، آدمهای جاهل تحریکشان کنی علیه خودت. «وَ تُفْسِدُ الْاِخاءَ» اخوت را. اخوت شامل همه چی، شامل همه ی روابط است. اخوت را فاسد میکنی. رابطه را خرابش میکنی. با این کارت فاسدش میکنی.

امیرالمؤمنین: «مَن ضُنَّ بِعِرضِهِ فَلْيَدَعِ المِراءَ». «ضُن» به معنای بخل هست، یعنی کسی که آبرویش را نمی خواهد بریزد، بخل دارد در آبرویش. آبرو برایش خیلی مهم است؛ یعنی نمی خواهد دم دست بدهد، آبرویش، همینجوری خودش را بی شخصیت کند، «مَن ضُنَّ بِعِرضِهِ» کسی که آبرویش را دوست دارد، «فَلْيَدَعِ المِراءَ» باید قیل و قال را رها کند، باید این جدالگری را رها کند.

امیرالمؤمنین: «المِراءُ بَذرُ الشَّرِّ»، مراء تخم و بذر بدی هاست. بعد جالب است که فرمود: «بَذرُ الشَّرِّ»، یعنی هر چی بدی هست را این با خودش می آورد.

امیرالمؤمنین: «جِماعُ الشَّرِّ اللَّجاجُ و كَثرَةُ المُماراةِ»، تمام بدی ها در لجبازی و بسیار جدل کردن است. همه ی بدی ها.

«دَخَلَ السّائِبُ بنُ صَيفِيٍّ عَلَى النَّبِيِ ,فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أتَعرِفُني؟» به پیغمبر عرض میکند که من را میشناسی؟ ببینید پیغمبر چقدر قشنگ جواب میدهد. میگوید: یا رسول الله, من را میشناسی؟ حضرت میفرماید: «فَقالَ: كَيفَ لا أعرِفُ شَريكِي الَّذي كانَ لا يُشاريني ولا يُماريني» ببینید چقدر حرف بلند است. این که پیغمبر میگوید من شفاعتش را میکنم، یعنی شریک منی. شریک خیلی حرفه هست، شریک رسول الله, باشد. میگوید: من چه جوری شریکم را نشناسم؟ درحالی که نه آزرم می رسانی، نه با من قیل وقال میکنی. شریکت میشود. نه آزار و نه قیل وقال. گاهی وقتها انسان احتیاج دارد به اینکه یک کسی قیل و قال باهاش نکند. گیر بهش ندهد، آزار نرساند، این خیلی مهم هست. ممکن است حق با تو باشد و آن هم اشتباه کند؛ اما نحو تقدس یک رابطه یا جایگاه یک رابطه، اقتضا می کند که تو اصلا ورود به این مسائل نکنی. اصلا ورود نکن. چون آن حرمته، آن اقتضاء باید حفظ شود. این رابطه، آن حریمه، آن آرامشه، آن آزارندادن باید حفظ شود. همین را اگر زن و شوهرها رعایت کنند خیلی خوب هست.

امیرالمؤمنین فرمود: «لا مَحَبَّةَ مَعَ كَثرَةِ المِراءِ»، کثرت قیل وقال محبتی باقی نمی ماند. افرادی که با هم تند تند بحث می کنند، تند تند جدل می کنند، تندتند باید موضوعات تلخ را مطرح کنند برای همدیگر، اینها محبت بینشان نابود می شود. از بین میرود.

«سَبَبُ الشَّحناءِ كَثرَةُ المِراءِ»، زیاد قیل و قال کردن باعث میشود انسان به یک بدبختی دیگری دچار شود. آن چیه؟؟ الشَّحناءِ است. آدم گیر کینه ورزی می افتد. دچار کینه ورزی می شود.

دوتا حکمت منصوب به حضرت هست که خیلی قشنگ است. «عادَيتَ مَن مارَيتَ»، «عاداكَ مَن لاحاكَ».

«عادَيتَ مَن مارَيتَ»، یعنی تو با کسی که دشمنی میکنی، با کسی که بحث میکنی، دشمنی هست. آن کس هم که با تو جدال میکند، او هم با تو دشمنی میکند. یک تقابله دوطرفه است. دوتایی دشمنی می کنیند در حق همدیگر.

در جبهه در عملیات بودیم. شناسایی رفته بودیم بعد داشتیم با این دوستمان کتاب ایمان شهید دستغیب را می خواندیم. نوشته بود که مجلسی یک دختری داشت، عظمت این دختر را داشت تعریف میکرد، نقاط عظمت شخصیت این دختر این بود که، افتاد و پایش شکست، می بینند که میخندد. می پرسند که برای چی میخندی؟ گفت: به ثوابش میخندم. همینطور داشتیم این را می گفتیم و قدم میزدیم، روی زمین نشستیم. او روی زنبور نشست و باسنش را نیش زد. آره حالا این تا بخواهد ظاهر خودش را حفظ کند، گفتم: حسین جون به ثوابش بخند. حالا قیافه اش جالب بود.

امام صادق : «إيّاكَ و الجِدالَ فإنّهُ يُوبِقُكَ و إيّاكَ و كَثرَةَ الخُصوماتِ فإنّها تُبعِدُكَ مِن اللّهِ» دوتا رفیق بودند. امام صادق بود و یکی دیگه. اینها آنقدر با هم رفیق بودند که هر کس او را میدید یاد امام صادق میفتاد ، هرکی امام صادق را می دید، یاد رفیق می افتاد. اینقدر جون جونی بودن. یک وقتی با هم داشتن جایی میرفتند، غلام این شخص، مثلا دیر آمد و یک فحش بهش داد. حضرت فرمود: چی گفتی. گفت فحش دادم. گفت: برای چی به او فحش دادی؟ فحش مادر او داده بود. گفت: مادرش کافر است که من فحش دادم. درروایت داریم حضرت قهر کرد و تا آخر عمر با این حرف نزد. یک موقع آدم یک غلطی میکند و خدا چنان آدم را یک جایی پرت میکند که دیگر اصلا نمی پذیرد در حریم. آدم نباید لوس بشود. حواسمان را جمع کنیم. یک موقع اتفاقی می افتد که کار تمام است. ببینید "بپرهیز از کثرت دشمنی ها و مشاجره ها"، که «تُبعِدُكَ مِن اللّهِ» از خدا دورت می کند. اگر آدم بفهمد معنی این کلمه چیه! حضرت با یک ادبیاتی صحبت میکند برای کسی که الله را بفهمد یعنی کی؟ الله یعنی چی؟ یه کلمه اش خیلی سنگین هست. تمرین لازم دارد. یک موقعع ها که دل هاتون آشفته است، دلهاتون میگیره، یه ذره هوای دلهاتون ابری هست، ذکرهای دیگر زورشان نمی رسد.

خدا مرحوم بحرالعلوم را رحمت کند در مراقبات، چله ی «یا الله» می داد. خیلی خوبه. «یا الله»، یعنی همه اسما الله را میکشی وسط. الله را، شوخی نیست. وقتی میگوید: «تُبعِدُكَ مِن اللّهِ» یعنی تو با هیچ اسمی راه پیدا نمیکنی. بسته است. میدانی همه درها بسته است. الله شوخی نیست. فرض بفرمایید شما می بینی وقتی کسی در مقام استادی، جنایت و ظلمی می کند، از استادش طرد میشود. یک وقت هایی این استاد مثلاً بابابزرگ من هست، بابام هست، از این در می شود وارد شد. می گویم حالا باشد، من را از کلاس بیرون انداخته. گفت سرکلاس نیا. ولی بابام هست، بابابزرگم هست بالاخره، از این در، از این اسم نمیتواند دورت کند. ولی یک وقت هایی هست که همه ی اسم ها را می بندد. " تُبعِدُكَ مِن اللّهِ " کارت تمام است. یک موقع هایی که احساس ضعف دارید، فقط یه مدتی ذکر بگیرید: "یاالله"، "یاالله".

مرحوم بحرالعلوم فرمود: هر کسی چله گرفت، بعد از چله‌ی دوم، "یا" را هم حذف کند. «یا» را هم حذف کن تا قلبت این عظمت را بخورد. «الله/ الله/ الله». هرچی. عدد ندارد. بگو. کثرت هست. انسان همین جوری بگوید با تمرکز. خوش به حال آنکه می تواند بگوید: "یاالله" با معرفت."یا" را هم بتواند حذف کند یک جاهایی هم بگوید: "الله الله الله". این اسم معجره میکند. انسان اگر معرفت داشته باشد با شخصهِ شخیصِ الله فقط حرف بزند و صداش کند. «یاالله». دم و بازدم، «الله». این را در مراقبت های عرفها هم داریم. حتی در لااله الا الله آداب دارد که با نفس همراه میشود که با دم و بازدم گفته میشود که کاری با آنها خیلی نداریم.

امام هادی به به آدم اسمای اینا میاد "فما اهلا و اسمائک" قربونشون برم. خدا لطف میکنه در حق ما اسمای اینها میاد.

امام هادی خیلی عشق هست. خیلی مهربونه خیلی دوسته ،خیلی رفیق بازه.خیلی رفیق بازه ،هم رفیقه هم رفیق بازه، خیلی نازه.

«المِراءُ يُفسِدُ الصَّداقَةَ القَديمَةَ و يَحلُلُ العُقدَةَ الوَثيقَةَ و أقلُّ ما فيهِ أن تَكونَ فيهِ المُغالَبةُ و المُغالَبةُ اُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ» چقدر روانشناسی دقیق هست. مراء دوستی های قدیمی رو نابود میکنه .یعنی خیلی ریشه رو میکنه فاسد میکنه. یفسد الصداقه القدیمه ببین چقد خطرناکه قدیم و جدید رحم نمیکند و يَحلُلُ العُقدَةَ الوَثيقَةَ اینکه میگه دوستی قدیم رو نابود میکنه یعنی چی؟یعنی تو توی دوستی های جدید اصلا انتظار نداشته باش با مرا بتونی بنا بذاری .قدمیه رو نابود میکنه ، اینکه دیگه عددی نیست ، تازه دوهفته است باهم آشنا شدی. مثل زن و شوهرها، نامزدها دیدین الان، چقدر ما سال اول دوران عقد طلاق داریم؟

زبون چیکار میکند؟؟

«المِراءُ يُفسِدُ الصَّداقَةَ القَديمَةَ و يَحلُلُ العُقدَةَ الوَثيقَةَ پیمان های استوار را از هم می گسلد. یعنی نابود می کند. پیمان ها را نابود می کند. یعنی خیانت. یعنی بی امانتی. اینها را برا آدم میاره. «و أقلُّ ما فيهِ أن تَكونَ فيهِ المُغالَبةُ"، کمترین نتیجه ی مراء این است که تو پیروز میشی. بر طرف مقابل پیروز میشوی. حالا چه اتفاقی می افتد؟؟ «و المُغالَبةُ اُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ». در روانشناسی معرکه است. می فرماید: غلبه تازه کینه می گذارد: «اُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ» حالا هم پیروز شدی؟ بنای قطع ارتباط را گذاشتی. بنای قطع ارتباط گذاشته شد. خوبه حالا؟ تو موفق شدی، پیروز شدی، خوبه؟ این شهوت این هست.

این «و المُغالَبةُ اُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ». فوق العاده است. اگر روش کار بشود بسیار مهم هست. بسیار بسیار مهم هست. حالا من یک نکته بگویم به شما که این بسیار مهم هست. یعنی چی؟ فقط یه نکته بگویم بسیار مهم است.

این را دقت کنید «و المُغالَبةُ اُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ». اُسُّ أسبابِ یعنی سبب اصلی هست در ارتباط. این خیلی خیلی مهم هست. لذا خداوند خیلی وقتها برای اینکه این اتفاق نیفتد، شکست هایی را برای انسان در زندگی اش تدراک می بیند. شکست هایی را تدارک میبیند برابش و مبارک است برایش. آدمِ همیشه پیروز، آدمِ همیشه موفق، در معرض خیلی نابودی ها قرار میگیرد. لذا خدا جاهایی مریضی میدهد، جاهایی لغزشی میدهد، جاهایی گناه میدهد، جاهایی ورشکستگی میدهد، یک جاهایی خلاصه برای انسان می آورد. این خیلی حرف دارد. من الان نمیتوانم همه را بگویم. فقط فرمولش یادتان نرود. فرمولش را یادتان نرود. اگر انسان بلد باشد این را کار کند، یک کار پتروشیمی خوب روی این نفت انجام بدهد، صدها محصول درمیاید. مثل «الظاهر عنوان الباطن» که صدها محصول ازش بیرون میاد، این هم صدها محصول ازش بیرون میاد.

«و المُغالَبةُ اُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ» عامل اصلی قطع پیوندهاست.