اردوی همدلی (گیلان)
جلسة هفتم (7) به تاریخ: 21/07/1401
استاد گرانقدر:
استاد محمد شجاعی
تعداد جلسات: 9
صحبتهایی که من میکنم یک قاعده و فرمول است برای اینکه ما بتوانیم در آینهی این قواعد و فرمولها خودمان را برسانیم. حتی کسی توی ذهن من نیست یعنی من مثالی که میزنم مثال کلی میزنم چون اخلاق جزئی تنها روش گفتن است. باید فرمول و قاعده بگویی و مثال بزنی... مثلا در مورد جواب ندادن تلفن یا پیامک ممکن هست یک نفر بهدلیل مشغلهای که برایش پیش آمده چند روز نتواند پاسخگو باشد. طبیعی است. من خودم بعضی روزها پیش میآید که ۴۸ ساعت اصلا نتونستم گوشیام را نگاه کنم یا پیامکی را پاسخ بدهم. این عیبی ندارد. ولی من موظفم که اگر مخاطب خاص یا مراجعه کننده دارم، پاسخگو باشم. مثلا یک فروشگاه اینترنتی نمیتواند پاسخگو نباشد. مثل یک فرمانده است یا مثل بیسیمچی نمیتواند بگوید من بیسیمم را خاموش کردم. باید گوشیات را نگاه کنی اگر مخاطب خاص داری ممکن است کار واجبی توی لشکر بهوجود آمده باشد پشتیبانی کنی.
ممکن است بیماری پیش بیاید، مشغول یک همایش، اردو، جشنواره باشی. طبیعی است که نمیتواند درست پاسخگو باشد. هرکس هم خودش میداند، مهم این است که ما خودمان در درون خودمان بدانیم که خدای نکرده، مؤمنی را که حرمتش از کعبه بالاتر است ولو از ما خوشش نمیآید، یا پشت سر من حرف میزند، با ما بد است ولی مؤمن است و سرباز امام زمان«علیهالسلام» هست و آقا هم بسیار دوستش دارد ولو بداخلاق است و از من هم خوشش نمیآید. چه اشکالی دارد؟ مگر شرط اسلام این است که همه ما را دوست داشته باشند؟ یا از ما خوششان بیاید و از ما تعریف کنند؟ ما وظیفهمان را باید انجام دهیم. یکی از وظایفی که باید انجام دهیم وجه منبسط است.
سران کشورها که باهم جنگ دارند، حداقل اخلاق است که باهم وجه منبسط داشته باشند.
«اِنَّ اللّهَ يُبْغِضُ الْمُعَبِّسَ فى وَجْهِ اِخْوانِهِ»: خدا دشمن میدارد و نفرت دارد از کسی که توی چهرهی دیگران نمیخندد و عبوس است. اصلا من چهکار دارم این الان دشمن من است و بد مرا میخواهد و دو دقیقه پیش داشت پشت سر من حرف میزد. من باید وظیفهام را انجام بدهم باید لبخند بزنم، تصنعی هم نه. باید یاد بگیری که لبخند بزنی. خدا اینطوری دوست دارد. ما عبد هستیم. عبد یعنی اینکه اگر کسی پدرت را کشت اگر گفت معذرت میخواهم بگو باشه. مگر امام زینالعابدین نبود؟ یزید آن همه جنایت کرد به امام گفت میشه توبه کنم؟ حضرت فرمودند: بله. عبد یعنی این. من که نمیتوانم از داغتر از خدا باشم. چون به درگاه خدا میشود توبه کرد. نباید بگوییم که تو مثلا امام حسین را به شهادت رساندی و... ما عبد هستیم و اگر خدا قرار است کسی را ببخشد، ببخشد. ولو دشمن ماست. اصلا من چی دارم در برابر خدا؟ این الان پدر و خواهر و برادر مرا کشته، من عبد خدا هستم. من عبد خدا هستم و خدا میفرماید: بیخیال شو. نه، تو باید انتقام بگیری و... عبودیت یعنی اینکه هرچه مولا گفت قبول کنی. من خودت را کنار بگذاری. دین یعنی همین، دین تو را مسخره میکند. یادت باشد، دین، من جمادی، من گیاهی، من حیوانی و من عقلی را کاملا دهنکجی میکند. وقتی که این منهای تو دارد له میشود، قرار است تو و خدا بمانید پس بگذار بکَند و بگذار ببرد. چرا دودستی چسبیدی و نمیگذاری کنده بشود. نه... به من توهین میشود و او پررو میشود. خب بگذار بشود. تو چه کار داری؟ او پررو میشود و میخواهد برود جهنم. تو مگر مسئول او هستی. تو حواست به خودت باشد. ما کاری نداریم. میگوییم معشوقت بدش میآید که تو وجه منبسط نداشته باشی. میبینی که با همسرش، بچهاش، با باجناقش، با جاریاش اخم دارد. این نشد زندگی. چرا؟ چون من مقدسم. من بزرگم، من اصلم. هیچکس با من نباید... بخند، لبخند بزن، اگر نمیتوانی گیر عبودی داری. خداوند میفرماید: من یکنفر را میگذارم جلوی تو به عشق من به او لبخند بزن. مگر نمیخواهی شبیه من شوی؟ مگر نمیخواهی من از تو راضی باشم و دوستت داشته باشم. اصلا تمام عشق همین جا معلوم میشود. امام حسین «علیهالسلام» همین بود. دست میگذارد روی قشنگترین و عزیزترین کسانت و آن هم نه اینکه بگوید حالا او را کشتند. ناموست را جلوی چشمت میزنند و اسیر میکنند.
امام زینالعابدین (علیهالسلام) کمتر از امام حسین (علیهالسلام) نکشیده. امام حسین (علیهالسلام) شهید شدند و امام زینالعابدین است که باید اسارت ببیند و صدها کیلومتر...
یک مرد است باید بایستد و تماشا کند که با ۸۰ نفر زن و بچه چه میکنند.
عبودیت یعنی همین. بایست و تماشا کن میخواهم بتراشمت و شبیه خودم کنم.
جیغ نزن، داد نزن. نمیخواهی پاشو برو. مگر نگفتی الان میخواهم خالکوبی کنم؟ خالکوبی سوزن دارد باید تحمل کنی.
ما اصلا نمیفهمیم. رفتارهای ما دقیقا مثل اون بنده خداست که میخواستند اعدامش کنند، گفتند کاری نداری گفت نه. طناب را که کشیدند انقدر دست و پا زد آوردنش پایین، گفتند چی شد؟ گفت داشتید خفهام میکردید. رفتار ما همین مقدار احمقانه است. خدا میگوید وایستا میخواهم بتراشمت، تراشت هم به این است که این را گذاشتم بچهات حالت را بگیرد فردا که سرکار میروی سر بقیه جیغ و داد میزنی یا نه؟ یا به زنت میگویی این بچه را خفهش کن من فردا میخواهم بروم سرکار. مرده شور تو را ببرد.
خود خدا فاش میگوید: «لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ»: ما شما را باهم امتحان میکنیم. ما پیغمبرانمان را با پیامبران بالادستی امتحان کردیم. به یک پیامبر اوج و شکوه و جلال دادیم، بعد یکدفعه روی دست او یک پیغمبر بالاتر میآوریم. ببینیم دلش تکان میخورد یا نه؟ اگر عاشقش است که کیف میکند خدا یک آیه قشنگ برایش فرستاده. از آن قشنگتر و بالاتر و بهتر... امتحان میکند. حریف میآورد در میدان. تو یکهتاز هستی. ۲۰ نفر بهتر از تو، خوشفکرتر از تو، فعالتر از تو، موفقتر از تو... ببینم کیف میکنی با لشکر امام زمانت؟ به به لشکر بابام چه آدمهایی دارد؟ اگر همیشه درگیر پدرت باشی دیگر حسادت، کینه و دشمنی سراغت نمیآید. تو درگیر خودت هستی کسی جای مرا نگیرد. مشکل این است که تو اسلام را به شرط خودت میخواهی. و الا اگر یک کسی آمده قشنگتر از تو، بهتر از تو و کاملتر از تو، خدا را صدهزار مرتبه شکر از ما بهتر آمدند. خدایا این آدم بهتر از من آمده که جوانها بیشتر دوستش دارند. این خوبه که لشکر پدرمان دارد تقویت میشود. ما اگر صدق داشته باشیم در عشق به پدر هرچه که بابامون بیشتر لشکر و فرمانده داشته باشد، بهتر است. بعضی میگویند دیگر دست زیاد شده، این چه حرفیه؟ کار مادی نیست که بگوییم دست زیاد شده.
حضرت میفرمایند: وقتی یک نفر بهتر از تو و موفقتر از تو آمده، تو زیرک باش و برو حساب عمل آنها را بریز به حساب خودت. آنها دارند زحمت میکشند و مردم را هدایت میکنند، آنها فضای مجازی ایجاد کردند، آنها دارند پول میدهند، آن آقا دارد سخنرانی میکند... تو یک کاری کن همه ثوابهای آنها را مفت مفت مفت میدهیم به شما.
تو شاید اعمال خودت، بخاطر عجب و ریا و کبر و... باطل شود، ولی اعمال دیگران که باطل نمیشود. حتی اگر اعمال آنها باطل شود، برای شما درستش را مینویسیم. باطل نشده اش را به شما میدهیم. حالا آن مرجع یا آن عالم ممکن است اعمالش باطل شود و برود جهنم ولی ثوابش را به تو میتوانیم بدهیم، چهطوری؟ میگوید تو فقط بنشین و بگو آخجون و کیف کن. بگو خداروشکر. امامم چه لشکرهای خوبی دارد. برنامهی آنها از برنامهی ما خیلی بهتر شد، جمعیت ما از جمعیت ما خیلی بهتر شد. ولی اگر ناراحت شدی. فلان فلان شدهها جمعیتشان خیلی بیشتر شد. آنها کی هستند؟ بچههای امام زماناند دیگه... نه، آدمهای عوضی هستند، فاسقند، دروغ میگویند، منافقاند. خب باشند. «إِنَّ اللهَ یُؤَیِّدُ هَذَا الدِّینَ بِالرَّجُلِ الفاسق»: خدا دینش را با یک آدم فاسق هم کمک میکند. بگذار موفق بشوند، دین خداست دیگه دارد به دین خدا کمک میکند. تو چرا حسادت میکنی؟ میگوید: آنها جشن گرفتند برای امام زمان «علیهالسلام» ۵۰۰۰ نفر جمعیت رفته. مردیکه ریش تراش کراواتی... آقا ریشتراش، کراواتی، زنباز، هرچی... الان برای امام زمان«علیهالسلام» ۵۰۰۰ نفر را جمع کرده دارند صلوات میفرستند، جشن میگیرند و... دین ما را دارند یاری میکنند، به بابای من دارند کمک میکنند، لشکر دارند جمع میکنند خب این که خیلی خوبه. همین رضایت قلبی تو بدون حسادت،
یک موقع رقابتی هست که خطرناکه و نباید باشد. فسادآور است و تضعیفکننده است باید حذف شود. آن اگر دستور هست و فرمانده گفت تمام، تمام است. ولی یک موقع است نه او هم دارد کار من را انجام میدهد، فلان مؤسسه، فلان شخص و... خوبه که... الحمدلله بیشتر شدند. همین... من راضی باشم، خداروشکر. اگر صداقت در عشق داشته باشید، راضی میشوید. خداوکیلی ما باید چهقدر حواسمان باشد فسق را بگذاریم کنار. فسق یعنی تو حواست باشد که «الله»، «اهلبیت» و جهاد مهم هستند. تو مهم نیستی، الله، اهلبیت و جهاد. والسلام
این باید بماند، تو هم نمانی. آبرویت هم برود اشکال ندارد، فدای اینها.
حالا الان من پسر یا دخترم یک کاری میخواهد کند. مثلا یک سیاستمدار است. میخواهد نماینده مجلس بشود. یک تعدادی آدم بیحجاب عکس آنها را گرفتند تا تبلیغش را بکنند. من بروم با آنها دعوا کنم که چرا شما بیحجابید؟ دمتون گرم... جنس ما را دارند تبلیغ میکنند. صد جا از خودمون هم موفقتر، بیشتر هم مشتری جذب میکنند. من که فروشگاه مرکزی هستم مثلا در روز ۱۰۰ دست میفروشم، آنها ۵۰۰ دست... من باید بدم بیاد؟ ناراحت شوم؟
پس چرا یک نفر در کارهای مهدوی و فرهنگی رقیب توست، در دفتر خودتون کسی از شما قشنگتر و بهتر میتواند کار کند بدت میآید؟ پس تو با امام زمانت هم مشکل داری، فسق داری. اگر واقعا الله، اهلبیت، جهاد رأس معشوقهایت هستند، ناراحتی برای چی؟ خدا را صدهزار مرتبه شکر که از من موفقترند و خدا را صدهزار مرتبه شکر امام زمان از این یاران قوی دارد. ما کیف میکنیم. الان ما کشورمان را دوست داریم. قهرمانهای ورزشی ما میروند و به کشورهای دیگر پیروز میشوند. مگر ما خوشحال نمیشویم؟ خوشحالیمان برای چی هست؟ اصلا با این ورزشکار کاری نداریم. ممکنه اسمش هم ندانیم. پرچم ما را بالا برده. مقام معظم رهبری میفرمایند: آقای فلانی... خانم فلانی... از اینکه دل ملت ایران را شاد کردی، از شما تشکر میکنیم.
چه جوریه وقتی قهرمان ورزشی ما برنده میشوند، ما خوشحال میشویم. حالا این قهرمان همدین ما هم نیست، مسیحی است، یک یهودی هموطن است ولی پرچم جمهوری اسلامی را بالا برده، ناراحت میشویم؟ نه اتفاقا خوشحال هم میشویم.
حالا یک نفر در کار امام زمان «علیهالسلام» از ما جلو زد، این اتفاق در اطراف ما محال است نیفتد، خدا میگوید این سنت من است، همیشه بهتر و قویتر از شما را میآورم که با چشم خودت ببینی. ببینیم کیف میکنی یا نه؟ خوشحال میشوی یا نه؟ لذت میبری یا نه؟ نمیشود خدا نیاورد. برای شیطان بعد از ۶۰۰۰ سال عبادت آورده، برای انبیاء آورده بهتر از آنها را جلویشان گذاشته. موسی کلیمالله، پیامبر اولوالعزم، در دوران حضرت موسی چه کسی بهتر از اوست. حضرت خضر را میگذارد جلوی او. تو توان شاگردی حضرت خضر را هم نداری. پیامبر اولوالعزم کلیمالله... بیشترین دعاها و آیات ما برای حضرت موسی است. نگاه کنید... کلیمالله یعنی خداوند انقدر او را دوست دارد که او را انتخاب کرده برای صحبت مستقیم و بیواسطه. اصلا تو را برای شاگردی هم انتخابت نمیکند و محلت نمیگذارد ولی از آنطرف به حضرت خضر میگوید: این موسی رهبر است و باید مطیع او باشی. رهبر سیاسی است هرچیز بگوید بگو چشم.
خدا کارش این است همیشه میآورد جلوی چشمت میگذارد تا ببیند او را دوست داری یا نه؟ یا میروی و برای او میزنی و ایراد میگیری؟
قشنگ خدا بهت نشون میدهد که تو مرا دوست نداری، تو عاشق خودتی. تو دین را به شرط خودت میخواهی، تو مرا هم به شرط خودت میخواهی. این قشنگ نیست. تو اگر عاشق من و امام زمانت هستی، هر کسی این وسط قشنگتر از تو و بهتر از تو و قویتر از تو آمد، دوستش داشته باش. یک نیت هم کنی ثواب همهش را به خودت میدهند.
ممکن است او سقوط کند، بیفتد و ته جهنم برود. اما تو بگو خداروشکر که چه قهرمانهایی داریم... امام زمان چه سربازهایی دارد موفقتر از ما و بهتر از ما. اگر اینطور باشد مؤسسات مهدوی همدیگر را پشتیبانی میکنند، کمک میکنند. کالاهای همدیگر را، اساتید همدیگر را پشتیبانی میکنند. ولی متأسفانه اینجوری نیست. من تشکر میکنم از خانم پوررجب یه کار خیلی بزرگی که کردند، حتی کسانی که با ما خوب نیستند. یعنی من مطمئنم و یقین دارم که بعضی از اساتید پشت سر ما خیلی حرفها میزنند ولی خیلی قشنگ اینها دارند صحبتهایشان را . همدلی یعنی همین... کسی که از ما خوشش نمیآید، استادی که بد ما را میخواهد، مؤسسه ما را دوست ندارد، پشت سر مؤسسه ما خیلی حرف میزند، حرف قشنگی برای بچههای امام زمان دارد، میگذاریم توی کانال. چهکار داریم که با ما خوب هست یا بد؟ مگر ما شرط هستیم؟ مگر ما حقیم. ما ملاک اسلام نیستیم. ملاک اسلام خدا و اهلبیت و پیامبر و امام زمان «علیهمالسلام» هستند. ما ملاک نیستیم که اگر کسی با ما مخالفت کرد، بد است. سرباز خوبی برای امام زمان «علیهالسلام» است. من هم میتوانم بروم و برایش تبلیغ کنم میگویم حرفهایش را هم میآورم با اینکه میدانم با من دشمن اند. اصلا توحید یعنی همین، اقتضای توحید همین است. خیلیها به ما میگویند شما در مورد افرادی که در کانالتون سخنرانیشان را میگذارید، آنها یک فایل هم از شما نمیگذارند، یکبار هم شما را معرفی نمیکنند، مراسم شما را،جنس شما را... نکنند و این توصیه من هم نبوده، عزیزان خودشان این روش نیکو و صادق را گرفتند خیلی هم خوب است و من هم لذت بردم.
بنابراین خدا چه میخواهد؟ خداوند میفرماید من متنفرم از اینکه تو وجه منبسط نداشته باشی.
بشرک یدل علی کرم نفسک: کرم نفس یعنی قیمت نفس، یک نفس قیمتی به این سنگها نگاه کنید مثلا عقیقه، فیروزه، یاقوت به اینها میگویند احجار کریمه یعنی سنگهای قیمتی. با سنگ معمولی توی خیابان فرق دارد قیمتی است. خدا میدونه اونها که زیر پاست قیمتیتره همون خاک، نباشد همهمون مردیم ولی ما نمیفهمیم. اینها نباشند کسی نمیمیرد ولی آن خاک نباشد همه میمیرند. این هم فرهنگ ماست دیگه. این خاکها حرفهای ما را میشنوند میگن ما خاک پای خداییم خاک پای بندگانش هم هستیم. بگذار اصلا همه بگویند خاک بیارزش است. بگویند از خاک هم بیارزشتر است. ولی خداوکیلی خاک نباشد تمام است. حیاتی وجود ندارد. آیه شریفه «وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ» من هم الان یک آیه غیرشریفه میگویم «وجعلنا من التراب کل شیء حی»
کریم یعنی قیمتی. «بشرک یدلک علی کرم نفسک» وقتی میخندی قیمتت بالاتر میرود. نشان میدهد که تو آدم قدرتمندی هستی حرف داری برای گفتن نشان میدهد که تو شخصیت داری که میتوانی بخندی با اینکه میدانی ین آدم در دلش پر از کینه است میتوانی سلام علیک کنی، میتوانی آرام، مهربان و خیرخواه باشی.
ائمه«علیهمالسلام» قاتلینشون هروقت از ایشان کمک خواستند، با کمال میل کمک میکردند، مادی و معنوی، راهنماییشان میکردند.
خلیفه بود و منتظر بود کی میتواند امام را بکشد، به امام میگفت مریضم و... حضرت میفرمودند: من دعا میکنم خدا بهت شفا بدهد و شفا میگرفت. من الان راهنمایی احتیاج دارم، اصلا امام مطابق نفسش و کینهای با او برخورد نمیکرد. امیرالمؤمنین«علیهالسلام» با ابن ملجم آن کار را کرد. فرمودند: برای من شیر آوردید برای ابن ملجم هم ببرید. ما بچههای این بابا هستیم. ما بچههای مادری هستیم که همه همسایههای بدجنسش را شب دعا میکرد. باید به پدرمان شباهت داشته باشیم. دشمنت است و بدخواهت است ولی الان مصلحتی هست که نمیتوانیم از او پنهان کنیم. میگوید بگذار به اینها نگوییم تا همهشان حالشان گرفته شود، شکست بخورند و معطل شوند. ما نمیتوانیم اینجوری باشیم.
روایت از نبی اکرم ,: «دَبَّ إلَيكُم داءُ الاُمَمِ قَبلَكُم: البَغْضاءُ و الحَسدُ»: شیوع پیدا کرده مریضیهای امتهای قبلی توی شما.
با همدیگر دشمنی میکنید و نسبت به هم حسادت دارید.
دقت کنید رقابت و حسادت در کار عادی (مثلا دو تا برادر باهم، باجناقها، جاریها) دو تا چیز که بیاید انسان وارد جرگهی شرک میشود و نزدیک به کفر میشود: ۱ـ رقابت ۲ ـ مقایسه
اگر رقابت کردی یا مقایسه کردی با کسی، درمورد خودت، شوهرت، زنت، بچهات، مالت، اتومبیلت را...
فلانی چی خریده؟ مدلش چنده؟ ماشین فلان... نکنه مدل ماشینش از من بهتر باشه!
خب من با اینها مسافرت میروم. وقت گذاشتیم بریم بیرون باجناق رفته ماشین خریده، من اصلا نمیتوانم با او مسافرت بروم و کنار جاده بایستم... این همان کبر است که خیلی وحشتناک است و خیلی جهنم عمیقی است. کبر طوری است که خدا آدم را میگذارد زیر پایش له میکند. شخص خدا این کار را میکند. میگوید او را بیاورید خودم لهاش میکنم روی پاشنه فشار میدهد. کبر این است. انقدر ابتلا به این مورد زیاد است که من اصلا ورود نکردم به آن. درموردش اصلا بحث نکردم. داستان دیگری دارد. میگوید: با چه چیزی آمدی؟ با ماشین خودم... ماشین خودتان؟ بله
کجا پارک کردید؟ راه نبود دوتا کوچه پایینتر گذاشتم. دوتا کوچه زن و بچهاش را پیاده میبرد و اسنپ میگیرد که کسی نگوید ماشین نداشتند.
من زمانی میروم مهمانی که ماشینم چشم بقیه را دربیاورد. این کبر است و به همین مفتی آدم جهنم میرود.
با این لباس نه، با این مدل موهام نه، همین... یعنی من بروم مهمانی و دستبند و گردنبند نداشته باشم؟ با این کیف برو؟ نه این کیف را آن هفته دستم دیدند. این لباس را توی مجلس قبلی پوشیدم.