اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ*بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ* الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».
سلام، صلوات، درود و رحمت، خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
مبانی امر به معروف و نهی از منکر: قسمت چهارم
گفتیم که آمرین به معروف و ناهیان از منکر باید همیشه بیشترین همت و توجهات خود را به سمت ریشههای منکر و ریشه های معروف بگذارند. مقام معظم رهبری یک جمله درباره حجاب دارند. می فرمایند که بی حجابی ریشه دارد، آن ریشه را پیدا بکنید و با آن مبارزه کنید.
من امروز می خواهم راجع به بحث ریشه یابی صحبت کنم که این خیلی مهم است. البته مباحث مبسوط آن را در مهندسی فرهنگی انشاالله به شما خواهند داد. یک قاعده است که خیلی به شما در عمل کمک میکند. از این قاعده می توانیم خیلی استفاده کنیم. این قاعده چهار کلمه از علی علیه السلام است که فوق العاده مهم است. اگر قرار بود ما یک کارگاه سه چهار روزه فقط راجع به همین یک فرمول داشته باشیم، خوب بود که صحبت شود. چون خیلی انسان را مجهز و مسلح می کند.
فرمایش این است: « اَلظّاهِرُ عِنوانُ الباطِن» آنچه که ظهور می کند نماینده یک باطن هست. در سیستم خلقت وقتی که الله از هو جلوه می کند، باطن الله می شود هو. از الله، اسماء الهی ظهور پیدا میکنند. الله می شود باطن اسماء، اسماء می شود ظهورات الله. اسماء، خودشان باطن نظام خلقت می شوند (جبروت) و جبروت می شود ظهور اسماء. عالم جبروت می شود باطن ملکوت، ملکوت می شود ظهور جبروت. ملکوت می شود باطن ناسوت یعنی دنیا، دنیا می شود ظهور ملکوت. این در سیستم خلقت از بالا. (که حالا من آن پاور پوینت های مربوطه را برای اینکه وقتگیر بود، برای شما نیاوردم، گفتیم فعلا به همین صورت بگوییم، بعدا در مباحث راهنمایی می کنم، انشاالله می رسیم.)
پس در نظام خلقت ما یک نظام باطن و ظاهر داریم که یک باطنی پشت پرده هست و یک نظامی ظاهر است. به خداوند می گوییم « عالِمُ الغَیبِ وَ الشَّهادَة» . ما یک عالم شهادت داریم همینی که شهود ماست و می بینیم. غیب یعنی چه؟ غیب یعنی آن چیزی که الآن شما آن را ادراک نمی کنید، نادیده و غیب است ولی هست و دارد کار خودش را انجام می دهد.
در نظام انسانی هم داستان همینطور است. ما در نظام انسانی مراتب مختلف باطن و ظاهر داریم که مرحله های مختلف هست تا به حس می رسد. الآن فعلا آن را معرفی می کنم ولی برایتان تعریف ندارم، فقط اسمهای آنها را می گویم. دقت کنید حس، بعد خیال، بعد وهم، بعد عقل، بعد فوق عقل. حس، خیال، وهم، عقل، فوق عقل که انشاالله در مهندسی فرهنگی به توضیحات اینها می رسید. حضرت می فرماید وقتی شما با یک چیزی روبرو هستید، این یک ظهور و یک مظهر است.
اینکه شما با آن روبرو هستید، در پشت صحنه یک باطن دارد که آن باعث شده است که این ظهور بکند. مثال بزنم؟ شما به دکتر می روید و می گویید پوست من خراب شده ، خشک شده یا درد دارم، یا صورتم چیزی شده، یا چشمم چیزی شده، دکتر چکار می کند؟ آزمایش خون می دهد، ام آر آی می دهد، سی تی اسکن می دهد، می رود در باطن. باطن را نگاه را می کند تا ببیند که چه خبر است که الآن به این شکل روی دست شما، روی پوست شما ظهور پیدا کرده است. توجه فرمودید؟ برای همین هم معمولا پزشک ها آنطرف را می بینند و می گویند خب ظهورش این شده است. بعد دارویی را کهمی دهند، می گویند آن را بخور. بخور، یعنی آن را کجا بفرست؟ درون، باطن. دارو می رود داخل (بدن) ، کار خودش را انجام می دهد، ظاهر چه می شود؟ ظاهر ناجور چه می شود؟ خارش بوده، سوزش بوده، زخم بوده، برطرف می شود. البته یک کارهای بیرونی هم می کنند. می گویند یک کرم، یا یک پمادی هم بمالید.
این کارهای بیرونی لازم است، ما در امر به معروف و نهی از منکر یک جاهایی موظف هستیم با ظاهر مبارزه کنیم که این را توضیح می دهم. خب هر چیزی را که می بینید... بعضی از عزیزان در مشاوره به ما می گویند که من افکار پریشان دارم، بدبینی دارم، بداخلاقی دارم، عصبانیت دارم ، نمی توانم آن را کنترل کنم، افکار آلوده دارم. خب! همه اینها چه هستند، به آن چه می گوییم؟ ظاهر. چون دارد از شخص بیرون می آید، از او معلوم است. این عصبانیت، این زودرنجی، این حساسیت، این بدبینی الآن دارد ظاهر می شود، این نگرانی، این دلشوره، اینها ظهور است. ولی اینها فقط ظهور است. یعنی چیست؟ معلول است. علت چیست؟ علت آن پشت، خوابیده است. باید علت را برطرف کنید. شما علت را که برطرف کنید، خود به خود ظهور هم از بین می رود.
پس اینکه بگوییم برو یوگا کن، برو فلان کار را انجام بده، اینجوری نمی توانیم با ظاهر مبارزه کنیم. چون بیرون می زند. یک مثال بزنم دقت کنید. الآن یک خانمی می آید می گوید بچه من ناخن جوی دارد. یکسره دستش در دهانش است و ناخنش را می جود. مادرها معمولا برای اینکه بچه ناخنش را نجود چه کار می کنند؟ به دست های آنها فلفل می زنند، رنگ می زنند، آن را بدمزه می کنند که وقتی به داخل دهان می برد، اذیت شود و دیگر دستش را در دهانش نکند. این روش، روشی است که جواب می دهد یعنی نمی گذارد که این بچه ناخن جوی کند. اما ناخن جوی، خودش یک ظهور از یک ناراحتی عصبی در درون این بچه است. یا به این صورت است که دائم پوست های لبش را می کند.
دیده اید بعضی ها که حساس هستند دائم پوست لب خود را می کنند. همینطور یکسره پوست لب خود را می کنند. یا خودشان را تکان می دهند. یا یکسره عرق می کنند. یا یک حسی به آنها دست می دهد. یک اتفاق در داخل می افتد که به این شکل جلوه می کند. یکی از آنها می شود ناخن جوی. مادر می آید آشتباها جلوی ناخن جوی را می گیرد، آیا مشکل درونی حل شده یا نه؟ نشده است. می شود شب ادراری. چون نمی تواند آنرا از طریق ناخن جوی بیرون بریزد می شود لکنت زبان، بچه لکنت می گیرد. یعنی دوباره آن باطن، خود را به شکل دیگری ظهور می دهد.
شما جلوی آن باطن را گرفته اید که بیرون نیاید و راه آن را از یک طریق سد کرده اید اما از یک طریق دیگر بیرون می زند. همیشه باطن اینطور است یعنی خود را ظهور می دهد. حالا الآن شما جلوی او را گرفتید که ناخن جوی نکند، خب یک جور دیگر بیرون می زند چون شما ( مشکل) باطن را حل نکرده اید. مشکل در ظاهر نبود، این ظهور آن است. مشکل کجا خوابیده است؟ در باطن.
شما می گویید الآن این شخص بی حجاب یا بد حجاب است، برویم و این را حل کنیم. خب! الآن رفتی حل کردی. می خواهی چکار کنی؟ این که اینجوری می گردد باید یک چیزی آن پشت باشد که به او دستور بدهد، حجاب را رعایت کند و اینطور بیرون نیاید. شما روی آن کار نمی کنید، فقط روی ظاهر کار می کنید. ولی فکر او که عوض نشده است، اندیشه او که عوض نشده است. یک خانم سی سال محجوب می گردد ولی چرا به دوبی که می رود یکدفعه همه چیز را در می آورد. چون این سی سال فضا برای بدحجابی نداشته است. الآن به آنور رفته و آزاد شده است.
سی سال نماز خوانده است ولی چون باطن نماز را به او نداده اید و فقط ظاهر نماز بوده، وقتی که به ترکیه و دوبی و خارج از کشور می رود، کم کم آن را کنار می گذارد.در امر به معروف و نهی از منکر یا در کار فرهنگی باید بذرپاشی های شما به یک شکلی باشد که ...
بالاخره هدف این است که این مسائل نباشد یا با امر به معروف یا با چیزهایی بهتر از امر به معروف شاید بشود. پیشگیری همیشه بهتر از درمان است. الآن مشکلی که ما داریم و بیشترین سوالی که خانواده ها از ما می پرسند این است که ما یک پسر خیلی خوبی داشتیم، دانشگاه رفته اینجوری شده، پسر خوبی داشتیم رفته سربازی اینجوری شده، دختر خوبی داشتیم رفته فلان جا، اینجوری شده. بیست سال خوب بوده، نماز شب خوان بوده، زیارت عاشورا خوان بوده ، الآن رفته فلان جا اینجوری شده است.
خب بیاییم، پیشگیری کنیم. پیشگیری به چیست؟ به همین که مقام معظم رهبری فرمود. بیاییم اول روی نسل ها کار کنیم. به نسل ها از ریشه باطن بدهیم. روی اسپرم ها، روی تخمک ها، روی اینکه دختر، پسرها ازدواج صحیح بکنند، انتخاب های شان درست باشد، ژن های خودشان را تقویت کنند، تا محصول یک چیز خوب بیرون بیاید. یک باطن دار بیرون بیاید (کار کنیم)تا اینکه با یک باطن ضعیف بیاید و بیاییم دائم آنرنگ کنیم. بخواهیم بازسازی کنیم.
در بحث های ازدواج و خانواده ما دو شیوه داریم. یک شیوه، میثاق مقدس و مهارت ها ست که آخر جلسه آن را به شما معرفی می کنم. این برای آن است که یک دختر و پسر از اول خط قرمزهای شخصیت ها را بشناسند. اینکه یک دختر با خط قرمز یا یک پسر با خط قرمز چه کسانی هستند، اصلا برای ازدواج سمتآنها نرویم و یک دوره داریم به نام همسران که این دیگر درمان است. یعنی اینها انتخاب هایشان را کرده اند. نمی توانیم آنها را به سمت طلاق ببریم بلکه حالا که انتخاب هایشان را کرده اند روابط آنها را چکار کنیم؟ این رابطه را بازسازی کنیم. مشکلات آنها را حل کنیم و درمان شان کنیم .
خب وقتی می گوییم معروف، منکر، امر به معروف و نهی از منکر این برای زمان و مرحله ای است که یک مشکلاتی پیش آمده، حالا من مجبورم امر کنم و مجبورم نهی کنم. ولی آیا می شد که من یک کاری بکنم که این کمتر نیاز شود؟ بله. ما اگر به سمت پیشگیری برویم خیلی بهتر است. در خود این معروف و منکر هم، باطن سازی است. یک مرحله از خود امر به معروف و نهی از منکر، پیشگیری است. مقام معظم رهبری هم سفارش کردند که ما جلوگیری بکنیم. در مورد تربیت نسل پیشگیری بکنیم. در مورد خانواده پیشگیری بکنیم. این الآن مشروب می خورد، بدحجاب است، موسیقی حرام گوش می کند، بروید به او بگویید می روی به جهنم، اگر حجاب را رعایت نکنی، اینجوری می شود. خب! آن چیزی که باعث شده است او این کار را بکند، چیست؟ بالاخره حل شد یا نشد؟ ریشه که حل نشده، باطن سر جایش خودش است. شما پنج سال هم او را با حجاب نگه دار، ده سال هم با حجاب نگه دار، نمازخوان نگه دار . ولی این فرار می کند، این شناگر خوبی است، آب گیرش نمی آید. در فضای دیگری می رود و همه آنچیزی که درون او وجود داشت، بیرون می ریزد. آنهایی را که در عمق دویست، سیصد متری شخصیت او بود، همه را بیرون می ریزد.
لذا ما باید یک کاری بکنیم که باطن ها بیشتر تغذیه بشود تا ظهور آن ظهور قشنگی بشود. به جای اینکه ما بیاییم دائم با ظواهر مبارزه بکنیم،بیاییم و روی باطن ها سرمایه گذاری کنیم. آن باطنی که دوست داریم. در مورد خودت می گویی من الآن عصبانی ام ، من الآن پرخاشگرم، من الآن زود رنجم ، من خواب های بد می بینم، من افکار منفی دارم، من از شصت هزار فکری که در روز به من می رسد، تقریبا چهل و پنج هزار تای آن منفی است، خب! من چکار کنم که افکار منفی نداشته باشم، فکرم آرام باشد، خواب قشنگ ببینم، اضطراب نداشته باشم، شاد باشم، غمگین نباشم.... باید یک کاری در باطن بکنم، باید باطن را درست کنم تا دیگر این ظهورات وجود نداشته باشد. آنجا باید یک چیزی بریزم.
پس اگر از دست خودت کلافه ای، یا از دست همسرت کلافه ای، یا از دست دوستت کلافه ای، یا از دست خواهر و برادر کوچکترت کلافه هستی، به جای اینکه دائم با او دعوا کنی، اخم و تَخم کنی، دائم به او نق و غر بزنی، دائم وعده جهنم به او بدهی، این کارها را بکنی دقت کن که او دارائی لازم را برای خروجی مورد پسند شما یا مورد پسند خدا ندارد. خب پس من باید بروم آن باطن را آهسته در وجود او بریزم.
الآن این عزیز من برای من آب آورد، دست شان درد نکند، ببینید یک ظرف خوب اینجا گذاشته اند، دستمال کاغذی گذاشته اند، بعد یک لیوان تمیز گذاشته اند و در آن آب ریخته اند که آدم رغبت می کند این آب را بخورد. ولی حالا اگر یک ظرف کثیف بود، یک دستمال کثیف بود، یک لیوان کثیف بود، آدم نمی خورد. آن ظرفی که شما می توانید در آن امر به معروف و نهی از منکر بکنید این است که به طرف مقابلی که دارید با او حرف می زنید، بفهمانید که من تو را دوست دارم. من خودم را بهتر از تو نمی دانم. من خیر تو را می خواهم.
ببینید تمام انبیا می گفتند ما برای شما چه هستیم؟ « انِّی لَکُم مِنَ النّاصِحِین» ما خیرخواه شما هستیم، ما شما را دوست داریم. ما بد شما را نمی خواهیم. وقتی (شخص) به من اعتماد ندارد، از من می ترسد. من بیایم با او حرف بزنم این امر به معروف و نهی از منکر تاثیر ندارد. یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر این است که من احتمالا اثر بدهم. ولی الآن که من با این وضعیت می خواهم با او روبرو شوم، این از من بدش می آید، از من می ترسد. واقعا حرف من روی این اثر دارد؟ اگر می خواهید، بچه، پدر و مادر، خواهر و برادر و همسایه تان را امر به معروف و نهی از منکر کنید در یک ظرف خوب ( اینکار را کنید). ظرف آن چیست؟ محبت، اعتماد و ... تا حرف شما را شیرین دریافت کند.
شما بهترین حرف ها را هم که در ظرف آلوده بریزید، بهترین غذاها را هم که در ظرف آلوده بریزید، شخص نمی خورد. لذا قرآن به پیغمبر می گوید: « فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم وَ لَو کُنتَ فَظًّاً غَلِیظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حَولِکَ»تو با رحمت خدا با مردم نرم شدی.اگر غلیظ قلب و خشن بودی همه از دور تو می رفتند. پیامبر آنقدر مهربان و دوست داشتنی بود که وقتی حرف می زد، همه می فهمیدند، همه او را دوست داشتند و همه از او قبول می کردند. اما الآن رابطه تو با زنت، با شوهرت، با خواهر و برادرت، با زن داداشت، با جاریت، با باجناقت، با فک و فامیل، با همسایه ها، با دوستان چه جوری هست؟ دوستت دارد، به تو نزدیک می شود، قبولت دارد، کنار تو احساس آرامش می کند؟ تا حالا توانسته ای که این حس را به او بدهی که من خودم را بهتر از تو نمی دانم؟
امام علیه السلام فرمود: اگر کسی خودش را بهتر از یکنفر بداند « فَهُوَ مُستَکبِرٌ» این آدم متکبری است که فکر می کند از یکنفر بهتر است. بزرگان ما، روحانیون و علمای ما وقتی به یک زن فاحشه می رسیدن، چشم شان که به یک زن فاحشه می افتاد، می گفتند خدایا به حق این خانم به ما رحم کن. به حق این خانم دعای ما را اجابت کن. هیچ وقت خودشان را بهتر از او نمی دانستند. یک موقعی هم می رفتند به بعضی از این آدم بدها می گفتند ما از شما التماس دعا داریم. اگر انسان گمان کند که از یک نفر پیش خدا آبرودار تر و بهتر است. این منشا بدبختی است و حمله سمت راست شروع شده است. یعنی این آدم خودش در اسارت انسان است.
لذا وقتی یک بی حجاب را می بینی فکر نکن که از او بهتر هستی،یک مشروب خوار یا یک آدم اینجوری می بینی اگر به سرت بیفتد که من از این آبرودار ترم، خدا انسان را می زند. چون خدا می فرماید: « حَرَّمَ الفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنها وَ ما بَطَن» خداوند فحشاهای ظاهری را حرام کرده اما فحشاهای باطنی را هم حرام کرده است. جهنم و گناه فحشای باطنی بسیار بیشتر از فحشای ظاهری است. این الآن بدحجاب است، بی حجاب است....
من یک موقعی چندتا شاگرد داشتم که از آمریکا بودند، چندتا خانم بودند، یک شبی ما را به منزل شان دعوت کردند، یکی از آنها خیلی گریه می کرد، گفتم چرا گریه می کنی؟ گفت: من در آمریکا که بودم خیلی خطا کردم. کارهای ناشایست انجام دادم، این جوری بود، اون جوری بود. گفتم که حالا تو بگو با ده نفر رابطه نامشروع داشتی، زنا کردی و ... گفت: خب! گفتم من را که الآن تو استاد خودت می دانی یک غیبت بکنم، معادل هفتاد تا زنا است. فحشای کدام بدتر است؟ زنا یا غیبت؟ « اَشَدُّ مِنَ الزِّنا» من یک تکبر، یک حسادت، یک خودبرتربینی داشته باشم، از زنا خیلی بالاتر است.
باید از فحشاهای باطنی به خدا پناه ببریم. خدا امام امت را رحمت کند، فرمود: جهنم فحشاهای باطنی و اخلاق بد، بسیار ماندگار و طولانی تر از بقیه جهنم هاست. یک کسی خلق بد داشته باشد، بداخلاق، عصبی، پرخاشگر، زودرنج، حساس باشد، اینها که از این مشروب خواری و زن بازی و بیحجابی و ... خیلی وحشتناک تر است. خب من غیبت نمی کنم؟ از دستم در نمی رود؟ یک موقع نعوذ بالله خودبرتربین نمی شوم؟ یک موقع تکبر نمیکنم؟ این خیلی خطر دارد. فحشای این کم نیست. حمله سمت راست است دیگر. اصلا معلوم نیست ولی آدم را به جهنم می برد.
پس من حق ندارم وقتی با مردم سروکار دارم ولو با گنهکارها، یک جوری برخورد کنم که تو کوچکی، تو جهنمی هستی ولی من یک آدم بزرگی هستم، من یک آدم پاکی هستم. وقتی تو داری این حس را به او می دهی، او چه می خواهد از تو بگیرد؟ باید با آنها دوست شد، باید با آنها رفیق شد، باید به آنها فهماند که ما شما را از خودمان می دانیم. باید بفهمانیم که شما هم مثل ما بچه اهل بیت هستید. ما شما را به چشم بچه حضرت زهرا(ص) داریم، نگاه می کنیم. ولو الآن حجابت درست نیست، ولو الآن مشروب می خورد، ولو الآن ... یک آقایی از مشروب خواری توبه کرده بود، خودش تعریف می کرد، می گفت: جریان توبه من اینجوری شد که خانمم، استادش را که یک روحانی بود به خانه دعوت کرده بود ( حالا آن روحانی را هم من می شناسم) من هم آن روز حسابیمشروب خورده بودم، بعد خانمم من را صدا کرد که بیا، استاد من آمده است. گفت من وقتی که آمدم تعادل نداشتم، او هم فهمید که من مشروب خورده ام ولی خیلی قشنگ، من را بغل کرد، بوسید و در آغوش خودش گرفت، من را خجالت نداد و شرمنده نکرد، دیدم که چقدر بزرگوارانه رفتار کرد، من هم توبه کردم.
پس این حس را ما به طرف مقابله بدهیم، طرف ما باید این اعتماد را بکند. برای همین هم اینکه می گویند احتمال اثر بدهید یعنی باید زمینه اثر گذاری را خودت برای کارهایت فراهم بکنی. ولی وقتی تو را باور ندارد، وقتی که او را می ترسانی، وقتی که نسبت به او نخوت داری، وقتی که تکبر داری، وقتی که کنار تو امنیت ندارد، وقتی یکسره سرزنش می شود و گناهانش به رخ او کشیده می شود. وقتی که تحقیر می شود، چه جوری می شود که حرف تو روی او اثر بگذارد. هیچ تاثیری ندارد. پس این یک مسئله. مسئله باطن سازی. (که مباحث کامل آن را در بحث خودش پیگیری کنید، الآن من نمی توانم، فقط به دست شما کد دادم). پس چه شد؟« اَلظّاهِرُ عِنوانُ الباطِن» در مورد خودت، به باطن خود برس. در مورد دیگران اگر مسئله داری، تربیت می خواهی بکنی، بچه ات یک مشکلی دارد، خواهرت یک مشکلی دارد، پدرت یک مشکلی دارد ، برو سرمایه گذاری روی باطن پدرت بکن. ظرف آن چیست، با کدام ظرف باید غذا را ببری؟ با ظرف محبت. باید دوستت داشته باشد، باید به تو اعتماد کند.
الآن پدر و مادرهایی که بچه هایشان دوستشان دارند، راحت بچه از مادر حجاب را می گیرد. سوال هم نمی کند که حجاب برای چیست. از بس مادر را دوست دارد، می بینید حجاب دارد. بچه های کوچک را دیده اید که به عشق پدر و مادر نماز می خوانند، دیده اید؟ در خانه های همه شما هست، بچه های تان با شما نماز می خوانند. پدرش را دوست دارد، می بیند پدرش دارد نماز می خواند، او هم نماز می خواند. یک موقع می بینید نه، یک پدر شمری در خانه دارد، بعد نماز هم می خواند. می گوید حالا که این نماز خوان شد، چه شده است که من هم نماز بخوانم. از نماز پدرش متنفر می شود. می بیند پدر اهل نماز جمعه، هیاتی، پدر چنین، مادر چنان ولی این اصلا اخلاق ندارد. جذب محبتی صورت نگرفته است. ما چقدر آدم هایی داریم که ظواهر اسلامی را رعایت می کنند اما اصلا نمی توانند همسرشان را اشباع بکنند، پدر شان، مادرشان، خواهرشان، برادرشان همه از دست اینها شاکی هستند. باطن. باطن هم فرق می کند. آدمها دریافت هایشان فرق می کند.
مثلا باید به یک کسی محبت شود، این محبت ها گاهی وقت ها لمسی، گاهی وقت ها سمعی و گاهی وقت ها بصری است. بچه تو اصلا از تو محبت سمعی نشنیده است. الآن نیاز به این دارد اما تو رفته ای دائم برای او دوچرخه خریدی، پول دادی، طلا خریدی. مثل اینهایی که با خانم شان اینجوری هستند، مثلا خانم از شوهرش اصلا حرفهای عشق آمیز نشنیده است، شوهرش دائم می رود طلا می خرد، لباس می خرد، وسایل خانه می خرد، فکر می کند محبت یعنی این. به خانمت بگو دوستت دارم. این باطن را در او بساز بعد ببین چقدر راحت با تو کنار می آید. هیچ رابطۀ عاطفی ندارد،خانم تو سمعی است، باید حرفهای عاشقانه بشنود، پیغمبر می گوید به او بگو، بگو تا بشنود. (می گوید) نه ! خودش می داند دیگر، مگر خنگ است. باید به او بگویی. تو محبت سمعی در وجود او نریخته ای.
جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش. یک ذره در گوش او بریز، درست می شود. یا اینکه اصلا لمسی است ، محبت لمسی ندیده است. تو چندبار بچه ات را بغل کردی و بوسیدی؟ میگوید: اصلا. ما عیدها همدیگر را بغل می کنیم، می بوسیم. حضرت فرمود به هر بوسه ای ثوابی است. در طول روز اعضاء خانواده باید همدیگر را در آغوش بگیرند، ببوسند. پدر، بچه ها را. بچه ها، پدر را. زن و شوهر همدیگر را و این تکرار بشود. میگوید نه ما فقط ماهی یکبار، سالی یکبار، عیدها. این نیاز لمسی دارد، دست او باید لمس بشود، بدن او باید لمس بشود، باید بوسیده شود، باید بوی بدن پدر و مادر به او بخورد. باید امنیت داشته باشد، خب می بینیم که اصلا این اتفاق نیفتاده است. ( می گویند) ما از این عادت ها نداریم، پدر ما طوری ما را بار آورده است که خیلی با حیا هستیم. این حیا نیست، این احمقی است. حیای احمقانه به آن می گویند. در روایت داریم که حیا دو جور است: «حَیاءُ عَقلٍ وَ حَیاءُ حُمقٍ» . اینها حیای احمقانه است. بی حیایی نیست. بغل کن، ببوس. نه!جلوی پدرم؟ آره.
بعضی ها بصری هستند. بصری هستند یعنی چه؟ یعنی باید محبت را ببیند. تو دائم به بچه ات بگو دوستت دارم، دائم بغلش کن، ببوسش. بعد میگوید بابا حالا برای من یک ساعت بخر. رفت تا عهد بوق. برایش یک هدیه بخر، کادو بخر، گل بگیر، ببر، آن چیزی را که دوست دارد به او بده. به همسرت، به دوستت، به پسرت تا ببیند. بعضی محبت ها دیدنی است. پس در ظرف محبت بده، می بینی که اثر می گذارد. باطن سازی. این تمام شد.
اما نباید این حرفهای من باعث شود که ما فکر کنیم نباید با ظاهر مبارزه کنیم. اگر این برداشت شود، خیلی خطرناک است. یک جاهایی شخص باید با ظاهر مبارزه کند. چرا؟ چون این ظهور به نوبه خودش باطن ساز است. دیدنی ها باطن ساز است، شنیدنی ها باطن ساز است. آدمی فربه شود از راه گوش. اگر موسیقی حرام دارد پخش می شود باید به شخص گفته شود. چون در باطن می رود. الآن این وضع پوشش مناسب نیست این در باطن شکل می دهد. ما باید یک جاهایی با ظاهر مبارزه کنیم. باطن سرجای خودش. ولی الآن خودت را جمع و جور کن، این وضع حجاب نیست. مادر در خانه هرجوری نمی تواند، بگردد. یک دختر جلوی برادرش هرجوری نمی تواند، بگردد. یک زن و شوهر، جلوی بچه هایشان هرجوری نمی توانند، باشند.
قرآن می گویند بچه ها سه نوبت حق ندارند پیش پدر و مادر باشند. نص قرآن است دیگر. می گوید صبح زود، شبها که هیچ. صبح زود حق ندارند پیش پدر و مادر بیایند. ظهرها بعد از غذا خوردن که پدر و مادر می خواهند به خلوت بروند ، بچه ها حق ندارند، استیضاح هستند اگر هم می خواهند پیش پدر و مادر بروند باید اجازه بگیرند. چه بسا که لباس پدر و مادر مناسب نباشد. شب، صبح زود و چه وقت؟ بعد از ظهر. این حیاها باید باشد. این حرمت ها (ظواهر) باید رعایت شود.
الآن وزارت بهداشت از اینکه کسی در مجامع عمومی سیگار بکشد، جلوگیری می کند. قانون است دیگر. کار خوبی است یا کار بد؟ کار خوبی ست. حرمت بقیه ( حفظ می شود). سیگار برای بقیه ضرر دارد. این خانم دارد با این حجابش امنیت خانواده ها را به خطر می اندازد، من را دارد، اذیت می کند. جوان را دارد، اذیت می کند.چشم و همچشمی ایجاد می کند. حالا من این را مفصل در کتاب در و صدف با همین سبک حجاب نوشته ام. خب! این دارد به جامعه آزار می رساند. حق ندارد. آزادی فردی نیست. می گویند اگر سیر یا پیاز خوردی، حق نداری به مسجد بروی، مردم اذیت می شوند. بگوید نه من دوست دارم، بروم، عبادت کنم. عبادت را در خانه ات انجام بده. مردم را اذیت می کند. با پایی که بوی گند می دهد حق نداری به مسجد بروی. یک جایی که مردم محترم نشسته اند، اگر پایت بو می دهد، برو و پایت را بشوی. یک خانمی که بدحجاب و بی حجاب است،سر تا پایش آلودگی دارد، گند است، آلودگی دارد، شیطنت دارد، وسوسه دارد. این حق ندارد در اجتماع ظاهر بشود. باید دولت جلوی او را بگیرد. در سطح کلان دولت موظف است که جلوی او را بگیرد. نظام باید جلوی او را بگیرد. اگر نظام کوتاهی می کند در حق فضای بهداشت روانی جامعه دارد، ظلم می کند. اگر دولت و نظام در مبارزه با بدحجابی و بی حجابی کوتاهی می کند،دارد خانواده ها را ...
دولت خودش دارد در این همه طلاق مشارکت می کند. اگر ما این همه طلاق و فسادهای جنسی داریم برای این است که اینها مفت شده و در معرض دسترسی قرارگرفته است. وقتی همه محجوب باشند، فرصت مقایسه ای وجود ندارد. اگر حجاب اسلامی باشد. دقت کنید حجاب اسلامی یعنی پوششی که زیبایی ها و اندام یک شخص را بپوشاند چه مرد و چه زن، فرقی نمی کند. اما حالا یک خانمی آمده است، موهایش هم بیرون نیست اما آن را دم اسبی بسته است. کاملا پوشیده است اما دم اسبی بسته است. کوهان شتری بسته است.
پیامبر فرمود من از چندتا از خانم ها در آخرالزمان متنفرم. یکی خانم هایی که موهای شان را مانند کوهان شتر و دم اسب می بندند. برآمدگی پشت سر که وسوسه انگیز است. این حجاب نیست. این بی حجابی است. فرمود: « کاسِیاتٌ عارِیات»این را شنیده اید دیگر. لباس پوشان عریان. وقتی کسی لباسی پوشیده است که تنگ است و همه اندام او معلوم است،حالا لباس هم پوشیده باشد. پوسته که نباید پوشیده باشد. باید برآمدگی های اندام پوشیده باشد.باید لباس باز باشد، گشاد باشد نه اینکه تنگ باشد. این لباس تنگ هم بی حجابی است، هیچ فرق نمی کند. چه بسا ضرر آن خیلی بیشتر از زمانی است که عریان است. این خانم که این جوری است دارد امنیت خانواده ها، بهداشت روحی، روانی و معنوی جامعه را به خطر می اندازد. حق ندارد.
چطور می گوییم حق ندارند در جایی سیگار بکشند. بی حجابی یک جرم عمومی است، مسئله شخصی نیست. در حیطه آزادی های فردی نیست که کسی بگوید من آزادم می خواهم این جوری بگردم. هیچکس هم نباید جلوی من را بگیرد. نه، باید جلوی او گرفته بشود. الآن در نظام جمهوری اسلامی، حجاب در دانشگاه های ما در و پیکر ندارد. دخترها هفت جور بزک می کنند و به دانشگاه می آیند. در آمریکا ( من قواعد آن را هم دارم، انشاالله مجمع رهروان این کتاب ها را باید توزیع بکند و در سایت خود هم بگذارد) همه قوانین لباس دانشگاه های آمریکا را من دارم. هر دانشگاه قواعد لباس دارد، دانشجو حق ندارد با هر لباسی به دانشگاه برود. می گویند محیط علمی است شما حق ندارید اینجوری بزک بکنید. نوشته اند که لباس باید چطور باشد، شلوار باید چطور باشد. آرایش اصلا نباید باشد. آمریکا که مهد فساد است. در اروپا قانون دارد، هر دانشجویی نمی تواند هر جوری به دانشگاه برود.
الآن اینجا دانشجوهای ما، دانشگاه را با سالن مد و عروسی اشتباه گرفته اند. هیچکس هم نیست به آنها حرف بزند. می گویند ما با کار علمی کار داریم، این چیزها به ما ربطی ندارد. این مدیر، همان مدیری هست که مدیریت او الهی نیست و خدا به ریاست و مدیریت این شخص راضی نیست وقتی در زیرمجموعه او فساد می شود و امر به معروف و نهی از منکر در زیرمجموعه ولایتی خود ندارد. این مدیر، یک مدیر جهنمی است. این مدیر، یک شیطان است. به تعبیر قرآن یک شیطان است. می گوید کاری ندارم. به یک دانشگاه رفتیم، می گوییم آخر این چه وضعی است که دانشجویان دارند، شما باید جلوی اینها را بگیرید. میگوید من کاری ندارم، اینها پول می دهند، درس می خوانند، حجاب آنها به ما چه ربطی دارد . پول می دهند، می خواهند درس بخوانند ، هرجوری می خواهند بگردند، بگردند، به من چه! ما چقدر مدیران جهنمی و نحس داریم که خودشان دین ندارند و اجازه می دهند که فساد در زیر مجموعه ولایتی آنها رشد کند.
وقتی امام می فرماید مدیران و مسئولانی که به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان (علیه السلام) نیستند، خائن و خطرساز هستند، وقتی که قرآن میفرماید: «أَلَّذینَ إِن مَکَّنّاهُم فِی الآَرضِ أَقامُ الصَّلوةَوَآتَوُاالزَّکوة وَ آَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ». یعنی عزیزم در انتخابات شورای شهر دقت کن که داری به چه کسی رای می دهی. در انتخابات نماینده مجلس دقت کن. اگر یک کسی کاندید شد، گفت من برای شما آب می آورم، پشت بام های تان را اسفالت می کنم، اینجوری می کنم، اونجوری می کنم، اینکه به درد من نمی خورد. نماینده شایسته لیاقت انسانی من نیست. این دارد با کدام بخش حرف می زند؟ بخش گیاهی و بخش حیوانی من. فکر می کند من یک حیوان هستم، دائم وعده های اینجوری به من می دهد.
می خواهید نماینده مجلس انتخاب کنید، دقت کنید. بزرگترین منکرها در اینجا ها اتفاق می افتد، بی دقتی در انتخاب نماینده مجلس، در انتخاب فرماندار، در انتخاب شورای شهر، در انتخاب رئیس جمهور، منکرات اینجا ها اتفاق می افتد. اینهایی که تصمیم گیرنده تصمیمات کلان هستند و تصمیم های اینها در کل مملکت ساری می شود. با یک بخشنامه فساد رسمی، قانونی و دولتی می شود. در اینجاها ما باید دقت بکنیم.
پیامبر فرمود: اگر کسی، کسی را به سمتی منصوب بکند و بداند از او صالح تر هم هست « فَقَد خانَ الله وَ رَسُولُهُ وَالمُسلِمِین» به خدا و رسولش و مسلمان ها خیانت کرده است. ما الآن این همه انتخاب های حزبی و جناحی داریم، همه اینها منکر است. منکرهای مهم اینهاست. یک آدم صالح، یک فرماندار، یک فرمانده، یک استاندار، یک مدیر کل، یک مدیر خوب دارد کارش را انجام می دهد ولی چون در گروه من نیست باید چه بشود؟ باید حذف شود. این خیانت به الله، رسول و مسلمین است. اینها منکرات کلان است. و فرمود اگر کسی خودش را یک جایی برای ریاست داوطلب کند، کاندید کند که من می خواهم رئیس بشوم، می خواهم نماینده بشوم، می خواهم عضو شورای شهر بشوم، می خواهم مدیر شوم و بداند که از او بهتر هم هست فرمود این شخص هم: «خانَ الله وَ رَسُولُهُ وَالمُسلِمِین». به خدا و رسولش و مسلمانان خیانت کرده است.
ما در انتخابات خیلی منکر داریم چون رای گیری ها براساس رضای خدا نیست، براساس هوای نفس، کشش های قومی و قبیله ای است. به یک بنده خدایی گفتم شما چرا این آقا را به عنوان مرجع تقلید قبول کرده ای؟ می گوید چون همشهری ما است. این جوری مرجع انتخاب می کنند؟ اگر دوتا دکتر قلب داشته باشیم که یکی از آنها همشهری شما باشد ولی سوادش از دیگری کمتر باشد آیا خدا وکیلی قلبت را به او می سپاری؟ ما باید با ظاهر مقابله کنیم ولی کلان مقابله کنیم.
قانون حجاب سالهای سال است که تصویب شده است. مجمع رهروان، ستاد امر به معروف و نهی از منکر باید سایت داشته باشد. باید همه ما در بوشهر، در تهران و همه استانها با هم یکی باشیم. باید حرف بزنیم. باید حرفها، سروصدا داشته باشد. باید اجتماع داشته باشیم. باید تظاهرات داشته باشیم. باید موج ایجاد کنیم. باید صدا ایجاد بکنیم. چرا دولت نمی آید قانون حجاب را اجرا کند؟ از خودش شروع بکند. چرا نمی آید اجرا بکند؟ مگر مصوبه مجلس نیست؟
ما باید حضور داشته باشیم.قانوناً. استناد قانونی است. زور هم نمی خواهیم بگوییم. دعوا هم نمی خواهیم ایجاد کنیم. استناد قانونی ست. بیاییم در مجلات مان، در روزنامه های مان، ، در سایت های مان، در شبکه ها فعال باشیم. موج باید ایجاد کنیم. مجلس تصویب کرده است که وقتی یک دختر و پسر می خواهند با هم ازدواج کنند ، بعضی از نمایندگان می گفتند که باید صد و پنجاه ساعت آموزش ببینند. (مجلس اول هم این را تصویب کرده است).اگر یک دختر و پسر، صدو پنجاه ساعت آموزش ببینند احتمال طلاق آنها به شدت پائین می آید. الآن دختر و پسرهای ما چقدر آموزش می بینند؟ فقط چهارتا آموزش اینکه مسائل جلوگیری و مسائل ژنتیکیچطور باشد، بعد هم بروند و ازدواج کنند.
یک رانندگی که می خواهند بکنند،می گویند باید برود کلاس ببیند، دوره ببیند، گواهینامه پایان (دوره) را بیاورد تا یک مدرک گواهینامه به او بدهند. ازدواج یعنی یک مسئله ای که اصلا شخصی نیست، یک سمت آن من هستم و یک سمت آن نسلی است که قرار است از من بوجود بیاید. آدمهایی که تا قیامت ادامه دارند. قیمت هر یک آدم در قرآن معادل همه انسانهای روی زمین است. قرار است از این ازدواج بچه هایی به دنیا بیایند که هر کدام آنها منشا نسل هستند و این طلاقی که صورت می گیرد...
الآن ما حدود شش، هفت میلیون آدم اینجوری داریم. بیوه داریم. حدود هفت میلیون بیوه داریم. این هفت میلیون بیوه ای که در اجتماع دارند می آیند، باید مدیریت بشوند. چه کسی باعث شده است که ما هفت میلیون بیوه داشته باشیم. این همه طلاق های بچه گانه.
ما خودمان در دوره هایمان می گوییم که نود و پنج درصد مشکلات خانواده هاو طلاق هایی که اتفاق می افتد، بچگانه و قابل حل است. ما خودمان در مؤسسه دوره هایی را طراحی کرده ایم که کسانیکه واقعا فکر می کنند زندگی آنها منجر به طلاق می شود می آیند و ما این دوره ها را به آنها می دهیم. واقعا ما جلوی هشتاد، نود درصد طلاق هایی را که به ما مراجعه می شود، گرفته ایم. بعد هم رفته اند و به راه خوب هدایت شده اند. مهارت های آنها را باید بالا ببریم. نود و پنج درصد طلاق ها و درگیری ها و ... که پیش می آید برای این است که مهارتی وجود ندارد. طلاق منکر خیلی بزرگی است، عرش خدا از آن به لرزه در می آید.مفت مفت دارد در کشور ما اتفاق می افتد مثل آب خوردن. تازه آن را تشویق هم می کنند.
فیلم های سینمایی با بودجه دولت می سازند، روی پرده سینما می فرستند، اکران می کنند که زنها یاد بگیرند، بروند، طلاق بگیرند. کارگردان می گوید من خوشحال هستم از وقتی که فیلم من پخش شده، آمار طلاق بالا رفته است. به به! با پول چه کسی؟ با تایید چه کسی؟ با تایید نظام، با تایید دولت. یک کارگردان فاسد به تمام معنا که به قول خودش می گوید من همه جور زندگی را هم تجربه کرده ام، فیلمهای اینجوری می سازد که مردم تشویق شوند و بروند طلاق بگیرند.
این منکر بزرگی است و باید جلوی آن گرفته شود. باید برای آن موج ایجاد شود. ما باید با ظاهر مبارزه کنیم. مگر شما نمی گویید حجاب؟ الآن می گویید این مسئله مهمی است ما برویم به این خانم تذکر بدهیم حجابش را رعایت کند. الآن زنهای با حجاب ما، فیلم های بی حجاب شان بیرون است. آیا شما منکری بزرگتر از شبکه های اجتماعی دارید؟ (این تلفن را نگاه کنید الآن من دوربین آن را از دو طرف بسته ام ). تلفن اندرویدی وسیله جاسوسی است، این تلفن خاموش هم باشد از شما فیلمبرداری می کند. خانم شما در خانه عریان است، دختر شما، ناموس شما در خانه عریان است.یک خانم می رود، لباسش را عوض می کند. این دوربین دارد شما را می گیرد.
در هفت لایه در اسرائیل و آمریکا، فیلم های نوامیس مسلمانان ضبط می شود. در خانه ات هست و می گویی چیزی نیست، چه اشکالی دارد. شما وقتی تلفن همراه می خرید، از این معمولی ها،قدیمی ها که داشتیم گازوئیلی ها... یک لایه آن می رود. وقتی به اینترنت وصل می شوید سه لایه امنیتی شما می رود. وقتی یک نرم افزار نصب می کنید و به واتس آپ، وایبر، لاین و ... وارد می شوید، همه ده لایه امنیتی می رود. خودشان می گویند که دیگر از این بالاتر نداریم، اگر بود می گفتیم. اصلا دیگر حریم خصوصی معنا ندارد.
مسخره است ما داریم اینجا زحمت می کشیم به خیابان برویم و به یک خانم بگوییم حجابت را درست کن. خانم های باحجاب ما می آیند جلوی همه مردها حجاب می گیرند بعد در خانه فیلم لخت آنها در اسرائیل و آمریکاست. چون در خانه وقتی سر شما باز است یا وقتی یک زن و شوهر در اتاق هستند، این دارد فیلمبرداری می کند. خاموش این تلفن های اندرویدی هم از شما جاسوسی می کند. هیچکدام از اعضاء دولت آمریکا حق ندارند تلفن اندرویدی داشته باشند، چون وسیله جاسوسی است. خیلی راحت و مفت به ما داده اند برای اینکه جاسوسی کنند.. خود غربی ها می گویند بیشترین آمار جاسوسی و کسب اطلاعات در ایران انجام می شود، شماره یک استفاده از وایبر چه کسانی هستند؟ ایرانی ها. واتس آپ؟ وایبر؟
حتما روی سایت ما بروید، ما مجبوریم در این شبکه ها حضور داشته باشیم به خاطر اینکه جلوی این انحرافات را بگیریم. اگر کسی وارد این شبکه ها می شود لااقل این حرفها را بشنود. روی سایت ما بروید ما تقریبا بیست ساعت آموزش گذاشته ایم. این شبکه ها را معرفی کرده ایم. که وایبر اسرائیلی است، واتس آپ اسرائیلی است. لاین همینطور. هایک همینطور. سوابق آنها را مفصل توضیح داده ایم که اینها چه هستند.
من چند وقت پیش کسی را برای ماموریت به کانادا فرستاده بودم. خانم دکتری بود. پیغام داده بود حتما به استاد بگویید وایبر روشن کند که با من ارتباط بگیرد، مطلب مهمی است. با او تماس گرفتم که شما چه می گویید من اصلا به اینها نمی روم. گفت خب به تلگرام بروید. تلگرام هم اسرائیلی است. تلگرام با یک ساختار روسی شروع شده اما سرور آن کجاست؟ شرکت آن را در آلمان ثبت کرده اند، سرور آن هم در اسرائیل است. واتس آپ و وایبر یعنی فحشا. یعنی منکرات وسیع، دارد انجام می شود. یعنی برداشتن همه حریم های شخصی زندگی یک نفر. چه لزومی دارد که من آنجا حضور داشته باشم؟
بله الآن یک کسی هست که مبلّغ است، در خانه جلوی همسر و فرزندش نمی برد،اسرار شخصی نمی گوید. یک جایی می خواهد حضور داشته باشد. خیلی خوب حضور دارد و می گوید من به آنجا می روم و تبلیغ می کنم. عضو می گیرد، با آنها ارتباط دارد و مطلب می گذارد. ارتباط شخصی نه. ظرفیت دارد، قوی است و می تواند این کار را بکند. خب برود، اینکار را بکند. ولی این خاله خاله بازی ها که ما دائم به لاین و واتس آپ و هایک و ... بعضی ها همه جا هم هستند. همه جا مشترک هستند. منکر اساسی الآن این است.
منکر این است که در تلویزیون ما می آیند می گویند من هجده ساله هستم، انگار که اگر یک جوانی هجده ساله بود به مقام عصمت رسیده است، می گوید برای هر جوان هجده ساله یک رایتل لازم است. این منکر است. این فسادهای ظاهری، فحشاهای ظاهری، بالا رفتن آمار طلاق، خیانت زنها، خیانت شوهرها با همین شبکه ها دارد... خودشان هم می گویند ما با همین شبکه ها قصد داریم، این کارها را انجام بدهیم. فحشای مفت. فحشای آزاد. این اتفاق دارد می افتد. جاسوسی، اطلاعات درجه یک، همه دارد از ما می رود.
من چند وقت پیش به یک سازمانی رفتم(این را بگویم تمام کنم، عزیزان استراحت کنند) داشتند روی یک پروژه کار می کردند. که مخفی بود. یک ماده شیمیایی می ساختند، مخفی بود و قرار بود که در ایران ساخته شود. حال چه موردی بود، بماند. بعد من رفتم دیدم که اینها دارند راجع به این ماده و ترکیبات آن صحبت می کنند. تلفن های اندرویدی همه آنها هم روشن بود. گفتم شما خیلی دل تان خوش است. هم دارند طرح های شما را می بینند، هم خودتان را می بینند، هم فیلمبرداری می کنند.
این پروتکل دارد. شما روی فیس بوک و وایبر بروید، پروتکل دارد. حتی شبکه هایی که ایرانی هستند در پروتکل شان هست. مثل بیسفون که کاملا ایرانی است. می گوید شما به این شبکه اجازه می دهید که بدون اجازه شما ایمیل های شما و پیامک های شما را تصرف کند. تلویزیون های اسمارت، ال ای دی ها، آنهایی که دوربین دارند، تمام آنها دارند در خانه از شما فیلمبرداری می کنند. خودشان هم اعلام کرده اند که اگر قرار است یک سری داشته باشید جلوی این تلویزیون نیایید یا از این استفاده نکنید. ما اجازه داریم از شما فیلمبرداری کنیم و اجازه داریم از این فیلم ها هرطور که بخواهیم، بهره برداری کنیم. خودشان دارند در شبکه هایشان اعلام می کنند که ما داریم از شما فیلمبرداری می کنیم. ما داریم از شما جاسوسی می کنیم. شما هیچ راز مخفی از ما ندارید. ما همه جای زندگی شما حضور داریم.
یک خانمی که می خواهد از این تلفن استفاده کند، مجبور است. جبری که نیست من یک استاد بین المللی هستم به ندرت به اینترنت می روم. البته بحث های من را شاگردان من در اروپا، آمریکا و جاهای دیگر، روی همه شبکه ها ی مجازی می گذارند. چون خیلی ها به آنجا می روند و آنجا باید هدایت بشوند. این هیچ. خود من به ندرت از اینترنت استفاده می کنم. در منزل ما اینترنتی وجود ندارد که کسی استفاده بکند. اگر کسی نیاز داشته باشد که از اینترنت استفاده کند، کاملا کانالیزه از اینترنت استفاده می شود. یک تحقیقی هست، چیزی هست...
آزاد همینطور، روی تلفن ها، آزاد در خانه ها، فحشاست. این منکرات است. این بزرگترین منکر است که دارد اتفاق می افتد. اینها را منکر نمی دانیم برای همین داریم آزاد، استفاده می کنیم. تلویزیون ما هم دارد همین منکرات را تبلیغ می کند. شبکه های ما دارند تبلیغ می کنند. من که خیلی نیازی احساس نمی کنمکه به اینترنت بروم. بعضی ها ، هنوز جوجه ست، راهنمایی ست، تحقیقات (دارد). دیده اید؟ دبیرستان، تحقیقات دارم باید بروم ساعت ها بنشینم... آن هم چه، دربسته.
من به خانم ها می گویم، به خانم های شوهردار می گویم، اگر شوهرهای شما گفتند ما طرح داریم، پروژه داریم باید به اینترنت برویم. در خانه ، اگر قرار است تحقیقات یا کاری انجام بشود باید صفحه نمایش کامپیوتر، طوری باشد کههمه اعضاء خانواده بتوانند آن را ببینند. اینکه آن را جوری بگذایم که خانمم نبیند، شوهرم نبیند، پدر و مادرم نبینند ، این چه تحقیقاتی است، چه مطالعه ای ست؟ باید جلوی همه و علنی باشد. (می گوید) خانم شما تشریف ببرید بیرون من امشب پروژه دارم، تحقیقات دارم، در را هم می بندد. بعد می بینید، مست به اینترنت رفته است و دارد بدمستی می کند. اینها منکراتی است که در خانواده ها دارد اتفاق می افتد. حتیدر مذهبی های ما. اینها مصادیق مهم منکر هستند که باید با آنها مقابله بشود. استفاده از شبکه های اجتماعی.
برای بچه ها در هر سنی تلفن می خریم. این بزرگترین منکر است. تلفن می خریم، لب تاب دست بچه می دهیم، تبلت دست بچه می دهیم. آیا می دانید که تبلت دادن... به قول یکی از اساتید از بزرگان حوزه می گفت اگر شما به بچه خودتان سم بدهید و او را بکشید بهتر از این است که یکی از این چیزها را به دست او بدهید. بچه حق ندارد این چیزها را از ما بخواهد. ما هم باید برای او شرح و توضیح بدهیم اگر هم لازم است استفاده بشود، اتو کشیده و با نظارت ما استفاده بشود. با نظارت پدر و مادر.
این بحث بماند برای جلسه بعد.
والسلام