جلسه 017 - زندگی زیبا
شماره جلسه
17
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1402
ماه
10
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 017 - زندگی زیبا

زندگی زیبا

جلسه 17

تاریخ:19/10/140

استاد: محمد شجاعی

ما بحثی که می‌خواهیم امروز در مورد آن صحبت کنیم در رساله حقوقی امام سجاد )علیه السلام (درباره ی شکم است .که من ان شالله توضیحاتش را خدمتتان عرض می کنم. چند تا آیه من در این زمینه می خواهم برایتان بخوانم به خاطر اهمیت این موضوعِ بسیار بسیار کلیدی و مهم .اولاً ما در تربیت خودمان و تربیت فرزندانمان و همچنین زیر مجموعه ولایتی خودمان مسئولیت داریم. انسان باید خودش را تربیت بکند، چون روح انسان در دنیا مانند جنینی هست که در رحمِ مادر متولد می شود، باید موقع وفاتش سالم متولد شود به آخرت. سلامت هم یک تعریفِ ریاضی و مهندسی دارد؛ مثل سلامت بدن، یعنی این طوری نمی شود که به یک نفر که مریض، ناقص، معلول هست، بگوییم سالم هست. گفتیم که همان طور که از رحمِ مادر ما شش نوع تولد داریم به دنیا: سالم، سالم قوی، ضعیف، بیمار، ناقص معلول. ما عین این شش تولد رااز رحم دنیا به نظام آخرتی داریم. تولد سالم یک تعریف دارد، چرا؟ چون عالم برزخ تعریف دارد، از رحمِ مادر به دنیا چرا شش قِسم تعریف می شود؟ به خاطر این که نظام دنیایک نظام مشخص و تعریف دارد. شرایط زیستی خاصی هست که هر کسی را نمی شود بگوییم سالم متولد شده .سالم یعنی با نظام این جا سازگاری داشته باشد. اگر ناقص می گوییم یا معلول می گوییم یا مثلاً ضعیف می گوییم و بیمار می گوییم، به بخاطر این که شرایط این جا یک شرایط علمی، تخصصی و ثابت هست که این جَنین باید با این هماهنگ شود، اگر نیاید می گوییم این الان معلول هست. معلول مثلاً مثل چی؟ مثل بچه ی پنج سر، مثل بچه ای که دو تا صورت دارد، بچه ای که دو تا سر دارد، بچه ای که هشت تا پا دارد ولی دست ندارد یا بالعکس. ناقص، یعنی کم دارد، دست ندارد، پا ندارد، کر، کور و لال هست. ما چون در حیات دنیا الان حالت مان مثلِ حالت جَنین هست در رحمِ مادر، مادر ما دنیا هست، بنابراین ما نمی توانیم هر نوع تولدی به برزخ داشته باشیم. روح ما در هر شرایط سالم نیست، سالم تعریف دارد. خصوصیات سالم را قبلاً بارها گفتیم ،کلیات اش را هم گفتیم .گفتیم :سالم کسی هست که مهربان هست،آرام هست وشاد هست .این سه تا« خصوصیت رحمانیت ورحیمیت، آرامش و شادی». اگر قرار باشد که این باشد ما باید خودمان را بسازیم، یعنی هر کسی مسئول خودش هست « قُوا اَنفُسَکُم» قرآن می فرماید:خودتان را نگاه دارید از آتشی که هیزم آن مردم و سنگ ها هستند.انسان موظّف هست که خودش را بسازد، برای آخرت آماده کند. دنیا هم زندگی ماهست ،ماباید در دنیا هم لذت ببریم، در دنیا هم باید شاد باشیم ،آرام باشیم، زندگی هایمان عاشقانه باشد، ارتباطات هایمان صمیمانه باشد، این جا هم ما احتیاج به ساختن داریم. بنابراین چه اگر ما بخواهیم فقط حیات دنیایی را در نظر بگیریم یا حیات آخرتی را، یا هر دو را، ما موظّف هستیم خودمان را بسازیم. در بخش شکم که مربوط به غذاست، مهم ترین مسئله حلال خوری هست. یعنی اگر لقمه حرام باشد، لقمه ی حرام محال هست که اجازه بدهد یک نفر رَحم در دلش بیفتد، بالاخره خشونت دارد، میزانِ حرام خوری در خشونت آدم اثر می‌گذارد. بعضی ها پدر و مادر خودشان ، خواهر و برادر خودشان را می کشند، بعضی ها ائمه رو کشتند به خاطر شدّت حرام خوریشان و آرامش را اصلا نمی‌گذارد که بیاید بر سراغ انسان این لقمه حرام .انسان تعادل دیگر ندارد کسی که لقمه ی حرام می خورد، نمی تواند آرام باشد و دائماً در مقایسه زندگی اش با این و آن هست، دائماً عقب ماندگی ها را می بیند، هزاران نعمت هم که خدا به او بدهد، نمی بیند، فقط نداشته ها را می بیند، رقابت دارد، مسابقه و مقایسه دارد، حسادت دارد، زود رنجی دارد، این آدم آرام نیست، این آدم شاد هم نمی تواندباشد، یعنی شادی یعنی چی؟ یعنی بتواند از داشته ها و ارتباطاتش در ابعاد مادی و معنوی لذّت ببرد و واقعاً شاد باشد، غم های دنیا بر او غلبه نکند و مسائل، مشکلات یا سختی های دنیا نه تعادل او را به هم بزند نه شادی اش را، لقمه حرام تمام این حالت های تعادل و سلامت را به هم می زند، تمام نظام های سلامت را هم برای دنیا به هم می زند و هم برای آخرت. درو مادری که می خواهند یک بچه ی خوب داشته باشند و فردای قیامت جواب بدهند نسبت به بچه شان، چون قیامت یکی از سوال های مهم قیامت فرزند هست، خانواده است دیگر «کُلکُم راعِِِ وَکُلکُم مسوءولُ عَن رَعِیِتِه» پیامبر (صلوات الله علیه) فرمودند که شما همگی رائی هستید، مراقب باید باشید و از رعیت خودتان هم مسئول هستید .رعیت یعنی زیرمجموعه ولایتی انسان. همسر انسان و مرد نسبت به زن، زن نسبت به مرد،

فرزندان انسان، یا زیرمجموعه هایی که ما داریم؛ مثلاً استاد هستیم ،جایی مربی هستیم، مدیر هستیم، تصمیم گیرنده هستیم برای عده ای. پیامبر می فرماید: شما همگی مسئول هستید. کسی که بخواهد از خانه و خانواده رد بشود، این باید شرایط خانوادگی را رعایت بکند. دو اصل از اساس از اصول تربیت سالم بچه ها که خانم ها و آقایان باید کاملاً رعایت بکنند، این هست که وقتی می خواهند ازدواج کنند باید دقّت کنند که این شرایط آیا فراهم هست یا نه ! ما الان معمولا نوع ازدواج ها یا به خاطر شرایط جمادی هست که پولدارهست یا شرایط گیاهی هست که خوشگل هست، خوش اندام هست، یا شرایط حیوانی هست موقعیت اجتماعی اش چی باشد یا شرایط درآمدی چی باشد یا مثلا دکتر هست، مهندس هست، از این چیزها است. در حالی که وقتی که می خواهیم زندگی تشکیل بدهیم باید اول تضمین چند تا چیز را بکنیم و بدانیم که این ها تضمین شده است؛۱_ این که شرایط خانه شرایط محبت آمیزی باشد، پدر ومادری که می خواهند بچه ی سالم تربیت بکنند ،باید بچه شان را بتوانند بهش اندازه ی کافی نه بیش از حد ، به اندازه ی کافی، محبت به بچه بدهند، احترام قائل باشند برای بچه، محبت گفتم دو چیز، حالا بیشتر، محبت ،احترام و لقمه حلال.چون بچه اگر لقمه حلال گیرش نیاید، شما دیگر نمی توانید بچه را کنترل کنید، آسیب های خیلی جدی به او وارد می شود.ببینید خیلی اعضای خانواده باید مراقبت بکنند همگی، که لقمه ای که در خانه می آید، حلال باشد، غذایی که خورده می شود، چون این غذا جدای از ساختارهای جسمی با ساختارهای در بخش ادراکی می گوییم با ساختارهای حسّی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی هم ارتباط برقرار می کند. لقمه ی حلال استعدادهای انسان را، نعمت ها و رزق ها را به سمت انسان جلب می کند و استعدادها را شکوفا می کند و دقیقاً لقمه ی حرام استعدادکُش هست و بلا آور هست، مصائب را به سمت انسان لقمه ی حرام می کشد. مردم الان خیلی ها نه اهل خمس هستند،نه اهل زکات هستند.نه اصلاً دقت می کنند که باید لقمه حلال باشد، این دودش هم در همین دنیا در چشم خودشان هست .مردم خمس نمی دهند، زکات نمی دهند یا رعایت مسائل حلال و حرام را در شغل و تجارتشان نمی کنند.چون می خواهند دنیایشان خوش بگذرد، آسایش بیشتری دارند، در حالی که با این کار آرامش را به هم می زنند، ممکن هست آسایش داشته باشند یعنی مثلاً اگر قبلاً یک ماشین معمولی سوار می شدند الان ماشین شاسی بلند مثلا چند میلیاردی سوار می شوند، آسایش دارند اگر خانه شان صد متر بوده، الان شده دویست متر، آسایش دارند، ابزار خانه زیاد هست اما آرامشی دیگر در این خانه وجود ندارد .وقتی لقمه حرام می آید همین طورهست دیگر،در این خانه شما نمی توانید آرامش داشته باشید. الان شما ببینید؛ بیشتر خودکشی های ما و طلاق های ما مربوط به این دو طایفه است؛ کسانی که تحصیلات بالایی دارند و کسانی که ثروت زیادتری دارند. آسایش بیشتری دارند اما آرامش ها کم شده هست. پس این ها را خوب دقت بکنید.

من چند تا آیات و روایات در این زمینه می خواهم خدمتتان عرض کنم.) سوره ی مومنون آیه‌ی ۵۱(،

ببینید خیلی مهم هست،«یَا اَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطّیِبَاتِ وَاعمَلُواصَالِحَاً» ترتیب ریاضی اش چطورهست، اولاً از این خطاب به انبیاء هست. یعنی شریف ترین مردم روی زمین، نزدیک ترین بندگان و شبیه ترین بندگان به خداوند هستند. به انبیا می فرماید که ای انبیا، ای رُسُل، رَسُولان! غذای طیّب بخورید، غذای طیّب، نمی گوید حلال، چون حلال کفِ کار هست، طیّب بودن هم مهم هست. یک موقع این لقمه حلال هست اما طیّب نیست، مثلاً شما الان سوسیس و کالباس بخورید، حلال هست، حرام نیست، اما طیّب نیست، یعنی درش پر از آشغال هست، پر از مواد مضر تو این غذا هست، هم باید حلال باشد و هم طیّب باشد، این مضر نباشد، ضرر نزند به شما. می فرماید: " کُلُوا مِنَ الطَّیِبَاتِ وَ اعمَلوا صَالِحَاً" عمل صالح که در قرآن شرط انسانیت است، قرآن فرمود: همه ی انسان ها دچار خسران هستند،« وَالعَصر*اِنَّ الانِسانَ لَفِی خُسر* الَّا الَّذِیَن ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ » عمل صالح یعنی عملی که صلاحیت دارد یک انسان را به تولد سالم برساند. الان مادر اگر داروهای شیمیایی بخورد، عمل غیرصالح انجام داده هست یا حتی بعضی از داروهای گیاهی را، الان مثلا مادر تازه باردار شده برود مثلاً زعفران استفاده کند، سقط می شودبچه یا بعضی از چیزهای خوب هم هست ،زعفران چیز بدی نیست هم نشاط آورهست، هم خوب هست، هم مقوی هست، ولی نباید بخورد.

دیدید که اکثر خوراکی ها، داروها، گیاهی، شیمیایی رویش موارد منع مصرف نوشتند چی؟ زنان باردار ،یعنی برای این بچه، برای این جنین و مادر ضرر دارد،ممکن هست برای کس دیگری ضرر نداشته باشد.عمل صالح یعنی چی؟ یعنی شما یک چیزی را مصرف کنید که صلاحیت داشته باشد برای آن بچه و برای خودتان . برای حرکت تان دورِ رحمِ دنیا صلاحیت داشته باشد، شما را قوی کند، مهربان کند، با نشاط بکند، آرام بکند، شاد کند، این عمل صالح می شود. پس هر چیزی انسان را مهربان نمی کند، آرام نمی کند، و شاد نمی کند . ما باید یک چیزی مصرف بکنیم که ما بتوانیم به قُرب برسیم، به شباهت به خدا برسیم، به مقام محمود برسیم، به مقام انسانیت برسیم . هر عملی صالح نیست، یعنی صلاحیت ندارد. خیلی ها انجام می دهند، در دنیا هم خیلی ها انجام میدهند، آیا ما هم باید انجام بدهیم!؟ یکی از احمقانه ترین سبک های زندگی پیروی از مُدهاهست؛ می گوید الان مُد هست این طوری بپوشیم، مُد باشد اما می بینی احمق هست، اکثر مردم دنیا به قول قرآن "لَآ یَشکُرُون" هستند "لایَعقِلُون" هستند، شعور ندارند، عقلانیت ندارند. شعور خیلی مهم هست، کلمه ی شعور یعنی از" شَعَر" می آید، "شَعَر" یعنی مو. شعور یعنی درک باریک، درک دقیق، درک ظریف. مثل همین که الان خدمتتان عرض کردم، در فرق بین حلال و طیب با چیزهای دیگر. شعور ندارند یعنی این ریزبینی را ندارند، الان این مُد هست من این طوری بپوشم، حجابم رااین طوری باشم، مُدهست لاک بزنیم، مُد هست نمی دانم مردها لباس های خیلی مبتذل و تنگ می پوشند، مُد هست نمی دانم این کار را ...مُد که نمی شود، عمل صالح که تابع مُد نیست، عمل صالح تابع شرایط حقیقی و ریاضی ساختار جسمی و روحی انسان هست. عمل صالح یعنی آن چیزی که صلاحیت دارد. در عمل صالح ما هفت تا تخصص لازم داریم، قبلاً هم گفتیم این را. هفت تا تخصص هست که باید باشد تا بگوید این عمل صالح هست یا سالم. الان تعیین این که این دارو برای زنان باردار، مفید هست یا مضر به عهده چه کسی هست؟ چه کسی تعیین می کند که این غذا برای خانم باردار مفیدهست یا مضر؟ کارشناس تغذیه. کسی که این مواد را کامل بشناسد، زن را ،اندام زن را، بدن زن را بشناسد، جنین را بشناسد و بتواند با توجه به این شرایط بگوید که این دارو الان برای این خانم مضرهست و اگر باردارهم نبود مضر نبود شاید .در مورد انسان ما هفت تا تخصص لازم داریم تا به او بگوییم که آقا این کار حرام هست، واجب هست،مستحب هست، مباح هست و مکروه هست. این عمل صالح هست یا صالح نیست. تخصص هارا هم قبلاً گفتیم؛ یکی این که، انسان از کجا آمده است، اصلاًحقیقت انسان، نفس انسان چی هست.یکی این که، انسان به کجا می رود بعد از وفات، که می شود وفات، برزخ و قیامت پنجاه هزار ساله با پنجاه تا از سوالاتش و حیات جاودانه. کلا می گوییم؛۱_آخرت .پنج تا هم که در زمین هست. در حیاط دنیایی هست.جسم چی هست؟ نفس چی هست؟ رابطه جسم و نفس چی هست؟ عالم طبیعت چی هست؟ رابطه جسم و نفس با عالم طبیعت چی هست؟ می شود پنج تا،و با آن دو تا می شود چند تا؟ هفت تا تخصص لازم دارد و بشر حتی یک نوع از این تخصص ها را هم ندارد. شما هیچ دانشمندی را در کره ی زمین پیدا نمی کنید که بگوید من یک نوع از مخلوقات خدا را مثلاً این گل را، حالا طبیعی اش را یا مثلاً یک مولکول، یک اتم را، یک سلول را شناخته باشد، هیچ دانشمندی الان وجود ندارد. مردم !الان علم خیلی پیشرفت کرده هست اما حتی به شناخت یکی از مخلوقات خدا هم نائل نشده است. حالا کسی این را نمی داند که حق ندارد راجع به انسان حرف بزند، بگوید که آقا چه کسی می گوید حرام هست، چه کسی می گوید حلال هست، چه کسی می گوید واجب هست، تو چه تخصصی داری که می توانی اظهار نظر بکنی؟ آن کسی که می گوید طلا برای من حرام هست، سگ نجس هست، گربه را در خانه نیاورید، مشروب نخورید، روابط زن و مرد باید این طوری باشد، حجاب واجب هست، نماز واجب هست، روزه واجب هست، خمس واجب هست، آن هفت تا تخصص پشتش هست تا می تواند به شما بگوید که این کار واجب هست،حرام هست،مستحب هست، مباح هست، مکروه هست؛ ولی کسی که رد می کند، احمقانه رد می کند، جاهلانه رد می کند، چون هیچ کدام از تخصص ها را ندارد،هیچ کدام از این هفت تخصص را ندارد. اظهار نظر جاهلانه می کند. پس عمل صالح چه کسی تعیین می کند که کدام عمل صلاحیت دارد برای حیات انسان، برای سعادت دنیا و آخرت ؟

کسی که این هفت تا تخصص را داشته باشد، یعنی خداوند تبارک تعالی یا متخصص معصوم. غیر از این ها هیچ کسی در دنیا این تخصص ها را ندارند. بنابراین که این کار خوب هست یا بدهست را که نمی توانیم بگوییم فلان دکتر گفته هست، فلان مهندس گفته هست، فلان دکتر و مهندس هیچ کدام از این تخصص ها را ندارند، علم شان بسیار محدودهست. برای انسان یک علم ناچیز، چون انسان خودش بی نهایت هست یک علم نامحدود لازم هست که در موردش اظهار نظر بکند، این علم فقط دست خداست و چهارده تا معصوم.تمام. بنابراین وقتی میگوییم عمل صلاحیت دار، این را باید خدا ویامعصوم تعیین کند. حالا خداوند دارد به انبیا خودش که عزیزترین،بندگانش هستند هشدار می دهد،"کُلُوا مِنَ الطَّیِبَاتِ وَ اعمَلوا صَالِحَاً" شما زمانی می توانید عمل صالح انجام بدهید که خوراک تان طیّب باشد والّا یا تنبل می شوید یا بی حوصله می شوید یا متنفّر می شوید، دین گریز می شوید یا از آن بدتر دین ستیز می شوید، اصلا مشرک می شود، کافر می شود. پس اگر انسان بخواهد دقیقا تخصص را ، عمل صالح را، جذب کند، انجام بدهد و تاثیر بگذارد در او، این ۷تا تخصص را لازم داردو شرط آن، این است که لقمه اش حلال باشد ."کُلُوا مِنَ الطَّیِبَات " هم طیّب حلال و هم طیب. برای پدر و مادر اگر می خواهند بچه شان واقعاً در دنیا و آخرت سعادتمند بشود باید مراقب لقمه ای که این بچه می خورد، باشند. «فَلیَنظُرِ الِانسَانُ اِلَی طَعَامِهِ" انسان باید به طعامش توجّه کند. طعام هم حضرت دوتا فرمود :یکی همین طعام معمولی ،یکی هم علمی که دارید دریافت می کنید. می گوید: آن علم هم باید حلال باشدوقتی دارید دریافت می کنید والّاعلمی که شما دریافت کنید اگر درآن جهالت باشد، درآن خرافه باشد، اشتباه و غلط باشد، آن هم مثل لقمه حرام روح انسان را می ریزد به هم. علم باید هم حلال باشد و هم طیّب باشد. چون خوراک هست،حضرت فرمود: منظور از طعام علمی هست که شما می خواهید از کسی دریافت بکنید. علم طیّب و حلال کدام هست؟ همانی که مبتنی بر هفت تا تخصص باشد. الان خیلی ها می روند جاهای مختلف درس می خوانند، در دانشگاه ها پیش اساتید مختلف، اما علم حلال و طیّب به راحتی دستشان نمی آید به خصوص در علوم انسانی، پر از خرافات ، اشکالات، اشتباهات در روانشناسی، جامعه شناسی، مدیریت، اقتصاد، حقوق، یاد می دهند به این بنده ی خدا، این آدمی که الان دیگر شده هست دکترا، دیگر انقدر روحیه اش شکل گرفته هست که به راحتی نمی تواند پرواز بکند، یه سانت هم دیگر از زمین بلند نمی شود. قبلاً که دیپلم داشت خوب بود، ولی حالا که رفته لیسانس گرفته، کلی حرام خوری کرده هست، حالا که رفته ارشد گرفته، دکترا گرفته، چون دارد چیزی را می خواند که آلودگی دارد، نه حلال هست و نه طیّب .حلال بودن و طیب بودنش کم هست، یک عالَم فرمول هایی که استکبار در قالب علم نوشته، استکبار برای ما تنظیم کرده، در پروتکل های صهیونیست ها از صد و خرده ای سال پیش می گویند ما باید تمام علوم دانشگاه ها را خودمان در دست داشته باشیم، مردم بیایند دانشگاه های ما درس بخوانند، ما به آن ها بگوییم علم چی هست، آن ها هم همین حرف هایی که ما می زنیم را، بعد به آن ها می گوییم این ها را بخوانید یاد که گرفتید، به آن ها مدرک می دهیم و می گوییم حالا همین را ببرید در کشور خودتان و به بقیه درس بدهید. همین حرف ها رابه کشور خودتان هم درس بدهید . ما اصلا می آییم کشورهای شما دانشگاه بزنیم.آمریکا، اروپا یکی از کارهایی که همیشه می کنند مردم فکر می کنند که آن ها دلشان برای ما سوخته است. مثل احمق هایی که الان فکر می کنند مثلاً از تمام این صد و چند ماهواره ای که در آسمان است سیصدو خرده ای، تقریبا نزدیک صد و پنجاه تا با بودجه های میلیارد دلاری دارد اداره می شود فقط برای جمهوری اسلامی ایران . همه هم فکر می کنند که دلشان برای ما سوخته هست که برای ما هرماه دارند میلیاردها دلار از اموالشان را صرف می کنند که برای ما خوراک بدهند. آمریکایی ها، اروپایی ها هر کشوری را که می خواهند غارت کنند و نابود کنند یا تجزیه اش بکنند، اول می گویند ما برویم در آن کشور دانشگاه بزنیم، بروید دانشگاه آمریکایی، دانشگاه اروپایی، شعبه اش هم تو فلان جا زدند در کشور شما، بیایید خودمان هم به شما مدرک می دهیم. این بنده خدا دارد می رود دنبال علم، جوان مظلوم و معصوم می خواهد برود یک چیزی یاد بگیرید از دانش های...فکر می کند دارد دانش حقیقی یاد می گیرید، می رود در کنکورهم شرکت می کند، کلی هم زحمت می کشد ،از همان آشغال هایی هم که به

او گفتند رقابت می کند، کنکورهم قبول می شود،می رود سر دانشگاه ،بعد می بینید که می گویند حالا می خواهی چه چیزی بخوانی؟ روانشناسی، اقتصاد، مدیریت، تعلیم وتربیت، هنر، خانواده، خودمان به تو می گوییم، بیا!این ها را بخوان، این ها اصول هست. او هم می گوید آره دیگر اصل روانشناسی هست،اصل جامعه شناسی هست، اصل اقتصاد، این اصل مدیریت، این اصل هست، این ها را می خوانند. یک مُشت غذای حرام و کثیف .گزاره های علمی اش راخودشان نوشتند استکبار ، مدرک تحصیلی اش را هم خودشان می دهند، لیسانس اش را، ارشداش را،دکترایش را،فوق دکترایش را خودشان می دهند .بعد این حالا مگه با این دانشی که الان در دانشگاه خوانده ، حالا به او بگویید که خدا این طوری گفته هست، پیغمبر این طوری گفته هست، می گوید: نه علم یک چیز دیگرمی گوید. این علم نیست این جهل هست؛ چون علم یعنی آن که این هفت تا تخصص درآن باشد و این نیست، این توهم هست ،علم نیست که .علم آن هست که دردست خدا هست،علم هست که خالق هست" قُل اِنمَّا العلمُ عِندَالله" بگو علم همه اش دست خداست. "اَفَحُکمَ الجَاهَلیَّهِ یَبغُونَ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ حُکماً" آیا شما دنبال احکام جاهلی می گردید؟ چه کسی از خدا حُکم اش زیباترو درست تر هست؟شما می گویید که خدا نمی فهمد که خالق کل شیء هست،انبیاء هم که معدن علم الهی هستند نمی فهمند، ائمه هم نمی فهمند، ما که رفتیم دردانشگاه درس خوندیم می فهمیم. یک حرف زورهست. آن چیزی که شما خواندید مبتنی بر هیچ کدام از تخصص های هفت گانه مربوط به انسان نیست، اگر هم باشد خیلی کم، یک قطره هست در مقابل اقیانوس علم خداوند .چیزی نیست که شما می دانید، چیزی نیست که علم شما. مگر بشر الان حتی یکی از مخلوقات خدا را شناخته هست؟! حتی یک نوع، یک اتم،یک گل یک چیزی را .گفتم مگر شناخته هست!؟نه!!! پس هی علم علم داریم، آقای دکتر، آقای مهندس، آقای پروفسور، این نسبت به جاهل ها درست هست ولی نسبت به موضوعی که باید شناخته بشود تا به کار بیاید غلط هست." یَا اَیُّهَاالرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِبَاتِ وَاعمَلُوا صَالِحَاَ" آی رسولان طیّب بخورید تا عمل صالح بتوانید انجام بدهید والّا شما نمی توانید عمل صالح انجام بدهید. لقمه ی حرام از این گلو که رفت پایین، تو به‌او بگو: خود خدا، می گوید آقا مگر من خلق نکردم ؟مگر من نیافریدم تو را، دنیا را؟ می گوید:بله، می گوید: مگر من بیشتر از هر کسی تورا نمی شناسم؟ این سلول ها را،این اتم ها رامن آفریدم، سرهم کردم، خُب! این گل ها، گیاه ها ،حیوانات، دریا، ماهی ها، نمی دانم ستاره، کیهان، کهکشان را مگر چه کسی خلق کرده است؟می گوید: خُب خدایا تو خلق کردی. تو را چه کسی خلق کرده هست؟ تو خلق کردی. پس چه کسی بیشتر از من تو را دوست دارد؟ خدایا تو، بعد می گوید: دیگه من این ها را دارم به تو می گویم به حرف هایم گوش کن، می گوید:گوش نمی کنم .لقمه ی حرام اینجوری هست، دیگر نمی توانی عمل صالح انجام بدهی. عمر سعد می گوید:من می دانم اگر جلوی حسین بایستم به جهنّم می روم، بین بهشت و جهنم باید یکی را انتخاب کنم،وجهنم رو انتخاب کرد. انسان وقتی لقمه حرام را خورد مثل قرص روان گردان می ماند، قرص های روانگردان طرف وقتی می خورد مثلا آن بالا روی بالکن ایستاده، می گوید که حسِ خوبی هست، بزارید من پرواز کنم، می خواهد پرواز کند، از آن بالا خودش را پرت می کند. ماشین داره صد و بیست تا کیلومتر در ساعت دارد میرود در ماشین را باز می کندومی گوید بروم بیرون قدمی بزنم. روان گردان هست دیگه، یعنی اصلاً تو نمی فهمی الان داستان چی هست! لقمه ی حرام کاملاً مثل قرص روانگردان عمل می کند،یعنی شخص با این که همه چیز را می فهمد اما هیچ کدام راعمل نمی کند، توان عمل ندارد، چون حرام می خورد .الان چرا این دخترک خودش را از بالای ساختمان چهارده طبقه پرت کرده!؟ قرص روانگردان خورده بوده،! پس بیچاره حق داشته دیگه! چون روانگردان استفاده کرده آن موقع دیگه این بیچاره تعادل نداشته که! یک نامردی به او قرص داده بوده. مثل همین که چند وقت پیش در تهران گرفتد؛ چند صد هزار تا قرص، قرص لاغری به اسم قرص لاغری آورده بودند ودر تهران می فروختند. که آقا هرکسی می خواهد لاغر شود، این قرص ها معجزه می کند، در حالی که هیچ

کدام قرص لاغری نبودند، چه چیزی بودند؟ روانگردان بودند. اگر کسی خورد، من الان فکر می کنم که می خواهم لاغر بشوم اگر حالا الان قرص را خوردم و بعد روانگردان بود، دیگه حالا هر کاری کردم که خودم مسئول نیستم، چون فریب خوردم، حال شما نگاه کنید چقدر پدرو مادرها، مدیرها و مسئولین نَفهم جوامع، مدیران نَفهم، این بانک ها،این مؤسسات مالی، به مردم لقمه ی روانگردان یا حرام می دهند. حالا شما پروتکل های صهیونیست ها را بخوانید تا می توانید شما باید لقمه های کشورها را _بخصوص کشورهای اسلامی را _حرام کنید لقمه هایشان را.در لقمه هایشان رِبا،در بانکداری هایشان رِبا،نجاست وآلودگی در همه چیز این ها راایجاد بکنید وبه خورد آن ها بدهید که این طوری این هابندگان ما می شوند. خداهست! خدا یعنی آن کسی که صاحب این هفت تا تخصص هست، خدا یعنی که خالقِ کُلِ شیء هست،آمده در میدان مربی،به عنوان مربی،ربّ هست دیگر! هزار بار در قرآن فرموده: من ربّ هستم، مربی هستم،مربی انبیاء و مربی ما می گوید: حلال باید بخورید، اگر حرام بخورید دیگر شبیه من نمی شوید، دیگر انسان نمی شوید. آمده وسط. ببینید چقدر از احادیث و آیات ما اختصاص به لقمه حلال دارد. این طرف استعدادش فوق العاده هست ولی چون لقمه حرام دارد می خورد این استعداد می رود سمت کارهای کثیف. نابغه هست!اگر لقمه ی حلال خورده بود، و محبّت درخانه دیده بود، محبّت خیلی مهم هست، بی محبّتی ،خشونت، تحقیر بچه ها، سرزنش بچه ها، اذیّت بچه ها، تنبیه بچه ها یا بی احترامی به بچه ها، مثل لقمه‌ی حرام می ماند، تعادل و روان بچه را خراب می کند. در خانه جای این کارها هست؛ عشق، عاطفه، احترام به همدیگر و لقمه ی حلال، معجزه می کند. اصلا دیگر نیاز نیست این بچه را همین طوری ولش کنید، خودش بالا می آید،استعداد هایش خود به خود شکوفا می شود. کسی لقمه ی حلال بخورداین خاصیت ها را دارد

.)سوره ی بقره آیه ی ۱۶۸(" یَا اَیُّهَا النَّاس..." حالا آمده سراغ مردم، در آیه ی قبلی با انبیا صحبت می کرد .می خواهد به همه بگوید چون رحمان هست خدا همه ی مردم دنیا را دوست دارد، بندگانش هستند. خطاب به همه بندگانش هست،" یَا اَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الاَرضِ حَلَالََا طیِّبَاً" هر چیزی در زمین هست بخورید اما حلال و طیّب.حلال هم شرایط اش را خُب معصومین مشخص می کنند. خودِ خدا کمی به شکل کلّی در قرآن بیان کرده هست، ولی شکل ریز و جزئی اش را معصوم بیان می کنند. اصلاً ماهی ها کدام را می شود خورد و کدام رانمی شود خورد، پرنده ها را کدام را می شود خورد وکدام را نمی شود خورد. یک آدمی که احمق هست می گوید: خوک هست دیگه، حالا این خوک و گوسفند چه فرق دارند می خوریم دیگه! یک الاغ هست حالا با اسب مثلاً اسب ها کراهت دارند، الاغ که آن طوری،آن وقت با گوسفند چه فرقی دارد؟ آقا این حرام هست. حالا گوشت پرنده با پرنده چه فرق دارد؟ هفت تا تخصص دارد آن کسی که می گوید این با این فرق دارد. توی نادان چه چیز می دانی از این تخصص ها، که می گویی خوک با گوسفند چه فرق دارد!؟ حالا سرش را مثلاً ذبح شرعی نکرده باشیم، ول کن بابااین حرف ها چی هست! خطاب به همه مردم "یَا اَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الاَرضِ حَلَالََاطَیِّبَاً" این هم از این آیه.

حالا برویم سراغ بعضی از روایات؛قاَلَ رسولُ الله،ببینید یک خواهشی می کنم خوب دقّت کنید: وقتی شما با یک حدیثی روبرو می شوید، حدیث معتبر از این چهارده معصوم، باید دقّت کنید چه کسی دارد با شما حرف می زند، کسی که متخصص و معصوم هست.وحرف هایش با فلان دانشمند و فلان دکتروفلان مهندس بی نهایت فرق دارد. قرآن می فرماید :که ما همه چیز را ریاضی و عدد دار خلق کردیم، از طرفی می فرماید:ما محاسبات کل اشیاء را سپرده ایم به یک شخص. یعنی همیشه در هر دوران یک نفر هست که محاسبات ریاضی و اندازه های ریاضیِ بین الله تا خلق را یعنی" مَاسِوَاالله "را دست ایشان هست. قَدرها، اندازه ها ،تقدیرات ،دست یک نفرهست. یک دستگاه محاسباتی هست که" مَاسِوَاالله" را اداره می کند. آن دستگاه محاسباتی که همه عددها بی نهایت عدد و اَرقام در اختیار اوست را قرآن اصطلاحاً به ایشان می گوید" امام ". (سوره ی یس،آیه ی ۱۲«کُلَّ شَیءِِ اَحصَینَاهُ فِی اِمَامِِ مَبِینِِ»، ما محاسبات کلِ شیء، دیگر استثناء هم ندارد؛جمادات ،گیاهان، حیوانات، ستاره، کیهان، کهکشان، برزخ، بالاتر هرچه که هست، همه اش در اختیار یک نفرهست،آن یک نفر را اصطلاحاًمی گویند" امام". قرآن می فرماید: محاسبات کل شیء دست یک نفرهست. حالا وقتی می گوییم قَالَ رَسُول الله ،یعنی

شوخی نیست قَالَ رَسُول الله! یعنی کسی که خداوند علم اش را در اختیار او قرار داده هست. تمام محاسبات کل شیء در اختیار این آدم هست. حالا ایشان دارند با شما حرف می زنند، ایشان دارند قوانین ریاضی خلقت رابیان می کنند، عددها و اَرقام را ایشان دارند مشخص می کنند، ببینید" العِبادَهُ سَبعونَ جُزءاً" هفتاد از کجا آمدکلمه ی هفتاد !؟تخصصی هست،ما نمی توانیم بگویم، شصت و نه نیست ،هفتاد و یک هم نیست، می فرماید: عبادت هفتاد جزء هست، اهل بیت هر وقت حرف می زنند، عدد و اندازه و ریاضی با ما حرف می زنند، قرآن هم همین طورهست.در کلام اهل بیت کلاً همین این ها هست؛عدد،اندازه، قانون،فرمول، علت و معلول،عمل و عکس العمل، قدر و قضا، با سبک مهندسی و ریاضی حرف می زنند .اگر کسی فهم ریاضی از نظام خلقت نداشته باشد کلام معصومین را خیلی دقّت نمی تواند بکند. چون ایشان دارند مهندسی با شما حرف می‌زنند اما شما عوام هستید و نمی فهمید که ایشان مهندسی دارند چه چیزی می گویند،ایشان علمی با شما حرف می زنند، چهارده معصوم کلاً با ریاضی حرف می زدند. اگر کسی بخواهد مفهوم به فرمایشات معصومین را بفهمد، باید فهم ریاضی از خودش و نظام خلقت داشته باشد.که من بارها عرض کردم: انسان تا خودشناسی نکند، معرفت نفس نداشته باشد و فهم ریاضی از خودش نداشته باشد متوجه عدد و ارقام هایی که خدا می گوید نمی شود. مثلاًمی گوید که درهای بهشت هشت تاست، این نمی داند که یعنی چی هشت تاهست. آدم تا نفس خودش را نشناسد، نمی فهمد که چرا درِ بهشت هشت تاهست، یا درِجهنّم هفت تاهست. شما اگر فهم ریاضی از خودتان نداشته باشید نمیتوانید بفهمید که درِجهنّم هفت تاهست،و همه ی عدد و اندازه هایی که خدا در نظام خلقت به ما می دهد؛ نماز صبح دو رکعت، نمازظهر چهار رکعت، نماز عصر چهار رکعت،نماز مغرب سه رکعت، تسبیحات اربعه، یعنی چهار تا تسبیح ما داریم "سَبحانَ اللهِ و الحَمدُاللهِ وَ لَااِلهَ اِلا اللهِ وَ اللهُ اَکبر "سه تا نیست، پنج تا هم نیست، این چهارتاهست. کعبه مکعب هست، چهار تا ضلع دارد، همه اش عددهست. بنابراین آن دارد با ما ریاضی صحبت می کند؛ مثلاً می گوید :هفت دور بروید سعی صفا و مروه؛یک، دو، سه، چهار،پنج، شش و هفت، بیشتر نه، کمتر بروید حجّ تان باطل هست، بیشتر هم بروید باطل هست. هفت دور،طواف هفت دور. پس کلاً عدد هست. خدا کلاً با ما ریاضی سخن می گوید. ولی وقتی من فهم ریاضی از ذات خودم نداشته باشم، فهم ریاضی از بقیه ی مسائلی که خدا می گوید هم ندارم، اصلا درکی ندارم که خدا چه چیزی دارد به من می گوید. حالا پیغمبر دارد می گوید که عبادت هفتاد جزء هست ودر این هفتاد تا بخش عبادت، کدام از همه بالاترهست در این عبادت ها ؟فرمود:« و اَفضلُهَا جُزءَ طَلَبُ الحَلال" این که آدم دنبال لقمه ی حلال باشد، وقت بگذارد که لقمه اش را حلال بکند. می گوید این از هر عبادتی بالاترهست. طرف می بینید مسجدی هست، هیئتی هست، اهل خمس نیست، اصلاً شغل اش حرام هست. یک کسی را می بینید نه اهل مسجد هست، نه اهل هیئت هست، خیلی کم، خیلی جزئی یک نماز واجب ش را می خواند، گه گاهی هم ممکن هست درمسجد سر و کله اش پیدا بشود یا مثلاً در این عزاداری های محرم و صفر ، مثل خیلی از کشاورزهای عزیزمان، روستایی های عزیزمان ،ولی می بینید غذایشان پاک،طیّب و حلال هست. و این بهترهست، این بهترهست. هیچ چیزی از این بالاتر نیست که انسان وقت بگذاره لقمه اش، شغل اش، درآمدش، غذای خودش و زیرمجموعه ی خودش را حلال بکند، حلال بکند. حالا می خواهد یکی از آثار لقمه ی حلال را بگوید نبی اکرم )صلی الله علیه و آله و سلّم): این برای کسانی است که می خواهند انسان بشوند، نورانی بشوند به علوم الهی و باطنی، همان علمی که در دست خودِ خداهست ، همان فرمول ها، اعداد و اندازه راه پیدا بکنند، اما حوصله معلم و استاد و دانشگاه و حوزه را هم ندارند، خوب دقّت کنید می خواهد میانبر به شما یاد بدهد می فرماید: «مَن اَکَلَ الحَلالَ اَربَعینَ یَوما» هر کس چهل روز حلال بخورد_ببیند چهل روز فقط_ می گوید هر کسی چهل روز حلال بخورد "نَوَّرَاللهُ قَلبَهُ" خدا قلب ش رانورانی می کند، خدا قلب اش را نورانی می کند،"نَوَّراللهُ قَلبَهُ وَاجَرا یَنابیعَ الحکمَهِ مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِهِ" می فرماید: که هر کس چهل روز غذای حلال بخورد، خداوند قلب اش را نورانی می کند و چشمه های حکمت را از قلب اش بر زبان اش جاری می کند. یعنی همه ی حکمت را خدا در قلب تو گذاشته هست، تو باید حلال خوری بکنی تا این بیاید بالا. ولی وقتی حرام می خورید آن چشمه ها هم خشکیده می شود، چشمه ها از بین می رود. پس یک موقع نگویید که مثلاً چرا این آدم روستایی، بی سواد، یک دفعه مثلاً یا کربلای کاظم روستایی هست، یک دفعه مثلاً امام زمان با یک اشاره کل قرآن را می کند درقلب اش. چون کربلای کاظم وقتی فهمید باید زکات بدهد، خانواده نمی دادند،گفت: زمین من رااز همه ی زمین ها جدا بکنید. جوان بود،گفت: زمین من راجدا کنید من باید زکات مالم را بدهم، کشاورز بود دیگر،گوسفند دارند، دامداری دارند، کشاورزی دارند..دقت کرد لقمه ی حلال خورد،سوادی هم نداشت، هیچ سوادی نداشت .این هست که وقتی هم امام زمان را می بیند چون نورانی هست و هم امام زمان با یک اشاره همه ی قرآن را می کند در قلب او. حالا طرف چهل سال درس می خواند، پنجاه سال درس می خواند راه نمی افتدقلب اش! قلب اش حرکت نمی کند! راه به غیب ،به عالَم بالا، به حکمت ها ، به لطافت ها، به ظرافت ها قلب اش راه پیدا نمی کند؛ رسول خداهست نشسته روی قلّه ی خلقت، حالا دارد از آن کسی که همه ی قوانین جهان در دست اوست و این هفت تا تخصص را دارد،حالا دارد با شما حرف می زند که هر کس چهل روز لقمه ی حلال بخورد، خداوند قلب او را نورانی می کند و چشمه های حکمت را از قلب اش بر زبان اش جاری می کند. چقدر سرعت کار زیاد می شود، چقدر قدرت بالامی رود، چقدر میانبرهای خوبی به ما یاد می دهند اهل بیت(سلامُ الله علیه واجمعین(. قانون خلقت هست ،دارد یکی از قوانین خلقت را به شما می گوید. می خواهید زود برسید؟ می خواهید یک شب، هفتاد سال را بروید؟ قانون اش این هست. باز روایت بعدی را نگاه بکنید، دوباره یک قدر ریاضی، مشخص،درباره ی انسان می فرماید. نبی اکرم)صلّی الله علیه وآله وسلّم ("مَن سَعی عَلی عِیالِهِ فِی طَلَبِ الحَلال فَهُوَ المُجاهِدُ فِی سَبیِلِ اللهِ".چقدر قشنگ هست. آقا یک راننده تاکسی هست،یک حمّال میدان هست، یک کارمند هست، یک کارگرهست، یک فروشنده هست، می فرماید: هر کس برای خانواده اش از طریق حلال تلاش بکند، زحمت بکشد،برود برای خانواده اش لقمه ی حلال بیاورد در دست شان بگذارد،زهرمار ندهد، آتش ندهد، مریضی ندهد، کفر ندهد، شرک ندهد، سرطان ندهد، حالا این آدم چقدر قیمت دارد!!!فرمود:" فَهَوَ المُجاهِدُ فِی سَبیلِ الله" این مثل کسی هست که در راه خدا دارد تلاش می کند، در همین راه هم بمیرد، شهید از دنیا رفته هست. دارد زحمت می کشد، لقمه ی حلال شوخی نیست، مقام دارد .در این زحمت ،در این راه، اگر از دنیا برود،شهید مقرّب هست .خُب یکی دو تا از این روایات را برای تان خواندم.

ان شاالله بقیه ی بحث بماند به ساعت بعد.

صلواتی ختم بفرمایید.