* زندگی زیبا14
در ادامه بحث به حق دست رسیدیم. حضرت میفرماید که «وَ أَمَّا حَقُّ یَدِکَ فَأَنْ لَا تَبْسُطَهَا إِلَى مَا لَا یَحِلُّ لَکَ فَتَنَالَ بِمَا تَبْسُطُهَا إِلَیْهِ مِنَ اللَّهِ الْعُقُوبَةَ فِی الْآجِلِ وَ مِنَ النَّاسِ بِلِسَانِ اللَّائِمَةِ فِی الْعَاجِلِ» می فرماید: حق دست بر تو این است که به سمت چیزی که حلال نیست، آن را باز نکنی. به سمت چیزی که مال تو نیست یا حلال نیست حرامه، دست درازی نکنی بروی سمت چیزی که محضوریت دارد. چه اتفاقی می افتد؟ میفرماید که: اگر دست درازی کنی از طرف خداوند مستحق عقوبت خواهی شد. عقوبت که می گوید یعنی عاقبت این کار این هست، عقوبت یعنی نتیجه ذاتی یه کاره. مثل این است که انسان مسواک نمیزند، نتیجه ذاتیش این است که دندان درد میگیرد و دندان طبیعیش را از دست میدهد. بهداشت رو رعایت نمیکند به سرطان مبتلا میشود. در ذات این عالم قدر و قضا گذاشته شده؛ یعنی هر چه انتخاب کنی، هر قدری را، قضای خاص خودشو دارد. این عالم با بی نهایت عمل و عکس العمل، با بی نهایت عمل و عکس العمل طراحی شده. آخرت هم همینطور، دنیا هم همینطور. حضرت می فرماید که: با این کارت از طرف خداوند به تو عقوبت میرسد وقتی دست درازی میکنی به چیزی که مال تو نیست. حتی اگر در اختیار تو باشد. مثل کسی که خمس باید بده نمیدهد. آقا امام زمان فرمود: خدا لعنت کسی که ذره ای از اموال ما در دست اون بمونه الان سال خمسیت رسیده بعضی ها که اصلا خمس نمیدهند. توجه ندارند که سال خمسی باید داشته باشند اصلا بنا ندارند یا کشاورز دامدارِ زکات نمیدهد! مال تو نیست اصلا این مال خداست. مال خداست در دست تو امانت است. میگه از این پولی که ما در اختیارت میدیم رزقی که بهت میدیم سلامتی که بهت میدیم بری کار بکنی درآمد داشته باشی، در راه حلال و آنی که دوست داری خودت استفاده کن. در راه حلال، هر چی دوست داری: فلان لباس میخواهم. فلان غذا را میخواهم فلان اتوموبیل میخواهم، فلان خونه را میخوام اونایی که میتونی هزینه کن اگر در بعد از یک سال، بعد از یک سال از درآمدت که گذشت چیزی اضافه بود که تو بدهکاری نداشتی براش، لنگ نبودی اگر اضافه بود یک پنجمش مال خداست؛ دیگه نمیتونی دست بهش بزنی اون یک پنجم مال تو نیست. درمورد زکات هم همینطور. آن را خارج کن از اموالت، دست درازی به آن نکن. آقا امام زمان فرمود: خدا لعنت کنه کسی که به مال ما دست درازی بکنه چون این مال، مال همه مردمه. خمس میدونید که نصفش برای سادات فقیر هست. شما دارید به ذریه ی فاطمه زهرا ظلم میکنید. می فهمید این وقتی خمس نمیدهید یه عده ای دارند نابود میشود زندگی هاشون به خاطر خودخواهی های ما و نصفش هم برای مصالح عمومی همه مسلمانان هست. بنابراین اصلا مال تو نیست میدونی چه حق الناس عظیمی را تحمل میکنی وقتی که خمس نمیدیم، دست درازی میکنیم به سمتش! مصرف میکنیم این را برای خودمون و خانوادمون یا چیزهای حرام. چیزایی که مال ما نیست یا خدا حرام کرده خوردنی ها، پوشیدنی ها، خدای نکرده به سمت نوامیس مسلمین. چیزی که حلال نیست به تو. میگه مستحق عقوبت میشوی. این یک و «در آخرت و ملامت و سرزنش مردم دنیا را هم در پی خواهی داشت». آدمی که دزد است، آدمی که قانع نیست، آدمی که اهل اختلاس است، آدمی که از مدیریتش سوء استفاده میکنه، آدمی که از مقامش سوء استفاده میکنه و چیزی را که مال او نیست برمیدارد برای خودش یا برای خانوادش یا برای کسایی که خودش میپسنده حلال میکند برای دیگران نه! این به شدت منفور مردم قرار میگیرد. خدا آبرویش را در همین دنیا میبره، آبروش میره در این دنیا
«و دست هایت را منع نکنی: وَ لَا تَقْبِضَهَا مِمَّا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهَا» دستها تو منع نکنی از چیزی که خدا واجبش کرده، اگر خدا واجب کرده دستت رو کنار نکش از آن. از یه وضوی ساده شما بگیرید، از یه تیمم و وضو بگیرید تا کمک به ناس. کمک به دین خدا. جهاد در راه خدا. آن چیزی که خدا واجب کرده دستت رو ببر تو کاغذش استفاده کن. گرفتن اسلحه، گرفتن قلم، تبلیغ، نوشتن، کار هنری، کار بدنی، بدنت را به کار بگیر. خدمت به مردم، انجام وظایفت. دستت را منعش نکن. دستت باید به کارگرفته بشود در چیزی که خدا واجب کرده با دوستانتون رفتید بیرون، اردو رفتید کار جمعی هست مثل مهمان رفتار نکن، رفتی مجلس امام حسین، رفتی مجلس یه هیئت مثل مهمان رفتار نکن، اهل بیت پدر و مادرت تو هستند. تو صاحب مجلسی بیشترین کسی که باید از دستاش استفاده کند برای خدمت، هر کس باید بگوید من هستم. دستات رو به کار بگیر. روز قیامت دستهات بهت افتخار میکنند شهادت میدند که تو آن ها را در اطاعت خدا به کار گرفتی. نص قرانه دیگه، تمام بدن دست و پاها شهادت میدهند روز قیامت «تکلمنا ایدیهم» دستاشون با ما حرف میزنند روز قیامت. زبانشونو میبندیم اما بدنشان با ما حرف میزنند، میگه این با ما چی کرده؟ خیلی خوبه که دستای ما دستای شما شهادت بدهد که ما اونها رو در خدمت به مردم، در جهاد در راه خدا، در کمک به انسانها و مستضعفین جهان به کار گرفتیم دستها را. در عبادت در وضو در سجده در رکوع در قرائت قرآن، از این دستها ما استفاده کردیم. از این نعمت عظیم استفاده کردیم. بدنم را به کار گرفتم، بدنم را برای خدا خسته کردم. برای خدمت به مردم از این دستها خوب استفاده کردم. خیلی خوبه تا اینکه انسان شرمنده باشد، شرمنده خود دستشم باشد که این دست لعنتش میکند من را آلوده کردی به گناه به حرام. آن چیزی رو که خدا واجب کرده تنبلی نکن. امام باقر علیه السلام فرمود: کلید همه بدبختیهای انسان در دنیا و آخرت دو چیز. یکی تنبلی یکی بی حوصلگی. از این که بدنت را به کار بگیری تنبیلی نکن، بی حوصله نباش. از دستت، از بدنت، از قدرتت، استفاده بکن. بعد حضرت یه جمله دارد. خیلی زیباست میفرماید: «وَ لَکِنْ تُوَقِّرُهَا بِهِ تَقْبِضُهَا عَنْ کَثِیرٍ مِمَّا لَا یَحِلُّ لَهَا» ببینید حضرت نسبت وقار را به دست میدهد. میگه دستت را با شخصیت کن، وقار بده بهش «تُوَقِّرُهَا» خودت وقار پیدا میکنی خودت شخصیت پیدا میکنی که دستت به چیزی آلوده نشده. به حرامی آلوده نشده. میفرماید شخصیت بده بهش، بزرگش کن، به چی؟ «بِهِ تَقْبِضُهَا» قبض یعنی بازداشتن، گرفتن، آلوده نکردن از همه آن چیزهایی که خدا حلال نکرده تو هم نرو به سمتش. به دستت احترام بذار. فردا این دست جداگانه شهادت خواهد داد. جداگانه از خدا برای تو طلب مغفرت میکند یا خدای نکرده جداگانه ما را لعنت میکند. دست شخصیت دارد. پیامبر عصاش اسم داشت شخصیت داشت منبرش شخصیت داشت. ستونی که بهش تکیه داده بود، شخصیت داشت. مثل آن بنده خدایی که میگفت وقتی برزخ رفتم ، برزخ که نه، این حالت هایی که دست میده. موقتا یه کسی میره میگفت: یه گل مصنوعی از من شکایت کرد. هی تو منو تحقیر کردی انسان توهین به یه شی بکند به یه خودکار به لباست به اتوموبیلت توهین بکنی اون میفهمد. چون اشیا جلوه های خدا هستند. وجه الله هستند. خدا میفرماید: «اینما تولو فثم وجه الله» حتی عیب ها را هم با تحقیر و توهین نگویید. حرمتشان را داشته باشید. فلان چیز چقدر زشته، اشیا را نباید انسان تحقیر بکند. توهین بکند بهشون. دست یه موجود زنده است. با شعوره خیلی حرمت دارد این دست. دستی که تو باهاش قنوت داری، دعا میبری، دستی که باهاش به رکوع میری، دستی که باهاش به سجده میری، دستی که باهاش بلند میشی. «به حول الله وقوته اقوم و اقعد» دستی که باهاش مینویسی، دستی که باهاش میخونی، باهاش کارهای خیر انجام میدهی. حضرت فرمود: احترام بذارید به دستاتون « تُوَقِّرُهَا» وقار بده به دستت « بِهِ تَقْبِضُهَا عَنْ کَثِیرٍ مِمَّا لَا یَحِلُّ لَهَا» که بازش بداری از چیزی که خدا حلال نکرده آلودش نکنی حرمت دست به اینه. میگه بچمو دوست دارم نمیخوام مواد مخدر بکشه، سیگار بکشد، منعش میکنم. بچه منه، بچه من نباید از این چیز ها مصرف کند. یعنی بچه ات را داری احترام میذاری دیگه. به بچه ات میگی از چیزی که خدا حلال نکرده منعش میکنی ازچیزی که خدا حرام کرده بازش میداری. این کار نکن. به بچه ات میگی چون بچه ات برات عزیزه و مهم است، حرمت دستت هم داشته باش. ولی فقط دست نیست. این قانونی که امام سجاد داره میگه در مورد همه اعضای بدنِ. ولی امام این بحث زیبا را درمورد دست میگه «وبسطها إلی کثیر ممّا لیس علیها» دستت را دراز کن به سمت تمام آن چیزهایی که حرام نیست. واجبه عبادتِ ارزش دارد. گاهی وقتها یه استفاده از دست، تو یه کاری که تو اصلا خیلی کوچک میشماری او را، باعث نجات انسان میشود. گفت: در قحطی وگرسنگی به خواب یکی از دوستانش آمده بود. مقداری غذا تهیه کرده بودند، داشتم رد میشدم، دیدم که سگی روی زمین افتاده بچه هاشم هم آویزون به سینه مادر هستند، شیری هم ندارد این مادر داره اذیت میشه بچه ها چیزیم گیرشون نمیاد. غذای خودمو انداختم جلوی سگ. گفت: تو اینجا که الآن آمدم خیلی به دادم رسید. گاهی یه کار کوچکِ، گاهی وقتها شما در اینجا گلزار شهداست دارم رد میشم تو حرم امام رضاست در مسجد ان هست خم شدی یه دونه هسته خرما برداشتی هیچی نمیدونی این را، میگویی ولی اینجا مقدسه من باید حرمت بگذارم بهش. یه جارو بکشم یه کاری بکنم، یه پوست شکلات افتاده روی زمین، خم میشم برش میدارم؛ ولی ما نمیدانیم وزن این تو قیامت چقدره؟ خیلی وزن دارد این کار. این که میگه «عن کثیر» یعنی بسیار یا همه اون چیزی که خدا حلال کرده دست کم نگیرید هیچ کدوم از کارها را. ببین یه کاری که اصلا تو باورت نمیشه با دستت انجام دادی بدنت رو به کار گرفتی انسان را نجات میدهد و باعث قرب انسان میشود. دستت را اذیت کردی خسته اش کردی ر راه خدا سرما، گرما اذیت شده در راه خدا، بدنت را اذیت کردی اما در راه معشوقه، خیلی ارزش دارد. دستت را پوشاندی به خاطر خدا. حرمته، لباس پوشیدن حرمته، دستت رو عریان نکردی در مقابل نامحرم دستتو پوشوندی در راه خدا خیلی ارزش دارد آقایونم هم همینطور البته.
اگر این کار کردی چه اتفاقی می افتد؟ اگر دستت را اینجوری باهاش رفتار کردی از چیزهایی که خدا حلال نکرده بازش داشتی و به چیزهایی که خدا واجب کرده یا حلال کرده ازش استفاده کردی در این راه. ولو یه کار معمولی، ولو یه کار معمولی. بعضی ها میگند که مگه ما شأنمون این هست که برویم هر کاری را انجام بدهیم. انسان وقتی که نیاز داره باید بره کار بکند. ما علمامون میرفتند با همین دستاشون برای خار کَنی استفاده میکردند! خار، مراجع بزرگمون خار کنی میکردند میفروختند تا روزیشون را از بیت المال استفاده نکنند. از دست رنج خودشون. "دست رنج" ببینید "دست رنج"! دست رنج باید بکشه در واقع. من بعضی از اساتید خودمون علما را میشناختم که تابستان ها به عملگی میرفتند از چه زمان قبل انقلاب چه بعد انقلاب میشناختم بعضی از علما را می دیدم که اینها تابستون ها عملگی می رفتند، میرفتند دست فروشی، میرفتندکارهای سنگین می کردند. نمی گفتند عارمون میاد برای چی این کار بکنیم. از دستشون استفاده میکردند. این شأن من نیست یعنی چه! شأن من نیست یعنی چی؟ میفرماید که: «اگر این کار را کردی دراین صورت مورد احترام دیگران در دنیا و پاداش: فَإِذَا هِیَ قَدْ عُقِلَتْ وَ شُرِّفَتْ فِی الْعَاجِلِ وَجَبَ لَهَا حُسْنُ الثَّوَابِ مِنَ اللَّهِ فِی الْآجِلِ» در دنیا مورد شرافت مورد احترام قرار میگیری و در آخرت مشمول پاداش و اجر خدا خواهی بود. گاهی وقت ها انسان ها به خاطر تواضعشون به خاطر رحمتشون به خاطر مهربانیشون، عشقشون به مردم، به خلق خدا از این دستهاشون کارایی میکشند که افتخار میذارند از بدنشان، کارایی میکشند که افتخار میذارند برای خودشان، بزرگی میذارند. یه شخصیت برجسته دانشمندی را من میشناختم که خیلی شخصیت بزرگی بود. یه موقعی من مهمان این شدم. در یکی از این کشورها وقتی سراغش رفتم دیدم اول باورم نشد. گشتم پیداش کنم یه آقایی را دیدم آنجا دارد یه فاضلاب را تمیز میکند. به همه هیکلش با همه بدنش رفته در این فضای فاضلاب آنجا را پاک میکند. الآن یه عالم مردم و همسایه ها، نگاه کردم دیدم خودشِ. گفتم: سید خودتی. گفت: آره بابا. هیچ کس حاضر نیست بره این کار انجام بده. گفتم من بکنم که بقیه یاد بگیرند. بدانند که بابا کسی نمی میره از این کارها یه خدمتی به مردم بکنیم یه کاری انجام بدیم. یه آدمی که در محل خودش تو اون کشور بسیار مورد احترام و سرشناس از نظر علمی از نظر موقعیت های دیگر، موقعیت اجتماعی اما کسی حاضر نبود بره حتی برای کار خودشان اینن کار رو انجام بده! گفت: حالا من آمدم بقیه هم رغبت می کنند بیاند کار بکنند. این خودشو بزرگ میکند با این کار، شرافت پیدا میکند پیش مردم و از آن جهت که منیّت ندارد پیش خدا هم بزرگ میشه غیر از اینکه پیش مردم بزرگ میشه پیش خدا هم بزرگ میشه. خیلی وقتا افراد با یه سواد مسخره ی کوچک عارشون میاد هر کاری را انجام بدند. حتی تو خونه خودشون که وظیفشون هست کار بکنند نمیکنند. برای پدر مادرشون کار نمیکنند، بارشون را میندازند رو دوش پدر مادرشون. در صورتی که باید کارکنند از این بدن استفاده کنند. باید به اعضای خانواده خدمت کنند: به مادرشون، به همسرشون. انگار اصلا فحش براشون که اگر بهشون بگی که شما ظرف بشور شما هم جارو کن،. کاری که اولیا خدا می کردند بسیاری می شناسم از اولیا خدا. امیرالمؤمنین می فرمایند: کسی در منزل خدمت نمیکند مگر صدیق، مگر آدم خیلی بزرگی باشد. بعضی ها میگند: نه ما برای چی؟ برای چی چه کار باید بکنیم؟ بابا منزل خودته، پدرو مادرته، همسرتِ. خدا رحمت کنه یکی از این بانوان بزرگ انقلاب را میگفتش که من تو پاریس خدمت امام بودم. امام مهمان زیاد داشت یه شبی. شخصیت های بزرگ می آمدند از ایران از جاهای دیگر، در بحبوحه ی انقلاب. ما در پاریس میگفت: منم تند تند پذیرایی میکردم بعد رفتم آشپزخونه که این ظرفهای مهمانی رو بشورم. دیدم امام آمد تو آشپزخونه گفتش که نه این مهمان های من هستند وظیفه من هست که کار بکنم اینجا. چرا شما تنها بخواهید. امام با آن کارش با اون مشغلش. می گفت: اومد وایساد تو آشپزخونه و کمک من ظرفها را شست. این است که آقا می فرماید در واجب و حلال دستتو به کار بگیر، باعث بزرگی خودت میشه، باعث شرافت خودت میشود. ما الآن بعضی از آقایون می بینیم با زنشون با ناموسشون دارند میرند، این خانم ساک بغلشِ بچه هم بغلشِ! مرد حسابی بچه را بغل کن، ساک رو تو بگیر اصلا، هم ساکو بگیر هم بچه را نگه دار. بندش بنداز رو این کولت این بچه را هم بغل کن. برای چی خانمت باید این را بکشه. بعضی ها با غرور زیاد میگند نه ما اصلا رسممون نیست. لعنت به این رسم جهنمی. ما رسممان نیست. مردِ باید دستش تو جیبشون باشد راه میرند خانم باید بچه بغل کنه! یا تو مسافرت بیشترین کسی که باید بیشترین بار رو برداره من هستم. هرکس باید اینو بگه. من هستم، من باید بیشترین بار را بردارم بیشترین جابجایی بارها، کارها در مسافرت، در اردو، در زیارت، در سیاحت یا در عبادت، در جهاد بیشترش کار ماست. یه موقع در جبهه یه قرارگاه میخواستیم بزنیم. دو نفر رفیق بودند که همیشه با هم بودند. هر کس باید یه کاری میکرد. یکی از کارهای خیلی سخت توالت زدن بود. چون باید چاه میکندند. آن هم کجا؟ در کوه! خیلی کار سختیه تو کوه شما بخواهی توالت درست بکنی غیراز تو زمین نرم معمولیه. این دوتا رفیق بودن یکیشون همین جوری بود که من عرض کردم. یعنی بسیار متواضع، خدوم. این گفت: توالت رو من میزنم. این رفیقش هی غر میزد بابا این کار شد تو انتخاب کردی؟ این هم تو جواب گفت اینم کار دیگه! مگر قرار نیست هرکی یه کاری بکنه این هم کار هست. چرا بدیمش دیگران انجام بدند کسی که میگه کار سخت دیگران انجام بدند بسیار خودشیفته است. این عزیز نمیشود، بزرگ نمیشه. مثلا بگه شأن من این نیست اتفاقا همونی که میگه شأن من اون نیست همونو انجام بده تا پیش خدا و اهل بیت بزرگ بشه و شرافت پیدا کند. همونی که کسی نمیره رو تو انجام بده همون کاری که بقیه خسته اند اذیت میشند. این خیلی مهمه که هر وقت با هرکس هستی با هرکس ها ولو با خانومت با عزیز ترین کسات با دوستات با همسایه ها یا تو اجتماع هستی ببین کدوم کار رو بقیه دوست ندارند انجام بدند. با سرعت برو سمتش. آن است که در چشم خدا وخلق خدا عزت و شرافت پیدا میکنه انسان. نگه من برا چی برم این کار رو انجام بدم؟ همون سخت تر را انتخاب کن. «ثواب العمل علی قدر المشقه فیه» ثواب کار به اندازه چیه ؟ مشقتش است.آن را انتخاب کن. قیمت میره بالا، بار سنگینه یعنی اونی که ارزش دنیا، آخرتیش هم بالاتر هست.
الحمد للله رب العالمین