زندگی زیبا؛ جلسه دوم 16/11/1400
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. وصلی الله علی محمد و آله طاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الاان الی قیام یوم الدین.
نظام حقوقی یعنی مجموعهای از قواعد و اصول که روابط و مناسبات فرد و جامعه را در سطوح مختلف تنظیم میکند. هر نظام حقوقی بستگی به نوع جهانبینی و انسانشناسی که دارد، تنظیم میشود. در واقع مبانی حقوقی هر جامعهای بستگی به جهانبینی آن جامعه و تعریفی که از انسان دارد، مربوط میشود.
در نظام حقوقی اسلام چند تا نکته هست که خدمتتان اینها را عرض میکنیم و بعد انشاءالله برویم به سراغ خود رساله. اولین نکته اینکه قرآن کریم اصرار دارد که ما فهممان از جهان و پدیدهها و حتی از خودمان یک فهم ریاضی باشد، یک فهم هندسی و ریاضی؛ یعنی خداوند تبارک و تعالی نظام خلقت را برایش یک سلسله فرمولها، قواعد قرار داده و اساساً نظام خلقت یک اصول و اندازههایی دارد که فهم آنها بسیار بسیار مهم است.
نکته اول این است که آفرینش براساس ساختار هندسی انسان طراحی شده. قرآن کریم که گزارش خالق هستی است، درباره نظام هستی میفرماید که: «هو الذی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا». او کسی است که آنچه که روی زمین هست، برای شما آفریده. پس مبنای خلقت، انسان است. خب شما با موجودات بینهایتی در روی زمین آشنا میشوید که همهی اینها را قرآن میفرماید که آنچه که روی کره، کره زمین شما میبینید، برای شما و براساس ساختار وجودی شما طراحی و ساخت شده. خب الان صدها میلیون دانشمند در دنیا مشغول مطالعات ظهورات مختلف خداوند هستند. در شناخت ماده در علم فیزیک، در علم شیمی، در نانو در نمیدانم رشتههای مختلف در زمین شناسی، گیاهشناسی، حیوان شناسی، آن هم با شاخههای بسیار زیادی که هنوز علم نتوانسته برای همهی این پدیدهها رشته طراحی کند. به عنوان مثال مثلاً شما بدن انسان را درنظر بگیرید که حدود هشت هزار سال است بشر دارد مطالعهاش میکند. در این هشت هزار سال این بدن دائماً با انسان سخن میگوید و علم به انسان میدهد. یعنی بشر دارد دائماً تحقیق میکند، زبان این بدن را پیدا بکند. در واقع هشت هزار سال خدا دارد از طریق یکی از مخلوقاتش دائماً با بندگانش سخن میگوید. کلام الله فقط قرآن نیست، بلکه تمام گستره خلقت زبان هستند و دارند با شما حرف میزنند. بدن دارد همینجور اطلاعات میدهد. هشت هزار سال بشر هم دارد این اطلاعات را جمع میکند. هر روز اما اگر الان به بشر بگویید شما چقدر اطلاعات از این بدن دارید؟ آیا توانستید بعد از هشت هزار سال مطالعه و تحقیق و پژوهش، حتی یک سلول آن را بشناسید؟ میگویند نه. ما شناخت خیلی به دست آوردیم. هشت هزار سال علم حقیقی است، اما حتی ما یک سلول هم کامل نتوانستیم بشناسیم. هنوز خیلی کار دارد تا ما بتوانیم به این بدن و پیچ و خم آن نفوذ کنیم و اطلاعات کامل به دست بیاوریم. هیچ وقت هم این اطلاعات کامل نمیشود. این مربوط به فقط بدن نیست، بلکه تمام مخلوقات خدا اینگونه است. شما یک دانشمند پیدا کنید بگویند ما یک گل را، یک خاک را، یک سنگ را، یک جواهر را، یک حیوان را، یک پشه را توانستیم کامل بشناسیم و دیگر مجهولی نداریم. نه دقت کنید وقتی میخواهیم صحبت بکنیم که حقوقی که ما داریم میخوانیم را چه کسی تنظیم کرده، علمش چقدر است؟ هزاران سال بشر دارد مطالعه میکند، اطلاعات به دست میآورد، اما حتی در یک مورد هم نتوانسته علمش را کامل کند، بگوید خب ما دیگر مثلاً در مورد آب، یک قطره آب دیگر مجهولی نداریم. نه در مورد این گل، همین یک دانه گل فرضا، گل نرگس میگویم دیگر، چیزی برای ما ندارد از نظر اطلاعات. نه، این خیلی حرف دارد. اصلاً خیلی خودشان میگویند: میگویند ما امکان نفوذ به بسیاری از درونیات اینها را اصلاً نداریم. دستگاهش را نداریم اصلاً، علمش را نداریم. اینکه حالا توانستند به اتم برسند، توانستند به الکترون و نوترون و پروتون برسند، خودش خیلی است، ولی کار دارد این هنوز حالا حالاها حرف دارد برای گفتن. پس خب دقت کنید خالق هستی دارد با گستره هستی، با بشر حرف میزند از قدرتهای خودش، از اسمهای خودش، از کمالات خودش. حالا ما تمرینهایش را در بحث اردوی مشهد مفصل داریم هر سال که جهان با ما حرف میزند. خب پس ما با کسی سروکار داریم که مرکز دانش است، معدن دانش است، اصل دانش است. «قُلِ انما الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ». قرآن کریم تذکر میدهد: بگو که همهی دانش دست خداست. خب حالا چقدرش دست بشر است؟ «وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا». جز اندکی از علم بیشتر دست شماها نیست. این بشر مغرور حالا با اندک دانشی که دارد، وقتی با علم مطلق روبرو میشود، از شدت جهالتش و غرورش و لجبازیاش زیر بار علم الهی نمیرود. با اینکه هر کس به هر درجهای از علم برسد، یعنی توانسته یک قطرهای از اقیانوس بیپایان علم الهی را تا یک حدودی - نه همهی آن قطره را، چون گفتم بشر هنوز یک قطره را هم نشناخته که سوال نداشته برایش - مثل یک قطره آب آن وقت این بشر برای خدا شاخ و شانه میکشد. همین با علم بینهایت کوچک خودش با علم مطلق اینگونه برخورد می کند. و اگر خیلی چیزها را هم نفهمد، میگوید: من، ما عقلمان به این، عقل ما قبول نمیکند. خب عقل چقدر است مگر در مقابل خلقت؟ به عقل ما جور در نمیآید. این دستور خدا با عقل ما جور در نمیآید. این فکر میکند باید خدا خودش را با این تنظیم بکند. تو مگر چقدر فهم داری؟ چقدر درک از خلقت داری؟ هشت هزار سال، میلیونها نفر علمشان را ریختند. شما میلیونها نفر را ضرب در نمیدانیم چقدر در پزشکی کار کردند؟ آن وقت دائم دارد رشتههای جدید بدنشناسی میآید. شما بیست سال پیش وقتی میگفتید متخصص چشم، فوق تخصص چشم فقط متخصص بود. فوق تخصص بعداً به وجود آمد چون دیدند خیلی حرف دارد این چشم به بقیه قسمتهای بدن. یک چیزی به اسم فوق تخصص هم اضافه کردند. حالا این فوق تخصص هم که اضافه کردند، تازه میگوید که در مورد فقط عدسی است مردمک است عنبیه است. یعنی سه نوع تخصص در مورد این چشم هست. آن فوق، فوق، فوق تخصصش هیچ چیزی نمیداند. یعنی اطلاعاتش یک قطره است در مقابل یک اقیانوس وقتی میخواهند راجع به چشم سخن بگویند. حالا شما نمیدانم چقدر بشر، چند ده، چند صد میلیون آدم پزشکی مطالعه کردند. این را ضربدر هشت هزار سال بکنید. ببینید چقدر عمر هست؟ دارد همینجوری مطالعه میکند. اطلاعات درمیآورد، علم واقعی هم دارد درمیآورد، استخراج میکند. این علم را مینویسد. و بعد این چشم حالا دارد با آن حرف میزند. گوش حالا حالاها دارد حرف میزند. همه عالم حالا حالاها دارند حرف میزنند. میلیونها سال بشر همینجوری مطالعه کند به انتها نمی رسد. آن وقت این بشر برای خدا میگوید من کارهای خدا، حرفهای خدا، دستورات خدا را نمیفهمم. دستورات پیغمبر را نمیفهمم. چون با عقل من جور درنمیآید. خب تو چقدر عقل داری مگر؟ مگر تو چقدر دانش داری که این یک نکته.
نکته بعد این هستش که تمام این خلقت وقتی میگوید من همه آنچه که روی زمین هست آفریدم، انسان باید توجه داشته باشد. به هر چی نگاه میکند توجه داشته باشد. مثل این گلی که الان اینجا هست. این به خاطر ما و برای ما آفریده شده. رنگش، این رنگ فوقالعاده بینظیر و زیباست. این بوی حیرتانگیزش که رسول خدا فرمود روزی یک بار اگر نشد، هفتهای یک بار. اگر نشد، ماهی یک بار. اگر نشد، سالی یک بار. اگر نشد، لااقل در تمام عمرتان یک بار گل نرگس را ببویید. این بوییدن داستانش چیست؟ هنوز بشر نتوانسته به اسرار بو و بوئیدن و آثاری که اینها در جسم و روح ما میگذارد کامل پی ببرد. که این بو چکار میکند با وجود انسان؟ این رنگش، این زیباییش، این بویش، این چینشی که تمام این حیرتانگیزی که دارد میگوید، این برای تو است. انسان تا خودش را خوب نشناسد، نمیتواند بفهمد اینی که به خاطر او آفریده شده دقیقاً چه چیزی میخواهد بگوید. چون تو اصل هستی. برای تو آفریده شده همه چیز نه، این میلیونها نوع گل و گیاه میگوید همهاش به خاطر شماست. برو در دریا که «یا من فی البحار عجایب» و خداوند عجایبش را معدن عجایبش را در دریا قرار داده. این چیزی که شما روی زمین میبینید و بشر هنوز یکیاش هم نتوانسته بشناسد، این یک طرف ماجراست. اما بسیار بسیار بسیار عجیبتر در دریاست که انسان واقعاً حیرتزده میشود. انسان دائماً میخواهد تعظیم کند در مقابل این همه قدرت، علم، زیبایی، حکمت. بعد خداوند به این بسنده نکرده. میفرماید که «سَخرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ»؛ آنچه که در آسمانها هست هم، آن هم به خاطر شما طراحی شده. یعنی این خورشید، این ماه، منظومه شمسی، کهکشان راه شیری و صدها میلیون کهکشان برای شما طراحی شده، آفریده شده. صدها میلیون کهکشان! میگوید با شما راه دارد، با رابطه، با وجود شما راه دارد، با مهندسی شما راه دارد، ربط دارد، نسبت دارد با شماها. پس من کیام؟ شوخی نیست. انسان نباید ساده از کنار این حرفها رد شود. خالقش دارد حرف میزند. آن خالق میگوید: «همهچیز برای توست.» بهشت هم برای تو، جهنم هم برای تو، فرشتهها هم برای تو. چه خبر است؟ من کیام؟ من قرار است کجا بروم؟ من قرار است چی بشوم؟ پس وقتی صحبت از نظام حقوقی میخواهیم بکنیم، حواسمان باشد وقتی داریم رساله حقوق را میخوانیم. کسی این را تنظیم کرده که همه اتمها و الکترونها و نوترونها و پروتونها را او آفریده و همه را هم بر اساس یک ساختار ریاضی، آن هم ساختار ریاضی انسان آفریده. یعنی اول انسان و بعد همه موجودات براساس او تنظیم شده. رنگها، اصلاً رنگآمیزی اینها به خاطر ماست. یعنی هر کدام از این رنگها با داخل من، با وجود من، با روح و روان من و همچنین با جسم من یک اثری دارد. شما میروید مغازه. خداوند مثلاً میگویید آقا فلفل دلمهای. میگوید خب سبزش را میخواهی؟ زردش را میخواهی؟ نارنجی را میخواهی؟ قرمزش را میخواهی؟ هر کدام از اینها رنگها با ما یک رتباط دارد جسمی و روحی. شما بروید مطالعه کنید مثلاً نوشته مثلاً گیاهانی که خوراکیهایی که سبز است، اینها چه تأثیری در بدن انسان دارد؟ آنهایی که قرمز است، آنهایی که هر رنگی تاثیری در بدن انسان دارد. غیر از تأثیر در روح و روان او یک داستان دیگر است. بوهایی که اینها دارند. هر کدامشان برای درمان بخشی از مشکلات ما به کار میاید. خیلی حرف دارد. تمامش به خاطر تو. حالا آن رساله حقوقی که ما داریم میخوانیم، یک کسی بعداً وقتی رساله حقوق را میخواند. آقا، حق پدر این است، حق مادر این است، حق فرزند این است، حق دست این است، حق پا این است. چون امام وقتی شروع میکند رساله را، با چشم و گوش و زبان، دست و پا و شکم و فرج - یعنی آلت جنسی ما - این هفت بخش، اینها را اول معرفی میکند و میگوید هر کدام از اینها حقی دارند به گردن تو؛ یعنی تو وظایفی نسبت به بخشهای وجودی خودت داری. خب، این را چه کسی دارد به من میگوید؟ من وقتی میخواهم این حق را بپذیرم، زیر بار این حق بروم، باید اول مبنایش را بدانم. این حق را کی تعیین میکند؟ سبک زندگی را کی تعیین میکند و برای چی؟ خب، جلسه قبل راجع به این یک مقدار توضیح دادیم که ما برای چی آفریده شدیم و قرار است کجا برویم. نظام حقوقی اسلام، برای هدف رسیدن انسان به هدف خلقتش - یعنی اینکه قرار است این انسان را برساند به یک هدف والا. هدف والا - چی بود؟ اینکه انسان مثل خدا بشود، خلیفه الله بشود، مظهر خدا بشود. انسان در بخش جمادی میخواهد ثروتمند بشود، در بخش گیاهی میخواهد بدنش سالم باشد، بچه به دنیا بیاورد، خوشگل باشد، خوشاندام باشد، بهترین غذاها را بخورد، پاکترین غذاها را بخورد، قوی باشد. در بخش حیوانی، آن همه کمالات حیوانی: ازدواج و تشکیل کانون گرم خانه و خانواده و اجتماع و تفریح و مسکنگزینی و فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، نظامی، حکومت، دولت؛ اینها فعالیت حیوانی است. خدمت به همنوع، خدمت به غیر همنوع این ها بخش حیوانی است. در بخش علمی، انسان میخواهد در تمام رشتههای دانش به انتهای تخصص و علم برسد. این ظرفیت انسان است. در بخش انسانی هم، بخش فوق عقل یا فوق تجرد انسان میخواهد به بینهایت برسد؛ یعنی خودش یک کسی بشود شبیه بینهایت، خودش بشود مثل اعلی، خودش بشود مظهر خدا و خلیفه خدا. این انتهای غایت انسان است. الله تبارک و تعالی. خب، نظام حقوقی ما، این نظام حقوقی به گونهای تنظیم شده که شما ضمن احترام بخشهای چهارگانه و رعایت حقوق بخشهای چهارگانه، اصل در نظام حقوقی کدام بخش است؟ بخش انسانی. این چیزی است که شما در نظامهای حقوقی دیگر اصلاً نمیتوانید این را پیدا کنید؛ محال است شما یک مکتب حقوقی غیر از مکتب حقوقی اهل بیت و قرآن پیدا کنید که تخصصی باشد، اشتباه نداشته باشد؛ چون نظام حقوقی که اهل بیت و قرآن ارائه میدهند، بر اساس علم کامل است نه علم ناقص. یعنی آن کسی که مینشیند این نظام حقوقی را مینویسد، کسی است که هیچ مجهولی در جهان ندارد. همه مخلوقات را کامل میشناسد و همه انسان را کامل میشناسد.
گفتیم قبلاً برای هدایت انسان، هفت دسته اطلاعات تخصصی لازم است: یک، انسان قبل از اینکه بیاید به دنیا کجا بوده و جنسش چی بوده، کجا زندگی میکرده، ذاتش چه بوده؟ چون ما قبلاً که روی زمین نبودیم که! ما یک زمانی قبل از از قبل بیرون دنیا آمدیم به زمین، میگوییم به دنیا آمد و این روح که میآید به نطفه تعلق میگیرد، این روح از کجا میآید؟ چیست اصلاً؟ چون بعداً هم میگوییم انسان برمیگردد پیش خدا. ما یک آیه و روایتی نداریم که بگوییم انسان میرود پیش خدا؛ نه، تمامش میگویند انسان برمیگردد. یعنی ما قبلاً جایی زندگی میکردیم، همهمان بیرون از دنیا، مرحله قبل از حیات دنیاست. بعد آمدیم به این بدنها تعلق گرفتیم، حالا بدنهای زنانه، مردانه و یک مدتی هم فقط در زمین هستیم. خیلی اینجا قرار نیست زندگی کنیم. ما برمیگردیم به خانه خودمان، جایگاه اصلی خودمان نزد خانواده آسمانی خودمان. ما نمیرویم آنجا، برمیگردیم. خب، پس ما سه مرحله حیات را دقت کنید: یک مرحله قبل از دنیا، یک مرحله دنیا داریم، یک مرحله هم بعد از دنیا است که جاودانه است، ابدی است، انتها هم ندارد. بارها توضیح دادیم، تذکر دادیم که عمر انسان به اندازه عمر خداست؛ انسان انتها ندارد. خب، نظام حقوقی برای یک همچین موجودی طراحی شده. آن کسی که این نظام را طراحی کرده، نظام حقوقی کسی است که همه این دانشها را دارد: انسان قبلاً کجا بوده، الان کجا هست و از اینجا به کجا می خواهد رفت. اینکه قبلاً کجا بوده و به کجا میخواهد برود، میشود دو تا تخصص. پنج تا تخصص دیگر هم لازم است: یک) روح، نفس در دنیا چه شکلی دارد؟ چه حالتی دارد؟ دو، این عالم چیست؟ یعنی باید بداند که این عالم از همین گل شما بگیر تا بینهایت موجود دیگر کل نظام طبیعت را؛ آن شخصی که میخواهد برای انسان برنامه بدهد، باید بشناسد، جهالت نباید داشته باشد. جسم ما را باید کامل بشناسد که هیچ انسانی تا حالا پیدا نشده، حتی کوچکترین بخش جسم را شناخته باشد. پس شناخت جسم، شناخت روح، آهسته میگویم آنهایی که میخواهند یادداشت کنند: شناخت جسم، شناخت روح، شناخت رابطه جسم و روح. اینها با هم چه رابطهای دارند؟ نسبتشون چیست؟ چرا من هر وقت روحم مریض میشود، غمگین میشوم، جسمم هم افسرده میشود، مریض میشود؟ چرا یک موقع به روحم فشار میآید، بعد قلبم سکته میزند، سکته مغزی پیدا میکنم و اصلاً نمیتوانم تحمل کنم؟ چرا وقتی بدنم مریض میشود، روحم کسل میشود؟ بین اینها چه رابطهای وجود دارد؟ چرا وقتی خوشحالم، حتی اگر مریضم و دردمندم، میتوانم سرپا باشم، زندگی کنم؟ چرا وقتی روحم سالم است، حتی اگر سرطان هم داشته باشم، این روح سالم من سرطان من را شفا میدهد و خوب میکند؟ این روابط بین اینها چیه؟ این خیلی مهم است پس شد شناخت جسم، شناخت روح، رابطه جسم و روح. این نفس چیست در دنیا و رابطه بین این نفس با کل عالم طبیعت چه رابطهای دارد؟ این شد پنج تا تخصص. خب، مجموعاً چندتا شد بگویید؟ هفت تا. پس انسان اگر قرار باشد یک کسی برای او دستورالعمل و آیین زندگی، سبک زندگی طراحی کند، هفت دسته اطلاعات تخصصی باید داشته باشد تا به یک انسان بگوید: این را بخور، این را نخور، این را بنوش، آن را ننوش، به چه چیزی نگاه کن، به چه چیزی نگاه نکن، به چه چیزی فکر کن، به چه چیزی فکر نکن. چجوری ازدواج کن، چجوری ازدواج نکن. با این افراد ازدواج نمیتوانی بکنی، می توانی ازدواج کنی با این افراد. حرام، حلال، مستحب، مباح، مکروه زندگی ما را درمی آورد. این اطلاعات تخصصی لازم دارد. هفت دسته اطلاعات تخصصی که جز در اختیار خدا و معصوم، دست هیچ کس دیگری نیست. پس نظام حقوقی که ما میخواهیم الان یاد بگیریم، شروع کنیم انشاءالله از جلسه آینده، محصول کار کسی است که همه این هفت تخصص را دارد. بدبختی بشریت از اینجاست که آمدند خدا را با همه علمش و تخصصش کنار گذاشتند. اهل بیت هم کنار گذاشتند. نظام حقوقی کشورهای دیگر را ببینید چه کسانی مینویسند؟ بروید ببینید چه آدم های بیسواد و نادانی شدند استاد حقوق. به شما حقوق میخواهند یاد بدهند کسانی که هیچکدام از تخصصهای لازم در مورد انسان را ندارند. آنها براساس یک شناخت اشتباه و ناقص از انسان، یعنی تولد تا مرگ، نشستند علوم انسانی دارند طراحی میکنند. جامعهشناسی مینویسند، اقتصاد مینویسند، حقوق مینویسند، مدیریت مینویسند، تعلیم تعلم مینویسند، تعلیم تربیت مینویسند، هنر مینویسند، روابط زن و مرد تعریف میکنند، نظام تربیتی تعریف می کنند. خب ببینید نتیجه اش در دنیا چی شده. آن کشورهایی که خودشان دارند به بقیه لیسانس و ارشد و دکترا میدهند، بیشترین معضلات بشری را در خود، در کشورهای خودشان وجود دارد، چون علمشان جاهلانه است، برساس شناخت حقیقت انسان و حقیقت جهان نیست. ما مفتخریم که الان کدام مکتب حقوقی را میخواهیم بخوانیم؟ من اروپا یک موقع درس میدادم برای اساتید دانشگاه، رسیدیم به این بخش حقوقی. وقتی که مبانی حقوقی اسلام را گفتم، بدون استثنا، بدون استثنا، آنها دانشمندان بزرگی بودند، خودشان اساتید دانشگاه، کتابهای اینها را درس میدهند، خودشان. بعد از این که حرفهای ما را شنیدند، گفتند: ما تا به حال در عمرمان نشده یک همچین نظامی را به این کاملی، اصلاً به گوش ما نخورده. آن این نظامی که شما میگویید در مقابل چیزی که ما بلدیم، اصلاً یک اقیانوس است. اطلاعات ما هیچ چیزی نیست در مقابل این نظام حقوقی. گفتم: این مال ماها نیست، این مال خداست، این مال اهل بیت است، مال انسان کامل است. این گفت ما دهها سال بود نتوانسته بودیم تقسیمبندی ریاضی در مورد نظام حقوقی که جامع باشد به دست بیاوریم. گفتم ببین اسلام این تقسیمبندی را کامل را دارد. ان شاء الله وارد رساله بشوید، شما متوجه میشوید. پس یک کسی نگوید خب حالا ما رفتیم سر کلاس، در اصفهان نشستیم، داریم رساله حقوق میخوانیم. یک چیزی است دیگر، حالا اینم ثواب دارد، مال امام سجاد است، یک چیزی یاد میگیریم. نه، شما دارید یک مکتب کامل حقوقی را، یک مکتب بینظیر، فوقالعاده، بینهایت پیشرفته حقوقی را از یک معصوم متخصص یاد میگیرید. این دانش، دانش حقیقی است، نه مثل دانشگاههای دیگر که شما هرچی علوم انسانی میخوانید چون مبتنی بر شناخت غلط انسان است، سر کار هستید. خودت هم میدانی. برسی ارشد، برسی به دکترا میفهمی که خیلی از اینها اصلاً ارزش ندارد، باطل است، توهم است، تخیل است. بعد از یک مدت هم ارزش و اعتبارش را از دست میدهد. نه، این همیشه معتبر است و هیچ وقت هم اعتبارش را از دست نمیدهد. هفت تا تخصص دارد از این نظام حقوقی پشتیبانی میکند، از این مکتب حقوقی دارد پشتیبانی میکند. این باعث افتخار ماست. این فقط در بخش حقوقی نیست، در بخش خانواده، در بخش اقتصاد، در مدیریت، در سیاست، در حکومت، در تعلیم و تربیت، در تعلیم و تعلم، در بسیاری از رشتهها، در تمام رشتههایی که در مورد انسان هست. ما مفتخریم که کسی ما را راهنمایی میکند که متخصص معصوم است، هیچ جهالتی ندارد، هیچ ضعفی ندارد، به همه ابعاد هفتگانه زندگی انسان مسلط است کامل. حالا او دارد برای ما نظام تعریف میکند، دارد به ما دانش میدهد. من دارم این دانش را از کسی یاد میگیرم که جهالت نیست. اما شما وقتی که میروید پیش یک نفری که درس فقط در یک رشتهای، مثلاً در رشته انسانی خوانده، هیچ وقت نمیتوانی اعتماد کنی این حرفی که این میزند درست است یا درست نیست. چرا؟ چون مطمئنی دانشی که این دارد بر اساس هیچکدام از تخصصهای هفتگانه نیست. لذا همیشه میگوید که حالا شاید حرف این از کجا معلوم درست باشد، چون انسان باید در سه مرحله دیده بشود با هفت تخصص: کجا بوده، کجا هست، قراره کجا برود. حالا برایش اطلاعات طراحی بشود و باید و نباید طراحی بشود. به خصوص که حیات دنیایی ما قرار است ابدیت ما را بسازد. من خواهش میکنم بارها این نکته را تذکر میدهم که تمرین کنید. ابدی به خودتان نگاه کنید و عاشق خودتان بشوید. تمرین کنید با عشق به ابدی، به خودتان و دیگران زندگی بکنید، چون اگر انسان عشق ابدی اش را به خود و اطرافیانش از دست بدهد، قطعاً خیانت خواهد کرد در حق اطرافیانش ظلم خواهد کرد در حق اطرافیانش یکی از حقوقی که حالا میرسیم به زودی، امام سجاد (ع) میگوید این است که شما باید آدم ها را یکی از حقوقشان این است درست نگاه کنید آن ها را و درست دوستشان بدارید. این حقوق هر کسی است که دیگران او را به بلندای ابدیت نگاه کنند و دوستش داشته باشند؛ چون از عشقهای محدود، عشقهای کوچک، ظلم و خیانت و خودخواهی درمیآید. دنیای ما میخواهد ابدیت ما را بسازد. بنابراین، وقتی «رساله حقوق» طراحی میشود، این حقوق به گونهای است که یک سعادت دنیای تو را تأمین میکند؛ با سه شاخصه: شادی، آرامش، عشق. بگویید همه با هم. این سه شاخص حیات دنیایی است. اگر کسی میخواهد در آخرت، در بهشت و بالاتر از بهشت برود، باید بتواند با تنظیم روابط حقوقی خودش، خودش را به این شاخصها برساند. نظام حقوقی اسلام و آنچه که امام سجاد (ع) به ما یاد میدهد، به گونهای است (حتی ائمه دیگر هم فرمایشات حقوقی دارند، آنها را هم ما میگوییم در این جلسات) به گونه ای است که اگر شما این حقوق را رعایت بکنید، همیشه شاد هستید، همیشه آرامید و همیشه مهربان خواهید بود. خشن نیستید که جهنمی شوید و بسوزید. این سه تا شاخص همیشه هم برای دنیایت تأمین میشود. نظام حقوقی اسلام به گونهای است که سعادت تو را در دنیا تنظیم میکند با شادی، آرامش و عشق و ابدیت تو را تأمین میکند و میسازد. باز دقت کنید، ابدیت شوخی نیست ها! یعنی شما از اینجا که میروید، وارد نظام برزخی میشوید تا قیامت، در یک حیاتی بینهایت زیبا، پیشرفته، بزرگ، جذاب و باشکوه میخواهید بیایید در این نظام آنجا زندگی کنید. اگر آماده نباشید، تلخ میشود برای انسان آن «نظام»، میشود جهنم. جهنم یعنی عدم تطبیق با بهشت. این یادتان نرود، جهنم یعنی چی؟ عدم تطبیق با بهشت. جلسه گذشته این را توضیح دادیم که ما مثل رابطه دنیا با آخرت، مثل رحم مادر است با دنیا. اگر یک بچهای میآید این دنیا، اذیت میشود. دنیا اذیتش نمیکند. این زجری که دارد میکشد، مال این است که با این دنیا تنظیم نیست. مثلاً برای طول موجش چشم نیاورده، برای فرکانسش گوش نیاورده، برای هوایش دستگاه تنفسش خوب کار نمیکند، تنگی نفس دارد، عضله لازم را برای راهرفتن، استفاده نیاورده و خیلی ابزارهای دیگر. خب، زندگی تلخ میشود. اینجا اینجور می طلبد. برزخ و بهشت برزخ هم بینهایت چقدر بزرگ تر از اینجاست. آنقدر که این دنیا از رحم مادر بزرگتر است، به اندازه ای که اینجا از رحم مادر پیچیدهتر، بزرگتر، پیشرفتهتر است. نظام برزخ هم این است. نظام حقوقی اسلام ما را به گونهای تربیت میکند که ثروتمند وارد آن نظام شویم. وقتی وارد آن نظام میشویم، بتوانیم در عالیترین درجات از همه ثروتهای آنجا و نعمتهای آنجا استفاده کنیم. شما الان این نرگس را بو میکنید، واقعاً برای انسان خماری میآورد، مستی میآورد. رزها، نمیدانم، گلهای دیگر. حضرت فرمودند اگر گل بهشت، گل برزخ، در دنیا بویش را عطرش را (یکی از عطرهای بهشت را) در دنیا بیاورند، مردم دنیا اگر بوی آن عطر برسد به آنها، به قدری جذابیت دارد که تحمل نمیتوانند کنند، جا در جا میمیرند. جا در جا! آنقدر عظمت دارد آن بو. خب، این یک ذائقه بهشتی باید برایش تهیه کنید. موسیقی آنجا، ذرهای از موسیقی آنجا، اگر نوای آنجا، موسیقی آنجا به گوش آدم برسد، انسان چنان سحر میشود که جا در جا میمیرد. در مورد حضرت داوود (ع) فرمودند وقتی میخواندند، عدهای بیطاقت میشدند و جان میدادند. حضرت داوود (ع)، رهبر خوانندگان بهشت است. حالا نوای داوودی را کسی در دنیا نمیتوانست تحمل کند. خیلیها از جانشان... وقتی حضرت میخواند، اینها میمردند. خوراکیها همینطور و هر چیز بهشت برای ما تحملش امکانپذیر اینجا نیست. مثل اینکه شما میخواهید یکی از غذاهای الان را بدهید به یک جنین در رحم مادر بخورد، جا در جا میمیرد. پس عظمت آنجا را در نظر بگیرید. این تازه ملکوت است. بعدش اصلی شروع میشود، یعنی قیامت پنجاه هزار سال و تازه زندگی انسان آغاز میشود، کنار رحمت خدا، حیات جاودانه و ابدی.
سخن از نظام حقوقی که داریم میکنیم، نظام حقوقی اسلام، نظامی است که غیر از اینکه سعادت تو را در دنیا تأمین میکند، تو را به قدری قوی میکند، بزرگ میکند که تو بتوانی شبیه معصوم بشوی، به هدف خلقتت برسی. و اگر به امام حسین (ع) میگویی «أساله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله»، من آن مقامی را که تو نزد خدا داری میخواهم این نظام حقوقی باعث میشود تو شبیه معصوم بشوی، به بزرگی معصوم تربیت بشوی. این فوقالعاده مهم است. پس ما وقتی داریم رساله حقوق را میخوانیم، دقت کنید. رساله حقوق با وجود ما بینهایت سازندگی را برای وجود ما دارد. اگر یاد بگیریمش خوب اگر خوب یاد بگیریم نظام حقوقی را و رعایتش کنیم، رشد خواهیم کرد. خب، بس است دیگر.
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.