وظایف ما در آخرالزمان 28/02/1404
هدیه محضر آقا امام زمان علیه السلام
خب بحث تفسیری مان درباره وظایف فعلی مان وظایف ما در آخرالزمان به خصوص شناخت دشمنان به آیه ی 144 سوره ی مبارکه آل عمران رسید که آیه این بود که پیامبر یک فرستاده هست، قبل از او هم پیامبران دیگری آمده اند، این هم در آن روند پیامبران می آیند و می روند. اگر بمیرد یا شهید شود آیا شما «انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ» این سوال سوال فوق العاده مهم است، آیا شما به عقب و گذشته برمی گردید؟ "وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ" اگر کسی برگردد به گذشته اش به گذشته ی قبل از پیغمبر این مهم است که می خواهیم راجع به این صحبت کنیم «فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا» ضرری به خدا نرسانده، اگر کسی بخواهد از دینش برگردد با مرگ پیامبر یا با حوادث زندگی برگردد به گذشته، به خدا ضرری نزده «وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ» خداوند پاداش می دهد به زودی چه کسانی را؟ شاکران را.
اولین نکته ای که قرآن دارد یم گوید بعدا هم در آیات بعدی شبیه به همین را خداوند تبارک و تعالی می آورد برای ما در 149؛ چی می گوید خدایا؟ می گوید شما وقتی که دست از راه پیغمبر بر می دارید به گذشته بر می گردید و هرکس این کار را کند ضرر به خدا نمی زند، این ارتجاء و گذشتن به گذشته، گرایش به گذشته، برگشتن به گذشته یا ارتداد برگشتن از دین، بریدن از ارزش ها، عدم وفاداری به دین که الان هم مد شده و الان هم خیلی ها هستند که قبلا مذهبی بودند، خیلی هم مذهبی بودند از خانم ها و آقایان، دست برداشتند از سبک زندگی ایمانی و دینی شان، رفتند سراغ بی دینی و بی حجابی و بی حیایی و بی دینی، هست داریم می بینیم ریزش ها را. در آخرالزمان هم هست که به خبر دادند که مومن صبح از خانه بیرون می رود و شب کافر بر می گردد، این اتفاق می افتد و ما شاهد هستیم و داریم می بینیم این را و هر چقدر جلوتر برویم این ریزش ها را خواهیم دید؛ خداوند می فرماید که وقتی دست از ارزش هایتان برمی دارید دیگر شما برگشتید به عقب. حرکت پیشرفتی ندارید شما، چرا؟ چون زندگی ایمانی اولا فقط زندگی انسانی هست، در زندگی غیر ایمانی شما حیات انسانی ندارید. دقت کنید، ما یک حیات جمادی و گیاهی داریم، یک حیات حیوانی داریم و یک حیات عقلی و فرشته ای داریم که در آن دانشمند می شویم، استاد و دکتر می شویم، مهندس می شویم، اختراع و اکتشاف می کنیم و عالم می شویم، این حیات فرشته ای است و هیچکدام حیات انسانی نیست. چرا حیات انسانی نیست؟ دقت کنید؛ چون ما گزاره های چهارگانه ی انسانی را در این مورد ما قبول نداریم. هیچکس قبول ندارد، یعنی هیچ عقلی به شما نمی گوید شما بگویید پولدارها آدم ترند بپذیرد، یا خوشگل ها آدم ترند، یا ورزشکارها آدم ترند؛ کمالات گیاهی، یا مثلا بگویید رئیس جمهور آدم تر است از وزرا، وزرا آدم تر از بقیه مردم اند، هیچکسی این را از شما نمی پذیرد؛ یا بگویید دکتری آدم تر از ارشدها و ارشدها آدم تر از لیسانسه ها اند. چون علم ارزش انسانی نیست. ارزش فرشته ای است، علم یک ارزش هوشی است و یک ارزش اخلاقی عقلانی است و نه ارزش انسانی. نمی توانی بگویی هرکس عالم است انسان تر است، نمی توانید بگویید مراجع انسان تر از بقیه مجتهدان اند، یا مجتهدان انسان تر از بقیه روحانیون اند، یا ورحانیون آدم تر از سایر مردم اند، اصلا این گزاره ها را هیچ کس قبول ندارند؛ پس در این چهار مرحله ما تعریف انسانی نداریم. تعریف انسانی در بخش پنجم است و بخش پنجم آنجایی است که تو مربی ات شخصا شخص خداست. روح بینهایت طلب داری، فوق عقل و فوق تجرد داری و روح الله هستی و با داشتن این روح الله ظرفیت رشد و تربیت نامحدود پیدا می کنی و برای رشد نامحدود هم مربی نامحدود می خواهی. مربی محدود، سبک زندگی محدود و آرمان های محدود نمی تواند آدم نامحدود بسازد، خلیفه الله بسازد. چون برای همین خلق شده ایم دیگر. بارها این را گفتیم. بنابراین ما باید دین مان نامحدود باشد، خلیفه مان باید نامحدود باشد چون خدای مان نامحدود است و به همین جهت خدا دائما در قرآن به ما خودش را نزدیک هزار بار به عنوان "مربی" معرفی می کند، می گوید من ربّ هستم، من مربی ام و شما شاگردهای من هستید. شما متربی های من هستید. اگر تن به آموزه های مربی ندهید، بنشینید برای خودتان همین قانون های الکی و من درآوردی درورید که الان هم زیاد است در فضای مجازی هرکسی برای خودش یک عالم قانون درست می کند و فالوور جمع می کند به قول امروزی ها و اساسا منطبق با ریاضیات خدا و اهل بیت نیست، خیلی از این آموزش ها من درآوردی است. توضیح دادیم که خداوند تبارک و تعالی ما را راهنمایی می کند، هفت تا تخصص لازم است که شما به یک انسان بگویید این کار غلط است یا درست است، واجب است، حرام است، مستحب است مباح است یا مکروه است، هفت تا تخصص می خواهد:
یک؛ اینکه انسان روحش چیست، قبل از اینکه آمده اینجا کی بوده، چون می گوید من از روح خودم دمیدم، این روح خدا چیست که در انسان دمیده شده. چند نفر این را می فهمند؟ دو؛ نفس چیست؟ چون روح بانفس فرق دارد، آن روح بود ان نفس است، الان شده نفس، نفس چیست؟ بدن چیست؟ رابطه ی نفس و بدن چیست؟ عالم طبیعت که ما می گوییم سگ نجس است و شراب حرام است و موسیقی حرام اینطوری است و گوشت خوک حرام است و حجاب واجب است و نماز و حج و خمس واجب است، عالم طبیعت چیست؟ کل عالم طبیعت این است. بعد رابطه ی عالم طبیعت با جسم و روح چیست؟ آخرین تخصص چیست؟ انسان کجا می رود بعد از وفاتش؟ حیات ابدی اش چطوری است که خودش چهار مرحله است؛ وفات، برزخ، قیامت و بعد از قیامت، حالا یک سوال؛ کی در کره ی زمین حتی یکی از این تخصص ها را دارد؟ حتی یکی اش را، مثلا پزشک ها الان بعد از هشت هزار سال می توانند بگویند که ما یک عضو بدن را شناختیم تا به حال؟ حتی یک عضو را! ما اتم را شناختیم؟ الکترون و پروتون و نوترون و یک اتم را شناختیم. دیگر سوالی نداریم، این ساده ترین اطلاعات است. یا طبیعت می توانند بگویند ما یکی از این گل ها را می شناسیم؟ شما دانشمندی را می شناسی که بگوید من گل را می شناسم و هیچ سوالی ندارم، همه مسائل مربوط به این گل را می دانم، خواص عنصری اش را را می دانم و خواص غذایی اش را می دانم دارویی اش را می دانم و خواص شیمیایی اش را می دانم و... نه! بشری که انقدر جهالت دارد برای چی انقدر با پررویی و گستاخی و بی حیایی راجع به دین خدا حرف می زند؟ فلان چیز نجس نیست، فلان چیز حرام است، کی گفته حرام؟ از این روشنفکری هایی که الان ما داریم، کسی که این هفت تخصص را ندارد حق ندارد بیاید در مجرای رهبری جامعه قرار بگیرد. چون دارد حرف غیر تخصصی می زند. چون حرف مفت است و گناه می کند وقتی حرف غیرتخصصی می زند، همه ی دین هم همین است، آقا فقط دو دسته این تخصص را دارند: الله و چهارده معصوم. پیغمبر فرمود «إِنِّی تَارِک فِیکمُ الثَّقَلَینِ کتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی» اگر چیز دیگری لازم بود می گفت، بنابراین کسی که از دین خدا و قوانین خدا دست بر می دارد، چرا قرآن می گوید این ارتجاع و حرکت به عقب است، حرکت به جلو و پیشرفت نیست. قطعا حماقت است قطعا ارتداد است. چون دارد از دین تخصصی خدا می رود سراغ دین جاهلیت، اگر شما این هفت تخصص را که دست خدا و معصوم است رها کردید هرجا بروید جهالت است. هرکاری بکنید جاهلانه است، هرکاری تصمیم بگیرید در امور جمادی عقلی و فوق عقلی جاهلانه است، حتی در امور معنوی هم جاهلانه است، یعنی دین های من دراوردی، روش های من درآوردی، ذکرهای من درآوردی، عبادت های من درآوردی، نمازهای من درآوردی، همه اش غلط است، غیر از کسی که این هفت تا تخصص را دارد حق ندارد در مورد انسان چیزی بگوید. مردم وقت و عمرشان را از سرراه نیاوردند که بنشینند پای درس کسی که هیچکدام از این تخصص ها را ندارد بعد هم بگوید شما را راهنمایی کند، بیایید من شما را هدایت کنم، مسخره و جنایت است؛ از این مسخره تر کسی که می رود پای درس این آدم ها می نشیند، این را قبول می کند به عنوان اینکه می خواهد به ما حرف بزند، بیاییم بنشینیم که آقا چه می خواهد بگوید، بالاخره هرچیزی تخصص خودش را دارد و اطلاعات خودش را می خواهد. ببینید قرآن چه حرف قشنگی دارد می زند. می گوید وقتی شما با مرگ پیغمبر یا شهادتش دست بر می دارید از دین خدا، این یک عقب گرد است که به شما ضرر می زند و اگر عقب گرد کردید، به خدا ضرر نزدید. خودتان آسیب می بینید، دست از دین تخصصی برداشتید دست از هفت تا تخصص برداشتید و الان می گویید نه من هیچی نمی خواهم! آن کسی که اسم مومن و مسلمان و شیعه را دارد روی خودش می گذارد، بزرگترین افتخار و آرامشش این است که من پیرو دینی هستم که هفت تا تخصص درش وجود دارد و هیچ دینی غیر از این تشیع وجود ندارد که این هفت تا تخصص درش رعایت شده باشد. خیلی خطرناک است که انسان دست از تخصصی ترین و ریاضی ترین و درست ترین و دقیق ترین دین بردارد و برود سراغ آیینی که هیچ نوع علمی وجود ندارد، من می خواهم بروم مسیحی شوم، زرتشتی شوم، یا دست از احکام دین برمی دارند، دست از سبک زندگی دینی بر میدارند، می خواهم آزاد باشیم. آزاد یعنی افتادم در ورطه ی جهالت و حماقت ، آسیب به خودت و هر کس دیگر. کسی که می خواهد خودش را بند دین و احکام دین راحت کند این سقوطش در زندگی جاهلانه است، درواقع وقتی تو می گویی من می خواهم آزاد و راحت باشم؛ مثل آنهایی که خارج از کشور می روند و قید همه چیز را می زنند، یا در همین کشور زندگی می کنند و قید همه چیز را می زنند، این دارد خودش را از تخصصی ترین و دقیق ترین دین از هفت تا تخصص آزاد می کند و سقوط می کند در جهنم. سقوط است در جهنم. چون از این بعد هرکاری می کند باید تایید کنند کار این را، تایید نمی کنند! لذا قرآن می گوید مواظب باشید هیچ حادثه ای نباید در زندگی شما مثل شهادت پیغمبر، مرگ پیغمبر، رهبرانتان کشته شوند، اصلا این انقلاب همه اش از بین برود و کمونیست ها و سلطنت طلب ها و آمریکایی ها بیایند در این کشور، تغییری نمی کند در سبک زندگی ما! هرکسی می خواهد در این کشور حاکم باشد ما باید وفادار به خدا، قرآن و عترت باشیم، سبک زندگی مان تخصصی را رعایت کنیم. نباید دست از دین برداریم که! اگر از کشورمان، ولی فقیه مان نظام مان دفاع می کنیم چون تنها کشوری و تنها نظامی است که در دنیا قوانین اش براساس این تخصص است، حالا اینکه مدیران خیلی رعایت نمی کنند مثلا رئیس جمهورها رعایت نمی کنند، وزرا رعایت نمی کنند، نماینده مجلس رعایت نمی کنند گرایش به عقاید و آموزه های دشمن دارند بحث دیگری است دیگر. این خیانت به همه ی مردم کشور است، ظلم است ولی الحمدلله مجموعا داریم می رویم به سمت تخصصی تر شدن زندگی مان، اگر مقید باشیم. رعایت نکردن دیگران به ما لطمه ای نمی زند. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ» اهای مومنین حواستان به خودتان باشد، « لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ» گمراه ها به شما صدمه نمی زنند اگر شما هدایت شده باشید، فساد دیگران، همه دخترخاله هام و پسرخاله هام و فامیل هایمان اینطوری شدند، پدر و مادرم دست برداشتند، باشد! مومنی که مومن است خدا هیچ وقت رهایش نمی کند و ضرر هم نمی کند. خیلی این فرمایش دقیق است که چی؟ برنگردید به گذشته، برنگردید به گذشته، دست از آرمان ها و دینتان و دست از کشورهایتان و دست از عقایدتان و دست از این هفت تا تخصص برندارید، این نکته بسیار مهم است و نکته بعدی چی می گوید؟ می فرماید: خداوند تبارک و تعالی اگر برنگشتید «وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ» شکر را قبلا توضیح دادیم، کارگاه شکر را آنهایی که کار نکردند حتما لازم است کار کنند. چون امام سجاد می فرماید کسی که شکر در زندگی اش نیست قطعا حیات انسانی ندارد. این یادتان باشد. هر کس شکر ندارد حیات انسانی ندارد. بهیمه است؛ آقای امام سجاد در دعای اول صحیفه می فرماید، شکر خیلی مهم است. خداوند می فرماید شما باید شکرگذار دین باشید، شکرگذار این باشید که من برایتان پیغمبر فرستادم، دین و کتاب الله فرستادم، هفت تا تخصص درش هست، منی که خالق همه اشیاء ام، منی که دانشمندان تمام کره زمین در طول تاریخ در تمام دانشگاه ها مشغول مطالعه مخلوقات من هستند و هنوز هم یکی از مخلوقات من را نشناختند، من این قرآن را ارسال کردم «انزل علی علم الله" می فرماید من با علم تخصصم این قرآن را فرستادم، خیلی حرف تکان دهنده است، می گوید این کتاب "انزل علی علم الله" علم خدا چقدر است؟ بینهایت! علم خدا انقدر است که هیچ بشری در کل عمر بشریت نمی تواند بگوید من مخلوق خدا را شناختم، این علم خداست. خوب دقت کنید علم خدا این است. خدا می گوید من با همه ی علمم این را فرستادم برایتان، ببینید چقدر قرآن تخصصی است. قرآن چقدر ریاضی و دقیق است؛ شاکر باشید، خدارا شکر کنید که مسلمان اید خدا را شکر کنید که شیعه هستید و قرآن را دارید، خدا را شکر کنید که چهارده تا متخصص معصوم دارید، و خدا را شکر کنید حوزه های علمیه دارید، بزرگان و علما و مراجع و عرفا و اولیا الهی که تخصص های این چهارده تا معصوم را به شما می رساند و نمی گذارند شما از خط زندگی تخصصی و علمی و دقیق منحرف شوید؛ چقدر ما ثروت داریم؟ شکر اینها را به جا بیاورید! لذا چرا می گوید اگریک کسی برگردد عقب به خدا ضرر نمی زند و بلافاصله بعدش ممکن است کسی بگوید خب این چه ربطی داشت این حالا ضرر نمی زند ولی خدا می گوید چی؟ "وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ" خدا به شاکرین جزا می دهد، شاکر یعنی چی؟ یعنی وایسی پای مکتب و اموزه های تخصصی مکتبت، بایستی و استقامت کنی با افتخار مثل آن دختر آمریکایی که گفت من وقتی فهمیدم در آمریکا باید حجاب داشته باشم بعد از آن با حجابم به همه آمریکایی ها پز می دهم، جوان ها اینطوری اند آنجا، چون می دانیم این حجاب را آن کسی به ما گفته که آن هفت تا تخصص را دارد، آن به ما گفته این حجاب واجب است، او همه چیز ما را تعیین می کند، شکر این است، خدا می گوید اگر کسی فهمید این را حوادث دنیا و تاریخ و زندگی و بالا پایین شدن های زندگی تاثیری روی ایمانش نگذاشت این شاکر است، می گوید من هیچ وقت حاضر نیستم تحت هیچ عنوانی در زندگی ام دست از این قرآن و اهل بیت بردارم. محال است این کار راکنم. چون بزرگترین هدیه خدا به بشریت و به من، قرآن تخصصی است و چهارده تا متخصص معصوم، هیچ وقت حاضر نیستم این دو تا نعمت را با هیچ چیز در این دنیا عوض کنم. به این آدم می گویند شاکر، اما کسی که تا زندگی اش بالا پایین می شود اولین کار نمازش را می گذارد کنار و حجابش را می گذارد کنار خمسش را می گذارد کنار زکاتش را کنار می گذارد، اخلاق با همسرش را خراب می کند، روابط خانوادگی اش را گند می زند و خراب می کند، این آدمی که اینجوری است شاکر نیست و قدر نمی داند که خدا چی بهش داده! قرآن انقدر عظمت دارد که نه دنیا، می گوید آخرت در بهشتی که مقاماتش لایتناهی است، بهشت را یادتان باشد که چی گفتیم! زمان نامحدود، مکان نامحدود، نعمت نامحدود، تمام زمان نامحدود، مکان و نعمت نامحدود با این قرآن تنظیم شده است، می گوید آنجا به مقداری که از این قرآن می فهمی از بهشت برخوردار می شوی، هرچه قرآن می فهمی، فهمت از این کتاب قرآن تخصصی، همه اش تخصصی است دیگر، همه اش دانش است، هرچه می فهمی. حالا الان شما نگاه کنید آدمها افتخارشان این هست که عربی بلد نیستند. ببینید شعارهای مسخره ای که در فضای مجازی می شنوید ما آریایی هستیم عرب نمی پرستیم، این سوال چقدر جاهلانه است، مگر کسی به شما گفت عرب بپرستید؟ پیامبران قبلی از اقوام مختلف بودند. مگر ایرانی ها پیامبر نداشتند؟ مگر ما زرتشت را پیامبر نمی دانیم، مگر ما الان اوستا را احترام نمی گذاریم؟ خب ایرانی بودند، یا پیامبران دیگر از کشورهای دیگر، خدا می گوید هیچ قومی روی زمین نیست که من برایش پیغمبر نگذاشته باشم، برای چینی ها گذاشتم برای ژاپنی ها گذاشتم برای هندی ها گذاشتم برای آفریقایی ها یک عالمه پیغمبر گذاشتم مگر ملیت اهمیت دارد در تخصص الهی؟ می بینید این حرف چقدر احمقانه است؟ مثل این می ماند که من بگویم من دکترهای آمریکایی و اروپایی و ژاپنی نمی خواهم که بخواهم درمانم کند فقط دکتر ایرانی می خواهم، مسئله این نیست، مسئله تخصص است. یک موقع یک کسی تخصصش از تو بالاتر است؛ پس شما چطور در زندگی تان الان آویزان غرب هستید در سبک زندگی تان؟ اگر شما که چنین حرفی می زنید آریایی هستید بیایید افتخار کنید به همین آریایی بودنتان و کشورتان بسازید واداره کنید. به افتخارات کشورتان پایبند باشید، کشوری که هفت هزارسال بیشتر تمدن دارد. آن وقت چطور شما به جاهایی بی ریشه و بی اساس که چهارصدسال بیشتر تمدن ندارد آویزان می شوید و خودتان را از اهل آنها می دانید، سبک زندگی آنها در زندگی شماست، آنها خدای شما هستند، می گوید عرب نمی پرستیم! بیاییم عقد آریایی برقرار کنیم. یعنی چی! خدا می گوید من این قرآن را عربی نازل کردم به افتخار شما عربی نازل کردم که چون زبان تخصصی رشد انسانی است و در معادل زبان های دیگر این مقدار حرکت بینهایت وجود ندارد که در ادبیات عرب هست شما کاملترین زبان دنیا را برایتان انتخاب کردیم، این حرف ها چیست؟ حرفهای جاهلانه چیه! یک مشتت جاهل هم این ها را قبول می کنند می گویند آره، اول اینکه دروغ است شما می گویید ما آریایی هستیم چون سبک زندگی شما نشان می دهد که شما کاملا عبد غرب و دشمنان کشورتان هستید. همان هایی که در صد و پنجاه و هفت سال دو سوم این خاک را غارت کردند شما عبد و بنده آنها هستید در سبک زندگی تان، اگر شما کشورتان را دوست داشتید، اگر ملت تان را دوست داشتید و اگر این خاک را دوست داشتید هیچ وقت حاضر نبودید تمدن و سبک زندگی دشمنانتان که هنوز هم دم از تجزیه کشور می زنند را پیروی کنید. سبک زندگی تان را شما نگاه کنید و خودتان قضاوت کنید. دین ما هفت تا تخصص درش دارد، هیچ علوم انسانی شما ندارید که الان در دانشگاه های دنیا همه پز دکترش را می دهنند پز استاد بودنش و دانشگاهی را می دهند که یکی از این تخصص ها را داشته باشد، علوم انسانی یعنی شناخت انسان دیگر؛ لذا قرآن می فرماید شاکر باشید که من همچین کاری با شما کردم، من خودم را در اختیار شما گذاشتم من ربّ شما هستم من مربی شما هستم، شما مربی به بزرگی من را می گذارید کنار؟ منی که خالق کل شیء هستم را می گذارید کنار و نمی خواهید من مربی تان باشم؟ شکرگزاری یعنی اینکه آدم لذت ببرد از اینکه الله مربی اش است. وایمیسی سر نماز با چه عشق و افتخاری چه ترانه ای است این سوره حمد، چه معجزه ای است "الحمد لله رب العالمین" که رب منم هست، چه ترانه و افتخاری هم هست که شما به رکوع می روی و می گویی من همه تعظمیمم در مقابل مربی عظیم خودم است، " ربی العظیم" مربی عظیم خودم! این مربی را می خواهی با کی عوض کنی تو؟ افتخارت چیست که این مربی را می خواهی بگذاری کنار؟ کتابش را بگذاری کنار، من یادم هست در مباحثه ی علمی ای که با چندتا از بزرگان مسیحیت داشتیم چندتا حرف به من زدند و یکی اش این بود که شما مسلمان ها افتخارتان و سعادت تان به این است که ما می دانیم کتاب شما تغییری نکرده جالب است آنها به ما می گفتند که کتاب شما دستخوش تحریف نشده همان چیزی که خدا نازل کرده، کتاب های ما تحریف شده. یک موقعی من حدود دقیقا سی سال پیش یمن بودم برای کار تبلیغی رفته بودم یمن، آنجا یک منطقه دارد به اسم صنعای قدیم. شهر مثل تهران که می گوییم تهران قدیم می ماند، وقتی وارد این شهر می شوی فوق العاده نورانیت و جذابیت دارد این شهر، چون آنجا بیشتر فرهنگشان را از امیرالمومنین گرفتند، امیرالمومنین از پیغمبر دستور گرفت و رفت آنجا را مسلمان کرد، بذر تشیع و اسلام را امیرالمومنین آنجا کاشت. اینها حالا ما چون مهمان ویژه شان بودیم، لطف کردند که می خواهیم یک جایی برویم بازدید کنید. بردند یک مسجدی که خود امیرالمومنین ساخته این را، آن مسجد هنوز هست، در درگیری های نظامی که عربستان داشت دائما صنعا را می زد من همه اش دلشوره آن مسجد را داشتم که مسجد امیرالمومنین طوری اش نشود الحمدلله، فوق العاده است این مسجدی که امیرالمومنین ساخته و بهشت است وقتی واردش می شوی؛ ان شاءالله زودتر راه باز شود و همگی یک سفر برویم آنجا؛ زیرزمین اینجا یکمرکز علمی پژوهشی خیلی عالی و قدرتمند بعد مرکز پژوهشی کتابها و نسخ خطی بسیار گران و خاصی بود، یکی از قرآن هایی که من آنجا دیدم یک قرآنی بود سه بخش بود، بخشی اش را امیرالمومنین نوشته بود، بخشی اش را سلمان، بخشی اش را هم مالک اشتر که هرسه این بزرگوار جالبه که امضا کرده بودند پایین صفحات را، یک قرآن هم بود خط خود امیرالمومنین بود اصلا آدم خط امیرالمومنین را نگاه می کند خودش خیلی صفا دارد. من همه اش در این مدت نگران بودم دیگه حالا این حوادث اخیری که ما دوباره متصل شدیم در این جنگ با اینها با همان دانشمندان و علمای اینها دیدم آن هدیه ای که برای من آورده بودند همان قرآن امیرالمومنین بود یعنی عکس گرفته بودند کامل و همه اش را صحافی کردند و آوردند برای من؛ من گفتن چه جالب بنشینم قرآن را بخوانم، حالا خط کوفی هم هست اعراب و نقطه ندارد، دیدم دقیقا هرچه که ما در قرآن الان داریم می خوانیم با همان شکل در همان قرآن هم هست ما سند داریم هزارتا سند دیگر هست ولی قرآن تحریف نشده، هرچه قران امیرالمومنین داد این هم دارد به ما می گوید. بعد چطور ما شاکر همچین دینی نباشیم؟ سبحان ربی، مربی خودم عظیم خودم! این ها را هم توضیح دادم که چرا در رکوع رب عظیم است و در سجده رب اعلی می شود، اینها را در مباحث معرفت نفسی توضیح دادیم؛ شما در سجده می گویی ربی الاعلی، ربی العظیم نمی گویی، قاعده ی ریاضی اش است. نمی شود در نماز بگویی من در رکوع می گویم سبحان ربی الاعلی و بحمده حالا اشتباه بگویی عیبی ندارد ولی عمدا نمی توانی بگویی. در سجده تو می روی به ملاقات رب اعلای خودت، در سجده می رودی به ملاقات چنین رب خودت. اینها افتخار ندارد؟ که من هر روز با مربی ام ارتباط دارم، هرروز پیش مربی ام است، هر لحظه بخواهم مربی ام بالای سرم است، به قول امروزی ها آنلاین! مربی ای که تو هرلحظه می خواهی برخط است برایت، انگار به قول خودش این جمله خدا انقدر با قلب انسان بازی می کند، می گوید بنده من، من با تو یک جوری هستم که فقط یک بنده دارم، تو فقط بنده منی! یه همچین خدایی داریم که هروقت می خواهی اش می گوید من مهیا و آماده در اختیارت هستم، وقت و بی وقت، اصلا هیچ وقت نیست که تو به من رو کنی و از من لبیک نشنوی. هرچند روکردن تو لبیک به خداست، زیر هر یا رب تو لبیک هاست! همچین ربی من کجا پیدا کنم؟ ولی گله ام می کند می گوید شما با من طوری رفتار می کنید که من را نمی شناسید من را ندارید اصلا، انگار کسانی غیر از من شما را آفریده اند، خیلی گستاخی و بی حیایی است آدم اینجوری زندگی کند، سبک زندگی خدا را رها کند. خود خدا می گوید " و من احسن من الله صبغه" می گوید از رنگ خدا کی قشنگتر است و چی قشنگتر است که می خواهید رنگ غیر خدا را داشته باشدی، کشته مرده رنگ های غربی، رنگ که می گویم یعنی سبک زندگی، کشته مرده سبک زندگی دشمنانتان هستید. این چیست در زندگی شما آنقدر شما را خوار کرده؟ بعد یک سوال می کند برای کل بشریت، این یک سوال همیشه یادتان باشد، در مقابل آن هفت تخصص که فقط در انحصار خداوند و چهارده معصوم است یک چیزی خدا می گوید، می گوید "أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ" یک سوال از کل بشریت تا قیامت کرده "وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا" این را به هرکس می گوید دست از دینت بردارد نماز چیست، حجاب چیست، این چیست، آن چیست، دست از کشورت و نظامت بردار. این سوال خداست. بگو خدا یک سوال از من کرده این سوال را جوابش بلدید؟ چی؟ آیا دنبال دستورات جاهلی هستید؟ چه کسی از نظر حکم و آیین بهتر از خدا شما می شناسید؟ می شناسید؟ من دست از قرآن و چهارده معصوم بردارم بروم کدام سبک زندگی را بگیرم؟ کدام ارزش وجود دارد خارج از اینها که بتواند پرواز من تا بینهایت و فعالیت های فوق عقلی من را تامین کند، شما سراغ دارید جایی؟ این سوال خداست، خدا این سوال را پرسیده از تاریخ تا قیامت و قیامت هم خدا براساس این سوال همه را محاکمه می کند. در روایت از کافی شریف داریم که خدا براساس همین اصل اصالت تخصص من را محاکمه می کند، می گوید شما در خانه هایتان موهایتان را به غیر از آرایشگر نمی دادید؛ لباسهایتان را به غیر خیاط نمی دادید؛ بخاری خانه تان را به غیرمتخصص نمی دادید اتومبیل و تلفن همراهتان و چشمتان و قلبتان را به غیر متخصص نمی سپارید. چطور توانستید که من را که متخصصم آن هم این درجه از تخصص را من و چهارده معصوم را کنار بگذارید؟ پس شما زندگی تان کی تخصصی بوده؟ از کی پیروی می کردید در سبک زندگی تان، از کی فرمول های خودتان را در آن چهار مرحله تعریف خودتان و راه اندازی خودتان و سبک زندگی تان و حل مشکلاتتان کمک می گرفتید که شما انقدر شهوت آلود دنبال این هستید که بروید دنبال احکام جاهلی؛ هرچند این مهر تایید خدا رویش نخورده، مهریه زیاد پیغمبری که همه اطلاعات تخصصی دستش است می گوید مهریه زیاد را مطمئن باشید زندگی تان را خراب می کند، نکنید این کاررا! او به ما می گوید جهیزیه وظیفه خانواده دختر نیست این را برای خودتان قانون نکنید در کشور و ما هی می آییم و دین های من دراوردی و سبک زندگی دراوردی و مهریه های آنچنانی، آداب و رسوم آنچنانی در ازدواج و عروسی. حتما دختر چون دختر هست باید او بدهد، کی گفته اینها را؟ هی آمدیم برای خودمان یک مشت دروغ و دغل گذاشتیم در زندگی. سبک زندگی غلط بعد از دشمنان می گیریم، نمی دانم امروز ولنتاین است باید چکار کنیم. امروز کریسمس هست باید فلان کنم، نمی دونم فلان کنم. حرف های بیخود، قوانین بیخود و سبک زندگی، آداب بیخود. نه ما ترک ها اینطوری هستیم. خدا می گوید من دارم با تو تخصی صحبت می کنم ما ترک هستیم ما لر هستیم یعنی چی؟ ما ترک ها اینطوری، ما لرها اینطوری، ما شیرازی ها ما ایرانی ها این جوری، ما عربهای این جوری، ما افغان ها اینجوری... قرآن می گوید اگر فرهنگی غیر از فرهنگ خدا برای شما "عشیرتکم" یعنی این در آیه بیست و چهار سوره توبه یعنی همین، عشیره گرایی یعنی فرهنگ گرایی غیر از فرهنگ خدا، ما ترک ها ما لرها ما فارس ها، خانواده ما اینجوری رسم است، یعنی چی این حرف، مگر دکتری توانسته دارویی بنویسد بگوید آقای دکتر ما شیرازی ها این داروها را نمی خوریم. ما ترک ها از این داروها مصرف نمی کنیم، ما فلانی ها عمل جراحی نداریم. کسی به پزشک از این حرف ها می زند؟ این رسم و رسوم های شرک آلود چیست ما آوردیم. بنابراین خوب دقت کنید خدا ما را به کجا می برد و چرا این کلمه را آورد " وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ" کسی که نمی گذارد هیچ چیز و هیچ حادثه ای او را از دامن قرآن و اهل بیت جدا کند او شاکر است و اگر شاکر نبود خود خدا می گوید که این عبد و لقمه شیطان است. شیطان سر قضیه چهارتا حمله جلو عقب و راست و چپ به خدا می گوید من روی صراط مستقیم به همه بنده هایت حمله می کنم، جلو و عقب و راست و چپ، بعد می دانی چی می گوید، نتیجه را خود شیطان می گوید؟ می گوید خود تو خدا هم می دانی که من می زنمشان، جلو عقب راست و چپ بعد به خدا چی می گوید؟ می گوید " وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ" حالا می بینی خدایا اکثرا شکر تو را به جا نمی آورد، اگر شاکر بودند من شیطان رویشان اثر نمی گذاشتم. آدم شاکر نه حمله جلو نه عقب و نه راست و حمله چپ در مباحث انسان شناسی تخصصی توضیح دادیم که اصلا کسی که شکر دارد، هیچکدام از حمله ها رویش اثر نمی گذارد. یک زندگی شاد و آرام دارد آدم شاکر. اگر آرام نیستی و شاد نیستی و مهربان، مهمتر از این دو تا رحمان و رحیم است، اگر نیستی چون شاکر نیستی. اگر اکسیر شکر آمد در زندگی یک نفر باب عشق و رحمت و رحیمیت و آرامش و شادی در زندگی اش باز می شود. لذا این خیلی مهم است که خدا در این جا می فرماید که " وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ". حالا فهمیدید خدا چه می خواهد بگوید؟ " وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ یعنی آنهایی که در دین خدا مقاومت می کنند در مقابل دشمن و تحریف ها و فرهنگ های غلط و تهاجم های فرهنگی، آن شاکر است؛ وقتی روی حق وایمیسی شاکری، آنجایی که حق را با فشار می گذاری کنار دیگر شاکر نیستی، شکر را باید از غزه ها یاد گرفت فلسطینی ها یاد گرفت، از مردم شریف ایران که چهل و شش سال در معرض بی نظیرترین جنگ ها و تهاجمات دشمن بودند و پای انقلابشان و نظامشان و رهبرشان و امامشان ایستادند، این شکر است. شکر یعنی ایستادگی در برابر حق و ایستادگی دفاع از حق در مقابل باطل در مقابل ادیان و روش های غیر تخصصی. شکر ینی قدر تخصص را بدانی و پایش بایستی. هر چی توهم و خرافات مبارزه کنی و بهای مبارزه ات را هم بپردازی، این می شکر شود. این آیه تمام شد.
باید بریم سراغ آیه 149، فقط آیه را می خوانم یک پیش زمینه ای داشته باشید که با همین آیه قبلی مان ارتباط دارد و شرحش بماند برای جلسه آینده.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ» آهای مومنین اگر مطیع کفار بشوید یعنی چی مطیع کفار شوید؟ یعنی دست از دین تخصصی تان بردارید و بروید روش های آنها را عملی کنید در زندگی تان، آنها را اطاعت کنید. همان بلایی که در آیه قبلی گفتم سرتان می آید. چه می شود؟ آنها «يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ» شما را به گذشته و جاهلیت تان برمی گردانند، به گذشته جاهلی تان بر می گردانند اگر می خواهید مطیع آنها بشوید. " فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ" می گوید این بازگشت زیانکارانه ای است که شما دست از الله، مولاتان و ربّ تان و مربی تان کتاب تخصصی تان، چهارده تا متخصص معصوم بردارید بروید سراغ جاهل ها، این خیلی بازگشت خسارت آلوده ای است خیلی وحشتناک است. بماند انشالله جلسه بعد می خواهیم توضیح بدهیم
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.