وظایف ما در آخرالزمان جلسه 13 04/11/1403
سلام علیکم و رحمة الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و امام حسینی که در جوارشان هستیم، اولیا الهی علما مراجع شهدا صدیقین و صالحین صلوات بلند ختم بفرمایید.
بحثمان درباره دشمن شناسی و وظایفی که الان در آخرالزمان داریم که دشمن شناسی یکی از وظایف بسیار واجبش هست، اختصاص داشت به نفی سلطه که ما به هیچ وجه حق نداریم در نظام فردی و یا اجتماعی تحت سلطه دشمنان باشیم و این را خدا از ما نمیپذیرد. این یک حریم الهی و ناموسی است و به هیچ وجه کشور اسلامی، مردم و مسلمانها حق ندارند تحت سیطره دشمنان باشند. تحت ولایت دشمنان باشد.
نکتهای که هست، این هست که ما چون انسان مختار آفریده شده، مسئله زیر سلطه بودن یا نبودن، مربوط به خودش هست؛ یعنی این انسان هست که آینده خودش را میسازد. آنچه که بر ماست خداوند میفرماید که همه چیز ساختار ریاضی دارد؛ چه در نظام تکوین و چه در نظام تشریع و چه در نظام بدنی و چه در نظام روحی. همه چیز قدر و قضا دارد و بنابراین وقتی که شما این را بفهمید کاری که باید بکنید این هست که هرکس میخواهد توفیق داشته باشد در هر زمینه، باید قدرها را بشناسد تا قضاها را ایجاد بکند. این را خوب دقت کنید. مثلاً شما وقتی میخواهید آب تولید بکنید قدرش چیه؟ h2o برای شما هر وقت آب بخواهید باید این قدر را ایجاد بکنید تا به آب برسید. در نظامهای روحی، اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی، قضا و قدر الهی یک اصل هست یعنی شما باید بدانید که برای هر چیزی قانون وجود دارد، قدر گذاشته خدا. فرمول گذاشته خدا. هر چیزی ازدواج موفق نمیدانم تربیت فرزند نمیدانم تولد سالم هست بچه زیبای بچه باهوش هست بچه عاقل بچه، اینها قدر دارد. شما تا قدرهایش را یاد نگیرید مثلاً من روی اسپرم و روی تخمک باید چقدر قدرهایی را سوار کنم که بچه سالم باشد تا نتیجهای که میخواهم از بگیرم از زایمان، این هست من ۵ تا قضا را میخواهم داشته باشم: قضای یعنی نتیجه سلامت و زیبایی هوش عقل اخلاق و معنویت خب باید ۵ تا قدر را ایجاد بکنم در روی اسپرم یا تخمک قبل از بارداری و همچنین بعد از بارداری. اینها قابل افزایش و کاهش. به همین دلیل کسی که قدرها را خوب نمیشناسد و یا رعایت نمی کند قضاهایی که نصیبش می شود غذاهای خوبی نیست. مثلاً شما برکت مالی میخواهی میخواهی مثلاً یه زندگی شاد داشته باشی یا شاخصهای انسانی آن سه تا اصلی رحمانیت، رحیمیت، آرامش شادی اینهایی که شما میخواهی قدر دارد. شما اگر قدرهایش را بلد نباشی چرا فکر دوست داری آدم خوبی باشی یا دوست داری آدم مومنی باشی یا دوست داری آدم شاد و آرامی باشد کافی نیست؛ بلکه شما باید آن قدرش را ایجاد کنید. چون خداوند میفرماید من ساختار زندگی و ساختار دنیا را ریاضی آفریدم. خب یکی از چیزهایی که ما میخواهیم چیه؟ استقلال آزادی زیر سلطه نبودن است. لذا خدا می گوید این قدرش دست شماست. شما اگر میخواهی زیر سلطه نباشید همه چیز دست شماست. اینجوری نیست که خداوند برای شما از پیش یه قدری را تعیین بکند و شما همینجوری بروید در آن قدر زندگی بکنید. شما هر چیزی را میتوانید تغییر بدهید. باید براش برنامه داشته باشید. به همین دلیل هم خداوند میفرماید اگر شما تحت سلطه دشمن یا تحت ظلم دشمن قرار میگیرید، این به خاطر این نیست که من برای شما یه چنین چیزی را رقم زدم یا سطح سلطه کسی، تحت دشمنی کسی قرار میگیرید بلکه این سبک زندگی خود شماست و مقدمه چینی و قدرهایی است که انتخاب کردید حالا این نتیجش همین هست که داری میبینی الان. آن چیزی که داری میبینی این هست و بنابراین انسان گذشته اش محصول انتخابهای غلط است، قدرهای غلط و حالش هم همینطور هست. آینده اش هم همینطور هست و اگرکسی میخواهد تغییر بدهد، باید قدرها را تغییر بدهد. آن چیزهایی که مربوط به خودش هست را تغییر بدهد. به همین جهت هم خداوند در سوره یونس آیه ۴۴ میفرماید: «ان الله ا یظلم الناس شیعا ولکن الناس انفسهم یظلمون» خدا به کسی ظلم نمی کند و به هیچکس ظلم نمی کند. مردم خودشان به خودشان ظلم میکنند. ببیند شما وقتی که قدرها را نمیخواهی بروی یاد بگیری، شما در عالم صد درصد ریاضی زندگی میکنید. خب وقتی صددرصد ریاضی هست. پس تو باید تمام قدرها را بشناسی؛ مثل این موبایل، این تلفن همراه صد درصد ریاضی هست؛ یعنی شما نمیتوانی یه دستور من درآوردی بهش بدهی. این خودش ساختار ریاضی دارد. قدرهاش مشخص هست. چه دکمهای را برای چه کاری بزنید، همه چیزش مشخص هست. تو باید ۱۰۰% اگر بخواهی موفق شوی در برخورد با این استفاده بهینه از این بکنی ،۱۰۰ باید قدرش را یاد بگیری به اتومبیل همینطور. یه یخچال همینطور. بدن همینطور. روح هم همینطور است. شما اگر قدرها را خوب شناسایی نکنید آنچه که نصیبتان میشود قضاهای بد هست، یعنی نتایج بد. پس وقتی می گوید: قضا و قدر الهی، نه اینکه خدا میخواهد. خدا می گوید من ساختار ریاضی آفریدم . همان که در فیزیک ما عمل و عکس العمل داریم، در فلسفه علت و معلول داریم، در نظام حیات هم همینطوره. ببین یه کسی بدترین شرایط زندگی را دارد، بدترین شرایط ولی چون بلد هست از قدرها خوب استفاده بکند، در بدترین شرایط با بدترین شوهر دیگر شما شوهری بدتر از فرعون سراغ دارید! ببینید آسیه چون قدرها را احترام میگذارد بهش، کنار فرعون موفق هست و از اولیا خداست. طوری که قرآن او را به عنوان برای تمام دوران و همه مردم جهان او را به عنوان نمونه ایمان ذکر می کند آسیه را. «ضرب الله مثلا للذین آمنوا و فرعون» این آسیه در بدترین شرایط چون قدرها را میفهمد میشناسد رعایت می کند، سعادتمند هست بعد زن نوح، زن لوط زن دوتا پیغمبرند اما نمیخواهند تن بدهند به آن قواعد ریاضی خلق،ت نمیخواهند قضاها و قدرها را رعایت کنند. وقتی زن پیغمبر هم باشی سر از جهنم در می آوری. بنابراین این خود تو هستی که در بدترین شرایط زندگی میتوانی با فهم قدرها و رعایت آنها بهترین قضاها را بگیرید.
شما ملت فلسطین را نگاه کنید حماس را نگاه کنید. اینها هیچ چیزی نداشتند. خدا میخواست به دنیا بفهماند که من وقتی باشم در زندگی یعنی چی. آنها غیر از خدا هیچکس و هیچ چیزی را نداشتند. الان ما ایرانیها بگویم بله خدا را داریم ولی خوب نیروی نظامی داریم ثروت داریم قدرت داریم استقلال داریم حکومت داریم ارتش داریم سپاه داریم. آنها نه. آنها هیچی نداشتند. هیچی؛ ولی خدا را داشتند و تکیه به خدا پیروزشان کرد. حالا در کجای دنیا هست یه گروه خیلی خیلی خیلی ضعیف کوچیک ، محدود محاصره شده آب برق گاز هیچی ندارد، غذا ندارد بهداشت ندارد و تمام دنیا میخواهند بهش نابودش کنند و نتوانند. میشود؟ اسرائیل با آن قدرت آمریکا انگلیس ابرقدرت آمدند ولی نتوانستند. این شکست شکست مفتضحانهای برای دنیا. آدمهای احمق و نادانی که آمریکا و اروپا و دنیا را در ذهن خودشان خیلی بزرگ میکنند، قدرت خدا را ببینند. به آنها میگویند ابر قدرت اینها را نمیبینند اصلاً .بابا ابر قدرت خداست. ابر قدرت ایمان توست. ابرقدرت آن هست ارادهای هست که تو در مقابل دشمنات میتوانی از خودت نشان بدهی. بنابراین اگر نخواستن تحت سلطه باشند به قواعد الهی احترام گذاشتن و خدا پیروزشان کرد و دشمنانشان را دارد از شدت غضب، عصبانیت خفت خواری میکشاند. خدا رحمت کند آیت الله بهشتی را، می گفت به آمریکا بگویید از دست ما عصبانی باشد از این عصبانیت هم بمیر. خدا این کار را می کند. کی باور میکرد یه گروه اینجوری بتوانند ابر قدرتها را به پای میز مذاکره بشونند و پیروز بیایند بیرون. نتایجی که میخواهند را بگیرند. ۴۰ ۵۰ هزار تا شهید دادند و پیروز شدند. خدا میفرماید شما قوانین من را رعایت کنید، تنها هم باشی یعنی زن فرعون زن یه فرعون با آن لشکرش با آن پادشاهیش با همه قدرتهایش تو در درگاه فرعون باشی، پیروز هستی. موسی باشی، تنها پیروزی. ابراهیم باشی در مقابل نمرود با آن لشکر بینظیرش، پیروزی. «کم من فعت قلیلتن کثیرت به اذن الله» چه بسیار گروه اندکی که غلبه کردن بر یک گروه بسیار اما چی؟ «باذن الله». خدا کی اجازه میدهد که تو پیروز شوی. زمانی که تو قوانین را رعایت بکنی، فرمولها را رعایت بکنی. بنابراین اگر کسی سلطه دشمن نباشد، اگر هست، حتما خودش خواسته که زیر سلطه دشمن باشد، قدرها را رعایت نکرده. اگر شکست اقتصادی دارد اجتماعی دارد سیاسی دارد، شکست نظامی دارد خواسته که شکست بخورد .حتما قدرها رعایت نکرده. اگر پیروز هم هست به خاطر این هست که قدرهای پیروزی را رعایت کرده. خداوند خیلی شفاف قدرهای پیروزی را به ما بیان می کند در قرآن. ببینید همین آیه را نگاه کنید «کم من فئه قلیلت غلبت کثیرت باذن الله والله مع الصابرین» ببینید استقامت، مقاومت. این همه امام فرمود رهبر عزیزمان، امام عزیزمان فرمود، مقاومت مقاومت در مقابل دشمن ایستادگی در مقابل دشمن، باج ندادن، نترسیدن. فقط از خدا ترسیدن فقط از خدا کمک گرفتن باعث می شود شما در یک گروه اندک در مقابل همه قدرتهای جهانی به پیروزی برسد. ما این را در زمان انقلاب خودمان تجربه کردیم. همه دنیا میخواستند انقلاب پیروز نشود و انقلاب پیروز شد. ۸ سال همه دنیا ریختن سر این مملکت فقیر دست خالی که با تمام مدرنترین اسلحهها، ثروت بی پایان حتی یه وجب نتوانستند بگیرند. آخر هم شکست خوردند ازش. ما اینها تجربه کردیم خودمان. وقتی یه قدرهای الهی را رعایت میکنیم به قدرت الهی تکیه میکنید، توکل به خداوند دارید همیشه پیروزید. مسئله خواری ما چه در نظام فردی چه در نظام اجتماعی در زندگیهای خودمان که به خواری میرسیم، به بدبختی میرسیم به اتلاف استعدادها میرسیم، همه اش به خاطر این است که ما توکل نداریم. همه اش به خاطر ترس ماست اضطراب ماست. نمیتوانیم تکیه کنیم به خدا. خدا را نداریم اینجا و این باعث می شود که ما آسیب ببینیم، این باعث می شود ما آسیب ببینیم. بنابراین خدا م یگوید من به شما ظلم نمیکنم. خودتان وقتی قدرها را نمیرید یاد بگیرید یا اصلا به من تکیه نمیکنید، شما بهترین خدا را دارید. خدای احد واحد بهترین پیغمبر، بهترین مکتب بهترین کتاب بهترین قوانین را دارید پیشرفتهترین قوانین را دارید ولی خودتان دارید کوتاهی میکنید سهل انگاری میکنید ما به شما ظلم نمیکنیم. شما هستید که از ما استفاده نمیکنید، تکیه به من نمیکنید، از من کمک نمیخواهید، میروید سراغ شرک، میرید سراغ آدمها، میروید نیازتون از اینها تامین کنید. خب بله خدا واگذارتان می کند. حالا اگر من را نمیخواهی برو هرکس میخواهید. خلایق هرچه لایق. برو ببینم چیکار میکنی. این همه جا که نکبت می آید درزندگی ما، چه -دارم تاکید میکنم- چه در نظام فردی چه در نظام اجتماعی، این قانونش این است که شما قوانین را تن نمیدهیم. ما بر خداوند برای ما ثروت سلامتی عزت پیروزی آرامش شادی قدرت را میخواهد. کمااین که این چهل و چند سال انقلاب اسلامی دیدی که خداوند چقدر به این ملت عزت داد پیروزی داد برکت داد، خیر داد. چون ملت پای کار خدا ایستادند، پای کار امامشان و رهبرشان ایستادند. خداوند در که دنیا کرد اینها را یه ابرقدرت عزیز، با پیشرفت چند صد ساله در عرض ۴۰ سال. اینها همه داریم میبینیم با چشم خودمان. در همه رشتهها در همه عرصههای اجتماعی ایران هست که ۱۵۰ به بعد رتبهاش شد چی؟ شد اول تا دهم دنیا.
ظلم جایی هست که شما به پیشرفت به علم و به تخصص پشت بکنید. وقتی پشت میکنید به خدایی که هفت تا تخصص را در اداره تو دارد و بشر حتی یه دونه از این تخصصها را ندارد. تو خودت وقتی متخصص معصوم را کنار میگذاری سراغ دانش افراد جاهل میروی. افرادی که فرمولهای علم شان را از جهل گرفتند. در هیچ جایی در هیچ دانشگاهی جایی سراغ نداشتید ندارید که اصلاً یه دونه از هفت تا تخصص از تخصصهای لازم مربوط به انسان را داشته باشد. بارها این هفت تا تخصص را معرفی کردم. جای شما هیچ متخصصی روی کره زمین نیست هیچ دانشمندی وجود ندارد، هیچ مرکز علمی وجود ندارد که حتی یه دونه از این تخصصهای مربوط به انسان را داشته باشد. از این هفت تا. خدا من هفت تاش را خودم ایجاد کردم هفت تاش را دست خودم و این ۱۴ معصوم. حالا شما احمقانه رفتار می کنید در زندگیش، پشت می کند به تخصص حقیقی آن هم کسانی که بی نهایت شما را بیشتر از خودت دوست دارند. بیشتر از خودت دوست دارند. وقتی خودت را پشت میکنی میروی سراغ آدمهایی که هیچ کدام از این دانش ها را ندارند ولو ادعا میکنند. نه فوق تخصص فلان رشته هستند ارزشی ندارد آن فوق تخصص آن. چون در رابطه با موضوع دانشش فوق تخصص که نیست که. اگر به کسی گفتند فوق تخصص الان؛ مثلاً در پزشکی فوق تخصص، در هر رشتهای، مگر فوق تخصص رشتش هست؟ نه، فوق تخصص نسبت به آدمی است که آن سواد را ندارد. فوق تخصص نسبت به جاهل آن رشته است، نه فوق تخصص در آن رشته؛ الان من فوق تخصص مغز و اعصاب هستم بله. بنده فوق تخصص مغز و اعصاب هستم نسبت به کسی که این دانش را ندارد؛ ولی نسبت به خود مغز و اعصاب حالا ما سیکلم نیستیم. هیچ بشری به سیکلم نرسیده هنوز. بشر هنوز یه پشه را نمیشناسد یه مورچه را یه گل و یه سلول و به طور کامل هیچ بشری پیدا نشده اینها را بشناسد. بنابراین چرا من باید دین خدا را رها بکنم که هفت تا تخصص درش هست، راهنماییهای الهی را هدایت الهی را رها کنم که هفت تا تخصص درش هست، بعد بروم سراغ فرمولهای کسانی که هیچی نمیدانند. «حکم الجاهلیته یبقی و من احسن من الله حکما» آیا دنبال احکام -احکام یعنی همان قضا، حکم و نتایج جاهلی شما میگردید چه کسی از نظر آیین بالاتر از خداست؟ می گوییم بالا اقتصاد خدا این را می گوید، قرآن این را می گوید. می گوید بابا من در هارواد درس اقتصاد خواندم. باید اینجوری کرد. من نه، فوق تخصص اقتصادم. یه مملکت را باید. در همین همین هایی که این ۴۰ سال سپردیم دستتان معلوم هست دیگر چیکار کردید. دست فوق تخصصتان سپردیم، شما الان فوق تخصص هایتان معلوم هست چیکار کردند، من روانشناسم، من متخصص کار اقتصادی هستم، متخصص کار فرهنگی هستم، متخصص جامعه شناسی روانشناسی خب بفرمایید ببینم بعد این ۴۳ سال شما این همه وزیر بودی، وکیل بودی، نماینده مجلس بودی، متخصص بودید، در این ۴۳ سال بگویید یه بار طلاقمان کم شد آمارش، خودکشی مان کم شده، آمار حجابمان بالا رفته، نمازمان بالا رفته، دعوای زناشویی کم شده، دزدیها کمتر شده ، افسردگیها کمتر شده، بالاخره شما چیکار کردید با این دانشی که جاهلانهای که دارید؟ وقتی شما دانش خدا را کنار میگذارید نتیجه همین می شود که الان هست. وقتی پشت میکنید به قوانین الهی، خدا رهایتان می کند. می گوید من دارم در قرآن اینجوری میگویم متخصص معصوم فرستادند دارد این را می گوید. می گوید اینها را بگذار کنار ،ما خودمان در هاروارد درس خواندیم، در برکلی درس خواندیم. دانشگاه کجا. آن دانش به چه درد میخورد. دانشی که اصلاً هیچی از من نمیداند، هیچ تخصصی از من و آگاهی ندارد، بر اساس فرضیه و نمیدانم سعی و خطاست، ۵ سال بعد هم معلوم می شود هیچیش اعتبار ندارد، به چه درد ما میخورد. بنابراین اگر شما استقلال میخواهید، آزادی میخواهید، پیشرفت میخواهید عزت میخواهید یا آن شاخصههای سه تا شاخص اصلی رحمانیت رحیمیت آرامش و شادی، شما تن بدهید به قوانین کسی که تمام این تخصصها را دارد. برای خودت حدس و گمان و کیلویی حرف زدن و نمیدانم از هرجایی گفتن، این بیشتر مردم را گمراه می کند. ما چقدر آدمهای خودشیفته داریم هیچ نوع تخصصی ندارند، علمشان هم مبتنی بر تخصصهای هفتگانه نیست. بعد برای خودشان یه عالم کلاس میگذارند، پول میگیرند از مردم، فقط حقهبازی. وقت مردم عمر مردم با یه سری فرمولهای مزخرف تلف میکنند. ته اش آن اتفاقی که باید بیفتد، نیفتد. حالا چرا طرف ممکن هست احساس کند حال خوبی بهش دست داده، ولی حال خوب تا رشد حقیقی، زمین تا آسمان فرق می کند. رشد حقیقی باید باشد. این شخص باید روز به روز مربیش شبیه بشود. اگر مربی شبیه نمی شود خود تو اصلاً مربیت شبیه نمیشوی، باختی. پس این را نگاه کنید این خدا می گوید من به شما ظلم نمیکنم. این حواستان باشد. آیه بعدی را هم برایتان بخوانم . یه صلوات ختم بفرمایید.
این قانون من بودن خدا یه جور دیگر هم دارد بیان می کند. میفرماید که بنی اسرائیل یک اخلاق بدی که داشتند از بین ۱۰۰ تا اخلاق بدی که داشتند، یکی این بود که چون پیامبران بعدی اسرائیل عظمتی داشتند و خداوند هم در قرآن بارها می گوید به اینها ما عزت دادیم، زمین را بهشون دادیم، برتری دادیم. خیلی لوس شدند، لوس هم بودند که ما پیامبرانمان اینها اینها بودند. یکی از اشتباهات بزرگشان این هست که با تکیه بر بزرگی گذشتگانشان، گناهاشان را میخواستند توجیه کنند، میگفتند ما میدانید کی هستیم؟ ما از نسل فلانی هستیم. امتهای ما اینجوری بودند، پیامبران ما اینها بودند. ما هرچی گناه کنیم بخشیده می شویم. اگر رعایت هم نکنیم بخشیده میشویم. این اشتباه که خیلیها میکنند. لذا امام علیه السلام فرمود: ما با خدا هیچ فامیلی نداریم. اگر به خاطر ما دارید گناه میکنید ما دست شما را نمیتوانیم بگیریم. بگوییم: خدا بزرگ هست، نمیدانم علی یارش هست، علی یارمان هست، این حرفها را کنار بگذار. کسی عمداً گناه می کند به هوای اینکه خب ما ساداتیم، بخشیده میشویم ما نمیدانم خدا اینجوری می کند، خدا کریم هست، خدا اصلاً با هیچکس شوخی ندارد. چون ببینید شهید شده در راه خدا، خدا هم حرمت شهادتش را دارد. به جبرئیل می گوید این بنده من در راه من شهید شده در رکاب پیامبر من، بروید تشییع جنازش. پیامبر، کف دفن، تا گذاشتند در قبر، پیامبر فرمود: فشار قبر دارد. چرا؟ «انه کان فی خلقه مع اهله سوءا» در خانه بداخلاق هست، خدا شوخی ندارد با هیچکس. شهید هم بشوی بداخلاق باشی، حق الناس را خدا نمیبخشد. همانطور که پیامبر فرمود: خانم که شبها تا صبح عبادت میکرد روزها هم روزه میگرفت، زبانش تند بود و نیش میزد پیامبر فرمود: «هی من اهل النار» این قطعاً جهنمی هست. همین که تمام عمرش را عبادت کرده قطعاً جهنمی هست. اصلاً خدا شوخی ندارد. اینها میگفتند که نه. ما، قانونمندی خدا را میخواستند به هم بریزند. ببین خدا چه جوری جواب میدهد. دو جا هم در قرآن آمده «تلک امت قد خلط لها ما کسبت و لکم ما کسب ولا تسئلون اما کانوا یعملون» آنها یه امتی بودند از گذشتهها، گذشتند «قد لهم مکتسبت» هرچی که کسب کردن نتیجه کار خودشان بود. امتهای قبلی، امتهای شما هم همینطور. اگر به پیروزی به کمال به افتخار به ایمان رسیدند، نتیجه تلاش خودشان بود ولی «ولکم ما کسبتم» شما هم محصول کارتان مال خودتان هست. تو باید خودت آیندهت را بسازی. آینده هر کسی به خودش سپرده شده. باید قوانین را یاد بگیری. باید اصول را یاد بگیری و تو برای بچهات برای خودت برای خانوادت برای نسلت اما کیلویی بخواهی زندگی کنی، بی قانون بی مقررات بی رعایت، این اصلا نمی شود. این را دوست ندارم، آن را خوشم نمی آید، این را تنبلی کردم، آن را ول کردم اصلاً نمیشود این، مسخره بازی است.
ما یادمان باشد ما بالا سر رب داریم زندگی میکنیم. خدا در این قرآن دارد به ما می گوید من رب شما هستم. این وقتی نزدیک هزار بار می گوید ربم یعنی چی؟ یعنی بفهم در باشگاه داری زندگی میکنی. قانون دارد دنیا. همه چیز «قد جعل الله لکل شیء قدرا» تو داری وسط یه باشگاه زندگی میکنی. بیرون باشگاه نیستی. حالا مثلاً من حالا هرچی دلم خواست زندگی کنم. نه، باگاه قانون دارد. باشگاه قانون دارد و تو داری در باشگاه زندگی میکنی. وقتی داری در باشگاه زندگی میکنی، دلم نخواست و نتوانستم و نمیدانم حوصله ام نگرفت و دوست ندارم و نمیدانم برای خودت قوانین مندرآوردی دربیاوری، هیچ کدام از اینها اثر ندارد. قانون هست. تمامش صددرصد ریاضی است این قانون. حجابش را نمیخواهم حالا، حالا حجابش را نمیخواهد، حالا نمازش را ولش کن، حالا مشروب هم خوردی عیب ندارد، حال نمیدانم فلان. این که اصلاً دین نشد که. احمقایی هستند که الان در مسئولین ما چه فرهنگی چه سیاسی می آید قانون حجاب را می خواهند زیر پا بگذارند. قانون حجاب قانون ریاضی خلقت است. این حجاب نباشد یه چیز به هم نمیخورد. این حجاب نباشد بلایی که سر کشورهای غربی آمد، اینجا هم می آید. تو که الان شما نگاه کنید رئیس جمهور آمریکا آنقدر اوضاع خراب شده به همه آزادی جنسی دارند دیگر/ خودش آمده اصلاً غلط کردیم ما اشتباه کردیم. ما اصلاً تمام روابط باید در قالب آن هم یه جنایتکار خونخواری مثل ترامپ که می گوید من اصلاً برایم مهم نیست کسی کشته بشود؛ اصلاً برام اهمیت ندارد مردم دنیا بمیرند. ما اصلاً مگر مسئول عدالتیم یا مسئول حقوق بشویم یا مسئول ما نمیخواهیم اصلاً نه راجع به حقوق بشر نه عدالت ما اصلاً برایمان اهمیت دارد این حرفها. این حرفها ماسکهایی بوده که ما ۴۰۰ سال زدیم تا مردم گولمان را بخورند. خیلی صریح دارد می گوید. می گوید آمریکا یه شرکت تجاری هست کلاً به سودش فکر می کند. هر جا سود باشد ما آنجا هستیم. برای من مهم نیست به خاطر به دست آوردن سودمان کیا کشته میشوند یا چه کسانی بی وطن میشوند؟ اصلاً برایم مهم نیست. متن سخنرانی خیلی خوبی هم دارد. حالا فرصت کنیم این جلسه از جلسه بعد کاملش را برایتان بخوانم یا لااقل بروید در شبکه خبرمان گذاشتیم. جهان خبر ببینید که اصلا کسی برایمان مهم نیست. امروز دیدید که چی گفت. همین دیروز حکمش را زدند. دیروز رئیس جمهور شده قسمش را خورده.. می گوید که ما گرینلند را لازم داریم. می دانید گریلند یعنی چی؟ یعنی یک کشور عظیم بزرگ که می گوید، - مال دانمارک هم هست، از مستمری دانمارک هم هست. گریلند لازم داریم، دانمارک باید باهاش کنار بیاید. کانادا ما مال ماست، کاناما مال ماست الان. لازمشان داریم. به همین راحتی. یک کسی بگوید خانه شما خوبه، من لازم دارم خانه تان، بروید بیرون دیگر با زبان خشک. نرفتید، می کشیمتان.همان کاری که بافلسطین کردند. او در آن جنایتکار اینجوری می کند می گوید: ما فقط دو تا جنس در این دنیا بیشتر نداریم: زن و مرد. هیچ رابطهای را من خارج از ازدواج نمیپذیرم. برای همین هم خیلی الان صدایشان درآمده در ایران، این کثافتهای لجن جنسی منحرفین، در ایران صدایشان در آمده وای چه ظلمی دارد می کند. چه بی عدالتی دارد می کند که فقط می گوید ازدواج باید فقط از طریق زن و شوهر و ازدواج باشد روابط، غیر از آن ما دیگر نه همجنس بازی داریم نه ازدواج با حیوانات داریم. از این چیزها میخواهد رد کارش بکند. ببینید آن وقت الان مسئولین سیاسی می خواهد اهداف باندی جناحی اقتصادیشان طمعهای اینجوریشان، دارند قانون حجاب زیر پا میگذارند. اول قانون داشتیم، بعد زیر پا گذاشتند و اجرا نکردند. گفتند: ما قانون نداریم، دروغ. خب قانون دوباره، یه قانون آمد تصویب هم شد، اجرا نمیکنند. نه مجلس ابلاغ می کند نه دولت می گوید من میپذیرم. ببین چقدر به همین راحتی. مجلسی که وظیفهاش قانون گذاری هست نظارت هست، دو تا مجلس چیز دارد ماموریت دارد: قانون گذاری و نظارت بر حسن اجرا. خودش دارد قانون زیر پا میگذارد. دولتی هم که باید قانون بهش ابلاغ می شود باید اجرا کند، می گوید اجرا نمی کنم. ببینید وسط چه کسانی ما داریم زندگی میکنیم. گیر چه آدمهایی افتادیم این مملکت. قانون خدا را زیر پا بگذاری، له میشوی. خدا رهایت می کند. خیر نمیبینی در زندگی. قانون خدا شوخی نیست که تو بیایی مثلاً باج بدهی از حجاب از نماز از مشروب خوردن، از مواد مخدر از روابط زن و مرد. باج بدهی برای اینکه قدرت باشی! حزب تو گروه تو جناح تو سر قدرت باشد! از حکم خدا، از حکم تخصصی خدا وقتی خدا می گوید حجاب، هفت تا تخصص در این حکم حجاب هست، شما چه جوری با این بیسوادیتان به خودتان اجازه میدهید بیاید اظهارنظر بکنید در حکمی که هفت تا تخصص در آن دیده شده و جالب است که خیرات و برکاتش هم مشخص است. بی حجابها اولین قربانی بیحجابی خودشان هستند. اولین قربانی کشف حجاب خود زنان هستند. شما دیدید در غرب قیمت زن چقدر هست! به کجا رسیده قیمت زن! جاهایی که بیحجابی است قیمت زن چقدر بوده! خداوند وقتی می گوید من برای هر چیزی قدر گذاشتم؛ یعنی هر چیزی ساختار ریاضی دارد. ببینید شما آب را از غیر هاش دو نمیتوانی تهیه کنید. یه دونه اکسیژن بهش اضافه کنی یا کم کنید دیگر آب نمی شود . در ریاضیات دارد به تو میفهماند در مواد دارد به تو میفهماند، می گوید قوانینی که گذاشتم برای زندگی شما همین هست، هیچ فرقی نمی کند. نمیتوانی کمش بکنی. می گوید یه خانم هر چند خوب و مومن باشد، اگر بیرون از زندگی زناشویی اش برای هر مردی، برای هر مردی، محرم یا نامحرم، میخواهم محرمش هم بگویم، برای داداشش ،در خانه حجابش یه جوری باشد که داداشش تحریک بشود، برای عموش برای هر کسی یه جذابیت جنسی از صورت، آرایش، اندام صدا هرچی، عطر، ایجاد بکند، خدا به همان مقدار او را نزد همسرش منفور می کند. به یه جایی میرسد که دیگر اصلا، حوری بهشتی هم باشد، برای شوهرش هیچ قیمتی ندارد. شوهر حاضر برود با یه کسی که ۵۰ درصد این زیبایی دارد ازدواج بکند ولی با این اصلاً دیگر نمیتواند ببیند. این قانون هست تو به برای هر مرد جذابیت ایجاد کنی داری از آن طرف از دل مردت خارج می شوی. از دل همسرت خارج می شوی، از دل آسمان هم خارج میشوی. از دل خدا، آسمان، غیب ملائکت الله هم داری میروی بیرون. نمیفهمی که داری چیکار میکنی با خودت. فکر میکند عزتش، شرافتش، محبوبیتش در این هست که بتواند مردهای زیادی ازش خوشش بیاید، با مردای زیادی روابط عمومی داشته باشد، همه دوستش داشته باشند. همه از قیافه اش از صداش از اندامش از چیزش استفاده بکنند. باج دادی فروختی. وقتی میفروشی بیارزشی. باج دادی فروختی. مردها هم همین. مردها هم اگر دچار شرک شدند، چیزی را که مال خداست، فروختند، دین خدا، قانون. الان رئیس جمهور شدی، تو دین خدا را بفروشی ذلیل میشوی. نماینده مجلس الان شدی، قیافت خواستی به کسی بفروشی، پولت را خواستی، نمیدانم از عینکت خواستی به کسی بفروشی، از سواد تتحصیلاتت مدرکت یه جایی میخواهی به یه کسی یه چیزی را نشان بدهی، علو داشته باشی، به همان مقدار پیش آسمان خواری ذلیلی بی قیمتی. به همان مقدار. این یادت نرود. هرجا خودفروشی کردی، فحشا هم برای زناست هم برای مردها، خودفروشی یعنی بخواهی بیجا دل یه نفر را الکی به دست بیاوری، جذب کنی، برای غیر خدا، عطر بزنم، الان نمیدانم لباس اینجوری بپوشم ،نمیدانم مدرک تحصیلم را اینجوری بکنم نمیدانم هرچی، اگر انگیزه غیر دل خداست، غیر دل خداست، به همان میزان پیش خدا بی قیمت می شوی، در آسمان بی قیمت می شوی، پیش همین آدمهایی که میخواهی دلشان جذب بکنی، بی قیمت هستی. این قانون هست. خدا برای همه چیز «قد جعل الله» یادتان نرود بگوید «لکل شی قدرا » خدا قانون گذاشته. تو بخواهی بفروشی خودت را: قیافت و سوادت را خوشگلیت را اندامت را مرد دیگر عرضه میکنی خب برو عرضه کن. نمیفهمی که داری چه اتفاقی میفتد. این قانون چقدر قشنگ هست این یه بیت شعر را. اگر کسی بفهمد.
چون به هر میلی که دل خواهی سپرد از تو چیزی در نهان خواهند برد
از تو چیزی در نهان خواهند برد
استقلال میخواهی، آزادی میخواهی ، آقایی میخواهی، عزت میخواهی، «فلله عزه و لرسوله و للمومنین» عزت پیش من خداست، پیش رسول هست، پیش رعایت آن هست. محبوبیت حقیقی میخواهی؟ باشد ولی اگر تو داری یه کار غلطی میکنی که دیگران دوست داشته باشند و دوستت هم دارند واقعاً، واقعاً دوست دارند، محبوب میشوی در دل آنها ولی بدون قطعاً غربت، تنهایی، ذلت، خواری غم وجودت را میگیرد وسط یه عالم کسانی که ظاهراً به تو ارادت دارند. یه جایی هم میفروشندت میروند پی کارت. یه جایی هم ولت میکنند میروند. قانون خداست. نمیتوانی زیر پاش بگذاری. این نظام ریاضی است. این را باید تو بفهمی. لذا میفرماید امتهای قبل حسابشان مال خودشان هست، شما هم حسابتان مال خودتان. اصلاً ربطی به قبلیها نمیتوانید داشته باشید. گیرم که پدرت بود فاضل از فصل پدر تو را چه حاصل.
من سیدم بچه پیغمبرم، نمیدونم من نمیدانم بابام کی بوده ننه ام کی بوده فلان خب باشد. الان تو کی هستی! این را به من. بگو تو الان چی داری! «ولکم ما کسبتم» برای شماست هر چیزی که کسب کردید. سلمان سلام الله علیه وقتی میخواستند مسخرهاش کنند برنامه ریختند مسخرهاش کنند. هر که از دین آبا و اجدادی خودش اینها صحبت میکرد، میخواستند اصلاً بهش بگویند تو مثلاً بت پرست بودی، چی شدی چی بودی. ما اینجا در مدینه بودیم. پیغمبر ایمان آوردیم. سلمان گفت: من گمراه بودم به دست پیغمبر آزاد شدم هدایت شدم . بت پرست بودم به دست پیغمبر آزاد شدم، موحد شدم. تمام افتخاراتشان آورد روی پیغمبر. این هست که آن سلمان می شود «منا اهل البیت» و زنهای پیغمبر، نزدیکترین فامیلهای پیغمبر، هم خانوادههای پیغمبر، یاران پیغمبر میشوند چی؟ میشوند دشمن خدا. در زیارت دوم بخوانید: زیارت دوم صحیفه، دوم که میگویم صحیفه جامعه مان نه، صحیفه کامله تطبیق بدید. تدریس کردیم شرح دعای صحیفه سجادیه. ما الان در قم دعای هشتم هستیم. دعای دوم را بخوانید. می گوید چی؟ خدایا پیغمبر به خاطر تو همه نزدیکانش را کنار گذاشت. همه غریبهها را به خودش نزدیک کرد؛ غریبههای مومن را. مجبور شد به عشق تو دست از همه کسش بردارد. آنها که کافر شدند نمیخواستند بیایند و به عشق تو همه غریبهها به او نزدیک شدند. تسلط، شما میخواهید آزاد زندگی کنید، خدا به یه قانونش این هست. من دارم به شما میگویم شما به هیچ وجه تحت هیچ عنوانی، بدترین شرایط غزه را نگاه کنید. در تاریخ بوده اینجوری، چند تا در تاریخ یه همچین وضعیتی ایجاد شده باشد. شبیه این کم هست، کم هست، نمی گوییم اصلاً نبوده. خدا می گوید من از شما یک چیز میخواهم. در سختترین شرایط مقاومت کنید. مقاومت داشته باشید. استقامت کنید؛ ولو کشته بشوید. دارد همه کسانتان را از دست بدهید سفت بایستید . همه دنیا و همه زندگی این نیست و اگر شما مقاومت کردید استقامت کردید، پیروز میشوید.کمااینکه ما خودمان در این کشور از قبل از انقلاب تا الان داریم مزه استقامت و پایداری را داریم مزهش را میچشیم. این خیلی خیلی مهم است. صلوات ختم بفرمایید.
علی علیه السلام یک جملهای دارد خیلی مهم هست که دیگر از شرک رفتن سراغ ارزش های غیر حقیقی بیرون بیایی. سراغ همه ما می آید. همه ما دچارش هستیم .این شرک می آید سراغ ماها، ما به یه چیزهایی یه موقع دلخوش میشویم و پز میدهیم که هیچ افتخاری نه تنها در آن نیست بلکه تا بهش نگاه میکنی پیش خدا کوچیک میشوی، پیش فرشتهها کوچک می شوی. نگاه کنید بنده من چقدر محترم هست چقدر بزرگ هست. نگاه کن این با همین احترام و بزرگی دارد یه دفعه به چه چیزهایی فکر می کند. چه چیزهایی برایش بزرگ می شود. این خوب هست. حتی یه چیزی برایت بزرگ می شود، آن طرف کوچیک میشوی. تو باید برایت یه چیزی بزرگ باشد که ذاتاً بزرگ هست. ذاتاً بزرگ هست، اگر ذاتاً بزرگ نیست تو یه چیز کوچکی که جمادی هست گیاهی هست حیوانی هست یا علمی هست، اینها هیچ کدام قیمت ما نیست. اگر به این چهار تا یه جایی پز دادی، برایت بزرگ شد، از تو آسمان کوچیک میشوی پیش خودت هم بی قیمت می شوی. علی علیه السلام ببین چی می گوید. خیلی حرف بلند هست. هرکه شرف میخواهد گوش کند. هر کس واقعاً طالب شرف هست طالب بزرگی هست طالب عزت هست طالب استقلال هست طالب سیادت هست طالب شرافت و عزت است، خوب گوش کند. میفرماید چی؟ «اشرف» امام مان هست دیگر. ریاضیات کل شی دست هست. «الشرف بالحمم العالیه لا» چقدر جالب است «لا برهم البالیه » شرافت به همتهای بزرگ است، آدمهای ترسو تنبل تنپرور آدمهای بیاراده اینها نه دنیا دارند نه آخرت. می گوید پیشرفت و شرف به این همت عالی توست، بزرگ ببینی، بزرگ پرواز کنی. نیتهایت اینجوری باشد. ببینید دعاهایی که معصوم به ما یاد میدهد، همین صحیفه را بخوانید تمام قیمتها بالاست. زیارت عاشورا شما نگاه کنید. تمام قیمتها بالاست. «ان یجعلنی معکم فی الدنیا والاخره» می بینید «ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله» همان مقامی دارید پیش خدا دارید همان را من میخواهم. آدمهایی که گیرهایشان غصه هایشان رنگ این چهار تا را دارد، غصه هایشان رنگ این چهار تا را دارد همتهایشان پایین هست، رشد نمیکنند. آدمهایی که تحقیر میشوند سمت این چهار تا ،حقشان حقارت هست. آدمی که بزرگی ذاتی و بزرگی حقیقی دارد، هیچ وقت به خاطر ضعفهای چهارگانه پایینی و فقدانهای پایینی اصلاً غصه نمیخورد. ببینید پیغمبر چه فرمود: «المومن کالغریب فی الدنیا» چون مومن از بالا آمده پایین، خانه اش اینجا نیست، وطنش اینجا نیست. فرمود: مومن مثل یه غریبه است اینجا «لایأس بعزها» ببینید دستم را نگاه کنید. به این عزتهای چهارگانه هیچ وقت انس نمیگیرد، یه طوری انس بگیرد که خانه اش وطنش معشوق هایش در بالا یادش برود. این انقدر کثیف هست؛ مثل یه نفری هست که مثلاً از زن و بچهاش و اینها که همه منتظر این هستند، دوسش دارند، این هم آنها را دوست دارد، رفته مثلاً در کشوری مثلاً یه کاری کند، یه درآمدی داشته باشد یا کاری کند بعد اینها را فراموش کند همانجا بماند. ما آمدیم اینجا چیکار؟ آمدیم اینجا خانواده آسمانیمان را، عشقمان را، معشوقمان و خدا را فرشتهها و انبیا و اینها یادمان برود! خب اگر یادمان برود که دیگر اصلاً خانه مان اگر یادمان برود فاجعه است که. ما آمدیم چیکار؟ می گوید مومن هیچ وقت با این چهار تا موفقیت هر چقدر بزرگ باشد موفقیتش، هیچ وقت با این کمالات انس نمیگیرد. آخ نماز اول وقتم یادم رفت؛ چون مشغول یکی از این چهار تا بودم: درس میخواندم، نمیدانم با فلانی خلوت داشتم یا مثلاً سر سفره و غذا و شام و اینها بودم یا داشتم پول میشمردم کار و تجارت و شغل و کار و کاسبی و کار دنیایی و سیاسی و اصلاً آدم اینجوری نیست. مومن «لایانس» اصلاً به عزتهای دنیایی انس نمیگیرد، سرش را گرم نمی کند اینجور چیزها. اصلاً بچهبازی میداند. اگر هم کردی در دنیا هم خیلی بزرگ شدی، رئیس جمهور عالم شدی، بالایی ها مثل یه بچه بهت میخندند. میگویند نگاه کن چقدر احمق بود. چیکار کرد. چی به دست آورد. مثلاً شد رئیس جمهور. مثلا یه دکتر مهندس شد، چقدر پست هست این آدم «ولا یجزع» دستم را نگاه کنید «ولا یجزع من ذلها» مومن هیچ وقت به خاطر نداشتن این چهار تا احساس ذلت نمی کند. با ذلتهای دنیایی جزع ندارد. بیتابی نمی کند . غصه نمیخورد. ناله نمی کند هیچ وقت. مومن این هست، مومن این هست، نه انس میگیرد، نه جیغ و داد میزند. عزیز است، بزرگ است، خاندان دارد خانواده دارد عزت دارد شرافت دارد وطن دارد رب دارد، اله دارد، عشق دارد آنجا. اصلا حقارت ندارد این آدم. «الشرف بالهمم عالیه لا برمم بالیه» شرافت به افتخار به استخوانهای پوسیده فامیلهایتان نیست. چون اینها اینجوری شدن دیگر «الهاکم التکاثر/حتی زرتم المقابر»آمدند قبرها بشمارند که کی قبر بیشتری دارد. انقدر احمقند اینها. آدم به چه چیزهایی، باید وقتی آدم خالی بشود، پوچ بشود، به جای افتخار به خدا به جای افتخار به دین خدا، به جای افتخار به یه همچین رب و دینی ،به جای افتخار به خانواده آسمانیش، مجبور است افتخار کند به چی؟ آدمهایی پست و کوچیک و ذلیل می شود. پس یادتان نرود. ما اگر استقلال بخواهیم، باید تسلط دشمن را کنار بگذاریم. به هیچ وجه حق پذیرش تسلط اجنبی کافر جاهل را به خودمان نداریم. شما بالاترین چیزها را خودمان داریم. نفی سبیل یعنی من هفت دینم هفت تا تخصص در آن هست. حرفای شما دانشگاههای شما تخصصهای شما هیچ کدام از این حرفها تخصص ندارد. فکر نکنید با پز دکتر مهندسی و با فکر پروفسور بودن با پز نمیدانم این چیزهایتان میتوانید بیاید من را تحت تاثیر قرار بدهید که من بیایم دست از دین خودم با قوانین پیشرفته خودم بردارم بگویم خب آخه، این دکتر هست دیگر، اینها مهندس دکتر مهندسند، اینها میگویند. پس حرف چادر ما اشکال دارد، حجاب ما خرافی هست. دیدید خیلیها که نمیفهمند دینشان چیه، تا جایی قرار میگیرند اول دینشان را کنار میگذارند. هفت تا تخصص داری میگذاری کنار، میفهمی داری چیکار میکنی! میفهمی داری با خودت چیکار میکنی! بابا غربیها هیچ پیشرفتی ندارند در انسانیت. غربیها حتی یه اپسیلون حیات ندارند، حیات انسانی، حیات ابدی حیات جاودانه حیاتی که رنگ انسان باشد، اصلا ندارند. غربی ها یه دونه از آن هفت تا تخصص در دینشان در آیینشان در مرامشان نیست در زندگیشان و در علومشان در دانشگاهشان نیست. به چه چیزش داری تو پز میدهی یا به حقارت چه چیزی ، تسلط چه چیزی خودت را قرار میدهی. او هیچی ندارد برای اینکه به تو مسلط باشد. هرچی هم دارد از خود شما گرفته.
چند روز پیش جای جلسه داشتیم با یه سلسله دانشمندان. یه دفعه یاد یه فیلمی افتادم که آقای دکتر غریبی زحمت کشید خیلی فوری هم ایشان زحمت کشید برای ما فرستاد. من حالا بگذاریم در کانال همه ببینند. که بیبیسی یه فیلم حدود ۳ ساعت ۲۰ ۳۰ سال پیش دیدم ساخته. در فیلم می گوید ما غربیها هر جای دنیا هر پیشرفتی در دنیا هست مال مسلمانهاست. از مسلمانها گرفتیم .تمام رشتهها را دونه دونه بیان می کند هرچی داشتیم. در همین کشور ما هم همین طور. الحمدلله رب العالمین یه کشوری که تکیه به دین خدا می کند، به فقه، به فقه شیعه، به اخلاق شیعه به معارف شیعه می کند، در ۴۰ سال به اعتراف دشمنانشان، نه به گفته خودیه،ا نه به اعتراف دشمنان در ۴۰ سال معادل ۴۰۰ سال پیشرفت کردند. یه کشوری که رتبه ۱۵۰ است، الان در بسیاری از رشتهها اول دنیاست. آن چه جوری آمد؟ عزت. زیر سلطه دشمن نرفتن، روی پای خودت ایستادن، وابسته بیرون نبودن. می گوید فقر بکش، بی کسی بکش، بیجایی بکش بی آبی بی برقی اما به دشمن گرایش نداشته باشد. من به تو عزت میدهم من به تو پیشرفت میدهم. کمااین که داریم میبینیم . این همه پیشرفت معادل چند صد سال در محاصره دشمن انجام شده. دقت کنید. در تحریمها اتفاق افتاده. حالا مسئولین این خیر و برکت را دیدن باز بعضیهایشان انقدر احمقند، میگویند ما برویم با دشمن مذاکره بکنیم که اینها بیایند تحریم ما را بردارند، جلو پیشرفت باز شود. چند تا مسئولین پخته، پیرمردهای پخته که تجربه کرده بودند ۳۰ ۴۰ سال اشتباهات خودشان را، گفتند ما در آمریکا خیلی اشتباه کردیم به ایران فشار آوردیم و تحریمش کردیم. برای همین شد یه ابرقدرت. اگر ما ایران را تهدید نظامی نمیکردیم و تحریمش نمیکردیم، ایران مجبور بود همه چیزهایش را از ما میخرید با هم هم دوست بودیم. کاری هم نداشتیم با همدیگر ولی ایرانیان دیگر نمیرفتند سمت اختراع و اکتشاف و پیشرفت و استقلال. ما با تصمیم گیری های احمقانهمان که به ایران جنگ و تحریم و تحمیل کردیم باعث شد که ایران یک ابر قدرت شود. خودشان روی پای خودشان در اکثر نیازهای خودش دارد میایستد. این معجزه تحریم بودن و تکیه فقط به خدا و اعتماد نفس به مومنین در داخل باعث این همه پیشرفت شد؛ ولی خیلی غربگراها و غرب گداها کسانی که دین ندارند به معنای حقیقی، ادای دینداری را در می آورند، اعتقادی به خدا و عزت ندارند میخواهند ما را دوباره ببرند زیر دست این آدم خورها و وابسته این آدمخورها بکنند.
خدا انشالله به حق امام زمان همه ما را از دست این احمقان و جاهلان و بی اعتقاداه و منافقین و مشرکین نجات بده انشاالله.
و الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد.