وظایف ما در آخرالزمان؛ جلسه دهم 29/09/1403
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدام اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.
ما در این مدت بنا به بحثهایی که در مورد جهاد تبیین مطرح شد مباحثی را درباره لزوم شناخت دشمن مطرح کردیم. بحثی که الان خدمتتان داریم یه بحث تفسیری هست و بسیار بسیار مهم در قرآن هست که راههای مقابله با دشمن و جلوگیری از قدرت و تسلط دشمن در قرآن کریم است. همانطور که قبلا خدمتتان عرض کردم، آقا امام باقر علیه السلام فرمودند: یک چهارم قرآن درباره ما اهل بیت است و یک چهارم دیگر «و ربع فی عدونا» یک چهارم دیگر درباره دشمنان ماست؛ یعنی هر چقدر اهل بیت عظمت دارد و بزرگ هستند دشمنانشان هم قدرتمند هستند و کیدهها و شیطنتها و مزاحمتهای بزرگی را دارد. بالاخره دشمن به قدری قوی هست که توانسته هزاران سال انبیا را اکثر انبیا را بکشد، توانسته ۱۳ تا معصوم را به شهادت برساند، توانسته باعث بشود که منجی عالم ۱۱۹۰ سال آواره بشود و جهان، کره زمین ۸ میلیارد انسان از داشتن متخصص معصوم و تربیت لایق محروم بشوند. این همه کار کرده دشمن. بنابراین بسیار بسیار مهم هست به خصوص برای ما که بعد از از اول تاریخ بشر؛ یعنی از زمان حضرت آدم تا الان، اولین بار هست که یک متخصص معصوم برای اولین باره که یک قدرت اینجوری بسیار مهم در اختیارش دارد، یک کشور به اسمش هست که آن کشوری که ابر قدرت است و پایگاه نظامی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دارد و توانسته برای اولین بار یک رهبر الهی صدها میلیون سرباز آماده جانفشانی در سراسر دنیا داشته باشد. همچنین چیزی که الان من و شما درش هستیم، در طول تاریخ نظیر نداشته اصلاً. اصلا چنین اتفاقی هیچ وقت برای هیچ پیغمبری، نه این ۱۳ تا معصوم و نه انبیا گذشته هیچ کدام برایشان چنین چیزهایی فراهم نبوده و این اولین باره که موحدان، مومنین و شیعیان برای اولین بار توانستند یک قدرت اینجوری را در ایجاد کنند. صاحب کشور بشوند مستقل؛ کشوری که یک ولی فقیه دارد، جانشین متخصص معصوم منجی عالم، نائب امام زمان؛ کشوری که قواعدش را فقه معصومین تعیین میکند. این برای اولین بار است یه قدرت نظامی فوق العاده توانسته ایجاد بکند و قدرتهای دیگر شاخص های دیگر تمدنی را توانسته در عالم ایجاد کند؛ شاخصههای اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی و یکی از شاخصهای بسیار مهم شاخص نظامی توانسته چنین کاری بکند. خب حالا ما در این نبرد که دنیا در مقابل یک چنین کشوری بیش از ۴۰ ساله دارند توطئه میکنند، یه چنین کشوری را نابود کنند و اجازه ندهند که پیروز بشد. خب میدانید که به هر حال آنها هم اعلام کردند. قبل از که ما اعلام بکنیم در کتابهای دینی، آنها در کتابهای تاریخی آنها این انقلاب پیش بینی شده، نتیجه اش هم از اول آنها میدانستند چیه و میدانند هم چیه. حتی بسیاری از بزرگانشان در اینکه در نهایت از این جبهه شکست میخورند، هم شکی ندارند. پس مقابلشان برای چیه؟ برای این هست که میگویند ما باید نهایت تلاشمان را بکنیم تا این شکستمان را به تاخیر بندازیم. این خیلی مهم است. بعضی از شیطنتهایی که کردند از نظر فرهنگی این بود که بعضی هایشان که مکرهای خیلی قوی داشتند گفتند هرچند ما میدانیم که یا در کتابهای ما آمده که ما شکست میخوریم و بالاخره ایرانیها غلبه میکنند بر ما و آن دولت جهانیشان را تشکیل میدهند اما شاید بشود آینده را تغییر داد یا یه توهمی ایجاد کردند، سالهاست به خصوص ۀن فیلمی که بعد از انقلاب اسلامی یک سال بعد از انقلاب اسلامی ساختند به نام "مردی که آینده را دید" این را خیلیها از مریدان خودشان و طرفداران خودشان ایجاد کردن که ما میتوانیم آینده را تغییر بدهیم. درست است کتابهای آسمانی ما خبر دادند که ما شکست میخوریم و ایرانی ها قطعاً دولت جهانیشان را تشکیل می دهند، اما بیایم تلاش بکنیم که آن آینده را تغییر بدهیم. از این جهت بیش از ۴۳ ساله قبل از انقلاب اینها خب به هر حال دو سوم خاک ما را غارت کردند، متمرکز اینها روی خاورمیانه برای اینکه اجازه ندهند چیزی به اسم در منطقه خاورمیانه که کشورهای اسلامی هست، چیزی به اسم قدرت اسلامی، دولت اسلامی مستقلی در مقابل استکبار و غرب شکل بگیرد. تمام تلاششان تودر طول این دهها سال -چه قبل از انقلاب چه بعد از انقلاب- همین بوده. الان هم خودشان بارها این را به زبان آوردند، اکثر شخصیتهاشان که ما نباید بگذاریم یه چنین چیزی، حالا هم که شکل گرفته حالا هم که دیگر الان یه قدرت شده، هی میخواستند در این ۴۳ سال نابود کنند، حالا دیگر تبدیل شده به ابرقدرت ولی با این حال آنها دارند ادامه می دهند، دست و پاهایشان را میزنند «الغریق به کل حشیشه» با هر دستاوردی دارند تلاش میکنند؛ چه از جبهه داخلی ما را تضعیف کنند و ضربه بزنند چه از جبهه خارجی. تلاششان را دارم میکنند.
خب قرآن کریم یک چهارم آموزههایش را اختصاص داده به دشمن شناسی که روانشناسی دشمنان چیه و دو) اینکه ما باید با ۀنها چگونه برخورد بکنیم.
از امروز یه درس تفسیری را میخواهم شروع بکنم انشالله در رابطه با هم فهم عمیقتر دشمن و اینکه ما چگونه باید با دشمن مقابله بکنیم. راهکارهای مقابله با دشمن چیه؟ بالاخره یک چهارم معارف قرآن در این باره است و این بسیار بسیار مهم است. اگر این دشمن را ما توانستیم شکست بدهیم، ۸ میلیارد انسان نجات پیدا می کنند. اگر ما توانستیم دشمن را شکست بدهیم برای اولین بار یک منجی یک متخصص معصوم یک امام میتواند در روی زمین تمام فرزندانشان را درست تربیت بکند؛ تربیت انسانی با مقامی که لایق انسان هست. آن مقام چی بود؟ همان که در زیارت عاشورا میخوانیم. «اسئله ان یبلغنی» بگویید چی بود؟ « المقام المحمود لکم عندالله» یعنی طوری ماها را در این ۸ میلیارد را تربیت بکنند که این ۸ میلیارد لیاقت همراهی با معصوم را هم در دنیا و هم در آخرت داشته باشد. بزرگترین خسارتی که جامعه جهانی الان دارد میدهد، این هست که ۸ میلیارد انسان اکثر قریب به اتفاقشان بدون اینکه رشد انسانی بکنند، تلف میشوند، خیلی وحشتناک است. تلف میشوند. شما یه موقع در تلویزیون بگویند آقا مثلاً ۵۰۰۰ تا ماهی، یه میلیون قطعه ماهی در فلان دریاچهغ تلف شدند. آدم غصه میخورد یا اعلام کنند مثلا ده هزار تا گوسفند در فلان جا مردند، آدم غصه میخورد؛ مثلاً ۱۰۰ هزار تا پرنده شوخی نیست. انسان هست؛ یعنی همان که میتواند خلیفه الله بشود. بچههای اهل بیتند، ۸ میلیارد نفر ببینید طاغوتها چقدر خبیث هستند، چقدر خشن اند، چقدر بیرحمند و خودشیفته و خودخواه که اجازه رشد حقیقی این هشت میلیارد انسان را و ارتباط با خانواده آسمانی شان و منجی و مربیشان را به اینها نمی دهند و اینها را در ناآگاهی نگه داشتند، در جهالت نگه داشتند. بنابراین وظیفه ماست به عنوان کسی که میخواهیم راه اهل بیت را برویم و علامت پیمودن این راه، رحمانیت و رحیمیت هست. رحمانیت نسبت به ۸ میلیارد انسان و رحیمیت نسبت به خود متخصص معصوم و سایر شیعیان مومنین باید تلاش بکنیم که این وضع را تغییر بدهیم. با این توضیحی که دادم باید برویم سراغ چی؟ سراغ این بحث تفسیری.
خب مسئله چیه؟ چرا ما باید با دشمن مقابله بکنیم و شکستش بدهیم؟ چرا نباید اجازه بدهیم آنها بر ما تسلط پیدا کنند؟ چرا ما باید راههای که مربوط به فرهنگ آنهاست و نابود بکنیم؟ با فرهنگ آنها مقابله بکنیم؟ چرا ما باید با آنها دشمنی بکنیم؟ چرا قرآن در بعضی از جهات کشتند آنها را به خصوص ائمه کفر را واجب دانسته؟ لازم دانسته که ما با اینها مقابله بکنیم؟ چون خیلی از خودی ها، خودی های ترسو تنبل، خودیهای خودشیفته، خودیهایی که شجاعت مبارزه و جهاد را ندارند حتی در هم لباسهای ما هم زیادند، کسانی هستند که دائما میگویند آقا «الصلح خیر» خود حضرت هم فرموده حدیث داریم، صلح بهتر است. قرآن گفته صلح بهتر است، بیاید با همه بسازیم، بیاید با همه سازش کنیم. چرا ما باید با دنیا بجنگیم؟ بحث این نیست که ما میخواهیم با دنیا بجنگیم. بحث این هست که دنیا دست از سر ما بر نمیدارد. ما آن موقع هم که جمهوری اسلامی نبودیم آنها دست از سر ما بر نمیدداشتند. دو سوم خاک ما را قبل از جمهوری اسلامی از غارت کردند. تصمیمم داشتن بقیه قسمتهای ایران هم تجزیه کنند. حالا انقلاب اسلامی بوده جلوشان را گرفت بحث نابودی تشیع و نابودی مسلمانهاست. شیعه و سنی هم ندارد. به هیچکس رحم نمیکنند. آن از فلسطین آن از لبنان آن از عراق آن از سودان که تقسیمش کردند، غارتش کردند، آن از لیبی که نابودش کردند، با همین حقههایی که الان بعضی از مسئولین ما متاسفانه دارند همان حقوق ها را گول میخورند از دشمن، با همان ادبیات و چیزهایی از این قبیل، عراق را چیکار کردند، الان سوریه را دارند چیکار میکنند. هر جا مسلمانی هست. میانمار را شما ببینید دارند چه جوری آفریقا مسلمان کشی و نسل کشی یک امت را راه انداختند. اینجوری نیست که شما بگویی که خب حالا بیایم صلح کنیم قرارداد آنها واقعاً وفادار باشند. این یه دروغ بزرگ است. هر کسی هم این را باور کند، یک احمق به تمام معنا و یه خائن به تمام معناست اگر این را قبول کند. چون رفتار دشمن در طول قرنها با کشورهای اسلامی و به خصوص در این ۴۰ ۵۰ سال اخیر نشان میدهد که دشمن اعلا، دشمنی که اعلام کرده ما میخواهیم شما را نابود بکنیم و ریشه های شما را بخشکانیم، آن وقت شما بیایی به او بگویی: نه، تو قصدت خوبه واقعا، آدم خوبی هستی ،تو مهربانی تو آدم خوبی هستی، تو به قولت وفا میکنی. هی بیایم الکی به دشمن بگوییم، به مردم هم بگوییم نه اگر واقعا ما دست از مبارزه برداریم آنها با ما خوب می شوند. خب بیا مگر لیبی تسلیم نکرد همه چیزش را، خوب شدم باهاش؟ نه. سوریه تسلیم شد چیکار کردند؟ بمباران شدید و نابودی همه امکانات و زیرساختهای فرهنگی اقتصادی اجتماعی و نظامی. عراق را چیکار کردند، افغانستان را چیکار کردن! وقتی ما این همه تجربه داریم ، دیگر آدم باید خیلی احمق یا خائن باشد که به دشمن اعتماد بکند. واقعا یا باید خیلی احمق باشد یا باید خائن باشد که اعتماد کند به دشمن و سازش بکند با دشمن، کنار بیاید با دشمن، این دیگر غیر از این گزینه دیگری وجود ندارد. کسی گمان کند که این با ما راه می آید و با ما ملاحظه حال ما را می کند. قرآن می گوید: اگر دستشان بهتون برسد، هیچی از شما باقی نخواهد گذاشت. این را شما بدانید. خداست دارد میگوید: «الله اعلم باعدائکم» خدا بهتر از خود شما دشمنناتان را میشناسد، من خدا که این آفریدم انسان ها را دارم بهتون میگویم اینها اگر دستسی به شما پیدا بکنند، نه نسل و نه حرث هیچی از شما باقی نخواهد گذاشت. همتون از دم تیغ میگذرانند و منابعتان هم غارت میکنند. الان دیدید که وزیر اسرائیلی چی گفت؟ گفت: بعد از سوریه نوبت ایران هست که آن کشور مال ماست. دقت کنید دارد میگوید آن خاک مال ماست. آنی که وزیرشان وزیر دارایی دیدید که چی گفت؟ گفت: مصر فلسطین، اردن، سوریه عراق فلان اینها همه مال ماست. الان آن یکی وزیر میگوید نه، ایران هم مال ماست. بنابراین اگر تمایلی ما پیدا بکنیم در کسی که بخواهد با اینها سازش بکند، واقعا یا حتما خائن و جاسوس هست یا خیلی احمق و دشمن نشناس و نفهم هست که معارف دینی را بلد نیست. خدایی که انسان را آفریده میگوید من به شماها از دشمنناتان آگاهترم «والله اعلم اعدائکم» من خدا دارم به شما میگویم که اینها درصد نابودی شما هستند.
خب نکته بعدی این هست که میخواهم الان این را بگویم که ما چرا باید با دشمن مقابله کنیم. دشمن یعنی چی؟ یعنی چی؟ خداوند در قرآن میفرماید: من شما را برای هدف بزرگ آفریدم و آن چیه؟ من رب شما هستم و یه باشگاهی به نام جهان را راه انداختم تا شماها شبیه من تربیت بشوید. شماها نمونه خود من تربیت بشوید «عبدی حتی اجلک مثلی» بنده من من را اطاعت کن تا من تو را نمونه خودم قرار بدهم. آقا امام صادق علیه السلام فرمود: «العبودیت جوهرة کنهه ربوبیه» عبودیت گوهری است که باطنش مربی شدن است. ما آمدیم که شبیه مربیمان شویم. میمثلود هر باشگاه دیگری. تمام باشگاهها باشگاه برای چی تشکیل میشوند؟ برای اینکه شاگرداش شبیه مربیشان میشوند. ما آمدیم برای همین. قرآن هم این را تصریح فرمود. تصریح فرمود: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» لیعبدون هم گفتیم یعنی عبودیت، نه عبادت. چون عبادت گفت، سگ و الاغ و حیوانات دیگر هم انجام می دهند فرشتهها هم انجام می دهند. عبودیت یعنی شماها باید به تراز مربیتان حرف گوش کنید، شبیه مربی تان شوید، بندگی داشته باشید. خوب توجه بفرمایید. خب برای اینکه این روند این روند طی بشود؛ یعنی ما چی بشویم؟ ما شبیه مربیمان شویم، گفتیم کی میتواند ما را شبیه مربیمان کند.؟ کسی که خودش مربی شده باشد، خودش مسیر را طی کرده باشد، و آن متخصص معصوم است. برای اینکه یک انسان رشد حقیقی بکند، رشد انسانی، دستم را نگاه کنید: رشد جمادی و اقتصادی نه، رشد گیاهی نه رشد حیوانی نه رشد عقلی هم نه. این چهار تا که شئونات پایینی ماست. رشد فوق عقلی، رشد فوق تجرد و رشد انسانی که یه انسان بتواند شبیه مربی اش بشود. به آن یه حیات انسانی می گویند. حتی در چهار تا پایینی هم همین طور است. در چهارتا پایینی هم هفت تا تخصص لازم است، برای هر کدام از این پنج تا رشد که بدون این هفت تا تخصص هیچ دستورالعملی برای انسان حقیقی و ریاضی و تخصصی نیست که اینها را قبلاً هم توضیح دادیم. آن هفت تا تخصص چی ها بود؟ یک) اینکه انسان روحش چیه؟ روح انسان از کجاست؟ چیه؟ جنس این روح چیه؟ ماهیت این روح چیه؟ حقیقت این روح چیه؟ این روح چه ظرفیتهایی دارد؟ همان روح اللهی که خدا میگوید: «نفخت فیه من روحی» جنس انسانهاست. این چیه واقعاً؟ کی این را میفهمد.
دو) این روح وقتی می آید در رحم مادر به نفس تبدیل میشود؛ یعنی یه شخص میشود اینجا؛ یعنی میرسد به مجموعه جمع جبری اسپرم و تخمک پدر و مادر که سلول تخم میشود با پنج تا بار «سلامت و زیبایی هوش عقل اخلاق و معنویت» حالا شده نفس. شده مثلاً اکرم حسینی، شده محمد رضایی، شده نمیدونم جعفر حسینی، شده نمیدونم زهرا نمیدونم کمالی، اسمهای مختلف، ۸ میلیارد آدم نفس دارند؛ یعنی ما یه حقیقت داریم، یه نفسش شخصیتی داریم که حتی دوقلوها هم فرق دارند. دوقلو، یک قلوش یه شخص است، آن یکی یک شخص، آن چهارقلو همینطور. همه یه شخص دارند اما جنس آن شخص که به این صفات تعلق میگیرد، متفاوت است؛ یعنی هر شخص ترکیبی است از روح که حالا با این ترکیب شخصی به نفسم چی شده؟ تبدیل شده. تفاوتش دقت کنید. تفاوت روح و نفس را که جاهای دیگر به شما نمیگویند اینها را. فقط شما گیج میشوید این را. من این را برایتان خیلی شفاف مشخص کنم. روح چیه نفس چیه. پس یکی که انسان کجا بوده، دو) کجا هست. کجا هست یعنی دنیا. خود این پنج تا اطلاعات است: یک) نفس چیه؛ دو) بدن چیه؛ سه) رابطه نفس و بدن چیه؛ چهار) عالم طبیعت چیه؛ پنج) رابطه نفس و بدن با عالم طبیعت چیه. این شش تا بد. یکی کجا بوده، پنج تا هم دنیا بود. یکی کجا میخواهد برود. آخرت که گفتیم خودش هم چهار مرحله است: وفات، برزخ، قیامت و بعد از قیامت. این چهار تا هم کردیم یکی در واقع. پس مجموع اطلاعات تخصصی در مورد انسان چند تا شد؟ هفت تا. این هفت تا اطلاعات تخصصی را فقط در اختیار خداست و ۱۴ تا معصوم هست که قرآن آنها را به عنوان متخصصین معصوم و عالم به علم خدا معرفی کرده. در اختیار هیچکس نیست. باز دارم تاکید میکنم حتی یه دونه از این اطلاعات هیچکس ندارد؛ یعنی مثلاً یه اطلاعات کوچک بهتون می دهد. مثلا بدن. ما بعد از ۸۰۰۰ سال بدن انسان حتی یه دونه عضو بدن را نمیشناسد. حتی یه عضو بدن بعد چه جوری میتواند بیاید برای انسان تعیین و تکلیف و برنامهریزی کند، غیر خدا و غیر متخصص معصوم. کاملا احمقانه است. بنابراین هر دستورالعملی برای انسان در روانشناسی جامعه شناسی اقتصاد مدیریت سیاست تعلیم تربیت تعلیم تعلم نمیدانم پزشکی، ارتباط با اشیا، هر دستورالعملی برای انسان مشخص بشود جاهلانه است. چون دستورالعمل مشخص کردن مبتنی بر هفت تا دانش که بشر یه دونهش هم چیه؟ ندارد. خوب دقت کنید. پس انسانی که میخواهد انسان تربیت شود، باید خودش را به کی بسپارد؟ به کسی این هفت تا تخصص را دارد. حالا هرکس که این تخصص را ندارد، ما حق اطاعت از او یا پذیرش سلطه او را داریم یا نه؟ آیا قوانین او را داریم یا نداریم؟ آره یا نه؟ نه. تخصص ندارد؛ یعنی همانطور که شما وقتی که سردرد دارید، چشم درد دارید، بروی پیش مکانیک اتومبیل بگویی سرم درد میکند، احمقانه است، احمقانه است و ظلم و خیانت به خودت، همانطور پذیرش غیر از حاکمیت الله و متخصص معصوم، احمقانه و ظلم است. خوب دقت کنید. احمقانهست و ظلم است. شما حق ندارید غیر از خدا و غیر از متخصص معصوم، کسی را به عنوان فرمانروا، حاکم یا برنامهریزی زندگیتان یا مربی بپذیری. اگر پذیرفتی خودت آگاهانه جهنم را انتخاب کردی؛ مثل اینکه واقعاً من انقدر بیشعور باشم که بروم پیش مکانیک اتومبیل بگویم سرم درد میکند، چیکار کنم؟ پام درد میکند چشمم درد میکند الان. او چی میداند از این حرفها! اطلاعاتی ندارد. لذا هر کس که به غیر از الله و متخصص معصوم مراجعه داشته باشد در هر زمینه ای خیانت دارد میکند به خودش. اگر کسانی دیگر که زن و بچهاش هستند جامعهاش هستند شاگردانش هستند کشورش هستند آنها را هم به یه غیر متخصص معرفی کند، در حق آنها هم ظلم کرده. در حق آنها هم جنایت کرده. برای همین خداوند تبارک و تعالی در قرآن -خواهش میکنیم مبانی دشمن شناسی را خوب یاد بگیرید. اگر یاد نگیرید اصلا متوجه نمی شویم و راحت ما گول دیگران را میخوریم؛ حتی علما و آخوندهای فاسدی که در این لباس الان هستند کم هم نیستند. خوب مبانی را یاد بگیرید. ببینید -در سوره مائده، چون بحث ما تفسیری هست دیگر. من بیشتر منابع را دارم از آیات الهی برایتان میگوم که دیگر یه دوره انشاالله البته کامل نیست این دوره؛ ولی در همین حد در بحث سلطه پذیری لااقل من راهنمایی کرده باشم شما را. به یه درس تفسیری خوب انشالله و مبتنی بر منابع مبانی انسان شناسی برای شما عرضه کرده باشم.
ببینید هر کس که این الله را کنار بگذاره در زندگیش در هر چیزی، در شوهرداری، زن داری، تربیت بچه، مسائل اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی هنری، هرچی، الله را اهل بیت را کنار بگذارد؛ یعنی کی را کنار گذاشته، یعنی چی را کنار گذاشته؟ بگوید به من؟ یعنی هفت تا تخصص را کنار گذاشته رفته سراغ چه کسانی؟ کسانی که هیچ کدوم از این حتی یه دونه از این تخصصها را ندارند. بنابراین شما اگر رفتی سراغ غیر قرآن و اهل بیت، فلان حاج آقا فلان نمیدانم پروفسور فلان فیلسوف فلان شاعر فلان نمیدانم روانشناس فلان جامعه شناس فلان دکتر مهندس، هیچ کدام هیچ کدام حذف تخصص را ندارند. اگر خواستی زندگیت را براساس گفتههای غیر الله و متخصصین معصوم تنظیم بکنی، خودت جهالت کردی. خدا روز قیامت یقهات را میگیرد، میگوید این کسانی که تو رفتی از آنها تبعیت کردی، کدام یک از این هفت تا تخصص را داشتند؟ همین سوال ازت میکند. آقای فلانی گفته این کار را کنید. نمی دانم فلان دانشمند اینجوری گفته، فلان نویسنده اینجوری گفته، فلان فیلسوف فلان روانشناس اینجوری میگوید. فلان جامعه چه جوری میگوید. خدا میگوید: روانشناس جامعه شناس فیلسوف، بگو ببینم یکی از این هفت تا تخصص را داشت یا نداشت؟ یه دونش را حتی. چون باید هفت تا را داشته باشد. یه دونه اش! نه. برای چی از او تبعیت کردی. خدا را رها کردی! اهل بیت را رها کردی آمدی سبک زندگیت را حجابت را، نمازت را نمیدونم عباداتت را، شوهرداری ات را، زن داری ات را، بچه داری ات را، کار اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی ات را، همه را بردی بر اساس گفتههای کسانی که هیچ کدام از این تخصصها را ندارند. خب تو دیگر این خدا باید این را کجا ببرد؟ این شخص جاش کجاست؟ این جاش کجاست که خودش کسی را که هیچ نوع تخصصی ندارد انتخاب کرده؟ آقای دکتر فلانی اینجوری گفته، نمیدانم مهندس فلانی اینجوری میگوید، نمیدانم فلان شاعر اینجوری گفته، فلان فیلسوف اینجوری میگوید، فلان روانشناس اینجوری گفته، آن روانشناسی میخواهد تو را درمان کند، علمش اگر مبتنی بر این هفت تا تخصصی هست که سمعاً و طاعتا. خیلی خوب. ولی اگر علمش مبتنی بر روانشناسی هست که انسان در هیچ کدام از این سه مرحله نمیشناسد و هیچ کدام از این هفت تا تخصص مبانی علمیش نیست، آن روانشناسی را بگذاری در کوزه آبش را بخوری. جامعه شناسی روانشناسی اقتصاد مدیریت هر چیزی. چون مبتنی بر تخصص الهی نیست. خداوند در قرآن کسی را که غیر از احکام الهی را و غیر از کسی که این هفت تا تخصص را دارد تبعیت بکند، ببینید چه جوری خدا معرفیش میکند.
سوره مائده خوب دقت کنید. داریم مبانی دشمن شناسی و ارتباط ما با دشمنان را میگوییم. چرا ما باید با جهل مبارزه کنیم؟ دشمن یعنی چی؟ یعنی حاکمیت جهل و خرافات، استکبار؛ یعنی حاکمیت جهل و خرافات بر کره زمین. شیطان یعنی همین؛ استکبار یعنی همین. پس ما در جامعه اسلامی با چی درگیر هستیم؟ با جبهه کفر ، جبهه ظلمت، جبهه باطل، و جهل با اینها درگیر هستیم. این را باید اول خودمان بفهمیم که ما داریم با کی میجنگیم اصلا، برای چی داریم میجنگیم! با کی میجنگیم! چرا باید جلو آنها بایسیم؟ چرا قرآن میگوید همتون بدون استثنا واجب است بگویید «قل یا ایها الکافرون* لااعبد ماتعبدون» آهای کافرها من آن چیزی را که شما تبعیت میکنید، تبعیت نمیکنم، من زیر بار فرمولهای شما نمیروم. من زیر بار قواعد شما نمیروم. اگر یه کسی رفت زیر بار این قواعد، هم یا احمق هست یا خائن هست. خودش را به دست خدا بسپارد. خدا چی میگوید؟ خدا میگوید که میفرماید که، سه تا حکم آورده خداوند، سوره مائده، اولیش را برایتان بخوانم، آیه ۴۴ . کلام خداست. دقت کنید. خواهشم این هست که در آن قاعدهای که همیشه در خواندن قرآن برایتان گفتم، این را خواهشاً رعایت کنید ،با صدای خدا قرآن را بخوانید یعنی فکر کن الان دارد به تو وحی نازل میشود. با آن صدا قرآن را بفهم. «لاتشتروا بآیاتی ثمنا قلیلا» آیاتی که برایتان فرستادم پر از هفت تا تخصص در آن هست، مفت نفروشید. خیلی حرف است. خدا میگوید بابا این کتابی که من فرستادم هفت تا تخصص در این هست تا برای شما فرستاده شده. «انزل علی علم الله» این کتاب بر اساس علم خدا نازل شده. علم خدا چقدر است؟ حداقل هفت تا تخصص در این علم خدا هست که در هیچکس نیست. علم خدا چقدر هست؟ علم خدا این هست که بشر از زمانی که خلق شده تا الان حتی نتوانسته یکی از مخلوقاتش را بشناسد. این همه دانشمند و نخبه آمدند در این عالم هنوز نتوانستد یه دونه از مخلوقات خدا را بشناسند. علم خدا ببینید یعنی چی! الله کیه!
عزیزان من خوب دقت کنید خدا چی میگوید. آیاتم را مفت و ارزان نفروشید. حرفهایی که من دارم در قرآن به شما میزنم حرفهایی که متخصصین معصوم دارند به شما می گویند، هفت تا تخصص پشتش هست. خیلی قیمت دارد و دانشهای دیگر یه دونه از این تخصصها درشون نیست؛ حتی یه دونه، مفت نفروشید آیات من را. بعد می گوید خدا این جوری گفته. من که قبول ندارم، قرآن گفته که گفته من با قرآن کاری ندارم، با روایت کاری ندارم، با پیغمبر کاری ندارم با اهل بیت کاری ندارم. من، آقای دکتر فلانی اینجوری گفته، من استاد دانشگاه اینجوری گفته، از این به بعد سبک زندگی ام را اینجوری میکنم. فلان خارجی اینجوری گفته من از این بعد میخواهم سبک زندگیم را اینجوری کنم. این معلوم هست این سبک زندگی شیطانی و جهالت در آن هست. خداوند در مورد کسی که هفت تا تخصص کنار می گذارد، چی میگوید؟ میفرماید: «ومن لم یحکم بمانزل الله فلائکه هم الکافرون» اوه اوه اوه هر کس قضاوت نداشته باشد، حکم یعنی قضاوت، قضاوت نکند، «بما انزل الله» به چیزی که خدا نازل کرده، کافر است. اولاً در یه آیه میگوید چی؟ میگوید هرچی من نازل کردم ریاضی هست، بر اساس ساختار جهان، خلقت خودت و کل جهان است. ببینید این را خوب دقت کنید. کلمه انزل، انزال انزلت آمد، شما باید روبروش چی بگذارید؟ مساوی با چی؟ عدد و اندازه، قدر و قضا. میفرماید: «ان من شی الا عندنا خزائنه و ما نزله الا به قدر معلوم» ما اصلا هیچی را نازل نمیکنیم مگر این که ساختار ریاضی دارد. اگر یه مسلمان یه محقق یه استاد یه مشاور فهم ریاضی نداشته باشد از دین و احکام الهی، دچار خرافه میشود. آن دیگر دین خدا نیست. چون خدا میگوید من هرچی نازل کردم ساختار مهندسی و ریاضی دارد. این یادتان باشد. «ان من شی الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم» هیچ چیز نیست مگر اینکه خزائن آن چیز در نزد ماست و ما نازلش نمیکنیم مگر با قدر معلوم؛ یعنی ریاضی هست. برای همین هرچی که نازل میشود از ملکوت می آید: یه گل، یه مگس، یه میوه است یه سیب هست یه پرتقال هرچی یه سنگ هست یه اتم هست، میگوید ساختار ریاضی دارد. چون من ریاضی نازل کردم شما باید ریاضی بفهمیدش. بروید سراغ کشف ساختارهای ریاضی. اگر این را نفهمید دیگر دینت کو. قرآنت را ریاضی فرستادم. این که ۱۴ تا معصوم چرا ۱۵ تا نشدن؟ چرا ۱۳ تا نشدند، میگوید برو بفهم چرا. چون با تو تنظیمش کردم. هفت آسمان را برای تو تنظیم کردم. همه آنچه که در کره زمین است با ریاضیات تو تنظیم شده، تو تا نفهمی کی هستی، هیچ کدام از این ساختارهای ریاضی را نمیفهمی. برای همین راه ورود به تمام این دانشگاه هفت گانه چیه؟ تمام این هفت تا دانش تخصص راه ورودش چیه؟ معرفت نفس است. تو اول باید بفهمی کی هستی. لذا خداوند میفرماید اگر کسی به آنچه که من نازل کردم که ساختار ریاضی حکم قضاوت نکند؛ یعنی احکام ریاضی من را در نظر نگیرد، «فاولیئک هم الکافرون» حتما، این خود کافر است. پس عزیزم مواظب باش در زندگیت وقتی داری میگویی فلان آقا، فلان خانم، فلان استاد فلان مربی، فلان فیلسوف فلان شاعر فلان نویسنده دارد فلانی چیز را میگوید، در فلان کانال دیدم، در فلان کانال دیدم، فلان دکتر فلان نمیدانم پروفسور دارد این را میگوید. اولین سوالی که باید از خودت بکنی و اگر نکنی مخصوصاً ظلم کردی در حق خودت، بگو که این آدمی که دارد این حرف را میزند، بگو کدام یک از هفت تا تخصص را دارد، چقدر میفهمد، علمش مبتنی است بر کدام دانش؟ الله یا معصوم؟ این دانش و فرمولش را در هر رشتهای از کی گرفته؟ یه موقع هست میگوید من دانشم مکانیک هست، فیزیک هست، نسبت به دانشی که دارم از ماده این چیزها را فهمیدم، اینها را دارم میگویم ولی قطعی هم نیست. همین دارم میگویم. فعلا این هست. خب عیبی ندارد. یه موقع هست در علوم انسانی میخواهد حرف بزند، در شریعت و دین حرف بزند، کسی که میخواهد بیاید در علوم انسانی راجع به انسان صحبت کند، راجع به شرع صحبت بکند، او نمیتواند دانشش را نمیتواند از غیر از یکی از این تخصصهای هفتگانه، کسی که این هفت تا تخصصها را دارد، بگیرد: الله و اهل بیت. والسلام.
بنده که الان شما وقتی، روز قیامت نسبتی به این ساعتی که اینجا می نشینید، بدهکارید. من هم بدهکارم نسبت به وقتی که از شما می گیرم و وقتی که از خودم می گذارم. فردای قیامت شما باید بگوید من نشستم سر کلاس ایشان چون ایشان از خودش حرف نزد. ایشان آمد حرف تخصصی خدا را زد. می ارزید نشستم دانشها را یاد گرفتم. ولی اگر شما من بیایم بگویم من به نظرم اینجوری هست، شما باید بگوید چی؟ آقا ما نیامدیم سر کلاس بشینیم نظر شخصی شما را نمیخواهیم. چون شما نظرتان، نظر شخصی هیچ کدام از این تخصصها را چیه؟ بله ندارد. نظر شما را نخواستیم. ما آمدیم ببینیم که شما که کارشناس دین هستی، قرآن را ۳۰ ساله کار کردی، روایت معصومین کار کردی، به ما بگو آن کسی که صاحب این تخصص های هفت گانه است، در شرایط زندگی ما مثلا شوهرداری زن داری تربیت بچه نمیدانم لباس پوشیدن، کار اقتصادی اجتماعی سیاسی چی گفتند؟ علم آنها را به ما بده نه علم خودتان. بگو آنها به ما چی گفتند. قرآن میگوید هر کس من را کنار بگذارد، تخصصهای من را و با آنچه که من نازل کردم به شکل ریاضی حکم نکند و قضاوت نکند، راجع به یه زن و شوهر میخواهد قضاوت کنی الان شما، میخواهی قضاوت کنی دیگر، الان میخواهی بگویی برو طلاق بگیر، طلاق نگیر، این کار را کن. اگر حرفی که داری به زبان میاوری خدا تایید نکند، این هفت تا تخصص تایید نکنند، کافری. بیخود نشستی این حرفها را داری میزنی. از روی تعصب زنانه مردانه نمیدانم فرهنگ، رسم و رسوم اینها بنشینی از این حرفها بزنی، این کافرانه است. آقا مهریه چقدر باشد؟ خدا میگوید مهریه اگر، پیغمبر فرمود: مهریه اگر کم باشد بقای زندگی زن و شوهر زیاد است. اگر زیاد باشد مطمئن باشید زندگیشان زیاد بقا نمی آورد. تمام شد. جهیزیه چی؟ جهیزیه وظیفه خانواده دختر نیست. تمام شد دیگر. من از کجا ؟ کی آمده الان اینها کله ما کرده که خانواده دختر باید جهیزیه بدهد؟ از کجا آمده؟ «بما انزل الله» نیست. خدا نگفته ما بیایم، کجا گفتند خانم، این همه رسم و رسوم باطل ما داریم و دشمن هم بینهایت این رسم و رسومها را تودر کله ما کرده، چیزهای باطل، فرهنگهای غلط از مسائل اقتصادی یعنی در بخش جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و حتی جنبههای معنوی، دشمن یه عالم فرمولها و قواعد غلط را تحمیل دارد به ما میکند. تو هر کدامش را قبول کنی کافری؛ مگر اینکه علم خدا و متخصص معصوم تاییدش بکند. بله دشمن هم ممکن است حرف های حکیمانه خوب داشته باشد، منافقان ممکن است حرف های حکیمانه و خوب هم داشته باشند. اگر حرف میخورد با این تخصص اشکال ندارد، قبول کن.
دو) آن ۴۴ ، سراغ ۴۵ برویم: «ومن لم یحکم بما انزل الله فالائکه هم الظالمون» هر کس هر کس قضاوتش بر اساس فرمولهای خدا نباشد، قواعد الهی این هفت تا تخصص نباشد ظالم است، خودِ ظالم است. الان می خواهی به بچه ات راهنمایی کنی، مواظب باشید اگر سلیقه خودتان میخواهی بگویی حواست باشد، داری به بچهات ظلم میکنی. اگر میخواهی دخترت را راهنمایی کنی، پسرت را راهنمایی کنی، برای انتخاب رشته برای ازدواج برای شوهرداری زن داری بچه داری تربیت فرزند، کار اجتماعی، کار اقتصادی، کار سیاسی، کار سیاسی میخواهی راهنمایش کنی حواست باشد تو داری راجع به انسان تصمیم میگیری.
برو بابا همین کار را بکن، گردن من؛ من میگویم برو این کار را کن. فردا قیامت یقهات را میگیرند میگویند تو که این را اینجوری راهنمایی کردی، بر اساس چه دانشی از این هفت تخصص این را راهنمایی کردی؟ حجت از الله داشتی یا حجت از اهل بیت. نه، ما ایرانیها رسممان اینجوری بود. ما ترکها رسم مان اینجوری بود، ما لرها رسممان اینجوری بود؛ ترکی و لری مگر تخصص میشود، ما ایرانیها اینجوری داریم. مگر ایرانی بودن یکی از تخصص هست، جزو این هفت تخصص هست! ایرانی بودن افغانی بودن عرب بودن جزو این هفت تخصص هست یا نیست! پس تمام اینها را کنار بگذار. اگر در این رسمها یه چیزی هست که با این هفت تا تخصص میخورد خب خوب است، بگیردش؛ مثلا ایرانی ها رسم نوروز داشتند. رسم نوروز در آن چی بود؟ دید و بازدید بود. خب این خدا خیلی دوست دارد. نظافت و تمیزی بود، هدیه دادن بود، خب خدا خیلی قبولش دارد. فصل بهار بود، آغاز بهار به عنوان شروع سال است که قرآن هم این را قبول دارد. اهل بیت هم این را قبول دارند. پس آن فرهنگ نوروز را که میخورد با این هفت تا تخصص، اسلام قبول دارد. در آفریقا در چین در آمریکا در ژاپن هرجا یه چیزی هست که با این هفت تا تخصص میخواند، اسلام قبولش دارد. خوبه، آره درسته، خوب هست. مهربانی محبت مهرورزی رحمت رحمانییت شادی آرامش اسلام قبول دارد. عدالت قبول داریم به شرطی که درست معناش بکنید. شادی و آرامش و عدالت را درست معنا کنید. نه این که بگوییم حقوق بشر. حقوق بشر آنی که ما میگوییم، آن که شما میگویید، نیست. خب این دیگر حرف خودخواهانه است؛ مثل همین که در سازمان ملل الان همه دنبالشند. تعریف تروریست، تعریفهایی که در علوم انسانی هست، بسیاریش قبلاً هم توضیح دادم در مباحث صهیونیست شناسی، بسیاری از فرمولهایی که در علوم انسانی تنظیم میشود، صهیونیست ها این را به عنوان یک قالب دانشی به دانشجو می دهند دانشجو این را می پذیرد. میگوید آره همین جوری هست. واقعا در روانشناسی اینجوری هست. یه چیز قوانین دروغی تنظیم کردن دست روانشناس می دهند، همینجوری، این هم بر همین اساس میخواهد. جامعه شناسی روانشناسی اقتصاد مدیریت. برای همین هم هر چقدر علم پیشرفت کرده، بشر حتی در یه شاخص سعادت موفق نبوده. چون تمام علومی که تنظیم کردند، دشمن تنظیم کرده. دشمن انسان تنظیم کرده. دشمن بشریت تنظیم کرده. دشمن تخصص تنظیم کرده این دانش را. دشمن علم، دشمن آگاهی، دشمن روشنایی، دشمن حق، دشمن نور نشسته این علوم را تنظیم کرده حالا میدهد به خورد این، بهش لیسانس میدهد، ارشد میدهد، دکترا میدهد، که بروید شما هم تدریس کنید حرفهای ما را. پس فعلاً اینها را حفظ بکنیم با همدیگر همگی :
یک) «و من لم یحکم بما انزل الله فالائکه هم الکافرون: دوباره همین سیاق «و من لم یحکم بما انزل الله فالائکه هم الظالمون».
سراغ آیه برویم، آیه ۴۷ «و من لم یحکم بما انزل الله فالائکه هم الفاسقون» پس سه تا شد. بگویید: کافر، ظالم، فاسق. فاسق معنا کردیم. فاسق یعنی غیر طبیعی. یعنی منحرف؛ یعنی این آدم رشد طبیعی دیگر نمیتواند بکند؛ رشد انسانی ندارد. به سمت بینهایت حرکت نمیکند. طبیعی انسان چیه؟ ذات انسان این است. چون انسان را خدا عاشق بینهایت خلق کرد یعنی خودش کمال بی نهایت، هر کس به سمت سعادت ابدی یا معشوق بینهایت یعنی الله حرکت نکند، فاسق است دیگر. طبیعی دیگر حرکت نمیکند. چون آن دیگر میاید معشوق های چهارگانه، این معشوقهای چهارگانه را قرآن میگوید چی؟ میگوید شماها سنگین میشوید روی زمین و دفن میشوید اینجا. به آسمان دیگر کسی راه پیدا نمیکند؛ کسی که در این معشوقها بپلکد و معشوق بینهایت را رها کند. لذا اگذ حرکت شما به سمت بینهایت معشوق بینهایت کمال بینهایت، سعادت ابدی نیست، فاسقی، غیر طبیعی داری عمل میکنی. متعادل نیستی تو دیگر. بنابراین تعادل یعنی چی؟ تعادل یعنی حرکت به سمت بی نهایت. شما وقتی بی نهایت را رها کنی به محدودیت میافتی، درحالیکه روح تو بی نهایت طلب است، تو اصلاً برای محدودیت آفریده نشدی، تو برای بینهایت شدن و شبیه شدن به مربی تربیت شدی. قبلا بهشت را با هم کار کردیم. بهشت چی بود؟ ارکان بهشت سه تا بود. مکان نامحدود، نعمت نامحدود، زمان نامحدود. پس اگر کسی به سمت مکان نامحدود، زمان نامحدود و امکانات نامحدود حرکت نکند؛ یعنی به جهنم می افتد. چرا در جهنم هست. چون در دنیا نمیخواست بینهایت شود. رفت سراغ مربیان، الگوهای زندگی غیرمتخصص، غیرتخصصی، سراغ غیرآدم های متخصص رفت و سبک زندگیشان میخواست از این و آن بگیرد. این است که قرآن میگوید چیه؟ میگوید در مقابل آدمهایی که هیچ کدام از این هفت تخصص را ندارند؛ یعنی کافرین ظالمین و فاسقین باید بایستید. اگر دشمنی نکنید باهاشون فرهنگشان را به شما تحمیل میکنند. شما باید عاشق ۸ میلیارد آدم باشید، دفاع کنید، نگذارید کافرون ظالممون و فاسقون، فارسی بگویم کافران ظالمان و فاسقان، این ۸ میلیارد آدم را دچار توهمات، عقاید باطل، فرمولهای باطل، قوانین باطل بکنند، گولشان بزنند و از رشد جاودانه، حیات جاودانه و از هفت تا تخصص حقیقی محروم کنند. اکثر مردم جهان همین کار را کردند، دلتان برایشان بسوزد. ببینید چه کسانی دارند این کار را میکنند، جلوشون بایستید، روشنگری کنید، حرف بزنید، حق را بگویید. حق یعنی این هفت تا تخصص. «والعصر* ان الانسان لفی خسر* الا الذین امنوا و عملوا الصالحات» و چی؟ «و تواصوا بالحق ». تواصوا بالحق یعنی شما باید هفت تا تخصص را به مردم بگویید. بگویید مردم حق این است که شما هفت تا باید تخصص داشته باشید. از طریق این هفت تا تخصص زندگی تان را اداره کنید. «و تواصوابالصبر» صبر روی چی؟ صبر روی این هفت تا تخصص، صبر روی دانش خدا، صبر روی فرمول و قواعد و دین خدا، اگر روی این استقامت کردید، شما انسانید. «ان الذین قالو ربنا الله» ببینید چقدر قشنگ است، چقدر عاشقانه است، چقدر تخصصی هست. کسانی که میگویند ما مربیمان الله است؛ یعنی کمال بینهایت. مربی ما این است «قالو ربنا الله» ما زیر بار هیچ مربی دیگر کمتر از خدا نمیرویم. مگر اینکه خدا معین کرده باشد و آن چهارده معصوم. من آدمم نه جمادم نه گیاهم نه زن و مردم، نه فرشته. من انسانم از روح خدا و هیچکس نمیتواند برای من مربی باشد جز خود حضرت رب. «اعبودو ربکم الذی خلقکم» تبعیت بکنید از همان مربی که شما را خلق کرده. من هم مربیتانم هم خالقتانم. چطور من را میخواهید رها کنید سراغ کی بروید. «فماذا بعد الحق الا الضلال» بعد از حق جز گمراهی مگر چیز دیگری هم هست. وقتی گفتی قرآن نه، اهل بیت نه، تو هر سبک زندگی داشته باشی، جهالت است، حماقت است، کفر است، ظلم است و انحراف است. هر سبک زندگی داشته باشی. بعضی آگاهانه دارند این را انتخاب میکنند. می گوید من قرآن نمیخواهم خدا نمیخواهم دین نمیخواهم احکام نمیخواهم نمیخواهم خدا برایم تصمیم بگیرد. میخواهم خودم آزاد باشم. می خواهم ببینیم در اینترنت چی میگویند، در ماهواره چی میگویندد، فلان هنرپیشه چی میگوید، فلان ورزشکار چی میگوید، نمیدانم فلان دانشمند چی میگوید، خب باشد. خلایق هرچه لایق. برو ولی این را بدان اگر، رفتی کافر ظالم و فاسق هستی. اگر رفتی مطمئن باش ته اش به جهنم ختم میشود. رفتی، نه خیر دنیا میبینی و نه خیر آخرت. چون غیر تخصصی داری زندگی میکنی. چون به روحت داری قوانین غیر تخصصی میدهی. خب قطعاً در دنیا خیر نمیبینی. ابدیتت هم به خطر میندازی. پس حالا فهمیدی ما چرا باید دشمنی کنیم، بگویم «قل یا ایها الکافرون» فقط هم این نیست «قل یا ایها الظالمین» «قل یا ایها الفاسقون» «لابد اعبد ما تعبدون» من تابع فرمول های شما نیستم. من اصلا شخصیتم قیمتم لیاقتم این نیست که آدمهای کوچکی مثل شما که هیچ کدام از این دانشها را ندارند، یه مشت کافر ظالم فاسق بیسواد بی علم بی تخصص برای من تصمیم بگیرند که من سبک زندگی ام چه جوری باشد و از همه بدتر این هست کسانی که دارند راههای دشمنان را میروند، در لباس پوشیدن، تدرو غذا خوردن، تدرو تربیت بچه، در شوهرداری در زن داری در هر چیز دیگر افتخارشان این است که از آنها دارم تبعیت میکنم و فکر میکنند آنها چی دارند؟ آنها بیشتر از ماها میفهمند. آنها هیچی نمیفهمند، دانششان بسیار اندک در مقابل علم خدا، در مقابل علم چهارده معصوم، هیچی نمیدانند و تو چطور داری به یه مشت آدم کافر، ظالم و فاسق افتخار میکنی و دوست داری شبیه آنها شوی. دوست داری با آنها زندگی کنی؛ حتی دوست داری بروی در کشور آنها زندگی کنی. به پیغمبر نفرمود که هر کس دوست دارد در غیر از کشور اسلامی خودش زندگی بکند، غیر از وطن اسلامی زندگی کند، مشرک هست. تو دیگر انسان نیستی. وقتی علاقه داری از یه مملکت نورانی، از یه جامعه نورانی بروی به جامعه فاسق، کافر و ظالم. خلایق هرچه لایق.
خوب دقت کنید هنوز شروع نکردیم بحث تفسیرمان را. امروز فقط مقدمات گفتم که چرا ما داریم مبارزه میکنیم با دشمن! چرا ما نمیخواهیم زیر سلطه کافرین برویم! فرمولش هم نگفتم. انشالله جلسه آینده.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.