جلسه 003 - تربیت قرآنی (دانشگاه فرهنگیان)
شماره جلسه
3
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - تربیت قرآنی (دانشگاه فرهنگیان)

تربیت قرآنی؛ جلسه سوم 17/03/1404

با داشتن شأن فرشته‌ای دانشگاه می رویم استاد می شویم، اختراعات و اکتشافات می‌کنیم. این یه شأن فرشته‌ای است. شأن انسان شأن فوق عقل و فوق تجرد هست. اصطلاحش بهش می گویند فوق عقل و فوق تجرد که در این شأن، انسان حامل روح خداست و کار فوق عقل و فوق تجرد چی بوده؟ یادتان هست اینها را توضیح دادیم.

کارکرد عقل گفتیم. کارکرد عقل این است که ما می رویم دانشگاه، درس می‌خوانیم، اختراع و اکتشاف می‌کنیم، کارکرد بخش انسانی، بخش فوق عقل کار فوق عقل، ایجاد تنفر شدید و همیشگی از محدودیت هاست. انسان در بخش انسانی به هیچ وجه محدودیت پذیر نیست، متنفر از محدودهاست و محدودیت‌ها. هیچ کمال محدودی آن را سیر نمی‌کند و انسان عاشق کمال نامحدود است و کمال نامحدود مثل علم نامحدود قدرت نامحدود لذت نامحدود عزت نامحدود زیبایی نامحدود عمر نامحدود انسان اینجوری هست. در بخش انسانی عاشق کمال بی نهایت است. همه کمالاتی که انسان دوست دارند؛ چون بی‌نهایت هست یکی بیشتر نمی تواند باشد. به خاطر اینکه بی نهایت اگر دوتا باشد همدیگر را محدود می‌کنند و این دیگر معشوق انسان نیست. بنابراین انسان فقط عاشق یک نامحدود هست که همه کمالات را با هم دارد: علم نامحدود قدرت ما نامحدود وجود نامحدود. همه چی که این در فارسی بهش گفتیم همان کمال مطلق یا بی نهایت یا در عربی بهش می گویم الله. پس ما در واقع اله مان و معشوقمان در بخش فوق عقلی، الله است. همه هم این را می‌فهمند یعنی همه آدمها چون بی‌نهایت طلب هستند این را درک میکنند. مسئله این هست که انسان توجه ندارد که آن بی نهایتی که عاشقش هست یکی بیشتر نمی تواند باشد. ما چند تا بی نهایت نداریم. یک بی نهایت داریم. بنابراین این معشوق ما می شود الله و این چیزیست که همه انسان ها خودشان شهود دارند که فطرتشان همین را می گوید: اشهد ان الله اله الا بی نهایت؛ اله یعنی معشوق و دلبر. همه انسان‌ها در ذات و فطرت خودشان عشق به بی نهایت را دارند و فطرت و ذات همه انسان‌ها شهادت میدهد که انسان معشوقی غیر از بی نهایت یا الله ندارند. خب همین که ما شهادت میدهیم اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له یعنی من شهادت میدهم که معشوقی غیر از بی نهایت ندارم. چون بی‌نهایت هست وحده، یه دونه است دیگر. نمی تواند چند تا باشد و چون وحده چی؟ بگویید «لا شریک له» همه ما این را در وجودمان داریم. این همان عهد الستی است که خدا از روز اول با همه ما گرفته. چون همه ما در ذات خودمان نه میتوانیم بی نهایت طلبی مان را انکار کنیم و نه عشق بی نهایت خب بی نهایت هم یعنی الله. عشق به بی‌نهایت هم که هست. پس اله ما در بخش انسانی الله است. خب گفتیم که این عشق از کجا در ما آمده؟ قرآن می فرماید چون من روح خودم را به شما دادم از روح خودم در شما دمیدم، شما عاشق من شدید دیگر. عاشق بی نهایت خودم. خودم یعنی چی؟ یعنی چی؟ یعنی الله یعنی چی؟ یعنی بی نهایت. پس از روح خودم که بی‌نهایت هست در شما دمیدم. شما جنستان روح الله یعنی بی نهایت و بنابراین اساساً شما نمی‌توانید عاشق غیر از من باشید. هر عشق به معنای حقیقی فقط در مورد من صداقت دارد و مصداق حقیقی دارد. عشقهای دستم را نگاه کنید عشقهای جمادی گیاهی حیوانی عقلی عشق های حقیقی نیستند هیچ کدام. عشق انسان نیست اصلا معشوق انسان هم نیستند. چون حد انسانی نیست دیگر. قبلا تمرین کردیم با هم. اینها هیچ کدام حد من نیست اصلا. در تعریف انسان هیچ کدام از اینها نمی گنجند. بنابراین ما فقط عاشق یک نفر می توانیم، عشق به معنای حقیقی فقط در مورد یک نفر مصداق حقیقی و ریاضی دارد و آن هم الله تبارک و تعالی است. بقیه عشق ها همه مجازی هست. عشق حقیقی نیست. لذا دین ما به شکل ریاضی به ما یاد میدهد: اشهد ان الله الا بی نهایت که یگانه ایست که حریف و شریکی در دل من ندارد. یعنی هیچکس جاش را نمی تواند پر کند. هیچکس هیچ موجودی نمی تواند جای الله را برای ما پر بکند. جای عشق حقیقی. خب پس همه آدمها دارند دیگر. امام فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست یعنی آن هم بی نهایت طلب هست. فقط فرقش این است که رئیس جمهور آمریکا مصداق ریاضی بی نهایت را نمیشناسد. در مصداق‌های محدوده جمادی گیاهی حیوانی و عقلی دنبالش می‌گردند نه در مصداق ریاضی بی‌نهایت. مصداق حقیقی را نمی‌فهمدش. انبیا می آیند این را به ما یاد میدهند.

خب سوال بعدی این بود کی جواب میدهد که این عشق برای چی به ما داده شد؟ این عشق را ما می خواهیم چیکارش بکنیم؟ نه. نه اینجوری. «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» جن و انس را نیافریدم مگر برای چی؟ عبودیت. عبادت نه یادتان باشد. عبادت گفتیم حد حیوانات هست .ما با حیوانات در عبادت مشترک هست. فرشته ها البته دارند. در عبودیت یعنی عبد بودن و بندگی. یعنی هر چی که او می گوید ما اطاعت بکنیم. گفتیم این چه فایده برای ما دارد ؟ گفتیم وقتی خدا می گوید که شما عبد منید، خدا خودش چی می شود؟ می شود رب یعنی مربی. این اسم سوم خداست. الله، اله، رب. وقتی او مربی ماست ما متربی هستیم. کمال ما در اطاعت از مربی است. خب اگر ما اطاعت مربی کنیم چی می شویم؟ می شویم. مربی. خودمان می شویم کسی شبیه خدا. به این می گویند چی در قرآن؟ خلیفه الله . ما می‌خواهیم بشویم خلیفه. برای این آفریده شدیم. پس او وقتی می گوید حرفهای من را گوش بکنید یعنی که تو شبیه خودم بشوی. چون روح خودم را دادم بهت، از روح بی نهایت دادم بهت، استفاده کن. خوب اطاعت کن گوش کن ببین چی میگویم تا شبیه من بشوی. می شویم چی؟ می شویم خلیفه الله. ما برای این آفریده شدیم. خب «عبدی اطعنی اجعلک مثلی» بنده من اطاعت کن تا تو را مثل خودم قرار بدهم، نمونه خودم قرار بدهم که آقا امام صادق علیه السلام فرمودند: «العبودیه جوهره کنهها العبودیه» عبودیت گوهری است که باطنش چیه؟ مربی شدن هست. شما هر چقدر چشم بگویی به مربی شدن نزدیکتری. در بین شاگردهای مربی کدامش را زودتر مربی میشوند؟ در بین شاگردهای مربی کی زودتر مربی می شود و بهتر؟ کسی که اطاعت بیشتری میکند مربی را اطاعت بیشتری می کند. حالا گفتیم ما برای این مقام آفریده شدیم مهمترین نیازمان چیه به عنوان یه انسان نه خانم و آقا یا فرشته نه؟ به عنوان یه انسان مهمترین نیازمان چیه؟ مربی داشته باشیم یعنی یه مربی به بزرگی خودمان که بتواند ما را به این لیاقت و به این مقام تربیت کند. حالا بدون مربی که هیچ کس رشد نمی کند در همه بخش ها. بخش های جمادی گیاهی حیوانی عقلی همه مربی میخواهند. سوال این هست این مربی خودش خصوصیتش باید چی باشد؟ خودش خلیفه الله شده باشد، باید خودش خلیفه الله باشد که من را بتواند به این بزرگی تربیت کند. این همان راز جشنی هست که هفته دیگر می گیرید انشالله شنبه آینده غدیر.

غدیر فلسفش عید انسانیت هست و عید بی نهایت بزرگ هست خیلی از نوروز که عید بخش جمادی بخش گیاهی و حیوانی ماست. غدیر یعنی عید همه انسانیت. در غدیر متخصص معصوم جای پیغمبر میشود. می گوید به پیغمبر که حالا می خواهی از دنیا بروی به لیاقت انسان‌ها یه مربی معرفی کن که خلیفه الله باشد. این، آن فلسفه غدیر است. اگر آدمها بفهمند کی اند غدیر خیلی شاد و باشکوه جشن می گیرند. هزاران برابر بیشتر از عیدهای دیگر، بیشتر از نوروز، بیشتر از عیدهای دیگر. آره ولی کسانی که نمیفهمند اصلا غدیر چیه چون نگاه جنسی به خودشان دارند یعنی خودشان خانم و آقا میبینند یا نهایتا دکتر مهندس میبینند در مقام فرشته ای، اصلا نمیفهمند غدیر چیه. برای همین هم برایشان حسی ایجاد نمی شود. فقط یه روز تعطیل هست. همین. دیگر ازش درکی نمیکند. از نظر مذهبی هم یه روزی بوده که پیغمبر یه شخصی را به نام علی ابن ابیطالب معرفی کرده همین. تو اگر بفهمی که کی هستی که غدیر برای تو چه جایگاهی داری. تو وقتی نمیدانی کی هستی هیچ چیز برای تو معنادار نیست. نه نماز نه روزه نه حجاب نه نمیدونم حج نه زکات نه عشق نه رحمت نه پیامبر نه امام نه قیامت و نه مهدویت هیچی. نه خود خدا حتی. تو وقتی نمی‌فهمی کی هستی خدایت هم قلابیه. داری یه خدایی که وجود خارجی ندارد را عبادت می کنی. اکثر مردم این جوری اند.اکثر مردم خدایی را عبادت می‌کنند که وجود خارجی ندارد. خدایی که تو مثلا بعد ۵۰ سال نماز خواندن چهار رکعت بشود دو رکعت خوشحالی، اصلا چنین خدایی وجود ندارد. خدایی که وقتی ماه رمضان میاد، قرار عاشقانه- دستم را نگاه کنید- تو، نه این خانم و آقا، این عقل هم نه، تو یک ماه بروی ماه عسل باهاش نمی‌فهمی یک ماه عسل را، وقتی خانم و آقا برود ماه رمضان براش ناراحت کننده است. وقتی هم میرود خوشحال کننده است. چون زن و مرد حیوان دارد روزه می گیرد. با بخش انسانی وارد ارتباط نمی شود. در صحنه نمی رود. چون این من را نمی شناسیم، بالغ هم نیست، در ارتباط هم نمی آید. مثل بچه پنج ساله اش که مثلا بهش بگو ازدواج کن. اصلا باید با هر مردی روبرو بشود وارد رابطه نمی تواند بشود. چون اصلا بلوغ کافی را ندارد برای این کار. وقتی بالغ شد میتواند به این رابطه برسد. انسانی که بتواند با خدا به ازدواج برود به زوج برود به عشق برود به معاشقه برود به هم آغوشی برود، این کسی را می‌خواهد که خودش یه آدم بی‌نهایت باشد که بتواند با خدا به عشق برسد و بگوید: اشهد ان الله اله؛ من معشوقی ندارم غیر از الله. دلبر من و معشوق من این هست. تو وقتی که نمیفهمی کی هستی هیچ وقت به این بلوغ و عشق و پیوند نمی رسی و حد کمالاتت کمالات یا حیوانی هست یا جمادی هست یا گیاهی هست. نهایتاً یه دکتر و مهندس شدنی است که آن دکتر مهندس دوزار نمی‌ارزد. چون میرود در شئون حیوانی مصرف می شود یا شئون گیاهی یا شئون جمادی. نمی‌کشدت آن دکتر مهندسی تا عقلت نمیکشد، تا فوق عقل. این خیلی مهم است. پس دقت کنید دست من را ببینید رابطه این چهار تا بخش با بخش پنجم به همین شکل ریاضی است یعنی مهندسی همین شکل است. فقط یه بخش شما رو به آسمان است، رو به بی نهایت است، چهار تا بخش تان زمینی هست. ارضی است. نمیبرد شما را بالا. مگر این آنقدر قوی و بالغ شود که شما را چیکار کند؟ رنگ بی‌نهایت بهشون بدهد. بتواند این کار را کند والا انسان همیشه در جهنم و طبیعت و قبر دنیا می‌ماند. همینجا می‌پوسد همین جا سقط می شود. همین جا سقط می شود. اصلا به هیچ رشدی نمیرسد.

خب راجع به خلیفه هم خیلی حرف من زدم آن جلسه. مثل اینکه خیلی ها نبودند. سوال این بود که مربی ما الان کجاست و ما چیکار باید بکنیم که مربی خودمان به لیاقت خودمان برسانیم تا انسان زندگی کنیم. حد انسانی، حد متخصص معصوم هست؛ یعنی شما زیر متخصص معصوم انسان نیستید. شما فقط مثل الان مثلا حد عقلی تان چیه؟ به من بگویید؟ حد عقلی تان. لیاقت شما حداقلی تان چیه.

اگر از فردا دولت دانشگاه را کلاً تعطیل کند. بگوید دانشگاه لازم نیست در کشور. نه نمیخواهیم. دانشگاه لازم نداریم، مرکز فنی حرفه‌ای هنری لازم نداریم، تعطیل، بی خود هست، یا پول نداریم نمی‌خواهیم مثلاً. مثل همین انرژی هسته‌ای تعطیلش میکند یا چیزهای دیگر تعطیل میکنند. این هم نمی خواهیم. چه اتفاقی می افتد در کشور یا آموزش و پرورش لازم نداریم. آموزش و پرورش تعطیل. چه اتفاقی میفتد در کشور؟ انقلاب می شود. در کشور انقلاب می شود. یعنی همه می ریزند خیابان علیه دولت، نظام. ما دانشگاه می‌خواهیم، مدرسه می خواهیم. شما الان از هیچ مسئولی می پذیری این استدلال که ما آموزش پرورش دانشگاه لازم نداریم، قابل قبول هست؟ نه. فقیرترین کشورها هم دارند این را. پس لیاقت شما در بخش... چرا شما انقلاب میکنید؟ اعتراض میکنید؟ چون لیاقتتان در بخش عقل دانشگاه است. مدرسه است. می گوید این را از من بگیرند که چه حیاتی دارم چه جوری زندگی کنم؟ کدام زندگیتان مهم هست الان اینجا؟ زندگی عقلی. الان زندگی فوق عقلی ما چی می شود؟ این زندگی انسانی، الان مربی نیست بالا سرمان، یه عده نمی‌خواهند این مربی بالا سر ما باشد. یه عده نمی‌گذارند این مربی بیاد ۸ میلیارد بچه‌های خودش را، این هشت میلیارد همه فرزندان همان مربیان اند دیگر. چون خدا وقتی می گوید من از روح خودم دمیدم، روح خدا یعنی چی؟ روح خلیفه الله. ما روح خلیفه اللهی داریم که میتوانیم خلیفه باشیم. جنس ما خلیفه الله است. پس روح ما از خلیفه دمیده شده، ما فرزندان خلیفه هستیم. ما بچه ایران نیستیم بچه کره زمین نیستیم. اگر کسی بهش گفتند تو کی هستی بگوید من مثلاً مریم رضایی بچه مشهدم. این کی آمده بگوید؟ مریم رضایی بچه مشهد؟ مامانم اکرم بابام تقی هست. این الان کی دارد می گوید؟ کی را دارد می گوید؟ بخش گیاهی دارد می گوید. بخش حیوانی را دارد می گوید. اصلا نمیفهمد که این خانم را دارد می گوید. من با انسان این کار دارم، تو بچه کجایی؟ از کجا آمدی اینجا؟ خدا می گوید شما در زمین نیستید اهل زمین نیستید. شما قبل از آن از زمین من شما را به زمین فرستادم. «نفخت فیه من روحی» برای همین هم شما معاد دارد دیگر.

ما کی می رویم خانه؟ سوال درسته یا غلط؟ درسته دیگر. شما کی می روید ژاپن؟ کی برمیگردید؟ سوال درسته یا غلطه؟ برگشت زمانی هست که شما رفت را انجام داده باشید. پس وقتی ما معاد داریم نه ما، مسیحیان هم می گویند یهودی ها می گویند خیلی، میلیارد ها انسان می گویند ما معاد داریم؛ یعنی برمیگردیم یه جایی که قبلا نبودیم، آنجا زندگی میکردیم، ما کره زمین نیستیم نبودیم. ما اصلا بچه زمین نیست. وقتی نمیفهمی بچه زمین نیستی و نمی‌فهمی که این شخص بابات هست، همین خلیفه الله است، همین امام رضایی که الان هست بابات هست، تو از جنس این شخص آفریده شد این حقیقت توست، لذا وقتی میروی پیش امام رضا، امام رضا خودت هست. رنگت یا جمادی دارد. امام رضا قلابی هست، رنگ جمادی دارد یا گیاهی دارد یا حیوانی هست یا نهایتا عقلی هست، یعنی کل عشق در امام رضا این هست که پول میخواهم بدهی دارم چک برگشتی دارم ورشکست شدم شفا بده شوهر میخواهم زن میخواهم، قبولی کنکور یا چیز دیگر بالاتر از این. تمام خواسته هایش پیش امام رضا همین هست. چند نفر میروند امام رضا می گویند دلم برات تنگ شده، بابا دلم تنگ شده بود آمدمت ببینم. چند نفر دلشان برای خدا تنگ می شود یا برای فرشته ها یا برای خانواده آسمانی؟ آن آدم هست. آن که دلش تنگ می شود فهمیده از این جنس هست، عشق یعنی همین. دلتنگی های که شما توش هیچی نمی خواهی بدهی، بلکه می خواهی هزینه هم بکنی عشق اینجوری هست. عشق هزینه کردن برای معشوق هست. پس وقتی من نمیفهمم کی هستم هیچی نمی‌فهمم. خدا قلابی، دین قلابی امام رضا قلابی انبیا قلابی فرشته‌ها قلابی روزه به درد نمی‌خورد، نمی‌دونم حجاب قلابی، قلابی یعنی رعایتش می کنی، ازش متنفری، هر جا هم بروی ازش فرار میکنی. مثل نماز که وقتی دو رکعت می شود، ذوق می کنیم. مثل خیلی ها که از بی حجابی ذوق میکنند، از فحشا ذوق میکند. برای اینکه خب این خانم و آقاست. بخش حیوانی هست. بخش حیوانی حجاب ندارد که. انسان است که به حجاب و حیا احتیاج دارد. نماز میخواهد روزه میخواهد حرم میخواهد. انسان عیاشی‌های خودش را دارد کیافهای خودش را دارد. پس تا ندانی کی هستی، نمیفهمی حدت امام هست. تعریف انسان یعنی متخصص معصوم. کسی که زیر نظر متخصص معصومین حیات انسانی دارد. ببین قرآن چه جوری با ما حرف میزند؟ چه ادبیات بلندی دارد با ما «یا ایها الذین آمنوا» چرا «آمنوا» را می گوید قرآن؟ چون گفتیم انسان ها در تقسیم بندی ریاضی از زبان قرآن دو گروه اند: کسانی که میفهمند آدم اند و کسانی که نمیفهمند آدم اند. آنهایی که میفهمند آدمند و به خودشان ایمان می آورند بهشون می گویند مومن، ایمان به خودشان و حیات انسانیشان و شأن انسانیشان و بعد جاودانه شان دارند. ایمان به خودشان و معشوقهایشان. این یعنی انسان یعنی مومن یعنی ایمان آورده امنیت قلبی دارد قلبش باور کرده. امام رضا وقتی تعریف ایمان میکند علیه السلام چی می گوید؟ امام رضا علیه السلام می فرماید: «الایمان معرفة بالقلب» عقلی نیست ایمان، شناخت قلبی است. قلبت باید شهادت بدهد تو کی هستی. تو تا باور نکنی زن نیستی، فرشته نیستی، آدم هم نمیشوی و به مرحله حیات انسانی نمیرسی اصلا. اول باید قلبت باور کند که من زن نیستم مرد هم نیستم فرشته هم نیستم من روح خدام انسانم. اگر این را فهمیدی و اینجوری عاشق خودت شدی یعنی به خودت ایمان آوردی. قرآن می گوید انسان کلا در کره زمین دو دسته هستند: کسانی که «أفمن کان مومن کمن کان فاسقا لایستوون» فاسق یعنی غیرطبیعی. چون -دستم را نگاه کنید- این چهار بخش طبیعی نیستند. چون محدودند. محدود طبیعی نیست ما طبیعتمان چیه؟ ذاتمان نامحدوده. وقتی تو به سمت معشوق نامحدود نمیری فاسقی. فسق یعنی «خرج عن حد طبیعی» یعنی از حد طبیعی خارج بشود. مثلا مثل اینکه گربه برود پفک بخورد، گوسفند برد گوشت بخورد، شیر برود مثلا سبزی بخورد، طبیعی نیست دیگر. می گوییم این غیرطبیعی است. مثل ویار خانم ها در بارداری که مثلا یه دفعه میرود خاک میخورد مهر میخورد زغال میخورد، گچ می خورد. طبیعی نیست دیگر این. این زکام است که شخص از بوی عطر بدش می آید، بوی غذا بدش می آید. این دیگر طبیعی نیست. قرآن می گوید کسی که بی نهایت را نخواهد طبیعی نیست. فاسق است. فسق. خب لذا می خواهد به تو حرف بزند با بعد با تو به عنوان یه انسان نگاه میکند و با بعد انسانی حرف میزند «یا ایها الذین آمنوا» چون این قرآن می گوید «والعصر/ان الانسان لفی خسر.» دستم را نگاه کنید. همه آدم‌ها اصل سرمایه شان را از دست می دهند. یعنی سرمایه جاودانه شان را از دست می دهند. یعنی بخش انسانی شان را. «الا الذین آمنوا» مگر کسی که ایمان بیاورد، بفهمد کیست. معشوقش را بشناسد، خودش را بشناسد، این فقط حیات انسانی دارد و لذت و معنا و مزه حیات انسانی را میبرد والا اینکه الان مسلمان هست که اصلا از مسلمانی خودش خجالت میکشد، یه جا میره مجلس، میگوید زود لباسهایم را دربیاورم شبیه اینها بشوم. خجالت می کشم چادر سر کنم، خجالت می کشم حجاب داشته باشم، خجالت می کشم جلوی اینها نماز بخوانم، خجالت می کشم، اصلا آدم نشدند. این یک زنی که نماز میخواند. یه خانمی هست که حجاب دارد یعنی ما یه حیوان مسلمان تربیت کردیم نه یه انسان مسلمان. این الان پایش را بگذار در ترکیه در کیش در دبی یه آدم دیگر هست اصلاً. یکی مثل بقیه. یکی مثل بقیه. اگر فهمید آدم هست آدم همیشه آدم هست دیگر. همه جا هم آدم است. دنبال حیات انسانیش میگردد. خب پس چون انسان هستی، خدا باید با این زبان حرف میزند «یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله» سوره انفال آیه ۲۴ «استجیبو لله و لرسول اذا دعاکم لما یحیکم» آی کسانی که ایمان آوردید اجابت کنید خدا و رسول را یعنی مربی ها را تا چی؟ در چیزی اجابت بکنید، دستوراتی اجابت بکنید هنگامی که شما را دعوت میکند به چیزی که آن چیز به شما حیات میدهد. این کدام حیات هست؟ بله حیات پنجم، حیات انسانی. این به عنوان انسان تو زندگی میکنی نه حیوانی، به عنوان یک روح خدا، نه به عنوان یه خانم و آقا. تو تا وقتی درگیر مثلاً شکم و زن و بچه و مال و خانه و اتومبیل و عروسی و جهیزیه و از این چیزها هستی که خب این حیات انسانی نیست. وقتی به عنوان یه انسان می‌فهمی انسانی و باید بی نهایت بشوی و و اتصال پیدا می‌کنی با مربی، می شوی انسان. مثل زمانی که شما وقتی که میای در دانشگاه تازه بهتون می گویند چی؟ دانشجو دانشجو. تمام شد. پذیرفته شدی زیر نظر مرکز تخصصی ، مربی خودت، رسمیت دارد کارت. می شوی دانشجو.

«اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» اطاعت کنید الله و رسول و والیان امر خودتان یعنی همین معصومین. این اطاعت اینها یعنی آن که تو را میبرد شبیه مربی ات میکند. چون خودش خلیفه الله است، وقتی اطاعتش بکنی شبیه خودش می شوی دیگر. انسان در اطاعت مربی اش شبیه مربی می شود. پس وقتی می گوید اطاعت بکنید حد من این است. من مربی ام این هست. کمتر از این لیاقت ندارد کسی مربی من باشد. هیچکس نمی تواند مربی من باشد. من کمتر از آن می شود فحشا می شود خودفروشی. ببینید چقدر احمقانه است مثل اینکه شما مثلا الان دانشجو هستید خب بعد برید سر کلاس مثلا یه مثلا نجار، بروید آنجا، نه نجار حرفه ای که بخواهد صنعت چوب بشود، یک نجار، می گوید من دانشجوام، استاد لایق خودم را لازم دارم. آن هم در رشته خودم در تخصصی خودم. اکثر مردم این حماقت را دارند؛ یعنی مربی نمیروند زیر بار مربی اصلا احساس نمی کنند. چون نمی‌فهمند اصلاً مربی هم نمی‌خواهند. 1190 ساله که این مربی آواره است و این پدر آواره است مردم احساس نیاز بهش نمی کنند. چون وقتی بهشون می گویی آرزویت چیه؟ هیچ کدام انسانی نیست. آرمان ها آرزوها هیچ کدام رنگ خودش را ندارد. لایق خودش نیست. چون نمیفهمد کیه. و این خیلی فاجعه است که انسان نمیفهمد کیه. انشالله پس فردا که روز جلسه عمومی مان آنجا توضیح میدهم این خطرات را که وقتی آدم خودش را نمی شناسد چه فجایعی در زندگیش اتفاق می افتد. توضیح خواهم داد. خب پس قیمت من این هست، لیاقت من این است که من شأن من، حد ریاضی من متخصص معصوم است. لذا کمتر از آن اگر خودم را بفروشم یا بسپارم یا اطاعت بخواهم بکنم از آن، دیگر این دیگر حماقت است. مثل مثلا رشته ام مثلا ریاضی بروم سر کلاس ادبیات، حماقت است دیگر، نمیتوانم ریاضی یاد بگیرم. این حد من است. این را بهش توجه داشته باشید. خب برای همین هم شما وقتی که زیارت عاشورا می‌خوانید، زیارت عاشورا با زبان بخش پنجم است. کسانی که اصلاً زبان بالغ نیستند نمی‌فهمند زیات عاشورا چیه، فقط می‌خوانند. آن هم عربی آن هم عربی بدتر که اصلا نمیفهمند چی میخوانند حالا. اینکه آقا فرمود: زیارتتان را فارسی بخوانید دعاهایتان فارسی بخوانید برای اینکه ما بدانیم چه اتفاقی بین ما و طرف مقابل می افتد. ما الان می رویم امام رضا یه مشت جملات عربی میخوانیم و می آییم بیرون. همه هم اصرار داریم که حتما عربی بخوانیم، تازه جایی که نمی فهمیمم، می زنیم به بغل دستی که ببخشید این کلمه چیه، این چه جوری خوانده می شود. آن هم مثلا می گوید این جوری بخوان. تو هم فکر می کنی که الان دیگر زیارت کردی. اصلا ملاقات بین تو و امام نیفتاده. تو اصلا بابات را دیدی، امامت را دیدی، ملاقات شد بین شماها یا تو رفتی ضریع را دیدی؟ چه اتفاقی افتاد الان بین شماها. زیارت عاشورا وقتی که نمی فهمی چی میخوانی، 50 سال هم که بخوانیم نمیفهمیم چی می خوانیم. در زیارت عاشورا به امام چی می گویی؟ چون حدیث قدسی است. خدا تنظیمش کرده. می گوید مثل قرآن است. می گوید تو با متخصص معصوم که اسمش امام حسین است وقتی حرف می‌زنی بهش بگو من همان طور تو را ، مقام تو را دارم، می‌خواهم همان را می‌خواهم «اسئل الله» بگویید «ان یبلغنی المقام محمود لکم عند الله» یعنی همان مقامی که تو پیش خدا داری را من میخواهم یعنی کمتر از تو نه. خدا رحمت کند میرزا را، روحش شاد، میرزا اسماعیل همیشه میگفتش که گفتن «کل یوم عاشورا کل ارض بکربلا» اما نگفتن هر کدام از شما یه حسین بن علی هستید گذاشتند تا بفهمید. خودت بفهمی که من یه حسین بن علی هستم. با همان لیاقت با همان مقام. وقتی فهمیدی لیاقتت این است، حالا می گوید دنبال مربی هستی، کی من را به این بزرگی تربیت بکند. دنبالش میروی. می‌فهمی که باید بروی. تو تا وقتی ندانی آدمی نمی‌فهمی چرا در زیارت عاشور به امام حسین می گویی: «اسئله ان یرزقنی طلب ثارک» من از خدا می‌خواهم روزی ام، روزی خودم میدانم که انتقام تو را بگیرم؛ یعنی انتقام انسان کامل. آن هم «مع امام چی منصور» چون انتقام غیر از آن گرفته نمی شود. دوم اینکه «اسئله ان یرزقنی طلب ثاری» انتقام خودم هم بگیرم «مع امام الهدی» تو وقتی نمی‌دانی کی هستی هیچ کدام از این جملات را نمیتوانی بفهمی. حتی ترجمه اش را هم بخوانی نمیفهمی؛ یعنی حتی اگر فارسی هم بدانید داری چی می گویی جمله را نمیفهمی. از خدا میخواهم که روزی ام کند، روزی انتقام .روزی ام کند انتقام تو را بگیرم. آن هم چی؟ در قاعده ریاضی می گوید « مع امام منصور» خب الان امام حسین مگر انتقامش را مختار نگرفت! وقتی تو نمیفهمی کی هستی، فکر میکنی آن انتقام بود. آن انتقام آن خون امام حسین به عنوان یه شخصیت حقیقی بود. یه آدم بود کشته شدنش خونش را گرفتند ولی امام حسین که شخص حقیقی فقط نیست. امام حسین شخص حقوقی است. امام است متخصص معصوم است خلیفه الله است، یک جامعه را مصیبت زده کردن د،میلیاردها انسان را مربیش را گرفتند ازش، پدر و مربی میلیاردها انسان ازش گرفتند. خب چه جوری این جامعه الان دیگر میتواند رشد کند وقتی تو مربی ات نیست.مثل اینکه دانشگاه بگویند اساتید فردا نیایند. انتقام چیه. مثلا فردا بگویند، چهارتا استاد هم بکشند، شما هم بروید آن کسی که قاتل استاد هست، بکشید. اگر قاتل استاد را کشتید، برای شما استاد می شود در دانشگاه یا نه دیگر؟ استاد دیگر نیست آنجا. آن انتقامی که تو گرفتی انتقام خون جسمی اش است. تو الان انتقام استاد را گرفتن یعنی چی؟ یعنی وقتی می آیی مینشینی سر کلاس کی بیاد اینجا بنشیند؟ بله استاد بیاد بشیند. می گویی آهان، جبران شد. انتقام یعنی جبران کردن دیگر. انتقام یعنی جبران کردن. تو وقتی نمی فهمی آدمی، اصلا این را نه روزی میدونی و نه میخواهی جبران بشوی. اصلا برایت مهم نیست. اینکه امام حسین کشته شده آن بقیه هم ۱۳ تا باباهای ما کشته شدند، مادرم فاطمه زهرا کشته شده خب کشته شده. حالا یه احمقهایی پیدا میشوند می گویند بابا اینها درگیری شخصی داشتند، قبیله ای داشتند، زدند همدیگر را کشتند دیگر. همینجوری بوده دیگر. دیگر اصلا نمیفهمد این آدم. چون اصلا نمیفهمد کیه، تمام معنا جاهل و احمق هست. خودش را نمیشناسد. می گویند برای چی باید برای کشته شدن امام حسین گریه کنم؟ خب چرا گریه نکنید؟ همه انسانیت از مربیش محروم شده. همه انسانیت. بابات هست مادرت هست کشتنش، جدای از اینکه کشته شدند، بشریت محروم شده از انسان کامل و خلیفه الله. حالا دومی چی؟ «اسئله ان یرزقنی طلبی ثاری » انتقام خودم را بگیرم. حالا برای من چه اتفاقی افتاده انتخاب خودم را بگیرم الان ؟ الان مشکل من چیه دارم می گوییم، اصلا امام حسین یه بار سر زیارت عاشورا تو چشمت باز بشود. چون زیارت است دیگر، ملاقات است، احتمالا اینکه یک موقعی پرده برود کنار، می بینی، هست، امام حسین دارد نگاه میکند در زیارت، همه جا دارد تو را میبیند. بگوید پسرم دخترم انتقام خودت انتقام من چیه؟ انتقام خودت چیه؟ چی را بهش می گویی. بگوییم آقا شما این را جدی نگیرید. این را به ما گفتند آخوندا بخوانید که اگر مثلاً ۴۰ روز بخوانید شوهر گیرتان می آید، نمی‌دونم زن گیرتان می آید، مشکل مالیتان حل می شود شفا می گیرید. ما اصلا نمیدونم چی دارم میگویم. شما هم جدی نگیرید. ما الان چی بگویم؟ یه انتقام من، انتقام خودت یعنی چی؟ الان واقعا انتقام خودمان یعنی چی؟ یعنی چه مصیبتی ما داریم که باید انتقامش را بگیریم؟ محرومیت از پدر آسمانی و خلیفه الله. کم جنایتی هست این! اصلا کم مصیبتی هست؟ کسی که بدون آن من فلسفه حیات در زندگی دیگر ندارم. فلسفه وجود ندارم. من آمدم اینجا چیز یاد بگیرم. دکتر، مهندس شوم، یا آمدم ازدواج کنم شوهر کنم زن بگیرم بچه دار شوم بعد اینها را بزرگ کنم بمیرم. همین! اینکه خب حیوانات هم بودن بهتر از ما هم. حیوانات خیلی بهتر از ما هستند. ما الان در کره زمین این را بدانید همه حواستان باشد در کره زمین آدمهای خیلی محدودی داریم که در حد حیوانات باشند، خیلی محدود آدم داریم. انشالله امام زمان بیاد بتواند این جامعه را برساند. حیوانات فردای قیامت، این که پیغمبر چی گفت؟ فرمود: حیوانات خدمت به همنوع و خدمت به غیر همنوع دارند. خب انسان‌ها ندارند خیلی هایشان حیوانات غیرت ناموسی حیا دارند خیلی از انسانها ندارند. حیوانات وفاداری امانت داری دارند خیلی از انسانها ندارند. حیوانات عبادت و نماز دارند خیلی ها ندارند. اینکه پیغمبر می فرماید: چه بسیار مرکب های که از صاحبشان بهترند. چون ذکرشان چیه؟ بیشتر است. عبادتشان بیشتر هست. روز قیامت الاغ می رود بهشت. یکی از تلخ ترین صحنه های روز قیامت صحنه آدم هایست که میبینند اسبها و الاغ ها دارند میروند به بهشت و اینها دارند می روند جهنم. آرزو می کند ای کاش من خر بودم، سگ بودم یک گربه بودم، «و یقول الکافر یا لیتنی ان کنت ترابا» کاش یک خاک بودم. کاشکی نمی فهمیدم الان دارد چه اتفاقی می افتد. این خیلی صحنه خطرناکی است که انسان یک موقع ببیند سگ و گربه گاوها دارند میروند به بهشت و این دارد میرود به جهنم. حیوانات خیلی شریفند. اگر برای این کارها بود که خدا اینها را داشت بهتر از ما هم بودند، فرشته ها را داشت، بهتر از ما هستند. ببینید علم فرشته یه طوری هست که شما بعد از هشت هزار سال پزشکی هنوز یه دونه عضو بدن که هیچی، یه سلول بدن را هم بشر نمیشناسد. الان کدام دانشمند شما سراغ دارید من یه دونه از مخلوقات خدا را کامل شناختم و سوال ندارم! یه اتم یا الکترون یه کوارک این درخت مثلا این یه برگه را من میشناسم، شما یه دانشمند سراغ دارید؟ خب فرشته یه کاری میکند در ده هزار سال پزشکی که داشته باشد آخرش هم یکی اش را نمیشناسی حتی. بدنی که فرشته ساخته، بیمارستان و پزشکان در دانشگاه مشغول مطالعات بدنی هستند که فرشته ها طراحی کردند، دانشمندان تمام رشته های دنیا چیزهایی را مطالعه میکند که فرشته ها ایجاد کردند. توضیح دادم نگاه کنید این را. گفتیم تبدیل قانون اینرسی را توضیح دادیم دیگر. گفتیم این ماده است. ماده خود به خود حرکت نمیکند مگر اینکه از بیرون بهش چی وارد شود؟ نیرو دیگر. قانون اینرسی یا قانون لختی در فیزیک. گفتیم کره زمین به این بزرگی کی دارد مدیریت میکند؟ پنج نوع حرکت دارد . رابطه با ما خورشید منظومه شمسی کهکشان راه شیری. این با صدها میلیارد کهکشان کی دارد مدیریت میکند الان؟ چون همه ماده هستند. باید شعور و قدرت خارجی مدیریتش بکند. الان این گیاه می آید بالا می شود تبدیل به این گل های به این قشنگی می شود خاک. کی مدیریتش می کند؟ این جوری طراحی اش می کند؟ یک شعور اینجاست دیگر. دانشمند می رود همین شعور را کشف می کند. الان خب وقتی این را می بینیم فرشته دارد رویش میدهد ما علم مان به این اندازه میرسد؟ نمی رسد. پس ما انسانیم، برای این آمده بودیم. هدف از خلقت ما این بود. میایم به این مرحله برسیم.

خب حالا سوال که این متخصص معصوم چه تخصص های دارد؟ اول از این چه نیازی به تخصص داریم؟ این یک. دو) چه نوع تخصص‌هایی دارد؟ و برای هدایت انسان به مقام خلیفه اللهی چه تخصص‌هایی لازم هست؟ من یه اصلی را توضیح میدهم، بس است برای این ساعت، یه استراحتی کنید و بعد ساعت بعدی ادامه بدهیم.

یه اصل عقلی و فطری همه بلدند، در نهاد همه هست: به نام اصل اصالت تخصص. یادداشت بفرمایید. اصل اصالت تخصص. اصل اصالت تخصص چی می گوید؟ می گوید شما وقتی که با یه موجودی با یه دستگاهی به قول امروزی ها با یه سیستمی روبرو میشوید در چهار مرحله، چهار مرحله، کدام مرحله؟ یادداشت کنید تعریف دستگاه، دو راه اندازی اش، سه بهره برداری، بهره برداری. به معنای بهره وری نه فقط صرفا بهره بردند والا خیلی ها هستند موبایل دستشان می گیرد، شش ماه دیگر دستگاه خراب شده از بس این بلد نیست با موبایل چیکار کند. اتومبیل می گیرد ماشین لباس شویی میخرد، شش ماه دیگر خراب است. نه، بهره وری یعنی طوری بهره برداری کنیم که آسیب بهش نرسد، بهره وری در واقع و چهار) تعمیر و نگهداری. اگر خراب شد چیکارش کنم؟ اگر خراب شد چیکار کنم؟ در این چهار مرحله، اول سراغ کی می رویم ما به شکل فطری؟ می رویم سراغ سازنده. سراغ سازنده دستگاه می رویم. دو) اگر دسترسی نداشته باشیم به کی میرسیم؟ به نمایندگی مجاز . می گوید آقا این گوشی من ساخت کره است. الان که من کره نمیتوانم بروم که. کاتالوگش که بده کره ای ، من نمیفهمم اصلا چیه. پس کره باید برای این دستگاه فاترس در ایران کشور ما باید چی بگذارید؟ نمایندگی که متخصص مجاز است. متخصصی که نمایندگی مجاز دارد. حالا شما باید ببرید این دستگاه مثلاً سامسونگ کره را ببر اگر خراب شد، یا تعریفش را که می دانی باید چکار کنی، ببر شرکت سونی، عمل احمقانه است. چرا احمقانه است؟ چون آن اصلا نساخته است. می گوید من این ار نساختم. یا اگر خراب شد ببر شرکت سونی. باز هم احمقانه است. اگر خراب شد، بردی شرکت سونی، خراب شد، کی مسئول هست؟ خودش. شرکت کره ای می گوید دیوانه تو مگر من نماینده مجاز نگذاشتم، این را گذاشتم نماینده خودم دیگر. پس شما موهایتان را کجا می‌برید؟ آرایشگاه. درسته؟ شما دیدید کسی موهایش را ببرد مکانیکی، همین قدر احمقانه است یا ماشینش را ببرد آرایشگاه. اگر چشمت درد بکند، بروی پیش متخصص مغز و اعصاب. اگر ببروی پیش متخصص مغز و اعصاب، دکتر مغز و اعصاب معرفی ات می کند تیمارستان. این دیوانه است که آمده پیش من. باید بروی متخصص چشم. همه رعایت می کنیم تخصص ها را. آره؟ در هر زمینه. این آن اصلی هست که خدا روز قیامت ما را باهاش محاکمه می کند. خدا در قیامت به ما می گوید شما در دنیا عینکتان پیش کی میبردید ؟ اتومبیلتان را پیش کی میبردید؟ برای ساخت یه ساختمان به کی مراجعه میکرد؟ متخصص. شرکت سازنده خارجی اتومبیل تان که دسترسی نداشتید به کی مراجعه می کردید؟ به نمایندگی مجازش. درسته؟ سوال خدا این هست -یادداشت کنید- سوال خدا روز قیامت را، الان باید جواب بدهی آنجا زبونم بند می آید، نمی‌توانیم جواب بدهیم. جهنم یعنی همین دیگر. جهنم یعنی تو نمی‌توانی به سوالات جواب بدهی. خدا سوال میکند در مورد خودت که پیچیده ترین دستگاه خلقت بودی، چه بدنی، هشت هزار بشر دارد مطالعه میکند حتی یه عضوش هم نمی‌شناسد و چه از نظر روحی، در این چهار مرحله به کی مراجعه میکردید؟ مرجع علمی ات کی بوده یک). تعریف خودت، تو کی هستی، کی هستی، چی هستی، برای چی آفریده شدی. این سوال را خدا میپرسد. دو) راه‌اندازی. راه‌اندازی انسان یعنی چی؟ کی می گوید؟ راه‌اندازی انسان یعنی چی؟ گفتیم ما در موسسات الان این کار را داریم میکنیم چه در مشهد چه در هر جای کشور. ما پنج تا ژن اسپرم و تخمک های خانم و آقایان، روش کار میکند. الان می خواهد باردار شود، اصلا الان مجرده فعلا ، این ما می آییم در موسسه روی اسپرم و تخمک‌ کار می‌کنیم. پنج تا صفت یادداشت کنید «سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت» یعنی بخش فوق عقلی . این قابل تقویت است روی تخمک‌ها و اسپرمها. خب این باید از بچگی از نوجوانی روی اسپرمش این کار را بکند. چون قراره وعده های انسان بی نهایت با مسئولیتش بیاره به دنیا. خب بعد بهش انتخاب همسر میدهیم که تو برای یک ازدواج انسانی باید با کی ازدواج کنی! یعنی طرفت برای ازدواج باید چه خصوصیتی داشته باشد. این خیلی مهم است. مثلا انسان تو را می‌بیند یا خانم میبیند، آقا میبیند. چون اگر تو را خانم و آقا دید اصلا با خصوصیت‌هایی که عشق پایدار لازم دارد نمی آید تو را برای ازدواج. برای همین ما الان از پنج تا ازدواجمان چهار تا شکست می خورد. ما الان در تهران ۵۱ درصد طلاق داریم و در شهرستان ۳۹ درصد؛ 39 درصد یعنی شما از چهار پنج تا ازدواج چهار، یک طلاق دارید: طلاق عاطفی و طلاق حقیقی. تقریبا دوتا و خورده ای یا نزدیک سه تا طلاق حقیقی داریم. طلاق عاطفی داریم که تا آخر خوششان نمی آید ولی همدیگر را تحمل می‌کند این یعنی جهنم. یه دونه کمتر از یه دونه از ازدواج‌های ما از پنج تا ازدواج، بقیه راضی اند؛ یعنی اگر بعد از مثلا پنج سال ده سال ۲۰ سال دیگر اگر برگردی عقب با این شخص ازدواج بکنی بگوید چی؟ بگوید آره. الان ما ۷۰ درصد درخواست طلاق هایمان مال کیه؟ مال خانم هاست. خب در طلاق خانم ها بیشتر آسیب میبینند یا آقایان؟ خانم ها ولی ببینید خانم اصلا نمی تواند با این مرد زندگی کند. چون اصلا خانواده ها مرد پرورش نمیدهند. دکتر و مهندس تربیت میکنند مثلا. ولی مرد نیست. نه قدر یک زن را می داند، نه یک عشق پایدار باهاش دارد، نه میتواند. ببین عشق پایدار را پیغمبر گفت. می گوید هر چقدر –دستم را نگاه کنید- می گوید هر چقدر یک انسان به الله و مربیش نزدیکتر شود عشقش به همسر، یعنی عشق جنسیش بیشتر می شود، عشق پایینی هایش شکوفاتر می شود، عشق های زمینی اش رمانتیک تر و قشنگ تر می شود. چرا؟ نه. چون شما وقتی به مربی ات شبیه تر میشوی مهمترین خصوصیت مربی چیه؟ رحمان و رحیم. خب یه مهربان‌تر میشوی. برای همین پیغمبر می گوید هر چقدر یه انسان به خدا شبیه تر می شود و انسان تر می شود و مومن تر می شود، هر چقدر افزایش عشقش به همسرش، همسر مصداق است و الا پدر مادر خانواده همسر دوستان ملت خودش، بقیه ملت هشت میلیارد بچه های امام زمان، همه را می گیرد. اینکه می گوید نه غزه نه لبنان جان فدای ایران. این یه وحشی هست .اصلا انسان نیست اصلا نه دین دارد نه انسانیت دارد. هشت میلیارد آدم، می شود رحمانیت. رحیمیت چیه؟ بابایت، خانواده آسمانی ات عاشقشان باشی، صله ارحام بکنی باهاشون، رفت و آمد بکنی. مثل امام رضا مثل اهل بیت مثل مادر فاطمه زهرا و به فکر این باشد که این خلیفه که لیاقت تو را دارد باید بیاد ولی اصلا برایش دل نمیسوزانی، آوارگی 1190 سالش نگرانت نمیکند غصه دار نمیکند اشک نمی ریزی، سوز نداری، استغاثه نداری دعا نداری پس تو اصلا این را فراموش کن، عاطفه نداری. شما نگاه کنید یک استاد دانشگاه شما دانشجو هستید دیگر، بالاخره اساتید می آیند سر کلاس، بعضی ها دوست دارید بعضی ها را اصلا خوشتان نمی آید ازش ولی همانی که خوشتان نمی آید ازش، اگر بگویند این را مثلا آواره است، مثلا زندانش انداختند، دلت می سوزد. همان که خوشت نمی آید ازش، یا الان مثلا چنین مشکلی دارد دلت می سوزد، می گویی ول کن برویم یک کمکی بکنیم. ما الان برای امام زمان این هم نمی کنیم. اصلا چنین کاری نداریم. پس اینکه ما چه جوری ازدواج بکنیم که عشق پایدار داشته باشیم! پنج را تا نگاه کنید چی بود خودتان؟ «سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق، معنویت». پس ما در موسسه همه اینها را آموزش می دهیم که آقا چه جوری تقویت بکنید. چه جوری انتخاب همسر بکنی که عشق پایدار داشته باشید بعد از چهار روز به طلاق نکشی بعد چی؟ نامزدی، عقد، عروسی بعد انعقاد نطفه. انعقاد نطفه نزدیک ۵۰ تا قانون دارد، یعنی قدر دارد که شما باید رعایت بکنید مثلا چه جوری انعقاد نطفه کنیم که بچه فلج نشود، کور نشود، شب ادراری نگیرد لکنت زبان نگیرد، چه جوری منگل نشود. چه جوری بد اخلاق نشود، چه جوری وحشی بی‌رحم نشود خونریز نشود. الان چند نفر این را می‌فهمند؟ چند نفر رعایت می کنند اصلا؟ چند نفر می دانند اصلا؟ چند نفر این را می دانند و رعایت می کنند؟ خب باید اینها آموزش داده شود والا این همه بچه دارد مظلوم سراسر دنیا میلیون ها بچه دارد فلج کور شب ادرار لکنت زبان منگل اوتیسم آسیب های فوق العاده دارد به دنیا می آید. اگر مادر پدر حواسشان بود قواعد ۵۰ تا قانون انعقاد نطفه را تنظیم میکردند که این نطفه باید چه جوری انعقاد پیدا کند که من. راه‌اندازی یعنی این. یعنی من می‌خواهم یه آدم را راه‌اندازی کنم یه نسل رو تا قیامت. پس شد چی؟ بگوید تعریف راه‌اندازی، سه چی؟ بهره‌وری. بهره‌وری یعنی چی؟ یعنی بهترین شکل زندگی، بهترین شکل زندگی خب قانون خدا قرآن می گوید شما وقتی می روید به سمت انسانیت سه تا خصوصیت دارد، اگر ندارید به سمت من نیامدید. سه تا خصوصیت باید داشته باشید. چی هاست؟ مهربانی اول عشق. عشق یعنی رحمانیت رحیمیت ۲ ) آرامش ۳) شادی. اگر این را ندارید چون رشد انسانی ندارید کلاً. حیات انسانی ندارید. من الان می خواهم بفهمم مثلا رفتم امام رضا میروم نماز میخوانم روزه می گیرم ۴۰ ساله دارم عبادت میکنم، حج رفتم کربلا رفتم الان اثر داشته یا نه ؟ از کجا می فهمم که اثر داشته یا وقت تلف کرده؟ اینکه روز به روز مهربان تر بشود که روی عشق های زمینی ات هم اثر می گذارد. رحمان رحیم این بزرگه، وسطی چی؟ آرامش سومیش شادی. اینها در تعریف انسان است. خب در اصل اصالت تخصص تو باید در هر پنج بخش مراجعه کنی به کی؟ و تعمیر و نگهداری. تعمیر و نگهداری یعنی چی؟ یعنی اگر ۵۰ سال گناه کردی الان چه جوری میخواهی جبرانش کنی؟ یک کسی ۵۰ سال فحشا داشت گناه داشت الان می تواند جبران کند؟ آره کاری ندارد. ولی خب مکانیزم ریاضی دارد. من چه جوری میتوانم ۵۰ سال ظلمی که به خودم کردم، روحم را از شبیه شدن به مربی باز داشتم برگردانم؟ این هم روش ریاضی دارد. یعنی یک متخصص به تو می گوید مثل اینکه زمانی که من سرطان داشتم، سرطانم یک جوری بود که دکتر گفت، خوش آمدی، برو مرخصی ای. برو راحت باش. وصیتت را بنویس. این جوری به من گفت. خب من باید یک کسی را پیدا بکنم که بتواند این را حلش کند مسئله ام را. یک) حق ندارم ناراحت شوم غصه بخورم برایش. چون خلاف آرامش است. من حتی یه ثانیه هم ناراحت نشدم به والله قسم، یک ثانیه وای سرطان دارم، نه. بعد که سرطان غم نیست مسئله ام دغدغه ام حالا یه چیزی میخواهد من از دور خارج کند من باید این را حلش کنم. نمی ریزم در قلبم غصه بخورم. کجا نگه اش می‌دارم؟ در متن. حالا خیلی با آرامش من رفتم گشتم بالاخره در ایران یه نفر را پیدا کنم تو بلدی این را حلش کنی. گفت آره من حل می‌کنم. باید بتواند تمام این سرطانی که همه وجود من را گرفته برطرف کند و به سلامت برساند. این می شود چی؟ می شود تعمیر و نگهداری. من سیستم من را دوباره برگرداند . الان من 50 سال گناه کردم گند زدم به روحم، خب حالا من چه جوری می توانم جبرانش بکنم؟ یه مربی متخصص میگوید بیا من تبدیل میکنم به انسان. روش میخواهد. خدا روز قیامت سوالش این هست شما در دنیا که بودید در این چهار مرحله مرجع تخصصیتان کی بوده؟ به کی مراجعه می‌کردید؟ اگر بگویی به تو مراجعه نمی‌کردیم و کتاب آسمانی و به معصومین مراجعه نمی‌کردیم، جایت جهنم است. چرا؟ می گوید تو خیلی احمقی تو حتی در دنیا میفهمیدی ماشینت را باید پیش متخصص و آن شرکت خودش ببری. چرخ خیاطی ات را پیش شرکت خودش ببری، چادرت را باید پیش خیاط ببری، موهایت را ببری پیش آرایشگاه، در مورد خودت که پیچیده ترین دستگاه بودی، اینقدر تو بی مبالغ و بی فکر و بی خیال بودی؟ کجا دنبال مربی بودی؟ در اینستاگرام. ببین چقدر آدم احمق می شود، فحشا یعنی همین دیگر. فحشا و حماقت یعنی من بگردم در اینترنت در اینستاگرام در فیسبوک در فضای مجازی ببینم فلان خواننده فلان هنرپیشه فلان نمیدونم ورزشکار فلان شاعر فلان فیلسوف چی گفته، یک چیزش را بردارم، اصلا چه اطلاعاتی راجع به تو دارد؟ او چیزی نمیداند. ما هفت تا تخصص لازم داریم که در مورد انسان باید در راهنمایی انسان باید به کار گرفته بشود ساعت بعد راجع بهش توضیح میدهم.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.