جلسه 002 - تربیت قرآنی (دانشگاه فرهنگیان)
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - تربیت قرآنی (دانشگاه فرهنگیان)

فرهنگیان مشهد؛ جلسه دوم

سلام و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و امام رضا علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

خب سه قدر از قدرهای انسان را خواندیم. قدر چهارم را بهش می گویند قدر عقلی یا قدر فرشته ای. در قدر عقلی ما با فرشته‌ها برابریم. کار فرشته‌ها چیه؟ چی؟ نه. عبادت نه. عبادت که گفتیم حیوانات هم انجام می دهند. وجه مشترکمان عبادت هست ما با حیوانات و فرشته ها. کار فرشته‌ها، فرشته‌ها واسطه بین الله و مخلوقاتش هستند در همه چیز در تمام شئون. مثال بزنم. مثلا در شئون جمادی. شما یه قانون دارید در فیزیک بهش می گویم قانون اینرسی یا قانون لختی. آنهایی که فیزیک می‌خوانند یا پزشک جدید بهش می گویند قانون لختی. در این قانون چی می گوید؟ این قانون می گوید یک ماده حالت سکون یا حرکت مستقیم الخط یکنواخت خودش را حفظ می‌کند مگر اینکه از بیرون به چی وارد شود؟ نیرو وارد شود. الان این گل‌ها هزار سال دیگر همین جا می‌مانند. وقتی بهش نیرو وارد نشود. همین صندلی ها همینطور. تکان نمی خورد. چون ماده است. ماده از خودش حرکت چیه؟ ندارد. یک کسی باید در آن تصرف بکند حرکتش بدهد. الان کره زمین چیه؟ ماده هست یا نیست؟ ماده است دیگر. آب هست و یه بخش کوچیکش هم خاک است. خب الان چند هزار ساله بشر دایره مطالعه می‌کند. زمین ۵ نوع حرکت دارد. خب حرکت‌هاش تا میلیون ثانیه هم حساب می شود. یعنی بشر می‌دونه مثلاً ۱۰۰ سال بعد کدام روز کدام دقیقه کدام ثانیه خسوفه یا کسوف هست. این محاسبات ریاضی دارد که می‌تواند این را حساب کنید. اینقدر دقیق است حرکت زمین. الان مدیریت زمین ما کیه؟ مدیریت رابطه اش با خورشید با ماه با کیه. مدیریت این سه تا در منظومه شمسی با کیه؟ مدیریت منظومه شمسی در کهکشان راه شیری کهکشان راه شیری در کیهان با میلیاردها کهکشان دیگر؟ قرآن فرمود چی؟ «کل فی فلکه یسبحون» هر کدام اینها مدار ویژه دارد. اداره این مجموعه یعنی میلیاردها میلیارد اجرام غول پیکر آن هم با مدار ریاضی و حرکتی که یه ثانیه این ور و آن ور بشود. شما الان مثلاً نگاه کنید زمین چقدر عظمت دارد! چقدر بزرگ هست! ۸ میلیارد آدم روی زمین زندگی می‌کنند اگر عدالت باشد ده‌ها میلیارد انسان روی زمین با عدالت زندگی کنند. الان نظم نیست عدالت نیست که ۸ میلیارد آدم گرسنه شدن توشون هست، فقیر هم توشون هست ولی عدالت که باشد میلیاردها انسان می توانند ده‌ها میلیارد انسان زندگی کنند، با این عظمت آن هم یه چهارم زمین یعنی خشکیه. سه چهارمش که آبه. این کره به این عظمت در مقابل خورشید یک میلیون و سیصد هزار زمین در خورشید جا می شود. تصور خورشید چیه. یه میلیارد و سیصد میلیون کره زمین در خورشید جا می شود بعد ما ستاره‌ای داریم که چند میلیارد خورشید توش جا می شود. دقت کنید چی گفتم. چند میلیارد خورشید در این جا می شود. ببینید فرشته یعنی چی. فرشته همه اینها دارد اداره میکند. اتم به اتم الکترون به الکترون. این کار فرشته است. این گل ها را نگاه کنید. تبدیل ماده به خاک، خاک به دانه، مدیریت دانه به گل گلها تک تک اینها را فرشته ها می‌بافند برای ما. مثل چادر شما مثل عبای بنده که بافته‌، تارو پود دارد، فرشته ها می‌بافند. کار دست هست اینها. دقت کنید. برای تک تک این‌ها اراده علم قدرت ظرافت لطافت محبت رأفت رحمانیت و رحیمیت به کار میرود. برای تک تک اینها. کار فرشته است. یه دونه موز یه سیب یه انار یه نارنجی یه توت فرنگی یه شاتوت همه اینها را فرشته‌ها برای ما می‌بافند. یعنی کاملا آماده اش می‌کند تقدیم می‌کند به شما. قرآن چی فرمود؟ «خلق لکم» به خاطر شما من اینها را می‌آفرینم «ما فی الارض» هرچی روی زمین هست برای شماست . قدرت را بدان، قیمتت را بدان. انسان وقتی فکر میکند که فرشته های خدا این برگهای به این قشنگی گلهای به این قشنگی را بافتنش بخاطر ما طبیعتی درختان گیاهان شرمش می آید خجالت می‌کشد خدا می گوید همه را به خاطر تو آفریدم. شما یه نفر یه موقعی میرود به یک خانمی یا آقایی مثلاً می گوید که من برای همسرش یه خانم مثلاً اگر کلاه به یه شال را می‌خرد هدیه میدهد یه پولی می دهد. خب این علامت عشق است ولی یه موقع هست می گوید نه، من این کلاه و شال چی؟ خودم بافتم؛ یعنی من گره به گره این را به عشق تو زدم. خدا می گوید من اتم به اتم اینها، آن سیبی که دارد نوش جان می کنی، آن توت فرنگی آن برگ های که در دانشگاه دارید میبینید، درختان جنگلها ماهی ها پروانه ها هفت آسمان که فقط در آسمان اولش این اجرام هستش، همه اینها را به عشق تو زدم. برای تو زدم. اگر نفهمی کی هستی اصلاً درکی نداری خب این یعنی چی. یعنی چی. خدا می گوید خب تو اگر کسی هدیه به کسی بدی پیدا اگر کسی به کسی گل هدیه بدهد،گل که ما نیافریدیم. گل را می خریم به یک کسی هدیه می دهیم، اگر یک کسی به کسی گل هدیه بدهد یعنی چی؟ یعنی ادب احترام ارادت یا محبت. خدا می گوید من همه اینها را برای تو زدم. و ما چقدر بد رفتار می‌کنیم با خودمان. می گوید خانواده ات را من را دادم، پدر و مادرت را من می دهم، بچه‌هایت را من می دهم همسرت را من می دهم رزقت را من می دهم، جمادات من می دهم گیاهان را من می دهم حیوانات را. من می دهم بهشت‌ها را به خاطر تو به کار گرفتم. میلیاردها بی‌نهایت فرشته در این آسمان پر کردم برای شما. من اول باید بدانم کی ام؟ برای چی آفریده شدم! از اینها استفاده کنم، اینها را بفهمم. نمیدونم کی ام، فکر می‌کنم یه زنم یا یه مرد یعنی حیوانم یا فکر میکنم فقط یه دکتر مهندس ام، یه جنبه فرشته ای، دیگر درکی از اینها نمی توانم داشته باشم. ولی یک کسی که زبان عشق را میفهمد، زبان خلقت را میفهمد و فرشته‌ها را می‌فهمد وقتی میاد بیرون به این گل‌ها نگاه می‌کند حالش عوض می شود. یه سیب را نمیتواند به راحتی گاز بزند و بخورد. یه توت فرنگی این جوری نیست مثل گاوها، گاوها را دیدید چطوری می خورند؟ نگاه می کنند و می خورند. ما فقط از سیب و گلابی و میوه و اینها خوردنش را یاد گرفتیم. ولی وقتی می دهی دست انسان مثل انسان کامل، پیغمبر یه سیب را بو میکند میبوسشد. میوه خیلی گران قیمتی هست یک سیب. شما بگردید در این میلیاردها کهکشان اگر تونستید یه دونه سیب پیدا کند، یه انگور پیدا کنید، یه گل پیدا کنید، یه گیاه پیدا کنید آب پیدا کن. معصوم می فهمد سیب یعنی چی. ما نه. ما مثل گاو، دور از جون گاوها، گاز می زنیم و می‌خوریم. گاو می‌خورد، گاز می زند و میخورد. ما حواسمان نیست این گل یعنی چی، گیاه یعنی چی، برگ چیه درختان چیه، کاج چیه سرو چیه صنوبر چیه یاس چیه. هیچی همه همین جوری رد می شویم و می رویم. میوه ها را میبینیم در این تابستان به زیبایی، تک تک شما فرشته ها را. طالبی را با آن بوی مست کننده‌اش هندوانه را نمی‌دونم خیار با آن رنگ سحرکننده پرتقال و سیب و 7هزار سیب، حالیمان نیست همینجوری داریم زندگی می‌کنیم. اصلا حواسمان نیست. برای همین الان این نکته خیلی مهم هست سطح جامعه جهانی به حیوانات نرسیده هنوز کره زمین اما سطح زندگیها به حد حیوانات است. انشالله امام زمان بیاید کمک میکند که مردم به سطح حیوانات برسند. مردم بیایند به سطح حیوانات. یعنی برسند به عبادت برسند به ذکر، برسند به خدمت به هم نوع، برسند به غیر خدمت به غیر هم نوع. برسند به حیا، غیرت ناموسی برسند به وفاداری، امانت داری. الان نیست. خیلی جاها این حرفها نیست. خیلی جاها این حرفها نیست در زندگیها. خب فرشته‌ها کارشان این هست. شما یادداشت کنید منبع بهتون بدهم. در سایتمان بروید montazer.ir آنجا دانلود کنید بی زحمت، شرح دعای سوم صحیفه سجادیه. فعلاً داریم دعای هشتم الان ما شرح می‌کنیم. شما دعای سوم را برداشت کنید: نقش فرشتگان آنجا بیش از ۴۰ ماموریت امام سجاد برای فرشته ها می دهد. الان شما هشت ضلعیهای برف را دیدید. کی طراحی می‌کند آنها را؟ باران می گوید کجا بیاید؟ ابرها، مدیریت ابرها، باد، رعد و برق. اینکه یه باران باید کجا دقیقا بخورد زمین، یه برف کجا بخورد این فرشته را می آورد. ماموریت دریافت میکند این گل و نمیدونم اینجوری درست میکند این برف اینجا می گذارد تحویل میدهد، این آب اینجا تحویل می دهد. قاعده از دست تان نرود «کل شی عنده بمقدار» استثنا هم ندارد. خب این چند تا شد تا اینجا؟ چند تا؟ این چهار تایش کدام من ما نیست. اینکه خدا می گوید من همه چی را برای تو آفریدم، این هیچ کدام از این چهارتا نیست. این من های جمادی با ارزش جمادی، گیاهی با ارزش گیاهی حیوانی با ارزش حیوانی و عقلی با ارزش فرشته ای. ولی من نیستم. اینها ابزاررای ما هستند. خب تمرین کنید با هم. هرچه من گفتم شما بگوید درسته یا غلط. آماده‌اید؟ بله همه با هم بگویند درسته یا غلط. گزارها را اگر تمرین بکنید متوجه میشوی تربیت قرآنی یعنی چی، خیلی از فرمول‌ها در این یه دقیقه تمرین هست. این یادتان نرود.

پولدارها آدم‌تر از بقیه مردم اند؟ خوشگله آدم‌ترند؟ غلطه. ورزشکارها آدم ترند؟ آنهایی که بچه دار میشوند آدم تر از کسان دیگری هستند که بچه دار نمیشود؟ رئیس جمهور آدم تر از وزراست؟ وزرا آدم تر از استانداراند؟ استاندارها آدم تر از بقیه مردم اند؟ دکترها آدم‌تر از ارشدها هستند؟ ارشدها آدم‌تر از کارشناسان اند؟ کارشناسان آدم تر از دیپلمها هستند؟ مراجع آدم تر از بقیه مجتهداند؟ مجتهد آدم‌تر از بقیه روحانیون اند؟ روحانیون آدم از بقیه مردم اند؟ ما تا اینجا آدم نداریم. یعنی به هیچ وجه چیزی به اسم انسان نداریم. اینها تربیت قرآنی اینها نیست. مثلا می گوییم قاری‌های قرآن آدم‌تر از بقیه مردم اند؟ حافظه ها آدم‌تر از آنهایی که حافظ نیستند؟ ما اصلا نداریم این چیز را، تا اینجا اصلا آدم نداریم.

خب اگر این را فهمیدیم، اکثر مردم دارند زندگیشان بر اساس چیزی زندگی می‌کنند که خودشان نیستند؛ یعنی تمام تصمیمهایشان حتی دینداریشان امام رضایشان رنگ جمادی گیاهی حیوانی عقلی دارد. کعبه شان هم همینطور. خداشون هم همین رنگی هست. یه رنگ که حقیقت خارجی ندارد این خدا. برای همین هم خدا نمیتواند شخص را نه مهربان و رحیم و رحیمش کند. نه آرامش کند و نه چی شادش بکند. چون خداش قلابی هست، کاری نمی‌تواند بکند خدا. امام رضاش هم همینطور. ۴۰ ساله من میروم امام رضا. خب اتفاقی افتاد یا نه؟ بعد از ۴۰ سال تو حداقل راضی‌تر هستی از زندگی ات یا نه؟ رضاست دیگر. رضا یعنی چی؟ وقتی میروی پیشش، راضی‌تر باشی از زندگی از دنیا از خودت از نعمت‌هایت از هرچی که داریم. شدیم یا نشدیم. امام رضا به ما داده یا نداده پس ما داریم با یه خود قلابی زندگی می‌کنیم؛ حتی دینداریمان هم قلابی است. قرآنمان هم قلابی هست. بر اساس من حقیقی انجام نمیدهیم. من حقیقی بهش می گویند من مرحله پنجم، بهش می گویند فوق عقل یا فوق تجرد. در من پنجم ما فوق عقل یا فوق تجرد داریم. یا چی هستیم؟ خدا می گوید روح خدا هست. بالاتر از فرشته. این می شود من. به این می گویند من حقیقی. آنی که همه خلقت برای آن هست و آنی که همه هفت آسمان برای آن هست. آنی که فرشته‌ها برای آن معنا دارند. آنی که درهای جهنم بهشت عرش خدا بالای فرشته‌ها با این تنظیم می شود. خب این چیه؟ بهش می گویند من انسانی. خب این من انسانی و من فوق عقلی خصوصیتش چیه؟ یادداشت کنید این خیلی مهم هست. خصوصیتش تنفر شدید از محدودیت. در من فوق عقلی شخص به شدت متنفر می شود از محدودیت ها؛ یعنی از هرچی که بخواهی محدودش کنی، می گوید دوست ندارم. نمیپذیرد. زیر بار نمی رود و فقط و فقط عاشق کمالات نامحدود است. کمالات به شکل بی‌نهایت دوست دارد. عمر بی‌نهایت لذت بی‌نهایت عزت بی‌نهایت پادشاهی بی‌نهایت قدرت بی‌نهایت حیات بی‌نهایت اراده بی‌نهایت همه اش بی‌نهایت می خواهد و چون معشوقش بی‌نهایت هست در این بعد، بی نهایت از نظر ریاضی یکی بیشتر نمیتواند باشد. دو تا بی نهایت نمیتوانیم داشته باشیم. چون همدیگر را چیکار میکنند؟ محدود میکنند بی نهایت. پس ما در واقع عاشق یک کمال بی‌نهایت هستیم که همه کمالات را به شکل بی‌نهایت با هم دارد. به شکل بی‌نهایت با هم دارد. دوتا که نمیتواند باشد معشوق ما باشد. این را بهش می گویند هستی بی نهایت. وجود بی نهایت. وجود مطلق. این همان کمالی است که همه انسان‌ها بدون استثنا عاشقند یا اسم دیگرش الله است. ما در بخش فوق عقلی عاشق بی نهایت هستیم. الله.

امام خدا رحمت کند امام امت را سلام الله علیه، فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست. یعنی چی؟ یعنی بی‌نهایت طلب است. با امام خمینی فرقی ندارد. جفتشون. یزید و امام حسین معاویه در بی‌نهایت طلبی با هم مشکلی ندارند. در چی فرق دارند؟ فرقشان کجاست؟ در مصداق بی‌نهایت. خوب دقت کنید از اینجا داستان تاریخ شروع می شود. داستان تاریخ از اینجا شروع می شود. همه بی نهایت طلبند: هابیل و قابیل اما کجا اشتباه می شود؟ اینکه هابیلیان، انبیا، پیروان انبیا در مصداق ریاضی بی‌نهایت، بی‌نهایت می‌طلبند. بی‌نهایت چیه؟ یکی بیشتر نمی‌تواند باشد. آن الله است. دوتا نیست؛ ولی پیروان طاغوت‌ها آمریکا، رئیس جمهور آمریکا، بی‌نهایت طلبی را در مصداق غیر حقیقی و قلابی بی‌نهایت دنبالش می‌گردد یعنی پول کمالات گیاهی کمالات حیوانی غارتگری. این را یادداشت کنید خیلی مهم هست امپریالیسم شکل منحرف شده بی نهایت طلبی است. امپریالیسم شکل منحرف شده بی نهایت طلبی است. خب پس انسان در عشق به الله معنادار باشد. عشق به بی‌نهایت. حالا همتون می‌توانید این را بگویی، این الان می‌توانی بگوییم با هم، بگوییم چی؟ «اشهد» شهادت می دهم که من الهی یعنی معشوقی دلبری ندارم «اشهد ان لا اله» معشوق دلبری نیست برای من مگر بی‌نهایت. مگر چی؟ بی نهایت. حالا عربیش چی می شود؟ «اشهد ان لا اله الا الله ». خب چون الله است یعنی بی‌نهایت است پس چی؟ وحده. یکی بیشتر نمی‌تواند باشد و چون وحده چی؟ بگوید: «لا شریک». این دین ما یه دین ۱۰۰ ریاضی است. ۱۰۰ ریاضی است. شهادت می دهم که معشوقی غیر از بی‌نهایت ندارم. چون بی‌نهایت هم هست یکی بیشتر نمیتواند باشد. «وحده» و چون «وحده»، لا شریک شریک ندارد. اگر شاگردهایتان بچه‌هایتان ازتون سوال کردند که دین ما چه دینی هست؟ ما برای چه آفریده شده ایم؟ باید بلد باشید اینها را.

خب سوال اساسی این هست که این عشق به بی‌نهایت چه جوری به ما داده شده؟ خود خدا جواب میدهد. فرمود: «نفخت فیه من روحی» من از روح خودم در انسان دمیدم. پس همه ما حامل روح خدا هستیم یعنی روح بی نهایت، روح کمال بی نهایت، وجود بی نهایت و هستی بی نهایت. در همه ما این نفخه بی‌نهایت وجود دارد. همه ما این ظهور بی‌نهایت و نفخه بی‌نهایت را داریم. جنس ما بی‌نهایت است. این یادتان نرود. ذات ما بی‌نهایت هست. رب ما بی‌نهایت هست. کتاب ما بی‌نهایت است. دین ما بی‌نهایت است. تربیت قرآنی تربیت بی‌نهایت است. وقتی می گوییم راهکارهای تربیت قرآنی، یعنی چی؟ یعنی ما آدم ها را به گونه‌ای تربیت می کنیم که اینها به رشد بی‌نهایت برسند. کمال بی‌نهایت برسند. یعنی چی؟ الان سوال اساسی این هست این عشق را خدا برای چی به ما داد؟ سوال است دیگر. ها ما این عشق را می‌خواهیم چیکارش کنیم. الان فهمیدم دهم چه جوری عاشق شدم. چون روح بی‌نهایت دارم. حتی رئیس جمهور آمریکا. همه بی نهایت طلبیم. الان سوال این هست این الان میخواهم چیکار؟ این عشقی الان به من دادند به عنوان انسان که بخواهم عاشق بی نهایت بشوم چه کار میخواهم باهاش بکنم. گفت: خدایا میدونم دوستم داری ولی من نامزد دارم. الان شما به خیلی از جوانها بگویید معشوقت الله است، می گوید: نه. معشوقم دخترخاله ام هست. این راست می گوید یا دروغ می گوید؟ راست می گوید. وقتی می گوید من منظور کدام من است؟ من حیوانی. من با معشوقم می توانم ورزشکار بشوم. می خواهم بروم قهرمان ورزش بشوم. کدام من هست؟ من می‌خواهم بروم رئیس جمهور شوم. کدام من هست؟ بله من میخواهم بروم دکتر مهندس شوم، استاد دانشگاه شوم. این کدام من هست؟ من فرشته ای. میخواهم بروم پولدار شوم، میخواهم بروم اقتصاد و پولداری و من چیه. من جمادی. راست دارد می گوید من الله را دوست ندارم یا مثلاً معشوق من نیست. راست می گوید. چون منش را اصلاً نمی‌شناسد. هنوز پیدا نکرده در خودش. این با این من آشنایی ندارد و شهودش هم نکرده. چون باورش هم نکرده و معرفت نفس ندارد، درگیر عشقهای زمینی هست. درگیر فسق است. چون این من را نمی‌شناسد. اگر معرفت نفس که فرمود اگر کسی خودش را شناخت همه چیز را میشناسد یعنی این. یعنی من بدانم کی ام و معرفت داشته باشم؛ یعنی چی؟ یعنی باور داشته باشم. بله من انسانم. فرشته نیستم، خانم و آقا نیستم، گیاه نیستم، جماد هم نیستم . مادر کسی نیستم زن کسی نیستم بابای کسی نیستم شوهر کسی نیستم پسر دختر کسی نیستم. اهل هیچ جغرافیایی نیستم. دکتر مهندس نیستم رئیس نیستم. اینها آن معنای قلابی‌اند. من ابزاری اند. من روح خدا هستم، من معشوقم یه نفر بیشتر نمیتواند باشد و اله هم یه نفر بیشتر نمیتواند باشد و آن بی نهایت است. انسان آنجایی که از بی‌نهایت طلبی دست برمی‌دارد دیگر می شود فاسق، غیر طبیعی می شود. چون ذات من بی‌نهایت طلب هست. اگر من حرکتم سبک زندگیم تربیت قرآن هست؛ یعنی تربیت به سمت بی نهایت. اگر به سمت بی نهایت حرکت نکنم به سمت محدودها حرکت میکند؛ یعنی کمالات جمادی نباتی حیوانی و عقلی. این شخص دیگر طبیعی نیست. چون معشوقش دیگر بی نهایت نیست. معشوقش دیگر بی نهایت نیست. مگر نمی گوییم تربیت قرآنی. در تربیت قرآنی خدا ملاک تربیت هست. ملاک ریاضیات اشیاست. ملاک قیمت‌ها و قدرهاست. چون فرمود همه چی را قدر گذاشته خدا یعنی اندازه براش گذاشته .وقتی به اندازه انسان‌ها می‌رسد خدا چی می‌فرماید؟ می‌فرماید که «افمن کان مومننا کما کان فاسقا لایستون» انسان ها را به دو دسته کلی تقسیم میکند. مومن و فاسق. فاسق یعنی چی؟ یعنی غیر طبیعی یعنی نامتعادل و غیر طبیعی. می گوید انسان ها یا طبیعی اند، متعادلاً که مومنند. مومن به کی؟ به خودشان. اول خودشان باور کنند که من انسانم. مومن به خودم. من روح الله هستم. اول این را باور کن که انسانی. اول ایمان بیار به خودت بعد تازه به ربت میتوانی پیداش بکنی. وقتی من نمیدونم کی ام ربم را نمیروم سراغ، اینها میروم دکتر مهندس فلانی در فضای مجازی دنبال الگو می‌گردم. در دانشگاه دنبال الگو میگردم. در جامعه دنبال مربی میگردم. مربی ها همه کوچولوند مثل خودم. چون من شناختم از خودم کوچیک هست. شناخت از خودم کوچیک هست. وقتی فهمیدم خودم بی‌نهایتم مربیم باید چی باشد؟ بی‌نهایت باشد. بنابراین دیگر سراغ مربی محدود نمی روم. الگوی محدود به دردم نمی خورد .پس خودم، معرفت خودم، باید خودم را بشناسم ایمان بیارم به خودم. قرآن می‌فرماید همه انسان‌ها همینجوری هستند یا مومنند یعنی قلبش را باور کرده خودشان و معشوقشان و الهشان، ربّشان، یا این کار را نکردند که می شوند فاسق، غیر طبیعی. دیگر اینها حرکتشان به هیچ وقت به سمت بی نهایت نیست. حرکتشان به جهنم است. به سمت محدودیت است. کمالات محدود. نه کمالات نامحدود. در تربیت قرآنی شما انسان‌ها را باید به گونه‌ای تربیت بکنید که این دائما به سمت بی نهایت حرکت می کند. برای همین هم خداوند برای اینکه ما باور کنیم قسم و تاکید می آورد «بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ان الانسان لفی خسر» قسم میخورد ان و لام تاکید می آورد ان و لام تاکید، قسم میخورد تا ما باورمان می شود همه انسان ها -دست نگاه کنید- همه انسان‌ها دارند اصل سرمایه‌شان یعنی بخش پنجم را از دست می دهند. استثنا بعضی ها اینجوری نیستند. استثنائا. دقت کنید می گوید همه این مردم روی کره زمینن دارند از دست می دهند. استثنائا بعضیها «الا الذین آمنوا» مگر کسی مومن باشد «الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات» یعنی عمل صلاحیت دار بکند. عمل صالحیت دار چه عملی هست؟ عملیست که تضمین میکند حرکت و اتصال و حرکت من به سمت بی نهایت. عمل صالح یعنی عمل صلاحیت دارد که رشد بی نهایت مرا تضمین بکند. الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات که مصادیقش چیه؟ تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر چرا این دو تا را انتخاب کرده بعداً متوجه میشوید. قسم خورد بقیه فاسق اند. «افمن کان مومنا کمن کان فاسقا لایستون» برابر نیستند اینها. حالا سوال این هست این عشق را میخواهم چیکارش کنم؟ اگر کسی پرسید خدا این عشق را برای چی به من داده؟ من برای چی آفریده شده ام؟ آقا جوان شما شاگرد شما دانشجو دوستتان یه خارجی از شما سوال میکند آقا ما برای چی آفریده شده ایم؟ دین شما جواب دارد برای این یا نه؟ بله. چرا جواب ندارد. جواب چیه؟ «ما خلق الجن و الانس الا لیعبدون» جن و انس را نیافریدم مگر برای چی؟ نه دیگر عبادت نه. عبودیت. یه چیزی بهتون بگویم این خیلی مهم هست. چون شما اساتید هستید بالاخره باید با کتاب و دانش و دانشمندان سر وکار دارید، مفسرین و مترجمینی که معرفت النفس نمیدانستند ترجمه هایشان و تفسیرهایشان نوعا غلط در می آید. ترجمه ضعیف. تفسیرشان هم اشتباه است. چرا؟ چون حضرت فرمود: «ان الجاهل معرفت نفسه جاهل به کل شی» کسی که معرفت نفس نمی داندر «جاهل بکل شی» یکی از اشیا هم قرآن است. تفسیر قرآن هست دیگر. کسی که معرفت نفس نمی‌داند قرآن را نمی‌فهمدش، واژه‌ها را غلط معنا میکند. مثلا یکی اش همین است. «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» من جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت. خدا در قرآن می گوید من برای حیوانات هم گذاشتم. فرشته ها عبادت دارند. من باید بفهمم من کی ام، من فرقم چیه. او چرا سجده کرده! سجده همیشه از پایین به بالاست دیگر. ما چی داریم که آن سجده می‌کند؟ می گوید شما روح من را دارید و ظرفیت بی‌نهایت را دارید که هیچ کس نداد. این را من دادم بهتان. بفهم قیمت خودت را بفهم به خودت احترام بگذار همینجوری عاشق خودت شو. همینجوری عاشق خودت شو. خب حالا عبودیت چیه؟ اینجا به چه درد من میخورد عبودیت؟ شما وقتی عبودیت می گویید، عبد در مقابلش چیه؟ مولا و رب هست. این را قرآن بیش از نزدیک به هزار بار در قرآن به ما می گوید رب، من رب شما هستم، فقط الهتون نیستم، فقط خالقتان نیستم رب تان هم هستم یعنی مربی تان هستم یعنی من شما را آفریدم تربیتتان کنم. من مربی شما هستم. شما مربی غیر از من نمی‌توانید داشته باشید. چون بی‌نهایتید و مربی ات باید بتواند تو را بی‌نهایت تربیت بکند. آن داستان هفت تا تخصص اینجا به کار ما می آید. می گوید من مربی ات هستم. هفت تا تخصص دارم و هچی کدام از شما این را ندارید. خب مربی شاگردها را چه جوری تربیت میکند؟ سوال این هست. معلم نیست فقط. مربی هم هست. اصلش هم این است. خدا یه جا در قرآن خودش را معلم معرفی کرده. فقط یک جا ولی نزدیک هزار بار می گوید من مربی‌ام یعنی چی؟ یعنی من ربم مربی‌ام. شما باید شبیه من بشوید. من شما را آفریدم تا یه کسی شبیه خودم بشوید. باشگاه برای همین هست دیگر. الان در باشگاه گلدوزی مرواریدبافی، سرمه دوزی، کدام یکی از شاگردها زودتر به مربی گری میرسد؟ بله؟ آن که حرف بیشتر گوش می کند، تمرین ها را انجام می دهد، زودتر شبیه مربی می شود. در کاراته در رشته های دیگر. پس هدف خلقت چیه؟ اینکه ما شبیه مربی شویم. این را در قرآن بهش چی می گویند؟ می گویند خلیفه اللهی یعنی مظهریت خدا. خب چه جوری می شود بهش رسید؟ می گوید با عبودیت. می گوید من مربی هرچی میگویم گوش کن، شبیه من می شویددیگر. حرف همه مربی هاست. نه خدا. همه مربیان رانندگی کاراته تکواندو نمیدونم کونگ فوو آشپزی حرفشان چیه؟ حرفهایم را گوش کن شبیه کی میشوی؟ حدیث قدسیش را مرقوم بفرمایید. این حدیث خیلی مهم هست. «عبدی حتی اجعلک مثلی» بنده من من را اطاعت بکن تا من تو نمونه خودم قرار بدهم. خیلی حرف بلند است. خیلی بلند است. می گوید اطاعتم بکن شبیه خودم می شوی. به این چی می گویند در قرآن؟ می گویند چی خلیفه اللهی. مقام چی؟ من برای این آفریده شدم. شبیه مربی ام می شود.

یادداشت کردید روایت را «عبد اعطعنی اجعلک مثلی». روایت بعدی از امام صادق. یادداشت بفرمایید فرمودند: «العبودیه» یعنی هدف خلقت ، «جوهره» جوهری است گوهری است که «کنهها العبودبیته» عبودیت گوهری است که باطنش مربی شدن هست. شاگردهایی که در باشگاه می گویند چشم چشم هرچی تو بگویی گوش می کنند، شاگردای که اطاعت میکند باطن این چشماشون چیه بله مربی شدن. لجبازی نمیکند اطاعت میکند این به مربیش هست آنی که حرف گوش نمیکند دیگر آن انسان نیست فاسق هست طبیعی نیست یه کسی در باشگاه هرچی مربی عمل نکن براش لجبازی با مربی باشد مثل الان خانم حجاب نمی‌خواهم نماز نمیخواهند مرد غیرت ناموسی ندارد حیا ندارد وفاداری ندارد امانت داری ندارد خدا می گوید دارد برعکس عمل میکند. به این می گویند میمونی. در روایت داریم بعضی از امت من به شکل چند حیوان محشور میشوند بعضیها میمونند آنهایی که لجبازند. هرچی میگوییعنیی خلافش عمل می کنند. هشتگ زدن این میمونها گفتن ما چی هستیم؟ ما بی غیرتیم ما بی ناموسیم. مگر نمی دانی بی ناموسی یعنی چی. باشه ما بی ناموسیم. هرچی خدا. من می خواهم زنم لخت بشود در خیابان همه ببینندش. من میخواهم مشروب بخورم. این منی که دارد در مقابل من اصلی وایستاده، کدام من هست؟ من حیوانی. قیام کرده علیه من چی؟ من فوق عقل. آن را به اسارت می گیرد نمی گذارد رشد کند. کاری که امپریالیسم در جهان با مردم کردند. امپریالیسم مردم را به اسارت گرفته در دنیا اجازه نمیدهد که مردم بفهمند کی اند چی اند. و بخواهند رشد انسانی کنند. ببینید دست از سر ما برنمی‌دارد. ۴۶ ساله دست برنمی دارد. قبلش هم دو سوم خاک ما را در ۱۵۷ سال غارت کردند. باز هم می خواهند غارت کنند. به جمهوری اسلامی هم ربطی ندارد. آنها با ایران کار دارند. بی نهایت طلبشان روی این مرز و بوم هست. پس عبودیت گوهریست که باطنش مربی شدنش هست. این قیمت انسان و هدف خلقت انسان است. حالا سوال اساسی این هست اگر ما در این کلاس فهمیدیم یعنی معرفت پیدا کردیم، آدمیم، فرشته نیستیم زن و مرد نیستیم رئیس جمهور نیستیم استاد دانشگاه نیستیم انسانیم. اگر فهمیدیم انسانیم با این هدف آفریده شدیم مهمترین نیازمان چیه؟ وقتی از این کلاس میرید شما بیرون، ضروری ترین نیازتان چیه؟ الان فهمیدی با این قیمت به دنیا آمدی، یک کسی شبیه مربی ات بشوی، خلیفه الله، الان نیاز ضروری من چیه؟ مربی داشته باشی. یه مربی که بتواند تو را به این بزرگی تربیت کند. الگو لازم داری مربی لازم داری. ضروری برای تو. تو بهتر می‌فهمی یا خدا؟ خدا. برای ما چی قرار داده؟ مربی که متخصص معصوم است. این الگوی شماست. پس در قرآن دقت کنید «ولکم فی رسول الله اسوه حسنه» اسوه حسنه. چون تو قیمتتاین است. اسوه انسان قیمت آدم هست. آدم‌ها قیمتشان با مربی‌هایشان است. مربی تو هر کس هست لیاقتت قیمتت هم در نهایت همان است. چون انسان همیشه میرود به سمت مربی هایش جمادی گیاهی حیوانی عقلی یا فوق عقلی. حرکت به سمت مربی هست همیشه. بنابراین لایقت کیه؟ لایقت مربی ات هست. برای همین هم روز قیامت آدمها با مربی هایشان محشور میشوند. یعنی مهمترین سوال قیامت این هست که تو مربی در دنیا کی بوده؟ زیر نظر چی تربیت شده در دنیا مربی ات کی بوده؟ هرکس را معرفی کنی قیمتت هم همان است. لیاقتت همان هم هست. با همان هم محشور می شوی. اگر گفتی من همیشه منتظر بودم ببینم آمریکاییها چی می گویند، اروپاییها چی می گویند، عبد آنهایی. سبک زندگی آنها تعیین کنند برای من. چی بپوشم چه جوری بپوشم چی بخورم چه جوری بخورم. این قیمت توست و با همان هم محشور می شوی. یعنی با مربی ات. آیه اش را یادداشت بفرمایید «ندعوا» سوره اسرا «کل اناسهم بامامهم» هر گروهی را روز قیامت با مربیشان دعوت می‌کنیم. آقا آنهایی که مربیشان اهل بیت بودند متخصص معصوم بودند برن یه طرف، آنهایی که آمریکایی بودن اروپایی بودن نمی‌دونم کی کی بوده هنرپیشه فلان شاعر فلان نویسنده فلان فیلسوف بروید هر کس زیر نظر مربی خودش. با آن مربی محشور شوید؛ مربی یعنی آنها که تو عاشقشی و می خواهی شبیه اش شوی. تو عاشقشی و می خواهی شبیه اش شوی. بالاتر از تو کمالاتش بالاتر از تو. الان آنی که بی حجاب می شود یعنی نمیخواهد فاطمه زهرا مادرش الگوش باشد و نمی‌خواهد شبیه مادرش باشد یعنی انسان کامل. نمی‌خواهد شبیه شود. حضرت زهرا از خلیفه بالاتره. حضرت زهرا خلیفه‌سازه مادر خلیفه است. خودش امام ائمه است. من نمی‌خواهم شبیه مادرم بشوم. خب نخواه. خب دیگر بعد از وفات به این مربی نمیرسی تو. به مربی که میخواستی شبیه اش بشوی می‌رسی. جهنمی هست تو جهنمی می شوی. بهشتی بهشتی می شود. کسی که نمیخواهد شبیه حضرت زهرا بشود دوست ندارد قلبش قبول نمیکند، الان بعضی آدمها اینقدر فاصله دارند به مربی و بی لیاقتند حتی دوست ندارد اسم بچه‌ اش را از اسم انسان‌ها انتخاب کند. انسان کامل. میرود می‌گردد اسم اجق وجقی پیدا می‌کند که به انسان‌های کامل نخورد. از اشیا انتخاب می‌کند یا از گیاهان انتخاب می‌کند انسان، از حیوانات انتخاب می‌کند ولی اسم انسانی را دوست ندارد بگذارد؛ حتی اگر خودش هم داشته باشد می خواهد برود عوضش کند. می گوید من اسم زهراست، ولی بهم بگویید گیتی مثلا. مثلا شادی صدام کنید. من از اسم زهرا خوشم نمیاد. خلایق هرچه لایق. خلایق هر چه لایق. مربی ات خودتی. قیمت تو مربی توست. قیمت تو امام هست. قیمت تو الگوی عملی است. می خواهی شبیه چه کسی شوی، الگوی عملی ات هست. چه کسی را مربی قرار دادی، قیمتت همان است.

و تربیت قرآنی یعنی آدم‌هایی که قیمتهایشان را میشناسند، انتخاب ها ارتباط ها رفتارها چینش های فکریشان بر اساس قیمت حقیقیشان و من انسانیشان و من جاودانه شان، من فوق عقلی شان انجام می شود. این تربیت انسانی است که البته قرآنی است. پس قیمت تو خلیفه الله است. با هم بخوانیم. «اسئله ان یبلغنی» همه با هم بخوانید و کاملا هم بخوانید «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» جگر می خواهد این طوری حرف بزنی با امام حسین. خدا می گوید وقتی با امام حسین حرف خلیفه الله بهش بگو که کمتر از آن نیستی. بگو میخواهی شبیه به او باشی. همان مقام او را میخواهی تو. «اسئله ان یبلغنی» برساند من را به آن مقامی که شما پیش خدا دارید. کمتر نه. امام حسین هم چقدر خوشحال می شود بچه اش اینجوری باهاش حرف بزند. شما بچه هایش هستید دیگر. در معرفت نفس باید اول این را بفهمی که این نفس که برای خلیفه اللهی آفریده شده ظرفیت خلیفة اللهی دارد. پس از چی آفریده شده؟ روح خدا. روح خدا کیه؟ همان خلیفه است. پس ما از جنس خلیفه آفریده شدیم که میتوانیم خلیفه بشویم. یه دانه سیب از جنس سیب است که میتواند سیب بشود . یک دانه گلابی بچه شتر چون نطفه شتر دارد میتواند شتر بشود. الان ما چطور بتوانیم خلیفه بشویم؟ چون جنس مان خلیفه است. جنس مان انسان کامل است. جنسمان روح خداست. پس ما کی هستیم. من کیم؟ من روح خدا هستم. من بچه‌های اهل بیتم. من بچه امام رضا هستم. بچه امام رضا. بچه حقیقی نه بچه مجازی. وقتی می گویی بچه اهل بیت یعنی همان نور در تو هم هست. برای همین هم در زیارت عاشورا تو را تربیت میکند. می گوید بگو که تو میخواهی به همین مقام برسی. خدا رحمت کند میرزا اسماعیل را همیشه به ما می‌گفتش گفتند «کل یوم عاشورا و کل کربلا» اما نگفتن هر کدام از شما یه حسین بن علی هستید. گذاشتند تا بفهمید. خودتان بفهمید هر کدامتان یک حسین بن علی هستید، هر کدامتان یک فاطمه زهرا هستید. اگر دوست نداری شبیه اش بشوی آن دیگر بی لیاقتی خودت هست. اگر دوست نداری باهاش در دنیا و آخرت باشی آن دیگر بی لیاقتی خودت هست. خلایق هر چه لایق. در تربیت قرآنی شخص چون خودش را می‌شناسد سبک زندگیشان کمتر از معصوم نمی‌تواند بگیرد. اصلا عارش میاد، اصلاً ننگش می آید من به کمتر از معصوم می‌خواهم آن الگو قرار بدهم، می‌خواهم شبیه غیر اینها بشوم. خودش خجالت میکشد. مثلا برو بهش بگو برو بی حجاب شو. برو این کار را بکن. من اصلا قیمت این نیست. لیاقتم این نیست. مثل آن دختر در آمریکا به ما میگفتش که ما وقتی فهمیدیم باید حجاب داشته باشیم پز میدهیم به آمریکایی‌های دیگر با حجابمان. افتخارمان همین حجاب هست که شبیه انسان کامل است. ما الان شما خانم داریم به قول خودش می‌گفت می‌گفت چرا شما در ایران خیلی از خانم‌هایتان ننگشان می آید شبیه انسان باشند؟ از حجاب بدشان می آید؟ خب این اصلا تربیت نشدند، نمیدانند کی اند، حجاب را دارد‌ ولی بدش می آید نماز را می‌خواند ولی چهار رکعتش بشود دو رکعت، خوشحال است. چون خدایش قلابی است. ماه رمضان روزه هم می گیرد ولی ماه رمضان می آید عصبانی و ناراحت، و ماه رمضان هم می رود شاد و خوشحال. آقا امام سجاد فرمود کسی که ماه رمضان میرود خوشحال هست مجرم هست. دستم را نگاه کنید این خیلی مهم هست اینجا همه حواسشان هست، در ماه رمضان خدا الله این را دعوت می‌کند به مهمانی، نه این خانم و آقا را که ما اعصابمان خورد می شود میریزم بهم. ما چون در ماه رمضان بخش حیوانی را می‌فرستیم روزه خب عصبانی هست ناراحت هست. می گوید تو برو با معشوق. او دوست ندارد برود با خدا . این از جنس خدا نیست. این زن و مرد جنس مخالفش معشوقش هست. این فرشته فقط علم و پیشرفت و نمیدونم دکتر مهندسی. تو باید این را بفرستی ماه عسل نمیفرستیش ماه عسل. این اصلا نمی رود. چون نداری در وجود خودت این باید برود یه ماه با خدا خلوت کند. حج مان هم همین جوری هست. این که خیلیها ازش می‌ترسند ناراحتند سخته برای اینکه این زن و مرد را می آورند در عرفات در آن گرمای آنجا در مشعر و منی، خب این ناراحت می شود بهش برمی‌خورد ولی اگر آدم برود حج، چه عشق بازی چه شود. حج اینقدر درصد عشق بازیش زیاده که شما در عشقتان ماه رمضان تان هر روز صبح ظهر شب و سحر می گویید: «الرزقنی حج بیتک الحرام فی عام هذا و فی کل عام» از بس بالاست عاشقانش ولی کسی نمی‌داند کیه وقتی می گویی حج میگوید وای الان باید برویم نمی‌دونم صفا و مروه الان باید برویم طواف کنیم کی میرود مشعر کی میرود منی، آن گرما نمی‌دونم این حیوان ناراحت هست بنده خدا. کمااینکه از ماه رمضان هم ناراحت است. از جبهه از حجاب هم بدش می آید از نماز خواندن هم بدش میاد. چهارکعتش بشود دو رکعت خوشحال است. چون ما همه این را داریم تربیت قرآنی- دستم را نگاه کنید- ما می گویم تربیت قرآنی ولی قرآن و تربیت به کی اعمال میکنیم؟ روی کی؟ روی خانم و آقا. خب این اصلا نمی خواهد. این خانم و آقا یک چیز دیگر است. ما باید روی آدم ببریم. یعنی باید بخش فوق عقل دین را دریافت بکند. نمیکند. چون اصلا روشمان غلط هست. ما اصلا همچین آدمی را نمیشناسیم بهش معرفی کنیم. جوان هست تو اگر بگویی آدمی دیگر میفهمدش. کما اینکه ما الان من میرم کشورهای خارجی درس می دهم آنجا دیگر آیه و روایت هم که نمی‌خوانیم برایشان. مسیحی هست اصلا طرف یا اصلا دین ندارد ولی وقتی که تو معرفت نفس میفهمی کیه خیلی شیرین این را دریافت می کند. چطور دختر و پسر اروپایی که آقا می گوید مثل انبیا پاکند. آقا فرمود آن دختر و پسری که در آمریکا هستند آنجوری مثل انبیا پاکند. آن دختر وپسر آمریکایی که الان آن جوری به کمال رسیده با آن درجه، قیمت وقتی دستش باشد خلاف نمی‌کند دیگر. عاشق خودش می شود. دیگر عاشق منی است که از جنس و مقام حضرت زهراست. عاشق منی است که از جنس و مقام امیرالمومنین امام زمان هست. می گوید من می خواهم به مقام شما برسم. من قلابی نیست که بخواهم شوهر کنم نمی‌دونم می‌خواهم بروم مسافرت می‌خواهم بروم ویلا داشته باشم میخواهم دکتر مهندس شوم میخواهم نخست وزیر شوم، نماینده مجلس بشوم، همه بچگانه است. همه شان گیر این 4 بچه ها هستیم. هر روز به ما سفارش می دهند. یکی می گوید پول می خواهم یکی می گوید بینی ام را جراحی کنم. پول تهیه کن. صورتت را این جوری کن، آن را اونجوری کن، موها این جوری، پوست این جوری، قیمت این جوری. نمی دونم غذا این جوری، شکم این جوری، خورش سبزی نمی‌دونم دسر، همه اش گیر شکم و بچه اینهاست. اینها من حیوانی هست. دائما می گوید نه، بس هست. مثلا این را نمیخواهم. برو وزیر شو. نه وزیر کم هست. برو نماینده مجلس شو. نه این هم کم است. برو رئیس جمهور شو. همه اش بچه است. این بچه ها را دیدید سفارش می دهند. من مظلوم حقیقی وسط چهار تا بچه زبان نفهم- خدا رحمت کند مرحوم الهی قشمه ای را –دستم را نگاه کنید. می گفت

ترسم که این تن؛ تن این چهارتاست، دنیا این چهارتاست. اگر کسی غم این ها را بخورد جهنم می رود. این چهارتا را بهش می گویند دنیا. می گوید ترسم که این تن که حائل است به جانم؛ جان این هست یعنی بخش فوق عقلی. ترسم که این تن که حائل است به جانم/ سقط کند کودک عزیز روانم.

کودک عزیز روان کی هست؟ همان منی که از خدا دمیده شده در روح خدا. می گوید این کودک و روح خودم را بهت امانت دادم باید تحویل خودم هم بدهی. شبیه خودم تحویل بده امانت دادم بهت. این همان امانتی است که آسمان و زمین و کوه‌ها هیچکس و فرشته‌ها نتوانستند تحملش کنند. امانت روح خداست که سپرد به تو گفت حالا یک کسی شبیه خودم تحویلش بده. خودم مربیت هستم. مربی هم بهت سپردم، این ۱۴ معصوم مربی هستن.د یه کسی مثل خودم را بخواهم موقع مردن کمتر از این تحویل نده. میمون نیاری برام سگ نیاری گرگ نیاری خوک نیاری که بی غیرت و حرام خوره هست. روباه نیاری حقه باز است. آدم میخواهم. طبیعت قرآنی تربیتی یعنی تربیت کسانی که آدم اند، انسان هستند. تربیت قرآنی یعنی تربیت آدمهایی که می‌فهمند کی‌اند، شیفته غیب اند، شیفته معشوقش اند، عشقشان معشوقشان مربی‌شان هست، عشقشان امامشان هست، عشقشان روزه گرفتن حج رفتن قرآن خواندن عیاشی‌ها و کیفی ها و بزم‌ها و میکده‌های انسان است. این یه روز حرمش دیر بشود اصلاً کم می آورد. مثل یه کسی یه روز زنش را نبیند شوهرش .حالا چطور ما یه زن و شوه همدیگر را نبینیم یا خواهرو برادرها دوستان احساس کم میکنیم. این اینجوری نیست که به قول مشهدی یکیشان دیدم در اقیانوس هند در کشتی بودیم مشهدی بود می گفتش که من ۴۰ ساله حرم نرفتم. خیلی وحشتناک است. طرف حرم نمی رود دلش برای باباش تنگ نمی شود. چون نمی داند بچه این آقاست. فکر میکند امام رضا یک آدم مقدسی هست که آنجا نشسته فقط شفا می دهد. چک برگشتی ها را حل کند. نمی داند باباش هست. اربعین را نگاه کنید موکب داریم ما، موکب ما بین المللی هستش. شما نگاه کنید مسیحیان می آیند یهودیان می آیند سیکها می آیند هندوها می آیند بودایی ها می آیند بی دین ها می آیند. همه عاشق امام حسین اند. چون همه شان این روح را دارند. آقای بهجت می گوید: شب من اگر برای شیعیان دعا نکنم برای چینی ها دعا می کنم یعنی چی؟ یعنی اینها بچه حضرت زهرایند بچه امام حسین اند. اگر نمیدانند امثال ما ظلم کردیم در این جمهوری اسلامی که به مردم نفهماندیم کی هستند. وظیفه کسانی که مسئول فرهنگی بودند بودجه‌های فرهنگی دستشان بوده این بوده که به آدمها بگویند کی هست، برای چی آفریده شدند. این بودجه ها را گذاشتیم برویم قرآن حفظ بکنید، تجوید حفظ بکنید، چادر سرت کن، نمی دونم نماز بخوان نمیدونم روزه بگیر نمی‌دونم هیچی همین از پایین دین شروع کردیم اما آن بالا اصلا نمیفهمد کیه. این است که ما وقتی نماز میخوانیم چهار رکعتی می شود ناراحتیم دو رکعت می شود. چهار رکعتی می شود دو رکعت خوشحال است ببخشید خوشحال است، ذوق می کند،

یک آقایی به من گفت استاد تو این جوری می گویی من خیلی ناراحت می شوم. گفتم چرا. گفت خیلی بهم برمی خورد که من این جوری ام. گفت من هم مثل تو بودم. طرف گفته بودن رفته بود ماه عسل، آمده بود خیلی خوشحال بود. گفتن چطور بود گفت خیلی خوش گذشت. گفتند پس چرا خانمت گریه میکند؟ گفت این را یادم رفته بود ببرم. حالا داستان ما این هست دیگر. در دینداری ما با معشوقهایمان زندگی نمی‌کنیم ما با خانواده مان زندگی نمیکیم.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.