جامعه معلمان و فرهنگیان مشهد؛ جلسه اول 20/02/1404
من آهسته میگویم که باز عزیزان «قد جعل الله لکل شیء خدا» برای هر چیزی اندازه قرار داده، قدر قرار داده. هر چیزی استثنا ندارد. آیه بعدی «احصی کل شی عددا» خداوند هر چیزی عدد قرار دارد. استثنا هم ندارد. چه شی مادی باشد چه معنوی چه عالم فیزیک باشد چه متافیزیک آنجا چی حاکم است؟ عدد حاکم است. همه جا. نگاه کنید شما چی می گویید؟ می گویید اسماء خدا. حضرت فرمود ۷۳ تاست. پس عدد دارد. عرش خدا چند تا حاملینش؟ ۸. ۷ تا نیست، 9 تا هم نیست. عرش خدا که مرکز فرمانروایی خداست دارد ماسواه الله را اداره میکند مبتنی بر هشت پایه است. عدد است. فرشتهها که در واقع واسطه خدا و مخلوقاتش هستند چند تا بال دارند؟ «اولی مجمعه اثنی» ببینید کتاب ما همه اش ریاضی است «اولی رباع» دوبار، سه بار، چهار بار. این قاعده را چی توضیح خواهم داد اگر فرصت. شاید هم نشد الان بگوییم. خب درهای بهشت چند تاست ۸ تا. درهای جهنم؟ هفت تا. همه رفتن جهنم بلدند. مامورهای جهنم چند تاست؟ ۱۹ تا. پس ببینید همه اش عدداید. تا می آیید پایین، می رسید به می شود چی؟ می شود h2o. دو تا هیدروژن دیگر تغییر ندارد این ریاضی هست. دوتا. برای هر چیزی خدا قدر گذاشته. قدر گذاشته یعنی چی؟ یعنی وقتی میخواهیش قدرش را ایجاد بکنی تا بهش برسی. اگر ما آب خواستیم در آزمایشگاه باید چی ایجاد بکنیم؟ دو تا هیدروژن یه اکسیژن. اگر ترکیب کردی به آب می رسی. قدر یعنی قدر تقویت بکنی بچه ات را! در تربیت بچه ما الان چند تا چیز نیاز داریم؟ پنج تا عدد. میگویند یک سلامت و زیبایی دو هوش سه عقل، چهار اخلاق، پنج معنویت. خدا دوست دارد بچه هایتان این جوری باشند اما خدا می گوید اگر دوست دارید واقعا من قدر گذاشتم برای هر کدامشان. قبل از انعقاد نطفه اگر قدرها را نفهمی و رعایت نکنی بچه اینجوری نمی شود. ما الان میلیونها بچه داریم در دنیا زشت و مریض به دنیا می آیهد. باهوش به دنیا نمی آید. مونگل اند. عاقل نیستند. اخلاق هم ندارند. وحشی می شوند. بی تربیت می شوند. اهل دین پذیر هم نیستند. خب این را قبلش قدرهایش را باید بشناسیم. ما الان دوره برای خانم و آقایان برای تقویت استرم آموزش داریم در موسسه که آقا قبل از اینکه بخواهی با این شخص ازدواج کند اول بگو تخمکهایش را کار کند، اینها را باور کند کاملاً روی این پنج تا صفت بعد انتخاب همسرت را درست انجام بدهد، نامزدی، عقد و عروسی اینها پایه است دیگر بعدش هم انعقاد نطفه. آقا من چه جوری اینها را انجام بدهم که بچه صرع نگیرد، شب اداری نگیرد، لکنت زبان نگیرد، مونگل نشود، زشت نشود بی اخلاق نشود. چند نفر این را بلدند؟ این قدر را؟ یعنی کدام دانشگاه کدام حوزه کدام مرکز علمی کدام مرکز فرهنگی کدام مرکز تربیت این چیزها را یاد میدهد؟ هیچی. بعد هم می گوییم می خواهیم تربیت قرآنی کنیم. بابا تربیت قرآنی اصول قاعده ریاضیات دارد. همه اش ریاضی هست؛ یعنی شما وقتی عددش ندهی. تربیت قرآنی این نیست که بگویی: بچه ام حافظ قرآن است. تربیت قرآنی هست. حفظ دو جز قرآن را حفظ بخوان. الان بچه هم شده چی؟ تجوید بلده، قرائت قرآن بلده. دیدید که الان که می گویند تربیت قرآنی، فکر می کنند این بایدقاری قرآن باشد حافظ قرآن باشد، نمیدونم بابا من چقدر حافظه قرآن سراغ داریم افسرده. من حافظ قرآن سراغ داریم که اصلا بی دین است، نماز نمی خواند. یکی دوتا نه. حافظ قرآن بی حجاب، خانم هایی که حافظ قرآنند حجاب ندارند نماز نمیخوانند حجاب ندارند از دین متنفرند. تربیت قرآنی یعنی چی؟ یعنی رحمانیت و رحیمیت بگویید آرامش شادی. اگر اینها را ندارد یعنی تربیت قرآنی ندارد. ممکن است بنده خدا قرآن هم بلد نباشد بخواند یعنی قرآن نخواند اصلا بنده خدا ولی تربی قرآنی دارد. آن وقت ما طلبه داریم وحشی وحشی است. آخوند داریم بی دین. همین هم لباس های من هستند که نماز هم نمی خوانند. خب این آخونده در قرآن تربیت قرآنی شده؟ نه. آقا فرمود: طلبههای سکولار و بیدین. آنتز انقلاب اسلامی هست، آنت تز هم از قم است یعنی آخوندی که ضد انقلاب هست. مگر ندیدید الان در قضیه طوفان الاقصی جمعی از کسانی که خودشان را محقق و مدرس میدانند گفتند ما اسرائیل را به رسمیت می شناسیم. یعنی وحشیتر از اینها آدم سراغ دارید شما؟ یک کسی که این همه جنایت دارد میکند، آدم خواری میکند، آخوند این را به رسمیت می شناسد. این تربیت قرآنی نشده این آدم که می تواند آدم خوارها جانی ها را، آن دختر مسیحی آمریکایی دختر بی حجاب ، آن دختر بی حجاب آن زن بیحجاب از این رحمان و رحیم تر هست. برای مسلمانها آن یهودی و مسیحی به خاطر به خاطر مسلمانها کتک بخورد زندان برود شکنجه بشود. از دانشگاه بیرونش بندازند. استاد دانشگاه حاضره اخراج بشود اما مسلمانها نسازد. خیلی تفاوت بین اینها خب پس اولین قانون در قرآن چیه؟ همه چیز ریاضی است. قدر دارد و عدد دارد. همه چیز. استثنا ندارد. در نظام فیزیک و متافیزیک در هر دوش شما با عدد و اندازه سروکار دارید با قدر سروکار داری. یعنی اگر قضایی را بخواهید باید قدرش را قبلا تهیه کنید. در فیزیک بهش چی میگویند؟ بگویید میگویند عمل و عکس العمل. می گوید شما اگر به چیزی یک نیوتن نیرو وارد کنید یه نیوتن به دست تان نیرو وارد می شود. درست است. قانون دارد قدر دارد. در فلسفه بهش چی میگویم؟ علت و معلول. در دین چون دقیق تر از فیزیک هست دقیق ار از سایر دانشگاه هاست دقیق تر از فلسفه است، می گوید اندازه نتیجه. قدر و چی؟ قضا. این دقیقتر هست زبانش. ریاضی است. میگوید شما قدر آب میخواهید باید قدرش را تهیه کنید. اگر ازدواج موفق میخواهی اگر آرامش میخواهی قدر دارد. شادی میخواهی قدر دارد. رحمانیت و رحیمیت میخواهی قدر دارد. قضایش را اگر میخواهی قدرش را تهیه کن. آن اتفاق می افتد الان خب ما کارگاه غم داریم دیگر خودمان کارگاه ۷۰ ساعت کارگاه غم داریم. در کارگاه غم ما چی را درس میدهیم دراین ۷۰ ساعت؟ قدرهای غصه نخوردن. در کارگاه شادی ۲۰۰ ساعت هست. الان چی رو داریم درس می دهیم؟ قدرهای شادی را. در کارگاه رحمانیت رحیمیت چی باید درس بدهیم؟ قدرهای رحمانیت قدرهای رحیمی. به کی می گویند رحمان؟ به کی میگویند رحب. خروجی رحمان چیه؟ خروجی رحیم چیه؟ خروجی آرام چیه؟ خروجی شاد چیه؟ همه اش ریاضی است.
خب پس این یه نکته. نکته دوم این است تمام ریاضیات کل شی دقت کنید ریاضیات کل شی استثنا ندارد، عددها و ارقام یه ماشین حساب مرکزی دارد. یه دستگاه محاسباتی مرکزی دارد. چون وقتی میگوییم عدد، حساب کتاب یه محاسبه لازم دارد دیگر. کجا ساخته میشود این؟ کی حساب میکند؟ وقتی میگوید ما قرار دادیم برای هر چیزی عدد و هر چیزی را براش قدر قرار دادیم، این مائی که خدا میگوید کیه؟ کی این قدرها و اندازه ها را قرار داده. در سوره یاسین میفرماید کل مسئله یادتان باشد از اول کلاسمان با چی سر کار داریم؟ با کل شی. یعنی همه چیز. «کل شی احصیناه فی امام مبین» محاسبات کل شی دست یه نفره. یه شخص همه عددها در دستش هست. به آن می گویند امام. استثنا ندارد؛ یعنی عالم جبروت عالم ملکوت عالم ناسوت، دنیا با تمام دانشها و عددها و اندازهها یه نفر همه را دارد. آن یه نفر بهش می گویند چی ؟ دستگاه محاسباتی بهش می گویند چی؟ امام. یه شخص ات. وقتی امام رضا می روی، فکر نکن امام رضا مثلا یک شخص مثلا ده برابر صدبرابر امام خمینی بشود امام رضا.نه. اصلا امام رضا یعنی همه محاسبات نظام خلقت در چنگ این آدم هست. اراده این آدم است. دست این آدم هست. شما مهمترین شب سال چیه؟ شب قدر. اندازه است، شب اندازه. اندازه چی؟ اندازه چی؟ اندازه همه جمادات. مثلا انسان قراره چند گرم به کوهها عقیق اضافه شود، الماس اضافه شود یا فیروزه، تحولات شیمیایی چند تاشون مولکول برای دنیا می آید، چند تا مولکول در دنیا میرن چند تاشون تبدیل می شوند، چه تاشون به طلا، کربنات چه مقدار می شوند الماس امسال! بی نهایت محاسبه شده نظام جهان.
۲) در نظام گیاهی ما چند تا پرتقال داریم؟ چند تا گل داریم؟ چند تاشون در مشهد می رویند؟ چندتاشون در نیشابور، چندتاشون در آفریقاست. کی میخوردشان؟ کی استفاده میکند؟ کجا میروند؟ سرنوشت این گلها چی می شود؟ چند تا پرتقال چند تا سیب چند تا موز چند تا هندوانه چند تا نمیدونم توت فرنگی کی میخوره؟ چی می شود؟ چند تاشون حیوانها میخورند؟ چندتاشون آدمها میخورند؟ چند تاشون له می شوند؟ چند تاشون میروند در آبمیوه فروشیها؟ همه اش محاسبات کل شی. چند تا ماهی به دنیا می آید چند تا پروانه، چند تا سوسک چند تا مگس، چند تا نهنگ، چند دلفنی. چی میزاین اینها؟ دختر پسر. چند تا بچه می زایند؟ چند تاشون شکار می شوند از این ماهی ها. کی میخوردشان؟ بینهایت محاسبه. چند تا گوسفند چند تا بز. خیلی محاسبات نظام خلقت عجیب هست. دیگر چی؟ آدمها ازدواج میکنند کی ها طلاق میدهند کی ها سرطان میگیرند کی ها شهید می شوند کی ها ؟ می شوند؟ کی ها منحرف می شوند؟ کی ها می آیند در لشکر امام زمان کی ها ازدواج میکنند کی طلاق میدهند کی ها می زاین؟ چی می زاین؟ چه جوری می زاین؟ چندتا می زاین؟ بی نهایت. کی شفا پیدا میکند؟ تمام این محاسبات. چند تا میلیارد ستاره به دنیا میاد؟ چند میلیارد ستاره از دنیا میروند؟ نابود می شون؟د چند میلیارد کهکشان زاییده می شود چند میلیارد کهکشان از بین میرود؟ موادش کجا میرود؟ چی می شود؟ پس شب قدر دقت کنید شب بینهایت محاسبه است. خب این شب قدر محاسباتش کجا می آید؟ میگوید «تنزل الملائکة و الروح» حالا چرا ملائکه و روح؟ این را بعدا توضیح میدهم «تنزل الملائکه و الروح فیها به اذن ربهم من کل امر» آقا امام صادق فرمود: با اهل سنت سر همین با هم بحث کنید. به آنها بگویید «تنزل الملائکه» کجا نازل می شود؟ پیش کی می آیند؟ ملائکه همین قدر را میاورند، چی را میاورند؟ «تنزل الملائکه و الروح فیها به اذن ربهم» چی میاورند؟ « من کل امر» یعنی استثنا ندارد. هر چیزی را محاسباتش را برای اتم تا یک کهکشان یعنی بی نهایت محاسبه ریاضی است. خب کجا می آورند؟ پیش کی می برند؟ قرآن می گوید چی؟ می برند پیش امام. چرا؟ «کل شیء احصیناه فی امام مبین» در یک فرد دارد انجام می شود. به این شخص می گویند امام زمان. خوبددقت کنید امام زمان. همه چی می شود یه نفر میاد.
سه) محاسبات کل اشیا در عالم، رقمها عددهای کل عالم با یه عدد مرکزی طراحی می شود همیشه یعنی خداوند یه عدد مرکزی قرار میده. بر اساس آن عدد مرکزی کل محاسبات خلقت انجام می شود. چه آفرینششان چه مدیریتشان. فرقی نمیکند چه سرنوشتشان. پس دقت کنید یه عدد مرکزی شما دارید که آن عدد مرکزی تعیین کننده همه قدرهای خلقت است. همه اندازههاست. همه چیز با آن عدد مرکزی طراحی می شود. آن عدد مرکزی چیه؟ انسان است؛ یعنی عدد انسان قدر انسان هست که تعیین کننده این هست که بهشت چند تا در داشته باشد؟ هشت تا. جهنم چند تا در داشته باشد؟ قدر انسان تعیین می کند. فرشته چند بال داشته باشند؟ عدد تو تعیین میکند که فرشته چندتا بال داشته باشد. عرش خدا چند تا عامل دارد؟ ۸ تا. قدر تو تعیین کننده آن هست. مامور جهنم چند تایند؟ ۱۹ تا. چرا ۱۹ تا؟ مثلاً ۲۰ تا نیستند؟ خب خدا رندش میکرد می گفت 20تا. یه دونه ۱۹ تا را رند می کرد 20تا. می گوید نه 19 تا. قدر تو ساختار ریاضی تو ۱۹ تا نوع عذاب را میطلبد. همه چی با تو تنظیم می شود. یعنی اگر برای تو هفت هزار سیب میزند برای تو میزند. فرمود چی؟ آیه اش را یاددداشت کنید. باید بلد باشید «خلق لکم» کم چیه؟ ما نمی دانیم. برای همین شکست می خوریم. نه خودمان آدم های مهربانی میشویم: رحمان و رحیم. نه آدمهای آرامی می شویم، نه آدمهای شاد. چون این کمی که خدا می گوید ما نمی شناسیمش «هو الذی خلق لکم» هرچی که من آفریدم «ما فی الارض جمیعا» استثنا ندارد. شما هیچی روی زمین نمیتوانید پیدا کنید از الکترون ها نوترون ها اتم ها سلول ها گیاهان اگر ۷۰۰۰ سیب میزند هفت هزارتایش را خدا تنظیم کرده. اگر هزار تا خرما میزند با تو تنظیم می کند. اگر هزاران نوع گل میزند رنگش را، این گلها را نگاه کنید اینها تمامش با تو تنظیم شده؛ ولی وقتی تو نمیفهمی کی هستی، فقط میگویی این گل است مثلاً، نمی دانی چی هست. می گویی این گل است. ولی چر این الان این رنگی خورده؟ این، آن رنگی خورده؟ این، این اندازه خورده؟ آن اندازه خورده؟ شما نمی دانید. معرفتی ازش ندارید. دانش دارید، اطلاعات به دست میاوری ازش، دانشگاه میخوانی اما فهمی از اینکه این چیه با من چه نسبتی دارد شما ازش ندارید. بعد می فرماید: «ما فی الارض» هم فقط نه. وقتی می گوید: «ما فی الارض» یعنی موضوع دانش بشر. وقتی می گوید: «ما فی الارض» فقط مافی الارض نیست. «و ثم سبع الی السماء فسونهم الی سبع السماوات» بعدا رفتم سراغ آسمان، هفت آسمان را هم برای شما آفریدم. خب حالا چرا هفت تا؟ چرا ۶ تا نیافرید؟ چرا هشت تا نیافرید؟ می گویند: هفت آسمان. می گوید چون من همه چیز را برای تو آفریدم. تو هفت آسمان نیاز داری. هفت تا لازم داری. ولی همه اش برای توست. وقتی تو نمی دانی کی هستی، نمی فهمی. نمی توانی با آن ارتباط حقیقی و وجودی برقرار کنی. چرا ارتباط دانشی برقرار می کنی. معرفتی نه. معرفت نداری نسبت بهش، دانش داری فقط، اطلاعات است فقط اما فهمی از باطن او و رابطه او با خودت دیگر نداری.
یه موقع ۳۰ سال پیش رفته بودم یمن برای تبلیغ. دوستان گفتند یه مغازه است اینجا، عقیق می فروشد. برویم عقیق ببینیم. طرف هم خیلی زیرک و حکیم و فوق العاده نورانی . گفتش که پیرمرد بود. گفت عقیق چی میخواهی؟ گفتم: عقیق یمن. گفت بیا باز کن و بردار. یه سفره آورد جلوی من مثلا چند هزار تا عقیق. گفت بردار. منم یه ربع ۲۰ دقیقه طول کشید تا انتخاب کنم بین اینها. بعد گفت حالا انتخاب کردی. گفت حالا بگذار سر جاش. گفتم ما را گرفتی. بگذار سر جاش. این عقیق ها هیچ کدام عقیق یمن نیست. عقیق مشهد است. از مشهد میاورم اینجا، از اینجا هم برمیگردانم مشهد، می گوییم عقیق یمن برایتان آوردیم. به اسم یمن می فروشند به مردم. اینها هیچ کدام عقیق یمن نیست. گفتم حالا چی. گفت: عقیق یمن میارم. یک سفره آورد عقیق های فوق العاده زیبایی بود. بعد به من گفت برای چی میخواهی؟ گفتم بابا می گویند عقیق یمن مستحب است دیگر. گفت می خواهی چی کار کنی؟ گفتم هیچی. یه دونه میخواهم برای گردنبند برای حاج خانم. یک دونه هم برای خودم. گفت: نه، برای چه کاری میخواهی؟ گفتم خب برای همین کار میخواهم دیگر. گفت: نه قراره برای چه کاری می خواهی. من گفتم نمی فهمم این را. بعد این فهمید که من نمیفهمم. گفت: برای سردرد میخواهی برای پا درد میخواهی برای چشم درد میخواهی برای اعصاب میخواهی برای قلب میخواهی برای پوست میخواهی. من دیدم اصلا دارد این دارد به من یه دانشی را دارد به من منتقل میکند. معرفت یعنی این. یعنی این عقیق برای توخوبه.
در همین مشهد یادم هست آقای یک انگشتر دستش بود میگفتش که تیغ بکشی روی دست من، خب آدم تیغ بکشد روی دست پوست باز می شود و خون می آید. تیغ میکشید خون نمی آمد ولی انگشترش را اینجوری درمی آورد خون بیرون می زد. دوباره این انگشتر را دستش می کرد، بند می آمد. معرفت یعنی اینکه من بدانم این با من چه خاصیتی دارد این عقیق. کدامشان کدام از این سنگ ها از این عقیق ها برای سردرد یا چشم درد، هر کدامشان یک ماجرای دیگری دارد. خب خدا می گوید من همه را برای تو تنظیم کردم. هفت هزار نوع سیب را که زدم،بیکار که نبودم که نشستم هفت هزار نوع سیب زدم برایتان. برای تو زدم، این را بفهم. این گل با این گل فرق میکند. این ماهی با این ماهی فرق دارد. این ؟ با این ؟ متفاوته. ما معرفت نداریم. ما همینجوری می رویم دانشگاه فقط درسش را می خوانیم که این عقیق هست این الماس هست. این چیه. میگوید هفت آسمان برای تو. بهشت هم برای تو، جهنم برای تو، ملائکه برای تو، پیغمبر برای تو، حضرت زهرا برای تو، ولایت برای تو، مهدویت برای تو، قرآن هم برای تو. تو وقتی نمیدانی کی هستی قرآن به چه دردت میخورد. اصلاً چه لزومی داشته خداوند همه علمش را بریزد در یه کتاب ریاضی بفرستد برای ما، انسانهایی را با این عظمت که هر یه دونهشون محاسبات کل شی دستشان هست برای ما به عنوان امام و نبی بفرستد. الان ما واقعاً امام می خواهیم چکار؟ الان ما از امام رضا چه استفادهای می کنیم؟ در مشهدمان. حالا کاری با ایران نداریم. الان از امام رضا چه استفاده ای می کنیم؟ امام رضا یک کارگر باب الحواج است. نمی دانم شفا میخواهم پول میخواهم شوهر می خواهم اینها بعد هم که شوهر را میدهد، می گوییم امام رضا من حالیم نبود این را دادی که این وحشی هست. این به چه درد می خورد. تو را خدا بگیر از من. این جوری هست. می گفت یک سال رفتم به امام حسین التماس کردم این پسره را به من برسانند. حالا الان ۷ ساله می گوییم امام حسین بگیرش از من. این امام رضا کیه، چیه، چیکار میخواهد بکند. هیچی. ؟؟؟؟ شب تا صبح خوابیدن اینجا گریه نق و غر، قهر، همه چیزهایمان می ریزیم سر این.
یه رفیق بامزهای داشتیم. خیلی آدم مومنی بود. واقعاً مومن بود. از این خصوصیات. دم اربعین، نزدیک اربعین حرم امیرالمومنین خیلی خلوت هست. قبل از اربعین آمده بود گفته بود آقا حرم الان خلوته. هنوز الان نرسیدند حزب الهی ها، هر کس می آید می ریز سر تو، یک عالمه گریه و ناله و دعا. تا هیچ کس نیست، دو تایی هستیم، دو تا جوک بگویم بخند. به امیرالمومنین گفته بود چند تا جوک بگویم بخند تا سر حال بیای. من کیام که یه همچین خدایی لازم دارم؟ یه همچین ربی میخواهم؟ یه همچین آدمهایی به این بزرگی می شوند پیغمبرم، امامم؟ قرآن برایم نازل می شود. من کی ام؟ می کی ام که خدا میگوید هفت هزار برایت سیب میزنم؟ من کی ام خدا میگوید عمر جاودان داری، عمرت به اندازه عمر من هست؟ من کی ام که فرشتهها را برای من آفریدی؟ پس تو من ندانم کی ام هیچی را نمی شناسم. هیچ عددی را نمیفهممش. این هست که فرمود: شما که خودتان نمیفهمی هرچی بخواهید بفهمید، اول باید خودت را بفهمی. این روش غلط در آموزش دین که در حوزه ها و دانشگاه های کشور وجود دارد مال این است که کلا آموزش و پرورش بر اساس این نظام ریاضی قرآنی نیست. شما تربیت قرآنی باید ببینید از کجا شروع می شود؟ تربیت قرآنی بر خلاف تصور و عمل ما از الله شروع نمی شود. در آموزش دین اصول دین چندتاست؟ توحید، عدل، امامت، معاد. فروع دین هم ده تاست. این هم غلط است. فروع دین غلط یک اصول دین غیرریاضی. خب از کجا شروع کنیم؟ قرآن میگوید از خودت شروع کن. شما وقتی میخواهی یه نفر را بسازی اول خودش. لذا حضرت می گوید وقتی کسی نمیفهمد هیچ چیز را نمی فهمد حتی الله را. حدیثش را بخوانید «من عرف نفسه فقد عرف ربه» این قانون را در حوزه دانشگاه بگویید شما از پیغمبرتان مگر «من عرف نفسه فقد عرف ربه» کجاست چه جوریه؟ الان دو واحد درسی داریم برایش؟ کجاست، از کجای نفسم برسم به رب؟ چه جوری؟ این مهم است. پس یک) «من عرف نفسه فقد عرف» علم نیست. دقت کنید علم نیست که تو ببریش بهش بگویی بیا این کتاب را بخوان. «عرف» است. «عرف» معرفت غیر از علم است. علم یادداشت کنید باهوش بدست می آید. با عقل بدست می آید .معرفت قلبی است یعنی تو باید شهودش بکنی. آقا امام رضا علیه السلام چی فرمودند؟ یه صلوات بلند هدیه کنید به امام رضا علیه السلام. خب آقا امام رضا فرمود: «الا ایمان معرفة بالقلب» ایمان معرفت با قلب است. پس معرفت با چی به دست می آید؟ قلب نه با ذهن و هوش. اینکه آقا میگوید طلبههای سکولار و بی دین. برای اینکه ما در حوزه طلبه را باهوش بار می آوریم. طلبه سال اول سال دوم سال سوم سال دهم. دانشگاه هم همین طور. معرفتی نیست. در تربیت قرآنی تو معرفت باید یاد بگیری، شخص باید به معرفت به معرفت برسد که خیلی مهم است.
روایت بعدی که خیلی مهم است. باز از امیرالمومنین که باز من همینطور آهسته میگویم اساتید عزیز دانشجویان عزیزم بنویسند. «لا تجهل نفسک» نسبت به خودت جاهل نباش «فان الجاهل معرفت نفسه جاهل بکل شیء» باز با کل شی سروکار داریم دیگر. دقت کنید. کسی که جاهل است به معرفت نفس است. نمیگوید جاهل به نفس، جاهل به علم هم نیست. جاهل به معرفت نفس است «فان الجاهل معرفت نفسه جاهل بکل شیء» استثنا هم ندارد. هیچی نمیفهمد. استثنا ندارد. الله را نمیفهمد هیچی را نمیفهمد. یعنی اینکه امام صادق میگوید بیشتر مردم کسی را عبادت میکنند خدایی را که وجود خارجی ندارد. اصلا چنین خدایی نیست. هیچی وحشتناکتر از این نیست که ما بمیریم بعد بفهمیم الله ی که ما عبادت میکردیم نماز میخواندیم وجود خارجی ندارد. سر وکار بودیم. اصلا چنین الله ی نیست. الله قلابی هست. چرا قلابی هست؟ همه حواسها هست، چرا قلابی هست؟ ببینید ایشان می خواهد الان برای من دموش بریزد، داغ است، یه خاصیتی دارد. رنگش هم مال یه ماده دیگر است که آن هم یه خاصیت دارد. آب بخوریم آب سرد یک خاصیتی دارد. این بلندگو یک خاصیتی دارد. این نور یک خاصیتی دارد. الله خاصیتش چیه؟ قرآن میگوید: الله کسی که تو وقتی باهاش آشنا هستی، به سه تا خصوصیت میرسی: رحمان و رحیم میشوی آرام میشوی و شاد. الله ی که عرضه ندارد نه من را رحمان و رحیم کند و عرضه ندارد من را آرام بکند و عرضه ندارد شاد کند قلابی هست. من دارم با یه الله قلابی زندگی میکنم، برای یک الله قلابی دارم نماز میخوانم. یک الله قلابی را شناختم. امامم قلابی در می آید. حجم هم قلابی است. حضرت فرمود: شماها ۶۰ سال نماز میخوانید یک رکعتش هم قبول نیست. دیگر از این بدتر. فرمود: ۶۰ سال یه نفر، به خدا قسم آقا امام صادق فرمود بعضی از شما ۶۰ سال نماز میخواندید یک رکعتش هم قبول نیست. چون قلابی است. قرآن می خوانیم، تالی قرآن هستیم، و یلعنه هستیم. بسیار قرآن خوانی که قرآن آنها را لعنت می کند. قرآن تان هم قلابی است. خدایتان که هم اصلا عرضه ندارد نه تو را مهربونت کند، نه آرومت کند نه شادت. خدایی که شما دارین، خدایی که طلاقتان رسیده از ۵ تا ازدواج چهار تا شکست بخورد، این چه خدایی هست! چرا خدا نمیگذارد ما یه، خدا به ما یه عشق پایدار بده دیگر. خدا میگوید این خدا یه خدایی هست که پیغمبر میگوید هر چقدر بهش نزدیک میشوید عشقت به همسرت بیشتر می شود. پس چرا عمل نمی کند. طرف صدقه انداخته بود. از خیابان رد شد ماشین زد بهش، بلند شد دید یک نفر می خواهد به صندوق صدقات پول بندازه. گفت آقا کار نمیکند ننداز. آقا این خدا پیغمبر دیگر. خدا یک کسی هست وقتی بهش نزدیک می شوی عشقت حتما به همسرت بیشتر می شود. فرمول پیغمبر است.آن که کل شی دستش هست دارد قواعد به من میدهد. آن که ریاضیات کل شی دستش هست دیگر می گوید شما الله یه کسی هست که شما هر چقدر بهش نزدیک بشوید مهربان تر می شود. رحمان تر و رحیم تر. خب این چه جور خدایی هست که الان ما داریم. در جامعه اسلامی که مدعی هستیم. من یه موقع میروم کشور اروپایی تدریس دارم. این حدیث پیغمبر را می گویم. می گویند استاد ما بیایم کشور شما را ببینیم. میگویم قربونتان بروم تشریف نیارید. ما اینجا شرم آور است طلاقهایمان. ۵۱ درصد پایتخت، ۳۹ درصد استانهایمان. چه اللهای هست این کار نمیکند. قلابی هست. امام رضاش قلابی هست حجش قلابی هست نمازش قلابی هست. حقیقی نیست. اگر حقیقی بود کار میکرد دیگر. این الله اگر حقیقی بود کار می کرد و الله تو به درد نمیخورد. الله خیلی ها هم کار میکنند الحمدلله. خیلی هایشان کار می کند و عمل میکنند. الله ی که نمی تواند من را آرام کند، مگر نمی گوید: «الا بذکرالله تطمئن القلوب» مگر نیست! پس چرا ما هر چقدر نماز می خوانیم، روزه می گیریم، هی ذکر میگوییم، حسادتمان بیشتره زود بیشتر عصبانیتمان زیاده طلاقهایمان زیاده؟ این الله چرا نمی تواند من را آروم کند؟ چرا باید قرص اعصاب بخورم؟ مگر الله نیست؟ این الله چرا شاد نمیکند؟ قرآن مگر نمیگوید شما هر چقدر ایمان داشته باشید شادترید! پیغمبرتان مگر نمیگوید هر که غصه بخورد میرود جهنم؟ مگر امامی که کل شی دستش هست، نمیگوید: «الغم مرض النفس» پس چرا جامعه شاد نداریم؟ چه جوری ما؟ مصرف مواد مخدرمان ضد افسردگی مان مراجعه به روانشناس قرص اعصاب و مصرف کمتر شده در این ۴۶ ساله یا بیشتر شده. حجابمان بهتر شد نمازمان بهتر شد دزدیهایمان کمتر شد؟ طلاقمان کمتر شد؟ ؟ غذایی کمتر شد؟ چی کمتر شد در این ۴۶ سال. چون ما داریم یه تربیتی میکنیم که قرآنی نیست اتفاقاً. همین که مقام معظم می فرماید کار فرهنگی در کشور ما خیلی می شود و بی اثر. میلیاردها ساعت تلف می شود، میلیاردها تومان بودجه تلف می شود. خروجی ندارد. ولی چرا. لقلقه داریم. کلاس تجوید گذاشتیم روخوانی گذاشتیم، حافظ قرآن داریم تربیت می کنیم. سرود میخوانند نمیدونم راهیان نور میروند نمیدونم حرم می بریمشان نمی دونم کربلا زیاد شده. مشهدمان ماشالله به کربلا رفتن سوریه حج مان ماشالله ۲۰ سال آینده ثبت نام شده. حاج خانم میرود وحشی وحشی تر برمیگردد. الان نمی داند به شوهرش چه جوری رفتار کند، با بچه اش چه جوری رفتار کند؟ پس شما دقت کنید محور کل خلقت یه نفر هست. نفس، تویی. «ان الجاهل معرفت النفسه جاهل بکل شی» خوب قدر انسان چند تاست؟ حالا تازه اصل بحثمان دوباره شروع شد. مرحله دوم که دوباره شروع کنیم. حالا می خواهیم اصل درسمان را شروع کنیم. بحث چیه؟ قدر انسان. قدر انسان عدد انسان چیه؟ چون اگر قدرها را بلد نباشید تا آخر عمر سر کارید. بقیه را هم سرکار می گذارید. خدا کند آدم فقط خودش سر کار باشد. بعدا نشود شوهر کسی زن کسی مادر کسی پدر کسی استاد کسی به زیر مجموعه اش قدرهای اشتباه بدهد. چون قیامت باید جواب بدهد. رئیس جمهور بشود، درحالیکه هیچ قدری از انسان سرش نمی شود. یک کشور به گند میکشد. می شود نماینده مجلس، بشود استاندار بشود فرماندار بشود استاد دانشگاه یه عالم دانشجو ببرد در ؟ داغونشان بکند. قدر انسان ۵ تاست. یک موقع 5 قدر انسان دارد. ۴ تاش حقیقی نیست. مجازی است. ابزار است. پنجمیش انسان می شود.
در قدر اول بهش می گویند قدر جمادی. ما آرزوهایمان آرمانهایمان قیمتهایمان شادیهایمان غمهایمان عزتمان ذلتمان موفقیتمان شکستمان بر اساس جمادات است. این آدم موفقی هست. میگوید چرا؟ چون کارخانه دارد. پول دارد. درآمدش بالاست. میخواهم باهاش شوهر کنم آدم حسابی اند اینها، میخواهم به اینها شوهر کنم. آدم حسابی یعنی چی ؟ یعنی پولدار هست. به این آدم حسابی می گویند. این در این قدر در تلفن همراه دو مدل پایین تر از طرف مقابل باشد، احساس بی قدری میکند احساس بی ارزشی می کند. موبایل موبایل این خیلی، چادر این ،کفشهای این، خودنویس این، عینک این، ماشین این، اینها از ماشین ما خانه اینها اینجوری می شود، مبلهایشان را دیدی چه جوری، پردههایشان را دیدی، کریستالهایشان قیمت جهیزیه، مهریه مزخرفاتی که الان جوامع را به گند کشیده یکی جهیزیه یکی مهریه. هیچ کدام قدر حقیقی نیستند. پیغمبر که صاحب قدر هست، میگوید هر چقدر شما مهریه را ببرید بالا، شکستهایتان بیشتر می شود. حالا هی ببر بالا. او صاحب قدر است دیگر. قرآن مگر نمیگوید ما همه چیز را محاسبه می کنیم، او که محاسبه دستش هست، می گوید شما هر وقت مهریه دختر را بالا می بری، پسر قبول کند حماقت کرده. چون جنگ می شود بینشان. دختر قبول کند حماقت کرده. خانواده دختر مهریه بالا بگذارند، حماقت کردند؛ یعنی ما بنایمان این است که زندگی پایدار نشود. شما دعواهای مهریه در دادگاه های خودمان را بروید ببینید چه جوری هست. در همین مشهد خودمان، مشهد مقدس.
جهیزیه، یک چیز من درآوردی هست. قدر من درآوردی هست. خانواده دختر باید جهیزیه بدهد. این کجای قرآن هست؟ کجای دین هست؟ اصلا از کجا درآمده که خانواده دختر باید جهیزیه بدهد؟ این از کجا درآمده؟ تربیت قرآنی یعنی چی؟ یعنی ما اعتقاد داشته باشیم به ریاضیات قرآن. الان این چیه، یعنی چی یکی میخواهد دختر شوهر بدهد باید برود بیچاره کند خودش را میلیاردی هزینه کند. الان شده میلیاردی. جهیزیه تهیه کند که دختر شوهر دارد. یعنی چی! این از کجا آمده. شما اگر دینی اش هم بخواهید جهیزیه را کی باید بدهد؟ آن پیغمبر، پیغمبر جهیزیه حضرت زهرا از کجا آورد؟ یقه امیرالمومنین گرفت، گفت زهره ات را بفروش بیار ببینم. جهیزیه مادرمان را از بابامان گرفت دیگر. این جوری بود. گفت برو بفروش. پولش را بیاور جهیزیه بخریم. یک چیز مختصری با هم، بقیه اش را خدا بهتون می دهد. نه الان نمیدونم باید برند باشد باید مارکش آنجوری باشد همه اش شرک و کفر است. همه اش هم جهنم می آورد یعنی شما هر چقدر قدر الهی را زیر پا بزارید غصه ها دقت کنید این سه تا خصوصیت میریزد به هم، خشونت بیشتر می شود در جامعه، ناآرامی بیشتر می شود، و غمها بیشتر می شود. این یادتان نرود. آن طرف که داریم میگویی این طرف هم هست. خیلی حواست را جمع کن. هر چقدر شما قدر خدا را زیر پا بگذارید بی احترامی کنید به اندازههای خلقت، حتماً مهربانی کمتر می شود رحمانیت و رحیمیت کمتر می شود خشونت میرود بالا. حتماً آرامش کمتر می شود، خودکشی هایتان بالا میود افسردگیهایتان اضطرابهایتان زندانها شکنجهها نمیدونم هرچی که میگوید مصرف مواد ضد افسردگی مصرف مواد مخدر بالا میرود چون قدر گذاشته و غم هایتان بیشتر می شود. یعنی هر چقدر پولدارتر، تحصیل کرده تری هست، آدم غمگین تری هست. الان شما با آمار خودکشی کشورتان چیه؟ میگوید بالای ۹۰ درصد تحصیل کردن. خودش را می کشد بچه ام برود دانشگاه درس بخواند. رفته دانشگاه درس بخواند یک خل به تمام معنا شده دیگر حالا. اول لیسانس بود بهتر بود الان ارشد وحشی تره می شود دکتر کنترلش نمی توان کرد. غمگین افسرده وحشی. این به چه دردی میخورد. آمار طلاق را نگاه کنید در چه کسی بیشتر هست. خودکشی ها می گویند شما هر چقدر آسایش یعنی پول را میبری بالا ، آرامش چی می شود؟ پایین می آید. قدر جمادی. نه اینکه بد باشد. خوبه، این نورانی هست. جمادات پول چیز خوبی هست نورانی هست لازم هم هست باید باشد. اصلا امام صادق میگوید از ما نیست کسی که پولدار شدن را دوست نداشته باشد اما حواست باشد اگر پولدار می شوی، قدرش جمادی هست. آدمی قیمتش زیاد نمی شود. ما بدبختی مان این است که قدر را به هم میزنیم. می گوییم پول خوبه ولی قیمت من هم بالا میبرد. خانه ام کجا باشد باهاش معامله انسانی میکنیم. و این غلط است. نه پول ابزار است.فقط همین.
دو) که نورانی تر هست بهتره شریف تر هست، بهش می گویند قدر گیاهی. در قدر گیاهی شما قیمتت با گیاهان یکی است. رشد- یادداشت بفرمایید- تغذیه تولیدمثل قدرت بدنی زیبایی هیکل اندام، اینها. قدر این آدم، اوج یه همچین آدمی این هست که قهرمان جهان شده مثلاً چند تا مدال طلا دارد مثلاً خوشگل ملکه زیبایی هست. مثلاً پهلوان کشوره نمیدونم بچه بیاورد، دختر پسر نمیدونم سفره های آنچنانی می تواند برقرار کند، خوراک خوب دارند، اینها دیگر، در حد گیاهان، دیگر بیشتر از این نیست.
سه) قدر حیوانی که بسیار بسیار نورانی و شریف هست، ما با موجوداتی بسیار نورانی و شریف و دوست داشتنی به نام حیوانات برابر می شویم. خب چیکار میکنند حیوانات؟ کشش به جنس مخالف دارند ازدواج دارند تشکیل کانون گرم خانواده دارند عشقهای صمیمی دارند حیوانات خدمت به همنوع دارند خدمت به غیر همنوع دارند. اینها خیلی نورانی هستند اینها. انگار حیوانات مهربانند، رحمانیت و رحیمیت دارند که خدمت به هم نوع دارند، خدمت به غیرهم نوع دارند. غیرت ناموسی دارند حیا دارند وفاداری دارند. امانت داری دارند. حیواناتی که کمالات مهم و مجهولشان این است که تمامشان بدون استثنا نماز می خوانند و عبادت دارند. آیه اش را مرقوم بفرمایید: «کل قد علم صلاته و تسبیحه» همه حیوانات آگاهانه نماز و تسبیح دارند آگاهانه میدانند خودشان. ما در دوره تخصصی انسان شناسی ۵۰ تا حیوان را آموزش میدهیم. مثلا الاغ چی می گویند نمازشان چیه، اسب ها چیه، شترها چیه نمیدونم قورباغه چیه. سگها چی می گویند، گربهها چی می گویند اینها امام حسین بیکار بوده. امام حسین امام حسین که بگوید یعنی چه عظمتی یعنی آن که محاسبات کل شی در خلقت دست این آدم هست. در زیارتنامه امام حسین چی میخوانید «و ارادت الرب» اراده پروردگار «فی مقادیر اموره» در تقدیرات و اندازههای کارهاش «تهبط الیکم الیکم» اول به سوی شما نازل می شود، «و تصدور من بیوتکم» از خانه شما به همه جای خلقت می رسد. این امام حسین هست. دریافت کننده همه قدرها و صادرکننده همه قدرها، در عالم. امام رضا چرا می تواند همه عالم را کنترل بکند در دستش هست، چون دریافت کننده همه قدرهاست و صادرکننده. میگوید من الان اراده میکنم این. اینکه امام خمینی هست. شما وقتی می روی حرم امام رضا، نگو خدایا به امام رضا بگو من را شفا بده. خود امام رضا بلده خودش شفا بده. خودش قدرها دستش هست. خودش شفا میدهد. یه کور کور مادرزاد شفا پیدا میکند، فلج شفا پیدا می کند. امام رضا دستش هست همه چیز. آن امام حسین که همه چیز دستش هست، خیلی مهم هست. امام حسین بیکار بوده بنشیند ۵۰ تا حیوان به ما یاد بدهد. چرا ما لازم هست ۵۰ تا حیوان را یاد بگیریم؟ سوال این هست. الان چرا امام حسین بر ما لازم دانسته ما ۵۰ تا حیوان را عبادتهایش را بلد باشیم. جواب: برای اینکه ما انسانیم، اشرف مخلوقاتیم و باید سطح ذکرمان و عبادتمان به عنوان یک کمال از حیوانات چی باشد؟ بله؟ بالاتر باشد. این روایت را یادداشت کنید از پیغمبر «رب مرکب خیر من راکب لانه اکثر ذکر منه» چه بسیار مرکبی که از صاحبش بهتره. چون عبادتش از صاحبش بیشتر هست. یه بار دیگر چه بسیار مرکبهایی که از صاحبشان بهتر هستند چون عبادتشان بیشتر از صاحبشان هست، الاغها میروند بهشت صاحبشان میروند جهنم، اسبها میروند حیوانات میروند بهشت. خدا میگوید غیرت ناموسی داشت تو نداشتی، این حیا داشته تو نداشتی. خدمت به هم نوع میکرد تو خیانت میکردی، خدمت به غیر هم نوعش هم میکردی. جانش را برای غیر هم نوعش می داد. شما وحشیگری میکردید مردم را تلکه میکردید، دست تو جیب مردم میکردید، دزدی می کردید. دیدید مراکز دولتی با مردم چیکار می کنند؟ مردم شدن امثال احزاب، جیب مردم، احزاب گروهها دزدی میکنند، وحشیگری سر ملت؛ یعنی با جان مردم بازی میکنند سر مقاصد سیاسی شان. می گوید عیبی ندارد بزار روزی ۷ هزار نفر بمیرند هفتصد نفر بمیرند هشتصد نفر بمیرند، ولی ما مذاکره می کنیم. ای مردم بدانید ما تا مذاکره نکنیم همه میمیرند. بعد یک رئیس جمهور می آید مذاکره نمیکند هیچ کس هم نمی میرد. یه آب برق گاز شما به مذاکره وصل هست بعد یه رئیس جمهور می آید آب برق گاز نه خاموشی آب و گاز همه چی میدهد هیچی مذاکره ای هم با کسی نمیکند. عزیز. دوباره رئیس جمهور حذف می شود میرود کشته می شود، یکی دیگر می آید دوباره همان برمیگردد به آن. چی جوری می شود سه ماه ما یه دفعه ناترازی برقی، آبی گازی، همه چی ناتزاری اتفاق افتاده. چی شده سه ماه، هیچی. مردم ابزارند. ابزارند. حالا این آدم با الاغ یکی هست؟ این آدم با اسب یکی هست که آن خدمت به هم نوع می کند به غیرهم نوع می کند. این جنایت میکند سر هم نوع و هم وطن های خودش. این نماز می خواند، مرتب عمرش نماز می خواند ولی این نمی خواند. این دو یکی نیست. خب می خواستم فرشته ای هم بگویم. چون یک دقیقه وقت بیشتر نداریم. آن هم هدیه می کنیم به خودتون، پیشکش خودتون و استراحت کنید.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.