شرح سر الاسراء؛ جلسه 24 26/03/1404
خب قول داده بودیم که درباره موضوع بسیار مهم حفظ قلب از انواع وسوسه ها، حفظ فکر و قلب از انواع وسوسه ها، مطالبی را خدمت تان بگوییم. اولین چیزی که وعده داشتیم خدمت تان بگوییم، روایتی از آقا امام رضا علیه السلام از وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام نقل می کنند. قبلا عرض کردیم که معصومین هر چیزی که به ما میگویند، شاه کلید است. یعنی قدرها و قضاها را به ما نشان می دهند. حرفهایشان قاعده است، قاعده زندگی است. فرمولهای زندگی هست که دارند به ما اینها را یاد میدهند. اندازههای انسانها را در ابعاد مختلف بیان میکنند اهل بیت علیهم السلام.
اینجا فرمایشی که امام رضا علیه السلام از امیرالمومنین علیه السلام نقل میکند، این هست که هر چیزی که انسان را از یاد خدا دور بکند تعابیر مختلفی دارد، تعبیری که اینجا دارد، می فرماید که هر چیزی که عربیش را هم برایتان بخوانم: «كُلَّما» هر چیزی که «ألهى عن ذِكرِ اللّه ِ» انسان را غافل بکند از یاد خدا « فهُو مِن المَيسِرِ» دقت کنید خیلی دقیق است. باز در یک روایت دیگر داریم «کل ما الهاک مولاک فهو دنیاک» هر چیزی که تو را از خدا غافل کند دنیای تو همان است. انسان می تواند دنیاش رنگ جمادی داشته باشد رنگ گیاهی داشته باشد رنگ حیوانی داشته باشد رنگ علمی داشته باشد یا حتی رنگ مذهبی داشته باشد رنگ مذهبی داشته باشد، یعنی ظاهراً طلبه هست درس حوزه دارد میخواند طلبه است کار مقدس دارد انجام می دهد ولی این برای دنیا دارد این کار را انجام می دهد یعنی از این درس طلبگی یا از این هیئت رفتنِ یا از این جبهه رفتنِ یا از این فعالیت های مهدوی حتی فعالیت های انقلابی حتی ته قضیه این به یه دنیای بهتری میخواهد برسد و واقعا به الله نزدیکتر نمی شود، واقعاً به مربی شبیهتر نمی شود. چون علامت دارد. اگر یه کسی دنیای مذهبی نداشته باشد یعنی از طریق صور مقدس حمله سمت راست -قبلا گفتیم- حرکت نکند، سالم حرکت بکند این باید روز به روز مهربانتر بشود؛ حتماً رحمانیت رحیمیت، آرامش بیشتری داشته باشد؛ حرص و جوش نخورد.
گفتیم علامت اینکه یک نفر رشد سالم دارد، این هست که روز به روز در او رحمانیت، آرامش و شادی اضافه می شود. اگر مسیر درست باشد جواب می دهد این. بنابراین اگر این اتفاق نیفتد، هرچند طرف صورت مقدس دارد، روحانی طلبه است مداح است هیئتی هست بسیجی هست اما آن رشد را که نمیکند نشان می دهد که این هم یه دنیاست. تعبیر زیبایی که حضرت دارد، این هست که هر چیزی که تو را از الله یا یاد خدا از مولات یا الله جدا میکند، روایت یه بار دیگر بخوانم روایت امام رضا را از امیرالمومنین علیه السلام علیهم السلام «كُلُّ ما ألهى عن ذِكرِ اللّه ِ فهو مِن المَيسِرِ» هر چیزی که انسان را غافل بکند از یاد خدا، این از برد و باخت است. تعبیر عجیبی هست. میسر در قرآن داریم که قرعه کشی میکردند، قمار میکردند، یه نوع قمار هست، برد و باخته. می گوید انسان در زندگی برد و باختهایش یا مادی هست؛ یعنی می افتد در جنبه رقابت و چشم و هم چشمی و مقایسه زندگیش، ناخودآگاه دارد رقابت میکند. ناخودآگاه. ظاهراً مثل قماربازهای حرفهای که می روند قمارخونه قمار نمیکند؛ ولی باطناً دارد سر مسائل مالی یا گیاهی سر قیافه هیکل نمیدونم بچهدار شدن، غذا، نوع غذا آشپزخانه وسایلش، زندگی یا سر مسائل حیوانی یا سر مسائل علمی دارد رقابت میکند. فلانی دکترا گرفت منم دکترا بگیرم، فلانی نمیدونم رئیس شد، فلان مدرک را گرفت، فلان مسئولیت را گرفت، می بینی این شخص دائماً در حالت آخر عمرش متوجه هم نیست که دارد قمار میکند. اصلاً قمارباز حرفهای شده. گفتم یه موقع به یه آقایی جبههای روحانی بود. در جبهه بهش گفتم: خب چرا -بعد از یه مدت هم جبهه که نمی آید. تهران دیدمش- گفتم خب چرا جبهه نمی آیی؟ الان تکلیف این هست شما جبهه وظیفه جهادی دارید. گفت دیدم که شاگردهام از من جلو میزنند دیگر من اگر بیام جبهه بایستم شاگردان درس میخوانند از من جلو میزنند. این یعنی رقابت. من باید حتماً از شاگردام چی باشم؟ جلوتر باشم. می شود همان قمار، می شود همان رقابت، می شود همان چشم و هم چشمی. نمی گوید که من الان وظیفم در زمان حال چیه! خدا از من چی میخواهد! امام زمان از من چی میخواهد. این آمده یه ملاک رقابتی مثل درس: سطح یک سطح دو سطح سه اجتهاد یا لیسانس، ارشد دکترا یا موقعیت های اجتماعی یا یه حد مشخصی از درآمد و پول و خانه و مال برای خودش در نظر گرفته، از مسیر حیات انسانی دور هست. اصلاً در باشگاه نیست. ثبت نام نکرده. دیدید بعضیها مثلاً بهشون میگویم که خب آقا مثلاً شما وظایفت این کارها بوده انجام دادی؟ مثلاً باید این این داروهایت را میخوردی ، این کتابات را میخواندی، می گوید وقت نکردم نرسیدم. درس داشتم دانشگاه داشتم؛ حتی مسائل جسمی خودش، روحی خودش عقب میندازد؛ چون مشغول یه نوع مسابقه است با دیگران. می گوید آقا من اصلا من الان خیلی وقتها شاگردهای خودم که بیشتر از اساتید هستند می گویم آقا شما یه سال دیرتر دکترا بگیر ولی الان برو به سالمسازی خودت و زندگیو نمی تواند این کار را بکندو چرا؟ چون مشغول قمار بازی هست. مشغول رقابت هست یا باید حتماً فلان سال دکترام را تمام کنم. اگر دیرتر دکتر بشوم، دیرتر مجتهد بشوم دیرتر مدرک بگیرم زشته. عقب میمانم. برای همین آنجایی که خدا کارش دارد آنجایی که امام زمان کارش دارد غایب است. نیست. چرا؟ چون مشغول شهوت شهوت های درسی هست، شهوت های علمی هست.
ما طلبه زیاد داشتیم که علی رغم اکثریت طلاب که به وظیفهشان زیبا عمل کردند در دوران دفاع مقدس، بعضی ها داشتیم درس شان واجبتر بود برایشان، به وظیفهشان انجام ندادند. یه قمار بازی هست این. درس دانشگاه دارم دکترا دارم مهندس میخواهم بشوم، پول در بیارم، الان نمیدونم بیزینسم به هم میخورد، تجارتم خراب می شود، آن موقع که باید وسط میدان باشد نیست. آنجایی که باید زیر چادر امام زمان باشد این آدم اصلا آنجا حضور ندارد. چرا؟ چون دارد رقابت میکند. دارد رقابت میکند، چشم و هم چشمی دارد، رقابت دارد و کارهایی را برمیدارد که وظیفه اش نیست. اصلا نمی تواند انجام بدهد شرعیش. این مثلاً الان زن و بچه دارد، باید به اینها رسیدگی بکند، در حد آن قانون سه انگشت یعنی تامین اقتصادی، تامین عشق و عاطفه و تامین معنویت بعد می رود یه زن دیگر میگیرد. می رود زندگی تشکیل می دهد .می گوید اسلام گفته اشکال ندارد دروغ هم هست اسلام اشکال میگیرد اینجا. حرف مفتی هست که کسی می گوید آقا اسلام اجازه داده ما برویم دو تا زن بگیریم. اسلام اجازه می دهد من بروم سه تا زن بگیرم. اسلام به کسی اجازه می دهد که بتوانه بتواند تمام قواعد سه انگشت را رعایت بکند. وقتی تو در اولیش ماندی، نه میتوانی همین اقتصادی بکنی، زن و بچت لنگند مریضند که نیاز دارند. نه تامین عشقی و عاطفی بکنی، نه تامین معنوی، غلط کردی بروی یه کار دیگر زندگی دومی تشکیل بدهی که توش بمانی. کی به تو گفته اصلا چنین اجازه داری. این یه ظلم هست. کی گفته اصلاً من آره اسلام. نه. اسلام اینجوریه اجازه نمی دهد به کسی. یا مثلا یه باری را برمی دارد که وظیفه الان من باید لیسانس ارشد بگیرم. کی گفته، ارشد نگیر اصلاً. باید دکتر بشوم. این تکلیف از کجا آمده؟ الان من باید مثلاً سطح ۴ حوزه ام را بخوانم، الان باید مجتهد شوم، الان باید یه مداح حرفهای بشوم، الان باید یه مهندس شوم. وقتی که تو در عبودیت نیفتادی باشگاه ثبت نام نکردی، مهمترین پیوند در این پیوندی که ما داریم پیوند با الله است. تو هنوز در رابطه ات با الله گیری بعد چطوری هی بارهای اضافه جمع جمادی گیاهی حیوانی علمی برمی داری برای خودت. کی اینها را واجب کرده برای تو؟ این تکالیف از کجا آمده؟ قاعده چی بود؟ قاعده این بود که «من اصلح» چون ما برای ارتباط با حق تعالی آفریده شده ایم، ما روح خدا هستیم، انسانیم، برای این هدف آفریده شدیم که در باشگاه متخصص معصوم و پیوند با متخصص معصوم، مسیر خلیفه الله شدن را طی کنیم. ما با برنامه به دنیا آمدیم، بی برنامه که به دنیا نیامدیم که هرکس برای خودش هر تصمیمی بگیرد، وقتش را فکر کند هر جوری دلش بخواهد می تواند صرف بکند. ما قاعده مند آمدیم. خدا برای هر چیزی «رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى» خلقت ویژه هر موجودی را می دهد، موجود بهش می دهد هدایتش می ک ند. خلقت ویژه ما چیه؟ اینکه ما انسانیم، نه زنیم نه مردیم نه فرشته هستیم که دائما برای خودمان مشغله های اینجوری ایجاد بکنیم. وقتی تو الان در پیوند با الله ماندی، هنوز پیوند سالم با مربی نداری، هنوز در باشگاه ثبت نام نکردی، هنوز مربی ات روی تو تسلط پیدا نکرده هنوز جریان تحت جریان ربوبیت قرار نگرفتی، الان این همه انتخابهای زیادی چیه! حرام هم نیست. دقت کنید صورت حرام ندارد؛ ولی حضرت می فرماید قماربازی هست. دچار یه قمار بازی هست، دچار یه رقابت هستی، دچار یه چشم و هم چشمی هستی، دچار مقایسه و مسابقه زندگی هستی. نماز اول وقت نمیرسم بخوانم چرا؟ چون مشغول دنیا هستم: مهمانداری خاله خاله بازی زندگی. به وظایفی که نسبت به امام زمان دارم نمیرسم، به وظایفی که نسبت به خودم دارم نمیرسم؛ حتی به وظایفی که نسبت به خانواده داریم نمیرسیم، مشغول هوسهای خودمانیم، قمار بازی های خودمانیم. قدیمها قماربازها که زندگیشان متلاشی میشد همینجوری بودند. مثل معتادها که دیگر از خانواده کلاً غافل می شوند. الان داریم. الان اعتیاد بدتر از مواد مخدر چیه که آدمها بی غیرت میکند نسبت به خودش خانواده اش ناموسش؟ تلفن همراه. پرسه زدن در شبکه های مجازی. اعتیاد این از اعتیاد به هروئین و مواد مخدر بدتره. مرد گنده سر کار نمی رود. شب تا صبح مینشیند بازی میکند. این بازی ۲۵ سال به بالا الان آمده مثلاً. مرد زن و بچه دارد می نشیند بازی کامپیوتری میکند پشت دستگاه یا با موبایلش ور می رود دائما. خب این میسر هست دیگر. میسر چیه؟ یعنی همان مستی هست همان قماربازیست. صبح سر کار نمی رود. وظیفه اش این هست که برود رزق زن و بچه اش را تامین کند، تنبلی میکند نمی کند. این سه تا قانون اول متوجه مرد هست بعد زن خانواده. می بینی می گوید می خواهم بروم باشگاه، می خواهم بروم فوتبال، می خواهم بروم فلان جا، می خواهم بروم فلان کار را بکنم، وظایفش را انجام نمی دهد. یعنی کلا خاصیت انسان بودن، مرد بودن همه را از دست می دهد، رحمانیت رحیمیت، همه چیز را از دست می دهد. چون مشغول یه نوع رقابت و مسابقه است. حالا این ماشین بازی هست مثل بچه کوچولو ماشین بازی میکند الان بزرگترها ماشین بازی میکند. اصلا ماشین بازه. زندگیش همه اش همین هست یا ورزش؛ دائماً مثلا باشگاه و فوتبال و والیبال و نمیدونم به خانوادهاش نمیرسد به خودش نمیرسد به الله نمیرسد به اهل بیت نمیرسد به امام زمان نمیرسد. بازیکن این. «أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ» تا آخر. قرآن می گوید مشغول حیات دنیا می شود. دنیا دائماً برایش یه سلسله مشغله ایجاد میکند. تلویزیون است ماهواره است ورزش است باشگاه هست، طرفداری تیم هست نمیدونم رقابتهای پنجگانه دیگر. این دیگر اصلاً نمیرسد به آدم بودند کی باید وسط میدان باشد کی باید حضور داشته باشد کی باید به تکالیفش عمل بکند. اینجا حضرت می گوید بابا تو وظیفه اصلی ات این هست که با خدا در ارتباط باشی. چون انسانی. زن نیستی مرد نیستی خانم و آقا نیستی. این اول درکش کن که تو خانم و آقا نیستی، دختر پسر نیستی. درک کن که فرشته نیستی که کارت این باشد درس بخوانی دائما بروی اطلاعات جمع کنی کتاب بخوانی کتاب بنویسی نمیدونم علم بازی بکنی .اول این را بفهم که تو آدمی. اگر این را فهمیدی که آقا باید مسیرت را با رب طی کنی. اول باید یه پیوند اصلی، مناسب، قوی با مربی خودت طی بکنی یعنی الله. اینکه امیرالمومنین فرمود: «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ، أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ» هر کس آنچه که بین خودش و خداست درست بکند بقیه کارش درست می شود؛ ولی ما میایم به قیمت درست کردن بخش های پایینی رابطه مان را با غیب به هم میزنیم. رفت و آمدمان را با غیب خراب میکنیم با فرشتهها خراب میکنیم با امام زمان خراب میکنیم با شهدا با خود خدا. لذا می بینی که ما اینجور چیزهایی که مربوط به معنویت هست، حاشیه زندگیمان هست. حالا دیگر الان مغرب می شود نماز جماعت هم هست میخوانیم یا یه جایی چهار رکعت نماز میخوانیم. ما برای اینجور عبادت نیامدیم. برای همین دین می رود به حاشیه. اصلا این طرف قرآن را ول کرده، نمیخواهد قرآن بخواند، قرآن نمیفهمد، انس ندارد عشق ندارد همینجوری می شود روز قیامت قرآن می گوید خدایا من را ضایع کرد تو هم ضایعش کن. بعد خدا لعنت میکند قرآن ما را. آقا چرا قرآن نپرداختی چرا قرآن یاد نگرفتی چرا لذت نمیبری ازش؟ چرا معارفش را نمیخواهی یاد بگیری؟ مشغول یه سلسله میسرها بودم. میسر یعنی همان قماربازیها؛ یعنی همان رقابتها مسابقههای بخشهای مختلف. داشتم با دیگران رقابت میکردم. من باید حتما اینقدر کار اقتصادی بکنم، اینقدر خرید بکنم، اینقدر فروشگاه بروم، از این چیزها را داشته باشم نمیدونم این غذاها را بخورم حتما. وقتی که ما هی میایم برای خودمان یه عالم برنامه ریزی اینجوری میکنیم البته آنی که این وسط فانی می شود و قربانی می شود کودک عزیز روان است.
ترسم که این تن که حائل است به جانم/ سقط کند کودک عزیز روانم
تو خودت همان کودک عزیز روانی، باید تغذیه بکنی؛ ولی ما نه. ما الان اگر از باطنمان عکس بگیرند، از باطن ما اگر عکس بگیرند اگر شبیه انسان باشیم تازه، اگر شبیه انسان باشیم مثل این بچه آفریقایی ها هستند که الان از سوء تغذیه استخوانهایشان بیرون زده، غذا نمیخوریم ما. کم غذاییم، کم اشتهایم اصلا. اشتها برای حرکتهای فوق عقلی نداریم. اشتها برای حرکتهای انسانی معنوی نداریم. اگر این هم واجب نکرده بودند انجام نمیدادیم.
خدا رحمت کند امام را -سلام الله علیها - اگر جبرئیل الان نازل بشود بگوید نماز دیگر از این بعد واجب نیست، جزو مستحبات هست، چند نفر الان میخوانند؟ چند نفر به فکر خودشان هستند؟ الان نماز واجب ثوابش بیشتره یا نماز شب؟ در ثواب نماز شب خیلی ثوابش بالاست. کی میخواند الان؟ که خدا آزاد هم گذاشته. هر چی خدا آزاد گذاشته، می گوید ولش کن اذان نمیخواهد اقامه نمیخواهد تسبیحات نمیخواهد نمیدونم تعقیبات نمیخواهد، قرآن خواندن نمیخواهد. بخش های دیگر هم همین طور. یادگیری ازدواج صحیح یا معاشرت صحیح با خانواده نمیخواهد. یادگیری تربیت صحیح لازم ندارم فعلاً. سه تا بچه دارد بعد می گویم چی یاد گرفتی؟ هیچی. خب چیکار میکردی؟ وقتش یه جای دیگر در رقابت های دیگر تلف شده. عوضش من دکترا گرفتم عوضش من شاغلم عوضش تاجرم، پول درآوردم. به جاش دکتر مهندس ام. به جاش مداحم به جاش طلبه ام. خب این بخوره تو سرت. خدا ازت چی خواسته؟ خدا می گوید زن داری، باید بروی قواعد زن داری را یاد بگیری و عمل کنی. تربیت بچه ۷ سال اول، قبل از انعقاد نطفه یه جوره ، ۷ سال اول یه جوره، دوران بارداری یه جوره، ۷ سال دوم یه جوره، هفت سال سوم یه جوره. تو الان چی شو بلدی. چند تا بچه دارد پنج شش تا بچه دارد هیچی. دو تا جلد کتاب نخوانده راجع به سنین مختلف مسائل تربیتی. همینجوری خودرو بچهها را بزرگ کرده، همه شان هم هزار و یک جور مشکل دارند. بعد هم می گوید مشکلات زندگی زیاد هست. آقا خب تو بالاخره اطلاعات میخواهد. علی علیه السلام فرمود: «ما مِن حَرَكَةٍ إلاّ و أنتَ مُحتاجٌ فيها إلى مَعرِفَةٍ» هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در انجام او نیاز به شناخت داری. خب برو اول مطالعه کن شناخت داشته باشی یاد بگیره اینها را. ما اصلا وظیفه مان را انجام نمی دهیم. لذا نگاه کنید چقدر زیبا قاعده می دهد آقا امیرالمومنین آقا امام رضا از قول ایشان نقل کرده: «کل ما الحی ذکر الله فهو من المیسر» الله را باید جاش چی بگذاریم؟ اگر بخواهیم برداریم الله را؟ اگر بخواهیم فارسی بگذاریم چی می گذاریم جاش؟ معشوق بینهایت، بینهایت. چون خدا تو را از روح خودش که بینهایت طلب هست و عاشق بینهایت هست آفریده. تو وقتی که بینهایت عاشقش نیستی دنبال بینهایت شدن نیستی یعنی غافلی دیگر؛ یعنی داری یه جا قماربازی میکنی. بینهایت ول کردی مشغول قمار محدودیتها هستی؛ یعنی دنیا بازی میکنی. داری یه جا قماربازی میکنی یا پول یا کمالات گیاهی هست یا کمالات حیوانی هست یا کمالات علمی هست یا کمالات حتی ظاهرا مذهبی هست. هیئت بازی بدون اینکه رشد بکند. مسئول هیئت هست، امنای هیئت هست. مسئول حوزه علمیه هست ولی اصلاً شبیه نیست. شبیه نشده. اطلاعاتش خوبه ولی، اطلاعات مذهبیش خوبه: فقه بلده اصول بلده نمیدونم چی چی بلده، ولی شبیه نیست اصلاً. به مربی شبیه نشده .مجتهد هست درس خوانده وسواسی هست. به چه درد میخورد دیگر! آدم وسواسی باشد یعنی اصلا ساقط شده. مسیر را درست طی نکرده. لذا حضرت می گوید هر چیزی که تو را از یاد خدا غافل بکند یا از خود خدا «کل الهاک مولاک فهو دنیاک» هر کس که تو را از مربی ات جدا بکند آن دنیای توست. ما انسانیم. در بخش انسانی نیاز به باشگاه و مربیمان که متخصص معصوم هست، داریم و هر چیزی که ما را از ایشان غافل بکند، از متخصص معصوم، آن دنیای ماست آن شراب ماست. همین مست بازیها و شراب بازیا و قمار بازی ها باعث شد که ۱۳ تا معصوم هر وقت میگفتند «هل من ناصر ینصرنی» مردم وقت نداشتن. هر وقت امیرالمومنین میگفت بیاید کمک کنید، پیغمبر میگفت، کمک. یا رسول الله! الان نمی شود تابستان هست گرم هست. زمستان، آقا الان سرد هست، پاییز. وقت نمیدونم بهار، وقت کاشت وقت برداشته. هر وقت پیغمبر یه کاری داشت اینها هیچ کدام، وقت نداشتن. امیرالمومنین هم همینطور که نفرین میکند. می گوید ما هر وقت به شما یه چیزی می گویم، شما می گویید: ما کار داریم، ما زندگی داریم کار و زندگی داریم.
شما الان نگاه کنید یه عده برداشتن پویش #نه به جنگ زدن؛ یعنی این آدم اصلا نه ناموس سرش می شود نه وطن سرش می شود. آقا مگر ما جنگ داریم. ما جنگ نداریم. ما بهمان تجاوز شده. یه کشوری ۴۶ ساله آمریکایی ها اروپاییها اسرائیلیها صیونیست جهانی دارد دائماً به ما حمله میکند. آدم جنگ تحمیلی، تجزیه کشور، بمب بارون نمیدونم بمب گذاری، ترور ، تحریم اقتصادی. مگر ما کاری داریم با دنیا؟ اگر دنیا با ما کاری نداشته، دنیا دعوا داشتیم با آن؟ آنها با ما ۴۶ ساله همه جور تجاوز دارند به ما میکنند بعد وقتی میخواهیم دفاع بکنیم یه مشت بی ناموس بی غیرت، نه انسانند نه غیرت دارن نه ناموس دارن نه هیچی حالیشان نمی شود، نه حیا سرشون می شود. #نه به جنگ. آن وقت خود این آدم اگر کسی برود موبایلش را از دستش بدزدند، همین یه موبایلش را از دستش بزدند، جیبش بزنند، ماشینش را بزند، تا آن طرف را به خاک سیاه نشاند، ول کن نیست اما وقتی که کشورش به خطر میافتد، خون مردمش به خطر میفتد، امنیت کشورش، امنیت اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی و نظامی کشورش به خطر میفتد، بی غیرت است بی غیرت است. یه مشت آدم شلول تنبل بی حوصله تن پرور خودشیفته بی غیرت. #نه به جنگ. جنگ نمیخواهیم ما. یعنی چی؟ یعنی انقدر آدم باید بدبخت باشد که بگذارد دشمن بیاید تجاوز کند بهش؟ اگر کسی بخواهد بیاید اموالت را ازت بگیرد، بچهت را بگیرد، ناموست را بکشد، همین کاری که اسرائیل دارد میکند اگر بچه تو را میکشت ناموس تو را میکشت، ناموس تو را همان جا جلوی نوامیس دیگر جای دیگر تجاوز میکرد، می برد تجاوز میکرد، به خودت تجاوز می کرد، کما اینکه به مردها هم تجاوز میکنند، خیلی جاها میگیرنشان این بیشرف اصلا هیچی نمی شناسند، واقعاً اگر این کار را با خودت و ناموست میکردند، تو باز همین حرفها را میزدی جناب وزیر؟ جناب نماینده مجلس؟ جناب استاندار فرماندار؟ جناب سلبریتی جناب استاد دانشگاه؟ جناب استاد حوزه ؟جناب محقق و مجتهد حوزه؟ باز شما همین حرفها را می زدید؟ همین بی غیرتهایی که در حوزه میگویند ما اسرائیل را به رسمیت می شناسیم جنگ هم نداریم، همین آقایان روحانیون که الان گفتند اینها را، یک کسی به ناموسشان تجاوز میکرد، همینجوری برخورد میکردند؟ مالشان را یک کسی میدزدید، خانه شان را از چنگشان در می آورد، باز همینجوری میگفتند نه به خشن نباشیم، نه به جنگ، نه به شکایت، نه به درگیری، همین حرفها را میزدند؟ وقتی که انسان از مولاش از باشگاه از رب میبرد چنان مست می شود، حضرت دارد می گوید می افتد در قمار، قمارهای دیگر. می گوید آقا انقلاب چیه جنگ چیه اسرائیل یعنی چی، ما با آمریکا چیکار داریم باهاش؟ آقا ما کار نداریم. آنها دارند با نوامیس ما کار دارند. الان هم نیستد مسئله مال قرنهاست که این اتفاق افتادهد آقا ۱۵۷ سال قبل از انقلاب، قبل از انقلاب، شما ببینید سر کشور ما همیشه در این ایران جنگ داشتند، غارت میکردند. دو سوم خاک ما را در این ۱۵۷ سال، آن موقع که جمهوری اسلامی که نبوده که، چرا این همه جنگ تحمیل کردند به کشور ما؟ چرا ۱۰ میلیون آدم را یه دفعه در جنگ جهانی کشتند از شیعیان از مسلمانان؟ آن موقع که دیگر جمهوری اسلامی نبوده که؟ آنها همیشه با این کشور کار داشتند. همیشه به این کشور تجاوز کردند. همیشه کشور را غارت کردند. دو سوم خاکش را بردند. باز تو هنوز غیرتت نمیگیرد که یه جایی باید جلوی استکبار بایسی، جلو غارتگرهای. نه کشور میفهمی نه وطن میفهمی، ناموس میفهمی، بالاخره یه مرامی باید داشته باشی تو دیگر. یه مرام یه چیزی، یک دینی یه بالاخره ارزشی باید در زندگی تو باشد. آخوندش قمارباز و مست، وزیرش رئیس جمهورش نماینده مجلسش همه مست دنیا هستند. می گویند بابا ول کن جهاد. مثل یاران موسی که «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ» خودت و پروردگارت. نمی گوید پروردگار ما، خودت و پروردگارت بروید بجنگید و تازه بعد از اینکه موسی نجاتشان داد از دست فرعون، آن آیات را برایشان نشان داده، از آسمان برایشان غذا آمده. باز شدن دریا را دیدند، معجزات را دیدن بعد از همه این لطفها و کرامتها، انقدر مشغول قماربازی هستند با دنیا با کمالات دنیا، انقدر مستند که به موسی میگویند: خودت و پروردگارت بروید. آدم وقتی خودش را می شناسد تازه می تواند رابطش را با همه چی درست بکند.
بحثی که من دائماً دارم می گویم بحث خودشناسی من کیستم، من کیم واقعا .اگر تو این را فهمیدی، رابطه ات با کمالات جمادی درست می شود و نورانی می شود. رابطه با کمالات گیاهی حیوانی، عقلی. عبادت هم درسته. وقتی نمیدونی کی هستی، خودت را به رسمیت نمی شناسی، به عنوان یه انسان، قبول نکردی یک آدمی، می گویی من یک خانم و آقام هستم یا فرشتهام استاد دانشگاهم مثلاً آخوندم. وقتی مست اینجوری کمالات میشوی، خودت را نمی شناسی، دیگر عبادتت هم دورت میکند از خودت. ذکرت هم دور میکند تو را از خدا. آخوند بودنت به ضررت می شود. همه چیز ضررت می شود، اصلا نعمت ها منقلب می شود، تبدیل می شود به نقمت. تو فقط زمانی میتوانی حتی گناهات را تبدیل بکنی به ثواب که عاشق خودت باشی، خودت را بشناسی. اگر فهمیدی کی هستی، یک عمر گناهت را میتوانی تبدیل کنی به عبادت ولی وقتی که نمیفهمی کی هستی و خودت را به رسمیت نمی شناسی، یه عمر عبادتت را ضایع میکنی. یه عمر عبادتت را ضایع میکنی. در این ۴۶ سال ببینید پیشکسوتایی از سوابق خوب داشتن، دهها سال زحمت. زندان رفته شکنجه دیده آخرش اینجوری شده. پس همان طور که جلسه قبل گفتم، قبل از هر چیزی اگر ما بخواهیم موفق بشویم در کنترل نفسمان وسوسه نشویم، یه دفعه هوسهای اینجا به سرمان نزند، زندگیمان را تباه نکنیم، معشوقهای دیگر نیاید جای الله را بگیر، اول باید مهندسی آرزوها و معشوقهایت را تنظیم بکنی بعد میتوانی در این راه قدم برداری. کسی که اول به مهندسی معشوق و مهندسی آرزو موفق نشود، مجتهد هم بشود ضرر میکند؛ یعنی در دینیترین حالت این باخته. چه برسد با چیزهای پایین تر. دکتر بشود رئیس جمهور بشود هرچی بشود ضرر میکند. چون هیچ چیزی از اینها ربطی به خود حقیقی این شخص ندارد. این دچار -چه تعبیری امیرالمومنین به کار برده سلام الله علیه- یه صلوات بلند به محضر مقدس امیرالمومنین و امام رضا- هیچکس روی کره زمین بعد از خدا نمی تواند اینجوری به ما حرف بزند و ما را راهنمایی بکند. می گوید ببین شاخص بدهم دستت که زندگی تباه نشود، شاخص بدهم بهت، خب بفرمایید ، هر چیزی که تو را از مولات، از باشگاهت، از ربت جدا بکند آن دنیای توست. آن دنیای توست، آن شراب هست، آن قمار هست، مشغول یه رقابتی. مشغول یک مسابقه هستی با دیگران، مشغول یک چشم و هم چشمی هستی، فرمول دادم بهت دیگر. چی می گوید امام رضا؟ « كُلَّما ألهى عن ذِكرِ اللّه ِ فهُو مِن المَيسِرِ» هر چیزی که نگذاره یاد معشوقت کنی، انس بگیری با خانواده آسمانی ات، رفت و آمد بکنی، میسر است. الان یه آقای زن گرفته، ازدواج کرده -خدا رحمت کند آیت الله مرحوم شیخ جعفر مجتهدی، آقای مجاهدی خب آقای پروانه که همین کتاب در محضر لاهوتیان را هم نوشته ، ایشان خودش برای من تعریف میکرد، شاعر آیینی خاب ۳۰ سال هم مانوس بود (حفظه الله تعالی) ایشان می گفت من وقتی مجرد بودم با آقای مجتهدی خیلی انس داشتیم، بعد مثلا دیگر با آقای مجتهدی یک موقع هایی تا صبح بیدار بودیم، یه موقع مسافرت می رفتیم بعد یه موقع من تصمیم گرفتم ازدواج کنم. تا من تصمیم گرفتیم ازدواج کنم، گفتم میخواهم ازدواج کنم یا ازدواج کردم، رفتم مثلا خواستگاری، آقای مجتهدی گفت: تا الان تنها بودی هر جا من بودم تو میخواستی با من بیای حرفی نبود. چون خود ایشان مجرد بود دیگر، ولی از این به بعد تو زن داری. از این به بعد زن داری. دیگر بعد از ۱۰ شب اینجا پیش من نباشی. خانه تان باش. ۱۰ شب خانه تان باش. یک کسی زن داشته باشد بچه داشته باشد بعد نرسد به خانواده، پیامبر فرمود: «مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَيَّعَ مَن يَعُولُ» خدا لعنت کند خدا لعنت کند یک کسی را که زن و بچهش را ضایع بکند به خانوادش نرسد. پس کجا بودی الان تا دو نصف شب؟ نمیدونم قهوه خونه بودیم، هیئت بودیم نمیدونم فلان جا چیکار میکردیم. همه اش حرف های، شراب بازی ها دیگر قمار بازی اینجوری مذهبی، نمی دونم حرم بودیم. بابا این بچه بابا میخواهد این خانم شوهر میخواهد باید خانه باشی، باید با هم غذا بخورید، تا آنجایی که میتوانید تا آجایی که می شود امکانش وجود دارد بعد تامین این سه تا قانون رعایت نمیکند. چرا؟ چون مرد خونه قمارباز هست. قدیمها مردها قماربازی که میکردند یا مواد مخدر میکشیدند یا قمار بازی میکردند، قمارهای حرفه ای قاب باز حرفه ای بودند. من یادم هست زمان رژیم سابق، قاب بازهای حرفه ای بودند، پاسور بازی های حرفه ای میکردند. حالا آمریکایی بهش میگویند پوکر بازی میکردند، اینوریها حکم بازی میکردند؛ یعنی اصلاً طرف خدا شاهده من یادم هست روز شهادت امام معصوم این پاسور بازی می کردند. اصلا حالیشون نبود شهادت هست یا... جمع میشدند با هم، قمار بازی. اصلا حالیشان نبود. این دیگر از زندگی خارج شده. حالا آن شکل قماربازی و نمیدونم مواد مخدر و شکل های دیگر یه جور، عوض شده الان شده شبکه مجازی بازی کردن، اعتیادهای شبکه مجازی. اعتیادهای اقتصادی ،اعتیادات جمادی، اعتیادهای ورزشی مواد مخدر اینجوری دنیا برای ما تولید کرده. هر چیزی که ما را از خودمان غافل کند. فوتبال میگذارند طرف از یه ماه جلوتر ذهنش درگیر مسابقه نمیدونم کجا و کجاست. خب این آدم تعادل می تواند داشته باشد؟ تعادل می تواند داشته باشد؟ فوتبال بازی، تیم بازی و کی برد و کی باخت و نمیدونم اینها. یه موقع برای مملکت مسابقه است، خب خوشحال باش، دعایشان کن بگو خدایا من دعا میکنم چهارتا صلوات بفرست برای پیروزی کشورت. خب خوبه. بعد هم نتیجه را میخواهی ببینی بعد اخبار برو نگاه کن چی به چی شد. این یک نیم ساعت جلوتر می نشینند پای تلویزیون. وقت را در قیامت چه جوری میخواهی جواب بدهی بعد موقعی که دارد نشان می دهد حرص و جوش میخورد. نه معده می ماند نه اثنی عشر، نه قلب نه چشم. حرص و جوش فحش میدهند به همدیگر فحش ناجور. مریض اصلا طرف روانی است سر طرفداری تیمی. یا بچه. بچه بازی بچه داشتن یا غذا یا سفره یا آشپزخانه همه اینها مستی هست دیگر. همه. غذا خوردن، مستی، قمار غذا، مراقبت های شکمی، یا فامیل بازی مهمان بازی نمیدونم درس بازی، دیپلم بازی ارشد بازی، دکتر بازی، استاد بازی، کتاب بازی، آقا تو یک آدمی. تو نه فرشتهای که هی بخواهی از این کارها بکنی، نه حیوانی که حالا خاله بازی زندگی بکنی. باید وقتت را بگذاری برای هدف خلقتت. ببین امام سجاد چی میفرماید؟ چه عرض میکند به خداوند در دعای مکارم؟ «و استَفرِغْ أيّامِي فيما خَلَقتَنِي لَهُ» خدایا -دعا را یه ذره جلوتر بخوانم برایتان- «و اكفِني ما يَشغَلُنِي الاهتِمامُ بهِ» دعای 20 صحیفه؛ خدایا هر چیزی که من را سرکار بگذارد، مست بشوم شراب خور بشوم قمار باز بشوم این قمارهایی که گفتم جمادی گیاهی حیوانی عقلی یا حتی فوق عقلی، عشق هیئت با شهوت هیئت فرق دارد. می بینی هیئت باز می شود ولی عشق هیئت ندارد که رشد بکند؛ یعنی در هیئت هم نبود همان آدم بد اخلاق وحشی خسیس هست که به زن و بچه اش و هیچ کس نمیرسید، هنوز هم که هیئت باز هست، همین هست. آن موقع شمر بود، الان هم شمر است. بداخلاق عصبی حسود پرخاشگر قهر کینه، پس این هیئت چه تاثیری داشته؟ ولی یه کسی می بینی نه، عاشق هیئت هست. شهوت هیئت ندارد هیئت باز نیست. از هیئت رشد میگیرد. در هر سخنرانی این یه رشد میکند، یه تحولی پیدا میکند. به رحیمیت آرامش و شادی دارد نزدیک می شود. خیلی فرق میکند. خدایا من سرکار نباشم. تو من را بی نیاز کن از چیزهایی که من را مست میکند، می برد سمت قمار. خیلی دعای عجیب و تکان دهنده ای هست.
حالا در مباحث حیات طیبه که مشهد هست، حیات طیبه، شرح دعای بیستم هست را مباحث مفصلش را شاید حدود ۷ ۸ ساعت توضیح دادم مراجعه کنید به این، فوق العاده است این دعا «و استَعمِلْني بما تَسألُنِي» خدایا من را به یک کاری وادار کن که قرار است فردا ازم سوال کنی. شب اول قبر، قیامت ۵۰ تا سوال، من وقتم را سر این چیزها بگذارم. «و استَفرِغْ أيّامِي فيما خَلَقتَنِي لَهُ» خدایا وقت من را برای هدفی که من برایش آفریده شده ام فارغ کن. خودت باید عرضه داشته باشی فارغ کنی برنامه ریزی کنی. مدیریت وقت مدیریت برنامه در بخشهای جمادی گیاهی حیوانی عقلی و فوق عقلی را مدیریت کنید. خودش «و استَفرِغْ» آورده دیگر؛ یعنی فارغ کردن. نه این که هر وقت بهت میگویند الان وظیفه ات این هست، تکلیفت این هست، الان امام زمان می گوید این کار را بکن، وقت ندارم، ما که دیگر نمیرسیم، ما آنقدر گرفتاریم آقا نمیدونم درس دارم ارشد دارم دکترا دارم تحقیق دارم. مطالعات خارج باید بروم نمیدونم. هیچی. هر وقت می گوید یک بهانه ای دارند. همین کار شد که ۱۳ تا معصوم کشته شدند. چون همه مشغول مست های خودشان بودند و این آقا هم 1192 سال آواره است. برای اینکه ما در عین توهم مذهبی بودن و مومن بودن، هیچ وقت برایش وقت نداشتیم. الان هم که در آخرالزمان قرار گرفتیم واقعا عجیب هست، الان هم که در آخرالزمان، نبرد آخرالزمان، جنگ آخرالزمان شروع شده به جای که بدونیم الان باید چیکار کنیم، همین چیزی که از سه چهار روز پیش شروع شده که طرف خوشحال باشد بگوید خب آخش آن چیزی که منتظرش بودیم بالاخره رسید. آن نبرد نهایی و رویارویی نهایی، حالا الان دیگر وسط میدان باشیم تا به نتیجه برسانیمش، بیشعور بی غیرت بی ناموس می شود چیکار میکند؟ میزند نه به جنگ. الان هم که دیگر ما میتوانیم یه نتیجه درستی بگیریم تاریخی، و تکلیف تاریخ معلوم بشود، باز می بنیی یه عده بیغیرت بیحیا، چون خودشان مست دنیا هستند، میخواهند بقیه را هم باز بدارند، با مصالح کشور، امام زمان، انقلاب این همه شهید، بازی میکنند، بی غیرتند. همانطور که زمان ۸ سال دفاع مقدس هم خودشان یا خانوادهشان بزرگانشان همینجوری بودند. الان هم همین طورند. حالا فرق نمیکند آخوند در حوزه علمیه است که می گوید من اسرائیل را به رسمیت می شناسم این آدم یعنی اهل جهاد هست این؟ یعنی آدمی هستیم که میخواهد برود موانع ظهور امام زمان را برطرف کند؟ اصلا این زمانشناس، دشمن شناس هست؟ یا استاد دانشگاه یا میخواهد رئیس جمهور باشد یا وزیر باشد یا نماینده مجلس باشد، استاندار و فرماندار باشد، سلبریتی باشد، هرچی ولی امیرالمؤمنین قاعده بهت می دهد، می گوید آقا به جای اینکه اگر میخواهی یه عالم ما ارتباطات داریم دیگر^ ارتباطات جمادی خودش خیلی مفصل هست، ارتباطات گیاهی ارتباطات حیوانی، ارتباطات علمی، به جای همه اینها، یه چیز برو درست کن. اگر آن را درست کردی تو به یه قدرت، اجتهاد، تخصص و بصیرتی میرسی که تعبیر قرآنی است، تعبیر قرآنی چیه؟ بصیرت و چی؟ «يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا» قدرت تشخیص بهت می دهد خدا، وقتی با آنجا ببندی، خدا می گوید در این چهار تا من کنارت هستم. قاعده میدهم به تو که اشتباه نکنی. از آن بالاتر چی؟ برایش نور قرار می دهی «يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ» میگوید با این نور همیشه هر زندگی داشته باشد، هر کاری بخواهد بکند، تمام تصمیمش درست درمی آید. علت شکست ما در معنویت، مسائل مذهبی، در مسائل دینی، در مسائل علمی و عقلیمان، در مسائل حیوانی در مسائل گیاهیمان، در مسائل اقتصادیمان این هست که ما رابطه اصلی تنظیم نیست. بنابراین ما بصیرت و نور را نداریم. در عین حالی که بالاترین تخصص اقتصادی را طرف دارد در زندان هستد در حالی که رشته اش دکترای مدیریت هست در این رشته، در اقتصاد در سیاست در هر چیز دیگر، بالاترین اشتباهات در سیستم مدیریتش انجام می دهد. چون بصیرته نیست. نور را ندارد این بنده خدا . اصلاً نور باهاش نیست.
امیرالمومنین می گوید بابا تو یه چیز را تنظیم کن، آن رابطه با خداست. اگر آن را تنظیم کردی خب «یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا» «يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا» «وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ» این دیگر هر کاری میخواهد بکند میفهمد. قاعده دارد فرمول دارد آسیب هم دیگر نمیبیند. با نور خدا حل کرده. اینکه «المومن ینظر به نور الله »مومن با نور خدا همه چیز نگاه می کند یعنی خدا بهش می گوید چیکار کن. هر کاری میخواهد بکند ها خدا بهش راهنمایی می کند. هر کاری میخواهد بکند خدا کنارش هست. هر کاری میخواهد انجام بدهد خدا کنارش هست.
خدا رحمت کند آیت الله ملایری را، روح شاد، یه موقع ایشان رفت عبادت سنگینی کرده بود و همه را هدیه کرده بود به آقا امام رضا علیه السلام. آقا هم بهش قدرت استخاره داده بود بعد ایشان قرآن را که باز میکرد همینجوری باز می کرد. می گفت حاج آقا استخاره بگیرد. می گفت بد هست، خوبه. آیت الله کاشانی خدا رحمتش کند روح شاد، آقا سید عباس کاشانی فقیه و مجتهد و مرجع عراق بود ایشان، ۳۰ سال حرم امام حسین، امام جماعت حرم امام حسین بود. یه رفاقتی صمیمیتی ما داشتیم با هم. خودش تعریف میکرد. میگفت من یه موقع به آقای ملایری گفتم، شما را نگاه کردم دیدم این آیه که آمد گفتی خوب،ه دفعه بعد که یکی آمد همان آیه آمد گفتی بد است. گفت الکی این را باز میکنم. این یه بهانه است. من که علم استخاره ام را از اینجا انجام ندادم. این برای اینکه دلش خوش بشود من قرآن را نگاه کردم. من همین جوری خودم بهش بگویم بده خوبه که، می گوید این چه آدم نفهمی هست، اصلا نه قرآن ا باز کرده نه چیزی، به من گفت بده خوبه. می گفت: الکی من قرآن را همینجوری باز میکنم ولی یه فرشته در گوشم می گوید بگو خوبه بگو بده. «یجعل له» یعنی این یعنی خدا راهنمایش می کند.
خدا رحمت کند امام جماعتی داشتیم. خیلی مرد مقدس و نورانی بود. خیلی روحش شاد. یک موقع من می خواستم یک عمل خطرناکی انجام بدهم، عمل جراحی، خدا پدر این دکترمان را بیامرزه. انقدر من اذیت شده بودم، خیلی، ده سال من یه مشکل سختی داشتم بعد دکتر گفت، عمل می شود کرد، نجات پیدا کنی اما یه خطراتی دارد. گفتم آقا خطرش هرچی هست عمل کن. اینقدر دیگر من اذیت شده بودم. گفت نه عجله نکن. برو امشب بده یه کسی برایت یه استخاره بکند. دکتر به من گفت. یک دکتر باصفایی ، گفت برو امشب یک کسی برایت استخاره بکند بعد بیا پیش من.
من شب رفتم خدمت همین آقای امام جماعت مسجد، یک پیرمرد بسیار نورانی. گفت: چیه؟ میخواهی چیکار کنی؟ گفتم که حالا قرآن هم دستش بود. بردم دادم دستش. قرآن را گرفت، چیکار میخواهی بکنی؟ گفتم میخواهم یه عمل اینجوری انجام بدم. بده. گفتم حاج آقا استخاره نکردی که شما. گفت: شیخ ممد بهت می گویم بده دیگر، آن لهجه شیرین ترکیش، گفت: بده. من حالا مانده بودم روی ادب. گفتم باشد. بعد دید من ؟ گفت: بیا. اینجا را نگاه کن ، گفت: آیه را بخوان، بده. دیدم آیه خیلی تندی هم هست. دیدی بده. اگر آدم رابطهش را با بالا تنظیم بکند همه چیز تنظیم می شود. اشتباه نمیکند، کلاه سرش نمی رود، خدا کنارش هست، فرشتهها کنارشند، اهل بیت کنارش هست، مادرش فاطمه زهرا کنارش هست؛ ولی وقتی تو رابطه ات را به عنوان یه آدم خراب میکنی، اصلاً حیات انسانیت را ساقط میکنی، فقط عاشق زنانگی اتی، خاله خاله بازی زنانگی، تمام بزرگترین مسئله ات شوهرت هست، چند تا بچه است نمیدونم خاله خاله بازی زندگیت هست یا درس و علم و کار و مطب نمیدونم مهندسی، دکتری و آخوندی و تدریس و نمیدونم از این چیزهاست، آدم سقوط میکند اشتباه زیاد می کند. اگر دقت کرده باشیم هرچه ماها آسیب دیدیم هرجا ما آسیب دیدیم مال این بوده که یه جایی رابطه بالا را خرابش کردیم. رابطه بالا. حالا این رابطه با الله یه چیزه بعد که می آیی پایین، در مسائل پایینی، همه اش می شود رابطه، حجاب به کسی حجاب را بگذاره کنار، برای دنیا، خیلی ها این کار را میکنند دیگر یا مردا غیرتشان را میگذارند کنار، نسبت به ناموسشان حساسیتشان را از دست میدهند، بی ناموسی میکنند، بی غیرتی میکنند، می گذارند کنار، آنجا خدا دوباره شروع می شود چی؟ کور شدن بی بصیرت شدن شروع اشتباهات. یا نماز اول وقت، «كُلُّ أمرٍ ذي بالٍ لا يُبدَأُ فيهِ وَ الصَّلاةِ عَلَيَّ فَهُوَ أقطَعُ أبتَرُ» هر چیزی که به نماز اول وقت مقدم داشته باشد بینتیجه می شود ابتر می شود.
پس قاعده: هر چیزی که مظهر خداست اگر بهش حرمت گذاشتی، گفتی نه، اول این، جهاد، مبارزه با استکبار دفاع از وطن دفاع از نوامیست، گفتی وقت ندارم بابا حوصله این حرفها را ندارم بقیه هستند، به من چه، آنجا خدا علی، علیه السلام فرمود: «اَلْبَسَهُ اللّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ» یک کسی که جهاد را رها میکند خدا لباس ذلت تنش میکند خوارش میکندو پس این خیلی مهم است که ما در لحظه حواسمان باشد که خدا الان از من چی می خواهد، امام زمان از من چه می خواهد. من الان چه تکلیفی دارم. اگر ما این کار را انجام بدهیم چیزی به اسم وسوسه، افکار منفی حمله جلو عقب راست و چپ دیگر معنا ندارد. دقت کردید چقدر مهم است یعنی شما از چهار تا سرطان نجات پیدا می کنید. از چهارتا سرطان که هر یک دونه اش روی صراط پرت می کند وسط جهنم. ایمن ایمن می شوید. ایمن ایمن. ۴ تا حمله هر کاری بکنید زورش به تو نمیرسد. قویتر و بهتر و موفقتر می شوید. پس خوب دقت کنید دوباره برگردیم سر فرمول اصلیمان: ما وقتی که مهندسی آرزوهایمان را مهندسی معشوقهایمان را درست انجام بدهیم و اول به معشوق اصلیمان که الله است، توجه داشته باشیم و بعد به بقیه امور از حمله جلو، عقب راست و چپ در امانیم.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
در کانال گفتیم دعاهایی که قویترین دعاها را در کانالمان گذاشتیم. پیشنهادهای مختلفی هم بزرگان دادند. بعضیها خدا رحمت کند حضرت آیت الله بهاءالدینی را فرمود: مادرم به من گفت: زمان دفاع مقدس، رفته بود شهر درود، خود گذاشتیم در کانال یکی از نزدیکان ایشان می گوید مردم درود بهشون گفتند اینجا زیاد کشته می دهد بمبارون زیاد می شود. فرمود: مادرم فاطمه زهرا به من گفت حدیث کسا بخوانید. گفت وقتی ما حدیث کساء خواندیم یک بار بمباران نشد. حتی خلبان عراقی را که دستگیرش کردند گفت من هر وقت می آمدم روی درود چون نماد داشت این شهر دیگر، کارخانه سیمان داشت مشخص هست معلوم هست که این درود هست. می گفت هر وقت پایین می آمدم، آب میدیدم شهر را، دیگر نمیدیدم. می گفت اصلا، درود را پیدا نمیکردم روی نقش. حدیث کسا این هست. حالا ما گنبد آهنینمان همه همینجوری هست یعنی اینها برای ما گنبد درست میکند. حدیث کسا زیات عاشورا نمیدونم حرزهایی که امام سجاد علیه السلام فرمودند در کانال گفتیم. همان برگردید دیروز را نگاه کنید پنج شش نوع حرز خیلی خیلی خیلی قوی و مهم گفتیم هم برای خودتان هم برای اول رهبرمان، کشورمان رهبرمان اماممان بعد هم برای خانواده خودتان اینها را مرتب بخوانید. هر کدامش که حست بهتره باهاش، حالا توصیه حضرت آیت الله الدینی حدیث کسا بود یا جمعی یا فردی اثر دارد. تمام اینها اثر دارد. ببین کدامش با روح تو ذائقه تو درست در میاد. قشنگترینشان و کامل ترینشان حرص کامل هست که در دعای ۲۲ صحیفه جامعه است. همین صحیفه ای که گفتم همه در خانههایتان داشته باشید. صحیفه جامعه. آن خیلی عالیه. حالا حرزهای دیگر هم هست که هر کدام به تناسب وقتتان حوصلتان میتوانید انشالله بخوانید.
ذکرهایی هم که دادیم در برنامه «یا مانع» خدایا مانع باشد از چیزی که به کشور ما امام ما رهبر ما نظام ما آسیب برساند
«یا دافع» خدایا دفع کن شر اینها را. این ذکرها خیلی مهم است.
«یا قوی» «یا معز» «یا ناصر» اینها هر کدام به تعداد ذکرهایی که خودمان گفتیم استفاده کنید. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان، تعجیل در فرجشان، سلامتی و توفیق رهبرمان، نابودی دشمنان مان، استکبار جهانی و از آنها بدتر و خطرناک تر منافقین داخلی صلوات ختم بفرمایید
اللهم صل علی محمد و آل محمد.