شرح کتاب سر الاسراء؛ جلسه ۲۲ ۵/۳/140۴
سلام علیکم و رحمه الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین ولعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا مام زمان علیه السلام حضرت معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.
شب شهادت آقا امام جواد علیه السلام هست هدیه محضر مقدس ایشان هم یک صلوات با شکوه و عاشقانه بفرستید چون شب شهادت ایشان هست من بح ثمان که درس اسراء هست درباره کنترل فکرمان بحث بی نهایت مهمی هست این را این هفته از کلام امام جواد علیه السلام عرض می کنم خدمت عزیزان پای سفره امام جواد بنشینیم بحث امروزمان همان بحث سرالاسراء خودمان هست حضرت آیت الله پهلوان رحمت الله علیه آیاتی را انتخاب کردند که بعد از سوره ناس که ما آن هفته راجع به آن توضیح دادیم بسیار زیبا و خوش سلیقه ایشان انتخاب کردند. این آیات را برای همین موضوع کنترل فکر و قلبمان مدیریت فکر و مدیریت قلب بسیار بسیار این مسئله مهم است حالا من دو تا روایت را از امام جواد علیه السلام در همین زمینه خدمتتان عرض می کنم که اگر این دو روایت را خوب بفهمیم آیات را خیلی خوب می توانیم آن آیاتی که حضرت آیت الله پهلوان آوردند خیلی خوب می توانیم بفهمیم روایت اول این است مَنْ أَصْغی إِلی ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإِنْ کانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ کانَ النّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْلیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلیسَ. فوق العاده است این فرمایش ایشان ایشان خب عمرشان خیلی کوتاه بود و لعنت خدا بر قاتلین ایشان که ایشان را در همان جوانی به شهادت رساندند ولی کلماتی که از ایشان باقی مانده جالب اینجا است که کلمات معمولی نیست یعنی شما به روایات امام جواد علیه السلام که نگاه می کنید تمامش شاه کلید است یعنی با آن می شود با هر یکی از آن ها می شود چند واحد تخصصی دانشگاهی را گذاشت قائده است فرمول است فقط صرفا بیان یک قضا و قدر نیست. یکی اش همین است که اگر یک کسی گوش بدهد به حرف یک کسی، اسقا غیر از استماع است استماع یک موقع هست شما دارید حرف یک آدم را می شنوید خوشتان هم نمی آید اصلا قبولش هم ندارید، تاثیری هم رویتان ندارد. فقط دارید حرف هایش را می شنوید؛ ولی اسقا حرفی هست که انسان می رود بنشیند که دل بدهد به گوینده با تمام وجودش با تمام قلبش پای درس یا پای صحبت آن گوینده می نشیند با یک شیفتگی ای با یک دلدادگی پای آن صحبت می نشیند آن صحبت را می شنود یا کتابی می خواند یا مقاله ای می خواند. اسقا این نیست که فقط یک شنیدن باشد؛ بلکه دریافت چیزی هست از دیگری. می گوید اگر کسی به حرف های یک گوینده دل بدهد او عابد گوینده است یعنی در حال عبودیت آن گوینده است عابد آن گوینده است دارد بندگی می کند آن گوینده را این قاعده را داشته باشید که اگر انسان کارش به یک جایی رسید که در رابطه اش با یک گوینده ای سخن گویی استادی مربی ای الان در این روز ها دیگر صرفا سخنران و استاد نیست همین سلبریتیهایی که شما خیلی ها گوش میدهند به حرف هایشان در کانالهایشان عضو میشوند منتظرند ببینند چه می گوید عاشقانه گوش می دهند این حرف ها را می گوید تو باید حواست باشد وقتی که داری دل می دهی به حرف یک گوینده عابد آن گوینده هستی پس اگر آن گوینده فَإِنْ کانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ اگر گوینده از خدا می گوید شما عابد خدا هستید در حقیقت چون شما با شخص گوینده که کاری ندارید که رفتید سر درسش کاری ندارید که این مثلاً سنش چقدر است هیکلش چقدر هست قیافه اش چقدر است به خاطر چه چیزی می روید سر درس این؟ دارید می روید که به این سخنان برسید ها؟ به عشق خدا رفتید به عشق الله رفتی آنجا می گوید پس اگر گوینده از خدا بگوید تو همان مقداری که از خدا نشستی و داری گوش می کنی دلدادی عابد خدایی درحال عبودیت خداوند هستی ببیند مفهوم عبودیت را حضرت چقدر وسیع کرد وقتی می گوییم ایاک نعبد و ایاک نستعین مفهوم چقدر وسیع شد اینجاست که ما میفهمیم که کلمه ایاک نعبد عبادت نیست، چیست؟ عبودیت است. »و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون باز عبادت نیست چیست؟ عبودیت است بندگی است این قاعده خیلی مهم است. پس وقتی یک همچنین ارتباطی بین گوینده و شنونده برقرار شد موضوع این هست که آیا آن گوینده چه می گوید چه محتوایی را دارد ارائه می دهد اگر عن الله باشد تو عابد خدا هستی داری عبادت خدا را می کنی. یک عبادت است قرب دارد آثار خودش را دارد ما یک موقعی که می خواستیم توحید یاد بگیریم خدمت استادمان این روز هایی که می آیید سر کلاس ما مثلا انقدر استغفار کنید روزه نگیرید که اصلا ضعف است کاملا توجه و تمرکز و نشاطتان سر کلاس باشد با حالت ضعف نیایید اینجا چون می خواهید یاد بگیریم دیگر یعنی میخواستیم عابد خدا باشیم آن هم عبادت است. مثل مسجد . برای همین هم در آموزش دین در آموزه های دینی نشستن سر کلاس استاد و مربی و درس و کار علمی از هزاران رکعت نماز و عبادت چیست؟ بعضی وقت ها از سال ها عبادت ثوابش بیشتر است. عبادت است. این کلمه را معصوم به کار برده است.
« و ان کان ناطق عن ابلیس فقد عبد ابلیس» اما اگر دارد پیام شیطانی می دهد محتوای شیطانی تولید می کند ارائه می دهد آن کسی که نشسته است این حرف ها را گوش می دهد در آن لحظه عابد شیطان است. عابد شیطان است. «عن ابلیس» نه اینکه راجع به شیطان صحبت می کند نه «و ان کان ناطق عن ابلیس» یعنی پیام های شیطان را به شما برساند. خب پیام های شیطان چیست؟ قبلا توضیح دادیم در همین بحث کنترل فکر، یکی دل نگرانی برای آینده، یکی توجه به خاطرات گذشته، گناهانت را یکسره ناامید باشی بگویی من گناهانم زیاد است. گناه زیاد کردم. بی آبرو هستم بدبخت هستم بیچاره ام آدم کثیفی هستم توبه ام قبول نمی شود. حالا مگر خدا من را می بخشد هی حرف های شیطان یا کدورت ها وکینه هایت به یادت بیاید حتی شکست هایت به یادت بیاید. این شیطانی است. پیام هایی که در آن ناامیدی است غم است حسادت است چشم و هم چشمی است رقابت است. الان ما می بینیم یک سری اساتیدی هستند که درس می دهند درس های موفقیت پول هم می گیرند بعد وقتی می روی سر کلاسشان دائما به شما تلقین می کنند که شما باید از بقیه بالاتر باشید. حس رقابت و چشم و هم چشمی و مقایسه را در تو زنده میکند. خب این پیام (ان ابلیس) است دیگر. آن غلط است. این دارد تو را به شیطان دعوت می کند. پیامی که درش غم است ناراحتی است گذشته ای آدم می آید. دلشوره برای آینده می آید ناامیدی دارد ترس دارد اضطراب دارد کینه درش هست نامهربانی درش هست همه اش برای شیطان است. سریال هایی که ما داریم نگاه می کنیم خیلی از سریال هایی که داریم ما نگاه می کنیم تلوزیون نشان می دهد شما وقتی نگاه می کنید از تیتراژ فیلم معلوم است که در فیلم قرار است پر از قصه بخوری یک عالم همزاد پنداری بکنی درش اعصابت خورد می شود. خب هیچ آدم عاقلی نمی نشیند همچنین چیزی را نگاه کند. چون غم است. غم خودش فحشا است. خودش گناه است. درآموزه های دینی ما «من بکی علی الدنیا دخل النار» هرکس برای دنیا غصه بخورد می رود جهنم. اگر یک چیزی قرار است بنشیند در وجود تو پیام غم انگیز داشته باشد، شیطانی است. اگر قرار است اعصابت را خورد کند غم بیاورد گریه ات بیندازد خیلی از سریال ها و فیلم هایی که نشان می دهند. این ها همه عن ابلیس هستند .دیگر تو نمی توانی وقتی می آیی این کار را بکنی آن حدیث را بخوانی که خدا بگوید هرکس فکرش را کنترل کند من بهشت را برایش تضمین می کنم. خب تو خودت با دست خودت مثل اینکه یک کسی چاقو در بیاورد هی بزند در شکم خودش. دوباره یکی دیگر بزند در شکم خودش بزند در دست خودش خودش دارد خودش را مجروح می کند. وقتی می روی می نشینی پای یک همچنین محتوایی در شبکه مجازی یا سینما میروی یک همچنین مزخرفی را گوش می کند یا خانه می نشیند یک همچنین مزخرفی را می بینی خارجی اش داخلی اش فرقی نمی کند تو داری با دست خودت عبادت شیطان می کنی آن لحظه ای که پای این فیلم ها نشستی پای این شبکه مجازی نشستی پای این آدم ها نشستی پای حرف این آدم ها نشستی، یک آدم هیی هستند که زد انقلابند دائما حرف های مفت می زنند حرف های ناامید کننده می زنند. از کشور می گویند. خود تحقیر هستند. پیام های غلط می دهند. آمار غلط می دهند به تو. یک کاری می کنند تو فکر کنی وسط جهنم هستی الان. یک کاری کنند که تو اصلا نسبت به زمین و زمان بدبین بشوی. احساس کنی الان اوضاع خیلی بدبخت است، هستند در شبکه های مجازی پر است از این شیاطین انس و الجن زیادند. خب این دیگر شیطان است دیگر. پس عن ابلیس یادمان نرود ببینید کسی که پیامی که این سه درش نباشد عن ابلیس است کاملا دقت کنید یکی رحمانیت و رحیمیت دوآرامش سه شادی. حالا شما می گویید خب چرا خودتان برای امام حسین مراسم می گیرید گریه می کنید ما همه گریه می کنیم اشک میریزیم مشکی می پوشیم سینه می زنیم در کارگاه غم گفتیم ما هفت نوع غم داریم که تولید شادی می کند عزت می آورد غم هایی هست که سطحشان سطح انسانی است. غم دست من را نگاه کنید فرمول کلی را ببینید این فرمول شخصیت انسان به همین شکل هست که دست من است. ما یک بخشمان که بخش فوق عقل است به بالا می کشد همیشه ما را. چهار بخشمان ما را زمینی می کشد بالا نمی برد شما هرچقدر این چهار تا را سنگین کنید این هی افت می کند نمی تواند بکشد بالا. تو باید این بالت را دائما هی تقویت بکنی که آن چهار تا را بکشد بالا. توجه فرمودید؟ بتواند این را بکشد بالا. غم هایی که مربوط به این چهار دسته هست تحقیرت می کند. همیشه درش حقارت وجود دارد. افسردگی دارد ولی غم هایی که مربوط به بخش فوق عقلی است شادی می آورد قدرت می آورد پرواز می آورد. این خیلی مهم است. نوع غم های یک آدم شخصیت یک آدم را مشخص می کند. تو الان برای چه غصه می خوری برای چه عصبانی شدی؟ الان برای چه می خندی؟ برای چه الان قهر کردی؟ برای چه آشتی می کنی؟ هر دلیل انگیزه ای داشته باشی قیمتت در آن در می آید. قیمتت در می آید. بنابراین یک کسی نگوید خب شما چرا مشکی می پوشید گریه می کنید. البته ما گریه مان برای اهل بیت مثل گریه برای خدا. این ها یکی از هفت نوع غمی هست که غم فاخر است. غم انسانی است؛ یعنی شادی آور هست. برای همین هم شما میبینید وقتی می روی مجالس حرم گریه می کنی حالت خوب می شود درست است؟ اما اگر گریه ات نگرفت حالت بد می شود وقتی گریه می کنی اصلا خیلی با نشاط سر حال شاداب قشنگ گریه کردی خیلی انرژی به تو میدهد اما غم دنیا اینطور نیست غم دنیا می شود برای بخش جمادی گیاهی حیوانی هر نوع غمی گریه کنی افسرده تر مریض تر و زمین گیر تر می شوی. خب پس محتوا ها را دقت کنید. محتوایی که درش غم است برای شیطان است. غم های چهار گانه. پیامبر فرمود هرکس برای این چهار تا گریه کند می رود جهنم پس یک محتوایی که تولید غم می کند برای این چهار تا یا یک آدمی که تولید غم می کند برای این چهار تا در زندگی ات شیطان است. شیاطین الانس یعنی همین. یعنی از آن فاصله بگیر این ادم به درد تو نمی خورد. رابطه ات را با او یک جوری تنظیم کن که پیام هایش هی نرود در ذهنت در دلت. اگر هم گوش می کنی درب قلبت را کاملا ببند گوشت را باز کن ببین چه می گوید ولش کن دیگر. یهمین این خیلی مهم است درمشکلات هم آدم زیرک همینطوری است خوب دقت کنید دارم چه میگویم ها در مشکلات یک موقع هست کسی مشکلات چهارگانه دارد این را نباید در قلبش بریزد به محض اینکه بریزی در قلبت جای خدا را می گیرد القلب حرم الله قلب جای خداست نباید درش چیز کسی دیگری بیاید. حریم ناموسی است. مال خود خدا است. نباید هیچ کس بیاید در آن پس مشکلات را کجا باید بریزیم؟ مشکل اقتصادی پیش آمده مریض شدی سرطان گرفتی ورشکست شدی نمی دانم دعوایت با کسی شده. مشکلات در ذهن باید باشد. حل بشود. مسئله و مشکل را می آوری در ذهنت حل می کنی تمام می شود اما اگر آوردی آن را در قلب ریختی اعصابت را خورد کرد افسرده ات کرد خودش می کشد تو را. خود همان مشکل تو را بیچاره ات می کند. وقتی ان را ریختی در قلب فایده ندارد اصلا جای بدی بردی گذاشتی مشکلت را. اصحاب عاشورا مسئلهشان این بود که همه مسائل عاشورا برایشان در ذهن است در قلبشان جای خداست برای همین هم می گوید ما رایت الا جمیلا چون اصلاً آنجا حریم است اصلاً جای کسی دیگر درش راه نمیدهند همیشه هم شادند .در اوج مشکلات شاد قوی این ها را دارد. پس خیلی دقت کنید فرمایش امام جواد علیه السلا می شود با آن یک دانشگاه زد. با همین یک دانه فرمایش و فرمول فوق العاده خیلی فروع دارد این فرمایش امام جواد علیه السلام یعنی معجزه است سلام الله علیها یک کلمه یا یک خط حرف زده ولی دارد یک شاه کلید می دهد دستت که برای همیشه خودت را راحت می کنی هر چیزی که بوی غیب بوی الله بوی اهل بیت بوی خانواده آسمانی ات را می دهد تو بشنوی راجع به آن حرف بزنی بروی این ها همه تو را بالا می برد در آن لحظه تو عابد خدایی. هرچه بوی خوانواده آسمانی ات را می دهد هیئت می روی حالا امشب بعد از صحبت من قرار است اینجا عزاداری بشود خیلی عالی است بنشینید عزاداری بکنید پدرمان است بالاخره امام جواد پدر حقیقی مان است واجب هم هست عزاداری اش مستحب هم نیست. از خود این درس ها مهم تر است. صله ارحام را باید بزرگداشت داشته باشد پدرش را شهادت باباش را بزرگداشت داشته باشد مستحبی نیست اینجا. پس اگر عن الله بود هر چه تو عابد خدا هستی. آن را پیگیری کن .عن الله کدام ها است؟ آن ها که در تو رحمانیت و رحیمیت ایجاد می کند این سه تا قائده یادتان نرود اینها بینهایت مهم است رحمانیت و رحیمیت ایجاد می کند بگویید آرامش سه چی؟ شادی هر چیزی که تو را شاد می کند خوب است همین که نمی گذارد غصه دنیا را بخوری شیطان را عصبانی می کند. هر چیزی تفریح مثلا برای چه در اسلام انقدر مهم است؟ واجب هم هست تفریج حضرت فرمود عقل ندارد کسی که دین ندارد اصلا کسی که تفریج ندارد حضرت فرمود عاقل است. اگر عقل داشته باشد یک چهارم وقتش را به تفریح می گذراند امام فرمود من هیچ وقت درسم را به خاطر تفریح رها نکردم و هیچ وقت تفریحم را به خاطر درسم رها نکردم. مومن همیشه باید برنامه تفریحی داشته باشد. اگر تنها است تنها اگر نیست با خانواده اش برای خانواده اش نه فقط خودش برود تفریح زن و بچه اش را در خانه حبس کند نه همه با هم تفریح کنند مومن باید این را داشته باشد این تفریح عبادت است. عبادتی است که بقیه عبادت ها از او معنا پیدا می کند؛ یعنی اگر کسی تفریح نداشته باشد نماز شبش هم بعدا زمینش می زند. قرآنش و کارهای معنوی اش و کار های عبادی اش هم زمینش می زند بعدا. تفریح باید داشته باشد. تفریحت را تعطیل کردی به هوای اینکه درس بخوانی تفریحت را تعطیل کردی به هوای اینکه عبادت کنی تفریحت را تعطیل کردی به هوای اینکه درآمد بیشتری داشته باشی هم اش سوخت می رود همه اش تلف می شود. خدا همه را از تو می گیرد یک جا. پس هر چیزی که در آن پیام درستی است شادی است آرامش است. چون شادی یک چیزی است که شیطان کاملا بدش می آید. الان شما یک موقع سوال می کنند از شما خب الان شیطان که قرآن می گوید حمله از جلو عقب راست و چپ دارد وسوسه ایجاد می کند چرا؟ چرا وسوسه ایجاد می کند؟ قرآن جواب می دهد به تو، خدا می گوید میدانی چرا شیطان می آید شما را وسوسه می کند؟ «انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا» شیطان نجوا می کند تا شما را غمگین کند. غم پیام شیطان است. غم کاملا پیام شیطانی است. اگر توانست غمگین کند تو را عابدش هستی دیگر. کسی که غمگین می شود برای دنیا می رود جهنم من بکی علی الدنیا دخل النار عابد شیطان است شیطان را خوشحال کرده شیطان را خوشحال کرده. پس در وسوسه ها دقت کنیم اگر غمگین شدی عصبانی شدی از دست زنت شوهرت درگیر شدی با یک نفر در وسوسههایی که دارد ایجاد میکند شیطان را کاملا خوشحالش کردی؛ ولی خانواده و اطرافیانت را ناراحت می کنی. خب بس است تا اینجا ولی این کار دارد این خودش یک فرمول است باید برایش یک کارگاه علمی درست و حسابی گذاشته بشود. کارشناس بیاید بچهها بیایند کارشناس ها بیایند راجع به همین یک فرمایش، باید آدم های بزرگ اساتید بزرگان بنشینند فروعش را استخراج کنند. فروعش خیلی زیاد است. حالا من چند تا از آن را خدمتتان عرض کردم.
فرمایش دوم بازم بینهایت مهم است یک شاه کلید است از امام جواد علیه السلام محضر مقدسشان هم یک صلوات عاشقانه بفرستیم فرمایش دومشان این است «القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال» قصد، حرکت کردن به سمت خدا با قلبت زودتر می رساند تو را تا اینکه بدنت را در عبادت به زحمت بیندازی بعضی ها ۵۰ سال عبادت میکنند به قول حضرت قلبشان حرکت نمیکند، قلب نمی رود سمت معشوق؛ یعنی مثلا اینطور نیست که بگوید الان مثلا من چهل سال با خدا عشق بازی کردم دیگر آدم مثلاً با یک زنش که خوشش هم ممکن است از او نیاید، با یک شوهری که دوستش ندارد سی چهل سال زندگی کرده وی دیگر بالاخره بعد از سی چهل سال مثلا وقتی مثلا وقتی میمیرد طرف می نشیند کلی گریه میکند طرف برایش یک بالاخره یک انسی داشتیم باهم یک ده سال بیست سال سی سال با همدیگر زندگی کردیم. می دانید بالاخره پنجاه سال نماز خواندید بالاخره یک اتفاقی بین تو و خدا افتاد یانه؟ مثلا الان یک اتفاق شخصی بین شما افتاد؟ نه، من الان پنجاه سال هم که نماز خواندم چهار رکعتم بشود دو رکعت ذوق می کنم خوشحال هستم یعنی نتوانستم آخر با این خدا کنار بیایم ماه رمضانش می آید از دستش داغون هستم می رود هم خیلی ذوق می کنم. من اینجوری هستم قرانش هم حس ندارم بخوانم. ترجیح می دهم انگلیسی بخوانم ایتالیایی بخوانم فرانسوی بخوانم ها؟ ما الان طلبه داریم قرآن نمیتواند بخواند رفته انگلیسی یاد گرفته. از قرآن هیچ چیز نمی فهمد . وظیفه اش است که قرآن که دین خداست که کتاب درسی اصل کتابش است نمی فهمد بعد رفته انگلیسی خوانده پزش هم این است من انگلیسی بلدم. حالا طلبه انگلیسی بلدی چیزی از دین هم می فهمی یا نه؟ قرآن می فهمی؟ نه. قرآن اصلا. یک آیه را هم نمی تواند بفهمد. ولی قلب اگر حرکت کند خب چرا یک اتفاقی می افتد قلب وقتی انسان در مسیر با قلب می افتد مثل یک زن و مردی هستند که از اول عاشق هم هستند یعنی هر چقدر با هم هستند عشقشان پایدارتر میشود هی قوی تر می شود انس بیشتری می گیرند وابستگی بیشتری پیدا می کنند لذت بیشتری از هم می برند وابستگی بیشتری پیدا می کنند یا دوتا دوست خیلی خوب، دو تا خانم دوتا آقا. چون قلب وسط رابطه است. بعضی ها زیرکند از همان اول وقتی می فهمند الله اله معشوقشان است باید با این باشند قلبش را می آورد وسط می گذارد؛ یعنی در رابطه قرار می گیرد. بعضی ها خیلی زرنگ هستند. قلبشان دست خداست. اصلا از این زن خوشش نمی آید. از این مرد هم خوشش نمی آید از مادر شوهرش پدرشوهرش مادر زنش پدرزنش باجناقش جاری اش اصلاً خوشش نمی آید ولی چون عابد خداست خدا می گوید باید به این عشق بورزی. چشم. چشم یعنی عشق میریزد پای این آدم هایی که خوشش نمی آید از آنها دارد یک رابطه عاشقانه برقرار می شود.
ما یکی از شاگردانمان یک موقعی می خواست با یک آقایی ازدواج کند خیلی به او علاقه مند بود و نتوانست. خانواده اش مخالفت کردند و جلویش را گرفتند و نگذاشتند و رفت و مجبورش کردند برود با یک آدم خیلی افتضاحی ازدواج کند. به او گفتم حالا چه کار می خواهی بکنی؟ گفت یک عشقی بریزم به پای این استاد که این فکر کند خوشبخت ترین آدم روی کره زمین است. این چون عبد خداست. عبد خداست می گفت من عشقم را تابع خدا می کنم. حالا اگر قرار است زن این بشوم باید پایش بایستم عبد یعنی این یعنی اگر خدا گفت تو باید پای این عشق بریزی میزیرد واقعا. دوستش پیدا می کنی. با اینکه الان از او خوشش نمی آید ولی این کار را می کند. لذا امام صادق در مورد مومن می فرماید اگر همسرش «و ان لم یکن فی طبعه» همسرش در طبعش هم نیست «و اظهار العشق» اظهار عشق می کند برای همسرش. نمی گوید خوشم نمی آید این را زوری به من دادند. بابام زوری داد ننه ام زوری داد نمی دانم بابام مجبورم کرد ازدواج کنم این حرف ها حرف های آدم های شیطان است حرفهای کسی است که عبد نیست آن عبد هوس خودش است. اما اگر خدا بگوید خدا میگوید آقا این الان زن تو است دیگر. تمام شد. چون زن تو است من خدا دستور می دهم به عشق من عشق بریز پایش. چشم. دوستش دارم عشق میریزم به پایش. یک کاری میکنم احساس کند با من خوشبخت ترین مرد دنیا است. خوشبخت ترین زن دنیا است . دیگر عبد اینجوری است. نه اینکه خوشم نمی آید دوست ندارم این آدم آدم هوس خودش را دارد. این آدم گیر خودش است این آدم تابع هوای نفسش است. حالا آیاتش را هفته بعد میخوانم برایتان که دیگر تند تند میخوانیم دارم همه توضیحاتش را الان می دهم.
یکی از آیاتی که حضرت استاد انتخاب کردند رحمت الله علیه «افرایت من اتخذ اله هواه» اله اش هوایش است. این من با این مشکل دارم قیافه اش نمیدانم هیکلش را خوشم نمی آید. پس به او محبت نمیکنم. این عابد شیطان است این آدم؛ ولی یکی می گوید نه این دختر حضرت زهراست این دختر امیرالمومنین امانت است دست من. این بنده خداست. این مومنی است که حرمتش از کعبه واجبتر است؛ ولی نه از قیافه اش خوشم می آید نه از هیچ چیزش اما این پیش خدا خیلی محبوب است. پیش اهل بیت خیلی محبوب است. من موظفم. عبودیت اقتضا میکند من پای این عشق بریزم. اینکه هنوز گیر قیافه و هیکل و نمیدانم باباش کیه؟ مادرش کیه؟ اینطور چیزها هستی بعد تو هنوز عبد خودتی. عبد شیطانی. میگوید همسرم را دوست ندارم. خیلی وحشتناک است. اگر کسی عاقل باشد عابد باشد مگر می آید بگوید همسرم را دوست ندارم. همسرم را دوست ندارم یعنی تو بالاخره پذیرفتی همسر این باشی دیگر. تمام شد یا زورت کردند میخواستی قبول نکنی. از جاهایی که انسان اصلاً نباید زیر بار حرف پدرو مادرش برود ازدواج است. در ازدواج حق نداری مثلاً دختر بیایم بابام گفته با این شوهر کن. نه بابام گفته این زن را بگیر. نه. پدر مادرم گفت مادرم گفته شیرم را حلال نمیکنم. حلال نکن می روم شیر گاو میخورم . ول کن. این حرف ها چیه؟ حلال نکند. ازدواج یک چیز شخصی است. حالا تو حماقت کردی زیر بار حرف پدر ومادرت گوش کردی پس عشق بریز پای این زنو عشق بریز پای این مرد یا خودت آدمی بودی که بلد نبودیو حالا هرچی انتخاب کردی دیگر عقد بسته شده یعنی شما گفتید بابا ما میخواهیم بایستیم. وقتی گفتی دیگر عبد خدا باش. دیگر هی مسخره بازی سر زن و بچهات در نیاور. نمیدانم باجناقم جاری ام مادر شوهرم مادر زنم نمیدانم دوستشان ندارم نمیتوانم نمی خواهم. این آدم آدمی است که گرفتار شیطان است. این عشقش تابع عشق خداست. خدا هرکس را بگوید من همان را دوست دارم. «ایاک نستعین ایاک نعبد و ایاک نستعین» من عاشق همسرم هستم اذیتش نمیکنم. عشق میریزم به پایش. این است که در روایت داریم مومن هر چقدر به ایمانش اضافه میشود علاقهاش به همسرش نه همسرش را همه مردم دنیا بیشتر میشود. روز به روز این هشت میلیارد را روز به روز بیشتر دوست دارد. رحمانیت در این رحیمیت ویژه است. رحیمیت در مورد شیعیان و مومنین است و رحمانیت این است. تعصب هیچ تعصبی ندارم نژادی کشوری ملی مذهبی، نه. این ها همه اش در جهنم است. تعصب در جهنم است.
« من قصد الی الله تعالی بالقلوب قلب را از روز اول هماهنگ میکند میگوید من می آیم این قلب را از اول این را پیوند میدهم من قراره با این خدا این اله من است باشد با این خدا عاشقش میشوم دیگر الان نمازم را نمی آیم اینجوری بخوانم که ای بابا زور است دیگر دین ما گفته دیدید الان مثلاً بعضی از خانم ها ۵۰ سال چادری است یک دفعه می گذارد کنار چون در ۵۰ سال چادری نبوده اصلاً این. متنفر بوده. می گوید در قیامت نمازخوان ها را بی نماز محشور میکنم با حجاب ها را بیحجاب محشور میکنم برای اینکه قلب اصلا وسط نبوده حجاب داشته ولی هیچ وقت با قلبش این حجاب را دوست نداشته. پس در واقع قلب قلب انسان حقیقت انسان است قلبت هرجا باشد قیمت تو هم همان است قلب همه حقیقت یک انسان است. روح همه حقیقت یک انسان است. نماز میخواند ولی خوشش نمی آید دوست نداره این را این دیگر حرکتی ندارد به سمت الله. آدمی که عابد است فهمیده که من برای چه به دنیا آمدم حقیقت خودش را میشناسد میفهمد انسان است ،می فهمد انسان است، فرشته نیست زن و مرد هم نیست این نمی آید عشق هایش را حتی عشق های زمینی اش را بر اساس زن و مرد بودنش تنظیم بکند که. این عشقش است بچه اش را نمیدانم باجناقش را جاری اش را و مردمش را که نمی آید بر اساس قوم و قبیلگی و نمیدانم استان و شهرستان و نمیدانم کشور و اینجور چیزها تنظیم کند. این می گوید من عبد هستم؟ انسانم. پس همه عشقم را با عشق به خدا تنظیم میکنم یعنی خدا میگوید باید این را باید دوست داشته باشی عاشقش هستم عاشقم بر همه عالم که همه عالم از او است. ببینید خدا با قیمت تو با تو حرف میزند. با لیاقتت با تو حرف میزند. ببینید تا حالا شما شرافتی را از این بالاتر دیدید خدا به یک بشر بدهد؟ ببینید الان توضیح بدهم برایتان.
شما یک موقع هست میروید پیش یک بزرگی میگوید ببین من تو مال منی. یک بزرگی به آدم اینجوری بگوید خیلی حرف است. تو اصلا همه چیزت را بده به خودم .منم خودم پشتت هستم. ما خیلی وقتها پیش میاد از زن مان شوهرمان بچهمان جاریمان باجناقمان دوستمان همکارمان غصه می آید دستمان .حرص مان در می آید ناسپاسی میکنند صاحب کارمان اذیتمان میکند حقوقمان را نمیدهند مدیرمان اذیتمان میکند. هرچیزی میرویم شکایت میکنیم آیا با خدا به تو میگوید چیه؟ میگوید ببین اصلا ول کن آنها را. خداست. ول کن. بیا پیش خودم. بیا از این به بعد پیش خودم بایست کار کن. چند هفته پیش یک آدمی می گوید صاحب کارم حقوقم را درست نمیدهد میگوید ولش کن اصلا ولش کن بیا پیش خودم خودم چند برابر به تو میدهم خوب است دیگر . ببین خدا چی دارد میگوید از کسی زبان شما تا این بخشت را فعال نکنی آیات را با زبانهای بخش علمی و حیوانی میفهمی و به درد هم نمیخورد. همان هم در تفسیر می آوری فکر می کنی خوب فهمیدی. اصلا می نشینی برای مردم تفسیر هم می نویسی ولی به درد نمیخورد. چون اصلا تفسیر باید با زبان بخش پنجم نوشته بشود و فهمهای دیگر هم باید با زبان بخش پنجم باشد که اصلا این زبان نداریم. ببین چه می گوید! میفرماید قل خیلی مست میکند آدم را خیلی مست میکند آدم را اصلاً آدم را ازتمام غصههای دنیا دل شورههای دنیا خیانتها فریبها ترسها اضطرابها میبرد در امان، آرام هستی دیگر «قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» غصه نخور هر اتفاقی افتاد به همه اعلام کن. اعلام کن یعنی این عقیده تو باید باشد فریادش بزنی. این را فریاد بزن. چی؟ نمازم عبادتم زندگی ام مرگم مال خداست. من اصلا با شما ها زندگی نمیکنم. من اصلا مزدم را از شماها نمیخواه.م می خواهی وفادار باشی میخواهی وفادار نباشی میخواهی نمیدانم من همه چیز را از خدا میخواهم مزدم را از خدا میخواهم هیچ کس سرم را کلاه نمی تواند بگذارد. خدا می گوید بندگان من هم اذیتت کردند سرت کلاه گذاشتند ولش کن. من را بکن وکیل نعم المولی و نعم الوکیل دیگر من را بکن وکیل دیگر راحت باش. برو حالت را ببر راحت باش. آرام باش شاد باش. بسپارش دست خودم آدم با یک همچنین وکیلی با یک همچنین الهی در زندگی غصه میخورد؟ خدا رحمت کند علامه را می گفت یک بار خیلی فشار به من آمد خیلی سخت بود اوضاع رفتم خدمت آیت الله قاضی چند دقیقهای رفتم و آمدم شاد شدم این شعر را اآنجا میگوید پیر خردپیشه نورانیام برد ز دل زنگ پریشانیم گفت که 22 این نیز خدا رحمت کند استاد ما آیت الله مجتهدی همیشه به ما یاد میداد می گفت این ذکر را زیاد بگویید این نیز بگذرد. قبلش گذشته حالا این هم میگذرد. این نیز بگذرد. به جای اینکه هی وقتتان را بگذارید- ابن سینا این را آورده فوق العاده است میگوید پیامبر به امیرالمومنین فرمود: یا علی وقتی میبینی مردم زیاد به دنبال عبادت هستند تو به دنبال تعقل باش دنبال فهم باش. تسبقهم از بقیه مردم سبقت بگیر. تسبقهم. نمیخواهی سبقت بگیری؟ به جای اینکه خیلی وقت بگذاری در عبادت، وقت بگذار در فهم در معرفت قلبت را حرکت بده قلب اگر بیاید وسط تمام است. چون دیگر تو به شادی میرسی. ولی خب ما نه ما متاسفانه هی به ما یاد میدهند این ذکر را بگو امروز این اعمال را انجام بده .الان اعمال اول ماه آخر ماه وسط ماه این را روزه اش را گرفتی یا نه؟ ذکرش را گفتی نماز را خواندی یا نه؟ سفره فلان فلان بهمان همینطوری یک سره دیده اید؟ بعد می گویی خب الان مثلا چه چیزی از آن را می فهمی این را؟ می گوید هیچ چیز مقام معظم رهبری میفرماید وقتی میروید زیارت دعا دعاهایتان را فارسی بخوانید چرا باید فارسی بخوانیم در دعا؟ چرا علی علیه السلام میفرماید: لا خیر فی قرائه لا تدبر فیها خواندنی که تدبر نیست خیری هم نیست . چرا؟ چون قلب نمی آید وسط. تو اصلاً نمیفهمی داری چه میگویی ولی یک دور فارسی بخوانی بفهمی داری چه میگویی قلبت می آید وسط من دارم این حرف ها را میزنم؟ یعنی چی؟ یعنی من دارم الان به امام حسین میگویم اسئله ان یبلغن المقام المحمود لکم عندالله؛ من همان مقامی که تو پیش خدا داری را میخواهم. این ها را من گفتم به او؟ من به او گفتم میخواهم دنیا و آخرت با شما باشم؟ پس باید یک فکری بکنم اما نه عربی همه اش هم حفظ هستم. حافظ قرآن است اصلا، طرف حافظ قرآن است افسرده است حافظ قرآن است نماز نمی خواند حافظ قرآن است ولی نماز نمی خواند این چه فایدهای دارد. چون قلب وسط نیامده. این از ذهنش هوشش استفاده کرده. ۶ هزار تا جمله قرآن را پشت سر هم بلد است بگوید؛ ولی قلب وسط نیست. الان ما پزمان این است که نه این حافظ قرآن است اما اصلا قلب وسط نیامده. ۳۰ سال است دارد نماز میخواند اما قلب وسط نیامده. قلب باید بیاید وسط. چون تو باید با این ازدواج کنی. این اله تو است. فقط خدا نیست که بگوییم هرچه گفت باشد حالا نماز میخوانم الکی. یکسری جملات عربی میگویم این را میخواهد فکر کنم از من یا مثلا می خواهد من چند ساعت شکمم را هیچ چیزی نخورم ولی خب دم افطار انتقامم را می گیرم. دیدید که ا اینطوری است دم افطار از خدا انتقام میگیرم حالا عیب نداره ۱۸ ساعت را تحمل میکنم ۱۸ ساعت را ولی خب خودم بلدم تا یک جوری میخورم از افطار تا سحر که افطار بعدی آروقش را بزنم تازه. خب این چه طور دینداری می شود؟ برای همین هوشیارترین آدم ها کسانی هستند که چون باید برای خانواده ات زن و بچهات شاگردت دوستت هرجا که هستی سعی کن قلبش را بیاوری در ماجرا بگذاری وسط. اگر قلبش نیاید در ماجرا هی تو هنر کردی بگویید آی مردم امشب رفتید خانه یادتان باشد نمیدانم ۱۲ رکعت نماز بخوانید نمیدانم در هر رکعت اینجوری کنید بعد هزار تا این ذکر را بگو حالا گفتی طرف گفت خیلی هنر کردی الان آمدی این را گفتی؟ مثلاً الان رفتی یک چیز جملاتی گفتی! بابا دو رکعت بخوان با قلب. تمام است. قلب وسط باشد. امام دارد به ما یک فرمول خیلی مهم را امام جواد یاد میدهد. این فرمول را پیغمبر هم به امیرالمومنین یاد داده. حالا با یک زبان دیگر. میگوید اگر کسی به الله و بینهایت میخواهد برسد به الله و بینهایت میخواهد برسد با قلبش زودتر میرسد تا اینکه بدنش را در عبادت به زحمت الان مثلا به اکثر مردم بگویی میخواهم در راهپیمایی کنیم تا کربلا همه صف می ایستند که بروند کربلا دیدید؟ ۷۰۰ کیلومتر می آید هزار کیلومتر می آید بگو نه مثلاً دو سه جلد کتاب بخوان. بیا این دوره را مثلا بیست جلسه است گوش کن یعنی حاضر است یک هفته بیست روز مرخصی بگیرد برود راهپیمایی ما اگر به او بگویی راجع به امام حسین یک کتاب بخوان امام حسین کیست اربعین چیست تو چه رسالتی داری امام زمان کیست اصلا حاضر نیست چهل شب حاضر است از دورترین نقاط بیاید برود جمکران خب؟ بعد می گویی بابا بیا یک شبش را بنشین فکر کن یک شبش را بنشین ببین. امام زمان کسی است یک چیزی راجع به آن مطالعه کن فکر را حاضر نیست قلب را حاضر نیست بیاورد وسط. قلب وسط نمی آید. وقت تلف می شود. آن اثر را هم ندارد دیگر.
یکی از اولیاء خدا می گفت آقا امام زمان را دیدم اول انقلاب به من گفت تا کی از مسئولین حج بود می گفت آنجا آقا را ملاقات کردم گفت تا کی می خواهید یک مشت کور و کر را بردارید بیاورید اینجا حج. این ها هیچ چیز نمی دانند از حج. این چه فایده ما برویم حاج آريالا. آنجا یکی می گفت یک حاج آقایی بود حالا روحانی هم بود هم لباس خودمان هم بود این قلبش هیچ وقت نیامده بود می گفت انقدر رفتم مکه و مدینه حالم به هم می خورد دیگر. از روز اول هم این وسط نبوده است. الان ما چقدر آدم داریم کاروان دار است خودش، مردم را می برد کربلا سوریه نمیدانم مکه مدینه اصلا یک بار هم قلبش وسط نمی آید. اگر هم بیاید خیلی کم میاید وسط.
بنابر این اگر یک کسی می خواهد سرعت پیدا کند یا سرعت بدهد به دیگران به جای اینکه هی مردم را وادار کند نمیدانم این کارها را بکنید این انقدر بدن هایشان را در عبادت به زحمت بیندازد چه چیزی را باید راه بیندازد؟ قلبشان را. قلب باید بیاید وسط. والا شما وقتی قلب وسط نباشد با اطلاعات و آگاهی معنوی میروی جهنم. آیه ای که استاد آورده همین است «واضله الله علی علم» خدا گمراهش میکند با وجود آگاهیهایی که دارد. با وجود فهمی که دارد آگاهیهایی که دارد زیر بار خدا و دستورات خدا نمیرود اصلا چون قلبش وسط نیست گناه میکند بیحیایی میکند بیناموسی میکند بی همه همه چیز الان این خانمهایی که بیحجابی هستند نمیدانند یعنی خدا حرام است این کار این فحشاست منکرات است؟ این هر یک بار یک کسی به او نگاه بکند زنا پایش مینویسند یک دفعه میرود در برزخ چند میلیون زنا برایش مینویسند این را نمیفهمد؟ یا یک مردی که الان میگوید من خدا را میپرستم عبادت میکنم میرود یک زن آنچنانی انتخاب میکند و خوشش هم می آید که در خیابان به نمایش بگذاردش ناموسش را یعنی الان نمیداند مثلاً؟ چرا آگاه با آگاهانی دارد جهنم برای خودش ایجاد میکند یا مسئولینی که راحت دزدی میکنند دست در جیب بیت المال میکنند دست در جیب مردم میکنند، الان ناترازیهای مصنوعی ایجاد میکنند برای مردم، ملت را میخواهند به خاک سیاه بشانند، گرانیهای افسارگسیخته ایجاد میکنند یعنی این ها نمیدانند واقعاً؟ چرا میدانند. میداند دارد کار حرام انجام میدهد، می داند دارد دزدی میکند میداند دستش در جیب بیت المال است میداند هفتاد هشتاد میلیون فردا شاکی روز قیامت دارد ولی دارد میکند دیگر. حیا هم نمیکند ناراحت هم نیست.
« اضله الله علی علم» یعنی با وجود آگاهی که دارد- شما دیدید دیگر الان طرف نهج البلاغه می خواند درست مثلا بیست تا نهج البلاغه می خواند بعد هر بیست تایش را خلاف عمل می کند. خیلی عجیبه است . یعنی می آید حدیث میخواند بعد درست بر عکسش عمل می کند. چه طوری است؟ امام رهبر به او میگوید مثلاً شما این کارها را نکن این آدم ها را نیاور این کارها را بکن درست برعکس. واقعا نمی فهمد؟ چرا میفهمد چرا واقعاً حالی اش میشود این. روحانی که می گوید اسرائیل را به رسمیت میشناسیم این ها نمیدانند درس نخواندند چیزی حالیشان نیست از دشمن دشمن شناسی از استکبار از مظلومیت از امام حسین از اینکه امام حسین برای چه کشته شده. پس چه طوری میروند سجده میکنند به آمریکا و اسرائیل و این ها. میگوید من محققم من مدرسم من مجتهدم.
« اضله الله علی علم» حالا من از کتابم دارم- چون آیات را که استاد آورده حفظ کردم میدانم دارم میخوانم از روی کتاب برایتان. همین است. در مهارت و مدیریت ذهن و قلب این مسئله بسیار بسیار مهم است. اگر قلب نیامد وسط، تو با آگاهی که داری، رفتی درس خواندی نهج البلاغه خواندی حفظ قرآن کردی طلبه شدی بعد آگاهانه دنیا را انتخاب میکنی و جهنم را انتخاب می کنی. الان این پیشکسوت های جهاد و خون کسانی که رفتند ۱۰ سال زمان شاه ۱۰ سال ۱۵ سال زندان شکنجه دیدند آگاه نبودند که توانستند شکنجهها را تحمل کنند؟ برای چه کسی رفتند؟ برای چه کسی رفتند آنجا در زندان ایستادند اما وقتی که آمدند اینجا کردنش رئیس جمهور کردنش وزیر شد نماینده مجلس یک دفعه خورد به چرب و شیرین دنیا اصلا همه چیز یادش رفت. همه آن زندان رفتن ها شکنجه شدن ها میگوید اموال بیت المال مال ماست. ۲۵۰۰ میلیارد الان نمیگوید ها بیست سال پیش گفته ۲۵۰۰ میلیارد تومان ۲۰ سال پیش شما ببین یعنی چی مال خانواده ما است طلبکاری از بیت المال چون ما قبلا زندان رفتیم مبارزه کردیم یار امام بودیم نمیدانم شکنجه شدیم و این ها حالا الان باید جبران کنیم بخور بخور های اینجا طلحه و زبیر. اگر قلب وسط نیاید شخص با عبادت به هرجا برسد سقوط میکند قطعاً سقوط قطعا سقوط می کند ما یک آیت اللهی بود رفیق استادمان آیت الله ممدوحی همه تان هم میشناسید آن را این انقدر آدم موفقی بود که نگو مردم همه دوستش داشتند جوان ها دانشجوها میریختند دورش عاشقش بودند هرجا میرفت. الان کجاست؟ الان فرار کرده در فتنه فرار کرد رفت آن ور آب، دارد دری وری میگوید به انقلاب و نمیدانم ولایت فقیه و به کشور خودش و به همه چیز. استاد ما رفیق جون جونی اش بود. رفیق گرمابه و گلستان بود گفتم خدا انشاءالله گردنش را بشکند. عمل بدون حضور قلب خطرناک است برای شخص. عبادت نماز شب شهرت محبوبیت سید بودن یار امام بودن مجتهد بودن مرجع بودن حمله سمت راست است دیگر. تمام این ها میشود حمله سمت راست. حمله سمت راست شیطان از مقدسات یک فرد قدرت میگیرد. از عبادت هایش نماز شبش نه مداح است نمیدانم سید است نمیدانم روحانی است مجتهد است زندان رفته جبههای است فرزند شهید است. الان دیگر طرف آدم احمق بیشعور میگویند چرا شما رفتید افشاگری کردید که فلان وزیر از بیت المال دزدی کرده، سوء استفاده کلان کرده. انقدر بیشعور است که میگوید که برای چه انتقاد میکنی. این فرزند شهید است . یعنی چه فرزند شهید می تواند غارت بیت المال بکند؟ یعنی چی آخر این؟ ببین این فرزند شهید یک صورت مقدسی است که شیطان به رخ میکشد. حالا فرزند شهید است دیگر حالا. سید است مثلاً به او رای بدهیم سید است برای چه به این رای می دهی این آدم مفسد است. می گوید چون سید است یا طرف خودش از سیادت خودش برای جمع آوری رأی استفاده میکند از روحانی بودن خودش از یار امام بودن خودش. همه اینها حقه بازی است. بنابراین وقتی یک نفر با تو با قلبش نیاید وسط یک ارتباط با حق تعالی -هر دست هایم را نگاه کنید- هر نوع موفقیتی به دست بیاورد حتی موفقیتهای مقدس به ضررش است. مداح است زودتر میرود جهنم. سید است بدتر. روحانی است دیگر بدتر . زندان رفته جبههای بوده .این دیگر خیلی خطرناکتر میشود. مجتهد است بدتر. هر صورت مقدسی وقتی همراه قلب نبود برای طرف مقابل خطرناک است؛ یعنی شیطان میاید روی حمله سمت راست هم با همان میکشدش در جهنم این دعا را تذکر میدهم یک بار دیگر، بعد از عالیه المضامین ۶ تا چیز شما از خدا میخواهید: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي عَقْلًا كَامِلًا وَ عَزْماً ثَاقِباً وَ لُبّاً رَاجِحاً وَ قَلْباً زَكِيّاً وَ عِلْماً كَثِيراً وَ أَدَباً بَارِعاً» ۶ تا خدایا به من یک عقل کامل بده یک عزت پایدار بده یک قلب پاک بده دقت کن یک عمل زیاد بده یک ادب خوب بده یک فرهنگ متعالی بده؛ ولی بگوید «وَ اجْعَلْ ذَلِكَ كُلَّهُ لِي وَ لَا تَجْعَلْهُ عَلَيَّ » تازه قلب را آوردی وسط، خطرناک میشود. تازه خود قلب هم که آمد وسط. اگر استعانت از حق تعالی نداشته باشی، اخبات نداشته باشی توسل نداشته باشی آن قلب پاک بیچاره ات میکند. چون همیشه فکر می کنی خیلی مقدسی. پاکی هایت میبرد تو را جاهای خوب معنوی خوابهای خوب ارتباطات خوب، کشف خوب، چیزهای دیگر بعد به یک بی حجاب میرسی میگویی من از این بهترم. به یک مشروب خور میرسی میگویی من از این بهترم و این سقوط یک آدم است. همان که امام فرمود. فرمود: هرکس خودش را بهتر از هر کس میداند مستکبر است. آقا سیدالشهدا فرمود ادب یعنی این که وقتی چشمت به هر کس خود بگوید از من چیست؟ به هر کس چشمت خود بگویی از من بهتر است. گندگی نکنی اگر قلبت آمد وسط بزرگت کرد رشد کرد نمیدانم چهار تا خواب امام زمان دیدی چهار تا توفیقات خوب معنوی پیدا کردی، ۵ نفر ریختند دورت فکر کردی خبری است. اگر احساس بزرگی به تو دست داد آقا امام کاظم فرمود: «من تعظم في نفسه لعنته ملائکة السماء و ملائکة الأرض» اگر یک کسی در وجود خودش احساس بزرگی به او دست بدهد نسبت به بقیه فرشتههای آسمان و زمین لعنتش میکنند پس ما یک مرحله قلب را بیاوریم اما وقتی آوردیم باید حواسمان به این باشد که این قلب کار دستمان چی؟ بله؟ یک رشد ۵ سمت راست نکنیم که بعد همه شیطان بزندمان زمین لذا باید دائماً استغفار داشته باشیم التجا داشته باشیم توسل داشته باشیم به خدا بگوییم خدایا ما دست خالی هستیم خودت به دادمان برس خودت کمکمان کن.
والحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم تا عزیزمان به فیض میرسند محضر مقدس امام جواد علیه السلام سه صلوات بلند اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.