جلسه 012 - شرح کتاب سرالاسرار
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1403
ماه
11
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - شرح کتاب سرالاسرار

شرح کتاب سر الاسراء؛ جلسه دوازدهم 1/۱1/1403

سلام علیکم و رحمة الله.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وجود مقدس آقا امام زمان و حضرت فاطمه معصوم علیهم السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحثمان در فصل چهارم درباره آن راهی بود که خداوند تبارک و تعالی برای تقرب به خودش توصیه کرد به پیامبر خودش آن هم در سفر معراج یعنی این سوغاتی پیامبر هست که از آنجا برای امتش آن کار و عمل نماز شب بود احیا و بیداری شب. این نکته را عرض کردیم که بیداری برای تمام کسانی که معشوق‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا انسانی دارند یک امر کاملا عادی است. اگر کسی از شب برای رشد خودش استفاده نمی‌کند این غیر طبیعی است. اصلا غیرعادی است کسی شب را ازش استفاده نمی‌کند. چون گروه‌های دیگر آنهایی که دنبال پول و درآمد و ثروت هستند، آنهایی که دنبال کمالات گیاهی اند، آنهایی که دنبال کمالات حیوانی اند آنهایی که دنبال کمالات علمی هستند، این ها همیشه شب را دارند. از شب نهایت استفاده را می کنند. به همین خاطر است که خداوند می‌فرماید دروغ میگوید هر کس که ادعا می‌کند یا گمان می‌کند «كَذِبَ مَن زَعَمَ أنَّهُ يُحِبُّني فَإِذا جَنَّهُ اللَّيلُ نامَ عَنّي» موقعی که شب او را فرا می‌گیرد می‌خوابد این دروغگو است صداقت ندارد یعنی خیال حرکت و رشد ندارد خیال حرکت و رشت هم فقط شامل کسانی میشود که هم خودشان را درست ببینند به عنوان یک انسان نه یک زن و مرد و فرشته که عقل دارد بلکه به عنوان یک انسان که خودشان را بشناسند باور کرده باشند خودشان را و اینکه دغدغه انسانی داشته باشند به خودشان حب انسانی داشته باشند وانسان حب ذات دارد به خودش انسان از اول خداوند عاشق خودش می‌آفریند انسان عاشق خودش است اما کدام خود؟ آن خودی که تو به رسمیت می‌شناسی اش آن عشق را نسبت به آن خود پیاده می‌کند یا خود جمادی است، یا خود گیاهی است یا خود حیوانی است یا خود علمی است خود انسان یا همان بخش فوق عقلانی که تو روح خدا هستی بالاتر از حیوانات و فرشته‌ها این هم باید در وجود انسان به رسمیت شناخته بشود، انسان این را قلبش فهمیده باشد. برای همین این امر امر اطلاعاتی نیست که یک کسی برود سر یک کلاسی بنشیند این چیزها را یاد بگیرد بلکه این چون آن چهار تا منش هم انسان نمیرود سر هیچ کلاسی بنشیند سهمش را دارد کشش را دارد. به طور طبیعی به او اهمیت میدهد؛ بلکه به معرفت نفس احتیاج دارد یعنی بفهمد که کیست و باور کند که خانم و آقا نیست، فرشته هم نیست و انسان است. اگر انسان این را معرفت پیدا کرد؛ یعنی معرفت کار قلب است، کار فکر و ذکر فکر و ذهن نیست، کار قلب است. قلب قبول کند که تو آدم هستی. اگر قلب قبول کرد که من انسان هستم. آن موقع بیداری شب استفاده از شب برای انسان عادی است. اگر کسی بیداری شب ندارد خودش دلیل بر این هست که این شخص هنوز باور نکرده است که آدم است. هنوز قلبش قبول نکرده که انسان است که از شب استفاده کند برای حرکت.

آقا امام محمد عسکری علیه السلام فرمود مرکب برای اینکه انسان بتواند به هدفش برسد مرکب مؤمن شب است. چون باید سوار شب بشود و حرکت بکند کما اینکه مرکب برای صاحبان کمالات جمادی گیاهی حیوانی عقلی هم شب است. آن ها هم از شب هایشان استفاده می‌کنند تا اوج می‌گیرند و رشد می‌کنند. بنابراین ‏یک چیز کاملا طبیعی و عادی هست. اگر کسی اهل شب نیست این هنوز باور نکرده است که یک ابدیتی سر راهش است، باور نکرده که انسان است، باور نکرده که باید مسیر را در شب طی کند. هنوز نرسیده به این. تمام حرکت‌های سازنده در همه ی بخش‌های انسان در شب صورت می‌گیرد. حرکت‌های ماندگار، قدرتمند. خدا هم در قرآن میگوید من ستاره‌ها را برای شما قرار دادم که شب می‌خواهید حرکت کنید مسیر را بشناسید اشتباه نروید. همه چیز شب است و بنابراین رشدها شب است. ما شب قدر داریم. شب جمعه داریم. شب نیمه شعبان داریم. تمام اعمال، حرکت‌ها، قدرت‌ها، شما در اول مفاتیح تا آخر مفاتیح بروید، به ندرت یک حرکت جدی در روز صورت می‌گیرد. همه شان در شب است. وقتی که انسان تمرکز دارد و می‌خواهد جدی حرکت کند و رشد بکند. هرچه که می‌خواهد باشد. هر چی باشد. طبیعتگراها هم در گناهشان شب را انتخاب می‌کنند حتی آن کافر ها کسانی که هست آن ها هم شب ها را انتخاب می‌کنند. بنابراین استفاده از این رَحِم زمانی، بی‌نهایت مهم است. رحم شب که این سازندگی را در ما ایجاد می کند. من یکی دو تا روایت بخوانم چون خیلی مهم است این روایت تمام کنیم امشب این فصل را بعد توضیحاتی هم لازم هست که بدهم خدمت عزیزان.

حضرت استاد رحمت الله تعالی علیه روایت را نقل کردند از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: «اَلرَّكْعَتانِ فى جَوْفِ اللَّيْلِ، اَحَبُّ اِلَى اللّهِ مِنَ الدُّنْيا وَ ما فيها» دو رکعت در دل تاریکی در دل شب پیش من محبوب‌تر هست از کل دنیا و مافیها. دو رکعت نماز. پیغمبر دارد با ما جدی حرف می‌زند. شوخی نمی‌کند مبالغه هم نمی‌کند. سر و ته دنیا عمر دنیا دو رکعت نماز انسان دل شب بخواند قیمت دارد. این خیلی مهم است که انسان بفهمد که اگر دو رکعت نماز دارد بخواند چقدر سعادت دارد. چقدر خدا لطف کرده در حق انسان که انسان را اجازه داده در دل شب دو رکعت با خدا حرف بزند. انس بگیرد با خدا. حرف بزند. خیلی وقت ها ما میگوییم که دو رکعت خواندیم دیگر دیگر چه میشود حالا مثلاً الان چه اتفاقی افتاد. من از این دو رکعت‌ها که هیچی یازده رکعت‌ها چند سال هم خواندم چه اتفاقی افتاده. من آن خیر من الدنیا و ما فیها را درک نکردم. این علتش این هست که ما اصلاً خود نماز را جدی نگرفته ایم. ببینید در بخش انسان شناسی ما پنجاه تا حیوان را دروس تخصصی، ذکرهایشان را یاد میدهیم. چون گفتیم که عبادت، شما وقتی انسان شناسی ات درست نباشد ترجمه آیات و تفسیر آیات هم غلط است خیلی از این ترجمه ها و تفسیر های غلط داریم یکی از آنها همین است وَمَا خَلَقتُ ٱلجِنَّ وَٱلإِنسَ إِلَّا لِيَعبُدُونِ چی معنا کردند؟ عبادت قرآن می‌فرماید عبادت و وصل وجه مشترک شماست با حیوانات در مورد حیوانات فرمود کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ همه حیوانات نماز دارند و تسبیح. فرشته‌ها هم دارند ما هم داریم پس این کسی که میاید این آیه را انقدر بد معنا می‌کند باید توجه داشته باشد که آیه دیگر دارد به او میگوید الاغ ها هم سگ ها هم قورباغه‌ها مارها تمساح‌ها همه دارند عبادت می کنند نماز می‌خوانند بعد تو چرا میگویی ما جن و انس و نیافریدیم مگر برای عبادت؟ حیوانات هم دارند انجام میدهند. این نبی اکرم است صلی الله علیه و آله و سلم ببینید چه راهی را از انسان شناسی روی ما باز می‌کند می‌فرماید چی؟ «رُبَّ مرکوب خیر من راکب لأنّه اکثر ذکراً منه» چه بسیار مرکب هایی که از صاحبشان بهتر هستند چون ذکرشان بیشتر است عبادتشان بیشتر است. می گوید بفهم تو آدم هستی حواست باشد. اگر لازم نبود سیدالشهدا به ما یاد نمی‌داد پنجاه تا حیوان ذکرشان را یاد بگیریم. سگ ها چه میگویند گربه‌ها چه میگویند موش ها چه میگویند الاغ ها چه میگویند اسب ها چه میگویند تمساح چه میگوید کبوتر چه میگوید شاهین چه میگوید عقاب چه میگوید. پنجاه تا حیوان سیدالشهدا بیکار بوده نشسته به ما یاد داده است؟ چرا امام حسین این را لازم می‌داند برای ما چرا؟ برای اینکه ما آدم هستیم. باید ذکرمان از حیوانات بالاتر باشد. تو اگر ندانی سگ ها چه میگویند گربه‌ها چه میگویند یک موقع چند سال عبادت می‌کنی بعد هم با پرویی و انسان با نفهمی طلبکار هم هست بعد میرود در برزخ می‌خواهد عبادتش انقدر عبادت کردم خدایا بابا این سگ ها گربه‌ها از تو بهتر ذکر گفتند این موش ها این الاغ ها ذکرش از تو بیشتر بوده است گربه در خانه تان گربه روی پشت بومتان بیشتر از تو ذکر گفته است بهتر از تو هم گفته است چه چیزی برداشتی آوردی اینجا این عبادت‌ها چیست؟ این نماز ها چیست؟ به چه درد میخورد این نمازهایی که تو اصلاً نمی‌فهمی داری چه میگویی. پس دقت کنید ما اگر پیغمبر میگوید دو رکعت نماز در دل شب از دنیا و ما فیها بهتر است برای این هست که تو بفهمی که باید نماز را چه طوری بخوانی طرف آمده نماز بخواند نمازش را رو به تلویزیون می‌خواند که مسابقه فوتبال از دستش نرود. فیلم سینمایی اش یا نمی‌دانم سریالش از دستش نرود یک مقدار نماز ذکر هایش را میگوید هواسش به تلویزیون است وسط نماز تلفن جواب میدهد پیامک میزند جواب میدهد یعنی یک چیز شنیع وحشیانه و خیلی بی‌ادبانه. دو رکعت نماز میگوید از دنیا و ما فیها بالاتر است باید یک چیزی در این نماز باشد. الان می رسیم نماز شب چی هست. یعنی ما مسئله اساسیمان به عنوان یک آدم این هست که روی آن محتوای سوار شویم یعنی بفهمیم بسم الله الرحمن الرحیم یعنی چه، الحمدلله رب العالمین یعنی چه، با معرفت نه دانش وقتی می گویی الرحمن الرحیم قلبت این را بگوید نه ذهنت بگوید حفظ کردی یک جمله عربی را داری می گویی. وقتی میگویی مالک یوم الدین قلب این را بگوید. وقتی به رکوع میروی میگویی سبحان ربی ببین چقدر قشنگ است مربی خودم، ربی العظیم. مربی عظیم خودم اگر کسی این را با قلبش بگوید دیگر این دچار سکولاریسم میشود؟ این گدای عاطفی از کسی می‌کند؟ این کمبود عاطفه پیدا می‌کند؟ این احساس حقارت بهش دست میدهد؟ در طول زندگی؟ اصلاً همچنین چیزی نیست. اگر کسی سرش را روی پای خدا گذاشت، گفت سبحان ربی الاعلی، مربی اعلای خودم، با انتصاب بگوید با باور بگوید قلبش این را بگوید. وقتی دارد سلام میدهد واقعا سلام بدهد بداند محضر کی هست و سلام بدهد آن موقع متوجه میشود که خدا چیکار کرده با او که این نماز را وضع کرده است. خدا رحمت کند آقا میرزا علی را می گفت خدایا اگر در بهشت نگذاری ما نماز بخوانیم چیکار کنیم پس؟ چیکار کنیم ما آنجا. این نماز است که معراج هست برای مؤمن و ما با این مرکب بالا نمیرویم و انقدر که وقتمان را روی مطالعات دیگر میگذاریم کارهای دیگر، فقه و اصول و نمی‌دانم این و آن هیچ وقت تمرکز نمی‌گیریم که دو رکعت نماز یاد بگیریم. عرض کردم من یک لا اله الا الله شد چهار سال طول کشید تا زیر نظر استاد یاد گرفتم. برای تسبیحات اربعه چهار تا اردوی سالانه برقرار کردیم که فقط این چهار تا ذکر بعضی از آنها دو سال سه سال طول کشیده تا این آموزش داده بشود. می‌خواهم ما می‌خواهیم با این پرواز کنیم. مثل پرواز با یک هواپیماست. باید بلد شوی پرواز کنی بلندش کنی هواپیما را. شما یک هواپیمایی را می‌خواهی بلند کنی حالا یا نظامی یا مسافرتی یا نمی‌دانم مسافربری یا نه، هواپیمای تک نفره که خود آدم فقط پرواز میکند میرود گشت می‌زند بابا دوره دارد کار دارد باید بلندش کنی بالاخره. ما اصلا با این نماز بلند نمیشویم. نماز هایمان همین طور هستیم دیگر نماز نمی‌برد ما را بالا برای اینکه ما اصلاً روی این کار نمی‌کنیم او می گوید معراج است من میگویم حالا من با این چه طوری بلند شوم بروم نمیتوانم نمیروم یاد بگیرم که با آن بروم با چه ملاکی پیامبر دارد به ما نگاه می‌کند به بچه‌هایش نگاه می‌کند. دو رکعت نماز در دل شب در نزد من «خیر من الدنیا و ما فیها» از کل زندگی ات بالاتر است دو رکعت نماز ما می گوییم انقدر خواندیم .هیچ اتفاقی در زندگیمان نمی‌افتد. این چیزی است که انسان باید بگردد دنبالش وقت بگذارد برود دنبالش و بالاخره نماز چیست که می‌برد بالا که میگویند معراج است من چطوری باید این را سوار شوم بروم بالا. مثل اینکه شما می روید نمایشگاه هواپیماها همین تهران دارد نمایشگاه هوایی انواع هواپیماها است همه این ها بلند شدند سالها بلند شدند روی هوا رفتند آدم باید نگاه کند این چیست این هواپیما که هزاران تن وزن دارد چطور بلند میشود میرود؟ چه کسی این را بلند می‌کند؟ نماز بلند می‌کند می‌برد انسان را تا معراج. خب چرا ما را نمی‌برد؟ برای اینکه ما اصلاً نمی‌خواهیم سوار بشویم سوار شویم و برویم. ما حتی علاقه‌ای نداریم بدانیم سگ ها چه میگویند که لااقل تسبیحات ما از سگ ها بالاتر باشد، با کیفیت باشد و الاغ‌ها از سگ ها از گربه‌ها از موش‌ها از سوسک ها از قورباغه علاقه ای هم نداریم یاد بگیریم. می گوییم خدا برود کلاهش را بالا بیندازد همین هفده رکعت را دارم می‌خوانم طلبکارانه ما احتیاج داریم خدا احتیاج دارد به این نمازهای ما نماز و لطف و مرحمت و کرامت نمی‌دانیم که الله ما را به دربار می‌پذیرد. آیا وزیری وکیلی استادی نماینده‌ای کسی بگوید مثلاً بیا خونه ما یا مثلاً وقت ملاقات بده کلی ذوق می‌کنیم میگوییم به هرحال لطف کرده این وقت را اختصاص داده. اما اصلاحواسمان نیست که خدا شب صدایت می‌کند میگوید بیا یا در طول ۲۴ ساعت چند بار ما را به محضر می‌پذیرد که بی منت بی وقت قبلی بی معطلی تو را قبول کردم بیا با خود من تنهایی صحبت کن.

دقت کنید! ما این من مان فعال نیست، برای همین هم ماه رمضان میاید چون این من مناسب ماه رمضان را نداریم احساس اینکه من دارم میروم ماه عسل عروسی هست نه ندارم و این ۳۰ روز را هم زجر می‌کشم وقتی هم میرود کلی ذوق می‌کنم چون اصلاً با این من ما وارد این ماه عسل نمی‌شویم یعنی ما یک منی که عاشق خدا باشد که با او برود به ماه عسل نداریم. برای همین هم شما دیگر وقتی این را نمی‌فهمی آن ماه عسلی که از ماه عسل ماه رمضان خیلی خیلی قوی‌تر است یعنی حج، آن را نمی‌فهمی دیگر. خدایا شما تو وسط ماه عسل صبح ظهر شب مغرب عشا سحر مدام بگو: «ارزقنی حرام بیتک الحرام». بیتک الحرام یعنی هیچ کس نیست جز من و تو. حرام یعنی همین دیگر، یعنی یک خانه یک ویلای فقط من و ژیلا هیچکس دیگر نیست آنجا. من و خدا. «بیتک الحرام». حرام حرام که میگوید یعنی اوج عشق بازی. یعنی هیچ کس نمی‌تواند بیاید آنجا. میشود ماه عسل ماه عسل یک خانم و آقا میروند ماه عسل حرام است دیگر. بابای کسی نمیرود مادر کسی نمیرود. هیچکس از خانواده دختر و مرد حرام است بروند اصلاً. حرام است با یک دختر پسر کسی بلند شود برود در نامزد بازی‌هایشان در ماه عسلشان کسی نمی‌برد اصلاً. بابام هستی که باش، مادرم هستی که باش، حقت سر جایش، الان من می‌خواهم بروم ماه عسل خودم، هرکسی می‌خواهد باشد. خداست یک ماه رمضان را غرق می‌کند که میگوید خودت فقط بیا هیچکس را نیاور. ما خر و گاو و همه را برمی‌داریم در وسط مهمانی. تمام این چهار تا مرکبها را مرکبهای چهارگانه را همه را برمی‌داریم وسط مهمانی وسط شب قدر وسط نماز وسط مهمانی. حج هم همینطور. حج هم همینطور. بنابراین نشود اینکه ما رد شویم و بگوییم: خب رفتیم کلام این مرد نورانی را این همه زحمت کشیده انتخاب کرده برایمان این فرمایشات و این حدیث را شرح کرده بعد بگوییم حالا خواندیم. خب رفتیم خواندیم ولی خب هیچ اتفاقی هم نیفتاد. یک جایی ما باید تصمیم بگیریم عاشق خودمان بشویم بشناسیم خودمان را. یک جایی من باید تصمیم بگیرم که آدم هستم می‌خواهم بنشینم پای خودم انس بگیرم عاشق خودم بشوم از خودم نترسم از تنها بودن نترسم. اینطور نباشد که شب تا صبح گوشی دستم باشد با موبایل با تلفن با اینها. تنهایی ها را آدم با اینها پر می‌کند. با تلویزیون با مهمانی‌ها با آدما. اما اگر به او بگویم برو مثلاً ۱۱ رکعت تنهایی پیش خدا وحشت برش می‌دارد. اصلا انس ندارد برود باایست آنجا. برو یک ربعی با جبرئیل حرف بزن. برو یک ربعی با عزرائیل حال کن. عزرائیل خیلی خیلی خوشگل و دوست داشتنی است خیلی هم رفیق است. ملائکه اینطورند دیگر. اینقدر اینها مهربان با صفا دوستان خوب.

ما اصلاً حوصله خودمان را نداریم. ما انقدر معشوق دوروبر خودمان چیدیم که خفه داریم میشویم از این همه معشوق‌های جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی اجتماعی سیاسی اقتصادی علمی آموزشی، همین جور داریم خودمان را خفه می‌کنیم وسط این همه. وقتی معشوق صدایمان می‌کند اصلاً وقتش را نداریم. وقتش را نداریم. چون نمی‌فهمیم آدم هستیم. یعنی باورمان نشده ما آدم هستیم. ببینید! وقتی آدم این ها را می‌شنود از یک طرف خوشحال می‌شود از یک طرف هم خجالت می‌کشد. امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید که از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم (اللهم صل علی محمد و آل محمد). یک صلوات جامع‌تر و عاشقانه‌تر بفرستیم امام صادق از امیرالمومنین از نبی اکرم (اللهم صل علی محمد و آل محمد). ببینید! کلمات شما به کار ببرید ببینید چه جوری هست. اگر کسی اهل باشد اهل باشد کلمه را که می‌شنود آن اتفاق میفتد در وجودش. چون این یادتان نرود عزیزان همه توجه کنید: کلاً آیات روایات ادعیه زیارات با زبان بخش پنجم طراحی شده یعنی زبان فوق عقل. شما وقتی این زبان را نداری و تو این زبان الله الهت نیست اصلا دیگر هرچی، برو طلبه شو برو مجتهد شو مفسر هم بشوی درست نمی‌شود. مفسری هستی داری از نظر فهم تفسیری تفسیر می‌فهمی و می‌نویسی. فقیه هم بشوی فایده‌ای ندارد. تو باید اول آن زبان را پیدا کنی. یعنی وقتی حرف میزنی بدانی چه میگویی. این زبان پنجم باید فعال شود. چون خدا با زبان بخش انسانی با تو حرف میزند. وقتی یک زبان را بلد نیستی دیگر نمی‌توانی بفهمی چرا چرا این حرفها و این کلمات چیه؟ فقط می‌شنویم ما. اصلا وسط میدان قلب هیچ وقت در صحنه نمی آید. قلب یادتان باشد تو باید زبانش را پیدا کنی که قلبت راه بیفتد. این زبان باید فهمیده بشود.

خداوند با زبان بخش پنجم با زبان آدم با ما حرف میزند. احکام حجاب با زبان انسان اومده. خانم و آقا حجاب نمی‌فهمند. بله مردها بی‌غیرت میشوند زنها بی‌حیا میشوند کک شان هم نمیگزد چون آن زبان را ندارند. اگر یک کسی زبان بخش پنجم را دارد هم مرد با غیرت است هم زن با حیاست. اینجوری نیست روزشماری کند لحظه شماری کند یک فضایی بتواند از حیا فرار کند، از غیرت فرار کند. اگر کسی زبان بخش پنجم نداشته باشد، روزه را نمی‌فهمد چیه. ماه عسل بیا، اصلا نمیفهمد چیه. این زبان را باید بفهمیم این زبان کار می‌برد تمرکز دارد کار می‌برد باید بشنویم بشنویم بشنویم. جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه می‌شود از راه گوش. هی باید بشنوی بخوری بخوری بخوری موعظه بشنوی بشنوی بشنوی تا این منه فعال شود. متولد بشود. تا آشتی کنی با خودت تا عاشق خودت بشوی آن خودی که خدا میگوید از روح خودم در تو دمیدم از جنس خودم در تو دمیدم. آن منی که الله به آن عظمت الهش میشود. آن منی که پیامبر و اهل بیت حبیبش میشوند. لا حبیب الا هو و اهله. اگر کسی «لا حبیب الله هو و اهله» را در آل یاسین فهمیدهد باشد اصلاً گدایی عاطفی از هیچکس نمی‌کند. اصلا احساس بی‌شخصیتی تمام دنیا علیه اش باشند اصلاً ککش نمی‌گزد. همه دنیا علیه اش باشند اصلاً چون همیشود حبیب هاش پیشش هستند. علت حقارت‌های ما عصبانیت‌های ما طلاق‌های ما مادر زنم اینجوری کرد پس من دیگر با زنم بد اخلاقی کنم پدر شوهرم اینجوری کرد با شوهرش بد اخلاقی می‌کند به بچه ش بداخلاقی میکند باجناق اینجوری کرد فلانی اینجوری کرد. آدمی که می‌ریزد بهم یعنی یعنی همه قیمت هایش را داشته از همین آدمها می‌گرفته. یعنی حبیب ندارد. توقع داردکه در این زمینیها بشود چیزی پرش بکنند بهش برسند اینها هم نمیگذارند آنجوری که هست همه اش حقارت همه اش کینه همه اش گذشته خاطرات گذشته همه اش دعوا همه اش ناراحتی. یعنی چی! پس من کی می‌خواهم شبیه الله بشوم. ما عزیزان من! دقت کنید چی دارم عرض می‌کنم: ما باید زبان بخش پنجم را فعال کنیم. با همدیگر هم که حرف می‌زنیم با این زبان حرف بزنیم. در جبهه بچه‌ها همه این زبان را بلد بودند. زینب کبری با این زبان است که وقتی به او آن ملعون میگوید دیدی با برادرت چیکار کرد تو: «ما رأیت الا». او با زبان بخش پنجم هم جواب میدهد. آن نمی‌فهمهد این دارد چی میگوید، ولی زینب کبری اصلاً زبانی غیر از زبان بخش پنجم ندارد. میگوید: همه اش قشنگ بود همه اش زیبا بود. این را ما باید در خودمان فعال کنیم. ببینید! چی می‌فرماید: «صَلاةُ اللَّيْلِ مَرْضاةُ الرّبِّ» یعنی مربی ات راضی میشود از تو. همه عشق یک کسی که در باشگاهست چیه؟ یک مربی بهش بگوید: باریک الله خوبه آفرین. حالا این چیه این نماز شب که مربی را راضی می‌کند؟ چه جوری باید این. دیگر چی؟ «و حب الملائکه». حب الملائکه میدانی چیه؟ آدم باید رد شود از اینها. یعنی عشقی میفتد در دل تو با این فرشته‌هایی که کنارت ایستادند دارند با تو نماز شب می‌خوانند. اصلاً اقتدا کردند به تو ملائکه میایند به مومن اقتدا می‌کنند دیگر. در روایت داریم مومن وقتی که اذان و اقامه میدهد فرشته‌ها دیگر حد ندارند چقدر میان پشت این. ولی وقتی که اقامه میگوید یک چند صفی میایند می ایستند. امشب بروید نماز بخوانید خانه‌هایتان. من در دوره اردوی ذکر و ذکر به همه این تمرین را دادم. آنجا یک هفته فقط برای همین میایند کار دیگر‌ی در یک هفته ندارد. وقتی داری نماز می‌خوانی امام جماعت شو برای فرشته‌ها امام جماعت شو. میخواهند به تو اقتدا کنند تو میخواهی بایستی امامشان. آدم همین راکه بفهمد یک عالم فرشته الان اینجا پیش من هستند می‌خواهند به من اقتدا کنند نماز بخوانند، چه جوری نماز بخوانم آبرو ریزی نشود؟ بالاخره یک روز باید یک این اتفاق بیفتد. خراب هم می‌کنیم. یک موقع فرشته‌ها میایند بعد می‌فهمند تو اصلاً سه و چهار و پنج و شش قاطی کردی. این اتفاق برای همه ما افتاده و میفتد.

خدا رحمت کند مرحوم کافی را شهید کافی رحمت الله تعالی علیه. خیلی زحمت کشیدند اینها تا دین را دست ما رساندند. یک صلوات به روح ایشان و همه علما و شهدایی که زحمت کشیدند دین را دست ما رساندند بفرستید: اللهم صل علی محمد و آل محمد. می‌گفت خیلی این چند سال بود هی من حضور قلب حضور قلب حضور قلب تلاش می‌کردم دو رکعت نماز حضورقلب بالاخره یک روز توانستم دو رکعت نماز با حضور قلب بخوانم ولی بعدش فهمیدم وضو نداشتم. بعدش فهمیدم که بالاخره موفق شدم یک دو رکعت بخوانم ولی بعد فهمیدم وضو نداشتم. مثل آن بنده خدا بهش گفته بودند که وصیتی چیزی نداری؟ گفت نه من همه نمازهایم را خواندم سال‌های سال۷ روزه هایم را گرفتم فقط یک ۵۰ سال برام وضو بگیرید.

حب الملائکه واقعاً ملائکه رفیق باز هستند. بعد از این که می‌میریم می‌فهمیم که اه چقدر گند زدیم ما چقدر خراب کردیم با اینها چقدر می‌تاونستیم رفت و آمد کنیم رفیق شویم چقدر حال میدهند به آدم. قرآن نگاه کنید پر است. حالا توضیح دادیم در سایت مان بزنید شرح دعای سوم صحیفه‌مان فقط مربوط به ملائکه الله است. ما باید انس بگیریم با اینها. انقدر خدا هی دارد ما را با اینها انس میدهد هی یکسره میگوید با اینها رفیق شوید با اینها دوست بشوید. ما اصلا رفیقهایمان شبیه خودمان هستند خیلی. اینها کی هستند ما کی هستیم. چه جوریه؟ «و سنت الانبیا». سنت الانبیا خیلی شرافت است. یعنی تو رفتی تو سلک انبیا گردن کلفتها بزرگان عالم همان لحظه که نماز شب می‌خواند آدم حواسش هست الان فرشته‌ها امام زمان اولیا خدا همه دارند می‌خوانند منم بزرگ شدم و بالغ شدم بزرگ شدم ما را هم قبول کردند شب برویم وسط این گنده‌ها وسط این بزرگان. در طبیعتگراها اگر بچه پاشود برود قهوه خانه یک اردنگی میزنند پس گردنی پاشو برو اینجا چکار میکنی؟ پاشود برود قمارخانه پاشود برود مثلاً جای دیگر. ولی وقتی که بزرگ شد یک ذره اهل شد راهش میدهند داخل. برای قمار دیگر بزرگ شده برای خودش. بزرگ شده میاید وسط راهش میدند. سنت الانبیا یعنی حواست باشد ها! بالاترین آدمها شبیه‌ترین و آدمها شب را بلند میشوند. تو وقتی بلند میشوی حواست باشد داری میروی الان در بزم در مهمانی که همه حضور دارند همه حضور دارند. همه را هم باهاشون ارتباط داری. یعنی فکر نکنید مثلاً خانه یک نفر در مشهد یکی در اصفهان با هم فرق داریدا؟ اصلاً خانه بغلی طبقه پایینی همه شما با هم یکی هستید. یک مجلس است. خدا رحمت کند میرزا را یک خانمی بود از اولیا خدا بود. این رفیق ما یک روز به این خانم گفتش که میرزا را می‌شناسی میرزا اسماعیل؟ گفت نه. گفت میایی برویم؟ این خانمم خودش یک آدمی بود که اصلاً خیلی قهار بود این زن. بعد به میرزا گفته بود که خانم فلانی را میشناسی؟ گفت نه. بعد می‌گفت ما اینها را آوردیم رودر رو کردیم. من یک روز این برداشتم بردم مجلس میرزا آن زنم با صفا و تواضع آمد نشست و بعد وقتی چشم شان خورد به همدیگر سلاااااام بهههه. مثلاً انگار ۳۰ سال رفیق هستند. گفتم شما که میگفتید ما هیچ کدام همدیگر را نمی‌شناسیم که؟ گفت از هر دو اعتراف گرفتیم که اینجا زمین آشنا نیستیم با هم زمینی. گفت ما جای دیگر با همدیگر می‌بینیم همیشه. یک جا دیگر ما همدیگر را همیشه می‌بینیم. در مجلس دیگر همدیگر را همیشه میبینیم. هویت زمینی را کاری نداریم اصلاً. آره یک جای دیگر در یک مهمانی های دیگر ما هستیم. چه خبرهایی در باطن این عالم هست، چه خبرهایی هست در این شبها. در این سحرها در این مسجدها در این حسینیه‌ها. در حرم چه خبره! توضیح دادم در شرح زیارت حضرت معصومه سلام الله چه خبره در این حرم! امام رضا وقتی چه جوری تنظیم کرده زیارت نامه را؟ تو وقتی وارد این حرم میشوی اول باید برویم انبیا حرف بزنیم. ۵ تا پیغمبر باید آنجا در این حرم ببینی شان. بعد ۱۴ تا معصوم باید با اینها حرف بزنی. قبلش باید با الله حرف بزنی. چه خبره وقتی آدم میرود در این حرم و می اید؟ ما فقط ضریح را می‌بینیم و دیوار را می‌بینیم. خیلی خبره در این حرم. اصلا تو نگاه کن متنی که امام تنظیم کرده امام رضا برای این حرم ببین چه خبره؟ شما یک بار یک بار کسی با معرفت زیارت نامه را بخواند می‌چسبد. یک بار اگر درست بخواندش. زیارت نامه را بفهمد که چی دارد میگوید. اینها زبان بخش پنجم است. ما چون با زبان بخش علمی می‌خوانیم بخش طلبگی و علمی یا بخش حیوانی می‌خوانیم خیلی متوجه نمیشویم. فقط میخوانیم و رد میشویم. گوشمان هم خیلی گوش پخش پنجم نیست آخه. گوشمان هم گوش باید بخش پنجمی بشود. یعنی وقتی دارد می‌شنود این را آن گوش بشنود. به قول مولانا چی؟ گوش خر بفروش و دیگر گوش خر.

انسان باید گوش حیوانی اش را بفروشد گوش بخرد. گوش وقتی خدا باهاش حرف میزند بفهمد تو زبان فهمی. چی دارد میگوید؟ میگوید: «صلات اللیل مرضات الرب و حب الملائکه». اگر کسی قند تو دلش آب نمیشود برای این است که آن دلی که مناسب این هست تحریک نمیشود اصلاً. مثل اینکه به دختر ۵ ساله بگویی بابا جون اگر کاری کنی شوهرت میدهم ها! دلش آب نمیشود که، ولی در ۱۸ سالگی بگویی چرا آب میشود. به پسر ۲۰ ساله بگویی زنت میدهم دلش آب میشود ولی این را در ۵ سالگی بهش بگویی آب نمیشود، چون بالغ نیست. این مال آدمهای بالغ است. حضرت دارد با کسانی که بلوغ انسانی دارند حرف میزند. و نورالمعرفه اوه اوه اوه چه خبره؟! یعنی بالای علم است. یعنی اگر تحصیلات می‌خواهی علم می‌خواهی آقای جوادی خدا حفظش کند میگفت: من در قم که بودیم در قم که بودیم درس نیم ساعت یک مطلب را میفهمیدیم ولی وقتی که من تابستانها مثلاً میروم شمال همان بحثی که می‌خواهم بفهمم دو سه ساعت طول می‌کشد. قم چه جوریه؟ قم نور معرفت دارد در آن هر جایش که بروی نور معرفت دارد. درس که می‌خواهی بخوانی سرعتت خیلی زیاد است. ولی برو تهران بخوان مثلاً همین درس را براو مثلاً اصفهان بخوان برو مثلاً شمال بخوان می‌بینی که اصلاً آن اتفاقه! تا تو بیای بفهمی آن مطلب را چند ساعت طول کشیده، ولی در قم که می‌فهمی اه! چون رحم مکانی هست اینجا. یک رحم قدرتمند است اینجا. نور نماز شب نورالمعرفه است یعنی خیلی چیزهایی که با درس از طریق استاد و مربی گیرت نمیاید دیگر این چیزها. اینها چیزهایی هست که فقط در نماز گیرت میاید. با مربی و استاد و کتاب گیرت نمیاد. وقت نماز شب قلب باز است خیلی چیزها میاید به قلب. خیلی چیزها. آدم را پر می‌کند. انگار زدی به شارژ قلب را حالا پر پر میشود. بعد یک دفعه می‌بینی که اه چقدر تو معلومات و معارف داری که اینها را از زیر دست هیچ استادی نگذراندی. اینها را جای دیگر گیرت نمی آید. اینجا در نماز شب گیرت آمده. چه اتفاقاتی دارد میفتد.

«و اصل الایمان» ببینید! اصل ایمان و راحت الابدان راحت بدن است. بدنت هم راحت است. بدنتان هم راحت میشود. اینها فوت و فن دارد. اینها خیلی حرف داردکه راحت الابدان چرا؟ «و کراهیت الشیطان». کراهیه الشیطان خیلی خوب است دیگر ها. میگوید شیطان خیلی متنفر می‌شود از نماز شب خیلی بدش میاد اعصابش خورد میشود این شیطان شما این کار را دارید انجام می‌دهید ناخشنود میشود. بابا ما این همه از صبح تا شب شیطان راست حمله چپ جلو عقب دارد سر و صورت ما میزند. هی دارد میزند ما را تو خواب هم میزند ما را « لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ». چهار طرف داردمیزند. همیشه ما داریم می‌خوریم ازش. حالا ۴ تا هم ما بزنیم دیگر. وقتی میری نماز شب می‌خوانی میگوید انگار شیطون را بردی گذاشتی گوشه رینگ همین جور داری میزنی سر و صورتش. یک انتقامی بگیر. «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا». دشمنت است تو هم دشمن بگیر. تو هم غیرت داشته باش ۴تا بزن دیگر. او که همیشه دارد میزند ما را.

«و سلاح علی الاعداء». یعنی نماز شب خوان ها در نبرد با دشمن دشمن خارجی پیروز میشوند. «علیکم به سلاح الانبیا» آقا امام رضا علیه السلام اسلحه انبیاست. اسلحه کجا بکار میرود؟ در مقابل شیطان در مقابل دشمن در مورد خودت حتی. خودت هم به خود دشمن خودت هستی دیگر. «اعدا عدوک نفسک». نفس خبیث تو میزند شیاطین بیرونی و شیطان و جن و انس هم میزنند. ما یک موقع‌هایی که می‌رفتیم خدا شاهد است شناسایی گفتم برایتان این صحنه را. زمستان سرد در کوه. آنها چه کسانی بودند؟ عراقیها دیگر نجیب هایشان بودن دیگر. کموله ها منافقین دموکرات‌ها اینها که وحشی بودن. وحشی یعنی بچه‌ها را سر می‌بریدند دیشب هم در شهر صحیفه سجادیه دیشب توضیح دادم یعنی صد رحمت به این داعشیها داعشیها دیدی که چاقو تیز دارند سر را می‌برند دیگر راحت دیگر زیاد دردسری ندارد. سروتهش میشود ۳۰ ثانیه تمام میشود آدم راحت میشود. آقا اینها با موزاییک می‌کشیدند می‌بریدند. با سنگ می‌کشیدند روی این گلوی بچه‌ها زجر کششان میکردند. چاقو مینداختند روی این پیشانی همین هایی که الان زن زندگی آزادی می‌گویند ها!. الان همینها که الان خیلی هم خوششان میاید این را تبعیت کنند. همینها زنده زنده اینجوری چاقو می ا‌نداختند روی پیشانی باز می‌شد بعد دستش را می ا‌نداخت روی پیشانی پوست سر بچه‌ها را همینجوری زنده می‌کند می کشیدند بیرون و شما فکر کن در فضای انقدر خطرناک انقدر خطرناک کوه زمستان سرما. شیعه چیست؟ این وحشیها پر گرگ پر گرگ وحشی در این کوهستان بود. خدا شاهد است ما می‌رفتیم شناسایی مثلاً برمی‌گشتیم یک دفعه انگار به قول حضرت علی انگار یک مشت زنبور دارند همینجوری صدای زنبورها دیدی صدای گنجشکها دیدی وقتی وارد این کوهستان می‌شدی این بچه بسیجیها هر کدام روی این کوه‌ها روی این یخ‌ها روی این سنگ‌ها هرکی برای خودش یک جایی پیدا کرده بود کیف اش را می‌کرد. اصلا آرام نه ترسی نه اضطرابی نه هیچی. همینها بودند که زاهدان شب و شیران روز اینجوری بودند دیگر. دشمن اصلاً نمی‌ترسید از کسی ترس نداشت آنجا. دشمن از اینها می‌ترسید. اگر کسی این رمز بلد نباشد تا چشمش بخورد به آمریکا نمی‌دانم آمریکا ۴ تا ناو تکان داده الان یمنی ها را میبنید؟ یمنی ها نمازشب خوان هستند که اینجوری ناو آمریکا برای اولین بار در دنیا آمریکایی بود اینجوری صد و خورده کشتی بزنی کجای دنیا همچین چیزی بوده.

الان یک روسیه چین جرئت داردیک سرباز آمریکایی را بکشد؟ ابرقدرت هستند ها؟ این حماس است که این کارها را می‌کند. این بچه حزب‌الله لبنان است که این کارها می‌کند. این یمنی ها هستند که شاگردهای روح الله ما هستند امام ما هستند شاگردهای مقام معظم رهبری هستند اینجوری. هیچی در دلشان نیست از ترس دشمن. چرا؟ چون شبها بیدارند. شب نماز می‌خواند. این شب با همه انبیا اولیا خدا با همه مصافحه دارداین چه جوری بترسد از دشمن؟ چه جوری اضطراب بیاید سراغش این؟ چه جوری غم بگیردش؟ اصلاً خیلی فراتر از این حرفهاست. سلاح علی الاعداء.

دیگر چی «و اجابت الدعا» اجابت دعاست. خراب نکنم هرچی میخواهم بگویم برسم حدیث را تمام کنم کار می‌برد. میخاستیم امشب تمام کنیم که برویم وارد بحث بعد بشویم اما حیف است بگذاریم باشد که انشالله جلسه بعد ادامه اش بدهیم.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد.

یک سوال دو تا نکته را من بگویم. یک لحظه قطع کنید عزیزم. تذکر است یکی اینکه دوستان خیلی به من گفتند در این دو هفته من هی یادم رفت. این چند تا کارگاه را که میگویم یادداشت کنید برای رجب شعبان رمضان. برای اینها که بخواهند یک کار معرفتی خوب کنند یکی مراقبات ماه مبارک است یکی شرح دعاهای شب‌های قدر است یکی هم محبت بین خدا و بندگان. این سه تا کارگاهش صوتی است یک کتاب کوچیک هم معرفی می‌کنم کتاب را همین امشب هم بخوانید باز دیر خواندیدش: نقش انسان در تقدیرات. من چه جوری بتوانم قدرهای خودم را عوض کنم. قدرهایم را از یک نفر تبدیل بکنم به صدها هزاران و میلیون‌ها نفر. این روشش چیه؟ شما از شب قدر استفاده کنید دیگر. ما الان نیمه شعبان را داریم فوق العاده سر راهمان الان رجب را داریم. رجب را داریم. ۲۷ رجب را داریم. اینها همه شبهای قدر هستند. خیلی مهم است تا شب قدر ماه رمضان خیلی اتفاقات میفتد. برای همین حتماً وقت بزارید برای این.

نکته دوم یک نکته تربیتی باز امروز چند نفر این را به من امروز گفتند دیروز گفتند همیشه هم میگویند. این در رابطه با بچه‌ها میگویند اقا حد استفاده از تلفن چیه؟ ببین بچه‌ها به هیچ وجه حق ندارند به هیچ وجه با نت به شکل نامحدود و بی مرز ارتباط داشته باشند. خدا رحمت کند آقای ممدوحی را میگفت آدم سم بدهد بچه خودش را بکشد گناهش کمتر از این هست که این را سر ماهواره بنشاندش یا ماهواره بگیرد بگذارد خانه یا یک تلفن بی حساب کتاب بدهد دست بچه. بچه‌ها آسیب‌های وحشتناکی می‌بینند. تلفن اگر می‌خواهی اینها داشته باشند باید سیم کارت کودک بگیرید برایشان. سیم کارت کودک نوجوان توی همین همه دفاتر دارند سیم کارت مخصوص دارند که دیگر جایی وصل نشود ارتباط چیزی نباشد یا اگر همان حس و حال ندارید و تنبلی می‌خواهد بکند آدم نسبت به تربیت نسلش و آخرت خودش به خطر میفتد اینجا ادمتنبلی بکند، چکار کنیم؟ گوشیها باید محدود آن هم جلوی چشم پدر مادر. جلو چشم پدر مادر بازی بکنند بعد تعریف شده باشد گوشی یتان را تعریف بکنید. دارد تعریف دارد این گوشی کسی. اگر کسی بلدهم نیست بپرسید که آقا این فقط باید حیطه جستجویش فقط در حد بازی است. نامحدود این بچه همینجوری هرچی جستجو بخواهد بکند برود این دشمنهای ما برای ما برنامه‌ریزی کردند. یعنی این جور نیست بچه‌ ات را ول کنند. آن دارد بچه تو را می‌بیند دقت کنید! دارد بچه تورا می‌بیند و حالا هی بهش پیشنهادهای مختلفی اصلاً براش می‌فرستند برای بزرگترها می‌فرستند. بنابراین همونطور که ما راضی نیستیم بچه‌مان برود مثلاً مدفوع بخورد سم بخورد آشغال بخورد در خیابان لجن بخورد اینها از همه اینها بدتر است. برای همین این اسمش محبت هست اما رحمت نیست توضیح دادیم ما این را در دوره بسم الله الرحمن الرحیم. رحمت غیر از عاطفه حیوانی پدری و مادری است. خب بچه ام هست بالاخره دوسش دارم باید بازی کند خوشش بیاید نمی‌دانم دلش نسوزد. اصلا اینجا نباید باج بدهد آدم به هیچ وجه نباید باج بدهد به هیچ وجه. چون اگر بهش باج بدهی بهش خیانت کردی فردا قیامت خود این بچه یقه‌ ات را می‌گیرد. میگوید برای چی به دست من دادی؟ من هالی ام نبود. خود این شکایت می‌کند ما باید بالاتر از همه انواع دوست داشتن‌ها رحمت داشته باشیم.

رب ما رحمان و رحیم است. رحمت یعنی عشقی که در آن مصالح یک آدم دیده میشود. با محبت با عاطفه با شفقت با شفقت با نمی‌دانم مودت با همه اینها فرق دارد. اینها در حیوانات هم هست. دقت کنید! همه اینها هست آن چیزی که در انسان هست رحمت است. رحمت یعنی تو باید یک جوری ایتن را نگاه کنی که بدانی این یک جاودانگی دارد یک ابدیت دارد و من باید به شکل انسان ببینمش نه بچه من دختر من. یعنی آن بچه من پسر من یعنی حیوان. دختر و پسرم است دیگر. اما وقتی که شکل آدم دیدیش آن داستان فرق میکند. با رحمت نگاه کنیم به انسان‌های دیگر و با رحمت هم باهاشون رفتار بکنیم .

الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.