شرح کتاب سرالاسراء؛ جلسه هفتم 05/09/1403
سلام علیکم و رحمة الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
در فصل چهارم از حدیث معراج هستیم که خداوند تبارک و تعالی موعظهای میکند که رابطه ما با دنیا تنظیم بشود. همانطور که قبلاً هم عرض کردیم دنیا قیمتش بینهایت هست. حضرت فرمود: من ساعتی از دنیا را به هزاران سال آخرت نمیدهم. انقدر قیمت دارد که فرمود: «بقیه العمر لا قیمت لها قدیدرک بها مافات و یحیی بها مامات» انقدر قیمت دارد دنیا که بقیه عمرش میفرماید که نمی شود قیمت گذاری کرد. چرا؟ میفرماید که همه آنچه که فوت شده از یک انسان قابل جبران است در دنیا. انقدر مهم است. شما نگاه بکنید یزید لعنت الله علیه به امام سجاد عرض می کند که راه توبه هست یا نه؟ حضرت میفرماید: بله؛ یعنی این اینقدر وقت دنیا ارزش دارد «و یحیی بها مامات» هرچی ای هم که فوت شده از بین رفته، می شود احیاش کرد که حالا این یک ساختار ریاضی دارد که حالا در شب مراقبات ماه مبارک رمضان و بحث نقش انسان در تقدیرات توضیح دادیم که انسان چه جوری میتواند از یک زمان به اندازه یک عمر استفاده کند. اینکه خداوند میفرماید: «لیله القدر خیر من الف شهر» شب قدر بالاتر از هزار ماه هست. یعنی یک شب میتواند بالای ۸۰ سال سازندگی ایجاد کند و بازسازی بکند یه نفس را. ما از این شبها زیاد داریم در طول عمرمان و بعضی از شبها را در طول سال داریم که حضرت میفرماید: معادل ۹۰۰ سال سازندگی دارد. در طول هفته در طول ماه گاهی وقتها ضریب لیله القدری و تقدیری را خود انسان ایجاد می کند. ممکن است اصلاً شب قدر هم نباشد یه وقت معمولی باشد؛ اما انسان میتواند یه کاری بکند که این ظرفیت را در زمان ایجاد بکند که یه روزی یه نصف روزی یه ساعتی برایش معادل هزاران سال اثر داشته باشد که حالا روشهایش را در بحث شبهای قدر و نقش انسان در تقدیرات توضیح دادیم. چون قیمت دنیا قیمت رحمی هست. یه نوع تاثیرگذاری روی نفس مثل تاثیرگذاری رحم مادر روی بچه است که در یه زمان کوتاه یه بدن را می شود بسازد؛ مثل دنیا نیست که وقتی شما یه بند انگشت هم کم بیارید دنیا نمی تواند اصلا ماهیتش اجازه رشد آن یه بند انگشت هم به تو نمیدهد. رحم اینجوری نیست. رحم فوق العاده قدرتمند است. دنیا خودش نسبت به برزخ رحم است یعنی همینجوری قدرتمند است. یک کسی ۷۰ سال گناهم کرده باشد دنیا آنقدر قدرت دارد که بشود بازسازی بکند. درسته نسبت به جسم ناتوان است اما نسبت به روح خیلی قدرتمند هست دنیا. به شرطی که انسان رحمهای سه گانه را بشناسد، رحمهای زمانی، رحمهای مکانی و رحمهای شخصیتی. ما سه نوع رحم داریم در دنیا؛ یعنی قدرت بینهایت، انقدر قدرت دارد. شما می گویید یک ساعتش معادل هزار سال هزاران سال آخرت است. این رحم زمانی هست؛ اما رحمهای مکانی و رحمهای شخصیتی هم همینجوری هستند؛ یعنی یه موقع هست شما با یک شخصیت یک ساعت معاشرت دارید؛ ولی آن یک ساعتش معادل هزاران ساعت شما را جلو میبرد. یه موقع هست شما در یک مکان قرار میگیرید، یک ساعت هم در یک مکان هستید؛ ولی آن تأثیرگذاری را دارد. این بستگی به این هست که انسان قدرها را خوب بشناسد. بلد باشد برای رسیدن به قضاهای بلند، حرکتهای برد بلند، قدرهای مناسبش را شناسایی بکند تا به آن قدر برسد. شما مثلاً میگویید یک اتم کربن. این با یه اتم اورانیوم بی نهایت تفاوت دارد. اورانیوم اتمش یه جوری هست که شما وقتی بتوانید انرژی آزاد کنید، یه مجموعه جمع کنید انرژی آزاد بکنید، یه شهر را منفجر می کند. اگر انرژی اش یه مقدار کمی اش را بریزد در کشتی؛ مثلاً یه موقع یه کشتی میخواهد حرکت بکند؛ صدها هزار لیتر شما سوخت باید بریزی در این تا بتواند یه اقیانوس را برود؛ ولی اگر انرژی قدر اورانیوم را بلد باشید، آزاد بکنید لازم نیست همینجوری یه مقدار کمی اورانیوم استفاده بکنید برای سوخت. آن یکم اورانیوم سالها این کشتی را انرژی در آن ایجاد می کند بدون اینکه بخواهی شما سوخت زیادی مصرف کنید و حرکت می کند. پس این قدرها خیلی مهم هست. همانطور که در ماده ما یه چنین قدرهایی داریم فرق می کند با همدیگر، در نظام معنوی هم اینگونه هست؛ اما همین رحم اگر نتوانی باهاش رابطه درست برقرار کنی، نابودکننده است. گفتیم از رحم ما شش نوع تولد داریم، دوتاش فقط سالم هست، به درد میخورد: سالم و سالم قوی. تولدهای ضعیف، ناقص، معلول و بیمار فاجعه آور هست؛ یعنی اگر در رحم یه بچهای ناقص بیاید، ضعیف بیاید، مریض بیاید یا معلول بیاید وارد دنیا بشود، اینجا دیگر گرفتاری زیاد دارد. خیلی معطلی دارد. پس نحوه ارتباط با رحم، نحوه زندگی و زیست در رحم بینهایت مهم است. اینجا در حدیثی که شروع کردیم از وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام که خداوند آن پرهیزها را اول میدهد که مراقب باش چرب و شیرین و سبز و قرمزش، ترش و شیرینش گرفتارت نکند. این است که اگر گرفتار این بخشهای رحمی بشوی، تخریبش خیلی زیاد هست برای انسان. خب من زیاد معطل نمیکنم. چون میخواهم انشالله این امشب این بحث را تمامش کنیم و وارد مرحله بعد بشویم. یه صلوات ختم بفرمایید.
خب به روح مطهر امیرالمومنین علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید. من ادامه میدهم همین روایت را که فرمودند که «دنیا با آرزوها آباد گشته». مفهومش هم توضیح دادیم «و با فریب جلا مییابد»؛ یعنی توهمها و تخیلها و زینتها که آن هم توضیح دادیم برایتان «شادابی آن پایدار نیست»؛ یعنی خیلی حواسمان باشد. آن که غرور می آورد برای انسان و شادابی و نشاط می آورد؛ گاهی وقتها انسان برای رسیدن به آن شادابی سالها معطل می شود ولی ماندگاری ندارد؛ مثل زحمتی است که انسان مثلاً ساعتها میکشد. دیدید بعضیها میروند مثلاً پارک ،کوه، از صبح آشپزی میکنند زحمت آشپزی و تهیه غذا را میکشند تا یه غذای خوشمزه را آماده کنند. همه اش برای لذت چند دقیقهای؟ ۱۵ دقیقه مسئله غذایی را میخورند و تمام می شود، تازه بعدش تبعاتش میماند برای آدم؛ یعنی همان غذا شادابیش پایدار نیست «و از ناملایماتش نمیتوان در امان بود»؛ یعنی این معرفت که من بدانم در کوچه رحمی دارم زندگی میکنم؛ میل میدان مین است که دیگر باید بدانی کجاش می توانی پا بگذاری، کجا نمیتوانی پا بگذاری. اگر من این را بفهمم باید رابطه ام را در اینجا تنظیم بکنم که بتوانم سالم دربیام از این دیگر.
«فریبکار خسارت بار» خسارتش هم چقدر است؟ جاودانه است. علی علیه السلام میفرماید: گاهی وقتها انسان یک گناه مرتکب می شود صد سال جهنم باید برایش تحمل کند. تازه گناهی که حضرت می گوید مرتکب می شود انسان ۱۰۰ سال جهنم است. این گناه جواری است یعنی مثلا گناه های ظاهری و جوارحی هست. در مورد گناهان جوانحی و قلبی و اخلاقی خدا رحمت کند حضرت امام را فرمود آنهایی که مبتلا به اخلاق بد هستند؛ مثل حسادت مثل بدبینی مثل عصبانیت مثل زودرنج چی؟ مثل حساسیت و بیماری سوءظن گرفتار هستند یا همین بحثی که عزیزمان شبها میگویند غیبت، اینها را دارند میگویند اینها خلقی که بشود فرمود: هزاران سال آخرتی انسان قرنها سال آخرتی انسان. سال آخرتی. آخرتی به سالهای ما فرق می کند. امام فرمود: قرنهای آخرتی انسان گرفتار می کند. این خسارتش اینجوری هست. تازه این مال کسانی هست که تولد بیمار دارند، اینها مال تولد بیمار هست. آنهایی که حضرت زهرا فرمود: بعضی از شماها فاصلهتان با ما ۳۰۰ هزار سال می شود در قیامت تا ما بخواهیم به شماها برسیم. شما را نجات بدهیم. ۳۰۰ هزار سال. علی علیه السلام همین جمله را از حضرت زهرا دارد خودش هم همین جمله ایشان را تکرار کرده که از بین شما محبین ما بعضیها اینجوری هستند. ما تا قیامت بخواهیم دستشان را بگیریم ۳۰۰ هزار سال گرفتاری دارد تا این دست ما به اینها برسد بخواهیم نجاتشان بدهیم. حالا اگر کسی هست که تولد ناقص دارد خدایی نکرده، تولد معلول داده واقعاً خیلی خسارتش اینجوری هست. «اولئک اصحاب النارهم فیها خالدون» یعنی این خسارتش خیلی وحشتناک است انسان یه موقع یه تصمیمای وحشتناکی در زندگیش می گیرد. عجیب غریب و احمقانه، یه دفعه قدر جهنمی چند میلیون سال را برای خودش انتخاب می کند، انسان این جوری است. انتخاب می کند برای خودش. قدر وحشتناک است. قابل جبران هم به این راحتی نیست.
«ناپایدار نابود شدنی است خورنده» یعنی چی؟ حضرت می فرماید: این دنیا «اکاله»، «اکاله» تاکیدی هم دارد. خورنده است چی را میخورد؟ همه سرمایه ابدی انسان «والعصر ان الانسان لفی خسر» یعنی ضرر نمیزند سرمایه خور است. سرمایه نیست. تمام وجودت را میبرد اصل سرمایه را میبرد. اینجوری هست دنیا. «اکاله» عمرت را استعدادات و سعادت جاودانهات و ایمانت، عشقت، محبتت، قیمتت، همه را میخورد دنیا. اگر بلد نباشد باهاش چه جوری رفتار بکنی. مثل برق هست دیگر شما وقتی با برق درست رفتار میکنید؛ خب الان ازش داریم انرژی میگیریم، گرما میگیریم، سرما میگیریم، داریم از برق استفاده میکنیم دیگر، نور میگیریم، روشنایی میگیریم، حرکت میگیریم گرمای مناسب میگیریم، سرمای مناسب در کولر میگیریم ازش،لذت می بریم. این همه خیرات دارد ولی اگر بی مبالات باشی خشکت می کند، جا در جا میسوزاند پودرت می کند همین قوه. اینجوری هست. قبلا توضیح دادم که همه چیز نار دارد و چی؟ نور. قرآن اینجوری هست هم در آن نار دارد هم نور. اگر بلد نباشی با قرآن چه جوری رفتار بکنی، میسوزاند آدم را. با استاد با پدر با مادر با همسر با فرزند همه شان همینجوری هستند. با لقمه، انسان بلد نباشد چیکار بکند، مهارت یادگیریش را بلد نباشد، نابودکننده است. این که تنظیم رابطه با دنیا یعنی تو بلد باشی مهندسی را کار بکنی که فقط ازش استفاده خوب بگیری؛ مثل یه مهندسی که از برق دائماً استفاده می کند. اصلاً شرکت تولید برق میزند. آنجا خطرناک ترین جا آنجاست که برق تولید می شود. کورههای ذوب آهن را دیدید شما ضد فلزات؛ چند هزار درجه حرارت آنجا هست. چند هزار درجه، شخص دارد کار می کند آنجا؛ ولی یه لحظه غفلت یه لحظه. ما در تخریب این امتحان را داشتیم. زمان جنگ رشته ما انفجارات بود دیگر. با مواد منفجره سرکار داشتیم. همیشه اصطلاح آموزشی چی بود در تخریب؟ همیشه این را بدان اگر آمدی تخریب، اولین اشتباه آخرین اشتباه است؛ یعنی فرصت دیگری ندارید. یکی از مربیهایمان یه موقعی داشت آموزش مین میداد مین ضد تانک. ضدتانک یعنی چی باید رویش برود تا منفجر شود؟ تانک برود. این بنده خدا گفت اگر من برویم رویش هیچی نمی شود. چاشنی را گذاشت رفت روش ترکید؛ یعنی خودش را یه تعدادی اطرافش پودر شدند. اولین اشتباه آخرین اشتباه یعنی این. یعنی حواست نباشد اینجوری می شود. دنیا اینجوری هست. آدم باید خیلی حواسش را جمع بکند بعد روش های درمانی را باید خوب یاد بگیرد. چون ما زیاد میسوزیم خرابکاری میکنیم. نار زیاد می آید ولی باید زود درمان بکند آدم نا را، مثلا روش های درمانی را بلد باشد که بتواند جبران بکند.
«شبیه خون زننده فتنه برانگیز است» یعنی یه نفر در این کشور در اوج عزت است فردا شب دراوج ذلت است. دیدید شما این جوری. شهرت عزت. ما کسانی را در این مملکت داشتیم که مردم شبانه روز دعاش میکردند. دهها میلیون انسان دعاش میکردند. ۲۴ ساعت بعد لعنتش میکردند. یه دفعه شبیه خون میزند و فتنهای درست می شود که یه دفعه همه چی نابود می شود. این هست که ما احتیاج به تذلل داریم. این هست که ما احتیاج به استغاثه داریم. احتیاج داریم به اخبات احتیاج داریم که هر وقت با خدا حرف میزنیم گول نخوریم خالی باشیم. ببینید معصوم متخصص وقتی با خدا حرف میزند؛ مثل گناهکارترین آدمها حرف میزند یعنی دست بالا می برد «لایلمک نفسی نفعا ولا ضرراً ولا موتن ولا حیاتن ولا نشورا» معصوم وقتی با خدا حرف میزند می گوید خدای من دستم خالی خالی هست، یه کسی مثل سلمان که پیغمبر به آن میفرماید: «السلمان منا اهل بیت» امیرالمومنین علیه السلام می گوید روی سنگ قبرت بنویس که دست خالی داری میری. وصیت کن، «دل آزاده من الحسنات والقلب سلیمی» هیچی ندارم. اگر انسان توهم سراغش آمد که دستش پر است، فاجعه همین جاست. همین همین فاجعه. همین است ببینید امام سجاد چه جوری برخورد می کند با خدا، می گوید: «الهی من انته تغضب علیم خدایا من کیام که تو اصلا بخواهی به من غضب بکنی. امام سجاد با آن عظمت «فوعزتک ما یزید ملککه احسان» به عزتت قسم دقت کن شوخی نیست. عزت بالاترین قسم هست که اگر کسی دروغ بگوید، شوخی بکند آنجا، نابود می شود. شیطان وقتی میخواهد قسم بخورد به خدا، به کدام اسم خدا قسم میخورد. می گوید به عزتت قسم بندگانت را من یعنی خود من اصلا شوخی نمیکنم. مطمئن باش به بندگانت حمله میکنم. «فهبزیتک لاغوینهم اجمعین» من همه شان را فریب میدهم، به همه شان حمله میکنم به آنها رحم نمیکنم به عزتت قسم. حالا امام سجاد چی می گوید؟ می گوید: «فواع عزتک ما یزین احسانی» خدایا به عزتت قسم اصلا کارهای خوب من هیچ تاثیری در مملکت تو ندارد. خوبیهای من اصلاً هیچی نیست در این مملکت تو. به این بزرگی مگر دیده میشوم من امام سجاد؟ من انقدر کوچکم که اصلا دیده نمیشوم «ولا یقبه اسائتی» گناهام هم زشتش نکرده. چون من هیچی نیستم که بخواهم دیده بشوم. من اصلا هیچی نیستم بعد ما اینجا آدم به اصطلاح مرجع تقلید داشتیم، میگفت من بروم جبهه اسلام آسیب میبیند. طلبههایی بودند که میگفتند که ما اگر برویم جبهه، کی به داد اسلام برسد، کی به داد مملکت برسد، توهم اینجوری هست. تا این حد آدم توهم برش میدارد؛ یعنی گمان می کند این اگر الان بمیرد یه موجی درست می شود یه فاجعهای درست می شود یه چیزی، بعد می بیند اصلا مملکت خدا تکان نخورده. مملکت خدا. یه پشهای بود میخواست بیاید روی فیل بنشیند. از بیرون گفت: خودت را سفت بگیر، دارم می آیم. می خواست بنشین روی فیل. بعدش هم می خواست بلند شود گفت: آماده باش. میخواهم بلند شوم ، نیفتی. فیل گفت: مرده شورت را ببرم، که اصلا نه آمدنت را فهمیدم نه رفتن تو. این می گوید من اگر الان بمیرم دنیا تکون میخورد. من اگر بمیرم زن و بچه ام چنین و چنان میشوند. خانواده مان اینجوری میشوند. زن و بچه مان اینجوری میشوند. کشور اینجوری می شود/ وجود من مهم است که من اگر بروم جبهه کشته بشوم کشور آسیب میبیند . اسلام آسیب میبیند من اگر جبهه بروم کشته بشوم. چقدر برای خودش وزن قائل هست این. چقدر وزن قائل است برای خودش. امام سلام الله علیه گفت: من بروم کشور هیچ تکون نمیخورد. خیالم راحت هست. خدا می تواند مملکتش را نگه دارد. ماها اصلا تصور اینکه کشور بدون امام باشد، یک تصور محال بود برایمان.
« آن گاه که بر سرحد نهایی آرزو و دلخوشی مشتاقانش میرسد» این دیگر خیلی طرف دیگر خیلی خوش به حالش هست در دنیا، همه چی را دارد، «بیش از آنچه آیه کریمه قرآن می فرماید، نیست». قرآن می گوید: آن موقع که تو دیگر اصلاً پادشاه شو، هرچی، اوج آن چیزهایی که آرزو هست برسی به آن، همین هست. «کماء انزلناه من السما فختلط بهی نوات الارض» آبی که از آسمان نازل میکنیم با گیاهان در زمین به هم پیچیده میشوند و انبوه می شود این گیاهها یه دفعه می آید بالا، یک آب باران میخورد به آن، یه دفعه این گیاه بالا می آیند سرسبز و همه چی «فاصبح شیما تضرو الریاح» یه دفعه در هم میشکند. گیاهان دیدید باد می آید دیدید چه جوری می شود. درخت را می شکند و می رود، یک دفعه همه برگها و درختان را مثلا یه جنگل را خراب می کند. (فوت فوت استاد) فرشته است دیگ.ر باد از فرشتههای الهی است. دیدید شما روی صفحهای فوت میکنید، پاک می شود، همه چی روش هست می رو.د قدیم ها یادتان هست دیگر، پاک کن می کشیدیم یه فوت میکردیم میرفت. یه فرشتهای هست یه دفعه اینجوری. در روایت داریم خداوند می فرماید: فرشتههایی دارد که اگر همه آب اقیانوسها را روی انگشتش بریزند یه ذره انگشتش نم برمیدارد. خیس هم نمی شود. انگشت یکی از فرشتههای خدا، کل آب اقیانوسها را بریزند یه ذره نم برمیدارد انگشتش. آنهایی که در فرشتهها کار کردند میدانند دیگر فرشته در شهر دعای سوم صحیفه توضیح دادیم ۴۵، 46 تا ماموریت دارد. یکی اش نگهداری این کیهان است. زمین الان نگاه کنید شما ۵ نوع حرکت دارد. خورشید را نگاه کنید. اینها کار فرشته است. اصلا ایجاد خورشید، حالا خورشید ما خیلی کوچولو است در مورد خورشیدهایی که الان بشر کشف کرده. چند میلیون سال خورشید دارد کار می کند و میلیون ها سال دیگر هم کار ممکن است بکند. اداره نظام کیهان چقدر کار میبرد؟ اداره اتمها و الکترونها نوترونها پروتونها دریاها موجوداتشان همه کار فرشته است. بدن تک تک من و شما را فرشته مدیریت می کند دیگر؛ یعنی آبی که شما میخورید یا غذایی که میل میفرمایید تا می رود بشود سلول، فرشته همه را انجام می دهد که حالا همه اش را توضیح دادم هم در کارگاه توحید توضیح دادیم هم در شرح صحیفه سجادیه. فرشته های خدا این جوری اند. فرشته خدا یه بدن ساخته ۸۰۰۰ سال، ۸ هزار سال بشر دارد مطالعه می کند هنوز یه عضوش هم نشناخته بعد از ۸۰۰۰ ساله. کار فرشته است. خدا کیه؟ خدا کیه؟ الله کیه؟ یه پشه را بشر هنوز بعد از هزاران سال نمی تواند شناخت کامل دارم. یه گل، یه گل، یه خاک یه اتم اتم. خدایا دارد چیکار می کند؟ فرشته ها دارند چکار می کنند؟ این عظمت را نگاه بکنید. فرشته یه فوت می کند، دیدید! یه باد می آید . امام سجاد علیه السلام فرمود: هر یه دونه بارانی که می آید یه فرشته باهاش می آید که این هدایت می کند کجا باید برود. برفها را دیدید شکل برفها را چقدر قشنگشان است. آن چند ضلعی هایشان را دیدید، طراحی آن کار فرشته است. تولید خود برق، طراحی برف با آن شکل هندسی بینظیر و قشنگش؛ بعد مثل گل میریزند سرت، گلباران میکنند سر بشر را. دیدید آن همه قشنگیها را می آورند سر بشر، سر کره زمین. «مشیعه سجل» امام سجاد در دعای سوم: مشایعت کنندگان برف، دونه به دونه برفها را می آورند می گذارند آنجایی که باید بگذارند. چقدر قدرت دارند یا آن گیاهان می آید یه دفعه یه فوت می کند فرشته، زرد شد تا نابود شد رفت اصلا همه چی رفت. خدا می گوید تو زندگیت اینجوری هست وقتی که اوج می گیرد به یک فوت بند است، به یه تپ، یک مریضی به یه سرطان،دیدید! هیچی. دنیا همین است. آدم باید بداند و حواسش باشد «ناگاه در هم شکسته میشود و به تاراج می رود» همه چیزش «و کان الله علی کل شیء مقتدرا» قربان خدا بروم. خدا به همه کاری اقتدار دارد. نمرود را شما ببینید. نمرود لشکری دارد که قرآن می گوید. شما اصلا نمی توانید تصور کنید «کانو اشد منکم آثارا» از امروزیهای شما خیلی قویتر بودند اینها. قدرتهاشان سربازهایشان ارتشش، یه پشه را خدا میفرستد می گوید برو ترتیبش را بده. یه پشه. به پشه می گوید برو این را. میتوانست مثلا برای فرعون خدا خیلی سرمایه گذاری کرد. دریا را باز کرد و آوردش تو و بعد آنجا خفه اش کرد. فرعونی که می گفت من خدا هستم؛ ولی به نمرود گفت، به پشه گفت: از تحقیر این کار را کرد. مثلاً جبرئیل را نفرستاد، عزرائیل را بفرستد، یا چیزی. به پشه گفت برو کار را تمام کن.
«الی ان قال» تا آنجایی که امام علیه السلام چی گفت؟ فرمودند: «چه بسا افرادی که به دنیا اعتماد کردهاند و دنیا هستیشان را نیست و نابود کرده و چه بسا افرادی که بدان آرامش یافتند» همه چی تمام هست دیگر من خوب شدم دیگر عالی شدم، دیگر من. خدا رحمت کند آقای مجتهدی را همیشه می گفت. فرمودند روحش شاد. فرمود که هر وقت گفتی راحت شدم یعنی معنایش این هست که داری میمیمیری. چون خدا فقط راحتی در بهشت گذاشته. اصلا اینجا راحتی نیست. هر وقت گفتی راحت شدم دیگر کاری ندارم یعنی به مرگ نزدیکی؛ یعنی میمیری؛ یعنی میمیری. خیلی وقتها آدم در دنیا چنین حس های مسخره ای بهش دست میدهد. می گوید راحت شدم. قرآن می گوید مواظب باشد این حس سراغت نیاید «فاذا فرغت» چی؟ «فانصب» استراحت بکن ولی بلند شو بدو. کار داری، تا ابدیت باید توشه تهیه کنی. شوخی نیست توشه ابدی. جنین در رحم یه لحظه نمیخوابد. استراحت کمی دارد جنین در رحم ولی دائماً در نه ماه دارد اندام زایی می کند. برود بخوابد طولانی موقع تولد می بینی دست نیاورده، پا ندارد، چشم ندارد کم می آورد. آدم از وقتش استفاده نکند همینجوری هست. از عمرش استفاده نکند.
«چه بسا افرادی که بدان آرامش یافتند اما دنیا آنها را بر خاک افکنده و چه بسا افرادی که از آن دوری کردهاند اما سرانجام نیرنگش در آنها تاثیر کرده» استادهایی داشتیم ما ، هنوز هم داریم زندهاند. من میلیونها دانشجو سر درسهای اینها مینشستیم. زندهاند الان. استاد داشتیم آیتالله فلان، خیلی هم معروف بود. دوست استاد دیگرمان حضرت آیت الله ممدوحی بود که آیتالله ممدوحی یه موقعی می گفت خدا گردنش را بشکند. ولی الان خارج هست. الان خارج رفته، جذب دشمن شد. یه عمر یه عمر. زندگی این مرد را می دیدید که این مرد چقدر با زهد زندگی کرده، با زهد زندگی کرده، دنبال دنیا نرفته. آخرش یه دفعه نیرنگ یه جایی می گیرد آدم را. یه جایی می گیرد آدم را. این هست که آدم باید همه اش استغاثه کند به خدا، بگوید خدایا: تنهام نگذار. یه دعایی دارد توصیه میکنم حتماً این را بخوانید. امام سجاد علیهالسلام در صحیفه جامعه است، در صحیفه کامله نیست. صحیفه های معمولی نه، صحیفه های مخصوص همین جامعه ای که اینجا هم دارند. امام تمام مقدسات را به رخ خدا میکشد «الهی به حق العرش و عظمته و بالحق الکرسی و سعته» بعد لوح، قلم، علم. بعد شروع می کند از آدم، انبیا دونه دونه می گوید تا میرسد به پیغمبر . میرسد به حضرت زهرا. میرسد به امیرالمومنین، میرسد به حسن میرسد به حسین «و به حق الحسین و شهادته» اینها را همه می گوید. بعد می گوید: الهی بحق هولاء خدایا قسمت می دهم به حق همه اینها را گفتم. «یا من یملکنی لاتهلک» ای کسی که صاحب منی، مالک منی هلاکم نکن؛ اما بهترها خیلی هلاک شدند در این دنیا. ما خیلی بچهایم خیلی کوچولویم، خیلی گیج ایم، خیلی خام ایم، خیلی خام ایم، خام، بی عقل. با این خل بازیهای ما با این خامیهای ما با این بیعقلیهای ما با این بی تدبیریهای ما با این هوس بازیهای ما، خطر خیلی تهدید می کند آدم را. یه دفعه آدم نیرنگش بگیرد و نابودش بکند. یه بیاحتیاطی هست دیگر و ما هم زیاد بیاحتیاطی می کنیم. زیاد بیاحتیاطی می کنیم.
«و ای بسا کسانی را که جلال و شکوهی داشتهاند و به ذلت و پستی کشانده» حالا من دارم ترجمه اش میخوانم برایتان؛ والا تعابیر عربی اش خیلی تکان دهنده هست. «کم ذی ابهت» ببینید چه کسانی صاحب ابهت کرده. «قد سیرته حقیرا» خدا له شان کرده، تحقیرشان می کند، «و ذی خائف فقیرا» آدم هایی که نخوت و تکبر خیلی زیادی داشتند، خدایا یه بلایی سرشان آورد که فقیر و ترسانشان کرد. ما اینجا تیمسار داشتیم در این کشور خدایی میکرد به قول خودشان. خدا بلایی سر اینها آورد. شما صدام را ببینید خدا باهاش چکار کرد. شاه را ببینید هیچ جا راهش نمیدادند. هیچ کشوری راهش نمیدادند. در ذلت و غربت و تنهایی. رضا شاه را شما ببینید. صدام که به جنازهش هم رحم نکردند. کشیدنش بیرون این فک و فامیلش جنازه اش را بعد از اعدام، سگها خوردند. «و کم ذی تاجن» چه آدمهای اهل تاج و تاج بران و پادشاهان «اکبتبت یدین و فهم» خدا با دست و صورت زدشان به زمین، دست و دهانشان را خدا خاک مالید خدا. «سلطانها ظلون» اگر تازه پادشاه بشوی ذلیلی تازه در آن. پادشاهی دنیا ذلت هست. انواع حقارت می آید «و عیشها رنق» خوشی آن تیرگی دارد. عیشش این جوری است. ذات دنیا عیشش اینجوری هست. اگر آدم این ذات را بشناس،د شما باید آدم وقتی اینها را میخواند اگر جایز بود به امیرالمومنین سجده باید میکرد. من یک موقعی به یکی از این رئیس های دانشگاه گفتم شما چه جوری شیعه شدی؟ گفت: من یه انگلیسی نهج البلاغه بهم داده بودند هدیه، یه دوست مسلمانی. همینجوری بازش کردم، آن متخصص است دیگر ،برای خود من هم زیاد داشتم کشور خارجی ، گفتم این را باز کردم یه جمله ازش خواندم گفتم این آدم معمولی نیست این حتماً پشتش به علم خدا وصل هست اینجوری حرف زده. ببینید کی میتواند دنیا را اینجوری بیان بکند. آن هم عربی ، جملات رانگاه کنید، خطبه ها را نگاه کنید چه جوری بیان کرده آقا. کی میتواند اینجوری حرف بزند اصلا با آدم؟ چقدر قشنگ ماهیت دنیا را ذات دنیا را قشنگ برای ما میشکافت و باز می کند. خب تند تند بخوانم یه ذره دیگر ازش مانده.
«خوشی آن تیرگی، گوارایی آن تلخی و شیرینی آن چون زهر است.» این جوری است «لذتهاش همراه با هزار جور درد همراه است». آدم می خواهد لذتش را ببرد هزار کثافت و کوفت و اینها دارد تا آدم بخواهد یک لذتش را ببرد. «زندهاش در آستانه مرگ است». یعنی فکر می کند زنده است. جوان است، ۲۰ سال ۳۰ سالش هست. من یه زمانی بود ۲۳ سال پیش روی منبر نشسته بودم. داشتم به کسی میگفتم که انسان باید صبور باشد. خدا یه موقعی بلا را هدیه میدهد. در روایت داشتیم خداوند بلا را هدیه میدهد بعد هم از دهنم پرید بیاحتیاطی کردم از دهنم در آمد، گفتم مثلا سرطان میدهد به آدم، اینجوری می شود. این جوری می شود. همان لحظه یه صدایی به من گفت ،شنیدم گفت دادیم بهت. از فردا من سرطان گرفتم؛ یعنی من چهار ماه به زمین افتاده بودم روی زمین، تب و لرز و سرفه. هیچ دکتری هم کاری نمیتوانست کاری برای من کند. هیچ پزشکی. کاری نمی توانیم بکنیم. چهار روز زمین کف زمین افتاده بودم سرفه تب و لرز، هیچی. «زندهاش در آستانه مرگ است». ما سالی ۵۰ هزار نفر آدمها سوار ماشین می شوند دیگر برنمی گردند به ماشین. شما باورتان می شود. طرف سوار ماشین شده دنبال کارش می رود کارش انجام را بدهد دیگر. داماد عروس، جوان سوار موتور شده برادر ۲۱ ساله خود من نامزد کرده بودیم برایش. سوار موتور شد رفت مادرم را رساند منزل خاله ام. برگشت دیگر ازش خبری نشد. تمام شد. زنده اش در آستانه مرگ است یعنی ما قاچاقی زندهایم، قاچاقی. «سالم اش در شرف بیماری» من سرطان که گرفتم یه شاگردی داشتم خدا رحمتش کند. این جوانی بود تازه هم ازدواج کرده بود آرایشگر بود، بعد من شیمی درمانی کردم. روزی که شیمی درمانی کردم، خب شیمی درمانی که می کنی، موهایت میریزد، ابروها موها اینها میریزد، بعد اینجای من هی خالی میشد، دست میزدم یه دفعه میریخت. همان کلاسم داشتم یعنی از شیمی درمانی می آمدم سر کلاس سخنرانی داشتم. بعد این گفت استاد بگذار من ماشین و وسایلم را بیاورم صافش کنم راحت بشوی. دیگر چیز بشود. سال ۸۰ خدا رحمت کند روحش شاد آقا رضا یه آرایشگر خیلی باصفایی بود. هر وقت سر کلاس من می آمد یک شش نفر را با خودش می آورد. می گفت: استاد من در این یه هفته که سر مردم میزنم مخشان هم میزنم بعد مغازهش را کرده بود محصول فرهنگی؛ یعنی یه عالم عطر و کتاب و سیدیهای ما و آن موقع سیدی نبود، نوار کاست بود. سی دی و اینها نبود آن موقع. گفت میدم ملت می برند گوش میکنند بعد برشان بردارم میارمشان آنجا. انقدر باصفا بود این مرد. آمد با ماشین گفت بذار صاف کنم چون دیگر دو ساعت دیگر چیزی نمیماند همه اش می ریزد. یه سال بعد از من سرطان گرفت و رفت. تمام شد.
«قدرتمند آن در معرض ذلت و شکستگی و اقتدار آن از دست رفتنیست. سرافراز آن سرنگون، آرامش آن واژگون، پناهنده به آن جنگ زده است». تازه در پی این امور آه و فغان و مرگ، ترس بازرسی و حضور در پیشگاه حاکم عادل». تازه باید بروی جواب بدهی زندگیت را. خدا رحمت کند مرحوم ابن فهد حلی در عده الداعی یک حدیث دارد که پیغمبر فرمود: (صلی الله علیه و آله و سلم) روز قیامت خداوند برای هر روز ۲۴ تا صندوق می آورد. صندوقهایی را باز میکنی که انقدر خوشحال میشوی چون در آن عبادت بوده و درست استفاده کردی. چون ۵۰ هزار سال دیگر سر حوصله این ۴۰ ۵۰ ساله ما را رسیدگی میکنند. ساعت به ساعت. انقدر خوشحال می شود آدم، چه خوب استفاده کرد. گفت بعضی از صندوقها هست وقتی آدم باز می کند در آن یه چیزهایی میبیند که اگر تقسیمش کنند به بهشتیان، بهشتیان دیگر تمام لذتشان از بین می رود آهی که می آید سراغ آدم. چه جوری عمرش را تلف کرده وقتش را. «تا بدکاران به سزای عمل بد خویش برسند و نیکوکاران پاداش کردار نیک خود را به نیکی دریابند». این آیه است البته ایشان فرمودند: «لیجزی الله الذین عموال و لجیزی الذین احسنوا بالحسنی».
خوب یکی دوتا روایت دیگر هم دارد که من دیگر نمیخوانم اینها را. اینها را دیگر خودتان بخوانید. یه روایت آخریش این خیلی مهم است روایت آخری. فقط ترجمهش را بگوم. بعد برویم سراغ بحث جدیدمان از انشالله هفته بعد که کلاس نداریم. خبر خوش اینکه هفته بعد کلاس نداریم. انشالله بماند برای دو هفته بعد. جلسه نداریم. ابن ابی یعفور می گوید که به امام صادق عرض کردم: مال دنیا را دوست دارم. دوست داریم. امام علیه السلام فرمود با آن چه میکنی؟ اگر مال را دوست داری. چون امام صادق علیه السلام خودش فرمود: «لیس منا من لم یحب جمع المال» از ما شیعیان نیست از شیعیان ما نیست کسی که پولدار شدن دوست نداشته باشد. می خواهد بگوید حواست باشد ما دنیا را داریم معنا میکنیم نروی گدا بازی و نمیدانم فکر کنی باید بمیری سر جای خودت. نه باید با نشاط دنیایت را خوب اداره کنی. فرمود: با آن چه میکنی؟ عرض کردم با آن یعنی ازدواج میکنم زیارت خانه خدا میروم، مخارج زن و بچهم را تامین میکنم، به برادرانم رسیدگی میکنم و صدقه میدهم. امام فرمود اینها دنیا نیست اینها آخرت است. مربوط به آخرت است. پس دقت کنیم دنیا آن قلبی هست که وابستگی دارد آنجا یعنی این چهار تا «جمادی گیاهی حیوانی و عقلی» دنیا است اما نارش خطرناک است. نورش خیلی خوب هست، همه اش خیلی عالی هست. نورش خیلی خوب هست اگر بلد باشی آدم ازش درست استفاده کند، عالی هست. خیلی خوب است. ایشان مرحوم استاد رحمت الله تعالی علیه، آقای پهلوانی فرمودند: چنانکه از این بخش حدیث معراج برمیآید خداوند سبحان بندگان را از تکیه به دنیا و فریب خوردن به زر و زیور آن و باز ماندن از آخرت بر حذر میدارد. این تولد سالم مواظب اش گولت نزند وقتت را تلف بکند دنیا باز بشوی؛ اما همانگونه که گذشت مقصود از این تعابیر این نیست که دنیا به خودی خود نکوهیده باشد. آن روش که بگوید برق بد است، کسی بگوید آب بد است، دریا بد است، آسمان بد است، هواپیما بد است، ماشین بد است. احمقانه است کسی اینجوری حرف بزند. چنانکه این حدیث ابن ابی یعفور این مطلب را تاکید میکند. در توضیح جملات قبلی نیز آیات روایاتی ذکر شد که بر همین مطلب دلالت دارد و در توضیح جملات آینده نیز مشابه آن را در توضیح جملات آینده نیز مشابه آن خواهد بود. فعلاً ما این فقره هجدهم از روایت از توضیح دادیم. جلسه بعد میخواهم راجع به مفهوم قرب صحبت بکنیم. مفهوم قرب و نزدیک جستن به خدا یعنی چی؟ چون پیغمبر چی می گوید بعد از اینکه خدا اینجوری نهی اش کرد. می گوید «رب دلنی عمل اتقرب به الی» خدایا من را راهنمایی کن با یه عملی که بتوانم با آن بتواند نزدیک بشوم «الا عملنا» دقت کنید این نکته مهم است که انشالله جلسه آینده.
و الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله طاهرین.