جلسه 003 - امر به معروف و نهی از منکر
شماره جلسه
3
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - امر به معروف و نهی از منکر

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ*بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ* الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».

سلام، صلوات، درود و رحمت، خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

مبانی امر به معروف و نهی از منکر: قسمت سوم

خب جلسه سوم را درباره مبانی امر به معروف و نهی از منکر به حول و قول الهی آغاز می کنیم. گفتیم که زندگی و حیات انسان یک ساختار سه مرحله ای دارد. حیات قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا. به مجموعه این حرکت که از الله شروع می شود و ختم به الله می شود، انسان میگویند. پس انسان در این سه مرحله باید خودش را بشناسد. امام باقر (علیه السلام) می فرماید: اگر انسانها مرحله اول حیات خودشان را می شناختند یعنی میدانستند که از کجا آمده اند، در زمین با هم دعوایی نداشتند. منشأ اختلاف ها؛ چه اختلاف های فرقه ای و مذهبی و چه اختلاف های طبیعی و نفسانی این است که انسان ها حقیقت خودشان را نمیشناسند و آگاه به حقیقت و اصل خودشان نیستند.

خب بنابراین ما وقتی که انسان را در سه مرحله می بینیم، یعنییک موجود ممتد از الله تا الله. یک موجود ممتد که از الله شروع می شود و به الله ختم می شود،این می شود انسان. وقتی که انسان را در این سه سیستم دیدیم، سه سیستمی که در هر سه مرحله ریاضی است یعنی در آن عدد، اندازه ، مقدار و حدود وجود دارد، آن موقع منکر و معروف تازه تعریف می شود. منکر چه می شود ؟ و معروف چه می شود؟ منکر هر چیزی است که به حرکت سالم یک انسان در هر سه سیستم لطمه می زند و حداقل حیات دنیوی یا اخروی او را به خطر می اندازد و معروف چیزی هست که کمک می کند، تضمین می کند و حرکت سالم او را در دنیا و آخرت یاری می دهد.

خب چه کسی تعیین می کند که معروف چیست و منکر چیست؟ این را چه کسی تعریف می کند؟ همانی که خودش این سیستم را خلق کرده است. یک اصلی داریم که اصل بسیار مهمی است، می خواهم وارد مباحث سیاسی بشوم خوب دقت کنید. یک اصلی داریم به نام اصل اصالت تخصص. اصل اصالت تخصص یک اصل عقلانی و فطری است یعنی همه انسان ها بدون استثنا این اصل را دارند. این اصل می گوید که در برخورد با هر سیستم... سیستم یعنی چه؟ سیستم یعنی یک مجموعه نظام مند. وقتی که چند جزء کنار هم جمع می شوند یک سیستم را تشکیل را می دهند، مثل یک ساعت، یک عینک حتی مثل یک انگشتر، ساده ترین شان یک انگشتر، یک عینک تا برسد به پیچیده ترین سیستم ها مثل کامپیوتر ها، مثل ... سیستم های اینها مصنوعی است.

در سیستم های طبیعی از همه پیچیده تر سیستم بدن انسان است و از آن پیچیده تر سیستم ساختار روحی انسان است. در برخورد با هر سیستمی چهار مرحله وجود دارد. این را یادداشت بفرمایید: 1- تعریف سیستم، 2- راه اندازی سیستم 3- بهره برداری از سیستم. بهره برداری به معنای بهره وری یعنی بهترین شیوه استفاده و 4- اصلاح و تعمیر بعد از خرابی اینکه اگر سیستم با مشکل روبرو شد ما چطور آن را برطرف کنیم. بک بار دیگر بگویم : تعریف سیستم، راه اندازی سیستم، بهره برداری از سیستم و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی. در چهار مرحله،ما برای راهنمایی در درجه اول به سازنده سیستم مراجعه می کنیم و در درجه بعدی به متخصصی که از طرف سازنده سیستم، نمایندگی مجاز داشته باشد.پس ما در برخورد با هر سیستم در این چهار مرحله در درجه اول به سازنده سیستم و در درجه بعدی به متخصصی که از طرف سازنده، نمایندگی مجاز داشته باشد، مراجعه می کنیم. مثلا شما اتومبیل دارید به شرکت سازنده مراجعه می کنید اگر که شرکت آن مثلا در بوشهر نباشد، خب نمایندگی دارد، به نمایندگی آن در بوشهر مراجعه می کنید. تلفن همراه دارید، به شرکت سازنده، در شهر خودتان به نمایندگی مجاز آن مراجعه می کنید. هر چیزی همین طور است. شما برای چشم تان طبق اصل اصالت تخصص (همه عقل ها و شعور ها هم همین را می گوید) به چشم پزشک مراجعه می کنید. برای موهایتان به آرایشگر مراجعه می کنید. لباس تان را به خیاط می دهید، کفش تان را به کفاش می دهید. همه این را می فهمند. هر مسئله ای که داشته باشید به پزشک متخصص آن مراجعه می کنید.

بنابراین این اصلی است که در عقل و نهاد همه هست. این اصل همان اصلی هست که خداوند در روز قیامت انسانها را با آن مورد محاکمه قرار می دهد.در کتاب شریف کافی داریم که خداوند تبارک و تعالی در قیامت انسانها را بر اساس شعور و عقل شان محاکمه می کند. یعنی از آنها سوال می کند شما که در دنیا بودید اگر برای لباس تان مشکلی پیدا می شد به چه کسی مراجعه می کردید؟ به خیاط. چشم تان به چشم پزشک، قلب تان به متخصص قلب، اتومبیل تان به سازنده یا نمایندگی مجاز آن. ابتدااین را خدا سوال می کند. بعد می گوید خب شما که شعورتان در مورد این سیستم های ساده اینطور بود، در مورد خودتان به چه کسی مراجعه می کردید؟

این بزرگترین مسئله در امر به معروف و نهی از منکر است. شما اگر تمام شش هزار آیه قرآن را مثل دانه های یک تسبیح در نظر بگیرید، اصل اصالت تخصص، در قرآن به مثابه بند تسبیح آن است. یعنی بندی هست که همه این شش هزار آیه را جمع می کند، خدا و معصومین روی اصل اصالت تخصص خیلی تاکید کرده اند. در قیامت خدا می پرسد شما که برای چشم تان به چشم پزشک مراجعه می کردید، تلفن همراه تان را به شرکت سازنده می بردید و اگر دسترسی نداشتید به نمایندگی مجاز مراجعه می کردید، در مورد خودت به عنوان منبع علمی تخصصی در چهار مرحلۀ تعریف، راه اندازی، بهره برداری و حل مشکلات به چه کسی مراجعه می کردید؟

این سوال است دیگر . خدا در روز قیامت می پرسد. تو در مورد خودت در دنیا به چه کسی مراجعه می کردی؟ در این چهار مرحله: من که هستم؟ تعریف خود. راه اندازی. راه اندازی را در نسل گفتم، شما وقتی می خواهید یک انسان را راه اندازی کنید، یک دختر، پسری که ازدواج می کنند اگر با قواعد تقویت ژن،آشنایی داشته باشند و رعایت بکنند، بچه چیز دیگری درمی آید. یک موجودی می شود با پنج ژن قدرتمند. خیلی این انسان فرق می کند تا یک انسانی که فکر می کند، ازدواج خیلی چیز ساده ای است، انتخاب همسر خیلی چیز ساده ای است، انعقاد نطفه یک چیز ساده است، خب باردار می شود، بعد هم به دنیا می آید دیگر. به همین سادگی که الآن خیلی ها اینطور تصور می کنند.

راه اندازی نسل،به خصوص نسلی که ما می خواهیم در بحث های خودمان بگوییم یعنی «نسل مهدوی»، خیلی حساسیت دارد. پس انسان کیست؟ 1- تعریف اینکه انسان کیست. 2- راه اندازی، می خواهیم یک انسان را از پیش خدا بکشیم و پایین بیاوریم. چطور این اتفاق بیفتد که وقتی می آید، خوشبخت بیاید و خوشبخت برود. 3- بهره برداری، معنی بهره برداری این است: خوب زندگی کردن. گفتیمخوب زندگی کردن یعنی چه؟ در ساختار شخصیتی فردی، شادی و آرامش اصل است. شادی و آرامش. در ارتباط، چه؟ عشق و دوستی به انسانها، محبت، دوستی، صفا. این تعریفی است که روایات قرآن برای ما می کنند و حل مشکلات.

خداوند سوال می کند که در حل مشکلات تان شما به چه کسی مراجعه می کردید. اصلا ملجا علمی شما در دنیا که بوده است؟ خب جواب چیست؟ ما واقعا در این چهار سیستم به چه کسی مراجعه می کنیم؟ واقعا الآن قرآن کریم، قرآن که می گوییم دقت کنید،قرآن کتابی است که از طرف اللهی آمده که این الله سازنده همه سیستم های عالم است. رب العالمین. رب یعنی مالک مدبر. تعریف رب یعنی این. یعنی کسی که کل سیستم را خودش خلق کرده، صاحب آن است و خود او هم دارد آن را اداره می کند. همه عوالم خلقت را یکنفر دارد اداره می کند که او رب العالمین است. خیلی کلمه با عظمتی ست اگر انسان روی آن فکر بکند، دیگر نمی تواند ساده نماز بخواند.رب العالمین. آن کسی که از یک اتم، الکترون، نوترون، پروتون، به پایین تا کوارک ها، به بالا تا عظیم ترین کیهان ها و کهکشان ها و منظومه ها ، در عالم برزخ، عالم ملکوت، بعد عالم جبروت و بالاتر، همه را یکنفر خلق کرده است و جلوه های یکنفر است و خودش هم دارد، آن را اداره می کند. به این می گویند رب العالمین. خدای ریاضیات، خدای فیزیک، خدای شیمی، خدای مثلثات، خدای پزشکی، خدای مهندسی، خدای همه چیز، تمام علوم. خدا یعنی این.

الله یعنی کسی که میلیون ها دانشمند در دانشگاه های دنیا مشغول مطالعات جلوه او هستند. به این می گویند الله. سازنده سیستم است. ریاضی دهنده است. منشا عدد هاست و می گوید من تمام سیستم ها را ریاضی خلق کرده ام. هیچ سیستمی نیست که ریاضی خلق نکرده باشم. « قَد جَعَلَ الله لِکُلِّ شَیءٍ قَدرا» « اَلَّذِی أَحصاء کُلَّ شَیءٍ عَدَدا» « کُلُّ شَیءٍ عِندَهُ بِمِقدار» تمام چیزها از یک اتم به پایین تا بالاتر، علوم هر جا می رسند به عدد و اندازه می رسند.چه کسی این عددها و اندازه ها را قرار داده است؟ الله تبارک و تعالی. از پایین تر از اتم تا بالاتر از دنیا همه اش دست یکنفر است. عددها و ارقام برای یکنفر است. چه در زمینه جسم، چه در زمینه روح.

خب ما واقعا در دانشگاه چقدر از قرآن کمک می گیریم؟ وقتی می گوییم قرآن فکر می کنیم قرآن فقط برای این خوب است که در یک مجلس، قبل از جلسه خوانده شود، برای سر قبر پدرمان بخوانیم، برای عروس آوردن بخوانیم، استخاره بگیریم، برای ... قرآن به چه درد می خورد؟ الآن در رشته های علوم انسانی چقدر از قرآن استفاده می شود؟ الآن شما سراغ دارید که در کشور ما یک جا بخواهند پایان نامه دکتری یا ارشد بدهند، بعد بگویند منشا، مرجع : قرآن؟ متاسفانه ارزش یک پایان نامه دانشگاه در دنیا به این است که چند تا جورج و دیوید و ریچاد و این چیزها داشته باشد. یعنی آدمهایی که هیچ چیزی از انسان سرشان نمی شود. اگر از اینها حرف بزنید، پایان نامه شما علمی است. اما اگر بگویید قال الله تبارک و تعالی، قال الصادق، قال الباقر، می گویند این علمی نیست، مذهبی ست.

الله دارد حرف می زند. قرآن است. الله علمی نیست؟ این منکر است که دارد در دانشگاه های ما اتفاق می افتد. در همه جا. این از بزرگترین منکرات است که قرآن جزء منابع علمی محسوب نمی شود. اگر بگوییم امام صادق، امام باقر، می گویند نه، اینها برای هیات و حسینیه و این چیزهاست. اینها را بگذارید برای بعد، اینجا دانشگاه است، محیط علمی است، حرف علمی بزنید. آخر این امام صادق است. اصلا می دانید امام یعنی چه؟ امام یعنی کسی که کل سیستم های ریاضی همه عوالم دست این آقاست. به این می گویند امام.

خداوند تمام مخلوقات خودش را با یکنفر اداره می کند، اسم این یکنفر امام است. در هر زمانی یک امام زمان هست که اداره کننده کل سیستم های ریاضی خداست. مهم ترین شب سال شما، چه شبی است؟ شب قدر یعنی شب اندازه. یعنی تمام اندازه هایی که قرار است در طول سال از یک کوارک بگیرید (که تازه کشف شده، پایین تر از این هم خیلی هست) تا عالم بالا. برگ ها، الکترون ها، اتم ها، حیوانات، انسان ها، کهکشان ها، هر اتفاقی که قرار است در یک سال بیفتد در یک ماشین حساب محاسبه می شود که اسم آن امام است. « تَنَزَّلُ المَلائِکَةُ وَ رُوحُ فِیها بِاِذنِ رَبِّهِم مِن کُلِّ اَمر». اگر در سیستم خدا قرار است یک اتفاق در یک اتم بیفتد، در این شب است. خب کجا محصول این سیستم ها امضا می شود؟ کجا امضا و اداره می شود؟ « مِن کُلِّ اِمر» همۀ آن پیشصاحب امر، ولی امر می آید. «کل امر» پیش چه کسی ست؟ صاحب امر و ولی امر.

امام علیه السلام فرمود هر وقت خواستید با غیر شیعیان در مورد امامت ما صحبت کنید، سوره قدر را از آنها سوال کنید. بگویید که فرشته ها و تنزل الملائکه و روح پیش چه کسی می آیند؟ یک سوال از آنها بکنید که بالاخره این سیستم ها کجا می خواهند محاسبه شوند. پیش چه کسی می آیند؟ می آیند پیش صاحب امر. قرآن چه می گوید؟ این را خوب دقت کنید، قرآن می گوید: « کُلَّ شَیءٍ اَحصَیناهُ فِی اِمامٍ مُبِین». سوره یاسین. تمام محاسبات کل شی در یک نفر انجام می شود. « فِی اِمامٍ مُبِین».وقتی می گوییم امام زمان، فکر نکنید امام زمان یک کسی است که مثلا یک ذره از امام خمینی بالاتر است. نه! امام زمان کسی است که تمام امر خلقت خدا در دست اوست.

یک جمله ای را امیر المومنین (ع) در نهج البلاغه دارد که همان جمله را امام زمان (ع) در مورد خودش دارد. امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه در نامه ای که به معاویه می نویسد، می گوید: « نَحنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُنا» ما ساخته خداییم اما همه مخلوقات از نور ما خلق شده اند. «وَ الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُنا» امام زمان(ع) هم در تعریف خودش همین را می گوید. دقت کنید که امام زمان یعنی چه. امام زمان یعنی یک موجودی که در کل سیستم های خلقت وجود دارد،حضور دارد، همه چیز در محضر اوست، در برزخ، کل نظام ملکوت در محضر اوست ، قیامت و بالاتر از آن هم در محضر امام زمان است. این را میگویند امام زمان. حجت خدا. خلیفة الله.

خب! حالا طبق اصل اصالت تخصص در مورد سیستم انسان در چهار مرحله چه کسی باید اظهار نظر بکند؟ چه کسی می تواند و حق دارد که اظهار نظر تخصصی و علمی بکند؟ الله. چون کل سیستم را خودش را خلق کرده است. هر سه سیستم قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا دست الله است. لذا « قُل اِنَّمَا العِلمُ عِندَ الله» بگو همه علم پیش خداست. « اِنَّ هُدَی الله هُوَ الهُدی» بگو فقط خدا می تواند هدایت کند چون تخصص و علم آن دست خداست. حالا این الله کل این سیستم و علم آن را دست معصوم داده است. « کُلَّ شَیءٍ اَحصَیناهُ فِی اِمامٍ مُبِین» به آن می گویند خلیفة الله. محضر خدا. پس چه کسی می تواند برای انسان آئین تنظیم بکند؟ قانون بنویسد و سبک زندگی تعریف کند؟ فقط خود الله. الله چطور و توسط چه کسی این کار را انجام می دهد؟ معصوم.

الله کتاب کلی،راهنمای کلی و قانون اساسی را خودش داده است ولی شارح و مجری آن معصوم است. قرآن به تنهایی و بدون معصوم نمی تواند بشر را نجات بدهد. قرآن فقط قوانین کلی است. شما در قرآن فقط نماز را دارید اما اینکه چند رکعت و چه جوری است، جرئیات آن را معصوم تعیین می کند. در مورد روزه، حج، زکات و همه چیز خدا کلیات آن را در قرآن گفته است، بقیه سیستم های اجرایی آن را در هر زمانی معصوم طراحی می کند.

خب! حالا طبق اصل اصالت تخصص فقط الله و معصوم هست که منشا دین و منشا سبک زندگی است. بیشتر از این هم بشر احتیاج ندارد. برای همین هم پیامبر فرمود: « اِنِّی تارِکٌ فِیکُمُ الثِّقلَین کِتابَ الله وَ عِترَتِی» بشر بیشتر از این دو تا به چیزی احتیاج ندارد. ولی واقعا ما چقدر داریم از این دو تا سیستم استفاده می کنیم؟ خدا می گوید من در دنیا چکاره بودم، شما از من چه استفاده ای کردید؟ می گوییم خدایا ما خیلی هم دوستت داشتیم،خیلی هم برای ما عزیز بودی، این کتاب تو را می بردیم برای عروسی ها، برای اساس کشی، برای قبر پدر و مادرمان. خیلی هم که احترام می گذاشتیم پول بیت المال را می دادیم، چند تا قاری می آمدند، می نشستند، می خواندند، هر وقت که صدای شان اوج می گرفت و یک نفس می توانستند ، بخوانند همه می گفتند چی؟ الله، الله. بعد هم جمع می کردند و می رفتند. ماه رمضان هم کنتوراتی روزی یک جزء می خواندیم بعد هم نمی فهمیدیم که چیست. هیچ!

به زبان انگلیسی بیشتر از زبان تو اهمیت دادیم. خدایا! برای ما پز داشت که زبان انگلیسی، زبان غربی ها را برویم یاد بگیریم ولی به عربی هیچ رغبتی نداشتیم که برویم، یاد بگیریم. هیچ! چهل سال، پنجاه سال بالاخره نفهمیدیم که این قرآن تو چه می گوید. خب آیا این احترام خداست؟ این منکر نیست؟ خب این از قرآن شما! خدا می گوید با معصومین، با متخصصان معصومی که من فرستادم چکار کردید؟ می گوییم خب آنها را هم که بیشتر از تو تحویل می گرفتیم، اولا آنها را خودمان کشتیم، یازده تای آنها که تا زمان ما کشته شدند. بعد هم بعد از اینکه آنها را کشتیم برای آنها قبر درست کردیم، قبرهای آنها را طلا کردیم. به آنجا می رفتیم و حاجت هایمان را می گرفتیم.

با کعبه هم همین کار را می کنیم. ما به کعبه که می رویم، می گوییم حاجت، یعنی چه؟ یا زن می خواهد، یا شوهر می خواهد، یا چک برگشتی دارد، یا شفا می خواهد، یا کارهای علمی و درسی و قبولی در کنکور می خواهد، به این می گویند حاجت. آیا ما هیچ وقت تا بحال از الله ، الله را خواسته ایم؟ یعنی به مکه برویم و بگوییم خدایا ما برای تو آمده ایم. شما نگاه کنید به مکه می خواهید بروید خدا می گوید برو اول احرام ببند، خانم ها حجاب اسلامی نبایدداشته باشند، ای بابا شما این همه سال گفتید حجاب اسلامی، صورت هایشان را بپوشانند، اگر آرایش کردند، بپوشانند، صورتشان باز نباشد. مرد ها هم که نصف بدنشان عریان است. همین جوری باید بیایید،قاطی هم بروید یعنی زن و مرد در هم بلولند، بدن هایشان به هم بخورد، مکه تفکیک جنسیتی که ندارد. خدایا ما آمده ایم عبادت کنیم، چرا اینطور است که هزار تا زن را انداخته اید وسط، مردها بین زنها می روند ، زنها بین مردها می روند؟

خدا می گوید من آدمهارا دعوت کرده ام نه حیوان ها را. زنها که آدم نیستند، مردها هم که آدم نیستند. من آدمها را دعوت کرده ام. من گفتم احرام ببندید. در احرام که می گویید لبیک، لبیک که گفتید یعنی من دعوت شده ام، من که هستم؟ من که بدن نیستم. می گوید من آدم را دعوت کرده ام. اگر یک کسی آمد دور خانه خدا ، چشمش به نامحرم افتاد، بدنش به نامحرم خورد یک چیزیش شد، معلوم می شود که اصلا احرام نبسته است، دروغ می گوید. می گوید من آنجا گفته ام زنهای شما به شما حرام است چون حیوان نیستید که زن و بچه داشته باشید. خانمت به تو حرام هست. شوهرت به تو حرام است. بیست و چهار چیز حرام است. کلیه این حرام ها مال بخش حیوانی است. من دور خانه خودم، آدم دعوت کرده ام، گفته ام که آدم ها پیش من بیایند.

خب وقتی که حواس شما به یک نامحرم باشد معلوم است که نفست را جا نگذاشته ای. احرام نگذاشته ای. این چه سبکی ست که خدا در حج برای ما پیاده می کند؟ تا ببیند آیا تمرین کرده اید که خودتان را آدم نگاه کنید یا نه؟ انسان نگاه کنید به خودتان؟ حالا بیایید در ضیوف خدا. ماه رمضان هم همین طور است، خدا در ماه رمضان چه کسی را دعوت می کند؟ چه کسی مهمان خداست؟ برای همین هم گفته اند که روزه بگیرید. حیوانیت، غذا، مسائل جنسی همه چیز تعطیل، یعنی بخش حیوانی تعطیل می شود. خدا به کمک بخش انسانی آمده است. می بیند یازده ماه بخش حیوانی در ماغلبه دارد، خدا می آید به کمک آن بخشی که مال خودش است. آن بخش ها را تعطیل می کند که این بخش، بالاخره در ماه رمضان یک نفسی بکشد.

چون دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های راز شد. خدا به کمک بخش انسانی می آید. یک نهیبی به بخش حیوانی می زند که برو کنار، یازده ماه است که سوار شده ای، پیاده هم نمی شوی. بگذار این یک ماه با ما باشد، یک ماه نفس بکشد ولی چون ما خودمان را زن یا مرد می بینیم، متوجه نیستیم. وارد ماه رمضان هم که می شویم، با بخش حیوانی مان وارد می شویم. یعنی همان الاغه، همان حیوانه، همان خانمه، همان آقاهه می آید و روزه می گیرد. بخش انسانی تعطیل است. برای همین شما اگر نگاه کنید، سفره های ماه رمضان عقده ای ترین سفره ها سال است. وزارت بازرگانی اعلام می کند که هر سال بیشترین مصرف مواد غذایی چه موقع است؟ ماه رمضان. یعنی بیشتر شکم چرانی ها آن موقع است.

چون مردم واقعا در ماه رمضان از دست خدا عصبانی هستند. الکی می گویند مهمانی خدا، ماه مبارک و خیلی هم صلوات و سلام و ... اما در باطن او، بخش حیوانی فوق العاده عصبانی است. لذا نگاه کنید سفره ها اشرافی است بعد از ظهر ماه رمضان به بعد در سفره پنجاه رقم غذا می چیند. چون از دست خدا عصبانی است. به من گفتی هجده ساعت چیزی نخورم حالا ببین در افطار چکار می کنم. چون روزه، گیر بخش انسانی نمی آید اگر می آمد، روزه ها یک جور دیگر می شد. ضیافت یک چیز دیگری می شد که حالا مبسوط آن را در مراقبات ماه مبارک گفته ام انشاا... به آن مباحث مراجعه کنید.

فقط الله و معصوم حق دارند با ما حرف بزنند و به ما بگویند چکار بکن، چکار نکن. چون علم فقط دست اینها است. در مورد هدایت انسان هفت دسته اطلاعات تخصصی مورد نیاز است که هیچکدام آنها را غیر از خدا و معصوم ندارند. یعنی شما حتی یک انسان ، یک دانشمند، یک مجموعه ای از دانشمندان را هم سراغ ندارید که یکی از این هفت دسته اطلاعات تخصصی را داشته باشد. که این هفت دسته مربوط به این سه مرحله حیات است. فقط دست خداو معصوم است.

فقط آنها می توانند به ما تکلیف کنند که سبک زندگی چیست، چطور حجاب داشته باش، چطور بخور، چه جوری بپوش، چطور کار اجتماعی کن، چطورکار اقتصادی کن، چطور کار سیاسی کن، چطور کار هنری کن، چه چیزی را ببین، چه چیزی را نبین، چه چیزی را لمس کن، چه چیزی را لمس نکن، با چه کسی ازدواج کن، با چه کسی ازدواج نکن، چه چیزی را بخر، چه چیزی را نخر، فقط خدا و معصوم می توانند و حق ندارندکه به ما امر و نهی بکنند. لذا سر نماز می گوید اول سبک زندگیت را مشخص کن. نماز سبک زندگی است. «ایّاکَ»، تو. « اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعِین» من فقط از تو دستور می گیرم و فقط هم از تو کمک می گیرم. چه سبک زندگی ای؟ «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِیم. صِراطَ الَّذِینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم» چه کسانی بودند؟ انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین. این سبک زندگی.

خب! پس الآن بزرگترین منکر چه شد؟ بزرگترین منکر تاریخ بشر چه شد؟ اینکه غیر معصوم و غیر خدا حاکم بر انسان بشوند. پس الآن دیگر به طور تخصصی متوجه شدید که چه گفتم. بزرگترین منکر در تاریخ چه موقع اتفاق افتاده است؟ زمانی که متخصص معصوم از جریان حاکمیت و رهبری مردم حذف شده است. بزرگترین منکر تاریخ. لذا شما در زیارت عاشورا چه می گویید؟ « فَلَعَنَ الله اُمَّةً دَفَعَتکُم عَن مَقامِکُم وَ اَزالَتکُم عَن مَراتِبِکُم الَّتِی رَتَّبَکُمُ الله» این بزرگترین منکر تاریخ است. اینکه ما انسان هستیم و حق ما این است که به اندازه خدا و معصوم بزرگ شویم، اما رهبر ندارم، حاکم نداریم، حکومت نداریم. بزرگترین منکر تاریخ، حذف معصوم است و بزرگترین معروف تاریخ بشریت چیست؟ حاکمیت چه کسی؟ معصوم.

لذا بزرگترین نعمتی که خدا نصیب ما ایرانی ها کرد، این است که خداوند به ما بعد از هزار و چند صد سال، حاکمیت اسلامی داد، حکومت و نظام اسلامی داد. دقت کنید که این حکومت اسلامی (من مدارک کامل و اسناد آن را در کتاب آشتی با امام زمان آورده ام، عزیزان به آنجا مراجعه کنند) این انقلاب، انقلابی است که خداوند برای ظهور حجت خدا ذخیره کرده است. برای برطرف کردن بزرگترین منکر و برپایی بزرگترین معروف. انقلاب اسلامی ذخیره خدا برای اینکار است.

ماموریت انقلاب اسلامی برپایی بزرگترین معروف و حذف بزرگترین منکر است. امام امت (سلام الله علیها) که معمار این انقلاب است فرمود: انقلاب مردم ایران نقطه آغاز انقلاب بزرگ اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است. بعد فرمود: ( امام خیلی جمله دارد من حدود بیست تای آن را در کتاب آشتی با امام زمان آورده ام) ماموریت انقلاب ایران مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. یعنی بزرگترین منکر که نبود معصوم بالای سر ماست. می دانید معصوم که بالای سر ما نیست، ما چقدر داریم خسارت می دهیم. هر کدام ما می توانیم به اندازه یک معصوم بزرگ باشیم و الآن آک آک آک وارد برزخ می شویم. هیچ کدام از این هزار اسمی که خدا به ما داده است (که در جوشن کبیر می خوانیم، اسم های خود ماست) هیچکدام متاسفانه در ما فعال نمی شود. مگر خیلی اندک.

ما معمولا با بخش های پایینی زندگی می کنیم، دینداری ما هم مال بخش های پایینی است. همانطور هم می میریم. ولی اگر معصوم بیاید، آقا امام زمان (علیه السلام) بیاید، یک کسی بیست و چهار ساعت در حکومت امام زمان (علیه السلام) باشد، می شود ولی الله.بزرگترین جنایتی که در حق بشریت شد این بود که متخصص معصوم از جامعه انسانی گرفته شد،از جامعه انسانی آن را حذف کردند. حالا این باید سر جای خودش برگردد. به این جمله دقت کنید که وقتی مقام معظم رهبری راجع به گستره معروف و منکر به ما می گوید، در واقع چه چیزی دارد به ما می گوید.

امام خمینی سلام الله علیه فرمود: اگر مسئولان جمهوری اسلامی به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان (علیه السلام) نباشند، خائن و خطرساز هستند، هر چند که به مردم خدمت کنند. دقت کردید چه شد، ایشان چه گفت؟ (جلد بیست و یک از صحیفه امام) مسئولین هر خدمتی در این بخشها به ما بکنند: بخشهای علمی، بخش های حیوانی. آسایش بیاورند، رفاه بیاورند، آبادانی بیاورند، بخش های پایینی را ... وقتی به فکر بخش اصلی انسانها در حکومت اسلامی نباشند، به انسانها خیانت شده است.

لذا امام می فرماید: بزرگترین خیانت و خطر این است که مسئولین جمهوری اسلامی به فکر ایجاد حکومت امام زمان (ع) نباشند. خودش معمار انقلاب است، انقلاب را طراحی کرده، آن را تعریف می کند بعد هم دارد خطرات آن را به ما می گوید. برای همین هم تاکید می کند که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. پس الآن منکر اساسی چیست؟ اینکه امام زمان (علیه السلام) نیست. منکر اساسی این است که این حکومت که خدا برای برطرف کردن موانع ظهور امام زمان به ما داده است، انحراف پیدا بکند. بزرگترین منکر این است و ما باید به عنوان کسانی که می خواهیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم، به منکر های کلان کشور بیشتر فکر کنیم نه آنهایی که به قول مقام معظم رهبری از حد نصاب پایین تر هستند. اینجوری می رویم سرکار، دلمان خوش است که دائم به یک آدم کوچکی بگوییم، حجابت را درست کن، اینکار را کن، آن کار را بکن.

خب حالا ما این همه حجاب دار، این همه بچه حزب اللهی... الآن در کشور بزرگترین خطر و مفاسد دست خواص است یا دست عوام؟ دست خواص است. خواص این فسادهای ظاهری را هم ندارند. چادری ها، حزب اللهی ها، ریشی ها، یاران امام، شکنجه شده ها، زندان رفته ها، سابقه دارها دارند در کشور مشکل درست می کنند. بی حجاب ها و بدحجاب ها، یک فحشای ظاهری دارند. بزرگترین منکرها دارد در طبقات بالا اتفاق می افتد. خواص.

مقام معظم رهبری فرمودند در حوزه های علمیه دارد طبقه ای از روحانیت به وجود می آید که سکولار هستند. می دانید معنای آن چیست؟ ایشان خودشان زیبا تعریف می کنند. می گویند ظاهری اسلامی، لباس، روحانی، حرف، حرف دینی اما دینی در کار نیست. اینها خیلی خطرناک است. ما همانطور که بوده و روز به روز هم دارد بیشتر می شود، در اجتماع شاهد ظهور طبقاتی از روحانیون و طلاب هستیم که به قول مقام معظم رهبری اساسا دین ندارند. این می شود خطر. حواس ما باید به منکرهای بالا باشد. منکرهایی که در مقدس ترین صورتها می آیند و به مردم تحمیل می شوند. اینها خیلی مهم است. بنابراین وقتی که شما می خواهید، جدی به این واجب الهی توجه کنید باید اهم و مهم کنید.

مهمترین آنها همان است که امام فرمود، انحراف از ایجاد حکومت جهانی امام زمان (علیه السلام) . حذف امام زمان (علیه السلام). . حذف معصوم. حالا دائم بیاییم زیارت عاشورا بخوانیم، خودمان را بگذاریم سرکار؟ زیارت عاشورا دارد به شما پیام می دهد. زیارت عاشورا می گوید که مذهبی ترین کار شما که عزای امام حسین است وقتی به درد امام حسین (علیه السلام) نمی خورد،به درد امام زمان (علیه السلام) نمی خورد، فایده ای ندارد. در زیارت عاشورا می گوید شما زمانی عزادار حقیقی هستید که به فکر برطرف کردن موانع ظهور امام زمان باشید. خیلی جالب است قبل از اینکه امام حسینی به دنیا بیاید، زیارت عاشورا آمده است. چطور خدا طراحی کرده است. حدیث قدسی است.

زیارت عاشورا توسط امام باقر (علیه السلام) به دست مردم می رسد. امام باقر علیه السلام فرمود: پدرم امام سجاد (علیه السلام) و پدرش امام حسین (علیه السلام) و برادرش حضرت مجتبی (علیه السلام)، امیرالمومنین (علیه السلام) و پیغمبر(صلی الله علیه و آله). خدا حدیث قدسی و زیارت عاشورا را دست پیامبر داده است و اینگونه به دست امام باقر (علیه السلام) رسیده و امام باقر (علیه السلام) هم در اختیار ما گذاشته است. می گوید وقتی می خواهی با امام حسین (علیه السلام) حرف بزنی بگو: « اَسئَلُ الله اَن یَرزُقَنِی طَلَبَ ثارِک»انتقام تو را می خواهم بگیرم. زیارت است دیگر، یعنی ملاقات است. شما چشم در چشم امام حسین (علیه السلام) می گویی می خواهم انتقام تو را بگیرم.

بعد می گوید چه؟ « اَسئَلُ الله اَن یَرزُقَنِی طَلَبَ ثارِی» می خواهم انتقام خودم را بگیرم. حالا خدا وکیلی اگر امام حسین (علیه السلام) وسط زیارت عاشورا ( چون ملاقات است دیگر، حضور دارد) یک دفعه ظاهر بشود، بگوید تو برای چه می خواهی انتقام مرا بگیری. انتقام من یعنی چه؟ تو که چهل سال است زیارت عاشورا می خوانی انتقام من یعنی چه؟ انتقام من ، اگر خون من است که در کربلا ریخته شده، مختارانتقام را گرفته است. انتقام تو یعنی چه؟

بعد تو می گویی انتقام خودم را هم می خواهم بگیرم. خودت دیگر چرا؟ «اَسئَلُ الله اَن یَرزُقَنِی طَلَبَ ثارِی» اولی را می گویی « مَعَ اِمامٍ مَنصُور» قید می گذاری. انتقام فقط با امام معصوم ممکن است و انتقام خودت هم با امام هدی، همان امام مهدی علیه السلام. ببینید قبل از آمدن امام حسین (علیه السلام) خدا سبک زندگی ما را طراحی کرده است. می گوید شما زمانی به معنای حیقیقی می توانید عزادار باشید که به فکر امام زمانت باشی . حسین زمان خودت.

لذا امام زمان (علیه السلام) فرمود من دعا می کنم برای کسی که برای جدم حسین گریه کند اما به یاد من باشد. این می شود عزاداری. میلیاردها ساعت وقت ما در عزاداری ها صرف می شود و میلیاردها تومان صرف عزاداری می کنیم اما از دل آن منتظر بیرون نمی آید. هیات ها سر دیگ و سر شام و سر نهار و سر مداح و سر سبک و ... رقابت دارند. از دل این هیات ها چند تا عزادار به معنای واقعی بیرون می آید؟ چند نفر آمر به معروف و ناهی از منکر بیرون می آید؟ آن هم در سطح کلان نه اینکه بروند دنبال یک خانم بگردند...

چند روز پیش در قم یک آقایی می گفت من می روم، یکی یکی خانم ها را نگاه می کنم، ببینم کدامشان موهایش معلوم است، آنها را امر به معروف و نهی از منکر می کنم. بارک الله! چند نفر عزادار بیرون می آید که می فهمد این سینه زدن، این بر سر زدن، این مشکی پوشیدن وقتی که تو در لشکر امام زمان (علیه السلام) نیستی هیچ فایده ای ندارد. یک شهوت مقدس است. وقتی که تو یار امام زمان (علیه السلام) نیستی، وقتی کمک امام زمان (علیه السلام) نیستی، وقتی نمی توانی باری از روی دوش او برداری، وقتی برای جبهه حضرت مصرف نداری، جبهه ای که در آن حضرت تنهاست.

امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: امام زمان در میان شیعیانش « الشَرِیدُ الطَرِیدُ الفَرِیدُ الوَحِید». آواره طرد شده تنها و یگانه است. شما تحمل این کلمات را دارید؟ آواره، طرد شده، تنها و یگانه. این آقای متخصص معصوم در بین ما الآن یک همچین اوضاعی دارد. به قول امام باقر (علیه السلام) فرمود: مضطر، مضطر حقیقی. این منکر نیست؟منشا همه منکرها همین است. این که نیست همه منکرات هست. آنوقت ما برویم با چه چیزی مبارزه کنیم؟ باطن همه منکرها نبودن امام زمان (علیه السلام) است. ضعف حکومت اسلامی است. این باطن همه منکرهاست. وقتی ما حواسمان به این نیست، باید وقتمان را بگذاریم، برویم ببینیم که یک کسی لباسش چه جور است، ظاهرش چگونه است. این چه جوریه، آن چه جوریه. یعنی مبارزه با شاخ و برگ ها.

فرمود من هر بیست و چهار ساعت می گویم: «هَل مِن ناصرٍ یَنصُرنِی» هر بیست و چهار ساعت. آن امام حسین (علیه السلام) سال 61 یک بار گفت «هَل مِن ناصرٍ یَنصُرنِی». تمام شد. روز قیامت هم از من و شما سوال نمی کنند، امام حسین را کشتند، سر بریدند، شما چکار می کردید، چون ما نبودیم. ولی حتما روز قیامت، نص قرآن است « یَومَ نَدعُوا کُلَّ اُناسً بِاِمامِهِم» از من و شما سوال می کنند، امام زمان شما آواره بود شما چکار می کردید. طرد شده بود، تنها بود، شما چکار می کردید؟ این را حتما از ما سوال می کنند و واقعا هر کس باید فکر بکند که اگر از من سوال کنند، جوابی دارم یا ندارم. یعنی من واقعا در لشکر امام زمان هستم؟ الآن در چادر حضرت هستم؟ من دارم به حضرت کمک می کنم؟ من دارم موانع ظهور را برطرف می کنم؟

این بزرگترین منکر است که امام فرمود: خائن و خطرساز، هر چند در قسمت های دیگر خدمت کنند. یعنی معروف های دیگر را هم که انجام بدهند وقتی که اصلی ترین معروف حذف شود، بزرگترین خیانت است. وقتی به فکر حکومت ، به فکر برطرف کردن موانع ظهور نباشند این می شود خیانت و خطرسازی. این از همه مهمتر است. حالا به فرمایشات آقا دقت کنید که چقدر زیبا این را بیان فرموده اند: بزرگترین معروف ها در درجه اول ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی است، این امر به معروف است، معروفی بالاتر از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی نداریم. هر کسی که در این راه تلاش کند، امر به معروف است. حفظ عزت و آبروی ملت ایران بزرگترین معروف است.

ساعت آخر توضیح خواهم داد که مجمع رهروان امر به معروف و نهی از منکر یا ستاد امر به معروف و نهی از منکر یا گروه هایی که می خواهند این کار را انجام بدهند، بزرگترین فریضه الهی را انجام بدهند باید با چه ساختاری طراحی بشوند که بتوانند جلوی انحرافات نظام اسلامی را بگیرند، بتوانند خطرات بزرگ را از نظام اسلامی برطرف بکنند. والّا شما بخواهید بروید، همه خانم ها را با حجاب بکنید، آقایان نمازخوان بشوند، تازه اول خطر است. تازه اول مشکلات است. شما فکر می کنید امر به معروف و نهی از منکر این است که همه خانم ها حجاب دار بشوند، همه نمازخوان بشوند، مسجدی شوند. معصوم می گوید این اول خطر است. چرا؟

ما یک دستور العمل به عزیزانی که می خواهند به حرم معصومین بروند، می دهیم.( حالا اگر فرصت شد دستورالعمل آن را می دهم که اگر می خواهیم زیارت کنیم، چطور زیارت کنیم) یک بخشی از این دستورالعمل وقتی که به زیارت امام رضا (علیه السلام) می رویم، خواندن دعای عالیة المضامین است. حتما به حرم که رفتید، بخوانید. همه چیز در آن هست. از شیر مرغ تا جان آدمیزاد، هر چه که بخواهید در این دعا هست. خیلی شما را تخلیه می کند و خیلی این دعا به روح شما آرامش می دهد. آنهایی که عربی بلدند، عربی، آنهایی که بلد نیستند فارسی بخوانند.

در این دعای عالیة المضامین شما همه چیز را برای خودت از خدا می خواهی، بعد می گویی خاله هام، عموهام، عمه هام، دایی هام، بچه هایشان، شاگردانم، استاد هایم، همسایه هام، خانواده ام، همه را دارد، آنهایی که مرده اند، آنهایی که زنده هستند، برای همه می خواهی. دو خط آخر عالیة المضامین این است: « اَلّلهُمَّ الرزُقنِی عَقلًا کامِلًا وَ لُبًّا راجِحا وَ عَمَلًا کَثِیرا وَ اَدَباً بارِعا» خدایا من از تو یک عقل کامل می خواهم، یک فرهنگ متعالی می خواهم « وَقَلبًا زَکِیّا» یک قلب پاک می خواهم. از تو عمل کثیر می خواهم. اصلی ترین چیزهایی که انسان می خواهد. بعد می دانید که آخرش چه می گوید؟ تیر خلاص را می زند. « وَاجعَل ذلِکَ کُلَّهُ لِی و َ لاتَجعَلهُ عَلَیَّ» خدایا همه اینها را به نفع من بده، به ضررم نده.

گاهی وقت ها عقل داشتن آدمها، آنها را به جهنم می برد. ادب هایشان، گناه نکردن هایشان، مقدس بودن هایشان، روحانی بودن شان،طلبه بودن شان، سید بودن شان، مرجع بودن شان، مجتهد بودن شان، جبهه ای بودن شان، خانواده شهید بودن شان، یار امام بودن شان، پیشکسوت جهاد و خون بودن شان، نماز شب خواندن شان، قرآن خواندن هایشان، حافظ قرآن بودن شان، صورت های مقدس، آنها را به جهنم می برد.

لذا می گوید خدایا اگر می خواهی این چیزهای خوب را بدهی، به نفعم بده، به ضررم نده. برای همین هم همیشه بزرگترین مصیبت ها در جامعه اسلامی، اهل گناه و معصیت نیستند به این شکل، چه کسانی هستند؟ بله؟ خواص. آن خوب ها. آن مثبت ها. حالا شما همه را چادری کردید، همه نماز خوان شدند، تازه اول دردسر است. بزرگترین منکرات در (نداشتن) چادر و حجاب و نماز و در سکس و این چیزها اتفاق نمی افتد. بزرگترین منکرها در مرحله ای است که شخص گناه را کنار می گذارد، تازه دردسرهای او شروع می شود. در حمله های شیطان این را توضیح داده ایم. یک درسی داریم از تلویزیون هم در چهل جلسه پخش شد که برای کنترل فکر است، اسم آن دشمن شناسی است.

خدا از زبان شیطان در قرآنمی گوید: « لَاَقعُدَنَّ لَهُم صِراطَ کَالمُستَقِم» ، « لَاَقعُدَنَّ» سه تاکید دارد: «لام» با نون تاکید، دوتا نون دارد. من حتما حتما حتما روی صراط مستقیم در کمین بنده هایت هستم. این بندگان خدا، این بدحجاب ها و بی حجاب ها، اراذل و اوباش و ... را شما زحمت می کشید و آنها را به صراط مستقیم می آورید تا آنها را به صراط مستقیم آوردید، قرآن می گوید که شیطان در کمین است. « ثُمَّ لَآتِیَنَّهم مِن بَینِ اَیدِیهِم» از روبرو به آنها حمله می کنم. « وَ مِن خَلفِهِم» از پشت. « وَ عَن اَیمانِهِم» از راست به آنها حمله می کنم. « وَ عَن شَمائِلِهِم» روی صراط مستقیم.

بعضی ها را دیده اید؟برای شما هم اتفاق استاده است، می گویید ما آن موقع که توبه نکرده بودیم، وضع روحی مان بهتر بود. از وقتی که توبه کردیم و به مسجد و هیات و بسیج آمده ایم، افت کرده ایم. درست هم هست. حمله ها کجا صورت می گیرد؟ قرآن می گوید حمله ها کجا صورت می گیرد؟ صراط مستقیم. روی صراط مستقیم صورت می گیرد. خب! حمله جلو و عقب چیست؟ اینها را دیگر در آن بحث های تخصصی گفته ام به آنها مراجعه کنید. جلو، آینده یک آدم است. جلو، اضطراب ها و نگرانی هایی است که در وجود شخص نسبت به آینده هست. نکند این جوری بشود، بعدا چه می شود، نکند من موفق نشوم، چنین و چنان.

شما کارتون گالیور یادتان هست. قدیمی ها یادشان هست. در گالیور یک کسی بود که همیشه می گفت من می دونم ما موفق نمی شیم، ما شکست می خوریم و از این حرفها. اسمش گلانبود. همه ما یکی از اینها داریم. یعنی دائم برای ما آینده را تیره می کند، این کار شیطان است. قرآن می گوید روی صراط مستقیم می نشیند، آینده مذهبی بودن، آینده متدین بودن، آینده انقلاب، آینده همه چیز را جلوی چشم شما خراب می کند. دائم دلشوره داری. عقب ما چیست؟ گذشته مان. حمله از عقب، گذشته را زیاد به رخ می کشد. سه تا چیز در گذشته اتفاق می افتد که شیطان به رخ می کشد: گناهان، کدورت ها و شکست ها. یکسره آنها را به رخ تو می کشد تا احساس کنی، آدم بد، آدم آلوده و آدم بدبختی هستی.

در حالیکه اگر انسان هفتاد سال گناه هم داشته باشد، می تواند جبران کند. ما هیچ راه بن بستی نداریم. ولی شیطان می گوید تو قبلا فحشا داشتی، قبلا منکرات داشتی، دیگر درست نمی شوی، بدبختی، بیچاره ای. تو چنینی، تو چنانی. هیچ! نمی گذارد شخص آشتی بکند. کدورت ها و شکست ها. ( بحث آن تخصصی است خودتان به آن مباحث مراجعه کنید). حمله چپ چیست؟ حمله چپ، گناه ، آلودگی و خروج از حدود الهی است که شما در بخش امر معروف و نهی از منکر بیشتر وقت خود را در کدام بخش می گذارید؟ حمله چپ. گناهان، معصیت ها، چیزهای ظاهری، معصیت های ظاهری.

حمله راست چیست؟ بدترین حمله شیطان حمله راست است. حمله راست، یمین است. نامه عمل را در قیامت به کدام دست می دهند؟ دست راست. چرا به دست راست (یمین) می دهند؟ برای اینکه آدم درستی بوده است، اهل عبادت بوده، اهل تقوی بوده، نماز شب خوان بوده، این را داشته و الحمدلله تا آنجا هم برده است. یمین، نقاط مثبت یک شخص است. شیطان می گوید من اگر زورم نرسد که یک کسی را به گناه آلوده کنم، با نماز، با حجاب، با بسیج، با هیات، با سینه زنی، با عبادت، با جبهه رفتن، با لباس روحانیت، با طلبگی، با مرجعیت، با سیادت، با اجتهاد، با هوش، با نبوغ، با استادی و با برجستگی او را به جهنم می برم.

تنها حجابی که حجاب نورانی است، سمت راست است. چپ معلوم است، وقتی معصیت شود، منکرهای چپی را چون گناه است، همه می فهمند که چیست. می گویند این الآن حجابش ناقص است، این نماز نمی خواند، این مشروب می خورد، این چنین و چنان کرده است. ولی منکرهای راستی، چون حجاب نورانی است، معلوم نیست. ما می گوییم بارک الله چه پسر خوبی، چه دختر خوبی. چقدر حجابش خوب است. خدا رحمت کند، استاد ما حضرت آیة الله مجتهدی می فرمودند که یک آقا پسری بود در خانه نماز می خواند، پدرش جلوی رفقایش خیلی از او تعریف می کرد و می گفت این پسر من خیلی نمازخوان است، خیلی بچه خوبی ست، بچه هم داشت نماز می خواند بعد یکدفعه بچه نمازش را شکست گفت، روزه ام هستم.

ما منکرهای خیلی بزرگتر از چپی ها داریم. خیلی منکرات بزرگتر داریم. در راستی هایمان، در مقدسات، در هوش. الآن شما نگاه کنید، جوامعی در نظام تشکیل شده است، می گویند نخبگان، تیزهوشان. این اصطلاحات را شنیده اید، می گویند مدارس تیزهوشان، مدارس نخبگان. خوب است، خیلی خوب است باید استفاده بکنیم. اما خطرناک هم هست. اینکه در بحث ژن گفتم ما باید پنج تا ژن را با هم تربیت کنیم، با هم تغذیه کنیم، وقتی که به یک بعد آن بیشتر می رسیم بقیه بعدها معطل می ماند و انحراف ایجاد می شود. ما الآن می گوییم بچه مان به دانشگاه برود، تیزهوش است، نابغه است، برود درس بخواند. پس بقیه بخش های او چه؟ این ورزش نمی خواهد، این هیات نمی خواهد، مسجد نمی خواهد، نماز جماعت نمی خواهد، این پارک نمی خواهد، نباید برود به بخش های دیگرش برسد، این مطالعات مذهبی نباید داشته باشد؟ می گوییم نه! فقط برو درس بخوان. این اتفاقی است که الآن دارد می افتد.

من در مقاطع ارشد و دکتری که در دانشگاه درس می دهم. میبینم اینطور هستند. اینها دکتر هستند، استاد دانشگاه یا کارشناس ارشدند ولی ضعیف. دکتر، مهندس های خیلی خوب و استادهای خیلی خوبی هستند ولی افسردگی و پژمردگی دارند. در روابط زناشویی مشکل دارند. در تربیت بچه هایشان مشکل دارند برای اینکه فقط درس خوانده اند. به بخش های دیگر نرسیده اند. برای بخش های دیگر وقت نگذاشته اند. بی تعادلی یک منکر بزرگ است. پس دقت کنید به آن منظر نگاه مقام معظم رهبری که دارد، تعریف می کند و حدود معروف و منکر را تعیین می کند، چرا این فرمایشات را دارد که بزرگترین معروف، نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی است.

اگر گروه هایی مثل گروه های شما که انصافا بهترین های جامعه هستند. یک کسی که در ذات او بیفتد که من می خواهم آمر به معروف باشم. یعنی آدمی است که از طرف خدا برگزیده است. خدا او را برای این کار دعوت کرده است. اگر یک گروه هایی مثل شما حواس شان به منکرهای بزرگ در سطح جامعهنباشد، تلفات می دهند. استعدادهای آنها فقط به قول مقام معظم رهبری به سمت چیزهای کوچک و زیر حد نصاب می رود، آن بزرگ ها فاجعه بار می آورند.

من یک داستان بگویم و تمام کنم: من در جبهه که بودم، تقریبا از اول جنگ رفتم، آن موقع هفده سالم بود که رفتم تا آخر جنگ. کار من اطلاعات عملیات بود و تخریب. همیشه این دوتا ماموریت را داشتم. در عملیات مسلم بن عقیل؛ ده، پانزده نفر بودیم که می خواستیم برویم یک پلی را بزنیم. ده پانزده نفر به خودمان مواد بستیم. هر کدام بیست، سی کیلو مواد برداشتیم، رفتیم و به پل بستیم. بعد هم آمدیم سیم کشی کردیم، فتیله را کشیدیم و زدیم منفجر شد. بعد دیدیم نه، پل سرجایش است. این همه مواد را هم منفجر کردیم فقط چهار تکه از بتن این ور و آن ور پل رفت، هیچ اتفاقی هم نیفتاد.

یک مهندسی بود،آمد به ما گفت اصلا نیاز نبود شما اینکار را بکنید. به جای اینکه پانزده نفر بروید، یکنفر برود، آنهم نمی خواهد این همه مواد ببرید. برای ما نقشه کشید. دوره ای گذاشت و به ما یاد داد که پل چه جوری است و چکار بکنیم. ( یک سی4 در یک جا، یک سی4 در جای دیگر، یک تی ان تی این ور، یک تی ان تی آنور) یکنفر برود ولی درست کار بگذارد. مواد را این جاهایی که من می گویم کار بگذارد، بزنید، پل روی هوا می رود. ما اگر در امر به معروف و نهی از منکر آگاهی نداشته باشیم، تخصص نداشته باشیم، عمرها، وقت ها و بودجه های ما در فعالیت های فرهنگی در بحث امر به معروف و نهی از منکر تلف می شود. اما اگر آگاهی تخصصی پیدا کردیم، یکنفر ما یک لشکر می شود. امام خمینی فرمود: هر کدام از شما باید یک لشکر باشید مانند مالک اشتر. یک لشکر. لذا اصل اساسی در امر به معروف و نهی از منکر، بحث معرفتی قضیه است. ما فعلا روی این بخش اصرار داریم. در مورد سبک ها و شرایط و روش ها انشالله فرصت کنیم مطالبی را خدمت شما عرض می کنیم.

والسلام