جلسه 030 - حیات طیبه
شماره جلسه
30
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1405
ماه
2
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 030 - حیات طیبه

حیات طیبه؛ جلسه سی ام

سلام علیکم و رحمة الله

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر شما عزیزان هدیه محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام آقا امام زمان علیه السلام شهدای اسلام امام شهیدمان و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.

فقره هفتم را ان‌شاءالله از دعای بیستم صحیفه سجادیه علیه السلام می‌خوانیم هدیه به محضر مقدس امام سجاد علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

این فقره چند قسمت دارد که سیاقش تقریباً شبیه هم هستند من اول یک دور کل فقره را بخوانم بعد درباره‌اش توضیح بدهم خدمت عزیزان.

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و ابدلنی بغضته اهل الشنعان المحبه» خب می‌دانید که ایشان فاصله بین هر دعایی را صلوات قرار داده برای اینکه فقط خود خدا می‌داند که وقتی بنده صلوات می‌فرستد خداوند چقدر خشنود می‌شود و چه قربی را برای صلوات ‌فرستنده درنظر می‌گیرد. آقای بهجت سلام الله علیه می‌فرمودند که شماها نمی‌دانید که با یک صلوات در نظام برزخی چه اتفاقاتی می افتد در ملکوت چه تحولاتی ایجاد می‌شود. صلوات اسم اعظم هست که باید زیاد از آن استفاده کرد. برای همین هم سنگینی میزان ما در قیامت نامه عمل ما به صلوات هست. این بسیار بسیار مهم است.

حالا حضرت بعد از صلوات به خداوند می‌گوید «و ابدلنی من بغضة اهل الشنعان المحبه» می فرماید که عرض می‌کند به خداوند آن بغض و کینه اهل دشمنی را تبدیل کن به محبت. ببین چه خواسته‌هایی دارد امام. می‌گوید آنهایی که نسبت به ما کینه دارند بغض دارند آن بغضشان را تبدیل کن به محبت.

«و من حسد اهل البغی المودة» بغض حسادت حسادت تجاوزگران را تبدیل به مودت بکن. مودت یک رابطه دو طرفه است. مثل رابطه زن و شوهر که افراد فدای همدیگر می‌شوند، برای هم هستند، مال همدیگر هستند. می‌گوید آنهایی که روح تجاوز دارند، اینها مباحث روان‌شناسی بسیار دقیقی دارد که در وجودشان حسادت هم هست و اساساً حسادت هست که باعث تجاوز می‌شود. قرآن کریم وقتی که در مورد کفار صحبت می‌کند، می‌گوید آنها دوست ندارند به شما خیری برسد به خاطر حسادتشان. نسبت به «مایود الذین کفروا من اهل الکتاب والمشرکین ان ینزل علیکم من خیر من ربکم» کفار، مشرکین، اهل کتاب دوست ندارند به شماها خیری برسد و این به خاطر حسادت شان است. شما دیدید آن وزیر خارجه دیوانه و احمق ترامپ در دوره اولش که قاتل از جمله قاتلان حاج قاسم عزیزمان بود، می‌گوید تقصیر ما چیست که خداوند نفت ما را و منابع ما را در سرزمین‌های اسلامی قرار داده؟ آنها مال ماست و ما باید برویم این نفت و امکانات را از کشورهای اسلامی بگیریم. دیروز هم دیدید یک خلبان آمریکایی گفت: چرا خدا -حالا لفظ بدتری را به کار برده بود- نفت‌های ما را زیر جزیره خارک شما گذاشته؟ یعنی این ها انقدر وحشی‌اند و خودشیفته و حسود نسبت به مسلمان‌ها که تحمل غنا ثروت و پیشرفت را ندارند. جنگی که با ما به دلیل دانشمندان ما را می‌کشند، دانشگاه‌های ما را بمباران می‌کنند، اساتید ما را می‌کشند، دانشجوهای ما را می‌کشند، مراکز پیشرفت ما را بمباران می‌کنند، انرژی هسته‌ای ما را بمباران می‌کنند، تحمل اینکه یک کشور اسلامی از آنها برتر باشد یا پیشرفت بکند را ندارند. این در روان‌شناسی اینها قرآن به کرات گفته که اینها دشمنی‌شان به علت حسادت است. حسادت عامل بغض و کینه می‌شود و کار به یک جایی می‌رسد که آدم در اثر حسادت، آرزوی مرگ و نابودی شخص را می‌کند.

حالا حضرت دارد می‌گوید چی؟ می‌گوید که خدایا یک کاری بکن که این حسادت در اهل تجاوز تبدیل بشود به مودت. حالا گاهی وقت‌ها حسادت‌ها خانگی است. بین خود مسلمان‌ها و شیعیان است. گاهی وقت‌ها جهانی هم می‌شود. حسادت‌های آن‌جوری. شما اگر به صحبت‌های مسئولین کشورهای مختلف نسبت به ایران توجه بکنید کینه حسادت بغض شدید را دائماً می‌بینید. تازه قرآن می‌فرماید که آنها «و ما تخفی صدورهم اکبر» آن که در سینه‌هایشان پنهان می‌کنند نسبت به شما، آن خیلی بالاتر است. آن چیزی که اظهار می‌کنند کمتر از چیزی است که در سینه‌هایشان است. اگر شما مثلاً می‌بینید اسرائیل دارد راجع به ما این‌جوری حرف می‌زند یا آمریکا یا اروپا، آن فقط یک ذره مثل یخی است که، کوه یخی است که یک ذره اش از آب زده بیرون. اصلش آن زیر است. شدت حسادتشان خیلی خیلی به قدری است که می‌خواهند همه شما را نابود کنند. کشورتان را نابود کنند تجزیه کنند بچه‌هایتان را بکشند. مگر ندیدید ترامپ گفت ما باید این تمدن را از بین ببریم.

شما تاریخ جنگ‌های ایران را نگاه بکنید ۲۸۰۰ سال است. در کانال خبری خودمان نگاه کنید همین جهان خبر من توضیح گذاشتم از یک خاخام صهیونیست می‌گوید: نتانیاهوی احمق تو مگر نمی‌دانی ما ۲۸۰۰ سال پیش در کتاب‌هایمان آمده که ایرانی‌ها ما را نابود می‌کنند! البته این در تورات انجیل و قرآن آمده خود قرآن هم می‌گوید که ما هرچه بیاورید جلو فایده ندارد. آن‌ور باید درست شود. قرآن هم می‌گوید ما در زبور بعد از تورات گفتیم یک بندگان صالحی قرار است بیایند زمین را به ارث می‌برند. توضیح بیشترش را قرآن در آیات دیگر در مورد مردم ایران داده. در انجیل آمده در تورات آمده در زبور آمده همه‌جا هست در کتاب‌ها و اینها که ایرانی‌ها آن کار آخرالزمان مال این ها است. تغییر مسیر تاریخ را این را انجام می‌دهند. آنها هم می‌دانستند یعنی این یک مسئله پنهانی نبوده که حالا شما فکر کنید انقلاب اسلامی شده حالا این ها مثلا با ما دشمن هستند. نه. دشمنی آنها همان‌طور که رهبر شهیدمان فرمودند با ایران قوی است و همیشه هم بوده در طول تاریخ. حالا در زندگی فردی خودمان می‌فرماید که عرض می‌کند به خداوند، خدایا تو حسادت اینها را تبدیل به مودت کن. در خانه و زندگی بین عروس و مادرشوهر و خانواده همسر و داماد و خانواده همسر و جاری‌ها و باجناق‌ها و دوستان و از این چیزها پیش می‌آید خدای نکرده. فامیل و همسایه و دو تا داداش و هابیل و قابیل و همه اینها هست؛ یعنی کینه‌ها این حسادت‌ها وجود دارد.

«و من ظنة اهل الصلاح الثقة» بدگمانی آدم‌های خوب را به اعتماد تبدیل کن. آدم‌های خوبی که به ذهن نسبت به ما بددلی دارند، بدگمانی دارند، این بددلی و بدگمانی‌شان را از بین ببر و تبدیل کن به چی؟ به اعتماد.

«و من عداوة الادنین الولایة» دشمنی نزدیکان را به دوستی بدل کن. دشمنی دوستان و اهل دوستان را تبدیلش کن به مودت، به محبت به ولایت و دوستی. دشمنی تبدیل بشود.

«و من عقوق ذوی الارحام المبرة» و مخالفت، خشم خویشاوندان را تو تبدیل کن به خوش‌رفتاری به نیکی. این ها مشکلات زندگی همه است دیگر. در زندگی همه اینها هست.

«و من خذلان الاقربین النصرة» اینکه نزدیک‌ترین کسان ما تنهایمان می‌گذارند، کمکی به ما نمی‌کنند، این را تبدیل کن به چی؟ به یاری. دل هایمان با هم همدل بشود. به یاری هم برویم. به کمک هم برویم. به همدیگر کمک بکنیم.

«و من رد الملابسین کرم العشرة» خب اینکه همنشینان ما، ما را نخواهند رد بکنند ما را، طرد کنند ما را تنها بگذارند ما را. بی‌میلی درشان باشد نسبت به ما. می‌گوید این را تبدیل بکن به «کرم العشرة» یک معاشرت کریمانه یک معاشرت باارزش رفتار کریمانه.

«و من مرارة خوف الظالمین حلاوة الامنة» آن تلخی ترس از ظالمین را تبدیل کن به شیرینی امنیت. خب این خواسته‌های امام هست در این فقره. اینها چرا ایجاد می‌شود؟ علت ایجادش و اینکه اینها همه با روح انسان سازگاری ندارد هیچ‌کدام از اینها. روح انسان هیچ کدام از این موارد را نمی پسندد. برای همین هم حضرت از خدا می‌خواهد که خدا اینها را تبدیل بکند.

چند تا مورد بگویم اینها مهم است. یکی اینکه امام سجاد علیه السلام در این دعا از اسم مبدل استفاده کرده. اسم یعنی آن که، اسم از چه تشکیل می‌شود؟ یادتان هست یا نه حالا؟ ذات به اضافه صفت تولید چه می‌کند؟ اسم یعنی اگر شما یک ذاتی داشته باشید که یک قدرت جدیدی یک کمالی داشته باشد، می‌شود روی آن اسم گذاشت. این دانشجو است می‌رود چند سال درس می‌خواند به او می‌گویند مهندس. اسم می‌گذارند رویش. یک کمالی کسب کرد.ه می‌گویند هنرمند نقاش مکانیک پزشک. اسم می‌گیرد. پس وقتی اسم می‌گذاریم اسم حاکی این است که یک ذاتی دارای چیست؟ دارای صفت است.

ما در عالم فقط یک ذات داریم آن هم ذات بی‌نهایت خداست. ما ها هیچ‌کدام ذات نداریم. ذات مستقلی نداریم. ما همه عین ربط هستیم به خداوند. آن که داریم که اسمش را می‌گذاریم ذات و آنی که صفاتمان هست همه مال خداست. اینجا امام سجاد علیه السلام از اسم مُبَدِّل استفاده کرده. تبدیل یعنی شما ماهیت یک چیزی را بردارید عوضش بکنید بکنیدش یک چیز دیگر. مثلاً شما گناه کردی الان. گناه خب آلوده است خباثت دارد جهنم دارد. گناه باطن انسان را شبیه حیوانات می‌کند. اسم مبدل می‌آید چه کار می‌کند؟ می‌آید گناهان شما را تبدیل به حسنه می‌کند. گناه‌های گذشته‌تان را تبدیل به حسنه می‌کند. باطنتان را هم از حالت غیرطبیعی می کند یک حالت انسانی نورانی. ببینید چقدر مبدل کار می‌کند. الان شما اسم مبدل خدا را در طبیعت بردارید دنیا منفجر می‌شود. نمی‌تواند کار کند. چون تبدیل را شما در شیمی فیزیک پزشکی کشاورزی در تمام رشته‌ها اسم مبدل دارد کار می‌کند. تبدیل یک ماده به یک ماده دیگر ها. نفت مثلاً به ۱۸۰ تا ۲۰۰ تا مشتقات. نانو. اینها همه با کدام اسم کار می‌کند؟ پتروشیمی، همه‌چیز با اسم مبدل کار می‌کند. این فقط در حوزه ماده نیست. در حوزه روح هم اسم مبدل کار می‌کند. آنهایی که توبه می‌کنند با خدا آشتی می‌کنند می‌گوید: «یبدل الله». «یبدل» «یبدل الله سیئاتهم حسنات» خدا گناهان گذشته شان را تبدیل به حسنه می‌کند. این‌قدر خدا رفیق است و بنده‌اش را دوست دارد نمی‌گوید گناهانت را ندید می‌گیرم آمرزیدم باشد گذشته بی‌خیال. این‌قدر خدا مهربان است بیا به جای همان گناهانی هم که کردی حالا اگر راست بگویی و راستی راستی بیایی آشتی بکنی، من به جای آن مقدار گناه‌هایت هم ثواب می‌نویسم. خیلی فرق دارد دیگر ها؟

شما یک موقع بدهکارید می روی به یک نفر میگویی آقا کرم کن این بدهی ما را ببخش. حلالمان کن نمی‌توانم بدهم. درست است؟ یا یک جرمی مرتکب شدیم می آیی به طرف می‌گویی آقا مثلاً من زدم پسرت را کشتم بیا بگذر. خب این بزرگواری است اگر بگذرد یا از بدهکاری بگذرد. ولی خدا این کار را نمی‌کند. خدا می‌گوید چی؟ بدهکاری؟ می‌گوید اره. می گوید خب چقدر بدهکاری؟ می گوید این‌قدر؟ می گوید خب باشد من به جای بدهکاری‌هایت، نمی‌خواهم. این‌قدر هم به تو می‌دهم ها؟ این را هیچ کس جز خدا از آن برنمی‌آید.

می گویی من این همه جنایت کردم. می‌گوید باشد توبه کن . من آن جنایت‌هایت هم جایش آدم باش بیا روی صراط. بیا در باشگاه ثبت‌نام کن آدم بشوی. من آن گذشته‌ات را هم تبدیل به نورانیت می‌کنم. تبدیل خیلی کار می‌کند. اسم مبدل. ولی الان چون جلسه ما چیز دیگری است، این باید در بحث‌های علوم و فنون این استفاده شود ازش، معجزه میکند اگر که افرادی که دارند فیزیک کار می‌کنند شیمی کار می‌کنند نانو کار می‌کنند صنعت کار می‌کنند اگر بلد باشند از این اسم استفاده بکنند، این اسم صنعت و علم را دانش را بی‌نهایت متحول خواهد کرد.

در مسائل معنوی هم همین‌طور است. در مسائل روحی و معنوی یک موقع شما می‌روید در یک رحم خاصی قرار می‌گیرید، رحم اصلاً کارش همین است. الان بچه مشکلات دارد. رحم خودش مشکلاتش را می‌سازد .ضعف‌هایش را درست می‌کند اصلاحش می کند ها؟ ولی بارها گفتم اگر این بچه که در رحم مادر هست یک دانه بند انگشت کم بیاورد می‌آید در دنیا، دنیا دیگر نمی‌تواند به او بدهد آن را جان ندارد دنیا، ولی رحم خیلی قدرت دارد رحم دنیا نسبت به آخرت همین‌جوری است؛ یعنی شما الان اینجا شصت سال گناه کردی عقب‌ماندگی داری تولدت هم به آنجا نزدیک است چهار روز دیگر می‌خواهی بمیری. رحم این کار را می‌کند. گفتیم ما سه تا رحم داریم یادتان هست چه چیزهایی بود؟رحم زمانی مکانی و رحم استاد، رحم ولیّ. یک موقع است شما می‌روید در یک رحم زمانی مثل ماه رمضان یک‌دفعه همه‌چیزت تبدیل می‌شود پنجاه سال آمرزیده می‌شود. می‌ روی در محرم می‌روی در صفر می‌روی در غدیر خیلی قدرتمند است زمان. یک موقع رحم مکانی انتخاب می‌کنی بلند میشوی می‌روی حرم امام رضا آنجا اتفاقی که در حرم می‌افتد بیرون حرم نمی افتد. در مسجد در حسینیه. گاهی وقت‌ها نه. با یک شخصیتی پیوند می‌خوری با یک مربی و استادی با یک ولیّ خدایی که آن هم وجودش رحم است. یک ‌دفعه سی سال چهل سال پنجاه سال عقب‌ماندگی تو را تبدیل می‌کند به پیشرفت و ده‌ها سال تو را جلو می‌اندازد. تو یک سال پیشش بودی، یک سال پیش او هستی، دو سال پیش او هستی ولی او بلد است که چه‌جوری تو را بازسازی بکند و تمام مدت گذشته عمرت را تبدیل بکند به نورانیت. رحم این‌قدر قدرتمند است. پس این یک مقدمه راجع به اینکه چرا امام از این اسم استفاده کرده. چون چیزهایی که گفت خیلی خطرناک بود دیگر. دیدید همه‌اش منفی بود. به ما بگویند می‌گوییم تبدیل نمی‌شود. درست است؟ حسد مثلاً متجاوزها را تبدیل به مودت بکند. «بغضة اهل الشنآن المحبة» دشمن‌ها را یک کاری کن دوستمان داشته باشند ها؟ خیلی ظاهراً می‌گوییم که این همچنین چیزی ممکن است نشود؛ ولی اسم مبدل این کار را می کند. اسم مبدل معجزه می‌کند. آنهایی که می‌فهمند که از این اسم چه‌جوری استفاده بکنند یا درکش می‌کنند، تأثیر اسم مبدل را در این چهل و هفت سال انقلاب می‌توانند ببینند که یک‌دفعه یک مردمی که تعداد مشروب‌فروشی‌هایشان بیشتر از مساجدشان بود انقلاب کردند. انقلاب کردند و یک‌دفعه اسم مبدل یک کاری کرد که مردمی که آن همه گرفتار فساد و ظلم بودند تبدیل شدند به اولیای خدا و نورانی شدند و الهی شدند. اسم مبدل معجزه می کند. در طول این سال‌ها هم همین‌طور. البته خیلی وقت‌ها انسان باید زمینه تبدیل را زحمتش را خودش بکشد.

قبلاً هم گفتم یعنی چون نظام خلقت نظام قضا و قدری است، می گوید اگر بخواهد قضا قضا یعنی نتیجه اسم مبدل کار کند رویت قدرش را تو باید ایجاد بکنی اختیاراً. من الان آب می‌خواهم آب می‌شود چه؟ قضا نتیجه قدرش چیست؟ H2O . می گوید تو برو زحمتش را بکش آب به وجود می‌آید. برای همین هم قرآن وقتی می‌گوید «یبدل الله سیئاتهم حسنات» خدا سیئه‌ها را، گناهان گذشته را تبدیل به نور می‌کند، می‌گوید اول خودت باید تصمیم بگیری. «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» خدا سرنوشت هیچ فرد و گروهی را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه اول خودشان را تغییر بدهند؛ یعنی می گوید تو اول بیا در ماجرا بقیه‌اش با من که همان مثال فارسی قشنگی که همیشه خودمان می‌زنیم چی؟ از تو حرکت از خدا برکت. آن حرکت اولیه را تو باید انجام بدهی. اسم مبدل یک حقیقت دیگر هم دارد به تو می‌گوید و آن این است که تو هیچ‌کاره‌ای. آن کسی که باید این تحولات را ایجاد بکند کیست؟ بله؟ خدا است. خدا است فعال ما یشاء است «لا حول و لا قوة الا بالله» خداست که دارد تحول ایجاد می‌کند. خدا به پیغمبر می‌گوید تو اگر بخواهی این دل‌ها را به هم نزدیک کنی نمی‌توانی. اگر تمام دنیا مال تو بود و صدقه می‌دادی انفاق می‌کردی هدیه می‌دادی به اینها که دل‌هایشان به هم نزدیک بشود نمی‌توانستی؛ اما خدا چرا. خدا یک‌جوری الفت ایجاد می‌کند که آن انصار که در مدینه بودند، مهاجر که از مکه مهاجرت کردند، وقتی آمدند خانه‌هایشان را تقسیم کردند بین آنها. آن‌قدر با مهربانی دار و زندگی‌شان را هرچه داشتند تقسیم کردند. گفتند اینها با پیغمبر هجرت کردند هیچی ندارند در این مدینه. هیچ مالی ندارند نه خانه دارند نه مال دارند نه چیزی. خانه‌هایشان را انصار تقسیم کردند. بعدها هم که می‌رفتند جنگ به غنیمت که می‌رسیدند انصار می‌گفتند که یا رسول الله به مهاجر بیشتر بدهید. آن موجود که جنگ می‌کردند سر یک شتر با هم آدم می‌کشتند، تبدیل شدند به چه چیزی؟ به یک همچنین فرشته‌هایی به یک همچنین موجوداتی، ولی تبدیل کار خدا است. مبدل اسم خد است. آن کسی که عرضه دارد از این اسم استفاده می‌کند معجزات زیادی در زندگی‌اش می‌بیند. از این اسم باید استفاده کرد .چون خدا بالاخره اسم‌ها را داده که ما برویم سراغ این قدرت‌ها استفاده کنیم از آن ها. در اختیار ما مفت قرار داده. می‌ گوید خب من برایت گذاشته ام اسم را برو از آن استفاده کن. می توانی. برو .می‌خواهی در شیمی کار کنی در فیزیک کار کنی در ریاضیات کار بکنی در زیست‌شناسی کار بکنی در علوم فضایی کار بکنی، می‌خواهی در اخلاق کار کنی در خانواده کار کنی در ازدواج کار بکنی در مسائل معنوی کار کنی تبدیل همه‌جا هست. تو باید از این اسم بلد باشی استفاده بکنی. بلد باشی چه‌جوری از این اسم استمداد کنی استعانت بکنی. خب آن معجزاتش را هم می‌بینی. ما الان زندگی ما پر از معجزه است. دائماً هم داریم می‌بینیم. یک تکه خاک می‌گذاری یک ذره کود می‌ریزی چهار تا بذر می‌پاشی. یک تکه خاک است دیگر اندازه این فرش. در همین یک مقدار میبنی چهل نوع گیاه از یک خاک و کود و آب تبدیل می‌شوند به آن معجزات. دائماً ما داریم می‌بینیم، ولی چون حجاب عادت داریم، فهم دقیق نداریم هی فقط داریم می‌بینیم که آره این شد گل رز آن شد مریم این شد نرگس این شد داوودی ولی حواسمان هم نیست که دارد چه اتفاقی اطراف ما می‌افتد. این اسم بی‌نهایت کار می‌کند. امام دارد می‌گوید تو تبدیل کن. ما عرضه این کار را نداریم. ما نمی‌توانیم حسادت را تبدیل به مودت بکنیم. بغض را تبدیل به محبت بکنیم. ترد را تبدیل بکنیم به رفتار کریمانه. تو نمی‌توانی. اگر خودت می‌خواهی یک کاری بکنی نه. بله خدا می‌گوید خودت هم یک روش‌هایی را در پیش بگیر اما نهایتاً من این کار را انجام می‌دهم. «انک لا تهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم» تو نمی‌توانی هرکس را بخواهی هدایت کنی. هدایت کار من است. «لست علیهم بمسیطر» تو سیطره روی آدم‌ها نداری که بتوانی کاری بکنی. آن که قلب‌ها دستش است مقلب القلوب کیست؟ خداوند تبارک و تعالی است. این مهم است. شما -حالا در بحث‌هایی که مربوط به مباحث روز هست الان ما داریم پنجشنبه‌ها می‌گوییم دیگر به کانال خودتان مراجعه کنید می‌خواهید- پیروز شوید در مقابل دشمنانتان. می‌گوید خب من قدرهایش را در قرآن به شما گفتم اینها را رعایت بکنید شما صددرصد پیروز هستید. ولو دست خالی باشید ولو فقیر باشید. اصلاً در قرآن شما یک جا ندارید که ابزار وسیله پیروزی باشد یا نفرات وسیله پیروزی باشد در جنگ. این نگاه نادانانه ما است. نگاه غلط ما است که ما مثلاً چنین و چنان بکنیم. یک مقدماتی را تو فراهم کن بقیه‌اش با من. بله به اندازه خودتان دو نفری هستید؟ دو نفر شمشیر بردار. اگر اسب داری بیاور .نداری دست خالی بیا ولی بیا وسط میدان. تو بیا بقیه‌اش با من. پیغمبر یک نفر است، حضرت ابراهیم علیه السلام یک امپراطوری نمرود را این نابود می‌کند یک نفره. چرا؟ چون این یک نفر عرضه استفاده از قدرهای پیروزی را دارد. قدرها را رعایت می‌کند قدرت می‌آید سراغش. امیرالمؤمنین چه‌جوری یک نفره درِ خیبر را می‌کند؟ درست؟ پیغمبر اسلام چه‌جوری یک نفره پیروز می‌شود؟ به لجبازترین آدم‌های تاریخ، بدترین آدم‌های تاریخ پیغمبر غلبه می‌کند. موسی و هارون چه‌جوری غلبه می‌کنند به یک امپراطوری؟ چون قدرها را می‌شناسند. قدرها را استخدام می‌کنند، قضای پیروزی خودش می‌آید دیگر. مگر ابراهیم رفت لشکر تشکیل داد جنگ کرد مثلاً نمرود را نابود کند؟ نه. خدا در قرآن می‌گوید این ها را دیگر حالا من در کانال گذاشتم آنها را بحث‌های پنجشنبه ‌های مان هست دیگر خودتان بروید بردارید. ده پانزده تا تقریباً کانال عذر می‌خواهم قدر پیروزی است چه در نظام فردی زندگی‌تان مثلاً تربیت فرزند، زناشویی، خانواده، مسائل مالی، مسائل گیاهی، مسائل حیوانی مسائل علمی و فوق عقلی، مسائل معنوی. می‌گوید تو قدر پیروزی را من به تو یاد دادم آن را رعایت کن پیروزی هست دیگر قضایش هست برو بردار خود به ‌خود آن قضا می‌آید سراغت، ولی من این کار را می‌کنم. کار تو تلاش است «لیس للانسان الا ما سعی» تو سعیت را بکن اما فکر نکن تو با این سعیت می توانی یک کاری کنی. تو فقط سعی ات را بکن. تو سعیت را بکن بقیه کار را من انجام می‌دهم حرکت مال تو است برکت برای من است قدرت مال من است. تحول مال من است «و ما النصر الا من عند الله» یاری برای خدا است شما نمی‌توانید کاری بکنید ولی شما قدرهای یاری را آن کار شماست. قدرهای یاری را آن را هم آدم باید از خدا باید کمک بگیرد. کمک بگیرید که خدا به شما کمک بکند آن قدر یاری را رعایت بکنید. یاری خودش می‌آید. لذا در قرآن وقتی که یاری را می‌بینید میبینید یاری درجه‌بندی است. در این کار هم که امام سجاد دارد می‌گوید ما می‌خواهیم این تحولات عظیم اتفاق بکنیم همه‌اش نفرت و کینه و حسادت و بغض و دشمنی و طرد است. یک کسی بخواهد این کار را بکند. می‌گوید خب برو من نظام خلقتم یک نظام ریاضی است. تو برو آن قدرها را ایجاد کن. قضایش با من دیگر. آن دیگر هست قضایش در نظام خلقت قرار دادم همه چیز. که شما در فیزیک می گویید چی؟ عمل و عکس‌العمل. در فلسفه می‌گویید علت و معلول. در نظام دین می‌گوید قدر و قضا. اندازه، نتیجه. ریاضی‌تر و دقیق‌تر از فیزیک و فلسفه است دین ما. زبانش هم تخصصی‌تر است. می‌گوید قدر اندازه، قضا. شما قدر پیروزی را بیاورید من نصرت قدر نصرت را ایجاد کنید. یک جا می‌گوید اگر این قدر را ایجاد کنید با هزار تا فرشته کمکتان می‌کنم. خب این قدرِ شما هزارتایی بوده. یعنی هزار تا فرشته می‌آید. یک جا می‌گوید نه، اگر این کار را بکنید سه هزار تا فرشته می‌فرستم یعنی قدری که ایجاد کردی جذب چند تا فرشته می‌کند؟ سه هزار بعد می‌آید یک جا همراه قدرِ صبر، یکی از قدرهای صبر صبر فرشته‌ها را کاملاً می‌کشد در زندگی آدم و جن‌ها و شیاطین را از زندگی دور می‌کند. آدم صبور برخلاف آدم زودرنج و حساس و عجول که دائماً شیاطین را جذب می‌کند، اضطراب را جذب می‌کند در زندگی‌اش، دلشوره را جذب می‌کند، غصه خوردن را جذب می‌کند آدم صبور همه این شیاطین را از زندگی‌اش روح و روان خودش و اطرافیانش بیرون می‌دهد. فرشته‌ها را می‌کشد تو. می‌گوید «بلی ان تصبروا» اگر صبر بکنید «و تتقوا» یک چیزی بالاتر هم اضافه کرد آن چیست؟ تقوا است.

تقوا گفتیم یعنی چی؟ یعنی ملاحظه اینکه رابطه عاشقانه ات خراب نشود. تقوا احتیاط عاشقانه را به آن می‌گویند تقوا. یعنی شما مثلاً یک خانمی شوهرش را دوست دارد بعد وسوسه می‌شود بعضی از کارهای بد را انجام بدهد. ممکن است بد هم نباشد. یک چیز شخصی است. عادت شخصی است. می‌گوید نه من اگر این کار را کنم شوهرم ناراحت می‌شود ولش کن. به این می‌گویند تقوا. تقوا یعنی ملاحظه طرف مقابل را بکن از وسوسه خودت بگذر. از این بگذر. حیا کن از رابطه ات با خدا نگذار رابطه‌ات با خدا با معشوقت ـ چون عشق ما اوست دیگر. عشق اصلی ما الله است. معشوق ما دلبر ما الله است. می گوید اول بیا با این رابطه‌ات را گرم کن نگذار خراب شود. بی‌حیایی نکن در رابطه، پررویی نکن که رابطه‌ات را خراب بکنی. تقوا یعنی این. وقتی میگویند تقوا بعضی‌ها چون نمی‌فهمند معنایش چیست می‌نویسند ترس از خدا. تقوا ترس از خدا نیست خدا که ترس ندارد معشوق است بی‌نهایت هم ما را دوست دارد بی‌نهایت هم مهربان است. می‌گوید با یک موجود این‌جوری که معشوقت است بی‌نهایت هم دوستت دارد حیا کن که این رابطه را خراب نکنی. تو که می‌دانی او دوست ندارد تو این‌جوری لباس بپوشی خب چرا لباس این‌جوری می‌پوشی؟ می‌دانی دوست ندارد تو این‌جور زن‌داری یا شوهرداری بکنی، دوست ندارد تو این‌جوری تربیت بچه بکنی، دوست ندارد این چیزها را بخوری دوست ندارد این چیزها را بنوشی خب چرا بی‌حیایی می‌کنی رابطه‌ات را با معشوقت خراب می‌کنی؟ پرروگری است دیگر.

الان خانم آمده می‌گوید می‌خواهم جدا شوم برای چه می‌خواهی جدا شوی؟ می‌گوید خب شوهرم اصلا ملاحظه من را نمی‌کند. یعنی چی؟ یعنی شوهرش بی‌تقواست. بی‌تقواست یعنی چی؟ یعنی ملاحظه میل و سلیقه همسرش را نمی‌کند. پیغمبر فرمود چی؟ فرمود: «المؤمن یأکل بشهوة اهله و المنافق یأکل اهله بشهوته» آدم مؤمن آدم باحیایی است مؤمن این‌جوری نیست که نظرش را میلش را در خانه تحمیل بکند مؤمن نگاه می‌کند ببیند میل خانواده‌اش چیست در مرحله حلال‌ها. حرام که نه میل خانواده اش چیست همان کار را می کند. تحمیل نمی کند میل خودش را. نظرخواهی می‌کند سؤال می‌کند احترام می‌گذارد این یعنی تقوا. تقوا یعنی من یک برخوردی نکنم که طرف را لهش بکنم یا توقعی که از من می‌رود جور دیگری عمل بکنم. پس اگر تقوا را ترک گناه معنا می‌کنند بدانیم یعنی چی. یعنی کارهایی که معشوقت محبوبت خانواده آسمانی فرشته‌ها دوست ندارند. خب وقتی دوست ندارند چرا این کار را می‌کنی؟ خب این دیگر خیر و برکت نمی‌آورد آسیب می‌زند به تو. تو که می‌دانی امام زمان حضرت زهرا فرشته‌ها در این عروسی نمی‌آیند. عروسی که در آن اختلاط و فسق و فجور است پا نمی‌گذارند اینها برای تبریک به عروس و داماد. بالاخره این عروس و داماد بچه‌های امام زمان و حضرت زهرا هستند یا نیستند؟ ها؟ بچه‌های امیرالمؤمنین هستند یا نیستند؟ خب امام زمان خیلی خوشحال می‌شود بیاید در عروسی تبریک بگوید ولی وقتی میبیند عروسی پر از شیاطین است. شما با اختلاط زن و مرد و موسیقی حرام و نمی‌دانم بی‌حجابی و بی‌حیایی یک عالم شیطان را آنجا پر کردی. خب آنجا فرشته دیگر نمی‌رود. دیو چو بیرون رود فرشته درآید تو پر از این عروسی‌تان پر از جن و شیاطین و انواع اقسام بلاهاست. این جشن تولدتان این مراسم عقدتان این مهمانی‌تان پر از شیطان است. اینجا کجا امام زمان می‌تواند بیاید آنجا؟ فرشته‌هایی هم که می‌خواهند بیایند محافظت کنند دیگر نمی‌آیند اصلاً. برای همین یک‌دفعه بلا جذب می‌شود در این خانه و زندگی و در این رابطه. یک عالم بلا می‌آید. در روایت داریم فرشته جایی که سگ باشد یا عکس سگ یا مجسمه سگ باشد نمی‌آید. میبینی طرف آینه ماشینش را عکس سگ آویزان کرده یا در خانه‌شان نمی‌دانم عروسک سگ، خوک، چیزهایی دارد که فرشته آنجا نمی‌آید. تو خودت داری بد می‌کنی. حیا و تقوا یک موقع وقتی می‌دانی که حیا و تقوا یعنی وقتی می‌دانی که امام زمان دوست ندارد، خدا دوست ندارد خب برای چه اصرار میکنی؟ چرا این فسق و فجور را می‌کنی؟ چرا این گناه‌ را علاقه‌مندی؟ اصرار داری این را انجام بدهی؟ این نوع لباس پوشیدن این نوع غذا خوردن این نوع مهمانی رفتن این نوع مسافرت رفتن. خب این دیگر بی‌حیایی است بی‌تقوایی است. دیگر تو ملاحظه رابطه را نمی‌کنی. قرآن چه می‌فرماید؟ می‌فرماید «بلی ان تصبروا» صبور باشید» «و تتقوا» تقوا داشته باشید. حالا چه می‌شود؟ دیگر نمی‌گوید هزار تا سه هزار تا گوید «یمددکم بخمسة آلاف من الملائکة» پنج هزار فرشته من می‌فرستم کمک تان. پنج هزار تا. پس وقتی مثلاً رهبر شهید ما می‌گوید خدا برای این ملت شکست قرار نداده یعنی چی؟ معنایش چیست؟ معنایش این است که ملت به قدری نازند به قدری خوبند این مردم که همه یا اکثر تقدیرات پیروزی را با خودشان دارند. وقتی مسلح به تقدیرات پیروزی است شکست معنا ندارد اصلاً. شکست معنا ندارد. می‌گوید من به شما اطمینان می‌دهم شما شکست آمریکا و نابودی اسرائیل را با چشم خودتان خواهید دید. ولی‌الله است دارد می‌گوید. این ولی‌الله نگاهش نکنید که الان هشتاد و هشت سالش است. او چهل سالش هم که بود ولی‌الله بود در جبهه من یادم است ایشان لباس شخصی‌ هم تنش بود فیلمش هم هست دیگر الان تلویزیون هم پخش می‌کند خیلی وقت‌ها این ایام پخش کرده. می‌گوید دستش را هم اینجور میکند می گوید من می‌بینم روزی را که جمهوری اسلامی به این درجه از تعالی می‌رسد و دشمنش را از حمله به خودش پشیمان خواهد کرد. آن موقع که هیچ کسی نمی دیده ایشان می‌دیده. میدیده اینها را. ولیّ‌الله این‌جوری است. او چون می‌بیند می‌گوید چی؟ می‌گوید خداوند برای این ملت شکست قرار نداده. چرا؟چون این ملتی که ما داریم می‌بینیم الان صد و خورده‌ای شب است زیر بمباران دشمن می‌ایستند در خیابان و تمام تقدیرات هم می آورند با خودشان . خیلی مهم است این تقدیرات را حالا توضیح دادم الان نمی‌خواهم الان وقت شما را برای اینها بگیرم. با خودشان دارند خب شکست نمی‌خورند. دست خالی هستی باش. اسلحه نداری نداشته باش. فقیر هستی فقیر باش. اصلاً مهم نیست. قدرت تو در ایجاد تقدیر پیروزی است. نه در اسلحه و موشک. آقا گفت اسلحه و موشک دنبال این نباشید که فکر کنید اسلحه و موشک کاری می‌کند. نه. تو باید ریاضی عمل کنی. ریاضی یعنی چی؟ یعنی قدرها و قضاها را بفهم. آنها را ایجاد کن تمام است دیگر. شما اول انقلاب که ما انقلاب کردیم مثل الان که ابرقدرت نبودیم که. یک کشور فقیر نه نیروی نظامی دارد نه اسلحه دارد اسلحه‌ هایش هم همه از رده خارج. یک سیم خاردار ندارد به او هم نمی‌دهند. خودش هم نمی تواند بسازد. ببینید اوضاع چه‌جوری بود. یک کشور این‌جوری. شوروی همسایه شمالی شما بالای سرتان، نه روسیه، شوروی اتحاد جماهیر شوروی مثل ایالات متحده آمریکا. شوروی برای اولین بار در تاریخ آمریکا، شوروی تمام کشورهای اروپا کانادا استرالیا ژاپن برو چین کشورهای منطقه تمام به قول این فرانسوی خیلی قشنگ گفت. گفت تمام سیاره زمین به ایران حمله کردند به ایران و ایران تنهای تنها این دو تا تنهایش هم خودش می گوید ، ایران تنهای تنها سیاره زمین را شکست داد. آن موقع نه موشک داشته نه اسلحه داشته نه نمی‌دانم سید مجید داشته نه نمی‌دانم حاجی‌زاده داشته نه از این. چه چیزی داشته که میتواند قدرت بیاورد که دنیا نتواند یک وجب خاک از او بگیرد؟ در حالی که همین ایران یک امپراتوری بود که صد و پنجاه و هفت سال قبل سه برابر الان بوده از نظر مساحت ولی در صد و پنجاه و هفت سال چون تقدیرات پیروزی ندارد شکست خورد و دو سوم خاکش را غارت می کنند میبرند. پس نگاه درست نگاه ریاضی نگاه تخصصی نگاه قضا و قدری و نگاه توحیدی همین است. لذا امام نمی‌آید ادعا کند من این کار را می‌کنم. نمی‌دانم فلانی. این ها حرف های بی‌ربط است. خدا به پیغمبرش می‌گوید تو هم نمی‌توانی کاری بکنی. نه تو می‌توانی کسی را هدایت بکنی نه تو می‌توانی کسی را قلبش را منقلب بکنی. نه، من، فقط خدا. لذا آدمی که می‌خواهد پیروز بشود باید در ذهنش و قلبش غیر خدا را خارج بکند. اگر امیدت رفت سراغ غیر خدا، شکست می‌خوری. یعنی چی؟ یعنی تقدیر شکست را خودت با خودت داری. تقدیر شکست را خودت با خودت ایجاد می‌کنی. شرک این‌جوری است. شرک زمین می‌زند آدم را. توحید قدرت می‌آورد توحید چرا قدرت می‌آورد؟ چون تو همه وجودت را پاک می‌کنی از غیر حق، الله با اسماء و صفاتش در تو جلوه می‌کند. خب قدرت می آورد دیگر. درست است؟ توان می‌آورد. تو با گناه با معصیت با لجبازی یا با شرک وجودت را درگیر می‌کنی، توحید دیگر جا ندارد. باید دیو ها را بیرون بکنی. آن ها را باید از وجودت بیرون بکنی تا توحید بتابد در تو و قدرت بیاورد برای تو.

اینکه شاخص‌ها را من گفتم دیگر الان توضیح هم می‌دهم/ شاخص هایی که ما می‌گوییم باید باشد درست ضد این صفاتی بود که خواندیم/ آن شاخص‌ها در وجود چه کسی می‌آید؟ در وجود کسی که پاک بکند وجودش را از کانون‌های زحمت، زجر، غم، اضطراب، ترس. خب کانون‌های قدرت شادی و آرامش در وجود آدم است. یک کار ریاضی است. دیگر کار ریاضی است. شما الان رفتید بیمارستان می گویید بچه ام مسموم شده خب بگویید بچه ام مسموم شده دکتر می‌فهمد یعنی چی دیگر یعنی این الان در معده اش یک غذای سمی است یک آلوده شده. خب چه کار می‌کند دکتر؟ یک کاری می‌کند که بیاورد بالا. یک کاری میکند بدن خالی بشود علائم مسمومیت برود بیرون دوباره بتواند غذا بخورد برای همین سم شرک خیلی خطرناک است. لذا قرآن چه می گوید؟ میگوید حواست باشد هر کاری می‌کنی حواست باشد یادت باشد یک نفر فقط دارد کار را انجام می‌دهد. «لا حول و لا قوة الا بالله» اگر داری پلکت را باز می‌کنی، خدا. خدا می‌تواند یک کاری کند پلکت را باز نکنی ها؟ دیدی بعضی‌ها نمی‌توانند پلکشان را باز کنند؟ یک چشمشان همیشه افتاده. می‌تواند یک کاری کند یک قدم نزنی. می‌تواند یک کاری کند آب دهانت را قورت ندهی. خدا یک کاری می کند تو موقع مردن حتی فرصت نمی نکنی پلک بزنی چشم ها باز است. خدا نفست را می‌تواند از تو بگیرد. قدرت دست خداست: «لا حول و لا قوة الا بالله». می‌گوید چی؟ بگو «به حول الله» بگویید «و قوته» من با قوه و حول خدا می‌ایستم و می‌نشینم. او دارد دست مرا می‌گیرد بلند می‌کند می‌بردم به رکوع بعد خودش می‌بردم سجده. سجده اول سجده دوم. همین جوی خدا دارد مرا خودش دارد آن به آن قدرت و توجه خداست که من می‌توانم یک سجده را به جا بیاورم. این قانون خدا است «و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی» تو می‌زنی تو که تیر نمی‌زنی که. من به دست تو تیر می‌زنم. «یعذبهم بأیدیکم» خدا می‌خواهد آنها را با دستان شما عذاب کند. با دستان شما خوارشان کند. خدا دارد این کار را انجام می‌دهد. «فلم تقتلوهم ولکن الله قتلهم» تو آنها را نمی‌کشی خدا دارد اینها را می‌کشد. چه کاره ای که بگویی من کشتم من نمی‌دانم بمب زدم موشک زدم چی شلیک کردم. این‌جوری شد. هیچ کاره هستی تو. لذا فرمود چی؟ این ادب را ببین چقدر مهم است این ادب «بسم الله الرحمن الرحیم اذا جاء نصر الله و الفتح» اگر دیدی نصرت خدا و پیروزی آمد «و رأیت الناس یدخلون فی دین الله» دیدی مردم فوج فوج آمدند در دین خدا مثل الان که انقلاب در این صد روزه یک معجزاتی در کل دنیا اتفاق افتاده. موج عشق به تشیع و ایران در کل دنیا افتاده. پرچم شما تا اقصی نقاط عالم رفته. وقتی می‌بینی دارد این اتفاق می‌افتد نگویی نمی‌دانم سید مجید نقطه‌زن و نمی‌دانم رهبرمان این کار را کردند و مردم این کار را کردند و سپاه و بسیج و این ها نه. چه کسی این کار را می‌کند؟ پس چی؟ «فسبح بحمد ربک» حمد مال خداست. شکر نه شکر واجب است مشترک است. در شکر می‌گوید شما هر کس هر کاری می‌کند تشکر کنید. حضرت فرمود اگر کسی شکر مخلوق را به جا نیاورد شکر خالق را هم به جا نیاورده است. برای همسرت هر کاری در خانه می‌کند تشکری جدا. شوهر کاری می کند زن تشکر کند بچه ها تشکر کنند. بچه‌ها را تربیت کنید سر غذا دارند چیزی می‌خورند همین نخورند آروغ بزنند بلند شوند بروند. به خصوص پدر باید اینها را یاد بدهد این ادب ها را که از مادرتان تشکر کنید. خود پدر اول تشکر کند به خاطر این ناهار این شام این چای این میوه این هرچی و بعد به بچه‌ها هم یاد بدهد که قدر مادرشان را بدانند و از مادرشان تشکر کنند. وظیفه است. تشکر نکنند. بچه‌ها مستکبر و فاسد بار می‌آیند. بچه ای که بعدها یاد می‌گیرد پررویی کند چشم در چشم پدر و مادر نگاه کند اذیت بکند توقعات بیجا داشته باشد و گرفتاری‌های زیاد باشد برای اینکه بچه از اول تربیت نشده که چه کار کند؟ شکر بکند. رفتگر محله را می‌بینی وظیفه ات است برو از او تشکر کن. راننده تاکسی میبینی تشکر کن. می‌روی در حرم امام رضا به تک‌تک این خادمان می‌رسی تشکر بکن. به هر کس. هرکس که دارد یک زحمت میکشد. هرکس. هرکس یک تولیدی دارد یک اثری دارد یک کمالی دارد. شکر واجب است. شکر مال مردم است. مال خدا هم هست. خدایا شکرت. الهی شکرت. تشکر می‌کنم از تو. خدا می‌گوید من هم از تو تشکر می‌کنم. خدا یکی از اسم‌های خدا. ما به ما میگوند شاکر ما زیاد اگر خیلی هنر کنیم شاکری هستیم ولی خدا چیست؟ شکور است. یعنی بسیار تشکر می‌کند از بنده‌اش. هر کوچک‌ترین کاری برایش بکنی جزاهای عجیب و غریب می‌دهد. می‌گوید یک تومان برای من خرج کن تو نیازی هم ندارد ها چون می‌خواهد برکت به تو بدهد می‌گوید ببینم یک قرض به من بلدی بدی یا نه. «من ذا لذی یقرض الله قرضاً حسناً» به منِ خدا قرض بده. خدا که فقیر نیست. بعد می‌گوید یک تا هفتصد برابر به تو برمی‌گرداند. شکرش این‌جوری است. برای همین بهشتی‌ها وقتی می‌روند بهشت مگر در دنیا چقدر ما کار کردیم. اصلا کارهای ما چقدر ارزش داشته اصلاً این نمازهایی که پر از توهین است خودش به خدا. اصلاً با چه کسی داریم حرف می‌زنیم و چیزهای دیگر ولی خدا آن‌قدر تشکر می‌کند که مؤمنین وقتی وارد بهشت می‌شوند می‌گویند «الحمدلله الذی اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور» سپاس خدایی را که غم را از ما برد که پروردگار ما بسیار آمرزنده و تشکرکننده است. این خیلی قشنگ است. شکر. هر که می‌خواهد خیر و برکت در زندگی‌اش پیدا کند کور نشود بقیه را نبیند. بقیه را ببیند و تشکر کند. خدا را هم ببیند تشکر کند. ولی حمد این‌جوری نیست. «الحمد» بگویید «لله» حمد فقط مال خدا است. حمد کجا ما می کنیم مثلاً یک موجودی یک قشنگی یک کمالی دارد میگوییم به‌به مثلاً این فرش چقدر قشنگ است حالا این فرش را تو می‌گویی خودش قشنگ است یا مثلاً یک گل. نگاهش کنید این. این الان وجودش مال خودش است؟ آره یا نه؟ زیبایی‌اش مال خودش است؟ خواص دارویی غذایی مال خودش است؟ نه. بویش مال خودش است؟ نه همه اینها جلوه خود خداست. پس وقتی داری می‌گویی گل قشنگی است. ولی الحمد لله.

یکی آمد از تو تعریف کرد اگر باور کردی خب دچار شرک می‌شوی و مسخره می‌شود زندگی‌ات. لطمه می‌خوری آسیب می‌بینی ورشکست می‌شوی. زندگی‌ات به طلاق و بدبختی و گرفتاری دچار میشود. در همه جا به خنسی می‌خوری. اگر کسی از تو تعریف کرد باور نکنی یک موقعی. شما چقدر نمیدانم تو چقدر خوشگل هستی تو چقدر قوی هستی تو چقدر مؤمن هستی. تو چقدر نمی‌دانم. تو از اولیای خدایی. اگر کسی از تو تعریف کرد باید فقط بگویی چی؟ الحمد. هیچ چیزش برای خودم نیست. ‌کدامش مال خودم نیست. آدم با مال دیگران که پز نمی‌دهد که ها؟ احمقی است یک کسی با مال یک کس دیگری پز بدهد. الان من چه چیزی ام مال خودم است که مثلاً فکر کنم از بقیه مردم بهتر هستم؟ علامت اینکه یک نفر حمد را فهمیده این است که هیچ وقت خودش را بهتر از کسی نمی‌داند. هیچ وقت حسادت نمی‌کند. هیچ وقت زندگی‌اش را با کسی مقایسه نمی‌کند. هیچ وقت مسابقه با کسی نمی‌گذارد در زندگی. چشم و هم‌چشمی ندارد. این نشان می‌دهد این آدم حمد را فهمیده است. اگر حسادت آمد یعنی حمد را دیگر نمی فهمی. چون هیچ کس هیچ چیز برای خودش نیست. من الان برای چی حسودی کنم به طرف که همه‌چیزش مال خداست. خدا هم خواسته بدهد به ما چه بنده اش است خواسته بدهد. الان برای چه باید ناراحت شوم؟ یا اگر من آدم فکر کنم آدم باکمالی هستم از بقیه بهتر هستم. خب این دیگر خیلی فاجعه است. سید الشهدا فرمود: ادب یعنی از خانه آمدی بیرون چشمت به هر کس خورد بگویی از من چیست؟ بهتر است. هرکسی یک کافر گفتند آقا یک کافر؟ فرمود بله یک کافر و فرمود امام صادق اگر خودت را بهتر از هر کس بدانی مستکبر هستی و آقا امام کاظم فرمود: هر کس خودش را «من تعظم فی نفسه لعنته الملائکه السماء و ملائکه الارض» اگر در خودت یک عظمتی ببینی، بزرگی ببینی نسبت به دیگران قائل شوی لعنت ملائکه آسمان و زمین بر او باد اگر تو در خودت یک عظمتی ببینی یک بزرگی ببینی نسبت به دیگران فرشته‌های آسمان و زمین لعنتت می‌کنند می‌دانی یعنی چه فرشته آسمان و زمین؟ یعنی هیچ‌کس دیگر کمکت نمی آید بدبخت می‌شوی در همه ابعاد زندگی ات. شکست میخوری من بالاتر هستم من بهتر هستم ما نمیدانم شریف تر هستیم اصلا این حرف ها چیست.

وقتی دیدی دیدی دیدی گناه توست که دیدی «و رأیت الناس یدخلون فی دین الله» مردم دارند می‌آیند در دین خدا مردم نه چه کسی دارد این کار را می‌کند؟ خدا دارد اینها را پذیرفته در دینش. خب حالا که تو دیدی یک همچنین دچار شرکی شدی چه کار کن؟ توبه کن «و استغفره انه کان توابا» اگر کسی غیر خدا را دیدی شکست می خوری. نگو ما اول انقلاب که دستمان خالی بود هیچ پیروزی نداشتیم. هیچی. همه‌اش بدبختی و گرفتاری و تنهایی و نمیدانم بی‌پولی و فقر داشتیم پیروز شدیم دو تا ابر قدرت را زدیم الان که دیگر ابرقدرت هستیم چنین و چنان می‌کنیم. درست است از نظر محاسبات توحیدی شما در شکر درست است. شکر خدا ما قوی تر هستیم الحمدلله درست است. اما اصلاً پیروزی به اینها نیست. عوامل پیروزی آن توحید تو است، آن عرضه تو است برای جذب رحمت، جذب قدرت. یک صلوات ختم بفرمایید اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

اگر گفتی من الان دیگر خیلی کار می‌توانم بکنم. خدا می گوید برو توبه کن، برو توبه کن. الان و ۴۷ سال پیش و ۱۴۰۰ سال پیش ندارد. همیشه توان، قدرت، نصرت دست چه کسی بوده؟ دست خدا بوده. اجازه دادم به شما، خودتان بروید این توان‌ها را ایجاد کنید، آن توان‌ها را هم باز خودم می‌دهم به شما. ایجاد بکنید. باید انتخاب بکنید این توان را. اینجا را اختیار با تو است. می‌خواهی انتخاب کنی یا نه؟ یک موقع میگویی نه نمی‌خواهم انتخاب کنم، خب هیچ، برو بهشت، برو جهنم. یک موقع نه می‌خواهم انتخاب کنم. خب حالا انتخاب کردی، من به تو کمک می‌کنم، می‌ایستم منِ خدا دست خالی تو را پیروز می‌کنم.47 سال است دارد این اتفاق می‌افتد. ما چون این‌ها را نمی‌فهمیم، در مسیر آرمان‌های مهدوی‌مان، خدمت به امام زمانمان، بحث تمدن‌سازی و آینده سازی همه اش اضطراب و ترس داریم. یا یک جایی از دشمن حساب می‌بریم مثل بعضی از مسئولین فاسق ما که اصلاً توحید سرشان نمی‌شود. نه دین سرشان میشود نه توحید، منافقی هستند که ادای دینداری را در می‌آورند ولی هیچ کدام هیچ اعتقادی ندارند. از دشمن بیشتر حساب می‌برند، از دشمن می‌ترسند. به دشمن بیشتر گرایش دارند تا مؤمنین، خدا می‌گوید به پیغمبر می‌گوید مؤمنین تو را پیروز می‌کنند. «حسبک الله» خب؟ خدا تو را کمک می‌کند «والمؤمنین» مؤمنین هم هستند پای کار تو. اینها بلد نیست از جوان‌های خودمان، از مردم خودمان برای پیروزی استفاده کنند. تمام گرایششان به دشمن است. میگویند اینها باید برای ما چیز کنند تنظیم کنند اجازه بدهند ما زندگی کنیم و نفس بکشیم. همیشه این مصیبت را ما داشتیم. مسئولین فاسق، منافق، دردسرساز برای توده مؤمن مردم بوده‌اند. این همیشه وجود داشته است. خب، فکر کنم کافی است وقت آقای دکتر؟ خیلی خوب. ادامه بحث را ان‌شاءالله می‌گذاریم جلسه بعد که چون مقدمه شد این جلسه کلاً می‌خواهیم برویم سراغ نتیجه‌گیری که نتیجه بگیریم از بحثمان ان‌شاءالله.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد و آله الطاهرین.