حیات طیبه؛ جلسه 23 21/04/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس سیدالشهدا علیه السلام همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا علیه السلام هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام آقا امام زمان علیه السلام هدیه محضر مقدس شهدای اسلام و امام شهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.
بحثمان در شرح دعای بیستم صحیفه سجادیه به این فقره اختصاص داشت. «و اغننی» خدایا من را بی نیاز بکن و در رزق خودت، رزق خوب به من عنایت کن «ولا تفتنی بانظر» من را مبتلای به چشم دوختن به اموال دیگران و دارایی های دیگران مکن.
از این فقره که میخواهیم برویم دیگر جلو، کلا امتیازات است. چیزهای بد نیست. چون دعای مکارم الاخلاق است. خوبی هایی هست که، کمالاتی هست که نابود کننده انسان است. انسان گاهی وقت ها با گناه میرود جهنم. گاهی وقت ها با خوبی ها میرود جهنم. یعنی ظرفیت خوبی ها و نعمت ها را ندارد، با نماز خواندن جهنمی میشود، با نماز شب خواندن جهنمی میشود، با دعا خواندن جهنمی میشود، با سید بودن جهنمی میشود، با روحانی و آخودند شدن جهنمی میشود، با مجتهد بودن و مداح بودن میرود جهنم، با امتیازاتش. با عبادتش با خوبی هایش جهنم در خودش درست میکند. چرا؟ چون نمیتواند این خوبی ها را درست مدیریت بکند.
خوب توجه بفرمایید ما در دنیا همان طور که بارها گفته شد ما در دنیا در جهنم هستیم. از جهنم باید رد بشویم. این که روز قیامت میفرماید »منکم الی واردها» هیچ کدام از شما ها نیست مگر این که من وارد جهنم میشوید باید از جهنم رد بشوید، خوب ها و بد ها فرقی نمیکند، بعد از جهنم بروید بهشت. خب این یعنی چی؟ یعنی بعضی ها پایشان را که میگذارند در جهنم که رد شوند بروند بهشت مثل برق رد میشوند. میگویند خدایا ما رفتیم اما جهنمی نبود. گفتی باید جهنم رد بشویم جهنم ندیده ایم که. «هی خامده» خاموش بود خبری نبود این چطورآدم هایی هستند کسانی هستند که در دنیا جهنم هایشان را خودشان خاموش کرده اند. جهنم چیه؟ جهنم یا گناه است. این جهنم است یا غم و غصه است. این جهنم است. یا اضطراب است این جهنم است. یا نامهربانی است این جهنم است. این که قبلا برایتان مفصل توضیح داده ایم. یا عبادات و کارها ی خوب است. گاهی وقت ها آدم ظرفیت خوبی و امتیازات نعمت ها را ندارند. حالا این نعمت ها دستم را نگاه کنید یا کمالات جمادی است مثل چی؟ پول و خانه و اتومبیل و ثروت و ویلا و شغل خوب و این ها. یا کمالات گیاهی است؛ مثل خوشگلی و خوش قیافه ای و هیکل و غذای خوب و نعمت های گیاهی یا کمالات حیوانی است. باز انسان آنجا بی ظرفیت است. همسر خوب، فرزند خوب، پدر و مادر خوب، موقعیت اجتماعی خوب مقام این ها کمالات خوبی است خدا به آدم بدهند. ولی بعضی ها از این ها میروند جهنم. چون بلد نیستند استفاده کنند از خود آن میشود جهنم. گاهی وقت ها کمالات علمی است. یعنی شخص مثلا تا لیسانس آدم خوبی است ولی ارشد را که میگیرد وحشی میشود. دکتری را که میگیرد وحشی تر میشود. خشن تر میشود. بی رحم تر میشود. بقیه را کوچک میبیند. بقیه را تحقیر میکند. مدرک علمیش پدرش را در می آورد. آن غرور علمی جهنمیش میکند. قبلا یک طلبه بوده در حد مثلا ده سال درس خوانده آدم خوبی بوده ولی حالا که مجتهد شده دیگر طغیان میکند. شروع میکند به طغیان کردن. «ان الانسان لیطغی» قانونش را دارم میگوید فرمول ها را یادتان نرود «امراه استغنی» انسان تا یک جایی در هر کدام از کمالات به قدرت میرسد طغیان میکند. شروع میکند شاخ و شانه کشیدن برای بقیه حتی برای خدا. وقتی ظرفیت نباشد اینطوری میشود. چهارتا خوب -خواب خوب می بیند، یک ذره حال معنوی خوب پیدا میکند وحشی میشود خراب میشود. یک ذره که وضع معنویش خوب میشود شروع میکند به خطرناک شدن. یا همین مسائل معنویش. بنابر این انسان اگر نتواند تعادل را درصراط نگه دارد- ما در صراط هستیم. صراط از موباریک تر و از شمشیر تیزتر است. سقوط بکنی تمام اطراف صراط در جهنم است. چون صراط روی جهنم نیست. یادتان باشد. روی جهنم است. شما باید رد شوید ازش. انسان هایی که در دنیا ظرفیت دارند خودشناسی حقیقی دارند عاشق خودشان هستند با اون خود الهیشان، اینها نه در کمالات جمادی نه گیاهی نه حیوانی نه عقلی نه معنوی طغیان نمیکنند؛ یعنی پول زیاد، ثروتمندترین آدم که باشد سالم است. خوشگل ترین آدم باشد از قیافه اش سواستفاده نمیکند. از هیکلش سواستفاده نمیکند. بهترین غذاها را داشته باشد بهترین رزق ها را داشته باشد بچه دار باشد اصلا طغیان نمیکند. در بخش های حیوانی در بخش های علمی در بخش های فوق عقلی این رفیق جون جونی امام زمان هم که باشد، هیچ وقت خودش را بهتر از هیچ کسی نمیداند. بقیه را کوچک نمیبیند. بقیه را جهنمی نمیبیند. بعد چون من رفیق امام زمان هستم پس من بهشتی هستم. بقیه همه جهنمی هستند. نه. ما اصلا در این مشهد کسانی را داشته ایم، مردم بهشان میگفتند بی نماز یعنی کسی نماز خواندنشان را ندیده بوده. از بس همیشه پیش امام زمان نماز میخواندند به این ها میگویند بی نماز. اصلا مردم میگفتند مردم فاسقی هستند. ولی اصلا ناراحت هم نبوده. کشش هم نمیگزیده .
دعای صحیفه که داریم الان میخوانیم راجب خوبی ها و قشنگی ها و نعمت ها است که هر کدام میتواند یک آفتی داشته باشد و ما را نابود کند. حضرت دانه دانه دارد قشنگی ها و نعمت های پنج گانه را می گوی.د آفت هایش را دارد برای شما میشمارد.
«اغننی ولا تفتنی بانظر»؛ دنبال مقایسه و مسابقه نیستش شخص. شخصی که در زندگیش مسابقه میزارد با بقیه یا مقایسه میکند دوتا جهنم را باز کرده. جلسه قبل اینها را توضیح دادم. الان بحثم چیه؟ بحث این است که اگر یک کسی به خود سازی و خوشناسی مهم تر از همه خودشناسی به خودشناسی برسد و خودش را درست نگاه بکند بعنوان یک انسان نه یک خانم و آقا یعنی قلبش -معرفت نفس یعنی قلبت قبول کند که تو کی هستی، کی هستیم ما؟ ما الان کی هستیم؟ قرآن میگوید شما روح خدا هستید. بچه کجا هستید؟ بچه محمد و آل محمدید. اگر گفتی بچه مشهد هستم بچه شیرازم بچه ایرانم بچه آمریکا هستم این یعنی که تو هنوز خودت را یک حیوان میبینی چون بخش زمینی ما بخش حیوانی ماست. ما هیچ کداممان متولد زمین نیستیم. حقیقت ما روح خداست که روح خدا از خدا آمده به نطفه ها تعلق گرفته، به رحم مادر تعلق گرفته. برای همین هم ما معاد داریم. معاد یعنی چی؟ بازگشت. میگوییم «انا لله وانا الیه راجعون» ما برمیگردیم پیش خدا. پس ما مال زمین نیستیم.
در معرفت نفس که اگر فهمیدی این را که تو اصلا بچه ی کره ی زمین نیستی، خانم نیستی آقا نیستی، این مال بخش های حیوانیت است که اینجا بهت داده اند، دکتر مهندس نیستی این مال بخش عقلی و فرشته ای است بخش انسانیت نیست، همانی که خدا گفت که اگر فهمیدی و باور کردی یعنی من روح خدا هستم، من روح خدا هستم، من بچه ی اهل بیت هستم، اگر این را باور کردی به این شخص میگویند این شخص به معرفت نفس رسیده؛ یعنی دیگر نگاهش به خودش اصلا یک نگاه زمینی نیست که بیفتد در خاله خاله بازی های جنسی و مردانگی و زنانگی و چشم هم چشمی و رقابت و این ها.
رقابت مال دنیا است کمبودهای دنیا حقارت های دنیا اختلافات دعواها جنگ ها حسادت ها همه مال محدودیت ها است. اگر من فهمیدم کیستم؛ یعنی یک انسانم که اتصال به نامحدود دارم و برای نامحدود شدن تربیت شده ام؛ آفریده شده ام، آن موقع است از هر چی محدودیت است فرار میکنم. بیزارم؛ یعنی آنجا که مقایسه است مسابقه است حسادت است چشم زخم است نمیدانم تنگ نظری است فرار میکنم .چون - هر چیزی که در آن غم است غصه است. چون این ها همه من را به زنجیر میکشد. همه من را زنجیر می کشد- شما چرا امام حسین روز عاشورا اینقدر شاد است حضرت زینب اینقدر شاد و آرام است؟ ببینید شما اصحاب عاشورا- امام حسین حضرت زینب که مقام عصمت دارند. یارانشان چرا شب عاشورا همه با هم شوخی میکردند؟ همه سرمست بودند اصلا؟ چطوری است که این ها قرار است فردا یک بزرگ ترین حادثه ی تلخ، جنایت بار ترین دوران را بگذرانند در یک روز و بلکه بیشتر؛ ولی همه خوب آرام شاد؟ چه جوری است؟ چون این ها همیشه از چیزی که محدودیت آور است ترس آور است اضطراب آور است فرار کرده اند. این ها فحشا هم میدانستند این ها را. برای همین هم حضرت زینب میفرماید چی؟ «مارایت الی جمیلا» من اصلا جز زیبایی هیچ چیز ندیده ام. چرا؟ چون اصلا فاصله کربلا اصلا حادثه کربلا حادثه فشار به این چهار بخش بود برای آزادی این بخش. خب این بخششان آزاد شد همه. همه هر چیز زمینی داشتند، آمدند رها کردند آنجا دادند به خدا و رفتند. همه را هم خدا پذیرفت. همه آمدند هر چیزی داشتند از آبرو مقام پول موقعیت نمیدانم خانواده بچه ناموس هر چیزی بود هدیه کردند به خدا و رفتند آزاد شدند. اصلا عاشورا همین است. عاشورا آمده انسان پاک بازی بکند؛ یعنی هر چیزی دار هدیه کنی معشوقت، معشوقت هم بپذیرد این را. امام حسین شادتر زینب کبری شادتر و آرام تر اصحابشان هم همینجوری. بنابر این انسان وقتی میفهمد کیست، نوع نگاهش به آدم ها دیگر زمینی نیست. ما مشهدی ها ما شیرازی ها ما ایرانی ها ما افغانی ها ما عرب ها نمیدانم این ها همه نگاه های حیوانی است. وقتی شما زاویه زمینی، معیارهای زمینی به هم دیگر نگاه میکنید، ارزیابی میکنید یا رفتار میکنید؛ یعنی خودت هنوز درگیر این بخش حیوانی و زندگی حیوانی و زندان حیوانی هستی؛ اما اگر تو خودت را انسان دانستی، همه مردم را هم خواهر برادرهای حقیقی نه خواهر برادر قلابی، ما خواهر برادری داریم که آنها ضعیف هستند مثلا پدر ومادر ما از یک پدر و مادر این ها پدر و مادر خواهر برادر زمینی هستند؛ اما نه یک وقت هست پدر و مادری داری که از پدر و مادر زمینیت مهم تر هستند آنها خواهر و برادرهای دینیت هستند. چون همه شان روحشان با شما یکی است. الان کدام خواهر برادر عزیزتر است؟ آن خواهر و برادری که روحش با من یکی است؛ یعنی از پدر و مادر آسمانی همه هستیم یا آن خواهر برادری که از پدر و مادر زمینی هستیم؟ کدامشان باید مهم تر باشند؟ اونی که از پدر و مادر آسمانی. برای همین قرآن می گوید: «ان المومنون اخوه» مومنین همه برادر هستند با هم، همه. یعنی ما کی به یکی میگوییم برادر؟ یا به یک کسی میگوییم خواهر؟ اصطلاحش را چه جوری ما به کسی به کار میبریم؟ عربی بهتر است میگوییم اخ برای کی؟ برادر. اخت برای چی؟ خواهرم همان اخ هست ولی یک ت دارد ت یعنی جنسش مونث است. خب جفتش یکی است. ما وقتی به یک چیزی میگوییم این داداشم است این خواهرم است یعنی از یک پدر و مادر هستیم. درسته؟ قرآن اعلام میکند شما همه تان اخوه از یک پدر و مادر هستید. از یک نور آفریده شده اید. از یک خانواده آسمانی هستید. خب آن موقع دیگر آدم ها برای من معنا ندارد. چینی باشد ژاپنی باشد آقای بهجت چی میفرمود خدا رحمتش کند فرمود من شبها اگر برای شیعیان دعا نکنم برای چینی ها دعا میکنم یعنی آن چینی کیه؟ خواهر برادر ماست. ژاپنی ها آمریکایی ها اروپایی ها الان که در عمل دارید همه شما دارید میبینیم همه با هم خواهر برادرهایمان بهتر ظهور میکند. انشالله یک ماه دیگر بیایید اربعین موکب ما، موکب بین امللی است. همه تان آنجا میبینید. عزیزان اهل سنت هستند. مسیحی ها یهودی ها هندوها سیک ها بودایی ها همه عشق امام حسین دارند می آیند. همه بچه یک نفر هستیم همه مان. بنابراین وقتی که من با نگاه انسانی به بقیه نگاه میکنم و حواسم هست که ببین این خواهر و برادرهای من همه بچه های حضرت زهرا هستند، بچه های امیرالمومنین هستند. این با پدر و مادر زمینیم فرق میکند داستانش. حرمتشان از پدر و مادر زمینی خیلی بالاتر است. چقدر بالاتر است؟ فرمود: اعظم حرمت من الکعبه از کعبه هم بالاتر است این ها. از کعبه بالاترند. از حرم از مسجد مقدس ترند این ه.ا آن وقت من میخواهم بروم حرم هل نمیدهم یک نفر را، در حرم بداخلاقی نمیکنم. برای زیارت ضریح به همدیگر جیغ و داد نمیکنیم. چون آن خود من است دیگر. درسته؟ آن کسی که دارد در حرم با من می آید حرمتش از خود حرم بالاتر است. حواسم باید باشد. بچه امام رضاست. آن وقت یدگر من با کسی که در ضریح و حرم است دعوا نمیکنم سر این که کدام زودتر دست به ضریح بزنیم. هل بدهیم همدیگر را. نمیدانم ترحیج بدهیم خودمان را بر دیگران. اصلا اینجوری نیست دیگر. ما آدم هستیم انسان هستیم. اگر یک کسی به این نگاه رسید هیچ کدام از- گناه که آسیب نمیرساند بهش و اگر گناه هم کرد زود بازسازی میشود گناهانش.
در معرفت نفس توضحی داده ام این ها را انسان وقتی خودش را میشناسد، گناهانش تبدیل به ثواب و نورانیت میشود، نورانیتش هم آسیب نمیزندش بهش؛ ولی وقتی خودش را نمیشناسد بعنوان یک انسان گناه ها بهش آسیب میزند ثواب هایش هم آسیب میزند؛ یعنی این آخوند هم میشود خراب میشود. سید هم هست فساد می آورد برایش. مداح است گند میزند. اینجوری انقلابی است رفته زندان بدبخت چند سال هم زندان کشیده شکنجه شده حالا الان از زندان درآمده شده وزیر، شده رییس جمهور شده نماینده مجلس می بینی که طغیان میکند. دیده اید دیگر؟ مسئول خودمان کم داشتیم از اینها در این چهل سال اینطوری است. پس شما وقتی به آن اکسیر خود شناسی رسیده ای بیمه میشوی. گناه اگر یک موقعی در اثر یک غفلتی پایت لغزید- قرآن میفرماید اگر دچار یک فحشا هم بشوی آن زود خودش را میسازد و آن فحشا در نهایت میشود نورانیت برایش. بلد است چطوری گناهنش را تبدیل بکند به چی؟ به ثواب. یعنی یک کاری میکند قرآن میگوید : «یبدل سیئاتهم حسنات» خدا گناهی یک آدمی که معرفت دارد را بهش ثواب میدهد. عبادت هایش که هیچی. اما وقتی تو نمیدانی کی هستی، فکر میکنی زن و مرد هستی، خانم و آقا هستی، زمینی خودت را نگاه میکنی، با عبادت هایت هم گناه حساب میشود. یعنی از سید بودنت سوء استفاده میکنی از آخوند بودنت سواستفاده میکنی از طلبه بودنت سو استفاده میکنی مداحی سو استفاده میکنی خادم حرم سوءاستفاده میکنی، رئیس جمهور میشوی فاسد میشوی وزیرمیشوی فاسد میشوی. قاری قرآنی حافظ قرآنی همه اش بداخلاق و به درد نخور. پس انسان وقتی که خودش را میشناسد، عاشق خودش میشود، خود حقیقیش این چون زمینی اصلا نگاه نمیکند این پولدار هم که میشود پول هایش برای کجا هزینه میشود؟ ثروت وقتی دارد؟ ثروتش در عبودیت خدا مصرف میشود. این هر چی ثروتمندتر است از ثروتش به خدا نزدیک تر میشود. خوشگل تر است خوش صدا تره، حافظه بهتری دارد هوش بیشتری دارد، مقام دارد، ریاست دارد مشهور است همه اش را خرج آسمان میکند. دیگر من با هیچ آدمی مشکل ندارم. نه با کسی حسادت دارم نه با کسی کینه دارم. همه بچه های اهل بیت هستند خواهر برادرهای خودم. نه رقابت دارم. وقتی حس بکنم اگر من از فلانی جلو بزنم خیلی کیف میکنم، مقایسه و مسابقه در زندگی اینجوریه دیگر لذت بردن از این که از دیگران برتر باشم . این دقیقا همین احمقانه است طرف با سایه اش کشتی گرفت دوم شد. همین مقدار احمقانه است؛ یعنی دیگر معنا ندارد من از فلانی جلو بزنم آن فلانی خود تو هستی دیگر قواعدش یادتان نرود قواعد سه گانه کفش چی بود؟ هو انت. وقتی من با آن مسابقه بگذارم انگار که از خودم جلو زده ام. اصلا این مسخره است اصلا لذتی نمیبرم که بگویم از بقیه جلو بزنم. برای همین هم قرآن میگوید وقتی تو در نیتت هست از بقیه جلو بزنی جایت در بهشت نیست دیگر. چون تو نگاهت وحشیانه است. نگاهت حیوانی است. نگاهت حذف دیگران است. از این که بقیه پایین باشند تو بالا باشی لذت میبری و این رحمانیت درش نیست. رحمیت هم درش نیست. چون قرار است شبیه کی بشویم درهدف خلقتمان؟ شبیه الله باید بشویم دیگر. الله چی بود صفتش؟ رحمان و رحیم. خوب اگر قرار باشیم ما رحمان و رحیم باشیم چطور میتوانیم از جلو زدن از یک نفر پایین دیدن یک نفر لذت ببریم؟ از لغزش یک نفر از ذلت یک نفر اینجوری اصلا انسانی نیست دیگر این. وقتی که من رسیده ام به خودشناسی به این معنا که من کیستم، من روح خدا هستم، من فرزند اهل بیت هستم من مال کره ی زمین نیستم. من اینجا قرار نیست زندگی کنم. زندگی اصلی من آنجا است پیش خدایت. برای همین هم می گوید مومن تا به یک آسیب میرسد تا یک مشکل در زندگیش پیش می آید خیلی راحت رد میشود. به جای این که بگوید آی بدبخت شده ام بیچاره شده ام با همه دعوا کند تقصیر تو بود تقصیر اون بود، میگوید: « الذین اصابت مصیبت قالو انا الله و انا الیه راجعون» ما مال خدا هستیم برمیگردیم پیش خدا. اصلا این – یک زمانی اصلا دیگه ما یادمان میرود ما در دنیا بودیم. اصلا مسخره میشود چیزی که در دنیا گذرانده ای، اختلافات دعواها.
آقا امام حسین در راه کربلا ببینید دقت کنید دارد میرود در کربلا کرب و بلا هزار و چهارصد سال است ما داریم برایش گریه میکنیم هنوز هیچ کسی عمق این فاجعه را درک نکرده حتی اولیاء خدا هم که مکاشفه داشته اند آن صحنه ها را دیده اند داریم آن دو سه ساعت آخر خدا به هیچ کسی نشان نمیدهد چون اصلا نمیتواند تحمل بکند. از بس فاجعه وحشتناک است. «عظمت مصیبتک» عظمتی دارد که در اهل آسمان و زمین اهل زمین این مصیبت عظمت دارد. دارد میرود آنجا ببینید چقدر آزاد و راحت حرف میزند. اینها را باید آنجا شناخت ببین میگوید بسم الله رحمان رحیم . نامه که مینوسید می گوید«و ام دنیا فکانها لم تکن و مامل آخره کانها لم یتسل و سلام ». امام حسین با آن عظمتش برای ما دارد چی مینویسد؟ میگوید – دارد میرود کربلاها اصلا برایش هیچی نیست. برای هیچکدامش هیچی نیست. امام حسین که بماند برای اصحابش هم هیچی نیست همه شاد شنگول دارند میروند- یک هزار و چهارصد سال همه آرزو میکنند کاش آن روز همه بودند. چی می گوید؟ میگوید دنیا انگار اصلا نبوده و آخرت انگار همیشه هست.
آدمی که خودش را میشناسد همین الان در دنیا دیگر زندگی نمیکند. اون همین الانم در بهشت است. همین الانشم پیش خانواده آسمانیش است. همین الانش هم درگیر زمین نیست. برای همین است پیغمبر میگوید: هر کسی برای دنیا غصه بخورد میرود جهنم. چون دنیا اصلا اینقدر حقیر است اینقدر پست است که امام حسین می گوید انگار نبوده. الان شما بهتان میگویند چند سالتان است؟ میگوییم مثلا بیست سال. بیست سال را از کی حساب میکنی؟ از سال اولتان را از کی حساب میکنید؟ یک سال بعد از چی؟ آن نه ماه را چرا هیچ وقت حساب نمیکنیم ما؟ چون اصلا انگار نبوده. میبینید اصلا هیچی. با این که ما در دنیا بوده ایم نه ماه در دنیا بودیم ولی در رحم مادر بودیم اصلا هیچی الان هم در رحم مادر هستیم. الان هم در رحم دنیا هستیم. لذا وقتی آدم میرود آن طرف، اصلا انسان دنیا یادش نمی آید. بهش میگویند که چند وقت آنجا بودی آیه قرآن است «کم لبثتم»؟ می گوید یک روزی یا نصف روز فکر کنم من آنجا بودم. انقدر هیج است انگار که هیچی است اینقدر بی ارزش است اینقدر پست و حقیر است اصلا انگار نیست. لذا خدا روز قیامت سلاطین پادشاهانی که دنیا داری کرده اند بهشان میگوید شما در دنیا لذتی هم برده اید؟ میگویند نه. خدایا نه. همه اش خون دل وحرص و جوش و دعوا و رقابت و شب نخوابی را. دیده اید پادشاهان چطوری زندگیشان چقدر گند است؟ کسی که میشود رییس جمهور اول بدبختیش است آن کسی که مدیرکل نمیدانم استاندار فرماندار خواب نداره اصلا راحت نیست. حسرت یک شب خواب راحت می آید. به آنهایی که در دنیا فقیر بوده اند مریضی کشیده اند بدبختی کشیده اند سختی کشیدند خدا میگوید شما در دنیا سختی کشیده اید میگویند نه، اصلا خدایا اصلا انگار نبوده ولی بهشت را میبینند عظمت را میگویند خدایا اصلا ولش کن خدایا اصلا راجبش حرف نزن. چطور ما الان دنیا رحم مادرمان راحساب نمیکنیم. هیچی نبود. امام حسین چی دارد به ما یاد میدهد؟ بالاخره محرم و صفر است ما باید یک چیزهایی یاد بگیریم دیگر از اماممان. ما فقط گریه بکنیم برای چی؟ فقط بیاییم هی گریه بکنیم. این گریه ها و جمع شدن و بهانه ها برای این است که ما معارف و اخلاق و روح حسینی پیدا کنیم، روح زینبی پیدا کنیم. با امام حسین یکی از بزرگترین درس هایش این است که در سایه خودشناسی به این برسی که چی؟ دنیا اصلا انگار نیست. الان به تک تک شما بگویند این مقداری که عمر کرده اید چطوری گذشت؟ مثل یک خواب است. «تمر مرّ سحاب» مثل یک ابر بود. انگار آمدو رفت. بقیه اش هم همینطور است. حالا الان آن هایی که یک ذره جوانند نوجوانند فکر میکنند خیلی است حالا. بعد یک دفعه به خودشان می آیند میبینند که تمام شد. آمد ازدواج کردم بچه دار شدند بچه ها بزرگ شدند حالا الان آن ها نمیدانم ازدواج دارند میکنند. ما شدیم همینطوری مفتی مفتی پدربزرگ و مادربزرگ و یک چند روز دیگر میرویم. تمام شد. اصلا انگار نیست. اینقدر بی ارزش است. آدمی که خودش را میشناسد اصلا دنیا برایش همینجوریه. انگار نیست. بعد شرافتش حیثیتش قیمتش اجازه نمیدهد سر این جیف با کسی دعوا کند. حسادت و بگیر ببند و بکش بکش و دعوا و اختلاف و زودرنجی و برای چی؟ برای این جیفه. عصبانیت برای این جیفه. اینقدر زشت است و کار کثیفی است یک فحشای بزرگی است که پیغمبر می گوید هر کسی برایش غصه بخورد میرود جهنم. برای خودش دارد جهنم درست میکند. برایش غصه نخور. ارزشش را ندارد که تو اصلا؛ اما ابدیت چی؟ می گوید «و امن آخره» به به «کانها لم تسل» انگار همیشه هست همیشه هست. آخرت همین الان هم هست. ما فقط چون تمرین هایمان است چون خودمان را انسان نمیدانیم تمرین ورود به آخرت، لذت بردن از آخرت و ملکوت نداریم. قرآن هم همه اش این نق و غر را دارد دیگر. هی به ما میگوید که چرا در ملکوت نگاه نمیکنید؟ چرا از ملکوت لذت نمیبرید؟ چرا نمیروید به ملکوت؟ چرا نگاه نمیکنید؟ چشمانت را باز کن دیگر میبینی چقدر فرشته باهات هست. چقدر فرشته اطرافت هستند، اهل بیت باهات هستند. امام زمان باهات هست اصلا تو وسط ملکوت داری زندگی میکنی. چشمت را باز کن. ما همین الان هم در بهشت هستیم. همین الان هم درآخرت هستیم. همین الان در جهنم هم میتوانیم باشیم. آخرت همیشگی است. بنابراین اگر کسی با نگاه درست به خودش نگاه کرد و عاشق خودش شد دست از این مسخره بازی و خاله خاله بازی و آقابازی، خانم بازی و نمیدانم دلخوری های جنسی و دلخوری های زنانه و مردانه و دلخوری های نژادی و نمیدانم دنیایی هر چی هست: جمادی گیاهی حیوانی اصلا شرافتش اجازه نمیدهد برای این چیزها، ناراحت بشود غصه بخورد برای این ها. اصلا شرافتش اجازه نمیدهد. چون نگاهش به خودش ورای دنیا است. میفهمد من اصلا برای دنیا نیستم ببین خدا چه درسی دارد به ما میدهد. میگوید هر وقت در دنیا یک سختی در این چهار مرحله آمد سراغتان یا مصیبت چه بگویید؟ انا لله- چقدر قشنگ است این ترانه زیبا و شادی است است. «انالله و انا الیه راجعون». ماه محرم است، ما هم باید شادی یاد بگیریم دیگر ما هم باید شادی و آرامش را یاد بگیریم دیگر از اصحاب کربلا. ما مال خدا هستیم. چقدرهم قشنگ است. وقتی میگوییم من مال خدا هستم یعنی شوهر داشته باشم نداشته باشم پدر مادرم باشد یا نباشد اصلا بچه پرورشگاهی باشم اصلا نمیدانم بابا ننه ام کیست این در من دیگر حقارت ایجاد نمیکند. چون صاحب دارد خانواده دارم. حالا خانواده زمینیم معلوم نیست مهم نیست بابام نمیدانم معتادی بوده ننه ام یک چیزی بود معتاد بوده زندانی بوده اعدامش کرده اند. اصلا به شخصیت من آسیبی نمیرساند این. چون من اصلا مال این جا نیستم. من مال این جا نیستم. من میدانم مال کجا هستم. اصل و نصبم را میشناسم ریشه ام را میشناسم خانواده ام را میشناسم. من مال خدا هستم. این خیلی خوب است. من صاحب دارم ولیّ دارم مولا دارم. لذا همیشه آرام هستم. برای همین هم هیچ وقت گدای عاطفی از هیچ کسی نمیکنم. مثلا شوهرم یک ذره بد محلی کرده بی محلی میکند زنم بی محلی کرده نمیدانم پدر زنم به من محل نگذاشته اند دیر من را دعوت کرده اند نمیدانم اول به باجناق گفته اند بعد به آن گفته اند اول جاری را اینطوری کرده اند بعد – اصلا دیگر مسخره بازی و لوس بازی های روزگار لوس بازی های حیوانی مسخره بازی دیگر آدم میرود بیرون. چرا من را اینطوری کرده اند چرا مجلس -بالای مجلس- چرا تلفن من- آخه خانه ی آنها را دیدی من وقتی خانه ی آن ها را میبینم حسرت میخورم موبایل آن اونجوری است موبایل من اینجوری است ماشین آن اونطوری است ماشین ما این طوری این ها اصلا مال آدم ها نیست. آدم ها این حرف ها را نمیزنند این ها مال خانم و آقای زمینی است که زندگیشان با معیارهای اینجاست. یک کسی که در آنجاست در بهشت است در بالاست اصلا این چیزها نمی آید در ذهنش. میدانی یک موقع است می گویند آقا بی خیال شو زور بزن ریاضت بکش نبین مثلا میگوید اگر دردت آمد مثلا اگر دردت آمد دردت را به کسی نگو. درد را خودت بکش. به کسی نگو مثلا دندانت درد گرفت فلان. تحمل کن اجرش می ماند برایت. فرمود: اگر مصیبت داشته زدی روی پایت آخ اجرت از بین میرود. مصیبت را دارد ولی تحمل میکند. میدانی ولی یک موقعی آدم به یک جایی میرسد اصلا مصیبت برایش غذاست و شیرین است. «مارایت الی جمیلا» اصلا درد را احساس نمیکند. لذا اصحاب عاشورا درد نداشتند پیغمبر وقتی میخواهد تعریف کند امام حسین و اصحابش را، پیغمبر یعنی هنوز امام حسین بچه است، میگوید این ها هیچ کدام آقا امام باقر علیه السلام فرمودند: « لم یجدو علمم مصل حدید» اصلا وقتی شمشیر میخوردند اینقدر این ها در آخرت بوده اند که آن لحظه بدن را نمی فهمیدند دارد ضربه میخورد این را من بارها در جبهه خدا شاهده دیده ام. خدا شاهده. سال ها چون کار من هم نفر اول بودم همیشه بخاطر ماهیتم ماموریتم تخریب چی بوده ام اطلاعاتی بودم همیشه جلو بودم. اولین نفر ها بودم که درگیر میشدم باید خط را میشکستیم ما. لذا بیشترین درگیری را ما آنجا داشتیم. تیر ترکش دست قطع پا قطع چشم رفته همه یا حسین یا زهرا یا مهدی. یکی آی آی الان دستم درد گرفت پایم درد گرفت اصلا این ترکش انگار می آمد انگار یک معشوق خوشگل آمده در بدن این انتظارش را میکشیدند. اینها وقتی شمشیر میخوردند نیزه میخوردند در بهشت بود. گفت حاج قاسم را خواب دیده ام گفتم حاج قاسم موقع انفجار چه جوری بود؟ گفت من نمیدانم من موقع انفجار پیش امیرالمومنین بودم حضرت آمد من را برد. من از کنار امیرالمومنین انفجار را داشتم نگاه میکردم. یعنی این شهدای مدافع حرم فاطمیون افغانستان عزیزمان که الان واقعا ناجوانمردانه دارند بهشان می تازند بعضی از سواستفاده کننده ها، مزدوران دشمن که آی این ها چنین و چنان کرده اند. چرا؟ چون مثلا پلیس یا نیروهای امنیت گفتند اتباع خود دادستان میگوید وقتی میگوییم اتباع خارجی بیشتر کشورهای مشترک المنافع بوده اند و اروپای غربی اما همه آن ها را ول کرده اند به کی چسبیده اند؟ به افغانستانی ها. استان هایی که بیشترین جاسوس و حمله را داشته اند اصلا افغانی یک دانه هم نبوده . اصلا ورود افغانی به آن استان ها ممنوع بوده. بعد خراسانی که بیشترین افغانستانی را دارد کمترین مشکلات امنیتی را و حمله ها را داشته؛ ولی کی این وسط قربانی میشود؟ یک مشت بی انصاف بی وجدان نون خور استکبار به افغانی ها میپرند. و این ها را قربانی میکنند دارند و صورت مسئله را پاک میکنند. رفته نانوایی نان بخرد بیشعور من به افغانی نان نمیفروشم. بابا این افغانی بچه حضرت زهرا است بچه امیرالمونین است قبل از این که افغانی باشد افغانی چیه، یعنی چی افغانی ایرانی چیه، افغانی یعنی چی؟ گناه کرده اگر تو در آنجا متولد بوده ای تو هم آنجا متولد میشدی خوب بود با تو هم اینطوری رفتار میکردند؟ الان مگر گناهی کردی در آنجا متولد شده به این ربطی دارد که در افغانستان متولد شده یا افغانستانی است یا عرب است یا عجم است. یعنی چی این مزخرفات . پس آن موقعی که لشکر فاطمیون اینجا داشتند رفتند برای این کشور برای این نظام کشته شدند، این همه شهید داده اند آن موقع کسی نیامد اینها را ستایش بکند. بعدش هم کسی این ها را ستایش نکرد ولی حالا چهارتا جاسوس پیدا شده ایرانی ها کمتر جاسوس بودند؟ یعنی جاسوس های ایرانی کمتر از افغانستانی ها بودند؟ یاحتی کمتر از بقیه خارجی های دیگر بودند؟ نه. بیشتر جاسوس ها ان هایی که این همه جنایت کردند خودشان ایرانی بودند چرا ما صورت مسئله را پاک میکنیم؟ این یعنی چی آخه؟ یکی از این شهدا میگفت: وقتی میخواستند سرم را ببرند امام حسین آمد به من گفت نترسی درد ندارد. گفت اصلا من نفهمیدم وقتی داشتند سرم را میبریدند اصلا تیغ را نفهمیدم. داشت سرم را میبرند. پیش امام حسین بودم. این که حضرت میگوید دل هایتان را از دنیا خارج کنید قبل از این که بدنهایتان از دنیا ببرند بیرون «اخرج قلوبکم من الدنیا» چه جوری میتواند آدم این کار را بکند؟ با خودشناسی. این که بفهمی بچه دنیا نیستی. وقتی میفهمی بچه دنیا نیستی دیگر قلبت خارج شده از دنیا و همیشه دیگر معیارها با شوهرت با زنت با مادرزنت با پدر زنت با خانواده همسرت با مردم دنیا همه دیگر ملاک هایتان ملاک های آسمانی است.
اگر یک ذره سختتان است حرف های من، فهمش سخت است و عملش، برای این که راحت بشوی، انشالله اربعین بیایید آنجا میبینید که چینی هم با تو یکی است، همه تان عاشق هم اید. هیچ کدام با هم اختلاف نژادی و زبانی و اینها اصلا مزاحم نمیشود آنجا. کسانی که آن مسیحی است تو مسلمانی، آن سنی تو شیعه ای، آن نمیدانم یهودی است اصلا اینطوری نیست دیگر آنجا. اربعین می آید به ما یک معرفت انسانی میدهد. دو هفته ما را میبرد در یک حال و هوایی که بی نظیر است. دیگر ما تمام مقیاس های دنیایی را از بین میبرد اربعین. و ما با نگاه انسانی بچه های امام حسین امام حسین جمعمان میکند «حب الحسین یجمعنا» یک عشق مشترک همه ما را جمع میکند از تمام ویژگی های زمینی ما را نجات میدهد. همه راحت هستیم. چقدر هم خوب است. بنابراین وقتی یک کسی با نگاه درست همیشه به خودش نگاه میکند آن فرهنگ اربعین همه جا باهاش است. وقتی همه جا باهاش هست قلبش اصلا تعلق به زمین ندارد. بنابراین درگیر کینه ها اختلافات نمیدانم حسادت ها چشم و هم چشمی ها رقابت ها اصلا عارش می آید با آدم هایی که کوچک هستند معاشرت کند. بیشتر اگر با یک آدم کوچک معاشرت بکند دلش میسوزد برایش ولی تحت تاثیر قرار نمیگیرد. تحت تاثیر جو قرار نمیگیرد. میگوید خب این بیچاره خودش را نمیشناسد. فکر میکنند خانم و آقا هستند. سر جیف دنیا دعوا میکنند و ما دنیا از دنیا جیفتون یک مرداب است «و طالبها کلاب» طالبش سگ ها هستند. سگ ها با هم سر جیفه دعوا میکنند. اصلا دعوا ندارد با کسی. این است که امیرالمومنین وقتی فحشش میدهند می گوید که با یک علی دیگر هستند با من که نیستند. رد میشود میرود. قرآن میگوید: «و اذا خاطبهم جاهلون قالوا سلاما» این ها اهل سلم و سلامتی هستند با من بودی نه تو منظورت با من بود. دیدی بعضی ها میگویی نه بخدامنظوری نداشتم. نه، تو داری اثبات میکنی این جرم را مرتکب شده بابا اگر دروغ هم میگوید منظورش با تو نبوده باشد. تو وایسی سوختی. در جهنم وایسی میسوزی. آدم عاقل مگر در جهنم معطل میکند. وایسی سوختی رد شو برو. حقی هم داری. خدا می گوید خب حقت را بسپار به من. من وکیلم. بده به من برو. «نعم مولا و نعم الوکیل» «نعم مولی و نعم النصیر» دیگر هی ذهنت برنگردد به عقب. قرآن می گوید کسی که ذهنش بر میگرد به گذشته و خاطراتش دیگر این آدم عابد شیطان است. عابد خدا نیست. نماز شب هم که بخواند عابد شیطان است. چون دائما به گذشته دارد فکر میکند. شیطان دارد به تو دستور میدهد به گذشته فکر کنی داری آن را عبادت می کنی. سر نمازت حواست به دعواهای چند سال پیشتان است؛ یعنی نماز هم که داری میخوانی در حرمم که هستی، پر از کینه هست. خب پس تو در جهنم بودی ظاهرا داری نماز میخونی و ظاهرا داری امام رضا را زیارت میکنی ولی باطنا به گذشته – دائما درگیر گذشته. دلشوره های دنیایی، گذشته، آینده نمیدانم و شیطان میگذارد ما را سرکار با گذشته با آینده و نمیگذارد تو بفهمی آدمی و خودت باشی. آدمی که میشناسد خودش را، هر چی پولدارتر به خدا نزدیک تر. چون این پول را نمی آورد در دنیا و رقابت و جهنم مصرف کند. پولش را کجا مصرف میکند؟ برای ابدیت خانواده آسمانش برای امام زمانش، برای خدمت به خواهر و برادرهای دینی اش. اصلا کوچک نیست این آدم که بیاید باهاش پز بدهد. بگوید بروم ماشین بخرم. چشم بقیه را در بیاورم. با خانه ام یک خانه بسازم همه وقتی نگاه میکنند حسرتش را بخورند. نمیدانم بروم موبایلم را اینجوری بکنم. بروم نمیدانم پز بدهم با بقیه. اصلا اهل این کارها نیست. ثروتمند هست ولی از ثروتش برای ابدیت استفاده میکند. خوش صداست امام صدایش را نمیرود بفروشد به دنیا. دیدی بعضی ها اول مداحی میکنند قاری قرآن هستند بعد که همه دورش جمع میشوند چه صدایت عالی است. تو جون میدهی برای خوانندگی. میفروشد خودش را. یک دفعه قرائت قرآن و مداحی را ول میکنند میرود دنبال دنیا. یک ترانه خوان بشود فقط. خوشگل است اما عفت دارد. نمیخواهد قیافه اش را به رخ بقیه بکشد. ورزشکار است آدم ورزشکاراست خوش هیکل است اما هیچ وقت یک لباسی نمیپوشد که بقیه بگویند به بازوهایش را نمیدانم سرو سینه اش را. نمیخواهد این را به کسی نشان بدهد. علم دارد سواد دارد عبادت دارد. همه را چون همه یکی هستند، همه مان یک نفر هستیم. آن اصلا نمیتواند بدون همه برود بهشت. حتی یک نفر. خوب دقت کنید. نمیتواند. چرا؟ چون نماز خدا بهش یاد داده که رحمان و رحیم باشد. نمی گوید ایاک نعبد و نستعین میگوید ایاک چی؟ نعبدو . ما همه یک نفر هستیم. این حافظ منافع هشت میلیارد آدم است. عاشق هشت میلیارد آدم است. ایاک نعبد و ایاک نستعین. این وقتی د ارد می گوید استغفرالله فقط برای خودش استغفار نمیکند. می گوید خدایا من از طرف همه مردم دنیا استغفار میکنم. این وقتی دارد یک کیلو خرما پخش میکند نمی گوید خدایا فقط برای ننه ام و بابام. میگوید خدایا این یک کیلوخرما برای هر کی خودت میخواهی بده. اصلا معلوم نمیکند من اصلا کیستم که خودم معلوم کنم به هر کسی لازم است خودت ثوابش را بده. صلواتی که میفرستد دعایی که میکند، میگوید خدایا برای هر کی تو میخواهی. آزاد است این آدم. آزاد است. وقتی من یک مولا دارم یک وکیل دارم برای چی خودم هی بروم یک قرون دوهزارهارا حساب کنم؟ خدا میگوید من اصلا برای همین وکیل تو شده ام که تو دیگر حرص و جوش نخوری. بسپار به خودم. نه، من الان این یک کیلو خرما مال ننه ام است ولی این چهارتا سیب مال بابام است این نمیدانم نان حلوایی را برای پسرم گذاشتم. دیدید بعضی ها مینشینند چرتکه می اندازند حساب میکنند. اصلا این آدم از ثواب و این ها آزاد است. اصلا گیر این چیزها هم نیست.
خدا رحمت کند علامه را وقتی که المیزان را نوشت اینقدر این ها آزاد بودند که نگو. چه آدم هایی، چقدر بزرگ بودند این ها که آقای جوادی آملی حفظ الله میگوید این ها از بسیاری از امازاده ها بالاتر هستند، میگوید زیارت امام امت از حضرت عبدالعظیم هم بالاتر است. این را میگویند مقاماتی. رهبر عزیزمان نائب امام زمانمان حالا حالاها نمیشناسیم شخصیت ایشان را. بعد از ظهور انشالله آدم میفهمد که این ها کی بودند. چون عادت کردیم الان این ها را درکی نداریم ازشان. یکی ازعلما میگوید که پدر و مادرت را خواب دیدند ازت گله داشتند. گفت برای چی؟ گفت گفته اند که محمد حسین المیزان را نوشته اصلا در ثوابش مارا شریک نکرده. میگوید من اصلا فکر نمیکردم ثواب دارد. المیزان با آن عظمت مثلا من فکر ثوابش نبودم، اصلا فکر نمیکردم این کار- مومن اینجوریه. مومن لوس نمیشود حالا بعد می آییم دیگر این را دارم میگویم که یواش یواش این را در دعای بیستم داریم میخوانیم مکارم، گیر نکنیم بعدا. چون چند تا فقره میرسیم بالا «و عبدنی» خدایا من را بنده ی خوب خودت قرار بده. من را به عبادتت وادار کن. به بندگی اما خرابش نکنم با خودبرتربینی، خودخواهی. این دیگر هی گیر نمیکند ثوابش را – اصلا از کجا میدانی این ثواب دارد؟ ول کن برو بابا خدایا اگر داشت به هر کی دلت خواست بده به من هم بده. اگر ثواب داشت باشد خدایا این. اصلا تو وکیلی تو رحمانی تو رحیمی تو بهتر میدانی مثلا این نماز من عبادت من ذکر من کارهای من به کی برسد. به من چه اصلا من بیام دخالت کنم. آزاد است.
در روایت داریم اهل احسان روز قیامت که میشود خب آنجا حساب کتاب ها خیلی سخت است دیگر، بعد چشمش میخورد به یک نفر گیر است آنجا. امام و پیغمبر نیست. یک آدم معمولی ولی اهل احسان است. میگوید خدایا این چی چرا اینقدر معطل است به فرشته ها. فرشته ها میگویند این میزان ثواب ندارد اصلا هیچی ندارد. میگوید مال من را بدهید برود. از مال من بدهید این برود بهشت. میگویند خب ازخودت کم میشود میگوید باشه در قیامت هست. دنیا نیست. قیامت است ایستاده میگوید بدهید بروند در بهشت این ها. نفر بعدی آره این را هم بده یعنی یک نفر آدم ایستاده برای هزاران نفر را شفاعت میکند از ثوابهای خودش همه رامیدهد هیچ چیزی هم برای خودش نمیماند. خالی . چه خوب است خالی میشود آدم. حالا اهل بیت می آیند میگویند بابا این اصلا حیف بود با ثواب های خودش برود بهشت خدایا از مال ما بده به این. به به. حضرت زهرا می آید میگوید خدایا از اعمال من بده به پسرم و دخترم. این هر چی داشت داد به بچه های من. چه خوب است آدم آزاد باشد. نه کینه ای نه دعوایی نه بکشش بکششی. نه دوهزار یک قرانی. نه حسابی، نه هیچی. راحت.
خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشه ای گفتند خانه ات را دزد برد. گفت حلالش. بابا من که قیامت آنقدر وقت ندارم بایستم کی چی برده آنجا. حلالش بابا. ولش کن. یک استادی داشتیم از مراجع بود. خدا رحمتش کند گفت آمدم دیدم دونفر آمدند دزد بود آمدند خانه ام را ببرند. با موتور. گفتم این بیچاره ها با موتور چیزی گیرشان نمی آید. ایستاده بودند داشتند خانه من را مراقب بودند که کی بروند دزدی. گفت رفتم این طوری دوتایشان-خیلی هم قوی بود مرجع بود ولی رزمی کار بود؛ یعنی ده نفر را میزد. گفت دوتاشان را اینجوری گرفتم این بیچاره ها اصلا ترسیدنند. به آن که پشت نشسته بود گفتم بدو برو یه وانت بگیر بیار والا این را تحویل پلیس میدهم. گفت وانت برای چی؟ گفتم بدو بگیر بیار. گفت بیچاره رفت یک وانت آورد گفت بفرمایید گفتم حالا بیایید در خانه هر چی میخواهید بردارید. آزاد.
آوردمش در خانه گفتم حالا خودش میگفت ما هم میخندیدیم. میگفت بهش گفتم بابا خانه مردم نروید فرش های حضرت معصومه خیلی بهتر است. زیاد هم دارد. بروید حرم را بزنید. حضرت معصومه گیر بهتان نمیدهد. خدا رحمت کند آقا سیدمهدی را به به آقا سید مهدی قوام. شب خانه خوابیده یک دفعه یک صدای میشنود میگوید دزد آمده. بعد سر ظهر شب هم نبود سر ظهر بود خوابیده بو.د یک مرتبه دزد آمده در خانه اصلا فکر نمیکرد آقا سید مهدی توش هست نه کسی توش هست. فکر میکرد کسی توش نیست. آقا سید مهدی بلند میشود میگوید که ببین آن اتاق فرشش بهتر از این است این به درد نمیخورد آن فرش اتاقی. آقا سید مهدی یک عالم فقیه بزرگ ولی خدا می آید برود میگوید بیا بشین نمی خواهد. ناهار خوردی یا نه؟ گفت نه ناهار نخوردم گفت بیا یک ناهار بشین باهم بخوریم. ناهارش را بهش داد و گفتش که این فرش را برمیداری میبری میفروشی یک چرخ میخری میوه می آوری میفروشی. میوه بفروش. اصلا طرف گیج شد. میرود این فرش را بفروشد فرش فروش میگوید این فرش را فروخته بود. میدانسته این فرش مال آقا سید مهدی بود شناختش. این یارو رامیگیرند. آقا سید مهدی هم می آید میرسد آنجا. میگوید این فرش مال شماست. میگوید من خودم بهش دادم. آن هم میرود از بندگان خوب خدا میشود میوه فروش؛ اما ما باشیم باید دست و پایش را قطع کنند. یک فس کتکش بزنند نمیدانم بندازنش زندان. نمیدانم فلان فلان شده آمدی خانه ما دزدی بکنی. بعد ولی آن نگاهش چیز دیگر است. آن میگوید این بچه فاطمه زهراست. فاطمه زهرا غصه میخورد. غصه میخورد. اگر این بچه اش اینجوری شد. من خودم میگذرم این بچه فاطمه زهرا زنده باشد خوشحال -آن موقع امام زمان خوشحال میشود. حضرت زهرا خوشحال میشود. خیلی وقت ها ما با گذشت هایمان نمیدانی چقدر خدا را خشنود میکنیم با پا گذاشتن روی خودمان. چقدر دل امام زمان را شاد میکنیم. اگر همان مقداری -حالا بچه خودت بود دزدی کرده بود دوست داشتی چطوری باهاش رفتار کنند؟ تو هم با این همینطوری رفتار کن. این که از بچه خودت باید مهم تر باشد که. بچه ی حضرت زهراست. این حرف هایی که میزنم امکان ندارد مگر این که تو عاشق خودت باشی. خودت را بشناسی بعنوان یک انسان و تصمیم داشته باشی بعنوان یک انسان زندگی بکنی. نه به عنوان یک خانم و آقای مشهدی نمیدانم یک دکتر مهندس یک وکیل و وزیر نمیدانم یک کارخانه دار نمیدانم اینهایی که همه بخش حیوانی است. تصمیم بگیریم که آدم زندگی بکنیم با باطن انسانی. تمرین هم دارد. هی باید تمرین کنیم. تا میگوییم هم امتحان میشویم. از همین تصمیم که میگیری خدا امتحان میکند. امتحان مالی ازت میگیرد. دیگر نمیدانم انواع و اقسام امتحانات دیگر. دیگر دهه اول را من فقط راجع به امتحانات صحبت کردم. در کانال هست. ادامه هم دارد و ابزار امتحانات «و لنبلونکم بشی من الخوف من الاموال من و ثمرات» با ترس با گرسنگی با آسیب های مالی با آسیب های جانی امتحانتان میکند. آزمایش میکند ببینم قوی شده اید یا نه. بگیرم ازت میتوانی جیغ نزنی داد نزنی. یادت باشد آدمی. یادت باشد مال خودمی. بسپاریش به من. یا هی با خدا سر یک قرون دوهزار دنیا کل کل میکنی. سر مشکلات زندگی میپری به خدا. بعضی ها تا مشکلات مادی پیدا میکنند یا مشکلات دنیایی پیدا میکنند اولن کاری که میکنند با خدا قهر میکنند. این اگر عاشق خودش باشد خودش را بشناسد میداند اگر در دنیایش آسیبی هست دارد به خدانزدیک تر میشود و شبیه تر. تشکر میکند از خدا. نه این که با خدا درگیر بشود.