جلسه 020 - حیات طیبه
شماره جلسه
20
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
2
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - حیات طیبه

حیات طیبه؛ جلسه 20 22/02/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

این فقره بی نهایت مهم است خواهش میکنم همه به آن توجه بفرمایید. «وستغفر ایامی فیما خلقتنی له» فراقت بده ایام من را روزگار من را در آن جهتی که تو من را برای آن آفریده ای. بی نهایت این فقره مهم است. اگر از بین هزاران هزار دعای انسان همین یک دانه قرار باشد ما یک دانه را انتخاب کنیم همین یک دانه کافی است. یعنی این همه ی دعاها را در خودش دارد همه چیز را دارد در خودش خدایا به وقت من عمر من را فارق کن فراقت بده در جهت هدفی که تو من را برای آن آفریده ای.

خب توضیح داده ایم که رابطه ی حیات دنیایی ما با ابدیت مثل رحم مادر با دنیا است. ما به زودی با وفات تولدی پیدا میکنیم به عالمی بی نهایت زیباتر بزرگ تر کامل تر پیشرفته تر از اینجا. این برای همه ی ما وجود دارد. کما اینکه یک زمانی در رحم مادرکه شکل گرفته ایم روح دار شدیم نفس ما آمد در رحم دنیا و ما شخصیت خودمان را پیدا کرده ایم چند ماه بعد از اینکه این اتفاق افتاد، ما وفات کرده ایم از رحم وفات یعنی انتقال و تولد پیدا کرده ایم به دنیا. آمده ایم جایی بی نهایت زیباتر کامل تر پیشرفته تر بزرگ تر و باشکوه تر از رحم مادر . این اتفاق یک بار دیگر می افتد برای ما که ما در پایان عمر دنیاییمان که عمر رحمی هست و ما جنین در این رحم هستیم ما خیلی خیلی زود زودتر از آنچه که فکر آن را بکنیم وفات میکنیم یعنی منتقل میشویم حالا اسباب وفات متفاوت است. وفات میکنیم و متولد میشویم به عالمی بی نهایت زیباتر و پیشرفته تر کامل تر و باشکوه تر. به طور طبیعی برای آنجا ما باید آماده باشیم و چون اختیار و آزادی داریم این خودمان هستیم که باید نحوه ی تولدمان و زندگیمان را در آنجا شکل بدهیم.

در مورد جنین پدر و مادر هستند و محیط ولی در خود آن کاره ای نیست ولی در مورد ما آن جنین یعنی خود ما هستیم و بنابراین همه کاره خودمان هستیم تصمیم ما هست که نحوه ی وفات ما و زندگی خودمان در نظام برزخی و آخرتی تعیین میکنیم. هر چیزی سبک زندگی که اینجا تعیین بکنیم، نوع زندگی ما را آنجا متولد میکنیم. خب آنجا هم گفتیم ما شش تا تولد داریم. همانطور که از رحم مادر به دنیا شش نوع تولد داریم شش نوع از رحم دنیا به آخرت و ابدیت داریم. تولد سالم. تولد سالم یعنی کسی که وقتی وارد آنجا میشود آنجا بهشت باشد. وارد آنجا میشود بتواند زندگی کند. همه ی ابزار لازم برای بهره برداری از نعمت های بی نهایت باشکوه در بزرگتر از اینجا داشته باشد. روح میخواهد یعنی تو باید ثروت آن را ببری. ابزار لازم را برای یک خانه ای که بزرگتر از کره ی زمین است را ببری. برای غذایی که صدهزار تا مزه دارد ببری. یعنی برای موسیقی آنجا برای گل های آنجا که یک دانه اش ده ها میلیارد از گل های اینجا یا موسیقی های اینجا یا عطرهای اینجا باشکوه تر و بهتر هست. بتوانی این ذائقه را بسازی اینجا در دنیا با خودت ببری جنین در رحم مادر هر چیزی که در دنیا لازم دارد در رحم چیکار میکند؟ میسازد. در رحم میسازد با خودش می آورد. آنجا خیلی زیادچیزی ابزار نمی خواهدیک محیط آبی ولی خب این برای دنیا که دستگاه تنفس میخواهد میسازد. نور نیاز ندارد چشم را میسازد دست پا گوش سلسه اعصاب همه را برای دنیا با خود می آورد. مسیر روند خیلی پیچیده ای است شکل گیری جنین در رحم. ما هم همینطور هستیم میخواهیم برویم وارد عالمی بشویم که بی نهایت از اینجا زیباتر و کامل تر و باید ابزارش را بسازیم و ببریم آنجا. برای موسیقی آنجا کر نباشیم برای غذاهای بهشتی ضاعقه داشته باشیم برای همسران بهشتی توان همسری داشته باشیم برای مهمانی های آنجا برای دانشگاه های آنجا حوزه های علمیه ای که آنجا هست برای زندگی آنجا برای مسافرت های آنجا و همه چیز آنجا هست دیگر. همه چی آنجا هست ولی در مقیاسی که بی نهایت از اینجا بزرگ تر است. بنابر این تو اگر خودت را نسازی برای آنجا آماده نکنی مردن یعنی اول بدبختی. یعنی تولد دیگرسالم نیست. سالم یعنی میتواند بهره برداری کند سالم قوی یعنی بهتر از بقیه است. اما آن چهارنوع تولد شکنجه است: ضعیف مریض ناقص معلول هر کدام برود انسان آنجا وارد عذاب است وارد جهنم وارد شکنجه میشود. پس این من هستم که باید سبک زندگیم را به گونه ای تنظیم بکنم که سالم از اینجا وارد بشوم. در دعا هم داریم« اللهم اخرجنی من الدینا سالم »خدایا من را سالم از اینجا ببر برای همین این سلامت و بهداشت زندگی اینجا خیلی مهم است که زندگی سالم چی است و من وقتی که وفات کردم چطوری زندگی کنم که وفاتم از اینجا منجر به تولد چه شود؟ سالم بشود. نکته اول که در درس های قبلی گفته ایم که حالا منبع آن هم الحمدالله امروز رسید اینکه بعضی وقت ها بگویم من کی هستم اصلا. من اصلا کی هستم؟ تا بدانم هدف از خلقت من چی است تا بعد بگویم «استغفر ایامی فی ما خلقته له» خدایا عمر من را در جهتی که من را برای آن آفریدی فارق کن این دعا که میکنی باید خودت این کار را بکنی در برنامه ریزی هایت جا بزاری برای آدم زندگی کردن. این خیلی مهم است. سرت را آنقدر شلوغ نکنی با آرزوهای کشکی و الکی و آنهایی که خودت نیستی که هر وقت بهت میگویند تو زن نیستی مرد نیستی اصلا نمیفهمد یعنی چی. هر وقت به آن میگویند تو فرشته نیستی نمی فهمد یعنی چی به آن میگویند تو انسانی اصلانمی فهمد یعنی چی انسانم یعنی چی من خانوم و آقا نیستم یعنی چی من فرشته نیستم یعنی چی من انسانم و باید بعنون یک انسان دردنیا زندگی بکنم. این نمی فهمد یا اگر هم بفهمد قهر میکند میرود. چون ترجیح میدهد که خودش را به یاد خودش نیاوری. ترجیح میدهد با خود حیوانی یا خود جمادی یا خود گیاهی نهایتا خود فرشته ای زندگی کند. مثلا هی برود دانشگاه درس بخواند دکتر بشود مهندس بشود استاد بشود اختراع کند اکتشاف کند همین کارها یعنی کار دیگری نمیخواهد بکند. برنامه ی دیگری ندارد. من اول باید بدانم من کی هستم این را دیگر مفصل توضیح داده ایم در این سال ها برای شما. کتاب درسی آن هم که الحمدالله امروز رسید حتما همه تهیه کنند. درس نامه اش من کی هستم این مهم است هدف از خلقت من چی است یعنی من آمده ام اینجا برای چی آفریده شده ام خدا میتوانست من را فرشته بیافریند یا میتوانست حیوان بیافریند یا میتوانست گیاه بیافریند یا میتوانست جماد بکند ما را ولی ما را انسان کرده. یعنی روح خودش رادر ما دمیده. میفرماید «نفخت فیه من روحی» من از روح خودم در شما دمیده ام. پس ما باید یاد بگیرم که من روح الله هستم. فرشته نیستم از فرشته ها بالاتر هستم حیوان نیستم گیاه هم نیستم. خانم و آقا نیستم. اینها را من باید بدانم. این جنبه ها را دارم این جنبه ها برای من مهم و مقدس و محترم هستند. احترامشان را هم دارم دوستشان هم دارم. ولی نمیام خودم را اینطوری معنا کنم که من یک زن هستم یک مرد یا یک دکتر مهندس هستم که بعد دیگر هیچی نتوانم برای جنین در داخل رحم دنیا تهیه کنم. وقتی که اینجا متولد میشوم آنجا خانم و آقا نمی خواهند. این را خوب دقت کنید آنجا خانم و اقا و فرشته نمی خواهند. آنجا آدم میخواهند. کمااینکه وقتی یک نطفه تشکیل میشود از یک زن و مرد دنیا چی لازم دارد؟ چی می خواهد دنیا؟ یک آدم نیاز دارد یک آدم متولد شده. یک خانم داریم در همین تهرا خودمان بچه متولد کرده بود بچه آن شکل حیوانات بود بچه خود را انداخت کیسه زباله انداخت سطل آشغال و رفت . نمیتواند ببرد خانه ببرد بگوید چی؟ بگوید من نه ماه باردار بودم یک حیوان زاییده ام؟ نمی تواند این را بگوید. بنابر این ما باید دقت کنیم آن خدایی که ما را آفریده اما رضای ما امام زمان ما ما را با چه چشمی نگاه میکنند. با چه چیزی به ما قیمت میدهند. ما را چطوری نگاه میکنند چطوری دوستمان دارند و من باید اولین کاری که میکنم باید بیایم زمانم که محدود است که به آن می گویند عمر، نمیدانم هم چقدر است این را سازماندهی بکنم که بتوانم از آن ایتفاده بکنم که هم در دنیا به آن سه تا شاخص سعادت برسم چه چیزهایی بود؟ رحمانیت و رحمیت بگویید؟ آرامش و شادی. بتوانم یک زندگی دنیایی پر از عشق و محبت داشته باشم عشق های زمینی همسر فرزند مردم، یک زندگی آرام و یک زندگی شاد. این خیلی مهم است و با همین ساخت اینها میتوانم بعد انسانی ام را هم چکار کنم؟ شکل بدهم. پس من باید بیایم اول شما قبل از اینکه بخواهید واقعا وارد هر تصمیمی بشوید همیشه به عزیزانم می گویم حتی قبل از انعقاد نطفه حتی قبل از ازدواجتان و انتخاب هایتان بیایید برنامه بگیرید برای همین است که ما بتوانیم برنامه ریزی زندگیمان را درست انجام دهیم. اوقاتمان را درست تنظیم بکنیم. هم برای خودمان هم برای خانواده مان هم برای فرزندانمان فردای قیامت مسئول هستیم هم برای نسلمان. خب باز هم مسئول هستیم. این بچه هایی که می آیند بالاخره گناه نکرده اند ما پدر مادرشان هستیم که این بچه ها امانت فاطمه زهرا هستند دست ما. امانت اما زمان هستند نمیتوانیم هر طور دلمان خواست تربیتشان کنیم. هر جور دلم خواست برای آن برنامه ریزی کنم فردای قیامت حضرت امیر به من میگوید مادرم فاطمه زهرا موقع وفات میکوید این چه چیزی بود تربیت کردی این بچه من من از روح خودم این بچه را دادم به تو. این چه چیزی است تحویل من داده ای تو. فردای قیامت ما سرمان رانمی توانیم را بلند کنیم بگوییم ما یک دکتر ممهندس تحویل داده ایم ولی آدم نیست. یا خانمی هست شوهر کرده بچه دارد ولی نه حقیقت انسانی ندارد. فقط مادر بوده خیلی بد است. شکل انسانی ندارد. خودمان خجالت میکشیم. بعد جواب پدر مادر اصلی آن که تحویل ما داده اند تربیت بکنیم یعنی اهل بیت آنها پدر و مادر اصلی همه ی ما هستند دیگر. هم پدر و مادر اصلی ما هم پدر و مادر اصلی بچه های ما هستند. بنابر این ما نمی توانیم یک بچه را برخلاف مصالح خانوادگی تربیت کنیم و بعد تحویل مادرش فاطمه زهرا ندهیم. بگوییم من نتوانستم این جهنمی شده ایم حالا باید بیاییم در جهنم. خیلی خطرناک است. پس ما باید برنامه ریزیمان را دقیق انجام دهیم که ما. لذا حضرت میفرماید: «واستغفر ایامی» دعا خیلی مهم است. خدایا فارق کن روزگار من را در جهتی که من را برای آن آفریده ای. شیطان هم این وسط میدانند لذا می آید از بچگی خانواده هایی که اصلا نمیدانند کی هستند همین اشتباه را میکنند در حق فرزندانشان در حق شاگردهایشان. کسانی که معلم هستند استاد دانشگاه هستند مربی هستند. یا کسانی که مرد خانه هستند زن خانه هستند می آیند یک برنامه ریزی برای بچه ها میکنند که این بچه تا آخر عمر فکر میکند که مثلا بدن است همش باید غذا بخورد. شکم و غذا و نمیدانم مزه و طعم و غذا یا مثلا بچه ازدواج کند حیوان است بچه دار شود یا نمیدانم یا مثلا ارزش جمادی دارد شب تا صبح باید دنبال پول بگردد پولدار شده فقط. این ارزش ها جی است ما به بچه ها میدهیم؟ یا نهایتا ما خیلی بزرگ ببینیم آنها را یک جنبه فرشته ای است. آن جنبه فرشته ای هم فرشته کامل نیست. ما در واقع بخش حیوانی را فرشته ای را در بخش حیوانی تحویلش میدهیم یعنی میگوییم که برو دکتر مهندس بشو میگوید خب حالا من دکتر مهندس بشوم برای چی؟ میگویید خب برو دکتر مهندس بشو پولدار میشوی معروف میشوی دوباره ارزش های حیوانی. ازدواج بکنی نمیدانم خدمت به مردم بکنی. خب خدمت به مردم حیوانات هم میکنند. ثواب هم دارد ما هم ثواب میبریم ولی این ارزش انسانی نیست. من باید اول دقت کنم من کی هستم؟ من اول خودم را به آن چشم نگاه کنم و عاشق خودم شوم. به همان بلندایی که آفریده شه ام. همان چشمی که خانواده آسانی من هستند. من از جنن جنس هستم من از جنس محمد و آل محمد هستم. من مال این خانواد هستم من نه بچه مشهد هستم من نمیدانم بچه این مثلا زهرا خانم و نمیدانم آقا مش حسن هستم نه. اینها که بدن من را به دنیا آورده اند. ما بچه این ها نیستیم نه بچه مشهد هستیم نه بچه ایراینم نه بچه آسیا هستیم نه بچه کره ی زمین هستیم. ما اصلا بچه ی کره ی زمین نیستیم. ما یک مدت خدا کره ی زمین را به چه عنوان در اختیار ما قرار داده است؟ رحم. قرار نیست در رحم بمانیم بر میگردیم. و از این رحم میرویم بیرون. وقتی من این را بفهمم که من کی هستم حالا باید این عشق را نگه دارم. برای این کار اول باید بدانم هدف خلقت من چی هست. هدف خلقت ما چی هست. هدف خلقت ما چی هست؟ بارها گفته ایم خداوند میگوید من شما را از روح خودم آفریده ام. پس من یادم باشد من روح الله هستم. روح خدا هستم. خانم آقا عقل فرشته نیستم. این ها را دارم ولی اینها نیستم من. همه ی ما همین هستیم. دو) وقتی خدا به من میگوید من تو را از روح خودم دمیده ام آفریده ام درهدف خلقت فرمود چی؟ شما را آفریده ام که شاگردهای من باشید. «ما خلقت جنه و الانس الی لعیبدون» عبد من باشید هر چیزی که میگویم گوش کنید . خوب گوش کنیم که چه بشود؟ یه موقع آمده ایم به این دنیا را چی خدا گفته گوش کنیم ؟ آره گوش کنیم که چه چیزی شود؟ میگوید خب من شما ها را از روح خودم آفریده ام پس من مربی شما هستم.شما ها به حرف های من گوش کنید شبیه خودم شوید. شما قرار است هر یک نفر تان یک آدمی به این بزرگی بشوید که در قرآن به آن میگویند خلیفه الله. این هدف خلقت من است. شبیه شدن به مربی، تشبه به مربی خودم یا هممان فرمایشی که نبی اکرم صل الله علیه واله و سلم فرموده اند که چی؟ که «تخله باخلاق الله» تخلق به اخلاق الهی صفات خدا را بگیریم. ما قرار است شبیه الله بشویم چون روح خدا را داریم.خب حالا که من برای این هدف آفریده شده ام مهمترین صفتی که باید ایجاد کنم در خودم چه چیزی هست؟ مهمترین صفت مربیم چه چیزی بود؟ رحمانیت و رحیمیت. پس علامت این که من در رحم مادر یعنی رحم دنیا دارم شکل انسانی پیدا میکنم این هست که روز به روز مهربان تر بشوم، رحمان تر و رحیم تر. رحمان گفتم یعنی چی؟ یعنی بتوانم هشت میلیارد انسان را دوست داشته باشم و برای نجات آنها تلاش کنم. رحیمیت یعنی چی؟ یعنی خانواده آسمانی خود را عاشقانه دوست داشته باشم خانواده ی خودم را خانواده حقیقی خودم؛ یعنی اهل بیت علیهم السلام و بچه های اینها کسانی که در باشگاه اینها تربیت شده اند تمام شیعیان را ویژه دوست داشته باشم. عاشقانه. عاشقانه. آن هم نه بخاطر خودم در حد خودم بلکه به حد خانواده آسمانی ام دوستشان داشته باشم. این خیلی مهم است. پس این مهم ترین صفتی که من برای آن آفریده شده ام، این هست که من روزبه روز باید رحمان تر و رحیم تر بشوم. رحمان تر و رحیم تر شدن سبک زندگی من را عوض میکند؛ یعنی باید یک جوری باشم که در رحم شکل رحمان و رحیم بشوم. اگر یه همسر نمیدانم انتخاب شغل انتخاب رشته انتخاب محل زندگی انتخاب سبک زندگی در من وحشی گری ایجاد میکند تند خویی ایجاد میکند بی رحمی ایجاد میکند، بی عاطفگی ایجاد میکند نمیگذارد من رحمان و رحیم باشم، آن انتخاب غلط است و من باید در انتخاب هایم دقت کنم. اگر رشته ای هست که میدانم نمیگذارد من بفهمم من کی هستم غفلت ایجاد میکند حق نداری آن رشته را بروی. دو) آرامش و سه) چی؟ شادی. اینها شاخصه های زندگی یک مومن هستند. یک انسان حقیقی که این را دیگر مفصل برایتان توضیح داده ام. پس جواب سوال را اول بدهیم بعد برویم سراغ توضیحات آن از فرمایشات معصومین.

اولین کاری که یک نفر باید انجام بدهد این را بارها دارم میگویم قبل از اینکه بخواهی سر خودت رابا مسجد و هیئت و بسیج و زیارت و نمیدانم کربلا و مکه و نماز و حسینیه و دانشگاه و شوهرکردن و زن گرفتن و بچه دار شدن شلوغ کنی اولین کار و مهمترین کار این است که انسان اول مهندسی آرزوها بکند و مهندسی معشوق ها. اگر کسی اول مهندسی آرزوها انجام نداده باشد مهندسی معشوق را انجام ندهد؛ حتی اگر آدم حذب اللهی هم باشد باز به شکل یک انسان متولد نمی شود. ظاهرا حذب الهی است. چون حذب الهی در قرآن می گوید کسی است که مهندسی آرزوهایش را انجام داده است. ولی ظاهرا متدین باشد مثلا روحانی باشد. ما الان روحانی کم داشتیم از اول انقلاب بخاطر مسائل دنیایی و مالی دست از انقلاب و کشور و نظام و مسائل مردم کشیده اند و به خودشان ظلم کرده اند یا جبهه رفته ها هیئتی ها حاج آقا ها حاج خانم ها؟ نه. چرا اینطوری میشود آدم؟ برای اینکه مهندسی آرزوها و معشوقهایشان را اول انجام نمی دهد. بچه ها باید یادبگیرن نوجوان ها جوان ها باید یادبگیرن اول سه تا معشوق اصلیشان را بچینند. قرآن برای این که ما بتوانیم در رحم مادر ببینید بچه که در رحم مادر نطفه اش بسته میشود برای اینکه بتواند در رحم مادر محکم باشد جاش و تولد آن به سمت تولد سالم برود، هرجایی در رحم نمیتواند برود. خب. ما الان بارداری هایی داریم خارج رحم. کجا باید این نطفه برود؟ قرآن میگوید «جعلناه فی قرارا مکین» این باید برود یک جای خیلی محکم در رحم برای خودش انتخاب کند که مادر بعدا راه میرود میپره بالا میرود ورزش میکند در این نه ماه نیفتد بچه. یعنی یک جای محکمی یک جای محکم را انتخاب کند که شروع کند آن نطفه ی فسقلی و کوچک یواش یواش بشود یک بچه چهار پنج کیلویی یک بدن کامل. آنجا را میگویند قرار مکین. درحرکت ما به سمت تولد سالم قرار مکین چی هست؟ این نیست بگویم من بروم ورزشکار بشوم بروم هنرمند بشوم بروم دکتر بشوم بروم مهندس بشوم بروم نمیدانم دانشگاه بروم کجا چه کاری کنم اینها همه اضطراب می آورد برای ما. من قبل از این که دست به هر انتخابی بزنم باید اول قرآن میگوید سه معشوق خود را بچینی، این مکین تو است. قلب تو عشق تو نه ذهنت را قلب و عشقت را با این سه معشوق مانوس کن تا آخر هم باید پای معشوق خود باشی. تا آخر. یعنی این را اول مشخص کن معشوق اول کیست؟ آن که ما باید شبیه آن بشویم کی؟ الله. روح خودش را به ما داده. که این را با چی میبندیم؟ با اشهد ان لا الا الی بی نهایت. چون بی نهایت هم هست گفتیم چی؟ چون بی نهایت هم هست یکی بیشتر نمیتوانیم ما بیشتر از یک بی نهایت که نمی توانیم داشته باشیم. چون بینهیات هم هست پس وحده یک دانه است و چون وحده چی؟ لا شریک له شریک هم ندارم. پس هر کس در زندگی اول باید به خود بگوید اشهد بشهادت برسان. اگر نمی رسی بروید پیش یک استاد یک مربی یک کسی بگویید آقا این را به من نشان بده. من میخواهم به شهادت برسم خودم باید این را ببینم. میدانم به دردم نمیخورد. باید خودم بگویم این را. حاج آقا گفته قرآن گفته پیغمبر گفته نمیدانم این ها برای ما ماندگاری زیاد ندارد. خودم هم ببینم من معشوقی غیر از بی نهایت ندارم. پس اول خودت باید شهادت بدهی. ببینی. اشهد چی را ببینی؟ خودت را. اشهد ان لامن خودم خودم را دیدم حالا شهادت میدهم که من من همین روح خدا همان انسان، من معشوقی غیر از بی نهایت ندارم. الهی معشوقی غیر از. اگر خودت این شهادت را دادی آنوقت میفهمی که خب حالا. تکلیفت روشن میشود. مثل مثلا یک دختر و پسر میخواهند ازدواج کنند تکلیفشان روشن شده. میگوید قرار است عشق زندگی ما عشق زندگی همدیگر باشیم تا آخر هم به هم وفادار بمانیم. تمام شد تکلیفمان معلوم شد. از نظر میل جنسی و دلدادگی های زمینی و عشق زمینی من زوجم و جفتم را مشخص کرده ام. تمام شد دیگر. شغل من هم این است مشخص است. تمام شد دیگر. شغلم هم این است مشخص است دانشگاهم این است تو اول باید تکلیفت با معشوقت مشخص کنی. اگر تکلیفت را با معشوقت مشخص نکنی وقتت را جای دیگر تلف میکنی. این هم دکتر هستم مهندس هستم رییس جمهور هستم وزیر هستم ورزشکار هستم هنرمند هستم از این وقت تلف کردن های بیخودی که اول مردن هیچ کدامشان دوهزار نمی ارزد. هیچ کدام .تلف شده وقتت. آروزهای دنیایی. اول رابطه ات راتنظیم کن. لذا حضرت علی علیه السلام میفرماید: اگر کسی میخواهد رابطه آن چهار بخش های پایینی یعین بخش فرشته ای حیوانی گیاهی مادی تنظیم باشد اول باید رابطه اش را با کی تنظیم کند؟ با معشوق اصلی اش. ازدواج اول خود رادرست انجام بده. پیوند اول را معشوق مناسب را برای عشق بازی انتخاب کن. اگر غیر الله باشد همیشه شکست میخوری. یعنی هر چه موفق تر باشی از نظر دنیایی افسردگی پژمرده تر به خودکشی به دعوا به طلاق. چون ازدواج اول اگر درست انجام نشود دیگر فایده ندارد. مثل زیپ کاپشن است آن پایین را وقتی میخواهی جا بندازی دیدی یه وقتی جا می اندازی زیپ را که میکشی بالا ده هزارتا دانه باشد همه محکم میرود سر جایش؛ ولی اگر آن پایین خوب سفت نشده باشد، شما وقتی میکشی بالا هی در میرود. اولین ازدواجت را باید درست انجام بدهی؛ یعنی معشوقت را مشخص کن. من معشوق هستم الی هستم الله است. بعد هم نماز را خدا میگذارد هر روز با معشوق خود ارتباط داشته باشی فراموشش نکنی این عشق بازی باشد. این دائما نماز پنج وعده نماز با معشوق اصلی ات که به آن بگویی ایاک نعبد و ایاک نستعین من فقط تو را حرف تو را گوش میکنم. من فقط سبک زندگیم را از تو میگیرم از هیچ کس دیگری حرف گوش نمیکنم. من پا کار تو هستم. من وفادار به تو هستم. بی تو هرگز. با معشوقت اینجوری باید حرف بزنی دیگر. تو همه کس من هستی تو عشق من هستی تو جان منی. در دعاها داریم دیگر همه آنها را . ببین چقدر قشنگ مثلا جمعه ها امام سجاد چقدر قشنگ میگوید یا جنتی و نعیمی یا دنیایی و آخرتی ای بهشت من ای نعمت من دنیای من آخرت من همه آن تو هستی خدای من. این عاشقانه های امروز دوشنبه است. حتما رفتید خانه این را بخوانید یا همین جا هم وقت کردید فارسی بخوانید. مناجات مفتقرین را چقدر قشنگ است و روز دوشنبه هم وارد شده حدیث خمس عشر. میگوید خدایا همه چیز من همه کس من همه ی درمان من تویی. همه آن تو هستی. اگر کسی این پیوند را درست انجام ندهد موفق ترین آدم هم باشد جهنم میرود. لذا علی علیه السلام فرمود: «من اصلح» در نهج البلاغه «ما بینه» قانون دارد میگوید امیرالمومنین دیگر یعنی دارد می گوید : قدر انسانی و قضای انسانی را برای ما کاملا روشن میکند «من اصلح ما بینهو و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس» هر کسی رابطه اش را بین خود و خدا اصلاح کند یعنی رابطه عاشقانه برقرار شود این ازدواج انجام شود. بروم کنار زوجم همسرم الاهم معشوقم داشته باشم آن را در زندگی گم نکنم. اله داشته باشم. ببین الان یکی میاد میگوید یا مجرد است یا متاهل یعنی چی؟ یعنی جنس مخالف با آن هست یا نیست. بعضی ها می گویند آره بعضی ها می گویند نه. فرشته ها هم آن بالا هر دفعه میگویند ازدواج کردی یا نکردی؟ مجردی یا متاهل؟ میگویم والا من الان پنجاه سالم هست حرم هم زیاد میروم پنجاه سال هم نماز میخوانم ولی نه چون چهار رکعتی میشود دو رکعت خوشحال هستم. زیاد خوشم نمی آید از آن. ترجیح می دهم که ماه رمضان هم می آید ناراحت هستم از این که بخواهم یک ماه با این خلوت کن هنوز اینقدر به آن انس ندارم که یک ماه با آن بروم ماه عسل. بعد همینطوری هستم هنوز عاشق آن نشده ام. معشوق خود را پیدا کن. ما آدم هستیم شعار آدم چه چیزی است؟ برای همین میگویند به بچه در همان سه سالگی به آن بگو یاد بگیرد. بچه از سه سالگی میگوید چی لا اله میگویند از سه سالگی یاد آن بنداز آدم است. یعنی فکر نکند حیوان است گیاه است هه اش باید غذا بخورد حیوان است یا مثلا مامان بابا بازی بکند. دوست بازی بکند فقط. فکر نکند فقط ذهن است باید برود دانشگاه دکتر و مهندس بشود. از همان سه سالگی به بچه یاد دهید بگوید لا اله الی الله بگو که من معشوقی ندارم از اول بچه کوچک ها را دیده ای چطوری بازی میکنند؟ بازی بچه ها را دیده ای؟ اینها بلوغ جنسی هم ندارند ولی وقتی بازی میکنند چهار پنج ساله چه بازی میکنند؟ مامان بابا بازی میکنند. دیده ای؟ یکی میشود مامان یکی آن بابا، بازی هایی که میکنند یعنی دارند نقشی که قرار است چند سال بعد قبول بکنند الان دارند نقش آن را بازی میکنند. بازی آن هم خوب است دارد لذت میبرد از آن. یعنی از این بازی خوشش می آید. میگوید از سه سالگی به آن بگو که باید با خدا ازدواج بکند پیوند برقرار بکند. معشوقمان است اله مان است. عشقمان است. امیرالمومنین فرمود: اگر کسی این پیوند را درست انجام ندهد بقیه مسائل زندگی خود را دیگر خیر نمی بیند. دکتر میشود خیر نمی بیند مهندس میشود خیر نمی بیند ازدواج میکند خیر نمیبیند. اینها همه شکست است. پولدار میشود میبینی پول به درد آن نمی خورد. یعنی نمی آید پول آن را رحمان تر آرام تر و شادتر کند میشود عذاب جان خود. موفقیت هایش هم همینطور. هر چه رییس جمهور تر میشود به جهنم نزدیک تر هست وزیر میشود به جهنم نزدیک تر میشود استاندار فرماندار میشود همینطور شوهر میکند بچه هایش میشوند دشمن آن «ان من ازواجکم عدو اولادکم عدو لکم» قرآن میگوید بعضی از بچه های شما همسران و فرزندان دشمنانتان هستند. اموال خود میشود دشمنت. پس برو اول آن ازدواج را درست انجام بده. اول خدا. آن را اگر درست انجام دادی بقیه موفق در می آید. ولی اگر آن را درست انجام نداده باشی هر چه موفقیت هست تو را از خدا و معشوقت دور میکند. هر چه باسوادتر غافل تر مهندس تر دکتر تر غافل تر. مقامات دنیایی داشته باشی غافل تر هستی. شوهر زده زن زده بچه زده مهمانی زده مسافرزده یعنی زندگیت همه آن توهم است. اول آن را برو درست کن. این امام ما است که همه قدرها دست آن است. اول برو این را انجام بده بقیه درست میشوند. اول رابطه ات را با این گرم کن. این رابطه را گرم کردی همه چیز دیگر درست میشود. یعنی تو دیگر دست به هیچ انتخابی نمیزنی مگر با اذن کی؟ همسرت زوج خود اله ات. اصلا زندگیت فقط با آن معنی دارد. برای همین به آدم ها آدم ها یعنی چی یعنی من آدم هستم باور کردم آدم هستم زن و مرد و دکتر مهندس نیستم به آدم ها میگوید «قل» قل یعنی این را بگو. چه بگوییم؟ این آدم ها فقط میتوانند اینطوری حرف بزنند. یعنی پایین تر ازآدم نه فهم آن را دارد نه جگر آن را دارد و نه اصلا صلاحیت آن را دارد . این فقط برای آدم حسابی ها است. آدم هایی که باطن شان را نگاه کنی آدم هستند. پیغمبر فرمود: امت من به شکل ده حیوان می آیند دیگر در روز قیامت خوک ها می آیند آنهایی که بی غیرت هستند حرام خوار هستند میمون ها آنهایی که لجباز هستند گرگ ها آنهایی که عصبی و پرخاشگر و زودرنج هستند. بقیه را میدرند. روباره آنهایی که حقه باز هستند. اینها هست. ولو حیوانات دیگر. بعضی ها هم همه آن هستند. آدم چگونه متولد میشود؟ موقع تولد حضرت زهرا چه کسی را آدم تحویل میگیرد؟ کسی که از اول این پیوند را درست انجام داده با الله. حالا ببین قرآن چطوری میگوید عاشقانه هست خیلی عاشقانه است ولی چه کسی میفهمد عاشقانه است؟ ببین شما مثلا برای یک بچه پنج ساله شعر عاشقانه بخوان از این ترانه ها که دیده ای پخش میشود بچه هم میخواند دیدی حفظ است میخواند ولی نمیفهمدش. چون حس آن را ندارد اصلا بنابر این شنیده و تکرار میکند. ولی اصلا جدی نیست آن حس درآن نمی آید. ولی همین بچه وقتی بزرگ میشود حالا ترانه عاشقانه را نه تنها میخواند بلکه چیه؟ خود آن هم میتواند شعر بگوید اصلا شعر عاشقانه میگوید. چون بلوغ جنسی پیدا کرده جنس مخالف را میشناسد حالا این ترانه های عاشقانه نوشتن، هم میفهمد هم میتواند بخواند. هم میتواند شعر بگوید. الان خدا ترانه های زیادی را در قرآن برای ما گذاشته که بگوییم و با آن برقصیم، کیف بکنیم، شاد باشیم رقص های انسانی، میکده های انسانی بزم انسانی. یکی اش چیست؟ میگوید: قل، قل یعنی بیخیال همه بی خیال همه به همه اعلام کن فاش بگو (فاش گویم و از گفته خود دل شادم بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم) هم از آخرت آزاد هستم هم از دنیا آزاد هستم. من همین الان همسر خود را انتخاب کرده ام زوج خود را دیگر الان دغدغه ندارم موقع مردن ه نکیر و منکری قرار است بیاید از من سوالی بکند اصلا نمی آید کسی. کسی که با خدا رفیق است هیچ کس نمی آید بترساند آن را اگر بیایدند چه کسانی می آیند در روایت داریم چهارده معصوم می آیند با احترام میبرند آن را پیش خودشان. ببینید چه مردن قشنگی است. تا اینکه عزرائیل بیاید علیه السلام آن هم با قیافه خوب خود نه قیافه ماه خود که آدم میمیرد برای ازرائیل وقتی با آن قیافه خوشگل خود می آید نه آن قیافه که شبیه خودت است وحشتزده است از خدا وحشتزده است از غیب وحشت زده است از خانواده آسمانی خب آن قیافه خودت است باطن خودت است به آن شکل می آید . قل چی؟« ان صلاتی ونسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» ببین به همه بفهمان قل، اعلام کن نمازم عبادتم زندگیم مرگم مال رب العالمین است. من فقط با آن معامله میکنم با هیچ کس نه. اصلا با هیچ کسی کاری ندارم. من معشوقم همیشه کنارانس من هست معشوقم هست عشقم هست اله ام هست وکیل من هست نصیر من هست همیشه کنار من هست نه ترس دارم نه اضطراب دارم نه دلزده میشوم نه گدایی عاطفی از بخش های زمینی میکنم از شوهر پدر مادر نمیدانم اجتماع بگویم یک نفر من را دوست داشته باشد. یک نفر عاشقم باشد. نمیدانم اگر ترکم کرد غصه بخورم نمیدانم افسرده بشوم اصلا این حرف ها چی هست.

شب عاشقان بی دل چه شب دراز باشد تو بمان که از اول شب در صبح باز باشد

خدا میگوید هر کسی ترک تو بکند من ترکت نمیکنم. من رهایت نمیکنم. من تنهایت نمیگذارم من پشتت هستم. من کنار تو هستم. تو در آغوش من هستی. آدم یک معشوق اینطوری داشته باشد مگر میرود التماس این و آن را بکند که میرود گدای عاطفی از کسی بکند؟ به امام صادق گفتند: چرا بعضی عاشق آدم های دیگر میشوند بعد هم شکست میخورند این همه در به دری میکشند در عشق؟ فرمود: بخاطر اینکه به عشق اول خود خیانت کرده اند. یعنی وقتی که با خدا میزنی به هم، خدا اسیر عشق های زمینی میکند بعد هم لهت میکند زیر دست همان بچه هایت همسرت شوهرت مردم ذلیلت میکند. چون تو آدم هستی من روح خود را داده ام به تو آدم باش تو برای این برای ازدواج با کسی نیست این با من است باید با من باشد. «اشهد ان لا الا الله» چقدر قشنگ است این ترانه سر نماز. اشهد ان لا اله الی الله وحده چقدر قشنگ است یکی است لنگه ندارد وحده وحده، یعنی لنگه ندارد. معشوق من لنگه ندارد. تا ندارد. لا شریک له. این بخش ها را نیار شریک خدا بکن. خراب میشود زندگیت. قاطی عشقت نکن، نامحرم برندار بیار. خراب میشود. لذا چی است میگوید بگو چقدر زیباست. ان صلاتی بگویید همه و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» من اصلا برای خدا زنده هستم به عشق آن زنده ام به عشق آن نفس میکشم به عشق آن میخوابم با او می خورم با او بلند میشوم. من در گوشیم منتظر نیستم یک کسی به من یک پیام نمیدانم چی چی بدهد. من اگرآن را باز میکنم دوست دارم پیامک های خدا را بخوانم به خدا پیامک بدهم. حرف های عاشقانه بزنم کتاب آن را بخوانم نامه های اش را بخوانم. من آدم کوچکی نیستم آدم بدبختی نیستم که اسیر این و آن باشم فلانی دوستم دارد یاندارد دوماه میخواهد پایم بایستد سه ماه میخواهد پای من بایستد شش ماه میخواهد پای من بایستد. اینقدر بدبخت من رانیافریده خدا. ما به علت اینکه خیانت میکنیم در عشق اصلیمان گرفتار و ذلیل آدم ها میشویم، خوار میشویم زیر دست و پایشان. ولی شما نگاه کنید آسیه سلام الله علیها زن فرعون است. وحشی ترین آدم روی کره ی زمین. از این وحشی تر ما دیگر نداریم. فرعون جزء اصحاب تابوت است. در جهنم یک تابوت است دوازده نفر در آن تابوت هستند. آتش کل جهنم از قبر این دوازده نفر است. از گور این دوازده نفر تابوت این دوازده نفر است. یکی اش فرعون است. اصلا احساس فرعون شکنجه اش میدهد تحقیرش میکند آخر هم میکشد آن را ولی اینقدر این زن عاشق خدا هست، ببین اینقدر عاشقی دارد که خدا آسیه را بعنوان بزرگترین الگوی انسانیت در قرآن معرفی میکند. «ضرب الله مثلا للذین آمنوا امراته فرعون» خداوند برای مومنین انسان های حسابی انسان های برجسته زن فرعون را مثال میزند که چی یک شوهر به آن وحشی داشت اما عاشق خدا بود. ببین چقدر عاشق است .به خدا چه می گوید؟ «رب انی ربک بیتفی جنه خدایا این خانه پیش خودت در بهشت است. پیش خودت. «وضرب الله مثلا للذین کفروا» اما مثال برای کافرین چه کسی را مثال میزند؟ زن دوتا پیغمبر را. اوه اوه اوه اوه «امراته نوح و امرته لوط » زن دوتا پیغمبر بوده اند اما دلدادگیشان دنیا بود با این پیغمبر هم اصلا پیوند برقرار نکردند. پیام این شوهر مومن : خیلی ها هستند خداوند شوهر مومن همه چور تمام نصیبشان میکند اصلا نمی تواندعاشق آن شود. اینقدر بی سلیقه هستند. اصلا نور حضرت و نور خانواده آسمانیش را نور در خودش نمیبیند. اصلا با این نمی تواند. دنبال یک شوهر قرتی شوهر بی دین یک شوهر فاسقی که به این فقط زنانه نگاه کند. به شکل حیوان خانم و آقا یا گیاه بدن ببیند آن را. دنبال یک شوهر اینجوری میگردد. یا بعضی از این زن های خیلی خوب خدا نصیب آنها میکند دنبال یک زن جمادی و گیاهی میگردد. خلایق هر چه لایق. خلایق هر چه لایق.

پس اولین در مهندسی عشق اگر میخواهی دعایتان مستجاب شود یک) اول تکلیفتان را با معشوق اصلیتان الله روشن کنید دو) خانواده آسمانی تان. تا تلکیفتان در رابطه با اینها جور نشده وارد هر خانواده دیگری بشوید شکست میخوری. با هر خانواده دیگری پیوند برقرار بکنی. با خانواده خودت پدر و مادر خود داداش هایت خواهر هایت شکست میخوری. با بروید خانواده همسر آنجا هم همینطور. اول خانواده خودت را با آنها رفاقتت را برقرار کن. استحکامت را برقرار کن. خانواده دار بیا پایین. بی خانواده و بی کس نیا در پیوند زمینی وارد شو. یعنی این کجا من بعنوان بچه ی چهارده معصوم بروم با یک نفر ازدواج کنم و وارد روابط اجتماعی بشوم خانوادگی و اجتماعی و این هویتم را همیشه حفظ بکنم یا اینکه بگویم من بچه پرورشگاه هستم مادرم مرده پدرم معتاد بود مادرم اینجوری بود یا مثلا پدرم زندان است یا بچه طلاق هستم اینها همه اش بیخود است. غصه خوردن آن بیخود است. چون اینها واقعیت ندارد. اگر کسی برای این چیزها ناراحت بشود پس معلوم خودش را زمینی میبیند یعنی حیوان دارد میبیند. نه من اگر مادر پدرم پرورشگاهی هم هستم بچه ی فاطمه زهرا هستم. من اگر پدر و مادر زمینی نمیدانم کی هستند پدر و مادر خودم را میدانم کی هستند. کی هستی تو؟ من بچه فاطمه زهرا هستم. من بچه امیرالمومنین هستم. از این هویت بالاتر میخواهد یک کسی. خانواده دارم بی خانواده نیستم بی سرپرست نیستم بی ولی نیستم. آنها هم زنده هستند. چهارده تایشان بالا سر من هستند الحمدالله. هیچ وقت هم ولم نمیکنند. تنها هم نمیگذارند. من بچه امام رضا هستم.

بچه ی محله امام رضا نیستم بچه چه کسی هستم؟ بچه خود امام رضا هستم. آن بچه محل امام رضا یعنی بدن من اینجاست. آن کمالی نیست؛ ولی اگر بچه امام رضا هستی چرا. این کمال است. من بچه امام رضا هستم. بچه خودش هستم. همین روحی که در امام رضا هست خدا به من هم داده اصلا من را از روح اینها خلق کرده است. زیارت جامعه کبیره میخوانید دیگر چقدر عاشقانه است. «خلقکم الله انوارا فجعکم بعرشه محدقین» آخی چقدر قشنگ «حتی من» شما نورهایی بوده اید که دور عرش خدا تواف میکرده اید خدا به ما منت گذاشت شما را در ما گذاشت. «فجعلکم فی بیوت اذن الله »روح من روح چهارده معصوم است. خدا این روح را داده است به من و من را از همین جنس آفرید. چه لحظه ی باشکوهی است. منت گذاشت سر ما خدا بخوانید جامعه کبیره را چه افتخاری است. به ما منت گذاشته است. خدا گفت: از روح شما چهارده نفر آدمیرا آفریده ام. حالا هر زن و مردی که ازدواج می کنند در کره ی زمین فرقی نمیکند کجای کره ی زمین این روح به آنها تعلق میگیرد. انسان میشوند. با لیاقت خلیفه الله. رابطه ات را اول با خانواده ی آسمانیت گرم کن بخصوص باکی؟ با آن که الان سر سفره اش هستی. زنده است. آنها که در بهشت هستند. با آنها باید رفت و آمد کنیم در بهشت هستند. صله ارحام باید بکنیم با آنها. اما آن که الان زنده است مسئله اش فرق میکند. آنکه الان زنده است امام زمان است که آواره است تنها است، غریب است مضطر است. از مقامش که حاکمیت بر هشت میلیارد آدم هست کنار زدن . او از ما توقع دارد موانع ظهورش را برطرف کنیم بیاید هشت میلیارد خواهر و برادرهای ما را نجات بدهد. همه ی ما را نجات دهد. ما باید این کار را بکنیم. پس من باید نسبت به خانواده آسمانیمان بخصوص پدرم یک مسئولیت هایی دارم در کره ی زمین باید آنها را انجام دهم. اگر بی خیال باشم بمیرم فردا خیلی زشت است بگویند آقا تو مثلا پدر تو آواره بود آره. تنها بود طرد شده بود غریب بود مضطر بود؟ آره. پس تو چکار میکردی در دنیا؟ چکار میکردی؟ چرا رفتی یک سبک زندگی غلط یک دوست غلط یک رشته غلط یک شغل غلط همسر غلط محل زندگی غلط انتخاب کردی که از خانواده ات کلا بریدی. امام رضا علیه السلام میگوید: میخواهی به شما بگویم تولد حضرت هست این هدیه را داشته باشید. می خواهید به شما بگویم آدم پست چه کسی است؟ پستی چی است؟ اونی است که یک چیزی دستم را نگاه کنید یک چیزی داشته باشد یا ثروت یا کمالات جمادی یا حیوانی یا علم و سواد که او را از معشوق آن از الله غافل کند. این آدم پستی است که یک دفعه آدم را از اصل و نسب خود می اندازد. من نمیدانم این هستم شغلم و کارم این است نمی دونم رشته ام این است من نمیدانم موقعیتم این است یعنی همین مشغول خاله خاله بازی های دنیا میشود. اصلا یادش میرود به این الله تعلق دارد. حالا ظهر هم میشود خدا که بیا نماز بخوان بیا پیش خودم بیا خستگی ات در برود. بیا کمک کنم نه مغرب عصر شب هیچی اصلا . اصلا حوصله ندارد اگر هم بخواند فقط میخواهد زود بخواند و برود و رد شود تند تند تند تند بخواند رد شود چون نمیخواهد با این معشوق زندگی کند اصلا نفهمیده آدم است. خانواده آسمانی هر چهارده تا امامزاده ها اینها کسانی هستند که قرار است با آنها زندگی کنیم در بهشت. این چهارتایی که سر نماز هی داریم میگوییم: انبیاء صدیقین شهدا صالحین. مگر سر نماز نمی گوییم صراط الذین انعمت علیهم. اینها چه کسانی هستند؟ چهاردسته هستند انبیاء صدیقین شهدا اینها خانواده ما هستند. اصل و نسب ما هستند . یک طوری زندگی کرده اید که وقتی از اینجا رفته اید سریع ببرند تو را وسط آنها؟ بگویند ما منتظر تو هستیم بایستی ببینی اه صدوبیست و چهار پیغمبر ایستاده اند جشن تولد تو. چهارده معصوم آمده اند جشن تولد تو، ابوالفضل آمده علی اکبر آمده علی اصغر آمده رقیه آمده نرجس خاتون آمده. حضرت خدیجه آمده. به به به به آمده اند جشن تولد تو در آن عالم. یک جوری باید زندگی کنی که آنها بفهمند تو میفهمی عضو خانواده آنها هستی بگویند این بچه بچه ما خود آن عضو خانواده ما میدانست همه ما برویم جشم تولدش. دارند از دنیا میاورن آن را. دارد از دنیا میرود می آید این طرف دیگر. چه لحظه با شکوهی است. میگویند فلانی از دنیا چیه؟ رفت. کجا میرود؟ پیش هر کسی که دوست داری در دنیا شبیه آن باشی. ببین عکس چه کسی را روی موبایل خود میزنی، در خانه ات عکس چه کسی را میزنی روی پیراهن خود چه مینویسی ببین شب ها وقتی میخواهی بخوابی سر خود را میگذاری روی بالشت ذهن تو کجا ها میرود. قیمت تو هم همان است. پیش هر کسی که دوست داری شبیه آن بشوی. شبیه آن ها زندگی کنی. اینها الگوهای خوبی هستند. آن قیمت تو است. اگر یک کسی هی گفت نماز خواند و راست گفت «اهدنا» به خدا میگوید خدایا من را غیر از این چهارجا جای دیگری نبری . «اهدنا صراط المستقیم صراط الذین» آنهایی که خود تو به آنها نعمت داده ای آنهایی که آدم حسابی هستند. انبیاء صدیقین شهدا صالحین. من پیش اینها میخواهم بروم. «و حسن اولئک رفیقا» قرآن چقدر قشنگ میگوید. میگوید اینها رفیق های خوبی هستند برای تو. به لیاقت خودت رفیق پیدا کن. چون قیمت هر کسی رفیق هایش هستند. الان رفیق های تو چه کسانی هستند؟ دوست هایی که با آنها مهمانی میروی، مسافرت میروی به آنها سر میزنی می آیند خانه ی تو میروی خانه شان، رفیق هایت چه کسانی هستند؟ آنهایی که جلو آنها اینگونه هستی یک موقع هایی هست یک رفیق دارم مثلا فرض بفرمایید مومنین هستند می آیند خونه یمان میرومخونه آنها ولی جلوی آنها ریا کاری میکنم. ادا در می آورم. ولی نه رفیق اونی هست که وقتی می آید خانه تو با هم اینطوری هستید. آن باطن تو باهات جلوی آن واضح است. آن میشود رفیق تو. با چه کسی میخواهی رفاقت کنی؟ عزیزانم تکلیفمان را با خانواده آسمانی مان باید روشن کنیم. و تکلیفمان را با امام زمانمان. چون رودر رو میشویم با آن. یک روزی همین سیزده تا معصوم میگویند این امام تو مگر نبود؟ چرا. پس چرا زمان تو این آواره بود تنها بود غریب بود طرد شده بود پس تو چیکار میکردی؟ این سوال مهمی است مهم ترین سوال قیامت است. باید جواب بدهی. از الان باید جواب بدهیم دیگر. چون در رحم باید ما این جواب را بدهیم بچه های سالم از تو رحم همه جواب ها را برای دنیا میبرند برای خودشان. باید الان آماده کنیم برویم.

سه) معشوق سوم: جهاد. قرآن این سه تا رو سوره توبه آیه بیست و چهار . اگر زندگی تو جهادی نیست یعنی برای دفاع از هشت میلیارد آدم تلاشی نداری که اینها رانجات دهی اینها آدم هستند اینها بچه حضرت زهرا هستند. بی خیالی اصلا با آنها. دوستشان نداری یا برای منجی که قرار است اینها را نجات بده کاری نمیکنی آن منجی که قرار است هشت میلیارد و تو را نجات بده تلاشی نمیکنی نه در جنبه جمادی یعنی پولت. پول تو جای دیگر دارد خرج میشود وقت تو در بخش های گیاهی آبروی ات در بخش حیوانی علم و تخصص ات در بخش انسانی عشقت و دل تو اگر نمیتپد نه رحمان و نه رحیم یک آدم خشن خودخواهی که فقط خودش و خانواده خودش را میبیند نهایتا خودش و هموطن هایش را نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. این آدم بی دین بی عاطفه است و اگر این هشت میلیارد همه بچه های امام زمان و فاطمه زهرا هستند. همه آنها فقیر هستند. نیاز دارند بدانند که کی هستند. خدا رحمت کند برای این همیشه این را در هر جلسه تکرار میکنم آقای بهجت فرمود: من اگر برای شیعیان دعا نکنم برای چینی ها دعا میکنم. آنها هم بچه های حضرت زهرا هستند. اصلا قلب من باور کنید خیلی درد در آن است. الاقصی که گذشت یک هفته بعد از الاقصی شما نمی دانید دختر و پسرهای ماه فرشته و نورانی آمریکایی و اروپایی و کشورهای دیگر یک میلیون و هفتصد هزار تا پیام فرستادند. مسلمان نه. گفتن آقا مهدی چه کسی هست مهدی را به ما معرفی کنید. دنبال باباشان میگردند. دوماه دیگر بیایید موکب ما انشالله در اربعین ببینید مسیحی ها یهودی ها سیک ها هندوها بودایی ها همه به عشق امام حسین و باباشان آمده بودند. هیچ کسی هم به آنها نمی گوید که شما چه کسی هستید. آنهایی که کوتاهی کرده اند باید قیامت جواب بدهند. از هم لباسی های من بگیرید تا آنهایی که میتوانستند پولهایشان را بدهند در راه نجات این هشت میلیارد بردند دادند نمیدانم شل زرد و قیمه و قرمه و نمیدانم کباب ترکی و نمیدانم از این چیزها. برای نجات آدم ها سرمایه گزاری نکرده اند. این سه تا را باید روشن کنیم. تکلیفت را روشن کن. این یعنی عمرم را فرقات میگوید خدایا فراقت عمرم را در آن جهتی که من را برای آن افریده ای. ما برای این چیزها آفریده شده ایم. بعضی از عزیزان می آیند هنوز این کار را نکرده اند منم به آنها می گویم بابا جان دخترم پسرم بیا برو برنامه را اجرا کن. مهندسی آرزوهایت را کار کن مهندسی فکر خود را کار کن. الان تصمیمت را با خودت رحم مادر یعنی دنیا ابدیت مشخص کن بعد دست به انتخاب بزن. همه اش عجله دارند. میخواهم بروم این رشته میخواهم دکتر شوم بابا یک سال دیرتر برو دانشگاه. یک سال مثلا دکترا داری میخوانی ولی حالت خوب نیست عزیزم تو داری اشتباه میروی مسیر را. یه یک سال مرخصی به خودت بده یک ذره فکر کن اول تکلیف خود را روشن کن برو در قرار مکین در رحم دنیا برو یک جای محکم بعد حالا دست به هر انتخابی بزنی موفق هستی. موفق هستی. دیگر اذیت نمیشوی. چون تو خودت را بسته ای از اول. به سه تا معشوق بستی خودت را خطا نداری: الله اهل بیت و جهاد. حالا تو هر شغلی را انتخاب کنی این شغلت تو بشو ثروتمندترین مرد دنیا یعنی این ثروت تو می آید در این سه تا عشق. بشو عالم ترین مجتهد ترین نمیدانم باهوش ترین نخبه ترین در هر رشته ای باشی نورانی میشوی. دیگر غذاخوردنت شوخی کردنت میوه خوردنت روابط جنسی روابط خانوادگی نمیدانم تفریح تو همه چیز تو نورانی است و عبادت است. همه چیز تو. پس ما آخرین نکته ای که واستغفر دارد. واستغفر یعنی دست به انتخاب هایی نزنی که بعدا وقتی میفهمی آدم هستی دیگر وقت نکنی برای خودت برنامه.. میدانم و فهمیده ام این کتاب ها را هم خوانده ام این برنامه ها را هم استاد برنامه شما را شش ماه را گوش کرده ام ولی هنوز حالم خوب نیست. حالت خوب نیست یعنی این که اینقدر دست به ارتباطات و انتخابات بیخودی زدی که وقت برای خودت نداری دیگه. برای خود تو این من اصلی. میگویی نمیرسم. سرم شلوغ است. درس دارم شوهر دارم بچه ام. زندگیم تجارتم نمیدانم کارم نمیگذارد من اصلا نمیگذارد خودم را پیدا کنم.

«واستغفر» یعنی گور پدر همه شان صلوات ولشان کن بزارشان کنار خب ترمز را کم کن فارق کن کار خود را. خودت را فارق کن. ما الان بیست و پنح زبان دنیا تولید می کنیم. هزاران نفر خانم و آقا در کشور خارج از کشور در همین قاره ها برای من پیغام میدهند ما میدانیم کی کلاس داری شما آن کلاس که مستقیم پخش میشود همان را وقتمان را میگذاریم نصف شبم که هست خالی میکنیم. «استفراغ» یعنی یعنی طلب فراقت «واستغفر» یعنی بخواه که وقت من باز شود خدا هم می گوید پس تو هم بخواه برو وقت خود را باز کن من کمک تو میکنم ولی تو هم برو وقت خود را باز کن. نرو بیست واحد درسی بگیر که دیگر نمیتوانی بابا ده واحد درسی بس است. من بیست واحد درسی باید زود زود لیسانس بگیرم زود ارشد بگیرم دکترا بگیرم هیچی وقت ندارم. بعد با شبکه مجازی و نمیدانم فیلم های سینمایی تکراری و افسانه های دروغین و نمیدانم یک عالم معشوق های قلابی به درد نخور و آشغال وقت را پر میکنی بعد میگویی وقت ندارم. واستفرغ یعنی استفراغ کن هر چیزی که غیر از حق است بریز آن را بیرون حالا آرام کن خودت را بنشین برای خودت برنامه ریزی کن.

چند وقت پیش رفته بودم یک جایی املاکی بود یک آقایی املاکی بود و من داشتم میرفتم دنبال یک سوپر مارکتی میگشتم. حواسم نبود این املاکی است مغازه اصلا حواسم نبود. یهو رفتم تو دیدم املاکی نشستم گفتم عه چی شد؟ گفت: دیدم نمیتوانم آخرتم را حفظ کنم شغلم را عوض کردم. هجرت یعنی این. یعنی اگر یک چیزی الان داری در دنیا نمیگذاری بروی بغل خدا خانواده آسمانی و جهاد هجرت کن. ول کن ولش کن. هر چیزی که هست نمیگذارد در خدمت خدا اهل بیت و جهاد زیر سایه زیر چادر امام زمان خود باشی، ولش کن. گفت دیدم این شغل به دردم نمیخورد من با این شغل نمیرسم به آنجا. خود مرد به من گفت. دیدم حالم را خراب میکند. الان آمده ام یک سوپر مارکت زده ام. خوبم راحت هستم هر کسی هم از در بیاید اشتباه فکر کنند چون تابلو املاکی بود میگفت هر کسی هم اشتباهی بیاید و ملک بخواهد من کمک میکنم رایگان به او مشاوره میدهم . ولی نه دیگه من باید این کار را بکنم. نه اینکه حالا همه املاکی ها بد هستند نه در همه شغل ها داریم اولیاء خدا هستند. منظورم شغل نیست. منظورم این بود آن در آن شغل میگفت من دلم آرام نیست در آن شغل. بگردید یک چیز حسابی پیدا کنید وقتمان را فارق کنیم.