جلسه 017 - حیات طیبه
شماره جلسه
17
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1403
ماه
11
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 017 - حیات طیبه

حیات طیبه؛ جلسه 17 29/11/1403

سلام علیکم و رحمت الله.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

خب یک فقره از دعای بیستم را تمام کردیم. سراغ بعدی میرویم که باز با صلوات شروع می شود «اللهم صل علی محمد و آله واکفنی ما یشغلنی اهتمام به واستعملنی بما تسالنی غدا عنه واستفرغ فی ایامی ما خلقت له» در واقع یک مدیریت برنامه‌ریزی برای مصرف عمر هست، برای زندگی هست. اولین چیزی که ما باید درباره عمر بدانیم، این هست که عمر یک سرمایه جاودانه است که به ما داده شده و بی قیمت هست. «بقیه العمر لاقیمه لها لایدرک بها مافات و یحیی بها مامات» امیرالمومنین علیه السلام فرمود: بقیه عمر قیمت ندارد. کی دارد این حرف را میزند؟ امامی که خداوند می‌فرماید که تمام عددها اندازه‌ها قدرها و قضاها در دستش است یعنی ائمه وقتی با ما حرف می‌زنند، نصیحت نمی‌کنند موعظه نمی‌کند هر حرفی که دارند می‌زنند، دارند به ما قدرها و قضاها را توضیح می دهند یعنی شرط حرف زدن اهل بیت مثل خود خدا ریاضی هست یعنی فقط قانون به شما می گوید. قدر یعنی اندازه‌ها و بعد قضاهایش پشت سرش به شما می گوید که شما دستت باز باشد هر قدری را انتخاب میکنید بدانید که چه قضاهایی منتظرت هست چه نتایجی منتظر است یا بالعکس، قضاهایی را دوست دارد در زندگیت یعنی نتیجه، قضا یعنی نتیجه حکم، آرزوهایت را. چیزهایی را دوست داری در زندگی آرزویت هست. می گوید: «قد جعل الله لکل شی قدرا» می گوید برای هر چیزی اندازه گذاشته، قدر گذاشته و محاسبات ریاضی دارد. هر چیزی فرق نمیکند. جسمی، روحی، مادی و معنوی. این چهارتا را یادتان نرود. پس این فرمول را همه حفظ بکنیم «قد جعل الله لکل شی قدرا» بگویید بلند. همیشه در انتخابات تان، این را اول بخواهید، گیج اید، گنگید، می خواهید چیزی انتخاب کنید: رشته، شغل، همسر نمیدونم دوست، بچه خوب می خواهی، همان قدرهای پنج گانه در بارداری، سالم می خواهی، باهوش، عاقل، با اخلاق، معنویت. اینها همه قدر دارد. وقتی که یادت میفتد که «قد جعل الله لکل شیء قدرا» خداوند برای هر چیزی قدر و اندازه گذاشته. آن چیز یادتان نرود. آن چیز یعنی نتیجه که تو می خواهی در زندگی برکت می خواهی رشد اقتصادی می خواهی آبرو می خواهی عزت می خواهی قدرت می خواهی آسان زندگیت را می خواهی شادی می خواهی آرامش می خواهی، اینها چیزند دیگر، همه شان چیزند. برای هر کدام از اینها خداوند فرمول گذاشته، قانون گذاشته، دین گذاشته آیین گذاشته و قدر گذاشته. قدر یعنی ریاضی کاملاً و تو باید حتما برای به دست آوردن آن چیز، قواعد ریاضی آن را رعایت کنید. مقل پیشرفتی که در صنعت می بینید. الان در کشور ما الان انشالله صنعت دشمنان ما اعتراف کردن که ایران در چهل و چند سال بیشتر ۴۰۰ سال رشد علمی داشته. خب چه جوری این رشد ایجاد شده؟ از رتبه 150 و چند در دنیا جزو آخرین کشورها بودیم الان جز ده کشور اول شدیم. در تمام شاخص های پیشرفت های مادی البته. خب برای اینکه جوانهای ما آمدند مهندسی یاد گرفتن درس یاد گرفتن در پزشکی در داروسازی در مهندسی در رشته‌های مختلف قدرها را زود شناسایی کردند. قدرها را شناسایی کردن از طریق شناسایی قدرها به قضاها یعنی ساخت محصول، صنعت رسیدند. در همه کارهای زندگی اینجوری هست؛ یعنی ما باید وقت بگذاری قدرهایش را بروی آموزش ببینی پیش اساتید خودش و بعد آن قضاها و قدرها را ایجاد کنی به محصول می رسی. مثلا وقتی آب می خواهی، آب یه محصول هست قدرش چی بود؟ h2o ، دو تا هیدروژن و یک اکسیژن. اگر قدرهایش را ایجاد کردی یعنی دوتا هیدروژن و یک اکسیژه قطعا به آب می رسی. نمی شود، آب تخلف ندارد. در فلسفه هم میگویند معلول هیچ وقت از علت تخلف نمیتواند بکند؛ یعنی محال است شما دوتا هیدروژن و یک اکسیژن بزارید که آب تبدیل نشود. بنابراین شما هرچی که در زندگی می خواهید کافی هست قدرش را بشناسید. قدرش را ایجاد بکنید و بعد قضا و نتیجه اش گیرت می آید. عمر را حضرت میفرماید، او صاحب قدر است. امام صاحب همه قدرهای خلقت است. کل نظام ریاضی خلقت در عالم فیزیک و متافیزیک دست یه نفر است. دست این ۱۴ نفر. همه در زمان خودشان همه دارند. او به شما می گوید چی؟ می گوید وقتی میخواهد راجع به عمر قدر تعیین بکند مثلا اینجا در دنیا قدر عمر چی میگویند؟ میگویند وقت چیه؟ طلاست یعنی انقدر آدم نادان است که دارد وقت را با پایین ترین جنبه انسان یعنی کمال جمادیش مقایسه می کند می گوید عمر طلاست. یعنی حتی به حد گیاهی و حیوانی هم نمی رساند. اما امیرالمومنین این جوری نمی گوید. می گوید بقیه عمر هر چقدر هست «لا قیمت لها» نمی شود برایش قدر گذاشت. چرا؟ غیر قابل قدر هست. غیر قابل قیمت گذاری است. چرا؟ چون «قدر یدرک ما فات» هر چی که در زندگیت خرابکاری کردی بگو ۶۰ سال گناه کردم نمیدونم چیکار کردم، همه قابل جبران است «و یحیی ما فات» هر چی که مرده در زندگی ات، برای آخرتت، برای حیات زندگی ات، همه اش قابل احیاست، چون می توانی جبران کنی. می توانی ضربه هایی که دیدی، آسیب‌هایی که دیدی حتی آسیب‌هایی که زدی، میشود جبرانش کرد. و برای همین هم ناامیدی کفر است بعد از شرک به خدا ما چیزی بالاتر از ناامیدی نداریم. چون این خلاف قدرهای خلقت است. خلقت بازسازیش ممکن است. پس قیمت عمر دقت کنید خیلی مهم است. حالا این عمر را برای چی به ما دادند؟ گفتیم قبلا ، ده ها بار این را توضیح دادیم. عمر ماهیت رحیمی دارد؛ یعنی چی؟ یعنی یک تو را در زمان کوتاهی برای یه حیات جاودانه می‌سازدت. مثل بچه. بچه ۹ ماه در رحم مادر هست ولی برای حیات دنیایی که از نظر علمی محدودیت ندارد، اگر الان عمر را ۱۰۰ ساله ۶۰ ساله ۹۰ سال هست، این برای بشر تصرف کرده عمرها را کوتاه کرده. بشر آمده قدرهای حیات طولانی را از بین برده و حالا مردم مجبورند در فضای زندگی کنند که در آن قدرها عمرشان طولانی نیست. سکته زیاد شده سرطان ها زیاد شده نازایی زیاد شده زایمان طبیعی زیاد شده تصادف زیاد شده، مصیبت‌ها را زیاد کرده بشر. مواد غذایی همه سرطان زا نوعا، داروها همه همینطور . خب بشر آمده قدر عمر طولانی را کم کرده ولی عمر دنیا محدودیت ندارد. آقا امام زمان علیه السلام بیاد عمرها بسیار طولانی میشوند. خب شما ۹ ماه در طول رحم مادر هست اما خودش را آماده میکند برای ده‌ها سال زندگی در دنیا. رحم یعنی این؛ ولی وقتی یه بند انگشت هم توضیح میدهم همیشه کم بیاورد جنین در رحم مادر، دیگر دنیا نمی تواند جبران کند. دنیا اصلا چنین قدرتی ندارد مثل رحم. پس رحم هم آماده ات میکند، ردت می کند به عالم مرحله بعد، می سازدت و ردت می کند. یکی دیگر هم اگر آسیب دیده باشی آسیبهایت را جبران میکند. رحم این دوتا خاصیت را دارد. دنیا هم نسبت به مرحله بعد که بی نهایت از خودش بزرگتر زیباتر کامل‌تر جذاب‌تر پیشرفته‌تر هست همین است. رحم است. دنیا رحم دوم ماست و مادر ماست به تعبیر علی علیه السلام. بنابراین ما در رحم مادرمان دنیا که داریم زندگی میکنیم یه فرصت داریم تا اجل مان. اول از اینکه یادمان نرود اجل چیه؟ «لکل شی اجل» هر چیزی اجل دارد، یعنی قدر دارد، عمر دارد، عمر ما مشخص است. پس ما یک زمان محدود داریم برای تولد و زایمان به عالم بعدی، وفات از اینجا کمااینکه در رحم مادرمان هم بودیم یه وقتی را داشتیم از رحم مادر وفات کردیم به اینجا چی شدیم؟ تولد پیدا کردیم. حالا یه مدتی هم از اینجا در رحم مادر زندگی میکنیم، مادر دوم مان، رحم دومان دنیا، بعد وفات می کنیم به آن عالم بعدی که بی نهایت از اینجا زیباتر، کامل تر، پیشرفته تر، جذاب تر و شیرین تر و بزرگ تر است وارد می شویم. پس دوران عمر به چه درد ما میخورد؟ عمر ما؟ برای این هست که تو بدانی که داری وارد آن عالم میشوی، باید خودت را به سر بزنگاه یعنی سر تولدت را باید سالم متولد شوی و اگر سال متولد نشوی اول دردسر است. چون آنجا مثل اینجا قانونمند هست مثل رحم مادر که قانونمند هست، مثل دنیا که تولدهایش قانونمند هست مثل هر عالم دیگری قدر دارد آنجا هم. عالم برزخ هم عالم قدر است عالم اندازه هاست ولی اندازه هایش خوب با متناسب با آن عالم است. بنابراین تو باید با قدرهای برزخ سازگاری پیدا بکنی در دنیا. کمااینکه جنین در رحم مادر درست است که دارد زندگی می کند غذاش هم ساده است. یه غذای خون میخورد. خون مادر، از آن تغذیه می کند اما تمام قدرهایی را که دارد حاصل می کند چشم گوش دست پا مو مژه ابرو هرچی که تهیه می کند، قدرهای دنیایی را دارد آماده می کند. خودش را دارد برای ساختارهای دنیایی میسازد. خب آن روحی که حاکم هست به رحم هم تمام شرایط رحمی را می شناسد وقتی سلول تخم تشکیل میشود و هم دنیا را می‌داند چه خبر هست. برای همین در رحم مادر چون رحم دنیا را کاملا شناسایی می کند، آن هفت تا تخصصی که گفتم می‌داند که باید این جنین را براساس داده‌های مادر چگونه به اندازه‌ها و قدرهای دنیا نزدیک کند. داده های پدر ومادر تعیین کننده است دیگر. خب در رحم دنیا این را سپردند به خودمان. در رحم های دنیا قرآن کتاب قدر و قضاست. اهل بیت آموزهایش قدر و قضاست. بالا سرمان هستند. عقل هم خدا بهمون داده. این سه تا. عشقم به بی‌نهایت و ابدیت هم بهمون داده .ما چهار تا عامل قدرتمند برای پرواز به سمت آخرت داریم. یکی فطرت خداجو بی نهایت طلب، یکی عقل برای تشخیص بایدها و نبایدها، خوب و بدها. یکی انبیا که تمام قدرها دستشان هست. اینها به ما دادند. خب این چهار عامل قدرت من باعث میشوند که چی؟ ما بتوانیم حرکت کنیم به سمت ابدیت؛ ولی اختیار دست خودمان هست که آیا ما خودمان را به این چهار تا عامل بسپاریم یا نه! بریم به شیطان بسپاریم! به وسوسه‌های نفسانی هواهای نفسانی این چهار تا بسپاریم. دستم را خوب نگاه کنید ببینید این چهار تا جنبه‌های جمادی، گیاهی حیوانی عقلی ما را می‌کشانند به سمت افقی حرکتشان؛ اما فقط ما یه بخشمان عمودی هست آن کدام بخش است؟ بخش فوق عقل. بخشی که میکشد به سمت خلیفه اللهی به سمت شبیه شدن به مربی و رب خودت، انسان بشوی تو. بنابراین شما باید بتوانی در تربیت جلوی این چهار تا را طوری بگیرید که رشد نکنند. رشدتان مزاحم پرواز نشود. بلکه این چهارتا را بیاوری در استخدام کدام بخش قرار بدید؟ در استخدام بخش فوق عقلی قرار بدید بالای... یعنی پولدار بشوی، ببردت بالا. اگر خوشگلی اگر هیکل خوبی داری اگر سلامتی اگر سفره داری اگر بچه دار شدی بالا ببردت. پایین نیاردت یا اگر موقعیت اجتماعی داری در بخش حیوانی، رئیس جمهور شدی، وزیر شدی، پادشاه شدی، هر موقعیت اجتماعی پیدا کردی در حیات حیوانی، ازدواج کردی یا هر چیز دیگر یا در حیات عقلی، شدی دکتر مهندس پروفسور این مزاحم بخش اصلی نشود. بالا ببردت . خوب دقت کنید. این نقشه ریاضی را دقت بکنید. صلوات ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

خب مابا این مقدار عمرمان چی می خواهیم بسازیم؟ یه انسان کامل بسازیم. همانطور که در رحم مادر هم می خواهیم یک جنین کامل بسازیم. یک انسان کامل ولی در رحم. در دنیا می خواهیم یک انسان کامل بسازیم، از نظر چی؟ از نظر شخصیتی و روحی قوی است در رحم مادر شکل بگیرد. پس این هدف خلقت ماست. کسانی که میگویند حوصلمان سر رفته، وقتمان داریم نمیدونم بیکاری داریم اوقات فراغت داریم، در خانه نمی دانم چیکار کنم، بروم خیاطی گلدوزی سازی سینما بروم پارک بروم ، چت بکنم در همین فضای مجازی، نمی دانم وقتم را پر کنم. این آدمی است که اصلا نفهمیده برای چی آمده به دنیا، اصلا نمیداند آدم هست، فکر می کند زن و مرد است، آمده اینجا ازدواج بکند. حالا یاازدواج کردم یا نکردم. ولی فعلا وقت خالی دارم یا شاغل است. می گوید حالا که پول دارم. نمی دانم چکار کنم. پولدار هم که هستم. نمی دانم وقتم را چکار کنم. کیشی، یک دبی، یک خارجی. می رود افسرده تر هم می شود. بنابراین اگر فهمیدی آدمی یعنی ببین دستم را نگاه کنید که بدن نیستی؛ یعنی جنبه گیاهی نیستی زن و مرد نیستی، خانم و آقا نیستی، فرشته هم نیست، اگر فهمیدی یقین کردی انسان هستی، قیمتش چقدر است. عمر حضرت یه ساعتش را من به هزاران سال آخرت نمی دهم. به هزاران سال آخرت. چون یک ساعت عمر را شما می توانید شصت سال عقب افتادگی جبران کنی. می توانی هزاران سال بسازی، ابدیت را بسازی با آن. خیلی قیمتی است عمر. به خاطر همین حضرت علی می فرماید: «لاقیمه لها» در نظام قدری برای عمر نمی شود قیمت گذاشت. اگر کسی گفت: وقت طلاست مال این است که فهمش از انسان و هدف خلقت او بسیار کم و ضعیف هست. عمر خیلی قیمتی هست. خیلی قیمت دارد. نمی شود. خب الان مزاحم من برای استفاده از عمر چیه؟ برای استفاده از عمر. حضرت به چینش ریاضی دارد دعا را تنظیم کرده است برای ما. اولین مرحله این هست که تو گرفتار مشغله های کاذب نباشی. اگر می خواهی کار جدی بکنی همین است. الان بچه ای که می خواهد مثلا کنکور شرکت بکند یا رشته ای عالی قبول بشود چکار می کند؟ اگر در قبول شدن جدی باشد اول چکار می کند؟ یا می خواهد بخواهد ارشد قبول شود یا دکترا قبول شود، اول چیکار می کند؟ اول کارهای اضافه را از زندگی اش حذف می کند.هر چی، فیلم نگاه می کرد، مهمانی می رفته، عروسی می رفته، پارک می رفته، همه را حذف میکند. می گوید کنکور دارم، نمیتوانم اصلا. هر چی هم پدر ومادر می گویید: تفریجی، مهمانی. می گوید: نمیتونم. من باید بنشینم سر کنکورم. مسابقه است. من باید سر ساعت کنکور خودم را برسانم و می خواهم با این رتبه و به این کشور بروم. خب اجل برای خودش تعیین می کند. وقتی اجل تعیین می کند یعنی زمان می گذاری، باید سر زمان برسی. کسی که اجل دارد نمیتواند مسخره بازی در بیاورد از عمرش وقت تلف بکند. نمی دانم تلویزیون بنشینم نگاه کنم، فیلم های تکراری، سریال‌های تکراری نمی‌دونم چت‌های الکی نمیدونم وقت تلف کردن در کامپیوتر در تلفن همراه اینجوری تو نمیتوانی وقت تلف بکنی. چون تو اجل دارد. سر اجل وقتی می خواهی متولد بشوی آنجا اگر با شرایط زیستی ابدیت سازگاری نباشی، تولدت یا ضعیف است، یا ناقص است، یا بیمار است یا چهارتولدی که قبلا برایتان توضیح دادم همه تان هم بلدید، یعنی تولد که نه سالم هست نه سالم قوی. می روی در آن چهار تا تولدی که همه اش عذاب دارد حسرت دارد غصه دارد. رفتی آن طرف دیگر الان نیاوردی یه چیزی را با خودت. مثل بچه ای که الان آمده دست نیاورده پا نیاورده چشم نیاورده. نمیتواند استفاده کند. لذا ما باید حواسمان جمع باشد که سر لحظه ای که می خواهیم به برزخ متولد شویم، حالا کرونا میاد سکته می برد، تصادف است، کسی شهید میشود، نمی دونم مریض می شد، هر چی سر لحظه که من دارم میروم ، سالم متولد وم. این دعا خیلی مهم هست حتما این دعا را بخوانید در زندگیتان. حالا یا قنوت یا سجده یا همیشه بعد از نماز «اللهم اخرجنی من الدنیا سالما» خدایا من را از دنیا سالم خارج کن. یعنی تولدم سالم باشد. سالم. سالم یعنی چی؟ یعنی شبیه آدمها. آنجا مقیاس داریم. الان وقتی داریم می گوییم یک بچه مریض است یا ناقص است. ما روی چه حسابی می گوییم مریض است یا ناقص است یا معلول هست یا سالم هست؟ چون شاخص داریم دیگر درسته. شاخص سلامت داریم می گوییم الحمدلله بچه سالم است. حالا 2 کیلوست، می گوییم سالم است. سه کیلو را هم می گوییم سالم است. 5 کیلو را هم می گوییم سالم است. 100/2، 150/2، 300/2، 60/2 می گوییم سالم است.همه را سالم می گوییم. چون مرتبه دارد سلامت مثل بیماری‌ها. الان ما قراره شبیه کی بشویم آنجا ؟ملاک سلامت چیه؟ ملاک سلامت را من دائما سر نماز بهت می گوییم، قاطی نکنید یک موقعی. «اهدنا الصراط المستقیم/ صراط الذین انعمت علیهم» آنهایی که اوج نعمت را به آنها دادی. اوج نعمت. خب اینها چه کسانی هستند؟ خود خدا معرفی می کند. می فرماید که «و لم یطع الله و رسول» آنهایی که به باشگاه می آیند و ثبت نام می کند. ربّشان را اطاعت می کنند. چون در رحم اند. در رحم جنین باید اطاعت بکند. دستوری که به آن می دهند تخلف نکند و این سالم متولد بشود. اگر جنین در رحم تخلف می کند؛ ناقص متولد میشود برای اینکه ژن تخلف پدر ومادر دادن بهش قبل از بارداری. اینکه من صد بار هر دفعه میگویم هر کس میخواهد باردار شود یا حتی بچه دار شود قبل از بارداری، حتی می خواهد ازدواج کند، زود بیاد تقویت ژن ها را یاد بگیرد که فرمانی که داری به اسپرمت و تخمک میدهی فرمان نافرمانی نباشد در رحم. آنجا فرشته میخواهد این را تربیتش کند، این قبول نمی کند. نمی پذیرد ژنی که به آن دادی، دستور نمی پذیرد. بالاخره این ناقص به دنیا می آید. مریض به دنیا می آید. منگول می شود، شب ادراری می گیرد، لکنت زبان می گیرد، زشت میشود. خیلی چیزهای دیگر. اینجا شما باید فرمان را با اراده و اختیار خودت در رحم دنیا بپذیری. پوست کلفتی نکنی. حضرت فرمود: هر کس پوست کلفتی می کند لجبازی می کند، چه جوری متولد میشود؟ یادتان هست؟ همتون بلدید. گفتیم که اگر یه کسی لجبازی کند در مقابل رب خودش، مربی خودش، دستوراتش را اجرا نکند، هر چی خدا می گوید خلافش را عمل کند، هرچی معصوم می گوید خلافش را عمل می کند، به چه شکلی محشور میشود؟ میمون. آفرین. شکل میمون. چون لجبازی می کند. قوم بنی اسرائیل که لجبازی کردند، خداوند فرمود: «کونوا قرده خاسئین» میمون شوید. پس حالا که دیگر نمی خواهید عمل کنید، میمون باشید. خب پس انسان میمون بازی در نیاورد، هر چی خدا گفت قبول کند لجبازی هم نکند. در شوهرداری، در ازدواج، در زن داری در بچه داری در ازدواج در کارهای اقتصادی اجتماعی در کارهای سیاسی، در کارهای عبادتش لجبازی نکند. اگر در رحم کاملا تسلیم آن قدرت حاکم برای تربیت تو به شکل انسان کامل باشی، به شکل انسان کاملا متولد می شوی. خب آنها کیا هستند؟ می گوید هر کس اطاعت بکند خدا و رسول را این به چه شکلی متولد میشود «اولئک مع الذین» این تولد دارد می گوید دیگر. می گوید شما آن طرف با کی می افتید؟ «مع الذین انعم الله علیهم» کسانی که خدا به آنها نعمت داده. اینها چه کسانی هستند؟ «من النبیین و الصدیقین و الشهدا و الصالحین» این چهارتا آدم هایی هستند که در طراز آدم اند. یعنی در طراز دکتر و مهندس ها نیستند. در طراز رئیس جمهورنا و نمی دانم وزیر و وکلا و نمی دانم مسئولین دنیای نیستند. در طراز خوشگل ها و ورزشکارها نیستند. در طراز پولدارها نیستند. در طراز کی هستند؟ انسان کامل . می گوید تو با اینها محشور می شوی یعنی تولدت سالم هست. اینها چه کسانی هستند؟ نبیین، صدیقین، شهدا، صلاحین. می گوید برای اینکه یادت نرود هر روز نماز بخوان. ده بار بگو چی؟ مالک یوم الدین. حواست به ابدیتت باشد روز قیامت. «اهدنا الصراط المستقیم/ صراط الذین انعمت علیهم» من اینها را می خواهم بروم. من می خواهم راه اینها را بروم. من می خواهم آدم متولد شوم. من نمی خواهم ناقص متولد شوم. ضعیف متولد شوم. من با حزب اینها متولد شوم. پس من می فهمم که مربی هایم الگوهایم که قرار است خودم را شبیه آنها قرار بدهم کیا هستند؟ من از زندگیمان از لباس پوشیدنم غذا خوردنم ازدواجم، ظاهر و باطنم هر کارم باید شبیه کیه باشد؟ مربی هایم. مربی ام کیست؟ خدا برای من چه دستورالعملی می دهد؟ چه فرمولی مشخص می کند همان جوری انجام بدهم. با کسی هم کاری ندارم. نه با کسی خودم را مقایسه می کنم، نه از کسی دستور میگیرم. احمقانه ترین کار این هست که تو مربی ات را رها کنی سراغ غیرمتخصص بروی. یعنی آن مربی که هفت تا تخصص دارد را رها کنی، سراغ آدمهای بروی که بگوید این جوری لباس بپوش، موهایت را این جوری بکن، چشم هایت اینجوری کن، الان باید پلکهایت این جوری کنی، برایت تعیین و تکلیف کنند. این جوری غذا بخور، با اینها ازدواج کن، این جوری مهمانی برو، این جوری مسافرت برو. لذا نماز یک مکتب کامل است. اولش می گویی چی؟ «ایاک نعبد » من فقط از تو دستور میگیرم. از هیچ کس دستور نمی گیرم. چون مربی من تویی. هفت تا تخصص را تو داری غیر از تو هم هیچ کس این هفت تا تخصص را ندارد با چهارده معصوم. بنابراین من شرایطم را با شما تنظیم می کنم. شخصیتم شأنم قیمتم ارزشم شرافتم اجازه نمیدهد کمتر از شما را به عنوان مربی انتخاب کنم. شما وقتی الله را کنار گذاشتی، چهارده معصوم را که قدرها دستش بود کنار گذاشتی می افتد انسان به بی شرافتی، می افتد به بی قمیتی، می افتی به خاری و ذلت. چون دست کسانی می افتد که از نظر سبک زندگی که حتی یه دونه از هفت تا تخصصی که می تواند یک انسان را سالم وارد برزخ بکند ندارند. و این احمقی اینجا شروع میشود که انسان خودش را بسپارد به غیر خدا و اهل بیت.

قرآن همین را می گوید: «افحکم الجاهلیه یبتغون من احسن الله حکما» سوال می کند خدا، وجدانت را مورد سوال قرار میدهد آیا دنبال دستورات جاهلانه میگردید؟ چه کسی از آیین خدا بهتر است؟ کسی بهتر از خدا هست؟ یا چهارده معصوم؟ که تو را می روی می گویی نمی دونم غربی ها این جوری هستند؟ شرقی ها این جوری اند، استاد ما در دانشگاه این جوری گفت، کتابهای درسی ما این جوری نوشته، آنهایی که نوشتند، چقدر تخصص دارند؟ هیچی دیگر. هیچی. هیچ کدام از این هفت تا تخصص را ندارند. یک مشت شر و ور و نمی دونم حرفهای که خودشان می دانند چند سال بعد تغییر می کند، عوض میشود نوشتند و می گویند این را بخوان. بعد عوض می شود. به درد ما نمیخورد. در تمام رشته های علوم انسانی شما نگاه کنید. در علوم تجربی هم همین طور است. بعد از یک مدتی خیلی چیزها از بین می رود. می گویند این را که ما به شما گفتیم مصرف کنید، سرطان زا بوده. الان این جوری هست. الان جزو ۵ ماده اصلی سرطان‌زا در غذاها چیپس است. چیپس است. چند نفر نمیخورند؟ نمی گویم چند نفر میخورند. چند نفر نمی‌خورند. خیلی کم. خب این سبک زندگی غلط است. پس من باید از اول خودم درست تا ابدیت ببندم. یعنی بیایم راهکارهایم را مشخص کنم چون میدونم قراره سالم باید متولد بشوم پس باید چیکار کنم؟ اولین کار این است که رابطه ام را با چیزهایی که وقتم را تلف می کند، قطع کنم. این فوق العاده مهم است. دوستان بد، دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، خوردنی‌ها، سفرهای زائد، آرزوهای اضافه، آرزوهای اضافه، هوس‌های اضافه، هوس‌های جمادی هوس‌های حیوانی هوس عقلی یعنی فرد سطح ارشد بماند کاملا آرام و شاد میرود جلو در سطح ارشد، اما این به محض اینکه هوس کند منم مثل بقیه دکترا داشته باشم هیئت علمی داشته باشم، به من بگویند دکتر به من بگویند فلان، یک هوس اضافه و خارج از ظرفیت می کند حالا میشود خانم دکتر آقا دکتر دیگر نمی شود کنترل کرد. یعنی این یک عالمه تشنج و خرابی دارد. یک کسی نه، می تواند تادکترا و فوق دکترا هم برود، چپه هم نکند، ظرفیتش یک جوری یا موقعیت مالی و اقتصادی اجتماعی اش اقتضا می کند من می روم، هیچ مشکلی هم پیدا نمی کند. اما یک موقع هایی هوس های علمی یک جا تا جهنم می برد. بی موقع دکتر شدن، بی موقع دانشگاه رفتن بی موقع ارشد خواندن، بی موقع دکترا خواندن، این آدم را نابود می کند. دارم زبان یاد می گیرم. الان مزخرفاتی که الان در خانواده است بچه ها را اوجب واجبات می دانند که بروند زبان انگلیسی یاد بگیرند. یک زبانی که پر از فرهنگ غلط، سکس، بی حیایی است. لازم هم ندارند. این الان می خواهد چکار کند؟ به چه کارش می آید که الان برود زبان یاد بگیرد؟ این را واجب می دانیم. بعد چیزهایی را که به عنوان یک انسان لازم تر هست را بهش یاد نمی دهیم. باید یاد بگیرد بچه فاطمه زهراست، بچه امام زمان است، بچه تو نیست، باید به بچه ات یاد بدهی که این بفهمد که اگر خودش را خانم یا آقا معنا کرد باخته. باید از اول این بفهم که ابدیت در پیش دارد. بچه حضرت زهراست بچه امام زمان است. خانواده اش آنها هستند و این هم باید زود به خانواده اش ملحق شود. خانواده اش آن طرف منتظر هستند تو سالم تحویلش،بچه ات را باید درست تربیت کنی، اگر شاگردت هست، معلم هستی در آموزش و پرورشی یا در دانشگاه هستی، دانشجویی که از زیر دست تو میرود باید سالم برود. خیانت نباید بکنی. یک مهندسی آرزوهای غلط به دانش آموز به بچه ات یا دانشجویت بدهی. اگر که مادری، پدری همینطور. این خیلی مهم هست که مهندسی آرزو بچه ات را غلط بچینی، و این در ذهنش این باشد این بشم آن بشوم این بشوم آن بشوم، تمام آرزوش این باشد و این خب وقتی وارد برزخ می شود تازه می فهمد اه همه چیزهایی را که آن طرف لازم است اصلا این به فکرش نبوده بهش هم یاد ندادند.اینجاست که قرآن می گوید روز قیامت بچه ها اعضای خانواده همه یقه همدیگر را می گیرند. می گویند شما به ما خیانت کردید. شما به مایاد ندادید. شما می دانستید از ما پوشاندید، از ما لاپوشانی کردید، بخاطر هوس خودتان. بخاطر هوس خودت رفتی با یک آدمی که اصلا صلاحیت بابابودن برای من ندارد، صلاحیت مادر بودن برای من ندارد انتخابش کردی.بخاطر هوس هایت رفتی یک رشته انتخاب کردی که من بدبختم هم از بین بردی اینجا. یک لقمه ای را آوردی در خانه بخاطر هوسهایت که این لقمه ها همه اش حرام بود. نمیدونم و هر چیز دیگری. بنابراین اولین کاری که باید بکنیم چیه؟ اینکه رابطه مان را با هر چیزی که ممکن هست اضافه، نگذارد من پرواز کنم قطع کنم. هواپیما دیدید چه جوری هست! وقتی سوار هواپیما می شوید، من دو بار تا به حال این سرم آمده. یکبار خیلی قدیم به یک پروازی می خواستیم یک کشور خارجی برویم. هواپیما بلند شد بعد نشست. خلبان گفت ما نمی توانیم با این بار بلند شویم. بار خیلی سنگین هست باید خالی کنیم. خالی کردند. بتواند پرواز بکند. بیش از بار همه زده بودند. یکبار هم یک پرواز خارجی ما رفتیم، یک کشوری اتریش وین نشستیم. رفتیم ساک هایمان را بگیرم. گفتند ساک هایتان نیامد. هر چی ایستادیم دیدیم ساک هایمان نیست. گفتیم ساک هایمان چی شد؟ گفتند که ما آنجا دیدیم اضافه بار است ساک های شما را نیاوردیم. به همین راحتی. ساک هایتان نیارودیم. بروید چند روز دیگر با یک پرواز دیگر ساکهایتان هر وقت آمد زنگ می زنیم بیاید. نمیتواند پرواز بکند. رعایت حال تو هم نمی کند که تو این وسیله را نیاز داری. همین الان که سوار شدی، نیاز داری، کاری با این ندارد. می گوید من باید پروازم را انجام بدهم. اگر مزاحم هست اضافه بار حذف. چیزی اضافه بار برندارید. اضافه بار. این خیلی مهم است. اضافه بار شامل چه چیزهایی است. رفاه بیش از حد، آسایش بیش از حد، پول بیش از حد. بیش از ظرفیت خانواده و پرواز. غذا، شکمیات، مزه، پرداختن به هیکل، اندام، قیافه، بچه دار شدنی که ظرفیتش را نداری، بخش حیوانی که خیلی متنوع هست، کار اجتماعی سیاسی نمی دونم فعالیتهای چی چی،و فعالیتهای علمی و حتی عبادت اضافه. عبادت اضافه هم بار سنگینی است. باید بدانی که من عبادت را چقدر برش دارم که بتوانم پروازم را انجام بدهم. گاهی وقتها آدم ها می نشینند بی موقع حفظ قرآن کار می کنند. بریم حفظ قرآن. در حفظ قرآن باید بتوانی پروازت را، فهمت را معرفتت را کنترل بکنی. والا این می ماند تا چند سال ذهنت را درگیر این است که من این را حفظ بکنم. عربی و به خاطر بسپاری ولی الان این بخاطر سپردی ولی الان این بداخلاق است بی حوصله است بی انگیزه است، با اینکه حافظ قرآن هم هست. حفظ قرآن برای همه خوب نیست. کسی که می خواهد بچه را به حفظ قرآن می فرستند باید بتواند این بچه را تضمین کند که من میتوانم آرامش و شادی اش را و اخلاقش را تضمین بکند. اگر نمیتوانی بچه می رود آنجا خل می شود. خیلی وقتها نمی کشد پدر و مادر می گوید نه برو. هی تشویق های می کند زوری مجبور است هی جز 21، 22 تا به 30 برساند، پوست انداخته این بچه و افتضاح می شود. یا فشاری که شما می آورید برای دیپلم گرفتن یا دانشگاه رفتن ارشد گرفتن این میره تا ارشد ولی می ببینید مشکلات فیبرم پیدا می کند کیست پیدا می کند، بدنش جوش میزند موهایش می ریزد زخم معده می گیرد، زخم اثنی عشر گرفته، خلقش تنگ شده برای گرفتن دکتری. خب الان بار اضافه بوده. الان دکترا گرفته باید آرامش داشته و با شادی دکترایش گرفته باشد. پس دقت کنید هر پنج تا می گوید که باید اینها را شناسایی کنید در زندگی ات. آقا الان کدامش بار اضافه است، نمی گذارد. برای اینکه تو بفهمی بار اضافه است یا نه! سه تا ناموس را دیگر ما توضیح دادیم. سه تا ناموس چی بود که ما گفتیم دیگر اندازه گیری کنید؟ رحمانیت و رحیمیت، آرامش شادی. اگر با این سه تا ناموس می‌خواند پس برو اشکالی ندارد. ولی اگر بخواهداین سه تا ناموس را به هم بزند، رحمانیت، رحمیتی، یا آرامشت یا شادی ات را، دیگر نمی توانی بروی. ولش کن، فعلا بگذار کنار، اعصابت را خورد نکن. اصلا ولش کن، نمی خواهد. بگو نمیخواهم. آن را ول کن. آن را ول کن برو سراغ ساختن خودت که الان در رحم هستی. دعا را بشنوید یک صلوات به محضر امام سجاد علیه السلام . نخدایا» باید از خدا کمک بگیریم. اگر کسی احساس کند به کمک خدا احتیاجی ندارد، ایاک نستعینش را انجام ندهد، خدا می گوید خب این از من کمک نخواسته، من می گذارم خودش تصمیم بگیرد. وقتی می خواهی با خدا زندگی کنی آنجایی که حواست نیست خدا حواسش هست. آنجایی که تو حواست نیست، امام رضا حواسش هست، امام زمان حواسش هست. برای همین ما جزو ذاتی حرکت موفقمان، مثل بنزین است، مثل بنزین است، دعا بخوانید. دعا و توسل، التجا به خدا یعنی اتصال به کانون قدرت. مثل دوره قبلمان چی بود؟ برکت بود دیگر. اتصال به کانون برکت. شما برکت در زندگی می خواهی نمی توانی بهه انون برکت ارتباطی نداشته باشی، برکت بخواهی. بنابراین شما باید دائما با کانون قدرت ارتباط داشته باشید. من گاهی وقتها به عزیزان برنامه می دهم می گویم شما مثلا زیارت روز را بخوان دعای روز را بخوان، این مناجات را بخوان. بعد می گوید استاد نرسیدم. نرسیدم یعنی چی. نرسیدم یعنی اعلام عدم نیاز به خدا. خدا هم می گوید حالا خودتی و شوهرت، خودتی و زن و بچه ات، برو ببینم چکار می کنی! ولی وقتی می روی به خدا می گویی خدایا من می خواهم، خدا می گوید این بنده از من می خواهد، کمک خواست. معصوم که معصوم است، با خدا حرف می زند چه جوری حرف می زند؟ «توبه عبد مسکین مستکین مستجیر لایملک لنفسه نفعا و لاضرا و لاموتا و لاحیاة و لانشورا» خدایا کاملا دست خالی ام، هیچی ندارم. زیرکی معصوم. چون نگاهش این است که او می فهمد که مملوک خداست. خودش استقلالی از خودش ندارد. وقتی کسی الحمدلله را قبول کرد دعا را هم می پذیرد. البته اگر بفهمد الحمدلله یعنی چی. الحمدلله یعنی هر کمالی مال خداست. هیچی از آن مال خودم نیست. هر چی دارم مال خداست. هر کس هم هر چی دارد مال خداست. هیچ کس هیچ اش مال خودش نیست. اگر این را فهمیدیم، خب استغاثه دارم دعا دارم. هر روز می گویم خدایا کمکم کن. قدیمی های خودمان چقدر قشنگ این فرهنگها را به ما یاد دادند. الهی به امید تو. ببینید در همین حد. از صبح که از خواب بلند می شود می گوید الهی به امید تو. انشالله. خدایا کمک کن. همین فارسی. نمی خواهم عربی هم بگویم همین فارسی. این که آدم حواسش باشد، استعانت آنهایی که بیشتر استعانت می کنند آنها بیشتر قوی ترند. انبیا را شما نگاه کنید. حتی به قول حدیث حتی علف شترش را علف گوسفندش را از خدا می خواهد. پیغمبر خداست دیگر. می گوید چی؟ «ربی لما انزلت الی خیر فقیر». موسی علیه السلام. موسی خیلی عظمت دارد. ما بیشترین آیات را آیات قرآن در بین این 25 پیغمبر درباره حضرت موسی است. کلیم الله است.یعنی خدا از بین همه انبیا این را انتخاب کرده که باهاش رابطه کلامی بگو و بشنو مستقیم دارد یعنی او می شنود کلام خدا را و این هم جواب می دهد. کلیم الله است. شوخی نیست خیلی عظمت دارد حضرت موسی علیه السلام. می گوید خدایا من غذا می خواهم، گرسنه اش بود. خدایا من. اگر گفتی من جیبم پول هست، پر از پول هست، دیگر دعا نداری تو. خدا دیگر.... آن وقت خدا می گوید واگذارت میکنم به جیبت بعد برو. ببینید مادر ما حضرت زهرا چه جوری یاد می دهد.می خواهد بخوابد می گوید خدایا می خواهم بخوابم. به چشمام کمک کن بخابم. حضرت زهرا که همه چیز دستش هست، می گوید خدایا به چشمام کمک کن من امشب راحت بخوابم. برای بسته شدن پلک و خوابیدنش هم دعا می کند. لذا حضرت برای ما دعا تنظیم کرده. حالا آنهایی که علاقه دارند این بحث را خودشان پیگیری کنند در کانال بروند بحث شرح دعای هفتم صحیفه را داریم. آن را در کانال. چراکه من نیاز به استغاثه و دعا دارم. دائما به استعانت نیاز دارم. در مقدمه دعای هفتم اینها راتوضیح دادم. یک هفت و هشت جلسه توضیح مفصل دادم.

«واکفنی یشغلنی الاهتمام به» خدایا من را بازدار بی نیازم کن از چیزهایی که من را به خودش بیخود مشغله میکند. نگذار وقتم عمرم در مشغله هایی که اصلا نیازی نیست وقتم را تلف بکند عمرم را تلف بکند. آبرویم را می برد، نمیدونم انرژی میگیرد ازم. من را به سمت این مسخره بازی ها و این نمیدونم وقت تلف کردن‌ها و این مشغله‌های اینجوری نبر. «واکفنی» تو نجاتم بده خدایا، نگذار یک موقع من یک تصمیم اشتباه بگیرم، یه مشغله ای را انتخاب کنم حالا مشغله اش جمادی است، اقتصادی است، گیاهی است، شکمی است، مادی دنیایی است. میداند اگر عضو شورای شهر برود جهنم می رود. می داند اگر عضو مجلس شود کلی فساد می کند، می آید سراغش. می داند رئیس جمهور باشد یک ملت را بدبخت می کند ولی با شهوتش نمیتوند غلبه کند می رود رئیس جمهور می شود. می خواهد نماینده مجلس بشود. هوس. آقا حد خودت را بشناس. حد من این است که اگر من بروم آنجا باید حق و ناحق کند. خدا رحمت کند علامه را، همیشه به ما این را می گفت، بارها من خدمت ایشان بودم، علامه حسن زاده می فرمود: خداروشکر که ما هیچ کاره ایم در این دنیا. خداروشکر که ما هیچ کاره ایم. والا مسئولیت دارد. مگر شوخی است رفتی عضو شورای شهر شدی، رفتی نماینده مجلس شدی، رئیس جمهور شدی، تو استاندار و فرماندار شدی، لازم بود بروی و بشوی. این شهوت مقام. تا می گویند بعضی ها رشوه می گیرند دزدی می کنند تا به آن مقام برسد. دروغ می گویند، تهمت می زنند، نمی دونم کلی فساد می کنند تا یه پست بگیرند. ببیند چقدر بدبختی است. یا نه، مشغله های علمی که توضیح دادم. کتابهای اضافه، مطالعات اضافه، نمی دونم چیزهایی که الان هیچ احتیاج به آن نداریم. طرف الان چی می خوانی؟ زبان اسپرانتو. می گوییم پدرآمرزیده، الان کی با زبان اسپرانتو در دنیا صحبت می کند؟ الان لازم است تو این را یاد بگیری؟ الان قرآنت را بلدی؟ می فهمی کتاب آسمانی ات چیست که زبان انگلیسی زبان فرانسه زبان آلمان زبان اسپرانتو. اگر می خواهی زبان یاد بگیری اول زبان آدمیتت را یاد بگیر. قدرهارا باید بشناسی. ولی برای این وقتی نمی گذارد. یک عالمه مشغله های بیخود. نمی دونم چند نوع دیپلم دارد، چند نوع لیسانس گرفته، همین جوری هوسهای الکی، که بیخود خودش را به آنها مشغول می کند. پس این بسیار بسیار مهم هست. می گوید من از چیزهایی که توجه به آنها برای من مشغولیت ایجاد می کند، من را از چیزهایی که توجه به آنها مشغله برای من ایجاد می کند، سردرگمی می آورد برای من، خدایا من را بازدار. نگذار من انتخابهای غلط بکنم. بعد در دنیا همیشه اینجوری هست. دنیا، خود خدا برای اینکه آدم ها را امتحان کند اول به آنها می گوید من اینجا هستم، خانواده آسمانی ات اینجا هستند یک بهشتی به اندازه آسمانها و زمین است، یعنی محدودت مکانی نداری. جاودانه است یعنی محدودیت چی ندارد؟ زمانی ندارد. هر چی هم بخواهی در آن هست یعنی محدودیت امکانات هم ندارد. همه منتظر تو هستیم. همه منتظر تو ایستادیم. ببینم چکار می کنی. زود. بعد هم می گوید «سارعوا» با سرعت بیاد، زود بیا برس اینجا بعد هم می گوید: «سابقوا» از بقیه هم سبقت بگیر. اگر می خواهی با کسی مسابقه بگیری «فاستبقوا الخیرات» در خیرات مسابقه بگذارید.در خیرات و کارهای خیر مسابقه بگذارید با همدیگر. این خیلی خوب است.

ما در همین جریان کمک به –دو هفته پیش لبنان بودم. چه از قبلش چه از بعدش، صحنه های عجیب در سبقت دیدم که چه کسانی داشتند سبقت می گرفتند که در چنین جهادی شرکت کنند. خواهر و برادرهای ما آنجا، همین جا ما الان جای گرم نشستیم، خداشاهد است من الان با دوستان تماس داشتم، گفت، تعداد زیادی ما اصلا جا نداریم جا بدهیم از این شیعیان را، خانواده های شهدای که آنجا آمدند، پناهنده شدن، داریم می گردیم اول از اینکه پولش را پیدا کنیم. چون نمی گذارند از ایران نه چادر برود نه پتو برود، نه چراغ برود، آنجا نه پتو ندارد نه چادر دارند نه چراغ. این زمستان را شما تصور بکنید. ما الان پول جور کنیم. آنجا بودیم داشتیم فکر می کردیم الان چه جوری چادرها را تهیه بکنیم. نه می گذارند بیاید، پتو چه جوری بگیریم. نمی دونم چراغ چه جوری تهیه بکنیم. یک استامینوفن که می خواستیم برای اینها مثلا تهیه کنیم، می شد صدهزار تومن قیمتش. از جایی نمی توانیم. نه می گذارند دارو بیاید، نه می گذارند پزشک بیاریم، نه میگذارند، دولتش با اسرائیل هماهنگ است، ایرانیان هم از دیروز پروازهای ما را قطع کردند. ایرانیان را اصلا راه نمی دهند اصلا، ما دور هم می زنیم از یک پرواز دیگر می خواهیم برویم باز ببیند پاس ایرانیها، می گویند برگردید. با سختی یک عده طلبه یک عده بسیجی دارند جون می کنند در آن اردوگاه ها که اینها را زنده نگه دارند. گفتم: خانم می گفت من الان 25 روز هست که روسری ام را از سرم درنیاوردم. لباس را نتوانستم عوض کنم. نه لباس دارم که عوض کنم نه جایی هست خارج از دید نامحرم بتوانم لباس عوض کنم. در یک چادر سه تا خانواده محرم و نامحرم هستند یا در یک اتاق اگر گیرش آمده یا در چادر ، نمی دونم غذا یک وعده، بعضی از اردوگاه ها که من رفتم غذا یک وعده تهیه می کردند. خدا شاهده خیلی صحنه بدی است. من هر وقت یادم می افتد، بچه های کوچک می آوردند بی جان و گرسنه. 5ساله، ساله، 4 ساله، اصلا آدم خجالت می کشید. اصلا ندارند که غذا بخورند آنجا. بعد مردها همه شهید شدند یا مجروح شدن یا زندانند. آنها خواهرو برادرهای ما هستند. در این صحنه خیلی صحنه های قشنگ دیدم از سبقت بانوان، آقایان سر کارهای خیری که باید کمک بکنند به اینها. از آن طرف آدم هایی دیدم که آمده بودند تماشای طلاهایی که زنها داده بودند، دستبند و النگو. دست خودش هم پر از انگشتر و دستبند و النگو بود بعد گفت ما که نداریم، خوش به حال آنهایی که دارند. بدهند. یکی از خواهرها می گفت خانم چهار تا انگشتش دست هست لااقل یکی اش را بگذار برای آخرت خودت، خدا هم قول داده که جایش را پر کند. در این، در کار خیر سبقت خوبه. سبقت بکنید. در رحمانیت در رحیمیت. در زیر پرچم امام بودن، در خدمت همه مردم دنیا کردن، در برطرف کردن موانع ظهور.اینها خیلی خوبه، ولی اگر یک جایی یک چیزی جلوی من را بگیرد من باید قیچی بزنم. اصلا وقت نیست، این کار من نیست بقیه دارند این کار را می کنند به من چه، یا می توانند سالم بروند یا نمی تواند جهنم می روند. به من چه ربطی دارد. من الان این انتخاب چه جمادی چه گیاهی چه حیوانی چه عقلی، زیادی ام هست. به طرف می گفتم تو واقعا استعداد زیادی داری، به همین مقدار درآمد کفایت کن. گفت می دانم باید بروم سراغ یک شغلی که در آن پول حرام هست و این کار را نمی کنم. چون حرام بخورم، افتادم. حرام آدم را تا قعر جهنم می برد. می گفت حرام نمی خورم. برای چی من توسعه و رشد کنم شغل حرام انتخاب کنم. شغلت را عوض کن. می گوید آقا آنجا که می روی باید رشوه بدهی رشوه بگیری، چون حرام است. می رود. طرف بهش گفتند دومیلیارد الان نه، چند سال پیش، دوره اول مجلس قبل، دو میلیارد بده عذر می خواهم شورای شهر، دو میلیارد بده اسمت را در شورای شهر ثبت می کنیم. کسی که دو میلیارد می دهد تا شورا شهر برود می خواهد چقدر دربیاورد. چقدر قرار است دزدی بکند از بیت المال، می خواهد برود شهردار بشود چقدر دزدی می کند؟ چند میلیارد می دهد که به او برود شهردار بشود. هوس ها این جوری است دیگر. حضرت می گوید: خدایا من را از چیزهایی که اگر بهشون توجه کنم به سمتشان بروم، به سمتشان بروم به خودشان مشغول می کند، سردرگمم می کند من، جلویش را بگیر. اگر اعتماد کردی بعد دیگر هی نرو کلی بازی در حرم راه بینداز که امام رضا این را می خواهم این را می خواهم. امام رضا ذخیره میکنیم. حضرت فرمود: اگر کسی دعا بکند مطمئن باشد دعایش اجابت شده. من گفتم: «ادعونی استجب لکم» شما بخواهید من می دهم. ولی من چه جوری به شما می دهم؟ من مصالح شما را در نظر میگیرم، ابدیتت را ظرفیتت را در نظر میگیرم بهت می دهم. حالا بهت می دهم. اگر مصلحتت هست بهت می دهم که نوعا ما چیزهایی می خواهیم که مصلحتمان نیست. عاشق هستیم و دوستش داریم ولو مصلحتمان نیست. برای همین هم وقتی به آنها می رسیم بدمان می آید. بعد از یک مدت می گوییم خدایا، امام رضا من عقلم نمی رسید این شوهر را، به من بده تو چرا دادی. خیلی شاکی میشوند، می گویند خدایا این زن چی بود گیر ما آمد، این شغل چی بود! لذا آنها رشته ای انتخاب کردند که الان در آن داغون هستند. حضرت می گوید یا همان که می خواهی به مصلحتت می دهیم یا یک چیزی جاش در دنیا بهترش را حتما بهت می دهیم که دعایت بی اثر نباشد یا ذخیره می کنیم برای ابدیتت. امام صادق فرمود: مومن وقتی در آخرت بهش به جای دعاهایی که اجابت نشده پاداشش را می دهند می گوید ای کاش خدا هیچ کدام را در دنیا اجابت نمی کرد الان اینجا می داد.ما اصرار الکی داریم . آقا برو دعایت را بکن. راضی باش. داد داد. نداد هم نداد. داد داد ، نداد هم نداد. من یادم هست یک شب خواب امام رضا علیه السلام را دیدم. بهشون گفتم من-ستون فقراتم در جبهه آسیب دیده بود.دربوداغون، خیلی من یادم هست الان از ۱۹ سالگی من آسیب دیدم تا الان که نشستم اینجا، شب و روزی بی درد نیستم، یک لحظه بی درد نیستم. همین الان که نشستم اینجا ستون فقراتم دارد تیر میکشد. ولی با آن رفیق شدم. بهش گفتم آقا وضع بدنم اینجوری هست. بچه دار هم نمی شوم. شش سال بود من بچه دار نشدم. حضرت فرمود: این را تحمل کن بدنت را این رانگه اش دار. چشم. گفت: آن بچه هم الان نه. فعلا یک کارهایی داری که باید انجام بدهی، بعد باشد. هفت سال بعد من بچه دار شدم. آقا آنها یک چیزهایی می دانند. ما را دوستمان دارند. خانواده آسمانی مان هستند. پس بسپار به آنها دیگر. توکل یعنی وکیل گرفتن، خدا را وکیل بگیر. بگو خدایا «نعم المولی و نعم الوکیل»، «نعم المولی و نعم النصیر» خدایا من می سپارم به تو. هر چی می خواهد باشد. خیلی خوب. درد هست تا آخر تحملش میکنم. الان بچه نداشته باشم، باشد هر چی شما خواستید. نمی دونم بی پولی هست، باشد. بی پولی هست، باشد. ولی هی برای خدا اورد ندهید دستور ندهید. دعایت را بکن. خدا می گوید من برای این دعایی که کردی الان حاجت داری همه را بهت می دهم. نگذارید هوس بازی، حضرت می گوید خدایا من پناه می برم به تو از میل اضافه شهوت اضافه. «الحقاق الشهوة» اینکه شهوتم و میلم در این پنج جهت بالا بزند و من وقتم تلف می شود عمرم تلف می شود. «واتباع الهوی» دعای هشتم است. خدایا پناه می برم، -حالا دعای بیستم را می خوانیم- هشتم را در قم داریم شرح میکنیم. «اتباع الهوی» یعنی خدایا جلوی هوسهای من را بگیر. این هوسهای چهارگانه پنجگانه جلویش را بگیر. بی موقع نشود. نه به آن زن و بچه اش نیاز دارند به اینکه این حضور داشته باشد کنار اینها برود مسافرتی دریایی کوهی، بماند در خانه، بی موقع، چهارماه پیش رفته کربلا، سه ماه پیش رفته، من بروم کربلا. زن و بچه اش را ول میکند من بروم کربلا. بلند شوم بروم بی موقع هر حج بروم. شهوت حج گرفته بعضی ها. همین جوری. ما چون چیز داریم پول، هی بدو بدو برویم حج. بدو بدو برویم کربلا، بدو بدو برویم نجف. آقا چه خبر است. زنت الان کمبود عاطفه دارد. بچه هایت نمی بینندت، کمبود عاطفی دارند. بعد بی موقع حرم اضافه. حرم بی موقعه، دعای بی موقعه، نماز بی موقعه، جلوی اینها باید بتوانیم بگیریم. این را باید از خدا کمک بگیریم. خدایا جلویم را بگیر. چون این چهارتا نمی گذارد. این چهارتا را نگاه کنید. این چهارتا خیلی قدر هستند. هی می خواهند بکشند نگذارند این رشد بکند و بالا برود. هی می کشند سمت عرض. حرکت طولی نیست. هم حرکت عرضی هست با عین هم ارضی است با الف. عرضی با عین خب یعنی طول دیگر ندارد، بالا نمی بردت. ارضی با الف زمینی هست. دیگر آسمانی نیست. پس امام ما را دیده با عشق به ما دعا تنظیم می کند. می گوید به خدا بگو خدایا جلویم را بگیر. یک بی نیازی به من بده که اصلا خوشم نیاید از چیزی که وقتم را تلف می کند. یک بی نیازی به من بده که وقتی می گویند بلند شوید برویم فلان جا، الان دبی برویم الان کیش برویم الان نمی دانم کجا برویم. همه ... آقا چه خبر است. یک کسی هست عاقل است. اصلا میل در آن تحریک نمی شود. مسافرتش می رود عشق و حالش را هم می کند، کیفش هم می کند اما معقول و منطقی. طوری که از آن مسافرت و تفریح از آن لب دریا و کوه و نمی دونم و جنگل و سینما و پارکش نور می سازد. یک کسی نه، می رود و غافل می شود. حتی با یک فیلم، با یک فیلم رابطه زن و مرد خراب می شود. خب تو اینقدر ضعیف هستی، برای چی چنین فیلمی را نگاه می کنی. فیلم را می بیند میگوید از این به بعد شوهرم همه اش زیرسوال می برد. زن زیرسوال هست برایم. آن کس که این فیلم را ساخته برای همین ساخته که زنها با شوهرشان بد می شوند، مردها به زنهایشان بد می شوند. برای این طراحی اش کرده. این کارگردان فمنیست هست اصلا. یعنی کارش، بارها خودش گفت. گفت: من خیلی خداروشکر می کنم، خوشحال هستم که فیلم من باعث شد آمار طلاق بالا برود. شما نگاه کنید طراحیش برای همین بوده و توبلند می شوی می روی یه چیز مزخرف نگاه میکنی، الان یکی از چیزهایی که تمام هوس ها را دائما بالا می برد، هوس های انسانی نه، این هوس های حیوانی بالا می برد اینستاگرام است. اینستاگرام طراحی شده برای اینکه تو هیچ وقت از شوهرت از زنت از زندگیت از لباست از حتی از جنسیتت راضی نباشی. حتی از جنسیتت. الان بچه های زیادی بلند می شوند می آیند می گویند که ما از جنس خودمان خوشمان نمی آید. می خواهیم تغییر جنسیت بدهیم. کی حال این را به هم زده از این جنسیت؟ همین شبکه های مجازی. برای چی می دهی دست بچه؟ اصلا بچه حرام است دستش دادن این ابزار. بی موقع دادی دستش این بچه آسیب می بیند. بچه باید کنترل شده باشد با فضای مجازی ارتباطش. تلفن می خواهی دستش بدهی برو مخابرات بگو سیم کارت کودک می خواهم. سیم کارت کودک دستش بده نه سیم کارت آزاد. تلفنش را برایش کاملا کانال بندی بکن. مشخص کن که نتواند جایی برود یا تماس بگیرد و کاری بکند. ولی بالاخره باید سالم باشد این بچه. به قول استاد ما خدا رحمتش کند. می گفت: آدم سم به بچه بدهد بکشدش گناهش کمتر از این است که یک ماهواره بگیرد در خانه بگذارد یک بی موقع تلفن همراه. چقدر الان دشمن دارد کار می کند. خودش هم اعلام کرده. جالب اینجاست که خودش اعلام کرده ما اساسا برای همین کار داریم در ایران انجام میدهیم. ببینید آنها در خارج، آمریکا و اروپا، خب ما آنجا هم زندگی کردیم هم تدریس داشتیم سالها، می دانیم. آنجا شما بخواهید یک کانال را ببینید می گوید اول پولش را بریز، باز می شد برایت. بیا پولش را بریز. برای ما باز است. برای ایرانیان نصف ماهواره‌های دنیا فقط برای ایران است. آنها خیلی عاشق ما هستند برای ما هزینه مفت بکنند؟ میلیاردها دلار هزینه میکنند برای اینکه ما ایرانی ها را خیلی دوست دارند؟ خودشان اعلام کردند گفتند ما باید کاری کنیم که مادر را به فحشا بکنیم، خانواده را و در رأسش زن را اول به فحشا بکشانیم. بی حجابش بکنیم بی نمازش بکنیم بی قیدش بکنیم نمی دونم. خب این خودش اعلام کرده اصلا هدفش این است. برای چی ما وارد این شبکه ها می شویم؟ چون هر چه به این شبکه ها می رویم سطح هوسش بیشتر می شود. بعد همه اش زندگی ات بی رنگ می شود برایت. دیدید تلویزیون خودمان متاسفانه همین طور است. زن این جوری میکند: وای چه ظرفهایی! از وقتی این را دیدم ظرف های خانه ام دیگر خوشم نیامد. همه اش باید دور بریزم. از وقتی این را دیدم آشپزخانه ام برام بی رمق شده. دیگر مبلهایم را عوض کنم. باید ... همه اش یکسره هوس های جدید. این کی فکر می کند آدم است و می خواهد رشد انسانی بکند؟ این قناعت را وقتی شما از خانواده گرفتی، روح قناعت را گرفتی، هوس غلبه می کند. شهوت می آید بالا عمر شما تلف می شود. پس این دعا یادتان نرود «واکفنی ما یشغلنی اهتمام به» خدایا من را کمکم کن بی نیازم کن کفایتم کن از چیزهایی که قرار است من را مشغول کن. این عفت در ما بیاید. این حیات در ما بیاید که با هر هوس و پیشنهادی عمر نگذاری. عمرت را بگذاری باید در قیامت جواب بدهی. بخش بعدی که در رابطه با برنامه ریزی است، انشالله ساعت بعد.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین.