استغاثه، جلسه نهم 25/11/1402
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
هدیه به محضر آقا امام حسین آقا ابوالفضل آقا امام سجاد صلوات بلند ختم بفرمایید. صلوات دوم را به محضر آقا امام زمان بلند ختم بفرمایید. صلوات سوم را می فرستیم به روح پرفتوح امام امت شهدای اسلام شهدای انقلاب اسلامی دفاع مقدس مدافعین حرم شهدای سلامت.
انسان همه هستیاش قلبش است و افکار انسان اعمال انسان نیتهای انسان صادرات انسان واردات انسان در مجموع ریزش میکنند به نام قلب. آن قلب بسته به واردات یا صادرات خودش شکل میگیرد. و ما موظف هستیم که صادرات و واردات قلبمان را به گونهای تنظیم کنیم که قلب ما شکل انسانی داشته باشد. همانطور که قبلاً گفتم پیغمبر فرمود: «ده گروه از امتهای من به شکل حیوانات مختلف میآیند» بعضیها بوزینه هستند بضیها گرگ هستند بعضیها میمون هستند بعضیها شکلهای دیگر دارند یا امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه فرمود: «فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قلْبُ حَیوان» بعضیها صورتشان صورت آدمی است؛ یعنی بشره و پوستشان را نگاه می کنی آدم است اما شخصیتشان حیوان است. اگر ما اینجوری بمیریم بسیار خطرناک است. یعنی ما یک ابدیت سر و کار داریم تغییر شکل در برزخ از حالت غیر انسانی به انسانی گاهی وقت ها ده ها صدها هزار سال ممکن است طول بکشد. مثل یک بچه است وقتی در رحم مادر. چون رحم خیلی قدرتمند است یک بدن را کامل میسازد؛ ولی وقتی میآید به دنیا یک بند انگشت هم کم داشته باشد دنیا توان اینکه آن یک انگشت را به این بدهد ندارد رویش دیگر ندارد الان ما در رحم دنیا بدترین حالت داشته باشیم؛ یعنی گناه و معصیت و کوفت باشیم داشته باشیم می توانیم اصلاحش بکنیم. جبران کنیم اما وقتی آن طرف جبران به راحتی انجام نمیشود خیلی طولانی است که علی علیه السلام فرمود برای یک گناه آدم صد سال آنجا در جهنم میماند تا یک گناه پاک شود از او، از روحش. باید اینجا به داد خودمان برسیم برای همین کسانی که موفق میشوند که قلبشان را مدیریت کنند اینها هم هم یک زندگی خوب و شیرین در دنیا دارند، هم یک زندگی خوب و شیرین در آخرت دارند تا ابدیت. ما اگر بخواهیم موفق شویم که بارها در این جلسه گفتهام باید بیش از آنکه فکر بخواهیم بکنیم به اینکه چه کار بکنیم چه بخوانیم چه نخوانیم چه اعمالی انجام بدهیم چه ذکرهایی بگوییم باید بیشتر برویم سراغ مهندسی آرزوهایمان مهندسی فکرمان را یعنی قیمتهایمان را در خودشناسی به دست بیاوریم اینکه ما یک ارزش جمادی داریم یک ارزش گیاهی داریم یک ارزش حیوانی داریم یک ارزش فرشتهای داریم و یک ارزش انسانی اگر یک نفر موفق شود که معشوقهایش را این معشوقهای چهارگانه را تحت معشوق انسانی قرار دهد و عشق انسانی غلبه داشته باشد بر سایر ابعاد جودیاش به این میگویند انسان. باطن انسانی پیدا کرده، او دیگر از این به بعد بخواهد همسر انتخاب کند شغل انتخاب کند. رشته انتخاب کند دوست انتخاب کند لباس پوشیدنش سبک زندگیش براساس بخش انسانی اش انجام میشود نه بر اساس بخش زنانگی مردانگی اش. آن چیست الان مثلاً خانمها چه میپوشند آقایان چه میپوشند، اصلاً با این کارها کار ندارد. او به عنوان یک انسان لباسی را انتخاب میکند که در شأن انسان باشد یا شغل یا رشته یا دوست یا محل زندگی یا محل مسافرت این آدم به خودش می رسد. قرآن هم تاکید این است اگر شما معشوق های انسانی بر قلب شما حاکم باشد. چون انسان ذاتش بی نهایت طلب است،به سمت بینهایت میکشد؛ ولی وقتی که معشوقهای غیر انسانی آمد به شما غلبه کرد، شما دیگر در دنیا درگیر معشوق های موقت و معشوق های محدود می شوید. از حالت انسان بودن که ذاتش به سمت بینهایت طلبی است می افتید. ذاتش به سمت بینهایت طلبیست بینهایت طلب نمیشوید اگر مثلاً آرزوهایت چیست غصههایت چیست دغدغههایت چیست غمهایت چیست میبینید یا راجع به مسائل پول است یا خوشگلی است یا بدن است یا هیکل یا لباس یا مسکن یا اتومبیل است یا شغل است یا محل زندگی است. آدمهای اینجوری همه زندگی ات این است کسی هم که حد آرزوهایش اینقدر محدود باشد، خود به خود از آمادگی برای ابدیت، برزخ، قیامت و ابدیت میافتد. لذا خدا در قرآن در سوره توبه آیه ۲۴ که برایتان هم خواندیم این را، میفرماید: شما اگر سه تا عشق را اگر بخواهید انجام بدهید در مهندسی اینجوری است، اگر ساختمان دلتان را ساختمان شخصیتتان انسان انسانی باشد، روحتان انسانی باشد، ساختمانتان محکم باشد، باید سه عشق را بر عشقهای دیگر غلبه بدهید که این هم با عمل و عبادت به دست میآید و مهمتر از این دو، با معرفت.
قبلاً یادتان هست گفتیم شرایط انسان مومن کدام یک انسان مومن است شرایطش چی بود؟ علامتها و شاخصههای انسانیت چند تا بودند: مهربانی رحمانیت و رحیمیت آرامش شادی این سه علامت ایمان آدمهاست. آدمی که کینه دارد گذشتهها یادش میآید حتماً میرود به جهنم سمت. اگر حتماً افکار گذشته زندگی گذشته خاطرات تلخ گذشته شکستها و کدورتهایش را گناهانش حتی گناهانش را نباید یادش بیاید. گناهانت را هم بفرست پیش خدا بفروش به خدا خدا می خرد. برای همین به گذشته اگر کسی فکر کند بنده شیطان است. آرامش را از انسان می گیرد. دیگر نمی تواند مهربان باشد. اگر کسی عصبی می شود پرخاشگری دارد حسادت دارد زندگی اش را دائما با دیگران مقایسه می کند این هم آرام نیست. همه اش دلشوره دارد همه اش در کمبودها و مقایسه هاست. اگر کسی شاد هم نباشد، هم فشار قبر دنیایی دارد در دنیا دارد اذیت می شود هم فشار قبر آخرتی. قواعد، راهکارها و کارگاههایش را هم گفتیم. راهکارهایش را هم گفتم کارگاهها را هم معرفی کردهام چه کار کنیم،این سه را داشته باشیم محکم یعنی این محکم یعنی یک آدمی که شخصیت دارد یک آدمی بسیار مهربان رحمان رحیم آرام و شاد. اگر ما بخواهیم یک شخصیت اینجوری داشته باشیم چطوری می توانیم داشته باشیم؟ قرآن به ما راهکار می دهد. می گوید شما باید سه عشق را بر سایر عشق های عقلی حیوانی گیاهی و جمادی غلبه دهید. مواظب باشید این سه معشوق پایین نیاید جا به جا نشود. آن سه چه بود یادتان هست؟ «الله اهل بیت جهاد در راه خدا بارک الله». برای همین اگر کسی معشوق اصلی بر قلبش حاکم باشد دوست ندارد وقتش را با غیر معشوقش بگذراند. دوست ندارد با غیر معشوقش شادی کند، جایی برود، خلوتی داشته باشد، همهاش دوست دارد معشوقهایش کنارش باشند. بنابراین آدمهایی که سبک زندگیش را برنامهاش را جوری تنظیم میکند که رابطه عاشقانه و تفریح رفت و آمد و هم آغوشی شان با خدا به هم نخورد، با اهل بیت با خانواده خانواده آسمانیشان به هم نخورد، روابط با انبیا به هم نخورد، فرشتهها به هم نخورد، اینها اینها مراقبت میکنند و زندگیشان را میسازند.
امروز که جمعه است میخواهم برایتان یک مناجات بخوانم از امام سجاد علیه السلام، یک مفاتیح هم برای من یا دعای مناجات شعبانیه اگر کوچک است بیاورید یا یک مفاتیح به من بدهید. همین بس است. این دعا، دعای امام سجاد علیه السلام است من قبلاً این صحیفه راتوصیه کردم همه تان این را داشته باشید چون این کتاب قدرت است برای همه کارها واجب و ضروری است تا بتوانید یک زندگی شاد و آرام داشته باشید، بی آسیب.
این مناجات خیلی قشنگ است. صفحه ۶۲۶ بعدازظهرهای روز جمعه امام سجاد می گوید این را بخوانید. چون میدانید که در مفاتیح برای هر روزتان مناجات دارید. دعای روز شنبه دعای روز یک شنبه همان دعا، همان دعا به اضافه یک دعای اضافه امام سجاد در این صحیفه آورده برای شما؛ یعنی دوتا آیه. مرحوم شیخ عباس قمی آن دعایی که انتخاب کرده یک ذره فازش پایین است یعنی دعایی انتخاب کرده که قدرت عشقی و عاطفی اش یک مقدار سبک تر است. دعای روز شنب،ه یک شنبه، دوشنبه. اینها که می خوانیم. دعاهای دومی را که نیاورده آنها یک مقدار قویتر بودند. حسهایش یک ذره حس های قشنگ تری است برای عاشقی، جمعه هم حضرت دعای جمعه دارد حضرت ولی جدای از آنها دو سه مناجات فوق العاده آورده برای عصرهای جمعه ولی عصرهای جمعه که دلش می گیرد. عصر جمعه اگر آدم اتصال نداشته باشد به عشق و حال های آسمانی، اصلا خود به خود پنچر است، پکر است. ببین چقدر قشنگ است این.
قانونش را اول بگویم عمرت را جوانی تان را پولتان بخش جمادی وقتتان را بخش گیاهی آبروی تان را بخش حیوانی علم تان را بخش فرشته ای و قلب تان را در بخش انسانی پای هر چیزی بگذاری قیمتت هم همان است. خدا واگذارت می کند به همان فرد. می گوید در روز قیامت می گوید وقتت را عمرت را پای چه چیزی گذاشته ای یا مثلا پولم را وقتم را با مثلا، می گوید برو اجرت را از همین ها بگیر. به هر چیزی خودت را بفروشی قیمتت هم همان است. وقف هر کسی بشوی قیمتت هم همان است. این خیلی مهم است. خوش به حال کسی که آنقدر زیرک است که دلش نمی آید نه پولش را نه وقتش را نه عمرش را نه عقل و علمش را نه تخصص و دلش را جایی غیر از معشوق اصلی اش و خانواده آسمانی اش هزینه کند؛ یعنی این آدم اگر با آدم های پایینی هم هزینه می کند به عشق بالایی ها هزینه می کند. خدا رحمت کند میرزا میگفت زنها وقتی دارند به شوهرهایشان خدمت میکنند این را تصور کنند که شوهرشان امیرالمومنین است بگویند من دارم به عشق امیرالمومنین خدمت میکنم و مردها هم زنهایشان را به چشم چه کسی ببینند؟ فاطمه زهرا ببینند. اینجوری دیگر نه دعوایی هست نه طلاقی نه اختلافی هست تو وقتی داری با امیرالمومنین معامله میکنی یا حضرت زهرا دیگر نق و غر هم نداری. دیگر آنها میخرند این را. آنها هم میخرند آن وقت انسان در روابط حیوانیاش هم میرود یک چایی میگذارد جلوی یک نفر یا یک دسته گلی برای یک نفر می خرد. یک موقع است نه وقتی دارد میخرد حضرت زهرا میگوید من دارم برای بچه تو این را میخرم، خانم من دارم برای پسر تو این کار را میکنم. آن وقت حضرت زهرا میگوید پس همهاش را با خودم حساب کن فحشهایش را دغدغههایش را اذیت هایش را خوبی هایش را همه را با خودم حساب کن همه را به تو می دهم. دیگر نک و غر و دعوا و شکایت اینها را هم دیگر ندارد چون من همه را خریدم این زیرکی یک آدم است که عمرش را پای چیزی بریزد که بعداً چیزی از آن در نیاید بعد هم میگوید شوهرم خیلی بیلیاقت بود می گوید زنم خیلی بی لیاقت بود قدر نمی دانست. از اول می خواستی معشوق هایت را کنترل کنی شوهر داریت را می فروختی به امیرالمومنین تو هم زن داریت را می فروختی به حضرت زهرا. همه چیز جور در میآید. حا
لا نگاه کنید کار امام چقدر قشنگ است می گوید خدایا مرا بخر،خیلی قشنگه خیلی قشنگ «اللَّهُمَّ اشْتَرِ مِنِّي نَفْسِيَ» خدایا بخر از من نفس مرا چقدر هم خوب است آدم خودش را بفروشد به خدا. چون خدا در قرآن میفرماید میخرد از مومنین. بازار خدا خیلی گران است دیگر. بازار خدا گران است شما موقت میدهید و محدود خدا ابدی و نامحدود پاداش میدهد. آدم مگر احمق است برود جایی بفروشد که بخواهند پاداش موقت بدهند و محدود. دیوانه هم باید باشد، اگر کسی باید مجنون باشد اگر کسی این کار را بکند. میگوید آقا به فروش به کسی که گران میخرد به کسی بفروش که گران میخرد ابدی میخرد. آدم همیشه خوشحال هم هست. چون طرفت جر نمی زند، خراب کاری نمی کند، خلف وعده نمی کند، طرفت هم نمی میرد که بگویی اگر مرد حالا چکار کنم. چکش برگشت نمیخورد. پس از اول برو بفروش به خدا دیگر، جوانیت را، عمرت را، استعدادت را بفروش به خدا. چه کسی بهتر از خدا؟
امام سجاد خیلی دعایش قشنگ است خدایا بخر از من این نفس را «الموقوفتا علیه»، وقفش کردم پیشت، وقف هم می کند آدم دیگر طمع ندارد. درست است؟! این را وقفش کردم. می گوید خودم را وقف کردم. مرحوم علامه عسگری روحش شاد. ایشان میگفتند من طلبه که بودم جوان که بودم با انگشت در پیشانیام مینوشتم وقف اهل بیت و ایشان تا آخر عمرشان وقف اهل بیت، وقف امیرالمومنین شدند. چقدر هم خوب است آدم خودش را بفروشد آنجا. چون صاحبان ابدیت، صاحبان دنیا و آخرت میخرندت. میگویند بیا بفروش به ما؛ ولی اگر به کسی دیگر بفروشی باخته ای. خیلی ضرر میکنی. میگوید: خدایا این نفسی که من وقفش کردم به تو از من بخر. برش دار. بپسند مرا. یکی از ذکرهای قشنگی که ما داریم در قواعد ذکر ، ذکرقابل است، یا قابل 133 مرتبه است؛ یعنی خدایا بپذیر قبولم کن. ببین چه جوری میگوییم ، مادر مریم مریم را وقف کرد «فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ»، خدا مریم را قبولش کرد، اگر خدا یک کسی را بردارد خیلی خوب است. میگوید خدایا بخر مرا. اگر جای دیگری فروش بروم هرجا بروم من ضرر کردم. خسران است. خیلی بد است آدم جای دیگر عمرش را بفروشد. قربان امام سجاد بروم. به محضر مقدسشان یک صلوات بفرستید.
«المحبوسة لامرک» خودم را وقف تو کردم، خودم را حبس تو کردم برای دستورات تو. جای دیگری نمی روم. یاغی و فراری نیستم که اگر فردا کسی بیاید به من پیشنهادی بدهد، بدوم بروم دنبال پیشنهاد او تو را ول کنم، نه. می گوید من عبدم، صاحب دارم جای دیگر خودم را نمی فروشم. یک ثروتمندی طمع کرده بود به خادم امام صادق. به او گفت یک جایی یواشکی پیدایش کرد گفت جای مان را عوض کنیم من به تو نصف ثروتم را می دهم برو عشق و حال کن دنیا را حال کن. فقط بگذار من خادم امام صادق باشم. این هم طمع برش داشت و آمد به امام صادق گفت که آقا یک چنین پیشنهادی به ما دادند، ائمه هم تا میروی به آنها میگویی میگویند بفرما برو. یعنی دوست ندارند کسی خلاف میلشان پیششان باشد. خدا هم اینجوری است. خیلی ناز دارد. خدا و اهل بیت خیلی نازنازی اند. تا می روی پیششان می گویند می خواهم بروم می گویند برو دیگر. اگر دوست نداری برو. میگویند عشق اجباری به درد نمیخورد. عشق زوری به درد نمیخورد. اگر کسی مرا دوست ندارد، دوست نداشته باشد. از قیمت من کم نمیشود اگر کسی مرا دوست نداشته باشد. خدا دوستم دارد خانواده آسمانی دارم الحمدالله. من اسیر و گدای عاطفه زمینیها نیستم. هر کسی میخواهد باشد باشد اگر پدر و مادرم باشد میخواهد همسرم باشد میخواهد بچههایم باشد دوستم دارند من هم دوستشان دارم دوستم ندارند ولی من باز هم دوستشان دارم ولی من گدای عاطفی از کسی نمیکنم. امام صادق گفتند هر طور دلت میخواهد. آزاد هستی. هر طوری که دلت میخواهد. او هم قرار می گذارد خلاصه یک روزی می رود و لباس ها را هم عوض می کنند آن طرف هم. این مرد وقتی یک دفعه وقتی لباس عوض می کنند می گوید تو داری با خودت چکار می کنی با آن خودت تو داری چکار می کنی داری امام صادق را از دست می دهی همراهی امام صادق را نوکری امام صادق را از دست می دهی برای دنیا، پس زد گفت نمی خواهم آقا همان نوکری بهتر است. این خیلی خوب است که آدم. ولی بعضیها تا یک سفر خارجی به آنها میخورد تا یک چهار تا مهمان می آید، یک شوهر عوضی یک زن عوضی زندگی شان عوض می شود کلا، یک چهار تا مهمان یک کار یک اداره یک شرکتی استخدام می شوند که شرایطش آنجا،باید دینت را بفروشی، حیایت را بفروشی، عفتت را بفروشی، غیرتت را بفروشی، میفروشند. آنقدر بیشخصیت هستند آنقدر بیغیرت هستند که میفروشند خودشان را. خدا هم امتحان میکند. خدا هم خیلی غیور است. صد جور پیشنهاد چشمک زن میگذارد: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» ما هر چه در زمین است چشمک زن گذاشتیم تا ببینیم که کدامتان می فروشید خودتان را یا نه، پای کار من هستید یا پای کار دنیا هستید. لذا آدم باید خیلی وفادار باشد وفاداری خیلی خوب است. مثل ابوالفضل که شاخصه شخصیتی ایشان چیست؟ وفاداری. وفادار یعنی من میفهمم لا اله الا کمال بینهایت، لا اله الا کمال مطلق. لا اله الا بینهایت، لا اله الا الله هم. پای همه شان می ایستم، یک ازدواج خیلی خوب با خدا میکنم و پای این همسرم میایستم. به کسی دیگر هم نگاه نمیکنم آن بینهایت است. پایش میایستم. خودم را به هیچ کسی نمیفروشم، به هیچ چیز نمی فروشم. چون الان ما آنها که می خواهند رئیس جمهور شوند، می خواهند نماینده مجلس شوند یا مثلا شورای شهر دفتر من می آیند یک موقع هایی ببینند من از آنها پشتیبانی می کنم یا نه؟ به آنها می گویم حالا بارها شده این اتفاق افتاده، اگر مجلس می خواهید بروید برنامه تان چیست، شما بروید آنجا آرمان هایی که این همه شهید برای این آرمان ها بروید مجلس، مصوباتتان باید بیانیه گام دوم باشد، تمدنی باشد برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت باشد، قول هم می دهند. وقتی می روند آنجا یک چیزی دیگر می شوند اصلا، دیروز هم یک چندتایی آمده بودند دفتر گفتم شما امتحان تان را پس دادید اصلا دفتر من نیایید .من اصلا شما را ندیدم این چهار سال. شما همین سر حجاب یا چیزهای دیگر غیرت داشته باشید، چهارتا دفاع کنید یا حرفی بزنید مصوبات دیگر همه اش آدم های منفعل و به درد نخور که به درد نمی خورد. من هم با کسی تعارف ندارم به درد نمی خورد. حضرت دارد به خدا می گوید: خدایا من خودم را وقف تو کردم، حبس تو کردم. جای دیگر نمی روم. من نوکر این خانه تو هستم. درگاه این درگاه هستم. جای دیگر نمی روم. خدایا مرا بخر. حالا چطور بخر خیلی قشنگ است. چطوری بخر؟ «مع معصوم من عترت نبیک ,» مرا بخر با همراهی یک معصوم از خاندان پیغمبرت، که این یک خصوصیت دارد.
دل آدم واقعا اینجا «محزون لظلامة»، خیلی غصه دار از این همه ظلمی که دارد به این میشود، چه کسی را می گوید؟ آقا امام زمان را. امام سجاد می گوید: خدایا مرا بخر، به من این توفیق همراهی با آن معصوم را بده. یادتان هست، دعایهای آقا امام حسین فرمود: «من اگر ببینم مهدی را خادمش هستم تا آخر عمرم»، «لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی» خدایا من خادمش هستم. امام صادق، آقا امام رضا، آقا امام رضا چه فرمودند ؟ چه دعا کردند گفتند خدایا مرا در قیامت از اعوان و انصار ایشان قرار بده. از برطرف کننده موانع ظهورش قرار بده، مرا همراه آن قرار بده. بعد هم می گوید خدایا همه را یعنی من و شیعیانم را برای خدمت به دینت نصرت دینت و برطرف کردن موانع ظهور حجتت ما را بردار خدایا. آقا امام رضا هم همین را می گوید. «اللّهم اجْعَلْنا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِکَ وَ تُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِیِّکَ، وَ لا تَسْتَبْدِلْ بِنا» ما را از کسانی قرار بده که دینت را بوسیله ما یاری می کنی. کسی را هم جای ما نگذار. بعد می فرماید: «فَإِنَّ اسْتِبْدالَكَ بِنا غَيْرَنا عَلَيْكَ يَسِيرٌ، وَهُوَ عَلَيْنا كَثِيرٌ» می گوید تو می توانی اگر بخواهی ما را عوض کنی چهار نفر آدم جای ما بگذاری برایت راحت است؛ ولی برای ما گران است تو ما را بیرون کنی خدایا. برای ما سخت است تو ما را بیرون کنی جای ما کسی دیگر را بگذاری. خدا بگوید من دیگر نمیخواهم تو در حزب من باشی. نمیخواهم جز سربازان من باشی. نمیخواهم تو رفیق من باشی، برو. برو با هر کسی میخواهی دوست شو در حزب هر کسی میخواهی بروی برو. در حزب من نمیخواهم باشی. از اول انقلاب چقدر آدمها را خدا بیرون کرده. آدمهایی که هم لباسهای ما بودند خیلی بالاتر از ما، همرزمان ما، گردن کلفتها خدا گفت نمیخواهم دیگر در حزب من باشید. رفتن در حزبهای جناحهای خودشان، حزبهای آمریکایی اروپایی انگلیسی یا حزبهای نفسانی و مالی و این چیزهای خودشان. خدا نکند که خدا به آدم چنین چیزی بگوید. آقا امام رضا هم دغدغهاش همین است. آقا امام سجاد هم میگوید: خدایا من را با امام زمان بخر. این نفس مرا یک جوری بخر، وقفش کردم برای تو حبسش کردم برای تو پای کار امام زمان باشیم و یک راهکار هم آقا امام سجاد برای همه داده. برای اینکه ما ضرر نکنیم چقدر هوای ما را داشتند ما بچههای خودشان هستیم دیگر. فرمود: «ما ضَرَّ مَن ماتَ مُنتَظِرًا لِأَمرِنا أن لا يَموتَ في وَسَطِ فِسطاطِ المَهدِيِّ وعَسكَرِهِ» ضرر نکرده هر کس جز منتظرین باشد منتظرین یعنی چه قبلا هم گفته ام یعنی مقدمه ساز باشد عملیاتی باشد. از اینکه در لشکر و چادرش به شهادتت نرسیده باشد. چون در هر صورت شهید است. در هر صورت با کرونا بمیرد با سرطان بمیرد با تصادف بمیرد با سکته بمیرد فرقی نمی کند. آدمی که زندگیش را جوانی اش را وقف امام زمان کرده به هر مرگی بمیرد «کانَ کَمَنْ هُوَ فِی فُسْطَاطِ»؛ مثل کسی است که زیر چادر حضرت به شهادت رسیده. چقدر آدم برد می کند. حواس مان باشد بچه هایمان را جوری تربیت کنیم که پست پسند بار نیایند، خودفروش بار نیایند. خودمان هم خود فروش نباشیم. یک جا می رویم خودمان را بفروشیم که می ارزد وقت و عمرمان را بگذاریم. در انتخابات بچه هایمان دقت کنیم. یعنی اگر این دکتر است، مهندس است، معلم است، خانه دار است، هر کاره ای است به خدا بفروشدش. به کمتر از خدا نفروشد. این خیلی مهم است.
بعد دیگر راجع به امام زمان می گوید، حضرت عرض می کند اینها را «و لا تجعلنی ممن تقدم فمرق» مرا از افراطکارها قرار نده جلو بیافتیم و مارق شویم. داغتر از اماممان بشویم «او تاخر فمحق» آدم عقب مانده هم نگذار که ما عقب بیفتیم. عقب نمانیم نه جلو بیفتیم از اماممان نه عقب بیافتیم. «واجعلنی ممن لزم فلحق» مرا جز کسانی قرار بده کاملا ملازم امامم باشم. فلحق ملحق شوم. آخرش هم البته مناجات خیلی قشنگ است. من حالا همه اش را نمی خوانم خودتان حتما بروید بخوانید خیلی به شما حال می دهد. البته آنها که عربی بلدند باز تاکید می کنم دعاها باید چه خوانده شوند فارسی زیارت ها دعاها فارسی بخوانید که بفهمید چه می گوید. حالا نگاه کنید چقدر قشنگ است «واجعلنی شهیدا سعیدا فی قبضتک» خدایا مرا شهید سعید سعادتمند قرار بده که در قبضه و اختیار خودت باشد. مرا عاقبتم را به این برسان.
چون ماه شعبان هستیم من مخصوصا گفتم مناجات شعبانیه بیاید. مناجات شعبانیه مناجاتی است که همه ائمه می خواندند امام خمینی سلام الله علیها فرمود من ندیدم دعایی مناجاتی بگویند همه ائمه می خواندند. از نظر محتوا به قدری قوی است که اگر کسی بتواند با آن ارتباط بگیرد، مثل یک رحم قدرتمند است در رحم شعبان. باید بلد باشد آدم در رحم رجب چه رشدی بکند. در رحم شعبان در رحم رمضان. چون اگر استقرار پیدا نکنی، با روح آن رحم با مکان درست با آن رحم ارتباط نگیری، مثل بچه ای است که نطفه اش بسته شده؛ ولی سه ماه بعد سقط می شود. دیدید بچهها سه ماه بعد ۴ ماه بعد ۵ ماه بعد سقط میشود. بچه برای اینکه سقط نشود باید برود یک جای محکم در رحم باشد. قرآن میگوید چه «ثم الجعلناه فی قرار مکین» ما نطفه را میبریم میگذاریم یک جای محکم. برای همین مادر مثلاً راه میرود ورزش میکند، راه می رود، میخوابد بچه همانجوری سر جایش سفت است اصلاً تکان هم نمیخورد تا موقع تولد آسیب هم نمی بیند. چون رفته محل استقرارش را در رحم پیدا کرده، در آنجا مستقر شده. رشدش را آنجا می کند که دیگر آسیب هم نمی بیند؛ ولی بچه ها که به آن منطقه نمی رسند سقط می شوند. دو ماه بعد سقط شد ۴ ماه بعد استحکام ندارد. آدم در رحم دنیا باید برود یک جایی خودش را ببندد که سقط نشود. خدا مرحوم الهی قمشه ای را رحمت کند. این شعر را داشت می گفت، شعرش را برایتان چندبار خوانده ام.
ترسم که این تن
دستم را نگاه کنید این چهار تا را می گویند دنیا یا بدن اصطلاحا می گویند تن. اینها تن هستند روح نیستند روح کیست فقط؟همان فوق عقل و روحی است که خدا از خودش و از اهل بیت در شما دمیده این تو هستی می گوید: ترسم، جان تو این است می گوید:
ترسم این تن که حائل است به جانم سقط کند کودک عزیز روانم.
می ترسم سقط شوم خیلی آدم باید توسل کند، گریه کند به خدا، و بگوید خدایا من سقط نشوم در دنیا من را سالم برسان دست خانواده آسمانی امو مادرم فاطمه زهرا منتظر است، پدرم امیر المومنین منتظرند. اهل بیت منتظرند، من سالم متولد شوم خدایا یک کاری نکن من سقط شوم. بعضی ها تصمیم هایی می گیرند در زندگی شان سقط می شوند. درست مثلاً یک ماه قبل مردنشان یک سال قبل مردنشان یک تصمیم عوضی می گیرد و سقط می شود. قبل از اینکه سالم متولد شود سقط می شود ما باید خیلی مراقب دلمان باشیم تا سقط نشویم. مناجات شعبانیه یک رحم قدرتمند است یعنی اگر کسی بتواند پیوند با این برقرار کند می رود در یک جای رحم شعبان قرار می گیرد که پخته آماده به رحم چی متولد می شود؟ رمضان خوب هم متولد می شود. والا که خیلی ها که شعبان را ندارند خیلی محکم هم نمی توانند وارد رمضان بشوند. برای همین ماه رمضان هایمان هم فرقی نمی کند با قبل و بعدش برای ما فرقی خیلی نمی کند.
حالا یک نگاهی کنید یک مناجاتی است که معصوم خوانده. همه معصومین این را خوانده اند. خیلی قشنگ است این. این را باید بروی در خلوتی که هیچ کس نباشد بخوانی؛ یعنی تلفن ها خاموش، کسی پیشت نباشد نیم ساعتی و این را فارسی شروع کنی، بخوانی. این متن فوق العاده است. یا نصف شبی وقتی سحری هر وقت حس و حالت خوب است بخوان. اولش خیلی جانسوز است. خیلی قشنگ است. با چه چیزی شروع می شود؟با یک صلوات یک حس و حال خوب به تو می دهد.
« اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ»خدایا بشنو وقتی دارم صدایت می کنم بشنو. نگویید از این بنده ام صدایش خوشم نمی آید صدایش را نمی شنوم. داریم بعضی ها را آنقدر بدم می آید ازشان اصلا خوشم نمی آید صدایشان را بشنوم.
«وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ» بشنو ندای مرا وقتی دارم ندایت می کنم، با تو حرف می زنم بشنو.
«وَ أَقْبلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ» رویت را به من بکن خدایا، چقدر قشنگ است. رویت را به من بکن وقتی دارم با تو نجوا می کنم، با استقبال حرف هایم را گوش کن. این مناجات خیلی قشنگ است. «فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ» من فرار کردم از همه آمدم پیش تو. چقدر قشنگ است من فرار کردم آمدم پیش تو. آنهایی که آسیب می بینند در دنیا این مناجات شعبانیه همه چیز را جبران می کند و درمان می کند. تا آخر حالا این قسمت هایش را نمی خواهم بخوانم. خودم هم اصلا طاقت ندارم بخوانم. خیلی حسش حس قشنگی است؛ ولی مناجاتی که میکند، می گوید: «إِلَهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي وَاقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ» خدایا من مثل اینکه خودم را می بینم که ایستادم در مقابل تو «وَقَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَکُّلی عَلَیْکَ» این توکل خوب من سایه انداخته روی من. ایستادم پیشت ولی توکلم سایه انداخته و من میتوانم بایستم پیشت. ناامید نباشم. بعد نگاه کنید چقدر قشنگ. «فَقُلْتَ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ» من که رویم نمی شود خدایا چیزی بگویم خودم که بی آبرو هستم، از خودم که حرفی نمی توانم بزنم؛ ولی تو یک چیزی بگو که تو اهلش هستی، آن را تو به من بگو. و تو با من یک حرف هایی می زنی که تو اهلش هستی. اگر من باشم من اهل گناه هستم؛ ولی تو اهل بخشش و مغفرت هستی، تو با من حرف بزن. خیلی زیباست اما آنکه الان مد نظر من است. وقتمان اگر تمام شده بگویید مهم نیست که منبر ما به جایی برسد مهم این است که ما به استغاثهمان هم برسیم. اصلاً نمیتوانم از فقرات این بگذرم اینقدر آتش میزند آدم را.
می گوید: «إِلَهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِي لَمْ تَهْدِنِي» اگر تو می خواستی من خار بشوم و بدبخت بشوم تا اینجا نمیآوردی. الان پیش خودت دیگر پس میتوانستی زودتر مرا خار بکنی تا اینجا هدایتم کردی.
«وَلَوْ اَرَدْتَ فَضيحَتي» اگر می خواستی من مفتضح شوم بی آبرو شوم «لَمْ تُعافِني» تا الان مرا امنیت نمی دادی که تا اینجا بیایم معلوم است تو دوستم داری. آن چیزی که مربوط به بحث ما است چیست؟ الهی، الهی که میدانی یعنی چه دیگر.الهی یعنیچه؟ عشق من، عزیز من اله من «إلهِى انْظُرْ إِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ» خدایا یک جوری به من نگاه کن، بخر مر.ا مثل آن دعای امام سجاد. نگاه کسی که داری صدایم می کنی یک جور نگاهم کن بعضیها دیدید که وقتی کاری دارند بزرگ ها وقتی به یک کسی نگاه میکنند او میفهمد که داری صدایش می کنی. «فَأَجابَكَ» بدوم بیایم ببینم که چکار داری. بگویم: لبیک یا مولا. لبیک یا الهی. خدایا با من چکار داری. چقدر خوب است خدا یک کسی را انتخاب کند. تو اگر خادم خدا نشوی، خادم شیطان و جهنم هستی. خادم دنیا هستی. خادم استکبار هستی. خادم اهل دنیا هستی. معصوم است ببینید چقدر خوش سلیقه، یک جوری به من نگاه کن خریدارم باشی، با نگاه خریدار به من نگاه کن «فَأَجابَكَ».
«وَاسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطاعَكَ» من را برای کمک خودت بکار بگیر. خدایا یک بخش از کارهایت را بسپار به من. خدا بعضی از بندگانش را میگوید بخشی از کارهایم را تو انجام بده. من رب تو هم رب باش. مثل پدرو مادر که رب هستند دیگرو در نماز پدر ومادر می خوانیم چه؟ «رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي» اینها مربی من بودند. رب من بودند خدایا، تو هم به اینها رحم کن. خدا گاهی وقت ها کارهایش را می سپارد به بندگانش، می گوید به جای من تو این را. می گوید خدایا یک جوری خریدار نگاهم کن که صدایم کنی بدوم بیایم و مرا به کمک خودت بخوانی. خدا که به کمک احتیاج ندارد. خدا نقش یک در خواست کننده را بازی می کند تا ما قوی شویم. والا خدا قادر متعال است؛ ولی یک جا می گوید بیایید به کمکم. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ» بیایید کمکم کنید. این نقش را به تو می دهم تا تو بتوانی تمرین کنی شبیه خودش بشوی. چون قرار است خلیفة الله بشوی دیگر. پس باید تمرین کنی. چقدر خوب است خدا ما را به کمک خودش بخواهد چقدر خوب است آدم یک زمانی بگوید خدایا پول می خواهی بدهم یک پولی دارم، می خواهم کمک کنم برای دینت، وقت دارم، آبرو دارم، علم دارم تخصص دارم. الان چکار کنم برایت!
بعضی از عزیزان خدا حفظشان کند یک موقعی می آیند به من ناقابل می گویند برای امام زمان می خواهی چکار کنیم چه کمکی برای امام زمان از دستمان برمی آید. هر کسی هر کاری از دستشان می آید می کنند. بعضی ها واقعا همه جور کمکی دارند. بعد در قسمت بعد دوباره نگاه کنید: «إِلهِى! وَ اجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَیْتَهُ فَأَجابَکَ» آنجا می گوید «انظر الیّ نظر» اینجا می گوید نه مرا از کسانی قرار بده که صدایشان می کنی، او هم می دود می آید. نمی گوید من وقت ندارم کار دارم زن و بچه دارم دکترم می خواهم مهندس شوم، الان طرح و پروژه دارم الان نمی دانم خدا همیشه می آید صدا می کند، همه را مرا هم صدا می کند. روز قیامت پرده می رود کنار می بینی خدا چقدر به من پیامک داده، چقدر صدا و تلفن زده، چقدر صدا زده من هر دفعه به خدا گفتم خدایا من وقت ندارم الان این برنامه استغاثه را نگاه کنید ببینید ما داریم اعلام می کنیم الان چند نفر وقت می گذارند جمعه ها بیایند همه هم می دانند که استغاثه واجب است؛ ولی نمی آیند. می گویند کار داریم جمعه مان را نمی توانیم جای دیگر هزینه کنیم. خوش به حال شما
«وَ اجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَیْتَهُ فَأَجابَکَ» صدا کردی آمدم. «وَ لا حَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ فَناجَیْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَکَ جَهْراً» یواشکی در باطنم صدایم کردی ولی من در ظاهرم در عمل خارجی ام آمدم انجام دادم. پس نگاه کنید اهل بیت دعوت شان چطوری است؟ خدا دعوت شان چه جوری است؟ سرّی است. یک دفعه در دلت می اندازد بلند شو برو حرم برو زیارت پاشو برو قرآن بخوان بلند شو نماز شب بخوان. این، آن نجوای درونی است که خدا با ما دارد. قبلا یک مهد کودک بود.
این مناجات را حتما توصیه می کنم بخوانید. خیلی مهم است. صحیفه را هم حتما بگیرید بخوانید و در خانه داشته باشید. برای تان خیلی قدرت و آرامش می آورد.
پروردگارا به حق محمد و آل محمد هر چه امام سجاد و هر چه در این مناجات شعبانیه دعا کردند در حق ما به اجابت برسان خدایا ما را وقف امام زمانمان کن. خدایا هیچ چیز از وجود و بخش های ما را جایی غیر از چادر امام زمان تلف نکن.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.