استغاثه؛ جلسه چهارم 1/10/1402
خداوند تبارک و تعالی در کلام نورانی خودش، قرآن کریم که راهنمای خلقت انسان و جهان است برای انسان سه مرحله حیات را معرفی می کند: یک مرحله زمانی که روح خدا دمیده می شود به انسان، این روح چیست که می آید به انسان دمیده می شود؟ این روح حقیقت همه ی انسان هاست، اصل و ریشه همه انسان هاست که دمیده می شود در انسان. وقتی که پدر و مادر ازدواج می کنند روی اسپرم ها و تخمک هایشان هرکدام پنج تا صفت را دارند، سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت، بعد از اینکه انعقاد نطفه می شود این پنج تا صفت در مادر و پدر جمع جبری می شود، یعنی باهم مخلوط می شود یک ترکیب را از جمع جبری از این پنج تا صفت مادر و پنج تا صفت پدر در رحم مادر شکل می گیرد، معمولا به طور متوسط پنجاه و پنج درصد سهم مادر است و چهل و پنج درصد سهم پدر است چون بچه بیشتر با خود مادر است. پس این صفت های پنجگانه ی اینها باهم لقاح پیدا می کنند و ترکیب می شوند، یک ترکیبی در نطفه به وجودمی آید از این پنج صفت. بعد در چهارماهگی یک روح دمیده می شود، این روح که دمیده می شود یک حقیقت واحد است، خدا می فرماید " نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي" از روح خودم در انسان دمیدم، این مجموع روح خدا با خصوصیت های ویژه ای که پدر و مادر داده اند و تأثیرات محیطی یک شخص جدیدی را می سازد، از آنجا که آمده یکی آمده، یک حقیقت آمده متفاوت نمی آید اما وقتی می رسد به این ترکیب نطفه ای تفاوت آدم ها از اینجا شروع می شود که به آن می گویند نفس، این الان دیگر نفس شده یک شخص شده، پسر شما، دختر شما این دیگر با یک بچه ی دیگر که آمده روح به او تعلق گرفته فرق می کند و فرقهای آنها در چیست؟ در مجموعه ی آن اشتراکاتی است که پدر و مادر در انعقاد نطفه ایجاد کردند، حالا یک نفس شکل می گیرد حالا به آن می گوییم این شده مثلا محمد، شده فاطمه، شده مریم، شده علی، دیگر این یک نفس جدیدی است الان ایجاد شده مثل چیست؟ مثل نت است، نت که شما می خرید با موبایل می خرید از ماهواره که تحویل می گیرید مثلا پنجاه تومان صد توامن نت می خرید، این نت که می آید با نتی که می آید می رود در گوشی دوست شما و پدر و مادر شما باهم یکی است فرقی نمی کند یک ظرفیت است دیگر، نت یک ظرفیت است چیز دیگری نیست، یک اتصال است اما گوشی شما مسئله است، گوشی هر فردی مثل خود فرد شخصیت خاص خودش را دارد، یعنی همانطور که آدم ها باهم فرق می کنند، شخصیت هایشان در گوشی هایشان هم نشان می دهد، گوشی نفس است، نشان می دهد که این آدم چه جور آدمی است الان این چه محتوایی دارد؛ پس نت که می آید یک چیز واحد می آید در همه ی میلیارد ها گوشی هم که می رود یک چیز می رود تفاوت گوشی ها که به تفاوت آدمها مربوط است از کجا ایجاد شده؟ شخصیت آدم ها و محتوایی که آنجا هست، بنابراین آنجا یک نفس ایجاد می شود، یک شخصی که حامل روح خداست. این روح خدا را هم بارها گفتیم همان روح محمد و آل محمد است که مثل اعلی به آن می گویند در قرآن یا خلیفه الله، پس هر انسانی جنسش خلیفه الله یا روح الله یا مثل اعلی است اصلا با ظرفیت مثل اعلی ای با ظرفیت خلیفه اللهی انسان ها به دنیا می آیند، حالا اگر آمد در محیط خوبی قرار گرفت مادر آگاه یا پدر آگاه و یا محیط مناسب بود این دیگر یواش یواش وقتی که می آید به دنیا اصل و نسب خودش را می فهمد، یعنی می فهمد که من کی ام از کجا آمده ام اینجا، از کجا آمده ام، پدر و مادر اینجا زمینه را فراهم می کنند ولی ما که برای پدر و مادر نیستیم ما از یک جایی آمدیم ما کی هستیم؟ ما همان نور اهل بیت هستیم که همه مان آمده ایم در همه ی انسان ها هم وجود دارد، مسلمان و کافر هم ندارد. همه آدم ها این نور اهل بیت را با خودشان می آورند، این پدر و مادر و محیط هست که این بچه ها را تقسیم می کند به شیعه، سنی، سیک، هندو، بودا مسیحی یهودی، وگرنه آن روحی که دارد می آید یک روح واحد است که آمده اینجا و تفاوت ها از اینجا تصمیم هایی که پدر و مادر می گیرند برای بچه هایشان از اینجا اخلتلاف و افتراغ شروع می شود. حالا اگر این آدم که می آید با این ظرفیت دررحم دنیا وارد می شود اگر درست تربیت بشود در رحم دنیا وقتی بر می گردد از رحم موقع تولد که در واقع زایمان انسان هست از رحم دنیا بخواهد وفات کند به برزخ تولد پیدا کند اگر درست تربیت شده باشد مثل اصل خودش می شود، مثل اسپرم و تخمک پدر و مادر که در رحم مادر درست رویش کار شده باشد وقتی به دنیا می آید یک بچه ی خیلی خوب مثل پدر و مادر قوی و خوب می شود واز ژن های خوب هم برخورداراست. حالا ما اگر در محیط تربیتی سالم قرار بگیریم در دنیا برگردیم با ظرفیت خلیفه اللهی بر می گردیم، یعنی هر کدام از ما مقامی شبیه و یک جایگاهی شبیه به اهل بیت علیهم السلام داریم؛ این همان چیزی است که در زیارت عاشورا می خوانیم ” وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ" می خواهم آن مقامی که شما دارید من همان را هستم چون همین ظرفیت را دارید دیگر، انسان طلبش تابع ظرفیتش و سنخیتش است، اگر معصوم به شما می گوید این را بطلب یعنی تو هم سنخیت داری هم ظرفیت داری، تا مقام خلیفه اللهی، تا مقام محمود هم ظرفیت داری و هم سنخیت داری که می گوید بطلب این را بخواه، جنس دین است اصلا حقیقت همین است. حالا این انسان وقتی که وارد اینجا می شود یک مقدار در زمینه ی دنیا قرار می گیرد، مرحله ی دوم حیاتش است یک مرحله ی سوم موقعی است که وفات شروع می شود و برزخ و قیامت پنجاه هزارساله و حیات جاودان و ابدی شروع می شود برای انسان؛ انسان یک مجموعه ی اینطوری است، یک حیات جاودان و ابدی دارد. اما نوع زندگی انسان در حیات دنیایی و در حیات برزخی و قیامتی و بعد از قیامت تابع معرفت نفس انسان است، انسان بداند کی است، اینکه حضرت علی علیه السلام فرمود رحمت خدا شامل حال کسی می شود که بداند از کجا آمده و در کجا هست و به کجا می رود. یکی از وظایف اصلی پدر و مادر باید به بچه این را بفهمانند، یعنی باید بفهمانند که بابا جان! دخترم، پسرم ما پدر و مادر اصلی تو نیستیم، ما فقط پدر و مادر جنبه ی بدنی تو هستیم شخصیت شما از من و مادرت یا از من و پدرت شکل گرفته و درست است اما روحت نفخه اهل بیت است و آنها خانواده ی اصلی تو هستند، تو از آن جنس هستی و یک مدت هم اینجا هستی پیش ما. حالا ما اگر عرضه ی تربیت تو را داریم یا نداریم یک وفاتی داری، یک قیامتی داری، یک حیات ابدی ای داری، لیاقت تو این هست که خانواده ی آسمانی ات را بشناسی و با خانواده آسمانی ات رفت و آمد برقرار کنی بعد برای آنها هم زندگی کنی بعد هم به آنها ملحق می شوی، پدر و مادر موظف اند درست بچه هایشان را تربیت کنند و اطلاعات درست بدهند، اینکه نبی اکرم(ص) می فرماید "لا یَلقَی الله ُسبحَانَهُ اَحَدٌ بِذَنبٍ اَعظَمُ مِن جَهالَهٍ اَهلَهُ وَ اولَادَهُ" هیچکس در روز قایمت خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی کند، پدر و مادرها موظف اند بچه هایشان را درست تعلیم دهند و تربیت کنند، می گویم شما برای آن طرف آفریده شده اید اصلا حیات و زندگی ما اینجا نیست، ما اینجا یک دوران رحمی، یک دوران باشگاهی و یک دوران آزمایشگاهی داریم، سوره ی عنکبوت می فرماید: «وَإِنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الحَيَوانُ» فقط زندگی آخرت است، اینجا زندگی نیست که ما می کنیم اینجا یک باشگاهی است ما داریم تمرین می کنیم. ببینیم چقدر شبیه خانواده خودمان می شویم در این رحم، چقدر شبیه خانواده آسمانی مان می شویم، چقدر شبیه مربی مان الله می شویم. اینجا فقط آمده ایم برای همین کار، اینکه اینجا یک نفر فکر کند آمده مثلا شوهر کند زن بگیرد بچه دار شود و بچه بزرگ کند و نوه دار شود و بعد هم بمیرد خیلی وحشتناک است این چه زندگی ای است؟ اینجا ما آمده ایم در رحم دنیا متناسب با شرایط زیستی دنیا زندگی کنیم ولی آماده شویم برای تولد به سمت برزخ، به سمت قیامت، به سمت ابدیت، برای این ما آمده ایم. پس اگر یک انسان در دنیا تحت تربیت مربی خودش یعنی الله که می گوید رب شماست قرار بگیرد، مظهر این مربی گری چهارده معصوم هستند، یعنی انسان باید در رحم وجودی چهارده معصوم تربیت شود، از اول بداند اینها کی اند و اتصال کامل با این چهارده معصوم داشته باشد و در بین این چهارده معصوم کی از همه مهمتر است؟ در هر دوران امام زمان آن دوران اصل است، آن امامی که زنده است، برای همین پیامبر فرمود: "مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة" هرکس بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. امام زمان همان رحم حقیقی ای است که انسان کامل بیرون می دهد، انسان خوب بیرون می دهد، انسان سالم بیرون می دهد، میزان سلامت روحی معنوی عرفانی و همه چیز اخلاقی یک آدم به میزان اتصال آن شخص به امام زمانش است، اینکه آن شخص چقدر امام زمانش را می شناسد و چقدر با او در ارتباط است، در رحم وجودی او چقدر داد رشد می کند، رشد او حرکت او، ارتباطات او، انتخاب های او، افکار او، چینش معشوق هایش باید با امام زمان خودش تنظیم شود. والا اگر همه شبها تا صبح عبادت کند و روز ها را هم روزه بگیرد اما اتصالی به مربی خودش و رحم وجودی خودش نداشته باشد نجات دهنده نیست. امام زمان اصل است، شما باید تمام آرمان ها و چهار بخش ات (بخش جمادی، بخش گیاهی، بخش حیوانی و بخش عقلی و بخش انسانی ات) را پیوند دهی به امام زمان و اساسا مثل یک کسی که در باشگاه هست و هرهفته باید با مربی اش در ارتباط باشد ما باید تمام زندگی مان صبح تا شب در همه ی ابعاد پیوستش با امام زمان کنترل شود، مثلا الان در چادر حضرت هستند یا ساقط شده اند یا اصلا از این رحم سقط شده اند بیرون هم هستند، وقتی برای امام زمان ندارند من الان دارم برای خودم زندگی می کنم یک چیزی هم از احکام دین به من رسیده دارم آنها را رعایت می کنم، این به درد نمی خورد. آن چیزی که به درد می خورد این است که شما باید اتصال داشته باشید همانطور که قرآن فرمود: "رابِطوا" باید ارتباط کامل داشته باشی با متخصص معصومت، یعنی اگر الان از تو سوال کردند نسبت تو با امام زمانت چیست مثلا تو بدانی که بگویی من الان سربازش ام، من گروهبان ام، من استوار ام در لشکرش، الان ستوان ام سروان ام، سرگردم، سرهنگ ام، سرتیپ ام یک چیزی معلوم باشد تو الان کجای قیام امام زمان، کجای دولت کریمه هستی، اما اگر این پیوند را نداری انسان ساقط می شود. چون روز قیامت از پنجاه سوالی که از شما می پرسند پنجاه هزار سال است قیامت این شوخی نیست که! خود سازنده دارد به شما می گوید سمئول ساختن قیامت پنجاه هزار سال طول می کشد و پنجاه تا سوال هم می پرسیم آنجا مهم ترین سوال از سوال های قیامت همین است که تو با امام زمانت چه نسبتی داری، کجا بودی وقتی امام زمان آواره و طرد شده و تنها و یگانه و مضطر و غریب بوده تو کجا بودی؟ الان مثلا می گوییم مثلا خانم فلانی یا آقای فلانی که هفته ی قبل اینجا بودند نیستند، می گویم چیشده؟ می گوید مادرم سکته کرده بود، مادرم حالش بد بود بیمارستان بود عذرموجهی هم هست، پدرم اینجوری شد، مادرم اینجوری شد، حتی خواهرم برادرم مجبور شدم بروم بیمارستان، یعنی یک اتصالی به این خانواده دارم پدرم مسئله است و مادر مسئله است درست هم هست در بخش حیوانی، بخش زمینی درست است انسان پیوند دارد باید صله ارحامش را انجام دهد، این ارتباط باید باشد دیگر؛ عروسی دخترداییم بوده، فوت پسرعمویم بوده و... بالاخره اینها هست. عذر هم موجه است، آقا الان در زندگی ات کجای چادر امام زمان است؟ وقتی این آدم طرد شده است، تنها و یگانه و غریب است تو چی ات به این آقا می رسد؟ در بخش پولی جمادی چقدر هزینه برای حضرت می توانی بکنی؟ آیا حضرت در کیسه و سبد اقتصادی تو سهمی دارد؟ در بخش گیاهی حضرت در وقت شما حضرت جایی هست که پنج ساعت خالص برای او باشی؟ تو الان برای دخترعمویت وقت بخواهد دو ساعت می گذاری، برای پسرعمویت بخواهد پنج ساعت می گذاری، برای پدرت پنج سال وقت می گذاری، برای مادرت ده سال وقت می گذاری، برای زن و بچه ات و... یک جایگاهی در زندگی ات دارند بالاخره، آنجایی که پولت و وقتت و آبرویت و دلت و عشقت و همه چیز ات را می ریزی پای زن و بچه ات و خانواده ی زمینی می گویی آقا این خانواده ی من اند خدا هم خواسته من اینطوری باشم. الان بحث این است که تو نسبت به خانواده ی آسمانی ات کجای مسئله هستی؟ یعنی الان آنها چه سهمی در وجود تو دارند؟ وجود تو چه ارتباطی با آنها دارد؟ چقدر از این پنج بخش تو بخش جمادی، بخش گیاهی یعنی وقتت، بخش حیوانی یعنی آبرویت، بخش علمی یعنی تخصص ات مهارت هایت و بخش فوق عقلی ات یعنی قلبت و عشقت صرف خود این آقا می شود. یعنی وقتی شما غایب می شوید کجا حاضری می خوری؟ حضرت بگوید در چادر من بوده، این موقع وفات بگوید آره این آدم از این بخش هایش انقدر وقت من بوده در چادر من بوده، این بسیار بسیار مهم است، موقع مردن که امام باید بیاید بالاسرت تا خود برزخ که او باید بیاید آنجا از تو دفاع کند و تا قیامت که او باید شما را شفاعت کند تا بعد از قیامت که باید کنار او زندگی کنی همه جا او هست! این بسیار مهم است که ما واقعا شخصیت خونی پیوندی با امام زمان می خواهیم، ما خیلی وقت ها داریم فقط زندگی می کنیم در این دنیا، یک آقایی هم گفتند اسمش امام زمان است قرار است بیاید هروقت خدا خواست می آید، زمان ما اگر خدا خواست می آید اگر هم نخواست هروقت خدا خواست می آید دیگر، اما اینکه الان من با این آقا چه نسبتی دارم پدرم است، شوخی نیست پدر حقیقی ام است اصل و نسبم است، آقا فرمود: رحم اصلی شما ما هستیم، خانواده اصلی شما ما هستیم، نمی فهمد الان شصت سال هفتاد سال عمر کردیم الان ما با ایشان چند ساعت زندگی کرده ایم؟ کجا ما وقف ایشان بوده ایم؟ از اینطرف پیغمبر من فرمود: "أَفْضَلُ أَعْمَالِ، أَفْضَلُ العِبادَه، أَفْضَلُ الجَهادِ أُمَّتِي اِنْتِظَارُ اَلْفَرَج" انتظار فرج یعنی زمینه سازی کردن، یعنی تلاش برای قدرت و کثرت صالحین، حالا از نتیجه ی زحمات ما آیا صالحین کثیر می شوند، قوی می شوند تا خودشان را به آن دولت کریمه برسانند یا نه؟ بسیار بسیار مهم است، تو قرار است شبیه به این آدم شوی، این بابات است، مربی ات است خدا گذاشته است او را برای همین کار و تو باید با او در ارتباط باشی. چطور اگر یک کسی پدر و مادرش را فراموش کند یا خاندانش را فراموش کند، رحم مادی اش را فراموش کند، رحم زمینی اش را فراموش کند در روایت داریم ما، فرمود: بوی بهشت از پانصد سال راه می رسد، اما کسی که عاق والدین است یا قطع رحم کرده بوی آن را استشمام نمی کند؛ یعنی این فامیل های طبیعی اش را، فامیل هایی که مربوط به بخش بدنی اش هست را بیخیال اینهاست، چه جوری می شود یک نفر نجات پیدا کند از شب اول قبر به بعد در حالی که قطع رحم است با امام زمان؟ قطع رحم خیلی وحشتناک است، یعنی هیچی از این آدم در چادر حضرت صرف نشده، هیچ وقفی، وقت گذاری ای، عشقی، کاری، قطع رحم است دیگر. بالاخره ما الان هم بمیریم ولی بالاخره که یک روز ما با ایشان چشم تو چشم می شویم، خیلی صحنه وحشتناکی است یک روزی این آقایی که هزار و دویست سال آوارگی، طرد شدگی، تنهایی و غربت کشیده بیش از آن چیزی که همه انبیا و همه ی پیغمبر همه ی سیزده تا معصوم کشیده اند این آقا کشیده. خیلی مصائب امام زمان وحشتناک و کمر شکن است، شما می گویی امام حسین بچه اش اینطوری شد درست، امام زمان هزار و دویست سال است دارد می بیند هرروز بچه هایش دارند منحرف می شوند، جهنمی می شوند، کشته می شوند، تکه تکه می شوند، فکر کن یک پدر با این عاطفه دارد نگاه می کند روی کره زمین بچه هایش را، خود بچه هایش که می گویند دوستش داریم غافل اند از او، خیلی مصیبت سنگین است، خیلی وحشتناک است این حس، بالاخره با این آدمی که هزار و دویست سال غربت و زخم و آوارگی و تبعید و بلا کشیده یک زمانی شما چشم تو چشم می شوید، یک لحظه ای هست می رسد قطعا ما با امام زمان چشم تو چشم خواهیم شد یک لحظه، بعد در آن لحظه است که اگر به تو بگوید کجا بودی ما چه بگوییم؟ همین یک سوال کند، نبودی، کجا بودی؟ به فکر من نبودی! ما چه جوابی داریم بدهیم؟ خیلی از بزرگان بودند، از مراجع بزرگان و اولیا وقتی آقا را دیدند گله کردند به آقا، می دانید حضرت در جواب چه گفته؟ مرحوم فشندی گفت من در تابستان گرم یک لیوان اینجوری آب آقا را در جمکران دیدم، دیدم تنها ایستاده در جمکران، گرمای جمکران رفتم یک لیوان دادم دست آقا، آقا فرمود شیعیان همینقدرهم به فکر من نیستند، گفتم آقا اینها به خاطر شما می آیند اینجا، گفت نه اینها هیچکدام به خاطر من نمی آیند اینجا، اینجا همه برای خودشان آمده اند و کسی به یاد من نیستف غریب تر از من و مظلوم تر از من اصلا کسی نیست. یکی دیگر از مراجع و بزرگان که او خیلی اصرار داشت فرمود بیا وایسا اینجا ببین اینها چندتایشان واقعا مضطرانه برای من دعا می کنند، نگران من هستند، چرا ممکن است مداح بالاخره سلطان مجلس است یا سخنران هر دعایی بکند آدم الهی آمین می گوید، ولی این که یک کسی در دل خودش – نگاه کنید شما وقتی بچه سرطانی دارید وقتی شوهرت سرطان دارد، خودت سرطان داری، بچه ات سرطان دارد، گمشده همه اش صبر می کنی ببینی مداح آن دعایی که تو گفتی را می کند یا نه، تو دستور دعا داری، خدا کند این دعا که مثلا اسرا آزاد شوند بچه ی من هم بیاید، خدا کند دعا کند برای شفای همه ی مریض ها بچه ی من هم شفا پیدا کند، این دستور دعا در دل تو است. این خیلی مهم است. شما خیلی وقت ها همه جا رفته اید می گویید آقا من کربلا می خواهم بروم، مکه می خواهم بروم، نجف می خواهم بروم، دیده اید عزیزی که حاجت دارد چگونه به تو حرف می زند؟ می گوید تورو خدا حاجت من را بخواه، به آقا بگو حاجت من را هم بده ما هم حاجتمندیم، آقا حاجت مندی یعنی اینکه آدم بخواهد بالاترین حاجت در زندگی اش همین فرج آقا امام زمان باشد، وقتی نیست خیلی ما بی رحم و بی عاطفه می شویم، یعنی در بخش های طبیعی ما حاجت زیاد داریم، وقتی هم به ما بگویند می گوییم ذوالحاجه هستیم و حاجت زیاد داریم، ولی وقتی امام زمان به دل ما نگاه می کند می فهمد فرج او برای ما حاجت نیست و این خیلی آبروریزی است! می فهمد ما غمگین دلتنگ و مضطر نیستیم یعنی آنی که باید باشیم نیستیم، یک آدم برای زنش، دخترش، ناموسش، برای پولش، برای سلامتی اش، برای گمشدن یک ماشین اش حرصی که برای دزدیده شدن موبایل ازش خورده تا به حال مجموع در عمرش برای من یک همچین حرصی نخورده، من هنوز برای این حاجت نشده ام، هنوز من در دل این جایی ندارم، دلش تنگ نیست برایم، بی تاب نشده بگوید آقا بی همگان به سر شود بی توبه سر نمی شود، این نیست! خیلی هم بد ات اگر اینطوری ما بمیریم، خیلی بد است! سالهاست خیلی ها دارند مثل ما و دوستان دیگر و علما هی حرف استغاثه برای امام زمان، دعا کردن برای امام زمان، دورهم جمع شدن برای امام زمان، دورهم ناله کردن می زنند چقدر خودش مضطر است که هی می گوید برایم دعا کنید "أکثِروا الدّعا" زیاد دعا کنید، به هرکس رسیده آقا همین را گفته، به همه بگویید دعا کنند. خدا را به عمه ام قسم بدهید، به این قسم بدهید آقا دارد زجر می کشد، می خواهد ما به غیرت بیفتیم، به حیا بیفتیم بالاخره چه جوری می شود آدم راضی باشد این آقا همین جوری در آوارگی و تبعید و بلا و سختی دارد مضطر است، در "مَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ" آقا امام رضا فرمود: مضطر حقیقی مهدی ما است، او مضطر حقیقی است، موقع ظهورش هم آقا خودش می آید کنار کعبه آنجا دستش را بلند می کند می گوید: "امَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ" خوش به حال یک دلی که تنگ شود برای امام زمان، اصلا دعاهای دیگر و حاجت های دیگرش فراموش شود در رأس همه ی دعاهایش اولین دعایش این باشد.
شب بیست و سوم شبی هست که امید است شب قدر باشد فقط یک دعا وراد شده، این یعنی چی؟ دعاهای دیگر ر بگذار کنار این را بخوان تا صبح بگو " اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ" بگو برای سلامتی اش دعا کن، برای فرجش دعا کن، حالا خیلی ما می گوییم، سالهاست داریم می گوییم، اما عجیب است که عاطفه خواص و عوام انقدر سخت است! به اضطرار، به گریه به بی تابی به دلتنگی برای حضرت نمی افتند، یعنی هنوز استغاثه متأسفانه برای خیلی از خواص هنوز سوال می کنند که ببینند شأنیت دارد یا ندارد. این خیلی وحشتناک است! تو آدم حسابی که لباس روحانیت هم تنت هست داری دنبال دلیل شرعی می گردی برای استغاثه، تو اگر ناموست سرطان داشته باشد یک حدیث داریم می گوید برای ناموستان دعا کنید، می روی دعا می کنی، ماشین ات گم شود می روی دعا کنی، بعد نوبت امام زمان که می شود آقایان شرعیتش برایشان مسئله است که آیا شرعیت دارد ما استغاثه کنیم، جمع شوند یک مشت شیعه دورهم دیگر یک جایی، یک جمعه ای یک جایی بروند دعا کنند آیا اصلا حدیثی وارد شده یا نشده، یا اگر حدیثی وارد شده سند دارد یا ندارد؟ خیلی وحشتناک است! شما راجع به نیازهای حیوانی و طبیعی خودت دنبال سند می گردی؟ می روی حرم امام رضا آنجا را می ریزی به هم! آنجا چرا دنبال سند نمی گردی که آقا دعاکردن برای مسائل طبیعی، برای ازدواج، برای مشکل مسکن، برای شفای این، برای مسائل اقتصادی جائز هست یا جائز نیست؟ کی تا حالا این کار را کرده؟ آقا وقتی رسید به حاجت وقتی رسید به نیاز، خدا فرمود: " قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ" خدا به موسی گفت علف گوسفندت و نمک طعامت را هم از من بخواه، آن وقت می شود این بزرگترین حاجت ما دنبال سند بگردیم که آیا دورهم جمع شویم یا نه! خیلی بی عاطفگی و نفهمی است، خیلی بی عقلی است! به خدا اگر درد داشته باشند این حرف ها را نمی زنند... چه کسی می آید برای حاجتش وقتی که تبدیل می شود به اضطرار دنبال این است که آیا شرعیت دارد من دعا کنم قرآن این همه دستور دعا داده، دعای انبیا را شما نگاه کنید، می گوید زکریا برای بچه دار شدنش، ابراهیم برای بچه دار شدنش دعا کرد، موسی برای گرسنگی اش برای غذایش دارد می گوید دعا کرد. ما برای نیازهای طبیعی و پایین هم برای نیاز اصلی انسان یعنی امام زمان اگر نباشد انسان ها هیچ رشد حقیقی ای نمی توانند بکنند ما احتیاج به دعا و اضطرار نداریم؟ احتیاج به توسل نداریم؟ احتیاج به چله گرفتن و ذکر گفتن و دورهم جمع شدن و دعای جمعی که این همه سفارش شده نداریم واقعا؟ حالا بگردیم ببینیم این شرعیت دارد یا نه؟ مدرک دارد یا ندارد؟
استغاثه اوجب واجبات زندگی یک آدم است. بریم دعای انبیا در قرآن را بخوانیم ببینیم برای چی دعا کرده اند، برویم دعایی که معصومین به ما یاد داده اند برای چی بوده، استغاثه یک کار مستحبی نیست، استغاثه میزان شرافت یک آدم است، قیمت یک انسان است، استغاثه حد انسانیت و حیوانیت است. اگر تو برای امام زمانت دلتنگی نداری آدم نیستی، اگر دلشوره و اضطرار نداری، غیبتش آزارت نمی دهد و بیخیالی، پس معلوم است هنوز بعد انسانی ات امام نمی خواهد، انگار که هنوز به مربی احتیاجی نداری، یعنی اصلا بالغ نشدی!
استغاثه مرز آدمیت و حوانیت است، مرز است! اگر استغاثه داری، اگر توسل داری، اگر گریه داری آدمی، رحمانی. اگر نه خیلی بی رحم و عاطفه ای که برای یک آدمی به عظمت همه انبیا و سیزده تا معصوم قبل از خودش همه آن کمالات را آدم یکجا دارد و هزار و دویست سال آوارگی و طردشدگی و اضطرار دارد تحمل می کند، تو مضطر نیستی دعا نمی کنی، خیالت هم نیست...