جلسه 003 - استغاثه
شماره جلسه
3
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1402
ماه
9
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - استغاثه

استغاثه؛ جلسه سوم 24/09/1402

حکمت در انسان که انبیا مأمور بودند به انسان تعلیم کنند. (يُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ) فهم روابط علی و معلولی عالم هست. قبلا گفتیم امور عالم را خداوند به شکل ریاضی آفریده و برای هر چیزی قدر و قضا گذاشته، هر اتفاقی که در این عالم می‌افتد، آن اتفاق معلول یک سلسله قدرهاست، آن قدرها؛ یعنی اندازه‌ها و کارهایی که به وجود می‌آید، قضایش و حکمش در نظام خلقت به شکل طبیعی وجود دارد. مثلا اگر شما بهداشت را رعایت نکنید مریض می‌شوید، این به شکل طبیعی مریضی قضاست، نتیجه است، اما اینکه انسان چه مریضی بگیرد با چه درجه‌ای از مریضی، این بسته به این قدری است که برای بدن اتفاق می‌افتد، اینکه بدن چه میکروبی، چه صدمه‌ای، چه آسیبی را، چه میزان دریافت کرده، پس این‌ها روابط علی و معلولی دارند. ورزش شما انجام دهید بدنتان قوی است، ورزش می‌شود قدر، قدرت بدن و نشاط بدن چه می‌شود؟ قضا، نتیجه و حکم.

عرض کردم در فیزیک به آن عمل و عکس العمل می‌گویند، در فلسفه به آن علت و معلول می‌گویند، در دین که دقیق‌تر و شفاف‌تر است، قدر و قضا می‌گویند، یعنی اندازه و نتیجه، خدا می‌خواهد بگوید هر چیزی اندازه‌ای دارد و نتیجه معلول آن اندازه است. اگر جایی کسی می‌میرد، اگر تصادف می‌کند، اگر موفقیت دارد، اگر خیر و برکت دارد، خدا می‌گوید بروید قدرها را بشناسید تا قضاهای خوب نصیبتان شود، اما اگر قدرش را ایجاد نکنید آن چیزی که شما می‌خواهید به دست نمی‌آید، نتیجه به دست نمی‌آید، علت‌ها را بشناسید، معلول ها را خودتان به دست می‌آورید، یا علت‌ها را بشناسید از معلول هایی که دوست ندارید فاصله بگیرید؛ مثلا بگویید همسرم این کارها را نمی‌کند .چون بعدا روابطمان خراب می‌شود، به طلاق منجر می‌شود. در رابطه با نظام تربیتی بچه‌ام، این چیزها را باید رعایت کنم، اگر رعایت کردم نتیجه می‌شود این بچه من یک بچه مؤمن، نجیب، حرف گوش کن، مهربان می‌شود؛ اما اگر من یک قدر نامناسبی را انتخاب کنم؛ مثلا لقمه حرام بخورم، خمس ندهم، خب این چه می‌شود؟ قدر حرام را انتخاب کردم، این لقمه حرامی که من حالا یا خمس ندادم یا از راه کلاهبرداری به دست آوردم ،می‌دهم همسرم می‌خورد، می‌دهم بچه‌ام می‌خورد، نتیجه لقمه حرام چه می‌شود؟ یا همان قضایش چه می‌شود؟ بی عاطفگی می‌شود، نافرمانی می‌شود، می‌شود وحشی شدن، لقمه حرام انسان را هار می‌کند، کمااینکه اصحاب عمر سعد را، سیدالشهدا فرمود: این‌ها شکمشان از حرام پر شده که، با این‌که می‌دانند من پسر پیغمبر هستم و به حق هستم با من می‌جنگند، لقمه حرام این‌کار را با آدم می‌کند.

پس در تمام نظام خلقت در همه ابعاد، ابعاد جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی شما اندازه دارید، نتیجه دارید، قدر دارید، قضا دارید، بی‌نهایت قدر در این عالم وجود دارد، بی‌نهایت قضا وجود دارد، بسته به این است که تو با علمت، با معرفتت، زیر نظر مربی چه قدرهایی را انتخاب می‌کنی که به چه نتیجه هایی چی هست؟ برسد. این خیلی مهم است که انسان این را درکش کند.

خب، انسان به طور طبیعی چون حب ذات دارد در همه ابعاد وجودی خودش برای خودش خیر می‌خواهد، برای خودش سعادت می‌خواهد و برای کسانی که زیر مجموعه او هستند، خانوادش، فامیلهایش، همسایه‌هایش، همشهریهایش، دوستانش، حتی برای همه مردم دنیا، وقتی آدم رحیم می‌شود این‌طوری است.

ما چند بخش داشتیم در وجودمان؟ پنج بخش: بخش‌های جمادی، گیاهی یا نباتی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، ما این پنج بخش را داریم، در هر بخشی که شما سعادت را می‌خواهید او یک قدر و قضا دارد؛ مثلا می‌خواهید در بخش جمادی آدم پولداری باشید، آدم فقیری نباشید، دستت به دهنت برسد، حداقل زندگیت کفاف دهد به زندگی، اذیت نشوی، قرض مند نشوی، ورشکسته نشوی، برکت پیدا کند، خب خدا برای آن یک قائده گذاشته، من تقریبا بیش از چهل ساعت دوره برکت داریم که برکت از کجا می‌آید. موانع برکت چیست؟ عوامل برکت چیست؟ چهل ساعت است دیگر، ما چهل ساعت تقریبا بیش از نزدیک به صد عامل برکت یا موانع برکت را آموزش می‌دهیم، خب این قدرهاست، آدم می‌شناسد و بعد قضاها را می‌رود دنبالش که نتیجه‌اش را بگیرد.

در بخش گیاهی، انسان غذای خوب، سلامت، سلامت بدن، زیبایی، بچه‌دار شدن، فرزنددار شدن را می‌خواهد، خوب آن هم یک سلسله عوامل دارد و یک سلسله‌ موانع دارد، علت دارد، معلول دارد، قدر دارد، قضا دارد. انسان در بخش گیاهی هم برای خودش سعادتش را دوست دارد، می‌خواهد که بدنش چون بدن مرکب نفس هم هست، بدن خوبی داشته باشد، کریمه هست بلاخره این‌قدر قیمت دارد و مقدس است در اسلام که علی علیه السلام به خداوند عرض می‌کند: خدایا سلامتی آخرین چیزی باشد که از من می‌گیری، خیلی مهم است. سلامتی بدن آن‌قدر مهم است که گاهی وقت‌ها عبادت خدا را تعطیل می‌کند. خدا می‌گوید وضو، روزه برایش ضرر دارد، وضو را نمی‌خواهد بگیری، نباید هم بگیری، روزه را هم نباید بگیری. چون برای بدن ضرر دارد، بدن مهم است، خیلی مهم است.

پس انسان در این دو بخش برای خودش سعادت می‌خواهد، می‌خواهد سعادت داشته باشد. در بخش حیوانی می‌خواهد سعادت داشته باشد، انسان سعادت لازم دارد، یعنی می‌خواهد همسر خوب داشته باشد، خانواده خوب داشته باشد، روابط انسانی خوب داشته باشند، روابط اخلاقی خوب داشته باشند، در نظام تربیتی فرزند، در نظام اجتماعی آبرومند باشند، مسئولین خوبی داشته باشد، اگر خودش جایی مدیر و مسئول هست بتواند در سعادت زیر مجموعه اش دخالت کند، ظلم نباشد، دیگر نمی‌دانم عدالت باشد در جامعه، در زندگی، این‌ها بخش‌های چیست؟ بخش‌های حیوانی است.

خب در بخش عقلی هم انسان همینطور است، دوست دارد دانش داشته باشد، دوست دارد تا می‌تواند در همه رشته‌ها به دانش برسد، بفهمد، بلاخره تخصص داشته باشد، درک داشته باشد، انسان از جهل بیزار است.

در بخش فوق عقلی ما کشش مان به سمت چیست؟ به سمت بی‌نهایت شدن است، یعنی همه انسان‌ها عاشق این هستند که خودشان به حد بی‌نهایت برسد، امام خمینی سلام الله علیها فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست. عاشق خداست یعنی چه؟ یعنی بی‌نهایت طلب است، چون خداوند از روح خودش در همه انسان‌ها قرار داده و انسان‌ها به واسطه داشتن روح الهی بی‌نهایت طلب هستند همه‌شان، همه می‌خواهند به سمت بی‌نهایت بروند. مؤمنين، کسانی که تحت تربیت انبیا هستند، می‌فهمند که آن بی‌نهایت الله است، خب به سمت الله می‌روند از اول رابطه‌شان را درست می‌کنند و به آرامش می‌رسند. فاسقین، کافرین، غافلین، آن‌ها نمی‌فهمند که بی‌نهایتی که دلشان می‌خواهد الله است، هی می‌روند در مسائل جمادی، گیاهی، حیوانی در این گونه مسائل دنبال بی‌نهایت می‌گردند که دچار آوارگی و سرگردانی و سرخوردگی می‌شوند.

پس انسان در همه این ابعاد موفقیت را می‌خواهد، الان اوضاع جهان چیست؟ الان اوضاع جهان چگونه است؟ دانه دانه با هم بررسی کنیم، اوضاع جهان از نظر بخش جمادی، یعنی اختصاری چه جوری است؟ اکثر مردم جهان فقیر هستند، با بیش از نزدیک به یک میلیارد انسان، ما در دنیا گرسنه ای داریم که ما معلوم نیست امشب زنده باشند یا خیر، دقت کنید نه گرسنه معمولی، گرسنه هایی که حتی یک وعده غذا هم ندارند، به زور شاید یک وعده غذا، در روز گیرشان بیاید؛ یعنی از صبح که از خواب بلند می‌شوند معلوم نیست این تا شب زنده است یا نیست، دقت کنید از این گرسنه ها داریم. خب معلوم است کره زمین مریض است. جامعه بشری مریض است که این‌قدر گرسنه دارد و فقیر همین‌طور، به قول یکی از آمارهای جهانی، همین جدیدا اعلام کردند هر کس شب‌ها یک سر پناه دارند، یک سرپناه که می‌تواند بخوابد زیرش فقط؛ یعنی از سرما درامان باشد، یک جایی، سر پناه، ولو چند متر، خانه نه، فقط همین سر پناه و یک غذا می‌تواند بخورد، یعنی شکمش را سیر نگه دارد، هر کس این‌گونه باشد از نصفی از مردم جهان خوشبخت‌تر است. از نیمی از مردم جهان سعادتمندتر است. خب، این اوضاع جهان است، ما پیشرفت علم و دانش در طول این هزاران سال کمک نکرده که گرسنگی، فقر در جامعه جهانی چه شود؟ بله؟ کم شود، بیشتر شده، یک عده قلیلی فقط ثروتمند می‌شود اما توده مردم در کل جهان اینجوری است.

خب در بخش گیاهی چه؟ ما مریض هایمان الان بیشتر است یا صد سال پیش؟ الان بیشتر است. سرطان، آلزایمر، بیماری که قبلا نبوده، صد سال پیش به این شکل نبوده، آلزایمر، سرطان، پارکینسون، ایدز، کوفت و زهرمار و کرونا و هر چیزی که شما دارید می‌بینید صدها میلیون، الان تعداد مریضی ها خیلی خیلی بیشتر از ده سال پیش است حداقل، به ندرت شما می‌توانید یک آدم پیدا کنید که سالم باشد، به ندرت می‌شود پیدا کرد، مرگ و میرهای ناشی از بیماری‌ها الان آمارش فاجعه بار است، سکته‌ها، سرطان‌ها، بیماری‌ها را نمی‌گویم، مرگ و میرها را دارم می‌گویم، مرگ و میرهای ناشی از سکته‌های مغزی، قلبی، سرطان‌ها در اوج تاریخ بشریت، خودکشی‌ها در اوج است، قتل‌ها در اوج است، مصرف مواد ضدافسردگی در اوج است، مصرف موادمخدر در اوج است، قتل در اوج است، جنگها، آدم کشی‌ها، فسادها، طلاق‌ها در اوج است، ظلم، پوچی، بی‌پناهی مردم، آوارگی ها، بی‌خانمانی ها، بیکاری ها الان در اوج است.

خب، الان سوال این است چه قضا و قدرهایی در جامعه اتفاق افتاده که این قضاهایش شده؟ این شده قضاهایش؟ در کل جامعه جهانی هیچ، در جامعه اسلامی چه؟ در جامعه اسلامی بعد از صدر اسلام، یعنی از زمان پیغمبر چه چیزی باعث شد که پیغمبر از دنیا رفت؟ خلیفه بر حقی که بر همه اصحاب پیغمبر با او بیعت کردند خود همان کسانی که بیعت کردند، بیعت را شکستند و هجوم بردند خانه پیغمبر، دختر پیغمبر را به ظلم، آن‌قدر زدند، آن‌قدر اذیت کردند تا به شهادت رساندند. خلیفه ای که به حق بود، همه هم اعتراف داشتند که حق با اوست، نزدیکترین یاران پیغمبر رفتند آن را خانه نشین کردند، بعد هم به شهادت رساندند، خلیفه بعدی، خلیفه بعدی، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، آخرین هم خلیفه هم که هزار و دویست سال است که به تعبیر امام علی علیه السلام آواره، طرد شده‌، تنها و یگانه است، پس اوضاع جهان، اوضاع خیلی وحشت باری است. در غیر از جهان اسلام که اوضاع خیلی بدتر است. مردم کاملا از همه مذاهب و مکاتبی که فکر می‌کردند یک زمانی مثل سوسیالیسم، لیبرالیسم، سرمایه‌داری، کاپیتالیسم می‌تواند خوشبخت شان کند، به پوچی رسیدند، فهمیدند همه‌اش دروغ بوده، همه‌اش حقه بازی بوده و حتی سازمان‌های بین‌المللی هم دروغ بوده همه‌اش از روز اولی که بنیان گذاشتند، واقعا برای ملل بنیان نگذاشتند، برای کی بنیان گذاشتند؟ برای یک مشت سهیونیسم خودشیفته، مستکبر بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان ملل، شورای امنیت، یونسکو، سازمان بهداشت جهانی، همه این‌ها ملعبه دست یک مشت مستکبر بودند که به وسیله این‌ها بیشتر بتوانند در دنیا فساد کنند و غارت کنند و آن ها واقعا به نفع بشر طراحی نشده؛ مثلا سازمان بهداشت جهانی اگر واقعا برای ملل یا سازمان ملل برای ملل می‌خواست کاری کند، الان اوضاع کشورها دیگر باید بهتر می‌شد دیگر، چرا بهتر نشده، چرا این همه روانپزشک و روانشناس و نمی‌دانم اقتصاددانی که در دنیا تربیت کردند در کشورهای پیشرفته، نمی‌توانند جلوی این همه فساد و تباهی و فقر و بدبختی و گرسنگی و بی‌خانمانی و نکبت را بگیرند؟ برای این‌که دانش آن‌ها برای این‌کار طراحی نشده، دانشی که در دانشگاه می‌خوانند که ظاهرا برای مردم است، نه برای مردم نیست، آن روانشناس و جامعه شناسی و اقتصادی که دارند می‌خوانند طراحی شده نظام صهیونیست بود، یک طوری این دانش‌ها را طراحی کردند که بتوانند ضریب مقاومت مردم را در مقابل فسادهای استکبار بالا ببرد، برای درمان مردم طراحی نشده، برای حل مشکلات مردم طراحی نشده، علوم انسانی الان فقط برای این طراحی شده که مردم را نسبت به استکبار سازگارتر کند، نه این‌که مردم را به سعادت برسانند. در همه رشته‌ها همین‌طور است.

خب، سوال، ما که اول بحث گفتیم حکمت یعنی فهم قدرها، فهم علت‌ها، اگر شما یک معلولی دارید، علتش چیست؟ خب برویم از کجا بفهمیم ما، این همه اوضاع جهان به هم ریخته، ما الان بخواهیم علت همه این بدبختی، در این پنج بخش هر چه بدبختی بشر دارد الان در اوجش است، یعنی هیچ وقت کره زمین این‌قدر بدبخت نبوده در این پنج بخش، علت چیست؟ علت چیست که اگر کسی واقعا می‌خواهد برطرف کند برود سراغ علت، چون خدا که این چیزها را دوست ندارد اصلا، خدا نه می‌خواهد ما مریض باشیم، نه می‌خواهد ما فقیر باشیم، در قرآن هم بارها فرموده: (يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) خدا برای شما آسایش را می‌خواهد، سختی را نمی‌خواهد، شما خودتان با نافرمانی هایتان دارید در زندگیتان سختی ایجاد می‌کنید، اگر قوانین دینی را رعایت می‌کردید (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ) اگر مردم دنیا اهل ایمان و تقوا بودند ما برکت را از آسمان و زمین برایشان باز می‌کردیم که مردم در هیچ جنبه‌ای مشکل نداشته باشند، این بی‌تقوایی مردم و بی ایمانی مردم باعث می‌شود که این بدبختی‌ها سرشان بیاید، این علت کلی که قرآن می‌گوید.

برویم سر درس معصوم، آقا امام موسی کاظم علیه السلام یک فرمایشی دارد بی‌نهایت مهم است، اگر امشب شما، امروز عزیزان همین یک دانه روایت را خوب معرفت به آن پیدا کنند علم نه، که من دارم بگویم و شما بگویید خوب این گفت ما هم شنیدیم، نه، ان شاء الله قلبهایتان باز باشد و با فکرتان نفهمید، با چه بفهمید روایت را؟ با قلبتان بفهمید این را که آن معرفت حاصل شود، ایشان فرمود: قرآن ظاهری دارد و باطنی دارد، این یادتان باشد، بعد فرمود که: تمام چیزهایی که در قرآن خداوند حرام کرده، همه فحشاهایی که خدا حرام کرده، چون در شرح این آیه ایشان فرمودند، (إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ) بگو پروردگارم فحشاها را حرام کرده، چه فحشای ظاهری، چه فحشای باطنی، به امام کاظم علیه السلام گفتند آقا یعنی چه فحشاها ظاهری و باطنی؟ فرمود: تمام فحشاهایی که خدا حرام کرده در قرآن، هر چه که حرام کرده ظاهر است، همه حواسشان هست چه دارم می‌گویم؟ هر فحشایی که شما بگویید، هر چیزی که از بدی‌ها بگویید فرمود: این‌ها ظهور هستند، میوه هستند، نتیجه هستند، علت چیز دیگری است، این‌ها درواقع قضا هستند، نتیجه است. خب، ریشه‌اش چیست؟ فرمود: (والباطن منها الائمه الجور) امام جائر ریشه همه فسادهای عالم است، مدیر بد، فرمانروای بد، ائمه ای که نمی‌گذارند مردم ایمان و تقوا داشته باشند. چون قرآن می‌گوید اگر مردم ایمان و تقوا داشته باشند برکات از آسمان و زمین بر آن‌ها نازل می‌شود، ائمه جور، چقدر امام دقیق با ما حرف می‌زند، می‌گوید استکبار، ائمه جور، امامان ظالم هستند که ریشه تمام مفاسد بشری هستند، هر چه که در قرآن حرام کرده، پس وقتی شما می‌خواهید تحلیل کنید یک کشور را، حوادث کرده زمین را، باید ببینید که هر جا بدبختی و نکبت است، هر جا بدبختی و نکبت در کره زمین شما می‌بینید، می‌گوید یک عامل انسانی وجود دارد که آن عامل انسانی مردم را از تقوا، ایمان و تعادل دور نگه می‌دارد، از عدالت، ظلم از ریشه ایجاد می‌شود، آن ظلم باعث می‌شود در سرتاسر جهان تعادل به هم بخورد. بعد فرمود: هر چیزی که خدا حلال کرده، واجب کرده، هر خیری، هر خوبی که خدا در قرآن فرموده این هم ظاهر است، نماز، روزه، خوش اخلاقی، مهربانی، خیر، دوستی، برکت، عدالت هر چه که شما خوبی می‌بینید، فرمود آن‌ها همه‌اش ظاهر است، میوه است، باطنش چیست؟ چون ظاهر است یعنی یک باطنی دارد که ظهورش اینطوری می‌شود، آن باطن چیست؟ فرمود: (والباطن منها الائمه الحق) امامان حق هستند، اهل بیت علیهم السلام، باطن همه خوبی‌ها امام جامعه است، در یک جامعه، امام جامعه اگر امام حقی باشد آن جامعه به مرور زمان به سمت صلاح و رستگاری می‌رود. ما در کشور خودمان ائمه جور داشتیم، امام هم داشتیم، امام حق هم داشتیم، امام امت، امام انقلاب، در چهل سال امامت این‌ها، فقط در دوتا دوران امامت جور، یعنی پهلوی و قاجار ما دو سوم خاکمان را از دست دادیم، غیر از فسادهای داخلی و مشکلات و بدبختی های اینهایی که این‌جا بودند، دو سوم خاک ایران غارت رفته در 157 سال ولی ما چهل سال هم امام حق داشتیم، یک وجب خاکمان را ندادیم با این‌که صدها برابر فشارهای آن صد و پنجاه و هفت سال به این‌جا فشار آوردند، توطئه کردند و به قول دشمنان، نه ایرانی‌ها، خودی ها نه، به قول آمریکایی‌ها، دشمنان، ایرانی‌ها در چهل سال، چهارصد سال فقط پیشرفت علمی کردند، کشوری که اول انقلابش، یک سیم خاردار هم نمی‌توانست بسازد و نداشت، لنگ بود، حالا اکثر نیازهای خودش را در همه بخش‌ها زندگی خودش تولید می‌کند. وقتی دارد این را می‌گوید، برویم سراغ استغاثه خودمان. اگر من می‌دانم ریشه همه بدبختی‌های عالم نبودن امام زمان است و امام حق چون نیست؛ جهان دچار فقر و ظلمت و جور و ستم و انحراف جهانی است، خب اگر من مهربان باشم، فقط مهربان باشم، انسان باشم، می‌شود استغاثه نکنم؟ می‌شود دعا نکنم؟ می‌شود که نخواهم خدا این مشکل را برطرف کن؟ می‌شود خودم فعال مهدوی نباشم به اندازه وسع خودم؟ مثلا اصحاب عاشورا می‌گویند آقا امام حسین معلوم است ما هفتاد نفر هستیم این‌ها سی هزار نفر هستند، معلوم است ما کشته می‌شویم، خب پس کشته نشویم، یک عده هم این‌گونه استدلال کردند و رفتند، حرف غلطی است، شما باید به میزانی که می‌توانید در مقابل جور بایستید ولو هفتاد و دو نفر در مقابل سی هزار نفر، آدمی که رحمان و رحیم. است اگر دین داشته باشد، دقت کنید دین داشته باشد، قرآن می‌گوید اگر دین داشته باشید می‌روید صاحبتان را می‌آورید، (إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغًا لِقَوْمٍ عَابِدِينَ) اگر یک کسی دین داشته باشد این حرفی که من خدا زدم که زمین را بندگان صالح به ارث می‌برند هر دینداری این حرف پیام من را می‌گیرد که آقا اگر قرار است صالحين زیاد شوند تا امام بیاید پس ما شروع کنیم صالحين را زیاد کنیم، بچه‌دار شویم، تربیتهایمان را زیاد کنیم، حکومت تشکیل دهیم، دولت تشکیل دهیم، قدرت تشکیل دهیم، یا الله یک کاری کنیم، یک جایی باید بلاخره این امام حق برایش امکانات فراهم شود و ائمه جور باید تضعیف شوند، پس ما مسئوليت جهانی داریم، مسئولیت انسانی داریم، قیامت از ما راجع به این طور مسائل سوال می‌شود، از پنجاه‌ تا سوال قیامت مهمترین سوال همین است که شما برای برطرف کردن ظلم جهانی و آمدن امام حق چکار کردید؟ از این طرف این را می‌گوید، از آن طرف می‌گوید اگر دلسوز بودی و آمدی دعا کردی و گفتی خدایا همه مشکلات مردم را برطرف کن، خدا همه گناهان گذشته و حال و آینده شما را می‌بخشد، رحمان بشو، (اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ، اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ، اَشْبِعْ کُلَّ جائعٍ، اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ) اگر این‌قدر آدم خوبی بودی و توانستی این دعاها را راست بگویی و برای خدا عملا کار کنی، پس برای تو گناهی نمی‌ماند، نه گذشته، نه حال و نه آینده ولی تک تک ما روز قیامت، قبل از این‌که از هر چیزی سوال کنند، سوال می‌کنند وقتی امام زمانت آواره و طرد شده‌ و تنها و یگانه بود، وقتی کره زمین همه بچه‌های امام زمان و ایتام آل محمد، دچار این همه مشکلات بودند، خدا رحمت کند آیت الله بهجت را، معنای رحمانیت را ببینید چقدر قشنگ می‌گوید، ایشان فرمودند که من شب‌ها اگر برای شیعیان هم دعا نکنم برای چینی‌ها دعا می‌کنم، این رحمانیت می‌شود، یعنی برایش مهم است آن طرف چینی‌ها الان اذیت هستند، ژاپنی‌ها در آن وضعیت هستند، بودایی‌ها، هندوها، زرتشتها، مسیحی‌ها، یهودی‌ها آن‌ها هم باید امام بالای سرشان باشند، آن‌ها هم باید مثل ما به ثروت ولایت، قدرت ولایت، معرفت ولایت، ارتباط با امامشان، آن‌ها باید رسیده باشند و نرسیدند، این بی‌رحمی است دیگر، بی عاطفگی یعنی چه؟ داری می‌بینی میلیاردها انسان دارند یتیم زندگی می‌کنند، ما الان یتیم نیستیم الحمدالله، درست است از امامان دور هستیم ولی می‌شناسیم و تلاش می‌کنیم که ان شاءالله به اندازه وسعمان موانعش را برطرف کنیم، لااقل می‌شناسیم بچه خانواده چه کسی هستیم، می‌دانیم پدر و مادر اصلی ما، خانواده آسمانی ما چه کسی است؛ ولی میلیاردها انسان این را نمی‌دانند، با ریشه خودشان آشنا نیستند، دارند بد زندگی می‌کنند، دارند به آن‌ها بد می‌گذرد، این‌ها بچه‌های امام زمان است، امام زمان برای تک تک این‌ها غصه می‌خورد، چه فشاری روی قلب امام زمان است، بعد حالا که من این را می‌دانم، می‌توانم بیکار بنشینم در خانه؟ میتوانم دعا نخوانم؟ دعای فرج نداشته باشم؟ استغاثه نداشته باشم؟ استغاثه یک طرف، گریه یک طرف، نه دعاهای معمولی که ما می‌کنیم، (اللهم عجل لولیک الفرج) این سر بی دردی است، نه، استغاثه یعنی جیغت دربیاید برای امام زمان، استغاثه یعنی آن فشاری که روی قلب مبارک امام زمان هست درکش کنی، حالا فریاد بزنی، بدانی که آن فشار برای تو هم هست، تو آن فشار را درک کن، ببین که بابات در چه فشاری است، ببین که پیغمبر در چه فشاری است، این‌که یک شهید بزرگواری مثل شهید مطهری، آدمی که در علم و حکمت خیلی برجسته بود می‌گفت بخدا قسم امروز رسول الله در قبر خودش از اسرائیل می‌لرزد، می‌فهمد او دارد چه می‌گوید، فقط امام زمان نیست که در فشار است، امیرالمؤمنین در فشار است، حضرت زهرا که ما الان برایش مراسم فاطمیه می‌گیریم در فشار است، ملائکه الله در فشار هستند، انبیا در فشار هستند وقتی این‌ها را می‌بینند، فک می‌کنید آن‌ها در برزخ الان خوشحال هستند دارند این اوضاع ما را می‌بینند؟، آن‌ها هم در فشار هستند، خدا هم این را دوست ندارند ولی بشر باید خودش برای خودش یک کاری کند. (إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ) خداوند هرگز سرنوشت گروهی را، کسی را تغییر نمی‌دهد مگر آن‌که آن‌چه مربوط به خودش هست تغییر دهند. استغاثه هم زمانی اثر دارد که وقتی داری می‌گویی (اللهم عجل لولیک الفرج) خدایا حضرت را برسان، خدا می‌گوید ببینم رفتارهای روزانه خودت چطور است؟ تو اصلا ضد ستم هستی؟ اوضاع خانه‌ات چطوری است؟ با زن و بچه‌ات چکار می‌کنی؟ با شوهرت چکار می‌کنی؟ با مردم دنیا چطور هستی؟ مهربان هستی؟ خودت چقدر کار می‌کنی برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت؟ چقدر تو مؤثر هستی در شناخت مردم نسبت به امام زمانشان؟ چقدر دست به جیب هستی؟ چقدر وقت می‌گذاری؟ چقدر ابرو می‌گذاری؟ چقدر از دانشت استفاده می‌کنی؟ حالا آمدی دعا کردی، دعا کننده بدون عمل حضرت فرمود: مثل تیراندازی است که تیراندازی می‌کند و کمانش زه ندارد، (الدّاعي بِلا عَمَلٍ كالرّامي بِلا وَتَرٍ)

شما اول بروید دعا کنید استغاثه واجب است و خدا فرمود: اگر نکنید من به شما اهمیت نمی‌دهم، (قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ) خدا فرمود: اگر شما استغاثه نداشته باشید، دعا نداشته باشید، رهایتان می‌کنم و مصائبتان تا هر چقدر برای من مهم نیست با چه مرگی می‌میرید، این حدیث است که دارم می‌گویم، با چه نکبتی می‌میرید، با چه فساد و ظلمی می‌میرید چون خودتان نمی‌خواهید درست شوید، اگر می‌خواستید دعا می‌کردید، یک موقع آقا امام صادق علیه السلام به یکی از اصحابش فرمود: علامت حل مشکلات، زود حل شدن یا دیر حل شدن را می‌دانید چیست؟ گفتند: خیر یابن رسول الله، فرمود: علامت این‌که یک مشکل زود حل می‌شود این است که فرد به او الهام می‌شود برود برای حل مشکلات دعا کند، دعای درست و حسابی، نه دعای از روی سر سیری شکم، نه، مضطر بودن، بیچاره بودن، به خصوص در مشکلاتی که انسان می‌داند فقط خدا باید وسط بیاید، من تلاشم را دارم می‌کنم، اما اگر نصرت الهی نباشد نمی‌شود، پس ما به استغاثه بی‌نهایت احتیاج داریم، کسی که اهل استغاثه نیست اهل ایمان نیست، کسی که استغاثه ندارد آدم نیست، کسی که استغاثه ندارد رحمت در دلش نیست.

شما الان یک مردم فلسطین را ببینید این‌گونه، کل دنیا به رحمت افتاده، دعا نکنید اجابتی هم در کار نیست، دعا هم باید کار به استخوان دعا کنید، مضطر، (عند تناهی الشده تکون الفرج) وقتی شدت اوج می‌گیرد فرج آن‌جاست، همیشه هم یادتان باشد فرج آن‌جایی است که شدت، اضطرار، اوج می‌گیرد. پس اگر کسی با این مصائب دردش نمی‌آید، انسان نیست، رحمان نیست، رحیم نیست، اگر کسی این همه مسائل در عالم و در کشور خودش دارد می‌بیند چطور می‌تواند بیخیال باشد؟ حداقل نسبت به جهان اسلام، مگر ما پیغمبر رحمت، پیغمبر مان ص نفرمود: (من اصبح و لم یهتم بالامور المسلمین فلیس بالمسلم) هر کس صبح از خواب بلند شود، دغدغه عملیاتی، نه این‌که دلم می‌سوزد بعد بلند شوم بروم سر کار و زندگی خودم، شب هم بروم خانه خودم، نه، اهتمام، هم داشتن، هم یعنی دغدغه داشتن، یعنی عملياتی بودن، یعنی از صبح که من از خواب بیدار می‌شوم تا شب، بلاخره در ما بخشی از پولم و سرمایه‌ام، بخشی از وقتم، بخشی از آبرویم، بخشی از دانشم و بخشی از قلب و سوزش قلب و دعایم، اختصاص به بقیه مسلمان‌ها دارد ولی قرآن می‌گوید: مسلمان‌ها هم کافی نیست، همه مردم جهان، از تو باید یک خروجی دربیاید، رحمانی و رحیمی، اگر رحمان و رحیم یعنی دینداری، چون دین مساوی است با رحمانیت و رحیمیت، اگر دینداری باید یک خروجی غیر از خودت و خانواده‌ات از تو بیرون بیاید، یک ظهوری، یک کاری، یک چیزی، حالا این عرایض بنده را نمی‌دانم چقدر این مجموعه تبلیغ می‌کند در فضاهای مجازی و جاهای دیگر، آن‌هایی که حداقل می‌شنوند یک ذره فکر کنند که آقا من می‌توانم حداقل جمعه‌ها غروب بروم یک مرکز مقدسی مثل این‌جا، یک مرکزی می‌توانم بروم، حداقل دو ساعت وقتم را بگذارم برای استغاثه، این کار را که می‌توانم بکنم، با خانواده‌ام بروم این‌کار را کنم، یک وظیفه واجب است، مستحب نیست بخدا قسم، یک وظیفه واجب است اجتماع کردن، دعای جمعی خواندن، استغاثه کردن، یک وظیفه صددرصد واجب است، اگر کسی اهل دعا و استغاثه نباشد خود قران می‌گوید هیچ توجهی به شما ندارم، نداشته باشد بی‌رحم است، یعنی از نبودن امام زمان کارد به استخوان این آدم نرسیده، یعنی ناراحت نیست که امام نیست، یعنی نبودن امام آن را به اضطرار ننداخته، دیدن این همه مفاسد در کره زمین این آدم را هنوز تکانش نداده، هنوز مشغول جیجی ویجی های خانه است، هنوز مشغول کم و زیادهای زندگی است، طبیعی و دنیایی و حیوانی است این آدم، استغاثه امری است واجب، ضروری، همه باید داشته باشند. شما تا می‌توانید در امر امربه معروف و نهی از منکر فقط این نیست که بگویی حجابت را رعایت کن، در امر به معروف و نهی از منکر به مردم بگوید چرا نمی‌آیید دعا کنید؟ تو را چه شده؟ چقدر دل سخت شده‌ای؟ چقدر قسی القلب شدی؟ چقدر در قلب تو قساوت هست که یک استغاثه هم نمی‌توانی بکنی، این خیلی علامت بدی است. آقا ما می‌میریم، می‌رویم در برزخ، به ما می‌گویند، می‌گویند پس علامت دینداری تو، رحمت تو، رحمانیت تو، رحیمیت تو کجا بود؟ تو که صبح تا شب فقط برای خودت زندگی کردی، اگر هم حرم رفتی دعا کردی،اگر امام رضا رفتی دعا کردی، اگر کعبه رفتی دعا کردی، آن‌جا باز هم برای خودت دعا کردی، اگر هم برای بقیه دعا کردی هیچکاری برای برطرف کردن مشکلاتشان نداشتی، کجا دست به جیب بودی؟ کجا از وقتت گذاشتی؟ کجا از آبرویت گذاشتی؟ کجا از دانش خودت گذاشتی برای برطرف شدن این‌ها؟ باز من متاسف هستم، هنوز خیلی از خواص می‌نشینند روی سیری شکم و بی‌دردی و بی عاری، می‌گویند استغاثه حالا شد که شد، نشد که نشد، مگر می‌شود؟ آن هم برای امامی که خودش، ده‌ها بار پیغام داده، فرموده، همه علما احادیثش را نقل کردند که اکثر (اَكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجِيل الفَرَجِ) زیاد دعا کنید، دعا یعنی بخواهید از خدا اما نه خواستنی که در آن اضطرار نباشد، خواستنی که از روی سیری باشد، خدا می‌گوید این دعای الکی است، این دعا، دعای الکی است. پس ما باید استغاثه را جدی بگیریم واقعا، وظیفه خودمان بدانیم، هرجا هستیم، آنهایی که می‌توانند بیایند، شهرهای دیگر برای خودشان، استان‌های دیگر برای خودشان، راه بیندازند این دستگاه را، فعالیت استغاثه و دعای مضطرانه برای امام زمان را، انسانیت، قرآن، آموزش دین ما، همه چیز حکم می‌کند که ما اهل استغاثه باشیم. خوب عزیزمان می‌خواهد دعا بخوانند من فقط پنج مرتبه امن یجیب را بخوانم تا به دعا برسیم.