جلسه 055 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه
شماره جلسه
55
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
3
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 055 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه

انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه؛ جلسه 55 09/06/1404

سلام علیکم و رحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام آقا امام عسکری علیه السلام، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، علماء، اولیاء الهی مراجع شهدا و امام الشهداء صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحثمان در شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه است. به این فراز رسیدیم یعنی فراز جدیدی هست که امروز عرض خواهیم کرد «و استسقاء الذنب» امام علیه السلام یک فهرست فوق العاده دقیق از آسیب‌هایی که می‌تواند یک نفر را نابود بکند، می‌تواند به سیر ما به سمت بی‌نهایت آسیب برساند، در این دعا به ما ارائه میدهد. بخش‌های مهمی را از این فهرست خواندیم بخش‌های زیادی هم هنوز باقی مانده این آسیبی که امروز می‌خواهیم بخوانیم این است که انسان گناه را کوچک بشمارد. شاید بهترین تعبیر برای کوچک شمردن گناه آسیب‌هایی هست که باعث بشود یک کشتی سوراخ بشود یا آسیب ببیند. فرقی دیگر نمی‌کند حالا ما با چه بهانه‌ای یک کشتی سوراخ بشود. وقتی سوراخ بشود معنایش غرق شدن کشتی است. حالا انسان جاهای دیگر را هم ببندد و کار بکند ولی از یک جایی وقتی سوراخ بشود کشتی نابود میشود غرق میشود. ساختار وجودی انسان هم همین طور است. ممکن است انسان از جهات مختلف خودش را بیمه بکند. خیلی از گناهان را انجام ندهد.

قبلا توضیح دادیم گاهی وقت ها انسان با گناه آسیب نمی‌بیند. با بالاتر از گناه آسیب می‌بیند. با صورت‌های مقدس: با قرآن خواندن با مداحی با طلبه بودن با روحانی بودن با رئیس جمهور بودن با سردار بودن با سید بودن با سوابق انقلابی اش با حافظ قرآن بودن با قاری قرآن بودن با استاد بودن این ها هیچ کدام در فهرست گناه نیست. این ها در فهرست عبادات است. در فهرست فضائل است. ولی انسان با همین ها می‌تواند نابود بشود بدتر از گناه. خیلی بالاتر از گناه است. لذا صورت های مقدس آسیبشان همیشه بیشتر از صورت‌های حرام است. آن قدری که مقدسات می‌توانند به یک نفر صدمه بزنند صورت‌های حرام آنقدر صدمه نمی‌زنند. یکی از چیزهایی که وجود انسان را سوراخ می‌کند آسیب می‌رساند، سلمه وارد می‌کند به وجود انسان این است که انسان گناهی را انجام بدهد و آن را کوچک بشمارد. همان آن یک گناه می‌تواند نابود بکند انسان را حالا شیطان وقتی که زورش نرسد به یک نفر در گناه های بزرگ یک گناه کوچک را یک کار خیلی سبکی را برای انسان عادی می‌کند چون آن مهم این هست که نفوذ بکند به ما مهم این هست که بتواند صدمه به ما بزند و راهش برایش مهم نیست برای او این هست که ما روی صراط بیفتیم پایین سقوط بکنیم. حالا از جلو بیفتیم یا از عقب از راست یا چپ، برای او فرقی نمی‌کند. او می‌گردد ببیند که نقطه ضعف ما کجاست. همان آن می‌تواند یک نفر را نابود بکند. همین انسان بگوید که مثلاً چی یعنی همین ریش تراشیدن من میروم جهنم؟ آره همین ریشم را بتراشم یعنی این خیلی من مثلاً همین یک خانم بگوید یعنی مثلاً یک لاک بزنم ناخنم را بلند کنم یک ذره موهایم معلوم بشود نمی‌دانم آرایش کنم یک ذره حالا چشمم را مثلاً آرایش بکنم یک ذره بله همین. این یک تخریب است در خودت و دیگران و همان میتواند انسان را نابود بکند. همین وقتی که تو میگویی این هیچی نیست این شروع بیچارگی ما است؛ یعنی هیچی نیست ذره ذره خیلی وحشتناک میشود. بگذارید من برایتان یک روایت بخوانم از حضرت مسیح علیه السلام محضر همه انبیاء هم صلوات بلندی ختم بفرمایید.

این فرمایش را امام کاظم علیه السلام از ایشان نقل می‌کند. محضر مقدس امام کاظم هم یک صلوات بلند ختم بفرمایید. «ان المسیح قال للحواریین» مسیح به حواریون چه میگوید؟ «ان الصغار الذنوب و و محقرات‌ها من مکائد ابلیس» خوب توجه بفرمایید. گناهان کوچک از نیرنگ‌های ابلیس است. اصلا ما گناه کوچک نداریم. این را یادتان باشد. چون ساختار وجودی آدم ها فرق می‌کند با همدیگر. مثلا گاهی وقت ها یک نفر یک تصادف سنگین می‌کند هیچ طوریش نمیشود. من آدم داشتم تیر خلاص دشمن به او زده یعنی رفته بالای سرش یک تیر زده در سرش شهید نشده. من سراغ دارم یکی از دوستان خودم عراقی‌ها یک گلوله محکم یک گلوله سنگی زدن در گلویش یعنی در همین جا نه گلوله معمولی نه ها یک گلوله خیلی بزرگ خورد در گلویش زنده ماند. خیلی سنگین است؛ ولی یکی از آنها با یک آنفولانزا مرد. یکی از آنها با کرونا.

رفیقی داشتم که یک زمانی شیمیایی بود دکتر هم جوابش کرد. گفت بیشتر از یکی دو ماه زنده نمی ماند. شیمیایی سنگین. تمام بدن این سیاه شده بود غیر از صورتش از کمر به پایین از گردن به پایین بدن این سیاه. کاملا سیاه شده بود. دکتر هم گفت این بیشتر از یکی دو ماه زنده نمی‌ماند. حالا زن و بچه اش ناراحت گریه خودش هم از ماها همه بچه‌ها سر در جلسه خداحافظی گفت من دیگر زیاد دوام نمی آورم. آوردیمش در همین مجموعه طب بوعلی خیلی ها را نجات داده. ایشان هم همینطور. داروهایی که الان همین الان توصیه می‌کنیم همه بخورند خیلی از سرطانی‌ها خوب شدند. همین کامبوجا آن هایی که دکتر مثل ایشان جوابشان کرده بود شروع کردند یک پنج شش ماه از همین خوردن. خوب شد. ۱۰ ۱۵ سال هم ایشان زندگی کرد ده پانزده سالی زندگی کرد ان کسی که شیمیایی مجروح شده بود تیر خورده بود ترکش خورده بود شیمیایی بود ولی با یک کرونا رفت. ساختارها فرق می‌کند با همدیگر.

یک موقع هست یک نفر در مقابل گناه های خیلی خیلی بزرگی مقاومت می‌کند هیچ طوریش هم نمی‌شود. ولی یک گناه که خودش فکر می‌کند هیچ چیزی نیست نابودش می کند و این چیزیست که ما به کرات دیده ایم که افراد یک بی ادبی همین در حد یک بی ادبی زیاد هم مثلاً گناهی که شما بگوببد گناهی که فاحشه مثلاً کبیره که فحشای ظاهری داشته باشد نه. یک بی ادبی یک تهمت من آدم دیدم آدم های خیلی مذهبی مومن یکی از دوستان بود از اولیای خدا بود دو سه تا از دوستانش به او گفتند که این یک نسبت بدی به او دادند خیلی قلبش شکست. چند روز قبل از عملیات گفت من شهید میشوم ولی قلبم از این سه نفر شکسته. آن سه نفر هیچ کدام عاقبت به خیر نشدند. هیچ کدام .یک نسبتی به این داده بودند نسبت ناروایی به این داده بودند. گاهی وقت ها یک غیبت گاهی وقت‌ها یک بی‌ادبی گاهی وقت ها یک بی ملاحظه گی نسبت به مادر پدر استاد همین قساوت قلبی می آورد که یک دفعه انسان را نابود می‌کند از نظر خودش اصلاً فکر نمی‌کند از این طریق آسیب ببیند پر رو هم هست مغروری که من همه چیزم را دارم رعایت می‌کنم ولی یک کار اینجوری یک حرف اینجوری گاهی وقت ها یک کلمه است آن چیزی که ما را نابود می‌کند یک کلمه است یک جمله است از دهن انسان بیرون می آید ولی آتیشی به پا می‌کند آن یک کلمه آن جمله آن قضاوت که باعث میشود انسان عاقبت به شر بشود این است که مسیح میگوید این از کیدش ابلیس است برای چی؟ برای اینکه تو بتواند به تو آسیب بزند و تو فکر کنی طوری نیست ولی همین این آن تو را نابود میکند «یحقرها لکم» دقت کنید و یصغرها فی اعینکم چکارش می‌کند آن یک گناه را میگوید که این تحقیرش می کند گناه را برای شما و کوچکش می‌کند در جلوی چشمتان در مقابل چشم شما این را کوچکش می کند. «فیجتمعوا و تکثروا فتحیتوا بکم» می‌فرماید که گناهان جمع میشوند همان کاری که تو فکر می‌کنی هیچ چیزی نیست جمع میشود زیاد میشود یک دفعه احاطه می‌کند تو را. می‌گیردت. یک بار دوبار سه بار چهار بار پنج بار می‌گیرد آدم را فتحیت قرآن هم دارد میگوید دیگر قرآن چکار می‌کند؟ «احاطت بی خطیئة» خطا است حتی در حد گناهان هم نیست در حد معصیت هم نیست خطا است ببینید خطا. قرآن میگوید «احاطت به خطیئه» احاطه می‌کند خطیئه انسان را و بعد نابود می کند انسان را. این است که انسان باید بترسد از خودش از اینکه مبادا یک موقعی خدایی نکرده گناهی را کوچک بشمارد بگوید که این خب چیزی نیست اصلا مثلا من. آسیب از همان جا می آید تو و انسان را نابود می‌کند مواظب این فریب و خدعه و مکر شیطان کید شیطان باشید. حضرت میگوید خدایا من پناه می‌برم به تو از اینکه همچنین کاری بکنم که یک موقع گناه را کوچک بشمارم. الان این بحث سر گناه صغیره کبیره نیست . بحث سر این است گناه کلاً کوچک نیست. هرچه که می‌خواهد باشد. عطر بزنم نمی‌دانم برای نامحرم نمی‌دانم انسان لباس نامناسب بپوشد. مرد و زن هم ندارد . فرقی ندارد یک چیزی را ادم مثلا این ها که چیزی نیست که. حالا مثلا من الان ریشم را بتراشم مثلا طوری می شود؟ از همین جا شروع میشود همین که اصلاً جرات میکند پیش خدا یک همچنین کاری بکند همین جرات میکند پیش خدا یک کاری غلطی را انجام بدهد. یک دفعه از چشم میفد. مهم خدایی هست که ما داریم اذیتش می‌کنیم. مهم محضر خداست که در محضرش هستیم. محضر خدا که دیگر گناه کوچک و بزرگ ندارد که. هر کاری کردی بی‌ادبی بزرگی است. کوچک و بزرگ ندارد که.

آقا امام صادق علیه السلام به محضر مقدس شان صلوات بلند ختم بفرمایید ان الله حب العبده ان یطلب الیه فی الجرم العظیم دقت کنید «و یبغض العبد ان یستخف بالجرم الصغیر» حالا دقت کنید چه می‌خواهد بگوید. میگوید یک موقع هست انسان یک گناه بسیار بزرگی را انجام میدهد؛ اما مدام ترس دارد. میگوید آبرویم پیش خدا رفت. حیا می‌کند .ناراحته است .غصه می‌خورد .میگوید خدایا ببخش. من در محضر تو این کار را کردم. ناراحت است. از امام زمان خجالت می‌کشد. از فرشته‌ها خجالت می کشد. داشتند می‌دیدنش در محضر امام زمان بوده. در محضر معصومین بوده. غصه میخورد. می گوید من در محضر این ها چه کار بدی کردم. یک همچنین کار زشتی. ناراحت است.

امام صادق میگوید خدا یک همچنین بنده‌ای را که توجه دارد که در محضر او چه غلطی کرده و ترس دارد دوستش دارد. می گوید این بنده حرمت من را دارد. الان هم دارد خجالت می‌کشد. الان هم ناراحت است. عذاب وجدان دارد. خودش را دارد میخورد. خودش را دارد سرزنش می‌کند. ولی چی؟ در جرمی که بسیار عظیم است. انجام داده. بزرگ است. ولی خب غصه دارد ناراحت است عذاب وجدان دارد شرمنده است «و یبغض العبد ان یستخف بالجرم الصغیر» اما بغض دارد خدا غضب داد نسبت به بنده‌ای که میگوید اصلا کاری نکردیم ما حالا مگر چیه. حیا ندارد ناراحت نیست. حالا که چیزی نیست که.

این که چیزی نیست ما رفتیم یک عروسی جشنی گرفتیم دیگر حالا، نمی‌دانم یک رقصی کردیم، نمی‌دانم یک چند تا صحنه حرام نگاه کردیم، چند تا فیلم نگاه کردیم، یک ذره موسیقی حرام. حالا اینکه چیزی نبود. که حالا چیه این. این خیلی وحشتناک است.

حضرت می گوید خدا از این آدم بدش می آید. همین سقوط است دیگر؛ یعنی همین کافی است که انسان از حیطه محبتی خدا خارج بشود؛ یعنی خدا بگوید از چشمم افتاد. بی ادب است جسور است گستاخ است. بی حیا است بی حیا است.

آقا امام باقر علیه السلام یک صلوات محضر مقدسشان ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم می‌فرماید: «لا مصیبته» خوب دقت کنید «لا مصیبته کاستهانتک بذنب و رضاک بالحالت التی انت علیها» می خواهید بدانید بالاترین مصیبت چیست؟ از همه مصیبت‌ها بالاتر چیست؟ میگوید: هیچ مصیبتی به این بزرگی نیست که تو گناهت را کوچک بشماری. چیزی نبود که حالا در مقابل گناهانی که بقیه انجام میدهند جرم‌هایی که بقیه انجام میدهند ما که اصلا هیچ چیزی نیست.

«و رضاک بالحالت التی انت علیها» حالا این به موضوع بحثمان هم خیلی ربطی ندارد. ولی خیلی تکان دهنده است. اینکه نسبت به جایی که داری راضی باشی. نسبت به حالتی که داری «بالحالت التی انت علیها» بگویی خب خوب است دیگر راضی هستم، نخواهی رشد بکنی نخواهی پرواز کنی، افق بی‌نهایت را نبینی. ممکن است ما رشد کرده باشیم ولی نسبت به بی‌نهایت کجاییم الان ما؟ نسبت به اولیاء کجاییم؟

یکی از اولیای خدا تعریف می‌کرد شب خواب دیدم من را بردند. بهشت خیلی خوشحال بودم. بعد من را همینطور می‌بردند بالا. می گفت این درجه توست این درجه تست این درجه توست. می گفت من هم خوشحال بودم دارند ما را می‌برند بالا. همینجوری من می‌رفتم بالا. این این این این. گفت همینطور می‌رفتی مقامات من را به من نشان می دادند. یک جا نگه داشتند. گفتند تا اینجا بود دیگر. این هم مقامات شما تا اینجا. گفت یک دفعه تمام غصه آمد در وجود من. نسبت به آنچه که طی کرده بودم در بهشت یک دفعه غصه گرفتم. گفتم یعنی همین؟ گفت چون می‌دیدم چه چیزهایی هست آن طرف؛ ولی به من گفتند حد تو همین است. بهشت رفته راضی نیست. مقامات زیادی هم بردند راضی نیست. مصیبت یعنی این.

حضرت میگوید هیچ مصیبتی مثل نیست که به حالتی که داری راضی باشی. گول بخوری مست بشوی. بگویی خب خوب است دیگر من الان وضعم از خیلی از هم وطن هایم از همشهری هایم از دوستانم از همکلاسی هایم توهم کنی که خیلی رشد کردی. به محض اینکه به آن حالتی که داری راضی بشوی توقف است و توقف خیلی خطرناک است وسط راه ماندن است. لذا انسان باید همیشه این ولع در وجودش باشد که هی نزدیکتر بشود هی قوی‌تر بشود هی پیشرفت بکن.د راضی نشود به حالت هایی که دارد.

بعضی ها به قول بعضی از می گفت مثل پلیس راهنمایی هستند ایستاده همه می آیند میروند آن سر جا یک جا ایساده حالا آن ماموریتش را انجام می دهد مثال مثال کاملی نیست ولی اینجوری است دیگر. بعضی ها حتی می ایستند به بقیه هم کمک می‌کنند اما خودشان رشد نمی‌کنند. به قول استاد ما می‌گفت مثل طونچی حمام می‌مانند. آن قسمتی که همیشه حمام ‌های قدیم اینجوری بود که باید یک اتاق من دیده بودم در بچگی یک اتاقی داشت باید سوخت دائماً زغال سنگ یا سوخت می‌ریختید که این روشن بماند. حمام برای بقیه مردم گرم بماند. من میدم این ها را یک موقع هایی .این ها لباس‌های کثیف نمی‌دانم سر و صورت سیاه، دست ها سیاه ولی بقیه از کار این ها همه سفید بودند. همه می رفتند حمام؛ ولی این ها همیشه خودشان سیاه بودند. گاهی وقت ها آدم ها اینجوری هستند.

هم امام خدا رحمت کند امام را خدا رحمت کند میرزا اسماعیل را می‌گفت: خیلی وقت ها ما دیگران را راهنمایی می‌کنیم همه میروند پیش خدا ولی خودمان حاضر نیستیم برویم. کمک می‌کنیم بقیه رشد بکنند ولی خودمان حرکت نمی‌کنیم. یک آقایی مثال قشنگی هم میزد می گفت یک آقایی رفت صف نانوایی دید صف خیلی طولانی است. این نمی‌تواند بایستد انقدر صف. گفت برای اینکه این بقیه را از صف خارج کند. گفت برای چی ایستادید در صف نان؟ آمدید نان بگیرید دیگر؟ آن کوچه دارند برنج میدهند پلو رایگان بدویید بروید. می گفت همه دویدند رفتند. می‌گفت اتفاقاً هم می‌دادند اتفاقاً هم پلو می‌دادند. گفت یک مدت گذشت گفت. ما سرمالن کلاه رفت خودمان ها ما هم برویم خودمان هم برویم بگیریم آدم ها اینجوری هستند خیلی وقت ها می آیند به بقیه راهنمایی می‌کنند کمک می‌کنند حرص و جوش میزنند دیگران هدایت بشوند اما خودشان اصلاً حرکت نمی کنند خودشان معنویت ندارند سحر ندارند شب ندارند گریه ندارند معرفت ندارند همینجور ساکنند ولی به بقیه کمک می‌کنند بروند.

خدا رحمت کند امام فرمود من از این می‌ترسم روز قیامت مردم به حرف‌های ما بروند بهشت خودمان برویم جهنم دیگر حسرت از این بالاتر؟ آدم جون بکند بقیه بروند بهشت خودش آلوده کند خودش را گند بزند در همان جایی که هست ظلم بکند غیبت بکند تهمت بزند نمی‌دانم خیلی کار های دیگر هست بعضی ها هستند در یک جایی هستند بقیه میروند ولی رشد نمی‌کنند خادم مسجد است اخلاقش مثل سگ میماند دور از جان سگ ها همه را ناراحت می‌کند در حرم کار می‌کنی می‌پرد به پر و پاچه این و آن را می‌گیرد دائماً اخلاقش گند است در هیئت است اخلاقش گند است همه را می‌گیرد اذیت می‌کند خب بقیه همه میروند در این هیئت آدم می شوند همه میروند در این حرم درست میشوند رشد میکنند. این نه در همان حرم وحشی است. در همان هیئت وحشی است. رشد نمی‌کند.

خب یک صلوات دیگر ختم بفرمایید.

ایشان فرمودند. حضرت باقر علیه السلام «لا تستصغرن سیئه تعملوا بها فانک تراح حیثا حیثو تسوء» میگوید گناهی که انجام میدهی را کوچک نشمار سیئه خودت را کوچک نشمار. چون تو یک زمانی می‌بینی که دیگر خیلی ناراحتت می‌کند. یک موقعی گناه را به تو نشان میدهند که آن موقع حالت خراب بشود و حسرت و شرمندگی همه وجودت را می‌گیرد. وقتی می‌گذارندش جلویت میگویند بیا این کار هایی که تو کردی. کوچک نشمارید.

حالا پیغمبر چی می‌فرماید؟ صلی الله علیه و آله و سلم به ابن مسعود می گوید. می گوید: «ابن مسعود هیچ گناهی را حقیر و کوچک ندان. هیچ چیزی را واجتنب الکبار از گناهان کبیر هم پرهیز کن» چرا؟ «فان العبد اذا نظر یوم القیامت الی ذنوبه دمعت عینه قیحا و دما» میگوید بنده وقتی گناهانش را روز قیامت به او نشان میدهند به جای گریه چرک و خون از چشمانش بیرون می آید. به جای گریه چرک و خون می آید از چشمش. چکار کرده انسان؟ لذا همان فرمایش امام ببینی اش بدت می آید. به تو نشانش بدهم باطنش را خیلی وحشت می‌کند انسان.

قرآن می‌فرماید بعد حضرت این آیه را می‌خواند «یوم تجد کل نفس ما عمله» آیه معروفی هم هست روزی که انسان می‌یابد میبیند هرچه را که انجام داده حاضر است. همه اینجا هست «ما لحاظ الکتاب» این چه نامه عملی است که همه چیز را اینجا را به من نشان میدهد.

ببینید روز قیامت فیلم را می گذارند برای آدم اینجوری بگویم برایتان. روز قیامت فیلم را میگذارند ببینید. هر کاری کردم. برای همین در خصوصیات مؤمن پیامبر می‌فرماید مؤمن همیشه گناهانش برایش مثل یک تخته سنگ بزرگ است که می‌خواهد الان بیفتد روی سرش همیشه عذاب وجدان ناراحتی دارد که یک موقع نریزد روی سرش نابودش کند این اضطراب را مؤمن همیشه دارد خوب هم هست می گوید «المومن یصبح و یمصی و هو ضنون عند نفسه» مؤمن صبح و شب به خودش بد بین است این صفت خوبی است پررو نیست وقیح نیست بی‌حیا نیست مغرور نیست. حضرت سلمان علیه السلام فرمود اگر بگویند همه بهشتی هستند جز یک نفر می گویم آن من هستم آن یک نفر که جهنمی است من هستم. انقدر از خودم می‌ترسم؛ ولی به رحمت خدا آنقدر امید دارم که اگر بگویند همه جهنمی هستند جز یک نفر باز هم میگویم آن یک نفر من هستم. به خودم نگاه نمی‌کنم به چی نگاه می‌کنم؟ به رحمت خدا. مؤمن همیشه در این خوف و رجا هست. همیشه. بعضی ها انقدر مغرورند که همه می آیند به او میگویند التماس دعا انقدر از خودش مطمئن است. فکر می کند خودش احتیاج به دعا نداشته باشد بله تو ادب کن بگو چشم انجام وظیفه می‌کنم دعا می کنم اما حواست باشد تو هم به او بگو التماس دعا. بگو تو هم ما را دعا کن.

یک کسی آمد به تو گفت ما را شفاعت کن بگو باشد به شرطی که تو هم چکار کنی؟ تو هم ما را شفاعت کن. آن کسی که دارد به تو میگوید ممکن است یک خانم بی‌حجاب باشد. آدم بی‌نماز باشد. اهل مشروب باشد. فحشا باشد. فاحشه باشد؛ اما به همان فاحشه‌ام بگو التماس دعا. بزرگان ما اینطور بودند. چشمشان به یک خانم فاحشه می‌خورد می‌گفتند خدایا به خاطر این خانم ما را ببخش. خودشان را هیچ وقت بهتر از کسی نمی‌دانستند هیچ وقت. اینی که حضرت می‌فرماید اگر تو بهتر از کسی فکر می‌کنی باشی امام حسین فرمود. تو بی‌ادبی آقا امام صادق فرمود تو مستکبری. اگر فکر کنی حتی یک کافر حتی اگر از یک کافر بهتری. آقا امام کاظم فرمود: «من تعظمه فی نفسه لعنته الملائکته السماء و ملائکته الارض» آدمی که خودش را بزرگتر و مقدس تر و پاک‌تر از بقیه میداند این آدم فرشته های آسمان و زمین لعنتش می‌کنند. یک موقع یک کسی آمد خدمت امام سجاد علیه السلام عرض کرد: «انی احبک فی الله حبا شدیدا» من خیلی تو را دوست دارم شدیداً به خاطر خدا حضرت زد تو سرش. فرمود: «اللهم انی اعوذ بک ان احب فیک و انت لی مبغض» خدایا من پناه می‌برم به تو از اینکه مردم من را به خاطر تو دوست داشته باشند اما تو بدت بیاید از من. پناه می‌برم به تو خدایا. تو هم به طرف مقابل هر کس است بگو تو هم من را دعا کن من هم التماس دعا از تو دارم عارت نیاید به کوچک تر ها به آن هایی که اهل معصیت هستند به کسی که تو فکر می‌کنی جهنمی است بگو تو رو خدا من را دعا کن. این خیلی بده که ما دیگران را کوچک بدانیم، گناهکار بدانیم، جهنمی بدانیم و خوب فکر کنیم خودمان پاک و مقدس و اهل نجات هستیم.

38 « والکافر یری زنبه کانه ذباب مر علی انفه» کافر گناهانش را اصلاً چیزی نمی‌داند فکر می‌کند یک پشه‌ای هست که از مقابل بینی اش دارد رد میشود گناهش را کوچک می‌داند می گوید این اصلاً چیزی نیست.

باز امام علی علیه السلام محضر مقدس اماممان پدر مهربانمان یک صلوات بلند ختم بفرمایید اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم «ان الله اخفا سخطه فی معصیته» خداوند غضبش را در بین گناه‌هانش مخفی کرده «فلا تستصغرن شیئا من معصیته فربما وافق سخطه و انت لاتعلم» یعنی تو نمی‌دانی آنجایی که خدا میزند انسان را در کدام گناه است. هیچ چیزی را کوچک نشمر. چه بسا تو این را کوچک بشماری در همان تو را بزندت. در همان گناه انسان را بزند خداوند. در همان گناه خشم خدا بگیرد دامن انسان را.

اینکه ما باید هم گناه شناسی مان خوب باشد هم پرهیزمان انشالله. ترسمان، حیای مان خوب باشد. زیاد باشد که هیچ چیزی را کوچک نشماریم. نه هیچ کس را و نه هیچ گناهی را کوچک نشماریم.

باز یک قاعده بگویم برایتان خیلی مهم است. این هم از نبی اکرم هست. آخرین روایت هست که می‌خوانیم وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم «ان الله تبارک و تعالی اذا اراد به عبد خیرا» وقتی خدا خیر یک بنده‌ای را بخواهد «جعل ذنبه بین عینه ممثله والاثم علیه ثقیلاً وبیلا» میگوید خدا وقتی خوبی بنده ای را بخواهد یک کاری با قلبش می‌کند انقدر تمیز می‌کند قلب این را مثل یک لباس سفید میماند که لکه را زود نشان میدهد. می گوید قلب این را انقدر پاکش می‌کند یک کاری می‌کند که این وقتی گناه را می‌بیند، گناه و ثقیل و سنگین می‌بیند. چون روی پارچه سفید وقتی یک لکه میفتد همه جلوی چشمش است. بروم پاکش کنم. اینجا زشت است. اما وقتی پارچه سیاه است معلوم نیست لکه کسی اصلا هیچ چیزی نمی گوید کثیف است که کثیف است.

«و اذا اراد بعبد شرا انصاح ذنوبا» خوب توجه کنید وقتی شر یک بنده‌ای را بخواهد یعنی از چشمش افتاده باشد یک کاری می‌کند گذشته اش یادش میرود گناهانش یادش میرود. این خیلی خطرناک است که انسان فراموش کند به باری که دارد وزنی که دارد با خودش دارد میبرد وزر و وبالی که دارد را فراموش می کند. مؤمن اینجوری نیست. مؤمن به جای این که درگیر عیب‌های آدم ها باشد، امام حسین فرمود: خوش به حال یک کسی که انقدر به عیب‌های خودش مشغول است که عیب‌های دیگران را نمی‌بیند. غافل است.

بعضی ها عجیب است می آیند میگویند ما اصلاً نمی‌توانیم در این خانه سر کنیم شوهرم اینجوری است زنم اینجوری است نمی‌دانم مادر زنم پدرزنم مادر شوهرم پدر شوهرم خیلی آدم هایی هستند خیلی نمی‌دانم همه شان نمی‌دانم ماهواره نگاه می‌کنند آنجوری هستند اینجوری هستند. اصلا این غافل است از خودش.

یک موقع هست میگوید آقا من در فضا آن فضا را نمی‌توانم تحمل کنم. چون خودم آلوده میشوم. بله مومن باید پرهیز کند از فضای آلوده. ولی یک موقع هست آدم ها را میگوید من نمی‌توانم تو جمع باشم .میگویم آقا چرا تو مثلا در بسیج نماندی چرا در هیئت نماندی؟ چرا در فلان پایگاه موسسه نماندی کار کنی؟ در جمع ها نمیتواند برود. از بس ایراد می‌گیرد از بقیه. آره این حجابش اونجوری است این نمی‌دانم موهاش اینجوری است آن نمی‌دانم اینجوری می‌کند آن اینجوری می‌کند. این فکر می‌کند همه آلوده هستند جز خودش. اصلا همین که من گناه نمی‌کنم و بقیه گناه می‌کنند خطر بزرگی است؛ یعنی ممکن است پاکی من به من آسیب برساند، عجب بیاورد برای من. پیامبر فرمود: اگر گناه نکنید به بدتر از گناه می‌ترسم. آن این هست که تو خودشیفته بشوی. بگویی من که پاکم من اصلا یک گناه هم نکردم. بقیه همه گناهکارند. من مثلاً من خیلی پاک هستم. معصوم به ما میگوید: قلب پاک هم خطرناک است؛ یعنی قلب پاک هم داری خطرناک است.

«قلباً زکیا» دیگر میگوید خدایا ۶ تا چیز را به من بده ولی به نفعم بده نه به ضررم «اللهم ارزقنی» بعد از دعای چی می‌خوانیم؟ عالیه المضامین «اللهم الرزقنی عقلا کاملا» عقل کامل «لبا راجحاً» یک خرد برتر ببینید عقل کامل خرد برتر. عزت پایدار عمل کثیر قلب پاک «وجعل ذالک کله لی» این ها را به نفعم بده «ولا تجعله علی» به ضررم به من نده. به ضررم نده. اگر عملی را کوچک شمردیم یا آدم ها را کوچک شمردیم یا خودمان را بهتر دیدیم بدانیم که در سقوط هستیم. میگوید من نمی‌توانم با این جمع کنار بیایم اینها همه معصیت میکنند همه شان خطاکارند همه شان گناهکارند .همه شان ضعیف اند. همه شان چنین و چنانند. و این فاجعه است.

خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشه‌ای را استاد ما می‌فرمود: من می‌رفتم به ایشان سر می‌زدم برای درس خانه شان در محله فاحشه‌ها بود. در تهران منزلشان وسط محل فاحشه‌ها بود. می گفت: من اصلا خجالت می کشم از آن محله رد بشوم. زمان شاه. آقا شما چرا وسط این ها خانه گرفتین؟ می‌گفت: این ها بهتر از خیلی از دوستان ما هستند. این ها بهتر از خیلی از دوستان ما هستند. بی‌آزارند. اینجا که الان همدیگر را تکفیر می‌کنند نمی‌دانم به جون هم می‌افتند نمی‌دانم علیه هم سخنرانی می‌کنند کتاب می‌نویسند چکار میکنند. می‌درند همدیگر را. می‌درند همدیگر را. الان در فامیل ها و خانواده‌هایی که ظاهراً میگویند همه حزب‌اللهی‌ هستند و مؤمن هستند نگاه کنید. دریدن هست یا نه؟ در طلبه‌ها نگاه بکنید تا تکفیر تا تفسیق همدیگر میروند. می گفت نه این فاحشه‌ها بی‌آزارند کاری با هیچ کس ندارند چون خودشان را هم بهتر از کسی هم نمی‌دانند دیگر. یک موقع میشود اوضاع ما بدتر از آن ها است به خدا چون ما خودمان را بهتر از همه می‌دانیم. برای همین ما خیلی وقت ها گنداخلاقی و بداخلاقی مذهبی پیدا می کنیم .چون مذهبی هستیم گند اخلاقیم. بد اخلاقیم بی طاقتیم بی تحملیم. بقیه را تحمل نمی‌کنیم. با همه فاصله می‌گیریم. به جان همه می‌پریم. همه را تحقیر می‌کنیم. این خیلی وحشتناک است. این ها روا دست کم نباید بگیرد آدم. حالا میگوییم گناه فکر نکنیم گناه که حالا بگوییم مثلاً همین ها خیلی می تواند پوست ما را بکند. همین ها.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

ما قبل از اینکه عزیزان الهی عظم البلا را بگذارند امسال ۱۵۰۰مین سال تولد پیامبر است. پیامبر مظلوم ما که در کشور معمولا برای امامزاده‌ها آن هم امامزاده‌های دست چندم مراسم زیاد می‌گیرند. روز می‌گیرند یاد می‌گیرند. یکی از دوستان می‌گفت من گشتم در ایران یک موقوفه برای پیغمبر پیدا نکردیم. برای امامان برای امامزاده‌ها ما اینقدر موقوفه داریم که نگو گفت یک دانه ما پیدا نکردیم برای رسول خدا خیلی غریب است پیغمبر خیلی مظلوم است تولدش، بعثتش، جشنی که باید آدم بگیرد جشن انسانیت گرفته نمیشود. برای اولادش خیلی خوب است الحمدالله حالا لااقل در ایران ما ولی برای خودش خیلی نه. هیچ جا یعنی امسال خیلی از سازمان‌ها موسسات حتی دولت، موسسات بزرگ آمدند وسط یکی از کارهایی که قرار است امسال بشود اینکه ۱۵۰۰ جشن برای پیغمبر گرفته بشود. موکب بزنند در خیابان ها، محل عین غدیر عین غدیر. شلوغ کنند محله‌ها را و بنا است این کار بشود.

حالا ما کارای اعلام می‌کنیم خودمان هم سطح کشور کارهایی داریم می‌کنیم برای خارج از کشور داریم کار هایی می‌کنیم که برای پیغمبر هم داخل کشور هم خارج از کشور جشن برقرار بشود انشالله. اگر که جنگ نشود.

خدا لعنت کند دشمن را غدیر را خرابش کرد. مردم میلیاردها تومن هزینه کرده بودند آماده بودند که یک جشن سراسری در ایران بگیرند، بعد یک دفعه روز غدیر کار را با بمباران و اینها کار را خراب کرد. حالا بعید هم نیست که برای جشن پیغمبر هم بخواهند اینها نگذارند این جشن‌ها برقرار بشود. برای همین خیلی از دوستان ما در استان‌های دیگر مثل اصفهان یا جاهای دیگر جشن را از همین امروز و فردا شروع می‌کنند. من هم به دوستان گفتم که جشن هایتان را زودتر بیندازید. از میلاد خود پیغمبر چون اهل سنت دوازدهم می‌دانند ما هفدهم از همان دوازدهم هم خوب است جشن‌های میلاد پیغمبر شروع بشود. حتما یک روز نباید باشد یا شب میلاد باشد. یا روز میلاد باشد. از همین الان برقرار بشود .

حالا ما در کانال چیزهایی را اعلام می‌کنیم شما هم خودتان هرکس هرجایی می‌تواند کمک بکند چه داخل کشور چه خارج از کشور به بقیه توصیه بکنند که چون دوستان خارجی هم در این جلسه زیاد می آیند در کشورهای خودتان اعلام بکنید که دوستانتان یا خودتان میتوانید یا دوستانتان تشویقشان کنید برای پیامبر جشن بگیرند آنجاها موکب بزنند جشن بگیرند برای رسول خدا. گل بدهند شیرینی بدهند شربت بدهند احادیث پیغمبر را ترجمه کنند توضیع کنند بین مردم بیش از همه که معرفت مردم پیدا بکنند به رسول خدا به آموزه‌های ایشان. ایشان خیلی غریب است. خیلی غریب است باید کار بکنیم به دنیا ایشان را بشناساند.

پیامبر رحمت نفر اول خلقت. «اول ما خلق الله» خیلی مهم است دیگر باید بشناسند رسول خدا را هرکس هم بشناسدش واقعاً عاشقش میشهود رسول خدا دلبری اش از بقیه معصومین بیشتر است. شناخته شده نیستش. ولی اگر کسی بشناسدش بیش از همه دل انسان را میبرد.

یادم افتاد یک کارگردانی در هلند یک فیلم ساخته بود علیه پیغمبر بعد که مسلمان ها با این درگیر میشوند بعد گفتگوها خیلی شروع میشود این در آن گفتگوها به شخصیت پیغمبر پی می‌برد عاشق پیغمبر میشود نماینده مجلس هم بود آمد در مجلس اعلام کرد که من مسلمان شدم و از این به بعد همه عمرم را میگذارم برای دفاع از رسول خدا و اسلام همان که فیلم ساخته بود علیه پیغمبر هرکه بشناسد او را عاشقش میشود واقعا دلبری زیادی دارد رسول خدا از انسان همه مان تلاش بکنیم امسال هرکس هر کاری می‌تواند برای باشکوه برگزار شدن جشن‌های پیامبر انجام بدهد و الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.