انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه؛ جلسه ۵۰ یکشنبه ۱۴/2/1404
سلام علیکم و رحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها اولیاء علماء مراجع شهداء که در محضرشان هستیم بلند صلوات بفرستید.
خوب در شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه هستیم. امروز یک فقره جدیدی را میخوانیم. از مواردی که امام سجاد علیه السلام از شر آنها به خداوند پناه برده. خب این چیزی است که همانطور که در موارد قبلی گفتیم در زندگی ما زیاد پیش میاید و آن برگزیدن و ترجیح یک امر غلط و باطل به یک امر درست و حق هست. ما چون خداوند تبارک و تعالی ما را هم آزاد آفریده و هم مختار آفرید و اساساً انسان فرقش با بقیه همین است. با فرشتههای الهی همین است که یک موجودی هست که خودش باید مسیر خودش را برای جهنم یا بهشت انتخاب کند. برای همین نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: خداوند هیچ کس را به جهنم نمی برد مگر کسی که خودش میخواهد انتخاب میکند که برود به جهنم «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ» قرآن میفرماید که ما ارسال رسل و اتمام حجتهایمان برای این هست که هر کس میخواهد با دلیل هلاک شود یعنی با استدلال جهنم برود و هر کس که میخواهد برود بهشت و نجات پیدا بکند به حیات انسانی برسد، از روی بینه و دلیل رشد بکند و کسب سعادت کند. خب در اینجا حضرت میفرماید «وَ إِيثَارِ الْبَاطِلِ عَلَى الْحَقِّ» خدایا من پناه میبرم به تو که باطل را علیه حق انتخاب کنم. ما از صبح که از خواب بلند میشویم حتی در خواب حتی در خواب انتخاب داریم. شما یک بار در خواب یک چیز بدی را انتخاب میکنید یه گزینه بدی را برمی گزینیم. حالا این بد یک موقع میبینی که مالی است یک موقعی خوردنی است یک موقع دیدنی است یک موقع شنیدنی است یک موقع یک رفتار است خب «وَ إِيثَارِ الْبَاطِلِ عَلَى الْحَقِّ» این دو تا معنا را ما باید دقت بکنیم. حق چیست؟ اول راجع به حق ما صحبت کنیم گفتیم که خداوند همه ساختار خلقت را با اندازه و عدد آفریده؛ یعنی با یک مجموعه ریاضی ما سر و کار داریم. از اسماء خدا که عدد دارد تا عرش خدا تا درهای جهنم و بهشت و ماموران جهنم تا بالهای فرشتگان تا بیاید به زمین برسد. برسد به آب که میشود H2O، برسد به اتمها الکترونها نوترونها و پروتونها همه چی عدد دارد اساساً ما داریم در یک عالم ۱۰۰ % ریاضی با قدرها و بینهایت قدر و قضا زندگی می کنیم. این عالمی است که ما داریم درش زندگی میکنیم؛ یعنی هیچ چیز اضافه غلط گتره بیهوده بیبرنامه وجود ندارد در زندگی ما. چه در عالم فیزیک و چه در عالم متافیزیک چه در عالم جسم چه در عالم روح. بنابراین حق یعنی چی؟ حق یعنی همان عددها و ارقام و قدرهایی که خداوند برای کسب سعادت دنیا و آخرت به ما داده. اگر میگوید من همه چیز را به حق آفریدم یعنی همه چیز عدد دارد. الان شما در گوشیتان یک عالم شماره دارید. این شمارهها حق هست یا نه؟ یعنی اگر بگیری آن را به آن طرفی که میخواهی میرسی یا نمیرسی؟ بله؟ می گویند حق. ولی اگر یکی از آن نباشد که مثلاً به جای یک صفر باشد مثلاً. به جای دو سه باشد. حق است آن شماره یا نه؟ آن باطل است. یعنی شما با آن شماره به طرف مقابلت چی؟ به هدفی که داری نمیرسی. باطل یعنی پوچ؛ یعنی چیزی که پوچ است یعنی هیچ تاثیرگذاری ندارد. هیچ کمالی درش نیست. مثل همان درسی که این چند جلسه قبل خواندیم تعاطی کلفت. سختگیریهایی که منشاء هیچ چیز نیست. توهمات و خیالاتی که ما داریم و فکر میکنیم ارزش است ولی ارزش نیست. به این می گویند باطل. این گزارهها را که با هم تمرین کردیم یک بار من فشرده اش را میگویم. این گزارههایی که مطابق واقع نیست یعنی شایسته نیست و سزاوار نیست را به آن می گویند باطل. مثل چی؟ در نظام جمادی بگوییم هرکس پولدار تر است آدم تر است. این درست است یا غلط؟ پس این می شود باطل. هرکس خوشگل تر است قیمتی تر است با ارزش تر است. درست است یا غلط؟ غلط. ورزشکار ها آدمتر از بقیه هستند. درست است یا غلط؟ غلط. آن که که بچهدار میشود انسانتر است از کسی است که بچهدار نمیشود. این حق نیست دیگر. یعنی گزاره باطل است پوچ است. این گزاره کمال هستند اما کمالاتشان انسانی نیست کمال ها یا جمادی است یا گیاهی است یا حیوانی ولی کمال انسانی نیست. شما نمیتوانی بگویی رئیس جمهور آدمتر از بقیه وزرا است. این گزاره باطل است و پوچ است یا بگویی مثلا دکترها آدمتر از ارشد ها هستند. ارشد ها آدمتر از لیسانس ها هستند. این پوچ است. بگویی مراجع آدمتر از مجتهدها هستند. مجتهد ها آدمتر از بقیه روحانی ها هستند این گزاره غلط است. پس ما یک عالمه گزاره های پوچ و غلط داریم که در زندگی اتفاقاً این ها را به گزارههای حق ترجیح میدهیم ؛ یعنی وقتمونو عمرمان را میگذاریم سر گزارههای پوچ به هوای اینکه ما به یک ارزشی برسیم به یک قیمتی برسیم اتفاقاً هم میرسیم چه کسانی به ما اهمیت می دهند در این ارزش ها؟ آن هایی که خودشان نظام فکریشان همینطوری پوچ است. همینطوری پوچ است . میگویند خب من این را به عنوان همسر انتخاب میکنم چون پولدار تر است چون خوشگل تر است چون مثلاً معروفتر است. چون خانوادهاش فلانی هستند .این ها گزارههای پوچ است. چون شما با این ها نمیتوانی زندگی تشکیل بدهی. زندگی در حقیقت در حق بر اساس گزارههای پوچ بنا نشده یا با یک زبان دیگر بگوییم. مثلاً میگوییم در ازدواج خصوصیتهای شخصی رو لحاظ نکنید. فقط خصوصیتهای شخصیتی مهمتر است. شخصی ها چیست؟ پولدار بودن خوشگل بودن خوش اندام بودن موقعیت اجتماعی داشتن تحصیلات داشتن اینها می شود شخصی. این ها تمام روانشناسان می گویند جذابیت هایش برای همسر بین یک ماه تا ۱۲ ماه است. بیشتر از این دیگر جذابیت ندارد؛ یعنی کسی که این خصوصیتها را دارد بعد از بین یک ماه تا ۱۲ ماه برای همسرش کاملا عادی میشود. خب این رفته بر اساس همین کمالات ازدواج کرده. برای همین همسرش سیرش نمی کند چرا؟ چون همسری کمالات حق لازم دارد. دقت کنید همسری یک پیوند است که با حق ماندگاری دارد. حق چیست؟ حق کمالات و خصوصیتهای شخصیتی است. نه شخصی؛ یعنی ان دو چیزی که یک زندگی را نگه میدارد حق است نه باطل. حق چیست؟ در پیوند زناشویی یک) اخلاق. اول اخلاق. چون توضیح دادیم در مباحث مهارتهای زندگی و همسران دو) دیندار بودن. دیندار بودن هم توضیح دادیم نه مثلاً بگوییم نماز میخواند حاج آقا روحانی است نمیدانم ریش دارد خانم است حجاب سرش است نمیدانم پوشیه میزند این ها علامت دینداری نیست. دین داری را توضیح داده ایم یعنی چه. دین به معنای آن حقیقت دینداری و معنویت آن ایمان حقیقی به غیب که باعث میشود انتخابها ارتباطها رفتارهای انسان با همسرش با فرزندانش بر اساس رضای حق صورت بگیرد. آن رضای حق را در نظر میگیرد. نه امیال شخصی خودش و باطلهای خودش. این را خواهشا دقت بکنید. پس وقتی میگوید من پناه میبرم به تو ای خدا از انتخاب و برگزیدن، ترجیح دادن باطل به حق. ما چون موجود مختار هستیم اختیار داریم انتخاب کنیم حق یا باطل. انسان منشاء انتخابش هم دو چیز است یا عقلانیت و دین است که همیشه میرود سراغ چی؟ حق. یعنی می گوید ملاک حق چیست؟ من الان میخواهم باید چه کار کنم یا حیوانیتش است غریزه اش است غریزه کاملا خطرناک عمل میکند یعنی وقتی انسان میفتد روی دنده غریزه انتخاب ها شهوانی است شیطانی است. قانون ندارد اصلا. حساب ئ کتاب ندارد .حلال و حرام نمیشناسد خوب و بد نمیشناسد مصلحت و غیر مصلحت نمیشناسد آنج.ا همینطوری هر طور دلش بخواهد عمل میکند کاری ندارد جهنم دارد بهشت دارد حق است باطل است درست است غلط است مصلحت هست مصلحت نیست درش وفاداری است. درش خیانت است. آن موقعی که انسان دارد بر اساس باطل تصمیم میگیرد بر اساس غریزه تصمیم می گیرد در آن لحظه دیگر این اصلاً روی صراط مستقیم نیست که مصلحت را ببیند بسنجد. توجه به این کنید. حضرت می گوید پناه میبرم من خدایا به تو از اینکه یک موقعی باطل را برگزینم. حق را رها کنم. این خطرناک است. چون شما به میزانی که باطل را انتخاب میکنی فشار قبر ذخیره می کنی. باطل یعنی مار اژدها عقرب. باطل یعنی عذاب جهنم. چون این ها باطل است دیگر. جهنم اصلاً کارش باطل سوزی است دیگر . جهنم حق را نمیسوزاند چه چیزی را میسوزاند؟ باطلها را اصلاً جهنم برای چی خداوند آفریده آن را چرا انسانها میروند جهنم؟ برای اینکه آن مقدار باطلی که این جذب کرده را بسوزاند. مثلاً شما الان یک بچهای به دنیا آمده در رحم مادر باید یک پیکره کاملا تراشیده سالم متناسب با شرایط زیستی دنیا داشته باشد اما مثلاً هفت تا انگشت آورده، یک پای اضافه آورده. حالا ین را باید چه کارش کنند؟ یک پای اضافه را دو تا انگشت اضافه را باید ببرندش دیگر چون دیگر نمی تواند سختش می شود ها؟ یا یک سر اضافه آورده اگر بتوانند یک سر را جدا کنند که این نمیرد جدایش باید بکنند جدا کردنش به این راحتی نیست یعنی این یک بیمارستان میخواهد که جهنم است. این زجر میخواهد. بیهوشی میخواهد. قطع میخواهد این الان پایش لگنش در رفته باطل است دیگر. لگن در رفتن حق نیست. حق این است که بدن سالم باشد. این الان لگنش در رفته پایش کج است استخوان پایش کج است چه طوری میشود حقش کرد که بتواند راه برود؟ چون حق منشاء اثر است. باطل منشاء اثر است. حالا این باید برود در بیمارستان از خانواده دور بشود کلی گریه و زاری دارند همه که این بچه رفته بیمارستان. خود بچه هم ناراحت است از پدر و مادرش جداست بعد آنجا آمپول باید بخورد دارو باید بخورد بعد بیهوشش میکنند بعد استخوانش را میشکنند بعد استخوانش را صاف می کنند بعد دوباره باید پایش را بدوزند بعد باید گچ بگیرند به هوش که میاید می بیند گچ است این بچه . از کمر به پایین گچ است حالا به مادر می گویند این بچه اینطوری است بردار ببر مراقبت کن .شش ماه مراقب این بچه باش تکون نخورد. ضربه نخورد تا بلکه پایش جوش بخورد بعد بیاور تازه ما گچ را باز کنیم . ببینید این جهنم اینطوری است. جهنم باطل سوز است. شما به میزانی که اعتقادات اخلاقت مرامت انتخابات ارتباطات رفتارها و چینشهای فکری غلط است جهنم با خودت بر می داری. هر چه که اعتقاد داری ولی غلط است. هرچه که فکر میکنی زن سالاری جهنم است. مرد سالاری جهنم است. اینکه حرف آخر را مرد باید بزند زن باید بزند جهنم است. در خانواده خدامحوری است یعنی هرچه که خدا میگوید. ما در دروس همسران ۴ تا ۹۰ دقیقه حق خانمها را گفتیم سه تا ۹۰ دقیقه حق آقایان را گفتیم. این چیزی است که خدا میگوید. حق این است. من نمیتوانم بیایم بگویم نه بابا خدابیامرز ما اینطوری رفتار میکرد با زنش ما هم همین طوری رفتار میکنیم. ما شیرازی ها اینطور هستی.م ما اصفهانیا اینطوری هستیم ما ترک ها اینطوری هستیم ما لرها اینطوری هستیم. ما قومیها اینطوری رفتار میکنیم ما آخوندها اینطوری رفتار میکنیم ما ایرانی ها نمیدانم فرهنگ ایرانی یک چیز دیگر است. غلط است ایرانی بودن عرب بودن عجم بودن خارجی بودن نمیدانم رسم و رسومهای ما همه باطل است. نوعا باطل است. همه اش هم نه. بعضی هایش هم حق است. مثلاً خداوند یک اهل بیت دیدم نوروز مسلمان ها یک بخشیش حق است خب آمدند این را تبلیغ کردند رویش هم صحه گذاشتند. شد یک چیز با ارزش. دعا دارد روزه دارد ذکر دارد مراسم دارد صله ارحام دارد تمیزی دارد پاکی دارد. نظافت دارد حق است دیگر. ولی شما یک موقع است می گویید ولنتاین. ولنتاین یک چیز باطل است. شما اگر به آن اعتقاد داشته باشی یا برایت مهم باشد. به همان میزانی که به آن احترام می گذاری جهنم داری یا اصلا آداب و رسوم های چهارشنبه سوری غلط است. یک چیز من درآوردی است غلط است باطل است شما وقتی به یک باطل اعتقاد داری یا رفتار می کنی جهنم داری با خودت میبری جلویت. انتخاب باطل گران تمام میشود. این یادتان نرود. الان شما میتوانید بروید مغازه یک چیز مفیدی را بگیرید بخورید. به این می گویند حق. چون مناسب بدن تو است . یک چیز حق یک موقع می روی چیبس بر می داری وقتی می روی چیبس بر می داری یکی از ۵ ماده اصلی سرطان زا است. این باطل است. خوش مزه است ولی باطل است چون وقتی تحت تاثیر تحت تاثیر مزه قرار میگیری و باطل را انتخاب میکنی آنجاست که داری ضرر میزنی. به بدن خودت هم ضرر میزنی. روی بارداری ات روی ژنت روی نطفه ات ات اثر می گذارد. یک عالم مواد سرطان زا جذب بدنت میشود یا مثلاً چیز های دیگر نوشیدنیهای دیگر غذاهای دیگر پس این که داری جذبش میکنی و انتخابش میکنی باید بدانی این حق را داری میخوری یا باطل به حق نگاه می کنی یا باطل. آنچه که داری می شنوی حق است یا باطل است. غیبت است؟ تهمت است؟ یکی در اثر شهوت کلام دارد مزاحم ما میشود . پس انتخاب باطل بر حق یعنی همین .یعنی من ترجیح بدهم یک چیزی را که جهنم دارد درش. حالا ممکن است لذت هم داشته باشد. نوعا هم لذت همراه با لذت است دیگر در روایت داریم «اَلْجَنـَّةُ مَحْفـُوفَةٌ بِالْمـَكارِهِ» بهشت پیچیده شده با انتخاب هایی که تلخند اما حقند درستند و جهنم پیچیده شده با انتخابهایی که همه شهوت ساز خوش میگذرد به نفس انسان به غریزه انسان خوش می گذرد. غریزه هم کاملا بی برنامه است بی قانون عمل میکند. یعنی اصلا مصالح شخص را در نظر نمی گیرد شخص را تا جهنم می برد. انسان وقتی که میفتد روی ریل غرائض کلاً انتخاباتش ارتباطاتش همه فاسد در میاید و غلط در میاید. به سعادت نمیرسد؛ یعنی به شاخصههای سعادت به هیچ وجه شما نمیتوانی با باطل برسی. شاخصهای سعادت سه تا بود دیگر رحمانیت و رحیمیت آرامش شادی. شما نمیتوانی با انتخابهای غلط به رحمانیت رحیمیت برسید؛ یعنی شبیه الله بشوی. شبیه مربی ات شوی. نمیتوانی به آرامش برسی با انتخابهای غلط و نمیتوانی به شادی برسی. ما وقتی که تو زندگی برمیگردیم بخشی از خشونتها بخشی از ناآرامی هایمان بخشی از غمهایمان را نگاه میکنیم میبینیم که آن موقعهایی بوده که ما انتخابمان درست در نیامده. آمدیم به جای انتخاب درست انتخاب غلط کردیم میدانستم میدانستم به من گفته بودند مطالعه کرده بودم یا اصلاً میتوانستم بفهمم که اصلا شرایط انتخاب همسر چیست؟ حق چیست در انتخاب همسر. خب دین میاید برای تو حق را معنا میکند دیگر. میگوید وقتی میخواستی انتخاب همسر کنی به دو تا چیز نگاه کنید ۱ خلقش ۲ دینش. ما میرویم سراغ چه؟ معیارهای غلط و باطل. وقتی انتخابش میکنی، وقتی انتخابش کردی دیگر حالا خیری ازش نمیبینی. چون انتخابت غلط بوده. معیارهایت غلط بوده آنچه که فکر میکردی در نمی آید در اقتصاد در معاملهها در انتخابها در انتخاب شغل در سرمایه گذاری یکی می آید یک صحنه غلطی را در سرمایه گذاری به تو می دهد یک نمای دروغ. می گوید بیا سرمایه گذاری کن انقدر ما سرمایه گذاری کردیم پول بردیم که نگو بیا تو هم سرمایه ات را بیاور یک میلیارد دو میلیارد بیا اینجا ثبت نام کن بریز پولت را اینجا ما به تو انقدر سود بدهیم غلط دروغ دارد میگوید دیگر ها؟ تو هم باورش میکنی پژوهش نمیکنی تحقیق نمیکنی از کسانی که میگوید ما سود بردیم نمیروی مشورت بگیری نمی بینی واقعا راست میگوید به همه سود دادند؟ واقعاً یک همچنین سودی رسیده؟ میاید به تو برایت یک چیزهایی مثل این شبکه مجازی دیدید در شبکههای مجازی می گوید این خانه را من از سرمایه گذاری خریدم. این ماشین چند میلیاردی را از این سرمایه گذاری خریدم. شما اگر بیایید سرمایه گذاری کنید اینطوری میشود. ما نگاه کنید دهها ملیون آدممان تحت تاثیر همین تبلیغات غلط می روند سرمایه گذاری می کنند. بعد همه عمرشان میبازند یک مدتی بعضی ها خب خودشان خیلی دوست دارند گول بخورند؛ یعنی اصلاً دنبال یک جایی میگردند فریبشان بدهند. اصلا اگر یک جایی باشد درست بخواهد به او سرمایه داری سرمایه گذاری را یاد بدهد بدش میاید؛ یعنی اصلا سختش است که یک چیز درست به او بگویند دوست دارد یک چیزی بگویند سرش را کلاه بگذارند؛ مثلاً ببین بیا دبی اینجا آپارتمان ۵۰۰ میلیون بیاور آپارتمان بخر به تو کارت سبز هم میدهند اقامت میدهند. می توانی تجارت بکنی. صد ها هزار ایرانی پول گذاشتند رفتند دبی به همه پول ها را همه را که جذب کردند یک قانون الکی میگذرانند که اصلاً امکان ندارد تمام این ها سرمایههایشان را کشیدند بالا. ایرانی ها را همه را بیرون کردند. نه سرمایهگذاری. شرکتها تعطیل خونهها را از آنها گرفتند پول ها را خوردند تموم شد بعد دوباره آمد ترکیه این کار را کرد. ترکیه آمد اعلام کرد که بیا در این ترکیه هرکسی میخواهد ترکیه پولدار خانهدار شود امکانات تجارت داشته باشد اقامت بگیرد همه دیده بودند سر سر دبی ها چه آمده بود ها مستندش هم ساختند چند وقت تلویزیون نشان میداد آقا نرید اینجا سرمایه گذاری کنید بعضیا خوش آی بدویم برویم ترکیه. ثبت نام کنیم خب هیچ همه رفتند آنجا سرمایه گذاری کردند هزاران نفر رفتند سرمایههای خیلی کلان بردند ترکیه. دوباره چه؟ یک قانون میگذرانند گذراندند، گذراندند این اتفاق افتاد همه خانهها و مغازهها و اموال ایرانیها را بالا کشیدند. بیرونشان کردند. تمام شد بعد چند وقت دوباره گفتند آها حالا که اینجا آدم های ساده پیدا میشود علاقهمند به باختن علاقه مند به گول خوردن زیادند این ها. دوست دارند ببازند. همه سرشان کلاه گذارند گفتند بیایید گرجستان ها؟ حالا شروع شد گرجستان. حالا آن هایی که بیچاره شدند رفتن اروپا و آمریکا و این ها بماند یک دفعه دیدیم وای یک سیلی از ایرانیها راهی شدند همه بروند گرجستان آنجا خوش بگذرانند و خانه بخرند و مغازه بخرند و اوکراین رفتند یک عده که آنجا شد جنگ. هیچ دیگر اوکراین رفتند یک عده ماندند جنگ گرفتند این ها را گفتند خب حالا شما اقامت گرفتید اینجا میشوید چی؟ میشود عضو چی؟ این کشور. حالا بلند شوید بروید بجنگید. چقدر ایرانی ها گرفتار شدند آنجا. بروید بجنگید. جنگ است این رفته آنجا عشق و حال کند و درس بخواند به هوا خودش و خیالات باطل یک دفعه اینطوری شد. آقا بریزید گرجستان همه ریختند گرجستان دوباره همینطور الان بعضیا آماده هستند؛ یعنی آماده اند یک کسی اعلام کند الاغ میخواهیم آدمهای ساده میخواهیم برای گول زدن بلند شوید بروید اینجا سرمایه گذاری کنید. شما ببین ما دهها میلیون انسان سرمایههایشان را در سرمایهگذاریهای در مجازی، غلط نمیدانم بیایید برایتان نمی دانم رمز ارزها چه خاکی مردم را به چه خاکی نشاندند. شرکت های زنجیرهای شرکتهایی که آوردند بیا در این ها ثبت نام کنید. هر دفعه هم شکل هایش را عوض میکنند باز افراد دوست دارند بروند. اصلا آدم ها را معتاد کردند به این نوع سرمایه گذاری. اعتیاد پیدا کردند به باختن. شده یک قمار برای از دست دادن اصل سرمایه. می گوید بیا در رمز ارز یک پولی به تو می دهد یک حالی به تو میدهد دوباره یک چیزی از تو می گیرد. نهایتا می بیند ما چقدر آدم داشتیم برای این به پدرزنش گفته باباجون خانه ات را بیاور به زنه گفته طلاهایت را بیاور مادر زن طلا هایش را آورده نمیدانم یا سراب بورس در کشور خودمان یک زمانی اینطوری شد دیگر همه رفتند خانههایشان را بورس یعنی چی؟ یعنی تو باید سرمایه اضافه داشته باشی تا بروی سرمایه گذاری کنی. رفتند خانههایشان را فروختند طلاهایشان را فروختند ماشین هایشان را فروختند همه سرمایه را بردند آنجا دولت همه را کشید بالا. دولت کذایی با یک انتخاب غلط، تمام سرمایههای میلیونها انسان را به باد داد به خاک سیاه نشاند و جالب است. آن هایی که با این دولتها کار کردند دوباره به همین دولتها رای میدهند خیلی خوب است یعنی دولتی که مثلاً همه میدانند این دولت آمده ورشکستگی آمده بورس مردم میلیونها انسان سرمایه شان را از دست دادند بدبخت شدند کارخانهها تعطیل شدند به خاک سیاه نشستند دوباره مردم می آیند چه کار میکنند؟ بعد آن هم چی؟ مثلاً یک کسی می آید این ها را درست میکند روشهای غلط را اصلاح میکند مثلاً مثل رئیسی می آید مثلاً ۸۰۰۰ تا کارخانه را دوباره از راه میندازد اقتصاد را از وابستگی به در میاورد بعد روی روال میندازد شهید میشود. یکی دیگر می آید میگوید من هیچ برنامهای ندارم هیچ قولی هم نمیدهم هیچ چیزی هم سرم نمیشود. باز دوباره مردم همان را انتخاب می کنند. داستان می بینید چقدر جالب است دوباره مردم همین را انتخاب می کنند. این است که امام سجاد میگوید من پناه میبرم به خدا که باطل را به حق ترجیح بدهم. می گویم آقا برای چه خداشاهده برای چه دارید به فلانی رای میدهید؟ می گفت چون همشهری مان است. گفتم ملاک شرعی است همشهری بودن؟ گفت ما اصلا رگمان هم برود اصلاً شمر هم باشد چون همشهری است به او رأی می دهیم؛ یعنی چی؟ یعنی ترجیح عشیرهگرایی بر خدا و خلیفه الله و جهاد در راه خدا. چون قرآن فرمود شما وقتی می خواهید انتخاب کنید باید سه تا عشق بر انتخابات تان غلبه داشته باشد می خواهید یک چیزی را انتخاب کنی بر اساس این سه عشق انتخاب کنی عشق به الله عشق به خلیفه الله عشق به جهاد. اگر این سه تا در انتخابات نیست حتماً انتخابت باطل است. هرچند صورتش مقدس باشد. هرچند مقدس باشد . باطل است. به او میگویم برای چی مرجع تقلید را انتخاب کردی تو که میدانی ما مرجع اعلم از این داریم میگوید خب فامیلمان است همشهری مان است. ما اصلاً نمیتوانی مثلاً یک مرجع انتخاب کنیم همشهریمان نباشد. بابا بحث علم است بحث اعلمیت است بحث تخصص است. بحث شباهت به معصوم است. میگوید نه ما اینطوری انتخاب کردیم. این ها فامیلمان هستند ما اصلاً فامیلی همهمان همین را انتخاب کردیم یا حتی بعضی ها وقتی میخواهند مرجع انتخاب کنند بنده خدا متدین است میداند باید مرجع انتخاب کند باید خمس بدهد باید سال خمسی داشته باشد همه را هم رعایت می کند؛ ولی کدام مرجع را انتخاب میکند؟ میرود یک مرجعی را انتخاب میکند که کاملاً با این سه تا قاعده قرآنی کاملا فاصله داشته باشد؛ یعنی با الله خلیفت الله و به خصوص با چه؟ با جهاد؛ یعنی مرجعی انتخاب میکند که از نظر ظهور ظهور مبارزه با باطل مبارزه برای احقاق حق مبارزه برای برطرف کردن موانع ظهور جزء ساکتترین مراجع است. اصلا هیچ کس از آن هیچ چیزی ندیده. می گوید این را انتخاب می کنم این. پس شما وقتی این سه ملاک را نداری، الله اهل بیت یعنی خلیفه الله و جهاد، هرچی را انتخاب کنی باطل است. می خواهد مرجع تقلید باشد میخواهد حوزه علمیه باشد میخواهی استاد انتخاب کنی استاد اخلاق انتخاب کنی استاد عرفان انتخاب بکنی درس اخلاق انتخاب کنید سبک زندگی است شوهر میخواهی انتخاب کنی رشته می خواهی انتخاب کنی. اگر قرار است این رشتهای که تو انتخاب میکنی از الله خلیفه الله یعنی امام زمان علیه السلام و روح جهاد تو را جدا بکند رشته ات باطل است. بقیه میخواهند بروند بروند. برای تو باطل است. چون تو ظرفیت این رشته را نداری. برای چه یک شهری را انتخاب میکنی یک همسری را انتخاب میکنی یک شغلی را انتخاب میکنی یک دوستی را انتخاب می کنی که تو را از سه تا معشوق اصلی انسانی جدا میکند. خب این انتخاب غلط و باطل است. این است که امام سجاد علیه السلام میگوید خدایا من پناه میبرم به تو از اینکه یک انتخابی بکنم که باطل را به حق ترجیح بدهم. پس حق ملاک هایش را گفتم به شما دیگر درست شد؟ در روابط شخصی باید به سه تا چیز ملاک توجه کنید که حق است: رحمانیت و رحیمیت دو آرامش سه چی؟ شادی اگر قرار است این ها را به هم بزند زود ولش کن به درد نمی خورد. یکی میگوید آقا رحمانیت و رحیمیت پس دیگر کارهای انقلابی و جهاد و مرگ بر آمریکا و بر انگلیس و مرگ بر اسرائیلش چیست؟ خب این یعنی رحمانیت دیگر رحمانیت و رحیمیت تولی و تبری دو روی یک سکه است. شما به هر میزانی که عاشق الله خلیفه الله باشی باید از کسانی که مانع ظهور خلیفه الله و اجرای احکام الهی هستند متنفر باشید. قرآن همین را به ما میگوید دیگر .قرآن می گوید یک کسی که برائت ندارد دین ندارد دروغ میگوید عشق دارد عشقش قلابی است. مثل اینکه من به یک خانمی بگوید مثلاً تو ناموس منی دوستت دارم ولی بی غیرتی کنی درموردش اگر یک چیزی تهدیدش میکند برایش برایم مهم نباشد. خب این می شود بی غیرتی دیگر. چطور می شود به یک بچه بگویم من تو بچه منی دوستت دارم اما اگر یک خطری تهدیدش می کند با ان خطر مبارزه نکنم. عشق و تنفر دو روی یک سکه هستند. لذا جهاد عین رحمانیت است و عین رحیمیت است. جهاد جنگ نیست. ما سر دنیا سر چهار. جهاد آن که بد است جنگ و خشونت است خدا دوست نداره این جهاد برای این چهار تا است؛ یعنی ما بجنگیم که دنیای آبادتری داشته باشیم بقیه را حذف کنیم. این خشونت است ولی آنجا که تو برای ارزشهای رحمانی رحیمی ارزشهای الهی انسانی داری می جنگی میخواهی اجازه ندهی مردم دچار باطل شوند. تو داری با باطل می جنگی. نه با حق. جهاد با باطل عین عشق و رحمانیت و رحیمیت است. عین مهربانیست. برای همین هم پیامبر میفرماید: کسی که در عمرش جهاد نکرده باشد چون جهاد حق است دیگر. ملاک حق جهاد است اگر کسی جهاد جبهه نرفته باشد نجنگیده باشد یا آرزوی جنگیدن نداشته باشد «مَن ماتَ و لَم يَغْزُ ، و لَم يُحدِّثْ بهِ نَفسَهُ ، ماتَ على شُعْبَةٍ مِن نِفاقٍ» منافق است این آدم. دروغ میگوید یک آدم منافق است ظاهرا ریش دارد آخوند است روحانی است مجتهد است نمیدانم بعضی وقت ها مرجع می شود. حزباللهی است ظاهرا ولی در باطن نه. یک منافق است. چون این هیچ وقت حاضر نشده به خاطر الله خلیفه الله و مصالح جامعه اسلامی مصالح میلیاردها انسان با باطل با استکبار با آدم خورها بجنگد. حتی حداقل در اعلامیه درکلام بجنگد. اصلا اینطور نیست. پس این تو ملاکهای شخصی است. یادتان نرود در ملاکهای شخصی در ملاکهای اخلاقی در ملاکهای حقیقت شما باید الله اهل بیت و جهاد در راس معشوق هایت باشد. در غیر این صورت قرآن میفرماید فاسق هستی. انسان نیستی. تو اصلا طبیعی نیستی. اصلا انسان نیستی. تمام شد خیلی رک است. خدا می گوید به همه هم اعلام کن ها قل قل یعنی به همه اعلام کن به همه بگو اگر این سه معشوق بر قلبتان غلبه ندارد شما هنوز طبیعی نشدید یعنی هنوز به انسان طبیعی نرسیدید. هنوز زیر انسان طبیعی هستید باید کار کنید تا یواش یواش باطنتان عوض شود. باطن تان انسان بشود. انسان یعنی آن که بینهایت طلب است. انسان یعنی کسی که معشوق هایش بینهایت هستند با روح خودش کار میکند. روح بینهایت طلبش. بینهایت هم مصادیقش چیست؟ الله و خلیفه الله جهاد چیست؟ جهاد تلاشی است که تو برای ماندن در این راه برای خودت و رفع مزاحمت از خودت و دیگران میکنی برای اینکه در این عشق بمانید. جهاد در واقع وسیلهای است برای حفظ معشوق در قلب: در قلب خودت در قلب دیگران و اجتماع آدمهای بزدل ترسو غیر انقلابی غیر انسانند. بیرحمند. بی عاطفه اند بیغیرتند. چون با باطل کنار می آیند. با باطل سازش می کنند. این تقریبا ملاک هایی را گفتیم ان شاء الله از جلسه بعد می خواهم چون مسئله فوق العاده مهم است در قرآن دهها آیه به آن اختصاص داده شده صدها آیه دقت کنید. صدها آیه در قرآن به همین حق و ترسیم فاصله حق با باطل شرایط حق خصوصیات حق و باطل که من امروز خیلی کلی همه اش را برایتان گفتم، روحی که در قرآن حاکم است را برایتان گفتم مواد اصلی اش را برایتان گفتم اختصاص داده.
حالا ان شاء الله جلسه بعد میخواهم یک مقدار چون این مسئله بینهایت مهم است ما در از صبح که از خواب بلند می شویم از صبحونه خوردن تا مدرسه رفتن تا انتخاب مدرسه رشته معلم درس محل زندگی با چی بروم پیاده بروم اسنپ بگیرم قطار بروم با همه چی ما این روبرو هستیم. این چه لباسی را بپوشم امروز ، چه انگشتری دستم کنم نمیدانم چه کفشی پایم باشد مثلا چه رفتاری داشته باشم چه نگاهی داشته باشم، همه اش ما در حال انتخابیم و اگر ملاک هایمان را از اول تنظیم نکنیم از صبح تا شب منافقانه مزورانه یک عالم انتخابهای غلط در بخش های جمادی گیاهی حیوانی علمی و فوق عقلی انتخابهای غلط. مثلا الان وقت حفظ قرآنش نیست باید برود خودسازی کند آرامش داشته باشد با شوهرش دعوا دارد با بچهاش دعوا دارد. خودش آدم آرام شادی نیست بعد شیطان به او میگوید که بیا برو صدایت خوب است بیا تو مداحی کار کن. یک دفعه یک شغلی برای این باز میکند این دیگر اصلاً کلاس و استاد و سازندگی را میگذارد کنار. تو الان خوبی طلبه بشوی بابا من هنوز طلبه بخواهم بشوم باید یک سری آمادگی داشته باشم. یک طلبه ناآرام افتضاحی را میسازد که بعد به جامعه هم لطمه میزند. تو الان خیلی اوضاعت خوب است بیا برو هنرمند شو حفظ قرآن کن اصلا ها؟ بابا الان تو با شوهرت مشکل داری با بچهات مشکل داری آرام نیستی شاد نیستی تو الان باید به بدنت برسی اول یک، وقت بگذار به بدنت برس برو ورزش کن تفریح کن. تو اصلاً تفریح نداری تفریح جزء واجب زندگی است. جزء مستحبات نیست تفریح. برنامه تفریحی نداری. بعد دوباره یک برنامه دیگر آره میخواهم برم نمیدانم الان لیسانس و ارشد دارم دکترای فلان رشته را بگیرم تفریحت کجاست؟ تفریح ندارم. پیغمبر وقتی می گوید کسی تفریح ندارد یعنی چه؟ یعنی کار های حقش هم میریزد به هم، باطل می شود. آن عاملی که کارهای حق شما را نگه میدارد داشتن تفریح است تفریح واجب است خدا رحمت کند امام را گفت من هیچ وقت هیچ وقت در زندگی ام به خاطر درس تفریحم را رها نکردم. درس جزء اهم واجبات است برای طلبه؛ ولی طلبهای که تفریح نداره آن درس خواندنش هم به درد نمیخورد. یک جایی درس خواندن حالش را دیگر خراب میکند به هم میزند. یکی از علماء میگفتش که من یک موقع میخواستم شروع کنم به خودسازی. شیطان گفت که تو چرا حالا به این خوبی به این مؤمنی به این قوی ای به این استادی به جای کار خودسازی میخواهی چه کار؟ بنشین یک کتاب علیه من بنویس. بنشین ترفندهای من را در قرآن در بیاور در روایت در بیاور این ها را برای مردم بگو. می گذارد تو را سرکار. همان بحث تئاطی کلفت که گفتم ما یک عالم آدم هایی داریم که برای خودشان یک عالم تکلیفهای الکی مسئولیتهای قانونی شرعی الهی انقلابی میگذارند که خودسازی نکنند، که ۵۰ رکعت آیه قرآن شان را نخوانند، که نماز شب شان را نخوانند که انقدر خسته بشوند، که نتوانند عبادت کنند که یاد خدا نباشند که حرم نروند برای خودشان انقدر مشغله بسیج هیئت نمیدانم خدمت به این جهاد نمیدانم فلسطین غزه هی شلوغ میکند خودش را تا با خودش خلوت نکند. چون تحمل خودش را ندارد. نمیخواهد با خودش روبرو شود. دائماً میخواهد از صبح که از خواب بلند میشود تا شب یک لحظه برای همین گوشی اش را اگر ازش بگیری یک ساعت میمیرد. به او بگو شما گوشی ات را یک ساعت خاموش کن نمیتواند این آدم. چون اصلا قرار ندارد با خودش نمیتواند خلوت کند. نمیتواند خلوت کند. به قول آن بنده خدا می گفت من حمام هم میروم توالت هم می روم گوشی ام را باید ببرم. اصلاً نمی تواند خلوت کند. اصلا حال خودش اینطوری نیست که بتواند ببندد بگذارد کنار چند ساعت. نمیتواند. دوست دارد تا شب تا نصف شب از شب تا صبح با آدم های مختلف چت کند . سر کارهای بد نه ، گناه نه، کار های خیر ولی مشغول خودش باشد ولی اگر بگویی مثلا بلند شو مثلاً نماز شب بخوان دو رکعت بخوان یک مناجات بخوان یک ۵۰ رکعت آیه بخوان قرآن بخوان. اصلا دوست نمیتواند تنها باشد با خودش. چرا؟ چون شیطان گذشته آن را سر کار با یک عالم تکالیف شرعی و انقلابی الکی. تو باید این کار را کنی و هی یک سرع برایش تکلیف می تراشد. آن انتخابی که من را از معشوقم جدا میکنه غلط است. غلط است. می گوید این مشکلات را دارم من هم میگویم خب حالا بیا این برنامه را بگیر برو اجرا کن بعد پنج ماه می آید چهار ماه می آید میگوید مشکلاتم حل نشد میگویم اجرا کردی یا نه میگوید نرسیدم. میگویم صبحانه خوردی ناهار خوردی شام خوردی میگوید آره. میگویم تو موقع ناهار صبحانه کار دیگر میکنی؟ مثلاً در ماشین میگوید سی دی ها را در ماشین گوش کردم. نمیدانم کتاب ها را همینطوری می گویم. در ماشین تو مثلا می خواهی ساندویچ بخوری نگه نمی داری ساندویچ بخوری صبحانه بخوری سفره مگر نمی اندازی ناهار شام این ها. برای خوردن غذایی ات ساعتها وقت میگذاری وقت هم داری وقت هم کم نمی آوری. چطور وقتی غذای روحی ات می شود می گویی وقت ندارم. چطور می گویی من نمی توانم کتاب بخوانم. نمی توانم کلاس بیایم. نمی توانم این دوره را گوش کنم. وقت ندارم اصلاً. چرا وقت نداریم؟ چون پر از انتخابهای مباح، مباح، مستحب که غلط است و واجبات غلط است. چیزهایی که خودمان برای خودمان واجب کردیم برای خودمان لازم کردیم. می گوید آقا رهبری فرمودند این کاری شب تا صبح برویم در این کار .قرآن گفته باید برویم. بابا رهبری قرآن هرکسی می گوید می گوید با حفظ چی؟ با حفظ تعادل با حفظ نظم با حفظ اولویتهای زندگی. مثل یک آدم احمقی که اینطور می کرد خانمم را میخواهم طلاق بدهم چون میخواهم به کار امام زمان برسم. تو فکر کن یک چقدر دیوانه است این آدم. چقدر شیطان سرش کلاه گذاشته. من دیگر می خواهم از شوهرم جدا بشوم از زنم جدا بشوم که برسم به کارهای امام زمان و این حرفها مفت . شیطان آدم را چطور می گذارد سرکار .خدا میگوید ما فقط زمانی از شما یک کاری را میپذیریم که تقوا درش باشد. «انما ویتقبل الله من المتقین» وقتی تقوا در کارت نیست حسادت رقابت چشم و هم چشمی است رو کم کنی است مقایسه است مسابقه است پس خدا نیست این وسط. این کار هیچ وقت ممکن است. خیرش به بقیه برسد ولی برای تو هیچ چیز ندارد. تو خدسازی نمی کنی که این وسط. باید خودت را بسازی. مگر نماز واجب نیست چرا. مگر روزه واجب نیست چرا. آن خانمی که همه شب را تا صبح عبادت می کرد و روز ها روزه میگرفت ها؟ پیغمبر گفت گفتند اقا یک ذره زبانش تند است زبانش تند است یعنی خودش را نساخته دیگر رحمان نیست بد اخلاق است لا خیر فیها چی گفت بعدش؟ هزار بار گفتیم در اینجا هی من اهل النار. این خانم جهنمی است. و الا دارد نماز میخواند کاری بدی نکرده گناه نکرده نماز و روزه است حضرت می گوید جهنمی است. وقتی تو به مهربانی نمیرسی وقتی غصه دنیا را میخوری یعنی انتخاباتت غلط است. غلط بوده که داری غصه میخوری. وقتی آرام نیستی وقتی حسودی وقتی مقایسه و مسابقه داری خب معلوم است انتخاباتت غلط بوده که رسیده به این مرحله که الان بعد ۲۰ سال ۳۰ سال ۴۰ سال آدم نشدی. پس ما خیلی باید خدا را بخواهیم التماس بکنیم به خدا خدایا تو به من قدرت انتخاب درست بده. اصلا بعضی جاها ائمه میدانی چه میگویند به خدا. میگویند خدایا این را از ما بگیر خودت برایمان انتخاب کن. خیلی خوب است .انتخاب تو خیلی خوب است. ما دست خودمان باشد عرضه نداریم یک چیز غلط انتخاب میکنیم. چقدر خواستن که خدایا اختیار ما را ذوب کن در اختیار خودت در انتخاب خودت. امام حسن مجتبی میفرماید هرکس به حسن اختیار الهی توکل بکند تکیه بکند که خدا برایش انتخاب کند هیچ وقت پشیمان نمیشود. هیچ وقت آرزو نمیکند که ای کاش چیز دیگری بود. خدایا تو انتخاب کن. کار قشنگی که خیلی ها میکنند تو بعضی از کارها خوب است در بعضی از کار ها هم خوب نیست غلط است. استخاره کردن استخاره یعنی طلب خیر کردن یعنی اول باید ببینی شرعی هست یا نه مشورتت را بکنی با کارشناس فکرهایت را بکنی اگر به نتیجه نرسیدی خب رو یک استخاره هم بکن. استخاره یعنی این که طلب خیر خدایا من از تو میخواهم تو خیر را برایم انتخاب کنی هرچه تو انتخاب کنی من انجامش میدهم ناراحت هم نیستم. نه مثل آن آقا می گوید استخاره کن می گوید بد است می گوید ا بد آمد یعنی چی. یعنی من خودم انتخابش را کردم. فقط میخواستم تاییدیه بگیرم بعد می گوید حاج آقا یک بار دیگر بیار استخاره را انقدر بیاور خوب بیاید یا اینطور می کند خودش به من پیشنهاد میدهد مثلاً می گوید حاج آقا نمیشود مثلاً من یک صدقه بدهم شما یکی دیگر استخاره بیاورید. این کلاه شرعی صدقه بدهیم یک بابا صدقه هم که بدهی مال چند وقت بعد است نه الان آن روز که می خواهی بگیر. لذا در دعاها این را داریم. خدایا تو برایم انتخاب کن . هرچه تو بگویی پایش می ایستم خیلی خوب مثل آن بچه است که مثال زدم چشمش را انداخته بود به شکلاتهای پشت شیشه آجیل فروشی. آجیل فروش گفت خی یک مشت بردار ببر بخور گفت نه گفت مگر شکلات نمیخواهی گفت چرا گفت خب برو بردار بخور دیگر اشکال نداره گفت نه شما بیا به من بده گفت چرا؟ گفت مشت شما بزرگتر است. من با مشت خودم بردارم کوچک است. مگر نمی گویی یک مشت بردارم با مشت خودت یک دانه بده. آدم عاقل و باشعور و حکیم این است که به خدا میگوید خدایا تو با مشت خودت بردار به من بده. هرچه می خواهی بدهی . حق یعنی این یعنی من میلم را ذوب کنم در اراده خدا. وقتی خدا با مشت خودش انتخاب کند بدهد خیلی سود میکند بنده.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.