جلسه 045 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه
شماره جلسه
45
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1403
ماه
12
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 045 - انسان‌شناسی در آیینه‌ی صحیفه

انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه؛ جلسه چهل و پنجم 17/1/1404

سلام علیکم و رحمة الله

اعوذ بالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.

موضوع بحثمان در شرح دعای هشتم پناهندگی، لزوم پناهنده شدن ما به خداوند از شر آفت‌هایی که حیات انسانی و جاودانه ما را به خطر بیندازد؛ مثالی که بار ها از آن استفاده کردیم حرکت جنین در رحم مادر هست به سمت تولد سالم. جنین از زمانی که در رحم مادر قرار می‌گیرد یک شعور یک آگاهی او را تحویل می‌گیرد. این دیگر از دست پدرو مادر خارج است .البته پدر ومادر می‌توانند زمینه تولدها را فراهم کنندو از شش تا تولد، این را پدر و مادر زمینه اش را فراهم می‌کنند: سالم، سالم قوی، صحیح، بیمار، ناقص، معلول. این دست پدر و مادر است که چگونه از قبل از انعقاد نطفه، داده‌های خودشان را به گونه‌ای قرار بدهند که بچه، جنین، نطفه در مسیر یکی از این تولدها قرار بگیرد. این دست پدر و مادر است. یک موقعی سهل انگاری میکنند آن چیزهایی که باید یاد بگیرند یاد نمی‌گیرند و با شرایطی انعقاد نطفه می‌کنند که بچه می‌افتد در مسیر تولدهای آسیب‌زا چهار نوع: تولد ضعیف، بیمار، ناقص، معلول، ولی یک موقعی هست پدرو مادر هوشیارند، زمینه را به گونه‌ای فراهم می‌کنند که بچه به محض اینکه نطفه‌اش تشکیل میشود میفتد در مسیر تولد سالم یا سالم قوی. خب بچه‌ای که در مسیر تولد سالم یا سالم قوی است از همان لحظه اول یک شعور، یک شعور قدرتمند این را تحویل می‌گیرد و رویش کار می‌کند دائماً تا لحظه تولد. پدرو مادر دیگر حالا مراقبت‌هایی را باید به هر حال داشته باشند. خودشان به این شعور و قدرتی که حاکم بر جنین هست کمک می‌کنند تقویت می‌کنند هم پدر و هم مادر؛ ولی اون شعور دارد از پدر مادر محتوا می‌گیرد که این بچه را چه جوری من برایشان آماده کنم. این که در حدیث داریم فرشته‌ها به پیشانی مادر نگاه می‌کنند و بچه را شکل میدهند در آن پنج جهت دیگر «سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت» پیشانی مادر یعنی چی؟ یعنی وجه مادر؛ آنچه که مادر دارد به بچه میدهد جلوه مادر. خب جلوه مادر که در چهره ظاهری اش ظهور نمی‌کند. جلوه مادر در خود رحم است. محتوای رحم یک مادر از نظر این پنج تا صفت را میگوند وجه مادر، چهره حقیقی مادر آن چیزی است که دارد در رحم به بچه تحویل میدهد. پس فرشته‌ها منتظرند ببینند که این مادر چه چیزی دارد تحویل میدهد و تحویل میگیرند و این بچه را با آن می‌سازند. غفلت یعنی چی؟ چون ما موضوع بحثمون غفلت است میگوید خدایا من پناه می‌برم به تو از غفلت غفلت یعنی یک دفعه پدر و مادر در این ۹ ماه حواسشان به بچه نیست یک دفعه شروع می‌کنند یک سلسله داده‌های آلوده غلط بیماری زا آسیب‌زا را دریافت می‌کنند روی هوا و هوس این را میدهند به ملائکه. با آن نیرویی که باید این بچه را بسازد یک دفعه این بچه اصلاً آسیب می‌بیند. مثلاً مین‌شینند در این فضای اینستاگرام فضاهای مجازی مادری که باردار است در اینستاگرام داد یک عالم چیزهای کثیف نگاه می‌کند یک عالم چیزهای آلوده دارد نگاه می‌کند تلویزیون مینشیند سریال‌هایی که دائماً آسیب می‌زند به محتوای رحمش آن را دریافت می کند. همین سریال‌های غم‌انگیز سریال‌های هیجانی به درد نخور منفی که کم هم نیستند. در سینمای ما یا داستان‌های ناجور قصه‌های ناجور تصویرهای ناجور افکار و خیالات و اوهام غلط دارد می دهد به این بچه زبان بسته. این بچه وقتی مسیرش خوب است دارد خوب جلو میرود یک دفعه مسیر بچه عوض میشو.د یک دفعه از یک پدر و مادر مثلاً زیبا سالم باهوش با اخلاق با معنویت، عاقل یک بچه آسیب دیده میاید بیرون. چرا؟ چون پدر ومادر در دوران مدیریت جنینی حواسشان به بچه نبود این بچه آسیب دیده. الان ما خودمان آن جنین هستیم در رحم دنیا. ما باید خودمان از خودمان مراقبت کنیم و فرشته‌ها همین الان دارند با داده‌هایی که ما داریم به وجه ما نگاه می‌کنند. وجه ما یعنی چی؟ یعنی روح ما، دارند به وجه ما نگاه می‌کنند نظام برزخی ما را دارند میسازند. همین الان هم داریم استفاده می‌کنیم از داده‌های خودمان، هر شخصیتی که الان هستیم شادیم غمگینیم آرامیم مضطربیم خشنیم، مهربانیم هرچی که هستیم، بالاخره گذشته‌ای را یک خوراک‌هایی را خوردیم که الان ما را همین کار را کرده با ما دیگ.ر قبلا گفتم انسان همیشه سر سفره گذشته خودش می‌ نشیند. همه ما که الان نشستیم اینجا هرچی هستی گذشته انتخابات و ارتباطات رفتارها و چینش‌های فکری داشتیم که شدیم این. همین که هستیم. الان آینده هم همین است. آینده هم هرچیزی که از الان بخورید همان خواهد شد. آینده را می سازیم. اما کدام آینده؟ آینده دنیاییمان و از آن مهمتر آینده بعد از تولدمان از اینجا بالاخره ما متولد می شویم وفات می‌کنیم از دنیا و متولد میشویم به برزخ. حالا ما اگر حواسمان به این نظام نباشد، غفلت کنیم از فرمول‌ها و قواعد که من باید چه جوری باید در اینجا یک انسانی باشم که شاخصه‌های انسانی داشته باشد؛ به خصوص آن سه تا شاخص اصلی؛ یعنی رحمانیت و رحیمیت، آرامش و شادی. چه جوری خودم را اینجور نگه دارم؟ چون همین ها تولد من به آخرت را هم می‌سازد. تولد من به برزخ و قبر من را دارد شکل میدهد، حیات برزخی من را دارد شکل میدهد. همین الان که ما داریم. بنابراین اگر ما در خودمان این ضعف ها را می‌بینیم، باید همت به خرج بدهیم، از خدا کمک بگیریم و حل کنیم مسئله‌ مان را. اینجاست که دعا به داد انسان می‌رسد. دعا یعنی من از سرچشمه قدرت و مربی خودم رب خودم یعنی الله استمداد می‌کنم که بیا تو مربی منی. کمکم کن که من بد تربیت نشوم. ذکر و دعا و توسل اینها به داد انسان می‌رسد. دعا فقط خواندن نیست. الان ما اینجا داریم امام سجاد می گوید (اللهم انی اعوذ بک) از این این خدایا من به تو پناه می‌برم اما چی؟ درخواست هم باید باشد. تو باید این را بخواهی واقعاً. یعنی به خدا بگویی خدایا من این را از تو می خواهم. برای همین شما وقتی که دعا می‌کنید چه میگویید؟ اللهم انی چی؟ اسئلک. اللهم که می گویی یعنی دعایت می شود اللهم؛ یعنی دعوت؛ یعنی من دارم با تو حرف میزنم؛ خدایا من دارم با تو حرف میزنم؛ تو رب منی؛ اللهم؛ یا الله؛ یا رب؛ الهی؛ این را به آن میگویند دعوت ؛یعنی به من توجه کن. شما در خانه وقتی می‌خواهید از یک نفر درخواست کنید دو تا کار می‌کنید دیگر چیکار می‌کنید؟ دعا بعد درخواست؛ مثلاً میگویی رضا، دخترم، پسرم، همسرها را همدیگر را صدا می‌کنند حالا یا به اسم کوچک یا با القاب عاطفی عزیزم مثلاً مریم خانم یا آقا رضا؟ اول صدایش می کنی بعد می گوید چه می خواهی؟ بعد بعد از این در آن دعا که جلب توجه کردی حالا چیکار می‌کنی؟ درخواستت را می گویی. مثلا یک لیوان آب به من بده، یک چایی می‌خواهم، لطفاً مثلاً برو این خرید را انجام بده. دقت کردی؟ یعنی این ارکان را حواسمان باشد. ما الان داریم میگوییم که اللهم. اللهم یعنی دعا؛ یعنی گفتیم با مربی مان سر و کار داریم. خدایا تو مربی من هستی، من دارم تو را صدا می‌کنم. خب خدا می گوید چیه؟ «اعوذ بک» خدایا تو مربی من هستی من پناه می‌برم به تو. بیا من را پناهنده کن. پناه بده به من. پناه بده به من، از چه چیزی؟ مواردی که تا الان خواندیم در دعای هشتم یعنی داریم فعلا پناه می‌بریم؛ یعنی درخواست هایمان را داریم می گوییم. درخواست ما اینجا چیست؟ خدایا من پناه می‌برم به تو خواسته ام این است که غفلت سراغم نیاید. از خودم غافل نشوم، مسیر غلط نروم. دقیقاً مثل این نشانی است که شما در ماشین می نشینید می‌زنید؛ مثلاً میگوید مثلاً به راست بپیچ شما حواستان نیست، مستقیم میروی یا اگر اشتباه به تو بگوید شما سر از یک جای دیگر در می آورید. این گفت راست برو من حواسم نبود مستقیم رفتم. چپ رفتم. این گفت ۱۰۰ متر دیگر بپیچید من ۸۰ متری پیچیدم. خب سر از جای دیگر در می آورد آدم.

غفلت یعنی این. در غفلت ارکانش چیست؟ بی توجهی، سهل انگاری، فراموشی؛ رکن دارند. مثل آب. آب ارکانش چیست؟ دو تا هیدروژن چه یک اکسیژن کنار هم بیاید میشود آب. ارزشها و ضد ارزش‌ها مثل همین نظام فیزیکی فرمول و قاعده دارند؛ یعنی چند تا چیز کنار هم جمع میشود یک شر درست می‌کند در ذهن ما، در روح ما یک گناه درست می‌کند، یک انحراف درست میکند یا نه یک صفت خوب ایجاد میکند این ها باید کنار هم بیاید چند تا ترکیب میاید و بعد حالا میشود این کسی که حسود است یعنی چند تا عامل غلط میاید توهمی هم هست میاید در ذهنش بعد این حسادت می کند خروجی اش می شود حسادت ،خروجی اش می شود بد اخلاقی، خروجی اش میشود اضطراب، خروجی اش می شود غم یا بالعکس چیزهای خوب آرامش، رحمت، مهربانی امید قدرت شادی اینها همه رکن دارد.

در غفلت هم همینجوری است؛ یعنی یک مشت بی‌توجهی و نداشتن بعضی از چیزها در بعضی از روایات، ما ارکانی را برای غفلت به ما معرفی کردند. فراموشی، بی توجهی، مشغول بازی شدن، سرگرمی های دنیایی، خاله خاله بازی‌های دنیایی. اینها جمع میشود یک دفعه میشود چی میشود یک موجود خطرناکی یک بیماری خطرناکی به نام چی؟ به نام غفلت. بی‌توجهی، فراموشی و بازی، رکنش را گفتم سه تا رکنش را از قول حضرت لقمان علیه السلام که خداوند قولش را در قرآن برای ما حجت می‌داند؛ مثل قول خودش مثل قول انبیاء، این سه تا که جمع میشود آدم غافل میشود؛ یعنی اصلا یادش میرود آدم است. فکر می‌کند خانم و آقاست شروع می کند به درخواست‌ها و نیازهای بخش زنانه بخش مردانه. فکر می‌کند مثلاً همه زندگی همین است که من الان همه مسائلم همین مسئله زنانه است یا یک مسئله مردانه است یا مثلاً یک بحث علمی مثلاً یا یک بحث جسمی است یا یک بحث اقتصادی است. این فکر می‌کند همه چیز همین است. اصلا حواسش از خودش به عنوان یک انسان بالاتر از فرشته‌هاست غافل میشود. اصلا خودش یادش میرود. این صبح تا شب شب تا صبح دارد یا به مسائل مالی فکر میکند یا به مسائل بدنی فکر میکند یا به مسائل حیوانی فکر می کند، مسائل اجتماعی سیاسی یا مثلاً فرمولی را کشف بکند قاعده‌ای را در بیاورد. همین علم بازی کردن. اصلا یادش میرود که بابا من یک آدم هستم، آمدم در این دنیا با یک ماموریت در رحم دنیا هستم به زودی هم وفات پیدا می‌کنم. هر لحظه ممکن است بروم اگر بروم آنجا چیز هایی که لازم است پول نیست خوشگلی بدن و هیکل و نمی‌دانم جنبه‌های زنانه و مردانه و اینکه شوهر حتماً داشته باشم، زن داشته باشم بچه داشته باشم نمی‌دانم موقعیت اجتماعی همین هایی که آدم ها خودشان را برای این ها می‌کشند، حتما در اجتماع سری در سرها داشته باشند اینها نیست نیاز تو. نیاز تو موقع رفتن موقع رفتن نیاز تو به عنوان یک انسان این است که تو چقدر به حق نزدیکی و شبیهی، چقدر توانستی حیات و حقیقت دریافت بکنی به عنوان یک انسان بی‌نهایت طلب، چقدر از بینهایت مال تو شده، تو چقدر با شخص بی‌نهایت که الله است شبیه شدی نزدیک شدی، چقدر به هم می‌خورید. این نیاز تو است.

غفلت یعنی اینکه من اصلاً یادم میرود چه کسی هستم؛ یعنی من فکر می کنم شب تا صبح صبح تا شب همه اش من غصه‌های بچگانه دارم زنانه دارم، دغدغه‌هایم همه مثلاً مبل خانه مان است، توالت خانه است، کاشی خانه است، فرش، خانه، است، یخچال است، چه چیزی بخوریم چه چیزی بپوشیم، نمیدانم امشب شام چیکار بکنیم، فردا چیکار کنیم؛ مثلا دائماً شب تا صبح، صبح تا شب ذهنها همینجوری است. اصلا دیگر یادش میرود که من به عنوان یک انسان یک رسالتی دارم و من باید به عنوان یک انسان این بخش‌های چهارگانه‌ ام را به استخدام در بیاورم برای بخش انسانی. اینها باید به من کمک بکنند که من انسان بشوم شبیه خدا بشوم. نه اینکه خودشان برای من مسئله بشوند؛ یعنی خودشان بشوند یک موضوع و هدف، خب خطرناک است. حالا بیخیال این میشوم حالا ولش کن. آخرت و قبر و شب اول قبر و وفات و من باید تو دنیا مثلاً بشوم مهندس دکتر قاضی نمی‌دانم هنرمند بشوم نمیدانم از این حرف ها. اصلا دیگر یادش میرود. به هر قیمتی هم میخواهد به این اهداف برسد. غفلت اینجا می آید سراغ آدم که انسان دچار خودفراموشی می شود؛ یعنی خود اصلی اش کاملا یادش میرود. خب من یک آدم هستم. این عالم به خاطر من آفریده شده. من که برای اینها آفریده نشدم که. این جنسیت این پول این مقام موقعیت اجتماعی این علم به خاطر این داده شده به من که من به بی‌نهایت برسم. من به حیات جاودانه برسم. من شبیه امام زمانم بشوم. من به درد امام زمانم بخورم. من بتوانم رضایت ایشان را جلب کنم. برای این آمده ام به این دنیا. نه این که دکتر مهندس بشوم پولدار بشوم بروم نمی‌دانم اختراع اکتشاف کنم بروم اینها ابزار است. خب برخی این عرضه را دارند که این بخش اصلی میشود سلطان پادشاه، میاید این چهار تا را به کار می‌گیرد که فقط روز به روز شبیه خدا بشود. علامتش هم گفتم یعنی چی. از کجا بفهمیم داریم درست زندگی می‌کنیم غافل نیستی؟ در جنین در رحم مادر چه طوری میفهمند این بچه دارد رشد طبیعی می کند؟ به مادر میگویند خیالت راحت باشد می گویند خب دائما سونوگرافی می کند می گوید آقا مثلا دور سرش خوب است، اندازه‌اش خوب است، قلبش خوب است خوب کار میکند برو خیالتان راحت باشد برو یک ماه دیگر بیا. مسیر خوب است. هی سونوگرافی می کند. ما هم هر روز باید این سونوگرافی را انجام بدهیم. علامتش چه بود؟ اینکه من باید روز به روز مهربان‌تر آرامتر شادتر و شبیه‌تر به مربی ام بشوم؛ یعنی الله. الله مربی من است دیگر. من باید به این شبیه بشوم. خب پس غفلت یعنی اینکه من این را فراموش کنم.

یک روایت بخوانم از امیرالمومنین علیه السلام صلوات محضر مقدسشان بفرمایید اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم می‌فرماید که «كَفى بِالمَرءِ غَفلَةً أن يَصرِفَ هِمَّتَهُ فيما لا يَعنِيهِ» می خواهد نشان بدهد آینه است. گفتیم چون حضرت گفتیم امام چی یعنی چی؟ در قرآن؟ امام یعنی آن کسی که ریاضیات همه اشیا دردستش است. حدودهای ریاضی همه چیز را امام مشخص میکند. «وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ» محاسبات ریاضی بخش جمادی گیاهی حیوانی عقلی و فوق عقلی را چه کسی باید اندازه‌ هایش را به ما بدهد؟ شکل ریاضی عدد و ارقامهایش را؟ خود قرآن دارد میگوید میگوید من همه همه چیز را سپردم دست امام امام به تو میگوید که حدود ریاضی چیست؟ حالا الان حدود غفلت چیست؟ فکر کنید الان آقا امام زمان علیه السلام اینجاست. امیرالمومنین اینجاست. به او میگوید آقا من آدم حسابی هستم یا نه؟ من دارم درست مسیر را میروم یا نه؟ حضرت چه چیزی میگوید به تو؟ همان حرفی که بارها در قرآن هم آمده. می گوید به مهندسی آرزوهایت و معشوق هایت فکر کن. ببین تو الان آرزوهایت و معشوق هایت چیست؟ انسان تا مهندسی آرزوهایش را تنظیم نکرده مهندسی معشوق هایش را دچار سردرگمی است. عالم دهر هم که باشد، علامه دهر هم باشد دچار سردرگمی است. الان چه می شود؟ فردا چه می شود؟ ده سال بعد چه می شود؟ همیشه ابهام دارد در زندگی اش ببین چه می گوید علی علیه السلام میگوید اگر میخواهی بدانی غافل هستی یا نه یعنی در جنین در رحم مادر داری آسیب می بینی ، تولدت خطرناک میشود ، خدای نکرده ضعیف، بیمار به دنیا می آیی از دنیا میروی . آنجا دردسر داری .می گوید ببین همتت صرف چه کاری می شود؟ دغدغه‌های زندگی ات چیست؟ چه چیزهایی برایت مهم است. همت، همّ است دیگر، همّ یعنی چیزی که در اوج افکارت و آرزوهایت است اوج آرزوهایت. وقتت را صرف چه کاری می‌خواهی بکنی؟ عمرت را برای چه چیزی میخواهی مصرف کنی؟ «ان یصرف« اینکه انسان مصرف کند «همته» همت یعنی آنی که شب در رختخواب میاید سراغت شب سرت را گذاشتی ری بالشت ببین چی میاید در ذهنت اولین چیزهایی که میاید در ذهن آدم قیمت آدم همت‌های آدم آرزوهای آدم اهداف آدم هستند. موقعی که تنها میشوی. نه، همین امشب که رفتید خانه یک کاغذ بردار همین الان یک کاغذ بردار بگو که با خودم دیگر که نمی‌توانم سر خودم را کلاه بگذارم که ، با خودم که نمی خواهم دورویی کنم با بقیه ممکن است اما سر خودم را که نمی توانم کلاه بگذارم، روی کاغذ بردار آرزوهایت را بنویس قیمتت هم همان است. از اولویت یعنی از ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ اینها را بنویس و این نشان می دهد که تو غافلی یا نه! می فرماید برای غافل بودن یک آدم همین بس که وقتش را و عمرش را صرف چیزهایی می کند که «ان یصرف همته فی مالا یعنی» کارهای غیر مهم بی‌نتیجه کارهایی که تاثیری در سعادت او ندارد. ابزار است. ابزار مهمند لازمند باید باشند که انسان وقت بگذارد برای ابزار خوب است؛ مثلاً پول داشته باشد سلامتی داشته باشد مثلاً ازدواج موفق داشته باشد خانه داشته باشد اینها خوب است؛ ولی حواست باشد اینها ابزار هستند. تو در کنار این جهادی که داری می‌کنی و مبارزه‌ای که داری می کنی، عبادت‌هایی که برای رسیدن به این چهار مرحله داری انجام میدهی، باید سلامت این فرمانروا باشد؛ یعنی بخش پنجم او مدیریت اقتصادی و مالی تو را به عهده بگیرد. او به تو بگوید چی بخور چی نخور چی بپوش چی نپوش. او به تو بگوید روابطت را با نامحرم چه طور تنظیم کن. او به تو بگوید که روابط با همسرت و بچه‌ها را چطور تنظیم کن. با اجتماع چه جوری تنظیم کن. والا تو خودت برای خودت داری اطلاعات غلط و مدیریت غلط می‌گیری، یعنی با ربت هماهنگ نیستی. داری بایدها و نبایدهای زندگی ات را از طریق یک مجموعه اطلاعات جاهلانه مدیریت می‌کنی نه یک مجموعه اطلاعات تخصصی که رب توست و آن هفت دسته اطلاعات تخصصی را دارد. غافل یعنی این. من اصلا یادم می رود چه کسی هستم و بدم می آید. چون این غفلت را دارم بعدا که می آیم این نماز را بخوانم می بینم سر نمازم نیستم دیگر. شب هم نیستم سحر هم نیستم تنها هم نیستم نیستم اصلا و گم هستم. گم هستم. اصلا تکلیف خودم را نمی دانم بعد از چهل سال پنجاه سال می گویم که خب حالا چی شدم چه جوری شده داستان چیست؟ من کجای کارم اگر الان وفات کنم چه میشود؟ میاید دیگر. این همه جوان ها کمتر از ما بچه‌هایمان رفتند داداش هایمان رفتند خواهرانمان رفتند بعضی ها همسرانشان رفتند. رفتند رفتند در برزخ ما هم میرویم. مهم این است که موقعی که داری میروی سالم متولد میشوی یا سالم قوی! این دوتا تولد به درد می‌خورد. آن چهار تولد همه اش افتضاح است ضعیف بدتر از آن بیمار، بدتر از آن معلول یا ناقص. اینها خیلی خطرناک است. در رحم دنیا انسان اینطور متولد شده است به نظام جاودانگی به نظام ابدی اینجوری متولد می شود. غفلت یعنی اینکه من اصلاً یادم میرود آدم هستم جاودانم روح خدا هستم خلیفه می‌خواهم بشوم. قرار است من مربی دارم، رب دارم باشگاه دارم ثبت نام کردم یا نه؟ طرف یک موقع می شود شصت سالش می گوید من هنوز در این ۶۰ سال ثبت نام نکردم در این باشگاه؛ یعنی مربی ندارم. بعد ۶۰ سال میگوید خب این ۶۰ سال یک کسی بالای سرت بوده یا نه؟ به کسی مراجعه می‌کردی باشگاهی داشتی مربی داشتی باید نباید در زندگی ات بوده؟ نه من همینطور در اینترنت در تلویزیون بابا خدا بیامرزم ننه خدابیامرزم ما لرا اینجوری ما ترک ها اینطوری ما نمی‌دانم شیرازی ها اینجوری یک مشت آداب و فرهنگی که هیچ کدام در آن هشت تخصص نیست اصلا ربطی به من ندارد اصلا؛ یعنی گیاه خودرو. گیاه خودرو بالاخره در خودرو بودنش برنامه دارد. منتها این آدم اصلا هیچ برنامه‌ای ندارد. چون وقتی شما باشگاه ثبت نام میکنید برنامه دارید؛ یعنی مثلاً امروز باید این کار را انجام بدهم فردا این کار را انجام بدهم. سه ماه بعد من الان این میشوم. شش ماه بعد میشوم این مثلاً زبان دارم میخوانم. مشخص میشود دیگر. دارم مثلا ریاضی می‌خوانم دارم یک کار خیاطی می‌خواهم یاد بگیرم گلدوزی می‌خواهم یاد بگیرم. بالاخره وقتی مربی داری برنامه داری و معلوم است که از روز اول که رفتی گلسازی الان بعد سه ماه گل میتوانی بسازی. بالاخره رانندگی می‌خواستی یاد بگیری. خب بالاخره معلوم میشود دیگر من رفتم الان مثلاً سه ماه بعد این شدم. یک کمالی میاید در نفس انسان. الان من به عنوان انسان چه کمالی باید بیاد در روحم؟ یعنی باید من می خواهم چه بشوم؟ میگوید خب شاخص‌هاش این است باید روز به روز رحمان بشوی رحیم بشوی کریم بشوی جواد بشوی عفو بشوی غفور بشوی. اینها اسم های تو هم هست دیگر. آرامش بیشتری داشته باشی و شادتر بشوی. اگر نشدی. پس بدان در باشگاه ثبت نام نکردی. اصلا نیستی در باشگاه، اصلا در باشگاه نیستی. برای همین ما این همه طلاق‌های شرم آور داریم دیگر در کشور خودمان. پیغمبرت میگوید یک زن و شوهر وقتی شروع می‌کنند روز به روز باید عشقشان به هم بیشتر بشود. اگر نشده برای چیست؟ چون مربی بالای سرت نبوده بعد ۲۰ سال رسیدیم به اینکه باید از هم جدا بشویم. این شرم آور است دیگر. حالا یا مقصر مرد است یا مقصر زن است یا هر دو، مگر میشود؟ اگر تو مربی بالای سرت هست باید روز به روز روابط خانوادگی شما عاشقانه‌تر مهربانانه‌تر توجهتون به هم بیشتر باید بشود. پس چرا نشده؟ چرا انقدر در خانواده شما خشونت است؟ چرا شما اصلا حرف زدن با هم بلد نیستید؟ کنار هم بودن بلد نیستید؟ چرا با مادرت نمی‌توانی بسازی؟ با پدرت نمی‌توانی بسازی؟ با بچه‌ات نمی‌توانی بسازی؟ با عروس و دامادت نمی‌توانی بسازی؟ چرا هنوز با خانواده همسرت مشکل داری؟ چون مربی بالای سرت نبوده دیگر. اگر مربی بالای سرت باشد تو اینها کلاس‌هایی هست که باید طی می‌کردی چون طی نشده. بعد شصت سال تازه یادش میاید یک موقع میایند پیش من من هم تاسف می‌خورم هم خنده ام می‌گیرد. نمی دانم گریه کنم بخندم بعد ۶۰ ساله آمده تازه راجع به مسائل شب اول عروسیشان دارد حرف می‌زند نمی‌دانم او آن سال اینطوری کرد نمی‌دانم مامانش اینطوری کرد باباش اینجوری کرد. عرض کنم خدمتتان که تو اصلا در باشگاه ثبت نام نکردی. غفلت یعنی این. آدمی که غافل نیست دارای برنامه زندگی است یعنی از صبح که از خواب بلند میشود تا به رختخواب میرود حتی برای رختخواب رفتنش هم برنامه دارد. آدمی که غافل نیست می گوید من باید یک جوری برنامه بریزم که الان که می‌خواهم بروم بخوابم درخواب ادامه مسیر را بروم یک مقدارش را در بیداری میروم الان میروم می‌خوابم خودم را می‌سپارم به مربی ام. میگویم خدایا من دارم می آیم حواست به من باشد چون اللهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا موقع خواب خدا تحویلت می‌گیرد. می گوید به خدا دارم میایم در آغوشت الان می‌خواهم بخوابم میایم در بغلت. حالا من را تحویل بگیر. این بالاخره صبح که از خواب بلند میشود یک مسیری هم طی کرده آنجا. دیدید بعضیها بلند میشوند میگویند چه خواب قشنگی دیدم چه مسیر خوبی رفتم چه حس های زیبایی داشتم ادامه دارد. این چون برنامه‌ریزی می‌کند یک مقدار برنامه‌اش برای بیداری اش است یک موقع برنامه اش برای رختخوابش است برای همین می گویند هر وقت رفتی در رخت خواب وضو بگیر حتما تسبیحات حضرت زهرا(س) را بگو قبل از خواب صدقه بده استغفار کن. برای اینکه تو داری میروی در رختخواب داری میروی در مسیری که آنجا اگر حواست نباشد خوابهای کثیف و زشت و ترسناک و توهمی هزار تا بلا در خواب سرت میاید. خواب شوخی نیست. خواب یک عالم حقیقی است. خواب یعنی اینکه می خواهم بدن جمادی ام و بدن این بدنم را رها کنم جسمی ام را و با یک بدن دیگر مسیر را ادامه بدهم. فقط بدن هایمان عوض میشود در خواب. یعنی با آن بدن هم که شما میروی میفهمی آنجا می‌بینی می‌خوری می‌شنوی همه آنجا بدن داری به آن میگویند بدن برزخی یا بدن مثالی. همان بدنی است که از وفات با ما هست دیگر. آن بدن هر شب با این بدن ما هستیم . الان شب ها که ما با بدن طبیعی‌مان نمیرویم اینور آنور که با کدام بدن میرویم؟ بدن برزخی مان آن هم بدنت است. بعد می گوید من خودم را دیدم دیدم چقدر پشمالو هستم دیدم پنجه‌هایم مثل گرگ است دیدم خودم را نابود کردم تو آینه دیدم شبیه میمون ها هستم شبیه روباه ها هستم شبیه خب خرابش کردی آن بدن را. چون تصمیم های روزت آن بدن را می‌سازد. دقت کنید عمل‌های روز ما آن بدن را شکل میدهد. تو هر عملی داری انجام میدهی داری بدنت را برای برزخ و نحوه تولدت آماده می‌کنی. علم عشق معرفت روح می‌سازد برای آن بدن، عمل بدن میسازد برای شما. عمل‌های خوب اگر داشته باشی بدنت شبیه آدم میشود شبیه امام زمانت میشوی عمل هایت اگر خوب باشد. اگر معرفتت دانشت عبادت ورودی‌های روحی ات خوب باشد روحت هم این شباهت را پیدا می‌کند. خب شوخی نیست خوابیدن. میگوید خواب خواب مسیر است. حقیقت است. مثلا من خسته ام دراز می کشم می افتم تو الان می خواهی بروی بخواب چشم هایت را ببند. شروع کن معشوقت را صدا کن ربت را صدا کن چند تا صلوات بفرست تسبیحات حضرت زهرا را بگو با خانواده آسمانت یک مقدار حرف بزن قبل از این که خوابت ببرد. این مزخرفات چیست موقع خواب هی میاید در ذهن تو؟ از الان وقتی سرت را میگذاری روی بالشت، داری مسیری را انتخاب می‌کنی که ادامه اش در خواب غلط می شود. یک مسیر خوب انتخاب کن ها چون مسیرت را می‌خواهی بروی. نسپاری خودت را به مارها و عقرب ها و گرگ‌ها و اینها که بدرند تو را. نسپر. می خواهم بخوابم می‌خواهم بدنم را فقط عوض کنم. با آن می‌خواهم بروم دوباره یک زندگی است آنجا. آدمی که غافل نیست برای خوابیدنش برای بیدار شدنش برای خوردنش دیدنی‌هایش شنیدنی‌هایش افکارش خیالاتش برنامه دارد. چون غافل نیست. چون هرچه جذب کنی با خودت می‌بری در برزخ. اینطور نیست که هرچه نگاه کنی در گوشی لعنتی در این نمی‌دانم هر فضای هرکی بخواهد هرچه را به تو نشان بدهد و تو هم قبول کنی. او شبیه خودت میشود .تو هرچی نگاه می‌کنی میشوی آن. بعد باید این را با خودت ببری حالا نه اشتباه رفتی باید چه جوری استفراغش بکنیم؟ باید یاد بگیری که چه جوری استفراغ بکنی چه جوری توبه کنی. همین داستان است دیگر. اینجا اسم اینجا به داد شما میرسد. می گوید خب من این مسیر را غلط رفتم ۱۰ سال ۲۰ سال حالا چه اسمی میاید اینجا کمکم میکند؟ آنجا تو نمی توانی بگویی یا جواد و یا کریم و اینها باید بگویی چه؟ باید بگویی یا عفو یا غفور. اسم خاص را صدا بکنی. وقتی مریضی نمیروی مثلاً پیش مهندس برق بگویی خب آقای مهندس برق من مریض هستم. تو باید کس دیگری را صدا بزنی. چی؟ طبیب را صدا کنی. برو پیش پزشک. طبیب یا طبیب یا شافی اسم کاربردش همین است دیگر؛ یعنی اللهم این صدا این دعا خب خدا میگوید چیه؟ حالا می خواهی اسم صدا کنی دیگر. خاصیت اسم این است. اینها را دارم یادتان می دهم بدانید اللهم که گفتیم حالا باید کدام یک از این اسم ها را صدا بزنیم؟ اینجاست که ربت مربی معصوم به داد ما می‌رسد. می گوید وقتی می‌خواهی صدا بکنی مثلاً این اسم را صدا کن. غفلت یعنی اینکه شخص حواسش نیست اصلا برای چه چیزی آمده به این دنیا، هدف خلقتش چیست؟ با همین کمالات زنانگی مشغول است تا آخر عمر. این الان ۸۰ سالش هم شده هنوز خاله خاله بازی های زندگی را دارد عروسی کیه ختنه سورون کیه، نمی‌دانم چه کسی عقد کرده چه کسی عروسی کرده سیزده بدر کجا بریم، نمی‌دانم بچه چه جوری میشود؟ نوه چه جوری میشود؟ خب حالا چیکار کنیم برق شهری رفته درسته؟ نور نداریم اصلاً فایده ندارد صدا نداریم.

هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات ختم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم