انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه؛ جلسه 43 ۳۰/10/1403
سلام علیکم و رحمة الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وجود مقدس آقا امام زمان و حضرت فاطمه معصوم علیهم السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
در شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه علیه السلام که پناهندگی حضرت به خداوند از آفات و خطرات و رذائلی هست که دنیا و آخرت انسان را نابود میکند. با دو فقره روبه رو هستیم: یکی مُتَابَعَةِ الْهَوَی وَ مُخَالَفَهِ الْهُدَی. تا الان در مورد بخش اول صحبت میکردیم که بخش دوم هم با او مرتبط است؛ یعنی مخالفت با هدایت. تبعیت از هوی، خودش عامل مخالفت با هدایت است و این دوتا در مقابل هم قرار میگیرند. در یک جاهایی هوی و هدی. هدی به معنای هدایت. هوی همان انگیزشهای نفسانی و بخشهای پایینی انسان است. امیال افسارگسیخته ی بیرویه. در هوی ما هرج و مرج داریم. هوی حساب و کتاب ندارد. قانون ندارد و حلال و حرام ندارد. اگر به او این ابعاد غلبه کند، همه را کنار می گذارد. وقتی که بیاید سراغ انسان هوی، انسان عقل و فطرت و شرافت و انسانیت و خدا و آخرت و خانواده آسمانی و خانواده زمینی اش هم حتی نابود میکند. وقتی سراغ انسان می آید، انسان فقط امیال و شهوات خودش را میبیند و دیگران را قربانی این امیال میکند. دیگر چیزی برایش مقدس نیست. چیزی به او برایش بنویسند حلال است حرام است بترس از خدا نمیدانم آخرت چنین میشوی چنان میشوی این طغیان غریزه و هوی این کارها را انجام میدهد برای انسان و به طور طبیعی این هست که وقتی که این سراغ انسان میاید هوی متنفر از هدایت میشود؛ یعنی دوست ندارد هدایت بشود. آدمهایی که خیرخواه هستند را بدش میاید از آن. کمااینکه قرآن در مورد بعضی از اقوام که همین متابعت هوی داشتند و مخالفت با هدایت فرمود: «لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ» شماها خیرخواهان را دوست ندارید. آدمهایی که در زندگی شما خیر شما را میخواهند شما آنها را علاقه بهشان ندارید. خیلی ها هستند که اگر در خانواده یا فامیل کسی باشد که واقعا درست دوستشان داشته باشد و خیرشان را بخواهد، خیرخواهی هم بکند این ها از او فرار میکنند و چه بسا از او متنفر میشوند. میگوید من میخواهم با این روبرو بشوم این میخواهد یک چیزی بگوید ضد حال است میزند روی مخ من است روی اعصاب من است میخواهد من را محدود کند میخواهد جلوی من را بگیرد. این من منظور کدام من است؟ همان من طغیان یافته حیوانی هست که دیگر نه از پدر مادر حرف میشنود نه از همسر حرف میشنود، نه از معلم حرف میشنود نه از خدا نه از امام نه از هیچکس و این چیزی است که خیلی خطرناک است که امام میفرماید: من پناه میبرم به تو خدایا که از هدایت مخالفت کنم با هدایت. هدایت الهی چند جور هست: یکی هدایت تشریعی یکی هدایت تکوینی. در هدایت تشریعی خداوند خودش و معصومین علیهم السلام با توجه به ساختارهای ریاضی خلقت و ساختارهای ریاضی انسان برای ما یک سلسله قواعد و قوانین را تنظیم میکنند. چون خدا رب است و امام و معصوم هم مظهر رب هستند؛ یعنی رب در تمام به شکل کامل در این چهارده معصوم که همه خطوط و قوانین و عددها را دارند جلوه میکند. لذا به این ها میگویند مظهر خدا، خلیفه الله یعنی کسی که خدا را نشان میدهد به ما. از این طریق به ما هدایت میرسانند. در هدایت تشریعی هفت نوع تخصص دیده شده که چند بار این تخصصها را به شما گفتم. یک تخصص مربوط به این هست که ما اصلاً جنسمان چیست؟ ذاتمان چیست؟ کجا بوده ایم اول؟ از چه چیزی آفریده شدیم؟ حقیقت ما چیست؟ که بارها گفتیم ما یک حقیقت فوق حیوانی و فوق فرشتهای داریم که در اصطلاح تخصصی به آن گفتیم فوق عقل یا فوق تجرد که همان روح خداست. خدا میگوید من شما را از روح خودم آفریده ام جنس شما این است. حقیقت شما این است. شما نه زن هستید نه مرد و نه فرشتهاید. انسان هستید که باید این بخش که خودت هستی را حرمت بگذاری. مواظب تمناها و آرزوها و آرمانهای زنانه، مردانه یا آرمانهای حتی علمی ات، مزاحم بخش انسانی ات نشود. مزاحم حقیقت تو که باید با خانواده آسمانی ات ارتباط داشته باشی. با اله خودت و رب خودت ارتباط داشته باشی نه ؟. خب خدا رب است عالم باشگاه است در این باشگاه باید شما یک سلسله قواعد و اصول را رعایت کنید تا به هدف خلقتتان که همان شبیه شدن به مربی هست برسید.
بارها گفتیم هدف از تشکیل باشگاه این است که یک مربی میخواهد مربیهای خودش را شبیه خودش بکند. خدا هم با دمیدن روح خودش در ما این ظرفیت را ایجاد کرده که ما در باشگاه خدا یعنی دنیا زیر نظر رب یعنی خود الله و مظاهر رب یعنی اهل بیت علیهم السلام خصوصیات الله، اسماء الهی، اخلاق الهی را جذب بکنیم و روز به روز به معشوقمان و اله مان و ربمان نزدیک بشویم. شبیهتر بشویم. میزان رشد در باشگاه چیست؟ میزان رشد در باشگاه مقدار عملکرد نیست؛ بلکه نتیجه عملکرد است؛ یعنی اینکه شما باید بتوانید شبیه مربی بشوی. هر چقدر سطح اطاعت، دقت، در یادگیری دستورات مربی بیشتر میشود و انسان هدایتهای مربی را تبعیت میکند، مخالفتهایش را کم میکند، لجبازی هایش را کم میکند، خیره سریهایش را کم میکند و حرف گوش میکند، این خب قطعاً زودتر به مربی شبیه میشود و هدف خلقتش که مقام خلیفة اللهی و مظهریت اسماء الهی است، تخلق به اخلاق الهی است نزدیکتر میشود.
خب این ها هفت تا تخصص میخواهد اول اینکه من کی هستم؟ که گفتیم ما این هستیم یعنی روح خدا هستیم که از خلیفه الله خلیفه خدا در ما دمیده شده. اگر این روح از خلیفه خدا در ما دمیده نشود، ما ظرفیت خلیفه اللهی نداریم. خوب دقت کنید. جنس ما باید با خلیفه الله یکی باشد که ما بتوانیم به او نزدیک بشویم. لذا ما همه آفریده از روح و نور محمد و آل محمد هستیم و گفتیم که این روح و این نور در همه انسانها هست. در همه انسانهای روی زمین این هست.
دو) اینکه ما در کجا هستیم؟ پس یکی اینکه ما از کجا آمدیم؟ این همان سه دانشی است که علی علیه السلام فرمودند: «رحم الله امرء علم من این و فی این و الی این». رحمت، رحمت را معنا کردیم. رحمت الهی شامل حال کسی است که این را بفهمد که از کجا آمده که میشود یک تخصص؛ دو در کجا هست که دنیاست. در کجا که هست گفتیم نفس، روح، روح خدا وقتی که میاید پایین به نطفه تعلق میگیرد نفس ساخته میشود. چون این شخص ظرفیتهای شخصی دارد از پدر و مادر ،جمع جبری ۵ تا ژن را دارد: سلامت و زیبایی هوش، عقل، اخلاق و معنویت. حالا این الان آن روح میاید روح خدا تعلق میگیرد به این نطفه و میشود نفس و ما را میسازد یعنی نفس یعنی شخص، یک شخص اینجا به وجود میاید. هر کدام از ما یک شخص هستیم که یک وجه اشتراک داریم که آن روح خداست. این شخص وقتی میاید نفس ساخته میشود، تخصصی که لازم هست برای هدایتش خود نفس است. دو) بدن است؛ سه) رابطه نفس با بدن هست. چهار) شناخت عالم طبیعت هست که در نفس و بدن تاثیر دارد. پنج) شناخت رابطه نفس و بدن با کل طبیعت یعنی همه اشیایی که جمادات، گیاهان، حیوانات به هر چیز دیگر که در این عالم هست. این پنج تخصص شد. یک تخصص هم که از کجا آمده میشود چند تا؟ شش تا و اینکه کجا میخواهد انسان برود؟ انسان کجا قرار است برود؟ ما بلافاصله بعد از وفات قرار است کجا منتقل بشویم؟ چون اگر این را ندانیم هیچ وقت خودمان را آماده نمیتوانیم بکنیم برای این کار و غفلت میاید سراغمان اصلاً به فکر وفات، برزخ، قیامت و بعد از قیامت نیستیم. بنابراین به شدت آسیب میبیند انسان. مثل جنینی که در رحم مادر به سمت دنیا حرکت نمیکند. بزرگ میشود اما اندام زایی متناسب با دنیا را ندارد. بنابراین تولدش تولد دردناکی است. میرود در عالمی که یک سلسله اقتضائات دارد اما اما این هیچ نوع آمادگی برای حیات در آن عالم ندارد برزخ، قیامت اینها مثل اینجا قَدَر دارد اندازههای حقیقی دارد آب آن نان آن غذایش خانه اش ازدواجش مسافرتش دانشگاهش حوزه اش دریایش آب، هوایش آنجا مثل اینجاست یک جایی است فقط بینهایت بزرگتر و زیباتر و کاملتر و پیشرفتهتر و بنابراین تو باید با یک آمادگی برای زندگی در جایی که بینهایت از اینجا زیباتر و کاملتر هست بروی و این آمادگی را باید در نفست ایجاد بکنی که به محض اینکه منتقل شدی وارد آنجا شدی آماده باشی که حیاتت را در آن فضا ادامه بدهی. مثل یک جنینی که در رحم مادر نه ماه است ولی در تمام نه ماه دارد تلاش میکند خودش را برای اینجا آماده کند. به محض اینکه وارد دنیا میشود برای همه چیز دنیا ابزار آورده است. برای نورش چشم آورده و برای طول موج چشم آورده برای فرکانس، گوش آورده برای هوایش دستگاه تنفس آورده برای اشیاء قوه لامسه آورده برای بوهایش بینی سالم آورده برای مزههایش و خوراکیهای آن ذائقه آورده و بالاخره برای همه اجزای این عالم این دستگاه آورده یک عالم دستگاه آورده که برای همه جای این عالم بتواند از آن استفاده کند. این هفت تخصص انحصاراً در اختیار خداوند تبارک و تعالی و چهارده معصوم است. در اختیارهیچکس نیست. بنابراین اگر کسی این را بفهمد دیگر دست از حماقت، لجبازی برمیدارد. میداند هرچه خدا میگوید یا اهل بیت، عین هدایت است، عین عشق است عین محبت است عین عاطفه است عین لطف است که دارد به ما میگوید که تو را آماده کنم برای جایی بینهایت زیباتر و کاملتر و بزرگتر و یک حیات جاودان مقرون به سعادت. بنابراین دیگر انسان لجبازی نمیکند. خیلی از افراد که این خودشناسی را ندارند مثلاً تحت تاثیر روابط و عواطف خانوادگی از پدر ومادر مؤمنشان یک چیزی میشنوند یا از یک استادی یک چیزی می شنوند ولی بعد با آن استاد مشکل پیدا میکنند یا با پدر ومادر مشکل پیدا میکنند یا پدر مادر بلد نیستند این مطالب را برای اینها درست جا بیندازندو این ها دیگه لج میکنند. با پدر مادر شان می گویند من دین تورا دوست ندارم من نمیدانم این روش را دوست ندارم در حالی که دین ما یک دین تخصصی است هفت تا تخصص در آن است اصلا تابع افراد نیست اگر آدمی ولو آن متدین باشد برای مرجع تقلید باشد برای آیت الله باشد ولو استاد باشد پدر مادر باشد معلم باشد بدمان آمد، آن دین را بگذاریم کنار. بگوییم خوشمان نمی آید آنهایی که دینشان با آدم ها می گذارند کنار این به خاطر این هست که با آدم ها آمدند در دین نه با برهان و عقل و معرفت و فهم. لذا حضرت میفرماید کسی که به خاطر آدم های دیگر متدین میشود به خاطر همان آدم ها آدم های دیگر هم از دین خارج میشوند. «مَنْ دَخَلَ فِي هَذَا الدِّينِ بِالرِّجَالِ أَخْرَجَهُ مِنْهُ الرِّجَالُ» هر کس بخاطر یک آدم هایی بیاید در دین به خاطر آدم هایی بیاید در دین به خاطر آدم ها همان آدم رد میکند میگوید من رفتم مثلاً با این دختر بی حجاب آشنا شدم دوست شدم این حاضر شده به خاطر اینکه با من ازدواج بکند مسلمان بشود به خاطر ازدواج با من حاضر است مثلاً چادر سرش بکند نماز بخواند آن کسی که به خاطر شما بخواهد مسلمان شود چادر سرش بکند نماز بخواند این اگر با شما در زندگی به مشکل بر بخورد میرود آن طرف تلافی اش را در میاورد روی لج و لجبازیها همه چیز را کنار میگذارد. چون به خاطر شما آمده این برهان و استدلال ندارد برای هدایت و روشش اما اگر کسی فهمید کیست خودشناسی کرد فهمید که روح خداست فهمید زن نیست مرد نیست فرشته نیست انسان است و کمالش در تبعیت از مربی مخصوص خودش مربی شایسته خودش یعنی الله و اهل بیت است آن دیگر زمین و زمان کافر بشوند همه استادهایش همه مؤمنین هرکس که کافر بشود رویش اثری نمی گذارد. چون طالب برهان است. می گوید برهان و عقلم به من این را دارد میگوید برهان دارد این را به من میگوید. من میدانم این هفت تا تخصص دست این ها است. برای چه من بروم؟ مثل اینکه تصمیم بگیرند مردم همه مشروب بخورند سیگار بکشند خب خیلی ها در جوامع دهها میلیون انسان سیگار میکشند مشروب میخورند کارهای خلاف می کنند یک آدم عاقل هیچ وقت تحت تاثیر آن ها قرار نمیگیرد. می گوید آنها اشتباه می کنند. من که میدانم هدایت خدا هدایت حقیقی است. اصلا مهم نیست که صد میلیون آدم منحرف بشون.د خب من راه خودم را میروم. قرآن هم همین را میگوید: «عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ» بر خودتان باشید شما بر خودتان باشید. حواستان به خودتان باشد. بعد میفرماید که هیچکس به شما آسیب نمیتواند برساند: «إِذَا اهْتَدَيْتُمْ» شما اگر هنگامی که شما هدایت باشی. شما خودت هدایت بشوی. یک خانمی را تلویزیون نشان میداد چند وقت پیش. یعنی در فضای مجازی البته برایتان هم گفتم خانمی بود که مثلاً فیلم بازی میکرد. فیلمهای بد هم بازی میکرد. نمیدانم حالا در اینترنت هم پر است از فیلمهای ایشان هست. بعد ایشان مسلمان شد در آمریکا و حجاب گرفت. مسلمان شد. افتاد به عبادت و خودسازی بقیه مسخرهاش میکردند. میگفتند حالا یعنی چه که حجاب سر کردی. تو الان فیلمهای عریانت در اینترنت هست. میگفت که یک جواب خیلی عالی داد. گفت مهم این هستش که من چه کسی را میخواهم راضی کنم. من الان باید خدایم را راضی کنم. خدا الان این را از من می خواهد. این برایم مهم است. اینکه گذشته چه بوده اصلا مهم نیست. خداوند هم میبخشد من را. این یعنی آدم عاقلی است که اهل برهان است و با فطرتش غلبه میکند بر همه تحریکهایی که او را میخواهد برگردانند به آن دولت قبلی، به آن زمان قبلی. حاکمیت هوی نفس. این هدایت تشریعی هست. هدایت قانونی. پس ما با یک کتابی سر و کار داریم با ائمه ای سروکار داریم که تمام اطلاعاتی که به ما ارائه میدهند هفت تا تخصص را دارد و بعد حالا به ما میگویند مثلاً این کار مثلاً شما مرجع تقلید لازم دارید. مرجع تقلید مرجع تقلید یعنی چه؟ یعنی تبعیت از یک مجتهد متخصصی که روابط من را در بخش فقه در بخش ارتباط با اشیاء با دنیا، روابط من را بر اساس آموزههای قرآن و اهل بیت تنظیم میکند. مرجع تقلید همه باید داشته باشند. کسی که مرجع تقلید ندارد این اصلاً دین برایش معنا ندارد. شما اگر پایینی ها را نسازید بقیه آسیب میبیند دیگر. دو) هدایت چی؟ هدایت تکوینی. در هدایت تکوینی خداوند یک پیغمبر دیگر به ما داده. چون حضرت فرمود: خداوند دو حجت دارد دو پیامبر یا دو حجت دارد حجت باطنی و حجت ظاهری. حجت ظاهری انبیاء هستن.د حجت باطنی چیست؟ عقل شماست. عقل پیغمبر بزرگی است. خیلی قوی است. ما حتی اگر خدا را میشناسیم انبیاء را میشناسیم قرآن را شناسایی میکنیم، خودشناسی میکنیم همه به برکت پیامبر درونی خودمان هست که حجت خداست. اینکه روز قیامت هم خدا در روایت داریم که در کتاب شریف کافی داریم که خداوند انسانها را روز قیامت بر اساس عقلشان محاکمه میکند چون عقل پیامبری است که دقیقا انسان را درست راهنمایی میکند غیر از هوی نفس است. هوی نفس انگیزشها، میلهای هوی که مبتنی بر هوی است آن با عقل درست مقابل عقل است و میخواهد با او مقابله بکند. میخواهد با او از عاقل عقل، تعقل، فهم، مطالعه، کلاس رفتن، استاد رفتن آگاه شدن میترسد؛ یعنی مثلا به او می گویی در رفتارش با همسرش وحشیانه است. رفتارش غیراخلاقی است. بعد میگوید که خب حالا برویم مشاور. می بینی نمی رود، میترسد. چرا؟ چون پیش مشاور میخواهد برود مشاور میخواهد به او چه بگوید؟ قانون میخواهد به او بگوید دیگر. من میخواهم پیش مشاور بنشینم با خودم تو تکبر و نخوتی هم که دارد میگوید که من خودم اندازه صد تا مشاور میفهمم. خودم نیاز به مشاوره ندارم. یک عالم فساد و تباهی و خودشیفتگی و بداخلاقی دارد. میترسد پیش یک مشاور برود بنشیند. چرا؟ چون معلوم است اگر بشینیم پیش مشاور مشاور میخواهد بگوید که مثل آنهایی که دوست ندارند بروند دکتر خیلیا که الان از نظر روحی ضعیف هستند بارها شده ما دیده ایم بابا این علامت خوبی در بدن تو نیست این دارد علامت میدهد که بدن تو دارد به سمت سرطان میرود. داری میروی به سمت یک فاجعه. میگوید دوست ندارم بروم پیش پزشک. میگوید خب چرا؟ اگر بروم آزمایش بدهم دکتر میبیند اگر بگوید مریض هستم چی؟ میترسم ادامه میدهد تا این مریضی پیشرفت میکند تا او را بکشد یک موقع میفهمد که دیگر زمین گیر شده هیچ کاری نمیتواند کند خیلی ها از رفتن پیش پزشک میترسند می گویند اگر برویم الان آزمایش بدهیم دکتر میگوید سرطان داری یا ممکن است یک چیزی بگوید من دیگر خیلی میترسم خیلی ناامید میشوم پس بهتر است این کارها را نکنم. این عقلانی نیست. این را زودتر جلویش را بگیر. دو) تمام بخش روحی هم همینطور است یعنی یک شخصی میگوید که من نمیخواهم بروم پیش مشاور، مخالفت با هدایت میکند. پیش عقلا نرویم با پدر ومادرش رابطه اش را قطع میکند چون میداند پدر مادر میخواهند عقلانی با او رفتار کنند، یا پیش مربی پیش استاد پیش مخصوصاً رساله نمیگیرد. میگوید که رساله چیه؟ اگر بخواهم باز کنم مجبور هستم آنها را رعایت کنم من هم هوی و میلم اجازه نمیدهد رعایت کنم. اگر اینطور باشد باید حجاب بگیرم باید بروم نماز بخوانم باید بروم قوانین را اجرا کنم. در آن باشگاه که بروم مثل کسی تنبل است میداند اگر برود باشگاه سرطانش هم خوب میشود. اگر برود ورزش بکند سرطانش هم خوب میشود. ورزش بسیاری از سرطانها را درمان میکرد. خب میگوید اگر من بروم آنجا خب باشگاه است دیگر. باشگاه باید هفته ای چند روز بروم باید لباس بگیرم باید قوانین را رعایت کنم، باید تمرین کنم. تنبل است. رعایت نمیکند. تنبل است می گوید که من حس این کار را ندارم. برای همین هم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید که «أن أکثر صیاح أهل النار من التسویف». یادم است من این حدیث را در جبهه برایم خواندند. یک استادی یک ده روزی من مریض شدم. همین یک حدیث. حالا برای شما خواندم چون میدانم پوست کلفت هستید هیچ طوری تان نمی شود. بیشترین نالههای جهنمیها به خاطر امروز و فردا کردنشان است. به خاطر تنبلی اش. است یعنی بیشتر جهنمی ها آدم های بدی نیستند ولی مدام امروز و فردا میکنند. مخالفت هدایت می کنند. می گویند ولش کن، بعدا حوصله ندارم. هی عقب میندازند رشد را هی عقب میندازند شروع کردند را هی عمل را عقب میندازد توبه را عقب میندازد آشتی کردن با خدا را عقب میندازد ثبت نام کردن در باشگاه را عقب میندازد. زیر بار مربی رفتن را عقب میندازد. عمل نمیکند. تنبل است. نمیخواهد این کار را انجام بدهد. می گوییم تو اگر واقعا بروی این دوره ارتباط با همسرت را یاد بگیری با بچههایت را یاد بگیری همه چیز خوب میشود. بعد نمی کند این کار را. چون می گوید اگر این کتاب را باز کنم می خواهد بگوید اینطور رفتار کن من هم دلم میخواهد هر طور می خواهم رفتار کنم این الان میخواهد به من آداب رفتار با بچهها را یاد بدهد من هم حوصله ندارم. این الان می خواهد جلوی شکم من را بگیرد جلوی نوشیدنی و خورد و خوراک و هوسهای من را بگیرد. خب من دیگر. این خیلی وحشتناک است این حالت.
برای همین هم امام سجاد علیه السلام میگوید خدایا پناه میبرم به تو از مخالفت با هدایت. حالا چه هدایت تکوینی چه هدایت چی؟ تشریعی. انسانها هوی یشان را غلبه میدهند به عقلشان «رب عَقلٍ أسيرٍ تَحتَ هَوى أميرٍ» چه بسیار عقلی که باید پادشاه باشد اما چیست؟ تحت هوی الامیر. این تحت یک هوی نفسی است که امیر هست؛ یعنی به او دستور میدهد. آن تابع میل هایش است تابع هوس هایش است تابع شهواتش است. عقلش را دین و همه را حاضر است اگر بیفتد در موردی که اینطور است همه را کنار می گذارد. آن چیزی که انسان را خیلی نجات میدهد و من بارها روی آن تاکید کردم، این است که انسان خودشناسی به معنای معرفت داشته باشد؛ یعنی خودش را به عنوان یک انسان باور کند. نه به عنوان یک زن و مرد. ما خیلی وقت ها دیده ایم آدم هایی که سالها مسجدی بودند، بسیجی بودند، حافظ قرآن بودند، طلبه بودند روحانی بودند اما آن چیزی را که رعایتش میکردند بر اساس خودشناسی نبود. بر اساس این بوده است که در فضای شیعی متولد شدند حالا شیعه شدند. حالا در این شیعهای هم رفتند یک قسم حوزه یک قسمت شان دانشگاه رعایت میکنند خیلی چیزها را، یک تغییر یک مسافرت یک ماموریت خارج از کشور یک تغییر سبک زندگی یک شبکه مجازی یک نمیدانم چهار تا کانال میتواند روحیه اش را کاملاً عوض کند کاملا میتواند دینش را از او بگیرد. چون این بر اساس خودشناسی نیست همین یک دانه چهار تا سایت برود بگردد یواش یواش ذائقه اش عوض میشود. دیگر نمیتواند نماز بخواند حوصله اش نمیگیرد. نمازش قضا میشود. شب ها یواش یواش. اخلاقش با همسرش عوض میشود. هوسهای دائم دارد و گرفتاریهایی که یک دفعه یک زندگی رویایی را یک مجموعه را کلاً منفجر میکند. به خاطر اینکه این شخص اسیر است. والا اگر شخص به معرفت نفس برسد، قیمت خودش دستش بیاید نه اطلاعات. معرفت نفس، اطلاعات این است که شما میاید سر کلاس دورههای معرفت نفس، خودشناسی را میگذرانید. این میشود چی؟ این علم میشود، این اطلاعات میشود. اگر این اطلاعات تبدیل به معرفت شد یعنی خودتان باور کردید قیمتتان را لیاقتتان را باور کردید اگر لیاقتت را باور کردید خودت پیش خودت با قیمت حقیقی زندگی کردی آقا امام هادی علیه السلام فرمودند که «مَن كَرُمَت عَلَيهِ نَفسُهُ هانَت عَلَيهِ شَهوَتُهُ» هر کس پیش خودش عزیز بشود، قیمت پیدا بکند پیش خودش، به قیمت حقیقی خودش واقف بشود، شهواتش پست میشود در مقابلش «مَن هانَت عَلَيهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ» اگر کسی خودش پیش خودش پست شد، بی قیمت شد دیگر شما از شر او در امان نیستی چون برای خودش ارزشی قائل نیست هر غلطی میکند فردا به تو هم خیانت می کند. چون خودش پیش خودش قیمت ندارد یعنی هر گناهی به او عرضه بشود اصلا نمیگوید من حیف هستم. زود میرود خودش را آلوده میکند. زود خودش را میاندازد در بغل آن گناه. زود میپذیرد فساد را انحراف را. چون برای خودش ارزش قائل نیست. وقتی انسان پیش خودش ارزش نداشت حالا چی؟ حالا برای پدرو مادرش هم ارزش قائل نیست. برای استادش هم ارزش قائل نیست. برای خدا هم ارزش قائل نیست. برای خانواده آسمانیش ارزش قائل نیست. چون خودش پیش خودش حقیر است اینکه به شدت نقش شده که در روابطتان با دیگران، بچههایتان، مردم، کسی را تحقیر نکنید حتی اگر گناه میکند. شما اگر یک ولی فقیه امام دارید، یک نائب امام زمان دارید که حجت خداست بر ما اطاعتش مثل مقام معظم رهبری میفرماید همه مردم ایران مؤمنند حتی آنهایی که ظواهر شرعی را رعایت نمیکنند. باید حرمتش را داشته باشید. هیچکس به خاطر اشتباهات و گناهانش پیش تو کوچک نشود یا تو اصلا احساس نباید بکنی که از آن بهتری. این را بارها گفتیم. اگر کسی احساس کند از یک نفر کافر، گناهکار، معصیتکار، بهتر است زیرا این گناهان را انجام نمیدهد این از پیش از چشم خدا میفتد ذلیل میشود پیش خدا. امام کاظم علیه السلام فرمودند: فرشتههای آسمان و زمین لعنتش میکنند .برای همین مواظب باشیم هیچکس را تحقیر نکنیم. هیچکس را کوچک نشماریم به خاطر لغزشهایش گناههایش، اشتباهاتش، گذشتش، تحقیر نکنیم. زیرا اگر تحقیر شد و قیمتش پیش خودش آمد پایین، اولین کسی را که قربانی میکند خود تو هست. اولین کسی که نابود میکند. خود تو هستی. « فَلا تَأمَن شَرَّهُ » آقا امام کاظم امام هادی علیه السلام فرمود در امان نیست چون واقعا به قیمت حقیقی خودش واقف نیست. وقتی به قیمت حقیقی خودش واقف نیست راحت غیبت میکند راحت تهمت میزند راحت با آبروی مردم بازی میکند راحت در دامن فحشا میفتد چون برای خودش ارزش قائل نیست. برای خودش اهمیت قائل نیست. قیمت خودش را ندارد. پس دوای درد در هر دو موردی که امام سجاد علیه السلام می فرمایند: پناه میبرم خدایا به تو «متابعت الهوی و مخالفت الهدی» من با هدایت مخالفت کنم. حالا چه هدایت تکوینی و چه هدایت درونی و عقلی مخالفت بکنم این خیلی خطرناک است. نرسد به جایی که خودم عمداً با آگاهی با هدایت مخالفت کنم. با عقل خودم با فطرت خودم با شرف خودم با قیمت خودم یک جایی آدم میرسد که می گوید من میدانم بارها هم شده عزیزان مراجعه میکنند می گوید من این ها را همه را بلد هستم میدانم ولی نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم. این جلوی خودم به خاطر این است که معنایی که از خودم دارد معنای قلابی است. اصلا خود حقیقی اش را نمی شناسد و اصلا خود حقیقی اش را باور نکرده. اگر خود حقیقی اش را باور میکرد دیگر جلوگیری معنا ندارد که یعنی آن من جمادی، گیاهی، حیوانی و حتی من عقلیش به قول علی علیه السلام میفرماید که آن هوی میشود دشمن انسان به شدت متنفر میشود. نه اینکه بخواهد غلبه کند به خودش که گناه نکند بعضی ها مدام باید هی به خودشان غلبه کنند که دچار فحشا و منکرات نشوند به این خاطر هست که معرفت نفس ندارد ولی اگر کسی معرفت داشت حضرت میفرماید «خانت» اصلاً متنفر است ذاتش از جهنم. اصلا نیازی بر غلبه بر نفس ندارد. نیاز به مبارزه با نفس ندارد. این مال کسی است که خودش را قیمت خودش را به طور طبیعی میدادند وقتی آن را دارد میبیند باطنش را میبیند. باطلش را می بیند. وقتی باطنش را شما داری میبینید حالت بد میشود دیگر. به یکی از اولیای خدا در مهمانی گفتند که آقا بفرمایید برنج بخورید غذا کباب گذاشتند جلویش خورشت گذاشتند هیچ چیز نخورد ایشان. خیلی با کراهت با حالت بدی نشسته بود سر سفره مثل یک کسی دارد حالش به هم میخورد. بعد بهش گفتند بفرمایید بخورید گفت من چه چیزی را بخورم؟ بعد دستش را کرد در برنج اینطور برنج را درآورد اینطور فشار داد از توی آن پر چرک و عفونت و خون آمد بیرون. گفت این را بخورم؟ لقمه حرام این است دیگر. کسی که خمس نمیدهد سال خمسی ندارد با کلاهبرداری دارد کلاه گذاشتن سر مردم گران فروشی کم فروشی احتکار با تفاوت قیمت دلار بالا پایین شدنش و چیزهای دیگر دارد پول حرام در میاورد، این دیگر چه چیزی بخوری از آن؟ او دارد باطن عفونی و خونی این را میبیند پر از خون است. این خون ها خون های مردم است. خانههای یک عالم مظلوم است که تو اینها را چپاول کردی خون را کردی برنج حالا آوردی در مراسم امام حسین به مردم می دهی بخورند. هیچ نوع تعهد اخلاقی شرعی ندارد بعد سفره میندازد برای امام حسین. نذری میدهد. چه چیز این را ما بخوریم؟ این گوشتت پر از عفونت است. این برنجت پر از عفونت است چی بخوریم ما؟ آدم وقتی باطن را می بیند نمی خورد شما اگر عفونت بگذارند جلوی شما میخورید؟ خون بگذارند آشغال بگذارند میخورید؟ نه چون آن باطن را دارد میبیند نیازی نیست که غلبه کند به خودش به شکمش و بگوید این را نخورم آن غلبه کردن بر خودمان مال آدم های مبتدی است مال آدمهایی است که میخواهند تازه شروع کنند یک مقدار رشد پیدا کنند مثل مثلاً کسایی که تازه میروند باشگاه سختشان است از خواب بلند شوند سخت شان است تمرین انجام بدهند به خصوص روزهای اول که وقتی تمرینهای باشگاه را انجام میدهند بدن درد هم میگیرد می گوید اصلا نمی رویم دیده اید که افرادی که میروند باشگاه اکثراً ادامه نمیدهند چون با هوی یشان جور در نمیاید ولی اگر کسی مقاومت کرد غلبه کرد بر هوی نفسش تلقین کرد اینکه امام فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد چون باید یقه خودش را بگیرد انسان باید به سر و صورت خودش بزند بگوید بلند شو این کارا بکن خودش را واقعاً باید مجبور کند آن کس که به تو میگوید نرو آن دشمن تو است آنکه میگوید بخواب آن دشمن تو است آن کس که می گوید راحت باش بخور هرچی میخواهی بخوری بخور برو بگرد تفریح کن لذتهای حرام ببر آن دشمن تو است باید بایستی جلویش وقتی ایستادی جلوی آن یک مدت جلوش وایسادی حضرت میفرماید که در روی تو باز میشود بعد از یک مدت دیگر اصلاً لازم نیست جلویش بایستی چون اصلاً تو اصلاً دیگر خود به خود متنفر هستی از آن شهوتها خدا رحمت کند آشیخ عباس قمی را که همه مان به ایشان خیلی مدیون هستیم مولف مفاتیح آشیخ عباس میگوید من یک غذای خیلی خوشمزه بود مادرم درست میکرد برایم طلبه بودم هر وقت میرفتم پیش مادرم یک موقع بعد از چند وقت یک بار میرفتم پیش مادرم این غذا را درست میکرد میگذاشت جلوی من خیلی هم دوست داشتم این غذا را گفت یک روزی داشتم در خانه نماز میخواندم به قدری این لذت نماز زیاد بود و من جذب این نماز شدم خدا خدا میکردم هیچکس من را صدا نکند هیچکس نه در این عاشقی صدایم کند. آدم ها وقتی با معشوقهای مختلفشان خلوت میکنند دوست ندارند کسی حتی پدر مادر، همسرشان هم صدایشان کند بدشان میاید فیلم نگاه میکند کارتون نگاه میکند سریال نگاه میکند با نامزدش خلوت کرده با معشوقش خلوت کرده، دارد غذا میخورد هر چیزی هر چیزی دارد کار علمی میکند در آزمایشگاه کلی تو مستی آزمایش و آزمایشگاه که صدایش بکند دوست ندارد بدش میاید. می گفت در خلوت با خدا بودم انقدر مست این لذت عبادت و ذکر و خلوت با خدا و اینکه خدا من را به تنهایی پذیرفته من را به مناجات خودش پذیرفته. این خیلی مهم است اگر انسان این را بفهمد آقا امام سجاد میگوید دیگر ممکن نیست انسان اسیر چیزی بشود و هوس چیز دیگری را بکند. بعد گفت یک دفعه مادرم صدایم کرد گفت بیا آن غذایی که میخواستی درست کردم. گفت اصلا هیچ نوع اشتهایی به آن نداشتم. گفت بعدا هم که نشستم آن غذا را بخورم همین که صدا کرده بودند من در آن لذت ذکر و عبادت ماندگار شده بودم وقتی آن غذا را داشتم میخوردم انگار کاه داشتم میخوردم. دهن من مثل کاه بود لذات حرام برای کسی که خودش را میشناسد و قیمت خودش را میشناسد یک سم است. اینطور نیست که مثلاً باید غلبه کند که این فیلم را باز نکند غلبه کند در مثلاً کانال غیر مجاز نرود غلبه کند چشمش را ببندد غلبه کند اگر رفت خارج مثلاً به او چیزی عرضه شد اصلا نیازی به غلبه ندارد. چون همیشه قیمتش همین است قیمت خودش را میشناسد و باطن کثیف و آلوده و عفونی و جهنم آن چیز ها را میفهمد آتش آن را میبیند چون آتش آن را میبیند حالش به هم میخورد از آن کار نه اینکه بخواهد زور بزند به خودش که گناه نکن. نه. فقط لازمه اش این است که انسان در بدایا در آغاز راه آن اطاعتهایش را بکند اطاعت هایش را که کرد تمرین هایش را که کرد غلبه به نفس که کرد این بعد از یک مدت دیگر کاملا برایش به قدرت میرسد. حالا یواش یواش بال در میاورد یواش یواش چشمش باز میشود یواش یواش انبساط پیدا میکند. یواش یواش راه پیدا میکند. یواش یواش رفیق پیدا میکند. همه چیزش باز میشود انسان به چیزهای خوب و خوب از آن عالم لذت میبرد. دیگ از تنهایی نمیترسد. اصلا گدایی عاطفی کسی را نمیکند .اصلاً حوصله کسی را ندارد به این معنا که بخواهد التماسش را بکند. اگر کسی باشد دوسش داشته باشد این هم دوسش داشته باشد خب خیلی خوبه اعضای خانواده، دوستان، همسر، خواهر برادر بله ولی اصلا اینطور نیست که تحقیر پذیر باشد این آدم. این آدم اصلا کوچیک نمیشود تحقیرپذیر نیست. هیچ چیز برایش اصلا اهمیت را ندارد. این که کجا زندگی کنم فرق نمیکند برایش. زیرا خدا با او است معشوقش همیشه با او است. هر جا که میرود معشوقش را میبرد هرجا.
خدا رحمت کند بعضی از شهدا را جنوب بروی غرب بروی غرب خیلی سخت بود کردستان خیلی سخت بود جنگیدن در آن با این و کردها و دموکراتها دموکراتهای وحشی که تمام خلق های داعشیها را اینها به بقیه یاد دادند. مثلا زنده زنده طرف را مثلاً میآوردند میگرفتند بچههای ما را همین طور بود ما مدتها با آنها در جنگ بودیم دوستان من من خودم یادم است یک موقع مثلاً میگرفتنشان زنده یک دفعه مثلا می دیدید حلبی میکشیدند روی این پیشانیشان پوست باز میشد بعد زنده سر اینا را میکشیدند پوستش را میکندند. اینطور شکنجه میدادند. همین کموله و دموکرات وحشی که الان دم از آزادی و زن زندگی آزادی و دموکراسی و اینها میزنند. اینها انقدر وحشیاند. سر کسی را میخواستند باز صد رحمت به داعشی ها داعشی ها الان سر کسی را میخواهند ببرند دیده اید دیگر فیلم هایشان را چاقوی تیز دارند شمشیر دارند یک نیزه دارند خب سر کسی را میبرند. همه اش میشود کلاً یک دقیقه اما آن ها اینطور سر نمی بریدند موزاییک برمیداشتند با موزاییک میکشیدند روی اینجا روی پوست میکشیدند یواش یواش یک ذره پوست را باز میکردند بعد رگ را قطع میکردند یعنی زجر کش میکردند بچههای ما را. همین از پروردههای آمریکا دست پروردههای اروپا همین منافقین، کوملهها، دموکراتها بچههای ما را میدانید منافقین چیکار میکردند. میبستند زنده و آب جوش میریختن یواش یواش روی اینها تا اینها بسوزند زنده زنده اینها همینطور پوستشان کنده بشود. شکنجه شان میدادند انواع و اقسام همین منافقین. همین هایی که الان هستند همان هایی که الان دیروز رازینی و همکارش را به شهادت رساندند، دوتا قاضی مان را به شهادت رساندند همین وحشیهایی که الان هستند و مردمی که الان تابع آنها هستند طرفدار آنها هستند گرایش به آنها دارند. این ها همینطور وحشی هستند. بنابراین در آن سختی جنگیدن یک موقع به بچهها میگفتیم کجا میخواهی بروی بجنگی؟ جنگیدن با عراقیها خیلی راحت بود. اصلا کویت بود. هتل بود جنگیدن با عراقیها آب خوردن بود. خیلی سخت نبود. با وحشیهای عراقی بجنگند آن موقع بعثی هایشان ولی با کوموله و دموکرات و منافقین در غرب خیلی سخت بود. خیلی مواقع از بچه ها می پرسیدند کجا می خواهی بروی؟ می گفت من را بفرست آنجا که سختتر است مارا بفرست. آنجا که کسی نمیرود. زیرا با خداست هرجا هست با خداست لذت می برد مثل مبلغی ما بعضی از مبلغ ها را داشتیم میگفتیم که کجا میخواهی بروی؟ میگفت یک جایی من را بفرستید که کسی حاضر نیست برود آنجا برای تبلیغ دین ما برویم آنجا. آنجا چون خدایش را دارد میبرد اهل بیتش را دارد میبرد امام زمانش را دارد میبرد. تنها نیست. برای همین این ها در زندان هم که باشند شکنجه هم که بشوند نمیدانم بیرون هم که باشند همه جا معشوقش با او است. همه جا هستند. همه جا راحت است. اسیر بشود کشته بشود نمیترسد کشته بشود نمیترسد آواره بشود نمیترسد چون همه جا با معشوقش است. همه جا آن قدرت روحی شان این است. پس باید توجه کنیم که ما دائما عقل به ما هدایت را تلقین میکند. عقلمان دائماً الله و اهل بیت و ملائکه به ما هدایت را تلقین میکنند. دائما فرشتههای الهی به ما امید، آرامش، شادی، مهربانی گذشت را به ما یاد میدهند؛ ولی جنها نه، شیاطین نه، شیاطین دائماً به ما ترس و اضطراب و ناامیدی و ترس از فقر و ترس از مشکلات مالی و گرفتاریهای دیگر را به ما تلقین میکنند. این رنگ و بویش را آدم باید تشخیص بده.د در دوره دشمن شناسی توضیح دادیم. هر وقت فکری میاد سراغتان که در آن اضطراب هست ترس هست خطر هست بلا هست نکند اینجوری بشود نکند آنطور بشود این مال شیطان است: «إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا» شیطان همیشه میخواهد مؤمنین را غمگین کند. لذا از تو خواب میرود سراغش خوابهای وحشتناک برایش ایجاد میکند. خواب های ترسناک. بیدار هم که میشود باز مدام اضطراب میاورد در ذهنش که امروز روز بدی است . امروز ممکن است یک همچنین اتفاقاتی بیفتد قرار است اتفاقاتی بیفتد. اگر اینطور بشود چه میشود؟ دائما می ترسد. دائما اضطراب دارد. ولی نه، فرشتهها اینطور نیستند فرشتهها دائماً به ما افکار مثبت، امید، شادی، آرامش اینها را به ما یاد میدهند. بنابراین کسی که تبعیت میکند از هدایت همیشه این آرامش را دارد برای همه شرایط هم آماده است. همیشه. پس ما عقلمان، فرشتهها، فطرتمان، وجودمان دائماً به ما میگویند که برو سراغ حرف گوش کردن. برو سراغ آن چیزی که به تو میگوید. همان را انجام بده. لجبازی نکن. مراقب باش امیال و تعصبات تو حسادت تو زودرنجی تو عصبانیت تو مقایسه و مسابقه زندگی ات با دیگران تو را از هدایت باز ندارد. زنش را کتک میزند که تو به من گفتی من سراغ این کارهای من اگر الان گذاشته بودی مواد مخدر بفروشم اگر گذاشته بودی مشروب بفروشم الان اینطوری نبودم که بیایم مثلاً جلوی باجناقم ببینم باجناقم چه خانهای دارد چه ماشینی دارد تو مدام از اول به من شرط کردی تو لقمت حرام باشد. سال خمسی بدهی باور میکنید؟ آدم حرامخور اینجوری است آدم حسود زندگی اش اینطور است به جای اینکه زن مؤمن و متدینش را دستش را ببوسد ازش تشکر بکند زن را و تحقیر میکند کتک میزند که تو نگذاشتی من درآمد داشته باشم اگر مثلاً وارد فلان تجارت میشدم آن تجارت فقیه میگوید حرام است. متخصص میگوید این کار ریسکش بالاست نرو .اگر رفته بودم الان نباید غصه بخورم باجناقم نمیدانم شاسی بلند دارد. من الان نمیدانم ماشینم اینطوری است. خانه شان اونطور است. من باید اینطور باشم. چرا من باید تحقیر بشوم. دائماً در این مقایسه هوس میکند که از طریق نامشروع پول در بیاورد. به هوی های نفسانیش برسد من اگر بخواهم آزاد باشم باید پول بخواهم پول هم هر راهی ممکن است باشد رئیس جمهورش هم از جیب مردم میدزدد وزیر و نماینده مجلسش هم از جیب مردم میدزدند با گران کردن کالاها با گران کردن دلار، بدهی هایشان را میدهند دلار هایشان افزایش پیدا میکند. دست می کنند در جیب مردم مردم را فقیرتر ناتوانتر میکنند که خودشان و حزبشان و خانوادهشان یا کارخانههایی که زیر نظر خودشان هست بالاترین سود را ببرند. الان چقدر مراکز شرکتها حتی شرکتهای دولتی دارند ظلم میکنند در حق مردم. راحت اجناس را هر چقدر بخواهند گران میکنند با سیاستهایی و بعد فقط مردم بیچاره این وسط باید له بشوند و خورد بشوند. این حاضر است یک عالم بچههای امام زمان را نابود بکند که خودش و خانوادهاش لذات و تفریحات خودشان باشند. کم هم نیستند از آدم ها و مسئولین و متمولین و نمیدانم سرمایهدارهایی که اینطور هستند.
خدا انشالله به همه ما توان و توفیق مخالفت با هوی و تبعیت از هدایت را عنایت بفرماید.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد
یک نکتهای را بگویم چون قول داده بودم که این را بگویم بعد هی یادم می رفت. ما دوستانی که در عرصه هنر کار میکنند به خصوص دوستانی که جشنوارههای انسانی و الهی را مثل جشنواره عمار یا جشنواره مثلاً انسان تمام برای امام زمان هست تولیداتی دارند تعهدمان این هست که از باب تواصی به حق و تواصی به صبراین ها را معرفی کنیم. کمک کنیم هنرمندانی که آثار هنری خوب مفید لازم و سازنده تولید میکنند. همانطور که مقام معظم رهبری امام عزیزمان فرمودند هیچ دینی و هیچ مکتبی بدون آمیختگی با هنر بقا ندارد. هنر عامل بقای مکتب است. مکتب اسلام اگر الان مانده با ترکیبش با معماری در نوا در شعر در چیزهای دیگر ماندگاری داشته تا به ما رسیده است. چند تا فیلم خیلی خوب بود که من توفیق داشتم اینها را در اکران خصوصی ببینم. به مردم هم گفتم بروند ببینند فی سبیل الله بروند ببینند خانوادههایتان را ببرید آنهایی که در مدرسه هستند شاگردان تبلیغ کنند در هیئتها در بسیج در مساجد اینها واجب است. برای ما پول آن بلیط خیلی چیز مهمی نیست و زندگی ما را خراب نمیکند. ولی رواج یک کار هنری قدرتمند به درد بخور و سازنده وظیفه و تکلیف ماست. من یکی دو سه هفته پیش یک انیمیشنی را دیدم کارتونی را دیدم که فوق العاده زیباست و به نام چراغ جادویی چراغ جادویی الان در تلویزیون و سینماها هم دارد اکران میشود. بعضی از مراکز میتوانند حتی درخواست اکران خصوصی هم بدهند. امکان اکران خصوصی هم دارد. مثلاً صدو پنجاه نفر هستیم میخواهیم همگی بنشینیم ببینیم. یک امتیازی به ما میدهند که ما مثلاً همگی جمع شویم اینجا با هم این انیمیشن را ببینیم. این را حتماً تبلیغ کنید. بسیار خوب است. سازنده است این انیمیشن. کسانی که میخواهند با ایران آشنا بشوند، با حوادث قبل از انقلاب آشنا بشوند، با جو قبل از انقلاب آشنا بشوند، با سیر تاریخی کشورشان تاریخ معاصر کشورشان آشنا بشوند بسیار این کارتون هم جذاب و شیرین است. هم اینکه آموزههای خیلی زیادی دارد. خیلی هم قوی ساخته شده. این انیمیشن و حتماً خودتان وقت بگذارید بروید ببینید بچهها و خانواده هایتان را هم ببرید ببینید. قصد قربت هم کنید آنهم مثل آمدن در مسجد یک عبادت است یک جهاد است حتما این کارا انجام بدهید تا عزیزانی که در وادی هنر دارند کار میکنند و میخواهند رشد بدهند جامعه را به سمت حقایق و ارزشهای متعالی تشویق بشوند. نشود یک کسی بیاید یک کارتون یا یک فیلم مبتذل بسازد و روی خیال بافی و توهمات مردم بروند سراغ آن و سراغ این محصولات ارزشمند نروند. این وظیفه و تکلیف عقلی، ملی و دینی ماست که از این عزیزان حتما پشتیبانی کنیم. پشت مان هم به این هست که هم به دیگران بگوییم. هم خودمان هم برویم اینها را ببینیم.
الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.