انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه، جلسه 37 27/08/1403
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی برهمه ی شما عزیزان.
هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (ع) و حضرت فاطمه الزهرا (س) و حضرت فاطمه معصومه (س) صلوات بلند ختم بفرمایید
خب بحثمان درباره ی در شرح دعای هشتم صحیفه ی سجادیه مربوط به تعصب و حمیت بود. تعصب گرایش نفسانی به امر باطل هست. تعصب یک خودشیفتگی و خود محوری است که انسان درباره ی خودش و کسانی که یا اموری که مربوط به خودش هست حق را رعایت نکند که درباره ی خطرناک بودن و زشتی این صفت در جلسه ی گذشته توضیحاتی دادیم و قرار شد که امروز یا امشب احادیثی را در این زمینه از فرمایشات ائمه معصومین (ع) بخوانیم.
خب آیات الهی و فرمایشات معصومین درواقع بیان قدرها و قضاهای همه ی نظام خلقت هست یعنی آنها برخلاق آنچه ما تصور می کنیم نصیحت نمی خواهند کنند صرفا بلکه دارند به ما می گویند که اگر شما این قدر را انتخاب کنید این قضاها نصیب شما می شود. در ذات هر قدری قضای خودش و مناسب خودش یعنی همان نتیجه خودش وجود دارد . شما هر چیزی را انتخاب کنید مثل اینکه شما h2oرا انتخاب می کنید در ذاتش چی وجود دارد؟ خب آب بودن هست دیگر . یعنی شما وقتی این را دارید آب گیرتان می آید اگر سیب را انتخاب کنید آثار سیب جذب بدنتان می شود. اگر انار بخورید آثار انار جذب شما می شود. انتخاب هر قدری قضای خودش را دارد . پس خوب دقت کنید معصومین دارند از ساختار ریاضی و قدرها و قضاهای یک خلقت دارند به ما خبر می دهند. انتخاب قدر تعصب که برمبنای خودشیفتگی و خودخواهی هست بر مبنای خودپسندی است و آنچه که مربوط به خودمان هست، هواهای خودمان شهوات خودمان امیال خودمان، اگر اصالت را به این دادیم دیگه ما از صراط مستقیم خارج می شویم و سقوط در جهنم می کنیم و این شکل های مختلفی درآن هست . یکی از چیزهایی که بسیار خطرناک است حتی بزرگان علما مراجع را به خطر می اندازد و نابود می کند و نابود کرده همین تعصب هست حمیت . انسان بیهوده از خودش یا از چیزی که مربوط به خودش هست دفاع بکند و پا روی حق بگذارد . یه موقع هست قابل دفاع است خب دفاع بکند هیچ اشکالی ندارد اگر حق هست دفاع بکند؛ ولی اگر حق نیست ترجیح آنچه مربوط به خودش هست؛ حالا کشور خودش شهر خودش محله ی خودش خانواده ی خودش، قوم و قبیله ی خودش هر چه که مربوط به انسان می شود و انسان به آن نوعی تعلق دارد این طرفداری بیجا انسان را به جهنم می کشد . در حدیث داریم خداوند شش گروه را بدون حساب وارد جهنم می کند یعنی اصلا در قیامت اینها را برایشان حساب کتاب نمی گذارد همین که محشورشان می کند جهنم می بردشان. یعنی اینها از زمانی که مردند در جهنم بودند حالا الان آمدند از برزخ به قیامت در صحنه ی قیامت معطلشان نمی کند خداوند اینها را. اینها را همینجوری به جهنم می فرستند. اصلا نمی ایستند بگویند حالا تو چه کاره ای چه کار کردی همین که از قبر برزخی در می آیند دوباره می فرستند در جهنم بدتر جهنم آخرتی که ماندگاری زیادی دارد. یکی از آنها را فرمود آدم های متعصب هستند. کسانی که تعصب بی جا دارند، روی خودشان بچه هایشان خانواده شان امیال خودشان هوس های خودشان یا هر چیزی که مربوط به اوست یعنی اگر آنجا که قرار است داوری بکنند و قضاوت کنند یا تصمیم بگیرند یا عملی انجام بدهند، بخاطر آن طرفداری بی جا بروند سراغ ناحق.
این مسئله را با آن به شکل بسیار بسیار کلانی در زندگی فردی و اجتماعی با آن روبرو هستیم الان می خواهم یک نمونه از وضعیت اجتماعی بگویم که شما در اجتماع ما زیاد باهاش سروکار دارید می فرماید که امام سجاد (ع) محضر مقدسشان صلواتی ختم بفرمایید العصبية هي التي يأثم عليها صاحبها فيرى الرجل شرار قومه خيراً من خيار قوم آخرين خوب دقت کنید چیزی که الان ما در احزاب داریم می بینیم در رای گیری ها داریم می بینیم در جناح ها داریم می بینیم در مردم هم داریم می بینیم می گوید تعصب این است که آدم ها بدهای قوم خودشان را بهتر از خوب های دیگران بدانند. خوب دقت کنید. مثلا من می دانم مرجع تقلیدی که همشهری من نیست هم استانی من نیست از مرجع تقلیدی که هم استانی من هست بهتر است؛ ولی می گویم نه من می خواهم از ایشان تقلید کنم چرا چون ایشان مثلا همشهری ماست یا کاندیدایی را مثلا استان دیگری یا شهر دیگری کاندید داده برای نمایندگی، حالا ریاست جمهوری هست، مثلا همه جا می تواند باشد بعد می داند که یه نفر هم از استان اینها کاندید شده است برای ریاست جمهوری. می گویند چون این همشهری ماست ما بغیر از این رای نمی دهیم. ولو می دانیم این ضعیف هم هست، او بهتر است و قویتر است؛ اما می آیند به این کاندیدی رای می دهند که همشهریشان هست، تعصب اینجوری است. این آنچیزی است که در جهنم است. این آن چیزی است که حضرت می فرماید گناه دارد انجام می شود براساسش که آدم های بد مربوط به تو هستند را ترجیح بدهی به آدم های خوبی که در جای دیگر هستند. دو تا موسسه مثلا آدم دارند بعد یک کسی می داند که در موسسه ی خودشان آدم های منفی وجود دارند. آدم های ضعیفی وجود دارند و در یک موسسه ی دیگری آدم قویتری وجود دارد که می تواند این کار را بهتر انجام بدهد. بعد می گوید من هرگز به آنها کار نمی دهم. من کار خودمان را انجام می دهم. بچه های خودمان این کار را انجام بدهند. ولو ضعیفتر است. این تعصب است یا دفاع بیهوده بکنند بداند که مثلا آن فردی که در مجموعه ی من هست کار خلافی کرده بچه ی من است همسر من است پدر من است مادر من است فرزند من است بداند که اشتباه مال این است؛ ولی بیهوده از او دفاع کند. چون بچه ی من است. چون هم خانواده ی ماست. چون مثلا طلبه است یا آخوند است حالا یک آخوندی مثلا با یک ریش تراش مشروب خور دعوایش شده در نهایت من قاضی می داند حق با آن مشروب خوره هست می آیم از آن طلبه ی سید دفاع می کنم. همین طلبه ی سید را بدبخت کرده ام و می فرستمش جهنم. هم خودم .بخاطر تعصب طلبگی که دارم. خب بابا حق با آن مشروب خوره بوده این طلبه ظلم کرده در حق او این روحانی ظلم کرده در حق آن بی دین. این مومن ظلم کرده در حق آن کافر. تو چطور می گویی حالا چون او کافر هست بدرک مثلا حقش را زیر پا بگذاریم. این تعصب اینجوری می شود. من بدی را که مربوط به خودم هست را ترجیح بدهم به خوب دیگران ؛مثلا عکس است، نقاشی است مثلا بچه ی من رفته نقاشی کشیده بچه ی دیگران هم نقاشی کشیده به نقاشی بچه ی من رای ندادند. نمره نیاورده. درسش ضعیف بوده نمره نیاورده یک کس دیگری حالا نمره اش بهتر بوده او را انتخاب کرده اند من تعصب داشته باشم بروم بگویم چرا بچه ی من را مثلا شما انتخاب نکرده اید. بیهوده از بچه ی خودم دفاع کنم. بدون اینکه بخواهم بپذیرم بچه ی من چه اشتباهاتی دارد. چه ضعف هایی دارد یا چه تقصیرهایی دارد .الکی بروم دفاع بکنم. چون بچه ی من است. چون بابای من است چون همشهری من است چون طلبه است. چون سید است. چون ایرانی است . یک افغانی با یک ایرانی دعوایشان شده الان من قاضی می خواهم قضاوت بکنم. بعد یک دفعه بگویم که کی افغانی است طرف خودت؟ بیخود کرده. محکومش می کنم برود پی کارش. سه چهار تا. مثل این قانون کاپیتولاسیونی است که غربی ها دارند غربی ها همه جا حق دارند حتی اگر جنایت کنند و بقیه حق ندارند حتی اگر مظلوم باشند. این قانون است دیگر. یک تعصب وحشتناک جاهلی است که شما آمریکا و اروپا و کشورهای غربی را می بینید که در آن هست. سفیدپوست ها در مقابل سیاه پوست ها. شما الان به آمریکا بروید اگر دادگاه ها تشکیل بشود زیاد است پرونده اش دیگر انقدر زیاد است که دیگر به صورت آماری درآمده است. حتی موقع کشته شدن آدم ها پلیس ها بیشتر سیاه پوست ها را می کشند و قاضی اگر بداند یک سیاپوست حق داشته و با یک سفید پوست دعوایش شده به سفید پوست رای می دهد. سیاه پوست را حذف می کند اینها سیاه پوستند یا سرخ پوستند یا زردپوستند نژاد دوم هستند. اصلا اینها آدم نیستند. بنابراین تعصب یک درد وحشتناکی است که می آید سراغ انسان ، انسان حق را زیر پا می گذارد بخاطر تمایلات خودش، یک کسی را قربانی می کند بخاطر شهوت خودش تمایلات خودش یک کسی را نابود می کند زندگیش را نابود می کند ،از کار و زندگی و شغل و همه چیز می اندازدش فقط بخاطر اینکه خودشیفتگی دارد. یعنی قضاوت حق نمی تواند بکند . قضاوت حق نمی تواند بکند این زیاده یعنی تصور این در زندگی های ما صحنه های زیادی از این چیزها داریم که حتی تعصب روی خودم. تعصب روی خودم. عصبیت گاهی وقتها همین است .تعصب روی هم رشته ای هایم تعصب روی هم شغل هایم هر چی همشهری هایم. اگر پای من وسط هست، پس حق با من است همیشه. بسیار خطرناک است بسیار بسیار خطرناک است؛ یعنی انسان ها خیلی وقت ها سر همین نفهمی نسبت به این و همین گرایش را حضرت فرمود: خداوند شش گروه را بدون حساب وارد جهنم می کند. یکی عرب ها بخاطر تعصبشان. « العرب بالعصبیه» آنهایی که با عرب ها زندگی کرده اند می دانند که آدم خوش انصاف و خوش اخلاق و منصف در آنها کم است. قران تعصب جاهلی را که زمان پیامبر بود برای کافرها هم نسبت می دهد. تعصب های جاهلی. می گفتند بابای ما این کار را کرده پس ما حرف تو را گوش نمی کنیم. عرب جاهلی اینجوری بوده. پس این را باید انسان خیلی دقت بکند که دچار تعصب قومی قبیلگی عشیره ای وطنی نمی دانم شغلی صنفی نشود و رازش هم این است که دست از خودشیفتگی و خودمحوری بردارد و خدا را ناظر بداند. خدا دارد می بیند تو را که تو داری چجوری قضاوت می کنی یا چه جوری تصمیم می گیری یا چجوری در مورد دیگران حرف می زنی حتی ، در محضر خدا هستی خدا شاهد است و دارد نگاه می کند که تو چجوری در مورد دیگران حرف می زنی. بعضی افراد هستند انقدر تعصب روی خودشان دارند که هر وقت یک مشکلی پیش بیاید؛ حتی اگر ندانند چیه، اولین کاری که می کنند می گویند من خبر ندارم من نمی دانم. به من ربطی ندارد .نه، مال من نیست قطعا ؛ بعد تا ثابت نشود که این برای او بوده مشکل از این بوده انکار می کند یعنی اگر پای بچه پای هرچیزی باشد اول نه اول من بری هستم همیشه اول یک موضع گیری اینجوری دارد هنوز نمی داند ماجرا چیه ها ولی تعصبش را دارد؛ یعنی من نباید مقصر شناخته بشوم. من نباید محکوم بشوم. نه، بچه ی من نیست. نه بابای من نیست. نه مادر من نیست. نه نمی دانم دوست من نیست. این خیلی وحشناک است این صفت. لذا حضرت می فرماید این خیلی گناه بزرگی هست و حالا عرض کردم آدمهایی که تعصب دارند را خداوند وقتی پیغمبر می گوید خداوند متعصب ها را مثلا عرب ها را بخاطر تعصب نه اینکه حالا همه ی عرب ها اینجوری باشند. این همه ایرانی متعصب داریم. این همه ترک متعصب داریم .تعصب ترکی پان ترکیسم یک مکتب است اصلا عربی نمی دانم خلق عرب خلق کرد مثلا تعصب روی کرد بودن، تعصب روی ترک بودن تعصب روی شمالی بودن تعصب روی ایرانی بودن این همه ما ایرانی داریم متعصبند در ایرانی بودن خودشان. ناسیونالیسم هستند. ناسیونالیسم یعنی یک تعصب است دیگر. ناسیونالیسم آقا بالاخره یک کسی عرب نیست از ما بهتره، از ما بهتر می فهمد یا به حق نزدیک تر است نه یک کسی است عرب است و از ما بهتره. یه قومی هستند عرب هستند از ما بهترند از ما دیندارترند از ما متدین ترند. باید تعصب را کنار بزارید. اینجوری هستند قومی قبیله ای وطنی بخواد آدم رفتار بکند نه من با اینها کار نمی کنم نه اینها اینجوری هستند. الان هم در کشور ما یک جریان هایی دارد درست می شود، متعصب. پان ترکیسم دارند به شدت روی ترک گرایی حتی اگر حق هم نباشد. دارند کار می کنند در مقابل حق در مقابل دین در مقابل حتی ایرانی بودن. دشمن دارد به این آتش می زند ها دشمن هم دارد این را روی آن کار می کند ماهواره ها دارند کار می کنند شبکه های مجازی دارند روی آن کار می کنند. آقا کردها باید کردستان ایران باید تجزیه بشود کردها همه کردهای ایران سوریه عراق یک کشور تشکیل شود. الان ترک های آذربایجان ،آذربایجانی که قبلا مال ما بوده بعد شد شوروی غصبش کرد الان باید تبریز را بگیریم آن دو تا استان سه تا استان مال ما هست اصلا باید همه ما یک کشور ترک تشکیل بدهیم. ترکیه دارد یک داستانی راه می اندازد الان به شدت دارد در ماهواره ها برای تجزیه ی ایران برنامه ریزی می کند. یک عده ای که از آمریکایی ها و اسرائیلی ها دارند خط می گیرند، در کشور ما علیه افغانستانیها به شدت دارند تبلیغ می کنند که اینها دارند اینجا یک دروغ های زیادی علیه اینها دارند درست می کنند این افغانستانی ها که نزارند این دو ملت کنار هم در نبرد آخر زمان بجنگند. ما یک تجربه ی بسیار شیرینی که در همکاری و زندگی شیرین کنار افغانستانی ها داشتیم که زیاد هم هست، در جنگ بین المللی که ما علیه داعش داشتیم. ایرانی ها افغانستانی های شجاع غیور پرکار خستگی ناپذیر پاکستانی ها آمدند، عرب ها آمدند، لبنانی ها آمدند، یک عده ای می خواهند این قومیت ها کنار هم زندگی نکنند کنار هم جهاد نکنند. خود من در صحنه های بین المللی بیش از سی سال است خب من فعالیت بین المللی دارم مجاهدت هایی که از عزیزان افغانستانی خارج از کشور دیدم از هم وطن های خودم خیلی کمتر دیدم. فداکاری هایی که کردند، ایمانی که دارند از خودشان در آنجاها نشان می دهند؛ در جهات فرهنگی در جهات اقتصادی در جهات نظامی خیلی جاها خیلی بهتر از ما عمل کردند. خب یعنی چی ما هی تعصب به خرج بدهیم که نه همیشه ما خوبیم. نه آقا یه عده ای هستند یک جاهایی آنها بهتر از ما هستند، قویتر از ما هستند، مومن تر از ما هستند شجاع تر از ما هستند قانع تر از ما هستند پرکارتر از ما هستند. خب برای چی ما هی برای اینکه این. الان دوباره شروع شده در فضای مجازی عده ی زیادی آقا همه ی افغانستانی ها را باید از کشور بیرون کنیم و بعضی از نماینده های مجلس بعضی از اعضای هیئت دولت متاسفانه تحت تاثیر این نقشه ی شیطانی قرار گرفتند و دارند بله من قبول دارم اینها خیلی از افغانستانی هایی که نفوذ کردند اینجا داعشی باشند، نفوذی باشند، نمی دانم مثلا نفوذی دشمن باشند خب بله شناسایی بشوند دستگیر شوند یا غیرقانونی دارند حضور دارند بله خب بله غیر قانونی حضور دارند که به حسابشان رسیدگی بشود اما اینکه ما همه را با یک چوب برانیم در مورد همه یک جور قضاوت کنیم این کار بسیار بسیار زشتی است. این کار باعث می شود ما امت داریم اصلا. اسلام جغرافیای مرز حقیقی که ندارد که مثلا بگوید اینجا ایران است آنجا افغانستان هست آنجا ... فردا که جنگ بشود مرز معنا ندارد که. پس ما الان علیه داعش جنگیدیم افغانستانی های عزیز آمدند صدها شهید دادند مگر افغانستان در خطر بود؟ یا الان ما الان داریم برای فلسطین می جنگیم برای لبنانی ها می جنگیم. اسلام یک امت است. ما همه مان بچه های اهل بیتیم امت پیغمبر هستیم آمریکایی که الان دارد کشته می دهد آمریکایی که دارد شلاق می خورد زندان می رود اخراج می شود شکنجه می شود بخاطر نفع دفاع از فلسطینی ها. آن بگوید چی؟ بگوید به من چه؟ عرب ها مسلمان ها به من چه؟ مسیحی است یا یهودی است حتی . یهودی است دارد برای دفاع از مسلمان ها کتک می خورد چه تعصب احمقانه ای است که ما باید داشته باشیم آقا حق اگر یک جایی باشد ما باید از حق طرفداری کرد از حق هر جا باشد باید طرفداری کرد. این نوع گرایشاتی که همه اش در آن محدودیت است اینها را اصلا ما در اسلام نداریم تقسیم بندی های حیوانی تقسیم بندی های غیر انسانی تقسیم بندی هایی که در آن رحمانیت و رحیمیت هر جا نباشد تعصب است. این فراموشمان نشود . بعد حضرت می فرماید: «وليس من العصبية أن يحب الرجل قومه» این تعصب نیست که یک نفر قوم خودش را دوست داشته باشد بگوید ما ترکیم ترک ها را دوست داریم عربیم عرب ها را دوست داریم ایرانی هستیم ایرانی ها را دوست داریم این تعصب نیست. تعصب آنجاست که تو حق را زیر پا بگذاری. دین را زیر پا بگذاری یا اگر یک جایی از هم قومی تو یک جایی ظلم می کنند از ظلم او دفاع کنی. ببین حضرت چی می گوید؟ می فرماید که «ولكن العصبية أن يعين قومه على الظلم» عصبیت یعنی اینکه تعصب یعنی اینکه تو قوم خودت را در ظلم کمک بکنی . الان شما نگاه کنید چقدر ما خبرنگار هنرپیشه موزیسین رپر ورزشکار نماینده ی مجلس در آمریکا و اروپا و کشورهای دیگر داریم که می گوید آقا الان این ظلم هست که به فلسطینی ها دارد می شود نباید ما اینکار را بکنیم این غلط است. رییس فیفا آمد چی گفت؟ گفت آقا ما سه هزار سال ما اروپایی ها جنایت کردیم و ظلم کردیم باید برای سه هزار سال از بشریت معذرت خواهی بکنیم چون همیشه در دنیا ما جنگ راه انداختیم. این تعصب ندارد .می گوید خودم اروپایی هستم ولی باید اعتراف بکنم. چقدر شخصیت های آمریکایی اروپایی الان دارند از فلسطینی ها دفاع می کنند. می گویند ما زیر بار این ظلم نمی رویم. دیدید که آن جوان رشید و جوان منصف مسیحی آمد خودش را هم آتش زد. گفت من در اعتراض به ظلمی که به فلسطینی ها دارد می شود کشور من دارد می کند من خودم هم سربازم، ارتش من دارد این کار را می کند. من زیر بار این ظلم نمی روم. ما زیر بار این ننگ نمی رویم دفاع کنیم از اینها . اینها آدم های منصفی هستند این ها آدم هایی هستند که قطعا به خداوند تقرب دارند اینها می گوید ما اصلا ما آمریکایی ها داریم ظلم می کنیم ما اروپایی ها داریم ظلم می کنیم این اصلا طرفداری نمی کند. حضرت می گوید ظلم این است که تو آن چیزی که مربوط به خودت هست را از روی تعصب آن چیزی که ظلم هست را توجیح کنی یا ظلمی که خودت داری به بقیه می کنی را توجیح بکنی. ببین تعصب را من یک جور نقشه اش را بگویم به شما تعصب را پیغمبر خیلی زیبا طراحی کرده. می فرماید: تعصب البته ایشان کلمه ی تعصب نمی گوید- می گوید شما ها خوار را در چشم دیگران می بینید ولی درخت را در چشم خودتان نمی بینید. این خودشیفتگی و تعصب اینجوری است یعنی اگر در چشم شما یک درخت دربیاید آن را می بینید. اگر این همه عیب داشته باشید اما یک نفر اگر یک خوار در چشمش باشد تو می بینی یک کار زشت و کثیف را برای خودت می پسندی، کثیفت ترین کارها، لجن ترین کارها را برای خودت می پسندی ؛بعد یک نفر یک کار مکروهی انجام بدهد برای تو خیلی سخت است برای تو خیلی بد است. خودت یک هزار تا کثافت کاری و جنایت و ظلم می کنی در حق دیگران اما اگر یک نفر همان کار را در حق تو بکند می گویی باید نابود شود .الان ریشه ی تعصب آن عنانیت و تعصبی است که ما داریم. خب یک صلوات ختم بفرمایید.
نبی اکرم نگاه کنید صلی الله علیه و آله وسلم: «لَيسَ مِنّا مَن دَعا إلى عَصَبِيَّةٍ و لَيسَ مِنّا مَن قاتَلَ (عَلى) عَصَبِيَّةٍ» دقت کنید می گوید از ما نیست کسی که دعوت به تعصب بکند. بعضی وقتها علما ممکن است این کار را بکنند. بعضی وقتها بعضی از رهبران بعضی از کسانی که تریبون دار هستند، جریان اجتماعی ایجاد می کنند ولی متعصبانه است. بیخود است دروغ است ناحق است. پا روی حق می گذارند. دانشمندان نخبگان. تعصب روی هنرمندان؛ هنرمندان همه خوبند فوتبالیست ها همه خوبند اگر یک جایی یک هنرمندی جنایت کرد گناه کرد همه می آیند از او دفاع می کنند. خب این ظلم کرده دفاع کرده آدم کشته. شما دیدید مثلا سر این قضیه ی فتنه ی زن زندگی آزادی ریختند یک پزشک با زنش یک شهید شما دیدید که با او در تهران چکار کردند. این را آورده اند در خیابان می زنند همه می زنند آنقدر زدند تا این جلوی چشم همه این مرده. بچه را له اش کرده اند. بعد که زندانشان انداختند اینها را. پزشکها می گویند چون اینها پزشکند پزشک ها خب مثلا باید تبرئه بشوند چون پزشکند یعنی چی؟ جنایتکار است یعنی چی شما از این تبعیت می کنید می گویند هنرمند بوده طرف اینکه چهار تا هنرپیشه پا می شوند می روند خانه ی طرف بیا رضایت بده. چون این هنرمنده پس دیگر این هر جنایتی کرد. همین تعصب های جاهلی که الان شما در شبکه ها می بینید. نه به اعدام فلانی، نه به زندانی فلانی. یه هشتگ راه می اندازند آره هشتک متعصبانه است. بابا حق است دادگاه تشکیل می شود طرف خودش اعتراف کرده که من این تعداد آدم را کشته ام. من این تروریستم این کار را می کنم افتخار هم می کنم بعد می بینی بچه هایش در شبکه های مجازی از جنایت پدرشان آی پدر مظلوم ما، جمهوری اسلامی مثلا خونخوار پدر من...، بابا پدر شما دارد خودش اعتراف می کند من اینکار را کردم قبل از اینکه اصلا جلوی دوربین جمهوری اسلامی بیاید از توی شبکه ها قبل از دستگیریش پز داده است به این همه جنایتی که کرده به این همه آدم کشی که کرده سخنرانی کرده بعد تعصبه . این تعصب طرف فتنه گر است زندانی است اغتشاشگر است سابقه ی محکومیت دارد بعد می بینیم رییس جمهور ما می رود او را انتخاب می کند و ترجیحش می دهد به اینکه او را بکند وزیر رییس ما یک موقعی می کندش مدیر کل فلان جا عضو هیئت دولت. خب این تعصب است دیگر . تعصب از هر کس باشد غلط است بخصوص که امام جامعه ولی فقیه جامعه رهبر می گوید آقا این کس ها را نگذاری در هیئت دولتتان بیایند بعد می بینید تعصب حزبی، گروهی و جناحی اجازه نمی دهد. بدترین ضعیف ترین مضرترین آدم ها را انتخاب می کنند برای دولت یا برای نمایندگی مجلس یا شورای شهر یا هر چیز دیگری. می خواهم بگویم اینکه امام می گوید خدایا پناه می برم من به تو از اینکار که حمیت تعصب به من غلبه بکند .
ما آدم داشتیم در یک حزبی بودند این کاندید شد، برای یک مقامی کاندید شد. حزب خودش یک آدمی را بیرون از حزبش از این بهتر می دانست تعصب هم نداشت. خدا رحمت کند شهید بهشتی را گفت آن که بیرون از حزب ما هست بهتر است انصافا، کمالاتش بیشتر از هم حزبی ماست. ما به او رای می دهیم. به هم حزبی خودمان رأی نمی دهیم؛ یعنی شجاعت یعنی حق گرایی. او که آنجا هست حزب مقابلمان او بهتر است ما به او رای می دهیم. آن وقت جالبه همان هم حزبی که ازش حمایت نشده بود، خودش آمد در تلویزیون گفت که درسته، ایشان کمالاتش از من بیشتر است و خود من هم به او رای می دهم. خودم هم به او رای می دهم .این یعنی حق گرایی یعنی تقوا یعنی دین گرایی. خدا راضی است الان کی رای بیاورد کی بالا برود. در روایت داریم اگر کسی کسی را منصوب کند به یک کاری، الان بنده در یک جایی مدیرم می خواهم استخدام کنم چند نفر را می خواهم منصوب کنم. می گوید اگر بدانی بهتر از او هست و انتخابش نکنی «فقد خائن الله و رسوله و المسلمین» خیانت کرده به خدا و پیامبرش و همه ی مسلمانان و اگر می گوید اگر کسی خودش را برای کاری کاندید بکند خودش را می خواهم نماینده ی مجلس بشوم می خواهم رییس جمهور بشوم می دانم از من بهتر هست می گوید اگر قبول کنید یا خودش را نصب کند خودش را انتخاب کند، خودش را کاندید کند، خیانت کرده به خدا رسولش و همه ی مسلمانها. این خطری است که همه ی ما را تهدید می کند خدا رحمت کند مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی انصاری را آمدند گفتند که خب مرجع زمان به رحمت خدا رفته شما به عنوان مرجع شیعیان دنیا -دقت کنید آن موقع یک مرجع می گذاشتند برای کل شیعیان- به عنوان مرجع شیعیان شما انتخاب شدید. تقوا را شما نگاه کنید. می گوید که من چرا؟ ما بارها دیدیم مرجعیت را دادند به مراجع گفتند نه ما. گفتند چطور ؟گفت من وقتی که داشتم درس می خواندم در نجف یک آقایی بود او از من خیلی بهتر بود . او از من در فهم دین قویتر از من بود. او باید مرجع شیعیان بشود .نه من. مردم هم رفتند سراغ آن آقا . گفتند که آقا ما رفتیم سراغ آقا شیخ مرتضی گفتند شما بهترید. حالا ما جواب این را نگاه کنید. شما بهترید برای مرجعیت شیعیان می گوید راست گفته شیخ من از او بهتربودم ولی من مدت هاست کار درسی و علمی را رها کردم. الان دیگر آن آمادگی را ندارم. ایشان قطعا الان از من بهتر است. چون ایشان ادامه داده. ایشان الان در فهمش الان از من قوی تر است من مدت ها این کار را بخاطر اینکه آمدم در تبلیغ و مشغله های ارتباطی دارم کارم ضعیف شده. او از من قویتر است. او قطعا به درد مرجعیت می خورد. مرجعیت را پاس می دادند به همدیگر. اصلا اینجوری نبود دو دسته قاپ بزنند. مثل بعضی از آقایانی که مجتهد هم نیستند حتی مجتهد هم نیست، می گوید مرجع تقلیدم. مرجعش هم کردند دیگر. نه اینکه حوزه ی علمیه این را مرجع کرده خودش اعلام مرجعیت کرده یک عده هم تعصب دارند کرده اند مرجع. مراجع انگلیسی مراجع آمریکایی که الان هستند مراج قم، آیت الله سیستانی مراجع قم مراجع نجف مثل آیت الله سیستانی، مقام معظم رهبری می گویند آقا در اربعین عکس هیچ مرجعی نه رهبری نه هیچ مرجعی عکس هیچ کس در موکب ها نباید بزارند. همان پرچم یا حسین. ولی یک کسی که اصلا خودش مرجع هم نیست هر جا می رویم عکس این آقا در همه ی شهر در همه ی موکب ها عکس این را زده اند مرجع دینی شیعیان آیت الله عظمی فلان. تفاوت چقدره؟ بعد حضرت می فرماید: «لَيسَ مِنّا مَن قاتَلَ (عَلى) عَصَبِيَّةٍ» از ما نیست کسی که بجنگد بر اساس عصبیت. بر اساس تعصب بجنگد. آقا الان مثلا قوم و قبیله ی من می خواهند جنگ کنند. حق هم نیست. تعصب است. برای چی من باید بروم بجنگم؟ الان شما نگاه کنید چقدر ما آمریکایی های با شرافت داریم در رسانه هایشان پر است، خیلی هستند می گویند کشور ما متجاوز است. کشور ما جنگ طلب است. رییس جمهورهای ما همه متجاوزند .ما قرن هاست داریم به کشورهای دیگر تجاوز می کنیم حقشان را می خوریم. برای چی ما باید پا بشیم برویم اینکارها را انجام بدهیم؟ ما مقصریم دیگر. نباید اینکار را بکنیم. وقتی که پهباد جاسوسی آمریکا را در مرز ایران ایران زدش. آن پهباد گرانقیمت که فقط دو تا در دنیا هست. یکی اش را ایران زد. گروهی از آمریکایی ها رییس شان سخنرانی کرد گفت یک کمدین داشتند کمدینه اینجوری می کرد مثلا مسخره می کرد که الان پهباد ما آنجا در مرز ایران ما اینور دنیا هستیم آنجا چکار می کرد. همه زیر خنده می زدند. رهبر یکی از گروه ها می گفت اصلا آمریکایی آنجا چه غلطی می کنند آنجا خاورمیانه ما چه غلطی می کنیم آنجا. کاملا کشور خودش را نقد می کند .سربازان ما اصلا ما چرا باید سرباز داشته باشیم در کشورهای دنیا. یعنی چی؟ این آدم تعصب ندارد. پس خوب دقت بکنید حضرت می گوید ما اصلا نمی پذیرم از ما نیست کسی که براساس تعصب جنگ کند حتی؛ اگر قرار است جنگ شود یا هر تصمیم دیگری باید حق باشد. آن کار اگر حق نیست چرا ما باید رویش اصرار بکنیم. تعصب زنانگی جنسیتی خیلی از خانم ها تعصب جنسیتی دارند مثلا تعصب زنانگی دارند یعنی همه ی مردها بد هستند همه ی مردها اخ اند همه ی مردها فلانند یا تعصب های مردانگی مرد سالاری این هم تعصب است مرد باید همیشه حرف آخر را بزند. ما مرد هستیم. خدا رحمت کند امام گفت هیچ وقت حرف مرد یک کلام ایشان فرمود هیچ وقت حرف مرد یک کلام نیست مرد آن هست که حرفش یک کلام نباشد اگر فهمید اشتباه کرده بگوید حق با شما بالاخره . مرد حق این است آقا حق با شماست درست است خانمم بهتر از من مشاوره داده نظرش بهتر است . نه آخه ما مردیم زشته ما دیگر حرف زدیم باید مثلا ولو غلطه اینکار اصلا یعنی چی؟ این چه رفتار ننگی است که در خانواده ما اشتباه کردیم بگوییم آقا ما اشتباه کردیم دیگه نظر ماست خدارحمت کند از اولیای خدا من خدمتشان بودم منزل ما بودند آمده بودند منزل ما بعد خانمش زنگ زد بعد خانمش داشت پشت گوشی غر غر می کرد که حالا شما چرا اینکار را کردید آقا چرا اینجوری کردید. گفت ما که غلط زیاد می کنیم این هم یکی روی آن. می بینید مرد یعنی این نمی گوید نه تقصیر من نیست نمی دانم تقصیر خودتان است نه. اشتباه از من است ما که غلط زیاد کردیم خانم این هم یکی روی آن. شما بگذارید تا در مورد اخلاق انسانی که حضرت می گوید: حق با تو هم هست کوتاه بیا، مرا نکن؛ حتی اگر حق با تو هم هست تعصب روی حق خودت هم ول کن. دعوا راه نیانداز. قیل و قال نکن؛ حتی اگر حق با تو است و آن کسی که حق با اوست و قیل و قال میکند دعوا را می اندازد اختلاف می اندازد با اینکه حق با او هست ها فتنه راه می اندازد غیبت می کند تهمت می زند با اینکه حق با اوست آن وقت دیگر من شفاعتش نمی کنم. خیلی وحشتناکه ها. یعنی مشروب خورها و زناکارها و اینها همه را من شفاعت می کنم قیامت، آدمی که با اینکه حق با اوست هی بحث را کش می دهد هی می خواهد ثابت کند که حق با اوست هی شروع می کند تلفن می کند به اینور و آنور با صد نفر می خواهد تاییدیه بگیرد، خودش را تخلیه کند، این آدم پیامبر می گوید من این آدم را تایید نمی کنم من این آدم را شفاعتش هم نمی کنم.
آمد خدمت امام صادق(ع) گفت: آقا دو تا از شیعیان با هم دعوایشان شده، اینجوری شده، اونجوری شده اینجوری شده حضرت فرمود از هر دوی آنها بیزارم. گفت آقا برای چی یکی از آنها ظلم کرده یکی از آنها مظلوم است. دوتایشان چرا؟ گفت همان مظلوم هم کار را تمام می کرد می گفت باشد. اصلا حق با تو است ولش کن نزار این قیل و قال در زندگی در خانواده در کار بخصوص آنهایی که مسئولیت های سنگین دارند یهو می بینی قیل و قالشان یک فتنه در هیئت درست می کند در یک لشگری ایجاد می کند در یک کشور ایجاد می کند. قیل و قال حتی اگر درست هم باشد نباید بگوید. در حدیث داریم خدایا پناه می برم به تو از گفتن حقی که حق می گوید پناه می برم اگر من حق بگویم دعا داریم که مصلحت نباشد آن را بگویم. کار زشتی باشد اگر آن حق را بگوییم. بقول مقام معظم رهبری هر حقی را هم که نباید بگوییم دعوا و فتنه راه بیاندازیم در اجتماع، یک عده را بترساند یک عده را ناامید کند یک عده را ذهنشان را مشکوک کند یک عده دیدشان را آلوده کند یک عده را بدبین بکند. برای چی می روی این را می گویی؟ ولوحق هم هست. حق بالاتر وحدت و همدلی است که تو داری ضایع اش می کنی و نابودش می کنی. برای چی آخه، مگر مجبوری که هر چیزی را بروی بگویی. می گوید خب اشتباه نکردم درست گفتم غلط کردی درست گفتی همین درست گفتنت غلط است. برای چی رفتی این را بیان کردی. یک فتنه درست کردی.
خدا رحمت کند شیخ فضل الله نوری را شهید شیخ آیت الله فضل الله نوری را آنهایی که تاریخ معاصر خوانده اند می شناسند ایشان را قبر مبارک ایشان قبر مطهر ایشان هم در همین در حیاط حرم هست زیارت بکنید این شهید بزرگ را. چون مظلوم هم شهید شده. خیلی زیارتشان هم خوب است. برای حاجت گرفتن برای زیارت اینها خیلی خوب است. ایشان از نجف آمده بود ایران دیگر، دفاع از حق می کرد. دفاع از دین می کرد. جبهه باطل قاضی قاضی است فاسد است این قاضی شما زندگینامه ی این قاضی را که می خوانید می بینید که من در نجف اول نماز شبم را خواندم رفتم حرم اینجوری کردم زیارت عاشورایم را اینجوری کردم این قاضی، این قاضی که مجتهد در نجف است، زیارت می خواند زیارت عاشورا می خواند دعا می خواند این شد قاضی پرونده ی شیخ فضل الله و حکم قتل شیخ فضل الله را نوشت در دنیا طلبی خودش. آدم اینجوری می شود. پس شیخ فضل الله زیر جنازه بابایش را دارند دار می زنند کف می زند که بابایم را دارند می کشند. این چه جوریه؟ شیخ فضل الله دو تا نامه نوشت به دو تا از بزرگان نجف بزرگان و اعاظم مشهور هم هستند، خیلی مشهور هستند یعنی اگر شما دو تا آقا بحث نمی کردید و قیل و قال نمی کردید و اختلاف نمی کردید، من الان سرم به دار نمی رفت. من الان کشته ی اختلافات شما دو تا بزرگوار هستم که باهم اختلاف کردید، کوتاه هم نیامدید. دو تا از اعاظم و بزرگان و مراجع و مجتهدین زمان که هی با هم قیل و قالو بحث داشتند سر یک حقی سر یک تصمیم گیری سیاسی. وحدت را در نظر نگرفتند و در این گرفتاری آمدند شیخ فضل الله را گرفتند. هیچ کس هم صدایش در نیامد. یک آدم به آن عظمت را به دار کشیدند. چون دو تا مجتهد حاضر نیستند دست از اختلافاتشان در این زمان بردارند و ما این مفسده را در این از اول انقلاب بین خودی ها و خواص زیاد داریم و این تعصب ها هست که یک کشور را نابود می کند این تعصب ها هست که خون هزاران انسان را می ریزد باعث می شود خون هزاران انسان ریخته شود این است که امام سجاد می فرماید خدایا من پناه می برم به تو از حمیت . قران می فرماید حمیت جاهلی ببینید در مورد کفار جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ » هنگامی که کافران حمیت جاهلی را در قلب خودشان قرار دادند حمایت از مقابله با حق حمیت این است. حمیت این است که طرف امیرالمومنین را صدا می کند می گوید یا علی تقصیر من بود که حضرت زهرا کشته شد حق تو گرفته شد. من را می بخشی؟ حضرت می گوید می بخشمت. این خیلی حرف است. می گوید می بخشمدت به شرط اینکه برو بگو همین الان اعلام کن من اشتباه کردم حق با علی بود این کلمه را بگو گفت النار و لا العار من جهنم می روم ولی همچین اعتراف کنم اشتباه کردم؟ اعتراف کنم من اشتباه کردم؟ هرگز این کار را نمی کنم. تعصب اینجوری است. تعصب یک کاری است که انسان جهنم را انتخاب می کند پا روی دلش نمی گذارد. در روایت داریم در روز قیامت می گویند به آن ملعون می گویند پیامبر دارد رد می شود عذاب را برداشتند. چون پیامبر دارد از صراط رد می شود. می گوید نمی خواهم بزار عذاب باشد . می گویند پیغمبر آمده شفاعتت کند می گوید شفاعتش هم نمی خواهم من جهنم می مانم ولی حاضر نیستم ننگ رابطه با پیغمبر بروم. یعنی آدم چه جوری می شود. تعصب اینجوری است. تعصب اینجوری است که خدا هم بگوید تو می ایستی جلوی او . بشر چقدر وحشتناک می شود وقتی می افتد روی دنده ی لج می افتد روی دنده ی تعصب می افتد روی دنده ی حمیت و خودخواهی و خودشیفتگی و این صحنه برای همه ما پیش می آید . چون شما جهنم باید در وجودمان نباشد تا از جهنم رد شویم. این را دقت کنید گناهان در روز قیامت در جهنم مثل آهن ربا عمل می کند. گناهان مثل آهن ربا عمل می کنند. آهن ربا چی را جذب می کند؟ آهن را. روز قیامت که همه دارند از صراط رد می شوند در جهنم، آتش چه کسایی را می کشد داخل؟ فقط کسایی که چیزی از سنخ جهنم در وجودشان باشد. اصلا زندگی ما که الان روی صراط مستقیم است ما باید تلاش کنیم هر چیزی که از جنس باطل است در وجودمان نابود کنیم. اگر نابودش نکنیم روزی که داری از صراط رد می شوی آن آتشی که مخصوص حسادت است تو در دلت حسادت است در دلت تعصب است آن می کشدت چون مانده در تو .حلش نکرده ای. یا غیبت است یا تهمت است یا دروغ است یا نمی دانم روابط نامشروع است یا نمی دانم رباخوری است حرام خوری است هر آتشی آنجا پر از آتش است و هر کدام هم گناه خاص خودش را می کشد داخل. آدمها وقتی رد می شوند همه ی آتش ها آنجا منتظرند. آتش ها شعور دارند آنجا دقت بکنید ها. جهنم آنجا یک موجود کاملا شعورمند است . قران نگاه کنید مکالمات جهنم را دارد کاملا بیان می کند دیگر «يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ» می گوید در روز قیامت به جهنم می گوییم سیر شدی این همه آدم را خوردی این همه آدم رو در صراط کشیدی داخل بس نیست. جهنم می گوید اگر کسی هست باز هم می خواهم. کسی هست که من دوباره بکشمش جهنم؟جهنم یک موجود شعورمند است جهنم ملائکه ی جهنم هم همینطوری هستند. «عليها ملئكة غلاظ شداد» فرشته هایی که بی رحمند فرشته هایی که یک ذره هم خیلی وحشتناکند و هم خیلی بی رحمند این اصلا جنس این فرشته اینجوری است که هر کسی که با خدا مشکل داشته، خشونت دارد نسبت به او. هر کسی که با گناه او سنخیت دارد، می کشدش می بردش عذابش می دهد اصلا. معطل نمی کند. الان شما می آید الان یک شیر می آید مثلا یک آهویی را اصلا شیر چرا می آید آهو به آن قشنگی را می درد می خورد؟ چون ساختارش اینجوری است دیگر. مار چرا مثلا یک دفعه یک مار می رود یک شیر را کاملا قورت میدهد درسته این شیر را قورت می دهد مارهای پیتون و بوآ اینجوری هستند. این است. برای این ساخته شده که اینجوری بخورد. تمساح چکار می کند تمساح عقرب چکار می کند؟ ذاتش همینجوری است. پیغمبر یک موقعی نشسته بود یک عقرب زد به پیغمبر را. پیغمبر فرمود خدا لعنت کند عقرب را که خوب و بد را می زند. خوب و بد را نیش می زند. جهنم اینجوری است. جهنم وقتی ببینددر تو کوچکترین چیزی از جنس خودش هست می کشدت بنابراین اصلا زندگی ما یعنی اینکه ما خداوند در معرض انواع گناه قرار میدهد وقتی ما پاکش می کنیم از وجودمان یعنی جهنم را چکار کرده ایم؟ آن قسمت جهنم را چکار کرده ایم؟ خاموش کردیم. یعنی دیگر آن من را نمی سوزاند یعنی من نمی سوزم تحریک نمی شوم تحریک جهنمی نمی شوم غیبت نمی کنم تعصب ندارم زود رنجی ندارم عصبانیت ندارم حسادت ندارم گناه نمی کنم تهمت نمی زنم. اینکه پیغمبر می فرماید کسی که برای دنیا غصه می خورد می رود جهنم پس جهنم چه کسانی را می خورد؟ آنهایی که برای دنیا نگران هستند و غصه می خورند پس هر بار برای دنیا غصه می خوری بدان داری برای جهنم، جهنمت را داری آباد می کنی. اگر جهنم کسی از رویش رد شد غصه ی جهنم را نخورده بود خب کاری باهاش ندارد که غصه ی دنیا را نخورده بود درواقع همان غصه ی جهنم دنیا جهنم است دیگر غصه های دستم را نگاه کنید. غصه های چهارگانه جمادی گیاهی حیوانی عقلی، هر کدام را که برایش غصه بخوری جهنم عذاب درست می کنی. پس خدا هی برایت یک صحنه ای ایجاد می شود. یک جایی یک چیزی از دستت می رود یک جایی فوت می شود. یک جایی یک چیزی می شکند ظرفت می شکند ظرفت را می شکنند. شوهرت زد یک دفعه کریستالی هم که نمی دانم مهریت بوده جهیزیت بوده نمی دانم چی بوده حالا، از خاندانت بهت ارث رسیده اصلا یک ظرف خیلی خیلی قیمتی شوهرت یک دفعه می زند می شکند. خدا می گوید بشکن ببینم چکار می کند. خانمت ماشین را برداشته رفته بیرون رانندگی بکند تصادف کرده. بعد زنگ می زند من تصادف کردم. چی می خواهی بگویی؟ همین که شروع کردی مذمت کردن، همین که شروع کردی داد زدن نق زدن غر زدن سوختی. یا پدر و مادر. پدر و مادر را خدا گذاشته می گوید تو باید عبد اینها باشی ولو روی پدر و مادرت تعصب احمقانه هم نداشته باشی، پدر و مادرت مقصر هستند، بگو پدر و مادر من مقصرند. بگو من می دانم که بین پدر و مادرم بابام ظلم دارد می کند به مادرم یا مادرم دارد ظلم می کند به پدرم تعصب نداشته باش. اما خودت نسبت به آنها باید «و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه» از روی رحمت بال زلت بگسترانی در مقابل پدر و مادر . تعصب نداشته باشید روی پدر و مادر، اما باید ذلیلشان باشید. پدر و مادر حرمتشان بی نهایت بزرگ است. خدا فرمود پدر و مادر را می زنی حرف هم می زند بعد زورت هم می آیدخیلی هم زورت می آید هان؛ بعد یک دفعه داد می زند سر پدر و مادر. تمام است. سوختی. سوختی تمام شد. سوختن یعنی همین دیگه همین که زورمان می آید خدا فرمود من یک کاری می کنم تو زورت بیاید اگر زورت نیامد یعنی بردی خاموشش کردی. خب چی می تواند کمک کند به اینکه ما نسوزیم؟ زورمان نیاید؟ اینکه عشق خداست که من زورم نیاید شما را. خدا اینجوری دوست دارد خدا می گوید اینجوری می خواهد. هرچی خدا بخواهد. اونوقت دیگر مهم نیست اصلا، خدا راضی است کافیه معشوقم اینجوری می خواهد باشد تموم شد ما چیز بالاتری داریم خانواده ی آسمانیم اینجوری می خواهد آره . حضرت زهرا اینجوری می خواهد تمام شد همین که همین جوری می خواهد کافی است دیگر. من دیگر زورم نیاید نسوزم اذیت نشم . اما اگر مثل مار می پیچی به خودت اذیت می شوی پس داری همینجوری آتیش روی آتیش زیاد می کنی اینجا یک ساعت می سوزی آنجا این یک ساعت می شود چند هزار سال. یه ساعت اینجا سوختی ها .آنجا می شود چند هزار. چون روزهای دنیا معادل بی نهایت است روزهای دنیا زمان هایش خیلی قیمتی است. تو یک ساعتت را رفتی غصه خوردی برای یک چیزی که ارزش غصه خوردن نداشت. یه چیز کثیف زشت حیوانی بود غصه خوردی برایش، این یک ساعت می شود برای همین است حضرت علی می فرماید یک کسی که گناه می کند صد سال برای یک گناه در جهنم می ماند. چون آنجا زمان ها با ما فرق می کند. بی نهایت است دیگر. پس خدا صحنه ای را پیش می آورد که ببیند تو واقعا عاشق خدا، خانواده آسمانیت، حق، هستی یا نه؟ در طول زندگی ما از اینجور صحنه ها خیلی پیش می آید. آدم باید خیلی حواسش جمع باشد که آتش نگیرد، جیغ نزند، داد نزند، غصه نخورد. اگر غصه نخوردی که او دارد با بلا صافت می کند. بلا سخت است. برای نفست سنگین است، ولی ما بالاتر از نفس داریم روحم آرام است. درست است به نفسم دارد فشار می آید اما روحم آرام است. درست است بچه ام دارد شهید می شود بچه ام جلوی تیر دیدید که فلسطینی ها را شما نگاه کنید باباهه فقط یک تکه دست از بچه اش آورده اند گذاشته اند جلویش. آن یک تکه دست را برمی دارد دست را می بوسد گریه هم می کند بالاخره عاطفه ی پدری خداروشکر الحمدالله. مادر را دیدید آن مادر را همه ی اعضای خانواده اش را از دست داده بود. می گفت خدایا شکرت الحمدلله. بچه داشت گریه می کرد بمباران شده بود و چند نفر هم کشته شده بودند بابا به بچه ی کوچکش می گفت بگو الحمدالله اینها چقدر بزرگه روحشان. مرد داشت جنازه ی بچه اش را توی آمبولانس می گذاشت بعد دید دوربین دارد فیلمبرداری می کند آمد جلوی دوربین ایستاد و گفت خدایا می دانی که من از تو راضیم. اصلا هیچ ناراحتی از تو ندارم که بچه هایم تکه تکه شدند اینجا. مادر می آید همه ی بچه هایش از دست رفته اند اینها روز قیامت می گذارد خدا. می گوید اینها عزیزترین کسانشان را از دست دادند غصه نخوردند تو برای چی غصه خوردی؟ برای چه کار کثیفی نشستی غصه خوردی؟ برای چه چیزهای بی ارزشی نشستی غصه خوردی. شما در امنیت کامل، در بهشت داشتی زندگی می کردی هیچ کدام از این مصایب را هم نداشتی آنوقت غصه هایتان آخه حیا می کردید خجالت می کشیدید از این جور چیزها غصه می خوردید. برای این چهار تا دیگه ارزش های چهار تا برای اینها غصه می خوردید؟ بچه هایش داشت تکه تکه می شد مادر داشت کل می کشید. همه ی بچه هایم شهید شده اند دو تا نوه ی دیگه هم دارم که انشالله آنها را هم در راه خدا می دهم. فردا خدا آنها را می گذارد جلوی ما. می گوید این نه به اندازه ی تو استاد دیده بود نه به اندازه ی تو کلاس رفته بود نه به اندازه ی تو حرم دیده بود نه به اندازه ی تو درس خوانده بود نه به اندازه ی تو معارف جذب کرده بود. چطور مصیبت هایش صد برابر تو بود ولی آرام بود؟ بعد تو یک صدم او مصیبت داشتی انقدر نق و غر و فحشا و کثافت کاری و گناه و ظلم کردی بخاطر یک چیز دنیایی؟ اینها را فردا خدا می گذارد جلوی چشمان تو. این در آمریکا حجاب داشته این در اروپا حجاب داشته. آن وقت تو می گفتی من در ایران و نمی دانم در تهران و قم نمی توانستم خجالت می کشیدم. این است. تعصب اگر در ما یافت شد جهنم می گیردشان. پس خدا صحنه هایی را ایجاد می کند در زندگی که ما تحریک عصبی بشویم عصبیت دیگه هان؟ تحریک تعصب پیدا بکنیم اگر نشدی گفتی خدایا هر چی تو بگویی هر چی تو بگویی، هر چی حق است، من عاشق حق هستم. حق کیه؟ حق خداست و مصادیقش. من عاشق حقم هر چی حق است آن را انجام می دهم اگر آرام بودی نق غر نزدی شکایت نکردی تراش می خوری خوشگل می شوی شبیه خدا می شوی. حق یعنی همین دیگر. مربی ها در باشگاه چکار می کنند این ها صفر کیلومتر هستند آمده اند باشگاه مربی این را هی اذیتش می کند تمرینش می دهد صحنه هایی را ایجاد می کند مبارزه ایجاد می کند، درگیری ایجاد می کند و هی در این صحنه ها و بقول امروزی ها چالش ها قرار بگیرد تا شبیه مربی بشود. می گوید من این را گذاشته ام که تو شبیه من بشوی. من کسانی را می گذارم سرراهت اذیتت کنند انقدر عفو کنی بشوی عفوف شبیه خودم کسایی را می گذارم بالاتر انقدر اذیتت کنند انقدر مغفرت داشته باشی غفور بشوی. بلاهایی سرت می آورم که انقدر صبر بکنی که صبور بشوی. آدم های محتاجی را سرراهت می گذارم که آنقدر به آنها مهربانی بکنی رحمت بخرج بدهی بشوی رحمان عزیزترین کس ها را نزدیک ترین مومنین رو می گذارم سر راهت انقدر دوستشان داشته باشی و بهشان محبت بکنی که بشوی چی؟ بشوی چی؟ رحیم. این هست دیگر. تراش یعنی همین. تراش یعنی همین. شما الان یک تکه سنگ گیر بیار بیرون یک تکه چوب چقدر ارزش دارد یک تکه چوب تنه ی درخت چقدر ی ارزد؟ این را نجار منبت کار می آید رویش کار می کند تراشش می دهد. انقدر به این ضربه می زند تیغ می زند اره می کشد روی این ولی این وقتی که تراش می خورد قیمتش چند برابر می شود؟ هزاران برابر. تراشیدن یعنی این دیگر. تراشیدن یعنی این. باید صبر کنی تا بتراشنت باید صبر کنی بتراشنت.
من یک موقعی صورتم را داشتند عمل می کردند پوست صورتم را برداشته بودند وسط عمل بهوش آمدم کسی که می خواست من را بیهوش کند به اندازه ی کافی بیهوشی نزده بود. یک دفعه بهوش آمدم دیدم این دکتره بالای سر من ایستاده یک دانه از این قلم های آهنی دستش با یه چکش دارد می زند. یک دفعه دید من بهوش آمدم. گفت عه چرا بهوش آمدی تو. بعد دیدی دکتره چی گفت؟ گفت داریم می تراشیمت. یک ذره دیگه صبر کنی آخرشه. گفتم کارت را بکن. کارت را بکن بتراش. من را نجات می داد دیگر داشت می تراشید یه چیزی را از صورت یک توده ی خیلی وحشتناکی را از صورت من داشت می تراشید بیست سال من را اذیت می کرد خب کار دکتر کار قشنگیه خب درد هم دارد تراش است دیگر دارد می تراشتت حالا من هم بهوش آمده بودم گفت دیگه تحمل کن دیگه آخرش است. باشد یعنی وقتی می زد به صورت من استخوان بود دیگر می گفت باید بایستی. خب دارد می تراشتت . خدا هم همینجوری است خدا دائما از صبح که پا می شوی تا شب می تراشد آدم را. اگر گفتی خب دارم خوشگل تر می شوم دارم شبیه خودش می شوم این دلدادگی باعث می شود آدم خیلی شیرین بشود برایش. زینب کبری را بردند کربلا چه جوری تراشیدنش؟ امام حسین را بردند کربلا. این فلسطینی ها را دارند می تراشند لبنانی ها را دارند می تراشند ولی می بینید چقدر قشنگ دارند حرف می زنند؟ چقدر قشنگ صبورند! چقدر قشنگ اظهار شکر اظهار رضا و اظهار. صد برابر این هم بلا به سرمان بیاورید دست از دینمان بر نمی داریم. گله نمی کنیم. نق نمی زنیم. هیچ وقت نق نمی زنیم و گله نمی کنیم. همه ی کسان ما را تکه تکه کنید آقا شوخی نیست بچه ی کوچکت بیاید بگوید من آب می خواهم آب نداشته باشی بهش بدهی. الان در فلسطین اینجوری است. غذا می خواهم و تو نداشته باشی بهش بدهی. الان زمستان است سرد است توی چادر هستند باران ریخته آنجا از سقف دارد آب می آید در آن سرما کف چادر پر از آب از بالا دارد آب می آید. ما چقدر داریم در رفاه زندگی می کنیم بعد ما یک عالم نق و غر به خدا داریم و آن بندگان خدا هم آنجوری هستند. اینها روز قیامت آدم باید جواب بدهد دیگر. اینها را خدا می گذارد جلوی چشم ما . پس اگر نق و غر زدی برای دنیا اگر تعصب داشتی اگر ناحقی کردی فردا خدا نمی گذرد. نمی گذرد که اصلا جهنم می کشد می برد داخل. متعصب را اصلا خدا با او حرف نمی زند. وقتی می گوید بی حساب می برد جهنم یعنی لایق حرف زدن نیست خدا اصلا با او حرف نمی زند. مثل مثلا تو چه غلطی کردی چکار کردی بعد بگوید خدایا من را ببخش من معذرت می خواهم نمی دانم اصلا خدا اجازه نمی دهد «لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ »خدا با آنها قرآن است دیگر می بینی خدا با آنها یک کلام حرف نمی زند حتی اینکه اینها بروند معذرت خواهی بکنند مثل کسی که اصلا نماز نمی خواند آدم های متکبر در مقابل دین خدا در مورد دستورات خدا می گوییم دستورات خدا حکم شرع این است می گوید من قبول ندارم . همین هر چی که می خواهد باشد هر چی که خدا دستور داده نماز اینجوری روزه اینجوری است، حق شوهر این است، حق زن این است فلان. می گوید این ها را قبول ندارم . می گوید خدا اینها را در روز قیامت چکار می کند؟ به اندازه ی یک مورچه چون متکبر بوده گندگی کرده خدا کوچکش می کند. یادت نرود ها این یک قاعده است هر کس در دنیا بزرگی کند کوچک می شود در قیامت . قد و هیکلش کوچک می شود ها غیر از اینکه تحقیر می شود نه کوچک می شود اصلا میگوید انقدر کوچک می شود که زیر دست و پای اهل محشر است ولی چون آنجا هم مرگ ندارد نمی میرد زیر دست و پا فقط هی فشار به او می آید تحقیر می شود حتی نمی آیند مثلا بگویند حالا تو گناهت چیه؟ می گوید بابا ما را ببرید ببینیم تکلیفمان چیه اصلا کسی بهش محل نمی گذارد .خیلی وحشتناک است. چون در دنیا این محل نمی گذاشت به احکام دنیا. دروغ می گفت دائما محل نمی گذاشت نمی دانم تکبر می کرد قلدری می کرد برای احکام الهی. شاخ و شانه می کشید. کسی که عزت کاذب دارد یادتان باشد این قاعده را در معرفت نفس . کسی که عزت کاذب دارد ذلت صادق گیرش می آید حتما ذلت صادق گیرش می آید یعنی کوچک می شود برای هیچ کس گندگی نکنید برای هیچ کس شاخ و شانه نکشید اگر یک جایی می دانی اشتباه کردی تقصیر تو بود برو معذرت خواهی کن برو حلالیت بخواه نگو حق با من بود. من درست فکر می کنم. اگر ظلم کردی غیبت کردی تهمت زدی آبروی کسی را بردی نمی دانم کسی را بی دین کردی نمی دانم برو زودتر تا دیر نشده بجنب. تعصب کردی خدا تحقیرت می کند دنیا و آخرت تحقیرت می کند. این خیلی وحشتناک است. این هست که امام می گوید خدایا من پناه می برم به تو از تعصب از تعصب عصبیت. باید جلوی خودمان را بگیریم. خیلی باید حواسمان جمع باشد. تصادف کردیم این راننده طرف مقصر هم هست ها می آید جیغ و داد قفل و فرمان می کشند برای همدیگر. بابا خب معلوم است تو اشتباه کردی الان تو نمی دانی عامل تصادف هستی؟ می آید از خودش دفاع می کند الکی. مامور هم که می گوید تو اشتباه کردی به مامور هم توهین می کند مامور پلیس و این خیلی خطرناک است و این را شما بدانید ما دائما در معرض این نوع امتحانات هستیم. برای اینکه خوشگل شویم ها. برای اینکه تمییز بشویم. خدا هی تکانمان می دهد تا آن ضعف ها گناهان آلودگی ها تاریکی ها بالا بیاید و تو بفهمی نقاط ضعفت چیه. بفهمی الان تو نقاط ضعفت این هست. من آهان اینجا دیدم اینکه. خدا رحمت کند مرحوم بحرالعلوم را که می گفتند آقا امام زمان را می شود دید می گفت چطور نمی شود دید که من هر روز بغلش می کنم. این یه موقعی دیدند خیلی خوشحال است. گفتند چیه؟ گفت امروز دیدم هیچ چیز از حسادت وجود ندارد. به هیچ کس حسادت نمی کنم. هیچ چی در دلم نیست. خوشحال است. چون بماند بیچاره می کند. خدا به شهید راه پیغمبر هم خدا رحم نمی کند. سعد شهید راه پیامبر است تا می گذارندش داخل قبر محترم است چون شهید شده انقدر احترام دارد، چون شهید شده انقدراحترام دارد که جبرئیل و میکائیل با هفتاد هزار فرشته می آیند تشییع جنازه اش. انقدر احترام دارد. پیامبر نماز بخواند برایش کفن و دفنش دعایش؛ اما این باعث نمی شود این اگر حق الناس دارد خدا بگوید بیخیال شو. تا می گذارند در قبر خداوند می گوید فشار قبر دارد چرا ؟ «كانَ في خُلقِهِ مَع أهلِهِ سُوءٌ» در خانه بد اخلاق بوده خدا با عرب جاهلیت شوخی ندارد با ما که یک عالم دانش و استاد دیدیم و آخوند دیدیم و مربی دیدیم و حرف شنیدیم کتاب خواندیم و درس خواندیم. خدا اصلا به ما رحم نمی کند اگر بخوای مسخره کنی دینش را، اگر بخواهی با دین خدا بازی بکنی مسخره کنی راحت هر کاری دلت خواست انجام بدهی در خانه نمی دانم کار محل کار همینجوری دلت خواست عنانیت داشته باشی ، خدا اصلا رحم نمی کند اصلا . کسی هم به دادت نمی رسد هیچ کس.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
خب من چند تا نکته را بگویم اول اینکه ما فردا کلاس سر الاسرار نداریم. عزیزانی که هم این کلاس می آیند و هم دوشنبه ها را فردا کلاس را ما نداریم. خب ما در بخش بین الملل به چند تا نیرو نیاز داریم برای داستان هایی که داریم الان انجام میدهیم به هر حال می دانید که در بخش بین الملل موسسه الحمد لله رب العالمین 25 زبان دنیا داریم محصول تولید می کنیم. اصلا جنگ جهانی است .دنیا علیه ما دارد کار می کند ما هم بالاخره حق را به همه ی زبان ها معرفی کنیم وبه قول آیت الله حائری پاک های دنیا را جذب کنیم. نورانی های دنیا را جذب کنیم. خب ما چون موسسه به ثبت قانونی رسید بعد از مدت ها که حالا بعضی از عزیزان هم پارسال هی به ما می گفتند خب حالا شما زمین خریدید کو پس بنایی یتان کو ساختمانتان کو چرا اینجوریه . ما یک سال و خورده ای تا همین چند روز پیش معطل مجوز شهرداری بودیم. با تلاش خیلی زیاد و دوندگی واقعا خیلی زیادی ما توانستیم مجوز ساخت این زمین را بگیریم. تازه دو سه روزه ما توانستیم مجوز بگیریم و دیروز فکر کنم به ما مجوز گودبرداری را تازه دیروز به ما دادند که ما برویم بتوانیم گود برداری را شروع کنیم. بعضی از دوستان می گفتند خب حالا شما انقدر از مردم پول گرفتید زمین خریدید چرا نشد پس این از این .
بعد موسسه هم ثبت قانونی نبود. ما در ذیل یک موسسه ی دیگری کار می کردیم الان الحمد لله موسسه تمدن انسانی به ثبت رسید. ما برای انجام کارهای قانونی مان و توسعه ی فعالیت جهادیمان در سطح جهان به چند تا نیرو احتیاج داریم و یکی از آنها حسابدار هست . یک حسابدار ی که سابقه ی درس حسابداری داشته باشد ها نه فقط درس حسابداری خوانده باشد سابقه ی کار حسابداری داشته باشد. حداقلش لیسانس داشته باشد .لیسانس مرتبط یعنی لیسانس حسابداری داشته باشد و حسابداری هم کرده باشد. سابقه دار باشد. کسانی که آمادگی دارند خودشان را معرفی کنند. کسانی که تخصص های رایانه ای دارند ساخت کلیپ موشن گرافی بلد هستند هم خودشان را معرفی کنند. آنهایی که به رسانه فضای مجازی و اپراتور پیج اینستاگرام و اینا ما لازم داریم آنها هم می توانند بیایند. کسانی که پژوهشگر هستند سابقه ی کار تحقیقات پژوهشی دارند به آنها هم به شدت احتیاج داریم و آنهایی که اهل قلم هستند می توانند کتاب بنویسند داستان بنویسند مقاله بنویسند این توانایی ها را دارند حتما خودشان را معرفی بفرمایند .
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین