جلسه 105 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
105
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
5
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 105 - انسان‌شناسی (تهران)

بسم رب الشهداء وصدیقین وخوب بحثمون در باره روزه بود حالا در ماه مبارک بحث راتکمیل کنیم در رابطه با روزه فرمایشاتی از حضرت امیر المومنین می فرماید که :

خداوند بندگان مومن خود را به وسیله نماز ها و زکاتها و جدیت در روزه داری روزه های واجب برای آرام کردن اعضا و جوارح آنان و خشوع دیدگانشان و فروتنی جانهایشان و خضوع دلهایشان حفظ می کند . خوب یکی از اسماءخداوند تبارک وتعالی ، رب است رب یعنی ما لک مدبر ، مالکی که تدبیر می کنه امور بندگان خودش را در بین بندگان ، بعد از این که خداوند تبارک وتعالی با عقل و فطرت رو کتاب رو علما رو در اختیار انسان قرار می ده خداوند منتظر عمل بندش می شه یعنی اول عقل و شعور و فطرت و امکانات رو در اختیار قرار می ده .

واگر بندگانش تصمیم به آدم شدن ، تصمیم به هدایت ، تصمیم به خوب شدن ، تصمیم به رشد حقیقی گرفتن یک رحمت دیگری شامل حالشون می کنه که با اسم الرحیم این رحمت شامل حال بندگان می شه ، پس خداوند رحمان است به همه بندگان چه کافر چه مومن رحیم است به بندگان ویژش ، بندگان ویژه اون کسانی اند که تصمیم دارن بندگان خوبی بشن و خداوند به اونها هدایت های ویژه نصیب می کنه ببینید شما مثل یه کلاس درس هست که بعضی از شاگردها ، گاهی وقتها شاگردها به صورت عمومی شرکت می کنند در کلاس و همه از درس استاد بهره می برند .

گاهی وقتها بعضی از شاگردها هستند که در اجرای دستورات استاد موفق ترند نمرات ویژه و بالایی کسب می کنند بنابراین استاد به اونها توجه ویژه ای می کنه و اگر احتیاج به درس های ویزه و خصوصی داشته باشند و تمرین های ویژه و خصوصی برای اونها تمرینهای ویژه و خصوصی قرار می ده . در یک باشگاه ورزشی اگر چند تا شرکت کننده خودشونرو خوب نشون بدن امتیاز های بهتری بگیرند برای کار ویژه انتخاب می کنه کلاس های خصوصی در یک کلاس ریاضی ، در یک کلاس فیزیک ، در یک کلاس ادبیات همین جوری هست خوب ، کلاس خصوصی یعنی اینها برای استاد از یک ارزش ویژه ای برخورداندهمه شاگرد هابرای استاد عزیز هستند ارزشمند هستند اما شاگردهای خاص ویژه هم هستند که از خودشون توانایی و لیاقت بیشتری نشان می دهن خوب اینها در نزد استاد عزیزتر و خاصتر می شن و. خوب استادباید برای اینها درس خصوصی بزاره . درس خصوصی یعنی چی ؟

یعنی یه چیزی بیشتر از شاگردانی عام خودش بیشتر از شاگردای معمولی خودش ،بایدبرای اینها سرمایه گذاری کنه خوب این سرمایه گذاری جذب بالاتری رواز ناحیه شاگردان می طلبه استاد کار ویژه کرده شاگرد ها هم باید جذب ویژه کنن مثلاً اگه یه استاد ورزشی یه استاد رزمی ده تا از شاگرداشو به عنوان شاگرد خصوصی و خاص انتخاب کرده برای اینها کلاس ویژه گذاشت معناش چیه ؟ کی می گه ؟

معناش اینهکه این ده نفر علاوه بر تمرین های عمومی که همه شاگردا دارن یه سلسله تمرین های خصوصی که قوی تر رو بگذرونن معناش چیه بازم ؟

معناش یعنی درسته تو شاگرد خاصی ولی چون لیاقت داری باید زحمت بیشتری بکشی معناش اینه خداوند تبارک و تعالی برای همه بندگانش که عزیز هستند چون غایت این هستش که بندگانش مثل خودش بشن ، به سعادت برسن نماز می زاره روزه می زاره حج می زاره زکات می زاره و با این کار بندگان خدا به وسیله نماز ، روزه ، حجاب عرض کنم خدمتتون و خیلی از دستورات دیگه به مرور زمان این جسم طبیعت خودشون رو من حیوانی خودشون رو من طبیعی خودشونوکوچیک می کنن و به من خدایی خودشون اضافه می کنند این مال بندگان عام خداست همه بندگان خدا که دیندار می شن به وسیله اجرای دستورات خدا احکام تکلیفی رو انجام می دن . تکلیف یعنی چی ؟

یعنی کلفت داره ، سختی داره ،همه احکام الهی فشار داره ، این فشار به کدوم بخش می یاد ؟ به بخش حیوانی مییاد بعد بخش انسانی که نمی یاد یعنی ما وقتی دستورات الهی رو اجرا می کنیم حیوانیت ما اذیت می شه نه بخش انسانی ما . بخش حیوانی هست که می خواد طفره بره از زیر بار قید ها خودشو چی کار کنه ؟

راحت بکنه اما بخش انسانی این جوری نیست بخش انسانی از این چیز ها لذت می بره ، بخش حیوانی انسان از نماز بدش می یاد دوست داره نماز نخونه ، دوست داره نماز کوتاه بشه ولی بخش انسانیش از نماز لذت می بره و دوست داره نماز بخونه درست بخش حیوانی از روزه بدش می یاد ولی بخش انسانی از روزه لذت می بره چرا بخش انسانی از روزه لذت می بره ؟

بخش انسانی از نماز لذت می بره ؟ برای این که بخش انسانی وقتی می بینه بخشحیوانی تر محدودیت فرار می گیره ، محدودیت نماز ،محدودیت روزه ، محدودیت حجاب ، محدودیت چیزای دیگه این هی باز تر ، بزرگتر و قویتر می شه برای همین لذت می بره ، کسانی که از دین و احکام دین بیزارند برای این که من انسانی شون فعال نیست ضعیفه لذتی از احکام دین نمی بره حالا خداوند تبارک وتعالی می دونه ماها همه حیوانیت برمون غلبه داره ، اول حیوانیت در انسان رشد می کنه دیگه.

بنابراین وقتی می یاد و احکام شرعی رو می زاره احکام شرعی ذره ذره به حیوانیت ما فشار می یاره یعنی نمارز یه مقدار فشار می یاره ، روزه یه مقدار فشار می یاره ، حجاب یه مقدار می یاره ، رعایت دستورات دینی فشار می یاره مثل فشار اولیه باشگاه ورزشی که همه می رن تو باشگاه همه باید تمرینا رو انجام بدن این ورزشای سخت و انجام بدن به مروز زمان بدن درد می گیره در این بین کسانی که مرتب به خودشون فشار می یارن ورزیده تر می شن تواناتر می شن دیگه اونوقت جزءشاگردان چی قرار می گیرند ؟

شاگردای خاص قرار می گیرن لذا خداوند به اینا یه سلسله دستورات اضافی هم قرار می ده برای این که می خوان قشنگتر بشن ،زیباتر بشن ، رشد بیشتری داشته باشن به انسانیت نزدیکتر بشن ، شادتر بشن ، دستورات ویژه می ذاره ، مستحبات برای این جور افراده ،اعمال مستحب ، کلمه مستحب یعنی طلب محبت کردن عملی که به وسیله اون در طلب محبت هستیم و در جستجوی آن هستیم می گن این عمل مستحب است یعنی چی ؟

یعنی با انجام این عمل محبت خدا رو به طرف خودتون جلب می کنین اینجا امیر المومنین (ع)می فرماید : خداوند بندگان مومن خود را به وسیله نمازها ،نماز مقداری از انسان رو می سازه ، رشد انسانی می یاره و زکات ها و پزداخت ها حالا راجع به زکات صحبت می کنیم این که مقداری از خودش از ماده رو دور کنه و جدیت در روزه داری روزه های واجب چی باید بکنه برای آرام کردن اعضاء و جوارح آنان وخشوع دیدگانشان و فروتنی جانهایشان حفظ می کند .

ببینانسان وقتی می رود به سمت نماز شاید می ره تو حرم ، نماز جماعت ، فعالیت مذهبی کسی تو طول روز نماز می خونید حسینیه می روید ، روزه می گیرید ، در ماه مبارک رمضان می بینید از هیجانهای منفی حیوانی انسان از بین میره انسان در ماه مبارک رمضان ساکت تر ، آرامتر ،دل نازک تر و با یک احساس پاکی بیشتری زندگی می کنه . عرض کردم جلسه گذشته شما در آمار وزارت کشور هم که نگاه کنید می بینید که جرم و بزهکاری در ماه مبارک رمضان به شدت کاهش پیدا می کنه .

چون این در آرامش انسان تأثیر داره . روایت بعدی از نبی اکرم است ،پس دقت کنید واجبات چه جایگاهی داره ، واجبات کلاس عمومیه ولی مستحبات چیه ؟ کلاس خصوصیه ،یعنی مال آدمای ویژه و موفق تر هستش که واجباتشون رو انجام میدن بعد به سراغ مستحبات هم چیه ؟ می رن چون طلب بیشتری دارن ،توقع بیشتری دارن ، اشتهای بیشتری دارن ، می خوان به خدا شبیته تر و نزدیکتر بشن می خوان انسان تر بشن.

. بنابراین قانع نیستند به واجبات اصلاً توقعشون زیاده ، می خوان شأنشون بالاتر بره مثل جنیه حیوانی بعضی در حیوانیت یه خونه 60 متری بسشونه ، یه خونه 100بسشونه ،دو تا فرش ، موکت ، مقداری غذا بسشونه ولی چون رشد بیشتری داره جنبه حیوانیشون روز به روز سعی می کنن که توسعه بدن این جنبه حیووانی رو ، کمالات جمادی ، نباتی و حیوانی رو توسعه بدن ، خونه وسیع تر ،غذاهای مفصل تر ، لباس های فاخرتر ، عرض کنم اشیاء و جواهرات و زینت آلات و تجملات بزرگتر و بیشتر و یکسره می گن ما شأنمون این هستش که بزرگتر بشیم ما از بقیه بالاتر باشیم . این مال کدوم شأنه ؟ شأن حیوانی . بعضی برا خودشون شأن انسانی قائل هستند یعنی وقتی خدا بهشون گفته شما می تونید بیاید با من حرف بزنید ، من شما رو می پذیرم که با من مستقیم و بی واسطه حرف بزنید ، نماز بخونید ، روزه بگیرید ،قرآن بخونید یا کارهای دیگه وقتی میرن صحبت می کنن به قدری این شأن براشون شیرینه و براشون جذابیت داره که دلشون نمی یاد تو این حد بمونن باز جوش بیشتری می کنن باز میل بیشتری به شأن انسانی دارن خیلی دوست دارن خودشونرو ثروتمند تر کنن از نظر انسانی بالاترین

تا به غایت ره می خانه نمی دانستم ورنه مستوری تا به چه غایت باشد

وقتی این میکده رو پیدا می کنن و لذت می برن دیگه نمی تونن قانع باشن مثل کسایی که تا به حال مکه مشرف شدن یا مثلاً کربلا مشرف شدن یا حرمهای بزرگ مشرف شدن وقتی می رن لذتشوکه می برن نمی تونه نره . معدن می بینه که پذیرایی خیلی خوبی ازش کردن اونجا خدا و بهره زیادی برد بنابراین اساساً می گه که من حقم این نیست که کم بخورم می خوام اشرافی باشم ،می خوام ثروتمند باشم ،می خوام بزرگ باشم ،این علاقه به ثروت بزرگ ،علاقه به اشرافی شدن علاقه به رشد زیاد باعث می شه که برای خودش رشد زیاد به حد کم اکتفا نکنه سراغ چی بره ؟ سراغ مستحبات هم بره چون هی می خواد بیشتر شبیه هی می خواد رشد بیشتری بکنه و ذخیر ابدی بیشتری برای خودش فراهم بکنه خوب بریم سراغ یک مبحث خیلی مهم در باره روزه و کلیه اعمال عبادی . این رو خوب دقت کنی انشا الله اول قاعده این هستش مه الصیام زکاة البدن روز زکات است زکات بخش حیوانی ماست زکات دو معنا داره من می خوهم در باره هر دو تا معناش توضیح بدم توضیحات مهم هست خواهش می کنم دقت بفرمائید زکات دو معنا داره یکی پاکی تزکیه شنیدید دیگه تزکیه کردن یعنی پاک کردن .

یه قاعده وجود داره یادتئن باشه می گه لکل شیءزکات حضرت می فرمایند : هر چیزی زکات داره یعنی شما وقتی که رو طبیعت می یاید روی زمین دقت کنید ما وقتی از خدا اومدیم از ملکوت ،اومدیم به طبیعت عالم دنیا اومدیم دقت کنید این جا که بودیم پاک بودیم چون از روح هم نزدیکتر ین موجود به خداست وتو اوج قداست و پاکی بودیم وقتی می آئیم پایین تر هی محدود تر می شیم تا می آییم اینجا می شیم به کجا آلوده می شیم به دنیا و آلوده می شیم به شأن های طبیعی مثل جنبه بدنی یعنی کمالات بدنی ،کمالات حسی ،جمادی نباتی ، و حیوانی این جا ما قبل از این که بیائیم پایین اون که حقیقت انسانی رو داشتیم بدن نداشتیم که بدن نداشتیم جنبه جنسی نداشتیم زن و مرد نبودیم هممون یه حقیقت بودیم این که بعضیامون زن می شیم ،بعضیا مرد می شن ،بعضی بابا می شن بعضی مامان احتیاج به لباس و غذا و میکن و عرشض می کنم خدمتتون وپول این جور چیز ها پیدا می کنیم اینا جنبه های چیه ؟ جنبه های حیوانی ماست خوب در واقع اینا حجاب می شه برای کدوم بخش حجاب می شه برای بخش انسانی ما آلوده می شیم به این بخش . زکات یا عمب تزکیه برای این کار به کار می ره که ما به وسیله زکاتیا تزکیه پاک می شیم .

و حاکمیت این بخش رو از خودمون بر می داریم سئوال آیا می توانیم یه کاری بکنیم تو دنیا که از مرد بودن و زن بودن خودمون خارج بشیم یا نه ؟ نه ، چون جنبه جنسی ما با ما چیه ؟ جنبه خونوادگی و مادی و حیوانی با ما هست خوب پس حذفش نمی تونیم بکنیم ولی چون ما انسانیم این جنسمون جنبه حیوانی ماست باید چی کار کنیم بر این جنبه حاکم باشیم نه این جنبه بر ما حاکم باشد یعنی این جنبه حیوانی ما باید تابع جنبه انسانی ما باشه چه جوری ما می توانیم جنبه حیوانی رو تابع جنبه انسانی بکنیم با تزکیه ،پاک کردن خودمون ،چه جوری می تونیم تزکیه بکنیم با اجرای دستورات خدا .

خداوند با وضع نماز ،روزه ،حج عرض کنم خدمتتون عبادات و خود زکات مالی باعث می شه که تسلط بخش حیوانیبرما چی بشه کم بشه ،تسلط بخش حیوانی دائماًکاهش پیدا کنه چون تا می یایم بهش بچسبیم مثلاً می خوایی ........................

و شکمو باشی یه ماه رمضان می خوره بهت با روزه رمضان از تسلط شکم انسان چی میشه ؟ و از تسلط شهوت خارج می شه یعنی می تونه به شکم و شهوتش بگهنه ، بنابراین می تونه تو این قسمت پاک بشه ، آلودگی بخش شکم و بخش شخوت نتونه انسان رو تحت حاکمیت خودش در بیاره این پاکیه پس ما هر چقدر دستورات خدا رو بیشتر اطاعت کنمیم به تزکیه نزدیکتر هستیم پاکتر می شیم روز به روز جنبه انسانی ما قویتر و جنبه حیوانی ما بیشتر تحت حاکمیت انسانیت ما قرار می گیره اینو بهش می گن اصطلاحاً تزکیه کردن و پاک کردن به خودمون پس این که خیلی دستور دادن ،سفارش کردن به تزکیه و پاکی بخاطر این که قرآن می فرمایند چند تا قسم می خوره بعد از چند تا قسم می گه قد افلح من تزکی کسی که تزکیه می کنه رستگار می شه کسی که خودششو پاک نگه می داره نمی زاره آلوده بشه این رستگار میشه ، یه معنا دیگه هم داریم زکاةزکات یعنی معنای عامش پرداخت مالیه دقت کنید مثل زکاةفطرهدر فطر بعد از عید فطر که با صطلاح می خواهیم عید بگیریم از صبح فطریمون رو از شب قبلش کنار می زاریم بعضیها گا گوسفند و دامداری و کشاورزی دارن مقداری از اونا رو باید مثل خمس مثل کارمند و حقوق بگیر و سرمایه دار خمس کنار می زارن اونا زکات کنار می زارن .

زکات هر دو کار می کنه کار اصلی زکات این هستش که پاک می کنه کار دیگه ای که می کنه نموو رشد ،نمو ورشد یعنی چی ؟ یعنی چی نمو و رشد می ده ؟ هر دو رو هم جنبه انسانی رو رشد می ده و به کار حیوانی برکت می ده که من می خوام امروز راجع به این مقدار صحبت کنم ببینید زکات در همه چی هست یکیش ماله که پرداختهای واجب و پرداختهای مستحب رو در نظر می گیریم یعنی ن مقداری مال دارم باید از یک حدی که می گذره یه سلسله پرداختهای واجب دارم باید انجام بدم غیر از اون باید فکر فقرا و نیازمندان و مستمندان رو هم چیه ؟ بکنیم

یعنی این جووری نباشه که فکر کنم خودم باید بخورم و خانواده خودم باید بخورند اگر کسی محتاج است وظیفه ماست مقداری از اموالتان را اختصاص بدیم به نیازمندان و فی اموالهم قرآن می گه که در باره مومنین فی اموالهم حق معلوم اسائل و المحروم مومنین کسایی هستند که در اموالشون یه حق مشخصی برای نیازمندان در خواست کنندکان و محرومین می زارن به فکر فقرا هستند یه حق خوب ها نه یه حقی که اصلااذیت نشیم ها اگه اذیت نشیم حیوانیت ما زیادتر می شه یادتون باشه در صدقه در انفاق مهم این هستش که در بخش حیوانی فشار بیاد یعنی من یه ذره اذیت بشم چون این اذیته باعث می شه من چی بشم ؟

تسلط بخش حیوانی از من بر داشته بشه و من انسان تر بشم به بخش انسانیم نزدیکتر بشم ولی یه اثر دیگه هم داره ؟ اون اثردیگه چیه ؟ معنای دوم هست معنای دوم رشد ،برکته . خداوند می گه که من نعمت رو به کسی می دهم که بلده ازش خوب استفاده بکند خوب دقت کنین این نکته خیلی خیلی دقیقه در مادیات خواهش می کنم دقت کنید شما هر چی از ماده کم کنید چون فیض خدا دائمی فیض فرا دائم داره می یاد این ظرف رو شما در نظر بگیرید الان ظرفیتش چقدر ه یه استکان دیگه درسته ؟

من بگیرمش زیر شیر این بیشتر از یک استکان پر نمی شه درسته ؟ اما اگه از این لوله بکشم آبو به یه جای دیگر هم جریان بدم این هر چقدر بیاد درش جا داره که دریافت بکنه توجه فرمودید . چرا ؟ چون در واقع یک ظرفیت یک استکان نیست درسته که ظرف یک استانه یه استکان نیست این هر چی می گیره به کسای دیگه هم چیه به جاهای دیگه هم می رسونه این فرمول یادتون نره قاعده این هستش که کسی که مصرف بیشتری داره دریافت بیشتری هم داره بنابراین می فرماید که پیامبر می فرماید که من تضمین می کنم با صدقه کم نشه با انفاق کم نشه بلکه چی بشه ؟ حتما ً بیشتر بشه این دستور فرمایش پیامبر در قرآن هم ما داریم مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبةانبتت فی کل حبة.............

برو بالا خوب می گه که کسایی که ما لشون رو در راه خدا انفاق می کنند مثل یه دانه ای هست خوب که به هفتصد دانه تبدیل می شه بنابراین شما هر چی که بتونی از مالت خروجی بدی خروجی خوب و مناسب بدی همون مال نموپیدا می کنه و بر می گرده اما تو کدوم بخش باید خروجی بدی دقت کنید ها این خروجی خیلیمهمه خروجی که می دی به نفع خودت یا به نفع ناخودت به نفع خودت یعنی دقت کنید شما وقتی میخواین از مالتون کم کنید و صدقه بدیدد این جا یه خود داری و یه ناخود داری یعنی خود حیوانی وقتی مال رو می دی .

این مال وقتی خرجش می کنی از طبیعت کم می کنی هرچی از طبیعت که به ناخودهماهنگی داره کم بشه به حجم همون چی ؟ اضافه می کنه به قدرت خود اضافه می کنه یعنی خودتو رو بالا می بره بنابراین کسی که از مالش بگذره برای دیگران کم کنه از خودش ،از طبیعتش به فقرا و نیازمندان بده خداوند می گه من در همین طبیعت اضافه می کنه چون این طبیعت دیگه معنای ناخود رو نداره بلکه معنای چی رو پیدا کرده ؟ معنای خود رو پیدا کرده دو تا مثال بزنم یکی از دوستان یه آقایی رو به من معرفی کرد گفت ایشون سالی یک میلیارد تومان به فقرا کمک می کنه سالی چقدر ؟ یک میلیارد تومان بعد پرسیدم :

چه جوری گفتش من باهاش صحبت کردم گفت من روز اول که شروع کردم گفتم به خدا گفتم خدایا هرچی که بدی نصف ،خدا هم امتحانش کرده بود یه مقدار پول بهش داده بود و برکت داده بود به مالش و دیده بود که نه این آدمی نیستش که بخواد همه رو صرف ناخودش بکنه صرف حیوانیتش بکنه واقعاً نصفی از پول هایی رو که به دست آورده بود برای کی مصرف کرده بود ؟

برای خودش مصرف کرده بود کدوم خود ؟ خود انسانی خوب وقتی می خوایی برای خود انسانی حل بکنی یعنی چی ؟ یعنی من اصلم خواهش می کنم دقت کنید یعنی چون اصل من خداونده ،خداوند اسماء دیگر هم داره یکی اش چیه ؟ کریم یکی دیگه اش چیه ؟ جواد من باید اصل این بوده دیگه منم باید شبیه اصل خودم بشم شبیه خدا بشم بنابراین وقتی که هوس می کنم مثل خدا بشم خودمو و کارای خودمو شبیه خدا بکنم خوب اون اسم خدا باید در من تجلی بکنه ببینید اون استادی که توی مثلاً یه کار هنری در قالی بافی مهارت داره شاگرد کی می تونه مثل اون باف بشه ؟ یعنی تا زمانی که عین اون کار انجاممی ده ما نمی تونیم بگیم این استاده .

زمانی می تونیم بگیم استاده که همون کار رو بیتونه چیکار کنه ؟انجام بده توی باشگاه ورزشی زمانی یه شاگرد به مقام استادی می رسه که حرکات استاد بتونه چی کار کنه ؟ انجام بده ما اصلمون خداست زمانی می تونیم شبیه خدا بشیم و در کنار خدا قرار بگیریم ، معیت با خدا پیدا بکنیم که کارای خدا رو بلد باشیم انجام بدیم دیگه کارای خدا یکیش چیه ؟ جواد بودن ،کریم بودن ،بخشیدن گناه پوشی کرن ، به رو نیاوردن ،ندید گرفتن ،رحمت ما غلبه بر غضب مون داشته باشیم حس انتقام نداشتن ، اینا می شه شبیه اخلاقات خدایی دیگه من کی می تونم شبیه خدا بشم ؟ زمانی که این اخلاقا رو بتونم از خودم نشون بدم در مسائل مالب من هر چقدر جوادتر باشم کریم تر باشم بخوام ادای خدا رو در آرم قاعده این است دیگه پیغمبر فرمود شما ادای خدا رو در آورید مثل خدا بشید تخلقوا باخلاق الله مثل خدا بشید اگه ما بخوایم مثل یه نفر شیم اداشو اول در میاریم دیگه بعد یواش یواش مثل اون می شیم دیدین مثلاً یه نفر می خواد شبیه استادش بشه اول از چیز های ظاهریش شروع می کنه از نحوه حرف زدن ،لباس پوشیدن ،حرکات ،بعد یواش یواش ، اون منش رو تکرار می کنه تا روحاً هم شبیه به اون بشه درسته ؟

توی باشگاه بچه ها دیدید بچه کوچولو ها بچه کوچولوها مثلاً توسن دختر بچه های سه چهار سالگی می بینید که چادر سرشون می کنن چادرای مادر بزرگ مامانشون رو ، کفشای مادرانشون پاشون می کنن چرا کفشای خودشونو پا نمی کنند ؟ دوست دارن کفشای مادرشونو پاشون کنن ؟ یا بازیاشون شما دیدید وقتی می خوان بازی بکنن بچه درسته چهار سالشه اما از نقش مادری خیلی لذت می بره لذا دوست داره چی داشته باشه دوست داره عروسک داشته باشه بعد همو محبتهایی که مادر به این کرده اینم به عروسک چیه ؟می کنه

من بچه هایی دیدم که اینها عین همون محبتهایی رو که از مادر دیدن به عروسک خودشونم می کنن یعنی نوازشات در واقع انگار که اون حس داره اون عروسک می فهمه حس داره دقیقا احساسات یه مادرو تمرین می کنه به عروسک منتقل می کنه می خوابونتش پیش خودش ،براش تشک درست می کنه بالش درست می کنه ، بهش می رسه خیلی این براش مهمه یعنی این حسای مادرونه رو چون می خواد مادر بشه می خواد بزرگ بشه پسرا همین طور بازی بچه ها رو که نگاه کنین می بینید پسرا تو نقش کیا دوست دارن بازی کنن ؟ نقش باباشون حالا بعضیا باباشون رو دیدن که مثلاً این بابا یه حالت خاصی لباس می پوشه یک کار خاصی می کنه مثلاً سیگار می کشه .

می بینید این بچه این خود کار رو می زاره تو مداد و خود کار می زاره گوشه لبش بجای سیگار باباش ،ادا در میآره یعنی می خواد بزرگ شه دیگه بازی کنه بچه هایی هستن می رن یه فیلم سینمایی می بینن از قهرمان داستان خوششون می یاد دیشب یه گزارش تلویزیون نمی دونم دیدید یا نه بیست و سی گزارش راجع به مدلهای موی سر که همهمی گفتن که ما توی این فیلمها تو ماهواره دیدیم دوست داریم مدل موهامون رو اونجوری بکنیم ها حالا امشب یه گزارش خوب هست اونم نگاه کنین بد نیست می خوام این و بگم این قهرمان می بینه ازش خوشش می یاد دوست داره شبیه اون بشه لذا اول ادا ی اون در میاره . بعد می گه نه اصلا الان خیلی از کسایی که بازیگر شدن رفتن سینماو هنرمند و بازگیر شدن اول عاشق یه نرمند دو تا هنر مند شدن این باعث شد که برن همون رشته رو انتخاب کنن بعد هم برن همون درس بخونن خودشونو بکشونن اونجا ، کسایی که رفتن وزش و تو ورزش موفق شدن عاشق چند تا ورزشکار شدن رفتن کسایی که در خط و نقاشی و قالی بافی و کارهای هنری کسایی که در مسائل اخلاقی و معنوی و عرفانی رفتن عاشق شدن اول یعنی چند نفر رو الگو قرار دادن بعد شه به اینها تونستن بشن همون مسیر و چی کار کردن ؟

طی کردن رفتن و اون شدن ما معشوقمون و الهمون خداست یادتون باشه بنابراین اگر کسی واقعاً محبتش به خدا زیاد باشه دوست داره شبیه کی بشه ؟ شبیه خدا . اصلا نمی خواد نقش مردانگی و زنانگی خودتونو بازی کنین ،نا نقش هر دو زنمونو به عنوان زن و شوهر ،پدر و مادر ،خواهر و برادر نقشای حیوانیمون اما نقشای انسانی هم داریم مثل نقش خدا ،انسان وقتی می خواد شبیه خدا بشه اونوقت از مالی که داره مثل خدا دور می کنه از خودش ،خدا می بینه این بنده می خواد شبیه او بشه کمکش می کنه دیدی یه استاد خوب وقتی می بینه یه شاگرد می خواد رشد بکنه چیکارش می کنه ؟ ها ؟ بهش امکانات بیشتری میده دستشو باز می زاره تا اوزودتر شبیه استاد بشه ،بعد خدا وقتی خدا دریغی نداره که خدا رو همه آفریده که مثل خودش بشیم براهمین خدا خشنود می شه .

اگه ببینه یه بنده ای می خواد شبیه او بشه تا یه بنده هوس می کنه که شبیه خدا بشه چه اتفاقی می افته ؟ خدا می گه این لایقه و منم باید کمک کنم مثل همین بنده خدایی که گفتم از اول به خدا گفت هر چی بدی نصف نصف ،خدا یواش یواش بهش داده الان سالی دو میلیارد خدا بهش می ده ،این سالی یه میلیارد چی کارش می کنه شبیه خدا شده می ده ، بیشتر می ده یعنی هی دور می کنه از خودش وقتی دور می کنی خدا میگه این می خواد شبیه من بشه بنابراین نمی زارم امکاناتش محدود باشه بنابراین دائما انکانات رو می بره بالا چون می خواد شبیه من بشه . داستان دیگه هم یکی از انبیاء به یک خانم و آقا گفت خداوند برای شما نصف عمرتون فقر و نصف عمرتون ثروت قرار داده دوست دارید اول کدومشو داشته باشید گفتن ما دوست داریم اول ثروت را داشته باشیم ،جونیمونو ،اول عمرمونو ثروت ،گفتن باشه اینا نصف اول عمرشونو که ثروت بود گذروندن منتظر بودن فقیر شن ولی فقیر نشدن اومدن به پیغمبر گفتن ما منتظر نیمه دومیم که فقیر شیم پیامبر گفت خداوند دید شما این مدتی که ثر.تمند هستید فکر بندگان دیگه هستید یعنی خودتون شبیه خدا کردید گفت اینا حیفن شبیه من نشن و رشد نکن برای چی اینارو دچار فقرشون بکنم اینا که می تونن بزرگ بشن و رشد بکنن پس اینا بهشون ثروت می دم همینطور تا بیشتر خرج کنن بنابراین یادتون باشه هرچی نگه داری و مصرف نکنی راه رو روی خودت چیه ؟ می بندی

الان بعضی از افراد هستن که تو خونه هاشون چند دست لباس دارن نمی گم نداشته باشید از حضرت علی (ع)سئوال کردند آقا ما اگه دو دست لباس داشته باشیم اسرافه فرمود : اسراف این هستش که شما یه دست لباس داشته باشید و همه جا بپوشیدش این اسرافه بعد فرمود : اسراف این است که شما لباس مهمونی و بیرونی و خونتون یکی باشه اسرافه گفت : آقا اگه ما بیست دست لباس داشته باشیم چی اسرافه ؟ فرمود نه این اسراف نیست شما 20 دست لباس داشته باشین که بتونین مرتب بپوشین و نظم خاصی بپوشید همینه همینو دارین دیگه .

ولی بعضی ها هستند که میان چی کار می کنن ؟ میان مال رو انبار می کنن می ری تو خونه شون یه عالم اشغال نگه داشتن ظرف نگه داشتن چیزای دیگه نگه داشتن لباسهای دارن که 2 بار پوشیدن و دیگه هم نمی خوان بپوشن ولی دلشون هم نمی یاد از قفسه خارجش بکنن همینه به هیچ کس هم نمی خوان بدنش چون لباس نو واقعاً کت و شلوار نو ،لباس نو نمی دونم دستگاه نو ،رادیو نو ،ضبط نو ،یخچال نو ، از این ورهم می خواد بره یخچال بالاتر بخره اینم نو دلشم نمی یاد خارج بکنه این جور افراد خداوند معطلشون زیاد می کنه چون خروجی ندارن اصلا یعنی به فکر دیگران نیستن شما وقتی خروجی داشته باشین مثل جریان یه چشمه اس از یه چشمه هرچی برداری چه اتفاقی می افته ؟

کم می شه یا زیاد می شه ؟ مثل سینه مادر می مونه که بچه اگه بمکه ازش بخوره اون سینه بیشتر شیر تولید می کنه ولی اگه نخوره می خشکه یعنی دیگه اون سینه شیر نداره بر اهمین خانمها که بچه های خودشون به دوسال می رسه اگه یه بچه دیگه مثلا بچه خواهرشون بچه همسایه شون باشه که تازه مثلا شش ماهشه میبینه همسایه هم شیر نداره سینه اش ،این خانم بچه رو می گیره به سینه خودش می بینه سالها می تونه با این سینه با این که بچه اش بزرگه می تونه سالها شیر بده چون تولید می کنه ،مصرف می کنه.

خدا می گه شما هر چقدر مصرف داشته باشید من بهتون می دم غصه اینو نخورین گره مالی کجا ایجاد می شه ؟ گره مالی اونجا ایجاد می شه که من دارای بخل و خساست باشم یه عروس نمیزاره مثلا شوهرش خانواده خودش خرج کنه این درواقع نمی دونه که داره هشت خودش گرو نهش می کنه وقتی اجازه می ده مرد خودش کریمانه ضمن این که مرد باید به خانواده خودش هم برسه ها واجبتر نون خورای خانواده خودشن ولی وقتی اجازه می ده که شوهر برای اعضای خانواده خرج بکنه.

این مرد می شه یه آدم کریم و جواد او شبیه تر می شه به خدا و ضمناً خوش روزی هم می شه یعنی هیچ وقت لنگ نمی مونه چون خدا می بینه این نون خور زیاد داره مثل خود خداست دیگه که نون خور زیاد داره خدا می بینه این عاله منده به غیر از خانواده خودش به چند تا خانواده دیگه هم می خواد کمک یکنه وقتی این حس می یاد شباهت به خدا می یاد خداوند چی کار می کنه خداوند به این می رسونه اما اگه شما اومدی بخل کردی اجازه ندادی نه خودت فکر خواهر و برادرت بودی نه به اون اجازه دادی کارخیر نه هی ترسیدی پس خودم چی ؟

خودم برم تو بانک سرمایه گذاری کنم خودم برم بورس برم چی کار کنم یه موقع برم طلا بخرم قایم کنم برم سکه بخرم نگه دارم ،برم چی کار بکنم ،برم چی کار بکنم وقتی می ری حبس می کنی مال رو می شی آدم بی لیاقتی که فقط فکر چی هستی فکر بخش حیوانی ات هستی بنابراین شبیه خدا نمی شی فقط می شی آدم مصرف کننده ای که هر چی خدا می ده بهت برای خودتو خانواده خودت مصرف می کنی اصلا مصرف خروجی نداری کریم نیستی که همسایه ها ،فامیل ، دوستان بخوان از تواستفاده بکنن بنابراین وقتی این جوری می شه راه روزی چی می شه ؟

*****8هم درکارش نیست نه پاک می شی مال بهت تسلط پیدا می کنه اسیر و بنده مال می شی که هر چقدر ریال زیادتر بشه خداوند می فرماید شکنجه فرد بیشتر می شه هر چقدر ذخیره مالی یه نفر بالاتر می ره عذابشم در قبر بیشتر می شه در قیامت هم همین طوری یه موقع هست که شما ضمن این که رشد مالی داری مصرف خوبی هم داری یعنی می شی شبیه خدا جواد می شی کریم می شی مهربان می شی نون خور بیتشر پیدا میکنی به دیگران هم که می دی وقتی بخل می کنی بخل یعنی چی بستن بخل کردن یعنی حماقت مثل این که یه مادر مثلاً می خواد به بچه اش شیر بده بخل کنه شیر نده چه اتفاقی می افته شیر خودش بند می یاد .

بچه اش مریض می شه بچه اش می یوفته به شیر خشک و آمادگی هزار و یک جور مریضی داره خوب میشه حماقتبنابراین ما وقتی خسیس می شیم بخیل می شیم بیشترین ضربه رو به کسی می زنیم حتی از نظر مادی حتی از نظر اقتصادی داریم به خودمون می زنیم چرارا ه برکت را نبستیم خدا اگه ببینه منمصرف خوب دارم عرضهدارم که خودمو شبیه خدا بکنم به خواهرم به برادرم پدرم مادر م عرض بکنم خدمتتون اطرافیانم اگه داشته باشم می دم دریغی ندارم ، با جون و دل خرج می کنم هی بیشتر میاری بنابراین دقت بکنیم که ما بخل نکنیم خدا نکرده چون زکات ما لو وقتی پرداخت نکنیم چی نداره؟

نداره زکات در قران در بیشتر موارد مستحبه نه واجب واجب که جای خودشو داره بیشتر موارد چیه مستحبه یعنی اونجایی که تو واجب نیست شرعا بدی ولی دوست داری کمک کنی به دیگران می خوای شبیه خدا بشی اصلا ازت خیر بودن کمک کردن می ریزه وجودت این جوریه تا وقتی این جوریه میشی می بینی که خداوند یه سره برات می اد هی اما وقتی که بخل می کنی چرا اون چرا این جوری چرا اونجوری خودم خودم خودم تا این کنار کردی راه رزق بسته می شه .

این از این در مسائل معنوی هم همین طوره در مسائل معنوی ببینید گاهی وقتا ما دوست داریم شوهرمون دوسمون داشته باشد زنمون دوسمون داشته باشه بچه هامون دوسمون داشته باشن پدر و مادر مون دوسمون داشته باشه دو تا مسیر می تونیم ما بریم یه مسیر اشتباه یه مسیر درست اشتباه که اکثرمردم مسیر اشتباه انتخاب می کنن.

این هستش که می ایستن یه جا بعد می گن که شوهرم منو دوست داشته باشه برام هدیه بخره نمی دونم مسافرت ببرتم ، عزیزم دوست دارم بهم بگه ،نمی دونم ناز و نوازشم بکنه یعنی منتظر می مونه که طرف مقابل چی کار کنه مهرورزی کنه عاطفه بورزه ، گدایی عاطفه بکنه ، کسایی که عقده محبت دارن از پدر و مادرشون از فرزندشون از دوستشون غالباً این اشتباه می کنن که خودشون ساکن وای میسن یه جا اونوقت توقع دارن طرف مقابل چی کار کنه محبت بکنه این جا راه رو تو بستی اصلاً چون تو مصرف خروجی خودت نداری تو خودت یه آدم سرد ، بی ذوق ،بی محبت نه ارتباط کلام عاطفی مهرورزی کلامی بلدی نه مهرورزی بدنی بلدی نوازش ، دست زدن ،دست دادن ،بوسیدن تو آغوش کشیدن نه بلدی بخندی نه بلدی شوخی بکنی نه می تونی هدیه بدی عرضه داری هدیه بدی و کارهای دیگه .

وقتی بلد نیستی این که یکی وایسه دیگران بهش محبت کنن این همیشه گدای عاطفه است چون خروجی نداره دیگه راه بسته اس این می خواد یه کس بهش محبت بکنه راه این که انسان ارضاء عاطفی بشه و نیازمند به دیگران هم نباشه نیازمند به هیچکس نباشه از نظر عاطفی که ما گدایی عاطفه بکنیم ووایسیم دیگران به ما عاطفه بکنن و منتظر باشیم ببینیم کی ما رو دعوت می کنه کی به ما هدیه می ده کسی نمی دونم احترام می زاه به ما کی نمی دونم خوبی می کنه به ما این مال یه آدم بدبخت و گداست .

ما قرار نیست گدا باشیم ما قراره شبیه کی بشیم شبیه خدا بشیم وقتی قراره شبیه خدا بشیم تو باید تولید کننده عاطفه باشی خوب در زندگی زناشویی زن و شوهر باید نسبت به تولید عاطفه نسبت به هم چی بگیرن سبقت بگیرن در تولید عاطفه بچه باید سعی کن از پدر و مادرشون سبقت بگیرن یعنی سعی بکنن تولید بکنن مصرف داشته باشید تولید و مصرف زیاد عاطفه داشته باشید اگه بخواید طرف مقابل از سردی و خشونت در دنیا از بی عاطفگی در بیاد راهش این نیست که وایسی ببینی که این کی فعال می شه راهش این هستش که تو عاطفه رو توی اون چشم اون بعضی از چا ه های قدیم یادتون هستش وقتی می خواستیم تلمبه بزنیم زمان ما این جوری بود تو خونه ها تلمبه داشتیم دیگه می خواستیم سر حوضا تلمبه بزنیم اول چی کار باید می کردیم یه مقدار آب خودمون می ریختیم بعد می زدیم می یومد بالا قاعده اش اینه شما اگه بخواید تولید عاطفی کنی این نیست که وایسی بهت مهرورزی کنن تو باید تلاش کنی اونوقت حالا بعضی ها رو می بینیم دانشجو دبیر ستانی خانم های شوهر دار است .

میان اونجا با یه حالتی حالت خیلی بدی داره هیچکس به من محبت نمی کنه هیچ کس به من علاقه نداره هیچکس منو دوست ندارهاین فکر می کنه مثلا فرض بفرمائید بیان ناز و نوازشش کنن احترام بهش بزارن دوست دارم بش بگن هدیه براش بخرن کارت تبریک بهش بدن نمی دونم دسته گل براش بخرن تا این چی بشه تا این حس بهش دست بده که آره مثل این که کسی دوستم داره تو دنیا یه نفر هست که منو دوستم داشته باشه توی این صحباتشون و خاطر ه هاشوو کتابا و تو این فیلمها ما زیاد می بینیم شخص می گه بالاخره من دوست ارم مهم باشم دوست دارم یه نفر منو دوست داشته باشه .

دوس دارم یه نفر احترام بزاره دوست دارم یه نفر به من عزیززم بگه دوست دارم یه نفر نگران من بشه دوس دارم یه نفر من براش مهم باشم بر ایه نفر تو عالم من مهم باشم خوب این غلط ترین روشه که ما انتظار داشته باشیم برا کسی مهم باشیم برا کسی محترم باشیم یه کسی نگرانمون بشه یه کسی دوسمون داشته باشه یه کسی بخواد بهمون محبت بکنه قرآن می گه تو این جوری معطل نکن خودتو این جور بخواهی معطل کنی تا آخر عمر گدا می مومنی .

ببین دو تا گدا رو در نظر بگیرید نکته رو دقت کنین من توضیح بدم براتون صلوات ختم بفرمائید اینایی که می گیم اصله ها اصل مهم ببینید ما دو تا گدا داریم اینجا شما به هر دوشون گداهستن به هر دوشون یه نون بدید یکی یه قرص نون بدید به اینا دقت بکنین هر دو الان گدا ان ها یعنی محتاجند که بهشون چی بشه بهشون کمک بشه هردوشون احتیاج دارن بهشون کمک بشه توجه کنین حالا این گدا می خواد گدا نون باشه می خواد گدا عاطفه باشه .می خواد گدای عالم باشه می خواد گدای یکچیز دیگر باشه گدای معنویت باشه خوب توجه کنین شاید حجمی از اون چیزی که این نیاز داره گداشه چه کمالات حسی چه کمالات خیالی چه کمالات وهمی چه کمالات عقلی چه کمالات فوق عقلی یا از اون تعبیر بکنیم کمالات جمالی و نباتی و چی حیوانی و انسانی هر چی که این نیاز داره الان شما وقتی که به هر دوشون مساوی بدید هر چی که نیاز داره فرقی نمی کنه یکی از اینا می یاد نو.نو می گیره با ولع زیاد می خوره ولی یه کس می یاد این نونو نصف می کنه نصفی شو خودش می خوره نصفی شو می ده به کسی که نیاز داره به یه گدای سوم می گه بیا بابا تو دست نمی رسه بیا این مال تو .

تو عالم فقرا من دیدم تو عالم فقیر زیاد من دیدم آدمایی که طبقه سه ان و هشتشون گرو نهشونه ببین بعضی ها هستن که اگه بهشون یه خیری بدی هیچ وقت انقدر روحیه بدی نداره که همهرو خودش مصرف کنه می گه بابا فلانی همسایه بغلی هم مثل ما اِ دیگه ها همسایه بغلی هم مثل ما س خوب اینی که به ما رسیده الحمد الله نصفش خوبه نصفی هم می دیم به اونه اونم زن و بچه داره گرفتاره اونم کار داره به محض این که این کارو کرد یعنی تونست از 50% بگذره این یکی هم رو خورد دفعه بعد رزق خدا که می یاد به کدوم سمت کشیده می شه به سمت این چرا ؟

چون قانون قانون خلقت هست رزق جایی می ره که مصرف زیاد باشه رزق می یاد به سمت این دو تا یشون از روز اول فقیر بودن ولی این بعد از یه مدت می شه بی نیاز چرا چون عرضهداشت مصرف کرد به غیر خودشم رسوند و چند برابر برکت گرفت امام صادق می فرماید من هر وقت وضع مالیم خراب می شه اونی که دارم صدقه می دهم یاد داده به ما و اون اگه وضع مالیتون خراب شد نگین حالا که وضع مالیمون خراب شد دیگه بعضی ها وقتی می خوان صدقه بدن موقعی که پول دارن خوب صدقه می دن ولی یه ذره وضع مالیشون خراب می شه یه ذره تو فشار قرار می گیرن چی کار می کنن .

دیگه صدقه راهش بسته می شه حضرت می فرماید اونموقع که نداری بیشتر باید بدی چرا چون تو آورنده رزق نیستی رزقو کی می ده رزقو خدا می ده تو اونموقع که گرفتاری وقتی فکر بقیه هستی میدیی شبیه خدا می شی راه رزق باز می شه رزق به طور طبیعی شم بیشتر به تو کشیده می شه حضرت می فرماید من گرفتار بودم هر چی و به خادمم می گفتم چقدر داری می گفت کم اند ومثلا نیاز دارم یه مقدار کمی شو برا مصرف داخلی نگه داشتم هر چی بود دادم که اون خادمم گفت آقا ما دیگه دست خالی می مونیم ها گفتم تو بده بره حضرت فرمود به یه هفته ده روز نکشید که خداوند چند برابر به من برگردوند قاعده است قاعده این و هی این شجاعت می خواد کسی بتونه از خودش ماده رو چی کار کنه ماده رو بکنه هیچ وقت ندونیم یه نفر بگه من بخشیدم رفتم مثلا فرض بفرمائید که پولم رو امکاناتم رو مادم رو برا امام زمان دادم رفت فقیر شده باشد امکان نداره .

اتفاقا وضع مالیشم بهتر شده برکت بیشتری هم داره در مهرورزی یا عاطفه هم همین طوره در عاطفه دو تا آدمی که عقده عاطفی دارن بهشون عاطفه نشده وقتی با هم شروع می کنن یکی عرضه داره که به دیگران محبت کنه به مرور زمان اشباع می شه خدا او را قرار می ده من می شناسم از نز دیکان خودمون فامیلای خودمون کسی بودش که زیر دست زن بابا بزرگ شده چند تا برادر و خواهر ناتنی رو بهشون محبت کرده اونا خواهر برادرای ناتنی تا تونستن به این ظلم کردند تا تونستن ازش کندن و هیچ وقت حاضر نبودن بهش بدن این همیشه با کرامت اومد و به اینا داده الان که می شه می بینی این آدم یه آدمیست کاملا شاد و آرام آقا ولی اونایی که این جوری نیستن همشونهشتشون گرو نه بدجنسی راهو رو خراب می کنه برا همین اگر شما یه باریکی بهتون محبت کرد سعی کنید چنر برابر بهش محبت کنید مهربانی کنید هیچ وقت کسی منتظر نباشه ببینه شوهرش بهش محبت می کنه یا نمی کنه محبت کردن یعنی شبیه خدا شدن یعنی رئوف بودن یعنی رحیم بودن .

ما می خواتیم شبیه خدا بشیم شوهر یه کس زن یه کس فقط یه ابزار و وسیله است نباید یه نفر بیاد شخصیت انسانی خودشو متوقف بکنه ببینه همسرش خوب می شه یا خوب نمی شه اگه خوب نمی شه اینم بد بمونه این خیلی باخته شخصیتی می اره این له شدن و بدبختی و نکبت میاره شما باید کاری نداشته باش که اصلا طرف مقابلت آدم لایقی هست یا نیست آدم با محبتی هست اینست تو باید طراوش بکنی .

این طراوشات تو حتما او را تحول قرار می ده اگر او را تحول قرار نداد لا اقل تو شبیه چی می شی شبیه خدا می شی این ثروت بهتره یا این که من جلو رشد خودمو بگیرم بعضیا رو دیدی میلیمتری به هم محبت می کنن وا میسه ببینه اگه طرف مقابل به ان سلام کرد اگه اون سلام کرد اینم سلام می ده اگه اون یه ذره لبخند زد اینم لبخند می زنه اگه اون مثلا دعوت کرد براشام اینم دعوت می کنه می گه شوهره این جوری می که پشت گوشی مثلا این جوری می کنه آقا شب جمعه شام تشریف بیارین خونه تا زنش می زنه بش ول کن نوبت ماست اوندفعه این ارو دعوت کردیم وایسا ببین اینا ما رو دعوتمی کنن یا دعوت نمی کنن این بدبختیه این نگهداشتنه اصلا توچی کار داری اون دعوت کرد یا نکرد تو باید این فرصت خدا شدن شبیه خدا شدن رو غنیمت بدونی .

بذار اون یه دونه یه بار مهمونی بده نگو خودتو اسیر اون نکن کوچیک نگهدار خودت بدبخت بکنی هر کسی می خواد باشه پدر و مادر خواهر و برادر پدرشوهر ، مادر شوهر پدر زن و مادر زن با جناق جاری اصلا ما نباید خودمونو معطل اینجور آدما بکنیم هیچ کس همسر اصلا همسرم کم محبت می کنه منم به اون کم محبت می کنم اون مثلا انقدر چیز کرد منم باید انقدر اینکار بکنم اون مثلا برا پدر و مادر من انقدر سرمایه گذاشت منم باید انقدر سرمایه گذاری بکنم باختم نکردی چون فرصت این تهدید نیستش که ما بگیم اه الان رفتم یه جایی که ده تا نون خور و گدا پلاسه اگه خدا به تو داده این فرصت هست که تو هم شبیه خدا بشی و به همه عطا بکنی و بزرگ بشی .

زکات نمو می اره هرچی از احساسات عواطف یشتر طراوش بشه ازت خداوند تو رو نسبت به عواطف دیگران بی نیاز تر می کنه توجه کردی ما زنهایی داریم که شوهرش ون تو اوج بی عاطفگی خشونت و فساد هستن اما انقدر محتاج مردنیستن غنیه ماشاالله ثروتمند اصلا کم نمی یاره نه از شادیش کم می اره نه از آرامشش کم می شه نه هیچ چرا چون این داره عاطفه رو از کجا جذب می کنه به جای این که از زمین و شوهر بگیره از کجا می گیره از بالا می گیره کاملا اصلا این جوری نیست که مثلا یه کسی کم بیاره کسی بخواد ریز بشه کوچیک بشه احساس خلا کنه امروز یه خانمی اومد گفت با یه کسی خیلی دوست بودم به هم خیلی عادت کرده بودیم به هم محبت می کردیم از هم دیگر لذت می بردیم از وقتی که اون ازدواج کرده من احساس سر خوردگی و شکست زیاد می کنم این مال آدمای چیه آدمای کوچیک که گدای یه شخصی مثل خودشون می شن ها چقدر خوبه آدم گدای مطلق باشه گدای خدا باشه اگه تو گدای خدا باشی دیگه گدای انسانهای دیگه نمی شی همیشه آقا و سرور دیگران هیچ کس لهت نمی تونه بکنه بنابراین در در محبت به فرزندت فرزندت بی وفایی کرد حرف شنوی کرد تو کم نزار نگو پر رو می شه سوء استفاده می کنه تو ظیفه خودتو انجام بده.

با جناقت جاریت خواهرت برادرت خواهر خانمت برادر خانمت پدرزن و مادر زن پدر شوهر مادر شوهر هر کس انسان نباید فکر کنه دیگران الگوی او هستند خدا الگوی مااست رسول خدا الگوی ما است .بنابراین اگه تو زندگی ثروت عزت و احترام و محبوب بودن می خواید برید از کانونش جذب بکنین و سعی کنید عزت و احترام و محبوبیت رو به دیگران عرضه کنید بدون توقع کسی به دیگران عزت و احترام می زاره دیگران رو تحقیر نمی کنه حالا دیگران بی ادبن باشه شئونشون رو رعایت می کنه بهشون محبت می کنه احترام می گذاره این خداوند بیشتر از هر کس دیگه بهش عزت و احترام می ده خدا عزت می ده خدا محبت می ده خدا محبوبیت می ده می گه از طرف خودت توقع داشته باشی خود به خود عزیزی این قاعده قرآنی دیگه خود به خود خوبی خدا بهت می ده .

اینو ولی اگه بیای با انسانهای دیگه مسابقه بذاری با بچت مسابقه بزاری بگی آره من این بچه رو 20 سال بزرگش کردم آخر نمک نشناسی کرد و بدون موافقت من رفت زن گرفت بدون موافقت من رفت با کسی که من راضی نبودم شوهر کرد نمی دونم روز مادر هیچی برای من نخرید روز پدر بی ادبی کرد از این گرفتاریای کوچک داشته باشید همونجوری کوچک هم می مونید بچه می مونید

هنوز مسائل کوچک براش مهم هنوز مسائل دیگران براش مهم هنوز ***می کنه از رفتارای دیگران تو ذهنش می سپاره گاهی وقتا آنکه می گه خیلی جالب می گه گاهی وقتا شیطان گذشته های رفتارهای دیگران رو هم به رخ ما می کشه تا هم حال ما رو خراب کنه و هم آینده مارو این عقده نگه داشتن آتیش گرفتن این که یه سره خواب می بینی این چرا این جوری کرد اون چرا اونجوری کرد چرا با من اونجوری کرد من باید برم جلو شو بگیرم من باید برم تو ذهنش بزنم من باید نمی دونم بشورم بزارمش کنار من باید برو روشو کم کنم اینا همش مال کوچیکه برا همین نصف شخصیت عاقل تحمله نصفش بی خیالیه احمقانه ترین کار این است که انسان فکر کند باید جو.اب هر کاری بدهد علی (ع)می فرماید دقت کنید غلطه رب کلام جوابه سکوت بسیاری از کلام ها و رفتارها حتی جوابشون سکوته جوبشون رفتار نکردن خاصیه و اذا مروا بالغو مروا کراما وقتی با یه بی ادبی بایه لغو بایه بیهودگی روبرو می شن با بزرگواری از کنار او رد می شن احمق ترین آدمها چون بخیله دیگه این هستش که نمی تونه حرفو بخوره کسی ظرفیتش بیشتره و شبیه خدا می شه که حرفش تو خورش خوب باشه .

می گن کتک خورش ملسه کسی که فوش خورش خوبه مسخره خوردنش خوب باشه حرف سنگین خریدنش خوب باشه اینو اصطلاحا بعدا می رسیم الان داریم مرگ سفیدو می گیم اونو اصطلاحا می گن مرگ چی مرگ سیاه این مرگ سفید که روزس داریم کار می کنیم کسی که عرضه داره مرگ سیاه داشته باشه یعنی خوب مثل خود حضرت علی می گه که من توی کوچه که می رم به من فحش می دن منم می گم باید علی دیگه بودن .

بیا برو این شبیه خدا می شه می تونه غفور بشه غفار بشه رئوف بشه رحیم بشه عفو بشه ولی کسی انقدر گذشت نداره که اگر یه حرف شنید جوابشو نده اگر یه رفتار دید نخواهد تلافی کند اگر یه حرف بد شنید نخواد مقابله به مثل بکند ده تا دیگه بزاره روش کسی که این جوری هست یه آدم کوچیکه که نمی تونه فحش رو بخوره نمی تونه یه بی محبتی رو بخوره نمی تونه یه ی ****رو بخوره آقا با اینا بزرگ می شیم نه این که خودموبزارم حرف نخورم که عزیز شم عزتم از بین می ره اگر چهار تا فحش بخورم اگه مثلا اگر از مادر شوهر پدر شوهر مادرزن پدر زن نمی دونم یه چهار تا حرف شنیدم عزتم از بین می ره . بنابراین از اول اجازه ندم اگه یه کسی یه فحش داد یه پنج تا بزارم روش بهش بدم ها که من این جوری موقعیتت حفظ نمی شه .

این جوری چی می شه کوچکتر و ذلیلتر می شی خدا نگاه کنید چقدر بزرگتراین همه معصیت می شه ازش هم چیزی کم نمی شه علم هم همین طوره علیم رو اگربخل کرد خواستید به کسی یاد ندید گفتید منم بهتره من همیشه خودم استاد باشم بعضیا هستند استادای خوبی هستنا اطلاعاتشون خونه ولی هیچ وقت اجازه نمی دن شاگرد مثل خودشون بشه یعنی بیدریغ اطلاعات خودشو در اختیار شاگرد قرار نمی دن میگن اگه من اینو بهش بگم این می ره مثل من استاد می شه .

ما استاد زیاد داریم اطلاعاتشو در اختیار شاگرد قرار نمی ده میگه اگه من اطلاعاتمو در اختیار شاگرد قرار بدم این میاد جلوی منو می گیره مشتریای من کم می شه می گه این میاد خیاط می شه بغلمن یه خیاطی می زنه معلومه می گه روزی من کم می شه این فکر می کنه این محاسبات خودش روزی رو می رسونه منم اگر به این کارو بار بدم اینم می ره مغازه آهنگری می زنه این جوری نه تو تا یاد اونم بیاد بغل مغازه تو یه آهنگری بزنه خداوند مشتری ها و برکت بیشتر سمت کسی می فرسته چون تو عرضه کردی تولید کنی مثل خدا خلق کردی و تولید کردی هر چی که انسان علم داره بی دریغ در اختیار دیگران بذاره خداوند بهش برکت چی می ده برکت علم می ده یعنی اگر قبلا ده ساعت مطالعه می کرد الان باید ساعت مطالعه کار ده ساعت علمو خدا بهش بده .

برای چی برای این که این مثل خداست الرحمن علم القران خدا معلمه اگر تو گفتی منم می خوام مثل خدا معلم شم تعلیم بدم بی دریغ ببین خدا چقدر بی دریغ کار می کنه .علم ادم الاسماءکلها خدا همه چیز و یاد داد مخفی نگه نداشت چیزی رو برای خودش همه چیز رو یاد داد او به آدم وقتی تو بی دریغ می شی بی نهایت می شی شبیه خدا می شی نباید بگی اگه من این فورمولو یاد بدم اینم مثل من می شه فردا جای منو می گیره رقابت پیدا می شه رغیب من می شه .

منو از گردونه خارج می کنه این از این در مهرورزی هم همین طور خواهر نسبت به برادر بخل بکنه حسادت بکنه برادر نسبت به برادر حسادت نکنه بعضی از خواهر و برادر ا می خوان که از تمام محیت پدر و مادراشون مال اونا باشه اینجور آدما تا آخر عمر گدای عاطفه میمونن تا آخر فکر آدمهای ضعیف و بدبختی می مونن ولی وقتی یه نفر می بینه داره مادرش به خواهرش یا برادرش کمک می کنه این کیف کردن باعث می شه که خدا به این عزت و محبوبیت چی بده بیشتری می ده اینو عزیزتر می کنه و این را انتخاب می کنه خدا برای ما ارضای عاطفی بندگانش برای معلم شدن برای مهرورزی کردن برای بزرگ شدن نه کسی که خسیس و بخیله یه خانمی اومده بود بنده خدا پژمردگی شدید گرفته بود خیلی شدید بعد اصلا نمی تونست حرف بزند اول کلی گریه کرد حالا بگو تو را به خدا چی شده حالا صحبت کن می گه من با شوهرم مشکل پیدا کردم میگم برا چی می گه دوستش دارم و اصلا اونم من خیلی دوستم داره ومنم خیلی دوستش دارم ولی اصلا نمی تونم تحمل کنم این مثلا مادر شوهر می بوسه پدر شوهر می بوسه خواهر شوهر می بوسه من اصلا می خوام تکه تکه بشم ببینید یعنی یک امر بینهایت مجرد .

مثل محبت اومده یه حد مادی براش گذاشته وقتی محدود می کنی خدا هم لهت می کنه در جا لهت می کنه تا ابد تورو همین گدای محبت همسرت می کنه تا آخر عمر بدبخت و نکبت می مونی اگر لذت بردی یه خانم مثلا می بینی چقدر بزگواره عاطفش سر شاره به شوهر می گه که زنگ بزنی به مادرت به پدرت اینا ها هدیه براشون ببری ها دعوتشون بکنی ها عرض کنم خدمتتون وقتی هم میان خودش کاملا مهروورزی می کنه نمی خواد خودشو با کسی مقایسه کنه می خواد با خدا مقایسه کنه .

بعداگه شوهر ه هم فکر نباشه می بینی که رفته یه بار تلفنو در میاره روزی یه بار با خواهر شوهر مادر شوهر تماس ی گیره گرم می گیره بعد می بینه خود به خود همه هم اینو دوست دارن همه هم برااین احترام قائلند این بیتشر هزینه عاطفه کردی ولی چی نیتش شده عزت و احترام محبوبیت اینا یادتون باشه هیچ وقت خودتون نباید واسه خودتون عزت و آبرو بخرید ها بخوای بری بخری گدا می شی اگه خودت می خوای فکر خودت باشی خودت با فیلم بازی کردن با مارمولک بازی این کار ها رو بکنی ریز می شی گوش می کنی اگه می خوای عزتو واقعا می خواهی محبوبیت و واقعا می خوای بی دریغ و بدون چشم داشت محبت کن .

حسادت در محیت نکنید به محض این که حسادت بکنی راه آخرتی بسته می شه تو دنیا هم کوچولو می شی می مونی اصلا حسادت تو محبت نکنید اگه می بینی مادرت به داداشت بیشتر خدمت می کنه کیف کن وقتی می بینی می تونه یه کاری بکنی که رابطه مادرتو داداشت که خرابه بهتر بشه سرمایه گذاری کن نگو بهتر عوضش دیگه بیشتر منو دوست داره تنها من می مونم براشون عزیز می مونم وقتی این کارو کردی خیلی آدم کوچک می شود شیطونی می شه .

اما یه کسی هست که اونم می یاد کمک می کنه که دیگران با هم آشتی کنن اصلا هم احساس کوچکی نمی کنه این عروس یه عروس این جوریه وقتی که حسادت می کنه به خواهر شوهرش به مادرشوهرش یا شوهر . مادرش به خواهرش محبت می کنه این خودش له و گدا می شه و وابسته هم می مونه و نمی تونه عزیز و شاداب و آروم داشته باشه روحیه اش دائماً داغون و ضعیف می شه اما اگر لذت برد از تولید عاطفه و عاطفه شوهرش فقط برخودش نخواست انحصار طلب بود در محبت .

عاطفه استاد و فقط برا خودش بعضی از شاگردا هستند تا استاد به یه شاگردی محبت می کنه اینا می خوان بترکن از شدت حسادت آقا بترکن خوب این کوچیک میمونه همیشه گدا و ضعیف و وابسته می مونه ولی بعضی شاگردا هستن مثل خدا میمونن شبیه خدا می مونن شبیه خدا هستن یعنی عواطف رو به شاگرد ا کمک می کنن به زیر دستیا کمک می کنن زیر دستیا چی رو می ارن نزد استاد استاد هم به اونا محبت کنه اصلا اینا احساس کمبودی بهشون دست نمی ده اصلا احساس نمی کنن عقب موندن چون تو خودت نباید فکر عاطفه باشی و گدایی عاطفه کنی خودت برا خودت تدارک عاطفه ببینی بی عاطفه می شی کم می شه بذار از خدا بیاد برات بذار خدا بهت محبت بکنه .

بذار اون عاطفه از ناحیه خدا بیاد مایه کلاسی یه جایی رفتیم اومد یه دوره ای رو گذرو ندیم جلسه اول رفتیم اونجا نشستیم دیدیم شاگردای استاد خیلی چپ چپ نگااه می کنن به ما استاد و نیومده بود بعد به ما گفتن که شما این جا چی کار می کنین گفتیم ما اومدیم این جا یه استفاده ای بکنیم نه نمی شه بفرمائید بیرون این کلاس فقط مال ماس جلسه مال ماس آقا ما رو بیرون کردن یکی دونفر سه نفر بودیم بیرونمون کردن نه نمی شه حالا شما چند سال دیگه بیاید بعد استاد اومد با استاد صحبت کردم استاد گفت نه مانعی نداره بیاید تشریف بیارید خواهش می کنم اینا نمی ذاشتند یعنی استاد می ذاشت اینا نمی ذاشتند خوب به مرور زمان این آدما همه شون ***کردن خراب کردن رفتم یه کلاس دسگه یه استاد دیگه مثل همین استاد بود رفتیم سر کلاسش دیدیم شاگردا با ما مثلا اونموقع خیلی سال پیش بود شاید 20 سال پیش بچه بودیم مثلا ما خیلی نو پا بودیم تو این علوم شاگرد بزرگا و حرفه ای ها که خودشون نزدیک استاد بودن شبیه استاد بودن این کوچولو ها رو خیلی تحویل می گرفتن خیلی بفرمائین خواهش می کنم بعد ما رو مقدم خودشون می ذاشتن بعد بهترین جای کلاسو مثلا به ما ها می دادن خیلی مودب انگار که مثلا خادم ما هستن دو تا استادرو در نظر بگیرید دو تا کلاس با دو دسته شاگرد آقا این کلاس قدری رشد کرد انقدر شاگردای خوب داد بیرون که نگو آدم تو این کلاس می شینه انگار تو بهشته.

همه شاگردا به همدیگر محبت می کنن هیچ وقت قدیمیا به جدید به چشم تازه وارد ناشی نگاه نمی کنن با محبت ناشی رو می پذیرن تازه وارد با علاقه می پذیرنش مثل یه کسی مثل خودش مثل یه آدم قدیمی دوستش دارن در آغعوشش می گیرن ادب می دن بهش احترام می زارن بهش اینجور شاگردا خیلی زود رشد می کنن و شاگردایی که تایه تازه وارد می یاد این جور نگاهش می کنن ریز نگاهش می کنن کوچیک نگتهش می کنن حال و حوصله غریبه رو ندارن این ضربالمثل بدی هست می گه مهمون از مهمون بدش می یاد ها اشاره به صاحب خونه ندارم که از دوتاشون ولی تو حق نداری مهمون از مهمون بدش می یاد به هر حال وقتی که استقبال می کنه انسان روزی بر اهمین پیامبر می فرماید:

در غذایی برکت بیشتر ه کم دست بیشتری در اون غذا هست اصلا این جوری هست قاعده این است پس دقت کنیم عزیزان ما باید زکات بپردازیم حالا زکات بدن چیه روزه اس شما هر چی که پرداخت می کنی از بخش حیوانی خودت روزه می گیری یعنی جنبه حیوانی رو کممی کنی چی اضافه می شه هم به روزی و سلامت جسمی ات اضافه می شه دقت کنید حدیثو براتون بخونم صوموتصحرا روزه بگیرید تا سالم باشید ازپیامبر اکرم (ص)یعنی وقتی از بدن کم می کنی برکت کم کردن از بدن و زکات پرداختن از بدن این است که بدن قوی تر و سالمتر می شه برکت و زکات مادی هم پیدا می کنه توی روز برکت اقتصادی هم هست غیر از اون به دو بخش اضافه می شه به بخش معنوی انسان به خود انسان اضافه می شه شما چقدر روزه می گیرید بعدا حالا روزه مستحبی هست از امام کاظم (ع) است می فرماید:

لکل شی زکاته و زکات الجسد صیام النوافر ها برای هر چیز زکات هست زکات بدن روزه های مستحبی است اونایی که اهل روزه مستبی هستند آدمای خوش اخلاق تر آرام تر شادتر و ضمنا ً سالمتر هستند برکت اقتصاد یشونم بیشتر و برکت مالیشونم بیشتر روزه مستحبی البته روزه مستحبی با حساب و کتاب نه همین طور کیلوئی انسان همین جوری روزه مستحبی می گرن مریض می شن روزه واجبشون هم می فتن به معده نه با عدالت انسان روزه بگیره هفته ای یک بار نهایتا خیلی هم بخواد فشار بیاره به خودش هفته ای دو بار بیشتر نه دو هفته یک بار سه هفته یک بار ماهی یه بار اون حضرت فرمو د اول ماه وسط ماه اخر وماه اگه می تونن این کار و بکنن اینا خیلی برکت می اره.

زکاةزکاةیعنی چی کار کنه یعنی هم پاکت می کنه هم به چی برکت می ده به بدنت به مالت و به روحت برکت می ده خوب اینم از مرگ سفید پس دنباله مرگ سفید حیات جدید است گفتیم پشت سر هر مرگی چیه حیات تازه اس مرگسفید که روزه است این حیاتا رو داره بر اخودش یعنی شما به محض اینکه مرگ سفید رو تحصیل کنی به خودت و می کشی خودت با روزه چه روزه واجب و چه روزه مستحبی به محض این که خودتو می کشی با این روزه حیات جدید پیدا می کنی هم حیات جسمانی جدید حیات بدنی جدید حیات مالی جدید حیات معنوی جدید حیات روحی جدید پیدا می کنه این هست حالا حیاتهای دیگه هم داره روزی می رسیم بعد می بینیم که پت سر این روزه و مرگسفید چقدر برکاتهستش که انشا الله جلسات آینده الحمد الله ربا العالمین و صلی الله علی محمد و اله اجمعین الطاهرین