بسم الله الرحمن الرحیم بحثمان درمرگ سفید بودکه روزه بود . به مناسبت این ایام شریف بحثمان را درمورد روزه خدمت عزیزان تقدیم کردیم بعضی از آثار روزه را هم از فرمایشات امام رضا (ع) و معصومین علیهم السلام عرض کردم . فرمایشی از حضرت زهرا (س) هست خواهش می کنم بحث امروز را خیلی دقت کنید چون بحث امروز بحث کلیدی و خیلی مهم است کاملاً تمرکز داشته باشید یا یادداشت کنید یا خوب به خاطر بسپارید که بتوانید از آن استفاده بکنید چون دردرس امروز راهکارو فرمول داریم که باید این راهکارو فرمولها را خودتان برای خودتان ایجاد بکنید من یک مقدارش را خدمت تان عرض می کنم اما باید یاد بگیرید که چگونه از آن استفاده کنید که از زندگی دنیایی تان لذت ببرید انشاء الله و از مسائل معنوی برای آخرت هم خوب استفاده ببرید انشاءالله . فرمایشی از حضرت زهرا سلام الله تعالی علیهاست فرمودند : "فرض الله الصیام تثبیاً للاخلاص" خداوند تبارک وتعالی روزه را برای تثبیت اخلاص انسان واجب کرده یعنی انسان درحرکت به سمت خداوند درحقیقت لا اله الا الله که عشق به خداوند تبارک وتعالی است تثبیت می شود با روزه . روزه اخلاص انسان را زیادمی کند. کسی که روزه می گیرد از یک درجه ای برخوردار است که حاضر است دست از تمام تمایلات حیوانیش بخاطر خدا بردارد بخصوص آنهایی که روزه های مستحبی می گیرند آنها برای اخلاص آماده ترهستند. اخلاص یعنی وقتی یک جنین را دررحم مادر می بینید اگر حرکتش دقیقاً متناسب با شرایط زیستی دنیا باشد تولدش سالم است گاهی وقتها نه تنها متناسب با شرایط رزیستی دنیاست بلکه از آنهم قشیگتر است یعنی از حد یک تولد سالم هم کاملتر است به آن می گویند تولد سالم قوی کسی که روزه می گیرد با توجه به توضیحاتی که دادیم ازحیوانیتش چون فاصله می گیرد این تسلط نا خالصی ها براو کمترمی شود و به حقیقت انسانیش نزدیکترمی شودبه حقیقت الهی وانسانیتش نزدیکتر می شود چون توانسته ساعتهای زیادی این کاررا انجام بدهدمشکل ما نیست که ما بابعد از افطار کاررا خراب می کنیم خیلی وقتها با زیاده رویهایی که می کنیم و دوباره اگر حیوانیت را مسلط می کنیم برخودمان والا شما اگر توجه کرده باشید درزمان روزه حال خیلی خوشیس انسان دارد. خیلی سبک است خیلی آرامش دارد . خیلی عصبی نیست . حریص نیست.به راحتی تحریک پذیر نیست و شهوات و تمایلات حیوانیش به شدت کاهش پیدا می کندیک آرامش خاصی دارد. الان شما گزارش نیروی انتظامی را که می گیرید می گویند درماه رمضان بشدت آمار بزهکاری و ناهنجاری ها وجرایم کاهش پیدا می کند به شدت. چرا؟ چون این اثراین روزه و اخلاص است تا انسان را خالص تر و شبیه خدامی کند لذا دعواو درگیریها، اختلاف و کینه ورزیها، غصه خوردنها اینها واقعاً کم می شود این را همین جا نگه دارید هنوز من شروع بحث نکرده ام. یک روایت دیگرهم که هفته قبل بصورت کامل از امام رضا(ع) خوانده ام باز از حضرت عسگری علیه السلام و سیدالشهدا شبیه هم است اینها را هم بخوانم البته تبرّکاً می خوانم تا بعد وارد اصل بحث بشویم . روایت از امام عسگری علیه السلام است می فرماید یکی از علل واجب شدن روزه از ایشان سوال کردند فرمودتا توانگر، درد گرسنگی را بچشد درنتیجه به نیازمند کمک کند. عین همین فرمایش را هم سیدالشهدا علیه السلام دارد. روایت بعدی از امام باقر علیه السلام است می فرماید " الصیام و الحج تسکین القلوب" : روزه و حج باعث آرامش دلها می شود. انرا هم داشته باشید . چندمقدمه شد؟ سه تا. که چه بود؟1) روزه باعث تثبیت اخلاص می شود.29 روزه باعث می شود توانگر رنج گرسنگی را بکشد وبه فقرا کمک کند.39 روزه دل را آرام می کند. مقدمه بعدی از پیامبر است می فرماید" علیکم بالصوم فانّه محسمۀ للعروق و مذهبۀ للاشر": برشما باد به روزه تا روزه رگها را می برد (یعنی میلها و شهوات انسان را کم می کند) و سرمستی را (یعنی طغیان را ) می برد. خوب بحث تمام این شد پنج مقدمه . حالا می رویم سراغ اصل بحث (روی تابلو طرح بحث را می کشم)اگر خاطرتان باشد گفتیم ما از زمانی که از خداوند جدا شدیم آمدیم روی زمین اینجا روی طبیعت . قبل از این وقت پیش خدا بودیم یک روح شبیه خدابودیم اینجا که آمدیم جنسیت پیدا کردیم یعنی برده دارشدیم . این روح به مراتب ضعیف و ضعیف و ضعیف شد بصورت قوه محض درآمد از خدا. اینجا ما را درطبیعت صاحب بدن و جحنسیت شدیم بعد با بدن وجنسیت و جنبه های حیوانی متولد شدیم . حالا کدام جنبه های ما بیشتر ظهور داشت؟ جنبه های جمادی نباتی و حیوانی یا جنبه انسانی ما؟ جنبه حیوانی مان و جنبه نباتی و جمادی بیشتر ظهور داشت . برای همین جنین وقتی از مادرش متولد می شود وبه دنیا می آید بصورت یک جماد دررحم مادراست. اسپرم بعداً یک سلول تخم می شودبعداً که رشد می کند بصورت گیاه می شود وقتی متولد می شود بصورت حیوان متولد می شود . یعنی تمایلاتی دارد مثل شهوت و میل به غذا و میلهای دیگر بعد یواش یواش ذهن تشکیل می دهد (توضیح دادم برایتان) وشیطنت هم یاد می گیرد یعنی جنبه شیطانی و مخالفت کردن ، گول زدن ، دروغ گفتن ، پنهان کاری کردن، لج و لجبازی ، دعوا با بچه های دیگر برسرمسائل دنیایی و...همان حس های حیوانی را پیدا می کند. بعدکه ذهن بیدار می شود اگر مدرسه رفت علوم را یاد گرفت یواش یواش چیزی بنام عقل البته نظری دراو رشد پیدا می کند اگر متدین شد و خدا را شناخت بعد از عقل ، فوق عقل یا فوق تجرد دراو فعال می شود که بینهایت را می شناسد و عاشق آن می شود دیگر از مظاهر محدود دست برمیدارد . اگر دیندار و متدین نشد نهایتاً یک حیوان مهندس یا حیوان دکتر یا حیوان پروفسور می شود ولی دیگرانسان نیست . چون مسئول بخش انسانی ما فعالیت فوق عقلانی است. اگر فوق عقلانی فعالیت کرد می شود انسان . والاّ انسان نیست . آیاتش را هم برایتان خواندم. پس ما وقتی به دنیا می آییم سالها ی سال با بخش حیوانی بیشتر نزدیکتریم و انس داریم . بحثهایی از قبیل ایمان ، خدا، معاد ، معنویت ، روح ، جنبه انسانی ، عده خاصی از این 7 میلیارد جمعیت کره زمین گیرشان می آید . یک عده خاصی این مباحث یواش یواش گیرشان می آید بعد پی می برند که همه حقیقت اینجاست ما قبل از اینکه اینجا بیاییم یک داستانهایی اتفاق افتاده بعدش از اینجا هم که می رویم یک ماجراهایی هم اینطرف هست . مافوق همه هم خداست واصلاً من ، ماهیت اینجایی ندارم اینکه من الان دارم و نقش همسر و پدر و مادر و برادر و عمو و دایی را دارم بازی کنم ،من اصلا ً یک کس دیگرهستم . این ها گیرهمه کسی نمی آید بعد وقتی انسان متوجه شد که زندگی طبیعی این چیزی نیست که من الان بزرگ شوم تشکیل خانواده بدهم بعد بچه ها را بزرگ کنم دخترها را شوهربدهم پسرها را زن بدهم بعدهم پیر شوم بمیرم ! این زندگی معمولی من نیست من یک ماجراهای دیگری یک ارتباطها و انتخابات و رفتارها و افکاردیگری را به زندگیم بیاورم. بعد وقتی برای دیگران تعریف می کنی دیگران خیلی خوششان می آید ما درخارج از کشورتوی اروپاهم که تعریف می کنیم خیلی ها از این مباحث خوششان می آید چون با حقیقت اولیه شان سازگاری دارد لذت می برنداما آیا همه موفق می شوند از این طبیعت خودشان را نجات بدهند؟ بااینکه می دانند نمی توانند. می خواهیم برویم سراغ اصل بحث . چرا نمی توانند خودرا نجات بدهند؟ بخاطر یک صفت ، حجاب عادت. حجاب عادت بدترین و خطرناک ترین حجابی است که انسان می تواند به آن دچار شود . عادت نمی گذاردتوحقیقت اشیاء را چنانکه هستند ببینی و با آن ارتباط برقرارکنی . عادت هم یک امر روحی است ، امر ذهنی نیست که اگر شما آمدی سرکلاس انسان شناسی نشستی به تو اطلاعات دادم بعداً بتوانی بگویی.... بعضی ها به من می گویند ما رفته ایم دو جلسه کلاس غضب را نشسته ایم 60 جلسه کلاس مهندسی فکرو کنترل فکر و دشمن شناسی را گوش کرده ایم اماهنوزباز وسواس داریم و هنوز نمی توانیم فکرمان را کنترل کنیم دروس حلم و آرامش فکری را گذرنده ایم اما آرامش زیادی دستمان نیامده .50 درصدحل شده . مهرورزی را طی کرده ایم اما هنوز موفق نشده ایم یک رابطه عاطفی با همسر و فرزندانمان برقرارکنیم. نصف مشکل حل شده . تازه تو فهمیده ای یک حجابی یک گرفتاریهایی داری که باید اینها را برطرف کنی اما اصل برداشتن حجاب یک کار عملیاتی و تمرین میخواهد مثل گل سازی ، و گلدوزی است که شما وقتی سرکلاس می روی همین الان می دانی که نمی توانی این گل را درست بکنی سرکلاس هم که می روی می بینی مربی دارد آموزش می دهد می فهمی که بلد نیستی بعد فرمولهارا که به تو یاد می دهد یادمی گیری اماتا وقتی نروی تمرین کنی و برشها را مکرربدهی هیچوقت گلساز نمی شوی مثل رانندگی مثل هررشته دیگر آدم باید برود توی محیط وارد شود کاربکند تمرین کند تا آن کمال بوجود بیاید و آن حجاب از او ، حجاب نادانی و بی مهارتی از او جدا شود. تا درمیدان عمل وارد نشوید نمی توانید از حجاب عادت که بدترین نوع حجاب است دربیاید من چند تا مثال برای شما بزنم تا بدانید که حجاب عادت چه جنایتی با آدم می کند. انسانی که عادت می کند به اشیاء بخصوصی عادت به کمالات جمادی نباتی و حیوانی یا عادت به کمالات حسی وخیالی و وهمی . وقتی به این کمالات که (تمرینهایش را اینجا کردیم) عادت می کنید بعداً نمی توانی به راحتی کنار بزنی یک آدمی که قبلاً پیش خدابودی و حالا آمده ای روی زمین وقراراست پیش خدا برگردی نگاه کنی.هروقت هم که سرکلاس می آیی علت اینکه من هرهفته برای شما تکرار می کنم اینست که واقعاً پاره کردن این حجاب کارراحتی نیست اینکه قرآن دائماً تکرارتکرار تذکر دارد به ما می دهد برای اینست که ما بتوانیم یکسره بیایید نماز بخوانید، هرروز 5 وعده برای اینکه تو از حجاب نگاه جنسی به خودت درآیی یادت باشد معشوق تو، اله تو الله است توآدمی ، حیوان نیستی . مادرپدرنیستی ، خواهر برادر نیستی . همسر نیستی . این جنبه ها جنبه های حیوانی توست. توباید یکسره بیایی نماز بخوانی روزه بگیری اطلاعات کسب کنی ، تا بتوانی جنبه جنسی ات را از جنبه خدائیت تفکیک کنی. دردشمن شناسی هم من تذکردادم . گفتم اگر شما میخواهید درمقابل حمله های شیطان آرام باشید اذیت نشوید تحریک نشوید حمله جلو عقب راست و چپ- باید یاد بگیری که شخصیت خودت را دوقسمتش را ازهم جداکنی بخشی که همیشه همراه توتولید فکر منفی می کند و تونیستی او شیطان است ، با آن بخش انسانی خودت که این افکار درگوشش خوانده می شود. تاوقتی نتوانی این را تفکیک کنی دائماً این افکاررا از خودت می دانی و به خودت نسبت می دهی و به آن هم عمل می کنی و منشاء اثر می شود برایت توباید بتوانی اینها را تفکیک کنی . حجاب عادت اینجوری است. من یک مثال برای شما بزنم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید : " اَزهَدُ الناس فِی العالِم اهلُه وجیرانُه " بی رغبت ترین آدمها درباره شخصیت یک عالم خانواده عالم و همسایه های آن عالم هستند . چرا ؟ چون به این شخصیت عادت کرده اند مامراقب داریم .من قم که می روم درس اساتید خودم می روم می بینم بچه هایشان خیلی آن لذتی که ما می بریم نمی برند بعد می روند پای درس شاگردرجه ده پدرشان بعد می گویند عجب حرفهایی دارد می زند! عجب مطالبی می گوید!باور بفرمایید بارها اینطور شده من می گویم بابا. یک آقایی هست سربعضی کلاسهای من می آید می گوید این حرفهای شما چقدر جالب بود به من بگو بنویسم . عجب نکته خوبی بود ...اینها ! بعد که آخرش تمام می شود می گویم میدانی اینها را چه کسی به من گفته؟ می گوید نه.می گوید بابایت به من گفته! حجاب عادت نمی گذارد آدم از کسی که درخانه اش است . خیلی ها هستند باباهای خیلی خوب و عالی دارند باباهای فاضلی دارند باباهای مؤمن 0باباهای مومن و خیلی خوبی دارند قدر پدرخودش ا نمی داند با آنکه محبتی که پدرو مادر می کند بعد یک غریبه که یک استکان چای دستش میدهد یک محبتی به او می کند خیلی برایش بزرگ می شود. همین حجاب عادت باعث می شود دخترهای ما وقتی توی خانه هستند سالها زحمات مادر وپدررا نبینند بعد بایک محبت یک نامحرم بگویند پدرومادرمابه ما محبت نکردند . خیلی پدرومادرها خودشان را می کشند به بچه محبت می کنند به ندرت پدرومادری پیدا می کنیم که واقعاً آن محبتی که لازم است نکرده چرا بچه ها قدر محبت پدرومادرشان را نمی دانند ولی محبتهای دیگران همیشه می گوئیم مرغ همسایه غاز است؟ چون به پدرومادر عادت کرده اند وقدرش را نمی دانند . من 15 سال است کارم مشاوره است . زن و شوهرها می آیند از هم شکایت می کنند نسبت به هم غر می زنند ...بهم عادت کرده اند. قبلاً اوایل که عاشق هم بودند ، بهم عادت نداشتند همان عشق عست ولی این عادت لعنتی این عادت ملعون باعث می شود افراد دیگر کمالات همسر خودشان را ، قشنگی ها و خوبیهای اورا نبینند ، فداکاریها و زحمات همسر خودرا نبینند . اصلاً نسبت به قشنگی های همسرخودشان کور می شوند ، وبعد هم با بی انصافی درمورد همسر خودشان قضاوت می کنند. یکی از گله هایی که زنها ومردها دارند اینست که می گویند زن من درمورد من اینجوری قضاوت می کند راست هم می گوید من دارم می سوزم که چرا خانم من دارد مرا اینجوری می بیند یعنی گله اکثر زن و شوهرها اینست که می گویند همسر من مرا اینجوری معنا می کند راست هم می گویند . ولی چرا این همسر نمی تواند همسر خودش را درست معنات بکند؟ حجاب عادت مابهم عادت می کنیم واین خیلی خطرناک است . آدمی که مسئول تربیت خودش است نبایدبگذارد هیچ کی برایش عادی بشود. نباید بگذارد همسرش برایش عادی بشود نباید بگذارد بچه هایش برایشک عادی بشوند باید تمرین بکند نگاه عادی را بگیرد . ما بعضی وقتها خانمهایی داریم یک عمر همین امروز یک خانمی برایم نامه نوشته بود- چند سال تلاش کرده بچه دار بشود حالا بچه دار شده بچه بزرگ شده – 4-5 ساله – می گوید یکسره کتکش می زنم !از او خسته شده ام اذیتم می کند ناراحتی اعصاب از دست او گرفته ام تو زمانی که این بچه را نداشتی قدرش را خیلی می دانستی اما حالا که خدا بچه را به تو داده این نعمت برایت عادی شده برای همین هم تشکر خدارا نمی کنی از او لذت نمی بری . یک آقایی که گاهی با خانمش مشکل داشتند پیش من آمده بود نق نق می کردند با همدیگر کل کل هایی داشتند آقا حدوداً 50تا 55 سالش بود ، این خانم فوت کردبعد ا یکسال می گفت آقای شجاعی به خدا قسم آرزو داشتم این 6 تابچه ام می مردند خانم نمی مرد! الآن فهمیده... آدم چرا این اتفاق بیفتد بعد از مردن آن آدم برای ما عزیز شود؟! وخدا می کشد ! خدا فقط برایش مهم است که حجاب عادت زمینی از تو درآید .یادت باشد برای خدا هیچ چیز مهمتر از این نیست که انسان به دنیا ، طبیعت و نعمتهاعادت نکند. برای همین برایش مهم نیست که تو نعمت را داری یا نداری از شوهرت خیلی خوشت می آید ؟ عاشقش هستی؟... می گوید نه. این باید حتماً این شوهر را از توجدایش بکنم . دراوج وابستگی به همسرت درجوانی می میرد . زنت می میرد ، بچه ات را از تو می گیرد . برای چه؟! برای اینکه تو باید نگاهت درست شود. هدف آفرینش انسان علم و معرفت انسان است . اینکه مثل خدا بشود . توجه کردید؟ یعنی باید اسمهای خدادرما تجلی بکند . یکی یکی . بنده عادت کرده ام هرروز صبحانه مفصل بخورم حلیم ، کله پاچه ، تخم مرغ بخورم کره مربا و عسل به راه باشد . ظهر عادت کردم خانمم همه اش غذاهای رنگین جلویم بگذارد شب عادت کرده ام اینجوری بخورم . اصلاً نمی فهمم که بقیه مردم چه می کشند .وقتی یکماه خدا بمن گرسنگی داد، ومن شبیه فقرا شدم درحج هم همین است برای همین می گوید حج و روزه دل را آرام می کنند چون تو در آن شرایط می فهمی که دیگر آدمی . درحج دیگر پولدار و فقیرندارد. مثل بقیه باید یکجورلباس بپوشی اصلاً وجود ندارد . جایی برای امتیاز نیست باید روزه بگیری سختی بکشی گرفتاری دارد بعداز آن شرایط قدرمی دانی شما نگاه کنید قدر نان تازه را یک نان معمولی را کی انسان می داند همین یک نان پنیر را؟ موقع افطار بنشیند نان وپنیر جلویش بگذارند می گوید:عجب چیز خوشمزه ای است ها ! یعنی موقع افطار اگر هیچ غذایی آماده نباشد ماتوی مؤسسه مان سی روزاین کاررا کردیم یعنی همه روزه گرفتیم و غذا فقط نان و پنیر بود نهایتاً خیلی منت میگذاشتیم یک گوجه هم بود یا خرما این اصلاً سازندگی است که وقتی من این مدت 17-18 ساعت را روزه می گیرم بعد که می آیم نان و پنیر می خورم . می بینیم واقعاً غذای خوبی است .غذای خوشمزه ای است می شود بعنوان یک وعده غذایی حسابش کرد .حالا بیایی سفره های پرازاسراف مارا نگاه کنی چقدر اسراف است؟ برای اینکه ما عادت کرده ایم . اگر جلوی یک نفر نان و پنیر بگذاری یک وعده تخم مرغ بگذاری من گاهی می گویم درمؤسسه روزهای تابستان طولانی است می بینم امشب مثلاً دوشنبه است من الان برگردم می خواهم بروم یک جلسه ای آنجا آقایان می گویند شام چه بخوریم . به این کسی که مسئول است می گویم شما ساعت 7 برو دوسه تا نان بربری تازه و پنیر بگیر و گوجه یا یک خربزه بگیر با نان تازه بیاورطالبی هندوانه .گاهی میگویم تخم مرغ درست کن. بعد می بینم اینها را اگر بهشان بگوئیم شام تخم مرغ داریم همه شان می گویند اه اه اه ... تخم مرغ! نان و پنیر! نان و خربزه! اینجوری می گویند . بهشان نمی گوئیم . یک موقع هم بهشان یک چیز خوبتری هم می دهیم که فکر کنند همیشه ازآنها خوب پذیرایی می کنیم بعد غروب که می شود اول که می گوئیم شام؟ یکی می گوید من جوجه می خورم یکی می گوید من چه می خورم چه می خورم بعد سفره که می اندازیم نان بربری داغ را می گذاریم یک تخم مرغ درست می کنیم کم می آید. قشنگ می خورند گاهی وقتها من دیده ام درتلویزیون ، طرف عمراً برود خودش نیمرو درست کند بخورد بعد می بیند قهرمان فیلم رفته یک دانه کتری چای گذاشته آمده دراین بشقابهای رویی هم دوتا نیمرو درست کرده هوس افتادیم برویم یک نیمرو بخوریم . حجاب عادت اینطوری است . ماباید بااین عادتمان مبارزه کنیم . اگر عادت کنیم به اطرافیان و نعمتها، نعمتهارا اصلاً نمی بینیم این کورشدن نسبت به آدمها چند تا اثر بد دارد. یکی اینکه انسان را ناشکر و پرتوقع بار می آورد یعنی اصلا ً نمی آید شکر خدارا بجا آورد . اینهمه خدابه تو نعمت و قشنگی داده . قدرش را نمی دانی و همه اش دنبال چیزهایی هستی که نداری . بنابراین هم نمی شود اجازه نمی دهد از آنچه داری لذت ببری که خیلی ها ندارند . میلیون ها و میلیاردهاآدم آنچه توداری ندارند . از آن لذتی نمی بری چون به آن عادت کرده ای با اینکه میدانی خیلی ها ندارند تو از آن لذت نمی بری چون به آن عادت کرده ای شکر خدا را نمی توانی بجا بیاوری . حضرت می فرماید کسی که شکر خدا را بجا نمی آورد انسان نیست چهارپا است . حیوان به تمام معناست امام سجادعلیه السلام دردعای یکم صحیفه سجادیه می فرماید شکر خدارا بجا نمی آورد دیگر چه؟ لذت ما نمی بریم از زندگی مان بنابراین دقت بکنیم حجاب عادت بسیار خطرناک است ما عادت می کنیم یک عالم دم دستمان باشد ، می بینیم عالم هست ، طلبه هست خیلی هم فاضل است من بارها شده رفته ام منزل بعضی از اولیاء خدا درمساجدشان رفته ام می بینم مردم اصلاً قدر اینها را که پشت سرشان دارند نماز می خوانند نمی دانند توی همه مردم می آید و می رود ولی برایشان عادی شده اگر یک شخص غریبه را بیاورند می گویند برویم ببینیم چه می گوید! ممکن است صدبارعلمش از این پایین تر باشد ولی این را دوست دارند . آن عالمی را که آنهمه مقام دارد را قدرش را نمیدانند آنهمه درجات دارد قدرش را نمی دانند برای همین خیلی از زنها کنار شوهر های خوبشان خراب می شوند چون عرضه ندارد از شوهرخوبش لذت ببرد از خوبیهای شوهرش لذت ببرد ببیند وکیف بکند . تمرین نکرده که همیشه همسرش را تازه ببیند . عادی شده برایش برای همین هم سر حرفهای خیلی بچه گانه و بیخودبه جان هم می افتند آنوقت این خانم یک هفته مریض میشود میرود بیمارستان ، شوهرخیلی قدرمیداند دیروز یک خانمی می گفت شوهرم سه روز که رفته اعتکاف منهم رفتم اعتکاف این سه روز که پیش هم نبودیم باعث شد بیشتر قدرهم را بدانیم برای همین هم مصاحبت و دوستی یادتان باشد خانمها آقایان اگر می خواهید علاقه هایتان بین همسران پدرو مادر، دوستان برقرارباشد خیلی توی دست و پای هم نباشید پیش هم نباشید . دیدید خانمها شوهرشان را خیلی دوست دارند ازوقتی شوهربازنشسته می شود می آید توی خانه می نشیند اصلاً انگار دیواست. می گوید اَه پیرمرد آمده نشسته اینجا ور دل ما ،پانمی شود بیرون برود، یک کاری بکند مرد باید خودش هوشیارباشد نباید فکر کند الآن که من باز نشسته شدم بروم سفت بنشینم کنار زن و بچه ام بگویم خوب حالا... نه اصلاً نباید بمانید . پیغمبر می فرمایند:" زُرغِبّاً تَزدَدحُبّاً" همدیگررا تند تند نبینید . یک روز درمیان همدیگر را ببینید تا علاقه هایتان زیاد شود. زنی که اول خیلی عادت می کند به همسرش خیلی وابسته می شود به نامزدش بعد هم یک سره هی تلفن می زند عادت می کنند یکسره از همدیگرخبر داشته باشند پیش هم باشند یکسال بعد ازهم بدشان می آید دیگر از این شوهر خوشش نمی آید.خودش باعث شده یعنی خودش اینکاررا می کند بعددیگری ازاین شوهرلذت نمی برد. شوهری هم که هوشیاراست باید اینکاررا نکند یعنی باید حواسش باشد من به بچه هامی گویم می خواهید بروید نامزدبازی برای نامزدبازی تان هم یک ساعت قراربدهید .اینجوری نباشد که بگویی حالا فرصت داریم خیلی پیش هم بمانیم نه خوب هم نیست خیلی پیش هم بمانید . عشق اگر خوب است همیشگی اش خوب است . علاقه اگر خوبست عواطف بین زن و شوهرو فرزندان خانواده ها ، اگر خوبست همیشگی اش خوب است . برای اینکه همیشگی اش راحفظ کنید همه اش را یکجا مصرف نکنید . این خیلی مهم است که ما مدیریت روابطمان را برای اینکه بهم عادت نکنیم و یک عشق بالنده و پایدار داشته باشیم تنظیم بکنیم طوریکه این بداست . کمبود ایجاد شود ولی اینقدر هم بهمدیگر عادت نکنیم بعضی از این خانمها هستند من می بینم خانمها ، آقایان ، دخترها ، دانشجوها ، پسرها ، توی رفاقت های خاله خاله بازی می افتند دوتا همسایه طبقه بالا و پایین بهم عادت می کنند بعد او صبح ساعت 8 زنگ می زند فاطمه خانم! بله ، آمدم، هیچی ... غذاهایشان را باهم می خورند ارتباطهایشان را باهم دارند خیلی خوب نیست اصلاً خوب نیست حریم باید بین همسایه ها باشد دوستی حدی دارد . دوتادانشجوپسر همجنس ، دوتا دختر هم جنس، بهم عادت می کنند بعد می خواهند همه کارهایشان باهم باشند هی بهم تلفن بزن ...اینها این جالب نیست . این ارتباطی که اینجوری شده معنایش چیست؟ اینست که بزودی سراز جدایی وتنفر درمی آورد . قدرهمدیگر را نمی دانیم . خوب چرا اینجورمی شود؟ حجاب عادت. چرا قدر پدرو مادرهایمان را که خیلی زیباییهاو قشنگی ها دارند نمی دانیم؟ واقعاً می توانیم کنارشان خیلی لذت ببریم ولی چون نمی بینیم می گوید من اصلاً حوصله مادرم را ندارم . می گوییمک حالا چند سالی خانه مادرت زندگی کن تا مثلاً بتوانی صاحبخانه شوی .نه ! کمالات را نمی بینیم کورمی شویم حجاب عادت کورکننده است نمی گذارد درست یک حقیقتی را ببینی . من این حرفهارا که دارم می زنم همه مقدمه است. البته این مقدمه هم را برای شمانمی گویم شما باید بعداً راجع به اصلش باید کاربکنید چون این بحث اصلش توی معرفت الله و سیرو سلوک فوق العاده مهم است . الآن من فقط دارم یک الفبا برای شما می گویم همین مقدار میتوانم برای شما اینجا بگویم نگذاریم چیزی برای ما عادت شود .خداوند تبارک وتعالی میداند حجاب عادت به مادیات خطرناک است یک ماه رمضان ترمزها را می شکند می گوید همه باید عادتتان را بشکنید و روزه ! همه بایدروزه بگیرید چون این عادت وقتی شکسته می شود آن تسلط حیوانیت که از ما برداشته می شود یک تنفس می کنیم برای همین اگر توجه کرده باشید عامه مردم از ماه رمضان لذت می برند. استثناء پیش می آید یکی از آن خوشش نیاید عموم مردم درماه رمضان شادتر و شنگول ترند. آرامتر و آدمتر هستند. با اخلاص تر می شوندمهربانتر می شوند اصلاً دل تنگی دارند. وقتی ماه رمضان می رود می گویند وای دوباره این یازده ماه میخواهد شروع شود با عادتهای حیوانی. دلش نمی آید آن عصمت و پاکی که در ماه مبارک رمضان پیدا کرده شکسته بشود.برای همین هم چون انسان دوست دارد مستحب است بعد از عید فطر دوباره برای اینکه از این دوست صمیمی که بهش عادت کرده ای یک دفعه جدا نشوی و اذیت نشوی سه روز هم بدرقه بروی همانطور که استقبال و پیشباز هم مستحب و قشنگ است. خانمها به بچه هایتان عادت نکنید چون دیگر قشنگی های بچه هایتان و خوبیهایش را نمی بینید بیخود به او غرمی زنی نق می زنی بچه را اذیت می کنی. آنوقت خدای نکرده فردا بچه تصادف می کند یا خدای نکرده میرود توی بیمارستان یا می میرد آنوقت مادر هی بچه ام بچه ام بچه ام می کند. بابا! برای همین هم هست بچه ها وقتی فطرتاً می فهمند پدرومادر قدرشان را نمی دانند اصلاً میروند دست به یک کارهای خطرناک می زنند که قدرشان دانسته شود . بچه تان را صبح به صبح که بلند می شوید تازه نگاه کنید مادرها بخصوص درمعرض عادت به بچه ها زیاد هستند برای همین هم روابطشان با بچه ها زیاد به تنش کشیده می شود پدرها چون کمتر با بچه ها ارتباط دارند البته پدرها ی موفق نه پدرهای بی عارو بی درد ، پدرهای بی عاطفه نه ، که وقتی خانه می آیند اخمشان درهم است حال و حوصله ندارند با کسی گرم بگیرند نه بغل کردنی نه بوسیدنی نه صحبت کردنی نه ...پدرو مادرهای ما اما چون نیستند .بچه ها پدربرایشان همیشه تازه تر است . یک جایگاه دیگری دارد. درحالیکه همین پدر یک جمعه سه روز تعطیلی که خانه است بچه ها زودتر از بابا خسته می شوند تا از مادر . می گویند زودتر بلند شودبرود دنبال کارش ما راحت شویم نعمتها هم همینطور است. مثلاً سلامتی نعمتی است که ما توی عادت اصلاً آنرا نمی بینیم و قدر هم نمی دانیم شاکرهم نیستیم حالا اگر تصور کنیم یک نفرکور شود چقدر حاضراست از ثروتش بدهد تا بیناییش را بدست آورد چقدراز موقعیت و امکاناتش را حاضر است بدهد چشمهایش برگردد؟ یا اگر کرشود چقدرحاضر است سرمایه گذاری کند این گوش به او برگردد. راحت نشستن به او برگردد. من سرطان که گرفتم اوایل سرطانم، یک شب که خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم فرمودند مابه تو اینرا داده ایم تا تو شکرت زیاد شود خیلی این سرطان برای ما قشنگ بود یعنی می می دیدم می خواهم دگمه ام را ببندم این دستایم تمام حس هایش را از دست داده بود نمی توانستم دگمه ام را بگیرم . عادی ترین اتفاقاتی که می افتد ما چون عادت کرده ایم خوب همیشه خودمان دگمه هایمان را باز می کنیم می بندیم قدرنمیدانیم این چه کاری است خداوند هزاران بیماری گذاشته تا سلامت برای انسان عادی نشود بعد من می دیدم اصلا نمی توانم دگمه هایم را ببندم یعنی میگیرم حس نمی آید اصلاً بعد دیدم چقدرقشنگ است داشتن این حس لامسه چیزجالبی است اما چند نفر درطول روز می نشینند می گویند خدایا شکرت که ما حس لامسه مان کارمی کند الاًن لذتی که من از لامسه می برم شما نمی برید چون شما محرومیت نکشیدید آنرا از دست نداده اید بعد می خواستم آب بخورم این آب انگار یک تیغ یا مثلاقند میگذاشتم دهنم بخورم قند مثل یک تکه خاک بیمزه بود و به شدت میشکافت و پائین می رفت النگار پاره می کرد . این قند میخواست پائین برود کلی درد داشت آب به این نرمی ، شده تاحالا شکرکنیم آب چقدرشیرین از گلوی ما پائین رفت؟! می خواستم این آب را بخورم چقدر زجر داشت انگار تیغ دارد زهر دارد خار دارد . اذیت می کرد تا می رفت پائین حالا اینجا حاج آقا چای می آورد می خوردیم شیرینی می کرد می خوردیم می فهمیم کیک را چای را ، بو...بو...شما بهترین لذتتان از خوردنی بخاطر بینی است بینی تان را یک بار بگیرید خوشمزه ترین غدارا امتحان کنید پنبه بگذارید که بو استشمام نکنید بعد بهترین غذارا بخورید می بینید مزه ندارد خوشمزه است طعم را احساس می کنی اما غذا برایت اصلا لذیذنیست .ما قدرمیدانیم که میتوانیم بو بکشیم ؟ ولی یک سرماخوردگی به ما می گوید ولی ما مستیم دوباره عادت می کنیم . بعد من می دیدم یکی یکی حس های من از کارمی افتد. یک مدت آنها را نداشتم بعد که برمی گشت می دیدم چقدر لذت دارد وما چقدر ناشکریم ما به سیب و موز و پرتغال و انگور عادت کرده ایم نمی توانیم با آنها عشق بازی کنیم نمی توانیم وقتی می خواهیم این خرما را بخوریم یک ساعت نوازشش کنیم بعد بخوریمش بدانیم خدابه ما چه داده به خواب عادت کرده ایم نمی دانیم بیخوابی یعنی چه . بیخوابی به سرمان بزند نتوانیم بخوابیم بعد یکی از دوستان ما سی سال است نخوابیده یعنی یک قسمت از مغزش آسیب دیده آن قسمت خواب کار نمی کند نمی تواند بخوابد حالا این احتیاج به استراحت دارد نمی تواند بخوابد بدن کوفته است شب تا صبح بیدار است صبح هم باید برود سرکار ببینید چه مصیبتی است! این چه نعمتی است آدم می تواند هروقت دلش خواست سرش را بگذارد بخوابد . ولی ما حاضر نیستیم شکر خدارا بجا آوریم . عادت کرده ایم به این خواب و به این نعمت قشنگی که داریم به نشستن شما الآن همه تا روی زمین راحت نشسته اید نمازتان را می توانید بخوانید پایتان را می توانید تا بکنید ولی وقتی گرفته می شود ببینید یک نشستن چقدر مصیبت دارد؟ ستون فقرات یک قسمت کارنکند گردن انگشتان چشم کار نکند من موج انفجار که مرا گرفته بود فکم بر می گشت یعنی طبیعی تعادل نداشت شما اصلاً نمی دانید من جه می گویم چون ما برایمان اصلاً اتفاق نمی افتد مثلاً اینکه صورتمان طبیعی باشد یک چیز عادی است اینرا که نعمت نمیدانیم دراثر این موج انفجار فک من برمی گشت یعنی اینجوری می رفت کشیده می شد صورتم می آمد اینطرف یعنی از دهان به بالا اینطرف بود فقط فک تکان می خورد داد من بالا می رفت ولی فک دست خودش که نیست می کشد می برد داشتم این خاطره با برای یکی از رفیقانم که مثل من موجی بود تعریف می کردم گفت من از کمر اینجوری می شدم فکرکنید داد میزد فکر کنید أم را دارند مچاله می کنند می گفت عربده می کشیدم زن و بچه ام توی خانه بودند هیچ کاری نمی توانستند بکنم خوب ما فکر می کنیم اگر پاهاو بدنمان همه با هم توازن دارد اینرا که نمی فمهمیم اصلاً چون به این وضعیت عادت کرده ایم.یک سری بیمارستان برویم اینکه می گویند گورستان بروید خیلی مهم است برای اینکه ما به بدترین چیزی که عادت می کنیم و خیلی بداست به زنده بودنم است عادت به زنده بودن خیلی خطر ناک است آدم را به شدت فاسد و خراب می کند یک مصاحبه تلویزیون کردند چند بار هم پخشش کردند مصاحبه که می گوید تواگرامروز روز آخرت باشد چکارمی کنی یعنی قراراست فردا بمیری ماعادی زندگی می کنیم ؟ ساعتها ، ثانیه به ثانیه اش را قدرمی دانیم آدمهای خوبی می شویم الآن بعضی ها می خواهند معذرت خواهی کنند وحلالیت خواهی کنند نمی کنند بعد توی بیماری می افتد دکتر به او می گوید دوروز دیگر بیشتر زنده نیستی یک هفته بیشتر زنده نیستی می بینی چنان آدم مهربانی بشود می آید می گوید من درحق شما ظلم کردم مرا حلال کنید این پولها مال من نبوده دزدی کردم حق شما بوده اینجا سند دستکاری کردم آنجا چکار کردم همه را اعتراف می کند فرکرمی کرد حالا حالا ها زنده است . اینکه می گویند هروقت غصه دار می شوید بروید قبرستان که شاید بشوید برای همین است چون میروید توی قبرستان حالا مستحب است بعضی ها توی قبرمی خوابند خیلی از بزرگان خوبان اولیاء خدامیرفتند میخوابیدند کاسب ها . ما بعضی اولیاء خداداشتیم کاسب بودندتوی مغازه شان قبر کنده بودند برای اینکه عادت نکنند به زنده بودن اول قبل از اینکه کرکره را بالا بکشند چند دقیقه ای توی قبر میخوابیدند فکر می کردند که مرده اند بعد این آیه را میخواندند آیه ای که همه مرده ها بعداز مردن میخوانند: " حتّی اِذاجاءَ امرُهم الموت قالَ رَبّ ارجعون لَعلّی اعمَل صالِحاً فیما ترکت" خدایا برم گردان هرغلطی باید می کردم بکنم هرچه ترک کرده ام بکنم هرکاری که نکرده ام بکنم دیگر خوب می شوم دیگر قول می دهم آدم بشم ، خوش اخلاق بشوم ، حسودنباشم ، توبه کنم گناه نکنم ولی کلّا این جوابشان است . بعد ایشان میخوابیدند توی قبر این آیه را خودش میخوانهد بعد می گفت خوب خدایا دیگر به تو کلّا نگفته توالآن میتوانی بلند شوی پاشو آدم باش بعد کرکره را بالا می کشیدند واین مغازه دارنه گران فروشی میکند نه احتکار می کند نه جنس را مخلوط میکند نه کلاه سردیگران می گذاردولی مانه با مستی حیات یکی از بدترین مستی ها مستی زندگی است یعنی اینکه ما عادت می کنیم به زنده بودن مثال دیگر: فرمود " صَلّ صلاةَ مُوَدِّع" . نماز کسی که قراراست بمیرد همیشه بخوانید شما برویم امشب نماز مغرب عشا را فکرکن قراراست امشب بمیری . بعید هم نیست ها! چیز بعیدی نیست قرار است بمیریم خوب حالا میخواهی بمیری دورکعت نماز بخوان ببین نمازت چطوری است دیگر نماز عادی نمی خوانی نماز عادی آدم را بدبخت می کند یعنی آدم 50 سال جلوخدامی ایستد چون عادت کرده به خدا بدترین عادتها همین است عادت به حیات ، عادت به خدا ، ما قدرخدارااصلاً نمی دانیم . قدر خدارا کی می دانیم می گویند آقا شما سه چهارساعت دیگر می میری دوروز دیگر می میری بعد وقتی می خواهی نماز بخوانی میگویی عجب رفیق خوبی داشتم عجب خدای ماهی بود من چقدرمی توانستم با این رفیق شوم. من چقدر می توانستم با این رفت و آمد کنم صمیمی باشیم خوب ولی : آفتی نبود بتر از ناشناخت تو بر یا رو ندانی عشق باخت
ناشناخت یعنی همان عادت یار را اغیار پنداری همی شادی را نام بنهادی غمی
بعدکه داری می میری می گویی اگر من برگردم اگر خدابه من اجازه بدهدمن یک نمازی بخوانم ، یک ذکری بگویم ، یک رفت و آمدی با امام رضا برقرار بکنم ! میگوید آنها که می میرند آنجا می گویند " یا لَیتَنی اتَّخذتُ معَ الرَسولِ سَبیلا" ای کاش من با پیغمبر رفیق می شدم بعد می گوید واحسرتا ای حسرت برمن " یا لیتَنی لَم اَتَّخِذفلاناً خَلیلاً " ای کاش با فلانی ها رفت و آمد نمی کردم با اینها دوست نمی شدم . خوب این عادتها هست که ما را بیچاره و زمین گیر می کند و این توی تربیت یعنی خودت را جوری تربیت کنی که به هیچ چیز عادت نکنی . یعنی حتی این چایی را که میخواهی جلویت بگذاری عادت به آن نکن به این خرما هیچوقت عادی نگاه نکن باید یاد بگیری ، تمرین کنیم . به همسرتان عادی نگاه نکنیم . زن وشوهر می آیند بارها شده آمده می گویند ما به درد هم نمی خوریم ما باهم مشکل داریم اصلاً از همدیگر لذت نمی بریم حوصله مان از همدیگر سر می رود نمی توانیم همدیگر را تحمل کنیم خیلی خوب می گوئیم یک کاغذ بردار بالایش بنویس محاسن، معایب..گاهی خودمان جدول می دهیم مثلاً صدتا محاسن نوشته ایم صدتا معایب بعد می گوئیم علامت بزنید می بینینم نود تا محاسن برای شوهرش علامت زده . در عیبها هم 6-7 تا برای او نوشته . مردرا می بینیم می گوییم خوب بیایید شما این 90 تا محاسن را ببینید همین 7تا عیب را از همدیگر می بینید ؟!آخرمگرآدم بی عیب ، آدم بی گناه مگر پیدا می شود؟ آدمی که از همه جهت اخلاقش خوب باشد مگر پیدا می شود؟ 14تامعصوم هستند تمام شد کیست که عیب ندارد بالاخره مشکل تربیتی ، اخلاقی،قضایی هست که در حقمان رعایت نشده خصوصیات را از دست داده ایم باید بدستش بیاوریم حالا یک گرفتاریهایی داریم همانهایی که می خواهند جدابشوندمی گویند نمی توانیم همدیگر را تحمل کنیم بعد که جداشدند...من که نگفتم بنویسید خودتان نشستید نوشتید این همه محاسن از زنت نوشتی بعدچطورحالا بخاطر دوتاعیب...؟ عادت که کرده ایم فقط عیبهاجلوی چشممان می آید دیگر آن قشنگی ها را نمی توانیم ببینیم . یک خانمی آمده بود پایش را توی یک کفش کرده بود من دیگر نمی توانم هرچه می گفتم خانم را ه دارد می توانید باهم بسازید...من فقط طلاق می خواهم! طلاق گرفت خداشاهد است دوسه سال دیگر آمده بودمی گفت برای کتک هایش دلم تنگ شده... اینجوری است. خوب ما مسئول تربیت خودمان هستیم ماباید خودمان را بسازیم ما به قرآن عادت می کنیم به سوره حمد عادت می کنیم برایمان جذابیت ندارد به سوره توحید عادت می کنیم برایمان جذابیت ندارد . اینهابدترین نوع عادت است به صلوات عادت می کنیم صلوات هربارش شراب تازه است . بابا ما بیاییم خودمان را یکجوری تربیت کنیم . شما نگاه کنید الآن می روید خانه یک کسی می بینید چهل سالش است ، چهل سال لا اقل غیر از 6ماه اول زندگیش، سی ونه سال و شش ماه مزه قرمه سبزی توی دهانش هست . باز می گوید آخ آخ رفتم خانه فلانی روزه بودم اینها هم ظهرقرمه سبزی درست کردند داغش توی دلم مانده هنوز!چرا ما همیشه توی خانه هایمان غذاتکراری است و باز احساس نمی کنیم تکراری است. یعنی هی درست می کنیم از آن هم لذت می بریم . بابا بیایید به سوره حمد به خدا به قرآن به نماز به صلوات به مسجد مثل یک چلوکباب نگاه کنیم که همیشه تازه است . مابرای خدا اینقدرهم قیمت نمی گذاریم برای همین مجهول ترین چیزهابرای انسان خود خداست . مثل ماهی درآب . ماهی چون عادت به آب می کند هیچوقت آب را نمی بیند. ضرب المثل مشهور که می گویند آخرین کسی که آب را می شناسد ماهی ها هستند. ما با خدا متولد می شویم همراه خدا، مثل هوا که با ماهست درمراقبات ماه رمضان و یاد را یادتان نرود آنجا توضیح داده ام یکی یاد خدا، یکی مهارتهای ماه مبارک یکی مهارتهای عبادی را . این سه تا را تاقبل از ماه رمضان حتماً کارکنید که بتوانیم از عبادت لذت ببریم استفاده کنیم بدانیم خدا همیشه با ماست ولی چون به او عادت داریم دیگر اورا نمی بینیم . درحدیث داریم خدابخاطر شدت حضورش ناپیدا می شود هر چیزی وقتی حضور پیدا می کند همیشه باشد دیگر مجهول می شود و ما دیگر یواش یواش او را نمی بینیم قدرش را هم نمی دانیم. خوب باتوجه به توضیحاتی که دادیم این 5حدیثی که مقدمه بود خواندیم یکبار دیگر می خوانیم روزه چکار می کند؟ فاطمه زهرا س فرمود:اخلاص را تثبیت می کند یعنی تو وقتی روزه می گیری توی بخش انسانی ات حجابِ حیوان،دیدنِ خودت ، مردوزن دیدن خودت کنار می رود یک نگاه جدید به خودت پیدا می کنی برای همین انرژی بیشترو صفا و اخلاص بیشتری پیدا می کند که به سمت خداحرکت کنی لذا اگر میخواهی هیچوقت زندگی برایت عادی نشود از زندگی لذت ببری از دستپخت زنت بتوانی تشکر کنی بدانی چقدرزحمت کشیده از نان و میوه لذت ببری- الآن توی یخچالها پراست ولی هرگز لذت نمی بریم دنبال یک چیزی برای اینها می گردیم. می رویم ازاین چیزهایی که بشر توش دست برده آبمیوه که تویش هزار جور مواد رنگی و مضر هست دوست داریم بخوریم ولی از میوه لذت نمی بریم از آبمیوه ای که خودمان درخانه می گیریم هم باید لذت ببریم آنهم نمی بریم برای اینکارباید خودت خودت را طوری نگه داری که هیچوقت به هیچ چیز توی خانه عادت نکند لذا مستحب است که شما هفته ای دوروز روزه بگیری برای اینکه سطح لذت شما از دنیا بالا برود سطح قدردانی شما از دنیا بالا بروید آن حس رقابت جهنمی با دیگران در مسائل دنیایی چشم و هم چشمی ها از بین می رود اینکه تو می فهمی چقدر تو چیزهای خوبی داری چقدرنعمتهای قشنگی داری خوب خودت نگذار عادت کنی روزه بگیر. دیگر روزه باعث می شود که یک پولداربفهمد گرسنگی و تشنگی یعنی چه ، نداشتن یعنی چه، محرومیت ینی چه؟ بفهمد ضعف یعنی چه بفهمد توی یخچال هیچی نباشد یعنی چه یک نفرشب با جیب خالی برگردد خانه یعنی چه، یک نفر یک ماه گوشت نخورده باشدیعنی چه ، برنج نخورده باشد نان خالی خورده باشد یعنی چه؟ من سراغ دارم ، موسسه خیریه که ما داریم آدمهای اینجوری سراغ دارم جاهای مختلف می آیندآدم واقعاً می فهمد یعنی چه.مشکلات خیلی زیاد ولی کسی که توی ناز و نعمت ...بچه هایتان هرچه می خواهند به آنها ندهید. عادت کنند هروقت هرچه خواستند بیایند به شما بگویند بابا می خواهیم شمابروید برایش بخرید تلفن همراه میخواهم، ساعت میخواهم، موتور، ماشین ، دوچرخه... این بچه ناسپاس بارمی آید . بچه بی ادب بار می آید روحیه اش ضعیف است. پسری که شما هروقت هرچه خواسته برایش خریدی این فردا زن داری نمی تواند بکند این فردا چون عادت کرده به پول بابا فردا می رود اداره کافی است مدیر شرکت یک چیز به او بگوید قهر می کند می آید خانه می نشیندکارهم نمی کند.زن دارد ولی مردانگی ندارد که پاشودبرودبرای زن وبچه اش کارکند. عادت کرده الآن شما ببینید یک چیز خیلی منفی توی کشور ما هست می گویند بیکاری وجوددارد درحالیکه اصلاً بیکاری حقیقی نیست یک آقایی آمده بودبه من می گفت هم سن من است کمی هم بزرگتر،ازدواج هم نکرده بیکارهم هست. یک آدم بسیارخوش فکر، خوش درس باهوش تبدیل شده به یکی که برای غذامی رود به کسی می گوید یک هزارتومانی بده من یک غذابگیرم بخورم ...این آن موقعی که جوان بود، نشاط داشت خیلی سال پیش من به او می گفتم این مسیریکه داریم می روی سرازاین درمی آوردکه تومی شوی پنجاه ساله ، نه ازدواج کرده ای نه کار نه چیزی بدبخت می شوی . می گفت من؟! با اینهمه فنی که بلدم با اینهمه حرفه ها و هنرها و تحصیلی کردهام گفتم بله ! الآن هم همینجوری شد خودم جگرم می سوزدمی بینم دوست دوران بچگی من پامی شود می آید آنجا کسی که میتوانست یک آدم نخبه باشد دراین مملکت برای کرایه ماشینش هم حتی، باید از این و آن پول بگیرد فکر بخاطر عادت.بعدآمده می گوید به من فشار می آید گفت کارگیرنمی آید گفتم کارگیر نمی آید؟ گفت بله. گفتم برو فلان جا... کاربه او معرفی کردم رفته آنجا می گوید این کاررا دوست ندارم، جوانهای ما الان اینجوری شده اند می گویند کاریعنی یک چیز مفت خوری خیلی خوب من بروم بنشینم توی شرکت 8-9 ساعت پشت میز با قلم و کاغذو کامپیوترکارکنم 500 تومان یک میلیون بگیرم و بیایم ولی اگر بیکار باشد بگویی بلند شو برو توی کارخانه کارکن چند نفر جوان حاضرند بروند کارکنند|؟ به او می گویم بیا برو توی کارکتاب که علاقه داری می گوید نه من کارکتاب آخرباید بروید هی کتاب بلندکنم بگذارم خوب نیست. خیلی هم به این پرستیژهاعادت کرده اند اصلاً حاضرنیستند ازا ین خارج بشوند به او گفتم شما موقعی که داشتی می امدی پیش من از سربازار تاحرم چند تا مغازه زده بود به کارگر احتیاج داریم؟خواندی؟ خوب بروکارگری کن.به اوگفتم ببین من عملگی کرده ام کارگری کرده ام شاگردشوفربوده ام ، الآن هم اگر یک موقع بیکار باشم اصلاً عارم نمی آید بروم عملگی کنم برایم یک چیز خیلی عالی است.علامه طباطبایی می گوید من بخاطر اینکه وضع مالی ام خوب نبودده سال رفتم کشاورزی کردم امیرالمومنین بیشتر عمرش را عملگی کردند چند تاجوان حاضرند بگویند الآن بیکاریم...رفتم سریک ساختمان دیدم بنّاشان یک آدم خیلی نورانی است باورم نمی دش این بنّااست نورانی ، خیلی باحال با صفا، بعد عمله ها را هم دیدم ، دیدم اینها چقدرعمله های باحالیاند اذان گفتند همه دست کشیدند آمدند مسجدبعد شب دیدم یکی ازاین عمله ها با همان لباس عملگی اش آمده مسجد و امام جماعت خسته شده نمیتواند دعای کمیل بخواند آن عمله میکروفن را گرفت شروع کرد دعای کمیل خواندن با چه سوزی بعد به صاحب کارش گفتم ، گفت اینها همه طلبه اند! درس میخوانند اینها عالمند تابستان بیکارند وضع مالی شان خوب نیست می آیندمی ایستند اینجا کارمی کنند . علمای ما باچه زحمتی مرجع تقلید بود کارهای عملگی می کردندککشان هم نمی گزید . ولی حالا بگوبای کارکن ما قدرنمی دانیم عیبی ندارد من بروم عملگی کنم، دستفروشی کنم مگر ننگ است انبیاء ببین چه کارهایی داشتند . زندگی پیامبران را نگاه کنید چه کارهایی داشتند؟ خیاطی ، کشاورزی اکثرقریب به اتفاقشان کشاورزی ، ما الآن یکی از اولیاء خداست گهگاهی که دلمان تنگ می شود می رویم اورا ببینیم من میروم توی شهرستان محل زندگی شان یک موقع میروم خانه شان می نشینم یک مدت تا بیاید، یک دوچرخه 28هست با زیرشلواری دارد پامیزند می اید یک بیل هم پشت سرش ...کجابودی ؟ سر زمین بودم|! یک موقع می بینم مدنها سرزمین دارد کشاورزی می کند. عالم است ، عالم برجسته است از نظردانشگاهی مدرک دکترا دارد از نظر حوزوی مدرک اجتهاددارد . ولی خداست پیش بزرگترین اولیاء خدا سی سال درس خوانده یک متخصص است منتها کارمیکند عیبی هم نداردماها این عادتهافاسدمان می کند بعدمی آییم می گوییم مشکل کارهست . بیکاریم!نه جوانهای ما عادت کرده اند چون پدرمادریکسره هی داده اند به اینها خورده اند هرچه خواسته اند به آنها داده اند مدرسه غیرانتفاعی ، ماشین، لباس، تلفن همراه... خوب این بچه فردا می تواند زن داری بکند؟ فردا کوچکترین اتفاقی بیفتد، اینهمه استرس مد شده می گویند استرس وفشارروانی و می گویی یعنی چه فشار روانی و استرس؟ میگوید یک نفربه من یک چیزی گفته دخترهای ما نمی توانندشوهرداری کنند چهارتا حرف درشت از مادر شوهر می شنوند معمولی بهشان برمی خورد از شوهرشان چهارتا حرف می شنوند بهشان برمی خورد اصلاً 90% طلاقهای ما مال درخواست خانمهاست دقت کنیم حجاب عادت بسیار خطرناک است . بچه هرچه خواست با او نده محدودش بکن بگذارقدربداند نه اینکه عقده ای و وابسته به دیگران بارش بیاوری نه ، ولیقدربداند هروقت خواست نه ، بگذارمعطل شودیک مقدار که برای رسیدن به خواسته اش معطل شد صبرش حوصله اش زیاد می شود قدرمی داند لذت می برد از آن، دم یک خانه آمدند بیرون این پسرخودش را می زند بابا آمد حالا نگو رفته اند برای پسر یک موتور خریدهاند موتورسیکلت نو، دم درخانه گذاشته اند پسربی مسئولیت موتورراقفل هم نکرده رفته خانه نشسته همان لحظه دزد آمده موتور را برده بعدگریه می کرد. باباهه می گفت عزیزم گریه نکنی ها همین الآن می روم یک موتور دیگربرایت می خرم!! ما مثلاً میخواهیم بچه هایمان عقده ای نشوند می گوییم زود برویم برایشان تهیه کنیم هرچه خواست ، بیا بجای 5هزارتومان پول توجیبی 50 هزارتومان بگیر بچه فاسدمی شود با این پول من آدمهای بزرگی می شناسم از سرلشگرها توی سپاه ارتش سرلشگر است راحت میتواند با یک امضا بچه اش را از سربازی معاف کند یا آن موقع که پولی بود پول بدهد سربازیش را بخرد می تواند یک کار می کند بچه اش سربازی بیفتد پیش خودش یا توی تهران کارکند. اصلاً این کاررا نمیکند می گوید باید بروی سربازی بیرجند، تربت جام، برو زاهدان ، سیستان چون میخواهد این آدم شود این فردا میخواهد مرد بشود قرار است مسئولیت یک خانواده را به عهده بگیرد باید پوست کلفت باشد باید مرد باشد ، رنج بکشد، سختی بکشد، فلسفه بلاها هم همینطور است هی نگوئیم چرا خدا بلا فرستاد چرا خدا این نعمت را از ما گرفت شما قدر دندان را وقتی می دانی که درد بگیرد بلاها را خدا می فرستد که مابه هیچ نعمتی عادت نکنیم ، دقت کنید . یادداشت کنید درذهنتان ، دلتان ، هیچ بلایی برای انسان فاسد کننده ترو خطرناک تراز عادت نیست، برای همین خدا برای اینکه تو مبتلا به بدترین بلا نشوی بلاهای کوچکتررا سرت می آورد که تو به این بلا دچارنشوی شما وقتی عادت کردی به جنبه جنسی و حیوانی خودت به مادرو پدربودنت به خواهر و برادر بودنت وجنبه های حیوانی خودت اصلا نمی توانی بعنوان یک انسان خودت را نگاه کنی عادت می کنی به خدا به نعمتهادیگر شاکی نیستی همیشه توقعت زیادو از زندگی ناراضی هستی ازآنچه داری دیگر لذت نمی بری لذا خداازتو می گیرد خدامی فرستدت توی بیمارستان برو بخواب آنجا تابفهمی یک شب پیش زن و بچه ودرکانون گرم خانواده خوابیدن یعنی چه، دورهم شام خوردن با هم صبحانه خوردن یعنی چه ماعادت کرده ایم این برایمان جذابیت ندارد که همه اعضاء خانواده الان دورهم می توانیم بنشینیم خوداین یک مراسم قشنگی است ، یک شیرینی یک جشنی دارد. ولی ماقدراین رانمی دانیم قدرخواهرو برادرمان را نمیدانیم ، قدر فامیل را نمیدانیم محبتها و خوبیها و قشنگی هایشان ... اینها را باید کامل دقت کنیم. خوب تثبیت می کند ثروتمندحال فقیر را می داند دیگر اینکه آرامش می اورد چرا؟ چون عادت طغیان می آورد یادتان باشد ، یعنی از آنچه داری راضی نیستی. همه اش هیجان چیز دیگری را داری تازه رفته فرش خریده تازه مبل خریده تازه ماشین خریده حالش ازاین بهم خورده دوسال بعدمی گوید اه هرروز من این فرش را ببینم ، هرروز این کریستالها، هرروز این یخچال !! از فریزرم حالم بهم می خورد این خیلی خطرناک است چون وقتی این روحیه را داری آرامش نداری از آنچه داری لذت نمی بری توی تلوزیون هم یکسره تحریکت می کنند که تو وحشی تر بشوی نفس انسان... هی می آیند یخچال و فریزر و مبل و اتومبیل نشان می دهند برای انسان توحش می آورد ناآرامی می آورد زن مثلاً تازه میخواهدیک کم آرام باشدبا شوهرش نشسته اند کنار هم لذت ببرندپنج دقیقه آگهی بازرگانی اصلاً بهم می ریزدشان یک دفعه آدم کور می شود آنچه دارد دیگر نمی بیند هی می گویدمن باید ان را بخرم نخرم آرام نمی شود دوباره می افتد توی این مصیبت ناآرامی می آورد دیگر تونمی توانی لذت ببری برای همین روزه و حج آرامش و تثبیت می آورد شما درروزه می بینی با حداقل ها هم می شود لذت برد . همین حداقلها هم خیلیب لذت دارد سادگی خیلی بهتراز دارندگی است. سلیمان علیه السلام گفت من هردو زنگی را تجربه کرده ام زندگی اشرافی که بقول قرآن نه کسی داشتم نه کسی تا قیامت خواهدداشت. و سادگی فرمود من فقط شیرینی را در سادگی دیدم . یادتان باشد هرچه از سادگی فاصله بگیرید شیرینی حتماً کم می وشد صفا حتماً کم می شود . یادتان باشد صفا صمیمیت عشق علاقه قدرهم را دانستن ازهمدیگرلذت بردن با تشریفات و تکلف فاصله گرفتن از سادگی حتماً کم می شود اگر میخواهید لذت ببرید ، لذت به این نیست که اشرافیت ایجاد کنید چون چند وقت دیگر حالت از اینی که داری بهم می خورد عقده آن چیزی را داری که نداری ولی جلویش را بگیر از آنچه داری لذت ببر. توضیحش را دربحث قناعت داده ام. 20 جلسه در بحث اقتصاد خانواده کرده ایم از تلویزیون انشاءالله دوسه هفته دیگر شروع می شود کانال قرآن 20تا 30-40 دقیقه بحث کرده ایم انشاءالله حتماً تعقیب کنید از تلویزیون هم اصلش را هم تکرارش را شبها حدود8 بخصوص مباحثی درمورد نعمت بزرگ قناعت ، گنج بزرگ قناعت . شعربسیار زیبایی هست عزیزمان درمورد عادت کردن نوشته اند داستانی از مولا نا ست که حضرت عیسی ابلیس را درحال سجده کردن می بیند به اومی گوید: سجده ای می کرد ابلیس لعین گفت من بیش از همه عمری دراز سجده عادت کرده ام زانگاه باز گفت عیسی درهستی اینچنین ... بعد به اینجا می رسد که عیسی به او می گوید : تویقین می دان که اندر راه او نیست عادت لایق درگاه او هرچه از عادت رود درروزگار نیست آنرا با حقیقت هیچ کار.
شما اگربخواهید حقیقت نمازرا پیدا کنید باید غیرعادی نماز بخوانید غیرعادی دعای کمیل و عاشورا را بخوانید اگر عادت بکنید وبخوانید دیگر لذت نمیبرید رشدی هم برایتان حاصل نمی شود به خودتان تلقین کنید یعنی نگاهایتان را عوض کنید ویادتان باشد همیشه به یک چیز فکر کنید که اگر ازتان گرفته شود بیشتر قدرش را می دانید درذهنتان از خودتان اینها را بگیرید برای همین هم می گویداول چه چیز را از خودتان بگیرید تابتوانید نماز بخوانید و نمازتان نماز بشود؟ اول حیات را بگو این آخرین نماز من است بعد نمازت نماز می شود درنعمتهای دیگر هم همینطور وقتی بچه غذامی خواهد به او غذاندهید ساعت 10 صبحانه خورده ساعت 1 هم ناهار می دهی نمیخورد هی بهانه می گیرد از اینش خوشم نمی آید از آنش خوشم نمی آید. هیچوقت فکرنکنید بچه هایتان غذانخورد بد می شود بچه هیچوقت به شکمش مدیون نمی شود نخورد که نخورد برود کنارنگوآخر بچه ام است نخورد غذااینست میخوری یا نه؟ نه نمیخورم ، نمیخوری برو کنار. مطمئن باش بچه ات مریض نمی شود نگو پس بروم چه چیزی درست کنم بخورد این خیلی اشتباه است بگو هروقت گرسنه ات بودخودت می آیی می خوری، نخوربه سلامت خودت بخور سفره را هم جمع کن برو پی کارت اصلاً فکر این نباش که این بچه غذانخورد دوساعت بعد گرسنه اش می شود این غذا برایش خیلی خوشمزه می شود . بگذارعادت نکند.
"والحمدلله رب العالمین "