امتحانات الهی؛ جلسه دهم
سلام علیکم و رحمةالله
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله على اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس سیدالشهدا علیه السلام و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا علیهم السلام، هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، آقا ابوالفضل علیه السلام، شهدای اسلام و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.
بحث امتحانات را ما مرحله اول تمام کردیم که خداوند چگونه از ما امتحان می گیرد. یعنی برای چه امتحان می گیرد. بخش دوم مربوط به ابزار امتحان است؛ یعنی چه چیزهایی باعث امتحان می شود. اگر ما بخواهیم این بحث را شروع کنیم قطعاً تمام هم نخواهیم کرد مضافاً این که من می خواهم برایتان این دو روز خاص را بحث مبنایی بگویم. بنابراین آن بحث ابزار امتحان را برای فرصت دیگری خواهیم گذاشت و این دو روز را بحث دیگری را خدمتتان خواهیم گفت.
انسان برای مقام خلیفةاللهی آفریده شده است و این که من از، در این جلسه و در جلسات قبل هم همین طور، مکرر عرض کردم که بیشترین سرمایه گذاری که ما باید در مسائل معرفتی کنیم، معرفت نفس یعنی خودشناسی است. چون همان طور که گفتیم قرآن کریم فقط انسان مومن را انسان می داند: «وَالْعَصْر، اِنَّ الْاِنْسانَ لَفی خُسْر» یعنی این هشت میلیارد انسان دچار خسران هستند. دچار خسران هستند یعنی چه؟ یعنی دارند اصل سرمایه انسانی شان را از دست می دهند. «الّا الَّذینَ آمَنوا» ایمان یک حرکت فکری نیست، یک حرکت قلبی است؛ یعنی قلب باید امنیت پیدا کند و ایمان بیاورد. ایمان از امن است دیگر، یعنی قلب باید به یک امنیت برسد. امنیت چی؟ یعنی یک آرامش و امنیت. امام رضا علیه السلام فرمود: «اَلْایمانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْب» اگر قلب به معرفت برسد به امنیت می رسد واِلّا ما چه قدر افرادی داريم که ظاهراً مسلمان هستند اما "فی خُسر" هستند، چون سه تا شاخصه اصلی برای رشد چی بود؟ بارها گفتیم، رحمانیت و رحمیت، آرامش، شادی. شما خودت را بکش. هر چه قدر می خواهی در عبادت، در نماز، در عزاداری، اگر رحمان و رحيم نشوی، آرامش و شادی نداشته باشی، در واقع رشد نکردی. ممکن است ثواب ببری ها، به خاطر این که حالا بالاخره یک کاری برای امام حسین کردی، یک مشکی ای پوشیدی، یک گریه ای کردی اما رشد انسانی نکردیم ما. رشد انسانی با این سه تا شاخص است: چقدر رحمان و رحيم هستی؟ چقدر آرام هستی؟ چقدر شادی؟ سیدالشهدا با اصحابش یکی از چيزهايی که در عاشورا به نمایش گذاشتند شادی بود. یعنی این ها همه با هم شب عاشورا همه شوخی می کردند، بگو بخند همه صدایشان بلند بود اصحاب، همه شاد بودند که قرار است فردا ما به کجا برسیم. همه شاد. سیدالشهدا از همه بدمست تر و شادتر بود. چون حضرت فرمود: «کُلَّما اِشٌدَّدَ عَلَیْهِ الْاَمْر اِحْمَرَ لَوْنُهُ» هر چقدر کار سخت تر می شد امام شادتر می شد. زینب کبری هم که شما آن جمله معروفش را دارید: «ما رَاَیْتُ اِلّا جَمیلاً» بنابراین اگر ما، شوخی بردار نیست، نمی شود مسخره بازی درآورد، ادا دربیاوریم که امام حسین را دوست داریم یا داریم راهش را می رویم اما شبیه اش نشدیم عزاداری، عبادت، نماز، روزه، همه این ها در نهایت برای این است که تو به معرفت برسی. میوه، معرفت است. پیامبر فرمود: «اَفْضَلُکُم ایماناً اَفْضَلُکُم مَعْرِفَةً» قیمت، قیمت هر انسانی رفت روی چه؟ ایمان. به این چهار تا مرحله نیست. چقدر باسواد هستی، چقدر موقعیت اجتماعی داری، امکانات گیاهی، مالی ات چیست، این ها به درد نمی خورد. این که تو چه قدر انسان هستی و قرآن هم انسانیت را فقط روی ایمان برده.
ایمان، چه کسانی به خدا نزدیک تر و شبیه تر هستند؟ یعنی ایمانشان بیشتر است؟ پیامبر فرمود: کسانی که معرفتشان بیشتر است. معرفت به چی؟ به خودتان. یعنی اول قلبتان آرامش پیدا کند که شما آدم هستید، خانم و آقا نیستید. باور کنید که فرشته هم نیستید، بالاتر از آن هستید. هر چقدر قلب این را بیشتر باور می کند که من انسان هستم، من برای کره زمین نیستم، برای ایران نیستم، وقتی به تو می گویند بچه کجا هستی، می گویی مثلاً من بچه تهران هستم، مادرم اکرم است بابایم حسین است، این شناخت، شناخت حیوانی است، یعنی معرفی بخش حیوانی ات است؛ اما اگر به تو گفتند چه کسی هستی، گفتی: من روح خدا هستم، برای کره زمین نیستم، از بیرون از کره زمین، از بیرون از دنیا به این جا آمدم، بعد هم برمی گردم: «اِنّا لِله وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعون» اگر این را فهمیدی، قلبت قبول کرد هر چه قدر قلبت این را بیشتر قبول می کند تو به امام حسین نزدیک تر می شوی، یعنی به مقامی که می خواهی، مقامی که ما می خواهیم چیست؟ شرافت ما چیست؟ همان که در زیارت عاشورا گفتیم «اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِغَنِی الْمَقامَ الْمَحْمود» به او نزدیک تر می شوی. خوب دقت کنید. من همه اش دارم به شما فرمول می دهم. دارم قاعده ها را به شما می گویم. هر چه قدر سطح معرفت نفس تان بالاتر برود خودتان را بیشتر بشناسید عاشق خودتان شوید، خودتان یعنی این بخش، این بخشی که از خدا آمده است و قبول کنی که من این هستم، خانم و آقا نیستم و فرشته هم نیستم. برای همین هم پیامبر می گوید: کسی که برای این چهار مرحله غصه بخورد به جهنم می رود. این که امام حسین در عاشورا غصه ندارد همین است. غصه اش فقط چیست؟ غصه انسانی است. اهل بیت آن جا غصه های انسانی دارند آن جا آمدند. اصلاً به خاطر همان غم انسانی شان آن جا آمدند. غم انسانیت داشتند نه غم های دنیایی. برای مقام و ریاست و این چیزها آن جا نیامدند، برای دنیا نیامدند و تو باید این را بفهمی. اگر قلبت این را خوب فهمید که ماجرا چیست و تو برای چی آفریده شدی، برای این مقام، به مقام امام حسین برسی «اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِغَنِی الْمَقامَ الْمَحْمود» باز این جمله میرزا اسماعیل را به شما تذکر می دهم که گفتند کل یوم عاشورا کل ارض کربلا اما نگفتند هر کدام از شما یک حسین بن علی هستید گذاشتند تا بفهمید. خودت بفهم که تو خودت یک حسین بن علی هستی، یک فاطمه زهرا هستی و اگر کمتر از این قرار بگیری بعداً غصه ات می گیرد چون آن ها می گویند ما آمدیم شما را به این مقام خودمان برسانیم. همان روحی که خدا در ما دمیده، روح ما را در شما هم گذاشته و شما می توانید هم درجه ما باشید؛ هم درجه ما و با ما باشید. پایین تر باشی خودت بعداً ناراحت هستی. می گویی چرا این قدر بد زندگی کردم، این قدر ضعیف زندگی کردم. کسی که می خواهد به آن مقام برسد و درست زندگی کند اگر درست زندگی کند انسان و هَمّش را برای آن مقام بگذارد دنیایش خیلی شاد می گذرد مثل سیدالشهدا یعنی هم رحمان و رحيم است، با هیچ کس مشکلی پیدا نمی کند، کینه، اختلاف، درگیری ندارد، گذشته خودش و گذشته کسی یادش نمی آید، آدم آرامی است یک آدم شادی است. این چند تایی که قرآن خیلی رویش تاکید کرده است. هم دنیایتان خیلی قشنگ است حتی عشق های زمینی تان هم خیلی قشنگ است یعنی لذتی که یک پدر و مادر از بچه می برند، بچه از پدر و مادر می برد، دو تا همسر از هم می برند، محال است اهل دنیا در مومنین، محال است اهل دنیا چنین لذت هایی ببرند. شادی هایی که از دنیایشان دارند خیلی بیشتر، خدا رحمت کند شهید دستغیب را می گفت مومنین در دنیا، در دنیا هم همیشه شادتر از بقیه هستند. لذتشان بیشتر است. گاهی وقت ها مومنین در دنیا لذت هایی دارند که بهشتی ها هم ندارند. بهشتى ها حسرتشان را می خورند. بنابراین انتخاب سبک زندگی درست فوق العاده مهم است ولی این انتخاب زمانی است که تو خودت این سبک را لایق خودت و خودت را لایق این سبک بدانی. یعنی بگویی من اصلاً نمی ارزد شرافتم، انسانیتم، مقامم، درجه ام اجازه نمی دهد که من کمتر از این و غیر از این زندگی کنم. من نمی خواهم به عنوان یک خانم و آقا زندگی کنم. من نمی خواهم به عنوان یک فرشته در این دنیا باشم. چون این جز مقامات شما نیست. من یک انسان هستم بالاتر از همه؛ با مقام محمود آفریده شده ام؛ یعنی برای این مقام آفریده شده ام و این چیزی است که باید دائماً به خودت تذکر دهی و این حیثیت را دائماً یکی از چیزهای همیشگی که در اذکار است می گویند همیشه زیارت عاشورا را بخوانید برای این که زيارت عاشورا با زبان بخش انسانی طراحی شده است. با زبان بخش های چهارگانه نیست. کسانی که به عنوان یک خانم و آقا یا مثلاً به عنوان یک دانشمند زیارت عاشورا می خوانند چیزی از داخل آن درنمی آورند. ممکن است برای ثواب بخوانند اما از داخل آن شدنی اتفاق نمی افتد. تا شما زبان آن بخش پنجم را پیدا نکنید نه قرآن می فهمی، نه حدیث می فهمی، نه زیارتنامه می فهمی، نه دعا می فهمی، نه از نماز لذت می بری، نه از انسانیتت. باید زبان خودت را پیدا کنی، زبانی که لایق شخصیت توست، این مهم است.
در زیارت عاشورا قیمت تو چیست؟ قیمت یک خلیفةالله است. صاف می ایستی چشم در چشم امام حسین می گویی من کمتر از شما نیستم، می خواهم به آن مقامی که شما دارید برسم و می خواهم در دنیا و آخرت با شما باشم. این قیمت یک آدم است. فقط آدم می تواند این خواسته ها را داشته باشد. بخش حیوانی باشد مثلاً می گوید من به بهشت بروم، خب الاغ ها هم به بهشت می روند. اسب ها هم به بهشت می روند. انسان است که می ایستد به امام حسین می گوید من اصلاً بدون تو می میرم. من می خواهم با شما و هم درجه شما باشم، کمتر نه. «اَسْئَلُهُ اَنْ یَجْعَلَنی مَعَکُم فِی الدُنْیا وَالْآخِرَة» "اَسْئَلُهُ" یعنی باید در تو این سوال ایجاد شود. سوال یعنی درخواست، خواهش، تمنا، آرزو. از خدا این آرزو را دارم به من این میل در وجودم، که فقط در دنیا و آخرت با شما باشم با کس دیگری نه. فقط آدم هایی که بالغ هستند زبان انسانی شان با زبان وجودی شان یکی شده، وقتی این ها حرف می زنند راست می گویند. در واقع به قول زیارت عاشورا چه دارند؟ قدم صدق دارند یعنی دارند راست می گویند که من می خواهم به مقام شما برسم. درجه من، لیاقت من همین است، کمتر نه. چون روح شما از خلیفةالله آفریده شده است یعنی چون برای مقام خلیفةاللهی آفریده شده اید روح تان هم به کمتر از خلیفةاللهی راضی نیست و برای همین چون این روح از همان نور محمد و آل محمد آفریده شده است تو تا زمانی که خودت را فرزند امام حسین، فرزند اهل بیت نمی دانی یعنی فکر می کنی بچه کره زمین هستی، خانم و آقا، زندگی ات عوضی است، نگاهت به خودت عوضی است، زندگی عوضی است، انتخاب ها عوضی است، ارتباطات عوضی است، رفتارها عوضی، چینش های فکری همه عوضی درمی آید. تو زمانی به تعادل می رسی که یقین کنی انسان هستی و خودت را به عنوان یک انسان قبول کنی و عاشق خودت شوی. عاشق این نوری که از اهل بیت در تو دمیده شده است. بارها گفتم، الان پدر مادر، روح بچه را به او نمی دهند، این روح از کجا آمده است؟ آن ها صاحب روح خودشان هم نیستند. این روح از کجا آمده است؟ از همان نفخه الهی یا نور اهل بیت، همه آدم ها هم دارند. اگر این را فهمیدید دیگر سطح آرزوهایت، انتخاب هایت درست می شود. علامتش چیست؟ علامتش این است که ما غصه دنیا را نمی خوریم. این قدر شخصیتت بزرگ می شود که یک گناه، یک فحشای بزرگ میدانی، یک بی حیثیتی می دانی که با آن مقامی که به عنوان فرزند اهل بیت داری برای این چهار تا چیز غصه بخوری. این علامت رشدت است. شخصیتت قوی تر می شود؛ و چه؟ و به آن سه تا شاخص نزدیک می شوی رحمانیت و رحمیت ، آرامش ، شادی. این نشان می دهد که وقتی داری عزاداری می کنی، وقتی داری زیارت عاشورا می خوانی، خون امام حسین در وجود تو دارد میوه می دهد، به ثمر نشسته است، تو داری آرام آرام روح حسینی پیدا می کنی، داری آرام آرام به این شخصیت شبیه می شوی و نزدیک می شوی. تو در این شخصیت چه کسی هستی؟ تو بچه اهل بیت هستی. بچه حقیقی هاااااا، حقیقی تر از بچه اکرم خانم و حسین آقای زمینی؛ و روابط تان با هم هم قوی تر، عمیق تر و حقیقی تر از رابطه با خانواده زمینی تان است. قرآن چه می فرماید؟ «اِنَّمَا الْمومِنونَ اِخْوَةٌ» همه مومنین با هم برادر هستند. همه اخوت دارند. چون همه مان از یک خانواده هستیم. این پیوند قوی تر از پیوند من با داداش خونی ام است که از یک زن و مرد به دنیا آمدیم چون اشتراک من با داداش خونی ام در خونم است ولی اشتراکم با همه آدم ها در چیست؟ در روحم است یعنی آن نوری که از پدر و مادر آسمانی مان گرفتیم. وقتی بتوانی این حس را در خودت تقویت کنی اینجاست که تو می فهمی چرا خدا در زیارت عاشورا تو را به عنوان ولی دم امام حسین معرفی می کند. ببینید الان بابای من را بکشند هیچ کدام از شما نمی توانید به دادگاه بیایید. دادگاه می گوید به شما چه؟ دادگاه فقط شکایت چه کسی را قبول می کند؟ من را؛ می گوید تو ولی دم هستی. در زیارت عاشورا یک خون ریخته شده که این خون، خون بدنی و مادی نیست. مختار رحمت الله علیه انتقام آن خون بدنی و مادی را گرفت ولی در زیارت عاشورا اول با یک خون آشنا می شوی که این خون «وَالْوِتْرَ الْمَوْتور» انتقامش گرفته نشده است.
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَالله وَابْنَ ثارِه» بابایش هم همین طور بود یعنی هم تو خودت خون خدا هستی، دقت کنید خون خداست، خون مادی نیست. خون خدا؛ و هم بابایت هم همین بوده است. این خون، کار خون چیست؟ کار خون چیست؟ این که حیات را تضمین می کند دیگر. چه حیاتی را؟ حیات بخش پنجم یعنی حیات انسانی.
در تعریف قرآن وقتی انسان را تعریف می کند انسان را در سطح معصوم تعریف می کند. یعنی می گوید اصل انسان ولایت و امامت است. ما وقتی انسان را حیوان می بینیم می گوییم حیوان چیست؟ بگویید؛ حیوان ناطق، اما وقتی که انسان را انسان می بینیم عاشق الله است. این عشق به الله جنس همه انسان هاست. امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست پس همه بی نهایت طلب هستند، ولی فصلش در منطق چیست؟ فصل منطقی اش چیست؟ فصل منطق کسی است که جز با خلیفه و ولی نمی تواند به این مقام برسد، چون من برای مقام خلیفةاللهی آفریده شدم، مهم ترین نیازم به این عنوان چیست؟ داشتن یک مربی و خلیفه است. وقتی من با معصوم ارتباط ندارم دیگر حیات انسانی ندارم. وقتی شما امام نداری یعنی بخش پنجم کاملاً تعطیل است ولی چرا، به عنوان یک بدن، بخش جمادی می روی پولدار می شوی، مثلاً نهایتاً رشدت این است که یک آدم ثروتمند می شوی؛ بخش گیاهی مثلاً یک ورزشکار خیلی قوی می شوی، یک هیکل خیلی قوی، مثلاً چهار تا قهرمان جهانی هم می شوی ولی این بخش گیاهی است؛ در بخش حیوانی مثلاً تو ازدواج می کنی، موقعیت اجتماعی داری، رئیس جمهور می شوی، وزیر می شوی، این ها بخش حیوانی است؛ در بخش علمی و فرشته ای هم ممکن است یک جا بروی چهار تا سواد به دست بیاوری، حوزه ای دانشگاهی چند تا معلومات این طوری داشته باشی ولی دیگر بخش انسانی نداری. بخش انسانی یعنی اویی که در باشگاه انسان معصوم ثبت نام کرده و دارد روز به روز به او شبیه می شود یا دارد به مربی اصلی اش الله، به ربش شبیه می شود یعنی دارد به سمت خلیفةاللهی می رود. دیگر آن، بخش انسانی است. برای همین خداوند در زیارت می فرماید، تو را با این خون آشنا می کند که امام خون در رگ انسانیت، در رگ جامعه جهانی است که اگر نباشد حضور نداشته باشد در روح انسان ها جریان نداشته باشد هیچ انسانی حیات انسانی ندارد. هیچ انسانی، خواهش می کنم دقت کنید هاااااا. اگر شما بخواهید حیات انسانی داشته باشید حتماً باید در باشگاه خدا به عنوان رب ثبت نام کنید، او را مربی خودت بدانی. برای همین هم سر نماز دائماً این را تذکر می دهد «اَلحَمدُلِله رَبِّ الْعالَمین» به رکوع می روی ربت عظیم است، می گویی: «سُبحانَ رَبّی» مربی خودم، قیمتت خیلی بالا می رود. او هم در رکوع عظیم است یعنی اسم عظیم خدا ظهور می کند. شما تا خودت را نفهمی نمی توانی بفهمی چرا مربی تو در رکوع عظیم است در سجده "اَعْلی" است. باز هم که در سجده سر به پای خدا می گذاری می گویی «سُبحانَ رَبّیَ الْاعلی» مربی خودم، مربی اعلای خودم تا شما این خودم را نشناخته باشید، عاشقش نشده باشید و بلوغ نشده باشد نمازهایتان را آن خانم و آقا می خواند، یعنی یک زن و مرد سجده می کنند همین طوری الکی می گویند «سُبْحانَ رَبّیَ الْاَعْلی وَ بِحَمْدِه"، "سُبْحانَ رَبّیَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِه» ولی در آن ها اتفاقی هم نمی افتد. این جملات هیچ اتفاقی در وجود آدم، چون این خانم و آقا او را اصلاً رب نمی داند. انسان است که الله را مربی می داند؛ لذا لذت این که تو به او می گویی "رَبّی" زمانی در ذائقه ات می آید که خودت به این تراز برسی. یک دختر مجرد، یک پسر مجرد را در نظر بگیرید. مثلاً او نمی تواند بگوید مثلاً بچه را ببیند بگوید عزیزم قربانت بروم جیگرم نفسم باباجون، چون اصلاً این حس را ندارد. این حس چه زمانی در او ظهور می کند و برایش مزه دارد وقتی می گوید؟ زمانی که بلوغ جنسی پیدا می کند ازدواج می کند در بخش حیوانی و گیاهی صاحب بچه می شود حالا حس مادر بودن هم دارد، حس پدر بودن را دارد، حالا وقتی می گوید عزیزم فرزندم جیگرم دخترم پسرم برایش مزه دارد. می دانی؟ دیدنش، بغل کردنش، بوسیدنش، لمس کردنش مزه دارد اما وقتی که این حس نیست و بالغ نیست گفتنش هم مزه ندارد. چه کسی وقتی می گوید "سُبحانَ رَبّی" با آن اوج می گیرد؟ کسی که خدا را مربی خودش بداند یعنی باور کرده آدم است حالا می گوید "سُبحانَ رَبّی". قشنگ ترین صحنه زندگی او آن موقع است که چند دقیقه با معشوقش خلوت می کند و به محضر حقتعالی بار می یابد و اذن پیدا می کند ذکر بگوید. حالا می ایستد و عاشقانه تعظیم می کند و آن جملات را به عنوان یک انسان می گوید «سُبْحانَ رَبّیَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِه» بعد بلند می شود به سجده می رود سرش را روی پای خدا می گذارد، چه جای امنی هم هست وقتی که آدم سرش را روی پای خدا می گذارد «سُبْحانَ رَبّیَ الْاَعْلی وَ بِحَمْدِهم بنابراین در زیارت عاشورا شما با یک خون آشنا می شوید که خون خدا در رگ جامعه، در رگ انسانیت است، تو بدون آن خون اصلاً حیات انسانی نداری. حالا این خون، فاجعه ای که اتفاق افتاده است چیست؟ همان اول زیارت عاشورا با این فاجعه آشنا می شوی که این خون در جامعه جریان ندارد یعنی الان بالای سر جامعه نیست، ما هشت میلیارد آدم داریمآک آک می میرند و این بزرگ ترین فاجعه است. الان می گویند مثلاً فلان شهرک موشک خورده است هیچ کس هم در آن نبوده هااااا ولی مثلاً هزار تا ساختمان نابود شد. ما غصه می خوریم یا نه؟ ده هزار تا گوسفند مردند، غصه می خوریم دیگر، می گوییم بالاخره این ها ذخیره غذایی هستند. ده میلیون قطعه ماهی مُرد، خب این ها، این قدر پرنده مُردند، حرص و جوش، یا فلان بچه مُرد، فلان خانم مُرد، فلان آقا مُرد؛ آقا هشت میلیارد انسان دارند می میرند بدون این که حیات انسانی را مزه کنند. دقت کنید فاجعه چیست. این ها همه به عنوان انسان از آسمان روی کره زمین آمدند و مزه حیات هم نمی برند بعد هم می میرند. ببینید فاجعه ای که دارد در جهان اتفاق می افتد چقدر وحشتناک است. حیات انسانی ندارند و چون حیات انسانی ندارند جامعه روز به روز از رحمت دور می شود خشونت به جامعه می آید. جنگ ها بیشتر می شود، طلاق ها بیشتر می شود، خودکشی ها بیشتر می شود، کلاهبرداری ها بیشتر می شود، دعواها بیشتر می شود، قتل ها بیشتر می شود، افسردگی ها، زندان ها بیشتر می شود، بیماری های جسمی اوج می گیرد، الان علم پیشرفت کرده است بیماری ها بیشتر شده است یا کمتر؟ بله؟ بیشتر. سِیر جهان ندارد که یک جا بیماری کم شود. دعواها، طلاق ها، قتل ها، خودکشی ها، آدم کشی ها، افسردگی ها، زندان ها، جنگ ها، پس شما از رحمت دور می شوید وقتی خون امام در جامعه جریان ندارد، بشر، در مسلمان هایش هم همین طور است هاااا، الان آمار طلاق ما در کشور خودمان را نگاه کنید چه قدر افتضاح است. از پنج تا ازدواج چهار تایش به بی عاطفگی می کشد، دو تا طلاق عاطفی، دو تا طلاق حقیقی، دیگر همدیگر را دوست ندارند. این فاجعه است برای یک جامعه ای که قرار است این جامعه با هم مهربان باشند. عشق های فوق العاده زیبای زمینی را به بقیه ارائه دهند، اصلاً ندارد. پدر، مادر، خواهر، برادر، دوست، همسر، این ها همه خشن هستند، همه عصبانی هستند، همه پرخاشگر هستند، همه لوس هستند، همه خودشیفته هستند، همه زودرنج و حساس هستند، وقتی در جامعه گرانی هست، دزدی هست، اختلاس هست، کلاهبرداری هست؛ وقتی امام در جامعه نباشد دیگر آدم سطح انسانی زندگی نمی کند. دائماً کثافت کاری ها، نکبت ها در زندگی بالا می رود. شادی به معنای حقیقی کم می شود، قلب ها آسایش دارند، آرامش چیست؟ ندارند. ثروتشان بالا می رود دائم آسایش شان بیشتر می شود ولی هر چه قدر سطح آسایش بالا می رود آرامش پایین می آید. چون این فاجعه دارد اتفاق می افتد، ما داریم از حیات انسانی و زندگی انسانی محروم می شویم. این جامعه جهانی این است، چه فاجعه ای است! بعد حالا اینش هیچ چیز، از این جا که می میری به آن جا می روی خیلی فاجعه است. آن جا آدم می خواهند و تو آدم تربیت نشدی. بهشت، آدم لازم دارد. فقط آدم ها را در بخش انسانی بهشت می گذارند و تو اصلاً شبیه به آن جایی که باید بروی تربیت نشدی؛ در رحم دنیا باید برای آن جا آماده شوی، آماده نیستی. پیغمبر می گوید امت من به شکل ده حیوان می آیند بعضی ها خوک هستند، بعضی ها میمون هستند، بعضی ها روباه هستند، بعضی ها گرگ هستند، بعضی ها هم ترکیب این ها هستند و حیوانات دیگر، با این که مسلمان هستند باطنشان انسانی تربیت نمی شود. فاجعه این است.
لذا شما سر زیارت عاشورا وقتی این را می فهمی باید به عنوان یک انسان لعن کنی. بگویی من نمی توانم با این زندگی این طوری کنار بیایم «فَلَعَنَ اللهُ اُمَةً دَفَعَتکُم عَن مَقامِکُم» خدا لعنت کند آن قومی، امتی را که شما را از جایگاهی که داشتید کنار زدند «وَ اَزالَتکُم عَن مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللهُ فیها» از آن رتبه ای که خدا برای شما در نظر گرفته است، خدا چه رتبه ای برای این ها، معصومین در نظر گرفته بود؟ رتبه هدایت و امامت انسان های کره زمین را، درست است؟ که این ها را به مقام خودشان برسانند، به مقام لایقشان برسانند، همه را خلیفةالله تربیت کنند. دیگر نمی شود. حذف شدند. اگر درک درست داشته باشی، شما تا خودت را نشناسی نمی توانی به معنای حقیقی زیارت عاشورا بخوانی و این کلمات را بفهمی. فقط می خوانی آن هم عربی که اصلاً نمی دانی داری چه می گویی. فارسی اش را هم که ترجمه کنند باز تو نمی توانی نیت کنی درست و حسابی بگویی. یعنی باز بخش انسانی این حرف ها را نمی زند. پس تو با یک خونی روبه رو هستی که جبران نشده، تا الان در این هزار و چهارصد سال به رگ های جامعه برنگشته است، پیامبر حذف، امیرالمؤمنین حذف، حضرت زهرا حذف، امام مجتبی حذف، سیدالشهدا حذف، سیزده تا حذف، آخری هم که حذف است زنده است ولی حذف است، نمی تواند بیاید حاکمیت داشته باشد و این هشت میلیارد بچه خودش را انسان تربیت کند. لذا تو با یک فاجعه ای روبه رو هستی، با یک خون رفته، با یک خون ریخته شده طرف هستی که ماموریت برگرداندن این خون به عنوان فرزند امام حسین و ولی دم ائمه با تو است.
ببینید ما یا باید در باشگاه معصوم برویم تربیت شویم یا باید پیوند داشته باشیم تا بتوانیم موقع مردن سعادتمند از این جا برویم. در غیر این صورت تو با کسان دیگر محشور می شوی نه با این ها. این هشدار را حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهم السلام دادند که شما با این که محب ما هستید و دوستتان داریم ما نه موقع مرگ دستمان به شما می رسد، نه در برزخ، قیامت هم علی علیهالسلام و حضرت زهرا هر دویشان فرمودند تا سیصد هزار سال دست ما به شما نمی رسد. چون وقتی که تو پیوند نداری رابطه ات قطع است، به برزخ می روی نه دست آن ها به شما می رسد نه دست شما به آن ها نمی رسد، این وحشتناک ترین زندگی است، اما اگر آمدی هر چند متخصص معصوم بالای سرت نیست اما آمدی گفتی یا امام حسین من با تو پیوند دارم می خواهم این مشکل را حل کنم، می خواهم بیایم این مشکل را حل کنم، بالاخره در جریان انتقام قرار می گیری چون ولی دم هستیم انتقام با توست؛ اگر این روزی نصیبت شد ولو امام معصوم بالای سرت نیست اما تو با امام محشور می شوی. امام می گوید این بچه من با این که از من دور افتاد ولی تمام عمرش دوید که به من برسد. لذا زیارت عاشورا آدم را می سازد. ما متن قوی تر از زیارت عاشورا، زیارت عاشورا در واقع منشور حیات انسانی و بخش پنجم ماست. می گوید تو بچه امام حسین هستی، انتقام هم با توست، اگر در مسیر انتقام افتادی به مقام محمود می رسی. ترتیب ها ریاضی است «اَسئَلُهُ اَن یَرزُقَنی» انتقام را روزی ام کند. چه کسی این را روزی می داند؟ نه فرشته، نه خانم و آقا، برای همین خیلی از آدم ها بی خیال این ماجرا هستند. محرم هم که می آید می گویند یک مشکی بپوشیم، حالا عرض ادب کنیم، بالاخره آن جا حاجتی بگیریم، شفایی بگیریم، حاجت های دنیایی مان را بگیریم، ثوابی ببریم؛ یا ائمه ما هستند بالاخره عرض ادبی کنیم؛ این ثواب را هم می برند هاااااا، یک کافر هم برای امام حسین عزاداری کند ارزش دارد، فوقالعاده هم قیمتی است ولی بالاخره تو این را نمی خواهی که ثواب ببری، تو می خواهی با این آقا به عنوان یک آدم هم دنیا و هم آخرت باشی، با خانواده آسمانی ات باشی، لذا باید در مسیر انتقام بیفتی، باید انتقام گیر باشی. یعنی وقتی امام حسین نگاه می کند می گوید این بچه من عزادار من است، نه فقط محرم و صفر، کل عمرش عزادار است می خواهد انتقام بگیرد. اصلاً سبک زندگی او، کارهای اقتصادی اش، کارهای گیاهی و بدنی اش، کارهای حیوانی اش، اجتماعی سیاسی اش و کارهای علمی اش و کارهای معنوی اش همه انتقام است. این آدم تماماً عزادار خانواده آسمانی است. یعنی او وقتی یادش می افتد الان امام زمان نیست به خصوص زنده است و آواره است از این که بابایش آواره است خیلی به او سخت می گذرد. اگر الان بابای مادی شما ولو از او بدت هم می آید، خیلی از او خوشت نمی آید، مادرت، یک کسی از یک آقایی طلاق گرفته است، یک کسی یک خانمی را طلاق داده است اما وقتی بفهمد او الان یک جا در به در است اصلاً لذت نمی برد، ناراحت است، می گوید اگر بتوانم یک طوری کمکش هم بکنم. یک آدم غریبه است. شما الان نگاه کنید مسیحی های، یهودی های آمریکا، مسیحی های آمریکا، یهودی مسیحی های دنیا برای غزه ای ها دارند چه طوری خودشان را به فداکاری می اندازند. جانشان را به خطر می اندازند، این انسانی است ولی امام آدم آواره شود یک چیز دیگر است، بابای آدم آن هم با این عظمت آواره باشد یک فاجعه دیگر است لذا خدا زیارت عاشورا را قبل از این که امام حسین به دنیا بیاید فرستاده است. دقت کنید. خیلی عجیب است هااااا. قبل از این که امام زمانی به دنیا بیاید، ائمه دیگری بیایند، قصه امام حسین اتفاق بیفتد، چون زیارت عاشورا حدیث قدسی است ما شرحش هم کردیم، هر کس خواست آن را حدود چهارصد ساعت شرحش کردیم، در سایت هست، کتابش هم که هست، آن هایی که می خواهند فشرده اش را بگیرند حالا آخر سر، چون این چند روز خیلی سوال کردند یادم باشد معرفی کنم. امام باقر زیارت عاشورا را، امام باقر بچه بود، در عاشورا پنج ساله است، همه حوادث را هم دیده است، بعدش ایشان زیارت عاشورا را در اختیار مردم قرار می دهد. می گوید این را جبرئیل برای رسول خدا آورد، رسول خدا به پدرم امیرالمؤمنین داد، پدرم به امام مجتبی داد، امام مجتبی به سیدالشهدا داد، سیدالشهدا به بابایم حضرت سجاد داد، حضرت سجاد هم به من داد. لذا آن کسی که در اختیار مردم قرار می دهد امام باقر است. زیارت عاشورا را خدا تنظیم کرده است. ببین داستان زندگی بشریت، آینده جهان در این زیارت عاشورا است. می گوید تو ولی دم هستی باید انتقام بگیری «اَسئَلُهُ اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ» انتقام تو خب انتقام تو چیست؟ تو باید، آن ثارالله را نفهمیده باشی این جا به اشتباه می افتی. می گویی چون امام حسین را کشتند من باید بروم انتقام خونش را بگیرم. می گوییم آقا، مختار آن کار را کرده است، این خونی که می گوید این خون بدنی نیست؛ امام حسین خودش خون است. خون بدنش را که مختار گرفت، خودش خون است، خودش اگر نباشد جامعه بشری به عنوان یک موجود زنده حیات ندارد، مرده است، یک جامعه مرده است، الان کره زمین مرده است. از آن آدم بیرون نمی آید. همه آک می میرند. همه دارند سقط می شوند. پس این را بفهم یعنی چه؛ پس تو بچه امام حسین هستی که انتقام با توست دو. یک انتقام دوم است که آن هم اگر تو خودت را نشناسی باز هم نمی توانی آن را درست بگویی. می گوید "اَسئَلُهُ" این سخت تر است «اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری» آقا می خواهم انتقام خودم را هم بگیرم. به چه کسی داری می گویی؟ داری به امام حسین می گویی. امام حسین دارد می شنود. تو باید بفهمی چه به او می گویی که او دارد می گوید، که ما حرف بی ربط به امام حسین نزنیم. امام حسین بگوید این بچه من دارد پنجاه سال زیارت عاشورا می خواند اصلاً نمی فهمد دارد چه می گوید. اصلاً حالی اش نیست دارد چه می گوید. برای امام حسین خیلی تاسف دارد، برای ائمه خیلی تاسف دارد. یکی از اولیای خدا می گفت امام زمان را اول انقلاب اسلامی در مِنا دیدم. دیدم با عصبانیت گفت به این مسئولین جمهوری اسلامی بگویید تا چه زمانی می خواهند یک مشت کر و کور به مکه بفرستند؟ این ها اصلاً هیچ چیز حالی شان نیست. کر و کور می آیند و کر و کور هم می روند. خدا مرحوم فیض را رحمت کند. آیت الله خرازی در این کتاب روزنه ای به غیب، این کتاب را بخوانید، خیلی قشنگ است، خاطرات قشنگی را از بزرگان می گوید، یکی اش همین است؛ می گوید در منا حالم بد شد بعد بی قرار شدم. در این چادرها می گشتم یکدفعه دلم سمت یک چادر رفت. چادر را کنار زدم دیدم امام زمان نشسته، عرق ریخته، خسته، دارد با پاکستانی حرف می زند، آلمانی حرف می زند، با یک تعدادی انگلیسی حرف می زند، بعد به من نگاه کرد، حضرت با عصبانیت گفت چرا نمی روید زبان یاد بگیرید بیایید به این ها، این ها را از این یتیمی و ناآگاهی دربیاورید؟ همه بچه های اهل بیت هستند. گفتم آقای بهجت گفت من شب ها اگر برای شیعیان دعا نکنم برای چینی ها دعا می کنم. یک میلیارد و خرده ای بچه امام زمان هستند، بچه حضرت زهرا هستند. هیچ چیز از بابایشان و خانواده آسمانی شان نمی دانند. آمریکایی ها با این، ببین چقدر آدم های خوبی هستند دارند خودشان را برای غزه ای ها به کُشت می دهند، این همه آدم های خوب، این ها آن جا از اولیا هستند ولی نمی دانند بچه های حضرت زهرا هستند. اربعین می آیند. ان شاالله اربعین آمدید، ان شاالله امسال موکب ما بیایید، همه هم می آیند، همه ادیان هم آن جا می آیند، موکب بین المللی ما بیایید، شما بیایید آن جا ببينيد همه شان می آیند عاشق امام حسین هستند ولی نمی دانند امام حسین کیست؛ فقط یک عشقی او را از آمریکا تا کربلا کشانده است ولی نمی داند خودش بچه این آقاست. این خیلی بد است که نمی دانند بچه این آقا هستند. می گوید نمی دانیم، ما از آمریکا به عشق این آقا راه افتادیم آمدیم. مسیحی، یهودی، صابئی، چینی، ژاپنی، کافر، کسی که خدا را قبول ندارد ولی می گوید عاشق این آقا هستم دارم اینجا می آیم.
دومی می گوید انتقام خودم را هم بگیرم. باید بفهمیم داریم چه می گوییم. انتقام خودم چیست؟ الان دیگر توضیح دادم معلوم شد. یکی توضیح بدهد ببینم. انتقام امام حسین را فهمیدیم. یعنی حذف متخصص معصوم از حاکمیت بر جهان، رهبری و امامت. انتقام خودم پس چیست؟ مصیبتی که ما داریم این است که آک می میریم. فاجعه است. یعنی به طرف در توهم رشد بگویند زندگی تو چه شد؟ می گوید یک کارخانه دارم، چند تا شرکت دارم، ماشین شاسی بلند دارم، ورزشکار هستم، قهرمان جهان هستم، خوشگل هستم، ملکه زیبایی هستم، می توانم خوب غذا بخورم، چند تا بچه دارم، ازدواج کردم، شوهر دارم، زن دارم، الان رئیس جمهور هستم، وزیر هستم. او اصلاً نمی فهمد چه کسی است. دارد راجع به حیوانات یا گیاه ها حرف می زند. دکتر هستم، مهندس هستم، استاد دانشگاه هستم، همه عوضی، یعنی انسان حقیقی را نمی گوید، همه انسان هایی که دارد می گوید هیچ کدام انسان نیستند یعنی خودش را عوضی گرفته است. وقتی تو فهمیدی این مقام را داری فاجعه ای که الان دارد می رسد این است که تو، وقتی پرده کنار برود ما به برزخ برویم داستان است، تازه اَه، خدا لعنت کند آن هایی که نگذاشتند من آدم تربیت شوم. فاجعه ای که اتفاق افتاد وحشتناک است. هشت میلیارد آدم؛ تازه من هم که شیعه هستم و فهمیدم و یک چیزهایی بو بردم اصلاً شبیه به امام حسین نشدم، روح حسینی ندارم، فاجعه این جاست. می گوید خب انتقام خودت را هم بگیر، تو می دانی الان چه کلاهی سرت رفته است؟ اگر کسی الان ماشین شاسی بلندت را بدزدد، خانه ات را از تو بگیرد، انتقام نمی گیری؟ یک کسی به ناموست تعرض کند بچه ات را بکشد انتقام نمی گیری؟ یک کسی بخواهد به کشورت تجاوز کند دست به شمشیر نمی شوی؟ اینی که آدم باید غیرت داشته باشد یک مقدار دیگر. این ها این قدر مهم است که در نماز هم خدا می گوید اگر داشتی نماز می خواندی با من حرف می زدی داشتند مالت را می دزدیدند برو مالت را بچسب بگیر. اگر کشته هم بشوی شهید هستی. آقا الان دارند، بخش انسانی ات را دزدیدند بردند، الان امکان حیات انسانی نداری، تو الان باید اکسیژن انسانی فطری داشته باشی نداری. خدا چه کار کرده است؟ می گوید وقتی داری حرف می زنی به امام حسین بگو که تو می خواهی انتقام خودت را هم بگیری. اگر امام حسین بفهمد تو فهمیدی خیلی خوشحال می شود. می گوید بچه ام فهمید آدم است. بچه ام فهمید بچه من است. بچه ام فهمید زن و مرد نیست، خانم و آقا نیست، بچه اکرم خانم و حسین آقا نیست. بچه ام فهمید بچه ایران نیست، بچه زمین نیست. بچه ام فهمید بچه من است، من را پیدا کرد. بچه ام من را پیدا کرد. حالا دارد با ادب، با شعور، با معرفت دارد به من می گوید که باباجون من هم می خواهم انتقام تو را بگیرم هم انتقام خودم را. اگر در این مسیر افتادی به امام می رسی، ته اش مقام محمود می شود. اگر سبک زندگی ات این طوری شد تمام است، تو بُرد کردی حتی دیگر امام معصوم نباشد. ببین خدا با زیارت عاشورا چه کرده است؛ یک راهی گذاشته است که تو ولو امام معصوم بالای سرت نباشد در باشگاه بروی. به رئیس باشگاه وصل شوی. اما اگر روح حسینی پیدا نکنی نه؛ خدا شهید مطهری را رحمت کند، فرمود دریا دریا گریه کنید وقتی روح حسینی ندارید فایده ای ندارد. تو دائم بیا سینه بزن، خب مسیحی ها هم که سینه را می زنند. گفتم من در هند به یک حسینیه رفتم صد هزار نفر آن جا بودند، صاحب آن جا می گفت پنجاه هزار تایشان مسلمان نیستند، آن ها همه گریه می کنند. تازه ما الان پنج روز ده روز مراسم می گیریم آن ها شصت و هشت روز مراسم می گیرند. شصت و هشت روز، یعنی دیگ این ها، این ها آن جا شصت و هشت روز دیگ دارند تا روز سلطنت امامت امام زمان، شهادت امام عسگری، شصت و هشت روز، یعنی دو ماه صفر تا نُه ربیع، نُه بعد از صفر «اَسئَلُهُ اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری» می خواهم انتقام خودم را بگیرم. این انتقام را باید چه طوری بگیری؟ ببین انتقام به تراز مصیبت است. الان ماشینت را دزدیدند می خواهی انتقام بگیری طرف باید به تو چه چیزی برگرداند؟ بله؟ یک ماشین دیگر. دور از جان یک کسی از تو را کشتند؛ یا باید اعدام شود که خون در مقابل خون یا باید دیه اش را بگیری دیه انسان کامل؛ تازه به آن شکل جبران هم نمی شود، دیگر برای من کس نمی شود، حداقلش است. الان این خون حذف شده در جامعه نیست، انتقامش به چیست؟ من هم خودم از بابایم امامم محروم هستم انتقامم به چیست؟ جبرانش به چیست؟ به این که یک معصوم، حسین برگردد بیاید، حسین بیاید من هم به او وصل شوم می شود انتقام. پس تمام تلاش ما برای این است که حسین را برگردانیم بیاید. الان حسین ما کیست؟ خودِ خدا می گوید، می گوید حسینِ شما امام منصور و امام هُداست، امام مهدی، این حسین زنده شماست. همان حسین هم هست ولی یک حسینی است که امام حسین می گوید من سربازش هستم. شما این را خبر دارید؟ برای همه یک بشارت است؛ وقتی آقا امام زمان بیاید اولین کاری که اتفاق می افتد، امام حسین فرمود من قبرم را می شکافم پیشش می آیم. یعنی امام زمان حسینت را هم کنار خودش می آورد. تو هم امام زمانت را داری هم امام حسینت را داری. من سربازش هستم می آیم، به به. ابوالفضل می آید، علی اکبر می آید، چه شود، داریم به صحنه های بزرگ می رسیم. انتقام به این است که خلیفه برگردد، باید امام زمان بیاید و تو نمی توانی تا موانع ظهور امام زمان را برطرف نکنی انتقام بگیری. پس انتقام یعنی تمام تلاش عزادار برای برطرف کردن موانع ظهور چه کسی؟ حسین زمان خودش و منجی. این را داشته باشید تا فردا بحث را تکمیل کنیم. چند تا از عزیزان از من سوال کردند. متن انسان شناسی همین کتابی است که گفتم، "من کیستم". این را همه در خانه داشته باشید. زن و شوهرها، بزرگان، همه با هم دو نفر، سه نفر مباحثه کنید. کتاب حقیقی است که شما را با خودتان آشنا می کند، عاشق خودتان می شوید. حتی آن هایی که دین ندارند هم این کتاب را بخوانند هم مسلمان می شوند هم شیعه می شوند. کتاب این طوری برای این کار طراحی شده است چون معرفت نفسی است. ح
تماً آن کتاب متن های معرفتی که توصیه می کنم حتماً برای این دو ماه به خصوص برای اربعین آماده شوید، این ها را یادداشت کنید، عزادار حقیقی، اربعین حماسه ظهور، مصلح برگزیده متن های تمدنی هم انقلاب اسلامی و آینده جهان، نقش انسان در تقدیرات، مقام عرشی حضرت زهرا، شرح زیارت بانوی با کرامت. این ها چیزهایی است که شما را خیلی جلو می اندازد. سال ها جلو می افتید. سعی کنید برای کسب این معرفت ها وقت بگذارید؛ چون دیروز، پریروز، امروز خیلی از من سوال کردند گفتم منابع را معرفی کنم که ان شاالله چون روز آخر هم هست، دوستان اینجا نمی آیند ، ان شاالله همه همین جا داشته باشند و مطالعه کنند.
و الحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین.