جلسه 019 - عوامل و موانع ورود به جهنم
شماره جلسه
19
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 019 - عوامل و موانع ورود به جهنم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.

موضوع بحثمان درباره عواملی هست که موجب می‌شود که انسانها به جهنم بروند، موضوع جلسه قبلمان بهشت بود. این جلسه درباره جهنم بحث می‌کنیم که بحث فوق‌العاده مهمی هست. بحثی که آغاز کرده بودیم از عوامل، عوامل اعتقادی بو.د عواملی که با اعتقاد انسان مربوط هست. ریشه در اعتقاد انسان دارد. بحث کفر را مطرح کردیم.

بحث کفر از جهات مختلف اهمیت زیادی دارد که خواهش می‌کنم عزیزان به آن توجه کنند. یک بحث بحث فردی هست که به هر حال در نظام فردی کفر و شرک، استکبار، و عوامل اعتقادی دیگری که حالا ان‌شاءالله خواهیم خواند مثل ارتداد و مسائلی از این قبیل در نظام فردی چه تأثیری اینها دارد و چرا موجب دخول مشرک، مرتد، مستکبر یا کافر به جهنم می‌شود، این نکته خیلی مهم است.@نکته دوم که مهمتر هست برای ما و جامعه اسلامی بحث تمدنی قضیه هست که ما الان در دورانی زندگی می‌کنیم که فرهنگ کفر، شرک، ارتداد، مدرنیته، غرب حاکمیت دارد.@و با طمع جهانی‌سازی می‌خواهد این فرهنگ را با لطایف الحیل با ابزارهای بسیار قدرتمندی که در اختیار دارد و پشتیبانی‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی که دارد از همه ابزارش دارد استفاده می‌کند که این کفر را جهانی بکند این تمدن مدرنیته، تمدن غرب را تمدن مادی را در سطح دنیا حاکمیت بدهد.@خب برای ما که به عنوان یک کشور اسلامی و یک جامعه اسلامی بخصوص کشوری که طبق آیات قرآن و روایات الهی بنیانگذار یک تمدن جدید خواهند بود در آینده جهان و زمینه را برای تمدن نوین اسلامی و حاکمیت منجی جهانی آماده می‌کنند.@مسأله شناخت کفر، شرک، ارتداد و استکبار و پایه‌های تمدن مدرنیته بسیار این مسأله مهم هست که ما بدانیم در واقع ما به کدام سمت داریم می‌رویم و در این نبرد بین تمدنها چه اتفاقاتی خواهد افتاد و از نظر بنیان و آینده به چه شکل خواهد بود و اینکه عاقبت و نتیجه را خوب بتوانیم شناسایی بکنیم.@و اینکه پشتیبانی الهی و رفتار خداوند تبارک و تعالی با تمدنهای مختلف چگونه هست. پس این را خیلی دقت بکنیم و خیلی ساده از کنار مباحث اعتقادی که مربوط می‌شود به دخول انسان در جهنم رد نشویم.@نکته‌ای که هفته قبل و هم در دوره قبل ما تذکر دادیم یعنی بحث جهنم این هست که وقتی ما در مورد کفر صحبت می‌کنیم یک موقع هست کفر فردی هست یک موقع هست ما با کفر اجتماعی و تمدنی و سازمان‌یافته روبرو هستیم و رفتارهایی که به هر حال این تمدنها و فرهنگها در مقابل مؤمنین دارند.@البته ما فقط به مناسبت بخش جهنمش، بخش عاقبتش داریم یک مقدار صحبت می‌کنیم و الا بحث تمدن جهنمی، کافرانه، تمدنی که مبتنی است بر شرک و کفر و ستم و فساد خودش یک بحث مستقل می‌طلبد که حالا ان‌شاءالله آن بحث را داریم ان‌شاءالله برای بعد از کرونا آماده می‌کنیم حالا این تحت تأثیر قرار داده فعلاً خیلی از فعالیتهای علمی و اجتماعی را.@در مورد کفر آیاتش را خواندیم در مورد عاقبت بعضی از آیات را در این زمینه خواندیم که آن بحث بسیار بسیار مهمی هست بالأخره فرهنگ کفر فرهنگی هست که از زمان خلقت آدم تا الان آماده و بعد یواش یواش تبدیل به حکومت و طاغوتها آمدند در مقابل انبیاء، بعد تبدیل به تمدنهای مختلف شدند در مقابل انبیاء الهی و بالأخره فرهنگ کفر فرهنگ غالب جهان از اول خلقت تا الان بوده.@که اگر روایت مرحوم علامه طباطبائی را دقت کنیم که خداوند عمر جهان را صد هزار سال قرار داده 20 هزار سالش برای دشمنان اهل بیت دشمنان خدا و انبیاء و 80 هزار سالش برای انبیاء و اهل بیت (علیهم السّلام).@ما الان در دورانی هستیم که این درگیری دارد به شدت اوج می‌گیرد و همانطور که خداوند تبارک و تعالی وعده کرده تمدن کفر رفته رفته نابود می‌شود در مقابل تمدن ایمانی و آن تمدن ان‌شاءالله الهی و انسانی سر کار خواهد آمد.@اما به هر حال آن اوجی که باید این اتفاق و درگیریها بیافتد ما در آغازش هستیم و هنوز به آن اوج و درگیری نرسیدیم. لازم هست که در این باره بیشتر ان‌شاءالله اطلاعات کسب کنیم. بعضی از آیاتش را خواندیم که عاقبت کافرین چه خواهد شد.@یکی دوتا روایت می‌خوانیم می‌رویم سراغ یک موضوع بسیار مهم که مهمتر از کفر هست. البته کفر اصل در همه اینهاست ولی نمود و ظهورش بیشتر از صرف یک نمود کافرانه است. بحث شرک هست که ان‌شاءالله راجع به آن بحث خواهیم کرد.@

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «إنَّ الكافرَ إذا حُضِر بُشِّر بعذابِ اللهِ و عقوبتِه» خیلی بد عاقبتی است عاقبت دردناکی هست که کافر موقعی که مرگش فرا می‌رسد او را بشارت می‌دهند، به چی؟ «بُشِّر بعذابِ اللهِ و عقوبتِه» بشارت داده می‌شود به عذاب خدا و عقوبتش.@در واقع همانطور که در مورد مؤمن داریم که قبل از اینکه از دنیا برود بشارت بهشت به او می‌دهند فرشته‌ها الهی، وجود مقدس حضرت عزرائیل (علیه السّلام) و فرشتگان الهی برای بشارت می‌آیند و با یک شکوه بسیار زیادی از دنیا همراهی می‌کنند تا ملکوت تا نظام برزخی، در مورد کفار هم همینطور هست.@در مورد کفار هم از دنیا آن بشارت به عذاب «فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ» آیه قرآن هست، از آنجا آن هیمنه بسیار وحشتناک عذاب الهی و عقوبت الهی رو به اینها هست و اینها با این وضعیت از دنیا خارج می‌شوند.@اینکه در آیه قرآن هست که اینها به ادبارشان پسِ گردنی می‌زنند و با صورتشان سیلی می‌زنند بزرگان دین فرمودند که پسِ گردنی ما زمانی هست که با پسِ گردنی از دنیا خارجشان می‌کنند این نفس خارج می‌شود با پسِ گردنی فرشته‌های عذاب الهی و آن سمت با سیلی از کافر استقبال می‌کنند.@دلیلش را هم جلسه قبل توضیح دادیم که کافر بدیهی‌ترین چیزها را انکار می‌کند بدیهی‌ترین امور را انکار می‌کند و همانطور که قبلاً هم عرض کردیم هیچ کافری در تاریخ پیدا نشده که برای کفرش استدلال و دلیلی داشته باشد که عقل‌پسند باشد بیشتر استدلالها براساس توهمات کفار هست نه براساس عقل کفار.@کفار عقل را تعطیل می‌کنند و با کار عقلی موافق نیستند به این معنا، اما دلائلشان توهمی هست که حالا بعد در مورد بحث شرک این نکته را بیشتر توضیح خواهیم داد.@همچنین حضرت فرمایش دیگری دارند که می‌فرمایند: «الکافر لیلجمه العرب یوم القیامة فیقول ارحنی و لو الی النار» این روایتی هم هست که عزیزان اهل سنت هم نقل کردند می‌فرماید که شخص کافر در روز قیامت در حالی که عرق از سر و صورتش می‌آید چون آنقدر صحنه قیامت وحشتناک است از خجالتش، غصه‌اش، ناراحتی‌اش شوخی نیست، پشیمانی بر انسان حاکم باشد و حسرت خیلی وحشتناک است.@می‌گوید کافر در حالی که از شدت آن حسرت و ناراحتی و گرما، چون حضرت فرمود روز قیامت زمین قیامت همه‌اش آتش است مگر سایه مؤمن که صدقاتی که مؤمن داده روی سرش سایه می‌اندازد و صدقات مؤمن جای مؤمن را خنک می‌کند مؤمن آنجا در سایه صدقاتش در زمین قیامت خنک است.@و الا بقیه‌اش همه آنجا شما در یک تکه زمین آتش کافر را در نظر بگیرید خجالت‌زده و پشیمان و حسرت‌دار و اینکه آینده‌ای برایش وجود ندارد راه نجاتی برایش وجود ندارد ابدیت هست یک عذاب ابدی سر راهش هست و اینکه عمداً کاری برای آخرت خودش نکرد و اتمام حجت به او شد و با عمد لجبازی با حق کرد این خیلی حالت وحشتناکی است.@حالا این حالت حالتی هست که این نمی‌تواند تحمل کند، می‌فرماید که «ارحنی و لو الی النار» خدایا راحتم کن ولو اینکه دستور بدهی جهنم بروم بهتر از این است که در این صحنه اینجا بیایستم و این وضعیت را تحمل کنم، این حال کافر در قیامت هست، راحتم کن بفرست مرا جهنم بروم آنجا راحت‌تر از این صحنه پرحسرت و پرخجالت و پرپشیمانی هستم.@این آن باطن لجبازی انسان هست. من اگر بخواهم صحنه کفر را برای شما ترسیم کنم یک موقع هست کسی اعتقاد به آخرت دارد کاری برایش نمی‌کند آخرت را رد نمی‌کند اعتقاد دارد ولو آدمش معصیتکار و گناهکار.@در بهشت شما وقتی که وارد بهشت می‌شوید فضای برزخی می‌شوید عملی وجود ندارد «الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود امروز عمل است و حسابی در کار نیست و فردا حساب است و عملی در کار نیست.@بنابراین آنچه که انسان در فضای برزخی قرار است مصرف بکند مثل جا، مسکن، احترام، شخصیت، ادب، آرامش، محبت، انس آنجا شرائطش مثل شرائط اینجاست فقط نظام برزخی حاکم هست.@تنها نبودن، ازدواج کردن، راحت بودن، شرائط غذایی، آب، هر چه که هست مسافرت، دانشگاه، درس، چون آنجا دانشگاه و درس وجود دارد افراد رشد علمی بینهایت می‌خواهند بکنند هر چه که هست هزینه‌اش را شخص باید از اینجا با خودش ببرد این را خوب دقت کنید هر چه که هست انسان باید توشه را از اینجا با خودش ببرد.@بله فضل الهی هم یک مقداری شامل حال انسان می‌شود اما فضل هم براساس حجم توشه است مثل سود بانکی می‌ماند که براساس میزان سرمایه‌گذاری تو تعلق می‌گیرد مثلاً بانک نمی‌آید به یک نفری که ده میلیون سرمایه‌گذاری کرده سود کسی را بدهد که صد میلیون سرمایه‌گذاری کرده ولی بالأخره سرمایه اصل است بانک به کسی که اصل سرمایه را نداده سود نمی‌دهد سود برای کسی است که یک سرمایه‌ای آورده حالا یک سودی هم به او می‌دهد.@یا مثلاً شرکتهای سهامی، بورس، بورس بله خیر و برکت هم دارد ولی بالأخره سرمایه می‌خواهد. اصل سرمایه را شخص باید با خودش ببرد شما آنجا هر چه که می‌خواهید هر چه که در زندگی‌ات تصور کنی هر چه که در ذهنت بخواهی و نیاز داشته باشی مایحتاج زندگی‌ات باشد انسان بالأخره با یک شأن جسمانی و برزخی جسمانی وارد آنجا می‌شود.@همسر، زندگی، غذا، کاخ، آب، مسافرت می‌خواهد درس بخواند هر کاری می‌خواهد بکند سرمایه‌اش را باید از اینجا ببرد. حتی اینکه در مهمانی کدام پیغمبر و امام و شهید و نبی شرکت کند کجاها برود و کجاها نرود و هر چیز دیگر بالأخره شخصیت یک شخص، دارایی یک شخص، آنچه که یک شخص می‌برد یا جلوتر فرستاده یا با خودش می‌برد این سرمایه انسان است.@حالا شما فکر کنید یک کسی وارد نظام برزخی شده ثواب که ندارد هیچی یک عالم گناه آورده، یکذره این را تصور کنید، اعتقاد هم داشته بنده خدا، ولی بی‌حوصله و تنبل است و لَش‌بازی می‌کند با وجود اعتقاد هیچی با خودش نمی‌برد، حالا گناه برداشته برده چقدر حسرت دارد.@کافر هم نیست مسلمان است اعتقاد داشته ولی عمل صالح زیادی با خودش نبرده دائماً گناهان ظاهری و باطنی و فحشاهای ظاهری و باطنی با خودش برداشته اخلاقهای وحشتناک با خودش آورده این خیلی وحشتناک است.@حالا شما فکر کنید حال کافر چطوری است که اصلاً اعتقادی هم به این چیزها نداشته، ببینید او چقدر حالش وحشتناک است. چطور الان در صحنه دنیا سربلندی و افتخار در فرهنگ مادی دنیا اینطوری است، سربلندی و افتخار و راحتی و آسایش برای کسانی است که امکانات و پول و امتیازات مادی زیادی داشته باشند.@یعنی این شخصیت آقاست و خیلی آدم حسابی هستند. آدم حسابی بودن به اینطور چیزهاست خانه‌اش بزرگتر باشد پولش زیادتر باشد امکانات مادی و رفاهی‌اش بیشتر باشد احترامش هم به این بستگی دارد که این چقدر پولدار است مدرک تحصیلی‌اش چقدر است خانه‌اش کجاست، خانه‌اش چه هست.@متأسفانه اینطوری شده نگاه ظاهربین بخش کفرآمیز و طبیعت انسان اینطوری قضاوت می‌کند. در فرهنگ قالب کفر که در کشور ما هم خیلی نفوذ دارد همه جای دنیا را گرفته این نگاه مادی، اقتصادی، ارزیابی اقتصادی فقط و ارزیابی‌های ظاهری، جمادی و حیوانی و گیاهی اینطوری است آدمها خوشبختی خودشان و خانواده‌شان و سعادتشان را در ملاکهای غیرانسانی می‌بینند.@حالا عین این داستان در آخرت می‌رود، آخرت ملاکها دارایی آدمهاست. توشه آدمهاست. ولی آنجا ایمان و عمل صالح است «إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» همه خسران دارند غیر از اینها، کسانی که اهل ایمان بودند و عمل بردند ثواب با خودشان بردند و در بحث ثواب و حسنه و سیئات اینها را توضیح دادیم در بخش احسان مفصل توضیح دادیم.@این در زندگی‌اش دائم ثروتش را ذخیره کرده برای جایی که به زودی می‌خواهد برود کاخ و فضاهای علمی و زندگی برای خودش ساخته به محض اینکه از اینجا می‌رود، می‌رود در جایی که خودش ساخته و آماده کرده آنجا تازه این ملاک جور درمی‌آید که چه کسی چقدر دارایی دارد. چقدر دارایی‌های حقیقی، یعنی ایمان و عمل صالح و صدقات و ثواب و مبرات اینها آنجا کار می‌کند. کار اصلی با این عوامل هست.@بنابراین، حالا شما فکر کنید حال کافر چقدر وحشتناک می‌شود. هیچ اعتقادی به همچین جایی نداشته و اصلاً اعتقاد نداشت که بخواهد خودش را آماده کند آنجا را کاملاً پوشانده و دائماً از فکر آخرت فرار کرده با اینکه دلیلی هم نداشته و حالا افتاده به این وضعیتی که در اثر لجبازی و عناد و حماقت خودش برای خودش ایجاد کرده.@

آخرین روایت هم در این زمینه عرض کنم، این روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست: «الدنيا جَنَّةُ الكافِرِ و القبرُ سِجنُهُ و النارُ مَأواهُ» دنیا بهشت کافر است و قبر زندانش هست یعنی نظام برزخی، شروع حبس شدنش هست و آتش جایگاهش هست؛ این شرح شخصیت افراد کافر هست که این وضعیت را دارند.@با یک صلوات برویم به سراغ یک بحث بسیار مهم در این مورد به نام شرک. در بحث شرک از اسمش معلوم است شرک، یعنی شراکتی وجود دارد مشرک اعتقاد به خدا دارد. به نص قرآن و بی‌دلیل برای خدا شریکی می‌تراشد.@در کارهای خدا برای خدا شریک می‌تراشند الهه‌های مختلفی را معتقد هستند که حالا این شرک دو قسمت هست یک شرک اعتقادی است. مثل همین که عرض کردم، یک شرک عملی است که آن بحثش جداست. آن هم عواقب وحشتناکی دارد، اما فعلاً داریم راجع به بحث اعتقادات صحبت می‌کنیم.@شرک اعتقادی یعنی اینکه افراد در نظام اعتقادی‌شان قائل به شریک برای خداوند تبارک و تعالی در کارهای الهی هستند که خدای انواع و اقسام الهه‌ها و خدایی که در تمدنهای مختلف آمده و شکلهای گوناگونی داشته که حالا بعضی از آنها را عرض خواهیم کرد.@قبل از اینکه وارد بحث شرک بشویم یک مقدار راجع به اصل توحید صحبت بکنیم که ببینیم اصلاً فاصله بین شرک و توحید چگونه هست. الله تبارک و تعالی آنطور که خودش را در قرآن معرفی می‌کند یعنی وجود جاری در همه اشیاست، در همه چیز.@وقتی می‌فرماید: «إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ» یعنی شما چیزی به اسم چیز پیدا نمی‌کنید، شیء، که الله احاطه بر آنجا نداشته باشد آنجا حضور نداشته باشد، خوب دقت کنید تعریفی که قرآن دارد فوق‌العاده دقیق است اول از آن خالق کل شیء خالق هر چیزی هست به وجودش آورده و به آن هستی داده حیات هر شیء.@امام باقر (علیه السّلام) فرمود «و هو حیاة کل شیء» حیات هر چیزی به الله است و جدای از حیات، استمرار حیات و تدبیر همه چیز با خداست. رب کل شیء هست، رب یعنی چی؟ رب یعنی مالک مدبر.@مالکیت خدا هم عرض کردیم قبلاً در جلسات در همین مباحث، مالکیت به معنای مالکیت اعتباری ما نیست که بگوییم من صاحب خانه و ماشین هستم من بچه و کارخانه دارم. چون آن یک چیزی خارج از وجود توست ملکیت اعتباری است فردا تو بمیری یا انسان بمیرد یا دیوانه بشود منتقل می‌شود به کس دیگر، تمام شد و دیگر مالک نیستی.@مالکیت خدا یعنی مالک اصل وجود، یعنی هستی این موجود مال خداست وقتی می‌گوییم «إنا لله» خوب دقت کنید، مثال زدیم، مالکیت خداوند مثل مالکیت ما با صورت ذهنی ماست.@الان شما تصور کنید حرم امام رضا را، دلت هم تنگ شده این تصوری که داری می‌کنی این تصوری که تو دلت برایش تنگ شده و دارد یادت می‌آید و حالت را منقلب می‌کند یا در این کرونایی دلت برای پدر و مادر و مصاحبه‌ها و رفت و آمد با پدر و مادر و روبوسی و چیزهای دیگر تنگ شده این تصوری که می‌کنی مخلوق خودت است.@تا وقتی که داری به حرم امام رضا فکر می‌کنی حالا یکدفعه مثلاً فرض بفرمایید حالا انسان دلتنگی‌اش ویژه امام رضا نیست یکدفعه حرم امام رضا را در ذهنش رها می‌کند و می‌رود سراغ حرم امام حسین، آن حرم امام رضا قائم به شخص هست حرم امام حسین قائم به شخص است. ما اینگونه نظام هستی قائم به خداست یعنی با اراده الهی و نظر الهی سرپاست.@به محض اینکه خدا نظرش را بردارد هستی وجود ندارد در مقابل خداوند تبارک و تعالی، چیزی وجود ندارد، برای همین هم خدا می‌گوید برای من «إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» برای من خیلی راحت است که یک لحظه همه شما جمع کنم و یک خلق جدید بیاورم، همین قدر، ما اینقدر فقیر به خدا و وابسته به خدا هستیم.@حالا این وجود جاری در کل شیء یعنی همه جا الله هست. ما یک هستی که بیشتر نداریم یک وجود داریم در تمام مراتب هستی چه مراتب مادی، چه مراتب خیالی و برزخی و مثالی، چه مراتب عقلی، چه مراتب دیگر هر چه که هست یک هستی در همه اشیاء هست و آن هستی قوام اشیاء هست.@اشیاء یک ظاهری دارند یک صورتی دارند که این صورت ظهور و جلوه است و هستی دارند. جلوه تغییر می‌کند. الان مثلاً فرض بفرمایید این کاغذ دست من هست. این کاغذ را می‌سوزانم تبدیل می‌شود به یک ماده سوخته کربنی، کاغذی نیست اما هستی‌اش هست شکلش عوض شده.@آب است یخ می‌شود، آب است بخار می‌شود، شکل جلوه‌ها عوض می‌شود اما هستی سر جای خودش هست. از دایره هستی چیزی خارج نمی‌شود. هستی جاری در کل شیء را الله می‌گویند.@«أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ» یعنی شما جایی را و شیئی را پیدا نمی‌کنید یک اتم، الکترون، نوترون، پروتون، برو پایین تا هر چیزی که می‌توانی پایین بروی یا بالا برو تا عالیترین و بزرگترین ستاره‌ها و کیهانها و کهکشانها الله آنجا حضور دارد و هستی هر شیء وابسته به الله است، چطوری وابسته است؟ همانطوری که مثال زدم مثل وابستگی صورت ذهنی ما به ما.@در مقابل هستی مطلق و بینهایت هستی وجود ندارد. هر چه که هست هستی است. هستی خلأ نمی‌تواند داشته باشد. هستی دوتا نمی‌تواند باشد، چرا؟ در مباحث همین جلسات و در مباحث توحید که الان ان‌شاءالله اردویش را به امید خدا بعد از رفع موانع در تیرماه ان‌شاءالله برقرار بکنیم اگر شد و موانع برطرف شد گفتیم.@چون وقتی ما دوتا هستی داشته باشیم آنچه که بین این دوتا فاصله می‌اندازد، دیگر هستی نیست. اگر هستی باشد چه می‌شوند؟ یکی می‌شوند، دست من هست. این دست من هم هست. هوای بین‌شان هم هست. پس این هر سه هستند، شکلها عوض می‌شود ما خلئی نداریم.@آنچه که بین دوتا هستی فاصله حقیقی می‌اندازد می‌گویند این هستی و این هستی نیستی است و عدم است و ما چیزی به اسم نیستی و عدم نداریم. نیستی و عدم اگر قرار باشد باشند پس هستند، پس دیگر اسمشان نیستی و عدم نیست. پس آن هم هست. می‌گوییم اگر نیستی باشد پس هست.@پس ما چیزی به اسم عدم نداریم. لذا امکان ندارد هستی تَرَک و سوراخ داشته باشد. هستی یکپارچه نباشد. هستی وحدت شخصی حقیقیه دارد. این را دقت کنید. هستی یک وجود است. یکپارچه و بسیط هست. فاصله بین آن نیست. جزء و فاصله و خلأ ندارد تکه نمی‌شود.@حالا در مقابل این وجود مطلق و بسیط و بینهایت یک عده آمدند برای این وجود مطلق و بینهایت و بسیط شریک تراشیدند اصلاً شریک معقول نیست. یعنی وجود شریک ذاتاً محال است.@یک موقع هست می‌گوییم ندارد، ندارد، مثلاً این خیلی قدرتمند است ندارد، نه یک موقع هست شما یک چیزی را می‌گویید که اصلاً در مقابل هستی ما هستی دیگری نداریم که بخواهد شریک الله باشد کمک خدا باشد، صاحب یک قدرتی غیر از قدرت خدا باشد خودش صاحب قدرت باشد و شریک خدا باشد، چنین چیزی وجود ندارد.@توحید همین است که وقتی امام صادق (علیه السّلام) یک شخصی در محضر ایشان عرض کردند که الله اکبر، حضرت سؤال می‌کند که الله اکبر یعنی چی؟ ایشان می‌گوید خب الله اکبر یعنی خدا بزرگتر از هر چیزی است، امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید مگر در مقابل خدا چیزی وجود دارد که خدا بزرگتر از آن باشد؟@یعنی ما قائل باشیم که ما یک خدایی داریم که آنطرف آسمانها آنجا نشسته بقیه‌اش دیگر خدا نیست، آن خدا را تو محدود می‌کنی و دیگر آن هستی مطلق نیست خدای محدودی است وقتی گفتیم محدود، تا گفتی آنطرف خداست اینطرف مخلوقاتش هستند خدا دیگر خودش مخلوق می‌شود چون محدود است، محدود یعنی نمی‌تواند ازلی و ابدی باشد.@گفت پس من الله اکبر را من چه بگویم؟ الله اکبر یعنی چی؟ حضرت فرمود بگو: «الله اکبر من این یوصف»، خدا بزرگتر از آن است که وصف بشود، نمی‌شود وصفش کرد چون هستی بینهایت است.@حالا شرک ببینید چقدر وحشتناک است شرک چقدر احمقانه و غیرمعقول و خرافی است اینکه در مقابل هستی مطلق و وجود مطلق ما می‌گوییم بله یک جایی یک وجودی هست غیر از وجود خدا، دوتا هستند سه تا هستند.@این هستی‌اش از کجا آمده؟ اگر هستی هست از جنس هستی است. پس یکی هستند. اگر این از جنس هستی است و این شریک خودش هستی هست و هست دارد. از جنس هستی است. پس یکی است شرک ندارد دوتایی معنا ندارد اساساً معنا ندارد.@چون به محض اینکه شما گفتید محذورات زیادی پیش می‌آید: 1 ـ اگر هستی است جنس خودش ذاتاً از هستی است پس با هستی یکی است؛ 2 ـ اگر بگوییم جنسش از هستی نیست پس از چه می‌تواند باشد، عدم است؟ که عدم هم وجود ندارد.@اصلاً ما جاهلانه قبول کنیم و بیاییم روی عقلمان پا بگذاریم و بگوییم بله دوتا هستی هستند آن جنسش با این جنس فرق دارد هستی که هستی است جنس نمی‌خواهد، هستی جنس و فصل ندارد.@حالا بگوییم هست، فاصله بین این دو چیست؟ چطوری این دوتا از هم جدا می‌شوند باید با یک چیزی غیر از هستی جدا بشوند، آن چیز چه می‌تواند باشد؟ نیستی، که نیستی هم وجود ندارد.@پس ببینید ما اساساً در شرک دچار یک بی‌عقلی و حماقت و دروغ هستیم برای همین خدا هر گناهی را می‌بخشد غیر از شرک، چون شرک یک دروغ است یک اعتقاد باطل است و اعتقاد باطل انسان را غلط تربیت می‌کند. این را دقت بکنید.@انسان وقتی که شرک را قبول کرد بنای فکری و عملی‌اش می‌رود سراغ یک چیزی که اصلاً دروغ است و دیگر طبیعی نیست مثل اینکه شما فرض بفرمایید بخواهید به یک بچه‌ای که گرسنه‌اش یا تشنه‌اش است یک چیزی به او بدهید که صلاحیت ندارد. به جای مثلاً آب به این بچه نفت بدهید چه اتفاقی می‌افتد آن هم مایع است؟ می‌خواهی اسید بدهی بچه بخورد؟ این حقیقت ندارد این تناسبی با ساختار و شخصیت این بچه ندارد.@روح انسان بنابر توحید آفریده شده. فطرت انسان با توحید سازگاری دارد. با وحدت اله سازگاری دارد «وحده وحده وحده» حالا شما این را بردارید و شرک به جایش بگذارید، دارید یک خوراکی می‌خورید که حقیقت ندارد و تناسب با آن ندارد اتفاقی که می‌افتد وحشتناک است.@چون در مجرای افکار و اندیشه و انتخابها و ارتباطات و رفتارها و چینشهای فکری شخص کاملاً غلط می‌رود. حالا شما فکر کنید تمدنهای مبتنی بر کفر ماتریالیسم، کمونیسم، سوسیالیسم، و امپریالیسم، و لیبرالیسم چقدر وحشتناک است چقدر با دروغ مردم زندگی می‌کنند از صبح تا شب براساس ملاکهایی که با فطرت انسان سازگاری ندارد.@یا ملاکهای جمادی است که دروغ است یا ملاکهای گیاهی است که دروغ است یا ملاک حیوانی است که دروغ است یا ملاک علمی است که باز هم دروغ است و فقط ملاک توحیدی فطری و ملاک فوق عقلانی هست که انسان را با اصل حقیقت مرتبط می‌کند یعنی انسان را با هستی هماهنگ می‌کند.@انسان تا با نظام هستی هماهنگ نباشد تعادل وجود ندارد و علت اینکه تمدنهای غیرالهی فرو می‌ریزند و نابود می‌شوند این هست که اینها اساساً با نظام هستی هماهنگی ندارند و بعد از یک مدت مشکلات و مفاسد و معایب آنها را از درون (دقت کنید چه دارم می‌گویم) منفجر و نابود می‌کند نه از بیرون با یک حمله.@مثلاً مثل کشوری که کشور دیگر را می‌گیرد، نه، شما منتظر باشید شاهد خواهید بود همانطور که در مورد نظام سوسیالیسم ما دیدیم در کمونیسم در بلوک شرق که آن هم مادی‌گراست آن هم غربی هست اسمش شرقی است اما براساس تمدن مادی بنیان گذاشته شده.@در نظام تمدن غربی هم خواهید دید که تمدن غرب چون غلط و اشتباه است و چون هماهنگ با اصل طبیعت و هستی نیست نابود می‌شود به زودی این را شما الان هم که علائمش کاملاً مشهود است و این اتفاق حتماً خواهد افتاد.@شخصیت کافر هم همینطور است. کافر در نظام شخصیتی‌اش چون ارتباط و مشرک چون ارتباط با نظام هستی ندارد به معنای واقعی هماهنگ با توحید نیست خودبه‌خود در تمام شئون زندگی‌اش اعم از مادی و معنوی و فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نابود خواهد شد محکوم به فنا هست. این را خوب دقت کنید تا برویم سراغ آیات شرک.@«سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ» خوب دقت کنید با سه تا اصطلاح ما اینجا روبرو شدیم کفر، شرک، ظلم؛ «إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ» شرک یک ظلم است، ظلم یعنی چی؟ در مقابل عدل بود، عدل یعنی اینکه امور سر جای خودش باشد، ظلم یعنی سر جای خودش نباشد بی‌تعادلی.@شرک چرا ظلم هست؟ چرا ظلم عظیم است؟ برای اینکه بی‌تعادلی است برای اینکه سر جای خودش نیست. اعتقاد و بینش، چون داری به دروغ می‌گویی در مقابل هستی مطلق یک هستی دیگری هم هست، غلط است، در مقابل الله یک اله و خدای دیگری هم هست. غلط است. اصلاً ذاتش غلط است، یعنی محال ذاتی است. کفر هم محال ذاتی هست.@حالا می‌فرماید که: «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ» کفار همیشه یک چیزی لازمه زندگی‌شان است، آن چیست؟ ترس، اضطراب؛ انسان به محض اینکه از الله ببرد که مرکز آرامش و پشتیبانی و قدرت انسان هست هستی تو وابسته به اوست به محض اینکه ببرد رعب می‌آید، مثل یک بچه.@بچه‌ها در توحید خیلی قوی هستند. بچه‌ها در نظام توحیدی یعنی می‌فهمد در میان این جمعی که هست هیچ کس مثل پدر و مادرش برایش نیست هیچ پشتیبانی غیر از پدر و مادر نیست.@بقیه هم ممکن است عمو و عمه و خاله و دایی و کسان دیگری باشند که دوستش دارند اما بچه در نظام فطری خودش متوجه می‌شود تنها کسی که می‌تواند همیشه کامل از او پشتیبانی کند در هر شرائطی کیست؟ پدر و مادر هستند اصلاً باید توحید را بچه‌ها یاد بگیرید یک لحظه از پدر و مادر جدا می‌شوند بچه‌ها حالشان خراب است گریه می‌کنند و ناراحت هستند این خیلی مهم است.@انسان به محض اینکه از اصل خودش بریده بشود اضطراب سراغش می‌آید. شما بچه‌ها را دیدید. من یکدفعه در حرم دیدم موقعی که حرم باز بود دوماه پیش در حرم یک بچه‌ای دیدم خیلی شدید گریه می‌کند او را بغل کردم، چیه؟ پدرش را گم کرده بود.@حالا مثلاً همه بودیم هم من بودم هم کسان دیگر بودند، این بچه آرام نیست دائماً گریه می‌کند پدرش را می‌خواهد، حالا باید چقدر دلداری به او بدهی و سرش را گرم بکنی تا او را به پدرش برسانی و تازه این بچه یکدفعه گریه‌هایش می‌افتد و قطع می‌شود.@کفر و شرک اینطوری است کسی که پشتیبانی ندارد کفر یعنی شخص می‌گوید همه چیز خودم هستم اصالت اگزیستانسیالیسم اصالت انسان در مقابل خدا همه چیز انسان است.@وقتی همه چیز خودت هستی در این عالم وحشی پرتصادف و پراحتمال و پرتصادم و پردشمن و پرحریف و پرخطر دائم لازمه قلب کافر ترس است «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ» این لازمه‌اش است.@یک رعب ویژه هم ما داریم این رعب بالاتر است، این آن موقعی هست که در مسیر حرکتشان در مقابل با مؤمنین قرار می‌گیرند آن یک ترس جداگانه هم در مقابلش هست.@آن چیزی که شما از نظام استکباری الان می‌بینید در مقابل نظام الهی همین است که کفار، منافقین، مشرکین در برخورد با ظهورات الهی همیشه ترس و رعب دارند ترس در وجودشان همیشه هست.@در دعا در مورد امام زمان (علیه السّلام) «و انصره بالرعب» خدایا امام زمان را با رعب یاری کن همین است، یکی از قدرتهای عظیم منجی بشریت، موعود ادیان رعب هست که وقتی ظهور می‌کند ظهور نکرده شما نگاه کنید 200 سال است دارند علیه او فیلم می‌سازند هنوز نیامده، 200 سال است دارند علیه او قصه‌گویی می‌کنند حالا تاریخ فیلمسازی کمتر از 200 سال.@اما قصه‌گویی و کار در موردش می‌کنند کتاب می‌نویسند علیه‌اش دارند بسیج می‌شوند چون از او می‌ترسند مثل ترس فرعونیان که فرعون شنیده بود که قرار است یک موسی بیاید سالهای سال هر چه پسر بود می‌کشت این رعب است به او گفته بودند که او قطعاً خواهد آمد و تو را قطعاً نابود می‌کند حالا از ترسش یکسره.@امام زمان هم الان اینطوری، ببینید چقدر علیه حضرت فیلم می‌سازند و چقدر جبهه تشکیل می‌دهند علیه آمدنش، دهها میلیون را در دنیا سازمان‌دهی می‌کنند برای مقابله با او، این رعب است هنوز نیامده اینطوری است، وقتی بیاید دیگر چه خبر خواهد بود.@و آنها بهتر از خیلی از ما می‌دانند که او خواهد آمد، کتابهای لیلین، کتابهای خودشان که به آن کفر ورزیدند هم به پیغمبرش هم به آن کتابها کفر می‌ورزند پر است از این مطالب، و آنها هم این را خوب می‌دانند، اگر نمی‌دانستند که فیلم علیه‌اش نمی‌ساختند، با اسم و مشخصات فیلم علیه‌اش نمی‌ساختند.@قرآن می‌گوید که ما این کار را خواهیم کرد به هر حال در دل کسانی که کفر ورزیدند وحشت خواهیم انداخت. زیرا چیزی را با خدا شریک کردند، ادامه آیه را نگاه کنید «بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً» خوب توجه کنید این خیلی مهم است.@چیزی را پذیرفتند و با خدا شریک کردند که خداوند دلیلی بر آن نفرستاده و نازل نکرده، یعنی چی خداوند نازل نکرده؟ یعنی نظام هستی چیزی را قبول نمی‌کند. چرا دلیل ندارند؟ چون نظام هستی غیر وحدت را نمی‌پذیرد. خود هستی حاکی از وحدت هست. خود هستی شهادت می‌دهد.@«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ» خود هستی شهادت می‌دهد که شریک ندارد لازم نیست کسی بگوید خود هستی یعنی وحدت هستی خودش شهادت می‌دهد در مقابل این وحدت قهاریه موجود دیگری وجود ندارد هر چه هست جلوه‌ها و ظهورات خود این هستی هست چیزی در مقابل هستی وجود ندارد، مگر وجود چی؟ طفیلی وجود ارضی نه وجود ذاتی.@خیلی این آیه زیباست و خیلی تخصصی و دقیق است «وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ» می‌فرماید جایگاه اینها آتش است و جایگاه ستمگران چه بد است، خود خدا می‌گوید، اگر خدا بگوید بد است یعنی چه خبر است.@اینجا کلمه مشرکین و کافرین را برداشت چه جایش گذاشت؟ ظالمین را، چون کفر و شرک ظلم است یعنی انحراف هست حق نیست باطل است.@«لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ» می‌فرماید که حتماً کافر شدند آن بخشی از مسیحیان و اهل کتاب که گروهشان گفتند چی؟ گروهی از آنها آمدند گفتند که «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ» الله همان مسیح ابن مریم هست.@«وَ قالَ الْمَسِيحُ» در حالی که خود مسیح (سلام الله علیه) چه گفت؟ «يا بَنِي إِسْرائِيلَ» ای بنی اسرائیل «اعْبُدُوا اللَّهَ» بپرستید خدا را «رَبِّي وَ رَبَّكُمْ» رب من و رب خود شماست، مسیح حرفش این بود، مسیح این را گفت ولی شما او را جای خدا کردید و این را جای خدا قرار دادید.@و دیگر چه چیزی گفت حضرت مسیح (علیه السّلام)؟ «إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ» هر کس شرک بورزد و با خدا چیزی را شریک کند خدا بهشت را بر او حرام خواهد کرد و ادامه همان حرف آیه قبلی «وَ مَأْواهُ النَّارُ» جایگاهش آتش است «وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ» باز اینجا مشرکین را برداشت و چه چیزی جایش گذاشت؟ ظالمین را، «وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ» دیگر ظالمین نصرتی نخواهند نداشت یاری نخواهند داشت.@آیه اول را که خواندم سوره مبارک آل عمران آیه 151 بود آیه دوم را که خواندم در مورد بعضی از اهل کتاب و مسیحیان سوره مائده آیه 72 بود، آیه سوم را که برایتان می‌خوانم سوره اسراء آیه 39 هست.@«ذلِكَ مِمَّا أَوْحى‏ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى‏ فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً» می‌فرماید که این سفارش از حکمتهایی است که پروردگار تو به تو وحی می‌کند که با خدا معبود دیگری را قرار ندهی و گرنه هم نکوهیده یعنی محکوم می‌شوی و هم مطرود در جهنم افکنده خواهی شد این توصیه خداست.@البته این یک بخش بخش شرک اعتقادی است که در مسلمانها نیست. مسلمانها خدا و الله را قبول دارند ولی شرک عملی و شرک اخلاقی آن بحث دیگری هست که انسان در عمل می‌آید برای خیلی چیزها برای خدا خیلی چیزها را کنار می‌گذارد تأثیر خدا، خیلی ریز هم هست شرک آنقدر ریز است که فرمود مثل مورچه سیاه روی سنگ سیاه در شب سیاه، چطوری می‌شود تشخیص داده بشود، خیلی سخت است.@اینکه پیغمبرت به تو می‌گوید مهریه دختر را کم بگیر، تو بگویی نه بگذار من مهریه را زیاد بگیرم هم کلاس دارد اعتبار و آبرو می‌آورد همه یک پشتوانه است، خب این هر دو دروغ است در مقابل دین خدا این یک شرک است.@این شرک است که تو مدرک تحصیلی و پول و ثروت را یک چیزی به اسم آبرو و شخصیت قرار بدهی. شخصیت برای خداست. «لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ» عزت برای خدا و رسول و مؤمنین است.@تو وقتی خواستی کسب عزت از یک چیزی بکنی که خدا آن را مایه عزت قرار نداده این در فرهنگ دشمن تو هست که اینطور چیزها برای تو آبرو و آرامش می‌آورد، خواستی از غیر الله آرامش بگیری شرک است.@خواستی از غیر خدا آرامش بگیری شرک می‌شود ما دچار این شرکها هستیم و این هم تبعات خاص خودش را در زندگی ما می‌گذارد خیلی جاها سر ما را به سنگ می‌زند و گرفتاری ایجاد می‌کند.@یک موقع می‌بینی که انسان تا آخر عمرش هم مؤمن مشرک است. قرآن هم همین تعبیر را دارد. مؤمن مشرک، ظاهراً مؤمن است، اما باطن قضیه چیه؟ شرک می‌ورزد. برای همین هم قرآن دائماً ما را به درجه بالاتری از ایمان یعنی فاصله گرفتن از شرک دعوت می‌کند.@«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا» ای کسانی که آوردید ایمان بیاورید، یعنی چی؟ یعنی از شرک فاصله بگیرید، با اینکه مؤمن هستید خدا تأکید کرده خودش دارد تأکید می‌کند و می‌گوید من ایمان شما را امضاء می‌کنم اما شما در این ایمانتان هنوز دلتان به غیر من هم خوش است.@دلتان هنوز دنبال کسب آرامش از غیر من هم هستید هنوز به دنبال کسب آرامش از عواملی کسب عزت و آرامش و اعتبار از چیزی غیراز من هستید پس اینها را رها کنید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا» ای کسانی که ایمان آوردید ایمان بیاورید یعنی از شرک فاصله بگیرید.@باز خدا می‌گوید چنین و چنان، خدا «زادَتْهُمْ إِيماناً» ایمانشان را زیاد می‌کند، یعنی چی؟ یعنی ایمان دارند، زیاد می‌شود یعنی چه می‌شود؟ یعنی از شرک فاصله می‌گیرند، از شرکهای عملی و اخلاقی فاصله می‌گیرند و کنار می‌آیند.@«الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا» وقتی به آنها می‌گویند دشمن می‌خواهد حمله کند و همه شما را نابود کند می‌گوید اینها تازه ایمانشان بیشتر می‌شود ترس ندارند وقتی می‌شنوند دشمن دارد آماده می‌شود که نابودشان کند خوشحال‌تر هستند یک عده قلیلی.@«قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» وقتی با طالوت راه افتادند یک عده مشرک بودند یک عده اعتقادشان ضعیف بود به آنها گفت آب نخورید آب خوردند، به آنها گفت یک کف بخورید زیاد خوردند ولی آنها که نخوردند و به آنها گفت دست به این آب نزنید نخوردند «فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً» همه خوردند جز یک عده قلیل.@حالا وقتی که با دشمن روبرو شدند همان عده قلیل چه گفتند؟ آنهایی که آب خورده بودند، ترسیدند، شرک اینجا سراغ انسان می‌آید، آنهایی که آب خورده بودند همه از دشمن ترسیدند. ما نمی‌توانیم «لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ» ما طاقت نداریم در مقابل جالوت و جنودش بایستیم.@اما آنهایی که آب نخورده بودند «قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ» آنهایی که به لقاء پروردگار ایمان داشتند «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» آنها گفتند نه این حرفها چیه ما یک خدا داریم، موسی چه گفت؟ «إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ» یک خدا با من است؛ مؤمن اینطوری است.@این شرکها را که حالا باید در موردش جداگانه صحبت بشود. پس وقتی که بحث توحید هستیم یک موقع هست ما توحید را در مقابل شرک اعتقادی مطرح می‌کنیم یک موقع هست توحید را در مقابل شرک اخلاقی و عملی مطرح می‌کنیم که ما در عمل خیلی از ما مشرک هستیم و از دایره توحید خارج می‌شویم.@یادم هست یکی از علما می‌گفت من وقتی که با امام بودم یک موقع به امام گفتم که خیلی خوب شد حوزه علمیه قم قوی شد روی دست نجفی‌ها زدیم، چون در حدیث داریم علم از نجف رخت برمی‌بندد و در کجا مستقر می‌شود؟ در قم مستقر می‌شود.@شما فکر کنید که چقدر عالم اینطوری امتحان دارند و بد امتحانشان را پس دادند چقدر عالم با همدیگر قم و نجف کردند؛ توحید یعنی این. امام گفت برای چی؟ گفت خب ما دیگر غلبه کردیم به نجفی‌ها و الان علم در نجف آمده و دیگر نجفی‌ها در مقابل ما قیافه نمی‌گیرند چون قبلاً نجف بود همه علما برای تکمیل از قم به نجف می‌رفتند بعد قم قوی شد.@امام فرمود شما از دایره توحید خارج هستید شما مشرک هستید مگر قم و نجف معنا دارد مگر عرب و عجم معنا دارد مگر اینجا و آنجا معنا دارد این چه فکر وحشتناکی است که انسان اینطوری فکر بکند و این باعث شکست مؤمن می‌شود و شکست جبهه ایمان می‌شود.@ به محض اینکه شرک سراغت آمد و منم و تویی کردی همین منم و تویی انسان را نابود می‌کند. انسان باید خیلی دقت بکند. پس این سه تا آیه، روایتهایش زیاد است که حالا بگذاریم برای بعد، یک روایت تیمنا و تبرکاً برای شما خواهم خواند و که حدیث هم خوانده باشیم بحث را خاتمه بدهیم.@از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست «إنّ اللّه َ عزّوجلّ يُحاسِبُ كُلَّ خَلقٍ إلّا مَن أشْرَكَ باللّه ِ ، فإنَّهُ لا يُحاسَبُ يَومَ القِيامَةِ ويُؤْمَرُ بهِ إلى النّارِ» خداوند تبارک و تعالی روز قیامت همه بندگانش را محاسبه می‌کند مگر مشرک را، مشرک را دیگر محاسبه نمی‌کند؛ چرا محاسبه نمی‌کند؟ آن که بعدش است که می‌گوید «ويُؤْمَرُ بهِ إلى النّارِ» او را جهنم می‌فرستد، ولی چرا شرک را خدا محاسبه نمی‌کند؟@چون اصلاً هیچی نداشته مثل کافر می‌ماند قابل محاسبه نیست یک کسی که اعتقادی به خدا و قیامت نداشته و اساساً منکر اینجا بوده این چیزی ندارد که بخواهد محاسبه بشود «يُؤْمَرُ بهِ إلى النّارِ».@البته چرا مثلاً کافر محاسبه‌اش اینطوری هست بخواهیم محاسبه بکنیم این بالأخره ظلمهای زیادی مرتکب شده قتلها و جنایتها و ظلمهای زیادی مرتکب شده حالا مظلومان هم ممکن است گناهی مرتکب شده باشند یک سهمی از عذاب هم مظلومان دارند خدا گناهان مظلومان را گردن این کافر می‌گذارد آنها را نجات می‌دهد که مظلوم بودند ولو گناهکار هم هستند.@سهم عذاب آنها را به چه کسانی می‌دهد؟ به کافر، البته در این جهت کافر و مؤمن هم ندارد دوتا مؤمن هم که مؤمن هستند روز قیامت، یکی ظالم و یکی مظلوم است خدا عبادتهای ظالم را به مظلوم می‌دهد و گناه مظلوم را به چه کسی می‌دهد؟ به ظالم، این هست. ولی مشرک اینطوری است اگر بخواهد محاسبه‌ای هم بشود چرا باید جواب بدهد.@این کسی که کرونا را در بین مردم فرستاد و این همه جنایت مرتکب شده دهها هزار نفر حالا برو تا صد هزار نفر به بالاتر کشته شدند، می‌دانید یعنی چی؟ چقدر فقیر شدند و چقدر گرفتاریها پیش آمده این کسی که این ویروس را ساخته و امر کرده به ساخت این ویروس و توزیع این ویروس فردای قیامت می‌خواهد چه جواب بدهد؟ یا بیماریهای دیگر و جنایتهای دیگر، بمب اتم و.... اینها باید جواب بدهند.@پس می‌فرماید که: «إلّا مَن أشْرَكَ باللّه ِ» مگر کسی که شریکی بوده چون دروغ بوده اساساً با دروغ زندگی کرده «فإنَّهُ لا يُحاسَبُ يَومَ القِيامَةِ» اصلاً محاسبه نمی‌شود روز قیامت «و يُؤْمَرُ بهِ إلى النّارِ» و امر می‌شود که او را یک راست به جهنم ببرند.@بقیه روایتها هم می‌گذاریم برای جلسه بعد. بحث بعد هم بحث ارتداد را داریم که اینها را گفتم یکی بحث نظام فردی هست یکی بحث تمدنی‌اش هست در بحث تمدنی‌اش ما باید دقت بکنیم چون ما الان در حال شکل‌گیری تمدن نوین الهی هستیم در مقابل یک تمدن کفرآمیز، مباحث اعتقادی فوق‌العاده مهم است.@شما اگر این را ندانید نمی‌توانید هیچ ارزیابی از شیوه مقابله‌ای با تمدن و عاقبت اینها داشته باشید برای همین بحثهای اعتقادی فوق‌العاده مهم هست و انسان باید بداند که در نبرد بین دوتا تمدنها باید چگونه موضع‌گیری بکند.@و رفتارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، خانوادگی، تربیتی، اخلاقی اینها باید چگونه باشد که در مقابل با تمدن کفر و فرهنگ مدرنیته قرار بگیرد که ان‌شاءالله به موقع خودش در این باره هم سخن خواهیم گفت.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@