جلسه 018 - عوامل و موانع ورود به جهنم
شماره جلسه
18
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - عوامل و موانع ورود به جهنم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

امروز نوبت بحثمان طبق روال یک هفته در میان دربارۀ جهنم هست، عواملی که انسان را جهنمی می‌کند، عواملی که گفته می‌شود، در شمارش آدم می‌تواند بگوید تا 100 تا مثلا عامل هستند که انسان را جهنمی می‌کند، اما فهم معرفت نفسی آنها بسیار بسیار مهم است، و این را بفهمیم که جهنم جای کسی است که خودش می‌خواهد جهنم برود. همانطور که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود که خداوند هیچ کس را به جهنم نمی‌برد، مگر کسی که دوست داشته باشد به جهنم برود، بخواهد به جهنم برود، چیزهایی که انسان تصمیم می‌گیرد در نهاد خودش، و در ذات خودش برای جهنم رفتن اینها را شناسایی بکنیم، و ماهیت و ریشه‌های جهنم را در درون خودمان هم شناسایی بکنیم.@دانه به دانه اینها به ما کمک می‌کنند که ما بتوانیم درهای جهنم را به روی خودمان ببندیم و اگر دیدیم در ما هست پس زودتر اقدام بکنیم اینها را در خودمان ببندیم، اگر در ما نیست خدا را سپاس بگذاریم به اینکه ما در روی زمین از این جهنمی‌ها نیستیم.@و عواملی را که کمک کردند به ما که نباشیم قدر بدانیم، مثل پدر و مادرها، محیط، علما، مراجع، اساتید، که خون دل خوردند، شهدای عزیزمان، که مجاهدت‌ها کردند که ما الان این درهای جهنم به روی ما بسته باشد.@سومین موردی را که می‌خواهیم امروز عرض بکنیم که بسیار بسیار مهم هست، بحث کفر هست، کفر یعنی پوشاندن چیزی که ظاهر هست، آشکار هست، شخص روی آن را می‌پوشاند، در ذات انسان، در طبیعت انسان چیزی به نام گرایش به شرّ وجود دارد.@انسان وقتی که از الله جدا می‌شود، وقتی می‌گویم جدا می‌شود نه به معنای جدایی مادی، آن نفخه الهی می‌آید تا به نطفه‌ها تعلق بگیرد آن فطرت است، «نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏» فطرت ماست، که بخش انسانی ماست، بخش الهی ماست، که می‌آید به نطفه‌ها تعلق می‌گیرد.@اما چون ما در زمین هستیم وقتی که به بدن تعلق می‌گیرد صاحب چیزی می‌شود که به آن نفس می گویند، تعلقاتی به دنیا، به حیات دنیایی، به پدر، مادر، خوراکی‌ها، اشیاء، کمالات حیوانی، بعدها هم که یواش یواش بزرگ می‌شود، کمالات عقلی و علمی هم سر راه او قرار می‌گیرد.@اکثر انسان‌ها در این جهنم گرفتار می‌شوند، در این تاریک‌کده دنیا گرفتار همان حد جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی می‌مانند، یک عده خاصی استثنائاً می‌توانند از زمین بیرون بیایند، از زمین برخیزند سنگین نباشند، آن هم دریافت پیام انبیاء، عمل به دعوت انبیاء و با استفاده از فطرتی که آنها را به خروج از دنیا دعوت می‌کند.@فطرت هر انسانی انسان را به ابدیت دعوت می‌‌کند، به بهشت دعوت می‌کند، به خروج از دنیا دعوت می‌کند، به شوق آخرت دعوت می‌کند، این بخش، بخش فطری ما است.@انسانها خیلی وقتها وقتی می‌آیند اینقدر در زمینه کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی، می‌خورند و سنگین می‌شوند، و علاقه به این چیزها پیدا می‌کنند، و انس با این کمالات پیدا می‌‌کنند که این فطرتی که آنها را به الله دعوت می‌کند، شعارش لا اله الا الله هست و آنها را به خانواده آسمانی می‌کشاند، و انسان را به سمت آسمان و بهشت می‌کشاند.@آن در وجود اینها ضعیف می‌شود و آن را رها می‌کنند، خیلی اجابتش نمی‌کنند، خیلی به آن محل نمی‌گذارند، اگر هم یک موقعی خواسته‌هایش را بگوید در سرش می‌زنند، چون به اینجا انس گرفتند، این حالتی که انسان شهوت سراغش می‌آید، این حالتی که انسان، کوری نسبت به دنیا سراغش می‌آید، یعنی دنیا او را کور می‌کند، چون با اینجا انس می‌گیرد، اینها معشوقش می‌شوند.@وقتی یک کسی، یا یک چیزی بخواهد آنها را دعوت بکند به غیر این چیز، می‌خواهند آن را بپوشانند، قرآن چقدر زیبا می‌گوید، اول آن که در طبیعت هست را بگویم، در طبیعت دنیاست که انسان این شرور سراغش می‌آید، بدیها و کشش‌های منفی سراغش می‌آید، انسان قبل از اینکه به دنیا بیاید در اوج سعادت است، چون از الله دارد می‌آید، از اهل بیت دارد می‌آید، با یک قدرت آنچنانی دارد می‌آید.@اینجا که می‌آید تعلق می‌گیرد به دنیا شرور دیگر شروع می‌شود، انواع بدیها شروع می‌شود، لذا امیرالمؤمنین خیلی دقیق وقتی می‌خواهد جایگاه شر را بگوید، می‌فرماید «الشَّرُّ كَائِنٌ فِي‏ طَبِيعَةِ كُلِّ أَحَدٍ» نمی‌گوید در فطرت هر آدمی هست، در فطرت آدمها بدی نیست، آدمها از بدی بیزار و متنفر هستند، چه بدی کردن، چه بدی دیدن، انسانها اینطوری هستند، انسان فطرتاً عاشق خوبیها است، عاشق خوبی کردن است، عاشق خوبی دیدن است.@بدی کردن و بدی دیدن در ذات انسان نیست، می‌فرماید: «الشَّرُّ كَائِنٌ فِي‏ طَبِيعَةِ كُلِّ أَحَدٍ» در طبیعت هر فردی شرّ هم وجود دارد، بعد می‌فرماید «فَإِنْ غَلَبَهُ صَاحِبُهُ بَطَنَ» وقتی که شخص غلبه می‌کند به شرهای وجودش، شرها از بین نمی‌روند، می‌گوید (بطن) در باطن می‌روند، مخفی می‌شوند، دیگر بالا نمی‌آیند، ولی ظرفیت شر هست.@ انسان تا وقتی در دنیا ظرفیت طغیان، ظرفیت اسارت در کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی یا علمی را دارد، ممکن است توسط یکی از اینها شکار بشود و از آخرت باز بماند، تا وقتی که زنده هستید امکان شکارتان وجود دارد.@می‌‌فرماید (بطن) باطن می‌شود آن شرّ، وقتی شخص قدرتمند می‌شود، در جهت فطری، عقلی، ایمانی و فکری آن شری که در طبیعتش هست، نه در فطرتش، شرّی که در طبیعتش هست مخفی می‌شود، در باطن می‌رود، آنجا می‌ماند، آدم پاکی است، آدم منزهی است، اما ظرفیت کارهای خطرناک و جهنمی را دارد، آن قوه و بنیّه جهنم در وجود انسان تا وقتی زنده است هست.@هیچ وقت بنیه و قوه جهنم از ما بیرون نمی‌رود، برای جهنم رفتن و جهنمی شدن آمادگی داریم، مثل کسی که در یک تاریکی تونل دارد رد می‌شود، تا وقتی در تونل هست تاریکی هم دارد، چه موقع از تاریکی در می‌آید زمانی که از تونل خارج می‌شود.@انسان تا در دنیا است ظرفیت جهنمی شدن را دارد، پس علی (علیه السّلام) می‌فرماید اگر صاحبش غلبه بکند به بدیهای خودش به شر، آن شر در وجود انسان (بطن) مخفی می‌شود دیگر عمل نمی‌کند، آن خیرها همیشه در وجود شخص هستند، با اینکه شخص ظرفیت بد شدن هم دارد.@«وَ إِنْ لَمْ يَغْلِبْهُ» اگر شخص غلبه نکند به شر خودش «ظَهَرَ» بالا می‌آید، انواع بدیهای جمادی، گیاهی، حیوانی، اخلاق‌های زشت، اعتقادات زشت، همه چیز سراغ انسان می‌آید، چون انسان زورش نرسیده، آنجایی که ما گناه می‌کنیم، آنجایی که معصیت می‌کنیم، آنجایی که لغزش داریم، مال این هست که یک جایی زورمان به خودمان نرسیده، آن بر ما غلبه کرده حالا گردن می‌کشد و ظاهر می‌شود بالا می‌آید.@برای همین هم ما سوره ناس را داریم، ببینید چقدر این سوره ناس عظمت دارد، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ» سه تا اسم شما به آن پناهنده می‌شوید، اگر کسی این سه تا را بفهمد خوب می‌تواند پناهنده بشود، (رب، اله، ملک) «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ» به این سه تا اگر کسی خوب بخواهد بکند.@پناه ببرد به رب و ملک و اله از چی؟ «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ» خناس یعنی می‌آید وسوسه‌اش را می‌کند تا به او می‌گویی برو، خَنَسَ یعنی عقب می‌کشاند، دیگر با تو کاری ندارد، ولی آمادگی دارد به محض اینکه روزنه باز شد دوباره حمله بکند، شیطان اینطوری است.@برای همین آدم نباید گول بخورد که من خیلی حالم خوب است، من دیگر گناه نمی‌‌کنم، من دیگر در روال افتادم، همیشه خطر در هر مرحله وجود دارد، شما بله از خطرات یک مرحله ممکن است رد بکنید، یک پله هم رشد بکنید، حالتان هم خیلی خوب باشد، آن گناهان دیگر سراغ شما نمی‌آید.@ولی در مرحله بعد گناهان ویژه خودش هست، غافل نشوید، در هر درجه‌ و مقام معنوی که شما داشته باشید، آنجا یک آلودگی‌هایی همیشه انسان را تهدید می‌کند، اینکه فکر بکنی هیچ وقت به دام نمی‌افتی، هیچ وقت گناه نمی‌کنی، هیچ وقت پایت نمی‌لغزد این خیلی فکر اشتباه است، همه ما داریم غیر از این چهارده معصوم.@ پس این خصوصیت هست. قرآن می‌فرماید «بَلْ يُريدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ» انسان می‌خواهد که «یَفْجُرَ» فجور داشته باشد، گناه بکند، «أَمامَهُ» جلوی خودش باز باشد، هر کاری دلش می‌خواهد بکند، این «يُريدُ الْإِنْسانُ» بخش طبیعت انسان را می‌گوید.@انسان در بخش طبیعی از محدودیت بدش می‌آید، از نماز، از حجاب، از روزه، از زکات، از خمس، از کنترل گوش، چشم، غرائض، نفس، انسان متنفر است، دوست دارد راحت غیبت بکند، راحت تهمت بزند، راحت هر چه می‌خواهد بگوید، بگوید، اینطوری است، یکسره می‌خواهد آزاد باشد.@و چون می‌خواهد آزاد باشد، برای همین نمی‌تواند قیامت و اعتقاد به قیامت و جزا نمی‌گذارد انسان هر گناهی را انجام بدهد، اعتقاد به آخرت اینکه می‌گویند مؤمن لجام به خودش می‌زند، به دهانش لجام دارد، یعنی هر حرفی را نمی‌زند، هر کاری را نمی‌کند، این هست. چون مؤمن اعتقاد به آخرت دارد.@قرآن دهها بار می‌گوید اعتقاد به آخرت مانع معصیت و گناه و آزار به دیگران می‌شود، انسان هم حق الله را رعایت می‌کند، هم حق‌الناس را رعایت می‌کند، چون می‌داند یک روزی باید جواب بدهد.@انسان آنجاهایی که فکر می‌کند کسی نمی‌فهمد، کسی نمی‌بیند، هر گناهی دلش می‌خواهد می‌کند، بازخواستی هم ندارد آنجا خطرناک می‌شود، ولی وقتی اعتقاد داشت بازخواست دارد، هر کارش عکس‌العملی دارد، دیگر گناه نمی‌کند.@حالا برای اینکه بتواند راحت گناه بکند مجبور است بیاید قید حساب و کتاب را بزند، «يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ» قیامت کجاست، چه کسی رفته، چه کسی آمده، اینها خرافه است، چه کسی دیده، خدا را زیر سؤال می‌برد، انبیاء را زیر سؤال می‌برد، عصمت را زیر سؤال می‌برد.@همان چیزهایی که ما الان در بعضی مقالات و مجلات می‌بینیم، در این سایت‌ها هم پر است، در این کانال‌های جهنمی که یک عده زدند پر است، افراد می‌آیند معنویت و الهیت و ایمان و انسانیت و آخرت و خدا و اصول دین را زیر سؤال می‌برند که راهشان برای معصیت باز بشود، یعنی آن چیزی که عیان هست و وجدان و فطرت انسان دارد به آن خبر می‌دهد روی فطرتشان را می‌پوشانند، «کَفَرَ» یعنی عمداً می‌پوشاند که بتواند گناه بکند.@مثل کسانی که جرم‌هایی مرتکب شدند روی آن را می‌‌پوشانند که بتوانند ادامه بدهند، این «کَفَرَ» یعنی کفر، پوشاندن، قرآن به کشاورز می‌گوید کفار، کشاورز دانه‌ها را می‌پوشاند، یعنی کشاورزان اینها را زیر خاک می‌پوشانند.@پس این کفر یعنی پوشاندن خودت، پوشاندن فطرتت، پوشاندن اعتقاداتت، چیزی که نمی‌توانی هیچ وقت آن را رد بکنی، ما هیچ وقت در طول تاریخ بشر نداریم یک کافر حجت داشته باشد، یعنی بیاید بگوید من اعتقاد ندارم و بتواند این بی‌اعتقادیش را هم ثابت بکند، همیشه در مقابل انبیاء، علما، بزرگان، همه کسانی که کفر ورزیدند از بحث فرار کردند.@حتی شما ببینید کسانی که این اواخر مکتب کمونیسم و مارکسیسم و سوسیالیسم را آوردند که کفر و الحاد بود، مکتب الحاد را آوردند، هر وقت علما و بزرگان آنها را به بحث دعوت می‌کردند، بحث نمی‌کردند فرار می‌کردند، چون آنها حجت ندارند، مثل اینکه تو باید بیایی ثابت بکنی که اینجا چراغ روشن نیست، همه دارند می‌بینند چراغ هست.@اکثر مردم جهان در طول تاریخ اعتقاد به خدا داشتند، ادیان و انبیاء بودند، انبیاء همیشه آمدند، به قول امام صادق 124 هزار پیغمبر همیشه بودند، اکثر مردم جهان اعتقاداتشان به خدا دارند، به قیامت دارند، به انبیاء دارند.@پس کفر یک مریضی هست که یک عده‌ای می‌آیند به خاطر اینکه شهواتشان را تأمین بکنند، گناهانشان را توجیه بکنند، مطرحش می‌کنند، این نه اینکه نمی‌فهمد، نه اینکه نمی‌داند، این اگر نفهمد و نداند، خدا کاری با او ندارد.@قرآن می‌فرماید «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً» ما هیچ کس را عذاب نمی‌کنیم، مگر اینکه پیام پیامبر ما به او رسیده باشد، اتمام حجت با او شده باشد، و او پوست کلفتی و مقاومت بکند حالا این دیگر باید جهنم برود، چون اتمام حجت با او شده، خودش نمی‌خواهد دعوت پیغمبر را اجابت بکند، این خودش دوست دارد جهنم برود راه دیگری وجود ندارد.@مثل اینکه شما پای کوه می‌گویید عزیزان از اینجا که دارند می‌روند این کفشها را بپوشید همه می‌خواهیم بالا برویم، این وسایل کوهنوردی باید با شما باشد، یک کسی بگوید من می‌خواهم با دمپایی بیایم، این معلوم است دارد زمینه سقوط را فراهم می‌کند، خودش نمی‌خواهد تا قله برود می‌خواهد سقوط بکند.@الان اینجا که می‌خواهیم برویم، هوا سرد است لباس گرم با خودتان بردارید، غذا بردارید، یک کسی نه غذا برمی‌دارد، نه لباس، این یعنی عمداً با اختیار خودش دارد خودکشی می‌کند، خودش دارد این کار را می‌کند، جهنم کسانی جهنم می‌روند که می‌خواهند جهنم بروند، یعنی هر چیزی را می‌فهمند و بعد زورشان به خودشان نمی‌رسد و حالا پوست کلفتی و مقاومت می‌کنند.@حالا می‌خواهم راجع به شخصیت و روانشناسی کفار با هم بحث داشته باشیم که بشناسیم چه کسانی هستیم، اول از این خدا را شکر بکنیم که ما نیستیم، این را مدیون چه کسانی هستیم که ما الان ایمان داریم، به خدا و اصول دین اعتقاد داریم، به خوبیها اعتقاد داریم.@داریم مسیرش را طی می‌کنیم، اینها را ما مدیون ائمه (علیهم السّلام) در درجه اول، به خون دلها و شهادتهایشان، مراجع، شهدا، و پدر و مادرهایمان اینها بودند، قدر پدر و مادرهایتان را خیلی بدانید، چون بالاخره شما این روح پاک ایمانی و تشیع را از آنها به ارث گرفتید.@پدر و مادر هر چقدر بد باشند همین که این روح را به ما منتقل کردند حقشان خیلی عظیم است، ممکن است در زندگی دنیایی ما در بخش جمادی، گیاهی، حیوانی، به ما هم یک ظلمی کرده باشند، این را اصلاً نبینید، این که ما را به دنیا آوردند، بزرگمان کردند، به اینجا رساندند خیلی ارزش دارد.@علی (علیه السّلام) می‌فرماید من دوست نداشتم در بچگی می‌مردم و بهشت می‌رفتم، دوست داشتم بزرگ بشوم خدا را بشناسم، این که پدر و مادر ما زمینه را فراهم کردند که ما معارف الهی گیرمان بیاید، باید برویم شب و روز دست و پایشان را ببوسیم و غلام و کنیزشان باشیم، خیلی باید قدر والدین‌مان را بدانیم.@بالاتر از آنها اساتید و علما و شهدا و ائمه که سر جای خودشان، ولی ما باید قدردان باشیم، که اینها به ما این همه لطف کردند، یا دوستان خوبی داشتیم که ما را به ایمان هدایت کردند، قدر آنها را بدانیم، نپوشانیم، خودمان به حقوق اینها کفر نورزیم.@«وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ» این در سوره هود آیه 17 هست، که در مورد قوم موسی هست، که می‌گوید کتاب موسی آمده، این کتاب امام شما است، رحمت خدا هست، و اگر کسی به این کتاب کفر بورزد، کما اینکه می‌بینیم ورزیدند، از گروهها، جالب اینجاست که کفر فردی نیست، کفر گروهی است، «فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ» وعده‌گاهش آتش است.@برای شما کتاب فرستادم این را از طرف خودم فرستادم دادم به پیغمبر این کتاب را زیر پایتان نگذارید، قرآن دارد این را می‌گوید، این در کتاب موسی نیست، هر کتاب آسمانی انسان به آن کفر بورزد، خدا وعده که این شخص به جهنم می‌رود.@معنایش معنای معرفت نفسی کنیم، می‌گوید من کتاب را امام قرار دادم، امام یعنی آن که شما نگاهش می‌کنید، پشت سرش راه می‌افتید می‌روید، زمام امور را تو به او می‌سپاری، می‌گوید این کتاب امام شما است، اگر کسی دنبال امام نرود کجا می‌‌رود، امامانی از طرف خدا آمدند مثل انبیاء، ائمه، قرآن، کتاب آسمانی هم خدا می‌گوید امام هستند، اینها امامهایی هستند که توجه به آن شما را به الله می‌رساند.@اگر به آن توجه نکنید چه اتفاقی می‌افتد؟ مثل اینکه انسان به علائم راهنمایی و رانندگی در جاده توجه نکند چه اتفاقی می‌افتد؟ سقوط است، یک پیچ خطرناک را شما توجه نکنید، خطر لغزش را شما توجه نکنید، گردش به فلان جا ممنوع است شما توجه نکنید تمامش فاجعه می‌شود.@پس «فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ» یعنی آن انتهای کارش به آسیب می‌رسد، جهنم می‌شود، اگر می‌خواهید بهشت بروید، امام آمده شما را بهشت ببرد، پس دنبالش راه بیفتید بروید هر چه گفت گوش کنید، «وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ خالِدينَ فيها وَ بِئْسَ الْمَصيرُ» کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آیات یعنی چیزی که روشن است.@ما آیه زیاد داریم، شما هیچ چیز در این عالم ندارید که آیه نباشد، نشانه نباشد، وجود خودت، هستی خودت، هستی همه دنیا، همه آیه است، اینها هیچ کدام هستی‌شان را از خودشان ندارند، جمادات، با آن شکل‌های زیبا و قشنگ و حیرت‌انگیزشان که هیچ دانشمندی بعد از هزاران سال کار علمی نتوانسته بگوید من یک جماد را شناختم.@یعنی هنوز مغزها، و افکار و تخصص‌ها، و بودجه‌ها و عمرها دارد صرف می‌شود برای اینکه مخلوقات را بشناسند، پیچیدگی‌های اینها را بشناسند، حکمت‌های اینها را بشناسند، بعد تمامش هم ریاضی، عدددار، رمز و رازدار، روابط علمی، اتم، الکترون، نوترون، پروتون، سلول، برو پایین‌تر تا کوارکها فعلا که رفتند، بیا بالا همه آیه است.@هیچ کس نمی‌تواند بگوید اینها خودشان، خودشان را بوجود آوردند، آن هم با این نظم و حیرت، بیا بالاتر تا گیاهان حیرتشان هزار برابر، بیا تا حیوانات، بیا تا انسان‌ها، برو تا جن‌ها، برو تا آسمانها و کیهان‌ها و کهکشان‌ها، تمامش علم، حکمت، دقت، نظم، این آیه است، این را چه کسی می‌تواند انکارش بکند، مگر یک آدم کور باشد.@قرآن می‌فرماید « وَ الَّذينَ كَفَرُوا» کسانی که پوشاندند، کفر ورزیدند، «وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا» آیات ما را تکذیب کردند، «أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ خالِدينَ» آنها از یاران آتش هستند، چون وقتی که من آخرت را قبول ندارم برای آخرت می‌توانم خودم را بسازم؟ نه، آخرت هم ابدی است.@بنابراین وقتی من خودم را برای آخرت نساختم، وارد آخرت می‌شوم، آخرت هم ابدی است من آنجا همیشه گرفتار آتش هستم، آتش پشیمانی، آتش حسرت، آتش حماقت، آتش لجبازی، هر چیزی هم که می‌آید خصوصیات خود انسان است در جهنم گیر آدم می‌آید، انسان به خودش متولد می‌شود.@انسان به درون خودش متولد می‌شود، قبر انسان نفس انسان است، مثل یک بچه‌ای که وقتی از مادر متولد می‌شود، درست است در فضای فیزیکی دنیا می‌آید، اما با خودش در فضای فیزیکی دنیا می‌آید، هر چه که از دنیا گیرش می‌آید تابع چیزی است که از آنجا آورده، انسان وقتی وارد بهشت هم می‌شود وارد خودش می‌شود.@اینکه بزرگان دین فرمودند آتش در نفس هست، و بهشت در نفس هست، نه نفس در جهنم و بهشت یعنی همین، تو خودت خیلی بزرگتر از بهشت هستی، امام کاظم (علیه السّلام) فرمود «لَيْسَ لِأَبْدَانَكُم‏ ثَمَنٌ‏ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا» برای بدنهایتان پاداشی غیر از بهشت نیست، خودتان را به کمتر از بهشت نفروشید، ما خیلی از بزرگتر از بهشت هستیم، مثل اینکه انسان الان در دنیا آمده، هر یک انسان از دنیا بزرگتر است، درست است در دنیا است، ولی خودش عظمتش جاودانه است، ابدی است، عمر دنیا محدود است، عمر انسان بی‌نهایت است.@پس ما وارد خودمان می‌‌شویم، به خودمان متولد می‌شویم، بهشت خودمان هستیم، جهنم هم خودمان هستیم، تمام چیزهایی که در مورد کفار می‌گویند، یعنی این در نفسش هست، «أَصْحابُ النَّارِ» یعنی یار حماقت، یار جهالت، یار لجبازی، یار تکبر، یار تعصب، اینها نار است، جهنم است.@«خالِدينَ فيها» دارد بشارت می‌‌دهد به اینها، آنجا جاودانه هستند، چون هیچ وقت آخرت تمام نمی‌‌شود، و اینها هم برایش آماده نیستند، امکاناتش را آنجا نبردند، می‌گویند ما الان می‌خواهیم کره ماه برویم، آنجا فضا یک چیز دیگر است، با خودتان تجهیزات ببرید، از سفینه پیاده شدید، اکسیژن باید با شما باشد، وسایل با شما باشد، مثلاً 5 کیلومتر راهپیمایی رفتید باید برگردید با این سفینه بیایید.@حالا یک کسی به کره ماه می‌رود آنجا وسایل برگشتش را از بین می‌برد، همیشه آنجا می‌ماند، می‌تواند زمین برگردد؟ نمی‌تواند برگردد، وسایلش را از بین برده، همان جا می‌ماند، یک کسی جهنم می‌رود وسایل خروج از جهنم را با خودش نبرده، در جهنم می‌ماند، جهنم هم چون ابدی است، این همیشه آنجا گیر است، راه نجاتی وجود ندارد.@قرآن می‌فرماید «وَ بِئْسَ الْمَصيرُ» سوره تغابن آیه 10، مصیر را با صاد می‌گوید، قبلاً توضیح دادیم، «اِنَّکُم اِلَی الآخِرَةِ صائِرُون» صائر با صاد، یعنی سیرکننده نیست، صورت‌گیرنده است، مسیر یعنی شدن، جنین وقتی که رشد می‌کند، آخرش می‌گویند مصیر، یعنی این صورتهای خودش را گرفته از آن نطفه کوچک یک انسان کامل شده.@این دائم به دائم، آن به آن صورتگری دارد روی آن انجام می‌شود، مدام صورت جدیدی را می‌پذیرد و حالا یک انسان کامل شده، انسان به سمت آخرت صائر است، یعنی یک دفعه خوک می‌شود، یک دفعه میمون می‌شود، یک دفعه گرگ می‌شود، یک دفعه روباه می‌شود، یک دفعه سگ می‌شود، یک دفعه حیوان ترکیبی می‌‌شود، یک دفعه انسان می‌شود.@ همه ما مصیر داریم به سمت آخرت یعنی داریم صورت می‌پذیریم با دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، خوردنی‌ها، لمس کردنی‌ها، بو کردنی‌ها، خیالات، توهمات، افکار و اندیشه‌ها، با عشقها و مهرورزی‌هایمان، دائماً وجود ما دارد صورت می‌گیرد لحظه به لحظه ما داریم دائم صورت می‌گیریم صورتهای خوب و صورتهای بد.@خوبی که ما قدرش را نمی‌دانیم این هست که دنیا اگر تو صد تا صورت بد را هم بگیری قابل درمان هست زود می‌توانی درمان کنی صورت خوب بگیری پاک کنی صورت خوب بگیری، مثل کسی که وقتی نقاشی می‌کشد پاک می‌کند.@ولی ما در نهایت موقع مردن صورت نهایی را سفت می‌کنند یعنی دائم یکسره من دارم میمون و خر و گاو و سگ و خوک و آدم می‌شوم دوباره دائم عوض می‌شود و آدم در طول مسیر اینطوری است.@الان آدم خوبی هستم بلند می‌شوم یک فضای خارجی می‌روم ممکن است آنجا بروم دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، افکار، گرایشات و علایقم عوض بشود خوردنی‌ها، و دوباره یکدفعه گاو و سگ و الاغ و خر می‌شوم هر چیزی، و دائماً دارم عوض می‌شوم دوباره می‌روم در فضای خوب و معنوی و ایمانی و دائماً دارم عوض می‌شوم و انسان می‌شوم.@انسان یکسره با شنیدنی‌ها، افکار، خوابها، باورها، خیالاتش، قضاوتهایش، حرف زدن‌هایش دائماً دارد همینطوری صورت به صورت عوض می‌کند. یک لحظه دکمه را می‌زنند و تمام می‌شود.@با هر صورت نهایی شما را می‌گیرند و آنجا می‌برند آنجا داستان شروع می‌شود یعنی صورت نهایی معنا می‌شود که این معدل‌گیری را می‌کنند معدل این شده حالا این هم حکم است. پس خوب دقت کنید ما دائماً در حال شدن هستیم.@یک کسی آخرین صورتش کفر است یعنی موقع مردن بغض خدا و اهل بیت را دارد شک و تردید دارد دلش پر از حسادت و کینه هست یک عالم آرزوهای رقابتی و چشم و هم‌چشمی دارد که به آنها نرسیده.@دارد می‌میرد می‌گوید بچه ندارم ازدواج نکردم، آرزوی آن خانه را داشتم آرزوی رئیس جمهوری را داشتم، آرزوی مقام را داشتم آرزو داشتم از فلانی جلو بزنم، به آن ویلا نرسیدم این بدبخت اصلاً آماده نیست.@به او می‌گویند سرطان داری به جای اینکه آرام و خوشحال باشد که یک نعمت و بیماری نصیب او شده که تزکیه و تصفیه‌اش می‌کند کفاره گناهانش است هدیه الهی است، اسمش که می‌آید می‌بینی که اصلاً انگار او را وسط جهنم انداختند؛ این سرطان تو را تا خدا هم می‌تواند جلو ببرد پاکت می‌کند.@تازه بعضیها آنقدر واقعاً من خجالت می‌کشم 60 سالش 70 سالش هست وقتی به او می‌گویند سرطان داری افسرده شده، تو الان 70 سالت است ده سال قاچاقی زندگی کردی، این ناراحتی الان برای چیست؟! الان برای چه ناراحت هستی؟@آنقدر این تعلقات وحشتناک است که یکدفعه باطن انسان را به هم می‌ریزد (تعلق گر نباشد) خدا رحمت کند این شعر را من در کتاب شهید مطهری خواندم نمی‌دانم از کدام شاعر است (تکلف گر نباشد خوش توان زیست) آدم گیر نباشد تکلف و سختگیری در زندگی نداشته باشد خوش است (تعلق گر نباشد خوش توان مُرد) اگر تعلق نداشته باشی اصلاً راحت هستی برای مردن.@مردن که ترس ندارد مردن یعنی شما از یک رحمت یک درصدی می‌خواهید بروید به یک رحمت 99%، کجا ترس دارد؟! آن هم پیش کسانی که بینهایت بیشتر از همه زمینی‌ها دوستتان دارند، این ترس دارد؟! ترس خودت داری وحشتناک‌تر از انسان نیست خودت داری که خودت ملاقاتت را خراب می‌کنی مصیرت را و لقائت را خراب می‌کنی.@می‌گوید «و بئس المصیر» بد شدنی است؛ خدا چطوری حرف می‌زند می‌گوید بد شدنی است قیافه‌اش بد شد چون کافر دارد از دنیا می‌رود خیلی وحشتناک است.@من یادم هست یکی از این همسایه‌هایمان عالم محل همه رفتیم هر کاری کردیم که بگو لا اله الا الله و بلند شو دو رکعت نماز بخوان اصلاً بدش می‌آمد ما بگوییم یک لا اله الا الله بگو یا دو رکعت نماز بخوان، بدش می‌آمد و همانطوری هم مُرد.@خیلی وحشتناک است که انسان از شنیدن اسم الله مشمئز بشود از شنیدن اسم اهل بیت مشمئز بشود و بدش بیاید، معلوم است که باطنی هست که دارد این ظهور می‌کند. از اینکه اسم بچه‌اش را اسم اهل بیت بگذارد بدش می‌آید از اینکه اسم خودش اسم مقدسی باشد بدش می‌آید.@از اینکه حجاب داشته باشد متنفر است، نماز بخواند و روزه بگیرد متنفر است از اینکه شبیه خدا و اهل بیت باشد متنفر است خب این قشنگ نیست یعنی یک چیزی داخل آن دارد خرابکاری می‌کند «بئس المصیر».@«وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ» سوره بقره آیه 39. «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ» سوره بلد آیه 19 و 20.@یک انتخابی است و الا قرآن پر است دائم دارد قاعده می‌گوید. اینکه دارد می‌گوید یعنی قواعد علمی و ریاضی‌اش همینطوری است. کفر مساوی است با خلود در جهنم اگر انسان با خودش ببرد موقع مردن است.@دوباره «أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ»، «أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ» یعنی چی؟ یعنی شوم هستند اینها یاران شومی هستند گروه شومی هستند همه اینها شوم هستند اینها مبارک نیستند.@«عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ» این که خیلی وحشتناک است خیلی خدا را شکر بکنید اگر پدر و مادرتان از دنیا رفتند برایشان امشب شب جمعه است هدیه‌های زیادی بفرستید اگر هستند دست و پای آنها را ببوسید و از آنها تشکر کنید به خاطر اینکه شما را به این دنیا آوردند.@هیچ وقت هم به بدی‌های پدر و مادرتان نگاه نکنید بالأخره یک روح به شما دادند باعث شدند یک روحی در شما دمیده بشود از اهل بیت، وسیله بودند حرمت مرکبها و وسیله‌هایتان را داشته باشید.@قرآن چه می‌گوید؟«عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ» اینها یک آتش مسقف هست یعنی فضایی نیست پوشیده است چقدر وحشتناک است چقدر دلگیر است این باطن یک کافر است. کافر فضا را بسته است و پوشانده.@برویم از نظر روانشناسی می‌گوید «عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ» آتش پوشانده چون خودش در دنیا اهل چی بود؟ پوشاندن چه کسی؟ پوشاندن فطرتش بود، این چهارتا را آزاد گذاشته بود مَن‌های اینطوری، منِ جمادی آزاد هر غلطی دلش می‌خواست می‌کرد مَنِ گیاهی، حیوانی، علمی‌اش.@به محض اینکه من الهی‌اش می‌خواست کار کند دائم در سرش می‌زد دائم آن را می‌پوشاند نیازهایش را می‌پوشاند دائم از آن کم می‌گذاشت این خفگی که دارد چون تو هدیه خدا را خفه می‌کردی آن کودک عزیز روانت را خفه می‌کردی الان نصیب خودت خفگی شده.@چون خود تو که اینها نبودی تو با خود اصلی‌ات وارد آنجا می‌شوی این خود را کشتی این خود را چند سال خفه‌اش کردی در یک فضا زندانی‌اش کردی، نمی‌گذاری بال بزند نمی‌گذاری پرواز کند و پیش خانواده آسمانی‌اش برود.@الان یک بچه‌ای را همین چند وقت پیش در آلمان من نمی‌خواهم حالا جزئیاتش را بگویم این حالت خیلی وحشتناک است. یک کسی بچه‌اش را 17 سال در زیرزمین حبس کرده بود با شکنجه، این آدم چه باید نصیبش بشود؟@17 سال یک بچه را در زیرزمین ببری و در را روی او قفل کنی و دائماً اذیتش بکنی، فقط این نبوده که فقط آنجا بماند، اذیتش کرده، این پوشانده. حالا اگر یک کسی این را آورد اینطوری کرد حقش است.@یک پرنده را شما بپوشانید یک پرنده را اسیر و گرفتارش بکنید اسیرت می‌کنند نگه‌ات می‌دارند گرفتاری داری چه برسد به یک انسان. حالا یک کسی خودش را پوشانده دقت کنید کفر باطنش چیست.@کفر یعنی اینکه تو یک عمر به کودک عزیز روانت گفتی خفه شو و یکجا حبسش کردی. این کودکی که لیاقتش این بوده که به خانواده آسمانی و الله و بهشت برسد تو حبسش کردی جنایت است خیلی جنایت بزرگی است. پس دقت کنید باطن «عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ» یعنی چی؟ یعنی آتش سرپوشیده یعنی چی.@پیامبر فرمود من از پدر و مادرهای آخرالزمان بیزارم، گفتند یا رسول الله پدر و مادر مسلمان یا کافر؟ فرمود نه مسلمان، برای چی؟ فرمود وقتی که بچه‌هایشان می‌خواهند کارهای آخرتی بکنند جلویشان را می‌گیرند اما وقتی که می‌خواهند کارهای دنیایی بکنند آزادشان می‌گذارند.@الان ما چقدر پدر و مادر داریم بچه می‌خواهد خارج از کشور برود برو، یعنی از تو دور باشد برود آنجا؟ بگذار برود پول هم به او می‌دهم بگذار خارج از کشور برود، قبول شده دانشگاه فلان، فلان کشور قبول شده برود.@بعد می‌گوید این بچه‌ات مثلاً می‌خواهد برود حوزه علمیه درس بخواند، شیرم را حلالش نمی‌کنم پدر نفرین می‌کند. می‌گوید می‌خواهم بروم سینما و فلان فساد و اردوگاه و...، می‌گوید برو، می‌گوید می‌خواهم اردو بروم.@ما الان چقدر خانمها و آقایان داریم که نمی‌توانند اردو بروند چون خانواده‌هایشان نمی‌گذارند، می‌گویند می‌خواهیم اردو برویم می‌گوید این حرفا چیه اردو چیه؟! می‌خواهند امام رضا و کربلا و مشهد بروم مسخره‌شان می‌کنند حبسش می‌کنند.@این احتیاج دارد با خانواده آسمانی‌اش ارتباط داشته باشد حبسش نکن، این زن و شوهر و بچه تو اسیر تو نیست اینها یک سهمهای دیگری دارند.@جبهه نرو، چه کسی گفته تو سوریه بروی؟ چرا سوریه نرود؟ چون شوهر من است، خب شوهر توست این شوهر یعنی بخش جنسی است خودت باید شوهرت را تشویق بکنی سوریه برود، شهادت برود، حالا سوریه نه، هر جای دیگر، جبهه، می‌گوید نرو، کمک به فقرا نکن، به پدر و مادرت خیر نرسان.@یا مرد زنش را حبس می‌کند می‌گوید حق نداری خانه پدر و مادرت بروی، چرا حبس می‌کنید اگر این به یک جایی رسیده که الان آرامش و نیازش به این هست که این غذا را بخورد بگذار بخورد این را نپوشانید.@مواظب باشیم تنگ‌نظری‌هایمان، حسادتهایمان، جنبه‌های زنانگی و مردانگی ما باعث نشود که حقوق همسرمان و بچه‌ها و فرزندانمان را نادیده بگیریم. پس پوشانندگی خیلی خطرناک است مواظب باشیم. انسان به میزانی که می‌پوشاند جهنمی می‌شود.@پیامبر به خانمها گفت شما حق شوهرانتان را می‌پوشانید کفر عملی یعنی این، یعنی حق شوهر را رعایت نمی‌کنید می‌پوشانید گرفتار عذاب می‌شوید، مردها حق زنشان را رعایت نمی‌کنند می‌پوشانند گرفتار عذاب می‌شوند حق بچه را نمی‌بیند این بچه حقش این هست که با خانواده آسمانی و آخرت و الله و اهل بیت و قرآن آشنا بشود.@کلاس زبان، باید کلاس زبان بروی، کلاس کامپیوتر و نقاشی و باشگاه بروی، بقیه‌اش چی؟ این بچه کجا باید برود آشنا بشود؟ می‌بینی این مادر وقت نگذاشته مادر وقت بچه را پر کرده نه خودش عرضه دارد بچه‌اش را برساند نه اجازه می‌دهد این بچه آزاد باشد و برود پروازش را انجام بدهد این بچه معصوم و پاک.@من یک موقعهایی بعضی از این مادرها را می‌بینم بعد یکی از این بچه‌های قشنگ و فرشته دستشان هست آدم دلش می‌گیرد، می‌گویم خدایا این بچه پاک و معصوم به این قشنگی گرفتار یک همچین پدر و مادری شده، نمی‌گذارند بچه را بچه‌ای که می‌تواند از اولیاء خدا باشد بچه‌ای که می‌تواند بال در بیاورد و پرواز کند او را در یک قفس کردند.@همین چند وقت پیش خانه یکی از این رفیقهایمان رفتم دعوت کرد بعد از سالها، بعد دیدم در خانه‌شان قفس هست دوتا مرغ عشق آنجا هست، گفتم دلت می‌آید اینها را اینجا اینطوری برای خوش آمدن خودت بگذاری؟@گفت نه استاد اینها آزاد هستند بیا ببین، در قفس را باز کرد گفت اینها هر جا می‌خواهند می‌روند و بعد خودشان اینجا می‌آیند استراحت می‌کنند اینجا استراحتگاهشان هست. حقش پریدن و پرواز و آزاد بودن است. حقوقها را نپوشانیم.@این شرح رساله حقوقی که خدمت شما عرض کردم که همه بخوانید واجب است همه کتابش را بخوانید این برای این هست که تو بتوانی آنجا یک موقعی نپوشانی. پوشاندن حق و کفر عملی زمانه‌ای به وجود می‌آید که انسان یا نمی‌خواهد یا بنده خدا نمی‌فهمد، اگر بفهمد رعایت می‌کند ولی دقت ندارد.@نگاهش به خانواده و همسر نگاه قوم و قبیله‌ای هست می‌گوید ما پدرمان با زنها اینطوری رفتار می‌کرده با مادرمان اینطوری رفتار می‌کرده ما هم اینطور رفتار می‌کنیم. «أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ» اگر پدران شما نمی‌فهمیدند و هدایت نداشتند شما هم می‌خواهید همانطور رفتار کنید؟@وقتی به او می‌گوی حق زن این است، می‌گوید آها خب پس از این به بعد رعایت می‌کنم. (دستم را نگاه کنید) هر نوع گرفتگی و انقباظی که شما در روحتان ایجاد می‌شود فشار قبر می‌آورد.@تو می‌توانی برای زنت یخچال بخری چرا نمی‌خری؟ الان زنت یک فریزر احتیاج دارد خودش هم دارد می‌گوید فریزر احتیاج دارم خب چرا برایش نمی‌خری پول هم که داری؟ می‌گوید این فرش را عوض کن خب یک تنوع است چه اشکال دارد برو فرش را عوض کن.@این خانه رنگ می‌خواهد خودت هم می‌بینی می‌خواهد زیاده‌طلبی و دنیاگرایی نیست خب عوضش کن یک رنگ به اینجا بزن. خانمت می‌گوید بیا خوب است مسافرت برویم، می‌گوید نه، دائم خساست و گرفتگی و بخل.@بگذار اینها نفس بکشند و آزاد باشند خدا برکتش را به شما می‌دهد، بگو خدایا من به عشق تو این کسانی که تو به من امانت سپردی وقف اینها می‌شوم و برای اینها هزینه می‌کنم به اینها خوش می‌گذراند پای اینها عشق و محبت و آرامش و آسایش می‌ریزیم نه زیاده‌روی و اسراف، این که حقشان است طبیعی است خدا رزق و برکتش را می‌رساند.@حقوق را رعایت بکنیم تا می‌توانیم حواسمان باشد. «وَ كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ» سوره غافر آیه 6.@«كَذلِكَ» یعنی فرمول و قاعده است «حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ» این حکم خداوند هست فرمان پروردگارت در مورد کسانی که کفر ورزیدند این است، حکم خدا چیست؟ این هست که آنها اصحاب نار هستند یعنی قاعده خلقت این هست ته کفر انسان را می‌رساند به اصحاب النار بودن.@بافت خلقت، مثل اینکه بافت خلقت این هست که شما وقتی خودت را از بالا پرت کردی سرت می‌شکافد و بدنت آسیب می‌بیند و ممکن است انسان بمیرد. مثل اینکه «حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ» به اینکه اگر دستت را به برق زدی برق تو را می‌خشکاند و می‌میری این قاعده است.@قاعده خلقتی را خدا دارد می‌گوید «حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ» یعنی سیستم خلقتی به گونه‌ای هست چطور اگر چاقو را در شکم خود بزنی در شکم می‌رود و تو را می‌کُشد.@چطور اگر در آب بروی خفه می‌شوی، چطور وقتی که بیرون می‌آیی احساس لذت می‌کنی، چطور اگر یک سیب و پرتقال بخوری تو را نشاط می‌گیرد چطور یک گُل را بو کن و ببینی و لمسش بکنی لذت می‌بری و کیف می‌بری.@«حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ» یکی از قواعد خلقت و سنتهای الهی این هست که کفر آخرش اصحاب النار بودن هست انکار، لجبازی، عناد، تعصب باعث می‌شود که انسان گرفتار بشود.@خدا رحمت کند شهید بهشتی را یک موقعی گفت که فلانی برای نمایندگی مجلس خوب است، یک کسی سریع به شهید بهشتی گفت آقا عضو حزب و گروه ما نیست، گفت خب عیبی ندارد آن بهتر از این عضو ماست.@این را خوب دقت کنید حق یعنی این، یعنی او شایسته‌تر است حزب‌بازی محدود کردن است جهنمی است. تهذب یعنی اینکه من تمام ذهن و فکرم می‌آید می‌رود در منافع حزب، بعد فردا در مجلس طرف رفته نماینده مجلس شده می‌خواهد رأی بدهد حزبی رأی می‌دهد نه مصلحت مملکت و مردم را نمی‌بیند، این یعنی جهنم.@مصلحت مردم این بود که می‌گفتی این قانون باید اینطوری باشد، می‌گوید نه من چون اسمم در لیست بوده آن کسی که ما را در لیست گذاشتند از ما یک توقعی دارند حزب ما می‌گوید امروز به این لایحه و قانون اینطوری رأی بدهید، تو دیگر نماینده مردم نیستی نماینده احزاب هستی مردم به تو رأی دادند که شما نماینده مردم باشید مصالح مردم را ببینید ولی تو مصالح حزبت را داری می‌بینی این خطرناک است.@شهید بهشتی گفت او درست است حزب ما نیست ولی بهتر از عضو ماست. به این آزادگی و کفر نورزیدن، نه اینکه من می‌دانم شایسته‌تر از آدمهایی که در این لیست گذاشتم آدمهایی هستند و بعد نگذارم شایسته‌تر هستند برای مردم و نظام و انقلاب و امام زمان.@می‌گویم نه این رفیق من است دیگری یک جا به من نان قرض داده دیگری هم‌حزبی من است دیگری داماد من است دیگری عروس من است، اینطوری که نمی‌شود برای انتخابات لیست بست! روز قیامت باید جواب بدهد.@پیامبر فرمود هر کس کسی را به کاری منسوب بکند و بداند از او بهتر هست خیانت «فقد خان الله و رسوله و المسلمین» خیانت کرده به خدا و پیامبر و همه مسلمانها.@این لیستی که شما دادید گفتید به آن رأی بدهید شما همه را بررسی کردید همه بیست هستند یا نه بیستها را هم حذف کردید؟ 15 ـ 16 ـ 14 ـ 13 برداشتید اینجا گذاشتید؟ انسان باید جواب بدهد.@مصالح ملت و مردم و نظام و انقلاب و امام زمان واجب‌تر از مصالح حزبی و گروهی ماست. آدم باید کلاهش را قاضی کند و ببیند که چه کسی مصلحت دارد مصلحت خیلی مهم است. حکمت و مصلحت.@یک موقع مصلحت این هست که انسان با یک ضعیفهایی هم بسازد. امیرالمؤمنین ساخت به خاطر مصلحت بالاتر با کفار و منافقین کنار آمد یک مصلحت بالاتر هست به اصل صدمه نزند اصل صدمه نبیند خیلی مهم است انسان در انتخابهای زندگی‌اش آزاد باشد متعصب نباشد رضای خدا را در نظر بگیرد رضای امام زمان را در نظر بگیرد مصلحت را در نظر بگیرد.@ده سال است به بچه‌ات گفتی این کار را بکن حالا الان به این رسیدی که اشتباه کردی خب بگو پسرم اشتباه کردم آن کاری که تو گفتی بهتر بود این را انجام بده، نپوشان، نگو مرد و حرفش، ما حرفمان یک کلام است؛ امام فرمود حرف مرد یک کلام نیست.@اگر یک جایی فهمیدی اشتباه کردی برو از خانمت معذرت‌خواهی کن اگر یک جایی فهمیدی اشتباه کردی برو از شوهرت معذرت‌خواهی کن برو بگو اشتباه کردم معذرت می‌خواهم حلال کن راضی باش. به بچه‌ات اگر دیدی اشتباه کردی برو بگو اشتباه کردم نپوشانیم این کفر صف خیلی وحشتناکی هست.@خب احادیثش را هم نخواندیم چند تا هم روایت دارد که ان‌شاءالله این را هم بعداً می‌خوانیم تا بحثمان تکمیل بشود می‌رویم سراغ عامل بعدی.@

والحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@