جلسه 004 - عوامل و موانع ورود به جهنم
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - عوامل و موانع ورود به جهنم

عوامل و موانع ورود به جهنم جلسه 4 6/10/1397

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. خب قرار شد که چند جلسه‌ای در مورد خود آخرت و آخرت‌گرایی صحبت بکنیم و بعد بپردازیم به هر دو موضوع بهشت و جهنم.@و تأکید می‌کنم که این بحث از ضروری‌ترین مباحث زندگی انسان هست چون ما هم به شناخت آخرت خیلی احتیاج داریم و هم به یاد آخرت احتیاج داریم.@در مورد شناخت آخرت همانطور که قبلاً نقل کردیم برایتان از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «إن الله تبارک و تعالی یبغض کل عالم بالدنیا جاهل بالآخرة» خداوند تبارک و تعالی دشمن می‌دارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت است.@این خیلی وحشتناک است انسان همین فکر کند که خدای رحمان و خدای رحیم از یک همچین آدمی بدش می‌آید. چرا بدش می‌آید؟ چون این آدم خودبه‌خود دیگر نمی‌تواند مسیر رضای خدا یا بهشت را طی کند خودبه‌خود منفور می‌شود.@مثل اینکه شما فرض بفرمایید یک بچه تربیت کردید حالا مثلاً برایش هزینه کردید حالا هفت سالش شده می‌گوید مدرسه نمی‌روم، هر کارش می‌کنید می‌گوید مدرسه نمی‌روم خودبه‌خود آدم از مسیر صلاح دور می‌شود.@هر جا برایش کار و مسیر و جریان تربیتی درست می‌کنید مقاومت می‌کند. این خیلی خطرناک است یعنی خدا نکند که شنیدن این حدیث برای ما عادت بشود که خداوند بدش می‌آید از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است یعنی الان دنیاشناسی خیلی در چشم مردم بزرگ است.@پسرم لیسانس و ارشد و دکترا دارد، پسرم فلان دانشگاه درس می‌خواند، پسرم خارج رفته، پسرم فلان جا چکار می‌کند یا فلان رشته کار می‌کند، بعد می‌بینی این آدم 50 سالش شده 60 سالش شده هیچ چیز از خانه‌ای که قرار است به زودی برود و در آن قرار بگیرد اصلاً نمی‌داند.@اصلاً هیچی حالیش نیست اینکه الان من وفات پیدا می‌کنم آنجا می‌روم آنجا چه خبر است و من باید برای اینجا چکار می‌کردم چطوری باید برای اینجا آماده می‌شدم. خیلی وحشتناک است یک کسی آنقدر خودش را جاهل و نفهم نگه دارد تا وارد یک فضایی بینهایت بزرگتر از اینجا بشود و آمادگی نداشته باشد غافلگیر می‌شود.@بعد می‌فهمد ای بابا اینجا چه چیزهایی لازم بوده که من باید در عمل و اخلاق و اعتقاداتم تهیه می‌کردم من اصلاً به فکر نبودم کل دغدغه و زندگی من دغدغه‌های دنیایی بوده جمادی و گیاهی و حیوانی و نهایتاً علمی.@اینقدر بروم زبان یاد بگیرم، اینقدر بروم کامپیوتر یاد بگیرم، اینقدر بروم دانشگاه درس بخوانم. ولی این حتی به اندازه یک دیپلم به اندازه دوره سیکل به اندازه پنجم ابتدایی، به اندازه یک دوره ارشد، مثلاً کارشناسی، حالا ارشد هم نه، هیچ وقت مطالعات آخرتی و معادی اصلاً ندارد.@نه استاد، نه تمرین، نه سیر درسی دارد، این آدم یعنی تمام توهین را دارد به خودش می‌کند این اصلاً برای خودش هیچ ارزش آخرتی و ابدی قائل نیست. نه مطالعه دارد نه کتاب دارد، کتاب معاد به او می‌دهیم، می‌گوید می‌ترسم بخوانم، بالأخره آخرت‌شناسی، معاد ترس ندارد.@آخرت‌شناسی یعنی شما جایی را می‌شناسید که بینهایت از اینجا زیباتر و کاملتر و پیشرفته‌تر است، چه چیزی ترس دارد که من از مطالعات معاد می‌ترسم؟ این آدم اصلاً بنا ندارد که انگار از این دنیا برود، انگار که بنا نیست این وفات کند، این آدم فقط می‌خواهد به دنیا فکر کند.@می‌گوید نه هر چه راجع به مرگ و معاد و آخرت و اینهاست من دوست ندارم، مثلاً کسی فلان غذا را دوست ندارد، می‌گوید میل ندارم دوست ندارم، این نیست، این ضرورت کار توست این حیات و خانه و مسکن توست و جایی است که تو قرار است در آن زندگی کنی بهشت است شوخی نیست.@اگر از دستش بدهی جهنم می‌روی، اگر نتوانی در بهشت درست زندگی کنی همان جا برایت جهنم می‌شود. در بهشت زندگی کردن ابزار و وسایل و تجهیزات می‌خواهد، در همین سه حوزه آدم باید کار کند اعمال بهشتی، اخلاق بهشتی، و اعتقادات بهشتی. اینها را آدم نیاز دارد، چطور می‌گویی من نمی‌رسم و کار دارم.@همین توهین به خودمان باعث می‌شود که ما اصل و آن کودک عزیز روان‌مان که برای آخرت ساخته شده به آن توهین کنیم و رهایش کنیم این کودکی که از خدا امانت دست ماست، روحی که از خدا امانت دست ماست رهایش کنیم و فقط به یک روح حیوانی می‌رسی فقط آن را تربیت می‌کنیم که این دیگر به درد ما نمی‌خورد.@نه دنیا پیدا می‌کنیم که با آن لذت ببریم و آرامش داشته باشیم و نه آخرت. پس این را من هر چند وقت باید تذکر بدهم که ما به شناخت آخرت خیلی احتیاج داریم، ما به داشتن سیر مطالعاتی، به داشتن استاد، به داشتن اینطور چیزها خیلی احتیاج داریم.@2 ـ یاد معاد هست جدای از شناخت معاد، یاد معاد خودش یک داستان دیگر است یاد معاد حضرت فرمود: «ذکر الآخرة دواءٌ و شفاء و ذکر الدنیا أدوی الداء» یاد آخرت هم داروی بیماریهای جسمی و روحی ماست توضیح دادم و شفا است اگر مریضی داشته باشیم همه را خوب می‌کند روحمان را شاد می‌کند.@شفا یعنی چی؟ شفا یعنی اینکه یک آدمی که می‌گوییم شفا پیدا کرده خوب است الان سالم است یعنی چی؟ سالم است یعنی شاد است آرامش دارد مصائب و مشکلات زندگی اصلاً دستش به روح این نمی‌رسد این آدم را ناراحت و غمگین و عصبانی کند.@این آدم حسود و بداخلاق و زودرنج و بدبین نیست این آدم اهل چشم و هم‌چشمی نیست، یک آدمی است کاملاً شاد و آرام و امیدوار و بمب شادی و قدرت و انرژی است، اگر اینطور نیست معلوم است مریض است.@مگر امیرالمؤمنین نفرمود «الحزن مرضٌ نفس» حزن بیماری روح است. پس مریض است، چرا مریض است؟ چون یاد آخرت ندارد؛ یاد آخرت آدم را شاد و قوی می‌کند.@و اگر کسی یادش نباشد که کجا می‌خواهد برود یاد آخرت مثل یک کشتی می‌ماند که در یک اقیانوسی دارد می‌رود، یکدفعه چند ساعت چند روز آن قطب‌نمایش کار نکند یا یک هواپیما روی آسمان جهت‌یابش خراب شده، بلند شده پرواز کرده بالا رفته، می‌خواهد مثلاً از یک کشوری به کشور دیگر برود حالا در راه اوج گرفته یکدفعه آن جهت‌نمایش خراب می‌شود، این هواپیما کجا می‌خواهد برود؟@آدمی که یاد معاد را فراموش می‌کند خانه‌اش از یادش برود مثل اینکه شما الان از کلاس می‌خواهید خانه بروید یکدفعه حافظه‌تان را از دست می‌دهید، گاهی وقتها انسان موقتاً هم خدا این کار را می‌کند، شما می‌خواهید یک جا بروید سر از جای دیگر در می‌آورید اصلاً حواسش نیست، یک لحظه انسان حافظه‌اش را از دست می‌دهد، آدم کجا می‌خواهد برود؟ گم می‌شود.@یاد معاد یک چیزی است که شما اگر از دستش بدهید در شوهرداری، تربیت بچه، زن‌داری به شدت اشتباه می‌کنید در کار اقتصادی اشتباهات وحشتناک انسان می‌کند، در روابط اجتماعی فوق‌العاده اشتباه می‌کند، در مسائل سیاسی ـ اجتماعی فوق‌العاده اشتباه می‌کند.@بنابراین یاد معاد یک چیزی است که ما را دائماً تنظیم می‌کند به ما قدرت می‌دهد و نمی‌گذارد که ما روی صراط مستقیم در جهنم سقوط کنیم.@صراط مستقیم که شما می‌گویید: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» یعنی خدایا ما را به راه راست هدایت کن، راه راست یک طرفش دنیاست و یک طرفش بهشت است وسطش جهنم است من باید بلد باشد روی صراط مستقیم به سمت بهشت بروم و به سمت جهنم نروم.@پس این احتیاج هست هم معاد را بشناسم و هم اینکه دائماً یاد آخرت داشته باشم یعنی این احتیاط به تلقین دارد، خدا رحمت کند امام را فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمی‌رسد، احتیاج به تلقین دارد یعنی من باید در صفحه موبایلم دو تا سه تا پنج تا کانال خوب باشد.@اگر قرار است به فضای مجازی وصل بشوم دو سه تا کانال خوب داشته باشم هر روز دو سه تا سه چهار تا قطعه را که من را به یاد خودم و ابدیت و خانه و خانواده آسمانی‌ام می‌اندازد گوش کنم چون آدم یادش می‌رود.@چرا خدا دائم می‌گوید نماز بخوانید؟ برای اینکه تو دائم یادت باشد «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» این مرکز قدرت شماست، باید بدانید که اگر از خدا قدرت نگیرید شکست می‌خورید، یعنی اگر انرژی از خدا دریافت نکنید کم می‌آورید در همه صحنه‌های زندگی؛ در دنیا کم می‌آوری حالا بحث آخرتت هم از بین می‌رود.@«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» یعنی من همیشه احتیاج دارم، مثل اینکه شما یادت برود صبحانه بخوری، خب حالا اشکال ندارد، ظهر هم یادت برود چی؟ شب هم یادت برود چی؟ انسان اشتهایی کاذب می‌گیرد، بعد بدن چه اتفاقی برایش می‌افتد؟ چه بلایی سر این بدن می‌آید؟ می‌شود اصلاً هیچ اشتهای غذایی ندارد.@شما بچه‌ات، یک عزیزت یک وعده غذا نخورد، بگوید میل ندارم، می‌ترسی، یک وعده، بعد این یک وعده دو وعده بشود، دو وعده سه وعده بشود، آدم واقعاً می‌ترسد، می‌گوید این باید دکتر برود، اینطوری می‌میرد.@چطور یک کسی در طول روز یادش نباشد با خدا ارتباط و انرژی و قدرت بگیرد و از خدا استعانت بکند این روح می‌پوسد این روح ضعیف می‌شود این روح عصبی و ناامید و پرخاشگر است به همه کس و همه چیز بدبین و غمزده است و همه چیز جلویش سیاه است چون انرژی ندارد.@شما به بدنت هم نرسی همین است، بدن شما روی کم بیاورد، شما بروید آزمایش بدهید بگویند آهن کم دارد کم خونی دارید، روی کم است، منیزیم کم است، بعد ببینید روح آدم چقدر، بدن مشکل پیدا می‌کند روح کم می‌آورد.@این آدم کلافه است بی‌حوصله است زود خسته می‌شود، می‌خواهد دو صفحه کتاب بخواند جان ندارد، می‌خواهد کلاس برود جان ندارد، یک دانشگاه می‌خواهد برود بی‌جان است، چرا، چون بدنش کمبود مواد دارد، بدن کمبود داشته باشد فاجعه‌های روحی اتفاق می‌افتد.@حالا خود روح غذا نخورد ببین چه فجایعی اتفاق می‌افتد؛ لذا ما دائماً به یاد معاد احتیاج داریم، یعنی باید همیشه یک چیزی باشد من را یاد خانه و وطن و خانواده آسمانی‌ام بیاندازد یاد لحظه باشکوه تولدم بیاندازد که بالأخره ما در این رحم یک زمانی از اینجا متولد می‌شویم به آن فضای بینهایت زیبای آخرت، اگر آماده نباشیم فاجعه است.@علامت یک آدمی که سالم است و دارد درست زندگی می‌کند این هست که دلتنگ آن لحظه است یعنی وقتی به او وفات و لحظه وفات می‌گویند دقیقاً همین که حضرت می‌گوید انگار مثلاً دختر بالغی که الان عاشق شده به او بگویند ان‌شاءالله عروسی‌ات، بزودی عروسی‌ات، بزودی دامادی‌ات، «الموت عرس المؤمن».@این وقتی به او می‌گویند وفات، این لحظه عروسی‌اش یادش می‌آید، لحظه پایان همه دوری‌ها، پایان همه فراغها، و رفتن به یک فضایی که همه آنهایی که هستند از کل دنیا هر یکی از آنها بیشتر عاشق تو هستند و تو را دوست دارند هر یک فردی که آنجا هست.@شروع وصالها و آرامشها و شادیها و تعالیهای بزرگ است، این اصلاً از آن می‌ترسد، علامت یک آدم سالم این است که وقتی اسم وفات و آخرت می‌آید شاد می‌شود، یعنی می‌گوید آخیش من خوشحالم که خدا لطف کرده آخر ما را این گذاشته وفات خیلی لحظه قشنگی است خیلی لحظه باشکوهی است.@آنقدر خوشحال است آنقدر امید دارد آنقدر از خدا تشکر می‌کند، خدایا چه لطفی در حق ما کردی برای ما وفات را گذاشتی، و ما همیشه مجبور نیستیم دنیا را تحمل کنیم خدا را شکر که ما همیشه اینجا نیستیم خدا را شکر که ما از اینجا می‌رویم.@اینجا یک دوره رحم است که ما تحمل این تنگنای دنیا را نداریم، اگر قرار باشد زیاد اینجا بمانیم دلگیر می‌شویم تحمل این دلگیری اینجا را نداریم.@ما پدرمان امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌گفت من انسم به موت بیشتر از انس یک بچه به سینه مادرش است، بچه چه صفایی می‌کند چه کیفی و آرامش روحی و روانی و بدنی می‌گیرد وقتی در آغوش مادر دارد شیر می‌مکد شیر می‌خورد، حضر می‌گوید من به موت اینقدر انس دارم.@خب او پدر ماست ما هم باید شبیه پدرمان باشیم، اصلاً بد است، ما می‌گویم خانواده آسمانی ما اینطور بودند بعد ما هیچ نوع سنخیت و شباهتی به اینها نداشته باشیم اصلاً خجالت‌آور است، ما مادر و پدر و خاندانمان اینطوری بودند ما باید شبیه خاندان خودمان باشیم، نه خاندان زمینی‌مان.@من ممکن است پدرم خیلی آدم بدی باشد یا مادرم، این اصلاً مهم نیست مهم این است که من خانواده‌ام اینها هستند و اینها اینطوری بودند ما هم باید شبیه خانواده‌مان باشیم.@پس این را باید توجه کنید که ما به این دو چیز خیلی احتیاج داریم، یعنی کلید حل همه مشکلات ماست مادی و معنوی، جسمی و روحی و روانی، هر چه می‌خواهید از این دو: شناخت معاد، یاد معاد، هر چه سرمایه‌گذاری بیشتر کنید روی شناخت و یاد معاد قوی‌تر و سالم‌تر هستید.@حرص و جوش و افسردگی ندارید از دست کسی متنفر نمی‌شوید دنیا هیچ وقت برایتان تنگ نمی‌شود، هر چقدر مسائل هم داشته باشید دنیا به شما تنگ نمی‌شود این را هر کس می‌خواهد واقعاً همه چیزش حل بشود باید این دو چیز را داشته باشد شناخت معاد و یاد معاد.@امروز فکر کنم روز آخرمان باشد در این جلسه، این را تمام کنیم از جلسه بعد باید وارد اصل موضوع بشویم اگر برسیم. «کن فی الدنیا ببدنک و فی الآخرة بقلبک و عملک» همه هم فارسی بود می‌توانید حفظ کنید.@«کن فی الدنیا ببدنک» در دنیا با بدنت باش. بالأخره آدم مجبور است غذا بخورد و کار کند و یک شرایط دنیایی را تحمل کند بالأخره می‌گوید این را باش، اما «و فی الآخرة بقلبک و عملک» اما دلت و روحت آن را و عملت را برای کجا بده؟ برای آخرتت بگذار، قلبت را بگذار.@یک دانش‌آموز را شما نگاه کنید این تمام عشقش این است که امسال کنکور قبول شود و دانشگاه برود، الان همه دل این بچه همین است، بعد وقتی به او بگویند بیا غذا بخور یا مثلاً مهمانی برویم، کلاس کنکور هم رفته کلاس‌بندی شده، ساعت‌بندی شده اصلاً وقت این حرفها را ندارد، ولی مجبور است مثلاً یک مراسم عقدی، جشن تولدی، مهمانی برود.@دلش آنجا نیست، این تمام دغدغه‌اش این است که زودتر کجا برگردد؟ برود سر درسها بنشیند و معشوقش را داشته باشد ولی حالا مجبور است به خاطر اینکه یک سلسله آدابی هست که واجب است رعایت بشود، حرمت پدر و مادر و فامیل و کسان دیگر، یک وقتی هم با بدنش می‌گذارد.@یعنی با بدنش با آدمها ارتباط دارد، ولی همان لحظه که با بدنش با آدمها ارتباط دارد دلش جای دیگر است، اصلاً این دل کنده شده و جای دیگر رفته ولی خب مجبور است حالا این ظواهر را هم رعایت کند.@حضرت می‌فرماید کلاً در دنیا اینطور باشید در دنیا با بدنتان باشید ولی قلبتان را از دنیا خارج کنید، قلب و عملتان را برای کجا بگذارید؟ برای ابدیت، ما کارمان اصلاً همین است، وقتی می‌گوید رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست، کار ما اینجا آماده شدن برای وفات و برزخ و قیامت و بعد از قیامت است، ما اینجا اصلاً کار دیگری نداریم.@این اصلی‌ترین کارمان را ما رها کردیم، چسبیدیم به اینکه 40 سال است من حالا دارم درس می‌خوانم و دانشگاه می‌روم و زبان و پزشکی و مهندسی و تاریخ می‌خواهم، خب حالا بالأخره چی شد؟ کار اقتصادی و تجاری می‌کنیم، زندگی می‌کنیم، عروس‌داری می‌کنیم دامادداری می‌کنیم، نوه‌داری می‌کنیم، دنبال خانه هستیم خانه را وسیع کنیم، کارهایش را انجام بدهیم، پس چی شد؟ برای اینها که ما به دنیا نیامدیم.@ما در دنیا آمدیم آماده بشویم برای وفات، برای لحظه باشکوه تولدمان به ابدیت، دنیای رحمی است ما در رحم دنیا یک ماهیت جنینی داریم این باور می‌خواهد.@یعنی هر چه به این آدم می‌گوید شما در دنیا آمدی فقط برای این، به ندرت یک کسی باور می‌کند، یعنی مثل کِش که می‌گیرند و آن را می‌کشند و رهایش می‌کنند دوباره سر جایش برمی‌گردد ذهن این اینطوری است.@هر چه به او می‌گویند شناخت معاد و یاد معاد ضروری‌ترین نیاز توست، می‌فهمد، سر کلاس هم می‌آید، ذهنش اینها را می‌فهمد و گوش می‌کند ولی در قلب نمی‌رود، دوباره که از کلاس بیرون می‌رود مثل کِش که رهایش می‌کنی دوباره سر جایش برمی‌گردد.@دوباره ذهن و روح این سر همان مسائل طبیعی و دنیایی است همان است هیچ فرقی ندارد تصمیمی برای شدن و تربیت آخرتی و تربیت بهشتی اصلاً این آدم ندارد، برنامه ندارد، نه استاد، دارو، دانشگاه، روش، آموزشگاه، تصمیم، برنامه روزانه دارد، هیچی.@چون باور نکرده که کار ما در دنیا آماده شدن برای بهشت و بالاتر از بهشت است، این را هنوز قبول نکرده، قلبش این را باور نکرده که من اصلاً در دنیا کاره‌ای نیستم، اینجا اصلاً برای کاری نیامدم، آنوقت برعکس دنبال کاره‌ای شدن در دنیاست.@یعنی هر چه به او می‌گویند به زودی وفات سراغت می‌آید و آنطرف می‌روی، خدا رحمت کند حضرت آیت الله شاهرودی را مرد بسیار نازنین و پاک و قدرتمندی بود، مگر چقدر، 69 سال بود، 69 سال حالا حالاها این جا داشت باشد و کارهای عظیم و شخصیت بین‌المللی هم بود رفت.@چند روز پیش پسرم به من گفت بالا فلان طلبه که دوست من چنین و چنان سر کلاس سکته کرد و مُرد، یک جوان طلبه، نه مریضی داشت نه اهل دود و دَم بود سالم سالم بود، می‌رویم، سراغ ما می‌آید و می‌رویم.@اصلاً اینکه باور کنیم ما آمدیم که آنجا برویم، ما در راه هستیم «إنکم إلی الآخرة صائرون» شما به سمت آخرت در حل شدن و تحول فکری و روحی هستید، با عمل و اخلاق و اعتقاداتتان دارید خودتان را شکل می‌دهید.@حالا اگر متناسب با بهشت باشد خوش به حالتان، متناسب با جهنم باشد بدا به حالمان، اعمال و اخلاق و اعتقاداتمان جهنمی باشد داریم به سمت جهنم می‌رویم، بهشتی باشد خوش به حالمان.@ما داریم تحول می‌کنیم ما با هر نگاه کردن و خیال و فکر و شنیدن و خوردن و عمل و قبض و بسطی روح دارد شکل می‌گیرد این جنین دارد بزرگ می‌شود.@در رحم مادر دیدید، مادر می‌بیند ذره ذره دارد سنگین می‌شود این بچه چطوری دارد رشد می‌کند؟ تمام افکار و خیالات و قبض و بسطهای مادر دارد او را تغذیه می‌کند خوراکهای مادر دارد تغذیه می‌کند، این دارد شکل می‌گیرد، این شخصیتش دارد پیچیده می‌شود سرنوشتش در رحم مادر دارد ساخته می‌شود.@می‌خواهد نعوذبالله ناقص و معلول و ضعیف و بیمار بیاید یا سالم بیاید یا سالم قوی، دارد شکل می‌گیرد، ما هم الان در رحم داریم این شکلی می‌شویم، ما الان داریم می‌رویم، ما الان وضعیت ما مشخص است، ما الان اگر از دنیا برویم و در برزخ برویم کاملاً معلوم است چکار کردیم، 40 سال 30 سال 20 سال همه‌اش مشخص است.@هر چه جذب کردیم افکار و خیالات و اعمال و رفتار و اعتقادات و باور‌ها، هر چه که از گوش و چشم و حواس پنجگانه و قلب و خیال و اعتقادات و رفتارها داشتیم همه‌اش محفوظ محفوظ است و به ما شکل داده از این به بعد هم دارد شکل می‌دهد.@«کن فی الدنیا ببدنک» در دنیا با بدنتان باشید، چیزهایی آدم لازم است بخش جمادی، گیاهی، حیوانی با بدنش است، بخش علمی آن هم همینطور، من بالأخره یک رشته‌ای را علاقه دارم، دوست دارم یاد بگیرم، مطالعه‌اش می‌کنم.@اما دلم اینجا نیست، دلم جای دیگر است، روح باید در تولد باشد در معشوق باشد در خانواده آسمانی باشد «و کن فی الآخرة بقلبک بعملک» حواست به این باشد، امیرالمؤمنین پدر مهربان ماست ما را به بلندای ابدیت دارد نگاه می‌کند و به این بلندا برای ما نسخه می‌نویسد و دارد به ما توصیه می‌کند.@شما بروید فرمایشات امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را نه فقط در نهج‌البلاغه، جاهای دیگر نگاه کنید ببینید چقدر این پدر مهربان ما دائم به ما تذکر می‌دهد که حواستان به وفات و آخرت باشد.@دائم دارد به بچه‌ها می‌گوید، یک چیزی می‌داند که آنجا چه خبر است که دارد به ما می‌گوید حواستان باشد آخرتی زندگی کنید، غصه‌هاتان جهنمی نباشد غصه‌هاتان را بهشتی کنید این غصه‌های جهنمی را از خودتان بیرون کنید آرزوهای جهنمی، مسابقات جهنمی.@الان نگاه کنید مردم نوع مردم درگیر مسابقه در جهنم رفتن هستند نه در بهشت، با هم مسابقه برای بهشت رفتن نمی‌دهند، مسابقه می‌دهند برای جهنم رفتن، چه کسی عذابش بیشتر باشد، چه کسی مار و عقرب وحشتناک‌تری داشته باشد چه کسی طبقات جهنمش گودتر باشد، چه کسی مثلاً چند قرن بیشتر در جهنم بماند.@مردم دارند در جهنم مسابقه می‌دهند، بعد هم جهنمشان را به هم نشان می‌دهند همدیگر را تشویق می‌کنند که تو هم در این جهنم بیا همدیگر را وسوسه می‌کنند و تو هم بیا داستان جهنمی شروع کن، دائم همدیگر را قلقلک و وسوسه می‌دهند که بیشتر در جهنم غوطه‌ور شو.@یک آدم عاقل که بوی جهنم را می‌فهمد، این آدم دارم من را یک تحریکی می‌کند یک چیزی دارد به من می‌دهد که این دارد سرنوشت و ابدیت من را تغییر می‌دهد، آدم عاقل آشغال‌خور نیست یک آدم عاقل هر کس برایش آشغال بیاورد کاری ندارد.@بیا این شبکه را نگاه کن، بیا در این کانال عضو بشو چقدر چالب است کلی حال می‌دهد، یعنی چی مگر من آشغال‌خور هستم! حالا نگاهش کنم ببینم چطوری هست.@چند وقت پیش یک دانشمندی را دیدم خارجی بود با هم چند ساعتی داشتیم صحبت می‌کردیم، بعد این کانال تلگرامش را آورد، می‌خواست به من یک چیزی نشان بدهد، من کانال این را دیدم همینطور که داشت ورق می‌زد هم خنده‌ام گرفت و هم لذت بردم.@گفت چیه؟ به چه می‌خندید؟ گفتم به عددهایی که خورده پیامکهایی که برایت آمده، 1500، 2000، 3000، بعد گفت می‌دانی که برای چه باز نکردیم؟ گفتم بله چون تو آشغال‌خور نیستی پیغام خیلی برای آدم می‌آید ولی این نزده باز کند 2000 تا برایش آمده 3000 تا از کانالهای مختلف برایش آمده باز نکرده رقمها 2000 تا 3000 تا.@اینجا مردم می‌ایستند معطل می‌شوند دائم پیام برایشان بیاید، آشغال هم بفرستند بیاید، تشویق هم می‌کنند که اگر می‌خواهی اینطور بشود، یک چیز جهنم، یعنی یک چیز جهنمی به او پیشنهاد می‌کنند که اگر می‌خواهی بزن این دکمه را این لینک را بزن و داخل بیا، طرف آنقدر نادان است می‌گوید بزنیم ببینیم چه خبر است.@می‌دانی شما را کجا می‌برد؟ باید ببینی باید نگاه کنی باید بشنوی، این جذب تو می‌شود، این را بخواهی بعداً از روحت خارج کنی هزار سال عذاب داری در جهنم تا این از روح تو در بیاید، می‌خواهی الان بخوری؟!@یک آدمی که آشغال‌خور است می‌زند، می‌گوید بگذار ببینم این چیست، همینطوری که آدم نمی‌تواند غذا بخورد. آدمی که قیمت دارد آدمی که شرافت دارد آدمی که شخصیت دارد مگر اینطوری هست که هر کس به او بگوید در این کانال برو، یا این کتاب را بخوان، در آن کانال عضو بشو، بیا این را نگاه کن، اصلاً باز نمی‌کند.@چون این را الان می‌خواهم بخورم، این را میل دارم این را بخورم، این که میل تو به این آشغالها می‌کشد وحشتناک است، تو چرا الان علاقه داری اینها را بخوری؟ می‌دانی اگر این را بخوری چند سال از خانواده آسمانی‌ات دور می‌شوی؟@اینکه حضرت زهرا می‌گوید شما یک کارهایی می‌کنید که من در برزخ دستم به شما نمی‌رسد، همینطوری می‌شود، با شنیدنیها، خوردنیها، دیدنیها حضرت زهرا را گم می‌کنیم دیگر دستش به شما نمی‌رسد که بیاید شما را پیدا کند.@قیامت هم می‌گوید 50 هزار سال است می‌گوید دستم به شما نمی‌رسد بعد از قیامت چند صد هزار سال دیگر، همین کانال یکدفعه می‌بینی دو هزار سال تو را عقب می‌اندازد، همین شبکه، همین شنیدنی، جالب است فرستاد خیلی بامزه بود، بگذار ببینم چطوری هست، باز هم برایم بفرست بارک الله آشغال‌خور شدی آتش می‌خوری.@وقتی می‌گویند اینها غذاهایشان آتش است به آنها زقوم و حمیم می‌دهند بخورند، آب گَند و بوی گند و متعفن جوشان به او می‌دهند بخورند این دارد می‌خورد، این کانالها همین حمیم و زقوم است داری نگاه می‌کنی.@یک آدم باشخصیت و باشرافت اینطور نیست که برود همینطوری بزند ببیند چیست و دنبالش هم بگردد، و پیگیری کند. قلب و روح را آدم باید حواسش باشد همین قلب و عمل، ببینید حضرت چقدر دقیق می‌گوید.@حالا حضرت یک سؤال می‌کند خیلی تکان‌دهنده است. سؤال می‌کند و با این سؤال خیلی به ما کمک می‌کند این سؤالش خیلی کمک‌کننده است در واقع به ما راهکار می‌دهد.@سؤال را دقت کنید حضرت سؤال می‌کند «کیف یعمل للآخرة المشغول بالدنیا» چطوری می‌شود یک نفری که مشغول دنیاست برای آخرتش عمل کند؟ «کیف یعمل للآخرة المشغول بالدنیا» چطوری ممکن است عمل کند، چطوری می‌تواند عمل کند یک کسی که مشغول دنیاست؟@ما آنقدر ذهنمان عادت کرده که دنیایی هستیم و اصلاً با آخرت کاری نداریم که وقتی به ما می‌گویند آخرت و معنویت، آن آدم خوبها، بدها که هیچی، بدها می‌گویند اینها خُل هستند مسخره دارند می‌کنند، این حرفها چیست، دنیا را بچسب، عشق و حال دنیا را کن، همین است دیگر، به دنیا بچسب و جلو برو و رشد کن.@این یک آدم دیوانه احمق است پیغمبر می‌گوید این دیوانه است، دیوانه است و جنون دارد آدم به حرف دیوانه که نمی‌شود عمل کند، این الان مجنون است بنده خدا.@خوبها، آنها که خوبند، با این دیوانه‌ها کاری نداریم، خوبها وقتی به آنها می‌گویید معنویت، آخرت، خودسازی، روح، در سه حوزه عمل و اخلاق و اعتقادات کار کردن، خوبها اینطوری می‌کنند و می‌گویند حیف که وقت ندارم، این حرفها را استاد می‌زند چکار کنیم وقت نداریم اصلاً گرفتاریم، چه موقع این کارها را بکنیم؟@می‌بینید آدم چطوری شده، ما ذهنمان چقدر وحشتناک تربیت شده عادتهایمان چقدر وحشتناک است.@طرف اینجا آمده برای مشاوره ازدواج، به او می‌گویم بیا برو این سی‌دی را چهار تِرَک هم بیشتر نیست این مهارتها را گوش کن با این کتاب را، برای مشاوره ازدواج که می‌خواهی بیایی تازه کلی هم سفارش کردند، چهارصد نفر سفارش این آقا را کردند با این خانم که بیایند.@به او می‌گویم بیا برو این را گوش کن برای هفته بعد که می‌خواهی بیایی با این خانم، من با شما صحبت دارم، این آدم مثلاً برای خودش دنیایی تشخصی دارد، تحصیل کرده است، اینجا نشستند خب چکار کردید؟ نرسیدیم.@خیلی حرف وحشتناکی است، یعنی چی؟! یعنی ازدواج و انعقاد نطفه شوخی است بچه‌ات، نسلت، تو اگر زندگی خوب بخواهی که فردا با همسرت به مشکل نخوری مگر می‌شود مهارتها را بلد نباشی؟! وقت نکردم؛ گفتم من هم وقت ندارم، هر وقت وقت کردی برای خودت، بیا وقت من را هم بگیر.@لذا خیلی از عزیزان ما به آنها برنامه دادیم، جواب سؤالها در برنامه هست دوباره دائم می‌آیند از ما سؤال می‌کنند، می‌گوییم در برنامه که نوشتیم، یا برو اصلاً برنامه بگیر، باید سیستماتیک این مسأله حل بشود ریشه‌ای باید حل بشود سرپایی و نُقلی آنوقت یک مسأله بزرگی را مطرح می‌کند.@معلوم است اصلاً این آدم برای خودش ارزش قائل نیست این آدم اگر برای خودش ارزش قائل بود که یک همچین سؤال مهمی را که سرپایی نمی‌پرسید، این روش دارد، شما می‌خواهید یک اژدها به نام بداخلاقی و عصبانیت و حسادت از روحت بیرون کنی، همینطوری سرپایی من یک فوت کنم و او بیرون برود یا این حب را بخور.@یا بعضیها واقعاً مسخره می‌کنند یک ذکری به ما بده حل بشود، ذکر برای یک کسی است که مقدمات علمی و عملی‌اش را انجام می‌دهد حالا در ذکر از خدا استعانت می‌گیرد.@خدا می‌گوید من دعای چند نفر را اجابت نمی‌کنم یکی دعای کسی را که سر کار نمی‌رود و دائم می‌گوید خدایا روزی من را برسان، کار نمی‌کند تلاش ندارد، سختکوشی ندارد می‌ید خدایا روزی من را برسان.@امام رضا فرمود: «من سئل الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهزء بنفسه» یک آدمی که موفقیت می‌خواهد اما سختکوش نیست، کوشش نمی‌گوید، سختکوشی باید داشته باشد، کوشش فایده ندارد، سختکوش نیست خودش را مسخره کرده.@شما می‌خواهید بهشت و بالاتر از بهشت بروید مفتی، اصلاً همچین چیزی نیست. قرآن می‌گوید شما فکر کردید «أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ» شما داخل بهشت می‌شوید و آن امتحانها و آزمایشها و درسها و مراحل تکاملی که دیگران گذراندند شما نباید بگذرانید؟ «أَمْ حَسِبْتُمْ» «أَحَسِبَ النَّاسُ» کلمه حسب هر وقت در قرآن آمد یعنی خیال‌زدگی، یعنی یک فکر باطل.@حالا بهشت نمی‌خواهی بروی، جهنم برو، بالأخره می‌خواهی با خانمت خوش باشی یا نه؟ می‌خواهی زندگی خوب با بچه‌ات داشته باشی؟ می‌خواهی نسلت خوب باشد یا نه؟ برایش وقت بگذار، وقت ندارم.@ما ذهنمان اینطوری شده خوبها اینطوری هستند، حالا بدها که بماند، من نمی‌رسم، کار دارم، درس دارم، دکترا و ارشد دارم، درد دارم، سر زمین هستم، معامله داریم می‌کنیم، الان گرفتار هستیم، این آدم بچه بهشت نیست، بچه آخرت نیست.@حضرت فرمود: «کونوا أبناء الآخرة» بچه آخرت باشید. این بچه آخرت نیست، چون اصلاً خیالی ندارد برود، کاری نمی‌خواهد بکند، اگر کسی بهشت را می‌خواهد برای زن‌داری و شوهرداری و بچه‌داری و تربیت بچه، و یاد گرفتن فرمول‌هایش وقت می‌گذارد.@بهشت و جهنم چطوری می‌شود؟ با همین شوهرداری آدم بهشت و بالاتر از بهشت می‌رود با همین زن‌داری و بچه‌داری و اخلاق و ارتباط با خانواده همسر و معامله کردن و کار اقتصادی و اجتماعی و نماز و عبادت، هیچ کدام را اصلاً نمی‌خواهد یاد بگیرد.@بعد مثلاً یک مسأله مهم هم دارد سرپایی می‌خواهد سؤالش را بکند و جوابش را هم بگیرد، بیا برو جدولت را پر کن، بنشین و بنویس، بیاور و من بنشینم مطالعه کنم به تو بگویم چکار کن این اصلاً برای خودش ارزش قائل نیست.@بعد این می‌فهمد که بخواهد برود کلاس گلدوزی سه ماه باید برود یاد بگیرد، این را می‌فهمد، رانندگی می‌فهمد که باید کلاس برود، این را می‌فهمد هیچ وقت نمی‌رود به استاد بگوید استاد من رانندگی بلد نیستم شما الان چطوری به من یاد می‌دهید، یک ربع برای من وقت بگذارید من رانندگی یاد بگیرم، گلدوزی یاد بگیرم، آشپزی، یک خورش، یک خوراک، هیچ وقت این حرف را نمی‌زند.@بعد سرپایی یا مثلاً می‌خواهد ده دقیقه‌ای یک دوره‌ای نفسش طی کند که از یک اژدهایی به نام بدبینی، حسادت، بداخلاقی، زورنجی، عصبانیت نجات پیدا کند، این معلوم است که خودش را شوخی گرفته.@حضرت سؤال می‌کند چطوری ممکن است یک کسی که گرفتار و مشغول دنیاست «کیف یعمل للآخرة» چطوری می‌تواند برای آخرت عمل کند کسی که خودش را مشغول دنیا کرده؟ نمی‌شود، واقعاً برای آخرت باید وقت گذاشت آدم باید خودش را فارغ کند و وقت بسازد.@در حرم یکی از این امامزاده‌ها یک سخنرانی داشتم راجع به انس با امامزاده‌ها بود، بعد آن متولی امامزاده وقتی سخنرانی تمام شد یکذره در فکر رفت و بعد به من گفت استاد من الان چند ماه است اینجا هستم خودم حرم نرفتم. ببینید چند ماه در امامزاده هستم حرم نرفتم این حرف مسخره است.@لذا همین است که در ماه‌عسل خیلی خوش گذشت و خوب بود؟ بله خیلی خوب بود، خانمت چرا ناراحت است؟ این را یادم رفته بود ببرم، خانمش را یادش رفته بود ماه‌عسل ببرد، داستان چه در می‌آید، ما اصلاً خودمان اهل آخرت نیستیم، یعنی وقت خودمان را نداریم.@یعنی به همین اندازه که یک آدم خانمش را ماه‌عسل نبرد ما داریم زندگی مسخره می‌کنیم اصلاً این کودک عزیز روانی را که خدا به ما امانت داده اصلاً حواسمان به او نیست، او را هیچ جا نمی‌بریم؛ برای آن آدمی که ماه‌عسل نرفته کار دنیایی اینطوری می‌خندیم و کارهای خودمان به مراتب خنده‌دارتر و مسخره‌تر از این است حواسمان هم نیست.@کارهای خودمان و زندگی ما اینطوری است این کودک عزیز روانی که امانت از خدا دست تو داده از جنس خداست به خانواده آسمانی‌اش می‌رسد از جنس اهل بیت است این چه شکلی است آخرین وضعیتش چطوری است؟ چقدر شبیه اهل بیت شده؟@بهشت رفتن و بالاتر از بهشت رفتن هیچ کاری ندارد خیلی راحت است فقط باید وقت داشته باشیم و برویم؛ به خدا قسم یکی از حسرتهای بزرگ جهنمیان آخرت این است که من وقت نداشتم بهشت بیایم.@یعنی نه آدم بدی بوده بنده خدا، اصلاً آدم بدی نبوده، یعنی نه آدمی بوده که با خدا و اهل بیت مشکل داشته، نه با قران مشکل داشته، نه آدمی بوده که با مردم مشکل داشته، اصلاً آدم بدی نبوده، وقت نداشته آخرت بیاید یعنی وقت نداشته بهشت بیاید، همین، این خیلی وحشتناک است.@یک موقع است آدم بد است، می‌گوید من رفتم دنیا عشق و حال کردم گناه و معصیت کردم با خدا و ائمه درگیر شدم حالا بالأخره جهنم آمدم.@نه این بنده خدا خیلی آدم دوست داشتنی و خوب، ناز، وقت نداشته بهشت برود، همین، آخرتی‌ها اکثرشان روز قیامت می‌گویند به خدا ما وقت نداشتیم بهشت بیاییم، احمقی کردم وقت نگذاشتیم و الا ما که اینجا را دوست داشتیم و قبول داشتیم، مشکلی نداشتیم.@این روایتش را که من وقتی خواندم یک هفته ده روز من مریض شدم، واقعاً مریض شدم، شما که هیچ طوری‌تان نمی‌شود.@«إن أکثر الصیاح أهل النار من التسویف» از نبی اکرم پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) هست. کلمه‌اش اصلاً حال آدم را خراب می‌کند. کلمه که پیغمبر انتخاب کرده خیلی جانخراش است، نمی‌گوید حسرت و غم و غصه، می‌ید صیحه، صیحه چه کسی می‌زند؟ «إن أکثر الصیاح أهل النار» بیشتر صیحه‌های جهنمیان می‌گویند ما وقت تلف کردیم.@تسویف یعنی بعداً، بگذار دیپلم را بگیرم، بگذار لیسانس را بگیرم، بگذار ازدواج کنم، بگذار این معامله انجام بشود، همه‌اش همین امروز و فردا، به این تسویف می‌گویند.@ضجه‌شان از خود آتش جهنم نیست یا اگر در آتش هم دارند می‌سوزند و اذیت می‌شود خودش دارد خودش را می‌سوزاند، می‌فهمد که به خاطر تنبلی و بی‌حوصلگی‌های خودش بوده، به خاطر این بوده که دائم امروز و فردا کرده، اصلاً تصمیم نگرفته، برای شدن تصمیم نگرفته، برای خودش وقت نگذاشته.@من نمی‌رسم، دارم زبان و کامپیوتر می‌خوانم، این و آن را می‌خوانم به برنامه‌ام نمی‌رسم، من هم سریع به همه اینها می‌گویم برنامه‌تان از یک سال دو سال درس را کنار بگذار، الان بیشتر ما داریم مقطع دکترا درس می‌دهیم، آنجا خیلی اوضاع خراب‌تر است، خیلی خروجی‌هایش وحشتناک‌تر از لیسانس و ارشد است.@به آنها می‌گویم دو سال دیرتر دکتر شو، این مسابقه جهنمی چیست با بقیه گذاشتی، من امسال باید دکترا بگیرم، سال دیگر باید دکترا بگیرم، رها کن، داری خودت را بیچاره می‌کنی، تو الان زنت از دست تو شاکی است شوهرت از دست تو شاکی است خودت از دست خودت شاکی هستی با بچه‌هایت رابطه نداری.@داری داغون می‌شوی، به این جنازه جهنم چسبیده به این جیفه چسبیده، یک مدت رهایش کن، به خدا نمی‌میری، یک مقدار کار را تعطیل کنید، یاد بگیریم یک سری از کارها فتیله‌هایش را باید پایین بکشیم وقتمان را باید تنظیم کنیم.@«کیف یعمل للآخرة المشغول بالدنیا» یک کسی که مشغول دنیاست چه موقع می‌تواند به آخرت برسد. این هیئت هم که می‌رود هیئتش هم دنیایی است در آن سازندگی ندارد، می‌گوید ما الحمدلله مشغول آخرت هستیم، خب چکار می‌کنید؟ ما هیئتی هستیم چند نفر هیئت داریم کار مقدس را داریم انجام می‌دهیم.@در آن کار یک عالم جهنم برای خودش درست می‌کند حسادت، بدبینی، چشم و هم‌چشمی، غیبت، تهمت، فضولی در کار دیگران، سرک کشیدن در اوضاع زندگی بقیه؛ تو رفتی اینجا برای امام زمان کار کنی سر از جهنم در آوردی، رفتی هیئت کار کنی هیچی وقت نداشتی.@مثل این هیئتیها هستند اخلاق بدشان اینطوری است که در آشپزخانه می‌روند می‌نشینند چایی می‌خورند سیگار می‌کشند حاج‌ آقا صحبتش را بکند، حاج آقا برای بقیه صحبت می‌کند اینها در آشپزخانه می‌نشینند، برای شما حرف نمی‌زند؟ شما موعظه نیاز ندارید؟@خیلی این حدیث حال آدم را خراب می‌کند صیحه یعنی آدم می‌شنود که این آنجا داغون است، دارد عذاب سختی می‌کشد ولی این عذابش برای این است که من خیلی وقت تلف کردم خیلی عمر تلف کردم جوانی‌ام را تباه کردم اصلاً وقت نداشتم.@همین حدیث یادتان نرود، دائماً یک جایی جلوی چشمتان بگذارید، روی موبایلتان بگذارید هر وقت روشن شد به جای عکس، بعضیها آنقدر شیفته خودشان هستند که نگو، عکس خودش، عکس شوهرش، عکس زنش، عکس بچه‌اش، چهارتا عکس مزخرف، یعنی چی حواست به خودت باشد.@بزن وقتی روشن کردی سیستم آمد، ببیند نگاه کن حواست همین باشد همین حدیث را بنویس «کیف یعمل للآخرة المشغول بالدنیا» این را بگذار که «إن أکثر الصیاح أهل النار من التسویف» این را بگذار که «کن فی الدنیا ببدنک و فی الآخرة بقلبک و عملک» این را بگذار وقتی روشن می‌شود چشمت به آن بخورد.«کیف یعمل للآخرة المشغول بالدنیا» سؤال است روی آن فکر کنید.@

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@