جلسه 096 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
96
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
1
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 096 - انسان‌شناسی (تهران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله

الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

شاه چند تا پیمان از طوطی گرفت یکی اینکه یاد شاه را فراموش نکند و یکی اینکه آنجا که رفت التزام داشته باشد به پیری که در جزیره هست و دستورات پیر را مثل دستورات شاه بداند و دیگر اینکه فریب جلوهگریهای جزیرهای که در آن قرار میگیرد را نخورد این سه پیمان بود که گرفته شد این سه پیمان هم با ما گرفته شده اینکه یاد خدا را بکنیم التزام به رهبر معصوم داشته باشیم اطاعت از معصوم داشته باشیم و فریب دنیا را نخوریم.@

مسیر را که من همیشه اینجا روی تخته کشیدم باز هم میکشم به این توجه بفرمایید. از خدا اولین مرحله جبروت هست که انسان وقتی میاید مسیری را باید طی بکند این مسیر باعث میشود که انسان از خدا فاصله بگیرد و این فاصلهای که میگیرد مقداری از آن شفافیت و قدرتش را کم میکند اینجا تجرد تام هست عالم تجرد، تجرد تام، بعد وارد ملکوت میشود.@ ملکوت مقداری حالت جسمانی پیدا میکند یعنی تجردش برزخی هست برزخ همان میانه هست ملکوت یا برزخ میانه بین جبروت هست که تجرد تام دارد و عالم طبیعت دنیا و ناسوت که همان ماده هست، به این چرا برزخ میگویند؟ برای اینکه مقداری از این دارد و مقداری از آن دارد وسط هست میانه است برزخ یعنی حائل.@ مثلاً شما شبها که خواب میبینید خوابتان برزخی است چون وارد عالم برزختان میشوید با بدن برزخیتان، بدن برزخیتان اگر دقت کرده باشید بدنتان شکل دارد در خواب اندازه دارد ولی ماده ندارد عالم برزخ اینطوری است در عالم برزخ اندازه هست شکل هم هست حدود هست اما مقدار مادی وجود ندارد یعنی جسمانی هست اما مادی نیست.@ این یادتان باشد بین جسم و ماده فرق است جسمانی هست اما مادی نیست ماده ندارد این یعنی چیزی که دارای ابعاد سهگانه باشد هیولا ماده در آنجا وجود ندارد وقتی میاییم اینجا یک مقدار از خصوصیات ماده را میگیریم بعد مسیر را که طی میکند آن نفخه الهی در قوس نزول میاید میرسد به عالم ماده و ناسوت.@ ناسوت از نسیان میاید یعنی ما فراموش میکنیم آن حالتهای قبلی خودمان را هم شاه فراموشمان میشود هم عوالمی که پیش شاه داشتیم و دورانی که پیش شاه داشتیم و عوالمی را که طی کردیم برای همین میگوید:@

پس از قرنی یک زمان زیادی تا اینجا میاید اینجا شروعش از ماده است یعنی از جماد شروع میشود بعد در رحم که قرار میگیرد(فی قَرارٍ مَکین) که قرار میگیرد در رحم شروع میکند به رشد حالت گیاهی پیدا میکند روح گیاهی دارد بعد به دنیا میاید حالت حیوان را پیدا میکند بعد یواش یواش رشد میکند تا اگر عقل و فوق عقلش فعال شد به وضعیت انسانی میرسد که بعد باید مسیر را طی بکند برود.@ خیلیها هستند اینجا که میایند اصلاً اینجا را فراموش میکنند همین جا میمانند به قول قرآن(اِخلادِ اِلَی الاَرض) دارند یعنی میخواهند همین جا باشند اصلاً خیال بازگشت به آنجا ندارند فکر بازگشت هم ندارند.@ اصلاً هیچ کدام از برنامهریزیهای زندگیشان هیچ کدام از حالتها و کششهای دلشان هیچ کدام از دغدغههایشان مسیر بازگشت به خدا و آن عالم بینهایت زیبا، عالمی که مثل خود خدا میشود انسان آنجا و بینهایت میشود اصلاً هوس آنجا را ندارند و دغدغه رفتن به آنجا را هم ندارند.@ همین مقداری که اینجا باشند یک زندگی بکنند ازدواجی بکنند و تشکیل خانوادهای بدهند و شغلی داشته باشند و عمری بگذرانند و بمیرند برایشان کافی است اصلاً خیال بازگشت ندارند. این ناسوت یادتان نرود ناسوت اگر بخواهیم خودمانی بگوییم یعنی فراموشخانه آنجایی که آدم یادش میرود که چه به چه بوده.@

این محنت در سفر دیدن یعنی چی؟ محنت یعنی چی؟ یعنی آن چیزی که توان تو را کم میکند ما اول که پیش خدا بودیم مثل خود خدا بودیم این خیلی قدرت است که انسان مثل خود خدا باشد یک نور بودیم یک نور واحد، بعد که این میاید هی کم میشود محنت یعنی آن چیزی که انسان را دچار ضعف میکند اینجا ضعیفتر میشویم و اینجا دیگر اوج ضعف است.@ فقط فرقش گفتم مثل یک سیب و دانه سیب است که سیب در اوج فعلیت است دانه سیب در اوج قوه است اما فعلیتی نسبت به سیب ندارد فقط قوه محض است برای همین دیگر نهایت ضعف انسان هست(خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ) انسان از نهایت ضعف آفریده شده که حالا باید مسیر را دوباره شروع بکند و برگردد.@

بال و پرشکستگی یعنی چی؟ یعنی دیگر آن چیزهایی که دوست دارد نمیتواند به آنها برسد خیلی چیزها آرزو دارد چون کسی که بال و پرش بشکند مثلاً دوست دارد پرواز بکند دوست دارد به خیلی جاها برود قدرتمند باشد اما وقتی که بال و پرشکسته باشد کاری از او بر نمیاید.@ شما اگر کوه رفته باشید یکی از هوسهایتان که خیلی ممکن است اذیتتان هم بکند این هست که شما دوست دارید در فضای بین کوه و جنگل پرواز بکنید درست است انسان از این کار لذت میبرد ولی همچین اتفاقی برایش نمیافتد چون بال و پر شکسته است تعلق به ماده زیاد دارد ضعیف است.@ بعد شب که میخوابید و خواب میبینید در خواب آزاد میشوید میبینید که چقدر این پرواز لذت دارد خیلی خوب است حالا بعضیها در بیداری هم اینطوری میشویند در بیداری این تعلق را کم میکنند و راحت پرواز میکنند احتیاج به خوابیدن هم ندارند.@ ما یک استاد داشتیم همینطوری بود خدا رحمتشان بکند از اولیاء الهی بودند ایشان هر وقت میخواست در هر کشوری بود مثلاً الان پیش ما نشسته بود همان لحظه هم میتوانست یک جای دیگر باشد چند جا یک دفعه برای خودش بدن هم تولید میکرد.@ بنابراین این هیچ مزاحمی برایش وجود ندارد هیچ مانعی برایش وجود نداشت زمان و مکان محدودش نمیکرد این این چنین بود تولید بدن میتواند بکند بنابراین این حالت را دارد مثل بدنهای طولی که ما داریم بدنهای عرضی هم داریم مثل امام زمان که در یک لحظه در جاهای مختلف هست.@ بدنهای طولیمان هم مثل بدن مادیمان و بدن برزخیمان که الان با ما هست بدن برزخیمان که الان با ما هست بدن برزخیمان ولی الان وقتی میگوییم کجاست این بدن چون مربوط به این عالم نیست از آن قابل استفاده هم نمیکنیم در بطن وجود ما هست این بدن، الان در باطن خودمان این بدن را داریم.@ چه موقع از آن استفاده میکنیم؟ موقعی که میرویم در آن عالم، شما پنج دقیقه بخواب وقتی میخوابی از عالم دنیا خارج میشوی میروی در برزخ میبینی آن بدن دوباره ظاهر شد یعنی کل آن برای شما ظاهر میشود در بطن این عالم هست این عالم ضمن این یک ظاهر دارد یک چی دارد؟ مثل رابطه رحم با دنیا.@ پس ما خیلی آرزوها داریم الان هر کداممان میلیاردها هوس داریم که هیچ وقت هم به آن در اینجا نمیرسیم لذا وقتی که شما دقت بکنید میبینید که دنیا شما به یک میلیاردم آرزوهایتان هم در آن نمیرسید(کُلُّ اَحَدٍ یَمُوتُ عَطشاناً) همه آدمها تشنه و ناکام از دنیا میروند.@ چون روحشان بینهایتطلب است بینهایت چیز میخواهد ولی اینجا جای اجابت آن بینهایت نیست برای همین هم ما اینقدر بدبخت و بیچارهایم در اینجا که آمدیم مثلاً به یک بیقوله یک آپارتمان 60 ـ 70 متری 100 متری مجبوریم میگوییم تا آخر عمر در این 100 متر 200 متر 50 متر حالا بتوانیم 1000 متر ولی حد ما همین است یک مقدار غذایی لباسی.@ ولی حد ما که این نیست خیلی از حیوانات از ما آزادتر هستند قویتر هستند و خیلی تواناتر دارند عمل میکنند مثلاً فرض بفرمایید من بخواهم این میز را بلند بکنم شاید کمرم درد بگیرد نمیتوانم یک مورچه را شما ببینید 50 برابر وزنش را بلند میکند با آن میدود ما نه اینطوری نیستیم.@ یک عالم حیوان هستند در جنبهههایی که ما الان دوست داریم آنطوری باشیم آنها از ما جلوتر و قویتر هستند این مسکین شکسته بال و پر خیلی دقت بکنید که ما الان همهمان همینطوری هستیم یعنی خیلی هوستها خیلی دغدغهها خیلی آرزوها داریم نمیتوانیم به آن برسیم.@

ما الان اینطوری شدیم گاهی وقتها بالا گاهی وقتها پایین گاهی وقتها غم خانه گاهی وقتها ترس راه. وضعیت طوطی اینطوری شده:@

یعنی هواهای متعفن هواهای بد، بدبو، راههای سخت و خطرناکی که الان ما داریم میرویم گرفتاریهایی که الان داریم میرویم.@

یعنی تنگناهای مختلفی که در زندگی برای ما وجود دارد و پیش میاید.@

این مشکل همه ماست که ما وقتی که در طبیعت میاییم شاه و دورانمان یادمان میرود برای همین یکی از واجبات الهی این هست که خداوند نگذارد ما آن دوران یادمان برود اگر بخواهد آن دوران یادمان نرود باید چند جور خداوند با ما باشد یعنی خداوند باید چند جور ظهور بکند که تو یادت نرود چه کسی بودی کجا بودی پیش چه کسی بودی.@ این ظهورات همه ظهورات خداوند هست یعنی چند جور ظهور میکند که تو یادت نرود یک ظهور که خداوند میکند در طبیعت میاید به صورت انسان میاید که معصوم میشود برای همین میگوید گفته آن پیرمرد گفته من هست آن پیرمرد هر چه گفت قبول کن.@ معصوم پس یک تجلی میکند در قالب معصوم که تو خدا را یادت نرود معصوم را هم با قدرتهای بینهایت میگذارد که تو بدانی این میخواهی بشوی اول این بودی و یادت نرود که قرار است مثل این بشوی این را میگذارد سر راهمان، اولیاء خدا هست که شما مظاهرش را در همین کتابهایی که من الان چند نمونهاش را روی میز میبینم به همه هم توصیه کردم این را بخوانند.@ مثلاً الان ما این کتاب در محضر را داریم کیمیا هم داریم این را حتماً دو جلدش را عزیزان مطالعه بکنند تا یادشان نرود که کجا بودند چه بودند و چه چیزی میتوانند بشوند و حالا همان کتاب کیمیای محبت هست مرحوم خیاط هست یا کتابهای دیگر مثل عطش مثل آسمانی مثل شبشکن مثل شیدا مثل همین ساحل، رقص کوه اینها خیلی میتواند کمکتان بکند.@ یک تجلی اینطوری، یک تجلی دارد کتبی است یعنی در حالت لفظ است که قرآن میگویند قرآن تجلی شخصیت خداست اما به صورت کتبی، چرا ما به این تجلی نیاز داریم؟ برای اینکه او حقیقت خود ما را با بیان اسماء و صفات خودش بیان میکند.@ یعنی وقتی که الله را معرفی میکند میگوید او سمیع هست علیم هست حکیم هست عزیز هست در واقع آن صفات صفات خود شما هست که تو این بودی یادت نرود و تجلیات دیگری هم در طبیعت دارد که ما باید این تجلیات را یاد بگیریم و با آن آشنا بشویم.@ دیگر از چیزهایی که برای ما واجب کرده این هست که با خودش ارتباطمان را هر روز، چون شاه اولین عهدی که گرفت چه بود؟ این که یاد ما کن یاد ما شیرین بود یاد ما را فراموش نکن ذرهای بییاد من نوشت مباد یاد خدا که جزء واجبات است.@ یاد خدا یعنی تو در روز حتماً، این مهم نیست که ما نماز میخوانیم ما نماز میخوانیم ولی برای ما فایدهای ندارد میگوید(أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي) نماز را اقامه کن برپا دار برای یاد من، ما خیلی وقتها نماز میخوانیم اما از اول تا آخر یکبار هم یاد شاه و صفاتش نیستیم یاد اینکه ما پیش او بودیم رابطهمان با او چه بوده ما قبلاً با او زندگی کردیم نمیافتیم نه یاد شاه میافتیم نه یاد معصوم چون در نماز هم ارتباط با معصوم جزء واجبات است.@ (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) که معصومین مصداق اولش هستند اینها را به ما تذکر میدهد ولی ما نماز میخوانیم یاد خدا نمیکنیم برای همین هم حضرت میفرماید چه بسا یک نفر 60 سال نماز بخواند یک رکعتش هم قبول نشود یعنی به اندازه یک رکعت یاد ندارد یاد نیست واقعاً، یاد بیفتد که کجا بودم.@ با حالت فراموشی یک چیزهایی کلماتی میگوید اما نه معنیش را میفهمد نه درکی از محتوای او دارد لذا این نماز که باید یاد شاه ما را بیندازد نمیاندازد این یاد، وقتی یاد نمیاندازد مشکلی را هم حل نمیکند یعنی نمازی نیست که بالا ببرد.@ چون فرمود(اَلصَلوۀُ مِعراجُ المُؤمِن) بالا میبرد ولی ما نماز میخوانیم بالا هم نمیرویم و اتفاقاً چه بسا سقوطمان هم میبرد پایینتر هم میاورد پس خدا به او واجب است که تجلیات مختلف داشته باشد روی زمین یا در همین جزیره که طوطی یاد آن دوران از او فراموش نشود آن دوران را، یاد آن دوران را از دست ندهد خدا این کارها را برای ما کرده.@ ولی ما متأسفانه برای اینکه معصوم هم داریم قرآن هم داریم نماز هم داریم مظاهر دیگر ذکر داریم زیاد از آن استفاده نمیکنیم بلد نیستیم ما متأسفانه میگوییم من مثلاً اگر قرار یک تلفن همراه بخرم من الان خودم یک تلفن همراه گرفتم فکر میکنم چند ماه است این تلفن را گرفتم فقط میتوانم با آن جواب بدهم تلفن را یا تلفن بزنم.@ مثلاً ماشین حسابش را استفاده بکنم پیام بدهم پیام بگیرم عکس بگیرم ولی الان رفقا میگویند میتوانی فیلم بگیری میگویم بلد نیستم فیلم بگیرم چون آموزش ندیدم بلد نیستم باید یک کسی به من بگوید که باید این دکمهها را بزنی.@ شما مثلاً فرض بکنید از یک تلفن میخواهید استفاده بکنید 30 ساعت حداقل آموزش دارد ما هیچ وقت نرفتیم در طول عمر 50 سالمان یک دوره کلاس نماز ببینیم پیش یک استادی بگوییم که آقا مثلاً شما یک دور سواری خوردن با این وسیله را به ما یاد بده.@ الان اگر یک کسی خانم و آقا میگویند شوهرش میگوید میخواهم برایت ماشین بخرم یا یک پسری یا یک دختری پدرش میگوید میخواهم برایت ماشین بخرم خوشحال هست از اینکه ماشین داشته باشد اما اینقدر شعورش میرسد که اگر پدر هم به او پول بدهد بیا برو ماشین بخر میگوید اول باید آموزشگاه بروم این را میفهمد.@ یعنی یک وقتی را خالی میکند از همه وقتهایش در آن وقتها دیگر هیچ کار دیگری نمیکند پول میپردازد هزینه میدهد فارغ میکند خودش را، برنامههای دیگرش را حذف میکند میرود در آن کلاس مینشیند و آنجا آموزش رانندگی میبیند با راننده راه میافتد میرود راننده هم بغلش هست یعنی با استاد همراه میشود این را تمرین میکند.@ چند وقت پیش من رفته بودم جایی نماز جماعت، یک آدمی بود خیلی آدم خوبی بود البته روحانی نبود آدمی بود که آنجا مردم دوستش داشتند یک آدم شخصی بود یک بازاری بود شخصی بود ولی ایستاده بود امام جماعت، ما هم اعتماد کردیم به مؤمنین دیگر که به ایشان اعتماد داشتند ایستادیم پشت سر ایشان اقتدا کردن نماز خواندیم.@ بعد دیدیم نمازش غلط دارد چقدر این نمازش غلط دارد یعنی چند تا غلط بزرگ داشت این الان فکر میکند نمازش هم خوب است نرفته یکبار ده دقیقه بنشیند پیش یک نفر بگوید آقا مثلاً من میخواهم نماز را بخوانم یکبار به من بگوید اصلاً من الفاظش را دارم درست انجام میدهم یا نه، چه برسد ما یواش یواش بیاییم در محتوا و چیزهای دیگر، 60 سال است لفظ نمازش هم غلط است.@ شما الان در ایام حج که افراد آنجا مشرف میشوند این روحانیون کاروان یک امتحان میگیرند از همه میبینیم که خیلیها غلط دارند یعنی در طول عمرش اینقدر عقلش نرسیده که من نمازم باید درست باشد عبادت باطل مورد قبول نیست.@ کسی آمده بود یادم هست خدمت حضرت آیت الله گلپایگانی یک پیرمردی آمده بود ایشان فرمود 50 سال نمازت را باید قضا بکنی هیچ کدامش درست نیست فایده نداشته تنبلی نکند آدم این را یاد بگیرد ما هر وقت به مسئله طوطی میرسیم و این جریان آمدنمان اینجا این شعورمان را از دست میدهیم که اگر سادهترین کارها اطلاعات میخواهد حرکت به سمت آخرت بیشتر اطلاعات میخواهد.@ لذا پیامبر میفرماید خداوند از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید(اِنَّ الله تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلَّ عالِمٍ بِالدُنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) دوره باید ببینیم یعنی دوره عبادت یاد بگیریم که از عبادت باید چطوری سوار این وسیله بشوی اگر میخواهی با نماز بروی بالا یا با دعا یا با زیارت بتوانی.@ نه اینکه صد دفعه بروی امام رضا و بیایی ولی هیچ حسی حاصل نشود هیچ روحی هیچ تحولی هیچ بینشی هیچ بصیرتی هیچ پروازی به تو دست ندهد 20 دفعه بروی مکه و مدینه و کربلا و سوریه هیچ اتفاقی نیفتد دوباره میایی، اتفاق میافتد یعنی چه اتفاقی باید بیفتد؟ یعنی تو باید روزبهروز شادتر قویتر آرامتر اینطوری باشی.@ میبینی طرف 15 سال است دارد نماز میخواند هنوز زودرنج است هنوز حساس است هنوز یک حرف به او بزنند عصبی است نه با همسرش میتواند حرف بزند نه با پدر مادرش میتواند حرف بزند نه با بچهاش میتواند حرف بزند نه با دوستانش میتواند حرف بزند زود اعصابش به هم میریزد زود کلافه میشود زود کنترلش را از دست میدهد زود تعادلش را از دست میدهد.@ این برای این هست که اصلاً نخوانده واقعاً نماز نخوانده نماز نخورده نماز یعنی تمام حقیقت شادی و آرامش این بنده خدا اصلاً نخورده هیچی نخورده نماز ولی خوانده یعنی ظاهر لفظ را بدون فهم انجام داده این فایده ندارد.@ مثل این است که شما بیایید سر کلاس بنده بنشینید حواستان هم پرت باشد اگر آخر جلسه به شما گفتند چه گفت میتوانی چیزی بگویی یا نه؟ حضور فیزیکی داری اما نفس نشنیده نفس چیزی درک نکرده اصلاً خوراکی نصیبش نشده.@ خداوند تجلی میکند اینها را برای ما میفرستد ولی ما استفاده زیادی از آن نخواهیم کرد آن مباحث معنوی را که تمرینات عبادی هست را کار بکنید حتماً آن سیدیش را بگیرند عزیزانی که کار نکردند کار بکنند جدی بنشینند روی آن کار بکنند تا یک مقدار توانشان برای استفاده از این وسیله زیاد بشود.@

این خیلی به ما سفارش شده که شما یاد خدا و وسعت بارگاه یادتان نرود که کجا بودید در نسبت توضیح دادیم گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر هست با دنیا، اندازه دنیا نسبت به رحم مادر چقدر است؟ آخرت هم با دنیا اینطوری است یعنی ما الان خیلی در فشار و ضیق هستیم محدودیت زمان محدودیت مکان محدودیت بدن هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم.@ یک ذره چشم درد داریم میبینیم چشممان محدود است خوب نمیتواند ببیند حتی چیزهایی که لازم داریم گوشمان شنواییش را از دست میدهد محدود است کمرمان درد میگیرد یک ذره از ستون فقراتمان اینطرف و آنطرف میشود یک عمر کمردرد و گرفتاری پادرد سردرد محدودیت بدن.@ غذا میخواهی بخوری محدودیت داری از چیزی که لذت میبری نمیتوانی استفاده بکنی به مقداری که دوست داری نمیتوانی استفاده بکنی همهاش محدودیت ضیق ضیق ضیق هر جا نمیتوانی بروی هر کاری نمیتوانی بکنی خیلی ضیق، دنیا و آخرت همین است.@ این را دقت بکنید اندازه دنیا نسبت به رحم را در نظر بگیرید این میلیاردها سال نوری را بگذارید در مقابل یک رحم ببینید چقدر است اندازه دنیا نسبت به رحم یا اندازه رحم به دنیا چقدر است حضرت میفرماید جبرئیل به خداوند عرض کرد من میخواهم بروم ته بهشت، فرمود بیخود خودت را خسته نکن نمیرسی.@ جبرئیل هم قوی است یک فرشتهای هست که به هر حال تمام حضرت میفرماید سروپایش از شرق و غرب عالم اینطرف و آنطرف زده یعنی کل این نظام ماده در دست جبرئیل است جبرئیل اینطوری ادارهاش میکند کاری برایش ندارد اینقدر بزرگ است این فرشته الهی، در مشت جبرئیل است کل نظام خلقت اداره میکند.@ تازه جبرئیل یکی از شئون آن روح اصلی است که ما از آن خلق شدیم یکی از شئون پیغمبر است حالا شما نگاه کنید این جبرئیل رفته در بهشت، میفرماید 30 هزار سال رفت خسته شد گفت خدایا این ته ندارد گفت که گفتم به تو که خسته میشوی برگرد اجازه گرفت یک 30 هزار سال دیگر توان گرفت و رفت دوباره یک 30 هزار سال دیگر توان گرفت و رفت 30 هزار بار هر بار 30 هزا سال رفت.@ بعد در بهشت یکی از این حوریههای بهشتی سرش را از این غرفهاش میکند بیرون میگوید جبرئیل سلام کجا میروی؟ او هم سلام و علیک میکند میگوید من دارم میروم ته بهشت، میگوید بیخود خودت را خسته نکن تو از روز اول که حرکت کردی هنوز در خانه من هستی از خانه من هنوز بیرون نرفتی برگرد برو خودت را خسته نکن.@ این را ما چه موقع میتوانیم بفهمیم؟ زمانی که نسبت را بفهمیم تا نسبت را نفهمی این حدیث بیشتر برایت مسخرهآمیز هست درک درستی از آن نمیتوانی بکنی یعنی چی وقتی نسبت را فهمیدی که یک نسبت ریاضی برقرار است بین عوالم وجود آنوقت درک میکنی که وقتی جبرئیل 30 هزار بار هر بار هم 30 هزار سال برود یعنی چی و به هیچ جایی هم نرسد.@ قدیمها میگفتند که شما برگردید به نجوم نجوم چند قرن پیش، میگفتند میخواهیم یک سیفنه یک چیزی بسازیم که به انتهای عالم برسیم الان میگوید دو میلیارد سال نوری یعنی با سرعت 300 هزار کیلومتر یعنی یک سرعت جبرئیلی دو میلیارد سال بروی تازه به آن ستاره میرسی به ته عالم نمیرسی.@ ته چیست! ته کدام است! انتها یعنی چی؟ دو میلیارد سال با سرعت 300 هزار کیلومتر در ثانیه برو معذرت میخواهم دو میلیارد سال نه دو هزار میلیارد سال برو تازه میرسی به آن ستارهای که چنین و چنان هست حالا بیا درستش کن.@ قرآن میفرماید ما فقط آسمان اول ستاره گذاشتیم(زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ) آسمان دوم را ستاره نگذاشتیم آسمان سوم ستاره ندارد هر چه شما ستاره و کهکشان میبینید در آسمان اول است فرمود آسمان اول هم در مقابل آسمان دوم مثل یک حلقه هست در آسمان اول.@ خدا رحمت کند امام را میفرمود این منظومه شمسی ما با این عظمتی که دارد اگر این در کهکشان گم بشود فقط جبرئیل میتواند پیدایش بکند اینقدر بزرگ است این کهکشان، در فضا گم بشود عکس کهکشان را بروید ببینید در مراکز نجوم یک نقطه را با سوزن مشخص کردند گفتند این منظومه شمسی است.@ فرض کنید یک تصویر اینطوری گذاشتند جلوی شما یک چیزی مثل این که شما نبینیدش یک فلش زدند میگویند نوک این منظومه شمسی است این خلق خداست یک قسمت ریز از خلق خداست باید انسان خوب بفهمد من توصیه میکنم به عزیزان اگر میخواهند زود رشد بکنند با قدرت جلو بروند به عظیم خیلی فکر بکنند.@ (سبحان ربی العظیم و بحمده) وقتی سر رکوع میگویی(عظیم و بحمده) دقت کن داری چه میگویی(سبحان ربی العظیم و بحمده سبحان ربی الاعلی و بحمده) اعلی را دقت بکن که تو در مقابل چه کسی داری رکوع میکنی در مقابل چه کسی سجود میکنی.@ در مقابل چه کسی دستت را دراز میکنی حرف میزنی با چه کسی داری سخن میگویی بنده چه کسی هستی و چه چیزی میتوانی باشی خیلی توصیه شده هر کس میخواهد رشد بکند باید شاه و ایام شاه را یادش نرود یعنی یادش نرود که چیست و کجاست چه چیزی میتواند بشود کجا میتواند برود.@ برای همین در قرآن مقداری از آیات در مورد حق تعالی است یاد او ذکر او صفات او و یک مقدار برای کسانی که ضعیفتر هستند از بهشت میگوید البته بهشت خود خدا هم بهشت است از بهشت میگوید بهشت خیلی مهم است سعی کنید بشناسید بهشتشناسیتان قوی باشد و آن را دوست داشته باشید.@ بنابراین فرمول این است من دارم خدمتتان عرض میکنم که این فرمولها فراموشتان نشود هی اینطرف و آنطرف نزنید که ما چکار بکنیم و چکار نکنیم اگر میخواهید واقعاً بزرگ بشوید و بدون اینکه زیاد زحمتی بکشید کنده بشود از شما آن چیزهایی که نباید شایسته نیست در وجودمان بشود خودتان را با عظیم سرگرم بکنید.@ انس بگیرید با اعلی و عظیم یک مقدار این اسم عظیم این اسم اعلی را بگویید خیلی به شما کمک میکند یا علی و یا عظیم اینها خیلی مهم است این اسمها که آموزش جدا دارد اسماء الله خودش یک کلاس دارد دوره دارد مثل اوربیتالها مثل مولکولها مثل اتمها مثل الکترونها و نوترونها مثل DNA ـ RNA و چیزهای دیگر که آدم باید برود دانشگاه اینها را یاد بگیرد.@ اسماء الله درخت اسماء الله کدام اسم اول تجلی کرده کدام اسم دوم تجلی کرده کدام اسم سوم تجلی کرده تا رسیده به عالم ما چطوری بوده این روابط منطقی و ریاضی بین اسماء الله چیست اینها دورههای علمی و قشنگی دارد که حیف هم هست آدم واقعاً از دنیا برود و اینها را نفهمد یعنی حقیقت خودش را در واقع نفهمد کور بیاید و کور از اینجا برود حیف است خیلی حیف است.@ پس خواهش میکنم فراموشتان نشود شاه و ایام شاه دورانهای خودتان یادتان باشد به وضعیت الانتان اصلاً فکر نکنید ما الان فقط مثل یک جنین در رحم هستیم بسیار محدود، ببین جنین در رحم که هست جایش چقدر کوچک است غذایش هم یک غذای خون است والسلام چیز دیگری ندارد ما الان دقیقاً همانطوری هستیم اگر برگردیم به جایگاه اصلیمان به قدرت اصلیمان آن موقع بینهایت خواهیم شد.@

اگر بخواهیم یکسال فقط راجع به این یک بیت و بحث وسعت درگاه صحبت بکنیم جا دارد و میارزد انسان هی دائماً انس بگیرد با جایگاه اولیهاش که خودکوچکبین و خودریزبین و خودپستبین نباشد و انس با پستیها نگیرد و مواظب باشد دلش با پستیها مشغول نشود و پر نشود فکر نکند دارد خیلی به او خوش میگذرد فکر نکند خوشبختی یعنی همین چیزهایی که با این بدبختیهای اینطوری و آلودگیهای اینطوری سروکار داشتن.@

جدول یعنی رود، در آنجا جدولهای زیادی هست در سوره محمد(ص) چهار تا نهر یا چهار تا جدول چهار چشمه را معرفی میکند خیلی چشمههای عجیب و غریبی هست فضای آنجا یک فضایی هست پر آب و آبهای مختلف آب البته نه با معنای دنیایی ما فقط بلکه یک باطنهایی بالاتر از این معناها هم دارد آبی که شما در آن قرار میگیرید همان کوثر چقدر قشنگ است در این زیارت حضرت معصومه(س).@ شما ایستادی در مقابل حضرت معصومه(س) به خانم میگویی(وَ اَورَدَنا حَوضَ نَبیِّکُم) خدا ما را وارد حوض پیامبر شما بکند(وَ سَقانا بِکَأسِ جَدِّکُم مِن یَدِ عَلیِّ بنِ اَبیطالِب) از دست علی بن ابیطالب از آن حوض پیغمبر شما به ما بخوراند که تو تا میخوری جاودانه میشوی تا میخوری تمام عیبهایت ضعفها، نقصها، مرگها، دردها، محدودیتها و محرومیتها همه از بین میرود.@ بعد قرآن میفرماید چهار چشمه در بهشت جریان دارد چشمهای از آب، حالا این آب چیست خیلی خواص و بحث مفصلی دارد که الان نمیرسیم در بحثی که الان من دارم انجام میدهم در احیاهای اسلامشهر الان آن بحث بهشت را داریم البته در سیدی بهشت هم یک توضیحاتی دادم اگر خواستید به سیدی بهشت مراجعه کنید.@ آب، نهر عسل(وَ نَهرٌ مِن عَسَل) نهر شیر، شراب، حالا اینها هر کدام خواصی دارند استفاده از آن و خصوصیاتی دارد که هر کدام آب چکار میکند شراب چکار میکند عسل چکار میکند شیر چکار میکند و انسان به چه چیزی میرسد طوری هست که شما هر چه از این چهار چشمه میخوری به خدا شبیهتر میشوی.@ آن چشمهها الان هم در دنیا جریان دارد همین الان هم هست انسان باید کشفشان بکند و از آنها بخورد تا شبیهتر بشود حیف هم هست آدم زندگیش را صرف کارهای دیگر بکند اگر زندگی ارزش دارد ما زندگی بکنیم هر چیزش برای این هست که ما از لوازم زندگی هر چیز از خانهاش از ازدواجش از خوراکش از خوابش از چیزهای دیگر استفاده بکنیم برای اینکه به اینجاها برسیم.@ نه اینکه بیفتیم در همینها و دوره حیوانی را تکرار بکنیم و هیچ فایدهای هم برای ما نداشته باشد بلکه انسان باید به زندگی جهت بدهد که من از چیزهایی که خداوند تبارک و تعالی نصیبم کرده بهترین استفاده را برای رسیدن به آن چهار نهر، خداوند یک طوری سیستم این دنیا را خلق کرده آنچه که به شما میدهد کمکتان میکند به آن چهار نهر برسید هر چه هم که از شما میگیرد باز هم آن کمک میکند به آن چهار نهر برسید.@ دیروز یکی از دوستان ما که یک ماه قبل از سال اینجا آقای دکتر مهدوی تشریف داشتند اینجا نشسته بودند روز تولد پیامبر به رحمت خدا رفتند جوان هم بود از من خیلی جوانتر بود خدا رحمتشان بکند.@ ایشان بعد از من سرطان گرفت یک روز به من زنگ زد گفت رفتم دکتر گفته سرطان داری سرطان روده داری بعد گفت آمادگی ندارم ناراحت این هستم که بدون آمادگی دارم میروم گفتم نمیروی خوب میشوی بعد هم دلت تنگ میشود برای این حالتهای قشنگی که در سرطان به آدم دست میدهد.@ همینطور هم شد خوب شد این یکماه پیش که آمده بود سر کلاس اینجا به من گفت که خیلی دلم تنگ شده برای آن حالتهایی که در سرطان داشتم حالتهای انقطاع قشنگی که فقط با خدا بودم الان بعد از خوب شدن دوباره احساس میکنم سنگین شدم.@ دیشب داشتم با خانمشان صحبت میکردم خانمشان زنگ زد با من کار داشت راجع چند تا چیز برای دکتر میخواست بگوید عرض کردم که مواظب باشید شوهر دادن به انسان زن دادن به انسان یک نعمتی است که انسان باید از آن استفاده بکند به خدا برسد.@ پول دادن سلامتی دادن گرفتنش هم عین همان است برای یک مؤمن هیچ کدامش فرقی نمیکند چه بدهد چه بگیرد یکی است هر دوی آنها ما را اوج میدهد دادنش اوج میدهد گرفتنش هم اوج میدهد فقط باید یکی بلد باشد عُرضه داشته باشد چه میگیرد چه میدهد در هر دو پروازش قطع نشود.@ ولی بعضیها اینطوری نیستند بعضیها وقتی ندارند خیلی خوب پرواز میکنند یک مقدار تحصیلاتشان بالا میرود دانشگاهی میروند چهار تا سفر خارجی میروند یک ذره وضع مالیشان خوب میشود بچه و اینها ازدواج میکنند و بچهدار میشوند کاملاً زمینگیر میشوند دیگر اصلاً پرواز نمیتوانند بکنند.@ چون همیشه وقت و عمرشان صرف همین چیزها میشود بیعرضه هستند تا به آنها میدهند زمین میافتد عرضه ندارد این را نگه بدارد با آن پرواز بکند بعضیها عکسش هست ندارند اما وقتی به آنها میدهند از اینها میتواند خوب استفاده بکند پرواز بکند بهتر است ما خیلی دخالت در کار خدا نکنیم که بدهد یا ندهد چه چیزی بدهد چه چیزی ندهد اصلاً فضولی در کار خدا نکنیم.@ چون او ما را خیلی دوست دارد و همه ما را هم دوست دارد مثل خودش بشویم بنابراین به خدا نگوییم خدایا چه میخواهم و چه نمیخواهم به خدا بگوییم خدایا فقط ما را به خودت برسان(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) حالا اگر با دادن است بده اگر با گرفتن است بگیر فرقی نمیکند فقط ما برسیم خیلی به خدا دستور ندهیم خیلی برای خدا تعیین تکلیف نکنیم.@ پس این چشمهها خیلی مهم هستند این چشمهها هم نهرش هم شیرش هم عسلش هم شرابش هم آبش در دنیاست و هر چهارتایش در قرآن است این چشمهها در وجود خودت هم هست خدا از این چهار تا در وجود خودت هم گذاشته باید وقتی که مسیر این پیر را میروی با معصوم انس میگیری با معدنش تجلی خدا انس میگیری.@ وقتی با اینها انس گرفتی این دو تا(اِنّی تارِکُم فیکُمُ الثِقلَین کِتابَ الله وَ عِترَتی) وقتی به اینها میچسبی یواش یواش آن شراب در دلت رویش میکند آنوقت خیلی لذت میبری عسل میاید شراب میاید آب میاید شیر میاید میگوید آدم چقدر کیف میکند چقدر لذت میبرد.@ وقتی خیلی لذت میبری و کیف میکنی دیگر یواش یواش خیلی با بیرون انس نداری مگر به حد واجب و لازمی که خدا معین کرده اینطور نیست که دیگر از تنهایی بترسی اینطور نیست که اگر کسی را از تو بگیرند زنت و شوهرت و بچهات را بگیرند اضطراب تو را بگیرد دیگر اینطوری نیستی.@ اینطور نیست که اگر پول نداشته باشی احساس بدبختی بکنی داشته باشی احساس خوشبختی بکنی چرا؟ چون چهار تا نهر در وجود خودت هست آنقدر لذتبخش است که هیچ شیء خارجی اینقدر برایت لذت ندارد همه ثروتت درونی میشود همه ثروتت با خودت است همه را هم میبری.@ مثل جنین که جنین در رحم هر چه هست با خودش دارد ثروت را همه را هم با خودش در دنیا میاورد یعنی در رحم تقریباً او فقط اکثر غریب به اتفاق وقتش را صرف شدن میکند یعنی صرف قدرتمند شدن و آماده شدن برای فضایی بینهایت بزرگتر از رحم، این کار یک جنین است.@ درسی که ما باید از جنین بگیریم در نسبت همین است که ما باید در دنیا دقیقاً دائماً کمالات وجودی حقیقی زیاد بکنیم و این امکان ندارد الان نمیتوانم برایتان توضیح بدهم شاید در درسهای بعدی برسیم این امکان ندارد مگر اینکه کمالات وهمی توضیح دادم کمالات خیالی، وهمی، حسی، عقلی و فوق عقلی.@ کمالات حسی و خیالی و وهمی را انسان کم بکند یعنی هی تخلیه بکند از این کمالات هی جا باز بشود برای کمالات عقلی و فوق عقلانی، ولی تا انسان دلش اسیر و شیدا و شیفته دنیاست شیفته کمالات جمادی و نباتی و حیوانی هست جا ندارد برای اینکه نور خدا در آن بتابد.@ عزیزان وقتی یک چشمه بخواهد رویش بکند یک چشمه بخواهد بجوشد سنگ میگذارید روی آن؟ این جریانش متوقف میشود کم میشود باید راهش را باز بکنید مسیرش را خالی بکنید تا این بتواند بجوشد این چهار چشمه در وجود خودتان هست ولی وقتی که ما آشغال سر راه میریزیم سنگ میریزیم موانع میریزیم نمیتواند رویش بکند بالا نمیاید.@ وقتی من شیفته اتومبیل میشوم در عشق زمینی گرفتار میشوم در یک ساختمان گرفتار میشوم در لباس گرفتارم در مقام گرفتارم در مدرک تحصیلی گرفتارم در پست دنیا در شهرت در محبوبیت اینجا دارم لهله اینها را میزنم اصلاً عطشی برای آن سمت ندارم.@ یعنی اصلاً جوشش نمیکند و این چشمه یواش یواش در وجود انسان میخشکد با اینکه لیاقت دارد رویش بکند ولی خود ما سر راهش زیاد چیز قرار میدهیم این انسان خیلی باید حواسش باشد که رابطهاش را با طبیعت رابطه قوی بکند با طبیعت تنظیم بکند و با فطرت هم قوی بکند رابطهاش را.@

باشد این انشاء الله توضیح میدهم یک ذره برایتان از خصوصیات این جزیره بخوانم که چطوری اینها را در وجود ما میخشکاند. (اَلمِحنَۀُ مَقرونَۀٌ بِحُبِّ الدُنیا) محنت یعنی سختی، یعنی گرفتاری، یعنی مشکلات، یعنی بدبختی، این پیچیده شده مقرون هست با محبت دنیا، این محنت چیست؟ یعنی ضعف، یعنی بدبختی، یعنی گرفتاری، یعنی که آدم نمیتواند به خیلی از چیزهایش برسد.@ یعنی همیشه حسرت به دل بودن داغ به دل بودن همیشه آه و افسوس داشتن همیشه ای کاش داشتن میگوید شما وقتی به اینجا محبت پیدا میکنی به فراموشخانه یادت میرود آن آزادی مطلقی که داشتی اینجا که گرفتار محبت اینجا میشوی اینجا دیگر هوس پرواز نمیزند برای همین بدبختی سراغت میاید حالا طوطی را هفته بعد داستانش را بخوانید ببینید چه گرفتاریهایی پیدا میکند در جزیره.@ نه آن خیلی خوب است چون جبران برای انسان میاورد قدرت میاورد اینها را توضیح دادیم که اگر کسی 40 سال 50 سال اشتباه رفت چطوری میتواند جبران بکند این قابل جبران هست در حدیث عنوان بصری من توضیح دادم که ما باید از سه تا رحم استفاده بکنیم چون رحم خاصیتش این هست که در یک زمان کم قدرت خیلی زیاد برای انسان ایجاد میکند.@ مثلاً در نُه ما که جنین اینجا هست از زمانی که یک نطفه است تا زمانی که یک بچه کامل میشود نُه ماه میکشد ولی اگر بخواهد به دنیا بیاید دنیا با اینکه بینهایت بزرگتر از رحم است اما نمیتواند مثل رحم سازندگی داشته باشد یعنی شما یک انگشت هم کم بیاوری دیگر دنیا قادر به ساختن آن نیست نمیتواند دنیا فعلیت زیاد دارد.@ بنابراین کسی که میخواهد خرابکاری کرده باید برگردد در رحم اگر یک بچهای بند انگشتش درست نشده بود اگر امکان داشت او را به رحم برمیگرداند که در رحم در عرض چند روز این بند انگشت درست بشود چشمی که نیاورده بود را بسازد چون آنجا میتواند بسازد ولی امکان برگشت وجود ندارد.@ الان پزشکان همین کار را میکنند پزشکان از یک بچه عکس میگیرند سونوگرافی از او میکنند این اگر نارسایی داشته باشد ضعف داشته باشد یک شرائط جنینی برایش ایجاد میکنند که این کلیهاش برسد یک شرائطی برایش فراهم میکنند بعد ملحق میکنند به جنین.@ اصلاً ما عمل داریم در دوران جنینی یعنی شرائط رحمی اگر ایجاد بشود آن سازندگی ایجاد میشود حالا وقتی آمدی در دنیا دنیا نمیتواند دیگر توان ندارد ولی خداوند چند رحم در این دنیا قرار داده که شما با اختیار میتوانی در آن بروی.@ توضیح دادم سه رحم داریم ما هر کس این سه رحم را خوب شناسایی بکند میتواند اگر چهل سال اشتباه رفته باید برگردد این چهل سال را بتواند درست بکند این در حالت طبیعی دنیا درست شدنی نیست اما اگر بفهمد رحم کجاست برگردد در رحمی که میتواند سازندگی ایجاد بکند میتواند همه آن چهل سال را جبران بکند.@ در شرح حدیث عنوان اینها را توضیح دادیم رحم استاد رحم زمان رحم مکان این رحمها را انسان بتواند انتخاب بکند شناسایی بکند و در آن رحمها قرار بگیرد استقرار بگیرد تا آن گذشته پاک بشود و جبران بشود کیفیتش را هم آنجا توضیح دادم برگردید به همان مباحثی که آنجا هست.@ این حدیث از امیرالمؤمنین بود که خواندم غرر الحکم جلد 1 ص 265 روایت بعدی جلد 1 ص 317(اَلوَلَعُ بِالدُنیا اَعظَمُ فِتنَه) ولع یعنی چی؟ یعنی شیفته شدن شیفتگی به دنیا(اَعظَمُ فِتنَه) بزرگترین فتنه برای انسان هست گرفتاری برای انسان میاورد انسان را خیلی بیچاره میکند.@ یعنی قطعاً تحقیقاً انسان را فلج میکند شما به محض اینکه عاشق اینجا میشوی شیفتگیهای اینجا کمالات جمادی و نباتی و حیوانی میگردت و دلت با اینها پیوند میخورد خودبهخود ابدیت دیگر فراموشت میشود.@ شما مثلاً یک ساعت دو ساعت قبل از ظهر نگاه بکنید اگر مثلاً در پارچه و پرده ظرف و کریستال و خانه و ماشین چیزهای دیگر ذهنت پرسه بزند در تلفن همراه و در چیزهای دیگر ظهر که میخواهی نماز بخوانی میبینی که اصلاً حوصله نداری.@ اصلاً حال اینکه بگویی الله اکبر بگویی بسم الله الرحمن الرحیم پرواز بکنی میبینی که اصلاً حالی برایت نمانده برای همین میگویند شما قبل از نماز خودتان را آماده بکنید میگویند موقع اذان حرف نزنید موقع اذان حتی قرآن هم نخوانید حتی ذکر هم نگویید موقع اذان فقط کلماتی که میگویند.@ چون دقیقترین کلمات برای آماده کردن دل تو انتخاب شده که تو را بتواند پرواز بدهد لذا میگوید نه ذکر خدا بگویید نه قرآن بخوانید اگر حرف بزنید میفرماید(مَن تَکَلَمَ عِندَ الاَذان تَلَجلَجَ لِسانَهُ عِندَ المَوت) کسی که موقع اذان حرف میزند زبانش میگیرد موقع مرگ یعنی نمیتواند آن چیزی که باید بگوید و برود نمیبیند کور میرود.@ برای همین احترام دارد مثل قرآن خواندن که الان متأسفانه بعضی از خواهران ما میبینیم اینجا دارند قرآن میخوانند حرف میزنند خیلی خطرناک است این کار قساوت قلب سنگینی میاورد خیلی قساوت قلب میاورد وقتی قرآن خوانده میشود انسان مشغول کار دیگری بشود یا وقتی استاد دارد صحبت میکند انسان کم حواسی بکند اینها قساوت قلب میاورد.@ حواسمان خیلی جمع باشد که این آداب را رعایت بکنیم برای همین موقع اذان میگوید شما اذان بگو اصلاً جلوتر از نماز برو در مسجد بنشین اگر بنشینی آن تمام مدتی که در مسجد نشستی منتظر نماز اگر هیچ عبادتی هم نکنی عبادت برایت محسوب میشود چون آماده میشوی.@ شما وقتی میروی در حرم راحتتر میتوانی انس بگیری یا بیرون از حرم در هتل مثلاً؟ در حرم که میروی میبینی که خیلی دلت پاک است شیطان اصلاً نمیتواند به دلت حمله بکند دلت را میتوانی کنترل بکنی ذهنت کنترل شده است حرم چون رحم مکانی است تو را پاک نگه میدارد قوی نگه میدارد برای همین انسان باید خودش را آماده بکند حالا مهارتهایش را در همان مباحث معنوی توضیح دادم.@ جلد 3 ص 395(حُبُّ الدُنیا رَأسُ الفِتَن وَ اَصلُ المِحَن) محبت دنیا رأس همه فتنهها و اصل همه بدبختیهاست وقتی انسان عاشق اینجا میشود یعنی در واقع آنجا را فراموش کرده یاد دنیا فراموشی خدا و آخرت هست.@ انسان عرضهدار انسان متعادل انسان طبیعی نه باطنی انسان طبیعیش مثل جنین هست جنین حالت طبیعیش در رحم چیست؟ اینکه اصلاً دنیا فراموشش نمیشود دائماً یاد دنیاست خیلی رحم را جدی نمیگیرد فقط به مقداری که بتواند سرپا باشد در رحم زندگی بکند یک مقدار جذب میکند.@ ولی اکثر توجه و ذکر و تمرکز جنین سالم در دنیاست برای همین از زمانی که نطفهاش بسته میشود تا زمانی که متولد میشود اصلاً از یاد دنیا فراموشش نمیشود فقط خودش را برای تولد آماده میکند این یک جنین طبیعی و سالم است آدم طبیعی اینطوری است کسی که اینطوری نیست باطنش یواش یواش شبیه به حیوان میشود.@ این که پیامبر میفرماید امت من روز قیامت به صورت ده حیوان و موجودات دیگر غیر از حیوانات محشور میشوند همینطوری است که انسان در دنیا خیلیها هستند الان طبیعی نیستند واقعاً یعنی در جنین هست اما اصلاً برای مرگ آماده نیست برای تولد اصلاً آماده نیست این خیلی بد است، تولد آن هم به کجا؟ به جایی که بینهایت از اینجا شیرینتر زیباتر کاملتر جذابتر قشنگتر دلفریبتر خیلی آنجا کشش دارد.@ شما هر چه زیبایی اینجا میبینید یک عصاره است خدا رحمت کند مرحوم میرزا را میفرمود حداقل یک ده میلیاردم آنجاست حداقلش اینطوری است والا اگر بخواهیم ریاضیش را در بیاوریم باید با نسبت بسنجیم یک ده میلیارد خیلی بیشتر است ببینید چقدر جذابیت منتظر ماست چقدر شیرینی آنجا منتظر ماست.@ ما باید در دنیا حالت جنینی داشته باشیم یعنی خودمان را آماده بکنیم تلاشمان فکرمان فعالیتهایمان ازدواجمان روابط با همسرمان روابط با فرزندمان روابط با پدر مادرمان همه را براساس سازندگی تنظیم بکنیم نه براساس دنیا.@ یک موقع یک کسی هست میاید ازدواج میکند بعد تنظیم روابطش با همسرش براساس ارزشهای این فراموشخانه است براساس قیمتهای دنیا میاید رابطهاش را با همه چیز تنظیم میکند با همسرش با فرزندش مثلاً خانمی که شوهرش را تحت فشار میگذارد که این را برای من بخر اگر نخری من جلوی خواهرم جلوی جاریم کم میاورم این دارد با شوهرش براساس دنیا زندگی میکند.@ کمالات جمادی و نباتی و حیوانی یالله این پول را میخواهم یالله آن را میخواهم من تحمل ندارم اینطوری زندگی بکنم یا مردی که خودش اینطوری هست با باجناقش، همکارانش، رفقایش، پسرخالهاش برادرش مسابقه میگذارد این تنظیم رابطهاش براساس اینجا است.@ ولی یک کسی ازدواج میکند از ازدواج این را میخواهد که همسرش و شرائط همسرش طوری باشد که این بتواند خودش را به اینجا برساند همسر او را کمک بکند که به اینجا برسد اگر میرود سراغ مدرک تحصیلی، مال، خانه، امکانات از همه اینها براساس اینجا رابطه را برقرار میکند.@ خیلی فرق است یعنی یک چیز است یک دنیاست یک رحم است ولی بعضیها از این رحم استفاده میکنند بعد از رحم سالم متولد میشوند بعضیها در این رحم ناقص متولد میشوند نه دست تهیه میکند نه پا تهیه میکند نه چشم تهیه میکند نه گوش تهیه میکند وقتی به دنیا میاید میبینی یک تکه گوشت است این فایده ندارد که بدبخت شده.@ پس اینکه من با اطرافیانم براساس قیمتهای دنیایی و ارزشها و هنجارهای دنیایی رفتار بکنم این کاملاً برای من بدبختی میاورد یک موقع هست نه من با همه اینها دوستشان دارم صمیمی عاشقشان هم هستم با آنها رابطهام خیلی خوب و گرم است اما براساس ابدیت رابطه را تنظیم میکنم.@ چه بخوریم چه نخوریم چه بپوشیم چه نپوشیم کجا برویم کجا نرویم چه بگوییم چه کلماتی را استخدام بکنیم چه کلماتی را استخدام نکنیم همه اینها براساس ابدیت تنظیم بشود خیلی مهم است این عُرضه ماست که حالت طبیعی یک جنین سالم در رحم براساس دنیا زندگی میکند.@ ما هم که الان در رحم دنیا هستیم باید براساس مرحله بعدی تولدمان یعنی موقع وفات، وفات همان تولد بود برای تولد خودمان را آماده بکنیم الان دو تا خانم برایتان مثال بزنم.@ ببینید یک خانم را شما غروب نگاه میکنی مرد خانه غروب به خانه میاید دو تا چهره من از یک خانم برای شما بگویم یک چهره این هست میاید میبیند زن اخم و تخم دارد اعصابش خورد است تا مرد میاید شروع میکند به گلهگذاری و قرقر کردن و نقنق زدن از وضع خانه.@ از اینکه هیچی در خانه نداریم از اینکه بچههایت پدرم را درآوردند اذیتم کردند اعصابم را خورد کردند از اینکه خسته شدم دیگر دیگر برایم نا نمانده این را داشته باشید تا یک داستان برایتان تعریف بکنم.@ فاطمه زهرا(سه) یک خانمی خانهشان آمد یک کنیزی بود آمد گفت که خانم من من را فرستاده که از شما چند تا سؤال شرعی بکنم حضرت فرمود بفرمایید در منزل خانم فاطمه زهرا کار دارد کارش را کنار گذاشته جواب میدهد به این دختر خانم، این خانم شروع میکند سؤال میکند خانم فاطمه زهرا با متانت و لبخند و شیرینی دانه دانه سؤالات این را جواب میدهد.@ بعد آن خانم حیا میکند خجالت میکشد میگوید خانم خیلی اذیت کردم خیلی وقتت را گرفتم سؤالاتش را دیگر ادامه نمیدهد حضرت فرمود نه تو میدانی با هر یک سؤالت من را به کجا میرسانی.@ بعد مثال میزند میگوید اگر یک کارگری بیاید از صبح تا شب بار ببرد یک بار سنگین بعد چند صد هزار دینار آخر کار بگیرد احساس خستگی میکند؟ الان مثلاً یک کارگر کار میکند ده هزار تومان در روز مثلاً بعد یک دفعه صاحبکار به او صد هزار تومان بدهد بگوید تو نمیخواهد ده هزار تومان بگیری هر روز که بیایی اینجا کار بکنی صد هزار تومان به تو میدهم این اصلاً در طول روز احساس خستگی میکند؟ نه.@ شما ببینید این بازاریهای ما را، نه زن میفهمد نه بچه میفهمد نه عبادت میفهمد نه استراحت میفهمد جمعه میرود شب جمعه میرود تعطیلات میرود مغازه باز، گاهی وقتها هم شاگرد میگیرد خلاصه میگوید لامپها را هم عوض میکنم اگر سوخت عیبی ندارد شب هم تا صبح کار میکنیم.@ بعضی از مغازهها را من میبینم شبانهروز کار میکنند خستگیش را هم با پول در میاورد حضرت زهرا فرمود یک کارگر اینطوری است فرمود تو هر بار که سؤال میکنی میدانی به من چه چیزی به من میدهی هر یک سؤالی که میکنی من جواب میدهم چقدر خداوند به من اجر میدهد میگوید حضرت من یادم رفته مبلغش را، این را داشته باشید یک خانم اینطوری.@ یک خانم وقتی که براساس آخرت زندگی میکند حضرت میفرماید اگر یک زن در خانه یک ظرف را جابهجا بکند این را خوب دقت بکنید این صحنه را، این استکان را بردارد بشوید بگذارد روی آبچکان یک تکان بدهد ظرف را میفرماید هفت در جهنم به رویش بسته میشود هشت در بهشت به رویش باز میشود.@ که اگر بمیرد خدا میگوید از هر کدام از این درها میخواهی برو داخل، این را داشته باشید بعد میگوید اگر یک ظرف آب دست همسرش بدهد برای خدا حواسش باشد شعورش برسد که من مال این همسرم نیستم من قبل از اینکه زن این آقا باشم زن خدا هستم کنیز خدا هستم اجیر خدا هستم این را دست شوهرش بدهد برای معشوق اصلیش این کار را بدهد خستگی در میکند میگوید ثواب یکسال عبادت برایش مینویسند.@ حالا هی شوهرت را در فشار بگذار که پدرش در بیاید من را باید بفرستی سوریه و کربلا و کجا بد هم نیست ولی باور کن که اگر یک بار همچین کاری بکنی یکسال عبادت مقبول برایت مینویسند از صد تا سوریه و کربلا هم بهتر است.@ مردها هم همینطور است میگوید مردی که یک لقمه برمیدارد غذا با یک قاشق میگذارد دهان خانمش که اصلاً در خانوادههای ما یک نوع لوسبازی است بیشتر میگوییم فقط مال دختر پسرهای خیلی رمانتیک آن هم اول کار مثلاً یک همچین لوسبازیهایی در بیاورند یک لقمه دهان هم بگذارند.@ آن هم موقع عقد و لباس عروسی یک تکه شکلات دهان او بگذارد نه، این اصلاً بماند این خوب است این رسم بماند که در بزرگی هم اینطوری باشد چه اشکالی دارد گهگاهی یک مرد این کار را بکند که حضرت میفرماید یک آقایی یک لقمهای دهان همسرش میگذارد(لَیُؤجَر) مأجور است پیش خدا.@ نگاه کنید این نگاه چقدر قشنگ است نوه امام امام امت(س) یک دختر خانمی هست شاید مثلاً حدود 20 ساله یک روز از بچهاش شکایت میکند پیش امام، میگوید آقا این بچه خیلی من را خسته کرده خیلی اذیت میکند دیدید بچهها در هفت سال اول هم چون دوران سلطنتش هست خیلی پدر مادر نباید با او کاری داشته باشند.@ باید تحمل بکنند اذیتهایش را و بگذارند اذیت بکند اینقدر مهم است این اذیتها که حضرت میفرماید اگر بچه ساکتی دارید خودتان مخصوصاً شیطانش بکنید به او شیطنت یاد بدهید در تربیت من توضیح دادم که ما باید چطوری باشد روابطمان در هفت سال اول.@ امام فرمود من حاضرم تمام عبادتهای عمرم را به تو بدهم تو ثواب اذیت بچهداریت را به من بدهی شوخی میکند امام یا حرف لغو زده نعوذبالله؟ نه، حالا فکر این دو تا خانم غروب شوهر میاید میبیند زن لبخند دارد آماده است غذایش خوب است اعصابش خورد نیست شیطنت بچهها هست ولی میبیند خندان است.@ از هر بار شیطنت به جای اینکه اعصابش خورد بشود میخندد به اجری که دارد نصیبش میشود از این اذیتهایی که کرده یک دفعه میبینی فرش را شسته با چه زحمتی بچه میرود جیش میکند میز را چیده میبینی بچه میاید خرابش میکند خانه را جارو کرده میبینی یک ربع بعد نیم ساعت بعد تمام کثیف شده یک زن با شعور میداند که نباید خودش را له بکند و اعصاب خودش را در این قضیه خورد بکند.@ چون او مأموریت الهی دارد انجام میدهد مأموریت الهیش این هست که اعصاب پدر مادر را خورد بکند مأموریت الهیش این هست که خانه را به هم بریزد چون باید شاد باشد باید قوی باشد باید عضلاتش خوب باشد باید شیطانی بکند باید بالا و پایین برود باید ذهنش فعال بشود باید تمام قوایش شکوفا بشود و این هم با همین شیطنتها باید بشود.@ اینقدر مهم است این شیطنتها که حضرت میفرماید اگر شیطان نیست شیطنت یادش بدهید یک مادر آگاه را در نظر بگیرید که براساس دعا و ابدیت بچهداری و شوهرداری میکند این نه از ظرف شستنش نه از جارو کردنش نه از صبح بلند شدنش نه از کار منزل کردنش نه از بچهداریش نه از چیزیش خسته نمیشود.@ چون میداند هیچ کدام از اینها را شوهر قرار نیست پاداش بدهد خدا میخواهد بدهد و این او را به هشت در بهشت نزدیک میکند حالا ما خانمهایمان دارند فرار میکنند که خانهدار نشوند مثلاً بروند در اجتماع شاغل بشوند مگر چقدر در اجتماع گیرشان میاید چند تا شغل داریم چند درصد شغلها زنها به خدا میرسند؟ خیلی کم.@ اگر در آن معصیت نکنند حیا و حجاب را رعایت بکنند برخورد با نامحرم رعایت بشود عمراً به کاری از کارهای در خانه برسد میگوید یک ظرف را شما جابهجا میکنی هفت در جهنم بسته میشود کجا شما میتوانی یک همچین اجری را پیدا بکنی.@ الان کیف بانوان ما این هست که بگویند ما شاغل هستیم فکر میکنند این خیلی به آنها اوج میدهد نه این قدرت تو را گرفته خستهات کرده بیچارهات کرده قدرتت را میگیرد ولی یک زن فطرتگرا این نیست یک زن فطرتگرا وقتی میگویند شغلت چیست میگویند خانهدار با مستی میگوید من خانهدارم با کیف میگوید من خانهدارم.@ اگر هم شاغل هست بیرون او هم برای یک وظیفه الهیش دارد میرود برای یک وظیفه شرعی برای یک وظیفه عقلانی میرود بیرون شاغل هست که او هم مسائل شرعیش را خیلی چیزهایش را رعایت میکند که این آلودگی برایش ایجاد نشود و این شغل او را از خدا و رسیدن به اسماء الله و شبیه خدا شدن دور نکند.@ حالا خوب دقت کنید وقتی میگویم انسان دو جور میتواند روابطش را تنظیم بکند چطور هست شخصیت مرد هم همینطور هست یک مرد وقتی رفته سر کار کار کرده(اَلکادُ لِعیالِه کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ الله) ثواب جهاد در راه خدا را به او بدهند.@ وقتی میاید خانه خستگیش را خانه نمیاورد اعصاب خورد کردن و بیحوصلگی و حوصله هیچ کس را نداشتن انگار که نمیفهمد چکار کرده نشاط دارد حتی اگر خسته است باز میخواهد در آن ثواب کار همسرش هم شریک باشد.@ خانم امام میگفت امام وقتی میامد خانه من از ترس امام مجبور بودم زمانی ظرف بشویم و لباس بشویم که ایشان خانه نباشد چون هر وقت خانه بود میامد از دست من میگرفت ظرف و لباس را خودش میشست رهبر ما بوده مرجع تقلید ما بوده اینقدر زیرک بوده.@ الان نه الان زیرکی این هست که مردها هیچ کمکی به زنشان نکنند واقعاً این باختن است و خانمها هم همین زیرکی را میخواهند بکنند میخواهند کلی از کارهای منزل را بیندازند روی دوش آقا، این هم اشتباه هست نگاه باید عوض بشود تا انسان قدرتمند بتواند جلو برود.@ تاریخ جلسات را که اینجا زدند جلسات ما یک هفته در میان است ساعت 5 بعد از ظهر است. کلاسهای حوزه از روز چهارشنبه اینجا برقرار شده 15/1 کلاسهای زبانآموزی و قرآن و سیره نبوی هم از شنبه 25 شروع میشود ساعت شروع کلاسها 8:30 تا 12 هست.@ با هم یک سوره حمد بخوانیم برای شفای خودتان، شفای مریضانتان، شفای مریضان اهل اسلام، شفای کسانی که از شما التماس دعا دارند. جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از خودتان از شیعیان از مسلمین و مستضعفین جهان با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@