عوامل و موانع ورود به بهشت
جلسة پنجاه و نه (59) به تاریخ: 14/02/1402
استاد گرانقدر:
استاد محمد شجاعی
تعداد جلسات: ادامه دارد
آیه 101 تا 103 سوره مبارکه انبیاء. «إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ - لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ * لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ»
خب بحثمان درباره بهشت هست و خصوصیات بهشت.
آنچیزی که در مورد انسان گفتیم، گفتیم که انسان برای خلیفهالهی آفریده شده. دمش روح خداوند در انسان که فرمود: نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی ذاتی رو در انسان ایجاد میکند، فطرتی را در انسان ایجاد میکند که انسان بینهایت طلب میشود و اساسا فرق انسان با سایر مخلوقات در همین بینهایت طلبی اش است و طبق قواعد طلب این نکته گفته شد قبلاً که وقتی کسی چیزی رو میطلبه با مطلوب چندتا رابطه دارد، اینا خیلی مهم هستند:
- اینکه ظرفیت مطلوب رو دارد.
- سنخیت با مطلوب دارد.
- مطلوب رو میشناسد
- بهرهبرداری از مطلوب دارد.
و اولیشم که باید همون اول میگفتیم اینکه حتماً وقتی بین طالب و مطلوب چیزی، چیزی رو میطلبه، طلب معدوم مطلق محاله یعنی اول مطلوب وجود دارد که طلب وجود دارد و بعد بین طالب و مطلوب سنخیت وجود دارد، طالب ظرفیت مطلوب رو دارد اون رو میشناسه و قبلاً به نوعی اونو تجربه کرده.
این پنج تا قاعده در طلب وجود دارد. بنابراین وقتی که انسان طلب بینهایت میکند، عاشق کمال مطلق و بینهایت هست طبق قواعد طلب، مطلوب یعنی بینهایت وجود دارد پس ما با یک وجود بینهایت سرو کار داریم که میخواهیمش، همه انسانها هم میخوانش.
گفتیم این هستی بینهایت یعنی الله، الله هستی بینهایت و جاری در کل شئ هست که حالا تو مباحث هستیشناسی بهش میگیم الله تبارک و تعالی یعنی هستی بینهایتی که همه کمالات رو درخودش جمع کرده با یک وجود واحد و کمالاتی که عین ذات هستند و ذاتی که عین صفات هست.
پس اگر ما کمال بینهایت را میطلبیم، کمال بینهایت وجود دارد، هستی بینهایت. آن چیه؟ الله تبارک و تعالی بین ما و هستی بینهایت، سنخیت وجود دارد، مصحح این سنخیت چیه؟ روحی که از خدا در ما دمیده شده. پس اگر کسی سوال کرد بین ما و الله چه سنخیتی وجود دارد؟ این هست که خدا فرمود: «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» از روح خودم در انسان دمیدم. پس بین انسان و الله یک سنخیت وجود دارد که این سنخیت آن عشق را ایجاد میکند. اینکه انسان الهش الله هست باید بین عاشق و معشوق سنخیت وجود داشته باشد، این یه قاعده است دیگر. انسان عاشق چیزی میشود که با آن یک نوع سنخیت دارد. نمیشود انسان چیزی رو بخواد که باهاش سنخیت ندارد.
پس ما اگر 5 نوع مطلوب داریم چون 5 نوع بخش داریم. معشوقها و مطلوبهای جمادی، معشوقها و مطلوبهای گیاهی، معشوقها و مطلوبهای حیوانی، معشوقها و مطلوبهای عقلی و معشوق انسانی یا فوق عقلی که الله هست. پس لا اله الا الله برای کدام بخش ماست؟ آن بخشی که بینهایت طلب است؛ یعنی الله اله بخش بینهایت طلب یا انسانی ما هست.
بنابراین بین ما و الله یک سنخیت وجود دارد، این سنخیت از کجا آمده بین ما و بینهایت؟ الله که میگیم این کلمه یادتون نره ها. این میشه هستی بینهایت صرفاً فارسی خدا تو ذهنتون نیاد وقتی میگیم الله یعنی شما دقیقاً بفهمید الله یعنی هستی و کمال بی نهات و مطلق. این باید در ذهنتون بیاد از الله.
بین ما و الله چه سنخیتی وجود دارد؟ اینکه او از روح خودش در ما دمیده و باعث شده بین ما و خودش یه سنخیت به جود بیاد حالا که اینجوری هست هم الهمونه ظرفیتش را داریم، طلبشو داریم دیگر چی؟ وجود دارد، ظرفیتشو داریم، طلبشو داریم، میشناسیمش که تو قواعد شناخت گفتیم انسان اولین چیزی که میشناسه الله هست در عالم چرا؟ اولین چیزی که میشناسیم الله هست؟ چون ما هر کدام از این اشیایی که داریم میبینیم اطرافمون دو حالت دارند یعنی دوبعد دارند یکی وجودشونه، یکیشون چیستی شونه، ماهیتشونه. میگیم گل هست کتاب هست، دیوار هست، آسمان هست، زمین هست اشیاء هستند من هستم پس آن وجه مشترک که در همه اجسام میشناسیم چیه؟ وجود است. اول ما وجود رو میشناسیم بعد چیستی رو میشناسیم یعنی میگیم اول هست بعد حالا بگیم چیست؟ الان با یه موجودی برخورد کردیم اول هست، من هستم، همه هستند، عالم هست، همه هستیم...ولی تو چیستی فهمیدیم یکیشون آسمونه یکیشون زمینه یکیشون گله یکیشون ستاره است، یکیشون کیهانه یکیشون کهکشانه یکیشون گیاه پس ما اول هست رو میشناسیم. هست یا وجود میشه الله تبارک و تعالی پس ما اولین چیزی که ما میشناسیم حتی بچهای که به دنیا میاد حتی در شکم مادرش هم که دارد خودش را درک میکنداولین معروف اسنسان، اولین چیزی که انسان میشناسه و با اون شناخت سایر اشیاء را میشناسه کیه؟ الله هست. ما الله رو میشناسیم اول. با الله هست که ما بقیه اشیاء رو میشناسیم. پس وقتی در دعای جوشن کبیر میخونیم «یَا خَیرَ مَعْرُوفٍ عُرِفَ (سخنران به جای خَیَّر، اَوَّل رو اشتباه فرمود) اولین چیزی که انسان میشناسه و شناخته میشه کیه؟ الله هست مثل ماهی تو آب. ماهی تو آب اولین چیزی که میشناسه چیه؟ آبه ولی آب رو معمولاً شدت زیاد حضور زیاد است، از شدت زیادی آب و حضور آب غایبه براش. در مورد خدا هم همین را داریم. به شدت ظهورش مخفی میشود. پس اینکه میگن ماهی آخرین کسیه که آبو میشناسد. چون با چی به دنیا اومده؟ با آب توی آب درون آب با اون زندگی میکند. این حجاب عادت که ماهی دارد نمیزاره آب را بشناسد. پس برای اینکه ماهی آبو بشناسه باید چیکارش کرد؟ باید از آب بیاریش بیرون تا بفهمد آب یعنی چی. آن که باعث حیات است، یعنی چی؟
انسان هم با الله همینطور هست. برای همین الله اساساً همانطور که قرآن فرمود: قابل شک نیست؛ یعنی محاله کسی تو الله شک بکند. امکان ندارد. اونای که میگن به خدا شک داریم و شک داریم هست یا نه اونا اللهشون قلابیه! یه تصوری که الله دارد یه تصور غلطه. همان تصور عوامانهای که اینجا کره زمین و کیهان و کهکشان اونطرف آسمونها یه شخصی هست اسمش خداست. این تعریف غلط و نادرست و توهمی از الله هست بله قابل شک هم هست. اما الله رو وقتی اونجوری که خودش خودش رو معرفی میکند، هستی مطلق و بینهایت. ما هر چی را میشناسیم اول چیو میشناسیم؟ اول هستی رو میشناسیم بعد اشیاء رو میشناسیم. اشیاء تا اول جنبه هست بودنشون رو ما نشناسیم چیستیشون برای ما قابل شناخت نیست. پس اولین چیزی که انسان میشناسد و با آن بقیه اشیاء رو میشناسد، بهش میگن چی؟ الله . هوالاَوِّل اول هست در همه چیز یکیشم چیه؟ در معروف بودن. در شناخت. ما اول همیشه الله را میشناسیم. همیشه انسان الله رو میشناسد اول. مثل وقتی که خدا أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ و در خدا شک کرد شکی در الله نمیتواند وجود داشته باشه انسان محاله بتونه در الله شک بکنه در هستی، در هستی الله شک بکنه. هستی هست، همه چیزم قائم به اوست.
پس ما اشیائی که داریم میشناسیم، خودمان، کوه، زمین، آسمان، ستاره، و ...درخت، حیوانات، جنگل، یه مشت جلوههایی هستند که هیچکودوم نه هستیشون مال خودشونه، نه صفاتشون مال خودشونه، نه ذاتشون مال خودشونه، هرچیزی که ما داریم اطرافمون میشناسیم همه گدا هستند، همه فقیرن به چی فقیرن؟ به الله به هستی مطلق. هستی هست که به اینها دارد وجود میده. اینا همه قائم به او هستند. پس ما هم الله رو ببینیم هم قیام همه اشیاء به الله رو شاهد هستیم. در این نمیتونیم شک بکنیم و انکارم نمیتوانیم بکنیم. اگر کسی توانست انگار کند. یه نفر پیدا بکنید در کره زمین اینا رو بتونه انکار بکنه انکار بکنه خودش و همه اشیایی که دارد میبینه بیاد ادعا کند یکی از اینا هستیشان مال خودشونه. خودشون خودشون رو به وجود اوردند. محاله! هیچ کس خودش خودشو ... هیچ موجودی خودش خودشو نمیتونه به وجود بیاره. محاله اونی که اینو جلوه میکندو ظهور میکنداون هست مطلقه وجود مطلقه -قواعد یادتون بیاد- الله وجود دارد، هستی مطلق باهاش سنخیت داریم بگید ظرفیتشو داریم، میشناسیمش و تجربش کردیم. تجربش کردیم یعنی چی؟ یعنی ما یه زمانی بینهایت بودن را قبلاً تجربه کردیم.کی تجربش کردیم؟ قبل از اینکه به دنیا بیاییم. چون آن روح از اونور میاد به اینجا تعلق میگیره. اون روحی که از خداست بینهایته مزه بینهایت بودن را تجربه کرده. برا همینه وقتی به دنیا میاد بینهایت طلب هم میشود. اینکه امام فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست یعنی این... یعنی چی عاشق خداست؟
یعنی همین الله که ما دوسش داریم رو دوست دارد؟ نه مظور این که عاشق خداست یعنی چی میخواد یعنی بینهایت طلبه
امپریلالیسم یعنی بینهایت طلبی منحرف شده. وقتی انسان نفهمه اون بینهایتی که میخواد الله هست یا میره بینهایت طلبیشو در کمالات جمادی یا در کمالات گیاهی یا در کمالات حیوانی یا در کمالات علمی دنبالش میگردد. در حالی که فقط ما یه بینهایت حقیقی داریم. آن کیست؟ اون الله هست. پس ما عشق به الله داریم لا اله الا الله... درست شد؟ خب معنای عشق رو توضیح دادیم من چون فاصله زیاد افتاده چند هفته میخواهم دوباره یه مروری کرده باشیم رو بحث اون آیه رو بفهمیم. مهم فهم آیس.
عشق به الله یعنی قراره ما رو چیکار بکند؟ عشق به بینهایت؟ معناش رو گفتیم یعنی اون چیزی که قرآن به وسیله آن میفرماید من در زمین خواستم چی قرار بدم؟ خلیفه قرار بدم... خلیفه یعنی شما میخواهید جانشین خدا بشید مظهر خدا در زمین بشوید. یعنی مثل خدا بشوید. اینجاست که انسان نیاز به چی دارد؟ نیاز به تربیت بینهایت دارد، مربی بینهایت میخواد، دین بینهایت میخواهد، کتاب بینهایت میخواهد. مربی خلیفه میخواهد مربی بینهایت... تا بتونه انسانیتش تربیت شود. ما قرار نیست دکتر مهندس شیم، میریم دانشگاه دکتر مهندس بشیم. قرار نیست زن و مرد باشیم...میگیم هرکاری زنا و مردا میکنند ما هم همین کارو میکنیم. قرار نیست ورزشکار بشیم. بگید خب میریم باشگاه ورزشکار میشیم. قرار نیست در کمالا جمادی وقت بزاریم دنبال پول و اینا باشیم میگیم خب میریم کلاس تجارت و بازرگانی پول دربیاریم. اینا که ما نیستیم که اینا بخشهای حیوانی و پایینی ماست. ما قراره انسان تربیت شیم اومدیم به دنیا که بینهایت بشیم. بینهایت شدن احتیاج به مربی چی دارد؟ بینهایت دارد یعنی اون 7 تا تخصصی که گفتیم هفته گذشته انسان این 7 تا تخصص رو لازم دارد. اون دست خداست و متخصص معصوم. بنابراین ما اومدیم که اون بشیم. چون اونیم احتیاج به مربی بینهایت داری، احتیاج به امام داری، احتیاج به چی داری؟ به الگو داری، به الگو نیاز داری که بتوانی بینهایت تربیت بشی. درست شد؟
چون ما بینهایت طلب میشیم، میخواهیم بینهایت بشیم اینه که شما که میرید آخرت میخواهید به خواستتون برسید تو بهشت انسان میخواد شبیه به خدا بشه یعنی هرچی اراده میکندهمون بشه. خدا هم میگه اصلاً من تو رو آفریدم که همین بشی. یعنی هرچی اراده کنی همون تحقق پیدا بشود.
پس آیات بهشت رو بدون این توضیحاتی که دارم میدم بخونید فقط شما میگید عه چه بهشتیه اونجا مثلا خدا میگه اونجا اینجوریه. اما فلسفش را نمیفهمید معنای آیه رو نمیفهمید که پشت این آیه چیه؟ چرا خدا دارد بهشت رو اینجوری توصیف میکند؟
حالا دقت کنید این سوره را با هم بخوانیم آیه را... «إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَی» میفرماید که کسانی که ما بهشون وعده خوب دادیم، إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى و در قبل اینها با ما پیوندی برقرار کردند، آن ارتباطی باید بگیرن اون عبودیتی که باید داشته باشند داشتند، اون عهدی که باید رعایت میکردند رو کردند چون آیه قرآن دارد جهنم رو توصیف میکند و جهنم رو توصیف میکند قبلش «لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَهُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ» چیزای مختلفی دارد از عذاب آخریت میگه.
خب که اونا کر هستند اونجا نعرههای دردناکی در جهنم هست، نعرههای زفیر یعنی نعرهها و نالههای جهنم خیلی وحشناکه صدای جهنم و عذاب جهنم. صداش کشنده است. صداش خیلی وحشتناکه هرچی صدای وجشتناک تو این عالم دارید، یک بینهایتم صدای جهنمه. همه چی نعرههاش وحشتناکه عذابش، جهنمش، عذابش، آتشش، اژدهاهاش، هیولاهایی که اونجا هستند، مارهاش، نمیدونم نعرههایی که جهنمیا میزنند خوندیم اون هفته براتون که حیوانات پیامبر فرمود من وقتی با حیوانات هستنم، چارپاها بودم میدیدم حیوانات نعره...وقتی تو حالتهای خاصی تو روز غذاشون قطع میشد، هیچ کاری نمیکردند، وحشتزده بودند بعد میگفت از جبرئیل که سوال کردم جبرئیل فرمود اینها صدای جهنمیا رو میشنوند اینقدر وحشت زده میشن حیوانات یه موقعهایی. خب حالا انسان میره اونجا اونجا این صدا رو شنیدن خیلی وحشتناکه. اصلاً تو متن (بطن) اونجا قرار بگیره بعد میفرماید که اینا اون نعرههای دردناکی که اونا اونجا میکشند، حالا اینجا در آیه بعد میفرماید إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ... بهشتیا سالم مسیر رو طی کردند أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ اینها دورن از این آتش از اون آتش و از اون نعرهها دورند و نمیشوند.
علی (ع) جمله زیبایی دارد در نهجالبلاغه خطبه 183 میفرماید که خداوند آنچنان اهل بهشت رو گرامی داشت، گرامی داشته که حتی گوشهایشان صدای آتش دوزخ و ناله زیاد اهل جهنم را نمیشنوند. نمیشنوند. یعنی چی؟ یعنی با اینکه با بهت و جهنم یه واحد آخرت اینه یه واحد توضیح دادم هفته گذشته یعنی یه امر واحد بهشت و جهنم هست که گفتیم باطنش بهشته، ظاهر چیه؟ جهنمه. مثل دنیا. دنیا الان مثلاً ما اینجا که هستیم کسی که دارد درد میکشه با کسی که درد نمیکشه یه جاعه ولی اونی که درد نمیکشه دارد عشق و حال میکندهوای خوب تنفس میکند ولی اونی که تجهیزات نیاورده با خودش دارد درد احساس میکند. یک جاست ولی باطن و ظاهر دارد.
اونجا هم همینطوره اونجا هم جهنمیا نمیفهمند بهشتیا رو نمیبینند، بهشتیا هم جهنمیا البته بهشتیا هر وقت قرآن میگه بهشتیا هر وقت اراده کنند، میتونند جهنم را همون لحظه ببیند و با جهنمیا صحبت بکنند.
علی (ع) میفرماید که خداوند اینقدر گرامی داشته بهشتیا را که نمیزاره که اینها هیچ نوع ادراکی از جهنم داشته باشند مگر اینکه چی؟ خودشون بخواهند. بگه حالا بزارید رفیق ما که قبلاً تو دنیا هی تلاش میکرد منو جهنمیکند همسایه اون رفیقم باش صحبت کنم یه گپی بزنم آیه قرآنه دیگر... تو تو دنیا میخواستی منو خیلی منحرف بکنی، چیکار بکنی چیکار بکنی باهشون حرف میتونن بزنن هروقت هم بخوان میبیننشون. اما اذیت نمیشن دیگر. میرید بیمارستان اهل مرض ودرد رو تو بیمارستان میبینید آنجا و آنجا میبینید داری زجر میکشه و سختی میکشه و بعد میای بیرون ارتباط کامل قطع میشود.
حالا میفرماید که «أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ» از اون جهنم دور هستند. لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا صدای جهنم رو نمیشوند اصلاً اون نعرهها و نالههای وحشتناک جهنم رو صدای جهنم را اصلاً درک نمیکنند. حسیس یعنی حتی کمترین صدا رو از جهنم نمیشوند. هیچی...اینا فقط بهشت هستند. وَهُمْ حالا اینجا دقت کنید اینجا چیزی هست که ما دنبالش هستیم «وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ» بهشتی ها در هرچیزی که دلشون میخواد جاودانه هستند. این اون بینهایت طلبی است. یعنی هیچ چیزی نیست که بخوای و اونجا نباشه. هیچ چیااا
هیچ چیز نیست که تو آرزو کنی، بخوای، دلت بخواهد و اونجا نتونی و بگن اینجا نمیشود. نه! اینجا نداریم از این چیزا. اینجا نداریم. هرچی بخواهید اونجا هستش اونم چی؟ جاودانه خب میشود چی؟ دقت کنید هرچی میخواهید پس محدودیت ندارد، هر چی اراده کنی پس شبیه کی شدی اینجا؟ شبیه کی شدی؟ الله و بعدم جاوانهای تمام شد دیگر. در محل سلطنتی که به اندازه همه آسمانها و زمینه یه بهشت با اون عظمت که فقط هم مال توعه. فقط هم مال توست، سلطنت داری و تو اون بهشتی که تو سلطنت داری جاوانه هستی و هرچی ارادم میکنی اونجا اتفاق می افتد. یه کسی اومد به حضرت صادق عرض کرد آقا میشه بچهدار شیم اونجا یا نه؟ اگه ما هوس کردیم اونجا بچهدار شیم چی میشود؟ اونجا زایمان داریم؟ مثلاً خانوم باردار شه و بعد مثلاً... حضرت گفت بله اگه کسی دوست داشته باشه بچهدار باشه، بچهدار میشود اما مثل دنیا نیستش که باردار بشه و بعد 9 ماه درد بکشه بعد درد زایمان تحمل کند بعد بچه به دنیا بیاد بخواد به این بچه رو ... فرمود به محض اینکه اراده میکندهمسرش جا در جا باردار میشه و جا درجا زایمان میکند
اما سن بچه رو خود بخشتی خود بهشتی باید تعیین کنه بگه من الان یه بچه میخوام با این سن... این ارادس بچه میخوام ولی یه 5 ساله میخوام، یه نی نی کوچولو 90 ساله میخوام. از خودم پیرتر. هرچی میخوای هرچی میخوای این با خودش. مثلا این شکلی باشه این رنگی باشه رنگ چشمش این باشه موهاش اینجوری باشه رنگ پوستش اینجوری باشه اینجوری باشه اینجوری باشه سنش اینقدر باشه هرچی میخوای میگه جا در جا اتفاق میوفته یعنی زمان دار نیست. پس وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ هرچی میخواهید جاودان هستش. شرایط رو تو تعیین میکنی. هیچ شرطی به تو تحمیل نمیشه... اونجا نمیگن خب حالا اگه اینو میخوای صبر کن قربان من برم الان برات کباب بیارم. اینجوری نیست. قربان الان مثلاً برات اینکارو میکنیم. معطلی چیزی به اسم معطلی و زمان برای تو اونجا وجود ندارد. حتی یه لحظه یه لحظه... کُن فَیَکون مثل کی؟ مثل خداوند عَبْدِي أَطِعْنِي أَجْعَلْكَ مِثْلِي بنده من تو منو اطاعت کن تا مث من بشی میشه ربوبیت مگه نمیخوای شبیه مربیت بشی شبیه رب بشی؟ پس هرچی رب میگه گوش کن دیگر هرچی که ربت میگه گوش کن تا شبیه به مربیت شی. مگه میشه یه نفر به حرف مربیش گوش نکنه، شبیه مربیش بشه؟ مشه؟ جایی شما سراغ دارید؟ تو کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی شما حرف استاد رو گوش کنی. هرچی میگه بگی چشم تا تو شبیه به اون بشی.
پس فلسفه اطاعت، طبعیتی که خدا تو قرآن میگه أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ خدا رسول، و الان امر اهل بیت علیم السلام اینه که تو باید اینا رو اطاعت کنی تا به اون مقام برسی تا به خلیفهاللهی برسی پس احمقانه کسی حرف نزنه که نماز چیه روزه چیه حجاب چیه؟ چرا همش میگن واجب، حرام، مستحب. همه جا همینطوره. تو هرکمالی که شما .. یه گلسازی رو هم میری یاد بگیری اونجا استادت میگه این کارو نکن اون کار بکن این کار بهتره این کار نباید اصلاً انجام نده. اونجا هم واجب، مستحب، حلال، حرام همه چی هست. یه ورزش رمی میخوای بری یه رانندگی میخوای یاد بگیری اونجام همه احکام هستش پس این حرف خیلی احمقانس که کسی بگه دین چیه مزاحم ماست. دین برا ما همش محدودیت میاره خب کودوم کمال هست که شما کسبش محدودیت نیاره برای شما میخوای پزشک یه عالمه محدودیت باید تحمل کنی میخوای هنرمند شی یه عالم قواعد دارد اونم محدودیت دارد میخوای هر ورزشکارشی تو هر رشتهای اونم یه عالمه محدودیت دارد همه جا همینطوره کمال نا برده رنج گنج مسیر نمیشود. کمال کسب کمال محدودیت دارد، مبارزه دارد تلاش دارد، قواعد دارد، قانون دارد تو باید اینا رو رعایت بکنی. پس این فقط دین نیست که درش قواعد، فرمول، باید و نباید هست. اما چون انسانها شناختشون از خودشون یه زن و مرده با دین با مفهوم انسانشناسی روبه رو نیستند، دین رو با مفهوم انسانی نمیشناسند این خانومه هست که میگه من حجابو دوست ندارم نه اون انسانه این آقاهه هست که میگه دلم میخواد ناموسم هرجوری بگرده این هنوز آدم نیستش که این یه حیوانه میگه خب چه اشکالی دارد ناموس منم اینجوری باشه. حتی حیوانات غیرت ناموسی دارند و حیا و نجابت دارد این پایینتر از حیوانه که اینجوری فکر میکنه... چرا مثلاً طلا بر مرد نمیدونه حرامه؟ چرا مثلاً زن باید اونجوری باشه؟ چرا مثلاً شوهرداری اینجوریه؟ چرا زن داری اونجوریه؟ چرا ندارد قانونه دیگر. تو میخوای شبیه کی بشی؟ اومدی تو این دنیا شبیه کی بشی؟ شبیه معشوقت بشی قاعده دارد، فرمول دارد همه باید اینو رعایت کنند. دیگر چرا هم ندارد اصلاً لازم نیست بدونی چرا؟ مگه آدم از مربیش میپرسه چرا؟ میگه این کارو انجام بده...چشم اصلا اگه تو بدونی چرا که به درد نمیخوره که همه قشنگیو عشق و هنر عبودیت تو این هست که هرچی گفت بگی چشم سوالم نکنی تا اون شباهته حاصل شه.
من چیکار دارم چرا؟ مربی، رب علم مطلق، محبت مطلقه، رحمت مطلقه منم برای خلیفهالهی آفریده خب پس دیگر سوال از چیه؟ مگه من میفهمن حالام اگه اونم بگه من همه فلسفهها رو میفهمم؟ نه
من اون 7 تا تخصص رو دارم؟ نه پس هرچی..اون 7 تا تخصص رو دارد. 7 تا تخصص دست خداست دست متخصص معصومه دست یه انسانم غیراز اونا نیست. پس وقتی من با متخصص معصوم روبه رو هستم سوال دیگر چیه؟ این خیلی احمقانس که انسان هیچ نوع تخصصی ندارد بعد از متخصص میپرسه چرا؟
اون همه تخصص دست اونه هرچی میگه بگو چشم. دیگر اینقدر حرف مفت زدن نیستش لازم نیست. اونای که ادعا میکنند علم دارند، تخصص دارند، مثلاً من پروفسور در فلان رشته هستم این پروفسوریت ضرب در هزار هم بشه بازم جاهلی نسبت به ... اما همه دانشمندای دنیا رو جمع کنید یکی از این گلا رو بدید دستش اونا که تو رشته گلشناسی و گایه شناسی هستند بگو اینو میشناسی کامل یا نه؟ یعنی تمام دانشمندا رو جمع کنی هزاران مجهول راجع به یدونه گل دارند. نه همه گلها همین یدونه گل شما همه دانشمندای دنیا رو جمع کنی متخصصها رو جمع کنی بگی آقا یه الکترون رو میشناسی؟ یه سلول رو میشناسید کامل؟ نه!
این 8 هزار سالی که تاریخ پزشکی هست 8 هزار سال بدن دارد حرف میزنه برای شما 8 هزار ساله بله 8 هزار سال شما علم پزشکی دارید اما بعد از 8 هزار سال مو رو میشناسید چیه؟ مژه رو میشناسید؟ چشم رو میشناسید؟ نه
ما نمیشناسیم ما هنوز یه قطره خونم نمیشناسیم وقتی که هیچی نمیدونی الان حتی یدونه از مجهولات مخلوقات خدا پس چجوری به خودت اجازه میدی بگی من استاد دانشگاهم من پروفسورم من وایسم خلاف قرآن نه آقا اینو قبول ندارم اونو قبول ندارم اخه تو چی حالیته؟ جاهلی هیچی حالیت نیست اگه حالیتم هست همون مقداری که درس خوندی وقتی که هیچ کودوم از تخصصها رو نداری برای چی میای اظهار نظر میکنی. تو این فضای مجازی هر جاهل و احمقی برا خودش شده استاد راجع به مسائل زندگی آدما اظهار نظر بکنه. اصلاً چیزی که روش تخصص ندارد.
هیچ تخصصی ندارد هیچ.. یه عالمه جهالت دارد بعد میاد میشه مربی ... میخواد بشه استاد و مربی بقیه و از اینا نفهمتر از اینا جاهلتر کسانی هستند که اینا رو مربی خودشون قرار میدن. آقای دکتر فلانی اینجوری گفته خانم دکتر فلانی اینجوری گفته... فلان کس اینجوری گفته.. خب گفته که گفته چقدر حالیشه؟ چی میدونه که این حرفها رو زده؟ فلان فیلسوف اینجوری گفته فلان کس اینجوری گفته خب حالا گفته مگه ما کمبود اطلاعات داریم ما منبع معصومانه داریم کلام الله آح.. این کلام الله کلام خود خداست یعنی همونه که همه چیو خلق کرده. این دارد با ما حرف میزنه. تحریف هم توش 1400 ساله اتفاق نیوفتاده. همون قرآنی که 1400 سال پیش نازل شده همونه. دوست و دشمنم قبول دارند.
کلام متخصصین معصوم هم داریم خلفای الهی هم دستمون هست. معتبراشو دارم میگم اونا که قاطی کردند رو نه اون معتبراشون که داری. بعد از این ما احتیاج به راهنمایی کی داریم؟ کی میخواد بیاد ما رو راهنمایی کنه؟ بعد از الله و اهل بیت.... فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ بعد از حق جز گمراهی هیچچیزی نیست. یه کسی که احساس نیاز به قرآن و اهل بیت نمیکنداین واقعاً خودش رو نمیشناسه. یعنی این میگه من با تخصص خدارو قبول ندارم، اهل بیتم قبول ندارم اون که سازندس اون که خازن علمه اون که نماینده مجازه میگه نه سازنده رو قبول دارد و نه متخصص.... نه نماینده مجاز رو مثل الان یه گوشی رو فرض بفرمایید یه گوشی هستش مال فلان شرکت الف بعد میگیم خب ببر درستش کن میگه من شرکتش رو قبول ندارد میگیم این سازنده اینه میگه نه اینو قبول ندارم میگیم خب نماینده مجاز میگه اینم قبول ندارم. پس کجا میخوای ببری؟ میگه میبرم اینجا یه بقالی هست میدم اونجا تعمیر کنه...وضعیت علوم انسانی الان همینجوری وضعیت دانشگاههای ما الان اینجوریه یعنی حذف سازنده، حذف متخصص نماینده مجاز.. اینو گذاشتنش کنار بعد حالا دارند میگردند با سعی و خطا اطلاعات با آزمایش آدما میشن موش آزمایشگاهی سعی و خطا کن یه سری اطلاعات غلط در بیاریم اینو میکنیمش علم و دانش و بعد جمعش میکنیم و میگیم هرکی اینو یاد گبیره بهش لیانس میدیم هرکی هم اینو یاد بگیره بهش ارشد میدیم این مقدار رو هرکی یاد بگیره بهش دکتری میدیم... بعدم اونی که میاد ارشد میفهمه اونای که تو کارشناسی خونده خیلیاش باطله و اونی هم که میره دکتری میگریه میفهمه خیلی چیزای که خونده بیخود بوده باطله. بعد از اینکه دکتری گرفت میفهمه اینی هم که الان بلده خیلیاش به درد نمیخوره چون تخصصی نیست. زور که نیستش که اصلاً تو نگاهت غلطه به انسان و تو اون انسانی که خدا افریده رو نمیشناسی برای موجودی داری برنامه ریزی میکنی که نمیدونی کیه..گفت یه نفر که نمیدونم کیه یه حرف خیلی مهمی زده که نمیدونم چیه واقعا وضعیت علوم انسانی اینجوریه الان
این دارد میگه چی؟ دارد میگه شما تو اونی که میخواهید هرچی که اراده بکنی این انسانه... هم فی خیلی حرفه خالق دارد حرف میزنه راجع به ابدیت و ... وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ جاودانه هست ابدی این اون ذکری است که باید دائما تمرین کنید از صبح تا شب، شب تا صبح باید یادت نره که تو جاودانه هستی.
به محض اینکه بلندات و گستره وجودیتو فراموش کنی آسیب میبینی و شیطان میتونه نفوذ کنه تو قلبت و شیطان صفتها میتونن بهت نزدیک بشن.
اگه بخوای از شر شیطان و وسوسههای شیطان و شیطان صفتها دور باشی و قوی باشه و شاخصههای سعادت رو داشته باشی، شاخصههای سعادت چیا بودش؟ رحمانیت و رحیمیت، آرامش و شادی اگه بخوای داشته باشی باید گستره وجودیت رو و استمرار وجودیت رو همیشه یادت باشه که تو جاودانه هستی و باید بدونی برای چی اومدی به این دنیا...وقتی یادت رفت جاودانهای و فکر کردی زنی مردی عقلی فقط هوشی فقط تمام آسیبها از اینجا شروع میشه. یادت میره انسانی، یادت میره روح خدایی. همین که یادت رفت انسانی و روح خدایی آسیبها میاد سراغت.
دقیقاً مثل کسی است که تو جاده دارد میره این مسیریابو روشن کرده توی کشوری دارد میره کشور غریبهای دارد میره مسیریاب رو شما گم بکنید کجا میخوای بری؟ میمونی نمیدونی کجاست و یه موقع رفته بودم ماموریتی برای 7-8 تا کشور باید میرفتیم. این رانندهای که اومده بود منو ببره از اول یعنی 7 تا کشور ما باید میرفتیم هر روز چندجا سخنرانی تو یه کشور بودیم، دو روز سه روز اونجا بعد یه کشور دیگر این از اولش حرکت کردیم ما این اتومبیلش این مسیریابش روشن بود خب الان ما باید کجا بریم میزد تو ماشین و راه میوفتیم و میرفتیم سر محلی که باید سخنرانی میکردیم حالا فکر کن شما مث مسیربابی که الان شما دارید تو موبایلاتون مثل مثلاً نشان بلد و اینای که شما الان میزنید حالا اینا کار نکنه چه اتفاقی میوفته و اونم یه جایی که غریبید. میمونی دیگر. میمونی نمیدونید... انسان تا نشان یابشو گم بکنه تمامه... متوقف میشه میمونه تو جهنم دنیا آسیب میبینه اونی که دائما تو رو هوشیار نگه میدارد که آخر مسیر حواست باشه اونه ها اونجا قراره بری. اگه اون یادت بره یا دستگاه خاموش بشه مقصد رو گم کنی چه اتفاقی میوفته؟ متوقف میشی شما کاری نمیتونی بکنی انبیا که خودشون الگوهای ما هستند و متخصص و معصومن قرآن میگه اینها اگه اخرت رو گم کنند متوقفن. همین آیه بعدی که میخوام براتون بخونم یه صلوات ختم بفرمایید... سوره ص سوره ص میفرماید که راجع به انبیا چی می فرماید؟ میفرماید که إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ انبیا چجوری خالص شدند؟ یعنی نفوذی نداشتند گناه نداشتند، آلودگی نداشتند وسوسه نمیشدند، شیطان نمیتونست گولشون بزنه و وقت و عمرشون رو تلف کنه استعداداشون رو تلف بکنه شیطان صفتها بهشون نزدیک نمیتونستند بشند چجوری؟ میگفت اینا رو ما با چی خالصشون کردیم؟ یعنی دائماً این مسیریابشون جلو چشمشون بود.
آیه 46 سوره ص إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ آیهای که براتون خوندم سوره 46 آیه 46 سوره ص اینا رو ما با ذکر آخرت و یاد معاد خالصشون کردیم پس ما هم اگه بخواهیم سریعتر برسیم به انبیا اون دو دستوری که خدا داده دستورات چیا بود؟ سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ با سرعت بیایید به سمت مغفرت پروردیگارتون و بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمینه چجوری با سرعت برید؟ شما اگه مسیریابتون رو گم کرده باشید میتونید سریع برید؟ بله؟ میگی نه نه بزن کنار هرچی سرعت بری اشتباه ممکنه بری یه مسیری و چند ساعت دور میشی. بزن کنار اول مسیریبامو پیدا کنم ببینم باید از کودوم جا بره صد راه سر راهم هست ده تا چهارراهه سر راهم کجا باید برم الان؟
پس یکی میتونه راحت گاز بده به سرعت خودشو برسونه چرا میتونه با سرعت گاز بده بره بدون شک و تردید با آرامش و قدرت گازشو بده برسه؟ چون چی روشنه؟ مسیریاب روشنه میگه از اینجا برو راست برو چب برو اینقدر سر پیچ اینجوریه دارد بهت راهنمایی میکندسریع میرسی اونجا اگه این خاموش باشه بخوای بری جلو چیکار میخوای بکنی؟ نمیتونی بری پس دستور سارعوا برا این هست که باید مقصد رو بشناسی بتونی سرعت بری بعدم میگه سابقوا نه تنها سارعوا به اون بهشت به اون غایته که داریم توصیفش میکنیم که شما بینهاتطلبیت در اونجا ارضا میشه اونجا میشی خلیفهالله اونجا مثل خدا میشی که هرچی اراده کنی همان خواهد شد که سریع و سبقتم بگیری در سمتی که تو کارایی که شما رو زودتر میرسونه به خدا. یعنی تو خوب بودن، توی مهربانی، رحمانیت، توی رحیمیت، توی آرامش، توی شاد بودن از همدیگر سبقت بگیرید.
تو صفتهایی که صفتهای خداییه تو کرامت، بزرگواری، بخشش، عفو، گذشت توی اینها توی صبر تو اینا سبقت بگیرید از بقیه.
خب اگه انسان بخواد سبقتم بگیره باید مسیر رو بشناسه یعنی دوتا ماشین میخوان حرکت کنند یکیشون راهنماش گم بشه میتونه سبقت بگیره از بغل دستیش؟ بله؟ کی میتونه سبقت گرفتن یعنی بقیه رو پشت سر بزاری، بقیه رو پشت سربزاری باید ادرس رو داشته باشی که وقتی اونو پشت سر بزاری خودت جلوتر بری برسی پس باید دستگاهت روشن باشه اون دستگاهی که خدا در اولیا خودش انبیا روشن کرد که اینا هم سرعت بگیرند و هم سبقت چی بود؟
خب خود خدا دارد میگه من إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ یاد خونه چقدرم قشنگه نگفت یاد آخرت نگفت یاد بهشت گفت یاد چی؟ یاد خونه خونمون اونجاست اونجا ما تازه میریم جا میندازیم برای ابدیت باید اونجا باشیم الان مسافریم ما هنوز به خونه نرسیدیم خونمون کجاست؟ بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمینه اونجا خونمونه چقدر قشنگ خدا حرف میزنه با بندش؟ خونت یا الدّار خونتون اونجا خونتونه. اینجا که شما مسافرید خونه ندارید اینجا مستاجرید باید بیایید به خونه برسید اونجا دیگر راحت میمونید دیگر اونجا آها رسیدم خونه... تا رسیدم خونه بار وبندیل رو بزارم آرام بشم اینجا خب انبا چرا خالص شدند؟
کلمه اخلاص رو دقت کنید چجوری معنا میکنم؟ خوب دقت کنید اگه اینو نفهمی آیه رو نمیفهمی...اخلاص یعنی اجازه ندی فرمولای غلط، مشاورههای غلط، معیارهای غلط، اندازههای غلط، تقدیرهای غلط، آرزوهای غلط بیاد سراغت از خلوص میندازتت، وقت و عمرتو تلف میکنداینقدر وقتتو میزاشتی رو کار دیگر رو کاری که ارزششو نداشته یا گناه بوده نعوذبالله خدای ناکرده گناه بوده وقتتو گذاشتی تو اون و خودتو معطل کردی دیگر نمیتونی پرواز کنی، جلو پروازت گرفته شده میخوای راه پیدا کنی به آسمون راهت نمیدن اصلاً اینجا تو نمیتونی بری تو. چون تو مشغول چی بودی؟ مشغول چیزی بودی که با خلوصت با نشانهای که باید میرسیدی سازگاری نداشته خب حالا نمیتونی بری دیگر یه باری رو برداشتی رو که نباید برمیداشتی یه چیزی قاطی تو شده که نمیزاره پرواز کنی. تو باید با سرعت و قدرت پرداور کنی الان یه چیزی یه باری برداشتی که هم سرعتتو گرفته و هم قدرتو هی تلا... شبا دیدی خواب میبینی میخوای پرواز کنی ولی نمیتونی..خیلیا میان به من میگن میگن هی میخواهیم تلاش کنیم بپریم یه متر میریم بالا دیگر نمیریم دو متر میریم دیگر نمیتونیم بریم یه ذره میخواهیم اوج بگیریم دیگر نمیتونیم.
اوج میگیریم میوفتیم. خودتون دارید خواب میبینید. یعنی یه چیزایی قاطی داری که اون قاطیه نمیزاره پرواز بکنی. یه چیزایی ما قاطی داریم که اینجوری میشیم دیگر که شبا این خوابهای مسخره رو میبینیم ناتوانیهامون، ضعفهامون به بن بست رسیدنامون نمیتونیم اینه پس اخلاص رو دقت کن یعنی چی؟ اخلاص یعنی خودتو از شر هر الگویی و هر مربی غیر از خدا واهل بیت چیکار کنی؟ بیا از ذهن و دلت بیرون کنی تا رسعتت و قدرتت زیاد شه این اخلاص رو ما یه جا سرنماز دائما به خودمونم میگیم کی میگدش؟
آفرین إِيَّاكَ نَعبُدُ وَإِيَّاكَ نَستَعِينُ فقط حرف تو رو گوش میکنیم، قثط از تو دستور میگیریم سبک زندگیمون رو فقط از تو و فقط هم از تو کمک میگیریم میشه اخلاص... یعنی نمیزاریم چیزی دیگر قاطی بشه...وقتی قاطی بشه هر چیزی سرعتتو میگیره.
جلو سرعت و سبقتتو میگیره دیگر نمیتونی پرواز بکنی ما وقتی رفتیم سراغ غیر خدا انگیزههای غیر خدایی داشتیم، آرزوهای غیرخدایی داشتیم به غیر خدا امیدوارم بودیم، طمع غیرخدا داشتیم برای بندگان خدا زندگی کردیم نه برای خدا، سرعتمون کم میشه، راهو غلط میریم، ناخالصی میاد تو زندگی ما.
لذا خدا دائما هی به ما دارد دستور میده که از من و غیر از من و اهل بیت خودتون رو خالی کنید. خالی کنید. فقط برا من زندگی کنید، فقط به عشق من زندگی کنید.
قل یعنی اعلام عمومی یعنی خالص بگو نمازم و عبادت و حیاتم و مرگم مال خداست. خب اگه اینجوری انسان دیگر غم و غصه ندارد تو زندگیش. آدما که دائما غصه خور و ناراحت و عصبی و زودرنج و حساسن چون برای آدمای دیگر داشتند زندگی میکردند، اونها هم توقعاتشون رو به جا نمیارنمد، از دست اونا ناراحت میشن. از دست اونا کلافه میشن و ناامید میشن و ناراحتی... تمام امید این شوهره بوده تمام امیدش این زنه بوده تمام امیدش پدرمادرش بوده تمام امیدش رو کرده بچش حالا این بچه کلاً ول کرده رفته اصلاً محل نمیزاره به این یه دفعه این افسرده میشه. یه دفعه افسرده میشه میگه عه عه من تمام دلبستگی و امیدمو نشاط زندگیمو معنای زندگیمون این آدم بود این آدمم الان ول کرده رفته یا مرده من افسرده شدم یا اصلاً ولم کرده رفته یا محلم نمیزاره خب افسرده شدم خب چون داشتی برا این زندگی میکردی. تو دلبستگیت کس دیگر بوده معشوقت کس دیگر بوده الهت کس دیگر بوده امیدت کس دیگر بوده تو زندگیت دلخوشیات غیر ازالله و اهل بیت و آخرت بودند. معصومی که اینقدر سرعت دارد پیغمبری که اینقدر سرعت دارد إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ شما تو سفر بچتو چطوری دلداری میدی؟ بچت میگه خستم خوابم میاد میخواد نق بزنه غر بزنه مادر و پدر چی میگن؟ میگن تحمل کن عزیزم یه ذره بخواب میرسیم خونه، خونه راحت بخواب. بخواب تا برسیم خونه. گرسنمه تشنمه باشه تحمل کن الان میرسیم. همه خونه رو بشارت میدن دیگر با خونه همه آرومن. تو خونه وقتی یادت رفت بهشت یادت رفت آخریت یادت رفت دلخوشیات چیه تو دنیا؟ هرچی استاید اخلاق و مربیا و خدا بهت بگن اخرت آخرت آخرت تو چون دلخوشی اونجا نیست اینوره نماز هم خودت هم میخونی إِيَّاكَ نَعبُدُ وَإِيَّاكَ نَستَعِينُ نمیفهمی چی میگی داری دروغ میگی. اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ درست نمیگی صراط المستقیم یعنی راه این آدما دیگر صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ یعنی من میخوام این راهو برم خب نمیری تو داری دروغ میگی میخوام راه اینا رو برم. راه اینا راهی است که توش رحمته، آرامشه و شادی و هیچ کودوم اینا رو نداری تو همش الان اضطراب داری، دلشوره داری، ناراحتی داری، دنیات جلوت تیره و تاره، معنا ندارد برات خب پس راه اینا رو نمیخوای بری. اگه اینا قهرمانای تو هستند، قهرمانای زندگی تو هستند صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ پس مثل اینا قوی باش ببین اینا چه بالاهایی تو زندگی سرشون اومد.. اهل بیت رو نگاه کنید...اولیا خدا رو نگاه کنید، انبیا رو نگاه کنید اینا با همه بالاهایی که سرشون اومد نه رحمانیت و رحمیتشون رو از دست دادند یه کینه از کسی به دل نگرفتند نه آرامششون از دست دادند نه شادیشون رو تو چرا الان اینقدر درب و داغونی چرا اینقدر افسردهای چرا اینقدر ترسویی چرا اینقدر پریشانی؟ چون تو نماز نمیخونی نماز بخون که قوی شی نماز بخون که یادت بیوفته کی هستی؟ ما نماز رو بدون نماز دارد این خانمه میخونه و این آقاهه و این خوشش نمیاد و دوست دارد تموم شه. نماز بخش انسانی ما نماز رو نمیخونه یا اون کسی که دارد چادر میپوشه دارد میره سر سجاده اون خانومه اون آقاهه اون من اصلی نمیره سر سجاده این سر قرار نمیره این رو نیاوردش که نماز بخونن اگه این کودک عزیز روان نماز بخونه ما درست میشه زندگیمون. این خانمه بخواد نماز ... خانمه هم میگه ای بابا حالا نریم جهنم برای اینکه نریم جهنم بزار این کلمات عربی رو بگم نمیفهمم چی میگم بزار تنند تند بگم زودترم خلاصش کنم بره دیگر زودتر. تعقیبات میخوام چیکار؟ اذان میخوام چیکار؟ اقامه میحوام چیکار؟ اصلاً نماز میخوام چیکار؟ نمازم حتی یک کلمه به ایم... اصلا نمیخواد فکر کنه به این چیزای که دارد میگه. فکرم نمیکندفکرش جای دیگس. این نماز نیست که ما میخونیم که اگه نماز بخونه قوی میشه. چرا؟ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ نماز انسان رو از فحشا و منکرات باز میدارد اما نماز باشه اینا که قلابیه اینا که پلاستیکیه اصلاً نمیخونیم نماز رو ما فقط اداش رو درمیاریم یعنی صورتشو داریم ولی خب اگه کسی یه سجده درست انجام بده یه رکوع یه قنوت درستی داشته باشه این آدم قویه این آدم آدم قوی هستش باید بیاد تمرین کنیم نماز رو تا نمازامون جدی بشه. روزههامون انسانی باشه. نماز رو بخونیم، بفهمیم چی داریم میگیم یعنی وایسادی الله اکبر بدونی یعنی چی؟ ما الله اکبر رو اردوی یه هفتهای براش داشتیم یکسال هم طول کشید تا گفتیم مفاهیمشو الله اکبر یعنی چی؟ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ - الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ چقدر دوام میکندالحمدلله چقدر جهنم رو از وجود انسان پاک میکنه؟ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ تک تک این کلمات اگه کسی آدم باشه یعنی بخش انسانیش نماز بخونه معجزه میکندتک تک این کلمات ما نماز نمیخونیم وقتم نداریم بریم یاد بگیریم.. میرم زبان یاد بگیرم، کامپیوتر یاد بگیرم برم درس بخونم اصلاً واجبم نیس بهش. بیخودی الکی همه جوون الکی میرن دانشگاه قرارم نیست ازش استفاده بکنند. حتماً من باید برم ارشد بگیرم حتماً من باید برم دکتری بگیرم حالا میخوای چیکار کنی باهاش؟ اونی که الان براش واجبه تو ممکنه بمیری بری برزخ اینا نیستا.. اگه الان جوونی داری وقت میزاری پول میزاری جون میکنی اینا رو یاد بگیری حفظ کنی تحویل استاد بدی نمرت حتماً 20 بشه 18 بشه 20 بشه برای این چیکار کردی برای این قرآنه چیکار کردی؟ برای مفاهیم انسانی چقدر وقت گذاشتی؟ میگه وقت ندارم درس دارم دانشگاه دارم من وق...یعنی تو بخش انسانیتو و کودک عزیز روانت میگه وقت ندارم. وقت ندارم. نمیرسم به خودم کودک عزیز روان میخواد بمیره میخواد هرچی به من چه؟ بمیره غذا بهش نرسه، ناراحت شه، عصبی شه، پرخاشگر شه، افسرده بشه به من چه همین آدم اگه یدونه جوجه خونش بیاره میگه نه اینجوری باید حتما بهش برسم، خوابش چیز باشه یه جوجه که نمیفهمه. میگه یه جوجه آوردم باید بهش برسم چارتا کبوتر آوردم باید به ... اینا میفهمهها این نی نی کوچولو دارد میفهمه ولی بچه خودشم نیست. اینو میفهمه نوبت کودک عزیز روان که میشه اصلاً حواسش نیست از خدای کودک عزیز روان به امانت امانت خدا بهش داده. إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ انسان پس یادش نیست یه امانت از خدا دستشه کودک عزیز روان و این غذا میخواد مراقبت میخواد رسیدگی میخواد مادری میخواد پدری میخواد میگه حالا شد شد نشد حالا باشه برا بعد... این اون تنبلی و بیحوصلگی هست که ما در برخورد با خودمون همیشه داریم.
فردای قیمت خدا به تو میگه کی به تو گفت این همه درس بخونی واجب بود؟ کی گفت زبان خارجی اینقدر وقت بزاری پول بزاری این قرآن منو خوندی یه دور؟ یه دور خودنی بفهمی من چی میگم باهات؟ یه بار فهمیدیش؟ یه بار وقت گذاشتی اینو بفهمی؟ من باید ارشد بخونم دکتری بخونم باید زبان بخونم باید کامپیوتر بخونم باید اینو بخونم باید اینو...کلاس گلسازی ماشالله چقدر وقت دارید شماها... گلسازی، گلدوزی، کیک پزی، شیرینی پزی، نمیدونم آشپزی وقت این قدر بیکارن افراد بریم اینو یاد بگیریم اونو یاد بگیریم این کلاس اون کلاس این جلسه اون جلسه تو این کانال تو اون کانال میشیننیه مشت این دائماً هم این گوشی دستشونه همینجوری تو این کانالا هرکسی هرچی استفراغ کرده اینم میخواد اون استفراغ طرف رو بخوره برم اینو ببینم اونو ببینم اینو بزنم اونو بزنم بعد این قرآنه چی؟ میگه وقت ندارم 50 آیه در روز نه 2 آیه بفهمیم تو برنامه اینو نوشتم گفتم شما 50 آیه که واجبه رو بخونید 2 آیم در روز بفهمیم...2 تا آیه میشه چقدر؟ میشه ده دقیقه یه ربع
سوال بعد از چند سالی یه دور قرآن رو خوندی یا نه؟ یه دور آیات رو میفهمی؟ فهمیدی آیات چی میگه؟ این خدا با تو معشوقت چی میگه باهات؟ فرستاده نامه عاشقانش فرستاده تو بخونی بیای بالا کو؟ این نامه عاشقانه رو ما میخونیم؟ کاملاً بیرحمانس مثل کسی به یه نفر بگه من عاشقتم دوستت دارم اونم بگه منم دوستت دارم و این براش پیام بفرسته یا نامه بفرسته بعد اون طرف هی منتظره این تیک بخوره نامه خونده بشه این معشوقش اینو ببینه میبینه نه نه تیک خورد نه نگاه کرد نه چیزی... یه روز دو روز یه هفته یه سال دو سال ناممو باز نکردی؟ ناممو نخوندی؟ نه وقت نکردم...میبینهها ولی تیک نمیزنه بره توش بخونه بالاخره معشوقه چی دارد میگه عاشقه چی دارد میگه...هیچی... ما دقیقاً همینقدر احمقانه با کلام الله برخورد میکنیم با دین برخورد میکنیم. همینقدر احمقانه
استادایی که انتخاب میکنیم کلاسهایی که انتخاب میکنیم، کانالایی که انتخاب میکنیم، سایتایی که انتخاب میکنیم چیزایی که داریم میبینیم همینقدر جاهل هستیم. ببین شما همون چیزایی که میزنی تو کانال به قول خودت تیک میزنی نگاه میکنی ببین کدومش واجب الهیه که فردای قیامت دستتو میزاری باید خواست باشه قیامت میپرسند زدی واجب بود بزنی یا نه؟ برا چی زدی اینو نگاه کردی؟ لازم بود تو حیاطت؟
علی (ع) وقتی که دارد امام حسن رو براش نامه مینویسه تو نامه تربیتی میگه ما هرچیزی که لازم نبود گذاشتیم کنار. هرچیزی که ضروری نبود و واجب نبود ما گذاشتیم کنار
اما حسن میفرماید ابا و اجداد طاهره تو اینجوری بودند و ما هم اینجوری هستیم تو هم همینجوری باش هر چیزی ضرور... الان یه کسی یه چیزی فرستاد الان من نگاه کنم؟
این کانالا اون کانال این شبکه اون شبکه نمیدونم تلوزیونشم همینطوره الان من باید وقت بزارم برا این؟
خدارحمت کنه ولی خدا رو که شما اینجا هم براتون صحبت کرد و چند جلسم پیشش بودید فرمود آدما، پدرمادرا اگر به بچههاشون سم بدن بکشنشون به بچههای خودشون گناهش کمتر از این هستش که یه ماهواره بگیرن بزارن تو خونه... میفهمی داری چی به خورد بچت میدی؟ بچت با این کانال با این چیزای که دارد نگاه میکندچی ازش در میاد؟
این دیگر میتونه مسیر انسانیت رو طی بکنه؟ این اصلاً یادش میمونه آدمه؟ این کانالا برای این ساخته شده که شما یادتون بره کی هستید، برای چی آفریده شدید و موفق هم هستند. موفقن برای اینکه 10 بار 100 بار شنیدید که قرآن خوندش 50 آیه در روز واجبه و تو هنوز این کارو نمیتونی بکنی چون احساس نیاز نداری روح تو به خوندن قرآن احتیاج ندارد، عطشی نداری به خودن قرآن به نماز خوندن عطش نداری میگی آره من قرآن نمیخونم یه ساله قرآن نخوندم.
آب چی؟ نون چی؟ چایی چی؟ شیرینی چی؟ غذا چی؟ برنج چی؟ کیک چی؟ همه رو میخورم چون اینا رو احساس نیاز میکنم. غذات این غذای روحت چی؟ نه من ... در 20 ساله احساس نکردم که لازمه برم قرآنو بخونم و بفهمم من شب تا صبح عزادار معشوقهایی هستم که من نیستم یه عمره در فراق معشوقهای میسوزم که دائماً تحقیرم میکننا دائماً له میشم زیر دست و پاشون بی شخصیت میشم این معشوقهای قلابی دارند من رو داغون میکنند ولی بازم همینا رو میخوان وقتی هم ندارم که برم قرآن بخونم. این کتاب چیه بالاخره؟ این قرآن چیه چی میخواد به من بگه؟
این جنایت چیه که ما با خودمون میکنیم یادمون میره کی هستیم ما یادمون رفته کی هستیم آیه بعدی که راجع به بهشت هست میمونه برای بعد چون آیات بهشت رو داریم میخونیم الان فعلاً میخوام اون ارضاء بینهایت طلبی انسان در آخرت و بهشت داریم میخونیم الان موضوع بهشتمون اینه قبلش اول دارد میگه اونای که رسیدند به این اوج چجوری خالص شدند؟ اونا اینجوری خالص شدند یعنی خالص شدن یعنی چی؟ معناش چی شد؟ یعنی سرعت و سبقت. توان سرعت و توان سبقت. چجوری؟ اونا یاد خونشون بودند همیشه. یاخونه خیلی شاد میکندآدمو...
من مربی شما هستم بینهایت تک تک شماها رو دوست میدارم به چشم خدا به چشم امام زمان که بچههای امام زمانید بچههای فاطمه زهرا هستید دارم از عمق این نگاه و محبت دارم باهاتون صحبت میکنم. نگران هستم اگه با یاد آخرت شاد نمیشید و غمهای دنیا یادتون نمیره مریضی خیلی حاده بریم درمان کنیم خودمون رو یاد بهشت یعنی همه غمهای دنیا رو یادمون بره. خدا رحمت کنه استاد ما آیتالله مجتهدی رو چه بزرگواری ما داشتیم این همیشه سرکلاس به ما میفرمود این نیز بگذرد. اگه کسی فهمید این نیز بگذرد همیشه شاده دیگر غصه دنیا رو نمیخوره. غصه دنیا رو نمیخوره یعنی چی؟ یعنی جهنم نمیره... پیامبر فرمود مَنْ بَكَى عَلَى اَلدُّنْيَا دَخَلَ اَلنَّارَ دیگر جهنمی نمیشی دیگر تو اون دنیا نمیسوزی اگه تو دنیا نسوختی آخرتم نمیسوزی اگه اینجا برای دنیا سوختی اونورم میسوزی. اگه اینجوری الان آتیش میگیری برای شانهای حیوانیت، گیاهیت، جمادیت یا عقلیت اونورم جهنم... ما باید قوی شیم عزیزان من بچههای امام زمان قوی شیم که با یاد آخرت شاد شیم که هر بلایی سرمون اومد تو دنیا که به نفعمونم هست مثل زینب کبری (س) ما رَاَیتُ اِلّا جَمیلاٌ من جز زیبایی هیچی ندیدم خیلی خوب بود. باید قوی شیم باید عرضه داشته باشیم ما بابا مادرمون امرالمونین بوده فاطمه زهرا بود. وزان خاندانمون قوی باشه ما بچههای این آدما بودیم و هستیم اگه بچههای اینا هستیم باید مثل اینا قوی باشیم که یاد بگیریم با خوندن قرآن آروم شیم و شاد شیم. با آیات بهشت شاد شیم. با یاد آخریت دنیا یادمون بره و غمهاش ببنید راجع به قهرمانهای این رشته رشته انسانیت تو قهرمانهای این تخحص میگه اینا فقط اخلاصشون یعنی سرعت و سبقتشون با یاد خونه بود. خونه خونه خونه
یا روی تلفنهای همراهتون یا روی آینههای خونتون یا یه تابلو بنویسید بنویسید یک کلمه خانه الدّار اگه نمیفهمیش بنویس آخرت بنویس بهشت بنویس خدا بنویس خانوده آسمانی یادت باشه این قویت میکنه. این تو رو قوی میکندکه زودرنجیهاتو میگیره، عصبانیتاتو میگیره حساسیتاتو میگیره چیزایی که قاطی داری رو همه رو از وجودت بیرون میکندهمه رو بیرون میکنداز وجودت و میشی قوی میشی شاد میشی آروم میشی مهربون
اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین وَ صٌل الله علی مُحَمَّد و آلِهِ الطاهرین