عوامل و موانع ورود به بهشت 17/5/1398
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.
بحثمان این جلسه دربارۀ بهشت هست و جنبۀ دیگری از بهشت، این جنبه فوقالعاده مهم هست، و لذت بهشت را چند برابر میکند، حظ مؤمن را چند برابر میکند، و آن جنبۀ ابدی بودن و جاودان بودن انسان هست، انسان در بُعد فوق عقلانی خودش یعنی بُعد انسان بینهایتطلب است، و همه چیز را بینهایت میخواهد از امر محدود بیزار هست، از محدودها متنفر هست.@و این به خاطر این هست که اصل انسان و ریشه انسان یعنی الله تبارک و تعالی و روح الله، روحی که از خدا در انسان دمیده نامحدود هست، اله انسان نامحدود است، آغاز انسان نامحدود است، روحی که در انسان دمیده شده جاودانه است، نامحدود هست، کمالاتی که در انسان وجود دارد نامحدود است.@تربیت انسان هم باید به سمت نامحدود بودن و جاودانگی جهتدهی بشود، انسان امر محدود سیر نمیشود، تصور اینکه یک نعمتی که دارد موقت هست، از او گرفته میشود، و تصور اینکه انسان نابود میشود، برای انسان تلخ و در باور هست، چون انسان ذاتش و جنسش اینطوری هست.@آن روزی که خداوند تبارک و تعالی حقیقت ما را آفریده، روحی را که از خودش در ما دمیده، ما را بینهایت و آن روح را هم بینهایت آفریده است؛ این مسئله به قدری مهم هست که خداوند برای اینکه بتواند افکار ما را، قوای ما را تنظیم بکند، 80 بار به ما تذکر میدهد، تازه این فقط خداوند هست در قرآن کریم، معصومین (علیهم السّلام) بسیار بسیار زیاد این مسئله را به ما تذکر دادند.@چون اگر انسان مسئله جاودانگی از مدنظر او کنار برود، تمام تصمیماتش عوض میشود، سو و جهت زندگیش عوض میشود، این مسئله باعث میشود که انسان جهت زندگیش را و انتخابات و ارتباطات و رفتارها و چینش فکری خودش را درست بکند.@شما کافی هست که این جهتگیری را از زندگی یک نفر بردارید، او استمرار را از دست میدهد و به جهنم میرسد، واجبترین چیزی که انسان نیاز دارد در خودش بفهمد یکی از واجبترینها بحث استمرار ست، بحث جاودانگی هست.@چون جاودانگی قدرت عبور از زندان دنیا را به انسان میدهد، اگر این قوه از قلب انسان و مغز انسان خارج بشود، انسان در لجنزار دنیا میمان و میپوسد و نابود میشود، مثال بزنم تا ببینید این بینهایت بودن چقدر اهمیت دارد، به فرمول درسمان، قاعدهمان برگردیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست.@جنین که در رحم مادر قرار دارد، یک حیات محدود و موقت در رحم دارد که حیات ابزاری است، حیات گذرا است، همه هم این را میفهمند، یعنی همه درک میکنند که این حیات یک حیات گذرا است، این الان نطفهاش بسته شده، منعقد شده، بیشتر از 9 ماه هم اینجا نیست، بعد هم وارد فضای دنیایی میشود.@این نگاه، نگاه درستی به زندگی است، که هیچ وقت هیچ زنی، مردی، پزشکی، هیچ انسانی فکر نمیکند که جنین قرار است سالها در رحم مادر بماند، همه میدانند یک حرکت و رویش 7 ـ 8 ماهه یا 9 ماهه است بعد هم تمام میشود یک عمر محدود است.@اما همه هم این را میفهمند که جنین نیامده در رحم زندگی بکند، بلکه همه میدانند که جنین در رحم آمده که به دنیا بیاید، یعنی همه رحم را جنبه ابزاری و مقدمهای میدانند برای حیات مرحله بعد، و اساساً ارزش یک حیات رحمی، یک حیات جنینی، به بعد از حیات رحمی و جنینی است یعنی دنیا.@اینقدر مهم است میلیاردها افراد هزینه میکنند، کار میکنند، زحمت میکشند، فکر میکنند، وقت میگذارند، پزشک میروند، درمان میکنند، بارداری را مراقبت میکنند، همه آنها یقین دارند که این بارداری ارزشش مقدمهای است، برای دنیا است که ارزش دارد، پس حیات دنیاست.@حالا موقتاً یک رحمی باید تشکیل بشود جنینی در او قرار بگیرد و برای حیات دنیا آماده بشود، پدر و مادر مستقیم نمیتوانند رابطه برقرار بکنند یک بچه را برای دنیا بوجود بیاورند، چون باید این یک دوران رشدی را طی بکند، این اسپرم و تخمک، چون پدر و مادر که نمیتوانند هیکل را به این صورت به دنیا بیاورند.@یک اسپرم و تخمکی را به اشتراک بگذارند تا این هیکل و پیکرۀ مناسب با حیات دنیایی آن هم در حد حداقلی آماده بشود به دنیا بیاید حالا رشد را هم اینجا ادامه بدهد، این را همه یقین دارند و میفهمند، مسئله در همین فهم و همین باور در رحم دنیا است که این را خیلیها قاطی میکنند.@یعنی حیات دنیا را حیات ماندگار میدانند و اساساً به دنیا به عنوان شرائط رحمی نگاه نمیکنند و به خودشان هم با ماهیت جنینی نگاه نمیکنند، بلکه به دنیا به عنوان محل اصلی زندگی نگاه میکنند و به خودشان هم به ماهیت جنینی نگاه نمیکنند بلکه میگویند ما اینجا هستیم.@با اینکه اگر به او بگویی تو میمیری میگوید بله من میمیرم، من از اینجا میروم، وفات داری؟ بله، ولی نوع تصمیمگیریهایش، افکارش، انتخاباتش، ارتباطات، سبک زندگیش، فقط به درد رحم دنیا میخورد، یعنی فایدهای برای مرحله بعد ندارد.@حالا دو تا جنین را در نظر بگیرید، یکی در رحم مادر فعالیت زیادی مناسب با شرائط زیستی دنیا ندارد، دارد رشد میکند، زندگی میکند، اما نه برای دنیا، من دیدم جنینهای اینطوری، یک تکه مثلاً گوشت است، یک پیکر 3 ـ 4 کیلویی است، دست ندارد، پا ندارد، سر ندارد، اما وقتی که نطفه تشکیل شده جهتدار رشد نکرده، فقط رشد کرده.@یک مشت پی و استخوان و رگ و عصب هست اما نه سر، نه دست، نه پا، مادر فقط داشته یک توده سلولی را در شکم خودش بزرگ میکرده، ولی این اصلاً به درد دنیا نمیخورد و در نقطه مقابل یک جنینی را در نظر بگیرید که در رحم مادر دقیقاً از زمانی که نطفهاش منعقد میشود هدفدار برای دنیا کار میکند.@یک زمانی من دیگر اینجا نیستم، متولد میشوم میروم به عالمی که بینهایت زیباتر و کاملتر و پیشرفتهتر و بزرگتر و جذابتر از رحم مادر است، آنجا زندگی من شروع میشود، این دو تا خیلی فرق دارد، حالا شما فکر کنید یک جنینی الان موقع تولدش رسیده، وقت این جنین، عمر این جنین تلف شده، نه برای دنیا، بلکه برای خود عالم رحم، آنجا واقعاً زندگی کرده، زنده هم بوده، ولی برای حیات دنیاییش چیزی نیاورده.@و در نقطه مقابل جنینی را در نظر بگیرید که از روز اول تشکیل آماده بوده و جهتدار بوده برای تولد، برای همین هم ما از رحم مادر شش نوع تولد داریم به دنیا، سالم و سالم قوی، و ضعیف و بیمار و ناقص و معلول، عین این شش تولد را هم آدمها از رحم دنیا به آخرت دارند.@یک عدۀ کمی در رحم دنیا هدفدار برای ملکوت زندگی میکنند، اینها وقتی که میروند وارد ملکوت میشوند فضایی بینهایت زیباتر از دنیا، بزرگتر از دنیا، کاملتر از دنیا، پیچیدهتر از دنیا، این همۀ تجهیزات مورد نیاز را دارد چون خودش را در دنیا آماده کرده است.@با یک کسی که وقتش، اندیشهاش، تفکراتش، انتخاباتش، ارتباطاتش، معشوقهایش، سبک زندگیش فقط به درد دنیا میخورد، اصلاً تناسبی با بهشت و فضای بهشت ندارد، این وفات چقدر وحشتناک است.@الان لحظه وفاتش رسیده، حالا یا تصادف کرده، 20 ساله، 25 ساله، 21 ساله، 22 ساله، 28 ساله، 30 ساله، 40 ساله، 50 ساله، بگو 80 سال، الان دارد میرود و به هیچ وجه این ساختار ریاضی یعنی نفس او تناسبی با حیات جاودانه ندارد، ببین چقدر وحشتناک میشود.@وارد یک فضایی میشود که هیچ کدام از تجهیزات لازم برای زندگی در آن فضا با خودش نیست، این خیلی مردن وحشتناکی است، خیلی غمانگیز است، چون قابل برگشت نیست، از آن طرف هم دیگر محبوب نیست، کاری هم دیگر نمیشود کرد از دست هیچ کس کاری برنمیآید.@برای آن خدایی که ما را آفریده برای جاودانگی میگوید شما اگر بخواهید در سیستم حیات دنیاییتان به گونهای زندگی کنید که موقع وفات وارد بهشت بشوید به مقام شایسته برسید، و بعد رشدتان را تازه از آنجا شروع کنید تا قیامت و بعد از قیامت، و بعد از قیامت هم تا ابدیت ادامه بدهید، باید روی سیستم شما سه تا جهتگیری سوار بشود، خودتان باید اختیاری سوار کنید.@مثل اینکه شما الان در یک شهری هستید از اینجا یک دفعه شما را برداشتند با هواپیما بردند در یک کشوری فرودگاه شما را پیاده کردند، حالا شما در یک کشوری که پایتختش اندازه کشور شما است مثل هندوستان، بعضی از ایالتهایش الان 80 میلیون به اندازه جمعیت ما جمعیت دارد، چیز غولی است.@بعد شما الان کجا میخواهی بروی، جلوی فرودگاه چکار باید بکنی؟ میگوید یک مسیریاب هست، مثل اینها که روی تلفن اکثر شما هست، مثل مسیر، بلد، اینهایی که الان هست، در موبایلتان میگذارید بعد شماره میزنید میگویید من میخواهم در این کشور یا شهر فلان جا بروم، این مسیر من است.@در چند ثانیه این جهتیاب را روی موبایلتان سوار میکنید در اتومبیل میگذارید دیگر راحت از همان جا شما رانندگی را شروع میکنید به شما میگوید 50 متر اینطرف، 100 متر آنطرف، دو کیلومتر آنطرف میروی قشنگ به مسیر میرسی.@ما یک مسیریاب میخواهیم که دقیقاً در رحم دنیا روی نفست سوار بکنی که وقتی روی نفست گذاشتی حالا در این پیچ و واپیچهای زندگی، کوچه پس کوچههای درگیریهای مالی و جمادی، درگیریهای بدنی و کمالات گیاهی، در پیچ و خمهای وحشتناک حیات حیوانی، ازدواج و تشکیل خانواده، و فامیلبازی، و کار اجتماعی و کار سیاسی، خیلی کوچه پس کوچه است.@پیچ و خمهای فعالیتهای علمی، بروم دانشگاه، بروم کدام واحد را بگذرانم، این مدرک را بگیرم، بعد بروم ارشد، بعد بروم دکترا، بعد بروم کجا درس بخوانم، کجا کار بکنم، گیج نشوید، در پیچ و خمها له نشوی.@حالا این وسط هم خیلی چیزهای دیگر پیش میآید که انسان آمادگیش را ندارد، هم خیرهای فتنهانگیز و امتحانکننده، یک دفعه آدم ثروتمند میشود، آدم را گیج میکند، یک دفعه یک ازدواج موفق میکند، یک دفعه یک شهرت دارد، یک دفعه یک قدرت سراغش میآید، یک موقعیت اجتماعی عالی سراغش میآید، در تلویزیون و کجا.@الان یک موقع من میبینم این بچههای فسقلی را میآورند، نوجوانان را تلویزیون یک دفعه در بوق و کرنا میکنند، این بچه هلاک میشود، گیج میشود، این بچه مگر میتواند جهتیابیش را به سمت آخرت، اصلاً گیج است، الان منگ است، او را مست کردی، در تلویزیون او را آوردی.@مثلاً برای یک کمال جمادی، گیاهی، حیوانی، یا علمی، قهرمانش کردی، همه هم برایش کف میزنند، سوت میزنند، عکسش را نشان میدهند، فیلمش را نشان میدهند، یا میرود هنرپیشه میشود، یا میرود ورزشکار میشود.@الان این وسط یک عالم از این ذوقزدگیهای اینطوری برایش ایجاد کردی، این الان وقتی بخواهی به او بگویی ببین حواست جمع باشد مسیر آنطرف است تو به سمت ابدیت داری میروی، من میخواهم یک قهرمان ورزشی بشوم طلا بیاورم، غایتش این میشود، من میخواهم یک کارخانهدار بشوم اینقدر ثروتمند بشوم، من میخواهم دکتر و مهندس بشوم، من میخواهم ازدواج بکنم، بچه بزرگ کنم، من میخواهم رئیسجمهور بشوم، وزیر بشوم، سردار بشوم.@این بنده خدا الان دیگر گیج است، منگ است، اصلا جهتش را نمیتواند پیدا بکند، یا سفر خارج از کشور میرود، یا آنجا یک زندگی شروع میکند، یا آنجا یک حیات جدید علمی یا اقتصادی را شروع میکند، آنجا دیگر بدتر، خطراتش بیشتر.@یا نه، بلا سرش میآید، پدرش میمیرد، مادرش میمیرد، همسرش میمیرد، بچهاش میمیرد، خودش معلول میشود، خودش سرطان میگیرد، طلاقش میدهند، طلاق میدهد، داستانهای دیگر، حالا در این گیج و ویجیها یک کسی میخواهد حواسش به این تعادل خودش باشد که من از روی صراط نیفتم دارم سمت آخرت و ابدیت میروم.@چطوری میتوانم مسیر را گم نکنم؟ مسائل زندگی من را لوله نکند، مسائل زندگی من را سردرگم نکند، من دارم به سمت آخرت میروم، از اینطرف هم یک مرگ دارد من را تهدید میکند، یک چیزی به اسم وفات به من دارد نزدیک میشود، ثانیهای دارد نزدیک میشود، همینطور تندتند دارد میآید، 24 ساعت کم میشود و هر قدم و نفسی دارد من را به لحظه تولدم نزدیک میکند.@اینجا یک آدمی میخواهد که تعادل داشته باشد بتواند در حین اینکه مسائل اقتصادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، هر چیزی را که دارد کامل، شاد، آرام، متعادل به سمت هدفش حرکت بکند.@همین چند وقت پیش یک آقایی از شهرستان اینجا آمده بود، بعد به من گفت که من یک کار سنگین مشاورهای دارم، من هم چند ماه بود این بنده خدا میخواست من را ببیند، من هم فرصت نداشتم، گفت من میآیم شما را میبرم آنجایی که میخواهی بروی در راه با هم صحبت میکنیم.@من اول قبول کردم گفتم باشد بیایید، بعد آنجایی که من میخواستم بروم جای خیلی مهمی بود، کار مهمی هم داشتم، ظرفیت زمانیام هم کم بود، گفتم عجب اشتباه کردم به این گفتم با من بیا، این تهران را بلد نیست، بعد چطوری میخواهد راه را پیدا بکند، مدام باید بایستیم سؤال بکنیم، یک جایی آن سر تهران.@بعد نشستم به او گفتم من یک ذره مردد هستم، میخواهی با هم یک ماشین سواری بگیریم برویم، گفت نه آقا بنشین خیالت راحت باشد، الان میزنم، آمد و زد همین مسیریاب، گفت شما اصلاً بخواب، خیالت راحت باشد، دیدم 20 دقیقه هم زودتر از زمان موعد من را آنجا رساند حرفش را هم زد.@از شهرستان آمده اصلاً با تهران هیچ آشنایی ندارد، نمیشناسد، ولی مسیریاب دارد گیج نمیشود، در کوچه و پس کوچه و خیابانها راحت میرود، سه تا مسیریاب هست که اینها باید روی قلب انسان سوار بشوند، اگر اینها روی قلب انسان سوار شدند، انسان دیگر آرامشش را از دست نمیدهد، دیگر اضطراب ندارد، دیگر گیج نمیشود در رحم دنیا یک دفعه به سمت جهنم برود.@دقیقاً این زندگی دنیاییش را دارد میکند، همان شوهرداری که هم دارند، زنداری که هم دارند، تفریح و پارک و دریا و خوشی و مهمانی و مدرسه و درس و دانشگاه و کار اقتصادی و کار اجتماعی و کار سیاسی و کار هنری و همه کارها را مثل بقیه دارد انجام میدهد.@ولی یک فرق دارد یکی اینکه در اینجا شاد و آرام است، و یکی اینکه دقیقاً دارد به سمت هدف خلقتش میرود، یعنی دقیقاً دارد به سمت آن هدفی که برایش آفریده شده حرکت میکند، شادی، آرامش، زندگی، عشق، مهربانی، صفا، و حالا این آدم دارد به سمت هدف خلقتش میرود، یعنی جاودانگی، بینهایت، بینهایت شدن.@آن سه تا جهتیاب چیست؟ و در کجا باید سوار بشود تا این شخص دیگر اشتباه نکند؟ شما کل ماشینات را، موتور ماشینات، چرخهایش را در اختیار مسیریابت قرار میدهی موقعی که میخواهی حرکت بکنی، میگویی مسیر گفته از هر طرف برو من ماشین را میچرخانم کلش را با محتوایش را آنطرف میبرم.@حالا کل تو را باید بردارد موتور و چرخهایت را، همه زندگیت را ببرد به این سمت که برسی از این کوچه پس کوچههای جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی و فوق عقلی به الله برسی، حداقل به بهشت برسی، کم کمش بهشت است، بالاتر از آن هم که داریم، بهشت خودش بینهایت درجه دارد تازه بعد از بهشت هم باز درجات هست.@بهتر از بهشت، جالبتر از بهشت، پس باید ما را ببرد، این سه تا باید روی دل انسان سوار بشود، روی قلب برود، روی فکر هم برود خیلی نمیتواند کمک بکند، فکر هم باید با قلب همجهت بشود، اما قلبی که مسلح است، قلبی که ایده دارد، فکرش ساخته شده است.@این سه تا چه بود؟ عشق به الله، عشق به اهل بیت، عشق به جهاد، الله که مقصدت است، یعنی تو قرار است شبیه این شخص بشوی، میخواهی مَثَل اعلی بشوی، میخواهی خلیفة الله بشوی، اهل بیت تنها مربیان شایسته تو هستند، اول از این خانواده آسمانی تو هستند، روح تو از اینها آفریده شده، جهتدهی تو به معنای واقعی به سمت اهل بیت است.@الله، اما با نور اهل بیت و ساختار انسانی اهل بیت، چون خدا تو را از اینها آفریده است و غایت تو هم اینها هستند، جهاد چرا؟ نماز نیست، روزه نیست، خمس نیست، اینها نیستند، جهاد است، جهاد یعنی اینکه تو وقتی دو تا معشوق داری برای حفظ مسیرت باید تلاش بکنی، معشوقهای قلابی نیایند جلویت را بگیرند.@مسیرهای غلط اگر سراغ تو آمدند بتوانی به آنها غلبه بکنی، دشمنان، وسوسه شیطان، موانعی که آمدند بتوانی با آنها مبارزه کنی، به این جهاد میگویند، هر چیزی که دارد تو را جهنمی میکند، هر چیزی که ممکن است تو را نابود بکند، با آن مبارزه کن.@این سه تا اگر روی قلب و مغز و تفکر یک نفر حاکم شد، این آدم شاد و آرام و خوب و راحت زندگی میکند، مشکلات هم دیگر او را اذیت نمیکند، شما وقتی جهتیاب را در ماشینات سوار کردی یک جایی که اشتباه میروی جهتیاب میگوید از کجا برگرد، سیستم را اصلاح میکند.@الان شما باید سمت راست میپیچیدی، سمت چپ پیچیدی، جهتیاب بلافاصله مسیر جدید را به تو پیشنهاد میدهد میگوید حالا از اینطرف درست کن ولی در آخر تو را به مقصد میبرد، تو حتی اگر اشتباه هم کردی، یا حتی عمداً هم اشتباه کردی، او چون مسیر را میشناسد، از اول تنظیم شده این جهتیاب با آن مسیر قلب تو، تو را آنجا میبرد.@قلب همه کاره است، دل همه کاره است، آنجایی که مرکز عشق است، مرکز عاطفه است، مرکز دوست داشتن است او میتواند به انسان کمک کند، تو حتی اگر از جهت فکری هم یک موقع اشتباه بکنی، در زندگیت یک تصمیم غلط بگیری، یک انتخاب غلط بکنی.@مثلاً یک شوهر غلط انتخاب کنی، یا یک شوهر نامناسب، یک زن نامناسب، یک محیط نامناسب، یک رشتۀ، نامناسب، چون قلبت مسلح به این سه جهت هست، آسیب جدی نمیبینی، میگوید درست است مسیر را غلط رفتی، دردسر دارد دوباره برگردی درستش بکنی، اما قابل درست شدن است، میشود درستش کرد، بازسازی میکند و تو را میبرد.@اما اگر قلب جهتش تنظیم نشده باشد، شما مبدأ را مشخص کردی، و به جهتیاب مقصد را ندادی، کجا میخواهی بروی، مدام هم سر کلاس میروی، استاد مدام به تو میگوید، اساتید به تو میگویند، بعد تو در قلبت این چیزها سوار نمیشود، فقط ذهنت اینها را میشنود، ولی باز دلت تصمیمات دیگر دارد میگیرد.@سر کلاس هستی، استاد داری، پیغمبر است، مگر پیغمبر همه مخاطبینش مسیر را درست انتخاب کردند، امام معصوم است، میگوید نه، سر کلاس امام نشسته، پای سخنرانی امام نشسته، امام دارد با او حرف میزند، به او دارد میگوید، حتی مستقیم به او میگوید کجا برو، و کجا نرو، چون دلش جای دیگر است، و اساساً جهتیابی را که امام گفته آنجا ببندید نبسته مسیر گم میشود.@ما زمان نوجوانیمان که در جبهه آموزش میدیدیم، سختترین آموزشها برای ما بود، چون کار ما هم سختترین کار جنگ بود، کار ما اطلاعات عملیات بود، باید روزی یک لشکر و یک گردان را با خودمان خط میبردیم، یکبار 10 کیلومتر، 17 کیلومتر، 18 کیلومتر، پیاده، شبهایی که خودمان شناسایی میرفتیم، تا 90 کیلومتر پیادهروی هم داشتیم.@چند روز باید میرفتیم دقیقاً بعد از چند روز پیاده در کوهها بعد به یک پایگاه خاص میرسیدیم، کار سختی بود، در آموزشی به ما میگفتند این مختصات را یادداشت کن، شرقی اینقدر، غربی اینقدر، جنوبی اینقدر، شمالی اینقدر، این هم قطبنما، یک قطبنما به ما میدادند، که بتوانیم تنظیم کنیم.@بعد میگفتند حالا پیاده راه بیفت برو، دو روز برو، یک روز برو، این هم آذوقهات، باید روز فلان، ساعت فلان، شما باید کنار فلان چشمه، کنار فلان درخت، آنجا همه حاضر باشید، با یک قطبنما، الان قطبنما چیست، الان طرف میزند روی تلفن همراه جهتیاب ثانیهای نقطهزن دارد، نقطهای او را میبرد میرساند.@یک موقع میدیدی یک نفر را 5 کیلومتر آنطرفتر پیدا میکردند، یکی 4 کیلومتر آنطرفتر، یک کسی 10 کیلومتر مسیر را اشتباه میرفت با اینکه قطبنما داشت، خیلی سخت بود.@حالا الان میگوید روی قلبت این را ببند، سه تا عشق الله، اهل بیت و جهاد، وقتی این را روی قلبت حاکم کردی، هر طوری هست این را روی دلت حاکم بکن، بعد حالا حتی اگر مسیر را اشتباه بروی، انتخاب اشتباه بکنی، رشته، کشور، دوست، همسر، محیط، شغل، همه را اصلاح میکند، قلب اینقدر قدرت دارد که همه را برمیگرداند درست میکند.@یعنی یک نفر بعد از 40 سال گناه میرود روبروی مقام امام حسین مینشیند، 40 سال مسیر را اشتباه رفته ولی چون قلب را از اول بسته میبرد دقیقا سر جای امام حسین مینشاند، شما یاران عمرسعد را نگاه کنید، اینها تا غروب هم با امام حسین جنگیدند، تفکراتشان آنها را به این سمت برده بود.@غروب امام حسین فقط یک جمله میگوید قلبش دقیقاً فعال میشود (هل من ناصر ینصرنی) کسی هست من را یاری کند، 30 ـ 32 نفر آدم بلند میشوند جهتهایشان درست میشود، میآیند به امام حسین میرسند با امام حسین شهید میشوند، با مقام امام حسین.@آدم هم داریم با امام حسین بوده، کنار امام حسین، آمده عاشورا هم مانده جنگیده، بعد از ظهر که دیگر نزدیک بهشت رفتن همه است، خیلیها از صبح رفتند منتظر امام حسین هستند که بیاید.@بعدازظهر که دیگر نزدیک است خود امام حسین هم برود به امام حسین میگوید اجازه بفرمایید ما مرخص بشویم من دیگر نمیتوانم با شما باشم، امام حسین هم میگوید هر کس دوست ندارد با من باشد من زوری او را آنجایی که خودم میخواهم بروم نمیبرم، باید بخواهید بیایید بفرمایید، رفت.@چرا نمیتواند پیش امام حسین باشد؟ چون جهت قلبیش بیرون از شخصیت امام حسین بود، دنیا بود، هزاران نفری که امام حسین دعوتشان کرد چون این سه عشق را روی قلبشان سوار نکرده بودند، وقتی امام حسین هم میآید با آنها حرف میزند گیج هستند نمیتوانند جهتدهی بکنند، سر از یک جای دیگر در میآورند.@برای همین من همیشه تو اولین سیدی که برای هم مینویسم یک مهندسی آرزوها میگذارم، اول آرزوهایت را تنظیم بکن تا زندگیت خراب نشود، نه در ازدواج شکست بخورید، نه در رشته شکست بخورید، نه در شغل شکست بخورید.@کسی که مهندسی آرزوها نکرده باشد، بهترین رشته، بهترین همسر، بهترین شغل، بهترین مکان، بهترین جا، بهترین امکانات، در نهایت این آدم افسرده و غمگین و شکستخورده و داغون و فرسوده و با خسران از دنیا میرود، چون اصلاً جهتدهی قلبی ندارد.@عشق و معشوقهایش و آرزوهایش را اصلاً تنظیم نکرده، این آرزویش شوهر بوده، کل آرزوی این زن یک شوهر است، یک زن است، یک بچه است، یک مرد هم همینطور، یک زن است، یک بچه است، یک مادر داشته باشم، یک بچه داشته باشم، یک شغل داشته باشم، یک خانه داشته باشم، یک ذره مدرکم را بالا ببرم، شهرت داشته باشم، به یک ریاست و پستی برسم، و سر از جهنم در می آورد.@به همه اینها میرسد ولی تهاش جهنم است، رئیسجمهور میشود، وزیر، نماینده مجلس، فرماندار میشود، ولی تهاش جهنم است، پولدار، سرمایهدار، هنرپیشه، ورزشکار، مشهور، معروف ولی تهاش جهنم است، تهاش افسردگی شدید، سرخوردگی شدید، تنهایی شدید و بعد هم مردن هست.@تلویزیون را نگاه کنید قهرمانان یک نسل قبل را نشان میدهد که در چه اوجی بودند، صد هزار نفر آدم برای اینها دست تکان میدادند، سوت میزدند، وسط صد هزار جمعیت چه برو و بیایی داشته، الان نشان میدهد که مریض شده، سرطان گرفته در خانه افتاده اصلاً پول دوا و درمانش هم ندارد، مستأجر است، گرفتار است.@یا هنرپیشه است، دیگر الان کسی او را تحویل نمیگیرد، دیگر از اعتبار ساقط شده کسی کاری به این ندارد، دارد در آن تنهایی میمیرد تا ظهر بشود و بخوابد، اگر این جهت قلبیش را مشخص نکرده باشد، این کجا میرود، وقتی وارد فضای ابدی میشود، چکار میخواهد بکند.@لذا ما باید جهتدهی قلبمان را درست بکنیم، جنین که در رحم مادر میآید میداند که از اینجا میرود، از این رحم محل گذر است رد میشود، باید در دنیا برود، این را میداند، جنین سالم و سالم قوی دقیقاً روی سیستم جنین سالم و سالم قوی پدر و مادرها سوار میکنند.@بعضی از پدر و مادرها اشتباه میکنند روی جنینشان این را سوار نمیکنند، مثلاً غذای بد میخورد شب بدی آمیزش صورت میگیرد، پوزیشن آمیزشی و حالت آمیزشیش غلط است، ساعتش غلط است، غذایی که قبل از انعقاد خورده است بد است، رفتارهایی که بعد از انعقاد میکند بچه آنجا گیج میشود.@یعنی سیستم جهتدهی به سمت تولد خراب میشود بچه یک دفعه میبینی معلول به دنیا میآید، ناقص به دنیا میآید، خود پدر و مادر یا محیط، مواد آلوده، مواد تراریخته، هوای آلوده گیج میکند، سیستم را از جهتیابی دقیق میاندازد، بچه در رحم مادر بزرگ میشود ولی وقتی به دنیا میآید میبینی این الان خیلی چیزها را ندارد.@چون سیستم معصوم عمل میکند، سیستم ریاضی است، هر چه به او بدهی همانطور میآید، اطلاعات درست بدهی درست میآید، اطلاعات غلط بدهی غلط میآید، شما در همان جهتیاب آدرس کوچهتان را یک کوچه اشتباه کرده باشی میرود در همان کوچه اشتباه شما را پیاده میکند، میگوید آخر مقصد، در حالی که میبینی ساختمانی که من میخواستم اینجا نیست.@خدا از اول میآید جهت تو را تنظیم میکند میگوید ببین شما معشوقت جاودانه است، ابدی است، بینهایت است، الله است، غایتت، خانواده آسمانیات بینهایت هستند، اهل بیت هستند، بالاتر از بهشت منتظر شما هستند، شما را هم از بالاتر از بهشت به دنیا فرستادیم، از بهشت به دنیا نفرستادیم.@از مقام مَثَل اعلی میگوید «وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي» از روح خودم در تو دمیدم، حرمت این روح را نگه دار، جهتدهیاش را خراب نکن، از مقصد مشخص کردم، حالا او را به مقصد میکشد، انسان هم که به دنیا میآید فطرتاً بینهایتطلب است، پس معلوم است با مقصدش هماهنگ است.@یعنی یک شاه باشد، هیتلر باشد، فرعون هم باشد، بینهایتطلب است، که امام فرمود رئیسجمهور آمریکا هم عاشق خداست یعنی همین است، یعنی این بینهایتطلبیش درست است، مسیر به سمت بینهایت را غلط میرود، میخواهد به بینهایت برسد، اما با استاد مربوطه، با مربی مربوطه، با مربی مناسب حرکت نمیکند.@مثلاً این به جای اینکه معصوم را الگو بکند، قرآن را الگو بکند، یک دفعه میبیند فلان هنرپیشه چطوری زندگی کرده، فلان ورزشکار چطوری زندگی کرده، فلان فیلسوف چطوری زندگی کرده، فلان شاعر چطوری زندگی کرده، میگردد در شبکههای مجازی و ماهواره و تلویزیون از این و آن الگو میگیرد با اینکه روحش میخواهد بهشت برود، حرفش را هم میزند الگوی زندگیش جهنمی است پس او را به سمت جهنم میبرد.@امامش جهنمی است، برای همین امامت مهمترین سؤال روز قیامت است، از نماز مهمتر است، از همه چیز مهمتر، روز قیامت هر کس را با امامش محشور میکنند، امام یعنی چه کسی؟ یعنی او که تو دنبالش افتادی هر جا رفته تو همان کار را کردی، الگوهای زندگیت، چون الگو هر جا برود انسان هم همانجا میرود.@هر انسانی با الگویش قیامت محشور میشود «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» ما روز قیامت هر آدمی را با الگویش محشور میکنیم، امامش، هر کسی که تو دوست داری شبیه او بشوی، الان لباس میپوشی دوست داری شبیه چه کسی بشوی.@این آرایش سر و صورتت، لباس پوشیدنت، تابلوهایی که در خانهات میزنی، عکسی که روی موبایلت هست، موسیقیهایی که داری، نواهایی که داری، دوستانی که داری، شغلی که انتخاب میکنی، همسری که داری، فامیلهایی که داری، مسافرتهایی که میروی همراهانت چه کسانی هستند، همه نشان میدهد که تو از جهت قلبی کجای داری میروی.@این که تو سالی یکی دو بار هم بلند بشوی جای مقدس بروی، مسخره است، میبینی طرف هیچ سنخیتی ندارد، حرم امام رضا میآید، جلوی حرم از یک ظاهر کاملاً جهنمی در میآید وارد حرم میشود، و دوباره با همان ظاهر جهنمی بیرون میآید، چه اتفاقی میخواهد بیفتد؟ هیچی.@عروسی میگیرد جهنمی، همسر میگیرد جهنمی، مهمانی میرود جهنمی، مسافرت میرود جهنمی، شغل انتخاب میکند، درآمد اصلاً حرام است، خمس ندارد، حلال و حرام در آن رعایت نمیشود، حقوق مردم در آن رعایت نمیشود، بعد تو چطوری میخواهی برسی، اینها تو را میرسانند به آن مقصدی که برای آفریده شدی؟ نه، سبک زندگیت خیلی مهم است.@به یکی از پیغمبرانش میگوید به مردم بگو لباس دشمنان من را نپوشند، غذای دشمنان من را هم نخورند چون از دشمنان من میشوند، شما خودت را شبیه هر کس در بیاوری همان میشوی غایتی که او میرود تو هم همان جا میروی چون الگویت این است.@اینکه میگویم شبیه هر کس در بیاورید فقط لباس و حجاب نیست، شوهرداریت چطوری است، زنداریت چطوری است، تربیت بچهات چطوری است، رفتارت با همسرت چطوری است، احترام به خانواده همسرت چطوری است، همسایهداریت چطوری است، مردمداریت چطوری است، برخورد با دشمنانی که میخواهند تو و حیثیت و ناموس و کشور و سرمایهها و دینات را از تو بگیرند تو با اینها چطوری است.@منظور از تشبه همه جانبه است فقط جنبه ظاهری نیست، به شما دارد تذکر میدهد، شما حواست باشد ابدی هستی، حواست باشد جاودانه هستی، حواست باشد وفات داری، حواست باشد برزخ داری، حواست باشد از برزخ تا قیامت زنده هستی، از قیامت تا بینهایت زنده هستی.@انسان اگر این جهتدهی را روی قلبش زد، حالا قلبش دقیقاً او را به وفات میبرد، از وفات تا قیامت میرود، سالم و خوش، قیامت 50 هزار سالهاش را مثل آب خوردن طی میکند، به بهشت میرود، از بهشت هم وارد میشود میرود تا خدا خدایی میکند.@چون قلبش را درست تنظیم کرده، آرزوهایش را درست تنظیم کرده، جهتهایش را درست تنظیم کرده، هوسهایش را، معشوقهایش را چیده، معشوقهای دنیاییش را دارد، آنها را حذف نمیکند، اما روی سر همه معشوقهای دنیایی سه تا معشوق جهتیاب گذاشته، الله، اهل بیت و جهاد.@حالا الان هر تصمیمی میخواهد بگیرد بر اساس ابدیت تصمیم میگیرد، میخواهد غذا بخورد، میخواهد بچهدار بشود، میخواهد باردار بشود، میخواهد ازدواج بکند، میخواهد مهمانی برود، میخواهد جشن برود، میخواهد مسافرت برود، میخواهد رشته انتخاب بکند، میخواهد محل زندگی انتخاب بکند، هر چه را انتخاب میکند بهشتی انتخاب میکند.@یعنی این باید من را به آنطرف برساند، اگر جهنمی است آن را نمیخواهم، اینجا وقت ندارم، عمرم تلف میشود، بیچاره میشوم، در قبر معطل میشوم، برای همین کسانی که بیمار متولد میشوند، باید سالها جهنم بروند تا سالم بشوند بعد بهشت بروند.@چون در دنیا وقتشان را تلف کردند، به خودشان آسیب زدند، مسیرهای غلط رفتند، حالا این آسیب دیده باید این آسیب جبران بشود، در دنیا میتوانست برگردد جبران بکند ولی این کار را نکرده، میتوانست توبه بکند برگردد جبران بکند 40 سال هم که در دنیا اشتباه رفته بود برایش قابل جبران بود همه را میتوانست جبران بکند.@اما این جبران نکرده، 30 سالش جبران شده، 10 سالش نه، حالا با 10 سال ضریب خطا و زاویه وارد برزخ میشود باید این ده سال سر جای خودش برگردد، این یک دفعه میبینی به قول امیرالمؤمنین و حضرت زهرا 300 هزار طول میکشد تا سر جای خودش برگردد.@علی (علیه السّلام) فرمود یک نفر به خاطر یک گناهی که توبه نکرده، آدم یک میلیارد گناه دارد توبه میکند تمام میشود، ولی یک گناه توبه نکرده دارد، پاک نشده میرود، یک حقالناس جبران نشده میرود، میگوید برای یک گناهش تا بخواهد از قلب پاک بشود 100 سال طول میکشد.@اینجا از این فرصت استفاده کن، تو 60 سال هم که گناه داشته باشی، اینجا رحم است، یعنی قدرت بازسازیش فوقالعاده است، همین جا 60 سال را جبران میکنی میتوانی سالم بروی، ولی اگر از اینجا سالم نروی توبه نکنی، توبه نکنی، تصمیم زندگیت را نگیری، با یک وضعیت گناهوار از این دنیا بروی مصیبت شروع میشود، معطلی، غم، مصیبتت آنجا شروع میشود.@لذا دقت کنید یکی از نامهای بهشت، مدام دارد به تو میگوید که تو حواست باشد اصلاً خودت را نفروشی به دنیای موقت و ابدیتت را از دست بدهی، حواست به جاودانگیات باشد، برو جلوی آینه نگاه کن، من اگر حرف پیغمبر درست باشد که درست هم هست متوسط عمر امت من 60 سال است.@پس من الان چقدر مانده تا به آن برسم، تازه اگر به آن برسم، و الا من برادرم، خواهرم 20 ـ 25 سال رفتند، معلوم نیست من به 60 سال برسم، پس من چقدر فرصت دارم، پس من چه موقع میخواهم درست بشوم، چه موقع میخواهم تصمیم بگیرم، چه موقع میخواهم مشکلاتم را حل بکنم، من هنوز در گیر کوچه پسکوچهها پول و مستأجری و لباس و عروسی و عقد و درس و دانشگاه اصلاً نمیدانم چه موقع میخواهم فرصت پیدا بکنم که به خودم برسم.@بعد یک کسی میبینی یک پنجم من امکانات مادی دارد، شادتر از من، آرامتر از من، خوشحالتر از من، عاقلتر از من چون جهت قلبیش مشخص است، اصلاً غم ندارد، چون دقیقاً به سمت ابدیت دارد حرکت میکند، میگوید من به سمت ابدیت میروم و میرسم.@حالا بله در این مسیر که میخواهم بروم فکر میکنم یک ازدواج هم باید بکنم، شد شد، نشد باید سالم بروم، ولی نه اینکه نه من باید ازدواج بکنم به هر قیمتی ولو جهنمی باشد، و مسیر من را بیاندازد و من باید به هر قیمت بچهدار بشوم.@دختران موسی بن جعفر 17 دختر دارد یک دانه از آنها نتوانستند ازدواج بکنند، همسر مناسب برای آنها پیدا نشد، مرد زیاد بود همسر نبود، مرد که خیلی هست، ولی همسر نبود، گفتند من که نمیتوانم با این جهنم بروم، من اگر بخواهم با این ازدواج بکنم، وقتم را تلف میکنم، استعدادم را نابود میکنم، صبر میکنم.@این خیلی مهم است، ما عجله داریم صاحبخانه بشویم به قیمت جهنم شدن، عجله داریم ماشین بخریم با رشوه با نزول، چه کسی گفت واجب است تو الان ماشین بخری! یک خانمی برای من نامه نوشته استاد تو را به خدا، چه قسمهای وحشتناکی، دو تا جوان میخواهند ازدواجشان کنند شما نجاتشان بده، من از شما توقع دارم شما اینها را نجات بدهید.@من این نامه را میخوانم این چیست، زندگی اینها چه شده! این دو تا جوان الان نزدیک ازدواجشان است، میخواهند خانه بخرند 400 میلیون کم دارند، این واجبها الان که خیلی از ازدواجها را نابود کرده همین است، خانه داشته باشد، ماشین داشته باشد، این حرفهای مزخرف چیست، شما مگر پدر و مادرتان خانه و ماشین داشت شروع کرد، الان پدرت تیلیادر است از روز اول داشت.@به او گفتم خانم این که برای من نوشتی من 30 سال مستأجر بودم، صاحبخانه نبودم، یک زمانی بود من مریض بودم، بچهام مریض بود عمل داشت، خودم سرطان گرفته بودم، پول درمان نداشتم، یعنی پول نداشتم دارو برای سرطانم تهیه کنم.@قرض میگرفتم که بروم یک آمپول بخرم برای سرطان خودم، بعد هر جا میرفتم میگفتند چند نفرید؟ 5 نفریم، نه برای شما خانه نداریم، یک ماه، دو ماه، یک موقع میشد ایام مدارس میرسید، ما خانه نداشتیم به یکی از رفقا میگفتیم یک اتاق به ما بدهید ما 5 نفره اینجا بیاییم، به یکی از رفقای دیگرم میگفتم یک اتاق به ما بده ما وسایلمان در پارکینگ شما بگذاریم.@چهار تا بشقاب و چنگال برای غذاپزی همین، 5 نفر آدم در یک اتاق 20 ـ 30 متری اینطوری ما سالها زندگی کردیم، گفتم یعنی چی این جوانی که الان میخواهد شروع کند چه کسی میگوید باید صاحبخانه باشد، چه کسی میگوید باید ماشین داشته باشد، چه کسی میگوید جهیزیهاش اینطوری باشد، چه کسی میگوید باید خانهاش آنجا باشد این حرفها چیست.@اصلاً همه مردانگی یک مرد، همه قشنگی یک زندگی از یک جایی زن و شوهر شروع کنند، از یک شرائطی با عشق و علاقه با ایمان زندگیشان را بسازند، بالاخره زندگی این سختیها را هم دارد این هم خودش جهاد است.@این عین عبادت است، عین شدن است، آدم ندارد مشکلات دارد، ولی شاد است، آرامش دارد، زندگیش جهتش درست است، حالا گیرهایی هم دارد، اذیتش نمیکند، ولی بعضیها اینقدر واجبات ذهنی الکی برای خودشان از نظر اقتصادی یک سطحی درست کردند.@خانه من باید مبل داشته باشد، فرش دستبافت باشد، یا فرش باشد، حالا فرش نباشد موکت باشد، تو میمیری، ظروفت اینها نباشد، ماشین لباسشویی نداشته باشی، ماشین ظرفشویی نداشته باشی، الان که میگویند باید جهیزیه این باشد، آن باشد، پدر صاحب بچه در میآید، همه اذیت میشوند، مرد اذیت میشود، زن اذیت میشود.@بعد حالا این زنی که اینطوری بارش آوردی، دختری که تو اینطوری بارش آوردی این یک مرد را نمیتواند خوشبخت بکند، این فقط بلد است مرد را تحقیر بکند، یعنی این مرد مدام میدود، تلاش میکند، با چه عشقی یک مقداری خانه میآورد.@بعد زن میگوید خواهرم اینطوری، آنطوری، اصلاً این مرد دائماً احساس حقارت میکند، پول میآورد خانه، کار میکند، زحمت میکشد، زن مرد را له میکند، اعتماد به نفسش را میگیرد، قدرتش را میگیرد، مردانگیش را میگیرد، نشاطش را میگیرد، این مرد کنار این زن هوسباز، زیادهطلب، دنیازده تحقیر میشود.@هر کاری میکند این راضی نمیشود، بچههایش هم همینطور ناراضی هستند، بابا زندگی مردم را برو ببین، میبینی شب تا صبح پای این بچه دارد جان میکند، باز میبینی راضی نیست، خودش را به 60 سال میرساند و آخر میمیرد و آنها هم اصلاً از او راضی نیستند.@یک زن هم داریم که با یک مرد ازدواج میکند که ظرفیت خوبی دارد اما الان فقیر است هیچی ندارد، ولی اینقدر این شوهر را بزرگ میکند، اینقدر مدیریت اقتصادی زن قشنگ است، اینقدر با قناعت با این مرد رفتار میکند که این مرد هر بار عشقش بیشتر است که به این زن بیشتر برسد برای این بچه بیشتر تلاش بکند، همه شاد هستند، آرام هستند، آرامش دارند، لذت دارند، خیر و برکت هم بیشتر سراغشان میآید.@این زن یک مرد بیسواد فقیر را یک مرد باسواد و ثروتمند میکند، بلد است روی هوا و هوسش سوار بشود و چطوری مدیریت اقتصادی بکند، مرد هم متقابل همینطور هست، میبینی یک دختر خوب به او دادند، یک دختری که هزار حُسن دارد بعد بیسلیقگی میکند، با رفتارهای غلط، رفتارهای ناشایست، عدم تشخیص عشقش بین خودش، خانوادش و کسان دیگر.@و مدیریت غلط عاطفی، مدیریت غلط اقتصادی این مرد و این بچه را نابود میکند مرد بیکفایت، چون جهتدهی ندارد، قرآن میگوید بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند «إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ».@دل بدهی به دل بچه تا جهنم تو را میبرد، حواست باشد اول روی دل خودت سه تا معشوق را سوار کن به بچههایت بگو تابع من باید بیایید و بروید، هر جا بخواهید من را نمیتوانید، مادر خوب و پاک، چهار تا بچۀ زباننفهمی که هوسهای جهنمی دارد، یک مادر را جهنمی میکنند، یک پدر را تا جهنم میبرند.@اصلاً مرد وقتی میخواهد زن بگیرد اول باید این مسیریابیها را نصب کرده باشد تا بتواند یک زن را خوشبخت بکند، و الا یک زن خوب به او میدهند این زن را آلوده میکند و جهنم میبرد، چون مرد هوسهایش ابدی نیست، هوسهایش به سمت بهشت نیست.@این زن بنده خدا با او ازدواج میکند و به او دروغ میگوید، میگوید من متدین هستم، بعد میبینی که نه با نامحرم که دست میدهد، مشروب که میخورد، فلان مجلس که میزند و میرقصد، چیزهای حرام میبیند، چیزهای حرام میخورد، از این چه چیزی در میآید.@لذا قبل از اینکه انسان در هر جادهای راه بیفتد اول باید مسیرش را مشخص بکند، من میخواهم جهنم بروم یا بهشت، من میخواهم به خانواده آسمانیم برسم یا بروم پیش شیاطین و مارها و اژدهاها زندگی کنم، من جایم پیش حضرت زهرا و اهل بیت است، یا نه جایم ته جهنم است کجا میخواهم بروم.@حالا الان ترمزت را بکش، اول مسیرت را مشخص کن، حالا آرام و شاد به سمت مسیر راه بیفت برو، وقتی تو مسیر و ابدیتت را مشخص نکردی کجا میخواهی بروی، رشته انتخاب میکند، بدون جهت، شهر انتخاب میکند بدون جهت.@کشور انتخاب میکند بدون جهت، دوست انتخاب میکند بدون جهت، همسر و شغل انتخاب میکند بدون جهت، بچهدار میشود و هنوز سوار خودش نیست، این بچه را چطوری میخواه جهتدهیاش بکنی، بچه زیر دست تو میخواهد بزرگ بشود، تو وقتی جهت نداری بچهات کجا میخواهد برود، اگر تو سمت جهنم بروی او را آنطرفی میبری و همانطوری بار میآوری.@من یک موقع پدر و مادرها را میبینم، در یک شهر، در خیابان، بعد دو تا بچه خوشکل و ناز و معصوم دست این پدر و مادر هست، بعد میگویم خدایا این بچه کجا میخواهد برود، این مادر چقدر بیرحم است، این پدر چقدر بیرحم، است، دو تا معصوم خدا به آنها داده، ماهواره خانه میگذارد، سمّ است ماهواره خانهات میگذاری مثل این است که در غذای بچهات سمّ بریزی او را بکشی.@مهمانیهای غلط، داستانهای غلط که گرفتاری درست میکند؛ هنوز شروع نکردیم اینها را مقدمه گفتم که برایتان آیات و روایات جاودانگی را بخوانم، نشد، چون اینقدر این مسئله مهم است که نمیتوانستم بیمقدمه وارد آن بشوم، این مقدمه را داشته باشید تا اگر عمری بود راجع به جاودانگی بگویم.@80 بار آیاتش را بروید ببینید، یک کار تحقیقی قشنگ است، یک کار عبادی قشنگ است، آنهایی که کار تحقیقی دوست دارند بکنند، موبایل هم که چند ثانیه میتوانید تنظیم بکنید این قرآنتان را بیاورید کلمه (خالدین، خالد، خالدون) بزنید، آیاتش را بیاورید، تفاسیرش را نگاه کنید ببینید جاودانگی یعنی چی.@شوخی نیست تو ابدی هستی، باید عاشق خودت به بلندای ابدیت باشی، باید شیفته این عمر طولانی و جاودانگیت باشی، باید به همین بلندا لذت ببری و سرزنده باشی، باید همۀ غمهای دنیا را بریزی در آب کُر جاودانگی تا پاک بشود و از بین برود.@بعضیها وجودشان جاودانه است، یعنی همین جا که الان نشسته جاودانه است، اتصال به جاودانگی و آب کُر جاودانگی دارد، هر چه نجاست میآید نجاست پاک میشود ولی او نجس نمیشود، طعم و رنگ و بویش عوض نمیشود، به او فحش میدهند.@غیبتش را میکنند، کینهاش را دارند، مشکلات دیگر دارد، شیطان به او حمله میکند، حتی یک جایی او را زمین میزند، ولی این چون آب کُر است، اتصال به جاودانگی دارد، صد تا گناه کبیره هم که میکند، گناه کبیرهاش را آخر پاک میکند سر پا است.@بعضیها مثل آب قلیل هستند به هیچ جا وصل نیستند، به جاودانگی، به بهشت، به خانواده آسمانی، به اهل بیت، به خدا وصل نیستند، این کار خوب هم که میکند، گند میزند خراب میکند، گناه که گناه است، کارهای خوبش را هم ضایع میکند، منت میگذارد، ضایع میکند، ضایع میکند، عرضه ندارد خودش را نگه دارد، مثل آب قلیل به یک نجاست بخورد کلش نجس میشود.@اتصال به ابدیت گناهان انسان را به ثواب تبدیل میکند، قطع پیوند با ابدیت ثوابهای انسان را به گناه تبدیل میکند، کارهای خیرت وقتی اتصال به غیب، الله، خانواده آسمانی ندارد، گند میخورد و خراب میشود، اما وقتی که اتصال به غیب داری، اتصال به معشوق جاودانهات داری، این سه معشوق را روی قلبت سوار کردی، گناه کبیره هم که داشتی در آن پاکی و نورانیت خودت ذوب میشوی.@در نورانیت خودت آن گناه ذوب میشود، اینقدر نورانی میشوی، اینقدر پاک میشوی، آنقدر قوی میشوی، حالا یک موقع هم ممکن است پای آدم بلغزد تمام گناهانش از بین میرود.@سورۀ آل عمران آیه 133 «وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقين» سرعت بگیرید به سوی مغفرت پروردگارتان از همدیگر سبقت بگیرید، با سرعت بیایید، «سارِعُوا» با سرعت بیایید به سمت مغفرت پروردگارتان به بهشتی که مدام له له شما را میزند، انتظار شما ر میکشد.@اگر شما یک شب در خواب یا بیداری یک از همسرانتان را در بهشت ببینید، یا یکی از دوستانتان را در بهشت ببینید، یا یکی از خدمتگزارانتان را در بهشت ببینید که چقدر به انتظار تو با اشتیاق نشسته دیگر از اشتیاقش نمیتوانی کار دیگری بکنی.@اگر بدانی فاطمه زهرا چطوری به اشتیاق تو نشسته، اگر بدانی ائمه در بهشت چطوری به اشتیاق شما نشستند، اگر بدانی خدا چقدر به اشتیاق تو معطل نشسته، اصلاً از شوقش میمیری، زندگیت اصلاً متحول میشود.@برای همین خدا میگوید یواش نیا، من منتظر تو هستم دوستت دارم، زود بیا، دیدید این زن و شوهر یا دو تا رفیقی که بهم علاقه دارند، زن میخواهد جایی برود، مرد میخواهد جایی برود، مرد میگوید زود برگرد، زن میگوید زود برگرد، بچهها دیدید میگویند مامان زود بیایی دیر نکنی، برای اینکه بند دل این آدم وصل به این مادر است، به این پدر است، به این همسر است، عشق از خدا شروع شده.@
خدا به ما مشتاقتر از ما به خدا هستیم، اهل بیت به ما مشتاقتر هستند، فرشتهها به ما مشتاقترند، اهل بهشت، شهدا، صدیقین، انبیا به ما مشتاقتر هستند تا ما به آنها سورۀ جمعه را نگاه کنید «يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم» بشارت میدهم به کسانی که هنوز به آنها ملحق نشدند، از بهشت داد میزنند فلانی درست انتخاب بکنی بیا اینجا ببین چه خبر است.@«سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ» بهشتی که به اندازۀ همه آسمانها و زمین است، آن هم برای یک نفر، «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقين» این آماده شده برای اهل تقوا، بعد اهل تقوا را که معنا میکند خصوصیاتشان را میگوید.@میگوید این اهل تقوایی که این همه بهشت برایشان آماده شده «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ» این آدمهای بزرگ یک موقعی ممکن است دچار فحشا بشوند، پایشان بلغزد، خدای نکرده زنا بکند، شراب بخورد، یک موقع پایش بلغزد، یک معصیت کبیره انجام بدهد، زود بازسازی میکند.@قرآن میفرماید اینها متقین هستند، اینها مسیرشان درست است یک جایی ممکن است مسیر را اشتباه بروند، یاد خدا که میافتند زود استغفار میکنند، توبه میکنند، مسیر را درست میروند، دوباره سر جایشان میروند.@مثل کسی که مسیریابش به او گفته راست بپیچ، چپ پیچیده، اصلاً عمداً هم پیچیده، عمدا، چپ پیچیده، بروم ببینم چه خبر، مسیریاب به او میگوید حالا از فلان کوچه برو یک ذره معطلی دارد یک دور بزن سر جایت میروی.@آدمی که اتصال به خدا، غیب، اهل بیت دارد گناه کبیرهاش هم درست میشود و او را نورانی میکند، خودش بلد است، اصلاً از وجود خودش نورانیش میکند و همه را پاک میکند، و آدمی که اتصال به غیب، آخرت، معاد و ابدیت ندارد کارهای خیرش هم همه خراب میشود، همه در منتگذاریها، در خودشیفتگیها، و در این تعریف و تمجیدها، و در این بیاخلاصیها و همه کارهای خیرش خراب و نابود میشود.@پس ببینید جهت قلب چقدر مهم است که تو قلبت را اول جهت آخرتی و ابدی به آن بدهی، تصمیمت را بگیر کجا میخواهی بروی، اول آرزوهایت را مشخص کن، اینقدر هم مدام عجله نکن، شوهرداری، زنداری، بچهداری، رشته، درس، نمیرسم، الان دانشگاه دارم، ارشد دارم، ولش کن، یک ترمز بکش، یک روز بنشین از خانه هم بیرون نیا، برو در حرم بنشین، برو در قبرستان، قبرستان خیلی آدم را میسازد.@اولیاء ما از قبرستان اوج گرفتند، برو سر چند تا قبر بنشین، اصلاً برو در یکی از این قبرها چند دقیقه بخواب، بعد بلند بشو بنشین تصمیمت را بگیر، سه تا معشوق را سوار قلبت کن ببند حالا برو پیش خانوادهات، برو پیش درسات، برو سر شغلت، برو مغازهات، برو در کارخانه درست مصرف کن، دیگر اشتباه نمیکنی، دیگر غلط نمیروی.@این چند دقیقه هم که تجاوز کردیم دیدم حیف است من مدام حرف زدم یک آیه و روایت هم برای شما نخواندم گفتم بگذار یک آیه بخوانیم این حسن و زیبایی آیه بدی و ثقل کلام ما را از بین ببرد لااقل شما یک آیه هم شنیده باشید، انشاءالله جلسه آینده برایتان میخواهم بعضی از آیات و روایات مربوط به جاودانگی را بخوانم، خیلی غوغاست، وقتی آدم میخواند از آدم دل میبرد.@بعد از خواندن این آیات آدم دوست ندارد کاری بکند دوست دارد چند ساعتی در منگی این بماند، نمیخواهد منگیاش بپرد، نمیخواهد با چیز دیگری بپرد.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@