جلسه 014 - عوامل و موانع ورود به بهشت
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - عوامل و موانع ورود به بهشت

عوامل و موانع ورود به بهشت 20/04/1398

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.

بحثمان دربارۀ نامهای بهشت بود و قرار شد که دربارۀ دارالسلام صحبت کردیم. قرار شد چند تا تتمه از بحثمان مانده بود را تکمیل کنیم؛ توضیح دادیم که دارالسلام یعنی خانۀ سلامتی، قطعاً افراد سالم وارد آنجا می‌شوند و مفهوم سلامت را توضیح دادیم. ما در شاخه‌های دین سه شاخه داریم: شاخه اعتقادات، اخلاق و شریعت یا همان احکام، در هر سه مفهوم ما مفهوم سلامت یا بیماری داریم، و مفهوم سلامت در جنبه حقیقت ما یا اعتقادات ما یعنی اینکه انسان، جز حقیقت محض یعنی الله تبارک و تعالی را به آن اعتقاد نداشته باشد، یعنی بداند که خداست و لا غیر.@هستی مطلق و محض هست، خدای احد و واحد هست که این جهان را آفریده (و لا مؤثر فی الوجود الی الله) و او معشوق اصلی ما است (لا اله الا الله) اصل ما، حقیقت ما، ریشۀ ما اوست، دل ما هم جز با او راضی نمی‌شود، او محبوب نهایی همه انسانها است و انسان ای را باید قلبش بپذیرد.@در مورد سلامت وقتی که از معصومین سؤال می‌کنند فرمودند که این آیه قرآن «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ» روزی که نه مال و نه فرزند هیچ چیز دیگری به درد نمی‌خورد، آن روز سودی به انسان نمی‌رساند مگر کسی که با دل سالم و قلب سالم بیاید.@ما خیلی وقتها توهم برمان می‌دارد اموالمان را جزء دارایی‌هایمان می‌دانیم، خوشکلی و زیبایی و هیکل و اندام و پول و ثروت و موقعیت‌های اجتماعی و ریاست، فکر می‌کنیم اینها دارایی و دست‌آورد ما است، اینها هیچ اعتبار و ارزشی در درگاه خدا ندارد، چه بسا انسان را از خدا دور می‌کند.@مثلاً من خیلی باسواد هستم، عالم هستم، دکتر هستم، مهندس هستم، استاد هستم، اینها آنجا در برزخ کاری نمی‌کند، مگر اینکه بتوانی از آن یک نورانیتی کسب بکنی در راه هدف اصلی‌ات که غلبه عشق خدا بر همه وجودت هست، اگر اینها کمک کردند که تو بیشتر عاشق خدا بشوی اینها یک دارایی محسوب می‌شوند و یک کمک هستند، و الا اینها یک وبال هستند و دردسرساز هستند.@این اصلاً توهم نکند که اینها را دارایی نداند دارایی فقط یک دل عاشق است، اگر عاشق هستی دارایی داری، اگر نه گدا هستی، اگر عاشق خانواده آسمانیت هستی، عاشق الله هستی، دل داری و دارایی داری.@اگر نه همان که قرآن گفت، دل خالی است هیچی در آن نیست مثل یک جنینی که در رحم مادر بسته شده این بارداری دارد اما آنجا چیزی تشکیل نمی‌شود، فایده‌ای ندارد یا تشکیل می‌شود قلب و مغز ندارد، فایده ندارد این بچه وقتی قلب و مغز نداشته باشد.@قلب و مغز انسان آن محتوای اصلی انسان یک دل عاشق الله و اهل بیت است، اگر کسی این را ندارد یعنی دلدادگی، عشق، روابط عاشقانه، شادی انسانی با خدا و اهل بیت ندارد پس هنوز دلش تشکیل نشده، می‌گویند جنین در رحم مادر خانم متأسفانه این بچه قلبش تشکیل نشده باید سقط بشود، کارش نمی‌شود کرد، قلب ندارد شما 9 ماه هم بیخود این را نگه داری فایده ندارد.@قلب انسان یعنی آن تپش عشقی انسان با حق تعالی و خانواده آسمانی، اگر عاشق خدا هستی، عاشق خانواده آسمانیت هستی، عاشق آخرت هستی پس دل داری، اگر این عشق، شوردگی، دلدادگی در تو نیست پس دل نداری، دل که نداشته باشی همان قلب است، پس هر چیز دیگر داشته باشی تو را از خدا دور می‌کند به خدا نزدیک نمی‌کند.@هر چقدر پولدارتر، خوشکل‌تر، خوش‌اندام‌تر، قویتر، موقعیت اجتماعی بالاتر، اوضاع خانوادگی بهتر، تحصیلات بالاتر از خدا دورتر، چون اینها روی قلب سوار می‌شود، وقتی کسی قلب نداشته باشد، حالا شما یک بچه را در نظر بگیرید، در رحم مادر قلب تشکیل نداده ولی هیکلش دارد درست رشد می‌کند، فایده ندارد این دارد رشد می‌کند، بدون قلب است، تمام است، کار نمی‌تواند بکند این زنده نیست.@حیات یک انسان به بخش انسانیش است، نه این چهار بخش پایینی، بخش انسانی هم معشوقش الله است، پس حیات انسان به عشق به الله و اهل بیت زنده است، اگر یک کسی هر کاره است در این عالم، ولو یک روحانی است، ولو یک مجتهد است، ولو یک مرجع تقلید است، هوشش زیاد بوده مرجع تقلید شده، اما دل نداشته باشد، عاشق خدا و اهل بیت نباشد، پس جنین درست و حسابی برای ظرف آخرت درست نشده.@هر کس باشد فرقی نمی‌کند شما باید این را بسنجی قرآن آن سه تا معشوق را برای شما علامت سلامت قلب گذاشته، الله، اهل بیت، و جهاد در راه خدا، اگر این در رأس عشق‌هایتان است دل دارید، اگر نه پس تو هنوز دل نداری، دل تشکیل نشده.@در رحم دنیا برای شما که می‌خواهی به برزخ متولد بشوی دل تشکیل نشده، و این خیلی خطرناک است، یک کسی دلدار نباشد، و دل نداشته باشد، دلدادگی نداشته باشد، شور و شوق جاودانۀ ابدی نداشته باشد.@وقتی اسم آخرت، اسم بهشت، اسم خانواده آسمانی، اسم خدا، اسم اهل بیت، اسم تک‌تک اعضای خانواده آسمانیش می‌آید قند در دلش آب نمی‌شود، یعنی دل ندارد که قند در آن آب بشود، آنها که قند هستند (فما احلی اسمائکم) چقدر اسمهای شما شیرین است، پس این شیرینی را یک دلی باید باشد که ادراکش بکند، از آن لذت ببرد.@وقتی اسم حضرت زهرا را می‌شنود، اسم امام حسین را می‌شنود، با امام سجاد مست می‌شود، با امام مجتبی مست می‌شود، با امام باقر و کاظم و صادق مست می‌شود، چون اسمهای خانواده خودش هستند، اسمهای ریشه و اصل خودش هستند، حالش خوب می‌شود.@اگر کسی حالش با الله، اسماء الله، ذکر خدا، یاد خدا، نماز، قرآن حالش خوب نیست، یعنی این شراب را دارد اما حالش خوب نیست، یعنی اصلاً این قرآن نمی‌رود روی در بنشیند خودش هم می‌گوید دلچسبم نیست، به دلم نمی‌نشیند، چون اصلاً دل نداری بنشیند، اگر کسی دل داشته باشد، موسیقی جاودانه الهی آن موسیقی آخرتی و بهشتی با آن دل هماهنگ است.@پس علامت سلامت قلب، به امام گفتند آقا سلامت قلب چیست؟ «الَّذِي‏ يَلْقَى‏ رَبَّهُ‏ وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاهُ» در بخش اعتقادات یا حقیقت که اصل دین و پایه دین و ریشه دین است، مهمترین از این دو تا است، حقیقت و اعتقاد هم مهمتر از اخلاقیات است، و هم مهمتر از شریعت است.@وقتی شریعت شما اعتقادی نداشته باشی، نماز بخوان، روزه بگیر، شک داشته باشی چه فایده‌ای دارد، به چه دردی می‌خورد، در بخش اعتقادات تو اگر دلت عاشق است «وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاهُ» کسی جز خدا در آن نیست، کسی جز اهل بیت، آرمانهای آنها، آرمان امام زمان، خود امام زمان، تنهایی امام زمان، غربت امام زمان، اهداف امام زمان در آن هست، تو دل داری، برو خدا را شکر کن.@اگر دلت برایش می‌تپد پس تپش دارد زنده است، وقتی برای غرت امام زمان نمی‌تپد برای غربت امام زمان به هم نمی‌ریزی، غربت او تو را نمی‌گیرد، تنهاییش تو را نمی‌گیرد، خطاب‌هایی که به تو می‌کند، (هل من ناصر ینصرنی) در دلت شنیده نمی‌شود، دلت درگیر (هل من ناصر ینصرنی) امام زمان نیست پس نداری، چون پیام که دارد می‌رسد.@امام حسین هم روز عاشورا (هل من ناصر ینصرنی) گفت چند نفر دل داشتند از لشکر عمرسعد آمدند؟ 30 نفر دل داشتند از بین آن 30 هزار نفر 30 نفر دل داشتند، یک هزارم جمعیت دل داشتند امام تا گفت (هل من ناصر ینصرنی) چون دل داشتند آمدند، یعنی گرفت آن پیام رفت در دل نشست این منقلب شد از لشکر کفر آمد در لشکر اسلام در کنار امام به شهادت رسید.@یعنی با ده دقیقه، یک ربع، بیست دقیقه، نیم ساعت اینها از ته جهنم رسیدند به عالیترین درجات بهشت، دل اینطوری است وقتی باشد اینقدر سرعت دارد که یک کسی آخر جهنم باشد، او را به عالیترین درجات در بهشت می‌برد، دل اینطوری است قدرت دارد، تا امام حسین می‌گوید (هل من ناصر ینصرنی) می‌گیرد.@پس دل داشتن فوق‌العاده مهم است آن پیام بیاید، امام زمانی که الان دارد هر روز به قول خودش می‌گوید (هل من ناصر ینصرنی) در دلت می‌رود یا نه، می‌نیشیند بگویی پدرم تنهاست، امامم تنهاست، من دیگر نمی‌توانم عادی زندگی بکنم.@ما الان بعضی از عزیزان می‌آیند می‌گوییم شما کم پیدایی نمی‌رسی، می‌گوید مادرم زمینگیر شده، پدرم زمینگیر است به او دارم می‌رسم، کار درستی هم دارد می‌کند، این برنامه‌اش را تنظیم کرده با پدر و مادرش با اصلش، پدر و مادر زمینیش.@بعضی وقتها عروس خانه است می‌گوید مادرشوهرم، پدرشوهرم زمینگیر هستند باید برایشان وقت بیشتر بگذارم، داماد است به شدت شیفته پدر خانم و مادر خانم کاری داشته باشند، برای پدر خانم و مادر خانمش وقت می‌گذارد، پول می‌گذارد، به اینها دل می‌دهد، دل دارد که وقت می‌گذارد.@یک کسی می‌بیند امام زمان غریب است، آواره است، تنهاست، مظلوم است، این در دلش می‌رود، حالا هر شب برایش وقت می‌گذارد، می‌گوید پس من باید از این به بعد از صبح که از خواب بلند می‌شوم تا شب یک کاری برای برطرف کردن موانع ظهورش بکنم، این دل دارد این دلش سالم هست.@حالا اگر یک موقعی در بخش اخلاقش یک ذره بداخلاق باشد، یا در شریعت یک ذره حجابش بد باشد، نمازش اینطوری باشد، ولی چون این اصل دل را دارد، اصل قلبش فعال است، قلبش یک ذره بد می‌زند، قلب دارد، زنده است، دارد زندگی می‌کند، حیات دارد، عاشق است، کار می‌کند، تلاش می‌کند، قلب دارد.@سلامت در بخش حقیقت یعنی اینکه تو عاشق خدا و اهل بیت باشی، برای آنها دلت بتپد و برای آنها وقت داشته باشی، از مال و بدن و وقت و آبرو و اعتبار و علم و قلب و دعایت برایشان بگذاری، هزینه بشوی و هزینه بکنی، مثل یک شمعی که می‌سوزد، برای اهل بیت بسوزی، خدمت بکنی، این روحیه‌ای که حضرت زهرا می‌گوید بهترین کلمه‌اش همین خدمت است، خادم خدا و اهل بیت بشوی.@می‌گوید من یک بخشی از وقتم خادم هستم، مثل این عزیزانی هستند که می‌گوییم چکار می‌کنی؟ می‌گوید من خادم حرم امام رضا هستم، خادم حرم حضرت عبدالعظیم هستم، پولی هم دریافت نمی‌کنم، فقط می‌روم آنجا فقط خادمی می‌کنم این یعنی وقف شدن.@در بخش اخلاق یعنی انسان اخلاق فاسد نداشته باشد، اخلاق آزاردهنده مردم نداشته باشد، خودشیفتگی نداشته باشد، این سلامت قلب است، در بخش شریعت یعنی کار خلاف شرع نکند، یک موقع هست پای آدم می‌لغزد.@بالاخره قرآن می‌گوید مؤمن هم ممکن است دچار فحشا بشود «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» دچار فحشایی، ظلم به نفسی ممکن است بشود، اتفاق غیر از اخلاق است که همیشه هست، این شریعت است با شریعت مشکلی ندارد همیشه شریعت را رعایت می‌کند، حالا دو جا هم ممکن است نتواند ضعیف بشود، کم بیاورد، پایش بلغزد، این حالا مریض شده خوب می‌شود.@ولی یک آدم استخوان‌داری است، دل دارد، اعتقاداتش خوب است، اخلاقیاتش خوب است، احکامش هم خوب است رعایت شرع هم می‌کند، چهار جا هم ممکن است لغزش داشته باشد، این ساقط نمی‌شود، سلامت مفهوم خیلی وسیعی هست.@سلامت اعتقادی، اخلاقی و عملی، یعنی احکام را رعایت بکند این سلامت می‌شود، این آدم جایش دارالسلام است، یعنی خانه سلامتی، اگر هم دارالسلام نرود، از همان دنیا خدا می‌داند این مریض است با بلاها، مصائب، زندگیش را یک کاری می‌کند، هر چه گناه و ناخالصی داشته باشد، پاک بشود سالم بمیرد.@یکی از قشنگی‌های بلای دنیا این است، بلای دنیا یک سردرد، یک تب، یک کار کوچک، هر چیزی که ممکن است خوشت نیاید، می‌تواند کفارۀ گناهانت باشد، لذا اگر سرتان یک چیزی می‌آید تلخ نگیرید، غر و نق و داد و جنگ اعصاب در خانه و جاهای دیگر راه نینداز چون این دارد تو را پاک می‌کند، پاک شدن یک مقدار زحمت دارد، شما حمام هم که می‌روی باید کیسه بکشی، کیسه کشیدن یک مقدار درد دارد، لیف هم که می‌خواهی بزنی یک ذره چشمت می‌سوزد.@بالاخره زحمت دارد ولی در عوض تمیز می‌شوی، دنیا اینطوری است برای ما حمام است، یک ذره ما را کیسه می‌کشند، یک ذره ما را لیف می‌زنند، یک ذره ما صافکاری می‌کنند، اگر نشود چون خدا دوست دارد که تو سر از دارالسلام در بیاوری در برزخ داستان شروع می‌شود، در برزخ هم انسان با عذاب‌هایی که می‌بیند، پاک می‌شود.@جهنم قرآن کریم می‌فرماید یکی از نعمت‌های خداست، جهنم پاک می‌کند و شما را به بهشت می‌فرستد، جهنم بیمارستان بهشت است، ولی خوش به حال کسی که در دنیا اصلاً این سمت نرود، تلاش بکند قبل از رفتن اینجا کار را تمام بکند، این دعایی که امام حسین (علیه السّلام) در دعای عرفه دارد خدایا هر کاری هست همین جا تمام بشود آنطرف من تحمل جهنم رفتن را ندارم.@خیلی هم خوب است انسان با خدا همینطوری معامله بکند نق و غر نزند، دعوا راه نیندازد، اعصاب کسی را خورد نکند، اگر این کارها را نکند ناشکری نکند در مقابل مصائب زندگیش خدا پاک پاک پاکش می‌کند و او را پاک وارد دارالسلام می‌کند، پس هدف ما دارالسلام است.@باید سالم باشی اگر سالم نباشی بمیری هم نمی‌توانی آنجا بروی برزخ می‌روی، برزخ آنجا صافت می‌کنند، سالمت می‌کنند، سالم‌سازی دارد ولی سالم‌سازی آنجا خیلی طولانی است، خیلی دردآور است، هم دردش بیشتر است هم طولانی‌تر است، لذا خوب است آدم همینجا خودش را به خدا بسپارد بگوید خدایا همین جا پاک کن، قدیمی‌ها می‌گفتند پاکم کن خاکم کن، اصطلاح عالی هست همین جا پاک بشویم برویم نمانیم.@بعضیها مرض دارند، یعنی می‌داند یک کاری گناه دارد مدام مریضیش را بیشتر می‌کند، مثلاً زخم است مدام به این زخم دست می‌زند که بیشتر می‌شود، به آن دست نزن داری دارو می‌خوری بگذار خوب بشود، نه، الان در فقه می‌رویم مرجع تقلید گفته این کار را نکن دارد ادامه می‌دهد.@پس خودت داری برای خودت گناه درست می‌کنی، این کار تو حرام است، آن را ادامه نده، مدام مریضی روی مریضی می‌آوری، مریضی در بخش احکام، آدمی که از رساله و مرجع تقلید فاصله می‌گیرد، اینطوری می‌شود.@بگوید آقا اخلاقمان خوب است مرجع تقلید می‌خواهیم چکار، خدا را هم که دوست داریم بی‌خیال، امام زمان هم که دوست داریم، حالا رساله چه می‌گوید این حلال است، این حرام است، این واجب است این مستحب است، از همین جا آدم اعتقادات و اخلاقش را هم از دست می‌دهد.@«ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللهِ» آدمهایی که در شریعت رعایت نمی‌کنند، احکام و رساله و مرجعیت را کنار می‌گذارند، یک جایی در اخلاق کارشان خراب می‌شود، در اعتقادات یک جایی آخر خراب می‌کنند و سقوط می‌کنند، آیه قرآن است می‌گوید آن پایین را نداشته باشی، در اعمالت آن پایین را محکم نبندی، در اخلاق و اعتقادات هم مشکل پیدا می‌کنی.@ نگو دلت پاک باشد، باطنش خوب است حالا درست است از نظر عملی و ظاهری ظاهرش نمی‌خورد دلت پاک باشد، نه باید ظاهرش هم خوب باشد، یک موقع هست حالیش نمی‌شود جاهل است، آن یک بحث دیگر است.@ولی یک موقع هست عمداً دارد این کار را می‌کند، یعنی می‌داند این کار حرام است، این مسخره کردن دین خداست، مسخره کردن اهل بیت است، مسخره کردن مرجع تقلید است، مسخره کردن خون شهدا است، اصرار دارد این کار را انجام بدهد.@نمی‌داند به او می‌گویی قبول می‌کند، مثلاً می‌گویی آقا شما طلا گردنت انداختی برای مرد حرام است، من نمی‌دانستم، انگشتر طلا برای مرد حرام است، باشه چشم در می‌آورد کنار می‌گذارد، زود می‌پذیرد چون می‌گوید من نمی‌دانستم حرام است.@چند وقت پیش در تاکسی نشسته بودم به راننده گفتم آقا پیامبر می‌فرماید که «لاَ تَدْخُلُ اَلْمَلاَئِكَةُ بَيْتاً فِيهِ کَلْبَاً اَو صُورَةُ کَلْب» روی داشبوردش سگ گذاشته بود، گفتم خدا می‌گوید هرجایی سگ یا عکس سگ هست فرشته‌ها نمی‌آیند، فرشته‌ها می‌خواهند بیایند از شما حفاظت بکنند، بلاها را دفع کنند، الهامات قشنگ به شما بکنند، هدایت‌های باطنی در خواب و بیداری بکنند.@بعد شما در آن خانه سگ بردی، فرشته نمی‌آید، خود آدم از وجودش آسیب می‌بیند، فکر می‌کند چقدر مهربانتر از خدا هستند، شما دلتان می‌آید سگ به این نازی، چه اشکالی دارد، یعنی تو از خدا مهربانتر هستی، خدا این سگ را آفریده، خدا بینهایت بیشتر از تو این سگ را دوست دارد، می‌گوید برای ساختار تو مضر است آن را بیرون بگذار جای دیگر به آن برسید.@سگ برای چی به خانه می‌آوری می‌گوید عکس و تصویرش خطرناک است، فرشته‌ها را بیرون می‌کند، ساختار فرشته یک طوری است که با این شکل نمی‌خورد می‌خواهد بیاید به تو کمک بکند، می‌خواهد بیاید خیر و برکت بیاورد، تو می‌خواهی رانندگی بکنی، می‌خواهی مسافرکشی بکنی، می‌خواهی در رانندگی سالم باشی فرشته می‌خواهد بیاید کمک بکند تو سگ گذاشتی.@به یک آقایی گفتم پیغمبر اینطوری گفته با مهربانی به او گفتم برای خودت خوب نیست، همینطور که داشت رانندگی می‌کرد این سگ را برداشت از شیشه بیرون پرت کرد، با چسب هم چسبانده بود بالاخره آن را کَند و بیرون پرت کرد.@دوباره یک موقع دیگر به یک کس دیگر گفتم، گفتم آقا اینطوری است، گفت آخر بچه‌ها خوششان می‌آید، خریدن، بچه‌ام خیلی دوست دارد، این هدیه کی است، می‌گویم این برای تو خطر دارد، برای ماشین‌ات خطر دارد، برای هر کس در این ماشین می‌نشیند می‌گوید فلانی خوشش می‌آید.@هوا یعنی این، هوا یعنی یک میلی که در مقابل مصلحت الهی و دستور الهی مقاومت می‌کند، به آن هوا می‌گویند، قرآن می‌گوید کسی که اطاعت هوا می‌کند جهنمی است، «وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى‏» اگر کسی با هوای خودش مقابله کرد این بهشتی هست.@همین چند روز پیش که خارج از کشور بودم، دیدم راننده دوباره سگ گذاشته، گفتم حالا من چطوری با این حرف بزنم، عربی به این کنار دستیم گفتم یک بحثی را باز کردم که رسول الله اینطوری می‌گوید، بعد او شنید، دو تا سگ هم گذاشته بود، دیدم سر پیچ که داشت ماشین می‌پیچید اینها را دانه دانه بیرون پرت کرد، بعد یک جایی ترمز زد برگشت به من گفت من واقعاً یک همچین چیزی را نمی‌دانستم.@اینقدر اگر من بدانم مرض ندارم که با خدا مخالفت بکنم، خدا خیر من را می‌خواهد برای چی ما اصرار بکنیم با خدا جنگ بکنیم، سر حجاب، سر نماز، سر نیکی به پدر و مادر، سر شوهرداری، سر زن‌داری، سر بچه‌داری، برای چی مخالفت بکنیم، خدا می‌گوید این کار را نکن، نکن، اینطوری لباس نپوش، چشم، آقا یا خانم فرقی ندارد، بالاخره برای زن و مرد شرع یک ظاهری پسندیده غیر از آن حرام است، نکن ادامه نده.@بنابراین سلامت خیلی مهم است، سلامت در اعتقادات، اخلاق و اعمال، اعمالت را باید با رساله تنظیم بکنی، با مرجع تقلید تنظیم بکن سالم است، این سه تا جمع می‌شود تو را دارالسلام می‌برد، خانه سلامتی، خانه سلامتی یعنی تو چون سالم زندگی کردی سالم متولد می‌شوی، حالا سالم در رحم مادر بودی، حالا می‌خواهی متولد بشوی به برزخ در برزخ چون سالم در رحم مادر بودی حالا دیگر سالم متولد می‌شوی.@سالم متولد شدن خیلی مزه دارد، یعنی تو غم، غصه، اضطراب، عذاب، درد هیچ چیزی تو را تهدید نمی‌کند، هر چه می‌خواهی داری، محدودیت نداری، یک زندگی بی‌نهایت شروع می‌شود، این بد است، نمی‌ارزد آدم یک عمر خودش را سالم نگه دارد، از مریضی‌ها بپرهیزد.@مثل یک کسی که مراعات بهداشت دهان و دندان را می‌کند، یک عمر دندانش سالم است، ورزش می‌کند یک عمر سالم است، لذتش را دارد می‌‌برد سالم است از آن استفاده می‌کند، پس سلامت محافظت می‌خواهد، تا می‌گویی سالم، دارالسلام، تا گفتی سلامت، حوزۀ سلامت، یعنی تو با یک بیماری روبه‌رو هستی، که می‌گویند آن نه این سالم است.@پس دارالسلام یعنی یک جایی هست مال مریض‌ها است اسمش جهنم است، یک جایی هست مال سالمها است اسمش بهشت است؛ دو سه تا روایت برایتان بخوانم اولیش از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست «اعْمَلُوا رَحِمَكُمُ‏ اللهُ» (اعلموا) یعنی شما مورد غفلت قرار بگیرید، یعنی حواستان پرت می‌شود، یعنی در درگیریهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی خیلی باورهایتان یادتان می‌رود، باورهایتان را فراموش بکنید.@بعضی‌ها اینقدر آدمهای خوبی هستند سرشان که شلوغ می‌شود خدا سریع با یک فرشته‌ای، الهامی، خوابی، رؤیایی به او می‌فهماند که تو خودت را صاف کن، یک مشکلی داری زود صاف کن، الهام است، خواب بعضی از نبوت است، یک جزء از 70 بخش نبوت رؤیا است، خود خواب یک نوع وحی است، دارد به تو می‌گوید خودت را درست کن تو حیف هستی.@بعد این خواب را می‌فهمد، می‌بیند، می‌شنود، باز دوباره می‌بینی غفلت می‌کند، حواسش را جمع نمی‌کند، برنامه‌ریزی‌هایش را عوض نمی‌کند، صبح به تو گفتند، دیشب به تو گفتند، خودت را صاف کن، تنظیم کن، می‌شنود باز می‌بینی همان وضعیت است، از بس سر خودش را شلوغ کرده.@(اعملوا) یعنی حواست را جمع کن غفلت نکن، «رَحِمَكُمُ‏ اللهُ» خدا رحمتت می‌کند، حضرت دارد حرف می‌‌زند دعا هم می‌کند، «عَلَى‏ أَعْلَامٍ‏ بَيِّنَةٍ فَالطَّرِيقُ» عذر می‌خواهم اشتباه خواندم این (اعلموا) مال یک جای دیگر است، دو تا روایت را قاطی کردم.@(اعملوا) هست، (اعملوا) یعنی عمل بکنید، اینطوری عمل بکنید، «عَلَى‏ أَعْلَامٍ‏ بَيِّنَةٍ» شما با یک نشانه‌های آشکار عمل بکنید، یعنی اگر در زندگی‌تان عمل می‌کنید، برای عمل کردنتان دلیل داشته باشید، برای چی نماز می‌خوانید؟ به این دلیل، حجاب برای چی است؟ نمی‌دانم مادرم می‌گوید، اگر مادرم نگوید من غوغا می‌کنم، پدرم کاری نداشته باشد، من از ترس پدر و مادرم و از ترس جامعه است.@این نه، پس آن دختر و پسر اروپایی که الان در اروپا و آمریکا دارند بهترین حجاب‌ها را رعایت می‌کنند، مردشان با حجاب، زنشان با حجاب، اینها را رعایت می‌کنند، پدر و مادرشان اتفاقاً می‌گویند نکنید، تو برای چی رفتی مسلمان شدی، پدرش مسیحی است، این حرفها چیست.@ما روحانی داریم پدر و مادرش مسیحی هستند، درس می‌خوانند مبلغ هستند، ولی پدر و مادرش مسیحی است، خیلی عالی می‌رود به پدر و مادرش سر می‌زند، دستشان را می‌بوسد، با پدر و مادرش ارتباط دارد ولی آنها اعتقاد این را قبول ندارند این هم می‌گوید «لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُون‏َ» من آنچه را که شما عبادت می‌کنید، من دینم برای خودم است، دین دارد واضح است.@«عَلَى‏ أَعْلَامٍ‏ بَيِّنَةٍ» فوق‌العاده مهم است، که برای دین‌ات دلیل داشته باش، الان خدا هست دلیل داری، یکی است دلیل داری، عادل است دلیل داری، می‌گوید خدا را دوست دارم چون عادل است، بعد تا یک طلاق می‌شود فحش را به خدا می‌کشد، تا یک ذره گرانی می‌شود، تا با زنش دعواش می‌شود، با بچه‌اش دعوایش می‌شود، یک کسی می‌میرد، شروع می‌کند به خدا و بد و بیراه گفتن.@می‌گوید (سبحان الله) خدا منزه است، اما تا یک مشکل پیدا می‌کند، اولین کسی را که به فحش می‌بندد یا در زشت به آن اعتقاد دارد کیست، این چطور خدایی است که تو راحت می‌توانی اینقدر به او اتهام وارد بکنی، خدای حقیقی نیست، خدای من در آوردی خیالی است، خدای حقیقی سبحان است، خدای حقیقی اله است، خدای حقیقی ظلم در کارش نیست.@این خدایی که تو هر وقت دلت خواست با او دعوا بکنی، هر وقت دلت خواست با او آشتی بکنی، امام صادق فرمود این خدای مخلوق خودت است، خدای حقیقی نیست، خدایتان را حقیقی بکنید، پیامبرمان حقیقی باشد، امیرالمؤمنین‌مان حقیقی باشد، حضرت زهرایمان حقیقی باشد، امام‌مان حقیقی باشد.@بارها سر این کلاس گفتیم شما می‌توانید بیایید بگویید من هیچ چیزی را قبول ندارم، هیچ کس با شما کاری ندارد، من نه خدا را، نه دین را، نه پیغمبر را، می‌خواهم از صفر شروع کنم، به من بگویید ببینم واقعاً هست یا نیست، ما برای همه اینها صدها بحث و جواب گذاشتیم.@دوره‌های اسماء الله ما در مشهد ما از صفر شروع کردیم، که اصلاً خدایی نیست، هیچ کس نیست، ببینیم می‌توانیم یک خدایی را به آن برسیم یا نه، به همه هم گفتیم تلاش کنید نرسید، تلاش کنید، لجبازی کنید، فشار بیاورید، قبول نکنید، ببینید می‌شود قبول کرد که نیست، آدم باید از یک جا شروع بکند، این هست، درس دارد، پله پله کتاب دارد.@آدم دینش را با حقیقت یاد بگیرد، برایش دلیل داشته باشد، استوار بماند، آنهایی که دینشان از پدر و مادرشان تقلیدی است، از دست می‌دهند، آنهایی که مثل خارجی‌هایی که کافر هستند بعد مسلمان یا شیعه می‌شوند، آن بیّنه دارد، حضرت می‌فرماید کارهایتان را براساس بیّنه انجام بدهید.@برای چی روزه می‌گیرد؟ این حجاب برای چیست؟ برای چی می‌گویی مشروب نمی‌خورم؟ برای چی باید فلان احکام را رعایت کنم؟ خمس برای چی می‌دهی؟ دلیلم این است، واضح است دارم انجام می‌دهم.@خدا رحمت یکی از بزرگان را، ما یک رفاقت مثلاً بیش از 20 سال رفت و آمدی داشتیم، کارشان بود که در دنیا اسلام را ترویج بدهند، به او گفتم شما تا به حال چند نفر را مسلمان کردی؟ همینطوری با تواضع گفت فکر می‌کنم ده میلیون نفر.@این موقعی که می‌خواست کتاب اعتقاداتی که نوشته بود را به انگلیسی ترجمه کند، فرستاد برای یک دانشمند سنّی، یک دانشمند سنّی متعصب، تعصب سنّی‌گری داشت، ولی فوق‌العاده آدم فهمیده و آزاده‌ای بود ضمن اینکه روی دین خودش تعصب داشت.@من زمانی که خدمت این عزیزمان رفتم، گفت آقای شجاعی بیا بنشین ببین فلانی چی برایم نوشته، یک نامه نوشته بود که حضرت آیت الله من این کتاب شما را خواندم، از پنج جلد اعتقادات، توحید و عدل و نبوت و معادش را ترجمه کردم، امامتش را خواندم، از استدلالهایش خوشم نیامد.@بعد از یک مدت تنهایی با خودم دیدم نمی‌توانم، چون به شما قول داده بودم ترجمه کنم، دیدم نمی‌توانم در مقابل استدلالهای این کتاب مقاومت کنم، برای همین مدتها مخفیانه شیعه شدم، چون اگر بفهمند برای من گرفتاری درست می‌شود، مخفیانه من شیعه شدم دارم به فقه شیعه عمل می‌کنم.@دانشمند است تعصب هم دارد، ولی وقتی دلیل را می‌فهمد می‌پذیرد، دلیل این است باشد، ما خیلی از عزیزان اهل سنّت اینطوری است، مطالعه می‌کنند، باشد، بعضیها اصرار دارند که نپذیرند، حضرت می‌فرماید که دیدتان را اینطوری داشته باشید.@«فَالطَّرِيقُ نَهْجٌ» وقتی شما به نشانه‌های آشکار عمل بکنید چرا که این راه (طریق) یعنی اسلام، این اسلام نهج است، نهج یعنی یک راه کاملاً شفاف و روشن، می‌گوید اسلام خیلی روشن و شفاف است، حالا این اسلام شما را به کجا می‌برد؟ در هر سه شاخه «يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ» شما را دعوت می‌کند به خانه سلامتی، به بهشت.@وقتی می‌گوید «يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ» یعنی تو فرصت اصلاح داری، وقت داری خودت را اصلاح بکنی، نگو من جهنمی هستم، من اینقدر گناه کردم، بیست سال گناه کردم، سی سال گناه کردم، این حرف، حرف شیطان است، اگر یک کسی 20 ـ 30 سال گناه کرده بود گفت تو دیگر درست نمی‌شوی، نمی‌شود جبران بکنی، این حرف، حرف شیطان است.@نه الان من زنده هستم می‌توانم همه چیز را جبران بکنم، تمام 30 سال گناه را می‌توانم به نورانیت و عبادت تبدیل بکنم، خیلی مهم است، خدا نمی‌گوید من 30 سال گناه‌ات را جبران می‌کنم، مثلاً گناه‌ات را می‌بخشم بیا از اول شروع کن، نه می‌گوید من آن 30 سال گناه‌ات را هم به عبادت تبدیل می‌کنم، چه کسی با من این کار را می‌کند، خدا می‌گوید آشتی کن، برگرد، من تمام آن 30 سالت را به عبادت تبدیل می‌کنم، دیگر کسی با این خدا بهانه‌ای دارد، که بگوید من سر از جهنم درآوردم.@برای همین هم فرشته‌های جهنم خیلی عصبانی و خشن هستند، چون با احمق سر و کار دارند، می‌گویند بی‌شعور، احمق، بی‌عقل، اینها آیه قرآن است، می‌گوید تو چطوری از دست این خدا به جهنم رسیدی، «ما سَلَكَكُمْ في‏ سَقَر» شما اصلاً برای چی در جهنم آمدید.@مگر می‌شود آدم با این خدای مهربانی که 40 سال گناه را می‌آمرزد و به عبادت تبدیلش می‌کند با یک توبه، چطوری می‌شود به جهنم بیاید، می‌شود آدم سر از جهنم در بیاورد، خودشان هم همین را می‌گویند «قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» ما نماز نمی‌خواندیم.@«لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في‏ أَصْحابِ السَّعيرِ» ما خوب فکر نکردیم، اگر حرف گوش کرده بودیم، ما اگر می‌شنیدیم و تعقل می‌کردیم، حرف گوش می‌کردیم، اصلاً جهنمی نمی‌شدیم، جهنم جای بی‌فکرها است، با این خدا یک کسی سر از جهنم در بیاورد حقش جهنم است آنجاست که دیگر فرشته با این بدرفتاری می‌کند، می‌گوید اینقدر خدا مغفرت سر تو ریخته، اینقدر تو را بخشیده، هزار بار تو را شسته باز جهنم آمدی.@فرصت داریم فقط معلوم نیست چقدر، امروز و فردا نکنید، حضرت فرمود بیشتر جهنمیان به خاطر امروز و فردا کردنشان سر از جهنم در می‌آورند، نه اینکه آدمهای بدی بودند یا فرصت نداشتند، مدام گفتند فردا، پس فردا، یک ماه دیگر، یک سال دیگر، دو روز دیگر، چند روز دیگر، شروع نکردند اینطوری شدند.@«وَ أَنْتُمْ فِي دَارٍ مُسْتَعْتَبٍ عَلَى مَهَلٍ وَ فَرَاغٍ» و شما در خانه‌ای هستید که فرصت و فراغت دارید، وقت دارید، (عَلَى مَهَلٍ) یعنی مهلت دارید، (وَ فَرَاغٍ) فراغت دارید بجنبید خودتان را به دارالسلام برسانید.@نگو کنکور دارم، درس دارم، دکتر دارم، مهندس دارم، گرفتار هستم، کار اقتصادی نمی‌گذارد، کار خانوادگی نمی‌گذارد، همین که بگویی وقت ندارم، یک دفعه سر از یک حسرت وحشتناک در می‌آوری، اینها را بهانه نکنید، وقت دارید، خدا به شما فراغت داده، در راه بگذار بیا خودت را به دارالسلام برسان، دعوتتان دارد می‌کند، (یدعوا) این طریق شما را به خانه سلامتی و وقت دارید فرصت هم دارید.@ببینید چقدر قشنگ واضح امیرالمؤمنین صحبت می‌کند، چه کسی هست بگوید من الان نمی‌رسم بهشت بروم، من جهنمی هستم، باشد چقدر جهنمی هستی؟ 50 سال گناه کردم، زنده هستی یا نه؟ بله، جبران می‌کنی بروی بهشت، بیا، راهش خیلی دور نیست، «وَ أَنَ‏ الرَّاحِلَ‏ إِلَيْكَ‏ قَرِيبُ الْمَسَافَةِ» راه بهشت نزدیک است، اگر می‌خواست مسافرت خدا باشد مسافر خدا مسیرش کوتاه است.@طرف تا غروب عاشورا با امام حسین جنگیده، چند دقیقه حضرت، غروب که می‌گوییم غروب به معنای واقعی است، خیلی از یاران حضرت تا ظهر با او نماز جماعت خواندند، گروههای اصلی خانواده امام حسین بنی هاشم غروب رفتند جنگیدند کشته شدند، اباالفضل ظهر کشته نشده، امام حسین ظهر کشته نشده، اینها می‌گویند ظهر عاشورا اصلاً همچین چیزی نیست، ظهر حضرت نماز جماعت خوانده، اصحاب بودند جنگیدند تا نزدیک مغرب اینطوری بوده.@آفتاب طولانی هم بوده، تابستان هم بوده، جنگیدند، بعضیها می‌گویند پاییز بوده، آمدند تا هوا داشت تاریک می‌شده، تازه آن موقع حضرت گفته (هل من ناصر ینصرنی) کسی هست من را کمک بکند، 30 نفر آدم اینطرف آمدند، از ته جهنم آمدند اینطرف، چقدر فرصت داشتند؟ ولی تصمیم گرفتند.@فردا روز قیامت خدا می‌گوید این ته جهنم بوده نیم ساعت از وقتش استفاده خوب کرده، من او را قبول کردم، 24 ساعت از وقتش خوب استفاده کرده او را پذیرفتم، پس کسی نگوید من وقت بهشت رفتن نداشتم، من عمر کافی نکردم، عمرش کوتاه بود، سکته کرد، سرطان گرفت، هیچ کس نیست که وقت برای بهشت رفتن نداشته باشد برای آشتی با خدا نداشته باشد همه وقت دارند، حضرت دارد ما به دارالسلام دعوت می‌کند.@برویم سراغ امام باقر (علیه السّلام) «فِي قَوْلِ اللهِ وَ اللهُ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ‏» آیه قرآن است خدا شما را دعوت می‌کند به خانه سلامتی، کلمات بار حقیقی دارند، یعنی هر کلمه‌ای که در قرآن انتخاب می‌شود، یا در روایت انتخاب می‌شود، از یک حقیقت خارجی دارد با یک شکل خارجی خبر می‌دهد، خدا شما را دعوت می‌کند به خانه سلامتی.@یعنی تو هیچ وقت مریض نمی‌شوی، چیزی تو را اذیت نمی‌کند، چیزی تو را ناراحت نمی‌کند، تهدیدی وجود ندارد، می‌گوید آنجا یک خوراک دارد 150 هزار مزه است، یک نهر دارد از عسل، یک نهر دارد از شراب، یک نهر دارد از آب، میوه‌ها اینطوری، گوشت‌ها اینطوری.@بعضیها بخور هستند، خوب می‌خورند، من بروم آنجا چکار بکنم، این درخت را همینطور در دهانم می‌کنم، می‌گوید نوش جانت هر چه بخوری مریض نمی‌شوی، نه سیر می‌‌شوی، نه مریض می‌شوی، سیر می‌شوی نه اینکه گرسنه باشی و اذیت بشوی، نه، اصلاً سنگینی نداری، هیچ وقت گرسنه نمی‌شوی، مثل اینکه بگویی حالم خراب است، ضعف گرفتم، معده درد گرفتم، نه.@می‌گوید تو هر چی دلت می‌خواهد متنوع بخور، بعضی چیزها را می‌ترسم بخورم، آنجا طرف یک دفعه مرده، ما داریم برایش گریه می‌کنیم خدا رحمتش بکند، بعد به او می‌گویند پدرت چند سال است مرده است؟ می‌گوید خدابیامرز 50 سال است مرده است، بعد با پدرش ارتباط می‌گیری ببینی آنطرف اوضاعش چطور است، می‌بینی نشسته در حال بخور بخور است.@می‌گوید من از آن موقع که مُردم دیدم یک جایی سفره است دارند می‌خورند هنوز 50 سال تمام نشده، 50 سال می‌خورد، هنوز وقت نکرده، از آن سفره بلند بشود برود روی تختش بنشیند، وقت نکرده برود ازدواج بکند، همسرانش کلی معطل بودند می‌گفت بگذار یک شکم سیر بخورم.@بعد شکم سیر خوردنش 50 سال پیش که پدر خدابیامرزت رفته الان که به او سر می‌زنی می‌گویی حاج آقا چه خبر، می‌‌گوید آقا سر سفره هستند، سیر نمی‌شود آنجا دارد کیفش را می‌کند، تنوع هست، تکراری نیست، همه چیزش اینطور است.@موسیقیش یعنی می‌نشیند لَم می‌دهد یک موسیقی حالی بکند، یک سازی برایش بزنند، یک کسی برایش بخواند، همین که روی تختش بنشیند پایش را روی پایش بیندازد شاید هم یک قلیان بهشتی به او بدهند بکشد، همین که نشسته دارد یک پُکی می‌زند یک دودی می‌کند همین یک موسیقی یک کسی یک دهان برای ما بخواند.@این یک دهان خواندنش یک دفعه می‌بینی بچه‌اش بزرگ شد و پیر شد و مُرد، می‌رود در بهشت می‌بیند پدرش پایش را روی پایش انداخته، می‌گوید بابا سلام، بابا چه خبر، می‌گوید زود آمدی؟ بابا 50 سال عمر کردیم، پیر شدیم، اِ من نشستم اینجا یک پُکی بزنم، یک موسیقی حالی بکنم، یک کسی برایمان بخواند، 50 سال گذشت!؟ بله 50 سال گذشت.@«وَاللهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ» خدا شما را آنجا دعوت کرده، آدم برای این روایت می‌میرد، دوست دارد یک نفس گریه بکند، یک دل سیر هم شادی بکند، مستی بکند، حضرت شراب ریخته، دارالسلام، یعنی خانه سلامتی.@

نه.@

این خدا را یکبار در گُل می‌بیند، خدا را دارد نگاه می‌کند، به صحرا نگاه می‌کند خدا را می‌بیند.@

این هر چه می‌بیند فقط می‌گوید خدا، یک برگ را می‌بیند مست می‌شود، مثلاً آدم یک برگ درخت را می‌بیند می‌رود یک بوس از این برگ می‌کند، روی گونه خدا می‌نشیند، روی دست خدا می‌نشیند، این با این برگ که کار ندارد، این برگ را که می‌بوسد، به خدا می‌‌چسبد خدا هم آن را دریافت می‌کند.@بچه‌اش را، پدرش را، مادرش را، همسرش را، برادرش را، خواهرش را، می‌بوسد اما با این بوسیدن این بوسه را به خدا می‌دهد، به خدا می‌چسبد، در مسجد، در امامزاده و ضریح را می‌بوسد، اما خدا را دارد می‌بوسد، عاشق اینطوری است.@امام باقر می‌گوید می‌خواهید بگویم سلام چیست «إِنَّ السَّلَامَ هُوَ اللهُ» سلام خود خداست، «وَ دَارَهُ الَّتِي خَلَقَهَا لِأَوْلِيَائِهِ الْجَنَّةُ» آن خانه‌ای که خلق کرده برای رفیقانش بهشت است، یکی از اسمهای خدا سلام است، سلام یعنی خدا، پس دارالسلام می‌گوییم خانه سلامتی، درست است می‌گوییم خانه خدا، چون خدا خودش سلام است.@حضرت زهرا گفت (انت السلام) تو خودت سلام هستی، لذا با این معشوق انسان باید سالم برخورد بکند، اگر سلامت را درست بکنی به این معشوق که سالم است و سلامتی می‌دهد به سلامتیش می‌رسی، روز جمعه این دعا هست «اللَّهُمَ‏ أَنْتَ‏ السَّلَامُ‏ وَ مِنْكَ السَّلَام‏» سلام تو هستی، از تو سلام است.@«أَسْأَلُكَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَام‏» خدا را قسم می‌دهیم «فَکاکَ رَقَبَتِي مِنَ النَّار» از تو می‌خواهم که من را از جهنم نجات بدهی، چون سلام مقابل جهنم است، تو سلام هستی ما جهنم نرویم، «وَ اَن تُسْکِنَنی دارَ السَلام» حالا من می‌خواهم تو من را به خانه سلامتی ببری، اینکه من از تو می‌خواهم جهنمی نشوم و از اینطرف هم به خانه سلامتی برسم.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@