عوامل و موانع ورود به بهشت 20/10/1397
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. قرار شد که هم درباره بهشت و هم درباره جهنم مطالبی را خدمت شما عرض بکنیم برای شناخت بهتر ماهیت حیات ابدی؛ یعنی آینده خودمان و قرارگاه خودمان. این جلسه را با بحث بهشت آغاز میکنیم، در ابتدا دعایی را از امام سجاد (علیه السّلام) خدمت شما عرض کنم که خیلی مهم است و بعد میپردازیم به بحث خود توصیف بهشت و توجه به این نکته داشته باشید که همانطور که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: «ذِكرُ الآخرةِ دَواءٌ و شِفاءٌ» یعنی داروست و شفای همه بیماریهای انسان است.@بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی ما با یاد معاد و یاد آخرت شفا پیدا میکند. کما اینکه بسیاری از مشکلات ما با یاد آخرت و یاد معاد برطرف میشود، اما چطور یادی بکنیم این یاد خیلی مهم است که آن آثار را داشته باشد.@یک مقدار انشاءالله در این باره صحبت کنیم اولین نکته که میخواهم خدمت شما عرض کنم دعای امام سجاد هست، شما اول ببینید که امام سجاد چه کسی هست یعنی خلیفه الله است مظهر خداست سایه خدا در روی زمین است مَثل اعلی است.@حالا ایشان وقتی که با خداوند تبارک و تعالی روبرو میشود این دعا را میکند به یک موضعی که موضع حساسی است که حضرت دست به دعا برمیدارد و این را درخواست میکند از خداوند تبارک و تعالی که ما هم باید همینگونه باشیم و نوع نگاهمان را با نگاه معصومین تنظیم کنیم.@هر چقدر نگاه ما در زندگی در مورد مسائل مختلف با نگاه معصومین یکی باشد قرب ما به آنها و سنخیت ما با آنها بیشتر هست و پیوند ما با آنها عمیقتر هست و ارتباط ما با آنها در حیات دنیا و آخرت بیشتر خواهد بود.@«أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ اَلْوَاجِبِ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ» خدایا من از تو درخواست میکنم به آن حق واجبی که بر همه مخلوقاتت داری (ببینید حضرت چه را دستاویز قرار میدهد که چه دعایی میکند).@خدایا تو به گردن همه بندگانت حق داری، تو آنها را آفریدی و وجودشان را به آنها دادی، همه چیز آنها از تو هست هر چه که دارند از توست و مالک هیچ چیز از خودشان نیستند و بینهایت به آنها نعمتهای دنیایی و آخرتی برای آنها در نظر گرفتی، و حالا به حق این حقی که تو به گردن مردم داری من از تو یک درخواستی میکنم.@درخواست چیست؟ این چندتا را دقت کند: «لما طهرتنی من الآفات» خدایا من را از آفتها پاک کن. ما خیلی وقتها عقلمان نمیرسد که کارهای سنگینی که داریم را گردن خدا بیاندازیم چون «لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم».@یک کارهایی هست برای ما سنگین و سخت است برای ما اذیتکننده است و فشار دارد خود خدا دارد سر نماز به ما میگوید از من کمک بگیرید «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» این استعانت در همه کارها است به موسی (علیه السّلام) فرمود حتی علف گوسفندانت را هم از من بخواه نمک غذایت را هم از من بخواه.@توحید یعنی این، یعنی اینکه انسان بفهمد که هر چه که دارد به او میرسد دارد مستقیم از جانب خدا میرسد توحید یعنی لحظه به لحظه آن به آن من دارم وجودم را و نیرویام را از خدا دریافت میکنم پس بنابراین «لا أملک لنفسی نفعاً و لا ضراً و لا موتاً و لا حیاة و لا نشوراً» من هیچی از خودم ندارم، هر چه که هست توان و نعمت و قدرتش را خدا میدهد.@من الان میخواهم این لیوان را بردارم و یک مقدار از این شربت بخورم از این معجونی که برای گلوی من هست، قاشق را میخواهم بردارم تکان بدهم، تا خدا به من اجازه ندهد و نیرو ندهد من نمیتوانم این قاشق را بلند کنم یا در دستم بگیرم این توان را خدا به ما میدهد.@بنابراین یک کسی که خودش را اینطوری میبیند آن موقع موحدانه از خدا درخواست میکند یعنی برای هر کاری یک یا الله دارد بسم الله الرحمن الرحیم دارد الهی به امید تو دارد، میخواهد یک آشپزی کند میخواهد لباسش را بپوشد دعا دارد، ما برای لباس پوشیدن و حمام رفتن و تخلی و هر کاری دعا داریم این دعا هست.@یعنی خدایا من در هیچ صحنهای جان و توانی ندارم که کاری انجام بدهم همهاش تو هستی. حالا دقت کنید ببینید این شخص امام سجاد (علیه السّلام) چقدر قشنگ دعا میکند میگوید خدا من از تو درخواست میکنم به خاطر آن حقی که به گردن همه بندگانت داری من را از آفتها پاک کنی این نحو ادب دعا کردن را ببینید من را از آفتها پاک کنی.@آفت خیلی مهم است چون همه چیز در زندگی میتواند آفت بدهد «کل شیء آفةٌ» هر چیزی آفتی دارد البته بعضی چیزها آفتش زیادتر هست. شما سلامتیات آفت دارد دندانهایت آفت دارد باید دندانپزشک بروی میبینی بعد از یک مدت دندانها آفت میزند.@همه جای بدن آفت دارد حافظه و خیال ما آفت دارد فراموشی سراغ ما میآید، کارکردهای داخلی بدن، سیستمهای داخلی آفت دارد سیستم عقلی ما آفت دارد روابط ما، کار اقتصادی داریم میکنیم درآمدمان خوب است یکدفعه یک آفت میزند شخص ورشکست میشود.@روابط عاشقانه و عاطفی ما با پدر و مادر و خواهر و برادر عشقهای زمینی همه آفت دارند، میتوانند دو نفری که فوقالعاده عاشق هم هستند بعد از هم متنفر بشوند، اینها آفت است و زندگیها را، رابطه ما با خود خدا و با غیب آفت دارد.@انسان یک رابطه خیلی خوبی با خدا دارد یکدفعه این رابطه خراب میشود یک رابط خوب با قرآن دارد رابطهاش با قرآن به هم میخورد، میبینی هفتهها و ماهها با قرآن کاری ندارد قهر است این خطرناک است.@انسان یک موقع یک دوست خیلی دور هم دارد با او قهر میکند ناراحت است عذاب وجدان دارد دلشوره دارد و میخواهد این قهر یک طوری برطرف بشود ولی میبیند که این آدم الان چند هفته است با قرآن قهر است قرآن نخوانده و از آن لذت نمیبرد و اصلاً هم ناراحت نیست یعنی این حد مریضیاش آنقدر شدید است که خودش هم متوجه نیست که الان دچار چه آفتی هست اینها آفت است.@با امام زمان هیچ رابطه خاص و خوب و قشنگ و رفت و آمد و انس و دعایی ندارد این آفت وحشتناک است به امام زمانش هیچ کمکی نمیکند این آفت وحشتناکی است.@نماز میخواند نمازش به درد نمیخورد این آفت است و خیلی چیزهای دیگر، در جنبههای مختلف ما آفت داریم کار علمی میکند متوقف میشود کار معنوی میخواهد بکند آفت میخورد نمیتواند ادامه بدهد انسان خیلی آفت در زندگیاش وجود دارد.@میخواهد درس بخواند، شروع میکند درس خواندن، نمراتش هم خوب است کارش هم خوب است بعد یکدفعه میبینید افت تحصیلی شدید پیدا میکند، با نشاط است میبینی نشاطش از بین میرود، آدم بامحبتی است خشکی پیدا میکند، اشک و گریه دارد که حال خیلی خوبی است بعد کلاً بهار بیباران میشود و اصلاً میبینی که در حرم میرود مثل مرده چوب خشک میرود و مثل مرده هم برمیگردد.@با اولیاء خدا انسش از بین میرود با مؤمنین و صالحین انسش از بین میرود اینها همه آفت است، پس ما باید مراقب باشیم ما در دریایی از آفتها هستی که دائماً باید به خدا پناه ببریم، دائماً باید به خدا و اسماء الهی پناه ببریم و از خدا کمک بگیریم.@«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ» سه تا اسم خدا را وسط کشیدی که خدا میگوید برای اینکه در امان باشی با این سه تا اسم من، آدم باید با این سه تا اسم بتواند ارتباط برقرار کند (رب، ملک و اله) آدم باید بشناسد که چه اسمی را صدا کند.@شما یک موقع مادرت را لازم داری که به شما کمک کند الان از باب مادری میخواهد برای شما یک کاری کند به مادرت نمیگویی خانم فلانی لطفاً به من کمک کنید، میگویید مامان، این اسم اعظم است، وقتی میگویی مامان، مامان میداند که تو از باب فرزندی به او نیاز داری و این اسم را صدا کردی.@چه اسمی هست خدا را صدا کنیم که برای ما کار کند و در چه موقعی؟ «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ» وسوسه، تفرق دل و ذهن، پراکندگی حواس، دلشورهها که میآید افکار منفی همه آفت است افکاری که سراغ انسان میآید.@میخواهی بخوابی خوابهای بد میبینی آفت است، میخواهی بخوابی افکار بد سراغت میآید آفت است، از خواب بلند میشوی دل و دماغ خوشی نداری آفت است، با روزگار خوب نیستی آفت میشود، همه چیز را تیره و تار و سیاه میبینی آفت میشود، اینها آفت است یکی دوتا هم نیست.@در همه ابعاد ما آفت داریم در ابعاد جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی میتوانیم آفت داشته باشیم و متنوع. ببینید حضرت چون جایگاه خودش را نسبت به خدا میداند پناهندگیاش هم خیلی قشنگ است، در بغل خدا میپرد مثل بچهای که نوزاد خیلی کوچک 5 ـ 6 ماهه در همه چیز بغل مادرش میپرد ما این را بلد نیستیم.@ما متأسفانه چون یک مقدار راه رفتن یاد گرفتیم فکر میکنیم که همه چیز دست خودمان است و خلاصه همه بارها را هم میتوانیم بکشیم، توحید را باید از بچه یاد گرفت، بچه در همه شرائطش تمام ذهن و دلش به مادر یا پدرش است و در کوچکترین حوادث بغل اینها میدود و هیچ کس را به اینها ترجیح نمیدهد پدر و مادر برایش اصل هستند.@و ما اینطور نیست که خانواده آسمانیمان یا خداوند برای ما اصل باشد هیچ استمدادی از اینها نداریم هیچ کمکی از اینها نمیگیریم بعد هم همینطوری 60 سال نماز میخوانیم «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» من فقط از تو دستور میگیرم از تو فرمول و سبک زندگی و قاعده میگیرم و فقط هم از تو کمک میگیرم، ما داریم دروغ میگوییم، استعانت نداریم و کمک نمیگیریم.@برای همین زندگیمان که خیلی خراب میشود خیلی وقتها این زندگیهای ضعیف ما خدا نه میخواهد ما از نظر پولداری ضعیف باشیم، اهل بیت میگویند ما شیعیانمان را پولدار دوست داریم و میگویند که از شیعیان ما نیست امام صادق میفرماید که جمع مال را دوست نداشته اشد پولدار شدن را دوست نداشته باشد.@زندگی شیعیان باید یک زندگی خوب و مرفه و شاد و آرام، اهل بیت این را برای ما میخواهند، ولی ما بلد نیستیم یعنی خیلی بیخود به خاطر اینکه توحیدمان ضعیف است از معدن و منشأ قدرت، قدرت نمیگیریم.@همه کارها را میخواهیم خودمان انجام بدهیم با حول و توان خودمان، خب زمین میخوریم، خودم میتوانم، خودم استادم، خودم بیزینس من هستم، خودم تاجرم، خودم چنین و چنان هستم، میرود و زمین میخورد. اصلاً یادمان میرود از خدا استعانت کنیم.@هنر یک آدم موحد این هست که هر چقدر توانمند است توان خودش را نمیبیند و مثل معصوم فقیر فقیر دست خالی پیش خدا میرود، تعقیبات نماز عصر خیلی مهم است اینها را بخوانیم «لا أملک لنفسی نفعاً و لا ضراً» خدایا من هیچی ندارم من دست خالی هستم.@ائمه را نگاه کنید چطوری حرف میزنند، همین امام سجاد خدایا دست خالیتر از من چه کسی، بدحالتر از من چه کسی، ضعیفتر از من چه کسی، امام است همه چیز خلقت در دست اوست اما اصلاً اینطور چیزها را جدی نمیگیرد امام خدا را جلوی چشم خودش دارد میبیند همه کاره خودت هستی.@و ما این انشاءالله، ماشاءالله، لا حول و لا قوه الا بالله، اینها را یادمان میرود نه من خودم میتوانم خودم پولدارم، الان در جیبم پر پول است، ماشین دارم، سلامت هستم اینطوری و آنطوری هستم، بعد هم میرویم میبینیم این همه آدم به در و دیوار خوردند ما هم مثل آنها.@نه من خودم تحصیل کرده هستم دکترا دارم من خودم استادم، من خودم بچهام را میتوانم تربیت کنم، امام اینطوری نیست امام نمیگوید من بچهام را خودم تربیت میکنم، میآید دامن خدا را میگیرد خدایا «أعنی علی تربیته» خدایا تو کمک کن من این را درست تربیت کنم خدایا من از پس خودم هم برنمیآیم چه برسد بچههایم، تو کمک کن از پس خودم هم برنمیآیم.@در صحیفه سجادیه حضرت میگوید خدایا تو به من میگویی که من خودم را تربیت کنم و خودم را بسازم من از پس خودم برنمیآیم تو به من کمک کن تو من را اصلاً خدایا تربیت کن، این هم گردن من نگذار، کارهای نیستم، چه بلد هستم، چه میفهمم، چه میدانم، چقدر توان دارم، خدایا تو من را تربیت کن.@این فهم یک آدم موحد است خودش خلیفه الله است همه چیز در دستش است اما همه را به خدا واگذار میکند خدای تو «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» همین که گفتی خودم میتوانم انسان شکست میخورد، خدا میگوید پس خودت برو حالا که خودت میتوانی.@تا دستت را پر دیدی خدا میگوید پس این پُر است و نیاز ندارد، و به خودت واگذارت میکند، تا گفتی من خودم همه کاره هستم، بله بفرمایید برو انجام بده، فلسفه دعا همین است که شخص میگوید من هیچ کاره هستم چون حقیقت را میبیند، میفهمد که غنی مطلق خودش هم فقیر مطلق است عین فقر است.@قرآن میگوید خدا شما را از فقر و از ضعف خلق کرده آدم عاقل آدمی که فهیم است آدمی که معرفت دارد همیشه همین را میبیند من قدرت و توان و پارتی و پول و تحصیلات و آشنا دارم، بیا ببین آنهایی که این همه دارند الان زندگیشان چطوری است اوضاع زندگیشان چطوری است.@از آفتها من را دور کنی همه آفتها را انسان نیت کند «و عافیتنی من اقتراف الآثام» خدایا تو به من عافیت بدهی از ارتکاب گناه، ما خیلی وقتها نمیرویم به خدا بگوییم خدایا زورم نمیرسد تو کمک کن من گناه نکنم، تو به من عافیت بده که من گناه نکنم از گناه معافم کن تو به من عافیت بده ای خدا.@ما عقلمان میرسد به خدا برویم اینطوری حرف بزنیم؟ این معصوم است، میگوید خدایا تو به من عافیت بده من گناه نکنم، تو به من قدرت بده گناه نکنم «لا حول و لا قوه الا بالله» را انسان، الان اردوی حوقلن نیست انشاءالله اگر عمری باشد بعداً سالهای بعد اگر اذن الهی باشد.@«لا حول و لا قوه الا بالله» برای همه چیز آدم باید بگوید، ببینید چقدر ادب خوب است آدم بیادب و بیچشمرو و گستاخ نشود خودش را نگاه کند، سرت را از سجده برمیداری میخواهی بلند شوی (بحول الله و قوته و أقوم و أقعد) من به حول و قوه الهی دارم بلند میشوم و مینشینم هیچ کاره هستم «لا حول و لا قوه الا بالله» چقدر خوب است آدم ادب داشته باشد.@«و عافیتنی من اقتراف الآثام بتوبة منک علی» تو به سوی من توبه کن تو برگرد رویت را به من کن، چون خدا تواب است، «إنه کان توابا» تواب یعنی خدا تند تند هواسش به بندهاش هست، سراغ بندهاش برمیگردد مثل مادری که یکسره به بچهاش رجوع دارد و او را بررسی میکند که مبادا چیزی بشود خدا با بندهاش اینطوری است.@میگوید خدایا تو به من، اگر بنده موفق بشود توبه کند توبه خدا انسان توبه میکند، یعنی اول خدا توبه میکند به سوی ما برمیگردد که ما توبه کنیم، خیلی وقتها هم خدا برمیگردد ولی ما قبول نمیکنیم «و لا أقبل منک» از تو قبول نمیکنند خدا میگوید بیا بیا میپذیرم تمام گناهان و گذشتهات را جبران میکنم گناهان تو را تبدیل به حسنه میکنم و بنده نمیپذیرد لجباز و گستاخ است دعوت خدا را پس میزند.@«و نظرة منک إلی ترضى بها عنی» خدایا یک نگاهی به من کن که با این نگاه از من راضی بشوی برای کسی که آدم هوشمند و عاقلی هست و دل دارد اینکه خدا از او در زندگیاش راضی باشد خیلی مهم است.@خیلیها همینطوری هم که به خودشان نگاه میکنند میدانند خدا راضی نیست ولی برایشان مهم نیست و همینطوری ادامه میدهند، میدانند خدا این شوهرداری و زنداری و بچهداری را قبول ندارد این کار اقتصادی و لقمه را قبول ندارد، میدانند خدا این عبادت را نمیپذیرد ولی اصلاً مهم نیست میگویند میخواهد بپذیرد یا نپذیرد، من همینطوری میخوانم میخواهد قبول کند میخواهد قبول نکند، میخواند.@یک دوستی داشتیم خیلی شوخ بود طلبه بود، من قبل از اینکه بروم قم زندگی کنم، چهارشنبهها حجره ایشان میرفتم خیلی شوخ از بچههای جبههای و جنگی ولی خیلی شیطون و شوخ، یک روزی از این بچههای نجیب مثل خودش شر و شور نبود، بچه خیلی نجیب و مذهبی و خیلی ناز در حجره آمد، حالا من نبودم اگر بودم نمیگذاشتم.@این آقا در حجره قبل از اینکه من برسم گفته بود که علی آقا اینجا قبله کدام طرفی است؟ (حالا مثلاً الان شما نشستید قبله کدام طرفی است؟) گفته بود این طرفی است، این نماز ظهر و عصرش را میخواند بعد میگوید اکبر شوخی کردم این طرفی است.@این دوباره یک چهار رکعتی هم اینطرف میخواند میگوید اکبر شوخی کردم اینطرف بود، ببخشید، او هم نجیب گفت باشد، آخرش گفت هر سه غلط بود خدا وکیلی اینطرف است، دوباره این آخر سر نماز را درست کرد.@هفته بعد یکی از این تخسها مثل خودش حجره آمد از این شر و شورهای جبهه و جنگ کپی خودش، آمد و گفت علی آقا قبله کدام طرفی است میخواهم نماز بخوانم؟ گفت اینطرفی است، این خواند و نماز که تمام شد، گفت جواد شوخی کردم اینطرفی است.@گفت برو بابا خدا کلاهش را بالا بیاندازد همین چهار رکعت را خواندم، عمراً من دیگر نماز بخوانم، گفت علی تو رو خدا، گفت به من چه میخواستی درست به من بگویی، آخر هم نخواند، همین چهار رکعت هم خیلی خدا دلش خوش باشد این چهار رکعت را برایش نماز خواندم بعضیها واقعاً اینطوری هستند.@خدا باید خیلی خوشحال باشد و شکر کند، خدا چه کسی را شکر کند؟! خدا شکر کند ما دو رکعت نماز هم میخوانیم یک حجابی داریم یک روزهای میگیریم، میخواهد راضی باشد میخواهد نباشد.@حالا دیگر گفته بخوانید ما داریم میخوانیم و به او افتخار دادیم دو رکعت هم میخوانیم، دیگر به من گیر نده، راضی هستم راضی نیستم اینطوری کن و آنطوری کن، بعضیها هم اینطوری.@خدا رحمت کند یکی از این بچهها، او هم همینطوری مثل جواد ما تسخ بود بیدارش میکردم علی بلند شو اذان است نماز بخوان، علی، در جبهه بچه رزمنده تاپ و خطشکن بود میگفت شما بچه حزباللهیها اول وقت همه شما سر خدا میریزید سر خدا را شلوغ میکنید، میایستاد آخر.@آخر که داشت آفتاب میزد دستش را از زیر پتو بیرون میآورد و اینطوری میکرد یعنی وضو نه، خدا برود خیلی هم خوشحال باشد که من دارم دو رکعت نماز با تیمم میخوانم، یعنی میگذاشت که قشنگ لب طلایی که میشد، نزدیک که آفتاب بزند بلند میشد یک تیممی میکرد و دو رکعت نمازی میخواند تمام.@تازه از این بدتر هم داشتیم مثلاً بیدارش میکردیم بلند نمیشد بعد به زور بلند میشد اینطوری میکرد چشمانش را میبست میرفت وضو میگرفت بعد میآمد همان چشم بسته نماز میخواند و بعد میگفت حرف نزن خوابم میپرد، همینطور میگفت (السلام علیکم و رحمه الله و برکاته) یک غلت میزد میپرید در رختخواب و ادامه خواب، نمازش اینطوری.@بعضیها انگار برایشان مهم نیست، که خدا این را دوست دارد، یا ندارد، میگوید خدا باید خیلی ممنون من باشد من الان دارم دو رکعت نماز میخوانم، من شنیدم اصلاً خدا بهتر از من چه کسی را دارد، بعضیها اینقدر راحت و خودشیفته هستند، ولی امام اینطوری نیست، آدم حسابیها خدایا از ما راضی باش برایشان مهم است معشوق از آنها راضی باشد.@آدم موقع مردن میفهمد رضایت خدا یعنی چی، دستت از دنیا کوتاه است داری آنطرف میروی در بزرخ، اینجا مهم است که اگر او از من راضی نباشد چه میشود، اگر من با اخم آنطرف بروم، با پسگردنی و سیلی آنطرف بروم چه میشود، رضایت خدا شوخی نیست «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللهِ أَكْبَر» بالاترین چیزی که بنده به آن برسد این است که خدا از او راضی باشد در حدیث داریم این احساس رضایت از بهشت هم بالاتر است.@خود خدا به بهشتیان میگوید از بهشت بالاتر هم است «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللهِ أَكْبَر» خیلی بالاتر است، این حس که خدا از من راضی است، این حس که خانواده آسمانی از من راضی هستند، «وَ حُبَابَتِكَ لِي بِنِعْمَةٍ مَوْصُولَة» مهرورزی کنی به من، محبت کنی به من با نعمت مستمر، پیاپی نعمتهایت را برای من بفرستی، ما به خدا اینطوری میگوییم؟ خدای نعمتهایت را همیشه و پیاپی برای من بفرست.@«بِكَرَامَةٍ تَبْلُغُ بِي شُرَفَ الْجَنَّة» چنان کرامتی به من ارزانی کنی که من به شرافت بهشت برسم، بهشت خیلی شرافت دارد، مفتخر بشوم به بهشت، مشرف شدن به بهشت خیلی خوب است، بگذریم که پیامبر میفرماید که بعضیها هستند که بهشت به آنها افتخار میکند، و بهشت مشتاقتر است به اینها تا اینها مشتاقتر به بهشت.@ولی بهشت شرافت است، امام سجاد عرض میکند به خدا، خدایا به من یک کرامتی بده که من «تَبْلُغُ بِي شُرَفَ الْجَنَّة» من را به شرافت بهشت برساند این را از خدا بخواهید «وَ أَدْخِلنِ الْجَنَّة» من را داخل بهشت بکن، همیشه جزء دعاها باشد، خدایا من را داخل بهشت بکن بهشت را از تو میخواهم.@بالاتر از بهشت اینجاست که انسان وقتی که بهشت را ترکیب میکند با این بالاتر از بهشت حالش خوب میشود، یک حال خوبی دارد، یک زندگی پرنشاطی دارد، ممکن است زندگیش مصیبتزده باشد، الان همسرش را از دست داده، فرزندش را از دست داده، خودش سرطان دارد.@این خواهر عزیزمان که تازه به رحمت خدا رفتند از اعضای کانال، فعال بودند و چقدر زحمت کشیدند، سالها که مادرش سرطان داشت از مادرش نگهداری میکرد، مادرش که به رحمت خدا رفت، خودش هم سرطان گرفته همین دیروز به رحمت خدا رفت.@تو اوج مصیبت است ولی دیدید این خانم خیلی خانم قوی، عالی، فعال، مجاهد، کمک امام زمان، با انگیزه، با این حس و حالهای قشنگ داشت، مادرش به رحمت خدا رفته، خودش هم سرطان دارد، قوی، عالی، ابدیت حال آدم را خوب میکند، نگاه به آخرت اینکه شکر خدا این دنیا زیاد طولانی نیست، زیاد ادامه ندارد، این زندان زیاد طولانی نیست، تمام میشود این دوره محدودیت ما، حال آدم را خیلی خوب میکند.@خدا رحمت کند استاد ما را همیشه میگفت این ذکر را بگویید (این نیز بگذرد) این خیلی خوب است همه چیز میگذرد، علامه خدا رحمتش کند میگفت من یک ماجرهایی غمگینم کرده بود، رفتم خدمت استادم مرحوم قاضی:@
همه چیز میگذرد، به دارالقرار میرسیم انشاءالله شاد میشویم «وَ مُرَافَقَةَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِين» (مرافقت) یک همنشینی همراه رفاقت است، صرف همنشینی است، بعضیها الان همنشین هم هست، شاید همزندگی هم باشد، ولی با آن رفاقت ندارد، اصلاً نمیتواند با آن انس بگیرد، نمیتواند با او حال بکند صفا بکند.@پدرش، مادرش، همسرش، با هم زندگی میکنند، ولی از هم لذت نمیبرند، مونس هم نیستند، غمخوار هم نیستند، مرافقت یعنی یک همنشنییای که در آن رابطه رفیقبازی است، من به این مقام برسم این حال آدم را خیلی خوب میکند «مُرَافَقَةَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ» این نعمت از اصل بهشت بالاتر است.@اینکه من با پیامبر، اهل بیت، انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، با همه اینها رفاقت و رفت و آمد دارم، بهشت از اول تا آخرش مهمانیبازی است، رفاقت و مرافقت و دوستی و برو و بیا، بیدردسر، هزینه هم که نمیخواهی بپردازی، چون خودت مَثَل خدا هستی هر چه که میخواهی خودت میآفرینی، هر جوری، هر چیزی، هر مقداری خودت به اذن خدا اراده میکنی.@این خانه ماست، این آینده همه ماست، جدی بگیریم و برایش تلاش بکنیم، نگذاریم کم و زیاد دنیا عصبانیمان بکند، غصهدارمان بکند، ناراحتمان بکند، افسردهمان بکند، بعد از ابدیت بیفتیم، کسی که برای دنیا غصه میخورد، آخرتش را از دست میدهد، بهشتش را از دست میدهد، «مَن بَکیٰ عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النَّار» هر کس که به دنیا گریه بکند غصهدار بشود، جهنمی میشود، دنیایت کم شده آخرتت دارد اضافه میشود غصه ندارد.@فلانی فلان چیز را دارد تو نداری تو که بردی که به تو ندادند، او بچه دارد تو نداری، پس تو جایگاهت خیلی بزرگتر است، بچه را از خدا بخواه، خدا میگوید برای هر باری که از من خواستی من برایت خیلی چیزهای بزرگ گذاشتم دعاهایت بینتیجه نیست.@اما خود پیامبر فرمود «لَوْ تَعْلَمُونَ مَا ذُخِرَ لَكُمْ مَا حَزِنْتُمْ عَلَى مَا زُوِيَ عَنْكُمْ» اگر شما میدانستید خدا برای شما چه چیزی ذخیره کرده هیچ وقت به خاطر چیزهایی که به شما داده نشده غصه نمیخوردید، هیچ وقت حسرت زندگی کسی را نمیخوردید، هیچ وقت زندگیات را با هیچ کس مقایسه نمیکردی، میگفتی این زندگی من خیلی هم خوب است.@بعضیها اینقدر نادان هستند، که زندگیهایشان پر از داشتنهایشان است، یعنی به داشتنها در زندگی نگاه میکنند، که ما چه چیزی داریم، آدم مؤمن و هوشیار، داشتههایش نداشتههایش است، به نداشتههایش فکر میکند، زندگی من از این جهت که خیلی چیزها را ندارم قشنگ است، از اینکه مریض هستم، درد دارم، از اینکه هر چیزی بخواهم نمیتوانم تهیه بکنم، از اینکه خیلی از چیزهایی که الان نیاز هست لنگ هستم این برایش معنا دارد این میفهمد که خدا او را رها نکرده است.@از نداشتههایش میفهمد چقدر عزیز است، از نداشتههایش میفهمد چقدر محترم است، چقدر خدا به او توجه دارد، چه جایگاهی دارد، از داشتههایش نمیشود فهمید، داشتهها را که خدا به کفار هم میدهد، خدا میگوید اگر مؤمنین حسودی نمیکردند، من سقف و ناودان خانه کفار را هم طلا میکردم.@ولی مؤمنین حسودی میکنند میگویند نگاه کن خدا به اینها که کافر هستند چقدر حال داده ما تا آمدیم مسلمان شدیم، تا آمدیم دینش را قبول کردیم، این همه باید، چون خدا میگوید این تمام زندگیش، تمام بهشت، تمام ابدیتش همین چهار روز دنیاست، خوشی اینها شما را به حسادت وادار نکند چشمتان دنبال زندگی این و آن باشد.@حتی خودیها هم همینطور، اصلاً چشمت دنبال دارایی هیچ کس نباشد و هیچ وقت خودت را با هیچ کس مقایسه نکن خیلی غلط است، همین که احساس نداشتن، بدبختی، فقر و محرومیت دست بدهد یک احساس کاملاً دروغ است، چون داری خودت را با مقیاس دنیا قیمتگذاری میکنی و این اشتباهترین روش قیمتگذاری است.@پیامبر میگوید اگر میخواهی قیمتگذاری بکنی، با نداشتههایت قیمتگذاری بکن نه با داشتههایت، «مَا حَزِنْتُمْ عَلَى مَا زُوِيَ عَنْكُمْ» به آن چیزهایی که خدا به ما نداده هیچ وقت غصه نخورید، همه مادر دارند من مادر ندارم.@حالا همه مادر دارند تو مادر نداری، اصلاً نمیدانی مادرت کیست، پدرت کیست، این ننگی نیست یک کسی پدرش را نداند کیست، مادرش را نداند کیست، ننگی نیست این مال مقوله بخش حیوانی است یا بخش گیاهی است، یا ضعف اینطوری است، اصلاً مهم نیست.@نه من از بچگی اینطوری بزرگ شدم، برایم عقده شده، زندگیم تلخ است، الان که شوهر کردم نمیتوانم با شوهرم ارتباط بگیرم، با فرزندانم نمیتوانم، چون این ذهنش در حمله عقب گذشته، اصلاً مهم نیست، من پدر و مادرم اهل بیت هستند، خانوادهام اهل بیت هستند، همه چیز هم مشخص است.@حالا ندانم که این بدن و جنازه را چه کسی به دنیا آورده خیلی مهم است، یا سخت است من را اذیت میکند، بالاخره یک کسی به دنیا آورده، دو نفر ازدواج کردند من به دنیا آمدم، اصلاً این مهم نیست، ولی شیطان میآید این را بزرگ میکند.@پس هیچ وقت با هیچ کس خودمان را مقایسه نکنیم، آدم هوشیار نداشتههایش برایش خیلی مهم است، جزء ثروتش است، جزء طلبهایش از آخرت است، شما آخر برج نگاه کنید میگویند مثلاً حقوق شما را به حسابتان نریختند، وقتی به حساب شما نریختند یعنی چی؟ بقیه را ریختند به حسابشان دارند خرج میکنند، کار کردی یعنی چی به حسابت نریختند؟ طلب داری، همه را طلب داری.@خدا میگوید هر چیزی که به تو داده نشد یا از تو گرفته شد همه را از خودم بخواه بینهایتش را به تو میدهم، پس غصه برای چیست، خدا را شکر بکن، راضی باش، از زندگیات لذت ببرد، از داشتههایت لذت ببر شکر کن، از نداشتههایت هم شکر کن.@امام سجاد میگوید خدایا من تو را آنگونه شکر میکنم بر بلاهایم که بر نعمتهایم شکر میکنم، هیچی مثل این نیست این را از دست ندهیم، اگر کسی حتی بهشت هم برود این مرافقت را نداشته باشد بد است.@بهشت اگر قشنگ است اینکه آدم برود زندگی بکند با خانواده آسمانیش، دوستانه، در مهمانیهایشان شرکت بکند، بتواند مهمانی بدهد، چهارده معصوم را خانهاش مهمان بکند، بتواند خانهاشان مهمانی برود، بتواند همه انبیاء را ببیند، صدیقین را ببیند، شهدا را ببیند، صالحین را ببیند، اینها خیلی مهم است اینها آینده شماست آن را جدی بگیرید، دوستش داشته باشید، و برایش تلاش بکنید.@اصلاً حس اینکه من یک روزی از این دنیا میروم و در بغل خانواده آسمانیم میروم، تازه کس و کار من همه آنجا هستند، کس و کار ما اهل بیت هستند هستند، انبیاء هستند، صدیقین هستند، شهدا هستند، یک عالم از فرشتهها رفیقهای من هستند، با این فرشتهها ما چه برنامهای داریم، این اصلاً حس اینکه من به زودی از اینجا میروم آنطرف میروم کلی شاد میکند.@غمها و دغدغهها را برطرف میکند، این یک چیزی است که امام سجاد همچین دلش را برده که آخر دعایش میرسد بهشت بعد بالاتر از بهشت را میگوید، این را ما بخواهیم، دعا کردن را باید از حرفهایها یاد بگیریم حرفهای دعا بکنیم.@الان به ما بگویند دعا بکنید، یک حاجت داریم، مکه میروید، مشهد میروید، خیلی التماس دعا، میگوییم حالا دعایتان چیست، میبینی یا امر جمادی است، یا گیاهی است، یا حیوانی است، یک کسی میگوید خیلی درمانده هستم، خیلی التماس دعا دارم، خواهش میکنم دعا کن.@به ندرت شما یک کسی را پیدا میکنی که وقتی میگوید خیلی درمانده هستم، خیلی گرفتار هستم دعایم کن، بحث آسمان را داشته باشد، بحث رابطهاش با غیب را داشته باشد، هر چه هست همین پایین است، اصلاً آنها را مشکل نمیداند.@اینکه الان حالش خوب نیست، آفت دارد رابطهاش با غیب، با خانواده آسمانیش، با فرشتهها، با انبیاء، با صدیقین و شهدا و صالحین نمیتواند رفت و آمد بکند این اصلاً برایش مسئله نیست، مسئلهاش همین چیزهای پایینی هست، همین درگیریهای اینطوری.@یک کسی که همه ابدیت را میبیند، او میتواند بگوید مشکلات چیست، چه چیزهایی مشکل است و چه چیزهایی مشکل نیست، ما بسیاری از چیزها را برایش عزا میگیریم، گریه میکنیم، روح خودمان و خانوادهمان را همه را جهنمی میکنیم و آتش میزنیم برای چیزی که اصلاً مشکل نیست، و نداشتنش ننگ نیست، و نداشتنش یک امتیاز است.@و بعد چیزهایی را بیخیال هستیم و برایمان مهم نیست که نداشتنش ننگ است و خیلی خطرناک است اگر نداشته باشیم، اصلاً برای ما دغدغه نیست، مشکل نیست، آدم تا خودش را نشناسد دغدغههایش انسانی نمیشود، دغدغههایش یا جمادی است، یا گیاهی است، یا حیوانی است.@انسان وقتی فهمید کیست، تازه غمهایش قشنگ میشود، دغدغههایش سر جای خودش، ترسهایش تنظیم میشود، شجاعتهایش تنظیم میشود، دلشورههایش تنظیم میشود، آرامشهایش تنظیم میشود، وقتی میفهمد کیست، چون همه را براساس قیمت جاودانۀ خودش، قیمت انسانی و ابدی خودش تنظیم میکند، یک آدم منظمی است، یک آدم متعادلی است.@پس این را ما فراموش نکنیم بالاترین نعمت ما رسیدن به این امر قشنگ هست، یک روایت دیگر بخوانم، از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) هست «لَمّا خَلَق الله جَنَّةَ عَدْنٍ خَلَقَ فیها مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَر ثُمَّ قالَ لَها تَکَلَمي قالَت قَد أَفْلَحَ الْمُؤمِنون» چقدر هم تأکید میکند این را بخواهید، دلبری میخواهد بکند خدا در قرآن بهشت عدن را توصیف میکند.@میگوید موقعی که خدا بهشت عدن را خلق کرد «خَلَقَ فیها» در این بهشت چیزی خلق کرد که هیچ چشمی تا به حال ندیده، یعنی شما وقتی آنجا میروی برایت عجیب است آنجا، اینها چیست، دارد یک جایی وارد بهشت میشوند، میوههایی میخورند، میگویند شبیه اینها را «كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْل» در دنیا یک نمونههایی از این را داشتیم، این کجا آن کجا.@ولی نه «مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ» اصلاً چشم تا به حال ندیده، یک چیزهایی آنجا میبیند که اصلاً سابقۀ ذهنی برایش ندارد، «وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ» هیچ گوشی هم اینطور چیزها را نشنیده، نه موسیقیش را، نه نجواهایش را، نه هیچ چیزش را، نه دیدنیهایش را چشمی دیده، نه شنیدنیهایش را گوشی شنیده است.@«وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَر» به قلب هیچ انسانی هم خطور نکرده، یعنی شما هر چه زور بزنید نمیتوانید تصور بکنید چطوری است، چون ما رابطهمان اینطوری است رحمی است، یک جنین در رحم مادر اگر بفهمد دنیا چیست، ما هم میفهمیم آخرت چیست، جنین چیزی میتواند از دنیا بفهمد، میتواند حدس بزند، یک بهشتی خدا آفریده اینطوری است.@«ثُمَّ قالَ لَها تَکَلَمي» پیغمبر با همه شخصیتش نشسته این را برای ما گفته که به گوش ما برسد چرا؟ چرا آن ساله فکر الان ما بوده و برای ما این را طراحی کرده است؟ پدر مهربان ما است، بالاخره یک منظوری داشته که به گوش ما میرساند، به دست ما میرساند.@راجع به بهشت حرف میزند «ثُمَّ قالَ لَها تَکَلَمي» با من حرف بزن، خدا به بهشت عدن میگوید، به آن قشنگی آن را آفرید حالا خدا میگوید بگو، اینکه میگوید (تکلمی) یعنی تمام اجزای بهشت مثل آدمهایی که میبینید همه چیز شعور دارند، یعنی شما با درختت هم که میخواهی حرف بزنی، میگوید هوس موسیقی میکنید درخت برای شما موسیقیای اجرا میکند که اصلاً نشنیدی، که اگر اهل بهشت آن موسیقی را بشنوند میمیرند.@همه چیز بهشت شعور دارد، بعد خدا میگوید به بهشت میگویم با من حرف بزن، یعنی در مورد خودت بگو بهشت میگوید «قَد أَفْلَحَ الْمُؤمِنون» به راستی، حتماً مؤمنین رستگار هستند، مؤمنین برد کردند «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْر إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا» مؤمن برد کرده، دنیا دارد، آخرت هم دارد، هم دنیا را دارد هم ابدیت را.@حالا خصوصیات مؤمن چیست، مراجعه کنید به خود سورۀ مؤمنون چند تا آیه را با تفسیرش حتماً بخوانید قشنگ است «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون الَّذينَ هُمْ في صَلاتِهِمْ خاشِعُون» تا آخر.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@