جلسه 090 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
90
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
11
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 090 - انسان‌شناسی (تهران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ، بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین . اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

هدیه به محضر سیدالشهداء شهدای عاشورا صلوات ختم بفرمایید.

بحثی که داریم تناسب زیادی با ایام محرم و ایام سوگواری سیدالشهداء علیه السلام دارد . بحث توصیه هست که جلسه ی گذشته هم خدمتتون مطالبی را عرض کردم. بحث مان درباره ی یاد خداوند تبارک و تعالی است و اینکه انسان باید نسبت به یاد خدا که غذای اصلی روحش هست مراقبت داشته باشه . در طول شبانه روز ، مواظب تغذیه مان هستیم هم به فکر صبحانه و نهار و شام برای خودمان و عزیزانمان هستیم ، مرد خانه وظیفه اش است که ماده ی اولیه و نفقه را تأمین کند . زن خانه از اون مواد استفاده می کند و خوراک تهیه می کند و برای اعضای خانوادهبه فکر تغذیه خودشان و فرزندانشان و کسان دیگه هستند و این را درک می کنند که عزیزان شان و اطرافیانشان در وعده های غذایی باید ، غذایشان را بخورند . مثلاً اگر شما صبح در منزل شما هشت صبح بیاید یکی از سوالاتی که شما ازش می پرسید حتماً اینکه صبحانه خورده یا نه . یا اگر ظهر بیاد ، یا دو ساعت بعد از ظهر بیاد ، یا شب بیاد ، این احساس انسانی این عاطفه ی انسانی به شما می گوید که مثلاً مواظب باشید که گرسنه از منزل شما بیرون نرود . تعارف می کنید که به فکر شام او هستید . یک غربیه هم که بیاد باز شما تعارف می کنید که به فکر تغذیه اش هستید . در مورد بخش انسانی هم ما باید به فکر تغذیه ی انسانی خودمان باشیم. هیمن طور که تغذیه یک مرد باید به فکر تغذیه ی خانواده اش باشد. یک نان آوری معنوی داشته باشد ، غذای بخش انسانی را باید تهیه نکند قیامت باید جواب بدهد و مسئول است . زن خانه اگر مرد به فکر نبود حالا یک خانم شوهرش نفقه نداد ، ما الان خیلی خانم ها هستند که ممکن است شوهرشان نفقه ندهند و کوتاهی کنند ، شوهرشان مرده باشد ، زندان باشد ، معتاد باشد نتواند تهیه کند . ولی خود خانم به یک نحوی به این فکر هست که غذای مادی و غذای طبیعی خود و خانواده اش را تهیه بکند . یا برود کار کند ، یا برود گدایی کند ، هر کاری بکند بالاخره تهیه میکند . در مورد بخش انسانی هم همین طور هست . یعنی یک مرد خانه اول و بعد زن خانه هست که غذای بخش انسانی را تهیه کند و خانواده ای که گدا هست و فقیر است . غذای بخش انسانی نمی خورد . این خانواده تولید و رشد بهشتی ندارد. رشد بهشتی اعضای خانواده اش صفر سات . گدا هستند . نمی توانند غذای انسانی بخورند و این خیلی بد است . غذای مادی گیر انسان اگر نیاد ، عیبی ندارد. کم بخورد انسان به جایی بر نمی خورد . متنوع نخورد به جایی بر نمی خرود . اما غذای انسانی اگر نخورد ، زشت است . گناه دارد ، شرم آور است آدم باید از این خجالت بکشد ولی متأسفانه در اکثر مردم جنبه ی حیوانی قوی تر هست ، مردم از اینکه تو شون مسائل حیوانی نباشد ، خیلی ناراحت و خجالت زده می شوند . یعنی از اینکه غذای خوب نداشته باشند . غذای خیلی رنگین و متنوع نداشته باشند . غذای ساده باشد ، خجالت می کشند و حتی حاضراند میهمانی ها و سله ارحام و اینها را تعطیل کنند چون نمی توانند یک سفره ی رنگین بیاندازند . اگر یک سفره ی ساده بیاندازند صد بار چه کار می کنند . معذرت خواهی می کنند ببخشید ها که حالا مثلاً این بود . ولی همین خانواده ، ثروت زیادی از نفر غذای مادی دارند می توانند خیلی از غذاها را تهیه کنند . از نظر غذای عاطفی و معنوی ، فقیر باشند ولی ازا ین کار خجالت نمی کشند . انسان وقتی بخش انسانی فعال می شود ، از این خجالت می کنشد که نتوانسته غذای عاطفی لازم را برای اعضای خانواده اش تهیه کند . نتوانسته یک خانوده ی شاد ، آرام و پر عاطفه بسازد . طوریکه همه عاشق هم باشند . هم دوستدار هم باشند. محیط گرم و صمیمی نتوانسته بسازد و از اینکه خودر هم نمی تواند عاشقانه خودش و فرزندان و همسرش را دوست داشته باشد ، اگر اینجروی باشه ناراحت می شود و چون برایش دغدغه است سعی می کند خودش را هر چه زودتر به این عشق برساند . این را ثروت می داند ولی برای خودش یک ننگ می داند که من تشکیل زندگی دادم ولی این عرضه را نداشتم که یک فضای پر عشق و عاطفه ایجاد کنم. یا تشکیل زندگی دادم اما هنوز نتوانستم یک فضای بهشتی و معنوی و ابدی برای اعضای خانواده ام تهیه کنم. همان طور که در غذای مادی یک زن خانواده خیلی منتظر مرد نیست ، مرد اگر کار کرد و نان آورد تو خانه ، درست . اما اگر نیاورد و نکرد نیاورد زن بیکار نمی نشیند . می گوید بالاخره که من غذا می خوام . ها ! بچه هایم غذا می خواهند بالاخره از پدر و مادرش ، از اقوام کمک می گیرد و غذای مادی را به دست می آورد و تهیه می کن . در مورد غذای انسانی هم همین طور است . یعنی ما نباید معطل این باشیم که شوهرمان کاری می کند یا اعضای خانواده ی دیگه باشیم. اگر کسی کاری کردند که کردند و اگر کاری نکردند ، دست روی دست بگذارد و کاری نکنند ، نه . غذای انسانی واجب است برای ما . اگر ما غذای انسانی نخوریم دو تا ضرر عمده می کنیم : یادتان باشد : 1. شادی و آرامش را در دنیا از دست می دهیم . عرض کردم بخش شاد کننده وجود ما و آرام کننده ی وجود بخش انسانی ماست نه بخش حیوانی . بخش حیوانی هر چه قدر سطح ثروت آن را بالا ببرید ، حجم چی اضافه می شود ؟ حجم اضطراب و حجم غصه هایش اضافه می شود . چون تعلقات آن زیاد می شود ، اسیرمیشود . آزادگی و استقلال در می آید . وابسته است و این وابستگی برای انسان غصه می آورد. اما بخش انسانی این جوری نیست. بخشانسانی چون معشوقش واحد است و تمرکز آن در یک جا است و دائماً قدرت پیدا می کند . قدرت پیدا می کند وحی شادتر می شود . پس غذای انسانی اگر تهیه نشود یک ضررش این هست که شادی و آرامش دنیایی ما گرفته می شود و یک ضررش این هست که آخرت و ابدیت خود را از دست می دهیم اگر این قضا آماده نشود . پس اگر غذای انسانی آماده نشود ما چند ضرر می کنیم ؟ دو تا . یکی دنیای ما خراب می شود.و شادی و آرامش مان کم می شود. یکی هم آخرت خراب می شود . ابدیت از ابین می رود خب. بنابراین یک آدم که بخش انسانی اش فعال هست خیلی به این فکر هست که حتماً برای خودش و اعضای خانواده اش حتماً غذای معنوی تهیه کند. یعنی همانطور که تلاش دارد برای غذای مادی ، برای غذای معنوی هم چند برابر تلاش می کند که همه اعضای خانواده غذا بخورند . برنامه ی غذایی را انجام می دهد . غذا خوری هم چی هست ؟ مرد می گوید من یک وقتی را می گذارم برای تهیه ی پول و زن هم می گوید من هم یک وقتی را می گذارم برای پختن و آماده کردن آن. ولی اگر این انجام گرفت هر دو باید دور هم جمع شدیم و این غذا را بخوریم . در مورد غذای معنوی هم همین را می خواهد . یعنی مرد باید تهیه کند و دوندگی هایش را می کند و غذاها را آماده می کنند. زن باید تلاش کند. بعد وقت مستقل برای خوردن آن بگذارند . یعنی ما باید برای خودمان و همسرانمان و فرزندان مان وقت ایجاد کنیم. وقت خوردن . خلوت ایجاد کنیم . فضای مناسب ایجاد کنیم که این وقت غذا خورده بشود . اگر غذا خورده نشود ، این ها قطعاً هر چه قدر شما غذای مادی هم بهشون بدهید فایده ندارد. هی برو برایش تلفن همراه بخر. اتومبیل بخر . انواع لباس و جواهرات بخر ولی فایده ندارد. اون شاد نمیشود. آرام نمی شود . خوشبخت هم نمی شود . اگر می خواهی خوشبختش بکنی ، شادش بکنی ، آرامش بکنی و شخصیت ارام بدهی باید فقط غذای انسانی به او بدهی . چون فقط این غذا هست که می تواند بخش انسانی انسان را شاد و آرام بکند. روح انسان را شاد و آرام بکند . پس سعی کنید انسان ، خانواده های ثروتمند داشته باشیم. در بخش انسانی خانواده های فقیر و گدا و بیچاره نباشیم . خانواده های ثروتمند ، خانواده های ثروتمند ، خانواده های اشرافی انشاءالله داشته باشیم. . از نظر غذای انسانی. پس این مراقبت که من باید حتماً غذا بخورم . حتماً باید غذا هم به من برسه این یک وظیفه است اگر چیزی قرار است غذای شما را کم کن ، خطرناک است . غذای روحی یا غذای جسمی تان فرقی نمی کند. اگر شما یک وقتی به بی اشتهایی فرزندتان یا همسرتان دچار شوید ، وقتی خانم خانه زحمتکشیده می بیند که شوهرش غذایش را نمی خورد ، بچه غذا را نمی خورد غذای دیگه می آورد می بیند نمی خورد احساس خطر می کنیم یا نمی کنیم . احساس خطر می کنیم دیگه همسرمان غذا نمی خورد . یعنی چه باید مراقبت کنیم که غذایش را بخورد تا به موقع بهش برسد. اگر بی اشتهایی شدید شد مریض است باید برود کجا ؟ باید برود دکتر ، نزد دکتر برود و این مشکل حل بشود. اگر انسان نسبت به غذاهای انسانی بی اشتها شد . مثلاً نسبت به خواندن قرآن ، فهم قرآن ، دعا ، ذکر ، مناجات ، مطالعه شنیدن فهمیدن بی میل شد ، اگر بی میل شد ، اشتهایش را از دست دارد ، از نظر انسانی ضعیف شده ، بخش انسانی اش ضعیف شده . اشتهایش را از دست داده و غذا نمی خواهد بخورد . غذا نمی خواهد بخورد . شما الان عزیزان که زحمت می کشند می آیند اینجا اشتها دارند که می آیند اینجا بخش انسانی شان الحمدلله فعال است و دوست دارند که می آیند غذا می خورند . این باید ، نشاط همیشه حفظ بشود . برای اینکه همیشه حفظ بشود باید مراقب باشیم که آشغال نخوریم ، غذای جسمانی اگر بچه غذای آشغال بخورد ، شما نمی گذارید بخورد اما بچه اگر مسموم شد این جلوی غذای اصلی اش را می گیرد . باید ببری اش دکتر . دکتر چه کار می کند. شستشو می دهد معده اش را تا بتواند غذا بخورد. آماده می کند تا بتوند غذا بخورد. اگر کسی دچار آشغال خوری شد ، یعنی غذاهای معنوی خورد اما فاسد افکار فاسد ، خیالات فاسد ، توهمات فاسد ، اعتقادات فاسد را جذب کرد ، بعداً نسبت به ابدیت و نسبت به حقیقت انسانی بی اشتها می شود. یعنی دیگه اصلاً رغبت ندارد که کاری انجام بدهد ما الان به بعضی از خانم ها ، دانشجویان از بعضی از دانشگاه ها می آیند کم نیستند ، دانشجویان پسر ، دختر می آیند . می گویند من همچین مریضی رو دارم یعنی روحش دچار مریضی دارد دیگه . بعد وقتی بهش غذا می دهی ، دارو می دهی ، می گویی این کارها و این دستورالعمل ها رو انجام بدهی ، این مسیر مطالعاتی را انجام بدهی . بعد می روی تو خانه می خواهد سلسله کارهایش را انجام بدهد ، حوصله اش تو خانه نمی کند. وقتی می خواهد برود سی دی ها رو گوش کند و درس ها رو بخونه و گوش کند ، حوصله ندارد. این یعنی چی حوصله ندارد؟ یعنی مریض شده . یعنی دچار بی اشتهایی شده. می داند مریض است ها ، می داند رنج داره می کشد و اذیت داره می شود . ولی حقی حاضر نیست غذایش را بخورد و مشکل اش را حل کند. به شدت دچار بی اشتهایی است. اون وقت شما وقتی دچار بی اشتهایی می شوید یعنی الان دچار یک بی اشتهایی کاذب است باید مواد بهش برسد ولی نمی خواهد بخورد چه کار می کنید سعی می کنید تلقین بکنید بهش یا چاشنی های خوب بهش بزنید چون بعداً باید بخورد اگر نخورد می افتد به سرم . می رود زیر سُرُم . باید درد سرم را تحمل کند. رگ . از طریق رگ و این چیزها باید به خوردش بدهی . تا زنده بماند. در مورد غذاهای انسانی هم همین طور است . اگر انسان دچار اشتهایی باشد باید به خودش تلقین کند. اینکه امام می فرماید انسان بدون تلقین به جایی نمی رسد همین است. چون شما ، انس نداشتید با غذای انسانی برای همین وقتی می خواهید شروع کنید سخت تان است برای کلاس رفتن برای شنیدن ، کتاب مطالعه کردن ، پای درس استاد رفتن ، نوار گوش کردن ، تمرکز گرفتن سخت است ولی باید چه کار کنی ؟ حتماً باید این تلقین را به خودت بکنی تا یواش یواش عوض می شود بعد یواش اشتهایت زیاد می شود ، میلت زیاد می شود . آرامش ات زیادتر می شود ، قدرت تو زیادتر می شود. بعد از یک مدت می بینی که خیلی تغییر کردی . یک دستورالعمل بدهم از امیرالمؤمنین علیه السلام هر عملی را شروع کردید حداقل یک سال بر آن عمل مداومت داشته باشید. از آن عمل اگر می خواهید نتیجه بگیرید بر آن یک سال حداقل مداومت داشته باشید. توجه کردید . حداقل یک سال . یک کلاس خوبی پیدا کردید مناسب است ، طهارت دارد ، پاک است ، انتظار نداشته باش دو سه جلسه ی اول یا چند حلسه ی اول یک تغییر اساسی درت اتفاق بیافتد نه احتمالاً یک سال مداومت بکن ، بخور بخور تا اون تحولی که در توست ، غذای مادی هم همین طور بالاخره باید چهل روز بخوری ، چند هفته بخوری یا چند ماه باید بخوری گاهی وقت ها یک سال ، دو سال باید بخوری تا تغییر بکنی ، مرتب . پس غذای معنوی اینجوری است که انسان باید استقامت داشته باشد رویش تا یک ذره ذره بخوره تا تحولی که می خواهد درش اتفاق بیافتد. اگر تنبلی بکند ، بی حوصلگی بکند دیگه نمی تواند با اشتها باشه پس استقامت خیلی مهم است . خب حالا این شد ، اون راه کار را برای ما داد گفت که

یاد او کن تا ز غم ها برهی تا قدم زین چاه ها بالا نهی

یاد او کن یا د یگر کس مکن یاد گل کن خار و خس مکن

یاد او کن تا همی یاد کند از بلا و محنت آزادت کند.

این توضیح دادیم

گر از این معنی همی خواهی نشان اذکر نی اذکرکم از قرآن بخوان

پاسبان شو بردر دل روز و شب تا نیاید در آن جز یاد رب

این خیلی مهم است . این فرمول پاسبان شدن . پاسبان شدن یعنی مراقب باش آشغال خوری نکنی . کتاب غلط ، درس غلط . استاد غلط ، حرف های بی ربط و ناروا یادتان باشد هر کتابی به یک بار خواندن هم نمی ارزد. باید شما اگر می خواهید مطلبی در روزنامه بخوانید یا در مجله بخوانید ، گاهی اوقات یک خانمی می بینی با دیدن یک فیلم سینمایی چهل روز ، پنجاه روز ، چند ماه نشاطش را از دست می دهد . نشاط معنوی اش را . یک فیلم سینمایی دیده یا رفته رو اینترنت یا یک سی دی دادند دستش و رفته نگاه کرد ، همین که نگاه کرد می بینی که را یک سال عقب می افتد. چرا چون آشغال خوردی دیگه . تمام طهارت خیال و وهم و عقل و فوق عقل ، تمام تعادل را می ریزد بهم. حالا تو دوباره بخواهی برگردی تو همچین وضعیتی ، می بینی که یک سال طول کشید شاید اصلاً خوب هم نشد ، بعداً اذیت می کند. اینکه قرآن می فرماید که در روز قیامت انسان نیست به شنیده ها و دیده هایش و افکارش مسئول است ، همین است . اِن سَمعَ و البصر و الفؤاء کل اولئک کان عنه مسئولا. کل شنیدنی ها مسئول هستی و نباید هر چیزی را بشنوی ، آشغال بریزی تو روح خرابت می کند . دیدنی ها ، حق نداری هر فیلمی رو ببینی و نباید هر چیزی رو هر مجله ای رو هر نگاهی روهر عکسی رو باید دقت کنی اگر می خواهی نگاه کنی بهش فضولی . اسمش رو می گذاریم مودبانه می کنیم کنجکاوی . حس کنجکاوی ام را می خواستم ارضا کنم می خواستم ببینم چی چی هست خطرناک است . حتی می گوید اگر یادداشتی مال کسی است اگر نگاه کنی ، روز قیامت گرفتارت می کند. آقا این نامه کسی هست دادند بده به کسی . حق نداری باز کنی بخونی . حال بچه ات مال دخترت مال پسرت مال شوهرت . بروم جیب اش را بگردم ، ببینم تو جیبش چی هست یک امانتی تو کمدش هست برم نگاه کنم ببینم چی هست . تلفن همراه کسی دست من هست ببینم شماره ها چی هست عکس چی داره به هیچ وجه حق نداره حق نداری چیزی را که نیاید نگاه کنی حق نداری نگه کنی . حق نداری چیزی را که بشنوی ، بشنوی اینها آلوده است . غذاست دیگه غذاست . خیالات افکارت رو هم باید کنترل کنی هر خیالی نباید بیاید. اگر بیاد باید کنترل کنی . این ها چه جوری ممکن است انجام بشود؟ با خوردن غذای سالم . رژیم غذایی اگر سالم باشد ، به آشغال خوری به عنوان چیز پاک هم راحت نمی خورد همان آشغال خوری به عنوان چیز پاک هم راحت نمی خورد همان آشغال خور می شود . راحت غیبت می کند. راحت حرف بزند ، راحت هر چی بگه راحت هر کاری بکنه راحت هر چی را نگاه کند. راحت بنشیند شرور و بگه راجع به کسی . هر کس راجع به شوهرش راجع به زنش راجع به باجناقش راجع جاری اش راجع به مادر شوهر ، پدر شوهرش مادر زن و پدر زن اش . خیلی بی موالات اصلاً فکر نمی کند که چه شکلی روحش پیدا می کند. چه قدر هیولای وحشتناکی است. این هیولای وحشتناک الان هم با ما هست ها ! این هیولای وحشتناک الان هم با ماست. چرا چون موقعی که می ایستیم برای نماز روبروی خانه ی خدا به او قشنگی ، می بینی نمی توانیم از خدا لذت ببریم به اون قشنگی خدا به این زیبایی دیگه بهت لذت نمی دهد. وحشت می کنی ، می ترسی . نمی توانی اگر شب هم خوابت نبرد حوصله ی خدا را نداری که پاشوی و بروی هر کلام با خدا حرف بزنی می روی قرض می خوری که بخوابی باز یامی روی تلویزیون روشن می کنی ، چون حال و حوصله ی زیبایی مطلق را نداری . چون باطن ات ، درونت وحشتناک است. و تحمل زیبایی را ندارد. اینها آرامش انسان را می ریزد بهم. اعصاب انسان را خرد می کند .اگر غذا آلوده باشد تمام شخصیت انسان را غمگین و مضطرب می کند. پاسبان شود بر دل روز وشب تا نیاید درآن کس جز یاد رب.

می خواهم این فرمولش را بگویم که موقع عاشورا این جور در بیاید. صلوات ختم بفرمایید.

پاسبان شدن یعنی چی ؟ پاسبان شدن بر در دل یعنی مواظب دردل بایستیم و ببینیم که آیا هر معشوقی می خواهد می آید تو ، رنگ سعادت دنیا و آخرت رو داره یا نداره ؟ اگر نداره ، نه . قرآن می فرماید که : صیغه الله و من احسن من الله صیغه . رنگ خدا . و چه کسی رنگ ، چه کسی از رنگ خدا بهتر است ؟ هیچ کس رنگش از خدا بهتر نیست . خدا کمال مطلق است . ما از هر چی خوشمان بیاید ، تجلی خداست دیگه . از هر کس خوشمان می آید یا از هر چی خوشمان می آید برای این است که رنگ خدا را دارد تجلی خداست. هر چیزی . تمام زیبایی ها ، قدرت ها ، کمالاتی که ما عاشق شان هستیم و دوستشان داریم از خدا گرفته شده . منشاء همه ی خوبی ها ، خیرات ، کمالات که خداست. پس رنگ خدا از همه ی رنگ ها قشنگ تر است . چون کمال مطلق است . زیبای مطلق است . زیبای مطلق ، کمال مطلق است رنگش از همه ی رنگها قشنگ تر است. تو هم که از جنس خدا هستی ، عاشق رنگ خدایی ، چه بخواهی چه نخواهی امام فرمود : رئیس جمهوری آمریکا هم عاشق خداست. چرا عاشق خداست ؟ یعنی اینکه بعد الهی هم داره . بالاخره بی نهایت طلب است . اما اون دنبال رنگ خدا در کجا می گردد ؟ در دنیا می گردد. اشتباهش همین جاست . که در دنیا دنبال رنگ خدا می گردد. ولی یک آدم عاقل کجا می گردد دنبال خدا ؟ پیش خود خدا . خب پس ما چون عاشق خدا هستیم ذاتاً اینجوری آفریده شدیم لذا باید هر چیزی که رنگ غیر خدا دارد بگذاریم کنار . لذا اگر خواستیم دست به هر نوع انتخابی بزنیم هر نوع انتخاب ، کنترل انتخاب ما ، ارتباطات ، رفتارها و افکار . هر کدام را که خواستیم داشته باشیم ، ارتباط با هر چیز ، هر نوع افکار و هر نوع رفتار . باید ببینیم با حقیقت انسانی ما ، حیثیت انسانی ما ، با رنگ خدا ، سازگاری دارد یا ندارد. اگر به رنگ خدا نخورد ، رنگ شیطانی و جهنم دارد.

شما دست به انتخابی بزنید بدون رنگ خدا ، رنگ خدا نداشته باشد. انتخاب همسر ، انتخاب لباس ، انتخاب حجاب و نوع پوشش ، انتخاب رشته ی تحصیلی ، انتخاب محل زندگی ، انتخاب همسایه ، انتخاب دوست ، هر انتخاب ی... حتماً معیارش این باشه که با رنگ خدا سازگاری دارد یا ندارد. ارتباط می خواهید برقرار کنید می خواهید با کسی ازدواج کنید ، با یک خانمی یا یک آقایی . می گه اگر مبنایت خدا بود ، یک زندگی شاد و خوب می تونی داشته باشی .اما گر مبنایت موقعیت اجتماعی ، زیبایی ، پول ، رشته ی تحصیلی اینها بود که اگر اینها را نداشته باشه یا داشته باشه . بعداً می بینی که چون رنگ خدا نیست ، شکست می آید ، غصه می آید. ولی اگر اول برایت مهم بود که رنگ خدا داشته باشه ، اگر رنگ خدا داشت ، صبغه الله ، رنگ خدا ر داشت ، ارتباطات می خواهی با یک دوست باشی می خواهی فرض کنید همسر گزینی انجام بدهی . انسان می خواهد یک رفاقتی برقرار کند ، رفتارها هم همین طور . یک کسی یک رفتاری کرده و تو می خواهی مقابله به مثل بکنی باید ببینی که آیا این مقابله به مثل کردن باطن تو رو عوض می کند یا نمی کند. رنگ درونت را عوض می کند یا نمی کند. موبضوع این نیست که ما می خواهیم جواب مردم را بدهیم ، دلمان را خوش بکنیم ، آتش دلمان را بخوابانیم به چه قیمت ؟ به قیمت اینکه از رنگ خدا دور شویم . این فایده ندارد. با ید این رفتاری که من می خواهم بکنم مناسب است یا مناسب نیست بنابراین ما باید فرمول های ارتباطات و رفتارهای را یاد بگیریم که رفتارهامون را متناسب با هندسه ی انسانی و حرکت به سمت ابدیت مان تنظیم کنیم. مثلاً اگر پدر اخم و تخم کرد من هم می توانم نسبت به پدرم اخم و تخم کنم یا نه یا مادر مثلاً می شود ای کار را کرد یا نه . یا نسبت به فرزندمان هر جوری می توانیم رفتار کنیم ؟ نه . یک تعریف داره . یک هندسه دار. که باید انتخاب بکنی ، باید شناسایی کنی و طبق اون انجام بدهی تا خدایی در بیاد . افکارت هم همین طور ، افکارت اگر شیطانی باشد ، یا خیالی باشه ف وهمی باشه وقتی وقتی انتخاب می کنی افکار پلید رو افکار زشت رو افکار منفی رو می بینی رنگ خدا ندارد.

باید افکاری روا نتخاب کنی که رنگ خدا داشته باشه . حالا ببین وقتی همه چیز رنگ خدا داشت ، محصولش می شود شادی و آرامش . برای همین در قرآن می فرماید هر چه قدر انسان به خدا نزدیک تر می شود ، به سطح شادی و آرامش او اضافه می شود چرا ؟ چوه همه چیز را قشنگترین را انتخاب کرده است . خوش سلیقه است . رفته بهترین جنس را انتخاب کرده است . ها ! بهترین را حالا بعضی در مسائل مادی این چنین اند. مثلاً می خواهند جهیزیه برای دخترمان تهیه کنیم ، خانه ساختیم . مثلاً فرض بفرمایید سنگش ، سرامیک و موکت و پرده اش ، دستشویی و شیر آلات و در و پنجره اش را می رود از بهترین انتخاب می کند که بهترین خانه را داشته باشه. این مربوط به عالم ماده است . می گه من بهترینم . این سلیقه اش تو بخش حیوانی خوب است . می رود بهترین رو انتخاب می کنه . سلیقه اش در بخش انسانی خوب است و لی بحث این هست که ما انسانیم . ما انسانیم وقتی می خواهیم دست به انتخاب بزنیم باید تو اصلی ترین انتخاب هایمان بهترین ها انتخاب شود. بهترین ها یعنی چی ؟ یعنی اونیکه رنگ خدا را دارد . هیچ رنگی بهتر از رنگ خدا نیست. لذا آدم باید خیلی خوش سلیقه باشد . خیلی خوش سلیقه و سخت پسند باشه . همیشه می گوید من از بین مثلاً می خواهد انتخاب لباس بکند....

« قسمت دوم نوار »

نمی فهمد که شب اول عروسی و زندگی اش دل امام زمان را خون کرده ، وقتی تو با محور خلقت که همهی خیرها را از او می آید رابطه ات را با او به هم زدی ، می خواهی خیر ببینی تو زندگی ات . مشکل اقتصادی پیدا نکنی . زنی که وقتی این همه هزینه کردی برایش دوستت داشته باشد ؟ شوهرت ؟ نه بعد بچه هایت نه ! پس تو اساساً با کانون آرامش رابطه ات را خراب کردی . خودت داری خراب می کنی . یعنی خودت یک تیشه برداشتی به ریشه ی آرامش و شادی خودت می زنی و نمی فهمی . اینو نمی فهمی می خواهد تاریخ ازدواج انتخاب کند می گردد یک تاریخ مبارک انتخاب می کند. می خواهند بروند خرید ازدواج را بکنند افکارشان یک جوری هست که نزدیک به خانه ی خدا باشه. می گوید چون تو می خواهی حلقه بخری و ازدواج کنی طلا بخر و بیانداز برای ازدواج. بابا این حرام است برای مرد حلقه ازدواج طلا حرام است. حرام است نه رسم است. بالاخره ما باید رسم آدم هایی رو که هیچ چیزی حالیشون نیست باید انتخاب کنیم یا رسم خدا را . رنگ خدا را یا رنگ اجتماع رو کدوم رنگ قشنگ تر است ؟ اینو باید انتخاب کند دیگه . یکی را انتخاب کن. یا اندازه ها و حدود الهی رو . یا اندازه ها و حدود اجتماعی و شیطانی رو یا ریاضیات خدا را و یا ریاضیات شیطان رو یا هندسه خدا یا هندسه شیطان کدام رو انتخاب می کنی هر کدام را انتخاب می کنی . کدام را انتخاب می کنی ؟ خیلی ها هستند در اجتماع ما که از رنگ خدا خوششان نمی آید ، انس ندارند و بندگان خدا. ادعا دارند ها ولی وقتی پای عمل می آید و می خواهند با این رنگ روبرو شوند خوششان نمی آید. انس ندارند . اون وقت شما چه اون رو تقبیح می کنند. می گویند این چه عروسی راه انداختید . این چیه مثلاً ؟ این چه مبنا و معیارهایی هست. نمی تواند بپذیرد . مثلاً این نوع معیارها را نمی تواند قبول کند . چون از این رنگ خوشش نمی آید. با خانمش اختلاف پیدا کردی . می گوید تو بیخود کردی شب عروسی داداشم اومد باهات عکس بیاندازد باهاش عکس نینداختی . بابا حرام است دیگه . عکس بیاندازد برای چی آخه زن نا محرم کنار هم عکس بیاندازیم چرا باهاش دست ندادی چرا چنین نکردی ، چرا چنان نکردی ، خب این بی غیرتی و بی حیایی از این بدتر ؟ این مبنا ، ریاضیات ، ریاضیات شیطان است . ریاضیات خدا این را نمی پسندد. ریاضیات خدا تحمل نمی کند. حالا خیلی ها خوششان نمی آید ما باید چکار کنیم. ما باید بگوییم خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو ! یا بگویی خدا می شوی همرنگ ، رسوای جماعت شو . اولی درست است. یا دومی ؟ دومی . اگر می خواهی همرنگ جهنم و شیطان نشوی باید رسوای جماعت شوی خیلی ها کارت را تقبیح می کنند . خیلی ها تو رو قبول ندارند . افکارت رو قبول ندارند . رسوای جماعت شو . ولی پیش خدا آبرومندی . ها ! لذا قرآن وقتی می خواهد از بزرگان تعریف کند می گوید کان وجیهاً عند الله . پیش خدا آبرومند بود. چون رنگ خدا را دارد. وجیهه عند الله هست . برای من یک موقع مهم هست مردم از من تعریف کنند راضی باشند خوششان بیاید و تعریف و تمجید کنند و بیایند و بگویند به به چه چه ولی یک موقع من دوست دارم خدا بهم بگوید احسنت و آفرین . ها ! امام زمان ازم راضی باشه و دوستم داشته باشه و این دو تا . یکی رو باید بالاخره من انتخاب کنم. هر دو تا با هم شرک است. که هم مردم را بخواهم راضی کنم هم خدا را. خیلی وقت ها مردم افکار من رو، رنگ منو ، و رنگ خدا رو دوست ندارند ، تحمل رنگ خدا را ندارند . بدبخت اند ، ضعیف اند ، سوء تغذیه دارند . نمی توانند رنگ متعالی را تحمل ندارند . مردم مثل بچه ای می مانند که فقطر شیر خورده اند و بیسکویت می خورند . اولیا ی خدا مثل کسی که کله پاچه می خورد. غذاهای سنگین می خورد. خب شما یک غذای سنگین می دهی به بچه چه می شود ؟ بهم می خورد . رفاقت با خدا این است . بنابراین از اول یک فرمول به ما دادند که شما بتوانی بر در دل خودت پاسبان باشی و بتوانی از رنگ خدا فاصله نگیری و واقعاً فقط همین رنگ رو قبول کنی . فقط همین رنگ رو . اون فرمول چی بود ؟ یادتان هست ؟

لا اله الا الله : هیچ دلبر و معشوقی جز خدا نیست . این یادتان باشد. هر وقتی دلتان می خواهد از یک چیزی خوشش بیاد ، اول تو فیلتر لا اله اله الله ببریدش اگر لا اله الا الله جواب دارد ببرید توی دلتان دوستش داشته باشید هیچ اشکالی ندارد . مثل همسرتان ، فرزندتان ، پدرتان ، مادرتان ، چون خداوند توصیه کرده است که انسان اعضای خانواده اش را دوست داشته باشد و بهشون محبت بکند هر چه می تواند ، بیشتر محبت بکند اما یک موقع می بینی محبت حرام می آید ، محبت نامشروع می آید ، اگر بخواهد رنگ نامشروع و حرام بگیرید . دیگه محبت نیست . با لا اله الا الله سازگاری ندارد. یک عشق حرام یک محبت حرام علاقه به چیزی که خدا خوشش نمی آید. پس این فیلتر لا اله الا الله دستتان باشد هر وقت که می خواهید چیزی وارد قلبتان بشود . ببرید داخل این فیلتر اگر دیدید جور در می آید . بپذیرش و دوستش داشته باشید . اگر می بینی جور در نمی آید و بخواهید قبولش کنید فقط خودت رو جهنمی کردید . یعنی یک آشغال رو آوردید در روحت مثل غذاست وقتی غذا می خواهی بخوری می گویی آقا این غذاست یا نیست. سالم هست یا نیست پاک هست یا نیست . قرآن می فرماید هر غذایی که می خواهید بخورید چه غذای جسمی چه غذای روحی شرط آن این هست که حتماً ، سازگاری داشته باشد با شما ، کلوا من طیبات اون وقت طیب ، باید طیب باشد . باید پاک باشد همسر می خواهی بگیری باید الطیبین الطیبات . مردهای پاک مال زن های پاک اند. الطیبات الطیبین زن پاک مال مرد پاک است . باید انتخاب را دقت کنی. پاک بگیری. آلوده نگیری . زن پاک و خوب یعنی چی ؟ یعنی یک زن زیبا و برجسته ؟ نه این پاکی نمی آورد که می تواند هزاران آلودگی هم داشته باشد. حضرت باقر علیه السلام داریم که وقتی می خواست یک خانمی ازدواج بکند باهاش یک شرایطی ظاهری مدنظر داشت دوست داشت همسرش یک شرایط ظاهری داشته باشد و بعد این ها را معین کرد. بعد گفت یک خانم می خواهم اینجوری باشه اینجوری باشه بعد فرمود از کدام قبیله است ؟ گفتند فلان قبیله قبیله ای که همه اشان دشمن اهل بیت بودند. فرمود من هرگز بدنم را به بدن یک زن جهنمی نمی زنم ، یعنی پاک نیست اون برای من . خیل هم خشگل باشه . خیلی هم زیبا باشد ولی پاک نیست اون برای من . یک وشهری که افکار آلوده دارد و مسیرش به سمت جهنم است ، پاک نیست . کلو من الطیبات یا یک زن فرق نمی کند. پاک باید باشد. پاک یعنی چی ؟ طیب یعنی چی ؟ چی اوچ طیبی و پاکی رو دارد ؟ هر چیزی که رنگ استاندارد رو دارد استاندراد هر چیز این هست که چه قدر به خدا و به رنگ خدا شبیه است . همه چیز استاندارد دارد. پذیرش افکار و اوهام و سلیقه ها وهم استاندارد دارد. اگر چیزی با خدا سازگاری داشت ، پاک است اگر داشت پاک است . اگر ناشت خبیث است . لذا این دو تا کلمه را چند بار در قرآن آورده است. خبیث و پاک . ولی ما چی رو انتخاب می کنیم ؟ لذا لا اله الا لله . هر وقت خواست از یک چیز خوشتان بیاد و داره دلتان را می برد و سلیقه اتان شده و اگر می خواهید آرامش پیدا کنید و اذیت نشوید این کلمه را بگویید لا اله الا الله پس لا اله الا الله را درست بگویید .از امروز تمرین می دهم بهتون روزی صد مرتبه حتماً یادتان نرود روزی صد مرتبه . یعنی وقتی می گویید با دقت یعنی هر وقت می خواهید بگویید لا این لای نفی جنس بهش می گویند جنس یک چیز را نفی می کند مثلاً فرض بفرمایید آقایان در کلاس نیستند عرض کنم خدمتتان که مربی شما هم یک خانم باشد. بنده بیایم در بزنم و بگویم اقای رضایی هست ؟ شما بگویید نه نیست وقتی می گویید نیست یعنی کسی نیست ؟ یعنی آقای رضایی نیست دیگه . بعد می گویم حاج آقا دهقان هست می گویید نه حاج آقا دهقان هم نیست . بعد می گویم آقای افشار ... بعد شما می گویید آقا اصلاً هیچ مردی تو جلسه نیست . اون دو دفعه ای که شما می گویی آقای دهقان و آقای افشار نیستند شخص رو رد کردی . ولی او وقتی می گویی هیچ مردی در جلسه نیست جنس مرد را رد می کنی اینجا مرد نیست اصلاً سوال نکنی لا اله الا الله بهش می گویند لای نفی جنس یعنی جنس اله هر چیزی که معشوق هست. جنبش را نفی می کنیم و یک لا باید روی آن بکشیم . با همین تصویری که می گویم. اله هر چیزی که می خواهد اله باشد یک لا روی آن بکشید . لا چیه ؟ یک ضربدر هست . می کشی روی آن لا اله الا الله رو بزرگان گفتند باید تصویر کنی . یعنی وقتی لا اله الا الله بگویی آداب دارد لا اله الا الله گفتن . بیارش تصویرش را در دست و یک لا بکش روی آن. لا اله الا الله . الا اله دیگه چی می ماند فقط الا الله . اگر می خواهی یک معامله اقتصادی انجام بدهی ، معامله ربوی است . ربایی است . بگذارش کنار. یک پولی می خواهی بگیری طرف می گوید سود بده . حرام است یک ریال . نزول یک ريال بیاد توری خانه ات . سود بدهی یا سود بگیری آتش است . حتماً زندگی ات را می پاشد بهم و خراب می کند حتماً خراب می کند . اگر این شکلی هست از اون موضوع بگذر . اگر شده به فقر کشد به زندان هم بکشد و بیافتی تو خانه ات . چون بیاد ، همه چیز رو می ریزه بهم و خراب می کند. قبول نکن و مقاومت کن. پس انسان باید در برابر چیزی که صلاح نیست مقاومت می کند. خب لا اله الا الله . این رو روزی صد مرتبه بگویید تا انشاء الله کامل دست شود البته اولش هم همه دروغ می گوییم هر وقت می خواهیم بگوییم لا اله الا الله یعنی هیچ معبود و معشوقی جز خدا ندارم. ولی یک مدت این رو تمرین بکنیم . مرتب بگوییم مرتب بگوییم خدا دروغش هم چیه ؟ دوست دارد. تا یواش یواش چی بشود ؟ انشاء الله دلتان آزاد بشود و قدرت پیدا می کنید. اگر یک مدت درست بگویید هم شادی زیادی برایتان خواهد آورد و هم آرامش زیادی می آورد بعد می بینید که خیلی تغییر می کند زندگی های شما خیلی تغییر می کند . می بینید که یک آدم شاد و آرام و راحت و با نشاطی می شوید . پس دقت کنید.

پاسبان شو بر در دل روز و شب . عاشورا روز ظهور لا اله الا الله است. یعنی هیچ روزی به اندازه ی عاشورا لا اله الا الله تفسیر نشده است. یعنی تمام کسانی که روز عاشورا آمده بودن اونجا ، آمده بودند همه چیزشان را فدای خدا کنند در طول زندگی گاهی وقت ها یک چیزهایی پیش می آید ، صحنه هایی که باید انسان چیزی را فدای خدا کند ولی در روز عاشورا ، همه ی روز عاشورا ، همه ، همه چیزشان را فدا کردند. یعنی مالشان ، موقعیتشان ، ثروت شان ، زن و بچه و همسرشان رو . همه آمده بودند برای فداکاری و قشنگی عاشورا برای این است که همه آگاهی داشتند .آمده بودند این کار ا انتخاب کرده بودند یعنی با چشم باز انتخاب کرده بودند نه اینکه تو این موقعیت بیافتند و مجبور شوند این کار را بکنند ، نه با چشم باز انتخاب کرده بودند لا اله الا الله هر معشوقی جز خدا را کنار بگذارند. چون با چشم باز انتخاب کرده بودند هر کی آمده بود خودش معشوق را به خودش نزدیک تر بکند ، شبیه تر بکند و نزدیک تر بکند. بنابراین چه کسی توی این میدان انسانیت ، ثروتش بیشتر است و می برد ؟ کسی که بتواند حجم زیادی از اله های خود را فدا کند. بتواند دلبرهای زیادی را فدا کند. بتواند معشوق های زیادی را فدا کند. یک موقع هست شما پنج تومان صدقه می دهید ، یک موقع هست صد تومان صدقه می دهید . لن تنارل بر حتی تنفقوا مما تحبون قرآن می گوید : هرگز شما به نیکی نمی رسید مگر آنکه آنچه که شما دوست دارید در راه خدا بدهید . این از این.

حدیث داریم هر گز انسان به شرافت انسانی نمی رسه مگر اینکه به از دست دادن چیزی که دوست دارد صبر بکند. صبر بکند به از دست دادن چیزی که آن را دوستارد. یادتان باشد . محبوب ها را از دست بدهد و غرغر نکند و منت ها را هم نگذارد ، نسبت به خدا . چون زشت است انسان نسبت به معشوقش چیزی را خرج می کند ، منت بگذارد سرش. بچه ی شما بیاد و برای شما هدیه بخرد. بعد وقتی که می خواهد هدیه بخرد بیاد سرتان منت بگذارد روز پدر ، روز مادر یا به هر مناسبتی . منت بگذارد یا بیاد بخرد و بگوید پولش رو خودت بدهد. خب این دگیر هدیه نشد که خیلی مسخره است این کار. کسی برای کسی هدیه بخرد و یا منت بگذارد و یا بگوید خودت پولش رو بده این دیگه چه هدیه خریدنی است ؟! تو اگر خدا رو دوست داری و معشوقت هست باید قشنگ ترین چیزها رو برایش بدهی و بهش هدیه کنی . نه اینکه اون محتاج ماست و گداست. نه می گوید که مثل من بشوید . یاد بگیرید که عاشق بشوید . یاد بگیرید که من به شما دادم و توفیق بخشیدن و انفاق و فداکاری را به شما دادم تا شما بتوانید به این وسیله خودتان را به من نزدیک تر کنید و شبیه من بشوید. این لطف خداست . که برای یک کسی توفیق پول خرج کردن انفاق رو می گذارد . لذا سید الشهدا علیه السلام که ما عاشورا برای ایشون عزاداری می کنیم . عزاداری حقیقی یعنی همین دیگه ، حقیقی ! کسی عزادار حقیقی می تواند باشد که می ـواند عاشق خدا باشد. یاد می گیرد از امام حسین فداکاری کردن در راه خدا را . که از دنیا برای خدا بگذرد. که از دنیا برای معشوق خودش بگذرد . اصالت رو به ابدیت و آخرت بدهد. حالا این همه عزادار داریم می روند تو عزاداری ها معصیت می کنند ، بیشتر هم معصیت می کنند تو محرم و صفر ، آلوده تر می شوند و روح شان کثیف تر و آلوده تر می شوند. این به درد نمی خورد باید حتماً کیفیت حسینی پیدا بکند ، انسان. اینکه شهید مطهری می فرماید که اگر دریا دریا گریه کنید برای امام حسین وروح حسینی پیدا نکنید فایده ندارد. درس بزرگ امام حسین و اصل مطلب عاشورا چیه ؟ این درسن است لا اله الا الله.

لذا چه کسی عزاداری اش به درد می خورد ؟ کسی که الا اله الا الله درش تجلی بکند. کدام هیئت موفق تر است که ما برویم ؟ الان دهها هیئت هست . کدام مسجد برویم کدام دسته شرکت کنیم ؟ کدام رئیس هیأت موفق تر است ؟ بهتر است ؟ کسی که شخصیت مسئول هیأت ، گردانندگان هیأت ، توحیدی تر باشد. اخلاقشان بهتر باشد. اخلاق الهی شان ، عقایدشان بهتر باشد ولا حماقت هایی که بعضی ها می کنند علم و علامت هایی می خرند که سنگین است نمی تواند بلند بکند عرق می خورد که علامت را بلند کند این چه کار یه ؟ علام اصل آن درست نیست .همه ی مراجع و بزرگان علامت را رد می کنند . باطل است . شعرهای غلط ، افکار غلط ، کارهای غلط ، کارهای حرام ، غمه زنی ، همه ی اینها سر تا پای هیأت می بینی معصیت است .خون به دل امام حسین و امام زمان می کند. یادمان نرود . عزاداری مسخره بازی نیست ، رسم نیست که جمع شویم درو هم دیگر . مثل نوروز یک رسم است که هر جوری گذراندی گذراندی . عزاداری هدفدار است . عزاداری هدفدار است و اون ها نیازی به عزاداری ها ندارند. نیازی ندارند. می گوید. من این روزی را به تو دادم تا تو بتوانی از این خدا بکنی و آدم بشوی . جنبه های حیوانی ات را کم کنی . سید الشهداء می فرماید : ان حواعج الناس الیکم من نعم الله علیکم ( با هم بخونید ) فلا تمل نعمه . می فرماید در حقیقت به راستی این چنین است که نیاز مردم به شما ، احتیاج مردم به شما ، از نعمت های خدا بر شماست. این از لطف خداست که خداوند مردم را محتاج کی آفریده ؟ مردم را محتاج شما قرار داده. بنابراین می گوید . پس ف از نعمت های خدا ملول نشوید . اگر خانه نشستی و یک فقیر آمد در خانه را زد ، گفت فقیرم گرفتارم خدا را شکر کن که تو جای اون نیستی که پاشی بروی در خانه ی مردم و چه کار کنی ؟ چه کسی الان صاحب نعمت است تو یا اون ؟ تو ما صاحب نعمت هستیم. برو حتماً بهش کمک کن. حتماً و به قول امام صادق هم هی نگو از کجا معلوم محتاج باشه . حضرت می فرماید اگر ما یک موقع شک کنیم که محتاج است یا نه می دهیم که یک موقع اگر محتاج بود ما گرفتار نشویم. شیطان همین است یک مومن که می خواهد دست کند در جیبش هفتاد تا شیطونک می چسبند به دستش . یعنی هفتاد تا توجیح مختلف از کجا معلوم. این خطر ناک است . وقتی اومدی نشستی و سر سفره بودی و فقیر زنگ زد. سر سفره ی چرب و نرم نشسته بودی و فقیر زنگ زد. پاشد ی رفتی و اومدی که دوباره بنشینی ، دوباره ، دومی زنگ زد. حوصله ات سر نرود. مدرم بهت نیاز دارند سوال دارند کار دارند ، مراجعه دارند و از شما کمک می خواهند به هر دلیلی کمک می خواهند . از اینکه مردم به شما وابسته اند و از شما کمک می خواهند ، ملول نشوید . دلزده نشوید اگر دلزدگی بکنید خدا تغییر نعمت می دهد به یک کسی که لیاقت دارد. یکی از رفقا عرض کردند که یا آقای ثروتمندی را نشان داد و گفت این آقا سالی یک میلیارد تومان خیران دارد. سالی یک میلیارد تومان. گفت از روز اول جوانی اش به خدا گفته خدایا هر چی بدهی نصف. خدا هم امتحان می کند که تو این رو می گویی. هر چی بهش داده ماه اول ماه دوم هر چی داده دیده نه واقعاً نصف می کند و می گذارد کنار. برای مردم . ظرفیت به خرج دارد. امروز من رفتم یک دبیرستان خیلی بزرگ ، شیک و عالی و مجهز و همین منطقه ی خودتان هم بود ، سخنرانی داشتم گفتند یک خانمی این را وقف کرده است . خب عرضه داشته بعضی ها ثروت شان رو ... یک آقایی چند وقت پیش صد میلیارد گذاشته و مرده این بدبختی است . صد میلیارد. چون روزی اش نبوده است . روزی اونی هست که مصرفش می کنی . در حیات مصرف می کنی برای خدا مصرف می کنی یا برای طبیعت مصرف می کنی . بقیه اش دیگه حماقت است بمونه یعنی حماقت بزرگ. اگر به شما نیاز دارند. این نعمت خداست برای شما لذا از نعمت های خدا ملول نشوید . عجب آدم بی حیایی اعصاب مان را خرد کردند. دست از سمرون بر نمی دارند. خسته مون کردند. این خیلی زشت است . تو خودت هیچ کاره ای هر چی هم داری کی بهت داده خدا. می تواند آبرویت را بگیرد و رسوایت بکند و بیندازت گوشته زندان . بدبخت و گدا و فقیرت بکند . این همه ما الان داریم تو این کشور . آدمهای با آبور و ثروتمند که گوشه زندان اند. و خانواده هایشان متلاشی شده اند. باید لیاقت انسان نشان دهد. ملول نشود و منت سر کسی نگذارد. اگر خدا دیدی یک چیزی به تو سواد داده ، محبت داده ، دل داده ، عاطفه داده و داری خرجش می کنی در راه خدا ، باز بهت چیه ؟ باز بهت می دهد . ولی اگر عرضه نداشته باشی خوب خرج کنی ازت می گیرد اون رو .. اون ثروت رو.

خب پس این رو خب دقت بکنین . پاسبان شو بر در دل روز و شب بعد از گفتن لا اله الا الله این شعر رو هم بخونید . خودش یک ذکر است و ثواب هم دارد این شعر .

پاسبان شو بر در دل روز و شب تا نیاید کس در آن جز یا رب

در آن یعنی در دلت انسان پاسبانی باید بکند. هر وقت هر چی خواست بیاد اول بگو لا اله الا الله بعد می بینی دلت آزاد می شود زود که می گی لا اله الا الله دلت ازاد می شود . این لا اله الا الله را استقامت کنید تا انشاء الله دست شود. انشاء الله خلوت دل را می گذاریم برای بعد.

در عزاداری سیدالشهداء التزام داشته باشید که حتماً شرکت کنید اما دقت کنید که باطن این عزاداری ها یعنی چه. طلب کاری از خدا بد است. عزاداری یعنی ، یاد بگیریم روز به روز بیشتر از خدا یاد بگیریم بیشتر به او انس بگیریم و بیشتر از او خوشمان بیاد و خلوت با خدا را از هر خلوت دیگری بیشتر دوست داشته باشیم . این می شود عزاداری حقیقی. برای همین عزاداری حقیقی اگر کسی برود شاد می شود. خود عزاداری انسان را شاد می کند.

والحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله اجمعین و آله الطاهرین

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم