جلسه 013 - فکر و ذکر ۴ (۱۴۰۰)
شماره جلسه
13
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1400
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 013 - فکر و ذکر ۴ (۱۴۰۰)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. هدیه محضر چهارده معصوم صلوات بلند ختم بفرمایید.

"کل یوم هو فی شان" آن به آن دارد توسعه می دهد و زیاد تر می آفریند. امروز بیشتر از دیروز می‌آفریند و امروز بیشتر از دیروز رافت و رحمت دارد. امروز بیشتر از دیروز می بخشد و می آمرزد. "و انا لموسعون" ما توسعه کننده هستیم. توسعه می دهیم. الله ای است که آن به آن..... در اردوی قبل گفتم که خدا هنوز در دیگ را هم بر نداشته کامل. نکشیده هنوز چیزی.حالا کو تا بکشد. الان در دیگ را یک کمی زده کنار. و این عالمی است که در جریان است. هنوز کو تا خدا بخواهد بجوشد و بیافریند و بریزد پای بنده اش. دنیا جای این کارها نیست. دنیا با این عظمت بی نهایتی که دارد. برو توی ملکوت تا قیامت پنجاه هزار سال و برو بعد از قیامت تازه ماجرا شروع می شود. تازه آنجا خدا می خواهد شروع کند. یک دانه از این گلها هم زیاد است برای همه ما. یک برگش را بردار اگر خوب گرفتت حالا در مقابل خدا تعظیم کن. هر چیزی را خوب نگاه کنید عادی نگاه نکنید. چون عادی نگاه می کنید می شوید مثل حیوانات. حجاب عادت را بگذاریم کنار غیر عادی نگاه کنیم. این چیست؟ این موجود آفریده شده از چی؟ این همه از خاک، آب، کود. چه کسی این ها را بیرون می آورد از دل خاک با این همه رنگهای جدی و قشنگ که حقیقت رنگ هستند. به اندازه ظرفیت عالم ماده حقیقت رنگ هستند. ما رنگ را بعدا در برزخ می بینیم اصل رنگ آنجاست. این دیگر به اندازه رحم دنیاست دیگر. رحم دنیا بیشتر از این گنجایش ندارد. ولی این محیرالعقول است. مست و دیوانه کننده است. تمرکز بگیرید کامل. حالا الان شما در مقابل یک کسی که اینجوری دارد برای تو جلوه می کند تو را و هستی را آفریده، آن به آن دارد مدیریت می کند، نه اینکه بیافریند و رها کند. آن به آن، لحظه به لحظه دارد مدیریت می کند. این گل کوچکتره ولی همین هم بس است. وگرنه تو با اسمائی سر و کار داری که آن ها آدم را دیوانه می کند. مهمترینش خود الله است. یعنی آدم یک موقعی به یک جایی می رسد که دوست ندارد هیچ اسمی را بگوید مگر الله. خدا رحمت کند مرحوم بحر العلوم در کتاب سیر و سلوکش می گوید یک اربعین الله بگو. چیست این شخصیت کیست؟ که ما داریم همه مظاهرش را می بینیم. آن هم چی؟ رحمان، رحیم، رب. مربی و مالک تدبیرکننده است. عالمین را تدبیر می کند. همه بی نهایت مخلوقاتش را دارد تدبیر می کند. مالک یوم الدین که قرار است ما برویم آنجا برای مصرف عمر مان جواب س بدهیم. این دائما ما را وادار می کند به تعظیم در مقابل خداوند. حالا دقیق بایست ولی مثل آدم بایست دکتر و مهندس نایست. آیت الله و مجتهد نایست. بنده عبد هیچ باش. " لااملک نفس و لا ضر و لا نفع و لا موت و لا حیات و لا نشورا. هستی خودت هم مال خودت نیست. سرا ایستادی حرف می زنی نفس می کشی حرف می زنی ضربان قلبت دارد می زند چشمت دارد می بیند، همه چیز زنده است و آن به آن خدا دارد به این انرژی و قدرت می دهد و مورد عنایت ویژه است. حالا اگر خوب ایستادی؛ یعنی هیچ در مقابل عظمت مطلق حالا برو به رکوع. به ما گفتند نماز بخوانید و رکوع کنید. غش می کنیم سر رکوع. نه تعظیم با همه درک عظمت بیا پایین. ما در تکبیرات هم ایراد داریم. تکبیر این است دست می رود و می آید تا رسید پایین باید اکبر ادامه پیدا کند. حالا با درک عظمت برو به رکوع. سبحان ربی مربی خودم. همه حقیقت سبحان و رب من مثل یک کسی که می گوید عزیزم، پسرم، دخترم. رب من. سبحان ربی العظیم. برو عظمت تعظیم کن. دیدید در دربارها شاه که وارد می شود بقیه چگونه تعظیم می کنند؟ چه جوری ایستادند؟ همه سرلشگر ها و سپهبدها و وزرا اینجوری می ایستند. بعد خم می شدند که دست این مردک را ببوسند. تعظیم با معرفت با فهم با باور این ورودی توست به لااله الا الله. ورودی توست به هم آغوشی. ورودی توست به عشق. اما اگر توهین باشد، بی ادبی باشد، به سجده راهت نمی دهند. می افتی به سجده ولی مثل کسی است که به زور سرش را گذاشته روی ای کسی و او هل می دهد یا محل نمی گذارد. تو توقع داری کسی که دوستش داری سرت را می گذاری روی پایش دستش را روی سرت بگذارد. او هم تو را بغل کند. بنابراین اگر می خواهی ورود کنی اول ادب به اینکه خدا باید در قلبت ببیند که تو داری چه می گویی و چی را فهمیدی. گفت: "علم عبدی انه لیس له غیری رب غیری" بنده ام فهمید دیگر که غیر از من کسی را ندارد. لااله الا الله یعنی من کسی را جز تو ندارم. معشوق و دلبری جز تو ندارم. پس با تعظیم بروید به رکوع. این عظمت خیلی مهم است. "سبحان ربی عظیم و بحمده" حالا هر چقدر دوست داشتی طولش بدهی که خیلی بهتر است. راجع به این کش دادن صحبت خواهیم کرد. حالا سرت را که بلند کردی وقتی درک عظمت راست باشد لازم نیست به خودت تلقین کنی، خودش خود بخود اتومات عمل می کند. چون حالت صدق دارد. گداها چطور می توانند دل شما را نرم کنند که دست کنید جیبتان پول بدهید. چطور می تواند دل شما را نرم کند که پول بیشتری بدهید؟ دو کار می کند: اول حالت، دوم زبان ریزی خوب. حالتی می گیرد که تو شفقت پیدا کنی و بعد جوری با تو حرف می زند که من یتیم دارم بچه هایم گرسنه اند چند روز است غذا نخوردند، شوهرم مرده و مریض است و زندان است و... این کلمات همه اش بی چیزی، خاری و ذلت است. خوب بیان می کند، حالتی هم که می گیرد حالتی است که تو رقت می کنی. این رمز است. لذا اگر حالتت درست باشد و ایستادنت و رکوعت خوب باشد و به ادب به جا بیاوری تعظیم را "سبحان ربی الاعلی و بحمده" و حواست هم باشد چه می گویی وقتی بلند می شوی اجازه می دهند، قرب پیدا کنی. اگر فهمیدی، ادب داشتی، تعظیم کردی، کجا هستی اجازه می دهند بیایی در آغوششان اجازه می دهند سجده کنی. این سجده دیگر خیلی مزه دارد. خودش می آید. آنجا ربت عظیم نیست. چون کارت تمام شد. ربّت اعلی می شود و این فهم از الله که او رب است خیلی مهم است و سازنده است. مربی من است. تعلیم دهنده من است. ویژه من است. ما به استادهایمان که نقش داشتند در تعلیم و تربیت ما، نه هر استادی، واقعا مشرکانه فکر می کنیم که عظمت این استاد چقدر نقش داشته و چقدر برای من زحمت کشیده تا الله. باید این رب بودن را جا بیندازید برای قلب خودتان. شما با رب سرکار دارید. مربی شخصی توست. مال توست و این رمز شاه کلید باز کردن غیب و ملکوت است. خدا باید ببیند در قلب تو که تو به عنوان رب می شناسی و دوستش داری. این را باید در قلبت ببیند. باید این را به خدا صادقانه بگویی یعنی به محضر ربوبی عرضه کنی. یعنی بگویی من تو را ربّ خودم می دانم. مال خودمی، رب منی. آن هم رب عظیمم، رب اعلایم. ملکوت باید تصدیق کند، فرشته ها دارند می بینند همه. باید قبول کنند. اینکه انسان بتواند در محضر فرشته ها یک نماز بخواند ائمه که دارند همه می بینند. شما ایستادی در این صحنه مثل الان که شما همه من را می بینید و من می خواهم در مقابل شما حرف بزنم. اینکه گفتم روز اول بیاید اینجا بحث را بگویید، برای اینکه می خواهم اجرا کنید. خیلی از شماها آمدند به من التماس کردند که تورو خدا استاد ما را اینجا صدا نکنید. ما اینجا بیاییم اسم خودمان را هم یادمان می رود. اجرا غیر از ادا در آوردن است. نماز اجرا است، قد قامت الصلوة بر پاداشتن نماز است. خدا دارد می بیند چشم در چشم، پیامبر و اهل بیت و فرشته ها همه می بینند. که این بچه شان قرار است بیاید با معشوق اهل بیت حرف بزند. مثل پدر و مادر که نشسته اند و بچه می خواهد بیاید پشت کیکروفن چیزی را اجرا می کند. پدر و مادر نگاه می کنند که این بچه من درست اجرا کند، خراب نکند. همه دارند نگاه می کنند که تو یک نمازی بخوانی و نمازی اجرا کنی. یکبار، نمی بینی ولی فکر کن جدی است این صحنه و اگر یکبار صحنه برود کنار و تو ببینی چقدر فرشته دور تو ایستادند می بینی صدا می آید و خیلی فرشته است که ایستادند تا با شما نماز بخوانند. چه خجالتی. خدا رحمت کند امام می گوید فرشته ها می آیند پیش شما نمازشان را خراب نکنید. ضایع نکنید. اگر رکوع را خوب گرفتی. البته قبلش مهم است ها. من از آنجا شروع نکردم. قیامش نیتش قرائتش. ولی همین مقدار رکوع را خوب بچسبید و تمرین کنید. این جوری هم تمری نکنید. رفتن تمرین کنید با درک عظمت. ذکرتان را بگویید، دستانان خم نشود. صاف و بزار روی زانو و کمی بالای زانو. دوباره بلند شو بار دوم برو رکوع مثل نماز آیات. تکرار کن این را. 10بار 20بار 30بار. در خانه که تنها هستی. این باعث می شود بطور ناخودآگاه مسیر رکوع تا سجده تان دیگر برایتان ملکه می شود. اگر قلبت هم حاضر نباشد بدنت قلبت را می کشد می آورد سر جایش. حواست جای دیگر است اما تا این حالت می روی، حس بر می گردد سریع. یک جایی با زبان قلبت را می آوری و یک جا با قلب زبانت را تکان می دهی. اول حضور قلب داری بعد تمرکز می گیری حالا می خواهی حرف بزنی. یک موقع نه، حرف می زنی و آن حرف زدن حرف است فقط، اما قلبت را می آورد در صحنه. تمرین این است که شما هم حضور قلب داشته باشید و وقتی تکرار می کنید آن موقع که حواستان می خواهد پرت شود، خودِ حالت حس می دهد به شما. از اینکه در مقابل خدا رکوع می کنی لذت ببر. خیلی حال خوبی است. گاهی وقتها آدم دوست دارد همین طور نگه اش دارد. البته فیلم بازی نکنید. حتی جلوی زن و بچه تان هم این کار را نکنید. خانه خلوت برای خودتان یا جایی که کسی اصلا به شما توجهی ندارد. اصلا وسط جمعیتی که اصلا کسی شما را نمی بیند. ولی این خیلی لذت بخش است. لذت رکوع را بچشید و بعد تکرار کنید تا رکوع در روحت جا بیافتد لفظا و حالتاً. هر دو روی قلبت جا بیفتد. بعد که بلند شدی حالت رفتن به سجده خیلی مهم است که تو چطوری تا روی زانوی خدا می روی. می خواهی سرت را بلند کنی، برسانی به پای خدا. وقتی این سر آرام شد روی پای خدا ماجرا تازه شروع می شود. اینکه کسانی که یک شب تا صبح سر به سجده بودند را انکار نکنید. مرحوم نخودکی می گفت امشب شب سجده است. شب تشهد است شب قنوت است. شب رکوع است. یعنی یک حالت خاص یک لذت خاص. یک شهود خاص. اکثر اولیاء خدا را شما نگاه کنید که راجع به شهوداتشان صحبت می کنند در رکوع قنوت و روی سجده یک دفعه چشمش باز می شود. همه شهودها آنجاست. این حالتها را جدی بگیرید. دست از مسخره بازی بردارید. البته اشتباه زیاد می کنیم خرابکاری زیاد داریم سرد نشوید. چون کسی که در مقابلش ایستادید، غفور و رحیم است. مهربان و بخشنده است. خرابکاری های نماز و بی ادبی ها را می بخشد. بنابراین هی نگو سه ماه است دارم تکرار می کنم خراب شد. عیبی ندارد. تمرکز داشته باش. یکی از اساتید پرسیدیم ما کامل به حضور برسیم چقدر کار دارد گفت هفت هشت سال کار دارد. ولی شروع کنیم بالاخره. ناامید نشوید. یک ذره هم بچشیم خیلی خوب است. حالا به همه اش هم نرسیم یک رکوع را بچشیم. برای همین گفتند اگر کسی دو رکعت نماز با خودش ببرد آنجا خدا می بخشدش. تمرین بکنیم.