جلسه 085 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
85
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
9
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 085 - انسان‌شناسی (تهران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ، بسم الله الرحمن الرحیم ، و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

خوب ، بحثمان درباره ی یاد خدا بود که عرض شد یاد خدا عامل اصلی سلامت ، شادکامی ، آرامش و خوشبختی انسان است ، هم در دنیا ، هم در آخرت .

ما ، کافی است که تصورمان را از غذایی که می خوریم درست بکنیم . این تصور اگر انجام شود ، تصدیق این مسئله ، کار بسیار راحتی است . در یک بدن ، سعادت و سلامت یک بدن ، ایمنی او در برابر بیماری ها ، به تغذیه ی خوب است . هیچ کس شکی در این مسئله ندارد که تغذیه ی خوب ، برای حیات بدن و ادامه حیات او ، سلامتی و نشاط او ، نقش اساسی را دارد.

ما اگر این را توجه کنیم که بدن نیستیم ، همین مسئله که من انسانم ، باور کنم که روح خدا در من وجود دارد ، روح خدا در من دمیده شد ، این را متوجه می شوم ، راحت می توانم تصدیق بکنم که غذای من ، دیگر غذای ماده و بدن نیست . اگر من این را خوب درک بکنم که حیوان نیستم ، گیاه نیستم ، غذای من یعنی آن نفخه ی خدا ، دیگر غذای حیوان نیست ، غذای خاص خودش است . اگر بفهمم که باور کنم که من نفخه ی خدا هستم ، من همان کودک عزیز روانم ، آن موقع تصدیق می کنم که هیچ غذایی برای من غیر از یاد خدا وجود ندارد . و همانطور که غذای جسمانی ، عامل حیات و نشاط و سلامت بدن هست غذای روح من هم ، ذکر خدا ، عامل سلامت و حیات و نشاط و شادی من خواهد بود.

خوب ، آن موقع به جای اینکه بیایم ، غذای مناسب با خود را بخورم ، نمی روم غذاهای آلوده و پست را انتخاب بکنم ، که مناسب شأن من نیست.

ببینید ، اگر شما به بدن غذای مناسب ، پاک ، طیب و طاهر مناسب خودش را ندهید ، و یک غذای آلوده بدهید بدن برای مدت موقت این غذای آلوده را می پذیرد ، مثلاً کاغذ بخورید ، چیزهای ضعیف بخورید گیاهان نامناسب استفاده بکنید ، میوه های نامناسب استفاده کنید ، گوشت نامناسب استفاده کنید ، بدن یک مدت می پذیرد ولی بعد از یک مدتی ، واکنش و عکس العمل نشان می دهد . ما به روحمان که غذایش فقط خدا و یاد خداست ، می توانیم چیز دیگری هم بدهیم ، یعنی از غذاهای وهمی یا از غذاهای عقلی ، یا از غذاهای خیالی بدهیم ولی بعد از یک مدت واکنش نشان می دهد یعنی شما بعد از یک مدت متوجه می شوی که بی خود معطل بودی و رشد زیادی نکردی و استعداد خودت را تلف کردی . دوباره آن غمها و غصه های مربوط به تغذیه ی نامناسب به زندگی ما بر می گردد و بازتاب خودش را نشان می دهد.

روی این حساب ، وقتی که من بدانم که چه کسی هستم ، باور کنیم که کسی هستم ، به سراغ تغذیه ی مناسب خود می روم . یعنی می دانم خودم کی هستم و تغذیه ی مناسب من چی است.

خوب ، ما برای اینکه بدانیم چه کسی هستیم ، اول ، بحثمان روی این بود که پی نیستم ؛ مدتها بحث کردیم که ما جماد نیستم ، گیاه نیستیم ، حیوان هم نیستیم . مدتها بحث کردیم که کمالات حسی ، کمالات ما نیست کمالات خیالی و وهمی کمالات ما نیست ، کمالات عقلی هم با اینکه کمالات ما هست ، اما جنبه ی فرشته ای ماست یعنی ابزار است برای ما فقط ، بینش ، علم ، یک ابزار است ، هدف نیست ، معرفت یک ابزار است که ما بتوانیم از حالت دانایی به حالت دارایی برسیم . از حالت دانایی به دارایی برسیم.

اگر در سالام سفارش شده است به معرفت ، نه اینکه معرفت ، ذاتاً یک کمال است . از آن جهت کمال است که ما را وادار بکند به اینکه از حالت بینش به سمت شدن برویم . چون مقدمه ی شدن ، بینش است ، در اسلام به علم آموزی و معرفت و شنیدن و کار علمی سفارش زیادی شده است و آن را عبادت دانسته اند. اما نه یانکه خودش مستقلاً یک ارزش است بلکه به این عنوان ارزش است که مقدمه ی شدن است ، ما با معرفت به سمت شدن می رویم . اگر هی گفته اند علما ، علما ، اهل علم ، منزل علما ، نگاه کردن به علماء عبادت است ، نگاه کردن به در خانه ی عالم عبادت است ، دور شدن از عالم انسان را بدبخت می کند ، چنین و چنان و چنان ، برای این است که ما برویم و یاد بگیریم که بشویم ، که عمل بکنیم ، نه اینکه فقط برویم و بشنویم و یاد بگیریم . والا اگر این نشود ، عاقبت ما خیلی بدتر از کسانی می شود که نمی دانند ما باید برویم ، یاد بگیریم که بشویم.

پس ، نهایت مندن است . مثل بدن ، ما در بدن یک مرحله ی تغذیه دارمی ، که ما در مرحله ی تغذیه امان ، باید اول غذای مناسب را بشناسیم . قرآن هم می فرماید : قلینظر الانسان الی طعامه ، انسان باید بداند آنچه می خورد ، مثلاً این شیر است ، این ماست است این آب است و ... باید بشناسد ، غذای خوب را از بد بشناسد ، شناسایی کند ، اما این یک مرحله است . مرحله ی این است که غذا را بخوری . غذا را جذب بکنی ، این باید بشود.

در حرکت به سمت ابدیت ، .معرفت عبادت است . علم آموزی عبادت است ، تلاش برای علم آموزی عبادت است و خدا هم به این کار ثواب میدهد ؛ زجری که در رابطه با علم آموزی می کنند ، قدمی که بر می دارد ، برای هر قدمی ثواب یکسان عبادت را می دهد ، این را می دهد می دهد می دهد تا اینکه اگر ما یاد گرفتیم ، تبدیل شویم ، معرفت را کسب بکنیم و بشویم.

خوب ، ما وقتی که فهمیدیم که جماد نیستیم ، گیاه نیستیم ، حیوان نیستیم ، فرشته نیستیم و انسانیم ، آن موقع باید دنبال غذای انسانی خودمان برویم که غذای خودمان را بخوریم ، غذای ما هم یاد خداست. خوب ، شما در هر دو پیکر ، چه پیکر فرد ، چه پیکر اجتماع ، من هر دواشان را بگویم ؛ ما یک پیکر فرد داریم مثل من و شما ف یک نفر ؛ یک اجتماع داریم که تشکیل شده از انسانها ، آنها اسناتید و روح خدایی در درونشان دارند دیگر ، سعادت ، سلامت ، خوشبختی تا آرامش فرد ، یا اجتماع که تشکیل شده از افراد ، به میزان تغذیه ی سالمی است که فرد یا اجتماع می کند ، ( این یادتان باشد ) یعنی هر چه قدر در زد غذای انسانی جذب شود ، آن فرد ، شادتر ، آرامتر و خوشبخت تر و قوی تر است ، هم در دنیا و هم در ابدیت ، هر قدر در جامعه غذای انسان توزیع شود ، پخش شود ، جامعه از یاد خدا ، غذای انسانی بهره مند شوند آن جامعه هم ، جامعه ی سالم تر ، با نشاط تر ، قوی تر و خوشبخت تر است. می خواهیم بگویم غذای فرد با غذای اجتماع یکی است ، فرقی نمی کند شما چه در فردسازی و خودسازی بخواهی موفق ( خوشبخت ) شودی باید خوب تغذیه بکنی ، در اجتماع هم می خواهی ( جامعه را هم با همان مفهوم جامعه شناسی اش دارم می گویم ، چون ما جامعه های مختلف داریم ، یک جامعه داریم مثل خانواده این یک جامعه است ، خانواده ، این اجتماع کوچک است . اگر این اجتماع بخواهد سالم باشد ، یک خانواده ی آرام ، بالنده و خوشبخت ، این خانواده باید ثروت معنوی اش ، بیشترین ثروتش باشد ، یعنی اعضای خانواده محیط خانواده ، در و دیوار خانواده ، فرش خانه ، تصاویر در خانه همه حاکی از پیوند خانواده با خداوند باشد و ماوراء طبیعه . شاید ( فرض بفرمایید ) در یک خانه ماهواره است ، فیلم های مبتذل است – در یک خانواده ، روابط زن و مرد خطری نیست ، طبیعی است در یک خانواده ، دیدنی ها ، شنیدنی ها ، لقمه ی حرام است. شنیدنی ها ، خوردنی ها و هر چیز که هست آلوده است و غذا متناسب با جنبه ی ابدی انسان نیست. بنابراین این خانواده ، دچار فقر می شود.دچار فقر که شد ، بدبختی و نکبت و غصه و اختلاف و کینه و حسادت و هزار و یک جور بیماری درون خانواده می آید. در یک محیط کاری ، در یک اداره ، در یک شرکت ، باز همینطور است. در یک شهر همینطور است ، در یک مسجد همینطور است ، در یک کشور هم همینطور است .فرقی نمیکند که اجتماع چی باشد ، هر اجتماعی که باشد باید ثروت معنوی آن اجتماع زیاد باشد ، ثروت معنوی در فرد هم همینطور ، اگر فرد غذای خاص خودش را نخورد ، فقیر است . یعنی دچار فقر است الان شما می گویی پوستم خراب است ، موهایم می ریزد ، به دکتر مراجعه کرده ام ، می گوید شما فقر آهن داری . واقعاً فقر است ، آهن به آن خوب جذب نشده . اگر هم غذاهای آهن دار خورده ، یا دفع شده یا به وسیله ی چیزهایی خنثی شده و آن آهن جذب نشده است . در فرد همینطور ، اگر فرد غذای خاص خودش را نخورد این فرد مجموعاً فقیر است.

حالا شما نگاه کنید ، اگر این حسش خوب خورده باشد ، خیالش خوب خورده باشد ، واهمه اش خورده باشد، عقل هم خورده باشد ، اصلاً یک استاد یا یک پروفسور باشد ، ولی فوق عقلش غذا نخورده باشد . کافی است فوق عقل غذای خاص خودش را نخورد ، یعنی ذکر ، یاد خدا را نخورد این دچار عدم تعادل می شود ، دچار فقر است ، مجموعاً این شخص اگر همه را هم مثبت بگیریم ، تغذیه ، این تغذیه اش منفی باشد ، اگر این تغذیه منفی باشد ، نظام شخصیتی این فرد یک آدم فقیر است یعنی روح و نفس غذا نخورده است . این مثلاً استاد است ، ده جلد کتاب نوشته است ، صد جلد کتاب نوشته است ولی خودش نخورده است ( می دانید چه می گویم ، این خیلی مهم است ) نخورده است یعنی نشسته سر سفره یک موقعی بخورد ، سر سفره بخورد یعنی چه ، یعنی تمرکز داشته باشد از غذاهای مادی که ما می خوریم ، آن غذاهای مادی ، چه گونه است ( چه گونه می خوریم ؟ ) رسم دارد ، آداب دارد ، خانم خانه ، یک نفر ، دو نفر زحمت می کشند ، چند ساعت مقدمه ی یک تغذیه ی خوب را فراهم می کنند ، یک غذای خوب ، مثلاً یک سوپ که همه ی مواد غذایی خوب ، یا بیشتر مواد غذایی خوب را داشته باشد ، درسته ؟ یک آش خوب ، یک سالاد خوب زحمت دارید دیگر ، با یک تشریفاتی آماده می شود ، بعد هم نمی گوید آن را هل هلی بخورید ، در حال راه رفتن و دویدن ، آداب داریم ، همه ی کارها را تعطیل می کنیم ، دستهایمان را می شوییم ، می گوییم بسم الله الرحمن الرحیم می گوییم سر سفره می نشینیم و این غذا را با تمرکز ، آهسته آهسته می جویم . گفته اند اگر می خواهید جذب شود ، باید اینگونه بخورید ، آهسته بخورید ، تند تند نخورید ، تا جذب شود تا برای بدن مفید باشد ( درست شد ؟ ) اما اگر بدون بسم الله بخوری ، این یک آفت دارد که انسان معده درد می گیرد ، ما یکی از رفقایمان وضع معده اش خیلی خراب بود ، هرچه مداوا هم می کرد فایده نداشت . آخر سر خدمت یکی از بزرگان رسیدیم ، ایشان گفت که من یک فرمول می دهم ، این را رعایت کنید ، معده اتا برای همیشه خوب می شود ، گفت چی ؟ گفت ، غذایتان را خیلی آهسته ، با هر یک لقمه یک بسم الله الرحمن الرحیم بگویید ، بعد از هر یک لقمه ای الحمد الله بگویید. یک مدت این را رعایت کنید . یک مدت این کار را کرد ، بیماری اش برای همیشه خوب شد ، برای همین در حدیث داریم ، کسی که بسم الله الرحمن الرحیم نمی گوید ، معده درد می گیرد. معده درد دارد ، یعنی در واقع کوفتش می شود ، حالا شما آهسته غذایتان را بخورید . مثلاً بسم الله بگویید تند تند نخورید. چون هر چند مواد غذایی کامل باشد تند تند خوردن باعث می شود که مواد غذایی خوب جذب نشود خوب جویده نمی شود ، خوب جذب نمی شود ، جزء سلول نمی شود و دفع می شود ، پس این آداب دارد . غذای فوق عقل را هم که می خواهید بخورید ، شما فرض بفرمایید که می آیید تند تند نماز می خوانید ، تند تند قرآن می خوانید ، نمی فهمید چه خواندید . ببینید ما از اول تا آخر نماز ، یک موقعی در روایت داریم که نصف نماز قبول است . گاهی اوقات 4/1 گاه 5/1 نماز قبول است گاهی اوقات هیچ چیزش قبول نیست . در مباحث معنوی من خیلی مفصل توضیح داده ام ، آنها به مروز زمان دارد CD هایش در می آید بگیرید. رمزهایی که مثلاً ما چگونه باید عبادت کنیم. مهارتهای عبادی نماز را ما باید بخوریم ، بخوریم یعنی باید تمرکز بگیریم. اگر من اذان و اقامه می گویم باید حال اذان و اقامه جذب کنم. حالا ممکن است کسی اذان و اقامه بگوید ولی هیچ چیزش جذب نشود یا مثلاً سوره ی حمد را می خواند ، ولی هیچ چیزش از سوره ی حمد قبول نشده چون هیچ چیز جذب نشده ، هیچ چیزش خورده نشده ، حضور نداشتی . در روایت داریم ، کسی که حضور نداشته باشد ، نمازش را می زنند در سرش ، یک فرشته ای هست که نمازش را در سرش می زند و می گوید این به درد نمی خورد ، چون هیچ چیزش جذب نشده ( درست شد ؟ ) هیچ چیزش جذب نشده .

خوب ، پس ما باید غذا را بخوریم ، این خوردن آداب دارد ، کاری با آدابش نداریم ، یک CD است که به زودی از موسسه در می آید ، این را بگیرید به نام یاد خدا ، توضیح داده ایم که شما باید چه گونه این را جذب بکنید. بدون قاعده و آداب اگر بخواهید ذکر را بگویید و یاد خدا بکنید ، چه بسا به جای نفع ضرر داشته باشد پس باید ، یک طوری جذب بشود که بچسبد و لذت ببریم و آن نشاط و شادی و آرامش خودش را بیاورد ، اگر بد استفاده شود ، غذایی که می تواند برای ما قدرت و نشاط و سلامت بیاورده باعث معده درد و مریض می شود ، اگر ازش بد استفاده کنید ، پس باید خوب جذب بکنیم . این را کاری ندارم. اما نقس باید خوب جذب بکند تا غنی شود ، قوی شود ، از نظر انسانی ،باطن انسانی پیدا کند . مثل یک جنین است که اگر در رحم مادر ، این جنین بد تغذیه بشود ، یعنی درست جذب نشود ، ممکن است که این یک سر خوب درست بکند ، ولی مثلاً ممکن است پایش خوب در نیاید ، دستش خوب در نیاید ، چشمش خوب در نیاید ، یک مجموعه ی کامل نه ماه ، تغذیه ی مناسب و دقیقاً ریاضی باید صورت بگیرد تا کاملاً یک شکل انسانی پیدا کند.

در حرکت به سمت ابدیت ، غذایی که ما می خوریم باید دقیقاً متعادل جذب بشود تا ما شبیه شویم . همین هم ، بدترین آدمها ، فقیران هستند ( در قرآن می گوید ) گداها ، آدمهای گدا و بدبخت آدمهایی که جذب می کنند ، این روز قیامت که می گویند ، نامه ی اعمال شما ، می گویند روز قیامت وزن می کنند دیگر . میزان است در روز قیامت و ما هم در زیارت آل یس قسم می خوریم و می گوییم : و الوزن حق ، خورد قرآن می گوید : والوزن یومئذ الحق . وزن حق است ما را در روز قیامت می کشند ، می کشند یعنی جنبه ی انسانی ات را وزن می کنند. ببینند . چه قدر آدمی .وقتی یک جنین متولد می شود و به دنیا می آید ، وزن او را می کشید ، با میزانی که در دستتان است یعنی می دانید که این باید شکل انسان باشد ، چشمها و آبروهایش درست باشد، بینی اش درست باشد ، قلبش درست کار کند ، ده نفر ، بیست نفر می آیند و معاینه می کنند که ببینند این سالم و متعادل هست یا نه.

این وزن است دیگر ، ( وزن ) . هر میزانی متناسب با موزون خودش است . یعنی هر موزونی میزان خاص خودرش را می خواهد . شما برای اینکه بدانید یک بچه سالم است یا نیست او را در ترازو نمی گذارید که . چرا وزن جسمی اش را در ترازو می گذارید. ولی فقط که او را نمی کشید بلکه چشمهایش را معاینه می کنید ، قلبش را کنترل می کنید ، قدش را کنترل می کنید . مگر قدش را با ترازو می کشید؟ بله ؟ نه ، متراژ دارد ، متر یک وزن است ، دکتری که قلبش را معاینه می کند ، آن هم می شود یک وزن ، انسان که به سمت ابدیت متولد می شود ، باید متعادل متولد شود ، یعنی وزن داشته باشد ، سنگین باشد : والوزن یومئذ الحق ..خوب ، زن انسانی ما چی است ؟ وزن انسانی ما به میزان یاد خدایی هست که جذب کردیم. شما هر چه قدر یاد خدا جذب بکنید ، مشخصاً ، یاد خدا ، ارتباط با خدا ، رفت و آمد با خدا ، هر چه قدر جذب کرده باشید ، انسان هستید ، یعنی وزن دارید. سنگین هستید. از بین اسمهای خدا ، هر چه قدر از این هزار اسم خدا ، که شما در جوشن کبیر می خوانید یا در قرآن می خوانید درشما بیشتر تجلی بکند ، مثلاً رحمانش ، رحیمش ، عقورش ، جوادش ، کریمش ، این ها ، اسمهای انسان است در واقع ، این اسمها هر چه قدر در شما بیشتر تجلی پیدا کند ، شما انسانتر می شوید ، یعنی این نفخه به اصل خودش شبیه تر می شود . مثل یک دانه ی سیب که در خاک وقتی شما یک دانه ی سیب می کاری ، هر چه قدر به یک سیب کامل شبیه تر شده باشد ، شما می گویید این مسیر ، مسیر درستی است ، این دارد شبیه تر می شود ، اگر خصوصیات یک سیب را داشته باشد ، شبیه تر است.

من یادم است یک بار در یکی از کشورهای خارجی ، چند وقت میوه گیرمان نیامده بود ، بعد رفتیم که در یک شهری ، دیدیم یک بازار میوه است ، گفتیم برویم یک مقداری میوه بگیریم و بخوریم . رفتیم توت فرنگی گرفتیم با یک چند تا میوه ی دیگر که میوه بخوریم . بعد ، این توت فرنگی دیدیم چه قدر توت فرنگی های خوشگل ، خیلی خوش هیکل و خوش رنگ بعد که گذاشتیم در دهانمان دیدیم که اصلاً مزه ندارد . این ها از آنهایی بود که به صورت هورمونی تند تند رشد می دهند ، میوه های بزرگ و خوشگل در می آید ولی خصوصیت میوه را ندارد. اصلاً مزه نداشت. این فایده ندارد . حتماً باید خصوصیات را داشته باشد ، دقت کنید ؟ باید خصوصیات را داشته باشد ، ظهور دهد . پس شما هر چه قدر غذا می خوری ، شبیه خدا می شوی هر چه قدر یاد خدا را بکنی و غذا بخوری شبیه محبوب می شوی ، مثل این است که هر کس با کسی بیشتر ارتباط داشته باشد ، یواش یواش شبیه او می شود ، زن و شوهر به همدیگر رنگ می دهند ، الطبع من الطبع یستر ق کل من الرذیله و الفضیله ، طبع از طبع می دزد. اصلاً قاعده اش دزدیدن است . کار نفس دزدی است . یک مدت شما با یک انسان خوب سر و کار داشته باش ، خود به خود طبع می دزد ، ناخواسته چیزهایی را از او می گیرد و خود به خود شبیه او می شوی . با ادم بدهم انسان بنشیند ، فکر می کند می تواند خودش را نگه دارد ولی بعد از یک مدت ، از خصوصیات بد شخص می گیرد و تأثیر پذیر است . خوب ، ماهر چه قدر اسم خدا را بخوریم ، یعنی یاد خدا را بکنیم ، ذکر هم قاعده مند است . گفتم ، باید به یک شکل خاص بخوری تا عملیات شباهت ، درست انجام شود ، قرار است شبیه سازی شود ، یعنی یک موجود ، شبیه یک موجود دیگر شود . یعنی قرار است یکی بچه ، یک آدم بشود . با هر سیستمی ما دوران بارداری موفق نداریم . برابر همین 5 نوع تولد داریم : 1. تولد سالم 2. سالم قوی 3. ضعیف 4. ناقص 5. بیمار. درست شد ؟ پسسه تا از این تولد ها به در می آید . در تایش خوب در می آید از 5 مورد.

گفتیم ، رابطه ی دنیا با آخرت مثل رحم مادر است با دینا ، بنابراین طبق فرمول ما سه تا تولد بد داریم ، یک نوع تولد خوب داریم.یک نوع تولد خوب داریم . همه هم جریان دار دارد انجام می شود ، بارداری دارد انجام می شود ولی بعد از زایمان محصول خوب در نمی آید ، فقط دو تایش خوب در می آید . تغذیه ای صورت گرفته . جذب و هضم و تبدیل صورت گرفته ، ولی بعد از زایمان معلوم میشود ما در سه موردش جذب و هضم و تبدیل مناسب نیست. فقط در دو مورد جذب و هضم و تبدیل مناسب است . همه به مجلس یاد خدا می روند ، نماز می خوانند و روزه می گیرند ، قران و مفاتیح می خوانند ، حرم می روند ، ذکر می گویند ، کربلا می روند ، خیلی ها می روند و این کارها را می کنند دیگر ، همه می روند ، می روند.ولی پیامبر صلی الله علیه وآله می فرمایند : ده گروه به صورت حیوان محشور میشوند ، یعنی چه ؟ یعنی جذب صورت نگرفته ، یعنی عملیات انسانی صورت نگرفته ، شخص به صورت فقیر و غیر انسان متولد شده است . سپس این را عزیزان خوب دقت کنند که این تغذیه ی فوق عقل ، بخش انسانی که ما به واسطه ی او غنی و انسان می شویم ، انسان می شویم ، علامتش هم ظهور دارد ها ، گفتم علامتش این است که شما هر چه قدر تغذیه کنی ، شادتر ، با نشاط تر آرام تر ، احساس خوش بختی بیشتر ، لذت بیشتر از دنیا می کنی ، در طول روز اینجوری است از هر چیز دنیا ، احساس لذت می کنی . از اینکه آفریده شده ای ، از اینکه هستی و .. از همه چیز لذت می بری . خیلی برای دنیای انسان شادی می آورد ، یعنی خود نیاز را شاد می کند ، دیگر چه بردس به ابدیت . و این را هم به خدمتتان عرض کردم که میزان شادی مادر آخرت بسته به میزان شادی مادر دنیا است . آدمهای اخمو ، گرفته و پژمرده و آدمهای داغون و نا امید ، آن طرف بدبخت تر هستند ؟ چه کسانی می توانند از بهشت که خانه ی شادی است ، استفاده کند ؟ کسانی که حجم شادی اشان در دنیا بیشتر باشد . حجم شادی اش اما نه در بخش حس و خیال – در بخش انسانی – یعنی شادی حقیقی ای که مربوط به قلب است . استمرار دارد. ما یک شادی داریم یک شادکامی داریم . شادی کردن هست ، ممکن است یک کسی بخندد ، تلویزیون تماشا کند تا یک فیلم کمدی نگاه کند . ما یک کسی قلقلکش بدهد ، یک کسی بهش جک بگوید ، اما دل نمی خندد . ظاهر خیلی ممکن است بخندد اما قلب نمی خندد . بعدش دوباره غصه دارد بدتر هم می شود . ولی شادی یعنی چیزی است که یکسره با تو هست حتی در خوابیدنت هم با تو هست . در همه حالت با شما هست ( دقت می کنید ) این شادی فوق العاده مهم است . بسته به این است که بخش انسانی چه قدر غذای خودش را بخورد ؟ هر چی غذا بخورد ، علامت دنیایی اش این است که ادمی است شاد قدرتمند ، با نشاط ، امیدوار ، مهرورز ، روابط عاطفی خیلی قوی و کلاً در جنبه های مختلف قوی می شود.

خوب ، حالا شما نگاه کنید . یک دوران بارداری را در نظر بگیرید . یک مادر ، یک پدر بیایند زحمتی را بکشند ، مسیری را طی بکند ، مداوا بکند ، تا خانم باردار شود ، حالا باردار شد ، مراقبتهای لازم را بکنند ، تغذیه بکنند ، غذا بدهند ، آب میوه بدهند ، چی بدهند ، چی بدهند . ولی بعد از زایمان معلوم شود که بچه ناقص است یعنی دیگر خوب شدنی نیست . ضعیف است یعنی باید به بیمارستان برود ، بستری بشود ، ادامه بدهد ، راحت نمی تواند برود پیش مادرش ، تقویت شود تا بعد ملحق شود . بیمار هم گفتیم . بسته به سه عامل ، شدت ، نوع و تعداد بیماری ، رنج درمان را تحمل کند . درست شد ؟ حالا چقدر بد می شود وقتی که بعد از زایمان می رسد به یکی از این سه حالت که اتفاق افتاده.

برای همین هم ما در روایت داریم ، بدترین بلا ، اشر البلاء برای یک آدم این است که روحش فقیر باشد ، نفسش فقیر باشد ، اشد البلاء فقر النفصل ، بدترین مصیبتی که ممکن است یک انسان در دنیا با آن مواجه می شود و به آن دچار شود این است که روحش گدا باشد . می بینی پول دارد ، چند تا ماشین دارد ، کارخانه دارد بچه دارد ، زن دارد ، از نظر ظاهری هیچ مشکلی ندارد ، ولی یکی آدمی است ، داغون فشار خون همیشه 20 عصبی ، خواب های پژمرده می بیند ، افسرده است . دلشوره های زیاد ، در خانه دارد . نمی داند برای چی است . ولی یکسره دل شوره دارد . این به خاطر این است که نفس غذا نخورده است . این فکر کرده اگر بیاید و هی ثروت حسی و خیالی و وهمی ش از یاد کند مثلاً اگر دیپلم است برود کار شناسی بگیرد ، اگر کارشناسی است ، برود کارشناسی ارشد بگیرد ، اگر ارشد است برود دکترا بگیرد ، دکترا است برود تخصص بگیرد و پروفسور شود ، این کار ها را بکند قوی می شود . و به آرامش می رسد ، ولی فایده ای ندارد . در جنیه ای وهمی و خیالی و حسی هم می رود و ثروت خودش را زیاد می کند ، موقعیت اجتماعی اش را بالا می برد ، می رود انتخابات شرکت می کند و رأی می آورد ، ما بعد معروف و مشهور می شود ، هی جنبه های حسی و وهمی و خیالی اش را قوی می کند ، ولی با روح فقر است چون بخش ثروت و آرامش به هیچ کدام از این چند جنبه مربوط نیست ، بخش آرامش و ثروت مربوط به فوق عقل انسان است به آن روح خدا ، کودک عزیز روان ، تا آن کودک عزیز روان غذا نخورد ، شما فقیری ، هر چه قدر هم که ثروت مند باشی ، اتفاقاً نتیجه ی بر عکس هم می دهد حالا . برایتان توضیح می دهم . شما هر چه قدر در این جنبه ها ثروت مندی باشی و اینجا غذا نخوری این ثروت برایت دردسرساز می شود . یعنی بیشتر برایت اضطراب می آورد ، بیشتر نگرانی ، یعنی هر چه بیشتر داشته باشی ، اضطرابت هم بیشتر است این اثر عکس می دهد . ردی این اساس کسانی که می آیند و ثروت حقیقی و ثروت انسانی پیدا می کنند ، اینها معمولاً سعی می کنند در این جاها خیلی قوی نشوند . چرا ؟ چون قدرت تغذیه اشان را در بخش انسانی کم می کند – ( تأکید )

برایتان یک مثال بزنم

اگر فرصت شد ، دلیلم ، اگر فرصت نشد از بحث یاد خدا ، بحث را خودتان ادامه دهید.

حضرت می فرماید : در بدن هیچ چیز ناشکر تر از چشم نیست ، هر چه ببیند می خواهد ، ضمناً شما را از یاد خدا مشغول می کند ، یعنی غافل می کند . برای همین می فرماید ، مراقب باشید ، چشمتان هر چه خواست بهش ندهید . چشمتان هر چه خواست بهش ندهید . البته کنترلش نکنید ، بعد هم هر چه خواست بهش ندهید ، چون خیلی انسان را از یاد خدا غافل می کند.

حالا نگاه کنید : یک کسی چشمش هرز است . این می آید می رود در محسوسات ، ما چه قدر محسوسات داریم که فریبنده است ؟ بی نهایت محسوسات داریم ، ماشینها ، خانه ها و زیور آلات لباس ها ، فرش ها ، هر چه در خانه بگویی .

یک کسی است چشمش هرز است . این می آید و می رود بازار . در خانه هم داردها ولی هی می آید و می رود و اینها را می پسندد ، هی می خواهد اینها را بخرد.

اگر چنین آدمی احساس آرامش دارد ؟ این آدم همه اش احساس فقردر محسوسات می کند . برای همین تمام همتش این است که بتواند فقر حسی ها را کم بکند . مثلاً یک ماشین دارد ، ماشینش را بهتر بکند ، دوتایش بکند . خانه دارد ، بیشترش بکند ، فرشش را عوض بکند . ظروفش را عوض بکند ، لباسهایش را عوض بکند ، پسری هم ندارد ، چون روح بی نهایت طلب است سیری ندارد.

چند روز پیش روزنامه نوشته بود : در فیلیپین ، یک خانم 2000 جفت کفش داشت ، حالا این کفش ها دلش را زده بود ، آورده بود در بازار بفروشدشان . اینجوری است . این را هر چه قدر تغذیه اش بکنی ، از بخش انسانی غافلت می کند ، موقع مردن بدبخت تر ،فقیر تر و غصه دار تر متولد می شود و انسان آنجا،

هر چه در این بخشها ثروت زیادتر می شود ، غریبی و فشار قبر شما بیشتر است . هم موقع مردن ، گفتیم چهار مرحله است دیگر ، بعد از دنیا ، وفاتمان است که این وفات را برای ما خیلی زشتش می کند هم یادش را خیلی برایمان بد می کند ، یاد وفات را . با اینکه تولد است دیگر ، به عالی ترین قسمت است به میلیاردها جایی است که شیرین تر و جذاب تر از دنیا است ولی چون تو اساساً در رحم دنیا خود را برای بهره برداری آماده نکردی ، وقتی به لحظه ی تولد نزدیکتر می شوی ، غصه ات هم بیشتر می شود ، در خود برزخ هم که زندگی خیلی تنگ و تاریک و همراه با بیچارگی است . عذاب آور است ، می رسد به قیامت وحشتناک تر می شود چون تو فقیر تر می شوی و کم می آوری و در حیات ابدی هم که دیگر انسان خیلی بی چاره می شود.

بنابراین ما فقط در رحم کارمان اضافه کردن ثروت است . تا می توانی باید ثروت جمع کنی ، گفتم ، ثروت این نیست که تو ده دفعه به مکه بروی ، یک دفعه بروی به سوریه ، یکبار بروی ولی بخوری این خیلی مهم است . فقط یاد خدا و ذکر خدا باید خورده شود ، به تعداد رفتن نیست که شما مثلاً بگویی من 60 دفعه رفته ام مکه ، نزدیکترم ، نه ، در کربلا ، کسانی که امام حسین علیه السلام را کشتند کسانی بودند که پنجاه بار هم حج رفته بودند . شمر معلم قرآن است ، معلم حدیث است ( دقت کنید ) ولی هیچ چیز نخورده است . این باید خورده شود ، عرض کردم ، ما باید تمرین بکنیم.

در بحث مباحث معنوی من مهارتها را توضیح دادم . مباحث معنوی یا شب های احیاء توضیح دادم ، در بحث یاد خدا هم ه دارد می آید به بیرون ، که ما باید بدانیم که این یاد را چه گونه باید بخوریم ، همینجوری ناشیانه بلند نشویم و برویم مکه ، مدینه ، کربلا ، سوریه ، حرم ... اگر ناشیانه این کار را بکنی سی سال وقتت تلف می شود . اما اگریکسال آموزش و خوردن ببینی می بینی آدم در عرض دو ماه چاق میشود . خیل هم شنگول می شود ، دو ماه که خوب غذا بخورد الان پزشکان چه چیز را به ما یاد می دهند ؟ به ما یاد می دهند که چگونه مواد را بشناسیم و چه گونه تغذیه بکنیم . این اصول هست . مثلاً می گوید : آقا با گوشت سفید ، لبنیات نخورید ، ضرر دارد ، یا مثلاً نان را اینجوری نخورید ، گوشت را به هر کیفیت نخورید ، احادیث پزشکی و طب اسلامی را حتماً مطالعه بکنیم و بدانیم که مواد غذایی را چه گونه استفاده کنیم ، این خودش خیلی اصل است.

بعضی و خیلی خانواده ما هستند هک وضع مالی خوبی دارند ، یخچال فریزر شان هم پر است . غذا هم انصافاً خوب می خورند ، ولی چون با اصول نیست ، وقتی می خورند ، بعد از یک مدت یا سکته مغزی داریم یا سکته ی قلبی داریم ، چند نوع بیماری پیدا می کنند ، بیماری قند پیدا می کنند ، نقرس پیدا می کنند ، با این که دارند ها ، سوء تغذیه می گیرد ، کمبود غذا نداشته ولی چون بلند نبوده ترکیبات غذایی را چه گونهه استفاده کند ، مریض می شود . دریاد خدا هم همینجوری است خیلی ها ، خیلی وقت می گذارند ، مسجد و کربلا و سوریه و حسینه و قرآن و ... ولی جذب که نمی شود و هیچ ، خیلی هم ضرر دارد . برای همین فهم اصل تغذیه خیلی مهم است که من باید چه گوهه تغذیه بکنیم با چه قواعدی تغذیه کنم ، که اگر من قرآن می خوانم ، بخورم ، نه اینکه فقط بخوانم ، نماز را بخورم ، یاد را بخورم ، بلد باشم از تسبیح چه جوری استفاده کنم ، کی بروم حرم ، کی نرم حرم ، کی قرآن بخوانم ، کی نخوانم . این خیلی مهم است خواهش می کنم عزیزان به این نکات خیلی توجه کنند. پس باز حدیث دیگری داریم که می فرماید اکبر البلاء فقر النفس ( از علی علیه اسلام ) هر دو روایت از امام علی علیه اسلام است . شدیدترین بلا این است که انسان ما روحش گدا باشد ( تأکید )

بزرگترین بلا هم این است که روح گدا و فقیر باشد . خوب شما از کجا بفهمید که تا حالا خوب غذا خورده اید یا نه ؟ مکه هایتان ، کربلاهایتان ، سوریه هایتان ، جلسه هایتان ، روزه هاو نماز هایتان ، ... را خورده اید یا نه ؟ از کجا بفهمید ؟ از اینکه ببینید الان چه قدر شخصیت شاد و آرامی دارید . ببینید چه قدر می توانید سوار دنیا شوید .

مثلاً ما یک بدن قوی را چه گونه بدن قوی می دانیم ؟ اینکه بتواند در مقابل سرماخوردگی و ویروس ها از خودش مقاومت نشان دهد . و اگر اگر بچه به کمترین بهانه ای مریض شود ، معلوم است که این دچار ضعف است دیگر ، غذا هم خوب خورده ولی وقتی که با کوچکترین سرما ، مشکل پیدا می کند ، این دیگر گرفتار است دیگر . این یعنی ضعف دارد ، مشکل دارد ، اینجوری هست من الان چند وقت است سرما خورده ام . همه جای بدنم خوب شده است به جز گلویم . دکتر هم که مراجعه کردم . گفت چون شما اشعه درمانی کردنی . این گلوی شما در اثر اشعه ای که بعد از شیمی درمانی داشتی ، سوخته در درون و مقاومت ندارد. اصلاً نمی تواند ، برای همین با کوچکترین بیماری ، از خودش واکنش های شدید نشان می دهد . پس این اشکال دارد ، وقتی این اشکال دارد ، ضعیف است ، مریض است ، نمی تواند مقاومت کند.

خوب ، پس شما اگر خوب غذا خورده باشید دیگر گرفتار شدیدترین بلا و اکبر و البلاء نیستید . گفتیم این انسان است دیگر ، مجموعه اش انسان است.

در مجموعه ی شخصیتی یک انسان از تولد تا بی نهایت ، شدیدترین بلا این است که روحش فقیر باشد . بزرگترین بلا این است که روحش گدا باشد ، یک شخصیت گدا ، عصبی زود رنج و حساس . می بینی اصلاً نمی تواند از دنیا لذت می برد. هر چیزی می تواند او را ناراحت کند ، هر چیزی می تواند دلشوره بیاورد ، هر خبری ، هر خوابی ، هر کلامی ، از بچه اش ، از شوهرش ، از باجناقش ، از جارش اش ، از پدر و مادرش ، از دوستانش ، هر چیزی می توند برایش دل شوره بیاورد . ضعیف است دیگر ، مثل بدنی است که با هر ویروسی مریض می شود . آدمهایی که اینجوری هستند ، درخانه آدمهای داغون ، پرخاشگر ، عصبی ، در محیط اجتماع همینطور ، اصلاً قرار ندارد . قرص می خورد . قرص اعصاب می خورد، یکسره باید کاری بکند که آرامش داشته باشد ، بی حوصلگی طولانی خوب این نشان می دهد که اصلاً روح قوی نیست ، قوی نیست . برای همین هم در نهایت ، خیلی ها هم که دیگر اینقدر فقیر می شوند به سمت خودکشی و سمت فرار از خود و ... می روند و به گرفتاریهای خیلی بدی دچار می شوند.

پس ما باید این بخشمان ( انسانی ) غذا بخورد ، اگر غذا نخورد ، شما با ثروتهای حسی و خیالی و وهمی و عقلی توقع آرامش ، توقع شادی ، توقع احساس خوشبختی ، توقع لذت بردن از دنیا را نداشته باشید . هر کسی ( من قبلاً هم توضیح دادم ) بخواهد از دنیایش هم لذت بیشتری ببرد ، باید اینجا غذا بیشتر بخورد ، غذا بخورد ، برایتان مثال بزنم ؟

شما ها الان یک هفته نماز نخوانید ، اضطراب برتان می دارد ، خیلی از آرامش هایی که دارید ، مال همین صورت مقدسی است که الان دارید . دقت کنید ؟ یعنی خیلی ها هستند الان ، کاری با آخرتشان ندارند ، امار اگر در همین دنیایشان هم نماز نخوانند ، دنیایشان خراب می شود ، نشاطشان از بین می رود . همین صورت که ، خیلی هم ما ضعیف می خوریم ، همین تغذیه ی خیلی ضعیفی هم که ما الان می خوریم ، چه قدر در تعادلمان به ما کمک کرده است ؟! چه قدر کمک کرده !!! همین تغذیه ی کم . حالا هر چه قدر کیفیت تغذیه بیشتر باشد ، لذت از دنیا خیلی بیشتر می شود ، به قدری این لذت بیشتر می شود که بزرگان اولیای خدا فرمودند ، حد لذت اینها بعضی وقتها از بهشتی ها هم بالاتر می زند.

گر من فقیرم هر شبی ، دارم ز یارب یا ربی جشنی ، نوایی ، مطربی ، کمتر ز سلطان نیستم

شما خطی را که در مکه و کربلا می بری مگر می توانی جای دیگری پیدایش کنی ؟ دیگر خیلی هایتان رفته اید دیگر لذتی که از آنجا می برید ... دیدید چه قدر آنجا شادی دارد !!! چه قدر حس قشنگی !! حالا مجموع اینها را از روحتان کم کنید ، ببینید برای روح چی می ماند ؟ هیچ چیز نمی ماند . همین تغذیه ی نصف کاره و نیم بندی هم که ما انجام داده ایم ، خیلی در تعادل ما کمکمان کرده است . خیلی کمک می کند. برای همین انسان باید تمام محیط ها را ... گفتم اگر شما در فرد ، بخواهی در نظر بگیری ، فرد باید ثروتمند باشد ، فقیر نباشد ، باید خوراکهای معنوی و فطری زیادی اطرافش باشد ، همه جا با خودش باشد ، دائم به همراهش داشته باشد ، غذا با خودش داشته باشد ، اینجا است جای دیگری می رود ، هر جا می رود همینطور باید با خودش خوراک داشته باشد. عزیزان ، چند نفر از خواهرها و برادرها که به خارج کشور رفتند آمدند و گفتند ما آن جا چه کار بکنیم ؟ خوب من چند تا سایت برایشان معرفی کردم. بهشان برنامه دادم که وقتی دارد می رود به آنجا ، با غذا برود . چون آن جا محیط مضری که نیست محیط طبیعی است ، از کشور که بیرون بروید ، فقر فوق العاده بیداد می کند ، گداترین منطقه هاست دیگر . منطقه های فقیرنشین هستند در خارج از کشور ، همه مناطق فقیر نشین هستند ، توضیح دادم که چرا اینجا منطقه ی ثروتمندنشین است ؟ ثروتمند نشین از نظر بخش انسانی ، بیرون گدایی خیلی زیاد است یعنی محیط ها واقعاً در حد کشنده است مثل بالای کوه است که اکسیژن خیلی کم است شما گاهی وقتها باید با خودت کپسول ببری . بری آن جا مشکل پیدا می کنی ، دچار خفگی می شوی خوب بعضی جاها اصلاً اکسیژن نیست مثل زیرآب که آن جا شما حتماً باید کپسول اکسیژن ببندی به خودت و بروی .

بعضی از محیط ها اینجوری است . در تهران هم که شما نگاه کنید ، مناطق تهران را که نگاه بکنید ، یا در کشور خودمان هم از لحاظ محیطی و غذایی و محیطی که شما بتوانی درونش راحت نفس بکنی هوا در ریه های معنوی ات و بیرون بیاید ، همه یکجور نیست . بعضی از محیط ها خیلی فقیر است و بعضی از محیط ها غنی است شما باید کلاً برای خودتان محیط سازی بکنید ، یعنی اگر در محیط های فقیر هم هستید ، برای خودتان اکسیژن داشته باشید ، فضا سازی بکنید ، برای قبل از انقعاد که گفتم در رحم باید ....

...پسرم ثروتمند ، تخمک ثروتمند ، از این پنج جهت ، بعد که انعقاد نطفه ، خود محیط رحمی از ماه اول تا نهم که ما مراقبت می دهیم که این کاملاً قوی باشد.

پس محیط رحمی ثروتمند ، بعد می آید و در یک خانواده ی ثروتمند متولد می شود . می بینی بچه تا بیرون می آید ، در گوشش اذان و اقامه می گویند ، می گویند در گوشش اذان و اقامه بگویید ، یعنی باید ثروتمند بار بیاید ،

جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش

در گوش راستش اذان بگو و در گوش چپش اقامه بگو که این تا ابدیت بفهمد که چی به چی است . تازه در محیط رحمی هم بچه شنوایی دارد وشکل می گیرد . شکل می گیرد.

الان دانشمندان می گویند، وقتی که مادر شعر می خواند ، قرآن می خواند ، و هر چی ، چه ترانه های مبتذل بخواند ، فیلم های مبتذل ببیند ، در دوران بارداری جلوی ماهواره بنشیند و فیلم های مبتذل نگاه کند ، یا شعر و قرآن بخواند ، بچه بعد از تولدش اگر دوباره آن شعر را برایش بخوانی زودتر آن را حفظ می کند تا کسی که این شعر را نشنیده است.

لذا شما می گویی ، آقا مثلاً محیط ما ، در محیطان از بچه مسائل مبتذل را دور نگه داشته ایم بچه اصلاً غذای مبتذل نخورده ، ما در محیط خانه امان ماهواره مان راجمع کرده ایم و بچه نگاه نکرده و ... ) بله . بچه قبل از اینکه به دنیا بیاید ، هم را نگاه کرده است ، همه را نگاه کرده . شما در دوران بارداری غذایت را خورده ای به او هم داده ای . او هم می داند ، در صحیفه ی بچه ضبط می شود ، همین بچه وقتی که 14 -15 سالش می شود ، می بینی بدون اینکه ، .. تعجب هم می کنی که این چرا اینقدر زمینه دارد که برود به سمت فساد ، با اینکه شما در محیط خارجی بعد ار رحم کنترل کرده ای ولی چون قبلاً در رحم رگفته ، تغذیه صورت گرفته دیگر به آن سمت می رود. یا نه . می بینی یک پدر و مادری هستند که خودشان خیلی ضعیفند ، محیط خانوادگی شان ضعیف است ولی دوران بارداری به هر مناسبتی خانم رعایت کرده مثلاً دو ماهش خورده به محرم و صفر و رفته در مجلس امام حسین علیه السلام نشسته ، جبراً مردنش یا خودش رفته ، گریه کرده ، روضه خوانی کرده ، حماسه شنیده ، دعا خوانده ، یا مثلاً حج رفته ، یا یک ماه محرم بهش خورده ، یا ماه رمضان بهش خورده ، او در این یک ماه غذا خورده ، بعد می بینی که آخر سر این بچه از مادرش یخلی قوی تر از آب در می آید . بچه می رسد به سن 6 سالگی 7 سالگی 8 سالگی ده سالگی و ... پری شب یک آقای آمده بود و می گفت ، من از دست این بچه دیگر عاجز شده ام ، باباهه نه نماز می خواند ، خودش ، می گفت این بچه ی من الان 7 سالش است مرتب به مسجد می رود بعد ، می رود آنجا تکبیر می گوید . نه به من رفته ، نه به مادرش ، سؤال می کند ، علاقه های عرفانی دارد. گفت دنبال بچه اش کرده بود ، بچه رفته بود مسجد . باباهه بیرون مسجد ایستاده بود و گفته بود فلان فلان شده . این آخر عمری پای من را به مسجد باز نکن بیا بیرون. حالا اینطوری است بعضی از باباها اینجوری اند.خب ، پس محیط خانوادگی .

بعد از محیط خانوادگی باید محیط بیرون از منزل باید کنترل شود ، مدرسه ای که برای بچه انتخاب می کنیم . که این خیلی مهم است که در چه مدرسه ای ثبت نام می کند ، مدیرش چه کسی باشد ؟ مربی های پرورشی اش چه گونه باشند . کلفت های مدرسه چه جری باشند و ... اینها همه اش تغذیه است . بعد ازدواجی که می خواهد بکند ، همسری که می خواهیم برایش انتخاب کنیم یا چیزهای دیگر ، دانشگاه می خواهد برود ، کنترل باید خیلی شدید باشد که هر جایی نرود ، با هر کسی رفیق نباشد ، هر چیزی را نبیند و ... خلاصه باید مراقبت کنیم از آنها ، ( یک صلوات ختم بفرمایید ). خوب ، حالا با توضیحی که دادم یکی دو تا روایت می خوانم و می رویم سراغ اصل داستان . داستان شاه و طوطیا ، البته اشعار را آن هفته خواندم باید یکابر دیگر اشعار را دوره کنیم ، چند جلسه باید این اشعار را مرور کنیم تا این داستان خوب جا بیفتد برایمان.

آن هفته یک روایت برایتان خواندم که باز هم برایتان می خوانم از علی علیه السلام ، الذکر لذت المحبین ، ذکر لذت محبین است . دوستداران است . یک توضیح برایتان بدهم ، ببینید ، بچه از شیر مادر ش خوشش می آید یا نه ؟ از سینه ی مادر چی ؟ از آغوش مادر چی ؟ دوست دارد . بعد که بزرگتر می شود ، از غذاهایی که مادرش در دهانش می گذارد ، برایش خوش مزه است دیگر ، از میوه ها چی ؟ لذت می برد ، از گوشتها ، از انواع غذاهایی که در یخچال است . بعد هم که دیگر اصلاً دمار از روز مادر در می آورد . مادر کلید را قایم می کند .بعد بچه خودش می رود بر می دارد و می خورد. هیچ کسی نمی آید به بچه یاد بدهد که برای غذا خوردن باید لذت ببری خودش اصلاً لذت را دارد . فقط کافی است بهش غذا را معرفی کنی لذت را خودش بلند است ببرد و سنخیت دارد. خداوند لذت را در نهادش گذاشته است . سیستمش را هم با غذاها تنظیم کرده است . درست است ؟ در حس اینجوری است.

در خیال هم همینطور ، بچه به اندازه ی کافی خودش خیال پردازی می کند ، هیچ کس لازم نیست به بچه خیال پرداری را یاد بدهد ، یاد هم را یاد بدهد ، یا شهرت طلبی ، مقام دوستی جاه طلبی ، اراده ی علو ، فخر فروشی و ... همه هست. هیچ کس لازم نیست تشنگی علم را یاد بدهد . همه ی بچه ها تشنه ی علم می شوند ، اگر هم بر طرف نشود ، عطششان زیاد است . نادات ترین ، بی سوادترین آدمها هم عاشق علمند. دوست دارد این کار را بکند ، در فوق عقل هم ، هیچ کس لازم نیست لذت بردن از خدا را یادمان بدهد. ما از خدا لذت می بریم .فقط باید تغذیه مناسب باشد. دقت کردید ؟ ما همه امان محب هستیم . به شرط اینکه این علاقه ی ما به معشوق خودمان توسط علاقه های حسی و خیالی و وهمی عقلی کور نشده باشد. چون هر چه قدر بخش حیوانی را تغذیه کنی ، علاقه ات به تغذیه های فوق حیوانی کمتر می شود چون غذا نخورده ای عادت نداری . مثل یک بچه است.

مثل اسرای ما که آورده بودند ، اینها 8 سال 9 سال غذا نخورده بودند ، غذاهای ساده همان روز اول به آنها چلوکباب داده بودند ، جوجه کباب داده بودند مثلاً می خواستند اینها را کرام کند ، همه اشان مسموم شدند و مریض شدند . چون با این غذای قوی انس نداشتند. باید یواش یواش بهش غذای قوی بدهی تا بتواند.

بچه را هم ما یواش یوا غذاهای قوی یاد می دهیم که بخورد . اول شیر می دهیم بعد بیسکویت می دهیم و...

بنابراین ما باید نظام تغذیه ای امان را کنترل کنیم . روی همین حساب ما ماه مبارک داریم . خدا اجباراً می گوید ، این بخش حیوانی را تعطیل کنید ، بیایید درضیافت خدا و مهمانی خدا و غذای انسانی بخورید . قرآن بخوانید ، نماز بخوانید سحر بلند شوید . یواش یواش غذای انسانی بخورید . پس انیکه لذت هست . برای چه کسی لذت است . برای کسی که سالمه ، از محبین می خواهم یک تعبیری کنم. خواهش می کنم دقت کنید . محبین یعنی آدمهای سالم اگر شما سالم باشی محب هم هستی ، یک انسان اگر سالم باشد ، علاقه به غذا دارد . کسی از غذا زده می شود ؟ مریض باشد . مثل حالتهایی که انسان زکام می گیرد ف از بوی عطر و غذا بدش می آید. آن موقع که از بوی عطر و غذا بدش می آید شما تعجب می کنی . می گویی ، این به طور طبیعی باید از این غذای خوش مزه ای که پخته شده خوشش بیاید . از میوه خوشش بیاید . بدش می آید . اگر بدش می آید یعنی مریض شده است ، کسی که از خدا و قرآن لذت نمی برد ، این ما این است که مریض است و سالم نیست. سلامتش هم به این است که چون تغذیه ای حیوانی خیلی شده این بخش انسانی ، کودک عزیز روانش در حد خیلی ضعیفی مانده .این را اگر برایش قرآن بخوانی و حرفهای بزرگ بزرگ بزنی ، نمی توانی لذت ببرد . برای همین آدمهایی هستند در کشور ما که از بس غذا نخورده اند ، غذاهای انسانی نخورده اند ، شما وقتی اینها را می بری و سر کلاسهای معنوی می نشانی اشان اصلاً از ان کلاس ها لذت نمی برند ف ولی اگ یک ذره حرفهای معنوی در صدر عرفان سرخ پوستی ، در حدو شو ، در حد کلاسهای معنوی هست که برای عرفهانهای هندی ، عرفانهای ضعیف ، بهشان بدهی می توانی بخورد . مثلاً از آن خوشش می آید . کتابهای برخی دانشمندان خارجی را بد نمی داند . می تواند بخواند چون حدسش آن است . نمی تواند یک دفعه بایدید کلام الله بخورد که نمی تواند کلام پیغمبر بخورد که کتابهای چی چی بخورد ، چون قیمتش همان است . این ضعیف است . این فقط باید اینجوری بار بیاد . این نمی تواند. بعد یواش یواش ممکن است آماده شود و بتواند بیاید و قرآن بخواند . ( بخورد ، روایت بخورد ، مفاتیح بخورد ، صحیفه بخورد ، این ها غذاهای آدمهای ثروتمند است . مال اعیان و اشراف است . کله پاچه را هر کسی نمی تواند بخورد. شما بیا به بچه ی دو ساله کله پاچه بده و پسته بده . فندق بده می تواند بخورد ؟ مریض می شود . بهش خاویار بده . نمی کشد این . این باید آهسته همینجوری باید غذا بخورد بیاید. برای همین می گوید ، لذت المحبین ، انسان باید اول محب شود. محب شود یعنی چه ؟ یعنی باید سالم شود . سالم شود یعنی قوی شود. این تغذیه های یواش یواش کم کند ، دست از این معشوق های قلابی و موقت بردارد و بیاید سراغ معشوق ماندنی ، کم کم کم کم شروع کند تا قوی شود.

چون من امروز بحث مهم دیگری هم دارم که باید انجام دهم شعر را بخوانم و برویم سراغ آن بحث ، آن پاکتها را هم برای من بیاورید تا من معرفی کنم اینها را . خوب با هم دیگر شعر را بخوانیم ( یک صلوات ختم بفرمایید )

یاد ما کن یاد ما شیرین بود راحت هر خاطر غمگین بود

ببینید وقتی می گوییم راحت هر خاطر غمگین بود یعنی ذکر این کار را راحت می کند ، قاعده آش این است . اگر غمگین هستی . برای این هست که چی غمگین است ؟ برای این است که یاد نداری . شما هر چه قدر که سطح یادت بالا برود. یعنی خوراک یاد بخوری ، شادتر و خواهی بود. هر چه قدر از اصل خودت ، از وطن خودت از معشوق اصلی خودت ، خانه ی خودت دورتر شوی ، غصه ات بیشتر می شود.

یاد ما کن یاد ما کن ، ببینید که وقتی یک نفر رفته به سر بازی ، من با سربازها و دانشجوها زیاد بودم . 8 سال دفاع مقدس زیاد بودم یا دانشجویی که مثلاً رفته یک جا . این مثلاً بهترین چیزی که می تواند شادش کند . کسی که از خانواده اش دور است ، یا یک سربازی که از خانه اش دور است چی است ؟ تلفن ، نامه ، سرکشی اعضای خانواهد دیگر ، درسته ؟ یعنی از وطن برایش یک چیزی بیاید . از آن جایی که بهش دل بستگی دارد . یک چیزی بیاید . شما وقتی که از وطن خودت ، یعنی خدا ، از همسر خودت یعنی خدا ، دور شدی در این غربتکده ی دنیا که افتادی ، هر چه قدرت همسرت با تجلی های بیشتری برایت ظهور کند شعار اختر می توانی تحمل کنی و ازش لذت ببری.

الهت ،اله ما کی است ؟خدا است . ببین چه قدر قشنگ با ما حرف می زند !! خداوند می گوید ، من اله شما هستم ، چه قدر این جالب است لا اله الا هو . لا تدع مع الله الها آخر ، غیر از خدا دنبال دل بر دیگری نباشید . لا اله الا هو جز او شما دلبری ندارید.

ادبیات را نگاه کنید . با شما چه جوری حرف می زند ؟!! حیوان این را نمی فهمد آنهایی که بخش حیوانی شان قوی است یا بخش حیوانی اشان غلبه دارد بر بخش انسانی اشان ، وقتی به این آیات می رسند چیز زیادی درک نمی کنند و لذت نمی برند . چون بالغ نشده اصلاً . بالغ نشده بنابراین ، این اشعار را دقت کنید ، این اشعار ادبیات یک انسان است ، راحت هر خاطر غمگین بود. یادما هر زشت را نیکو کند : یعنی اگر می خواهی زشتی ها تبدیل به قشنگی ها شود ، باید غذا بخوری ای خنک آن دل که با ما خو کند : خوشحال به حال کسی که واقعاً با همسر خودش خو کند ، با زوج خودش ، با دلبر خودش ، اگر خو کند دیگر برده است . یاد ما جان است و جانها جمله تن ،

چون نباشد جان نباشد کو بدن

می گوید ، یاد ما ، در آن 5 تا قسمت نگاه کنید حس ، بیا تا فوق عقل ، می گوید ، یاد ما جان قضیه است یعنی ارزش و حیات ، حس و خیال و عقل و وهم هم چیست ؟ یاد خداست آن می تواند به اینها معنا بدهد . می تواند محسوسات را برای شما لذت بخش بکند. این کجا که انسان با یاد خدا یک سیب را بخورد . خدا شاهد است شما وقتی که داری با یاد خدا یک سیب را می خوری با یاد خدا یک سیب را بخورد. خدا شاهد است شما وقتی که داری با یاد خدا یک سیب را می خوری ما باید خدا سر سفره می نشینی ، ما باید خدا یک پرتقال را باز می کنی و می خوری ، چند برابر به شما بیشتر لذت می دهد تا آن موقع که فقط با شهوت حیوانی می خوری . خیلی فرق می کند . خیلی فرق می کند . یک قطعه ی موسیقی که شما را معشوقت ارتباط میدهد غیر از یک قطعه ی موسیقی است که شهوت و طبیعت گرایی و غم و غصه را در تو زیاد می کند. خیلی فرق می کنند این دو تا با همدیگر . می گوید ، اگر همه ی جانها ا که جمع کنی ، امو معنوی را داشته باشی ، امور غیر معنوی را داشته باشی امور غیر مادی ، خدمت به مردم ، آدم خوبی بودن ، آدم دلسوزی بودن ، آدم عاشقی بودن هر چیز ... فایده ندارد تا وقتی که خودت غذا نخوری ، این جان جانها است . خداوند جان جانان است . یادما جان است و جانها جمله تن چون نباشد جان ، نباشد کو بدن جان الوی خاک را زنده کند. جسم بی جان خاک را کنده کند : این یک بحث دیگری است در آفت شناسی ، که انشاء الله این را می گذارم برای جلسه بعد ، بخش آفت شناسی اش را انشاء الله خدمت عزیزان می گویم.

البته جلسه بعد ما کلاس نداریم. دو هفته بعد انشاء الله در خدمتتان هستیم ( یک صلوات ختم بفرمایید ) خوب من توضیح دهم راجع به یک طرح خیلی مبارک و خوب ، عزیزان یک طرحی در مؤسسه دارند شما با مؤسسه که آشنا هستید ، بروشورها را هم ما توضیح داده ایم که اینجا در مؤسسه ی منتظران منجی که در خارج و داخل کشور الحمد الله مخاطبین خیلی زیادی دارد و خیلی ها می آیند از این مؤسسه تغذیه می شوند ، نیازهای روحی و معنوی و تربیتی و خانوادگی اشان را تأمین می کنند. نیازهای عقیدتی و عرفانی اشان را تغذیه می کنند حتی مسائل جسمانی و بدنی اشان ، آشنا هستید با مؤسسه ی منتظران منجی .

ما بروشورها را در پاکت گذاشته ایم . یک طرح خوبی عزیزان دادند که طرح بسیار خوبی است . من خودم ا این طرح به قدری لذت بردم که اولین نفر خودم رفتم و ثبت نام کردم . بعد هم گفتم برای خانواده و عزیزان خودم این کار را بکنند. گفتم برای شما هم این طرح را بیاورند این عزیزان. زحمت کشیدند و آوردند . این طرح ، طرحی است به نام عهد نامه ی 313 نفر از منتظران امام زمان علیه السلام . این عهدنامه که در پاکت هاست و شا عضوش می شوید ، چند تا آثار دارد یک سلسله آثار دنیایی دارد . یک سلسله آثار آخرتی دارد . آثار دنیایی اش این است که با مؤسسه ارتباطتان برقرار می شود ، نیازهای علمی و معنوی اتان را می توانید تأمین کنید و اینها مربوط به مسائل دنیایی اش است.

مسائل آخرتی اش این است که شام در ثواب هدایت هر کسی که از این مجموعه ها هدایت می شود. شریک می شوید.

قرآن می فرماید ، اگر کسی یک نفر را هدایت کند ، ثواب هدایت همه ی مردم جهان را برایش می نویسند. قرآن می فرماید ها. یک نفر.

پیامبر صل الله علیه و آله به حضر علی علیه السلام می فرماید : یا علی اگر یک نفر را خدا به دست تو هدایت کند برای تو از کل دنیا و آن چه که خورشید بر آن می تابد ، بالاتر است . یک نفر .

خوب مؤسسه با میلیونها نفر ارتباط دارد. ما تقریباً با بیش از 200 دانشگاه ارتباط داریم . با ده ها حوزه و صدها مدرسه ارتباط داریم . صدها و هزاران مدرسه . ما الان دوره ای داریم برای تقریباً چند صد تا از مدیران مدارس در مناطق مختلف تهران ، کل آموزش و پرورش استان تهران ، مربی ها ، مشاورین ، مدیران ، بعد هم دانش آموزان.

خوب ، یکی این است که ما در ثواب هدایت همه ی مردم ، کسانی که دارند این طریق خوراک می خورند ، شریک شویم . در این طرح که 313 نفر است . برای مسائل معنوی اش ، غیر از این به شناساندن امام زمان علیه السلام ، آشتی کردن مردم با امام زمان علیه السلام ، خدمت به امام زمان ، شما در این سهم شریک خواهید شد و 313 نفر ، تعهد شرعی دارند که هر کدامشان از دنیا رفتند ، یک روز توسط اعضا بر ایشان نماز خوانده شود ، یک روز هم روزه ، یعنی معادل 10 سال روزه برای یک نفر گرفته می شود که قیمت ریالی این نماز و روزه تقریباً یک میلیون و ششصد هفتصد تومان است . قیمت دنیایی اش ، آخرتی اشت که دیگر شما فکر کنید ، 313 نفر برای شما یکی یک روز نماز بخوانند و یکی یک روز روزه بگیرند ، به قدر خواهد شد . و آثار و خیرات و برکات دیگر . خوب ، پس این طرح ، ...

اول کارهای مؤسسه را خوب مطالعه کنید بعد اگر عزیزان اگر دوست داشتند در این طرح شرکت کنند. یک مبلغی است ، 124 هزار تومان که شماره حساب هم دادند که اگر هر کس خواست در این مجموعه عضو شود ، با پرداخت این مبلغ

من گفتم ، خودم اینقدر شوق داشتم که رفتم اولین فنفر خودم ثبت نام کرده ام . قبل از اینکه طرح بروشورش بیاید ، رفتم پول را پرداخت کردم گفتم : اولین نفر اسم خودم را بنویسید که اگر اولین نفر مردیم ، این خیرات و فیوضات برایمان باشد . نیت این برای ما باش. به همه ی دوستان و عزیزان هم توصیه کرده ام که در این طرح شرکت کنند. شما هم هم خودتان در این طرح شرکت کنید و هم دوستان و فامیل و خانواده و ... را دعوت کنید که شرکت کنند.

طرح بسیار بزرگ و با ارزشی است . خیلی فرصت مغتنمی است که هر کس که می خواهد ، یک سرمایه گذاری خوب دنیایی و آخرتی کند که هم برکات مالی خوبی انشاء الله پیدا کند و هم خدمت به امام زمان و اسلام و مسلمین داشته باشد و هم برای آخرت خودش باشد ، بتواند ، استفاده کند.

البته این فقط همین مقدار نیست ، چیزهای دیگری هم هست که اثرات دیگری دارد که در خود طرح نوشته شده است . مثلاً ختم 70 هزار لا اله الا الله . در روایت داریم ، اگر کسی از دنیا برود 70 هزار لا اله الا الله برایش برود از دنیا ، او از مشکلات برزخ نجات پیدا می کن . خیلی اثر دارد. ختم 14 هزار صلوات و ختم قرآن است که تقسیم بندی که شده ، چیز بسیار کمی شده که این کار انجام بشه ، مثلاً 70 هزار تا را بین 313 نفر تقسیم کردیم ، رقمش در فرم است که انشاء الله عزیزان استفاده می کنند.

مؤسسه ی منتظران که کل بروشور ، کارت و آدتش و همه چیز آنجا هست. شما از طریق موسسه هم با همدیگر ارتباط خواهید داشت. اگر سؤالی دارید بفرمایید چند تا طرح دیگر هم داریم برای آن کسانی که پول ندارند که انشاء الله به زودی ارائه می دهیم برای آن کسانی که این مبلغ را ندارند . البته آنهایی هم که ندارند می توانند در چند نوبت بپردازند . مثل اینکه سه ماه فرصت داده اند که فرصت خیلی خوبی است.

آقای افشار ، پاکت ها را به خانم طاهری بدهید ، خانمها از خانم طاهری بگیرند.

آقایانهم ، هر کس مایل بود از آقای محبی بگیرد.

فقط خواهشاً اگر کسی می خواهد پول دهد ، دستی نیاورد بدهد چون شماره ی حساب داده اند ، که بریزید ، فیشش را در یک برگه ی فرم بگذارید ، با یک قطعه عکس خودتان بگذارید و اینها را برگردانید .

خوب ، دعا می کنیم . برای شفای بیماران اصل اسلام ، بیماران خودتان ، بیماران منظور مریضائی که از شما التماس دعا دارند ، سوره ی حمد را با حضور قلب می خوانیم .

جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان ، رفع اضطرار از شیعیانشان ، از مسلمین و مستضعفین جهان ، رفع مشکلات شیعیانشان با همدیگر 5 مرتبه آیه ی ام من عجیب را می خوانیم.

عزیزان ، اینجا هم کلاسهای خوبی برگزار می شود ، در رابطه با دروس دینی و تقویت مسائل دروس حوزوی و معارف و زبان آموزی قرآن کریم که اطلاعیه اش را روی دیوار زده اند ، اینجا از نیمه ی دوم آذر ماه ، روزهای زوج کلاسها شروع می شود ، ساعت 5/11-8 تا اینجا.

آنهایی که می خواهند ثبت نام کنند ، ساعتهای ثبت نام روی اطلاعیه ی روی دیوار زده شده است مراجعه کنند ، آنهایی که علاقه منداند که این دروس را بخوانند ازش استفاده کنند.

کلاس پاسداران ما ، بهارستان دهم ، پلاک ده است . که امشب آنجا کلاس داریم.

البته آنجا کلاس دو سه هفته در میان است گاه یک هفته در میان و گاه دو سه هفته در میان است هفته ی دیگر نه اینجا و نه پاسداران کلاسی نداریم . هفته ی بعدش ، پاسداران بعید است که باشد ولی اینجا حتماً هست.

آدرس پاسداران را از مؤسسه بگیرید ، حالا من الان به شما اعلام بکنم ، این هفته هست کلاس بعدی اش 20 آذر است . کلاس بعدی اش 4 دی است.

هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام سه صلوات بلند ختم بفرمایید.

CD سیاحت غرب را هر کس نگرفته ، بگیرند و استفاده کنند ، CD آموزنده ای است.