جلسه 027 - آیینه دوستی
شماره جلسه
27
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
2
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 027 - آیینه دوستی

بحثمان در روابط اعضای خانواده آسمانی به صدق در اخوت رسید؛ صادق ترین دوستان، راستین ترین دوستی ها، فرمایشی از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السلام) هست: (من دعاک الی الدار الباقیه و اعانک علی العمل لها فهو صدیق الشفیق). در مورد راستین ترین دوستی ها فرمود: دوست مهربان کسی است که تو را دعوت کند به آخرت و ابدیت. یعنی بخش ماندگار حیات تو را بهش توجه داشته باشد در واقع باید با نگاه آخرتی تو را ببیند، حالا چرا کلمه ی مهربان را آورد، برای اینکه انسان وقتی نگاه ابدیش را به دیگران از دست دهد یعنی آدم ها را به بلندای ابدیت نگاه نکند، بلکه فقط با مقیاس طبیعت و دنیا به این ها نگاه کند، از تولد تا مرگ، حالا می خواهد همسرش باشد، بچه اش، پدر و مادرش یا دوستانش باشند، و اساساً به بلندای ابدیت آدم ها را نگاه نکند و دوست نداشته باشد، این آدم مهربان نیست، چون به اندازه ی دنیا دوست داشتن، کسی به کسی می گوید من تو را به اندازه یک دنیا دوستت دارم، یک دنیا به دردمان نمی خورد، ما باید به اندازه عمرمان دوستمان داشته باشند، عمر ما به اندازه عمر خداوند است، یعنی ما جاودانه هستیم و بی نهایتیم. لذا کسی که می خواهیم باهاش زندگی کنیم باید نگاهش به ما جاودانه باشد، اگر ما را با تاریخ مصرف نگاه کرد، محدود نگاه کرد، محبت هایش هم دشمنی است، لطف هایش هم دشمنی است، شما نگاه کنید چقدر پدر و مادرها به اسم اینکه بچه شان را دوست دارند آخرت و ابدیت بچه شان را ازشان می گیرند، چقدر همسران هستند به اسم عشق ورزی و دوستت دارم و عاشقتم جاودانگی همسران را زایل می کنند، آخرت همسرانشان را فاسد می کنند، چقدر فرزندان هستند که با ابراز علاقه های غلط آخرت پدرو مادرانشان را زایل می کنند. چقدر اساتید هستند که با آموزه های غلط معاد شاگردان خود، ابدیت شاگردان خودشان را تباه می کنند، این ها هیچ کدام در عمل اظهار خشونت و تندی نمی کنند با شما. پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر همه ابراز محبت می کنند. اما چون نگاهشان نگاه غلطی است، در نهایت به خشونت منجر می شود. گاهی وقت ها این خشونت در دنیا و در عمل هم ظاهر می شود، زن و شوهری که همدیگر را به بلندای ابدیت دوست دارند، دعوایی ندارند با هم، دعواها همیشه سر محدود نگاه کردن هست، به همدیگر و به زندگی. دعواها مال کوچک دیدن همدیگر است، افرادی که همدیگر را به بلندای ابدیت نگاه می کنند و به بلندای ابدیت دوست دارند، هرگز به هم ظلم و خیانت نمی کنند، هرگز با هم دشمن نمی شوند، دشمنی، خیانت، ظلم، غیبت، تهمت، آزار، اذیت، خشونت آن جایی می آید که نگاه ابدی از بین می رود، کارکرد می شود کارکرد موقت دنیایی. نگاه می شود نگاه دنیایی، حالا ظلم و کینه ورزی و اختلاف و فتنه انگیزی، شروع می شود. والا یک دوست خوب، صدیق، چون نگاهش نگاه خوبی است، نگاه درستی است، اینجوری نیست که به راحتی رابطه اش با دیگران خراب شود، به راحتی، به قهر، دوستیش و رابطه اش نابود می شود، حالا این دوستی و رابطه، رابطه ی پدرو فرزندی ممکن است باشد، خواهر و برادری باشد، همسری باشد، یا نه یک رابطه دوستی معمولی باشد، هرچیزی باشد به راحتی قیچی نمی خورد. (لا یهول الصریق و الصدوق عن الموده و ان جفیه) امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند. دوست حقیقی هرگز از دوستیش برنمی گردد. هرچند بهش جفا شود. هرچند بهش ظلم شود حاضر نیست دوستیش را قطع و خراب کند. دوستانی که خیلی زود به رابطه قیچی می زنند معلوم است نوع نگاهشان نگاه انسانی و جاودانه نیست. نگاه ابزاری و موقت است، نگاه کوچکی است، ریز می بینند طرف مقابلشان را و به او ابزاری نگاه می کنند. اگر نگاه درست شد، رفتارها درست می شود، اگر نگاه ها درست شد، محبت ها خالص و عمیق می شود. ولی اگر وقتی یک نفر با یک نفر زندگی می کند یا رابطه دارد، رابطه خانوادگی است، دوستی است، استاد و شاگردی است، هرچی هست نگاهش ابزاری و وسیله ای است، نگاه ابدی نیست، این رابطه در معرض خطر است. چرا در کشورمان این همه طلاق داریم، از 5 تا ازدواج 4 تایشان شکست می خورند؟ چون نگاه ها به هم درست نیستند، اگر نگاه ها درست بود عشق ها هم ابدی بود. وقتی شما بچه ات را به بلندای ابدیت دیدی، علاقه ات بهش هم به بلندای ابدیت است، دیگر فقط هم و غمت دنیای بچه ات نیست، هم و غمت دنیای زندگی و زناشویی و خانواده ات نیست، چون بلند نگاه می کنی، عمر واقعی شخص را می بینی، استمرار یک شخصیت را می بینی به همین استمرار و بلندا دوستش داری، حالا نگران دینش هم هستی، نگران آخرتش هم هستی، نگران تربیت صحیحش هم هستی، نگران اخلاق و رفتارش، همه ی این مسائلش هستی، این دلشوره ها فضولی نیست، این دلشوره ها از یک نگاه متعالی، به وجود می آید در درون انسان، نگاه جاودانه، نگاه ابدی، ولی وقتی شما بچه خودت را کوچک دیدی، دیگر حواست به ابدیت و آخرت و برزخ و قیامت و 50 تا سوال قیامت و بعد قیامت فرزندت نیست، با مقیاس دنیایی نگاهش می کنی، سالم باشد، درس بخواند، شغلی داشته باشد، ازدواجی بکند، اگر شد پول و پله ای مقامی هم داشته باشد دیگر بهتر. بعد هم می گوییم من همه وظیفه ام نسبت به فرزندم را انجام دادم. می گویی من در تربیت فرزندانم موفق بودم، این موفقیت نیست، تنها پدر و مادرانی موفق هستند در تربیت فرزندانشان که فرزندانشان را به بلندای ابدیت نگاه کنند و تربیتش کنند. کوچولو نگاه نکنند بهشان، ریز نبینند بچه هایشان را، و لازمه این کار این است که کسی می تواند به دیگران نگاه جاودانه داشته باشد، نگاه ابدی داشته باشد که اول عاشق خودش باشد، اول خودش را به بلندای ابدیت نگاه کند. (او انفسکم و اهلیکم ناراً) اول خودتان و بعد خانواده تان را از جهنم نجات دهید، کسی که عرضه ندارد خودش را از جهنم نجات دهد، نمی تواند خانواده اش را هم از جهنم نجات دهد، کسی که عشق ابدی به خودش ندارد، محال است عشق ابدی به دیگران داشته باشد. کسی می گفت ما بابایمان در خانه نماز نمی خواند، روزه هم نمی گیرد، ولی صبح به صبح همه ما را برای نماز بیدار می کند. خودش می گوید بخوانید ولی خودش نمی خواند. یک محبت دروغین است، محبت راستین نیست. از دل این نوع تربیت، تربیت جاودانه بیرون نمی آید. تنها کسانی موفق به تربیت درست می شوند که خودشان را تربیت کنند اول، خودشان را راه بیندازند برای آخرت و ابدیت که اگر فردا مردند، گیر نباشند آنجا، اگر کسی اینجوری بود، نسبت به دیگران هم که اعمال تربیت می کند، دیگران این تربیت را می پذیرند. لذا حضرت برای کسی که به بلندای ابدیت نگاه می کند به دیگران، تربیت دوست شفیق آورده، الصدیق الشفیق. دوست مهربان. آنجایی که پای آخرت نباشد مهربانیش هم دروغ است، برای همین کسانی که اوج روابط عاشقانه را با هم دارند ظاهراً درطبیعت، به محض اینکه سر دنیا دعوایشان شود، همدیگر را هم می کشند، رابطه پدر و فرزند و داداش و خواهر و همسر به راحتی از بین می رود، چون مایه ی این ارتباط که این دو نفررا به هم چسبانده دنیاست. اگر دو نفر را آخرت به هم چسباند، ازدواج باشد ماندگار است، شیرین، عالی و روز به روز علاقه هم بیشتر می شود، شراکت باشد، رابطه پدر و فرزندی باشد، خواهر و برادری باشد، معلم و شاگردی باشد، این رابطه همیشه قشنگ و مستدام است، به محض اینکه چسب آخرتی و ابدی را از روی یک رابطه برداشتی دیگر آن موجود بر اساس ابدیت نمی چسبند به هم، بر اساس دنیاست، دنیا هم چسبش زود کنده می شود. این در نوع رفتارهای ما اثر دارد. ولی کسی می گوید آقا بیا اگر می خواهی فرزند خوبی داشته باشی قیمت مسئول نباشی یقه ات را نگیرد قبل از ازدواج بیا یاد بگیر ژن هایت را چه طوری تقویت کنی، این 5 تا ژن را. بیا یادبگیر برایش چه پدر یا مادری انتخاب می کنی. هر پدر و مادری که آدم نمی تواند انتخاب کند برای فرزندش. این لازمه اش این است اول شخص به خودش نگاه ابدی و جاودانه داشته باشد، عاشق خودش باشد به این بلندا، حالا که اینجوری است عاشق بچه اش هم هست، بچه ای که هنوز به دنیا نیامده، همسری که هنوز همسر او نشده، وقتی قرار است همسرش باشد این علاقه ابدی است، چون نگاهش ابدی است، لذا روابطی که بر اساس نگاه آخرتی است، عشق هایشان، عشق های زمینی شان شورانگیزتر است. برای همین پیامبر می فرماید هرچقدر انسان آخرتی تر می شود عشقش به همسرش بیشتر می شود، هرچه انسان تر و مؤمن تر می شود، نه فقط همسر، بلکه اطرافیانش بیشتر می شود، هرچقدر نگاه جاودانه و ابدی بیشتر می آید سراغ انسان، عشقی که تولید می کند در دل انسان، عشق های زمینی حتی، شورانگیزتر، ماندگارتر، بهتر و باصفاتر است. تنفر، دعوا، درگیری، انزجار، اختلاف، طلاق، آنجایی زیاد رویش می کند که نگاه، نگاه ابدی نیست. نگاه مادی ابزاری کوتاه و کوچک است، برای همین هم شما در یک زندگی که طبیعت گرایی حاکم است، توقع تولید عشق نداشته باشید، اصلا این تعجب ندارد که در بسیاری از زندگی ها اساساً عشق پایدار و شورانگیز به وجود نمی آید، بین پدر و مادر با فرزندان، فرزندان با همدیگر، بین همسران، بین دوستان، آنجایی که ابدیت نیست، شما دنبال یک عشق ماندگار نباشید، یعنی جایی که برسد به مرحله اختلاف دنیا، با هم دعوا می کنند، حتماً اختلاف زیادی می شود، هرچه ما فاصله از ابدیت، خدا، نگاه جاودانه، فاصله مان بیشتر شود، آمادگی مان در تنفر، در اختلاف، در دعوا و درگیری، در مریض شدن، به هر شکلی بیشتر است، هرچقدر شما نزدیک می شوید به آخرت و ابدیت، آرامش، علاقه، ماندگاری، شورانگیزی یک علاقه، حتی علاقه زمینی، بیشتر می شود. انسان با یک حیوان قشنگ تر می تواند رابطه برقرار کند. انقدر مبارک است این نگاه. این نگاه که آمد، همه چیز درست می شود، لذا حضرت فرمود آنی که تو را دعوت می کند به خانه ی جاودانگی و پایداری، کمکت می کند که برای آخرت کار کنی، چندتا از این یارهای آخرتی داریم؟ این آدم یک دوست مهربان است. پس رحمت از کجا می آید؟ رحمت از نوع نگاه می آید. چون ما عاشق خودمان که هستیم، حب ذات داریم، همه عاشق خودشان هستند، هرکاری هم می کنند به عشق خودشان انجام می دهند، حالا اگر خودشان را جاودانه دیدند، حب ذات و علاقه هم جاودانه می شود به خودشان، دیگران را هم دوست داریم به خاطر خودمان و از دریچه نگاه خودمان دوست داریم، بنابراین تا خودت را جاودانه نبینی نمی توانی عشق جاودانه نصیب کسی بکنی، علاقه ماندگار نصیب کسی کنی، دروغ است اگر کسی گفت من برای همیشه تو را دوست دارم، همین کسی که این را می گوید اگر یک مشکل دنیایی پیش بیاید، یک مشکل مادی پیش بیاید، خیلی راحت دوستش را فراموش می کند. دعوتت کند به جاودانگی و سرای باقی. در عمل هم به تو کمک کند. وقتی می خواهی کارهای آخرتی و ابدی انجام بدهی و آخرت سازی بکنی، می خواهی دینت را نگه داری، شرافت و عزت و کرامتت را نگه داری کمکت می کند، چون نگاه ابدی است این کمک هایش همیشه حاضر است برای تو. این ها قواعد عشق است، قواعد دوستی است. پس جایی که نگاه صحیح نبود، دنبال مهربانی نباشید، من الآن عاشق خودم هستم، اگر خودم را دنیایی ببینم خودم را به اندازه دنیا دوست دارم، اگر خودم را ابدی دیدم، خودم را به اندازه ابدیت دوست دارم، آدم ها را هم همینطور، دوستشان دارم، چون ارتباط با من دارند، اما اگر جاودانه دیدم، جاودانه دوستشان دارم، اگر دنیایی دیدمشان، دنیایی، دنبال مهربانی آنجایی که نگاه دقیق نیست نباشید. مهربانی به معنای واقعی. دنبال رحمت نباشید. لذا محال است یک نفر به معنای واقعی ایمان به خدا و آخرت داشته باشد اما مهربان نباشد، آدم خشن و بداخلاقی باشد، آدم دعوایی و کینه ای باشد، امکان ندارد، اگر جایی حسادت، دعوا، کینه، رقابت، چشم و هم چشمی، غیبت کردن آمد، معنایش این است که ایمان وجود ندارد. محبت وجود ندارد. خیلی حضرت دقیق آورده، شفقت و مهربانی همراه نگاه آخرتی است. تا این نگاه آمد، آدم مهربان هم می شود، آدم های تند و خشن آن هایی هستند که قطعاً نگاه دقیق جاودانه به خود و اطرافیانشان ندارند، این قاعده خیلی مهم است، مهربانی می خواهید جایی تولید کنید، باید اول نگاه های جاودانه را ایجاد کنید، آدم هایی که به خودشان و به دیگران نگاه ابدی دارند، تا کی به خودش به بلندای ابدیت، عاشق خودش نشد، عاشق دیگران هم نمی شود به بلندای ابدیت، چون حب ذات دارد، یک موقع است خود حسی را می بیند، محبتش به خودش محبت حسی است، به دیگران هم حسی نگاه می کند، فکر می کند به زن و بچه اش خدمت کند، باید برود شام و ناهار و میوه و غذا و آجیل بگیرد، این می شود محبت این. اگر بخش گیاهی را هم ببیند، به بقیه هم به اندازه بخش های گیاهی محبت می کند، به فکر تغذیه و سلامتی و بهداشت و قدرت بدنی و چیزهای دیگر هم هست، این بخش گیاهی است، پدر خوبی است، مهربان است، مادر خوبی است، آدم خوبی است، به دیگران هم کمک می کند، ولی این نگاهش گیاهی است، نوع کمک هایش هم گیاهی است، نوع نگاه و محبتش هم گیاهی است، یک موقع است نه، یکی نگاه حیوانی دارد به دیگران، قطعاً نوع خدماتش و محبت هایش حیوانی هستند. پدر خوبی است، صبح می رود سرکار، شب می آید خانه، پول می آورد، غذا می آورد، پارک و رستوران و تفریح می رویم، می شود پدر خوب، ولو این وسط آخرتی ایجاد نشود، می گوید ما یک زندگی خوب داریم، چون همه نوع نگاهشان به هم در موطن گیاهی یا حیوانی است، عشق ورزی هایشان هم در موطن گیاهی و حیوانی است، بیشتر از این نمی توانند همدیگر را ببینند، یک موقع هست موطن عقلانی هم دارد، در موطن عقلانی نوع نگاهش که عقلانی است، عشق ورزیش هم عقلانی است، ولی یک موقعی نگاه جاودانه ابدی دارد، به خودش در درجه اول، حالا چون خودش را دوست دارد تا نگاه ابدی آمد عشقش به خودش هم ابدی می شود، وقتی این اتفاق افتاد نوع سرویس دهی و تامین نیازهایش هم عوض می شود، مثلاً می فهمد چون من عاشق خودم هستم، نماز می خواهم، ماه شعبان لازم دارم عاشق خودم هستم حرم می خواهم، کسی که خود جاودانه اش را از دست دهد، اصلاً به دنبال نیازهای بخش جاودانگی اش نیست، بچه هم که می خواهد تربیت کند، می گوید بچه ام دکتر و مهندس شود و سالم باشد، مقامی، موقعیتی داشته باشد. بعد هم می گوید من الحمدالله پدر موفقی هستم، مادر موفقی هستم، چون زیردست هایم همه دکتر مهندس شدند، نمی گوید این بچه اگر برود توی برزخ، آماده است برای تولد برزخ یا آماده نیست، چون گاه آن گونه ندارد به خودش، نه اینکه عمداً هم خیانت می کند، نه نامهربانی و خیانت ناآگاهانه صورت می گیرد، شما به محض اینکه نگاهت را نسبت به یک موجود از دست دادی بخواهی یا نخواهی بهش خیانت می کنی، وقتی غلط نگاه کردیم به یک آدم، خود به خود مهربانانه ترین رفتار ما نسبت به او خیانت است چون محدودش می کنیم، پدر خوبی است، بچه اش را دوست دارد اما چون بچه اش را کوچک می بیند، همین نوع خدماتی که به بچه اش می دهد در حد یک گیاه یا حیوان است. قرآن اینجوری نمی گوید، می گوید عشق هایتان به خانواده هایتان باید به بلندای جاودانگی و ابدیت باشد، خانواده تان را از جهنم و آتش هایی که هیزمش مردم هستند، نجات دهید. جهنم را باور کنم، انسان ها را به بلندای ابدیت ببینم، نگران قیامتشان بشوم، لذا امر به معروف و نهی از منکر که در خانواده ها از بین می رود، هیچ کس با فاسد و تباهی و بی نمازی و بی تقوایی دیگری کار ندارد، مال این است که نگاه ها از بین رفته، نگاه که از بین رفت، عشق از بین می رود، شما نمی توانید کسی را کوچک نگاه کنید، عشق بزرگ بهش داشته باشد و نمی توانید به یک نفر کوچک نگاه کنید یا بزرگ نگاه کنید و عشق کوچک داشته باشید، اگر من فرزندم را به بلندای ابدیت نگاه می کنم، به بلندای ابدیت هم برایش سرمایه گذاری می کنم، هی به فکرم نیست که بچه ام برود دانشگاه دکتر و مهندس شود، اگر هم قرار است برود دانشگاه و سربازی و شغلی انتخاب کند، اول نگاه جاودانه بهش داشته باشم، بچه ام را بیندازم توی ریلی که این ریل برو تا آخرت می برد. خودم باید این ریل را برایش تهیه کنم. خودم باید تلاش کنم برایش. نگاه اگر جاودانه شد، عشق جاودانه می آورد و نگاه اگر محدود شد محال است عشق بلند و ماندگار. دنبال عاطفه و عشق ماندگار به معنای حقیقی اش فقط یک جا بگردید. (الا الذین آمنوا عملو الصالحات تواصوا بالح و تواصوا بالصبر) بقیه اش نیاز است، عشقش را می گذاریم عشق، من عاشق فلانی هستم یعنی بهش نیاز دارم. نیاز است. عشق آنجایی است که من احتیاجی ندارم، به بلندای ابدیت طرف مقابلم را نگاه می کنم و به بلندای ابدیت، بر اساس آخرت کمک می کنم به دوستانم. نه طمعی دارم، نه درخواستی دارم. این نگاه، نگاه درست و اصیل است، تنها جایی که در ارتباطات پدر و فرزندی، مادر و فرزندی، خواهر و برادری، رابطه استاد و شاگردی، خیانت نیست، خشونت نیست، آنجایی ست که طرفین عشق ابدی به هم دارند. قرآن می گوید تمام این دوستی ها به دشمنی تبدیل می شوند در قیامت مگر متقین. که دوست بودن و دوستی هایشان منجر به خراب شدن و فاسد شدن آخرت نشده. والحمدالله رب العالمین.