جلسه 026 - آیینه دوستی
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
2
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - آیینه دوستی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین

سلام و صلوات و درود و رحمت و مغفرت و خیرات وبرکات الهی به همه شما عزیزان بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر بود بحث بهترین برادرها را تقریبا تمام کردیم در این جلسه می خواهیم درباره خود خصوصیت دوست و برادر به معنای واقعی توضیح بدهیم.

این نکته را فراموش نکنیم که خداوند تبارک و تعالی اعلام اخوت بین مومنین کرده- اِنَّما المومنون اِخوَة- کلمه اِخوه با ریشه الف- خ- واو- اَخ میشود برادر، اُخت میشود خواهر، ریشه شان یکی است یعنی وقتی میگوییم برادر یعنی خواهر را هم میگیرد، اِخوه یعنی اینها با همدیگر پیوند ریشه ای دارند. در مباحث اول خانواده آسمانی گفتیم که وقتی اِخوه هستند- انما المومنون اخوة- فرمود: «مِن اَبٍ و اُمٍ» مومنین از یک پدر و مادر واحد و یک ریشه واحد هستند مثل خواهر و برادرهای جنسی زمینی و بدنی که یک خانم و آقایی با هم ازدواج میکنند و چندتا بچه بدنیا می آورند این بچه ها به خاطر اینکه مادر و پدرشان یکی هست به هم میگویند خواهر و برادر، حضرت می فرماید شما مومنین هم همین طور هستید، اصل شما و ریشه شما هم یکی است و اتفاقا اصل و ریشه شما مهمتر ماندگارتر، مقدستر و قوی تر از پدر و مادر زمینی است بنابراین شدت اخوت و برادری بین شما بیشتر است تا اخوت بین خواهر و برادرهای زمینی، لذا در اخوت دینی اگر کسی نداشته باشد قطع رحم کرده یعنی اگر یک نفر به خواهر و برادرهای زمینیش بی توجه باشد میگویند قطع رحم کرده، خاله، عمه، پسر عمه، دایی، پسر دایی، اینها، اینها رحم ما هستند خویشان ما هستند، قطع رحم، فرمود بوی بهشت از پانصد سال راه میرسد و قاطع رحم او را استشمام نمی کند اینقدر این گناه خطرناک است و خطرساز است، پیوند نداشتن، همدل نبودن، قهر بودن، قطع ارتباط، این باید باشد همیشه، خب حالا فکر کنید در اخوت اسلامی در اخوت ایمانی انسانها پیوندهایشان را به راحتی با همدیگر قطع کنند، جفا بکنند، وفاداری بر مبنای پدر و مادر آسمانی نداشته باشند با همدیگر، وفاداری بر اساس ریشه الهی و آسمانی نداشته باشند به هم دیگر این داشتن ریشه آسمانی و الهی برایشان اهمیتی نداشته باشد بگوید این غریبه است آن غریبه است اصلا ما غریبه نداریم همه ی آدمهایی که دارند تو این جامعه رفت و آمد میکنند پدر و مادرمان یکی هست،همه خواهر و برادرهای حقیقی ما هستند بله خواهر و برادرهای جنسی ما نیستد همه شان ولی خواهر و برادر انسانی ما هستند اخوت انسانی خیلی مهمتر از اخوت جنسی و طبیعی است، لذا خداوند تبارک وتعالی در اخوت دینی و ایمانی خیلی سخت گرفته اینقدر سخت گرفته که پیامبر می فرماید هر کس روزش را شروع بکند اما در تلاش برا حل مشکلات برادرشان نباشد- ولیس بمسلم- اصلا مسلمان نیست،( مَن اَصبحَ و لم یَهتَمَّ بامور مسلمین ولیس بمسلم) به فکر مسلمان دیگر نباشد، مشکلات دیگرا را مشکلات خودش نداند کمبودها و ضعفها و گرفتاریهای دیگران را گرفتاری خودش نداند میگوید این اصلا مسلمان نیست وقتی میگوید مسلمان نیست یعنی انسان نیست یعنی از جرگه انسانیت شخص را خارج میکند پس ما خیلی باید توجه به جامعه، مردم داشته باشیم، خشونت، قهر، ظلم، فریب کاری، کم فروشی، گران فروشی،اینها همه جنایتهایی است که تبعات بسیار وحشتناکی دارد توی جامعه، یک کسی راحت بتواند داروی تقلبی، جنس تقابی به کسی بفروشد دلش هم خوش باشد حالامن پول به دست آوردم، سر کی کلاه گذاشتی؟ وقتی همه تان یک نفر هستید، ریشه هایتان یکی است وقتی قاعده- هُوَ اَنت- برقرار است تا این قاعده برقرار شد یعنی تو داری سر خودت را کلاه میگذاری، داری با خودت جنایت میکنی وقتی داری داد میزنی سر یک نفر، یک نفر را تحقیر میکنی، حسادت میکنی تو داری به خودت جنایت میکنی تو نمی فهمی الان، فکر میکنی اون یک غریب است و تو می توانی در مقابل آن همچین کاری بکنی، این نیست یک نفر هستید شما همه تان یک نفر هستید، حالا نگاه کنید وقتی به تعریف برادر میرسیم برادری که صدیق است صدیق یعنی اینکه راست میگوید برادر است برای همین اساسا در ادبیات دینی به دوست میگویند صدیق، از صدق می آید یعنی در رفاقتش با ما واقعا صدق دارد، فقط دوست نیست صدیق است، صدیق یعنی با تو رو راست است این جور نیست جلوت یک جور دیگه است پشت سرت یک جور دیگر، جلوت تعظیم بکندو تکریم بکند و احترام بگذارد پشت سرت صفه بگذارد، صدیق صدق دارد پشت و رویش یکی است حضور و غیابش یکی است این را میگویند صدیق، حالا ببینید( مَن اهتَمَّ بِکَ وَ هُو صَدیقُک) این از وجود مقدس امیرالمومنین(علیه السلام) است هر کسی که به تو توجه میکند او صدیق توست دوست حقیقی توست کسی که تو برایش مهم هستی کسی که تو برایش ارزش داری کسی که بهت فکر میکند، کسی که برایت سرمایه گذاری میکند، کسی که مشکل تو را مشکل خودش می داند کسی که تو می دانی تو دلش جایگاه داری و تو می دانی که تلخی های تو برای او تلخ است وشادی های تو برای او شادی است، کسی که نسبت به تو حسادت ندارد، کسی که اگرتوشاد بشوی و به آرزوهایت برسی مثل این است که خودش به آرزوهایش رسیده و واقعا هم شاد میشود و کسی که تو اگر شکست بخوری، آبرویت به خطر بیفتد، مشکلی برایت پیش بیاد او احساس خطر میکند، او احساس ناراحتی میکند نه یک کسی که وقتی برای تو یک مشکلی پیش بیاید دلش خنک بشود، این برای آدمهای خبیث است، اگر شما از شکست یک نفر، از اینکه آبروی یک نفر بریزدازاینکه یک نفر تحقیر بشود، از اینکه یک نفر نعمتی را از دست بدهد انسان خوشحال بشود معلوم است خیلی خباثت دارد، خیلی خشن است این آدم، خیلی جهنم دارد و یا برعکس اگربدی به یک نفر برسد ضعفی به یک نفر برسد خوشحال بشود ذوق بکند،یک کسی که با حوادث دیگران خوشحال میشود و لذت می برد از اینکه یک نفر خوار بشود تحقیر بشود بدبخت بشود کوچک بشود لذت میبرد این آدم خیلی خبیثی است خیلی جهنم تو وجود این آدم هست یا یک کسی که از رسیدن شادی به دیگران، از خوشحالی دیگران ناراحت میشود به سختی می افتد روحش فشرده میشوداین هم فشار قبردارد، می بینی یک زن به خنده هاو شوخی های شوهرش حسادت میکند، مثلابا خواهر و برادرش خوشحال است چیه خیلی خوشحالی؟ خیلی با خواهرت خوشحالی؟ چرا خواهرت را بغل کردی بوسیدی؟چرا دست مادرت را بوسیدی، این آدم بسیار کوچک است یا برعکس آقا نسبت به خانم تحمل شادی همسرش را ندارد حالا اگر همسر من با خانواده اش رابطه خوبی دارد من چرا باید حسادت بکنم؟ باید لذت بیشتری ببرم، چرا باید ایراد بگیرم از اش ؟ چون خانواده خودم این جوری نیستند ضعیف هستند این خباثت دارد این جهنم دارد برای ما، صدیقک یعنی اونی که واقعا دوست توست کسی است که به تو اهمیت میدهد - من اهتّم بک و هو صدیقک- اونی که تو برایش مهمی اهتمام دارد برای تو همت می گذارد فکر میگذارد وقت می گذارد، خیرخواهی میکند برای تو، خوبی تو را می خواهد ولو یک موقع هم به تو خشونت به خرج بدهد به خاطر خیرخواهیش، یک موقع داد بزند سر تو به خاطر خیرخواهیش یعنی دوستت دارد مثل پدر و مادر، پدر و مادر ممکن است خیلی وقتها بچه را دعوا بکنند جلویش را بگیرند محدودش بکنند تنبیه ش بکنند اینها همه به خاطر عشق است به خاطر محبتی است که نسبت به بچه دارند چرا برای بچه ها دیگر اینقدر دلسوزی نمی کنند؟ چرا نسبت به دیگران اینقدر حساس نیست و نق و غر نمی زند؟ گاهی وقتها نق و قرها یعنی دوستت دارم، این را باید بفهمیم، نق و قر کار خوبی نیست ولی یک موقع نق و قر، یک موقع تذکر دادن، حساس بودن یعنی دوستت دارم، یعنی تو برایم مهم هستی،زبانش را باید بفهمیم، پس اگر یک موقع بابات با عصبانیت یک چیزی بهت میگوید مادرت یک چیزی بهت میگوید نگو پدر و مادرم من موفقعیت من را نمی خواهند، پدرو مادرم من را درک نمیکنند، پدر و مادرم نمی فهمند، نه آنها خیلی چیزها را می بینند که تو الان نمی بینی ، با تجربه شان ، با پختگی هایشان، یا معلم آدم یک موقع سر آدم نقی میزند دادی میزند،چیزی را از انسان میگیرد، این چیز بدی نیست تو نگاه کن ببین طرف چرا دارد این حرف را بهت میزند؟ اکثر موقعها که توجه میکنی می بینی که تو برایش مهم هستی برایش ارزش داری دوستت دارد اگر باهات حرف میزند اگر صدایت میکند اگر اجابتت میکند، همه اینها علامت دوستی است - من اهتمّ بک و هو صدیقک- یک کسی که به تو توجه دارد او دوست توست، می توانی پیشش درد و دل بکنی می توانتی پیشش مشکلاتت را بگویی، خوب گوش میکند، راهکار بهت می دهد این دوست واقعی توست،نه یک کسی که تو بهش احتیاج داری یا یک وابستگی عاطفی داری، فکر کنی این دوستت است، نه،یک کس یکه ما عاشقش هستیم، دوستش داریم، بهش وابسته هستیم، یک نوع طمعی نسبت بهش داریم اینکه نشد دوست که،دوست حقیقی این است خیلی وقتها کلمه دوستت دارم معنای حقیقی ندارد یعنی بهت نیاز دارم چون خیلی گرفتارم، نیاز دارم، یعنی فقیرم، یعنی ضعف دارم ولی نه یک موقعی وقتی میگوید دوستت دارم، یعنی بهت نیاز ندارم اما تو برام مهم هستی، لذا این جمله معروف در مورد مادر هست رفیق بی کلک، هیچ کس جای مادر را نمی گیرد بی کلک تر از مادرنزدیکتر از مادر وپدر کسی نیست واقعا، البته پدر و مادر فهمیده و آگاه، آگاهی وقتها پدر و مادر با دوستی هایشان ظلم میکنند به بچه، این احساس است فقط، عاطفه است،فقط چون بهش نیاز دارد، با هم بودن، با این عاطفه ظلم میکند. فرمود خدا لعنت کند پدر و مادری را که با محبت زیادیشان به بچه شان ظلم میکنند، خدا لعنت کند پدر و مادری را که به بچه هایشان اجازه بی ادبی میدهند، خدا لعنت کند پدرو مادری را که محبت زیادی به بچه هایشان میکنند، این احساس است این یک نوع وابستگی است، این تربیت نیست، خدمت نیست،یک نوع وابستگی عاطفی است. یک موقع می بینی یک پدر دوست پسرش است دوست دخترش است،یک مادر همین طور، دوست است یعنی ضمن اینکه دوستش دارد دقیقا به نیازهای همه ی ابعاد فرزندش توجه دارد، یک جاهایی با این دوست داشتن باید بچه اش را نهی بکند، نه اینکه بچه ام را دوست دارم بروم برایش تلفن همراه بخرم، تبلت بخرم این خیانت است، این دوستی نیست زمانی که این ظرفیت ندارد که تو تلفن همراه بگیری تبلت بگیری لطف نکردید در حقش، یا اجازه بدهی هر چقدر تلویزیون نگاه بکند، پای کامپیوتر باشد ، این دوستی نیست اسمش این یک ظلم است این یک خودخواهی است که این کار ار بکنی که بچه فکرکند من دوستش دارم اون هم من را دوست داشته باشد، یعنی یک بدبختی است.این یک ساختار پیچیده ریاضی جسمی و یک ساختار پیچیده تر، ریاضی تر روحانی دارد، باید به ساختارش احترام بگذاری یک سلسله از روابط برای این ضرردارد، یک سلسله از روابط برای این لازم است آنهای که برایش لازم است برایش تهیه کن آنهایی که برایش ضرر دارد باز بدار، جلوش هم سفت بایست، به عشق دوستیت جلوش بایست، اگر دوستش داریان چیزهایی که لازم است برایش تهیه کن. در اصول مهارتهای زندگی گفتیم که سه تا حق هست که ما باید تحصیل کنیم برای خانواده یمان ثروت را تو خانه زیاد کنیم، اولیش اقتصاد است، که کم اهمیت ترینش است ضروری است اما اینقدر مهم نیست،دومی عاطفه و تربیت است عشق است و سومی معنویت است، تامین نیازهای جاودنه و بهشتی خانواده است، یک آدمی که عرضه نداردخانواده خودش را بهشتی کند، فضای معنوی درست کند در خانه، خانه را پاک کند از جهنم، از گناه، از معصیت، از خطا، از غفلت، از انحراف خب دارد ظلم میکند به خانواده خودش، پس دوست حقیقی کیست؟ کسی که به معنای حقیقی به همه ی ابعاد تو احترام میگذارد.تو با همه ابعادت می شناساند خودش را و تو را هم به همین طریق می شناسد و به همه ی ابعاد تو احترام میگذارد. دوستی که ما را دعوت کند به معصیت، به گناه، به ضعف، این دوست نیست، باز وجود امیرالمومنین می فرماید ( لا یَکونُ صدیقُ صدیقاً حتی یَحفَظُ اَخاهُ فی ثلاثٍ، فی نَکِبَتِه و غَیبَتِه و وَفاتِه) می فرماید دوست، دوست نیست، صدیق نیست مگر اینکه در سه حالت حواسش به تو باشد در سه جا حفظ کند برادرش را، در جایی که دچار سختی شده، یک گرفتاری دارد حواسش بهش باشد، فراموش نکند، فرار نکند، غفلت نداشته باشد، حواسش به گرفتاریها و سختی ها و مشکلات او باشد. 2- غیبته، پشت سرش هم حواسش باشد نه اینکه پشت سرش برودت تهمت بزند غیبت بکند پشت سرش برایش بزند ضایعه اش بکند آبرویش راببرد ولی تو حضور ابراز علاقه و عشق و مودت و ادب و اینها بکند این منافق است این را بهش نمی گویند دوست، دوست کسی است که اتفاقا پشت سر بیشتر از دوستش مراقبت میکند نه غیبت میکند و نه اجازه میدهد کسی غیبتش را بکند. و وفاتِه، و بعد از مرگش هم حواسش بهش هست یادش میکند. حالا همسرت است که قبل از اینکه همسرت باشد باید دوستت باشد پدرت، دوستت، مادرت، دوستت، بچه ات، دوستت، صدیق باش یعنی وفادار باش بهش از دنیا رفت حواست باشد تو برزخ است خوراک احتیاج داردخرجی احتیاج دارد، نفقه احتیاج دارد، آنجا هم خرجی احتیاج داریم آنجا هم زندگی می خواهد بکند آ نجا غذا دارد آب دارد، لباس دارد،خانه دارد، دانشگاه دارد سهمی که یک کسی می تواند در شرایط زیستی برزخی زندگی کنداین است که چی از دنیا آورده حالا می بینم پدرم دستش تنگ بوده شب جمعه است من خیرات کنم، یک صلواتی، حمدو سوره ای،خیراتی، مبراتی، قویشان بکنیم . یکی از دعاهای مهم شما در هر روز ماه مبارک رمضان این است - اللهم علی اهل القبور السرور- خدایا همه شان را شاد کن . لذا وفاداری بعد از مرگ هم خیلی مهم است شاید نرسی سر قبرش بروی ولی یادش بکن در طول روزدر شب، امواترا، -اُذکُرواَمواتَکُم بالخیر-مرده هایتان را با خیر یاد بکنید چیزهای بدشان را نگویید خوبی هایشان را بگویید برایشان از خداوند طلب رحمت و مغفرت بکنید. یکی از آدمهای کوچک و ضعیف که خودش فشار قبر خواهد داشت کسی است که حتی رحمش به مرده ها هم نمیاید یعنی بعد از مرگشان هم کینه دارد از آنها، آن دیگر در برزخ گرفتاریهای خودش را دارد و نیازهای خاص خودش رادارد، کینه از مادر، از پدر، از خواهر اینها چیز خیلی بدی است از خانواده همسر، این اصلا خوب نیست باعث میشود آدم خودش فشار قبر بگیرد کمبود پیدا بکند تو برزخ، یک کسی که می تواند اموات را ببخشد، آنهایی که در حقش ظلم کردند دعایشان بکند، خیرات بکند این وقتی میرود تو برزخ هزاران برابر خیرات بیشتر برای خودش میاید، آن موقع که شما داری یک کسی را می بخشی داری خودت را می بخشی، وقتی یک نفر را عفو میکنی، ندید میگیری اشتباهاتش را در واقع خودت مشمول مغفرت قرار میگیری، این کار چندین برابر نسبت به خودت عمل میشود ولی وقتی نمی توانی نسبت به بندگان خدا مغفرت داشته باشی فشار و سختس به خودت هم دنیا و آخرت بیشتر میاید پس وقتی قاعده -هو انت برقرار است این قاعده معجزه است خیلی فواید دارد وقتی با دیگران با مغقرت،رحمت، مهربانی، عفو برخورد میکنی همان جوری با تو برخورد خواهد شد ولی وقتی داری سخت میگیری به دیگران نمی توانی ببخشی آنها را، بدیهایشان را می بینی بدیهای تو هم دید میشود و خیلی ها هم از شما نمی گذرند، باز از علی (عیله السلام) هست ( الصدیقُ مَن صَدَقَ غَیبُ) صدیق کسی است که در پنهان صداقت داشته باشد یعنی پشت سر تو واقعا پایبند باشد در نهان نسبت به دوستیت پایبند باشد یعنی وقتی نیستی هم دلبستگی به تو دارد اجازه نمیدهد که حرف بدی غیبتی چیزی نسبت به تو گفته شود نه خودش این کار را میکند و هرگز هم اجازه نمی دهد کسی پشت سر شما سخن بگوید این میشود صدیق، باز هم از امیرالمومنین(علیه السلام) در صفت مومن میگوید (مَن صَداقَتُهُ کَثرَةُ مُوافِقُتِهِ ) دوستیش سازگاری زیاد هست، یعنی نمود یک دوست واقعی،مومن نسبت به دوستانش این است که با آنها مخالفت خیلی نمیکند مگر معصیتی، چیزی باشد، هر جا هست با دوستانش همراهی میکند خیلی نظر خودش را تحمیل نمیکند تا آنجایی که می تواند با دوست خودش موافقت دارد سازگاری دارد حتی اگر خودش هم موافق نباشد سازگاری دارد، حالا یک موقع مسائل بیت المالی وسط هست مسائل بالاتری هست آنجا عیبی ندارد، ولی تو رفاقت تو دوستی، تو زندگی، موافقت است می بینی که یک زن زندگی است بیست سال، سی سال یک خانم و آقایی زندگی کردند این زن هر چی از شوهرش شنیده این است که خب، باشد، چشم، فرقی نمی کند، هر چی شما بگوی، نظر شما چیه، می بینی قالبا از شوهر این جوری می شنود بندرت از مردش مخالفت و نق و قر بشنود، مرد خانه است می بینی که با یک زن زندگی کرده ده سال بیست سال،سی سال اینکه قالب وقتها از این زنش نرمی، موافقت،مثبت بودن دارد می بیند عرض کردم حضرت می فرماید( المؤمن هَیِّنُ لَیِّنُ حتی تَخالَهُ مِنَ اللین اَحمَق) مومن اینقدر ملایم ونرم است که تو فکر میکنی آدم احمقی است میگویی این چه برخوردی بود که کرد من اگر بودم طرف را تکه تکه کرده بودم. پیامبر آمده بعد از سالها شکنجه جنایتی که ابوسفیان و فرزندانش در حق او کردند حالا وارد مکه شده یکی از یاران پیامبر فریاد میزند( الیوم یوم الملقمه) امروز روز انتقام است پیامبر فرمود نه این را نگویید بگویید ( الیوم یوم المرحمه) امروز روز رحمت است. پیروز شده دشمنهایش که این همه جنایت کرده بودند تو محاصره پیامبر هستند ابوسفیان و خانواده اش و دوستانش می ترسند که پیامبرالان می آید شهر را می گیرد ماها را به خاطر این سالهایی که در حقشان کردیم چه کار خواهند کرد پیامبر می فرماید هر کس به خانه خدا پناه ببرد در امان است و هر کس به خانه ابوسفیان پناه ببرد در امان است نه تنها خود ابوسفیان را پناه میدهد ترسها را میرزد می گوید هر کس که برود خانه ابوسفیان مثل این است که رفته خانه خدا در امان است . این پیامبر ماست اینقدر نرم، ماها خیلی کینه داریم خیلی تند هستیم، ما تا یک ذره بهمان بدی میشود تا یک ذره باهامون مخالفت میشود اینقدر منمان بزرگ است که شروع می کنیم به غیبت و تهمت و طغیان و حرفهای ناجور زدن، این منِ خطرناک ما این جوری است ببینید پیامبر اصلا منی ندارد به اصحابش هم می گوید شما هم من نداشته باشید حلال کنید ابوسفیان و اصحابش را، آقا سالها ما را تو شبه ابی طالب نگه داشتند سالها زن و بچه مان را کشتند شوهرمان را کشتند سالها شکنجه مان کردند جنگ بهمان تحمیل کردند پیامبر فرمود رحمت داشته باشید نسبت به هم، ما قرار نیست با دشمنی های آدمها خودمان بی رحم بشویم، قرار است ما شبیه الله بشویم برد یک انسان همان موقع است که بهش بدی میشود، فرصتهای زندگی که با دیگران داریم و بهمان بدی میشود دیده نمی شویم حقمان ادا نمی شود آن جایگاهی که داریم بهمان نمی دهند بهمان بی محلی میشود تمام بُرد ما آنجاست. لذا در روایت داریم( المؤمن مُکَفَّر) مومن قدرش را خوب نمی دانند، باید سعه صدر داشته باشد باید دعا کند در حق دیگران مومن خیلی راحت عصبی نمی شود خیلی راحت نفرین نمی کند مگر اینکه که دیگر یک کسی از حد بگذراند، بی حیایی و وقاهت را از حد بگذراند، این جور نیست که مومن به راحتی قهر و ناز و زود رنجی، دعوا،طلاق و اصلا مومن این جور چیزها تو زندگیش نیست، لذا حضرت فرمود جبرئیل آن قدر به من در مورد خانمها سفارش کرد که من فکر کردم که زنها را به هیچ وجه نمی شود طلاق داد مگر اینکه یک فحشای بَیّن داشته باشند ،جامعه ما الان این جوری است؟ از پنج تا ازدواج چهارتاش شکست می خورد این جوری است؟ ما جامعه اسلامی نداریم قواعد اسلامی را رعایت نمی کنیم ما جامعه مسلمانی داریم الان همه مان مسلمان هستیم دوره هم جمع شدیم ولی جامعه اسلامی یعنی رعایت می شود قوانین اسلام، شوهرداری رعایت میشود، زن داری رعایت میشود، ادب رعایت میشود ووفاداری رعایت میشود، حقوق طرف مقابل رعایت میشود جایگاه طرف مقابل رعایت میشود، دیگران دیده میشوند ای ن خیلی مهم است. مؤمن چه جور آدمی است؟ فرمود اینقدر نرم و ملایمی است که تو فکر می کنی آدم احمقی است،یعنی تو خیلی راحت می توانی سرش کلاه بگذاری، نه او احمق نیست تغافل دارد خودش را به نفهمی میزند خودش را به جهالت میزند می داند داری دروغ میگویی ولی دروغت هم قبول میکند، عذر پذیر است سخت نمیگیرد، مؤمن اصلا موچ گیر نیست به راحتی موچ کسی را بگیرد در مورد خودش ممکن است خیلی راحت بروند حرفی هم بزنند اما این نمی تواند راحت در مورد دیگران صحبت بکند، راحت به روی کسی نمی آورد با خدا هم معامله میکند نمی گوید حالا که اون این جوری کرد من هم این جوری بکنم موافقتش زیاد استت یعنی وقتی به زن میگویند شوهرت چه جور آدمی است؟ میگوید خیلی نرم است خیلی ملایم است خیلی مهربان است خیلی موافق است، ما بحث زیاد نداریم زیاد تو خانه، اصلا لذتشان به این است که ما تو خانه زیاد کلکلی نداریم چون هر دویشان سبقت در موافقت نسبت به طرف مقابل دارند یعنی این سعی میکند کاملا با اون موافقت بکند او هم سعی میکند کاملا با این موافقت بکند بچه ها سعی میکنند با پدر مادر موافقت کنند پدر مادر سعی میکند با بچه ها موافقت کنند خب تو این خانواده بحث ایجاد می شود؟ دعوا، درگیری ایجاد میشود؟ ولی یک کسی که تا یک جا دوجا نظرش دیده نشود شروع میکند به ناراحت شدن غصه خوردن، غیبت کردن، تهمت کردن، تضعیف کردن این خب معلوم است که آدم بی تقوایی است، آدم خودشیفته ای است. گفتیم در جلسه گذشته بهترین برادر کی بود؟ - خَیرُ اِخوانَک مَن نَسیُ ذَنبَک) اشتباهات و خطاهای تو را فراموش بکند نه اینکه عقده ای نگه دارد همه جا هم برود بگوید فرامش بکند- و ذَکَر اِحسانَکَ الیه) آن کمالات و قشنگی ها و زیبایی ها تو را دائما بیان کند این میشود برادر خوب نه اینکه سالها حق برادری حق مادری، حق پدری، حق استادی، حق دوستی را نبینی ولی حالا چهارتا حرف هم درمورد تو شده یا مثلا آن جور که تو می خواستی رفتار نشده میرود همه چیز را میریزد به هم، به این آدم میگویند آدم پست، فرومایه، آدم کوچک، مؤمن این جوری نیست فرمود( مشن صَداقَتُهُ کثرةُ موافقته) چه جوری دوستیش را اعمال میکند؟ روش دوستی با دوستان چیست؟ میگویدروش دوستی با دوستان این است که توی زندگی با هم توافق داشته باشید، تو زناشویی باهم توافق داشته باشید با خانواده هممسرت هی مخالفت نکن، خوش پذیرایی نیست مؤمن اصلا این جوری نیست مؤمن نرم است ذلول است - هیّن لیّن- نرم است میگوید اینقدر نرم است تو فکر میکنی این سرش کلاه میرود احمق است نمی فهمد نه خیلی زیرک است چون نمی گذارد جهنم درست شود خیلی وقتها آدم باید این قدر ملایم بشود تا یک جهنم رد بشود برود و خاموش بشود، در روایت داریم مؤمن مثل یک شاخه نرم است وقتی باد میزند این قدر از خودش انعطاف نشان میدهد که نمی تواند این را خوردش بکند ولی منافقها مثل یک شاخه خشک هستند تا طوفان می آید میزند شاخه را می شکند مؤمن مانورش خیلی زیاد است مؤمن سازگاریش، پذیرشش، خیلی زیاد است خیلی نرم است موافقت دارد سازگاری دارد، راه میاید بهانه گیر نیست، موچ گیر نیست، سخت گیر نیست، مؤمن نرم است این معجزات کلام معصومین است که این جوری دارندمی گویند شما هیچ جای دیگر این تعریفهای تخصصی را ندارید غیر از کلام خدا و کلام معصوم . خب حالا من میخواهم با یکی دوست بشوم قاعده دوستی چیست؟ قاعده دوستی این است آنجایی که پای معصیت خدا نیست دیگر نق و قر نزن موافقت داشته باش،هی از خودت نظر نده، ببین دوستانت بیشتر چی دوست دارند قاعده زناشویی میگوید خانم آنجایی که پای حرام وسط نیست این قدر گیر به شوهرت نده آقا آنجایی که پای حرام وسط نیست هی با زنت مخالفت نکن من اجازه نمیدم بی اجازه من چرا این کار را کردی این حرفها برای قوانین است که یک موقعی یک مسئله حقوقی مطرح شد خداوند یک قوانین حقوقی سفتی گذاشته که آنجا این جوری است رفاقت و مهرورزی و دوستی که پای قانون نیست قانون برای جاهای دعوا و درگیری هست که یک خطی گذاشته اند که سقوط نکنیم تو ظلم، والا این حرفها چیه من راضی نیستم، برای چی بدون اجازه من رفتی بیرون برای چی بدون اجازه من رفتی خانه مادرت، این حرفها کدامه، مخالفت باید یک جایی باشد که گناهی یا خطری تحدید بکند خانواده را، والا من خوشم نمیاید یعنی چی، زن سالاری جهنم، مرد سالاری جهنم، اگر مرد سالاری ده درجه جهنم دارد زن سالاری صد درجه جهنم دارد، ولی هر دوش جهنم است، یک جاهایی مردسالاری است - این نکته لطیفی است که دارم بهتان میگویم- یک جاهایی مرد سالاری است ولی زن محبوب است توش هر چند مرد سالاری است، زن لطافتها، نرمی ها، محبوبیتها جایگاهش را دارد، ولی یک جایی زن سالاری است آنجا نه مرد خاصیت دارد و نه زن محبوب است، نابود شده این زن، اصلا دیگر نمی تواند محبوب باشد لذا اینجاهاست که طلاق اتفاق می افتد زنها وقتی میکشند به زن سالاری تمام محبوبیتهایشان را از دست میدهند، ممکن است بدنهای اعضای خانواده شان را بتوانند خوب کنترل کنند اما هرگز روحها را در دست ندارند لذا هرگز هم دیگر محبوب نیستد، شکست یک زن آنجایی است که دل اطرافیانشان را از دست بدهد، همان طور که شکست یک مرد هم آنجایی است که دل اطرافیانش را از دست بدهد، متاسفانه الان مردها بیشتر شکست می خورند و بیشتر بی عرضه هستند تو این کار چون بیشتر درخواستهای طلاق برای خانمهاست، برای اینکه مردهایمان خیلی مرد نشدند یعنی یاد نگرفتند چطوری زندگی بکنند بلد نیستد چطوری زندگی بکنند با این قواعد طلاق اتفاق نمی افتد دعوا و درگیری اتفاق نمی افتد،مشکلات مالی اتفاق نمی افتد. اگر مؤمن موافقت میکند احمق نیست، این خیلی زیرک است این موافقت از عشق، بهشت، سازگاری، نرمی و بست رحمت خداوند میکند این خیلی زیرک است، اگر موافقت میکند از حق خودش کوتاه میاید برای اینکه می خواهد یک چیز بالاتری بهش برسد، از هر چهار بخشش میگذرد ولی به فوق عقلش اضافه می شود یعنی بخش حسی، مادی، بخشهای گیاهی،بخشهای حیوانی و حتی بخشهای علمی یک جاهای کوتاه می آید موافقت میکند، سبک میگیرد ولی به فوق عقلش زیاد میشود مثل روزه می ماند،- خُذوا مِن اَجسادِکُم- اجساد جسد است این چهار بخش حکم جسد را دارند - خُذوا من اجسادکم و زودوا بِها علی اَنفُسِکم- هر چقدر می توانید دراین چهار بخش کوتاه بیایید سبک بگیری، قانع باشید، جهنم راه نیندازید، چرا؟ چون اون جوری روحتان، نفس عزیزتان، آن نفس الهی مقدستان قوی میشود. هر چقدر ایثار، از خودگذشتگی، موافقت بیشتر میشود قیمت یک آدم بالاتر میرود، این آدم به خدا نزدیکتر می شود و شبیه تر میشود، این آدم اسم بیشتری از الله دریافت میکند هر چقدر سفتی سختی تندی، تیزی، زمخت بودن، انسان به جهنم بیشتر نزدیک میشود و از خدا دور میشود پس تمرین نرمی بکنیم نه زمختی، این حماقت شیطان است که میگوید بگذار ارزشت را بدانند بگذار بدانند که تو کی هستی، اگر یک جا تو را ندیدند سفت وایستا دعوا راه بینداز، این برای احمقهاست احمق به معنای حقیقی این است، اما آن احمقی که تو روایت میگوید این احمق نیست این حماقت نسبت به دنیاست تعقل نسبت به آخرت است . یک روایت بگویم برایتان،این را سفت بگیرید، من روایت برایتان زیاد می خوانم اما بعضی از روایتها خیلی خاص و ویژه است یعنی یک گوهر دیگری دارد حضرت می فرماید به خدا قسم شما هرگز مؤمن نیستید تا اینکه باور کنید مردم دنیا در مورد دنیاداریشان عاقل و در مورد آخرتشان احمق هستند، احمق کسی است که آخرت را از دست بدهد، احمق کسی است که خدا را از دست بدهد احمق کسی است که شبیه شدن به خدار را از دست بدهد . تو می ایی دکتریت را نگه داری مهندسیت را بگیری، استادیت را بگیری، می خواهی زن بودن،مردبودنت را حفظ بکنی می بینی که یک چیز دیگر ازدستت رفت، خودت از دست رفتی- حَفِظتَ شیءً و غابَتَ عَنکَ الاَشیاء -یک چیزی را حفظ کردی اما خیلی چیزها را ازدست دادی، یک چیزی را مراقبت کردی که آن از دست نرود می بینی که چقدر لطمه خوردی برای حفظ یک چیزی مثل آدمی که مثلا دو زار پولش افتاده توی لجن حالا با لباس چند صد هزار تومنی افتاده توی لجن تا دوزاریش را پیدا کند، چقدر به خودت ضرر زدی؟ ما خیلی وقتها زنگ بازیهایمان تو زندگی در مقابل دیگران همین جوری است، میاییم یک چیزی را نگه داریم حالا یا یک امر مادیست یا گیاهی ست یا حیوانی ست یا علمی ست، میاییم این را نگه داریم فوق عقل از دست میرود، آن روحی که از جنس خداست ضعیف میشود و نابود میشود- خدارحمت کند- مرحوم الهی قمشه ای را چقدر زیبا گفت ترسم که این تن که حائل است به جانم / سقط کند کودک عزیز روانم ماها خیلی وقتها زنگ بازیهایمان و توجه به شئونات پایین مان باعث شده روحمان سقط بشود، سخت گیریها، سازگاری نکردن، سازش نکردن، موفقت نکردن،کنار نیامدن، نرم نبودن،حلیم نبودن، صبور نبودن، باعث میشود هزاران چیز از دست برود، زن خانه ای که صبور و حلیم نیست دنیا را نابود میکند آخرت خودش و بقیه را هم نابود میکند مرد خانه که صبور و حلیم نیست موافق نیست، دنیا و آخرت را نابود میکند، آنهای که حلیم نیستند صبور نیستند، خویشتن دار نیستند، آنهایی که روح تغافل و تجاهل ندارند احمق به معنای حقیقی هستند. ولی اهل دنیا مؤمنای واقعی را احمق می دانند- اِنّ الذین اَجرَموا کانوا مِن الذین امنوا یَضحَکون- همیشه مجرمین مؤمنین را مسخره میکنند میگویند اینها حزب اللهی هستند، اینها پخمه هستند اینها ساده هستند، اینها عقب مانده هستند اینها آپ تو دی نیستند به روز نیستند آدم باید به روز باشد به روز باشد یعنی جهنمی باشد،نه من می خواهم مؤمن باشم اما به روز باشم ، به روز باشم یعنیچی؟ یعنی لباس نامناسب بپوشم، خانم عطر می زند برای نامحرم، این به روز بودن است؟ یا آقا می خواهد به روز باشد معصیت میکند، این به روز بودن نیست، چقدر خوب است که آدم به جای اینکه به فکر به روز بودن باشد به خدا بودن فکر بکند، اینکه تو آسمان به روز باشد تو آسمان دوستش داشته باشند- اِجعَلنی مَحبوبةً فی ارضِکَ و سَمائِک- زیارت امین الله می خوانیم خدایا من را در زمینت و درآسمانت محبوب کن، محبوبیت زمینی بدون محبوبیت آسمانی فقط جهنم است، هر چقدر محبوبت در زمین منفورتر پیش آسمانی ها، هر چقدر محشورتر، جهنمی تر، بدبختر،ولی نه یک نفر می بینی تو زمین محبوب است تو آسمان هم محبوب است، اگر یک کسی عرضه کرد دل آسمانی ها را بدست بیاورد دل خانواده آسمانیش را بدست بیاورد،دل خدا را بدست بیاورد اون هنر کرده والا ما بخواهیم دل بنده خدا را بدست بیاوریم، آسمان را از خودمان متنفر میکنیم یک ذره حیثیت برای خودمان در آسمان نمیگذاریم بعد تو زمین دنبال این هستیم که با مدرک تحصیلی و شهرت و با چیزهای دیگر پیش بندگان خدا محبوبیت داشته باشیم، با لباس و پول و با مد و با این چیزها می خواهیم آبرو کسب بکنیم اینها آبرو هست؟ اینها حیثیت است؟ اینها شخصیت است؟ این نکته سر دراز دارد یعنی این بحث موافقت فوق العاده مهم است من فقط یک مثالهایی را ازاش گفتم خود این یک داستان دارد باید یک دوره بگذاریم که جزء یکی از مهارتهایی است که متاسفانه تو مهارتهای اولیه هم هیچ جا نیست تو هیچ دانشگاهی شما این مهارتها را ندارید. حالا کسی نگوید غربی ها الان یک مهارتهایی را کشف کردند اسمش هست مهارتهای سازگاری، نه همه اش این جاست امام باقر فرمود (شَرِّقا او غَرِّبا لَن تَجِدا عِلماً صحیحاً اِلّا مین عِندنا اَهل البیت) تمام شرق عالم را بگردی و غرب عالم را هیچ حرف حسابی پیدا نمی کنی و درست مگر اینکه نزد ما اهل بیت هست از نزد ما بیرون میرود. ما یک آموزه هایی داریم تو دانشگاه های غربی خواندیم که اصلا تو قرآن و روایات نیست، یک چیزهایی آنها دارند که ما اصلا نداریم. تو اصلا قرآن را خواندی؟هیچ جا هیچ چیز حسابی نیست مگر اینکه ما داریم، امکان ندارد نداشته باشیم، معصوم منبع است، منبع که کوچکتر از مصرف کننده نمی شود، معصوم منبع علم خداست،- معادن الحکمة الله- قرآن منبع است نمی شود که یک بشری که پایین است روی زمین علمش از قرآن و اهل بیت بیشتر باشد محال است شدنی نیست، هر چی بگویید این جا هست ولی معجزه این است آنها می شینند یک کتاب می نویسند تا این را جا بیندازند برای ما معصوم می گوید که شما شیعیان مثل ما هستید فهمیده هستید ما یک قاعده کلی می دهیم - عَلینا اِلقائِ الاُصول- ما اصول را به شما می دهیم شما فروع را خودتان استخراج بکنید ما نفت را به شما میدهیم شما پتروشیمی کردنش با شما چون شما این عرضه را خدا بهتان داده به شیعیان، شما شیعیان ما هستید این توان را دارید - فی وصف المؤمن- چقدر قشنگ است ،چندتا کلمه است؟ چهارتا، معجزه به این میگویند شما یک دانشمند سراغ دارید که همه حرف را در چهار کلمه بگوید؟ چهارتا کلمه بگوید کل مهارت را به شما یاد بدهد- مَن صَداقَتُهُ کَثَرَةُ موافِقَتِهِ- کسی که دوستیش زیاد موافق بودنش است. پس شوهر داری چه جوری خوب است؟ زن داری چه جوری خووب است؟ شراکت چه جوری خوب است؟ مدیریت چه جوری خوب است؟ کار کردن، دوستی، تو محیط کار بودن،همسایگی چه جوری خوب است؟ کثرت موافقت، یک کسی که ده تا دستور مادرش میدهد با هشت تایش مخالفت میکند، خب این بچه عاقبت بخیر میشود ما بچه هایی داریم که خیلی چیزها را دوست ندارند، خیلی چیزها را شاید قبول نداشته باشند اما چون مادرش میگوید میگوید چشم، چون پدرش میگوید میگوید چشم، این عاقبت بخیر میشود این رستگار میشود ولی اونی که یک دفع پدرش را مادرش را می گذارد زیر پا، همسرش را به راهتی میگذارد زیر پا و ندید میگیرد کمالاتش را، به سختی می افتد خدایا به حق محمد و آل محمد به ما اخلاق نبوی و علوی عنایت بفرما والحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین