أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@
بحثمان دربارۀ زیارت اهل بیت بخصوص سیدالشهداء (علیه السّلام) بود، چند روایت را خواندیم که جدای از آثار معنوی به آثار مادی این قضیه و اساساً مسائل مادی زیارت پرداخته بود، یک روایت دیگر مانده که این را هم عرض بکنم، بعد به توضیحاتش بپردازیم.@فرمایشی هست از امام صادق (علیه السّلام) میفرماید: «مَنْ أَتَى قَبْرَ أَبِي عَبْدِ اللهِ (ع) فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللهِ (ص) وَ وَصَلَنَا» هر کس زیارت بکند قبر امام حسین (علیه السّلام) را صله ما را بجا آورده، در حق رسول خدا و ما نیکی کرده.@در واقع این از باب «أَنْفُسُكُمْ فِي النُّفُوسِ» که قبلاً هم دربارهاش البته خیلی قبلتر در موردش توضیح دادیم، که همانطور که جانهای معصومین (علیهم السّلام) در همه جانها هست جانهای خودشان هم در جانهای خودشان هست، و زیارت هر کدام از آنها معادل زیارت بقیه آنها است، کمااینکه در مورد اولیاءشان هم همینطور هست.@چطور در مورد حضرت عبدالعظیم (علیه السّلام) داریم «مَن زارَ عَبدالعَظیمِ الحَسَنی(ع) بِرِی کَمَن زارَ الحُسَین(ع) بِکَربَلا» هر کس عبدالعظیم را در ری زیارت بکند مثل این هست که حسین را در کربلا زیارت کرده است، که این رمز و رازهایی دارد، که مفصل توضیح دادیم، ولی باز ابعاد آن را به صورت کامل در همان فقرات «أَنْفُسُكُمْ فِي النُّفُوسِ» توضیح خواهیم داد.@ حضرت میفرماید اگر کسی ابی عبدالله را زیارت بکند «فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللهِ (ص) وَ وَصَلَنَا» هم صله ارحام و نیکی را نسبت به رسول خدا به جا آورده و هم صله ارحام و نیکی را نسبت به ما به جا آورده، یعنی هم رسول الله را خوشحال میکند، هم ما را خوشحال میکند.@شما در زیارت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) که وارد در حرم میشوید، این را میبینید که در تمام حرمها باید از همه ائمه اذن بگیریم، فرق نمیکند کدام حرم، از خدا، چهارده معصوم و ملائکة الله انسان اذن میگیرید و وارد حرم میشود.@اما در زیارت امیرالمؤمنین یک داستان خاصی هست، یعنی شما وقتی که به زیارت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) میروید در حرم که میایستید به امیرالمؤمنین سلام نمیکنید، در حرمهای دیگر شما اذن میگیرید، اما با خود مأذورتان سخن میگویید.@اما در حرم امیرالمؤمنین شما یک زیارت کامل نسبت به رسول الله بجا میآورید که این خیلی از اینطرف شورانگیز و حکمتانگیز و باشکوه است، و از یک طرف غمانگیز هست چون ما از زیارت قبر رسول الله محروم هستیم، و حتی اگر هم به مدینه مشرف بشویم اذن و اجازهای برای زیارتنامه خواندن نداریم.@چون این وهابیهای یهودی، و وهابیهای سلفی و وهابیهایی که در واقع صهیونیسم هستند، اینها اعتقادی به اینطور چیزها ندارند، و ریشه عقاید اسلامی را چه در مذهب شیعه و چه در مذاهب اهل سنّت میخواهند نابود بکنند قصدشان این هست و با آن مبارزه بکنند.@ خیلی شیرین هست که شما قبل از اینکه بخواهید یک زیارت و مغاذله عاشقانه را با امیرالمؤمنین آغاز بکنید اول با رسول خدا مفصل صحبت بکنید، و وقتی زیارت امیرالمؤمنین تمام شد به زیارت اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) میپردازید، همه اینها یک نفر هستند که شما دارید آنها را زیارت میکنید، این نکته خیلی جالب است و خوب است که ما در موردش فکر بکنیم وقتی که داریم زیارت میکنیم.@ پس امشب که شهادت امام مجتبی (علیه السّلام) هست دست ما به بقیع نمیرسد، آنهایی هم که در بقیع هستند واقعاً موفق به زیارت نیستند، هر جا که زیارت کردیم حضرت مجتبی (علیه السّلام) را هم یاد بکنیم، و از همین جا برای حضرت زیارتنامه بخوانیم، از راه دور، و هر زیارتی را هم که کردیم به ایشان میتوانیم اهدا بکنیم.@در ادامه میفرماید که «وَ حَرُمَتْ غِيبَتُهُ وَ حَرُمَ لَحْمُهُ عَلَى النَّارِ» غیبت زائر امام حسین حرام هست، یک کسی که زائر امام حسین هست حرام هست غیبتش را به جا بیاورید، غیبت برای مسلمانان حرام است، ولی میخواهد بگوید زائر امام حسین یک حرمت، یک نورانیت، یک پاکی خاصی دارد که تأکید میشود انسان پشت سر زائر امام حسین (علیه السّلام) سخن نگوید و غیبتش را نکند.@بعد میفرماید: «وَ حَرُمَ لَحْمُهُ عَلَى النَّارِ» گوشت این شخص به آتش حرام هست، اگر کسی بداند در زیارت امام حسین و معصومین (علیهم السّلام) چه اتفاقی برای روح انسان و قلب انسان میافتد ای را خوب درک بکند که چرا آتش جهنم برای زائر اهل بیت (علیهم السّلام) حرام هست.@ما همین تعبیر را در مورد امام رضا (علیه السّلام) هم داریم، که اگر کسی به زیارت امام رضا (علیه السّلام) برود بدنش بر آتش جهنم حرام میشود، این فهمش مهم است که چرا یک همچین اتفاقی میافتد.@اگر ما به این معرفت برسیم خیلی خوب هست، و متوجه خیلی از رمز و رازها میشویم، و مسئله زیارت را خیلی جدی میگیریم، و خیلی ساده از کنار مقوله زیارت رد نمیشویم، و نه از زائرین به راحتی عبور میکنیم متوجه میشویم که زائرین چقدر پیش خدا و ائمه حرمت دارند.@ما متأسفانه حجاب عادت باعث میشود که حرمت خیلی چیزها را رعایت نکنیم، از جمله حرمت مؤمنین را، اینکه میفرمایند «الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ» مؤمن حرمتش از کعبه بالاتر هست.@ برای ما خیلی وقتها یک امر عادی میشود، و راحت حرمت افراد را زیر پا میگذاریم، این خیلی خطرناک است، و تبعات وحشتناکی برای انسان دارد، که انسان به امور مقدس از جمله حرمت مؤمن و مؤمنین بیاحترامی بکند، حواسش به آنها نباشد.@ نکته در این زمینه که حرمت بالا هست، خود زائری که به زیارت میرود درجه بالایی از ایمان دارد، انسان باید حرمتش را رعایت بکند، در زیارتگاهها، خیلی وقتها در زیارت، کاروانهای حج، کاروانهای عمره، کاروانهای زیارتی، یا کربلا آدم میبیند، چون ما خودمان هم زائر هستیم، فکر میکنیم پس اجازه داریم هر طوری با دیگران برخورد بکنیم، در حالی که رعایت ادب زائر خیلی مهم است.@اینکه شما میبینید عزیزان عراقی، از ریز و درشتشان، بزرگ و کوچکشان برای زائر امام حسین آن مقامات و درجات را قائل هستند، همین چند وقت پیش دیدم دو تا پلیس زائر را آوردند از او خواهش کردند گفتند شما در چادر ما بیا، او را در چادر آوردند، خم شدند، اصلاً خوابیدند، پای زائر را میبوسیدند.@پلیسهای عراق این حرمت را به خودشان واجب میدانستند که رعایت کنند، این را شما به طرز عجیب و گسترده در مردم عراق میبینید که برایشان زائر یک حرمت دیگری دارد، این اخلاق را ما باید داشته باشیم، برای همه زائرین، زائر امام حسین، زائر امام رضا، و همه زائرین، و ما هم نسبت به عزیزان عراقی یا همه عزیزانی که از جاهای دیگر میآیند زائر امام رضا میشوند بدانیم که یک حرمت فوقالعاده دارد.@ ولی متأسفانه ما خیلی عادی رفتار میکنیم با زائرین امام رضا (علیه السّلام) و یا زائرین سایر ائمه، این بیادبی است، این گستاخی است، این قساوت قلب است، برای ما هم دردسر میسازد، یعنی برای ما حجاب درست میکند، یک کسی که این حرمت را رعایت نکند.@من چند بار دیدم در فرودگاه توسط مأموران فرودگاه این را با چشم خودم دیدم، که با زائرین عراقی که آمدند به مشهد برای زیارت امام رضا (علیه السّلام) خیلی بد برخورد میکنند، کارمندهای فرودگاه، بارها این اتفاق افتاده خیلی متأثر شدم، چه موقع کارت پرواز دادن، و چه در خود هواپیما و یا مراحل دیگر.@اصلاً دقت نمیکنند که این شخص از عراق آمده و مؤمن هست، و حرمتی دارد، و حالا آمده به زیارت امام رضا (علیه السّلام) زائر امام رضا است، یک احترام فوقالعاده، یک اهمیت فوقالعاده دارد، اینکه حضرت میفرماید «حَرُمَتْ غِيبَتُهُ وَ حَرُمَ لَحْمُهُ عَلَى النَّارِ» این نشان میدهد که ما باید یک حرمت ویژهای برای زائر قائل بشویم.@حالا الان هم که میرویم زیارت عبدالعظیم (علیه السّلام) باز هم همینطور میبینید که ما حواسمان نیست این جمعیتی که اینجا هستند چقدر قیمتی هستند، فقط میگوییم کاری نکردم من هم زیارت آمدم.@این خودشیفتگی ما اینکه مشغول خودمان، عبادت خودمان، کمالات خودمان میشویم، باعث میشود آنطور که باید نسبت به دیگران احترام قائل نیستیم، حرمت قائل نیستیم، اگر یک نفر در درون خودش به مقام فرزندی اهل بیت رسید، ما فرزند اهل بیت زاده شدیم، ما از جنس اهل بیت هستیم، اما (منّا اهل البیت) شدن یک داستان دیگری است که حضرت فرمود «السلمان منّا اهل البیت، ابوذر منّا اهل البیت» در مورد اصحابشان ائمه دارند.@بارها من دیدم شاید نزدیک به ده مورد از اصحاب ائمه من دیدم که حضرات فرمودند (منّا اهل البیت) اینها از ما اهل بیت هستند، محرم شدن یک داستان دیگر است، در خانه یک زندگی عادی و پدر و مادر زمینی هم، خیلی از افراد هستند که با پدر و مادرشان زندگی میکنند، اما از پدر و مادر نیستند.@یعنی محرم پدر و مادر نیستند، یا خیلی وقتها هستند پدر و مادرها از فرزند نیستند، محرم فرزند نیستند، از جنس فرزند نیستند، فرزند مؤمن است پدر و مادر فاسق هستند، گاهی وقتها پدر و مادر مؤمن هستند، فرزند با اینها سازگاری ندارد، گاهی وقتها خواهر و برادر با هم سازگاری ندارند، از هم شدن یک چیز دیگر است.@داستان محرمیت با امام زمان، داستان از امام زمان شدن، داستان رفاقت و دوستی و پیوند داشتند با امام زمان و با ائمه، از آنها شدن، مال آنها شدن، همخانه آنها شدن، یک چیز دیگر است، این است که ما باید در سلوک زحمت بکشیم به آن برسیم، یعنی اینقدر قرب پیدا بکنیم، که ائمه بگویند این مال ما است، این از خود ما است، این خودمانی است، این خودمانی بودن خیلی مهم است.@حجاب خودمانی شدن در کجا است؟ چرا ما با امام زمان، با اهل بیت خودمانی نمیشویم؟ از طرف آنها که وجود ندارد، از طرف آنها رحمت و آغوش باز هست، حجاب خودمانی شدن در خود ما است، ما متأسفانه خودمان را از آنها نمیدانیم، چرا ممکن است خاضعانه حرفهایی بزنیم، یا حتی بگوییم ما غلام شما هستیم، شما ارباب ما هستید، ما سگ شما هستیم از این تواضعهای اینطوری بکنیم.@اما از آنها دانستن خود را یک شخصیت برای انسان میآورد، یعنی یک آدمی که خودش را از اهل بیت میداند یک آدم باشخصیتی هست، یک آدمی هست که با وجود آنها وقتی من خودم را از خاندان اهل بیت دانستم سبک زندگیم، نوع احساساتم، نوع غنای ذاتی که دارم خیلی فرق میکند، غنای روحی که پیدا میکنم خیلی فرق دارد.@نمیشود انسان خودش را از اهل بیت بداند، محرم اهل بیت باشد بعد احساس بیکسی و تنهایی و بدبختی به او دست بدهد، منّا اهل البیت شدن یک داستان دیگری است، شما چطور الان پدر و مادرتان را از خودتان میدانید، اگر یک کسی بیاید به پدر و مادر شما احتیاج بگذارد شما از او تشکر ویژه میکنید.@به عیادت پدر و مادر شما بیاید، در مجلس پدر و مادر شما شرکت بکند، اگر به رحمت خدا رفتند، چطور انسان احترام میگذارد، فلانی به برادر من سر زد، فلانی به خواهر من سر زد، فلانی برای مجلس مادر من آمد، فلانی به پدر من محبت کرد، چطور ما برایش یک احترام ویژه قائل هستیم، برای کسی که به این زیارت میآید، یا برای کسی که به زیارت خودمان میآید یک حرمت ویژه قائل هستیم.@چون ما با خودمان محرم هستیم، یا خانواده زمینیمان یک همچین سنخیتی داریم، اما اینکه یک کسی بیاید زیارت رحم من، اصل من، و ریشه من امام رضا، الان ما عادت کردیم به این جمعیتها متوجه نیستیم، اینکه میگویند امام رضا غریب است، حضرت میفرماید امام رضا را زیارت نمیکند، مگر اقل بعد میفرماید: «ثُمَّ الاَقَل» کمتر و کمترین آدمها به زیارت امام رضا میروند.@یک زمانی قبر امام رضا اصلاً زائر نداشته اینقدر غریب بوده، مثل قبر سیدالشهدا، مثل قبر امیرالمؤمنین، مثل قبر الان ائمه بقیع، کسی زیارت آنها نمیرفته، رغبتی نداشتند، توانی نداشتند بروند، حالا اگر یک کسی در این غربت بلند بشود برود چقدر عزیز است، ما چقدر برایش ارزش قائل هستیم.@یا خود شما یک جا خیلی غریب باشی یک جایی تنها باشی هیچ کس به شما محل نگذارد، یک نفر بیاید به شما سر بزند چقدر برای او احترام قائل هستی، ما باید برای اهل بیت (علیهم السّلام) بیشتر از جان خودمان، روح خودمان، نفس خودمان، خانواده خودمان قیمت قائل باشیم.@نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود به خدا ایمان نیاورده کسی مگر اینکه من را بیشتر از خودش و خاندانش دوست داشته باشد و عترت من را بیشتر از خودش و خاندان خودش و خانواده خودش دوست داشته باشد این ایمان میشود.@حالا الان برای من وقتی که دارم به سمت زیارت حضرت عبدالعظیم این خودشیفتگی نمیگذارد من حواسم به بقیه زائران باشد، میخواهم در صف از آنها جلو بزنم، حواسم نیست دارم چکار میکنم، میخواهم از زائران بالاتر باشم، بهتر باشم، امکانات بیشتری داشته باشم، این برای قلب ما خیلی خطر دارد.@حواست باشد شما داری به این زیارت میروی، اما این زائران همه دارند زیارت عزیز تو میروند، تو اگر خودت را از اهل بیت، از اباالفضل، از امام حسین، از حضرت عبدالعظیم بدانی، یک طور دیگر با یک چشم دیگر به زائر نگاه میکند، میگوید همه اینها عزیز هستند، آمدند به زیارت عزیز تنها و غریب من آمدند، و خودت را مهماندار میدانی در حرم، نه مهمان، خودت را میزبان در حرم میدانی، نه مهمان، توقعت هم فرق میکند.@اگر یک کسی خودش را در حرم اهل بیت (علیهم السّلام)، در حرم امامزادهها، در مساجد، در حسینیهها، هر جا، هر حسینیهای، هر جایی خودش را میزبان دانست این یواش یواش رمز محرمیت را فهمیده، رمز (منّا اهل البیت) را فهمیده.@وقتی در حسینیهای وارد شده، حالا حسینیه به ما چه، من اینجا مهمان هستم، اینقدر هم پول دادم رزرو کردم، نه میبیند حسینیه کثیف است، از خانه خودش حسینیه واجبتر است، مسجد از خانه خودش مهمتر است، حرمتش بالاتر است، چون اینجا خانه من است، خانه من یعنی خانه من انسان، نه خانه من زن و یا خانه من مرد، وقتی من خودم را زن یا مرد دانستم دیگر برای مسجد خیلی احترام و حرمتی قائل نیستم، مگر خیلی رسمی اما قلبی یک داستان دیگر است.@اگر من فهمیدم از اهل بیت هستم، شما چطور میروید روبروی حضرت عبدالعظیم میایستید میگویید «عَرَّفَ اللهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّةِ»، چطور میروی به حضرت معصومه میگویی «عَرَّفَ اللهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّةِ» خدا من و شما را در بهشت به هم معرفی بکند، این اوج یک رفاقت است، اوج یک صمیمیت است.@پس اگر تو حرم حضرت معصومه، خود حضرت معصومه برای تو یک شخصیت مهم در زندگی و قلبت هست، یک جایی واقعاً در قلبت دارد، و اهل بیت (علیهم السّلام) یک جایی دارند، پس نوع روابطت و احترامت باید طور دیگری باشد.@آدم به یک سادات بر میخورد یک طور دیگر است، یعنی وقتی میفهمد آدم (منّا اهل البیت) که بشود به یک سادات بربخورد یک حرمت دیگری برای سادات قائل هست، به عشق رسول الله یک احترام دیگری برای آنها قائل هست، حالا از سادات بگیرید به آن سمت بروید.@پس این مسئله حرمت خیلی مهم است، نگو من هم مثل اینها پیاده آمدم، من هم مثل اینها مسیر طی کردم، من هم مثل اینها بلیط گرفتم، من هم مثل اینها پول دادم، تو وقتی اینطوری میگویی معلوم است خودت را مهمان میدانی، تا خودت را مهمان اهل بیت میدانی از اهل بیت نیستی.@دوستت دارند، دوستشان داری، مسئله بالاتر را من دارم عرض میکنم، دارم یک در بزرگتری را به روی شما باز میکنم و نشان میدهم، (منّا اهل البیت) شدن یک داستان دیگر است، تو باید همیشه اهل بیت را از خودت بدانی، بخشی از وجودت و بخش اصلی وجودت، آن موقع هست که تو وقتی که این حس به تو دست داد در مورد امام زمان به یک انتظار واقعی میرسی.@یعنی تازه حقیقی میشوی، اینکه بیایید سر کلاس ما به شما فوت کنیم، باد بزنیم، تذکر بدهیم، بعد شما بگویید راست میگوید ما باید یک کاری بکنیم، یک فکری بکنیم، ما هم یک حرکتی بکنیم، ما هم یک خرجی بکنیم، ما هم یک قدیم برداریم، ما هم یک وقتی بگذاریم.@بعد چند روز کلاس نمیآیید، سرد میشوید، دوباره قضیه عادی است، دوباره چند ماه دیگر میآیید میبینید داریم در مورد امام زمان و ضرورتش و تنهاییش و غربتش و آوارگیش حرف میزنیم، این یعنی اینکه این جزئی از وجود من نیست، آتشی در من نیست، یک کسی باید این آتش را ایجاد بکند، داغی در من نیست، اگر آتش در خود من باشد اصلاً نیاز نیست کسی این را شعلهور بکند، شعلهور هست.@کسی میخواهد کمک امام زمان بیاید بیاید، نمیآید خودم هستم، امام زمان مال من هست یا نه، پدر من هست یا نه، امام من هست یا نه، هر کس خواست بیاید، بیاید، نخواست نیاید، به من چه بقیه میآیند یا نمیآیند.@من یک عشقی به حضرت دارم یک دلی در غم حضرت دارم، یک سوزشی در غربت و اضطرار حضرت دارم که شب و روز ندارم، نمیتوانم آرام بشوم، و اساساً نمیتوانم کارهای زندگیم را غیر از این طریق تنظیم بکنم، من با این مسئله تنظیم میکنم.@اینکه من بروم برای خودم هزار و یک جور نقشه در زندگی بریزم و در زندگی تدبیر داشته باشم برای خودم، بدون امام زمان، بدون اهل بیت، این ما را (منّا اهل البیت) نمیکند، چون اهل بیت یک وسیله هستند، بله به آنها خدمت میکنید، زیارتشان میروید، بالاخره آنها هم نمکگیر میشوند میخواهند لطف شما را جبران بکنند، جبران میکنند.@اما این داستان شدن نیست، انسان بالا بیاید به یک جایی برسد که داغ اهل بیت در وجودش باشد، سوز اهل بیت در وجودش باشد؛ دیشب خدمت یکی از بزرگان بودیم، ایشان با یکی از اولیاء الهی خیلی مأنوس بود، خدا رحمتش کند، بعد به او گفتم که من این ولی خدا را نزدیک بود ببینم، با یکی از اولیاء خدا قرار گذاشتیم که برویم خدمت ایشان، این بنده خدا مریض شد و به رحمت خدا رفت، ما دیگر به این ولی خدا وصل نشدیم.@به او گفتم من او را ندیدم دلتنگش هستم، یک موقعی حسرت میخورم که چرا من او را ندیدم، یک موقعی دلم برایش تنگ میشود، شما که با او یک عمر زندگی کردی چه میکشی، گریه کرد، ایشان الان حدود شاید 70 سالش هست، گریه کرد، گفت گاهی وقتها از ندیدنش و نبودنش اینقدر احساس غربت به من دست میدهد که حد ندارد.@میگوید میخواهم خفه بشوم، آدم یک کسی را که همه چیزش بوده، یک ولی خدایی که همه چیزش بوده با او زندگی میکرده حالا نیست، آنطرف رفته، خیلی سخت است، میگفت یک روزی که خیلی بیتاب شدم و احساس غربت داشت خفهام میکرد، و دستش را روی گلویش برد گفت اینجایم گرفته بود داشتم از دلتنگی میمردم، از خفگی، از احساس غربت در این دنیا بدون این ولی خدا.@گفت ناگهان دیدم آقا امام زمان (علیه السّلام) روی تپهای ایستاده من هم پشت سرش هستم، حضرت پشتش به من بود، گفت من رفتم دو سه قدمی آقا اینطوری آقا از پشت به من نگاه کرد، فرمود من غریب هستم، گفت یکطوری این را گفت که بعد از این مدت من دیگر خجالت کشیدم احساس غربت در دنیا بعد از ایشان بکنم، یعنی بگویم من هم غربت دارم.@ آقا فرمود من غریب هستم، خیلی غریب هستم، خیلی خیلی غریب هستم، امام زمان هم همینطور هست، گفت بعد از اینکه امام این را به من گفت، حال من اینقدر خراب شد که اصلاً خجالت کشیدم من در فراغ آن بنده خدا غربت دارم، امام زمان این همه غریبی دارد، این همه سختی دارد، این همه فشار روی قلبش هست.@ (منّا اهل البیت) یعنی تو بخشی از فشار حضرت را در جان خودت بخری، شریک غم حضرت شدن کار هر آدمی نیست، یعنی وقتی حضرت به یک کسی نگاه بکند میبیند این واقعاً دارد بخشی از غمهای حضرت را برمیدارد خیلی مبارک است.@ ما شریک غم حضرت نیستیم، خودمان هم جزء غصههای حضرت هستیم. خودمان هم یکی از مصیبتهای حضرت هستیم، یکی از غصههای حضرت هستیم، اینکه انسان غم حضرت را بردارد، و حضرت بخشی از بارش به دوشش باشد یک داستان دیگر است.@اگر کسی غم حضرت را بخورد (منّا اهل البیت) باشد، غمهای حضرت همه وجودش را میگیرد واقعاً در سبک زندگیش، در وقتگذاریهایش، در نوع زندگی این آدم تأثیر دارد، در غمهایش، در مصیبتهایش، در شادیهایش، در قیمتگذاریها، و در آرزوهای این آدم اثر دارد، پس این حرمت را دقت بکنیم.@بعد فرمود در مقابل هر یک درهمی که انفاق کرده خداند ده هزار شهر که کتابش مضبوط و معلوم هست را به او عطا میفرماید، رحمت خدا را دقت کنید، تعجب نکنید یک موقعی خدای نکرده با ناباوری این خیلی خطرناک است.@خدا میگوید برای هر درهمی که این خرج میکند برای زیارت امام حسین ده هزار تا شهر خدا به او میدهد، این وقتی میگوید ده هزار تا شهر شما باید سریع در انسانشناسی بروی، انسان کیست، یعنی نفس انسان چقدر میتواند وسعت داشته باشد که حاکمیت دارد و سلطنت دارد بر ده هزار شهر، و باز این ده هزار شهر برایش خیلی کوچک است.@در قالب این روایت باید خودت را بشناسی، امام دارد به تو یک درسی میدهد که تو چقدر سعۀ وجودی پیدا میکنی، این روایت خیلی حرف دارد، ما باید یک مقدار روی روایات دقت کنیم، راحت از کنارش رد نشویم.@1ـ اینکه انسان چقدر سعه وجودی دارد که برای هر درهمش ده هزار شهر خدا به او میدهد و باز برای انسان خیلی کوچک است، و یکی اینکه انسان با زیارت امام حسین چقدر وسعت نفس پیدا میکند، چقدر سعه وجودی پیدا میکند، چقدر سلطنت آخرتی انسان با زیارت امام حسین پیدا میکند.@و اینکه خودت را برای دو متر زمین و پنج متر زمین و صد متر زمین و دویست متر زمین جهنمی نکنی، خودت را برای مُلک دنیا جهنمی نکنی، سر ارث و میراث و سر زمین و سر خیلی چیزهای دیگر جهنم درست نکنی، سر دنیا جهنم درست نکنی.@اینکه پیغمبر فرمود: «مَنْ بَكَى عَلَى الدُّنْيَا دَخَلَ النَّارَ» برای همین است، هر کس به دنیا گریه بکند جهنمی میشود، برای همین است، چون این آدم کوچک است، یک کسی که برای دنیا غصه میخورد یعنی خیلی کوچک و جهنمی است، «دَخَلَ النَّارَ» یعنی جایی که در آن شکنجه و تنهایی و غربت هست، جایی که در آن تنگی هست.@آدمی که سر مسائل مادی روحش گرفته میشود، انقباض دارد، بسته میشود، بخل دارد، برای خرج کردن خساست دارد، برای زن و بچهاش، برای ائمه، برای خانواده آسمانیش، حتی برای اهل دنیا نمیتواند خرج بکند، این فشار قبر زیادی دارد، آدم خسیس و بخیل بدترین فشار قبرها را دارد.@آدمی که انقباضی است بدترین فشار قبر را دارد، آدمهای ایرادگیر، سرزنشکن، آدمهایی که از جمال هزاران خوبی فقط میروند سراغ بدیهای یک چیز، ضعفهای یک چیز را میبینند، اینها فشار قبر دارند، اینها گرفتاری دارد، چون نفسش کوچک است، خیلی تنگ است.@با خوشیهای، با زیباییها، با قشنگیها، با خوبیها نمیتواند کنار بیاید، همسرش، بچهاش هزار تا خوبی دارد نمیتواند با اینها زندگی بکند و از اینها لذت ببرد، میرود سراغ دو تا دانه ضعف، بیتاب و بیقرار میشود.@دنیا هزاران قشنگی دارد نمیبیند و تلخیهایش را میبیند، خدا بینهایت نعمت به او داده کور است و فقط بعضی از ضعفها و مریضیها و مشکلات را میبیند، و با این میخواهد دنیا و خدا و دین را قضاوت بکند.@یک زیارت کردی ده هزار شهر به تو میدهند، حواست باشد این یعنی چی، خیلی حرف دارد برای نفس تو و خودشناسی تو، بفهم آخرت کجاست، آخرت چطور جایی است، وقتی میگوییم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیا است، بفهم شما وقتی که از اینجا میروی وارد چه فضای بینهایتی میشوی و بهشت تو چقدر وسیع است.@فرمود بهشت هر مؤمن به اندازه همه آسمانها و زمین است، در یک جایی که همه آسمانها و زمین مال یک نفر است، ده هزار شهر یعنی هیچی برای نفس انسان؛ و به دنبال آن حوائج و نیازمندیهایش را روا میفرماید، و آنچه را که از خود باقی گذارد خداوند حافظ آن است.@یعنی زن و بچهات، همسرت، مالت، نگرانشان نباش، و از خداوند چیزی درخواست نمیکند مگر آنکه خداوند اجابتش بفرماید، یا سریع یا با تأخیر آن را برآورده مینماید، میگوید خداوند حتماً دعایش را میپذیرد ممکن است الان به او بدهد، ممکن است بعداً به او بدهد، ولی دعایش حتماً مستجاب است، این آثار زیارت هست.@همه اینها را ما باید دقت کنیم چرا خدا دارد این همه هزینه میکند، این سؤال مهم است، چرا خدا دارد اینقدر هزینه میکند؟ برای چی یک زیارت اینقدر عظمت دارد؟ این معرفت خیلی مهم است، که این همه ثواب را خدا برای چی داده، که ما این را در کتاب اربعین حماسه ظهور مفصل توضیح دادیم.@مهم است که آدم وقتی کربلا میرود، کور و کر نرود، با معرفت کربلا برود، بداند اگر من دارم میروم وارد حرم حضرت عبدالعظیم میشوم داستان چیست، و اساساً ماجرای این حرم رفتن چیست، نگوید یک آقایی اینجا هست آدم خوبی است، بابالحوائج است پیش خدا آبرومند است، برویم حاجتمان را از او بگیریم، حیوانی نگاه نکنیم، کوچک نگاه نکنیم، متوجه باشیم که زیارت یعنی چی روی این خیلی فکر بکنیم.@اگر روی این فکر کردیم که چرا خدا برای زیارت امام حسین (علیه السّلام) این همه ریخت و پاش کرده آن موقع هست که شما به درجهای میرسی، اگر این را قلبت فهمید و باور کرد، مطمئن باش اگر من دروغ بگویم، یا حتی زیادهروی بکنم، مبالغه بکنم، خدا من را لعنت بکند، مطمئن باش اگر این را فهمیدی حتماً موقع مردن با معصوم و هم درجه با معصوم محشور میشوی.@اگر این را آدم فهمید، با همه گوشت و پوست و خونش که خدا برای چی این همه ریخت و پاش برای امام حسین کرده، این را رویش کار بکنید، رویش فکر بکنید، مورد خیلی مهمی است، اگر کسی به این برسد یک سلوک خوب کرده، یک رشد خیلی خوب کرده.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@